﻿WEBVTT

00:01:00.210 --> 00:01:03.691
‫«بچهٔ جایگزین»
‫« فصل یک - قسمت هفتم »

00:01:03.715 --> 00:01:10.715
<font color=#FFFF00>..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:10.739 --> 00:01:17.739
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:01:18.787 --> 00:01:22.040
‫توی آمریکا، ما تاریخ رو با پاک کردنش...

00:01:23.876 --> 00:01:25.043
‫بازنویسی می‌کنیم.

00:01:34.344 --> 00:01:37.306
‫چیکار می‌کنی؟ وایسا! جندهٔ روانی.

00:01:37.306 --> 00:01:38.724
‫تو رو باید زندونی کنن!

00:01:39.725 --> 00:01:41.268
‫چیکار می‌کنی؟

00:01:42.144 --> 00:01:43.979
‫تو رو باید حبس کنن، عوضی!

00:01:43.979 --> 00:01:46.023
‫ولم کن! خواهش می‌کنم.

00:01:46.690 --> 00:01:48.108
‫بفرما، عزیزم.

00:01:48.108 --> 00:01:50.027
‫«آپولو هستم، پیام بذارین.»

00:01:50.027 --> 00:01:52.070
‫الان سه روزه که دارم بهت زنگ می‌زنم.

00:01:52.946 --> 00:01:56.283
‫نمی‌دونم کجایی، آپولو.
‫نمی‌دونم کجایی.

00:02:07.208 --> 00:02:10.317
‫دریا مردم رو با خودش به نیویورک میاره.

00:02:12.049 --> 00:02:15.469
‫هتل اِلک الان صد ساله که توی این کاسبیه.

00:02:15.494 --> 00:02:16.654
‫[هتل اِلک]

00:02:16.678 --> 00:02:19.681
‫برای خدمت به مهاجرهای
‫مسافرِ جزیرهٔ الیس بنا شده.

00:02:21.183 --> 00:02:25.738
‫اومدم اینجا تا یه قراری رو فسخ کنم.

00:02:29.483 --> 00:02:32.860
‫صد سال به نوبهٔ خودش
‫یه داستانِ موفق آمریکاییه،

00:02:34.029 --> 00:02:37.449
‫با توجه به اینکه اینجا
‫آشغال‌ترین هتل دنیاست.

00:02:37.449 --> 00:02:39.201
‫...سمفونی موتزارت کشف شد.

00:02:39.201 --> 00:02:42.538
‫این نسخه در کتابخانه ایالتی باواریا پیدا شد،

00:02:42.538 --> 00:02:46.834
‫گفته می‌شه تمامی نُت‌های سمفونی
‫توسط پدر موتزارت دست‌نویس شده...

00:02:46.834 --> 00:02:49.211
‫تا هزینه‌های چاپِ متن پس‌انداز بشه.

00:02:50.420 --> 00:02:54.258
‫این سمفونی جدید در تاریخ ۱۷ مه برای عموم...

00:02:54.258 --> 00:02:58.011
‫- در کنسرتی در باواریا اجرا خواهد شد.
‫- ببین چه بلایی سرت آورده!

00:02:59.012 --> 00:03:01.598
‫محقق‌های خارجی همچنان
‫سعی دارن تا صحت و سقم...

00:03:01.598 --> 00:03:03.684
‫اسناد و مدارک رو مشخص کنن.

00:03:03.684 --> 00:03:05.644
‫هرچند، یکی از سخنگویان کتابخونه...

00:03:05.644 --> 00:03:07.062
‫یادم میاد.

00:03:07.062 --> 00:03:08.230
‫چه مدت؟

00:03:08.814 --> 00:03:10.440
‫همه‌ش رو یادم میاد.

00:03:10.440 --> 00:03:12.985
‫- گفتی چه مدت؟
‫- اتاق ۲۰۵ رو می‌خوام.

00:03:12.985 --> 00:03:14.486
‫نه. یه نگاه به نرخ اجاره بنداز.

00:03:15.291 --> 00:03:17.327
‫[هتل الک - دو ساعت ۲۵ دلار،
‫سه ساعت ۳۵ دلار، پنچ ساعت ۵۵ دلار]

00:03:17.948 --> 00:03:19.199
‫کل شب رو می‌مونم.

00:03:19.199 --> 00:03:21.660
‫- کل شب؟
‫- لستر خسته بود.

00:03:22.342 --> 00:03:24.428
‫بیست سال بود که پشت این میز کار می‌کرد.

00:03:25.247 --> 00:03:29.126
‫کارش تشخیص اعضای
‫گروه‌های تبهکار و قاتلین...

00:03:29.126 --> 00:03:32.880
‫با روسپی‌ها، دلال‌های مواد،
‫مشتری‌ها یا جاکش‌ها بود.

00:03:32.880 --> 00:03:36.341
‫اون از همین در مشغول به
‫تماشای جنگِ بین گروه‌ها شد.

00:03:36.454 --> 00:03:40.725
‫نوجوون‌ها، حتی نوزادها، بی‌دلیل
‫توی پیاده‌روها کشته می‌شدن.

00:03:40.750 --> 00:03:41.668
‫چه مدت؟

00:03:41.693 --> 00:03:45.017
‫اولش بیرون می‌رفت و میله‌ها رو تمیز می‌کرد.

00:03:45.178 --> 00:03:47.826
‫ولی الان انقدر دست نخورده بود
‫که کاملاً زنگ زده بود.

00:03:48.564 --> 00:03:49.835
‫۷۵ دلار.

00:03:50.564 --> 00:03:53.515
‫به اعضای گروه‌های تبهکاری اتاقی داده نمی‌شد.

00:03:53.901 --> 00:03:55.694
‫موقع خروج رسید رو بهت می‌دیم.

00:03:55.694 --> 00:03:57.154
‫ولی بقیه قدم‌شون روی چشم بود.

00:03:58.947 --> 00:04:01.867
‫البته همیشه قدرت تشخیصش خوب نبود.

00:04:03.084 --> 00:04:05.561
‫مثل اون وقتی که یه زنِ ترنس رو دار زدن،

00:04:05.586 --> 00:04:08.339
‫زیر تخت با لباس طلایی پولک‌دار جا دادنش،

00:04:08.457 --> 00:04:11.210
‫و تا دو هفته کسی اون رو پیدا نکرد.

00:04:12.008 --> 00:04:14.379
‫- چند نفرین؟
‫- فقط خودم‌ام.

00:04:14.379 --> 00:04:15.589
‫تنهایی، هان؟

00:04:16.298 --> 00:04:19.259
‫کسی اون رو نمی‌شناخت،
‫ناشناس دفن شد.

00:04:20.052 --> 00:04:21.386
‫تنهام.

00:04:23.180 --> 00:04:25.318
‫صد ساله اسامی رو توی اون دفتر می‌نویسیم.

00:04:35.234 --> 00:04:36.318
‫قراره توفان بشه.

00:04:39.655 --> 00:04:40.781
‫بله، درسته.

00:04:54.503 --> 00:04:57.256
‫خیلی عذر می‌خوام. وقتی یه خانم
‫اومد باید خودت رو تکون بدی.

00:04:59.383 --> 00:05:01.746
‫ما مثل یه نمایش به رویاهامون نقش می‌دیم.

00:05:02.469 --> 00:05:07.015
‫چه کسی توی هر نقش قرار می‌گیره
‫تا از این ناآگاهی به آگاهی برسیم؟

00:05:17.234 --> 00:05:18.819
‫چه کسی هر نقش رو بازی می‌کنی؟

00:05:19.570 --> 00:05:20.571
‫و چرا؟

00:05:22.656 --> 00:05:26.743
‫هی! دست نزنی! واگیر داره.

00:05:48.182 --> 00:05:50.601
‫لیلیان به بخشش آپولو نیازی نداشت.

00:05:51.181 --> 00:05:53.162
‫اون باید خودش رو می‌بخشید.

00:05:55.230 --> 00:05:57.598
‫و چیزی که می‌خواست پشت همین در بود.

00:06:07.242 --> 00:06:10.037
‫سال ۱۹۸۱ سال خونینی توی نیویورک بود.

00:06:17.419 --> 00:06:20.047
‫حتی لیلیان هم از خشونتِ
‫اون زمان جون سالم به در نبرد.

00:06:28.472 --> 00:06:30.307
‫اون روز یه چیزی دید.

00:06:30.307 --> 00:06:31.225
‫نه، بابایی!

00:06:31.225 --> 00:06:32.935
‫چیزی که هرگز از ذهنش پاک نشد.

00:06:32.935 --> 00:06:35.354
‫بابایی! نه!

00:06:43.946 --> 00:06:46.150
‫و یه‌بارِ دیگه اون رو عوض کرد.

00:06:48.158 --> 00:06:53.080
‫من می‌دونم چیکار کردی،
‫لیلیان. من می‌دونم!

00:06:53.872 --> 00:06:56.078
‫واقعاً می‌خوای منو توی کف بذاری، هان؟

00:06:57.376 --> 00:07:00.712
‫آره، واقعاً منو دیوونه می‌کنی، می‌دونی؟

00:07:01.630 --> 00:07:03.882
‫آره، عزیزم. آره.

00:07:06.593 --> 00:07:07.970
‫می‌بینمت.

00:07:10.597 --> 00:07:15.724
‫اون قبلاً اینجا بود. اون شب،
‫اون شبِ وحشتناکِ قدیمی.

00:07:16.603 --> 00:07:20.067
‫این اتاق رازی رو توی دلش داشت که
‫اون قسم خورده بود هرگز فاش نکنه.

00:07:24.111 --> 00:07:28.907
‫ولی راز برای فاش شدنه،
‫و تقاصش هم پس داده می‌شه.

00:07:33.408 --> 00:07:34.816
‫[هتل الک]

00:07:35.664 --> 00:07:37.711
‫اون جعبه رو پدرت فرستاده.

00:07:38.250 --> 00:07:39.782
‫یکی اون رو جلوی در گذاشته بود.

00:07:57.476 --> 00:07:59.580
‫[وقتی به چیزی که از درکش
‫عاجزی ایمان میاری، زجر می‌کشی]

00:07:59.605 --> 00:08:01.607
‫خب، یه چیز دیگه بگو.

00:08:01.962 --> 00:08:03.317
‫چی می‌خوای بگم؟

00:08:03.317 --> 00:08:05.652
‫تا وقتی همه‌چی رو ندونی هیچی نمی‌دونی.

00:08:05.652 --> 00:08:07.677
‫پس، هرچی می‌خوای بگو.

00:08:07.702 --> 00:08:09.574
‫[وقتی که این رو می‌خونی، من دیگه رفتم.]

00:08:10.608 --> 00:08:13.692
‫اتفاقی که براش افتاد غیرقابل تصور بود.

00:08:37.267 --> 00:08:38.391
‫حالا چی، لیلیان؟

00:08:38.532 --> 00:08:41.063
‫حالا چی، لیلیان؟ بعدش چی؟

00:08:42.188 --> 00:08:44.816
‫داستانت رو برام تعریف کن
‫تا بهت بگم کی هستی.

00:08:53.116 --> 00:08:55.766
‫این آخرین باری نخواهد بود که یه
‫مردِ رو به موت رو در آغوش می‌گیره.

00:08:56.203 --> 00:09:00.123
‫اگه روی اعداد حساسین،
‫پس این یکی از سه‌تاست.

00:09:01.416 --> 00:09:03.669
‫یه پس‌لرزه‌ای که به لرزش منتهی می‌شه.

00:09:04.253 --> 00:09:06.727
‫یکی میره و آزاد می‌شه،

00:09:07.047 --> 00:09:10.676
‫یه لرزش توی خانواده و زمین ایجاد می‌کنه.

00:09:11.718 --> 00:09:14.304
‫ولی بهای آزادی چیه؟

00:09:14.888 --> 00:09:19.351
‫آیا اون مسئول تمام اتفاقات بود،
‫وقتی که به اوگاندا رفت؟

00:09:20.143 --> 00:09:21.895
‫آیا اگه موندگار می‌شد...

00:09:21.895 --> 00:09:24.648
‫می‌تونست سرنوشت خانواده‌ش رو عوض کنه؟

00:09:26.316 --> 00:09:27.853
‫ولی اون رفته بود.

00:09:28.402 --> 00:09:31.738
‫و بعد، وقتی قصاب قدرت رو از اوبوته سلب کرد،
‫(قصاب لقب «عیدی امین»)

00:09:31.738 --> 00:09:34.449
‫مردم خودش رو قتل‌عام کرد.

00:09:34.449 --> 00:09:38.662
‫- ...اون‌ها باید بمیرن.
‫- حالا همه‌شون رفتن. همه‌شون.

00:09:39.365 --> 00:09:42.021
‫چه خدایی باعث عذاب
‫این‌چنینیِ مردمش می‌شه؟

00:09:42.083 --> 00:09:46.196
‫چه خدایی اون رو تا اینجا
‫برمی‌گردونه تا نابودش کنه؟

00:09:53.552 --> 00:09:55.283
‫اون خدا، خدای من نیست.

00:10:00.475 --> 00:10:01.602
‫آرتور.

00:10:50.526 --> 00:10:53.153
‫لیلیان خیلی وقته که می‌دونست...

00:10:53.153 --> 00:10:56.782
‫چیزهای واقعی‌تری از شاه شاهان اینجا بود.

00:11:16.969 --> 00:11:18.762
‫اون امید رو به‌یاد داره.

00:11:18.762 --> 00:11:22.724
‫امیدِ غیرقابل کنترلی که توی
‫آمریکا همه‌چیز ممکنه فرق کنه.

00:11:23.433 --> 00:11:27.271
‫نیویورک باعث شد شکوفا بشه،
‫و نور امید بهش تابید.

00:11:27.271 --> 00:11:29.427
‫حالا جایی برای رویاهاش پیدا کرده بود.

00:11:29.940 --> 00:11:33.314
‫مادربزرگش همیشه می‌گفت که
‫صدای دوست‌داشتنی‌ای داره.

00:11:33.610 --> 00:11:36.655
‫شاید با یه لباس پرزرق‌وبرق
‫بتونه خوانندهٔ سبک لانژ بشه،

00:11:36.655 --> 00:11:39.415
‫و توی یه سالن قدیمی،
‫با صدای بلند آوازهای احساسی بخونه.

00:11:39.440 --> 00:11:45.363
‫شاید با یکی آشنا بشه، عاشق بشه،
‫چندتا بچه به‌دنیا بیاره.

00:11:45.747 --> 00:11:49.251
‫آمریکای کبیر. سرزمین موعود.

00:11:50.377 --> 00:11:54.173
‫آپولو، من عاشق اینجا بودم.
‫بهش باور داشتم.

00:11:55.174 --> 00:11:59.261
‫من می‌تونستم ببینم که آمریکا چی می‌خواد بشه
‫و حاضر بودم واسه آمریکایی بودن آدم بکشم.

00:12:00.276 --> 00:12:03.273
‫ولی بعضی وقت‌ها، بیشتر وقت‌ها...

00:12:03.974 --> 00:12:06.727
‫باعث شد حس کنم که شاید
‫بهتر باشه کوچیک‌تر بشم.

00:12:07.519 --> 00:12:12.441
‫مراقب حرف‌هام و لبخندهام باشم.
‫نمی‌تونم زیادی بزرگ شم، عصبی شم.

00:12:12.441 --> 00:12:14.359
‫نمی‌بینی؟

00:12:15.027 --> 00:12:16.028
‫نمی‌تونم توی چشم باشم.

00:12:16.028 --> 00:12:18.030
‫اون بچهٔ ما نیست!

00:12:18.030 --> 00:12:23.327
‫آپولو، به اندازهٔ کافی بهت
‫گفتم که «دوستت دارم»؟

00:12:24.828 --> 00:12:28.248
‫من توی این دنیا اشتباهاتی کردم،
‫ولی تو جزئی از اون‌ها نیستی.

00:12:30.042 --> 00:12:32.503
‫ولی با سن کمی که داشتی...

00:12:32.503 --> 00:12:36.215
‫من مرض خودم رو...

00:12:36.709 --> 00:12:38.360
‫پریشانی خودم رو،

00:12:39.212 --> 00:12:40.879
‫ترس خودم رو به تو منتقل کردم.

00:12:44.723 --> 00:12:47.893
‫نه بزرگ شو، نه بلند حرف بزن،

00:12:48.393 --> 00:12:51.939
‫نه جوکی تعریف کن،
‫نه زیادی جدی باش.

00:12:51.939 --> 00:12:54.024
‫دنبال جلب توجه نباش.

00:12:55.275 --> 00:12:57.419
‫بدخُلقی‌هات رو توی مغازه نیار.

00:12:57.809 --> 00:12:59.907
‫این کار رو نکن!

00:13:02.366 --> 00:13:07.955
‫آپولو، وقتی که فقط چهار سالت بود
‫معنای زندگی با ترس‌ولرز رو فهمیدی.

00:13:09.915 --> 00:13:13.752
‫من وقتی که چهار سالم بود،
‫تنها کاری که توی دنیا عاشقش بودم...

00:13:14.545 --> 00:13:21.570
‫این بود که پدر و مادربزرگم رو پیدا کنم، و به
‫قابلمه‌ای که توش کیک می‌پختن سَرَک بشکم.

00:13:23.159 --> 00:13:28.892
‫هرگز نشد از اون کیک‌ها بخوری.
‫بافت‌های نرم و نازک دوناتی.

00:13:29.112 --> 00:13:31.395
‫تازه و داغ، با عطر و طعم هِل،

00:13:31.395 --> 00:13:33.981
‫یه‌کم دارچین و کلی شیر نارگیل.

00:13:35.440 --> 00:13:38.902
‫تا روغن نسوزه از اون
‫کیک‌ها نمی‌شه درست کرد.

00:13:39.653 --> 00:13:42.322
‫اگه می‌خوای توی دهنت یه مزهٔ بی‌نظیر بده...

00:13:42.322 --> 00:13:47.160
‫باید یه چیز خیلی خیلی
‫خیلی مهم بهش اضافه کنی.

00:13:47.160 --> 00:13:49.246
‫- عشق.
‫- عشق.

00:13:50.873 --> 00:13:55.085
‫اون یه خردمند بود. واسه هر
‫لحظه از زندگی یه پندواندرز داشت.

00:13:56.068 --> 00:14:01.934
‫لیلیان، چیزی که توی زندگی مهمه، کاریه
‫که واسه کسایی که دوست‌شون داریم می‌کنیم.

00:14:02.968 --> 00:14:08.557
‫لیلیان، اجازه نده یه مرد دیوونه‌ت کنه،
‫چون سعی خودش رو می‌کنه!

00:14:20.319 --> 00:14:26.033
‫لیلیان، اگه خواستی به یه سگ
‫غذا بدی، به یه سگ چاق غذا بده.

00:14:35.709 --> 00:14:39.630
‫اگه خوش‌شانس باشیم،
‫همه‌مون یه خاطره از آشپزخونه داریم.

00:14:40.214 --> 00:14:44.843
‫گرما و عطر غذایی که با عشق داره پخته می‌شه.

00:14:46.876 --> 00:14:49.599
‫فارغ از اینکه کی هستیم
‫و از کجا اومدیم...

00:14:49.806 --> 00:14:54.645
‫فرِ آشپزخونه یا قابلمه فلزی،
‫همه‌مون این رو به یادگار داریم.

00:14:55.686 --> 00:14:57.213
‫البته اگه که خوش‌شانس باشیم.

00:15:14.081 --> 00:15:15.958
‫قابلمه تنها چیزیه که مونده.

00:15:18.544 --> 00:15:20.546
‫بیا، عزیزم.

00:15:22.589 --> 00:15:26.844
‫لیلیان، از ارواح کمک بخواه،

00:15:26.844 --> 00:15:29.555
‫وقتی که از تمام وجودت مایه گذاشتی.

00:15:30.931 --> 00:15:35.859
‫آپولو، من هیچ‌وقت برات کیک درست نکردم. چرا؟

00:15:36.311 --> 00:15:39.523
‫چون دوست داشتم غذای معمولی
‫بچه‌های آمریکایی رو بخوری.

00:15:39.523 --> 00:15:42.860
‫دوست داشتم با رژیمِ مَک‌ان‌چیزی
‫که داشتی بین اون‌ها جا باز کنی.

00:15:42.860 --> 00:15:45.696
‫و هات‌داگ و ساندویچ مربا
‫و کرهٔ بادوم‌زمینی با نون تُست.

00:15:46.604 --> 00:15:48.236
‫ولی با عشق درست‌شون می‌کردم.

00:15:54.830 --> 00:15:56.373
‫من می‌دونم چیکار کردی!

00:15:57.916 --> 00:15:59.461
‫یه توفانی تو راهه.

00:16:01.503 --> 00:16:03.471
‫چکه می‌کنه! سطل بذار.

00:16:05.903 --> 00:16:08.625
‫[تو همون جایی هستی که باید باشی]

00:16:04.957 --> 00:16:08.578
‫از سقف داره می‌ریزه، لستر.
‫من مهمون دارم، مرد.

00:16:08.719 --> 00:16:10.679
‫اوه، حالا دیگه مهمون شدن؟

00:16:10.679 --> 00:16:14.266
‫باید وایسی تا نوبتت شه، آنجلیکا.
‫وقتی بیام در می‌زنم.

00:16:14.266 --> 00:16:17.686
‫درست مثل خودت، لستر.
‫هروقت بیای معلومه که اومدی.

00:16:17.686 --> 00:16:20.022
‫هرچقدر می‌خوای طولش بده، مردک حلزون.

00:16:20.022 --> 00:16:21.565
‫پسر، اگه فقط می‌دونستی...
‫(به فرانسوی)

00:16:21.565 --> 00:16:24.568
‫فهمیدم چی گفتی، عوضی.

00:16:30.991 --> 00:16:33.327
‫- من بچه می‌خوام.
‫- ببخشید؟

00:16:33.327 --> 00:16:35.704
‫می‌خوام فرصت این رو داشته باشم
‫که همسر و پدر خوبی باشم.

00:16:35.704 --> 00:16:38.332
‫فکر می‌کنم از پسش برمیام. می‌دونی؟

00:16:43.629 --> 00:16:44.922
‫بیا، عزیزم.

00:16:47.319 --> 00:16:50.511
‫این نصیحت قبلاً بین
‫خانم‌ها دست‌به‌دست می‌چرخید.

00:16:51.178 --> 00:16:56.265
‫از دانش و تجربهٔ زیادش نشأت می‌گرفت،
‫چطور ما این کار سخت رو انجام می‌دیم.

00:16:56.290 --> 00:16:58.227
‫به مادرم پناه آوردم،

00:16:58.227 --> 00:17:00.020
‫و اون دستم رو گرفت،

00:17:00.020 --> 00:17:02.898
‫و اون هم قبل‌تر به مادرش پناه آورد.

00:17:02.898 --> 00:17:06.818
‫یه زنجیرهٔ پیوسته از اطلاعات.
‫پشت به پشت هم.

00:17:06.818 --> 00:17:07.819
‫لیلیان.

00:17:15.993 --> 00:17:19.444
‫وقتی که پدرت رو دیدم،
‫یه طلسم عجیبی توی هوا بود.

00:17:21.415 --> 00:17:27.923
‫ما از جاهای خیلی دور اومدیم،
‫من از اوگاندا و پدرت از سیراکوز،

00:17:27.923 --> 00:17:30.008
‫تا توی نیویورک عاشق هم بشیم.

00:17:30.529 --> 00:17:31.851
‫اصلاحش کن.

00:17:32.261 --> 00:17:33.512
‫من عاشق پدرت بودم.

00:17:34.304 --> 00:17:35.573
‫اصلاحش کن.

00:17:36.306 --> 00:17:39.643
‫نمی‌تونم بهت بگم رابطهٔ عاشقانه چه شکلیه.

00:17:40.853 --> 00:17:43.480
‫من هیچ‌وقت احساس خوشبختی
‫یا رضایت واقعی نداشتم.

00:17:44.064 --> 00:17:48.652
‫اون احساساتی که مردم ازش می‌گفتن
‫رو من هیچ‌وقت تجربه نکردم.

00:17:49.152 --> 00:17:52.406
‫فقط جاهای خالی...

00:17:53.991 --> 00:17:58.078
‫فقط با پسرم بود که اون سوراخ‌ها پُر می‌شد.

00:18:01.498 --> 00:18:05.460
‫می‌دونم! اون هم اتفاق خوبی نبود، آپولو.

00:18:06.388 --> 00:18:08.852
‫اینکه تمام اون فشار رو روی یه بچه بذاری.

00:18:09.590 --> 00:18:13.051
‫تمام خوشبختیم رو روی دوش تو بذارم.

00:18:13.051 --> 00:18:15.637
‫تو رو بیشتر از خودم دوست داشتم.

00:18:15.662 --> 00:18:18.040
‫و بعضی وقت‌ها...

00:18:22.019 --> 00:18:24.730
‫از این بارِ عشقی که روی
‫دوشت گذاشتم هم متنفر بودم.

00:18:26.523 --> 00:18:31.278
‫ولی ما مادرها نباید راجع‌به
‫این چیزها صحبت کنیم.

00:18:31.278 --> 00:18:33.655
‫معضل الهی.

00:18:35.407 --> 00:18:38.577
‫غم، اندوه، پشیمونی.

00:18:45.083 --> 00:18:47.628
‫اضطراب مراقبت از فرزند.

00:18:52.758 --> 00:18:53.926
‫من براش کافی‌ام؟

00:18:59.598 --> 00:19:02.726
‫تو یه خط پنهان توی ذهن منی.

00:19:03.727 --> 00:19:08.982
‫و فهمیدم که مادر بودن
‫چیزیه که هرگز نمی‌تونم نباشم.

00:19:13.004 --> 00:19:15.009
‫می‌تونم یه مادرِ لایق باشم؟

00:19:17.115 --> 00:19:19.910
‫خب، الان دیگه راه چاره‌ای نیست.

00:19:19.910 --> 00:19:22.704
‫چون بچه‌جون، الان فقط منو داری.

00:19:27.793 --> 00:19:31.713
‫البته که من امید و آرزو دارم.

00:19:34.299 --> 00:19:39.878
‫مگه همه‌مون این‌جوری بزرگ نشدیم
‫که وقتی یه ستاره می‌بینیم، آرزو کنیم؟

00:19:43.684 --> 00:19:45.602
‫من تمام رویاهام رو پای تو دادم.

00:19:48.438 --> 00:19:53.154
‫خب، قبل از اینکه اون چیزی که دلم نمی‌خواد
‫رو بهت بگم، بذار قبلش یه حقیقتی از اون بگم.

00:19:57.489 --> 00:20:01.910
پدرت عمیقاً توسط مادری که
‫ازش نفرت داشت زخم‌خورده بود.

00:20:03.620 --> 00:20:07.124
‫بهش که فکر می‌کنم
‫توی ذهنم اون رو بغل می‌کنم.

00:20:08.951 --> 00:20:10.619
‫بابا از همه بدتر بود.

00:20:12.796 --> 00:20:18.218
‫ولی خیانتِ مادر چیزی بود
‫که هرگز باهاش کنار نمی‌اومد.

00:20:23.807 --> 00:20:26.101
‫گفته بود خط قرمزشه،

00:20:29.646 --> 00:20:30.814
‫ولی من کور رنگی داشتم.

00:20:34.735 --> 00:20:39.907
‫پدرت عاشقت بود، ولی از طرفی...

00:20:39.907 --> 00:20:43.952
‫دست‌آوردهای جهان‌های دیگه‌ای که
‫متعلق به ما نبودن هم خوشحالش می‌کرد.

00:20:44.620 --> 00:20:47.956
‫- من بهش حسودیم می‌شد... می‌شه.
‫- سرکار وست، تبریک می‌گم.

00:20:47.956 --> 00:20:49.583
‫و بابت فعالیت‌های ماندگارتون سپاسگزارم.

00:20:49.583 --> 00:20:51.668
‫پدرت خیلی چیزها رو انبار می‌کرد.

00:20:52.252 --> 00:20:54.129
‫جعبه، جعبه، جعبه وسایل.

00:20:55.172 --> 00:20:58.217
‫انگار اون وسایل ثابت می‌کرد
‫پدرت زندگی هدفمندی رو داشته.

00:20:59.051 --> 00:21:01.929
‫اون وسایل جای خالی والدینی که
‫نتونستن دوستش داشته باشن رو پر می‌کرد.

00:21:03.180 --> 00:21:06.808
‫می‌گن این سرنوشت ماست که
‫الگوی خودمون رو تکرار کنیم.

00:21:06.808 --> 00:21:10.729
‫و سورپرایز! اون زنی رو انتخاب کرد که
‫هیچ‌وقت نمی‌تونست اون رو دوست داشته باشه.

00:21:11.980 --> 00:21:13.928
‫ولی من بهش نیاز داشتم.

00:21:14.608 --> 00:21:16.610
‫نیاز داشتم تا اشتباهاتم رو بپوشونه.

00:21:27.037 --> 00:21:32.376
‫یه وقت‌هایی بود که وقتی بهش نگاه می‌کردم
‫به خودم می‌گفت: «ازش متنفرم»

00:21:34.711 --> 00:21:39.424
‫و یه وقت‌هایی هم اون
‫مردی بود که انتخاب کرده بودم.

00:21:39.925 --> 00:21:44.096
‫چون، پسر من می‌دونستم که اون عاشقت می‌شه.

00:21:48.100 --> 00:21:50.871
‫از سر گذروندن اون همه خطر...

00:21:51.103 --> 00:21:53.564
‫باعث شد بفهمم که اون یه مشکلی داره.

00:21:55.274 --> 00:21:56.275
‫یه مشکلی.

00:21:57.776 --> 00:22:01.405
‫من شکاف‌های منتهی به لرزش رو ندیدم.

00:22:03.740 --> 00:22:06.243
‫نفهمیدم اون چرا من رو انتخاب کرد.

00:22:12.457 --> 00:22:13.458
‫خیلی هم اندازه‌ست.

00:22:15.786 --> 00:22:17.098
‫مگه خبر نداری؟

00:22:30.475 --> 00:22:31.560
‫اون بهم می‌گه:

00:22:31.560 --> 00:22:36.094
‫انقدر منو عصبی می‌کنی که می‌خوام انقدر
‫به دیوار مشت بزنم تا انگشت‌هام داغون شن.

00:22:38.150 --> 00:22:39.496
‫از طرفی هم می‌گه:

00:22:39.521 --> 00:22:42.941
‫نوری که بهم می‌تابونی انقدر زیاده
‫که کورم کرده.

00:22:43.488 --> 00:22:48.118
‫هرروزمون چیزی بین این دوتا حالت بود.

00:23:20.150 --> 00:23:21.782
‫[هتل الک]

00:23:23.426 --> 00:23:25.549
‫[آرایشگاه]

00:23:29.076 --> 00:23:32.996
‫ریدم توی این شهر که همه‌چیش خرابه.
‫واسه چی پس مالیات میدیم؟

00:23:32.996 --> 00:23:35.958
‫تو توی عمرت یه قرون هم
‫به مأمور مالیات پول ندادی!

00:23:37.292 --> 00:23:38.293
‫خانم!

00:24:11.076 --> 00:24:12.494
‫اون پسرْ خانواده داره.

00:24:15.330 --> 00:24:16.331
‫می‌دونم.

00:24:30.971 --> 00:24:32.764
‫کی نقش‌ها رو انتخاب می‌کنه؟

00:24:38.729 --> 00:24:39.730
‫و چرا؟

00:24:48.113 --> 00:24:52.534
‫مرسی. من از تاریکی می‌ترسم.

00:24:53.535 --> 00:24:55.287
‫سحر همیشه فرا می‌رسه.

00:24:56.205 --> 00:24:58.832
‫کم‌کم داشتم فکر می‌کردم که مُردم.

00:25:03.128 --> 00:25:04.129
‫اینجا بهشته؟

00:25:06.340 --> 00:25:07.841
‫دقیقاً برعکس!

00:25:08.342 --> 00:25:09.927
‫پولم رو پس بده!

00:25:09.927 --> 00:25:13.096
‫من پول اتاقی که سقفش چکه می‌کنه رو نمیدم.

00:25:13.096 --> 00:25:14.973
‫و نور و گرما رو از شمع بگیریم؟

00:25:14.973 --> 00:25:17.643
‫جز من هیچکس تو رو راه نمی‌داد، انجلیکا.

00:25:17.643 --> 00:25:22.481
‫کون لقت، لستر. کون لق خودت
‫و این هتل مزخرف و مشکل‌دارت.

00:25:22.481 --> 00:25:23.565
‫مامانت کجاست؟

00:25:24.149 --> 00:25:25.734
‫اون ماساچوسته.

00:25:25.734 --> 00:25:27.361
‫من دیگه تحمل این خرابه رو ندارم.

00:25:27.361 --> 00:25:30.697
‫دارم می‌گم، دیگه «دوشس» میرم.

00:25:30.697 --> 00:25:33.283
‫- دلم برات تنگ نمی‌شه.
‫- هتل الک جای...

00:25:33.283 --> 00:25:35.285
‫سوسک‌ها و موش‌هاست.

00:25:35.285 --> 00:25:36.870
‫اگه توی الک مریض شدین...

00:25:36.870 --> 00:25:40.457
‫واسه دود مواد و استنشاق قارچه.

00:25:40.958 --> 00:25:43.710
‫خدمات هم که نداره!

00:25:44.211 --> 00:25:46.547
‫- هیچ‌وقت نمیره.
‫- اینجا هرچی هست جز هتل.

00:25:46.547 --> 00:25:51.844
‫اینم نقد من. صفر ستاره. عوضی‌ها!

00:25:52.511 --> 00:25:56.723
‫جایی که من ازش میام، خانواده‌ت
‫وقتی که مریض شی ازت نگهداری می‌کنه.

00:25:57.349 --> 00:26:00.235
‫جایی که من ازش میام،
‫ساحره‌ها رو آتیش می‌زنن.

00:26:02.100 --> 00:26:03.496
‫چطور عاقبتت به اینجا کشیده شد؟

00:26:04.439 --> 00:26:06.358
‫اشتباهات پشت‌سرهم.

00:26:07.192 --> 00:26:08.318
‫نباید تنها باشی.

00:26:10.529 --> 00:26:12.072
‫خیلی وقته که نخوابیدم.

00:26:14.575 --> 00:26:18.537
‫وقتی نمی‌تونستیم بخوابیم،
‫تخت‌مون مثل یه قایق می‌شد.

00:26:19.913 --> 00:26:22.457
‫و حالا اون تخت داره از ساحل فاصله می‌گیره.

00:26:23.292 --> 00:26:28.380
‫باید درست وسطش دراز بکشم،
‫دست و پام نباید از کنارش بیرون می‌زد.

00:26:29.089 --> 00:26:34.219
‫چون اون‌وقت یه کوسه ممکن بود
‫بیاد و یه دست یا یه پا رو بکنه.

00:26:35.387 --> 00:26:37.598
‫خیلی آرامش‌بخش به‌نظر نمیاد.

00:26:39.845 --> 00:26:41.151
‫شاید این‌طور باشه.

00:26:43.020 --> 00:26:44.188
‫چرا اینجا موندی؟

00:26:44.688 --> 00:26:46.064
‫من می‌دونم تو چیکار کردی.

00:26:53.363 --> 00:26:54.573
‫می‌خوای برات آب بیارم؟

00:26:57.910 --> 00:26:58.911
‫چیزی نمی‌خوای؟

00:27:00.579 --> 00:27:01.830
‫دلم برای مامانم تنگ شده.

00:27:09.171 --> 00:27:10.631
‫امشب می‌میرم.

00:27:20.390 --> 00:27:21.391
‫منم همین‌طور.

00:27:25.938 --> 00:27:26.939
‫با بیل اومدم.

00:27:29.399 --> 00:27:32.236
‫به مامانم گفتم با چند نفر
‫می‌ریم جاهای دیدنی رو ببینیم.

00:27:34.321 --> 00:27:36.569
‫و بیل هم به همسرش گفت قرار کاری داره.

00:27:37.574 --> 00:27:40.369
‫خبرش به دست‌مون رسید.
‫همینی که روی مردم‌مون اثر گذاشته.

00:27:40.394 --> 00:27:41.664
‫بیل ترسیده بود.

00:27:42.913 --> 00:27:45.707
‫منم بهش نگفتم که حس بدی دارم.

00:27:47.084 --> 00:27:51.074
‫بدتر، چون خب، بلیت «لینا» رو داشتیم.

00:27:53.465 --> 00:27:56.552
‫ردیف سوم، همون جلو.

00:27:57.344 --> 00:28:00.806
‫و این فکر که نمی‌تونیم آهنگ
‫«هوای توفانی» رو تجربه کنیم... نمی‌دونم.

00:28:02.516 --> 00:28:04.101
‫به‌هرحال به آخر رویا نزدیک می‌شدیم،

00:28:04.101 --> 00:28:07.855
‫و وقتی نمی‌دیدیمش انگار
‫همه‌ش واسه هیچ‌وپوچ بود.

00:28:07.855 --> 00:28:10.232
‫تمام اون خشم، مخفی‌کاری و پریشونی.

00:28:12.401 --> 00:28:13.819
‫سوار اتوبوس شدیم.

00:28:13.819 --> 00:28:16.613
‫مردم حتماً فکر کردن پدرم بود.

00:28:18.931 --> 00:28:20.238
‫بعدش اون اتفاق افتاد.

00:28:22.202 --> 00:28:25.455
‫خیلی ناگهانی بود، مثل تغییر آب‌وهوا.

00:28:25.455 --> 00:28:27.082
‫فقط سرفه‌ش بدتر شد،

00:28:27.082 --> 00:28:29.674
‫و مردم بهم خیره شده بودن
‫و حال‌شون بهم خورده بود.

00:28:29.699 --> 00:28:32.754
‫منم تب کرده بودم، عرق می‌کردم.

00:28:33.547 --> 00:28:35.687
‫به چشمش که نگاه می‌کردم می‌فهمیدم.

00:28:36.842 --> 00:28:37.843
‫واسه دو ماه پیش بود.

00:28:37.843 --> 00:28:40.846
‫یه جای شیک بودیم که همسرش زنگ زد.

00:28:40.846 --> 00:28:44.266
‫یه کار فوری داشت. باید می‌رفت
‫ولی برمی‌گشت.

00:28:44.266 --> 00:28:46.226
‫به موقع خودش رو واسه اجرای لینا می‌رسوند.

00:28:48.020 --> 00:28:49.021
‫و وقتی که پیداش نشد...

00:28:51.064 --> 00:28:53.692
‫من اون اتاق رو مثل یه ستارهٔ راکی
‫که مسلحه، زیرورو کردم.

00:28:53.692 --> 00:28:55.027
‫دنبال بلیت گشتم.

00:28:56.945 --> 00:28:58.447
‫نتونستم پیداشون کنم.

00:28:58.447 --> 00:29:01.074
‫خیلی پول همراهم نبود،
‫مدام از هوش می‌رفتم.

00:29:01.074 --> 00:29:02.993
‫می‌دونم باید از هرچی
‫که داشتم استفاده می‌کردم.

00:29:03.010 --> 00:29:04.090
‫می‌دونم باید این کارو می‌کردم.

00:29:04.090 --> 00:29:06.050
‫باید یه اتوبوس می‌گرفتم برمی‌گشتم خونه.

00:29:06.640 --> 00:29:07.760
‫ولی نتونستم.

00:29:08.770 --> 00:29:09.770
‫نتونستم.

00:29:10.480 --> 00:29:12.100
‫نتونستم این کارو با مامانم بکنم.

00:29:14.270 --> 00:29:16.150
‫تصورشو بکن این کار چه بلایی سرش می‌آورد.

00:29:16.650 --> 00:29:20.280
‫این که ببینه جسم کاملی که به دنیا آورده...

00:29:20.280 --> 00:29:21.860
‫تباه شده.

00:29:25.990 --> 00:29:28.990
‫واسه همین اینجا رو پیدا کردم
‫و بقیه‌ی پولمو دادم لستر.

00:29:32.460 --> 00:29:34.670
‫می‌دونم زن داره و اینا.

00:29:36.290 --> 00:29:37.340
‫می‌فهمم.

00:29:37.960 --> 00:29:38.960
‫ولی کاش...

00:29:40.710 --> 00:29:42.010
‫فقط میگم کاش می‌تونستم...

00:29:43.970 --> 00:29:46.590
‫حتی برام مهم نیست که همه چی
‫به این اتاق ختم بشه.

00:29:47.180 --> 00:29:49.810
‫ولی ای کاش می‌تونستم ببینمش
‫در حالی که «هوای توفانی» رو می‌خونه.

00:29:51.430 --> 00:29:53.890
‫کاش این تصویرو تو ذهنم داشتم...

00:29:55.520 --> 00:29:58.570
‫تا می‌تونستم دقیقاً تو لحظه‌ی آخر
‫تصورش کنم.

00:29:59.400 --> 00:30:00.400
‫می‌دونی چی میگم؟

00:30:02.110 --> 00:30:05.070
‫می‌تونستم تصور کنم که لینا
‫متن آخرو نگه داشته...

00:30:05.070 --> 00:30:06.740
‫در حالی که پرده‌ها بالاخره بسته می‌شن.

00:34:30.170 --> 00:34:31.210
‫خوب بخوابی.

00:35:27.060 --> 00:35:29.520
‫نه. اون دعا نمی‌کرد.

00:35:29.520 --> 00:35:30.900
‫من خدایی ندارم.

00:35:37.856 --> 00:35:38.856
‫آنجلیکا!

00:35:40.070 --> 00:35:41.070
‫آنجلیکا!

00:35:42.700 --> 00:35:44.740
‫کمکم کن.

00:35:44.740 --> 00:35:46.580
‫- آهای پسر! از اینجا برو!
‫- آهای! ولش کن.

00:35:46.580 --> 00:35:48.500
‫- زود باش ولش کن بره.
‫- به تو ربطی نداره.

00:35:48.500 --> 00:35:50.170
‫دیگه هیچ‌وقت هیچکس نمی‌بینتت.

00:35:50.170 --> 00:35:51.670
‫- چون قراره...
‫- من پول دادم.

00:35:51.670 --> 00:35:54.130
‫توی یه چمدون ته رودخونه باشی.
‫بلند شو!

00:35:54.130 --> 00:35:56.090
‫- بلند شو!
‫- هی!

00:35:56.090 --> 00:35:57.760
‫هی پسر. بیخیال.

00:35:57.760 --> 00:36:00.510
‫داداش! بذارش کنار!

00:36:00.510 --> 00:36:01.970
‫یه فرصت بهت میدم که از اینجا بری.

00:36:01.970 --> 00:36:04.890
‫اگه استفاده نکنی، اون لکه رو
‫روی دیواری که اونجاست می‌بینی؟

00:36:04.890 --> 00:36:06.720
‫چیزی که از تو باقی می‌مونه هم همونه.

00:36:06.720 --> 00:36:08.350
‫حالا برو! برو!

00:36:10.850 --> 00:36:12.900
‫آنجلیکا. چیزی نیست.

00:36:12.900 --> 00:36:14.820
‫چیزی نیست. من پیشتم.

00:36:14.820 --> 00:36:17.190
‫چیزی نیست. رفت.

00:36:17.190 --> 00:36:18.280
‫من پیشتم.

00:36:19.110 --> 00:36:22.570
‫کی میاد پیدام کنه؟

00:36:24.120 --> 00:36:25.490
‫من وجود ندارم.

00:36:25.490 --> 00:36:29.040
‫وجود داری. دارم نگاهت می‌کنم.
‫دقیقاً همونجایی که باید باشی.

00:36:30.920 --> 00:36:33.750
‫کنارتم.

00:36:42.340 --> 00:36:43.760
‫چه اتفاقی براش میفته؟

00:36:44.260 --> 00:36:45.810
‫به آپولو چی می‌گه؟

00:36:45.810 --> 00:36:47.180
‫چه جوری بهش میگه؟

00:36:51.230 --> 00:36:52.440
‫دارم میام سراغت!

00:36:54.230 --> 00:36:56.150
‫کی بهت کمک می‌کنه که
‫توپ پرت کنی توی سبد؟

00:36:57.940 --> 00:37:01.490
‫کی قوانین بازی‌های ورزشی آمریکا رو
‫ یادت میده؟

00:37:01.490 --> 00:37:03.740
‫قلعه‌ی شنی درست کردن رو می‌تونم یاد بدم.

00:37:04.320 --> 00:37:05.780
‫عوض کردن لامپ رو می‌تونم.

00:37:05.780 --> 00:37:08.200
‫برداشتن عنکبوت‌ از وان‌ رو می‌تونم.

00:37:08.200 --> 00:37:11.710
‫ولی پروژه‌ی کاردستی روز پدر مدرسه چی میشه؟

00:37:11.710 --> 00:37:13.330
‫اگه بلایی سرم بیاد چی؟

00:37:14.670 --> 00:37:16.250
‫اگه شب بمیرم چی؟

00:37:16.880 --> 00:37:18.550
‫هیچکس نمیاد پیشت.

00:37:19.050 --> 00:37:21.260
‫چون هیچکس نمی‌دونه که تنهایی.

00:37:28.640 --> 00:37:31.890
‫آدم چه جوری به یه بچه بگه
‫که باباش برنمی‌گرده؟

00:37:37.770 --> 00:37:41.780
‫آپولو، حس کردی که اون تو رو نمی‌خواست.

00:37:42.740 --> 00:37:44.700
‫ولی دقیقاً برعکسش بود.

00:37:45.780 --> 00:37:47.200
‫زیادی می‌خواستت.

00:37:54.330 --> 00:37:58.290
‫نوری که بهم می‌تابونی انقدر زیاده
‫که کورم کرده.

00:37:58.960 --> 00:38:00.260
‫باید توضیح بدم.

00:38:01.010 --> 00:38:02.220
‫یه توضیح لازم دارم.

00:38:02.880 --> 00:38:04.260
‫روز خیلی گرمی بود.

00:38:04.840 --> 00:38:05.840
‫شرجی هم بود.

00:38:06.890 --> 00:38:08.514
‫با خط تراموا رفتیم جزیره‌ی «روزولت»

00:38:08.526 --> 00:38:10.520
‫تا کنار آب بریم پیکنیک.

00:38:11.930 --> 00:38:13.180
‫سالاد تن.

00:38:15.270 --> 00:38:16.350
‫یه جورایی حوصله‌سربره، نه؟

00:38:18.110 --> 00:38:19.020
‫چی گفتی؟

00:38:19.020 --> 00:38:20.530
‫چیزی نگفتم.

00:38:20.530 --> 00:38:23.570
‫و اون اولین باری بود
‫که حرفی غیر از این زد که:

00:38:24.070 --> 00:38:25.740
‫«اوه، لیلیان خیلی خوشگلی.»

00:38:26.240 --> 00:38:28.780
‫«لیلیان تو مثل یه گل رز وسط آشغال‌دونی‌‌ای»

00:38:28.780 --> 00:38:31.830
‫لیلیان، می‌دونستی این جزیره
‫تیمارستان مجنانین بوده؟

00:38:31.830 --> 00:38:33.790
‫- نه.
‫- آره.

00:38:34.290 --> 00:38:35.670
‫الان آپارتمان‌های لوکس داره.

00:38:36.460 --> 00:38:37.460
‫احتمالاً تسخیرشده‌ست، نه؟

00:38:38.750 --> 00:38:39.840
‫اونو اونا می‌بینی؟

00:38:39.840 --> 00:38:41.420
‫اون فانوس دریایی رو؟

00:38:41.420 --> 00:38:42.630
‫اون فانوس دریایی که اونجاست

00:38:42.630 --> 00:38:45.260
‫قبلاً راه رو برای کشتی‌ها روشن می‌کرد
‫تا دیوونه‌ها رو بیارن.

00:38:45.840 --> 00:38:47.220
‫می‌دونی، تو هم خیلی دیوونه‌ای.

00:38:47.720 --> 00:38:49.300
‫میشه برات گواهی گرفت.

00:38:49.800 --> 00:38:51.810
‫تو رو هم می‌تونستم بذارم اونجا.
‫واقعاً می‌تونستم.

00:38:51.810 --> 00:38:52.890
‫می‌دونی قدیما...

00:38:52.890 --> 00:38:54.702
‫شوهرها زن‌هاشون رو...

00:38:54.714 --> 00:38:56.730
‫به خاطر خودارضایی یا مشکلات قاعدگی

00:38:56.730 --> 00:38:58.940
‫یا حتی سیگار کشیدن می‌ذاشتن اونجا!

00:39:00.650 --> 00:39:02.190
‫ولی اگه خودت یکی از اون زن‌ها باشی

00:39:03.190 --> 00:39:04.740
‫دیگه خنده‌دار نیست، نه؟

00:39:04.740 --> 00:39:08.620
‫رمان‌ خوندن، بدرفتاری شوهر، تنبلی،

00:39:08.620 --> 00:39:12.200
‫هیجان سیاسی، آسم، رفیق ناباب.

00:39:12.700 --> 00:39:15.535
‫می‌دونی، اگه همچین چیزی برات اتفاق میفتاد

00:39:15.560 --> 00:39:17.613
‫هیچکس نمی‌فهمید.

00:39:18.120 --> 00:39:21.130
‫مثلاً خانواده‌ت و اینا، چون مردن.

00:39:22.000 --> 00:39:23.000
‫خیلی غم‌انگیزه.

00:39:25.010 --> 00:39:26.590
‫و حس تهدید بهم دست داد...

00:39:27.840 --> 00:39:30.050
‫و حس کردم یه دری درونم بسته شد.

00:39:31.550 --> 00:39:33.010
‫تقصیر منه...

00:39:35.060 --> 00:39:38.100
‫که به حرفاش موقع سالاد تن خوردن
‫تو سواحل جزیره‌ی روزولت...

00:39:39.730 --> 00:39:41.650
‫گوش نکردم.

00:39:42.360 --> 00:39:43.360
‫حرف اون و اونا.

00:39:43.360 --> 00:39:46.530
‫یه توفانی تو راهه. یه توفانی تو راهه.

00:39:46.530 --> 00:39:48.110
‫یه توفانی تو راهه.

00:39:49.490 --> 00:39:50.910
‫یه توفانی تو راهه.

00:39:52.240 --> 00:39:53.700
‫یه توفانی تو راهه.

00:39:56.330 --> 00:39:58.210
‫اگه می‌خواستم چیزی یادت بدم...

00:40:00.080 --> 00:40:01.500
‫این بود که دنبال نشونه‌ها بگرد.

00:40:03.800 --> 00:40:04.800
‫اون گفت...

00:40:04.800 --> 00:40:05.960
‫تو وجود نداری.

00:40:05.960 --> 00:40:07.220
‫ببخشید؟

00:40:08.090 --> 00:40:10.340
‫و من کم کم توی یه جور ترس زندگی کردم.

00:40:11.680 --> 00:40:14.140
‫ولی اون واقعاً اشتباهی نکرده بود.

00:40:15.270 --> 00:40:16.600
‫آپولو، اینو بدون.

00:40:17.890 --> 00:40:21.980
‫تا وقتی که گفت...

00:40:37.290 --> 00:40:39.040
‫آپولو بالاخره خوابید.

00:40:39.870 --> 00:40:40.960
‫تق تق.

00:40:40.960 --> 00:40:42.040
‫کیه؟

00:40:43.380 --> 00:40:44.380
‫موز.

00:40:44.380 --> 00:40:45.920
‫- بعضی وقتا که ناراحت بودم...
‫- کدوم موز؟

00:40:45.920 --> 00:40:48.340
‫- تق تق.
‫- جوک‌ می‌گفت و منو می‌خندوند.

00:40:48.340 --> 00:40:49.920
‫- کیه؟
‫- موز.

00:40:49.920 --> 00:40:51.010
‫کدوم موز؟

00:40:51.010 --> 00:40:52.930
‫انقدر که بامزه و مهربون بود.

00:40:52.930 --> 00:40:54.180
‫کیه؟

00:40:54.180 --> 00:40:55.510
‫پرتقال.

00:40:55.510 --> 00:40:56.600
‫پرتقال کیه؟

00:40:57.520 --> 00:40:59.270
‫خوشحال نیستی که نگفتم موز؟

00:41:01.940 --> 00:41:02.940
‫میگم لیلیان.

00:41:05.860 --> 00:41:07.900
‫تا وقتی که بپوسیم قراره بشناسمت.

00:41:09.110 --> 00:41:11.150
‫چرا حس می‌کم شبیه تهدیده؟

00:41:11.456 --> 00:41:13.546
‫اون رسید رو پیدا کرد و به روش آورد.

00:41:13.740 --> 00:41:15.280
‫کلی قسم خورد...

00:41:15.280 --> 00:41:17.378
‫که نمی‌دونه اون رسید...

00:41:17.390 --> 00:41:19.500
‫برای موندن توی هتل الک
‫تو خیابون نهم و چهل و دوم

00:41:19.500 --> 00:41:20.580
‫از کجا اومده.

00:41:20.580 --> 00:41:23.290
‫- ما تازه برگشتیم پیش هم، لیلیان.
‫- نمی‌دونم این چیه.

00:41:23.290 --> 00:41:25.290
‫توی این هتل مزخرف خیانت کرده؟

00:41:26.130 --> 00:41:27.428
‫خنده‌داره.

00:41:27.453 --> 00:41:28.670
‫فکر می‌کرد با رئیسش بوده.

00:41:28.670 --> 00:41:29.760
‫چارلز بلک‌وود.

00:41:33.260 --> 00:41:34.260
‫حتماً!

00:41:34.970 --> 00:41:38.100
‫همین مونده بود که با همچین مردی...

00:41:39.310 --> 00:41:40.930
‫تو همچین جایی وقت بگذرونه.

00:41:40.930 --> 00:41:42.310
‫اون متاهله.

00:41:42.310 --> 00:41:43.520
‫دو تا بچه داره.

00:41:43.520 --> 00:41:45.810
‫جدی؟ چه قدرهم درموردش اطلاعات داری.

00:41:45.810 --> 00:41:48.270
‫عکساشون رو روی میزش می‌ذاره.

00:41:49.610 --> 00:41:51.990
‫گفتی داشت در می‌زد.

00:41:51.990 --> 00:41:53.110
‫تق تق.

00:41:53.910 --> 00:41:55.660
‫وقتی دو ماهت بود برگشتم سر کار.

00:41:55.660 --> 00:41:56.740
‫مجبور بودم.

00:41:57.370 --> 00:41:59.950
‫هلاک شدم از بس نصف شب
‫بیدار شدم بهت شیر بدم

00:41:59.950 --> 00:42:01.580
‫و بعد برم سرکار و بیام خونه.

00:42:03.040 --> 00:42:04.080
‫عصبانی شدم.

00:42:04.790 --> 00:42:05.830
‫فحشش دادم.

00:42:06.830 --> 00:42:07.960
‫عقب کشیدم.

00:42:08.880 --> 00:42:11.300
‫برنامه‌ریزی کردم. نقشه کشیدم فرار کنم.

00:42:12.420 --> 00:42:15.220
‫آپولو، اگه یه روزی بچه‌دار شدی

00:42:15.840 --> 00:42:19.470
‫بی‌رحمانه‌ترین کار اینه که
‫بچه‌ی چند ماهه رو از مادرش جدا کنی

00:42:19.970 --> 00:42:21.560
‫و مادرشو مجبور کنی برگرده سر کار.

00:42:22.980 --> 00:42:24.440
‫هیچوقت این کارو نکن، آپولو.

00:42:24.440 --> 00:42:26.060
‫مگر این که بخوای دیوونه‌ش کنی.

00:42:26.060 --> 00:42:27.230
‫تق تق!

00:42:27.770 --> 00:42:28.770
‫جدا شدیم.

00:42:29.270 --> 00:42:30.650
‫این قسمتش مشخصه.

00:42:30.650 --> 00:42:32.610
‫و حالا ذاتش رو می‌بینم.

00:42:33.570 --> 00:42:35.240
‫بدبخت شدی، دختر.

00:42:35.240 --> 00:42:37.490
‫- بچه‌م رو بیدار می‌کنی.
‫- «بچه‌ت»؟

00:42:37.490 --> 00:42:39.660
‫می‌ترسیدم بچه رو ازم بگیره.

00:42:39.660 --> 00:42:41.290
‫و دیگه هیچ‌وقت نبینمت.

00:42:41.290 --> 00:42:42.830
‫انگار همه چی از بین رفته بود.

00:42:43.910 --> 00:42:45.870
‫اون همونیه که حاضر بودم برای این که
‫مثل اون آمریکایی باشم جون بدم.

00:42:47.040 --> 00:42:48.080
‫تموم قدرت دستشه.

00:42:49.630 --> 00:42:51.050
‫تو هم عین مامانمی.

00:42:51.050 --> 00:42:52.510
‫این حرف دلمو شکست.

00:42:52.510 --> 00:42:56.300
‫اون هم زخم شد روی کلکسیون زخم‌های دیگه‌م.

00:42:56.300 --> 00:42:57.390
‫و وحشت کردم.

00:42:57.890 --> 00:42:59.869
‫با لحن محتاطانه باهام حرف می‌زد

00:42:59.881 --> 00:43:02.270
‫چون خودشو متقاعد کرده بود که دیوونه‌م.

00:43:02.270 --> 00:43:05.890
‫مجبور بود باور کنه تا منو بذاره کنار
‫و تو رو ببره.

00:43:06.440 --> 00:43:07.650
‫دلم می‌خواست بگم...

00:43:07.650 --> 00:43:09.940
‫گور بابات! فکر کردی کی هستی؟

00:43:09.940 --> 00:43:11.020
‫ولی نتونستم.

00:43:11.520 --> 00:43:13.480
‫دلم می‌خواست
‫بزنم صورت لعنتیش رو بترکونم

00:43:13.480 --> 00:43:15.070
‫ولی اون «آمریکایی» بود!

00:43:15.070 --> 00:43:17.320
‫هیچکس نمیاد دنبالت، لیلیان. می‌فهمی؟

00:43:17.320 --> 00:43:18.971
‫ساده‌ست. هیچکس نمیاد دنبالت...

00:43:18.983 --> 00:43:20.870
‫چون دیگه کسی نمونده که دوستت داشته باشه.

00:43:23.200 --> 00:43:24.660
‫و زمین‌ به لرزه دراومد!

00:43:25.330 --> 00:43:27.257
‫اومد ببینتت.

00:43:27.269 --> 00:43:29.920
‫شنبه‌ بود، رسید هتل رو پیدا کرد،

00:43:30.460 --> 00:43:32.340
‫تصور دیگه‌ای جز این نداشتم

00:43:32.352 --> 00:43:34.460
‫که خودش الکی یه رسید درست کرده باشه.

00:43:34.460 --> 00:43:36.800
‫خشمگین بود، حتی با این که
‫دیگه باهم نبودیم.

00:43:36.800 --> 00:43:38.300
‫دیوونه شده بود.

00:43:39.220 --> 00:43:42.760
‫رگ گردنش باد کرده بود.
‫از چشماش آتیش می‌زد بیرون.

00:43:42.760 --> 00:43:45.930
‫می‌گفت اگه اون نمی‌تونه منو داشته باشه
‫هیچکس دیگه‌ای هم نمی‌تونه.

00:43:45.930 --> 00:43:48.390
‫پسر من زیر دست هیچ مرد دیگه‌ای بزرگ نمی‌شه.

00:43:48.390 --> 00:43:49.520
‫پسر تو؟

00:43:49.520 --> 00:43:51.650
‫پسر من! می‌برمت دادگاه!

00:43:51.650 --> 00:43:53.020
‫کارتو تموم می‌کنم، لیلیان.

00:43:53.020 --> 00:43:55.530
‫خداحافظی کن. همه چی تمومه.

00:43:55.530 --> 00:43:58.820
‫هیچ‌وقت این کارو نمی‌کنم!
‫نمی‌تونم! و نکردم!

00:43:59.740 --> 00:44:01.280
‫آخه کی وقت داشتم؟

00:44:01.780 --> 00:44:04.540
‫فکر کردی خوابیدن با رئیسم
‫چه فایده‌ای برام داره؟

00:44:04.540 --> 00:44:07.870
‫دروغگو! دروغگو! دروغگو!

00:44:08.460 --> 00:44:09.920
‫همه چیزت فریبه، لیلیان.

00:44:09.920 --> 00:44:13.000
‫فقط اونجور که دوست داری خودتو نشون میدی!

00:44:16.340 --> 00:44:18.050
‫بعدش یه روز اومدم خونه...

00:44:20.180 --> 00:44:21.890
‫برات پک هپی میل مک‌دونالد خریده بودم.

00:44:22.800 --> 00:44:24.937
‫همیشه اول
‫سیب‌زمینی سرخ‌کرده‌ها رو می‌خوردی.

00:44:26.930 --> 00:44:27.930
‫اومدم خونه...

00:44:31.150 --> 00:44:34.270
‫و چیزی دیدم که هیچ‌وقت از ذهنم نمیره بیرون.

00:44:38.150 --> 00:44:40.200
‫واسه همین چراغ رو خاموش کردم.

00:44:41.740 --> 00:44:44.450
‫وقتایی که نمی‌تونستیم بخوابیم
‫تختمون مثل یه قایق می‌شد.

00:44:44.450 --> 00:44:48.450
‫ولی لیلیان، تو کوسه بودی.

00:44:49.750 --> 00:44:50.750
‫پلیس؟

00:44:51.420 --> 00:44:53.790
‫آخه یه پلیس آمریکایی سفیدپوست؟

00:44:54.670 --> 00:44:57.510
‫بابت کاری که کرده بود می‌سوزوندنش.
‫ناپدیدش می‌کردن.

00:44:58.090 --> 00:44:59.670
‫تو یه دروغگوی کثافتی!

00:44:59.670 --> 00:45:00.930
‫ولی اون آمریکایی بود.

00:45:00.930 --> 00:45:04.390
‫مثل زن‌های قبلی و جادوگرهای قبل اونا.

00:45:05.050 --> 00:45:06.390
‫دارم میام پیشت!

00:45:17.980 --> 00:45:18.990
‫جواب نه‌ئه.

00:45:20.860 --> 00:45:22.240
‫هیچ‌وقت نمی‌تونم کافی باشم.

00:45:23.910 --> 00:45:27.290
‫اون مادری نیستم که می‌خوام باشم.

00:45:31.040 --> 00:45:32.920
‫چیزی که ازت گرفتم، پسرم...

00:45:32.920 --> 00:45:34.210
‫مامانی!

00:45:36.000 --> 00:45:37.420
‫چیزی که از بین بردم...

00:45:46.066 --> 00:45:47.776
‫من همون مادری هستم که اون گفت...

00:45:49.430 --> 00:45:51.140
‫مادری‌ام که...

00:45:51.140 --> 00:45:53.060
‫- مادری‌ام که...
‫- آهای!

00:45:54.940 --> 00:45:55.810
‫نه.

00:45:56.730 --> 00:45:58.940
‫نه.

00:45:59.530 --> 00:46:01.820
‫این پایان ماجرای لیلیان نیست.

00:46:02.990 --> 00:46:05.450
‫اون اومد تو و پنجره رو بست.

00:46:07.580 --> 00:46:10.790
‫فکر کن روت بشه از یکی بخوای
‫تا از پیاده‌رو جمعت کنه.

00:46:10.790 --> 00:46:13.290
‫نمی‌تونم.

00:46:13.290 --> 00:46:15.460
‫برگشت تو. خدای من.

00:46:27.260 --> 00:46:28.430
‫تو کی هستی؟

00:46:28.430 --> 00:46:29.850
‫چیزهای بدی تو این دنیا هست.

00:46:30.890 --> 00:46:33.021
‫ولی هیچی اونقدری بد نیست
‫که ارزش پریدن داشته باشه.

00:46:33.640 --> 00:46:35.140
‫برایان وست برنده نمی‌شه!

00:46:37.900 --> 00:46:39.610
‫فقط روحت درگیر تاریکی شده.

00:46:39.610 --> 00:46:42.570
‫لیلیان ارتباطش
‫با چیزهای والاتر قطع شده بود.

00:46:44.990 --> 00:46:48.530
‫این تاریکی یه راه‌حل معنوی می‌خواد.

00:46:49.910 --> 00:46:51.200
‫تو خدایی؟

00:46:53.370 --> 00:46:54.370
‫الهه‌ای؟

00:46:56.830 --> 00:46:57.830
‫می‌دونستم.

00:47:01.000 --> 00:47:02.460
‫اومدی مجازاتم کنی؟

00:47:03.210 --> 00:47:07.390
‫لیلیان، وقتی توانت تموم میشه

00:47:07.390 --> 00:47:10.260
‫ از ارواح کمک بخواه.

00:47:15.100 --> 00:47:17.310
‫فکر می‌کنی باید مجازات بشی، لیلیان؟

00:47:19.480 --> 00:47:21.150
‫همیشه همین حس رو نداشتی؟

00:47:22.980 --> 00:47:23.990
‫به خاطر این که رفتی.

00:47:27.280 --> 00:47:30.370
‫به خاطر این که زنده موندی.

00:47:32.200 --> 00:47:34.790
‫به خاطر دروغی که به شوهرت و بچه‌ت گفتی؟

00:47:37.120 --> 00:47:38.630
‫به خاطر تموم کارهایی که کردی؟

00:47:39.380 --> 00:47:40.590
‫باید مجازات بشی؟

00:47:42.210 --> 00:47:43.590
‫من ایمان میارم.

00:47:44.300 --> 00:47:46.970
‫قول میدم ایمان بیارم.

00:47:48.050 --> 00:47:50.390
‫سلام بر مریم مقدس و بخشنده.

00:47:51.970 --> 00:47:52.970
‫رحمت خدا...

00:47:53.510 --> 00:47:54.810
‫به روح عیسی مسیح...

00:47:55.890 --> 00:47:57.060
‫اینو بلد نیستم.

00:47:57.060 --> 00:47:59.940
‫برای این که می‌خواستی پسرت رو
‫توی این دنیا تنها بذاری...

00:48:01.190 --> 00:48:02.360
‫باید مجازات بشی؟

00:48:06.950 --> 00:48:08.150
‫یه معامله‌ای باهات می‌کنم.

00:48:10.070 --> 00:48:12.830
‫لطفاً، هر کاری باشه می‌کنم.

00:48:15.200 --> 00:48:16.830
‫اومدی بهم بگی چی کار کنم؟

00:48:17.750 --> 00:48:21.960
‫برای لیلیان سوال بود
‫که آیا زن دیگه‌ای هم بود

00:48:21.960 --> 00:48:23.250
‫که زانو بزنه...

00:48:24.090 --> 00:48:27.970
‫و به خاطر پسری که تو اتاق ۲۰۰ئه
‫معامله کنه؟

00:48:30.930 --> 00:48:31.970
‫نمیرم.

00:48:34.180 --> 00:48:35.180
‫من مادرشم.

00:48:37.810 --> 00:48:39.270
‫فقط نیاز دارم همین باشم.

00:48:40.940 --> 00:48:41.940
‫مادر خوبی میشم.

00:48:43.480 --> 00:48:44.480
‫قول میدم.

00:48:44.480 --> 00:48:46.110
‫بهترین مادری که می‌تونم باشم.

00:48:49.110 --> 00:48:50.150
‫همه کار می‌کنم.

00:48:53.410 --> 00:48:56.290
‫اگه از این کارم بگذری...

00:49:00.500 --> 00:49:04.170
‫اگه یه کاری کنی از بین بره...

00:49:07.010 --> 00:49:08.510
‫این معامله‌هایی که می‌کنیم...

00:49:10.340 --> 00:49:11.340
‫واقعین.

00:49:14.050 --> 00:49:19.560
‫چیزی که لیلیان نمی‌دونست این بود
‫که دقیقاً ۳۵ سال بعدِ اون روز

00:49:20.140 --> 00:49:22.770
‫آپولو کاگوا به خاطر معامله‌ای که مادرش

00:49:22.770 --> 00:49:25.150
‫توی این اتاق کرده تاوان میده.

00:49:29.240 --> 00:49:30.820
‫چی گفتی؟

00:49:31.490 --> 00:49:32.490
‫هیچی.

00:49:32.990 --> 00:49:34.700
‫خدایان طلبشون رو پس می‌گیرن.

00:49:35.240 --> 00:49:37.290
‫قراره توی یه چمدون...

00:49:37.290 --> 00:49:38.620
‫ته یه رودخونه باشی.

00:49:45.630 --> 00:49:46.960
‫و بعد لیلیان فهمید.

00:49:47.630 --> 00:49:51.760
‫جواب مشکلش تموم این مدت
‫توی همین اتاق بوده.

00:49:53.050 --> 00:49:54.680
‫نیازی نداشت اعتراف کنه.

00:49:55.640 --> 00:49:57.390
‫نیازی نداشت به پلیس زنگ بزنه.

00:49:58.640 --> 00:50:00.560
‫نیازی نبود به آپولو بگه.

00:50:01.140 --> 00:50:04.350
‫می‌تونست خودش از بین ببرتش.

00:50:04.350 --> 00:50:06.400
‫می‌دونم چی کار کردی لیلیان. می‌دونم.

00:50:06.400 --> 00:50:07.650
‫ساکت شو!

00:50:07.650 --> 00:50:09.650
‫نمی‌تونی برنده شی، لاشی.

00:50:12.450 --> 00:50:13.700
‫لیلیان فهمید...

00:50:15.030 --> 00:50:19.580
‫که نیازی نبود هیچکس
‫توی کل دنیای بزرگ بدونه.

00:50:19.580 --> 00:50:20.790
‫هیچ‌وقت.

00:50:21.660 --> 00:50:24.960
‫با احتیاط قدم برمی‌داشت، به نحو احسن.

00:50:26.046 --> 00:50:27.756
‫تصمیم گرفت به مشکل غلبه کنه،

00:50:29.000 --> 00:50:32.550
‫واقعاً هم مشکل بزرگی بود.

00:50:35.970 --> 00:50:38.010
‫ولی برایان همه‌ش حرف بود

00:50:38.010 --> 00:50:44.640
‫و هیچکس رو نداشت که
‫زنده و مرده‌ش براش مهم باشه.

00:50:50.860 --> 00:50:52.940
‫برای عزیزانمون...

00:50:52.940 --> 00:50:54.780
‫از هیچ کاری دریغ نمی‌کنیم.

00:51:01.240 --> 00:51:05.540
‫لیلیان قولِ خیلی وقت پیشش رو به یاد آورد.

00:51:07.040 --> 00:51:08.790
‫قولی که یادش رفته بود.

00:51:12.670 --> 00:51:15.170
‫نمی‌ذارم هیچ اتفاقی برات بیفته.

00:51:18.010 --> 00:51:21.810
‫با تمام وجودم ازت مراقبت می‌کنم.

00:51:23.350 --> 00:51:25.270
‫با تک تک مولکول‌هام.

00:51:44.290 --> 00:51:45.910
‫و پای قولش وایستاد.

00:51:49.170 --> 00:51:51.750
‫همون مادری شد که قولشو داده بود.

00:51:55.050 --> 00:51:58.640
‫ببین، خورشید داره طلوع می‌کنه.

00:52:01.300 --> 00:52:03.100
‫وقتشه که دوباره چراغ‌ رو روشن کنی.

00:53:46.209 --> 00:53:51.520
‫[اگه دنبال نشونه می‌گردی، اینم نشونه.]

00:53:54.040 --> 00:53:58.130
‫لیلیان بالاخره می‌تونست باور کنه
‫که قراره اوضاع

00:53:58.130 --> 00:53:59.993
‫از روزی که پاشو توی خاک این کشور گذاشت

00:54:00.005 --> 00:54:02.630
‫بهتر بشه.

00:54:03.220 --> 00:54:06.180
‫حس آمریکایی بودن می‌کرد.

00:55:14.701 --> 00:55:17.251
‫[این افسانه سال ۱۹۶۸
‫موقع اعتصاب زباله آغاز میشه.]

00:55:17.276 --> 00:55:20.012
‫[در ماه فوریه رفتگران نیویورک تا ۸ روز
‫زباله‌ها رو جمع نمی‌کنن.]

00:55:20.037 --> 00:55:22.750
‫[صدها هزار تن زباله پیاده‌روها رو پر می‌کنه
‫و به خیابونا می‌ریزه.]

00:55:22.775 --> 00:55:25.983
‫[صبح موش‌ها‌ خیابون رو پر می‌کنن.]

00:55:26.008 --> 00:55:29.357
‫[زباله‌ها آتیش می‌گیرن و آتیشش میره هوا.]

00:55:29.382 --> 00:55:33.401
‫[پنج منطقه‌ی نیویورک
‫شمار جان باخته‌ها رو...]

00:55:58.690 --> 00:56:01.537
‫[لیلی و وست
‫چارلز بلک‌وود]

00:56:01.765 --> 00:56:05.275
‫میشه گفت که اولین بچه‌ی لیلیان...

00:56:05.300 --> 00:56:06.550
‫و تنها بچه‌ش رو...

00:56:07.300 --> 00:56:10.930
‫در زیبایی تیره و تار سال ۱۹۷۷ پس گرفتن.

00:56:16.100 --> 00:56:20.100
‫توی آمریکا، ما تاریخ رو با پاک کردنش
‫بازنویسی می‌کنیم.

00:56:25.940 --> 00:56:27.950
‫و تاریخ مدفون نمی‌مونه،

00:56:29.030 --> 00:56:30.740
‫معامله‌ها قابل بازگشت نیستن،

00:56:32.030 --> 00:56:33.870
‫و خدایان طلبشون رو پس می‌گیرن.

00:56:34.105 --> 00:57:18.105
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.