﻿WEBVTT

00:01:03.370 --> 00:01:13.370
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:12.130 --> 00:00:17.180
‫کیمیزوکا، چیزی که دیروز
‫گفتی... حقیقت داشت، مگه نه؟

00:00:17.180 --> 00:00:20.520
مگه چون بهم باور داشتی، الان اینجا نیستی؟

00:00:20.520 --> 00:00:22.770
‫فکر کنم همینطوره.

00:00:22.770 --> 00:00:25.440
چیزی هست که اذیتت می‌کنه؟

00:00:25.440 --> 00:00:30.860
‫چیز خاصی نیست؛
‫فقط به طور مبهمی ناراضی‌ام.

00:00:30.860 --> 00:00:32.900
از چی؟

00:00:32.900 --> 00:00:37.320
‫از این حقیقت که با اینکه من کارآگاهم،

00:00:37.320 --> 00:00:39.410
‫تو داری تلاش می‌کنی تا پرونده رو حل کنی.

00:00:39.410 --> 00:00:42.040
‫فقط اوضاع این دفعه اینطوری پیش رفت.

00:00:42.040 --> 00:00:45.580
‫روزی می‌رسه که تو به دادم می‌رسی.

00:00:45.580 --> 00:00:50.500
‫تا الان، من فقط تو این موقعیت بودم.

00:00:50.500 --> 00:00:55.010
‫اگه کاری نکنم، اون قلبت از دستم ناراحت می‌شه.

00:00:57.430 --> 00:00:59.180
‫تقریبا موقع شروع اجرائه.

00:00:59.180 --> 00:01:01.850
چی شده؟ برات مهمه، مگه نه؟

00:01:01.850 --> 00:01:05.520
‫فقط بخاطر کار. دیروز هم گفتم.

00:01:05.520 --> 00:01:09.570
،این حرفیه که خودت داری می‌زنی
ولی این تمام اون حرکتا رو توجیه می‌کنه؟

00:01:09.570 --> 00:01:12.190
‫دیروز خیلی چندش بودی.

00:01:12.190 --> 00:01:14.360
‫بهم نگو «خیلی چندش».

00:01:14.360 --> 00:01:18.450
‫اینکه یه دختر دبیرستانی بگه «خیلی چندش» دردناک‌ترین حالت ممکنه.

00:01:18.450 --> 00:01:22.740
‫بهرحال، الان وقت واسه صحبت‌های الکی نداریم.
‫یکم تندتر برین.

00:01:22.740 --> 00:01:25.040
‫می‌خوام واسه هشتاد و یک سر وقت برسم.

00:01:25.040 --> 00:01:27.540
تو واقعا طرفدارشی، مگه نه؟

00:01:30.920 --> 00:01:34.800
قسمت چهارم
چیزی که در آن چشم می‌بینم

00:01:38.930 --> 00:01:43.680
‫ما گفتیم نیروی کمکی نیاز داریم،
‫ولی حالا فقط خودمون دو تا موندیم...

00:01:43.680 --> 00:01:47.190
‫تا موقعی که فقط خودمون دو تا درگیرش باشیم، کافیه.

00:01:47.190 --> 00:01:50.610
‫اونا اونجا هم دست‌شون بسته‌ست؛
‫نمی‌تونیم هرچیزی که می‌خوایم رو بگیریم.

00:01:50.610 --> 00:01:54.780
که اینطور... خب «اونایی» که راجبشون حرف زدی‌ــ

00:01:54.780 --> 00:01:57.400
اگه دارن جایی قایم می‌شن، پس کجان؟

00:01:57.400 --> 00:01:59.160
‫نمی‌دونم.

00:01:59.160 --> 00:02:02.120
‫می‌تونن بین تماشاگر‌ها باشن،

00:02:02.120 --> 00:02:07.000
‫یا امکانش هست مثل اون یارو دیروزیه پشت صحنه قایم شده باشن.

00:02:07.000 --> 00:02:11.670
باید اونو تو تاکسی می‌ذاشتی؛ گرمت نیست؟

00:02:11.670 --> 00:02:14.210
‫آره، یه کوچولو.

00:02:18.820 --> 00:02:25.580
♬ شاید مزه‌ی یه استیک عالی و فوق‌العاده باشه ♬

00:02:23.140 --> 00:02:25.600
‫L.O.V.E. یو-ری-نیان!

00:02:25.600 --> 00:02:30.980
♬ یه داستان اسرارآمیز، خاطره‌ی یه عشق تلخ و شیرین ♬

00:02:30.980 --> 00:02:37.690
♬ قلبم به تالاپ تولوپ میفته، وقتی مست هیجان اون شراب غرش گریزلی‌ام ♬

00:02:37.690 --> 00:02:41.030
‫وای. این خیلی با تمرینش فرق داره.

00:02:37.690 --> 00:02:42.970
♬ عشق رو می‌خوام که ترش و شیرین باشه، تمشک فوق‌العاده دوست‌داشتنی ♬

00:02:41.030 --> 00:02:43.970
هوی! صندلی‌های ما کجاست؟

00:02:42.990 --> 00:02:47.520
♬ گریزلی--قراره قلبت رو با قدرت خرسی بخوره ♬

00:02:43.990 --> 00:02:47.540
‫چرا باید صندلی داشته باشیم؟
‫ما که بلیط نداریم!

00:02:47.540 --> 00:02:48.830
‫که اینطور...

00:02:48.830 --> 00:02:52.250
‫برای شروع، بیا دنبال اون جای خوبی که دیروز انتخاب کردیم بگردیم.

00:02:52.250 --> 00:02:54.920
‫عه؟ هوی، وایسا!

00:03:00.630 --> 00:03:04.720
‫باورنکردنیه... اون بچه
‫با بقیه مثل آشغال رفتار می‌کنه.

00:03:10.770 --> 00:03:14.020
‫سایکاوا یو-ری-نیان!

00:03:14.020 --> 00:03:17.070
‫از همه‌تون ممنونم!

00:03:19.110 --> 00:03:21.570
انرژی‌هاتون رفته بالا؟

00:03:21.570 --> 00:03:25.330
‫می‌تونم همه‌تون رو ببینم!

00:03:33.960 --> 00:03:36.670
هنوز نوبت اون یکی آهنگ نشده، مگه نه؟

00:03:36.670 --> 00:03:39.840
‫آره، اون بعدیه - بعد از هشتاد و یک.

00:03:39.840 --> 00:03:44.890
‫درسته، همینطور بود. پس تمرین دیروز واقعا واسه کار بود.

00:03:44.890 --> 00:03:47.390
‫زیادی بهم شک داری.

00:03:47.390 --> 00:03:51.310
‫اگه قراره اتفاقی بیفته، در طول «روح یاقوت» میفته.

00:03:51.310 --> 00:03:57.400
‫حالا که هیجان‌زده‌این، یعنی نوبت...

00:03:57.400 --> 00:04:01.070
‫الان هشتاد و یک اجرا می‌شه. باید یکم عجله کنیم.

00:04:04.570 --> 00:04:05.950
ها-؟

00:04:05.950 --> 00:04:08.830
ا-این...؟

00:04:08.830 --> 00:04:11.080
‫ترتیب آهنگ‌ها عوض شده!

00:04:12.080 --> 00:04:14.960
‫ولی تو انقدر مشتاق هشتاد و یک بودی!

00:04:14.960 --> 00:04:18.130
‫مسئله این نیست! عجله کن!

00:04:26.470 --> 00:04:31.430
♬زود از خواب بیدار شدم، هنوزم خوابم میاد،‌ ولی♬

00:04:31.430 --> 00:04:32.560
‫یو-ری-نیان!

00:04:32.560 --> 00:04:38.670
♬ فقط یکی از پرده‌ها رو کنار زدم ♬

00:04:36.980 --> 00:04:43.170
‫برای این آهنگ، بزرگترین کارش، اون اجرای خاصی انجام میده.

00:04:38.690 --> 00:04:44.720
♬ شکل یه احساس خاص ♬

00:04:43.200 --> 00:04:45.640
‫این باید دلیلش باشه.

00:04:44.740 --> 00:04:51.140
♬ سعی می‌کنم احساسی رو بپذیرم که یه توهم نیست ♬

00:04:45.660 --> 00:04:50.120
‫درسته. در واقع هدف خلافکار‌ها یاقوت داخل خزانه‌ش نیست.

00:04:50.120 --> 00:04:52.890
‫اونا در واقع دارن خود سایکاوا رو هدف می‌گیرن.

00:04:51.160 --> 00:04:58.110
♬ مثل یه آینده که زمین آبی رو بازتاب میده ♬

00:04:52.910 --> 00:04:55.920
‫تازه ایده‌ای از اینکه انگیزه‌شون چی می‌تونه باشه تو ذهنم دارم.

00:04:55.920 --> 00:05:00.270
‫وقتی واسه بررسی کردن همه‌ی جاهایی که خلافکار‌ها ممکنه قایم شده باشن ندارم.

00:04:58.090 --> 00:05:02.860
♬ بیا دورترین نقطه‌ی کهکشان رو با نور روشن کنیم ♬

00:05:00.300 --> 00:05:02.880
‫تو این موقعیت، باید تا جای ممکن به سایکاوا نزدیک بشم.

00:05:02.880 --> 00:05:06.130
♬ یاقوت - یه صحنه‌ی درخشان ♬

00:05:06.130 --> 00:05:09.760
‫با این حال، هیچ تضمینی نیست که بتونم ازش محافظت کنم.

00:05:06.130 --> 00:05:09.760
♬ خیال - فراتر از همه‌ی رویاها ♬

00:05:09.760 --> 00:05:12.310
‫درنهایت، تا موقعی که اون عوضی‌ها رو پیدا نکنیم...

00:05:09.760 --> 00:05:12.310
♬ می‌خوایم آواز پرطنین عشق سر بدیم ♬

00:05:12.310 --> 00:05:18.360
♬ بیاین بریم - آسمون شب که با ستاره‌ها سوسو می‌زنه  ♬

00:05:12.980 --> 00:05:15.850
کجان؟ اونا کجا هستن؟

00:05:18.360 --> 00:05:21.110
♬ آهنگ درون سینه‌ام می‌تپه ♬

00:05:21.110 --> 00:05:23.650
‫با این صدای زیاد، و مهمتر تشویق‌ها،

00:05:21.110 --> 00:05:30.100
♬ دستت رو بیشتر دراز کن؛ می‌تونی معجزه رو بگیری ♬

00:05:23.650 --> 00:05:26.910
.‫گوش‌های من کاملا بلااستفاده‌ شدن

00:05:31.620 --> 00:05:35.160
‫پس اگه شنوایی و بینایی‌ام درست کار نمی‌کنن،

00:05:35.160 --> 00:05:38.170
‫همچین تاثیری روی ذهنم هم می‌ذاره...

00:05:39.420 --> 00:05:44.340
♬ روی در کاملا نو می‌کوبم ♬

00:05:44.340 --> 00:05:45.570
‫یو-ری-نیان!

00:05:45.090 --> 00:05:47.530
‫همین حالا به ناتسوناگی احتیاج دارم، ولی با این اوضاع،

00:05:45.590 --> 00:05:51.530
♬ هی عقب و جلو می‌کنم، شجاعتم قایم موشک بازی می‌کنه ♬

00:05:47.550 --> 00:05:51.530
‫ما حتی نمی‌تونیم به کمترین میزان ممکن اهداف‌مون رو به ارتباط بذاریم.

00:05:48.970 --> 00:05:51.560
‫کاوایی تمام‌عیار، یو-ری-نیان!

00:05:51.560 --> 00:05:55.060
‫لعنتی! سر و صدا خیلی آزاردهنده‌ست.

00:05:51.560 --> 00:05:57.670
♬ دوباره به این فکر کنم که چی از همه مهمتره ♬

00:05:55.060 --> 00:05:57.690
‫سر و صدا... خودشه!

00:05:57.670 --> 00:06:04.030
♬ نباید احساس تنهایی بکنی ♬

00:05:57.690 --> 00:06:02.320
‫اون حتی می‌تونه ضربان قلب ضاربی رو که جایی قایم شده بشنوه.

00:06:02.320 --> 00:06:04.030
منم! می‌تونی صدامو بشنوی؟

00:06:04.030 --> 00:06:10.950
♬ مثل آرزویی که در راه شیری سفید معلقه ♬

00:06:05.030 --> 00:06:06.990
ضارب کجاست؟

00:06:10.950 --> 00:06:15.750
♬ بیاین تا پایان کهکشان خواسته قلبی خودمون رو دنبال کنیم ♬

00:06:12.720 --> 00:06:14.200 line:50%
طبقه دوم بخش میانی

00:06:15.750 --> 00:06:19.210
♬ یاقوت - حتی یه صدای ساکت ♬

00:06:19.210 --> 00:06:22.380
♬ خیال - می‌تونه منبع قدرت باشه ♬

00:06:22.380 --> 00:06:27.950
♬ ضربانی که طنین‌انداز میشه ما رو به اونجا هدایت می‌کنه ♬

00:06:26.800 --> 00:06:27.930
‫لعنتی!

00:06:27.930 --> 00:06:31.050
♬ بیاین بریم - آسمون شب که با ستاره‌ها سوسو می‌زنه  ♬

00:06:31.050 --> 00:06:34.810
♬ آهنگ درون سینه‌ام می‌تپه ♬

00:06:34.810 --> 00:06:44.050
♬ دیگه نترس، معجزه‌ای که به دنبالشیم ♬

00:06:40.020 --> 00:06:44.070
‫اوج آهنگ داره نزدیک می‌شه. چیزی که یویی مخفی نگهش می‌داره مشخص می‌شه.

00:06:44.070 --> 00:06:48.450
‫مهم‌ترین راز سایکاوا یویی چیزیه که پشت اون چشم‌بند مخفی شده.

00:06:48.450 --> 00:06:50.950
‫رازی که اون از ما مخفی کرد.

00:06:52.740 --> 00:06:58.660
♬ راز مخفی تو جعبه جواهراته ♬

00:06:58.660 --> 00:07:06.030
♬ نوری خیره‌کننده ناگهان منتشر می‌شه ♬

00:07:02.330 --> 00:07:04.250
‫درسته.

00:07:04.250 --> 00:07:10.910
‫یاقوت معجزه‌ای که سه میلیارد ین ارزش داره چشم چپ سایکاوا یویی‌‍ه.

00:07:07.420 --> 00:07:10.930
♬ یاقوت - یه صحنه‌ی درخشان ♬

00:07:10.930 --> 00:07:14.010
♬ خیال - فراتر از همه‌ی رویاها ♬

00:07:10.930 --> 00:07:14.010
‫باید به موقع برسم!

00:07:14.010 --> 00:07:17.430
‫هی تو می‌خواستی چیکار کنی؟ همینجا وایسا!

00:07:14.010 --> 00:07:19.710
♬ می‌خوایم آواز پرطنین عشق سر بدیم ♬

00:07:17.430 --> 00:07:19.730
‫سایکاوا تو خطره!

00:07:19.730 --> 00:07:22.730
♬ بیاین بریم - آسمون شب که با ستاره‌ها سوسو می‌زنه  ♬

00:07:22.730 --> 00:07:26.480
♬ آهنگ درون سینه‌ام می‌تپه ♬

00:07:26.480 --> 00:07:34.600
♬ دستت رو بیشتر دراز کن؛ می‌تونی معجزه رو بگیری ♬

00:07:29.490 --> 00:07:31.610
‫کیمیزوکا!

00:07:31.610 --> 00:07:34.580
‫ولم کن!

00:07:36.620 --> 00:07:41.170
♬ آینده بسیار باز ♬

00:07:41.170 --> 00:07:46.840
♬ منظره‌ی جلوی چشمات ♬

00:07:48.760 --> 00:07:53.260
♬ تلاقی خاطرات ♬

00:07:53.260 --> 00:07:59.680
♬ بیا معجزه رو بگیریم ♬

00:08:24.580 --> 00:08:26.630
کیمیزوکا-سان؟

00:08:33.680 --> 00:08:37.680 line:20%
«یویی سایکاوا-ساما»

00:08:35.300 --> 00:08:41.980
‫تقصیر منه. اطلاعاتی که باید به شما می‌گفتم رو مخفی کردم.

00:08:41.980 --> 00:08:46.980
‫میگم، من هنوز تمام این قضایا رو متوجه نشدم.

00:08:46.980 --> 00:08:48.770
‫که اینطور...

00:08:48.770 --> 00:08:52.900
‫اول از همه،‌ با چشم چپم شروع می‌کنم.

00:08:52.900 --> 00:08:57.490
‫یا، در آخر، این می‌تونه تمام داستان باشه.

00:08:59.450 --> 00:09:05.580
‫درسته، این یه چشم مصنوعیه. از زمان تولد، من از چشم چپ کور بودم،

00:09:05.580 --> 00:09:08.840
‫و با عقده‌ای که ازش داشتم،

00:09:08.840 --> 00:09:12.010
‫به یه بچه‌ی گوشه‌گیر و درونگرا تبدیل شدم.

00:09:12.010 --> 00:09:16.800
‫برای همین چیزی که پدرمادرم بهم دادن، یه چشم مصنوعی یاقوتی رنگ بود،

00:09:16.800 --> 00:09:19.350
‫آبی تر از هر اقیانوسی.

00:09:19.350 --> 00:09:23.520
‫در حالی که تو زیباییش محو شده بودم،
‫فقط با داشتن این چشم،

00:09:23.520 --> 00:09:27.310
‫تونستم اعتماد به نفس به دست بیارم.

00:09:27.310 --> 00:09:31.280
‫تقریبا همون زمان بود که کار به عنوان یه اجراکننده رو شروع کردم.

00:09:31.280 --> 00:09:36.240
‫پدر و مادرم هردوشون خیلی هیجان‌زده بودن تا ببینن من چقدر پیشرفت کردم.

00:09:36.240 --> 00:09:40.870
‫«آه، این زندگی واقعیه.»

00:09:40.870 --> 00:09:46.580
‫شاید بخاطر اغراق بهم بخندین، ولی این چیزی بود که فکر می‌کردم.

00:09:48.960 --> 00:09:54.840
‫ولی اون زندگی آروم و روون زیاد دووم نیاورد.

00:09:54.840 --> 00:10:01.970
‫سه سال پیش، وقتی یازده سالم بود،
‫پدر و مادرم جفت‌شون تو تصادف مردن.

00:10:01.970 --> 00:10:07.390
‫چیزی که برام باقی گذاشتن یه خونه‌ی بزرگ و یه آینده‌ی بیش‌ از حد بزرگ بود.

00:10:07.390 --> 00:10:11.860
‫و همینطور... این چشم چپ.

00:10:13.110 --> 00:10:16.860
‫برای همین این چشم برای من از هر چیزی باارزش‌تره،

00:10:16.860 --> 00:10:20.370
‫و چیزی بود که می‌خواستم نزدیک قلبم نگهش دارم، فقط برای خودم.

00:10:20.370 --> 00:10:25.200
‫این دلیلیه که معمولا همیشه چشم‌بند می‌بستم.

00:10:25.200 --> 00:10:31.420
‫موقع اجرا‌‌های بزرگم، فقط برای یه لحظه چشم چپم رو نشون می‌دم.

00:10:31.420 --> 00:10:36.670
‫انگار دارم می‌گم، «من اینجام»، می‌خوام پدرمادرم تو بهشت متوجه بشن.

00:10:37.800 --> 00:10:41.890
،هیچ‌وقت حتی تو کابوس‌هام هم نمی‌دیدم که این چشم

00:10:41.890 --> 00:10:45.270
‫مورد حمله‌ی مجرم‌ها قرار بگیره.

00:10:45.270 --> 00:10:48.060
‫واقعا به شهرت کارآگاه عمل کردی.

00:10:48.060 --> 00:10:49.980
‫اسرارم رو فهمیدی،

00:10:49.980 --> 00:10:54.440
‫هدف حقیقی مجرم‌ها رو تشخیص دادی و منو نجات دادی.

00:10:54.440 --> 00:11:01.990
.خیلی خوشحالم که شما دوتا رو خبر کردم
.ازتون خیلی، خیلی ممنونم

00:11:01.990 --> 00:11:06.040
!کافیه. سرت رو بالا بگیر

00:11:06.040 --> 00:11:12.330
...درسته، در آخر کسی آسیب ندید و یاقوت هم دزدیده نشد

00:11:12.330 --> 00:11:16.630
.بنابراین، این پرونده‌ یا داستان هم به نتیجه می‌رسید

00:11:16.630 --> 00:11:20.510
...اینطوری، ما احتمالاً می‌تونستیم که این قضیه رو پشت سر بذاریم

00:11:20.510 --> 00:11:23.510
...اگه اوضاعی که داشتم مثل یه هفته پیش بود ...

00:11:23.510 --> 00:11:24.890
...گرچه

00:11:26.350 --> 00:11:29.730
.دیگه نمی‌خواستم خودم رو به نفهمی بزنم ...

00:11:29.730 --> 00:11:31.020
...خب، سایکاوا

00:11:31.020 --> 00:11:32.730
بله؟

00:11:32.730 --> 00:11:37.940
در مورد عواقب اینکه نتونستی ما رو بکشی، نگران نیستی؟

00:11:37.940 --> 00:11:39.190
چی؟

00:11:50.460 --> 00:11:56.090
خدای من، آقای دستیار این دیگه چه طرز حرف زدن‌ـه؟

00:11:57.380 --> 00:12:00.920
یعنی داری میگی که می‌خواستم شما دوتا رو بکشم؟

00:12:00.920 --> 00:12:07.010
انگار بیشتر از کارآگاه بودن، استعداد بیشتری
 .برای نویسندگی داستان‌های جنایی داری

00:12:07.010 --> 00:12:12.980
کیمیزوکا بیخیال، سایکاوا-سان که همین الان رازش رو بهمون گفت، مگه نه؟

00:12:12.980 --> 00:12:17.320
.حتی منم در مورد این، چیز دیگه‌ای ازت نشنیدم

00:12:17.320 --> 00:12:23.780
،درسته که سایکاوا رازش رو بهمون گفت
.اما دروغی که بهمون گفت که هنوز معلوم نشده

00:12:23.780 --> 00:12:25.320
دروغ؟

00:12:27.990 --> 00:12:30.580
.بله؟ کیمزوکا هستم

00:12:30.580 --> 00:12:32.920
.اوضاع اینجا رو راست و ریس کردیم

00:12:32.920 --> 00:12:35.790
.واقعاً که، یه دردسر فقط به یکی دیگه ختم میشه

00:12:35.790 --> 00:12:40.460
،همونطور که خودت گفتی، یه بمب ساعتی توی خزانه بود

00:12:40.460 --> 00:12:43.380
.پس این کارو به یه واحد خنثی سازی بمب سپردم

00:12:43.380 --> 00:12:49.260
.خطر از بیخ گوش‌تون گذشت
.ممکن بود تا الان تیکه‌تیکه شده بودید

00:12:49.260 --> 00:12:52.430
.فوبی-سان، خیلی ممنون

00:12:52.430 --> 00:12:54.310
.خب اینم از این

00:12:56.480 --> 00:13:01.690
...ا-اما هدف آدم ‌بدها مگه نباید چشم چپ سایکاوا-سان باشه

00:13:01.690 --> 00:13:04.150
پس چرا سراغ خونه هم رفتن؟

00:13:04.150 --> 00:13:12.040
...اونا دوتا هدف داشتن. یکی یاقوت داخل چشم چپ سایکاوا و اون یکی

00:13:12.040 --> 00:13:15.120
.کشتن ما بود، ناتسوناگی ...

00:13:15.120 --> 00:13:16.580
این دیگه یعنی چی؟

00:13:16.580 --> 00:13:22.550
.از اول هم سایکاوا نقشه‌ی اونا رو می‌دونست‌
‌خب، در واقع نقشه بهش گفته شده بود‌ـــــ

00:13:22.550 --> 00:13:25.510
.و اون هم کشیدن ما به داخل خزانه بود

00:13:25.510 --> 00:13:28.010
خب آخه، اصلاً مدرکی داری؟

00:13:28.010 --> 00:13:30.390
.فوبی-سان گفت که اصلاً درموردش نشنیده

00:13:30.390 --> 00:13:31.640
چی؟

00:13:31.640 --> 00:13:35.730
.در مورد نامه‌ی تهدیدآمیزی که به خونه‌ی سایکاوا فرستاده شده بود

00:13:37.150 --> 00:13:45.820
.سایکاوا به جای پلیس، به دلایل خاصی با من و تو تماس گرفت

00:13:45.820 --> 00:13:50.030
چرا آخه سایکاوا-سان، یه آیدل بخواد که همچین کاری بکنه؟ اون نمی‌تونه‌ـــــ

00:13:50.030 --> 00:13:55.660
.نه، اون ربطی به اسپس نداره
.بیشتر شبیه اینه که اونو تهدید کرده باشن

00:13:55.660 --> 00:13:58.210
«،اگه نمی‌خوای که با چشم چپِت کاری داشته باشیم»

00:13:58.210 --> 00:14:01.960
«.از شر کیمیزوکا کیمیهیکو خلاص شو»
.یا یه همچین چیزی

00:14:01.960 --> 00:14:05.800
.اما سایکاوا، اونا همینطوری تو رو به حال خودت ول نمی‌کنن

00:14:05.800 --> 00:14:11.510
.اونا سعی کردن که هم ما رو بکشن و هم چشم چپِت رو به دست بیارن

00:14:11.510 --> 00:14:17.940
.در واقع نه، اونا بیشتر می‌خواستن که اون یاقوت رو از بین ببرن

00:14:17.940 --> 00:14:21.480
خب آخه چرا اینقدر دارن دنبال چشم چپ سایکاوا-سان می‌گردن؟

00:14:21.480 --> 00:14:26.700
.یعنی یه چیزی در مورد چشم سایکاوا وجود داره که اسپس بهش علاقه داره

00:14:26.700 --> 00:14:29.740
.ساده‌تر بگم، یه چیزی مثل گوش اون یارو بود

00:14:29.740 --> 00:14:31.450
اون یارو...؟

00:14:32.740 --> 00:14:38.250
.اون چشم مصنوعی، اون چشم چپ ساختگی می‌تونه داخل اجسام رو ببینه

00:14:38.250 --> 00:14:40.540
مگه نه سایکاوا؟

00:14:41.540 --> 00:14:45.130
الان داری چی رو می‌بینی؟

00:14:47.590 --> 00:14:49.430
اون برای دفاع شخصی‌ـه؟

00:14:49.430 --> 00:14:51.050
.هیچ‌وقت یه آیدل رو دست‌ِ کم نگیر

00:14:51.050 --> 00:14:55.220
...داشتن همچین لبخندی روی لبات درحالی که می‌دونی من اینو دارم

00:14:59.140 --> 00:15:01.560
چـ-چرا؟

00:15:01.560 --> 00:15:04.270
.چشم چپم رو قرار نیست به کسی بدم

00:15:04.270 --> 00:15:05.570
.حالا می‌فهمم

00:15:05.570 --> 00:15:06.360
چی رو؟

00:15:06.360 --> 00:15:11.620
اون عوضی‌ها سایکاوا رو فریب داده بودن
 .تا فکر کنه من و تو دشمن‌هاش هستیم

00:15:11.620 --> 00:15:14.410
.در همین حال هم می‌خواستن یاقوت رو بدزدن

00:15:14.410 --> 00:15:19.670
.پس به اون پیشنهاد دادن که توی خلاص شدن از شرمون بهش کمک می‌کنن

00:15:19.670 --> 00:15:23.670
رقت‌انگیزه، واقعاً همچین چیزی بهت گفتن؟

00:15:23.670 --> 00:15:27.340
.نه، این دیگه ایده‌ی خودم بود

00:15:27.340 --> 00:15:29.720
خب از کجا فهمیدی؟

00:15:31.050 --> 00:15:33.640
،معمولاً، یه آدم که فقط با یه چشم بتونه ببینه

00:15:33.640 --> 00:15:36.680
،به همراه از دست دادن بیست درصد از میدان بینایی

00:15:36.680 --> 00:15:38.640
.نمی‌تونه به راحتی فواصل رو تشخیص بده

00:15:38.640 --> 00:15:41.350
،اما تو از طرف دیگه

00:15:41.350 --> 00:15:44.480
،بدون اینکه از وسیله‌ی خاصی استفاده بکنی، در حالی که یه چشم‌بند داشتی
 .می‌تونستی بدون هیچ مشکلی حرکت کنی

00:15:44.480 --> 00:15:49.780
که اینطور، پس از اول بهم اعتمادی نداشتی؟

00:15:49.780 --> 00:15:54.320
،موقعی که گفتی می‌خوای بیا تمرین رو نگاه کنی
.تعجب کرده بودم که چرا می‌خوای همچین کاری بکنی

00:15:54.320 --> 00:15:56.540
واقعاً فکر کرده بودی که من یه پا طرفدار یویی-نیا میشم؟

00:15:56.540 --> 00:16:01.210
.درسته. مطمئن بودم که جذب من شده بودی

00:16:01.210 --> 00:16:04.670
.آره، حتی ناتسوناگی هم اون موقع به خاطر من گیج شده بود

00:16:04.670 --> 00:16:05.750
،خب، آقای دستیار

00:16:05.750 --> 00:16:09.840
اون مردی که لباس سیاه پوشیده بود هم زیر سر تو بود؟

00:16:09.840 --> 00:16:15.430
،آدم باهوشی هستی. همونطور که خودت می‌دونی
 .انسان‌ها در مواقع خطر واکنش‌های غیر ارادی از خودشون نشون میدن

00:16:15.430 --> 00:16:20.180
آخه کی برای امتحان کردن کارایی یه چشم، تا اون حد میره؟

00:16:20.180 --> 00:16:23.440
.این یه درسی بود که همکار سابقم بهم داد

00:16:23.440 --> 00:16:27.190
خب همین بود؟ حالا همه‌ی حرف‌هامون رو بهم گفتیم؟

00:16:27.190 --> 00:16:31.030
.درسته، همه چیز رو گفتم

00:16:31.030 --> 00:16:35.740
،پس حالا یه چیز دیگه هم ازت می‌خوام
میشه دیگه اسلحه رو به طرف من نگیری؟

00:16:35.740 --> 00:16:37.580
اما اینکه‌ــــ

00:16:37.580 --> 00:16:42.080
،باید اینو بفهمی.... اگه به موقع به طرفِت نیومده بودم

00:16:42.080 --> 00:16:45.920
.اون تیری که شلیک شد، حتماً به چشم چپِت خورده بود

00:16:45.920 --> 00:16:51.260
اگه دشمنی با تو داشتم، فکر می‌کنی همچین کاری رو کرده بودم؟

00:16:51.260 --> 00:16:52.930
اما این‌ــــ

00:16:52.930 --> 00:16:57.850
.سایکاوا بهم گوش بده
.کشتن ما بهت کمکی نمی‌کنه

00:16:57.850 --> 00:17:03.690
.حتی بعد کشتن ما، چشم چپِت توسط دشمن واقعی ازت گرفته میشه

00:17:03.690 --> 00:17:05.560
!نه اینطوری نیست

00:17:11.570 --> 00:17:17.490
.راستش... خودم می‌دونم
...خودم فهمیدم

00:17:17.490 --> 00:17:21.080
.که شما دوتا دشمن‌های واقعی من نیستید. ..

00:17:22.960 --> 00:17:26.000
اما چطوری...؟

00:17:26.000 --> 00:17:30.210
چطوری می‌تونم چشم چپم رو نگه دارم؟

00:17:32.840 --> 00:17:40.100
...نمی‌تونم. پدر و مادرم دیگه مُردن. بدون این چشم چپ

00:17:40.100 --> 00:17:43.520
.نمی‌تونم دیگه همچین اوضاعی رو تحمل کنم ...

00:17:43.520 --> 00:17:47.560
«.اینطوری نیست»
.گفتن این حرف خیلی آسونه

00:17:47.560 --> 00:17:50.940
.اما همینطوری به زبون اوردنش نمی‌تونه اونو نجات بده

00:17:50.940 --> 00:17:55.070
،اون نا امیدانه داره به عنوان یه آیدل توی همچین اوضاع سختی پیش میره

00:17:55.070 --> 00:17:58.490
.و تنهایی داره می‌جنگه، حتی الان هم یه اسلحه دستش گرفته

00:17:58.490 --> 00:18:06.080
خب پس چی می‌تونه نجاتش بده؟
چیزی بیشتر از هر چیزی دوست داره. و اون هم‌ــــ

00:18:06.080 --> 00:18:11.460
دوتایی‌مون برنامه داشتیم تا وقتی این پرونده‌
 .رو تموم کردیم، یه سری به ساحل بزنیم

00:18:12.420 --> 00:18:18.140
سایکاوا-سان، خب منم داشتم فکر می‌کردم
 .که تو هم ممکنه دلت بخواد که با ما بیای

00:18:19.220 --> 00:18:26.310
منظورم اینه که، میشه باهم دوست باشیم؟
.این چیزیه که می‌خوام بهت بگم

00:18:26.310 --> 00:18:32.650
.آخه چرا؟ من که می‌خواستم هر دوتاتون رو بکشم

00:18:32.650 --> 00:18:37.610
.مشکلی نیست. ممکن نیست که ما به این آسونی بمیریم

00:18:37.610 --> 00:18:42.200
.مـ-من نمی‌تونم. نمی‌تونم اینو قبول کنم

00:18:42.200 --> 00:18:44.870
من کسی هستم که تصمیم می‌گیره، باشه؟

00:18:44.870 --> 00:18:47.410
...اما...اما

00:18:47.410 --> 00:18:50.830
.ازت می‌خوام که دوست هم باشیم

00:18:52.750 --> 00:18:56.170
میشه باهام مخالفت نکنی؟

00:18:59.180 --> 00:19:04.060
.اما این... طبیعی نیست، ناتسوناگی-سان

00:19:04.060 --> 00:19:05.220
نیست؟

00:19:05.220 --> 00:19:07.640
،خب دارم بهت میگم، داشتن یه دوست غیرطبیعی

00:19:07.640 --> 00:19:09.310
.خیلی هم باحاله

00:19:09.310 --> 00:19:11.190
.من که این روزها اینطوری فکر می‌کنم

00:19:11.190 --> 00:19:17.530
،حتی اگه... حتی اگه باهم دوست بشیم
.اینکه مشکلی رو حل نمی‌کنه

00:19:17.530 --> 00:19:21.410
.اتفاقاً برعکس، ممکنه فقط ممکنه دردسر اضافی واسه‌تون درست کنم

00:19:21.410 --> 00:19:23.580
.من که همچین فکری نمی‌کنم

00:19:25.240 --> 00:19:26.950
چی؟

00:19:26.950 --> 00:19:33.130
سایکاوا، اگه می‌خوای بگی که اونا دارن
 .دنبالِت می‌گردن، خب این برای منم صادقه

00:19:33.130 --> 00:19:35.250
.به عنوان درست کردن دردسر بهش نگاه نکن

00:19:35.250 --> 00:19:38.170
،بهش از یه زاویه‌ی دیگه نگاه کن
.می‌تونی ما رو هدف‌هایی مثل خودت در نظر بگیری

00:19:38.170 --> 00:19:41.010
.اگه باهم همکاری کنیم، می‌تونه به نفع‌مون باشه

00:19:41.010 --> 00:19:44.390
شما می‌خواید... بهم کمک کنید؟

00:19:44.390 --> 00:19:47.140
.درسته، بهت کمک می‌کنیم

00:19:47.140 --> 00:19:52.480
.پس سایکاوا... ازت می‌خوام که با ما بمونی

00:19:58.650 --> 00:20:01.950
.حتما، خیلی خوب میشه

00:20:03.470 --> 00:20:08.770
目覚めた時そこにあなたがいて

00:20:03.470 --> 00:20:08.770
وقتی چشمانم را گشودم، تو دقیقا آنجا بودی

00:20:03.470 --> 00:20:08.770
mezameta toki soko ni anata ga ite

00:20:08.770 --> 00:20:14.060
また新しい朝を与えてくれた

00:20:08.770 --> 00:20:14.060
تو صبح جدیدی را بهم تقدیم کردی

00:20:08.770 --> 00:20:14.060
mata atarashii asa wo ataete kureta

00:20:14.060 --> 00:20:19.360
その鼓動はとても優しくて

00:20:14.060 --> 00:20:19.360
آن ضربان قلب واقعا بسیار آرام‌بخش بود

00:20:14.060 --> 00:20:19.360
sono kodou wa totemo yasashikute

00:20:19.360 --> 00:20:24.280
でも泣きそうなほど悲しくて

00:20:19.360 --> 00:20:24.280
همچنین بسیار ناراحت‌کننده، تا حدی که مرا به گریه واداشت

00:20:19.360 --> 00:20:24.280
demo nakisou na hodo kanashikute

00:20:24.700 --> 00:20:30.000
叫んでいるんだ 「誰かに会いたいって」

00:20:24.700 --> 00:20:30.000
‫در حال فریاد زدن بودم، «من می‌خوام کسی را ملاقات کنم»

00:20:24.700 --> 00:20:30.000
sakende irunda "dareka ni aitaitte"

00:20:30.000 --> 00:20:35.210
まだ名前も顔も知らないけれど

00:20:30.000 --> 00:20:35.210
در حالی که هنوز نام یا چهره‌ی او رو نمی‌دانم

00:20:30.000 --> 00:20:35.210
mata namae mo kao mo shiranai keredo

00:20:35.210 --> 00:20:40.670
その声は確かに 聞こえてる

00:20:35.210 --> 00:20:40.670
ولی مطمئنا صدای او را شنیده‌ام

00:20:35.210 --> 00:20:40.670
sono koe wa tashikani kikoeteru

00:20:40.670 --> 00:20:45.390
ただ宛もなく走り出した

00:20:40.670 --> 00:20:45.390
و بدون هدف گریختم

00:20:40.670 --> 00:20:45.390
tada ate mo naku hashiri dashita

00:20:45.390 --> 00:20:50.890
ありがた迷惑かもしれないけど

00:20:45.390 --> 00:20:50.890
با اینکه شاید فقط مهربانی اشتباهی بوده است

00:20:45.390 --> 00:20:50.890
arigatameiwaku kamo shirenai kedo

00:20:50.890 --> 00:20:59.020
誰のためじゃなく自分のために

00:20:50.890 --> 00:20:59.020
این برای همه نبود، فقط برای من بود

00:20:50.890 --> 00:20:59.020
dare mo tame janaku jibun no tameni

00:21:00.780 --> 00:21:06.070
胸の音がその叫びが 探し求める場所へ

00:21:00.780 --> 00:21:06.070
صدای قلبم به هر جایی که فریادم داشت جستجو می‌کرد رسید

00:21:00.780 --> 00:21:06.070
mune no oto ga sono sakebi ga sagashi motomeru basho e

00:21:06.070 --> 00:21:11.540
こぼれ落ちた 想いを拾い上げて届けに行こう

00:21:06.070 --> 00:21:11.540
بیا خاطرات لبریزمان را برداریم و آن‌ها را ثبت کنیم

00:21:06.070 --> 00:21:11.540
koboreochita omoi wo hiroiagete todoke ni ikou

00:21:11.540 --> 00:21:16.750
生きる意味を あなたが教えてくれたから

00:21:11.540 --> 00:21:16.750
زیرا تو به من نشان دادی زندگی حقیقی چه معنایی دارد

00:21:11.540 --> 00:21:16.750
ikiru imi wo anata ga oshietekureta kara

00:21:16.750 --> 00:21:21.170
ほんのちょっとこの世界も悪くない

00:21:16.750 --> 00:21:21.170
این دنیا در آن حد هم بد نیست

00:21:16.750 --> 00:21:21.170
honno chotto kono sekai mo warukunai

00:21:21.170 --> 00:21:24.720
そう思えるよ

00:21:21.170 --> 00:21:24.720
یا من اینطور فکر می‌کنم

00:21:21.170 --> 00:21:24.720
sou omoeru yo

00:21:35.920 --> 00:21:37.960
«اخبار حوزه‌ی سرگرمی»
«.قهرمان دبیرستانی که جان سایکاوا یویی را نجات داد»

00:21:48.300 --> 00:21:49.930
...خانم

00:21:52.930 --> 00:21:56.900
خانم! چرا من باید با یکی مثل این یارو همکاری کنم؟

00:21:56.900 --> 00:22:01.610
من ترجیح میدم خودم رو توی اقیانوس غرق کنم
.به جای اینکه با کیمیزوکا همکاری کنم

00:22:01.610 --> 00:22:05.320
.وسایل ارزشمندت رو برات نگه می‌دارم

00:22:05.320 --> 00:22:08.570
!اما من قرار بود که شاگرد اصلی خانم باشم

00:22:08.570 --> 00:22:13.830
.فقط یه بار قراره از این روش استفاده کنیم، شار
.بیا اینجا ببینم

00:22:13.830 --> 00:22:16.120
!خانم

00:22:16.120 --> 00:22:18.170
.دختر خوب

00:22:18.190 --> 00:22:21.190
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:22:22.130 --> 00:22:24.460
.من اصلاً حسودیم نمیشه

00:22:24.460 --> 00:22:28.140
،اگه یکم بهتر بتونید باهم کنار بیاید

00:22:28.140 --> 00:22:31.180
.اوضاع برای منم یکم آسون‌تر میشه

00:22:32.180 --> 00:22:36.770
.اما هنوزم از اینکه قراره با کیمیزوکا کار کنم، راضی نیستم

00:22:36.770 --> 00:22:40.480
.گوش کن... شما دوتا بی عیب و نقص نیستید

00:22:40.480 --> 00:22:43.110
،برای مثال، دستیار تو آدم باهوشی هستی

00:22:43.110 --> 00:22:45.940
.کک آبی: جانوری از شاخه‌ی بندپایان

00:22:43.110 --> 00:22:45.940
.اما متاسفانه، توانایی فیزیک تو حتی از یه کک آبی هم کمتره

00:22:45.940 --> 00:22:49.030
.اصلاً توی درگیری به درد نمی‌خوری

00:22:49.030 --> 00:22:51.950
اینطوریه؟

00:22:51.950 --> 00:22:55.160
،اما از طرف دیگه، شار تو هم توانایی خوبی توی مبارزه داری

00:22:55.160 --> 00:22:58.210
.اما واقعیت اینه که به شدت کودنی

00:22:58.210 --> 00:22:59.920
چی گفتی؟

00:23:02.000 --> 00:23:05.630
،اینا دلایلی هستن که برای این کار، می‌خوام که هردوتای شما

00:23:05.630 --> 00:23:09.550
.با جبران کردن نقطه ضعف‌های همدیگه، این چالش رو پشت سر بذارید

00:23:09.550 --> 00:23:12.890
...اما اینطوری که خودت تنهایی می‌مونی، خانم

00:23:12.890 --> 00:23:14.810
.به اینکه چقدر داری منو دست‌ِ کم می‌گیری بستگی داره

00:23:14.810 --> 00:23:17.680
،شار، من ده برابر مبارز بهتری نسبت بهت هستم

00:23:17.680 --> 00:23:20.600
.مغز منم صدبرابر بیشتر از دستیار کارایی داره

00:23:20.600 --> 00:23:23.860
.نیازی به نگرانی نیست

00:23:23.860 --> 00:23:27.610
.تو مقایسه‌ای که کردی، امتیاز من به طرز ناعادلانه‌ای پایین بود

00:23:29.910 --> 00:23:36.040
،گوش میدی؟ به خاطر همین باید شما دوتا در آینده بتونید باهم کنار بیاید

00:23:36.040 --> 00:23:39.370
.برای یه سفر طولانی

00:23:39.370 --> 00:23:41.630
..و در اون روز

00:23:41.630 --> 00:23:43.960
.کارآگاه افسانه‌ای مرد ...

00:23:44.960 --> 00:23:49.930
«قسمت پنجم»
«این از یک سال در آینده هدایت شده بود»