﻿WEBVTT

00:00:21.440 --> 00:00:26.030
‫آماده‌ای؟ وقتی دارن بهت حمله می‌کنن،
‫من دشمن اصلی رو از پا درمیارم.

00:00:26.030 --> 00:00:27.320
‫هوی،‌ کارآگاه افسانه‌ای،

00:00:27.320 --> 00:00:29.820
‫ممنون می‌شم تو نقشه‌ای که می‌کشی
‫تهدید من به مرگ جزو قطعیات نباشه.

00:00:29.820 --> 00:00:30.860
‫مشکلی نیست.

00:00:30.860 --> 00:00:34.910
‫مسئولیتش رو قبول می‌کنم و
‫تاریخچه‌ی جستجوی کامپیوترت رو پاک می‌کنم.

00:00:34.910 --> 00:00:41.380
وایسا ببینم! تو دیدیش؟
تو تاریخچه‌ی جستجوی منو نگاه کردی؟

00:00:42.580 --> 00:00:47.130
‫بعد از اینکه دستیار سیستا، کارآگاهی که
‫با دشمنان بشریت مبارزه می‌کنه، شدم،

00:00:47.130 --> 00:00:52.090
‫داستان ماجراجویی ما برای سه سال ادامه داشت.

00:00:54.300 --> 00:00:58.270
‫تقریباً یک سالی میشه که اون روز‌های هیجان‌انگیز به پایان رسیدن.

00:00:58.270 --> 00:01:02.650
‫به عنوان یه سال آخر دبیرستانی، تمام خودم رو،
‫با تمام وجود،

00:01:02.650 --> 00:01:07.780
‫تو آب ولرمی که بهش می‌گم «زندگی روزمره» غوطه‌ور کردم.

00:01:07.780 --> 00:01:14.280
‫می‌پرسی این کافیه؟ آره؛
‫این زندگیم به کسی آسیب نمی‌زنه.

00:01:14.280 --> 00:01:20.000
‫اوضاع همینه... چون کارآگاه دیگه مرده.

00:01:21.960 --> 00:01:24.170
تو همون کارآگاه افسانه‌ای هستی؟

00:02:58.680 --> 00:03:03.910
‫من الان دارم توسط دختری که تا حالا
‫ندیدمش تهدید می‌شم.

00:03:00.220 --> 00:03:03.930
قسمت دوم
من هنوز یادمه، بعد از این‌همه مدت

00:03:04.230 --> 00:03:07.020
‫بعلاوه، دلیلش هم کاملاً نامشخصه.

00:03:07.020 --> 00:03:09.610
‫ساکت نباش؛ جواب منو بده.

00:03:09.610 --> 00:03:11.610
‫تو همون کارآگاه افسانه‌ای،

00:03:11.610 --> 00:03:14.150
کیمیزوکا کیمیهیکو هستی که راجبش شایعاتی شنیدم؟

00:03:14.150 --> 00:03:19.370
‫کارآگاه... کلمه‌ی ناخوشایندی که تو
‫یک سال گذشته نشنیدمش.

00:03:19.370 --> 00:03:21.580
‫اشتباه گرفتی. ببخشید.

00:03:21.580 --> 00:03:23.080
‫وایسا!

00:03:24.000 --> 00:03:29.590
‫اگه بهم یه جواب درست حسابی ندی،
‫بدون ترحم زبون کوچیکت رو می‌گیرم.

00:03:29.590 --> 00:03:32.250
تو کیمیزوکا کیمیهیکو هستی، مگه نه؟

00:03:33.250 --> 00:03:35.920
‫وقتی داری جواب میدی حرف بزن!

00:03:37.090 --> 00:03:38.890
اه، تو خیلی حالت بده‌ــ

00:03:38.890 --> 00:03:43.760
‫این همه آب دهن ریختی رو انگشتای دختری که تازه دیدیش.

00:03:43.760 --> 00:03:49.690
این رفتار مسخره دیگه چیه؟
چوب چه ندونم‌کاری رو دارم می‌خورم؟

00:03:49.690 --> 00:03:53.150
‫اه، درسته.اینجوریه.

00:03:53.170 --> 00:03:58.170
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:03:58.360 --> 00:04:01.320
‫تو دلت می‌خواست بغل بشی.

00:04:09.080 --> 00:04:13.000
‫نه، نه، نه، نه، نه!
‫الان اینجا چیکار می‌کنی؟

00:04:13.000 --> 00:04:17.260
‫حیف شد. می‌تونستیم یکم بیشتر خوش بگذرونیم.

00:04:17.260 --> 00:04:19.590
‫انقدر واسه «خوش گذروندن» بدنت رو اینور اونور ننداز.

00:04:19.590 --> 00:04:22.800
‫سینه‌هات رو هم به پسری که نمی‌شناسیش تعارف نکن.

00:04:26.850 --> 00:04:29.190
‫ناتسوناگی ناگیسا.

00:04:31.310 --> 00:04:34.190
می‌تونم ازت بخوام قبلش دستت رو تمیز کنی؟

00:04:34.250 --> 00:04:36.380
‫<font size="70">.مترجم: صرفا جهت اطلاع، اینجا ناگیسا دست چپش رو داره تمیز می کنه، در حالی که دست راستش رو تو دهن کیمیزوکا کرده بود</c>

00:04:36.650 --> 00:04:40.450
‫من با یه درخواست برای تو اومدم اینجا.

00:04:41.660 --> 00:04:47.540
دارم دنبال یه نفر می‌گردم. تو... یه کارآگاه افسانه‌ای هستی، درسته؟

00:04:47.540 --> 00:04:49.790
‫متاسفانه، آدم اشتباهی رو گرفتی.

00:04:49.790 --> 00:04:51.460
آدم اشتباهی؟

00:04:54.550 --> 00:04:56.420
‫«باند کلاهبرداری پرداخت مستقیم دستگیر شد،»

00:04:56.420 --> 00:04:59.880
‫«قهرمان دبیرستان،»
‫«حرفه‌ای در پیدا کردن حیوانات گمشده،»

00:04:59.880 --> 00:05:02.550
‫«مصاحبه شگفت‌انگیز با پسری به نام ک.»

00:05:02.550 --> 00:05:05.060
‫«پسر قهرمان جان مردم را نجات داد.»

00:05:05.060 --> 00:05:10.520
اگه هنوزم اصرار می‌کنی کارآگاه افسانه‌ای نیستی،
پس دقیقا چی هستی؟

00:05:13.560 --> 00:05:15.770
گفتی داری دنبال کسی می‌گردی؟

00:05:15.770 --> 00:05:18.990
تو کارآگاه پرونده من می‌شی؟

00:05:18.990 --> 00:05:22.240
‫من هیچ‌وقت کارآگاه نمی‌شم. هر چند...

00:05:22.240 --> 00:05:23.950
هر چند؟

00:05:23.950 --> 00:05:26.370
‫اگه یه دستیار کفایت می‌کنه، پرونده رو قبول می‌کنم.

00:05:26.370 --> 00:05:28.250
این دیگه یعنی چی؟

00:05:28.250 --> 00:05:31.500
خب داری دنبال کی می‌گردی؟

00:05:32.920 --> 00:05:39.510
‫ازت می‌خوام... ازت می‌خوام بفهمی
‫کیه که می‌خوام پیداش کنم.

00:05:39.510 --> 00:05:41.010
ها؟

00:05:44.850 --> 00:05:49.390
‫یکی هست که حتماً باید باهاش ملاقات کنم و باهاش حرف بزنم...

00:05:49.390 --> 00:05:53.270
‫ولی عملاً هیچ ایده‌ای ندارم که اون کیه.

00:05:53.270 --> 00:05:59.610
‫حتی مبهم‌ترین حدسی راجب سنش،
‫جنسیتش، یا جایی که زندگی می‌کنه ندارم.

00:05:59.610 --> 00:06:05.410
‫بیا از این به بعد این فرد ناشناخته
‫که داری دنبالش می‌گردی رو «ایکس» صدا کنیم.

00:06:05.410 --> 00:06:08.910
هیچ چیزی راجب ایکس نمی‌دونی؟

00:06:08.910 --> 00:06:14.210
‫نه. حتی نمی‌فهمم چرا انقدر ذهنم درگیر ایکسه.

00:06:14.210 --> 00:06:19.250
‫فقط وقتی می‌خوام ایکس رو ببینم همچین لحظه‌های ناگهانی وجود دارن.

00:06:19.250 --> 00:06:22.420
و این موضوع تقریباً از کی شروع شد؟

00:06:22.420 --> 00:06:24.430
‫یک سال پیش.

00:06:24.430 --> 00:06:27.390
یک سال پیش چه اتفاقی افتاد؟

00:06:27.390 --> 00:06:34.350
‫من وقتی دم مرگ بودم، دوباره به زندگی برگشتم.
‫نه، زندگی بهم بخشیده شد.

00:06:34.350 --> 00:06:39.190
‫اون ضربان قلبی که مجبورت کردم تو کلاس بهش گوش بدی... برای خودم نیست.

00:06:39.190 --> 00:06:42.610
‫تو... پیوند قلب داشتی.

00:06:42.610 --> 00:06:45.660
‫از وقتی کوچیک بودم مشکل جدی قلب داشتم، ‫و همیشه

00:06:45.660 --> 00:06:47.870
داخل و بیرون بیمارستان، منتظر روزی بودم که

00:06:47.870 --> 00:06:49.870
‫بتونم یه پیوند دریافت کنم.

00:06:49.870 --> 00:06:53.700
‫یک سال پیش، بالاخره یه اهداکننده‌ی مناسب پیدا شد،

00:06:53.700 --> 00:06:57.040
‫و من تونستم عمل پیوند قلب رو انجام بدم.

00:06:57.040 --> 00:07:02.590
‫از اون موقع، موجودیت ایکس شروع به عبور از ذهنم کرد.

00:07:02.590 --> 00:07:06.510
‫که اینطور. انتقال حافظه‌ست.

00:07:06.510 --> 00:07:07.510
ها؟

00:07:07.510 --> 00:07:13.640
‫اون ایکسی که داری دنبالش می‌گردی،
‫کسیه که صاحب اصلی قلب می‌خواد ملاقاتش کنه.

00:07:13.640 --> 00:07:14.850
این احمقانه‌ترین‌ـــ

00:07:14.850 --> 00:07:21.110
اگه اینطور فکر می‌کنی، چرا راجب پیوند قلبت بهم گفتی؟

00:07:21.110 --> 00:07:25.650
‫با اینکه پدیده‌ی انتقال حافظه از نظر علمی تایید نشده،

00:07:25.650 --> 00:07:28.280
‫موارد زیادی وجود داشتن که بعد از عمل،

00:07:28.280 --> 00:07:30.620
‫بیمار تحت تاثیر اهداکننده عضو قرار می‌گرفت:

00:07:30.620 --> 00:07:33.040
‫کم کم از غذایی که ازش متنفر بودن خوششون میاد،

00:07:33.040 --> 00:07:37.120
‫خاطراتی از جاهایی به یاد میارن که هیچ‌وقت اونجا نبودن...

00:07:37.120 --> 00:07:38.290
خب که چی؟

00:07:38.290 --> 00:07:43.460
‫داری می‌گی من نیستم که می‌خوام ایکس رو ملاقات کنم،
‫در عوض این قلبه که می‌خواد این کار رو بکنه؟

00:07:43.460 --> 00:07:49.340
احتمالاً. برای همین به احتمال زیاد ایکس کسیه که
موقع زنده بودن اهداکننده با اون رابطه نزدیکی داشته‌ـــ

00:07:49.340 --> 00:07:54.520
‫معشوقه، عضو خانواده، دوست...

00:07:54.520 --> 00:07:56.480
‫واقعاً...

00:07:56.480 --> 00:08:01.980
‫خب، خوشحالم که فقط همین بود.
‫با این پرونده بسته می‌شه.

00:08:01.980 --> 00:08:04.360
ها؟ کجا داری میری؟

00:08:04.360 --> 00:08:06.360
تمام چیزی که می‌شه گفت همینه، مگه نه؟

00:08:06.360 --> 00:08:11.200
‫تو نیستی که می‌خوای ایکس رو ملاقات کنی،
‫بلکه اون صاحب قلبه.

00:08:11.200 --> 00:08:14.410
این یه خاطره از یه دوره زندگی دیگه‌ست
که به تو هیچ ربطی نداره‌ـــ

00:08:14.410 --> 00:08:19.540
‫نه، اینطور نیست! این فقط یه خاطره نیست‌ـــ
‫این یه کار ناتمومه!

00:08:19.540 --> 00:08:22.590
‫حتی بعد از اینکه بدنش مرده
‫و قلبش رو به من داده،

00:08:22.590 --> 00:08:24.960
‫هنوزم انقدر می‌خواد اون فرد رو ببینه!

00:08:24.960 --> 00:08:29.840
‫من زندگی‌ام رو مدیون این قلبم،
‫برای همین می‌خوام لطفش رو جبران کنم.

00:08:29.840 --> 00:08:33.550
‫می‌خوام کاری کنم این قلب، ایکس رو ملاقات کنه.

00:08:33.550 --> 00:08:35.180
‫این فقط به خاطر ارضای خودته.

00:08:35.180 --> 00:08:37.430
‫درسته، به خاطر ارضای خودمه.

00:08:37.430 --> 00:08:41.440
‫این قلب مال منه.
‫واسه همین می‌خوام اونا رو ببینم!

00:08:41.440 --> 00:08:43.980
‫این با حرفی که قبلاً داشتی میزدی در تضاده.

00:08:43.980 --> 00:08:45.610
‫خفه‌خون بگیر!

00:08:49.400 --> 00:08:51.070
‫بهرحال، کمکم کن.

00:08:51.070 --> 00:08:53.620
‫فرض می‌کنم قراره حقوق بگیرم...

00:08:53.620 --> 00:08:57.250
در اون مورد، گذاشتم واسه پیش‌پرداخت سینه‌هام رو لمس کنی، مگه نه؟

00:08:57.250 --> 00:08:59.620
‫کار با اهرم فشار رو خوب بلدی...

00:09:06.210 --> 00:09:07.840
‫ببخشید که منتظرت گذاشتم.

00:09:15.510 --> 00:09:21.190
‫نباید به یه دختر هم‌پایه‌ایت
‫که دوست‌دخترت نیست اونجوری منحرفانه زل بزنی.

00:09:21.190 --> 00:09:27.360
‫ببین کی داره این حرفو می‌زنه، کسی که یه پسر هم‌پایه‌ای رو
‫ـ‌که دوست پسرش نیست‌ـ به ممه‌هاش فشار داده.

00:09:27.360 --> 00:09:29.950
‫خودتم می‌دونی ازش لذت بردی.

00:09:34.160 --> 00:09:37.080
‫جدی می‌گم، دیگه داری زیادی زل می‌زنی.

00:09:38.040 --> 00:09:43.500
‫نه، زل نمی‌زدم‌ـــ‌ داشتم به، خب،
‫ترقوه‌ت نگاه می‌کردم، نه سینه‌ات.

00:09:43.500 --> 00:09:47.840
‫ترسناکی! ترجیح می‌دادم به
‫سینه‌ام نگاه کنی.

00:09:47.840 --> 00:09:51.170
‫ناتسوناگی، تو این سن،
‫ترقوه‌های فوق‌العاده‌ای داری.

00:09:51.170 --> 00:09:55.010
‫هیچ نمی‌دونم فکر می‌کنی چه ارتباطی بین سن و ترقوه وجود داره!

00:09:56.050 --> 00:09:59.060
همم، قبلاً همچین مکالمه‌ای بگیر و ببندی نداشتیم؟

00:09:59.060 --> 00:10:03.730
‫تصور اینکه همچین صحبتی بیشتر از
‫یه بار داره اتفاق میفته از بدم بدتره.

00:10:03.730 --> 00:10:06.440
خب، باید راه بیفتیم‌ـــ؟

00:10:07.440 --> 00:10:09.780
‫اون یارو رو بگیرین! اون دزده!

00:10:09.780 --> 00:10:11.070
عه؟

00:10:15.410 --> 00:10:16.660
هاـــ؟

00:10:18.530 --> 00:10:22.370
ای بابا... بازم تو،
آشغال تیکه‌ی کوتوله؟

00:10:25.830 --> 00:10:30.210
‫تو سه‌چهارم جرم‌های این منطقه درگیری.

00:10:30.210 --> 00:10:33.510
‫این تو ذاتمه، کاریش نمی‌تونم بکنم.

00:10:33.510 --> 00:10:36.680
خب؟ الان تنهایی کار می‌کنی؟

00:10:36.680 --> 00:10:40.100
نه، خودم تنهایی که کاری از دستم برنمیاد، مخصوصاً جلوی‌ـــ

00:10:40.100 --> 00:10:44.100
‫بعلاوه، به نظر همونطور که فکر می‌کردیم،
‫از دایره توجه اون تشکیلات خارج شدم.

00:10:44.100 --> 00:10:49.520
‫آره، واقعا آدم بی‌احساسی هستی.
‫«آدم مرده نمی‌تونه حرف بزنه.» نه؟

00:10:51.190 --> 00:10:53.860
آخ! این دیگه واسه چی بود؟

00:10:53.860 --> 00:10:57.950
‫فقط حس کردم لازمه.
‫یا باید بگم...؟

00:10:57.950 --> 00:11:00.990
‫خب. ایشون فوبی-سانه.

00:11:02.620 --> 00:11:04.620
‫کاسه فوبی هستم.

00:11:04.620 --> 00:11:07.330
شما یه پلیس هستین، مگه نه؟

00:11:07.330 --> 00:11:12.590
‫اون یه دستیار بازرسه، فرضاً.
‫اون کسیه که قرار بود ببینیمش.

00:11:12.590 --> 00:11:13.720
عه؟

00:11:13.720 --> 00:11:17.390
‫فوبی-سان، یه موردی راجب دوست دخترم هست که می‌خوام راجبش صحبت کنم.

00:11:17.390 --> 00:11:18.180
دوست‌دخترت؟

00:11:18.180 --> 00:11:20.260
‫این فقط یه اصطلاحه.

00:11:20.260 --> 00:11:24.520
.از ملاقاتتون خوشبختم
.اسم من ناتسوناگی ناگیسا هستش

00:11:24.520 --> 00:11:29.310
بحث در مورد یه چیزی... چرا با من؟

00:11:29.310 --> 00:11:32.190
،با شناختی که از شما دارم
 .فکر کردم که ممکنه بتونید کاری کنید

00:11:32.190 --> 00:11:35.650
نادون. چی رو فکر کردی من می‌تونم انجام بدم؟

00:11:35.650 --> 00:11:39.740
.فوبی-سان، شما یه پلیس معمولی نیستید

00:11:39.740 --> 00:11:42.540
نیستم؟ چطور؟

00:11:42.540 --> 00:11:44.250
.عزم و اراده‌ـتون

00:11:49.590 --> 00:11:56.090
.که اینطور. فهمیدم چی داری میگی
 .اما ما که دکتر نیستیم

00:11:56.090 --> 00:11:57.760
.از یکی دیگه بخواید کمک‌ـتون کنه

00:11:57.760 --> 00:12:00.140
‌ــ لطفا! من دیگه نمی‌تونم

00:12:00.140 --> 00:12:02.220
...و دیگه

00:12:02.220 --> 00:12:08.140
،من سرم شلوغه، بعد از این
 .من قراره به خونه بزرگه یه سری بزنم

00:12:08.140 --> 00:12:09.980
...خونه بزرگه

00:12:11.190 --> 00:12:16.530
...حالا... اگه شما دوتا می‌خواستید که دنبالم بیاین

00:12:16.530 --> 00:12:18.780
.بستگی به خودتون داره ...

00:12:24.490 --> 00:12:29.040
.گوش کنید، من چندتا کار دارم که باید طبقه‌ی بالا بهشون برسم

00:12:29.040 --> 00:12:32.290
.فقط یادتون باشه که بیست دقیقه وقت دارید

00:12:35.590 --> 00:12:37.090
فهمیدید؟

00:12:37.090 --> 00:12:38.420
.بله

00:12:40.680 --> 00:12:47.270
،میگم، کیمیزوکا، یکم واسه پرسیدنش دیره
 ولی قرار نبود به یه خونه‌ی بزرگ بریم؟

00:12:47.270 --> 00:12:49.770
...اما اینجا خیلی

00:12:49.770 --> 00:12:51.190
.اینجا زندونه، به نظرم

00:12:51.190 --> 00:12:54.940
این «به نظرم» دیگه چی بود گفتی؟
 چی سر اون خونه بزرگه‌‌ای که قرار بود بریم، اومد؟

00:12:54.940 --> 00:12:57.030
!یه اصطلاحه! یه اصطلاحه

00:12:57.030 --> 00:12:58.610
ا‌-اصطلاح؟

00:12:58.610 --> 00:13:00.700
چرا اینقدر هیجان‌زده میشی؟

00:13:00.700 --> 00:13:01.660
ها؟

00:13:01.660 --> 00:13:07.160
...بیا بریم. جایی که می‌خوایم بریم
.آخر این راهرو هستش

00:13:10.920 --> 00:13:12.460
کی اینجاست؟

00:13:12.460 --> 00:13:13.460
.یه نفر

00:13:13.460 --> 00:13:14.920
.یکم جدی باش

00:13:14.920 --> 00:13:17.000
.یه نفر که انسانیت خودش رو از دست داد

00:13:17.000 --> 00:13:19.970
میشه لطفا...؟ ها؟

00:13:23.680 --> 00:13:29.850
.خیلی وقته خبری ازت نبود... کارآگاه افسانه‌ای

00:13:29.850 --> 00:13:33.730
.متاسفانه، من کارآگاه افسانه‌ای نیستم

00:13:34.900 --> 00:13:40.530
نه، تو... واتسون بودی، مگه نه؟

00:13:40.530 --> 00:13:44.160
مگه چشمات می‌تونن چیزی رو ببینن؟

00:13:44.160 --> 00:13:49.330
‌ــ نه خیر. منم الان مثل توام، واتسون
 .با اون چشمای خسته‌ی ماهی شکلت

00:13:49.330 --> 00:13:56.670
.این که بزرگترین تراژدی قرن‌ـه
.در ضمن، دیگه اونطوری صدام نکن

00:13:56.670 --> 00:14:00.420
چی، دیگه دست از دستیار بودن کشیدی؟

00:14:06.970 --> 00:14:09.730
ما امروز اومدیم تا باهات
 .در مورد یه چیزی حرف بزنیم

00:14:09.730 --> 00:14:11.980
،تو که اینجا نمی‌اومدی تا منو ببینی

00:14:11.980 --> 00:14:15.690
.مگه اینکه مسئله‌ی خاصی پیش اومده باشه

00:14:15.690 --> 00:14:20.900
.این واقعا فرصت مناسبی واسه وقت گذروندنه
.بگو ببینم چی شده

00:14:20.900 --> 00:14:22.400
...باشه پس

00:14:23.700 --> 00:14:25.320
چی شده؟

00:14:26.450 --> 00:14:30.700
.خیلی عصبی به نظر میای. قبلاً اینطوری نبودی

00:14:30.700 --> 00:14:32.790
منظورت از این حرف چیه؟

00:14:36.210 --> 00:14:38.670
.کوموری، بذار معرفی‌ کنم

00:14:38.670 --> 00:14:43.340
دختری که الان کنارمه، اسمش ناتسوناگی ناگیسا هستش؛
.ما هردومون تو مدرسه تو یه کلاس هستیم

00:14:43.340 --> 00:14:47.430
ناتسوناگی... ناگیسا؟

00:14:47.430 --> 00:14:51.140
.از ملاقاتتون خوشبختم. اسم من ناتسوناگی هستش

00:14:51.140 --> 00:14:57.270
.من... اومدم که در مورد قلبم با شما حرف بزنم

00:15:08.870 --> 00:15:15.500
که اینطور. پس شما دارید می‌پرسید
 که من چیزی در مورد صاحب این قلب می‌دونم یا نه؟

00:15:15.500 --> 00:15:20.290
...بله، درسته. همینطوره، ولی

00:15:20.290 --> 00:15:24.670
ناتسوناگی، اون یه شخصی نیست
.که بخوای یه آدم معمولی صداش بزنی

00:15:24.670 --> 00:15:28.600
.حالا که گفتم، اینم بگم که اون یه انسان عادی نیست

00:15:28.600 --> 00:15:29.800
ها؟

00:15:29.800 --> 00:15:35.810
کوموری یه نیمه اندروید هستش
 .که توسط یه سازمان مخفی به نام اسپس ساخته شده

00:15:35.810 --> 00:15:37.100
بله؟

00:15:37.100 --> 00:15:38.860
باورکردنی نیست، مگه نه؟

00:15:38.860 --> 00:15:41.570
،معلومه که نیست
 ‌ــ این حرف‌های عجیب و غریب

00:15:41.570 --> 00:15:46.860
،تو این دنیای بزرگ
 .همچین چیز‌هایی هم وجود دارن

00:15:49.280 --> 00:15:54.250
.اگه بخوام، می‌تونم صدای آدم‌ها رو از صد کیلومتری اینجا بشنوم

00:15:54.250 --> 00:15:58.920
.اصلا کار سختی نیست که بخوام صدای قلبت رو بشنوم، دخترجون

00:15:58.920 --> 00:16:02.130
،این اندروید اطراف دنیا رو گشته
 .و از اون چیز به عنوان سلاح استفاده می‌کرده

00:16:02.130 --> 00:16:05.050
،پس فکر کردم شاید ممکن باشه

00:16:05.050 --> 00:16:10.180
.که با صاحب قبلی قلبت، رو‌به‌رو شده باشه

00:16:10.180 --> 00:16:15.730
،من نمی‌خواستم که چیزی رو ازت قایم کنم
 .ولی من این مرد رو خوب می‌شناسم

00:16:15.730 --> 00:16:18.940
.آره کاملاً مشخصه

00:16:18.940 --> 00:16:24.530
چهار سال از زمانی که گیر شما دوتا افتادم گذشته؟

00:16:24.530 --> 00:16:26.530
شما... دوتا؟

00:16:26.530 --> 00:16:28.780
.چه حس نوستالژی رو دارم حس می‌کنم

00:16:28.780 --> 00:16:34.080
خب، آره، من نمی‌خوام گوش اون یارو
 .به صدای قلب من گوش کنه

00:16:34.080 --> 00:16:36.000
...اینکه قابل درکه

00:16:36.000 --> 00:16:41.130
.بیخیال. برای شنیدن صدای قلبت این فاصله برام کافیه

00:16:41.130 --> 00:16:46.340
.یا باید بگم، من صدای قلب تو رو از خیلی وقت پیش تشخیص دادم، دخترجون

00:16:46.340 --> 00:16:47.840
ها؟

00:16:47.840 --> 00:16:54.680
کوموری... تو واقعا صاحب قبلی قلب ناتسوناگی رو ملاقات کردی؟

00:16:54.680 --> 00:16:59.730
 ،به جای یه توضیح خسته کننده
 !این کار منظورم رو بهتر می‌رسونه

00:17:04.530 --> 00:17:06.360
این یعنی...؟

00:17:14.030 --> 00:17:15.950
!سیستا

00:17:15.950 --> 00:17:20.460
 .دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونی دستت رو روی من بلند کنی

00:17:20.460 --> 00:17:24.500
 .من بدنیا اومدم تا کارآگاه افسانه‌ای باشم‌؛ این تو خونمه

00:17:26.340 --> 00:17:33.600
....غیر ممکنه... اون... اون نمی‌تونه
.این کارو با من نکن

00:17:34.560 --> 00:17:35.720
‌ــ من دیگه نمی‌تون

00:17:35.720 --> 00:17:40.060
.واتسون... اینکه سرت رو تو برف کنی رقت‌انگیزه

00:17:41.310 --> 00:17:46.610
.از اول، مطمئن بودم که اون یکی دختره اومده اینجا

00:17:48.650 --> 00:17:53.660
.خیلی وقته خبری ازت نبود... کارآگاه افسانه‌ای

00:17:54.990 --> 00:18:00.960
.پس قضیه از این قراره
.حدس زدم یه جای کار می‌لنگه

00:18:00.960 --> 00:18:07.460
من اصلاً از اون آدمایی نبودم که پسری رو که
.برای اولین باره دارم می‌بینمش رو بغل کنم

00:18:07.460 --> 00:18:13.970
پس اونطوری رفتار کردنم به خاطر خودم نبوده؛
.در واقع به خاطر صاحب این قلب هستش

00:18:13.970 --> 00:18:16.010
‌ــ اون چیزی بوده که اون دختره مجبورم کرد

00:18:16.010 --> 00:18:20.100
،کارآگاه افسانه‌ای سیستا
 .کسی که دستیارش بودی

00:18:20.100 --> 00:18:23.690
...ناتسوناگی، تو

00:18:27.570 --> 00:18:29.940
.این تصادفیه

00:18:29.940 --> 00:18:35.910
ملاقات کردن با تو و این مورد که
 ...قلب سیستا تو بدنت هستش

00:18:35.910 --> 00:18:38.160
...همش

00:18:44.210 --> 00:18:48.590
اینم به خاطر تاثیر صاحب قبلی قلبت بود، ناتسوناگی؟

00:18:48.590 --> 00:18:55.300
.نه نبود، این دیگه خودم بودم
 !می‌خواستم که تو رو بزنم، پس زدمت

00:18:55.300 --> 00:18:59.180
تصادفیه؟ تو همه‌ی این چیز‌ها رو میگی تصادفیه؟

00:18:59.180 --> 00:19:03.600
!چه حرف مسخره‌ای! سعی نکن احساساتت رو با این کلمه مخفی کن

00:19:03.600 --> 00:19:10.070
،این یعنی حسرت خوردن! حتی بعد از مردن
 !می‌خواد که تو رو ببینه و باهات باشه

00:19:10.070 --> 00:19:18.530
‌ــ این تنها و آخرین آرزوی این قلبه! برای خیلی وقته، ما

00:19:18.530 --> 00:19:22.500
،کیمیزوکا کیمیهیکو
!داشتم دنبالت می‌گشتم

00:19:22.500 --> 00:19:27.290
!سعی نکن که همش رو با کلمه‌ی «تصادفیه» توجیه‌اش کنی

00:19:27.290 --> 00:19:30.670
!حق اینو نداری که بخوای آرزوی قلبی یه نفر رو بی‌اهمیت جلوه بدی

00:19:36.260 --> 00:19:38.350
این تویی؟

00:19:40.640 --> 00:19:46.310
اصلاً میدونی گرفتار چه دردسر‌هایی شدم
بعد از اینکه منو دستیارت کردی...؟

00:19:46.310 --> 00:19:50.690
یه نبرد با یه سازمان فرابشری رو
،برای سه سال دنبال کردیم

00:19:50.690 --> 00:19:54.190
تو گرفتاری‌های خیلی سخت، ما کل دنیا رو از دست تعقیب‌کننده‌ها
 .بدون هیچ پول و چیز دیگه‌ای در رفتیم

00:19:54.190 --> 00:19:57.610
.موقع طوفان بیرون خوابیدیم

00:19:57.610 --> 00:19:59.320
،یه دفعه، بعد از برنده شدن تو یه کازینو

00:19:59.320 --> 00:20:02.450
،ما روی مبل یه هتل تفریحی بالا و پایین می‌پریدیم

00:20:02.450 --> 00:20:05.200
.اما روز بعدش، بازم پول‌‌ـمون تموم شد

00:20:05.200 --> 00:20:08.000
،ما از میون بیابون‌ها گذشتیم، جنگل‌ها رو رد کردیم

00:20:08.000 --> 00:20:10.420
.از کوه‌ها گذشتیم و اقیانوس‌ها رو دور زدیم

00:20:10.420 --> 00:20:13.920
...اما بعدش... اما بعدش

00:20:15.720 --> 00:20:20.260
.چطور تونستی کنار من بمیری؟ احمق

00:20:34.820 --> 00:20:40.320
.خوشحالم که براتون مفید بوده
.هر وقت خواستی می‌تونی ازم تشکر کنی

00:20:40.320 --> 00:20:43.950
فوبی-سان، از اول میدونستی، مگه نه؟

00:20:43.950 --> 00:20:45.910
ها؟

00:20:45.910 --> 00:20:52.130
.در مورد اون... در مورد کسی که که صاحب قلب ناتسوناگی بوده

00:20:53.250 --> 00:20:54.800
.فوبی-سان

00:21:02.010 --> 00:21:06.810
من هیچ‌وقت اینقدر سنگدل نمیشم که از یه خانم جوان بخوام
.کار‌های کارآگاهی رو انجام بده

00:21:06.830 --> 00:21:13.830
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:21:14.230 --> 00:21:16.570
.به خاطر امروز ممنونم

00:21:16.570 --> 00:21:17.900
ها؟

00:21:17.900 --> 00:21:22.160
...به خاطر تو
...چطوری بگم، اون

00:21:22.160 --> 00:21:26.490
‌ــ نمی‌تونستم با این قضیه اونطوری که قبلاً بودم، کنار بیام
.این چیزیه که فهمیدم

00:21:26.490 --> 00:21:29.790
...اگه داری اینو میگی، پس منم

00:21:29.810 --> 00:21:33.810
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:21:34.170 --> 00:21:40.680
،ناتسوناگی.. اون قلب واسه هر کسی باشه

00:21:40.680 --> 00:21:44.720
.تو میتونی زندگی خودت رو ادامه بدی

00:21:44.720 --> 00:21:46.770
...ها

00:21:46.770 --> 00:21:50.390
.لازم نیست که بخوای یه کس دیگه‌ای باشی

00:21:52.980 --> 00:21:54.440
.فعلا

00:21:58.070 --> 00:22:01.030
‌ــ کیمیزوکا، من

00:22:02.280 --> 00:22:04.580
چیه، ناتسوناگی؟

00:22:06.290 --> 00:22:07.910
...میگم، من

00:22:07.910 --> 00:22:10.000
ها؟

00:22:10.000 --> 00:22:14.540
یه چیزی هستش که می‌خواستم
!از یه کارآگاه افسانه‌ای بخوام که بهش برسه