﻿WEBVTT

00:00:16.680 --> 00:00:19.300
‫هویج‌ها مثل آهن سفتن.

00:00:19.300 --> 00:00:22.760
‫نباید می‌ذاشتی من آشپزی کنم.

00:00:22.760 --> 00:00:25.060
چجوری می‌تونی بخاطرش انقدر ازخودراضی باشی؟

00:00:25.060 --> 00:00:30.810
‫خب، چاقوی معمولی آشپزخونه رو هیچ جا پیدا نکردم.
‫ولی از اون مهم‌تر...

00:00:30.810 --> 00:00:35.150
‫کربروس مرده. فکر نکنم درش بحثی وجود داشته باشه.

00:00:35.150 --> 00:00:38.070
پس اون فوبی-سان تقلبی کی بود؟

00:00:38.070 --> 00:00:42.780
ممکنه اونی که خودشو کارآگاه پلیس زن
جا زده بود، در واقع هل باشه؟

00:00:42.780 --> 00:00:46.370
‫ها؟ ولی اون هیچ قابلیت تغییر ظاهری نداره.

00:00:46.370 --> 00:00:50.420
‫اندرویدها موجوداتی هستن که با چیزی به عنوان هسته‌شون بوجود میان.

00:00:50.420 --> 00:00:55.460
‫با گرفتن هسته‌ی یکی دیگه،
‫می‌تونن قابلیت‌های ویژه‌ای به ارث ببرن.

00:00:55.460 --> 00:00:59.930
‫منظورت همون سنگ سیاهه.

00:00:59.930 --> 00:01:02.970
‫پس داری می‌گی هل هم قدرت‌های کربروس رو
‫به ارث برده، هم ماموریتش رو،

00:01:02.970 --> 00:01:05.930
و الان داره قلب مردم رو درو می‌کنه؟

00:01:05.930 --> 00:01:11.900
‫نمی‌دونم. یا شاید ممکنه فقط بخاطر رضایت خودش باشه.

00:01:11.900 --> 00:01:16.070
ملبس: لباس پوشیده

00:01:11.900 --> 00:01:16.070
پس اونا می‌تونن این بخش‌ها رو مثل عروسک‌های ملبس سرهم کنن؟

00:01:16.070 --> 00:01:19.860
‫می‌تونن. چون دشمن‌های ما اندرویدها هستن.

00:01:19.860 --> 00:01:22.990
‫با این حال، این کاری که باید انجام بشه رو عوض نمی‌کنه.

00:01:22.990 --> 00:01:27.040
‫ما باید به این رشته قتل‌ها پایان بدیم.

00:01:27.040 --> 00:01:30.210
‫انگار همونطور که فکر می‌کردم،
‫از فردا سرمون شلوغ می‌شه.

00:01:30.210 --> 00:01:33.840
‫درسته. ولی با این وضع...

00:01:33.840 --> 00:01:36.760
‫اگه دارین به من فکر می‌کنین،
‫لازم نیست نگران باشین.

00:01:36.760 --> 00:01:39.720
اه؟ آلیشیا، کی اومدی اینجا؟

00:01:41.180 --> 00:01:44.810
‫با این صدا برام سخته باور کنم
‫دارم کاری می‌خورم.

00:01:45.930 --> 00:01:50.480
بهرحال، پرونده قتل‌ها باید تو اولویت قرار بگیره، درسته؟

00:01:50.480 --> 00:01:56.230
فقط واسه گفتن این حرف واضح که به اینجا نیومدی، مگه نه؟

00:01:56.230 --> 00:01:59.530
‫ازتون می‌خوام بذارین توی این پرونده بهتون کمک کنم.

00:01:59.530 --> 00:02:02.660
‫فکرشو می‌کردم اینو بگی.
‫ولی اصلا نمی‌شه.

00:02:02.660 --> 00:02:04.700
چرا نمی‌شه؟

00:02:04.700 --> 00:02:08.500
‫چون خطرناکه. تا الانش هم 4 نفر مردن.

00:02:08.500 --> 00:02:12.540
‫توی اون دو هفته چند تا پرونده رو با کیمیزوکا حل کردم!

00:02:12.540 --> 00:02:15.880
‫گشتن دنبال گربه‌ها، رسوندن کیف‌پول گمشده به دست پلیس...

00:02:15.880 --> 00:02:18.760
‫ب‍-بزرگ یا کوچیک بودن پرونده که مهم نیست!

00:02:18.760 --> 00:02:20.090
‫این دلیلت غیر منطقیه.

00:02:20.090 --> 00:02:22.380
‫ولی بازم یه دلیله!

00:02:24.180 --> 00:02:27.180
‫یکم آروم باش.

00:02:27.180 --> 00:02:30.520
‫منم یه کارآگاهم.

00:02:30.520 --> 00:02:36.230
‫آلیشیا، تو یه کارآگاه جایگزین بودی.
‫دیگه وظیفه‌ای نداری.

00:02:36.250 --> 00:02:39.250
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:39.480 --> 00:02:42.740
هوی،‌ سیستا، این یکم زیاده‌روی نیست؟

00:02:42.740 --> 00:02:45.870
چی شده؟ تو طرف اونی؟

00:02:45.870 --> 00:02:47.950
‫اینو نگفتم.

00:02:47.950 --> 00:02:51.750
‫آها، پس در نهایت یه لولیکونی...

00:02:51.750 --> 00:02:54.250
‫اه، راست می‌گفتی؛ اون چاقو اینجا نیست.

00:02:54.250 --> 00:02:58.800
‫الان وقت این نیست که بری دنبال چیزی به اون خطرناکی بگردی.

00:02:58.800 --> 00:03:07.680
‫مشکلی نداره. من به روش خودم وارد عمل می‌شم. من این پرونده رو حل می‌کنم.

00:03:07.680 --> 00:03:12.230
‫و با حل کردنش، بهت ثابت می‌کنم که
‫من هم یه کارآگاهم.

00:03:12.230 --> 00:03:14.100
‫همینه!

00:03:14.100 --> 00:03:16.940
‫پس از فردا مشتاق کمکت هستم، کیمیزوکا.

00:03:18.860 --> 00:03:21.780
‫باشه، قبوله. هر چی تو بگی.

00:03:21.780 --> 00:03:23.990
‫ایول! همینه!

00:03:23.990 --> 00:03:27.320
‫بعد از این بازم کیمیزوکا دستیار من می‌مونه!

00:03:27.320 --> 00:03:33.660
‫نه، اونم دستیار... منه... من...

00:03:41.710 --> 00:03:49.050
‫اون خبر این بود که پنجمین قربانی قلبش دزدیده شده.

00:03:51.010 --> 00:03:55.040
قسمت 8
بعد از این، یک بار دیگه شروع به مسافرت کردیم

00:03:53.890 --> 00:03:57.520
‫ببخشید که به این سرعت بعد از حادثه مزاحمتون شدیم.

00:03:57.520 --> 00:04:04.610
‫اصلا. بهرحال این وظیفه‌ی شماست.
‫اگه کمکی از دستم برمیاد...

00:04:04.610 --> 00:04:07.450
‫میرم چایی بیارم...

00:04:08.910 --> 00:04:10.780
حالتون خوبه؟

00:04:10.780 --> 00:04:13.120
‫ببخشید.

00:04:13.120 --> 00:04:20.710
‫فقط اینکه، خیلی یهویی بود...
‫هنوز باورم نمیشه که اون واقعاً رفته.

00:04:24.420 --> 00:04:30.430
‫می‌دونین، همسرم وقتی جوون بود فوت شد،
‫و برای تمام این مدت فقط من و دخترم بودیم،

00:04:30.430 --> 00:04:33.930
‫برای همین من فقط یه بار اضافی دیگه روی بارهاش گذاشتم.

00:04:33.930 --> 00:04:37.600
و بازم اون می‌گفت «قراره یه راهی پیدا کنم تا یه عالمه پول دربیارم

00:04:37.600 --> 00:04:41.360
‫و زندگی رو واست آسون‌تر کنم، مامان.»

00:04:41.360 --> 00:04:46.700
‫اون واقعا فوق‌العاده شد، حتی
‫همچین خونه‌ای رو برام ساخت.

00:04:46.700 --> 00:04:51.990
تو روز حادثه، دخترتون هیچ رفتار عجیبی از خودش بروز نداد؟

00:04:53.410 --> 00:04:56.660
‫بیخیال، سیستا.

00:04:56.660 --> 00:05:01.630
‫نه، اون روز قبل از اینکه از خونه بره، هیچ فرقی تو رفتارش-

00:05:01.630 --> 00:05:04.630
خب... هیچ چیز غیر معمولی وقتی که بدنش رو دیدین متوجه نشدین؟

00:05:07.590 --> 00:05:09.430
‫سیستا.

00:05:10.760 --> 00:05:18.440
‫به عنوان یه دختر، اون غرور و شادی‌ام بود،
‫بیشتر از چیزی که لیاقتش رو داشتم.

00:05:18.440 --> 00:05:23.690
‫ولی بازم... من هیچ‌وقت نتونستم چیزی بهش بدم.

00:05:23.690 --> 00:05:28.570
‫فقط ازش گرفتم، دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونم
‫اینا رو براش جبران کنم...

00:05:34.490 --> 00:05:37.580
‫این درست نیست!

00:05:37.580 --> 00:05:40.710
‫«فقط گرفتن» یا «فقط دادن»-
‫به هیچ وجه

00:05:40.710 --> 00:05:43.880
‫امکان نداره این رابطه تونسته باشه انقدر یه طرفه باشه.

00:05:43.880 --> 00:05:48.340
‫اگه داری میگی فقط یه عالمه چیز از دخترت گرفتی،

00:05:48.340 --> 00:05:53.970
‫حتما به خاطر این بوده که خیلی از چیزها رو هم بهش دادی!

00:05:53.970 --> 00:05:55.720
اینطور نیست؟

00:06:02.810 --> 00:06:09.280
‫ممنون. یجورایی، حس کردم انگار دخترم داره اینا رو بهم می‌گه.

00:06:20.500 --> 00:06:24.290
اون موقع... چرا جلومو گرفتی؟

00:06:25.210 --> 00:06:29.510
‫این قتل‌های سریالی جرم‌های بدون‌برنامه‌ریزی هستن که
‫برای قربانی های تصادفی، اتفاق افتادن.

00:06:29.510 --> 00:06:32.180
پس هیچ دلیلی واسه پرسیدن سوال‌هایی مثل

00:06:32.180 --> 00:06:35.350
‫اینکه مقتول متفاوت‌تر از همیشه رفتار کرده یا نه وجود نداره.

00:06:35.350 --> 00:06:37.810
‫فقط بخاطر اینکه قبلا پرونده اینطور بود،

00:06:37.810 --> 00:06:40.600
‫تضمین نمی‌کنه که این دفعه هم مثل همونه.

00:06:40.600 --> 00:06:42.600
‫حتی اگه فقط بخاطر تشخیص اینکه این پرونده با بقیه متفاوت نیست بوده باشه،

00:06:42.600 --> 00:06:46.060
‫برای من لازم بود که اون سوال‌ها رو بپرسم.

00:06:48.570 --> 00:06:52.030
‫بخاطر از بین بردن هل،
‫از هر چیزی که لازم باشه استفاده می‌کنم.

00:06:52.030 --> 00:06:55.990
‫می‌بینی، پیداش می‌کنم، بدون شک. ولی تو...

00:06:55.990 --> 00:06:58.160
‫تو اینطور نیستی، کیمی.

00:06:59.160 --> 00:07:02.660
‫سیستا، من...

00:07:02.660 --> 00:07:07.460
‫با این حال، تو تنها کسی بودی که بهش اعتماد داشتم.

00:07:07.460 --> 00:07:10.300
‫سیستا...

00:07:10.300 --> 00:07:13.470
‫کار امروزمون تمومه. بعدا می بینمت.

00:07:20.430 --> 00:07:23.810
‫قایم شدن رو تموم کن و بیا بیرون، آلیشیا.

00:07:25.150 --> 00:07:27.940
اه، می‌دونستی من اینجام؟

00:07:28.980 --> 00:07:33.780
خب، چجوری بگم...؟
این جور اتفاقا بعد از

00:07:33.780 --> 00:07:38.830
‫سه سال کامل مسافرت کردن با هم،
‫یکی دو تا دعوا دیگه طبیعیه.

00:07:38.830 --> 00:07:41.240
‫میشه گفت دعوا نکردن عجیب‌تر میشه.

00:07:41.240 --> 00:07:43.870
‫اینجور چیزا یه اتفاق عادیه.

00:07:43.870 --> 00:07:48.130
‫خب، شاید این اولین باری باشه که ما همچین بحث جدی داشتیم،

00:07:48.130 --> 00:07:53.590
ولی خب...؟
...خـ - خب آخه، قضیه اینطوریه

00:07:53.590 --> 00:07:56.890
‫واقعا دست و پاتو گم کردی.

00:07:56.890 --> 00:08:02.020
‫ش‍-شاید باید حرف زدن راحع بهش رو تموم کنیم.
‫بریم سراغ یه موضوع دیگه...

00:08:09.520 --> 00:08:13.190
ها؟ این... مال همون موقع‌ست؟

00:08:15.360 --> 00:08:18.530
‫آره. ولی یه کادوی دستت درد نکنه نیست.

00:08:20.620 --> 00:08:28.500
‫خیلی ممنون! این اولین باریه که از یه نفر کادو گرفتم.

00:08:28.500 --> 00:08:31.040
‫آلیشیا، تو-

00:08:31.040 --> 00:08:35.260
‫نه، فقط فکر می‌کنم اینطوره.

00:08:35.260 --> 00:08:41.050
‫مطمئنم قبل از اینکه خاطراتم رو از دست بدم،
‫بچه‌ی بدی بودم.

00:08:48.020 --> 00:08:51.860
‫یجوری میگی که انگار الان بچه‌ی بدی نیستی.

00:08:51.860 --> 00:08:54.070
‫ها؟ من خیلی خیلی بچه‌ی خوبی‌ام-

00:08:54.070 --> 00:08:57.610
‫سرزنده، ناز، صادق،
‫ همه هم منو دوستم دارن.

00:08:57.610 --> 00:08:58.530
‫خندیدیم.

00:08:58.530 --> 00:09:02.660
‫جوک نگفتم که! تو چرا...

00:09:03.950 --> 00:09:05.370
‫میگم...

00:09:06.620 --> 00:09:09.920
‫این حلقه رو دستم کن.

00:09:09.920 --> 00:09:11.380
من؟

00:09:11.380 --> 00:09:13.000
‫آره تو، کیمیزوکا.

00:09:13.000 --> 00:09:14.460
دست تو؟

00:09:14.460 --> 00:09:16.050
‫دست من.

00:09:27.060 --> 00:09:29.810
‫اگه تو انگشت اشتباهی بذاری، عصبانی میشم.

00:09:29.810 --> 00:09:35.650
‫چرا تو دست چپت؟ خب، بهرحال،
‫فقط برای نمایشه، نه بیشتر.

00:09:44.790 --> 00:09:46.750
‫و حالا سوگندت.

00:09:46.750 --> 00:09:50.750
ها، حالا یه وزیر هم شدی؟

00:09:50.750 --> 00:09:52.710
‫از دست تو.

00:09:54.630 --> 00:09:56.460
خب، چی بگم؟

00:09:56.460 --> 00:10:04.220
‫از حالا به بعد، برای مدت زمانی مقتضی،
‫با هم کار می‌کنیم؛ سوگند می‌خورم.

00:09:56.460 --> 00:10:04.220
مقتضی: تقاضا شده

00:10:04.220 --> 00:10:06.720
‫یجورایی، واقعا مبتدیانه بود.

00:10:06.720 --> 00:10:09.730
‫ببیند دهنتو، دندون اسب پیشکشی رو که نمی‌شمرن.

00:10:18.360 --> 00:10:21.240
‫قبل‌تر زیادی بهت سخت گرفتم.

00:10:21.240 --> 00:10:23.990
‫سیستا...

00:10:23.990 --> 00:10:27.870
‫خب، فکر نمی‌کنم نظرم اشتباه بوده باشه،

00:10:27.870 --> 00:10:30.910
.این فکر هم نمی‌کنم که باید به همین راحتی سر این قضیه کوتاه بیام

00:10:30.910 --> 00:10:36.090
‫هرچند، میشه گفت اینکه می‌خواستم تفکراتم
‫رو یک‌طرفه بهت تحمیل کنم، کار اشتباهی بوده.

00:10:36.090 --> 00:10:39.380
‫حالا که حرفش شد، یه سری جنبه‌ها هم هستن
‫که می‌تونی راجع بهشون دوباره فکر کنی...

00:10:39.380 --> 00:10:45.180
‫راستش، نه، نمی‌خوام چیزی که راجع بهش بحث کردیم
‫رو دوباره بکشم وسط، قصدم این نیست...

00:10:54.860 --> 00:10:57.360
‫آرزو می‌کنم خوشبخت بشین.

00:10:57.360 --> 00:10:58.900
سیستا؟

00:11:03.820 --> 00:11:09.700
هوی... سیستا. صدامو می‌شنوی؟

00:11:09.700 --> 00:11:11.910
‫نمی‌شنوم.

00:11:11.910 --> 00:11:14.170
بچه‌ست مگه؟

00:11:15.210 --> 00:11:20.760
‫میگم، سیستا، کل قضیه‌ی آلیشیا
‫هنوز یه معماست، مگه نه؟

00:11:20.760 --> 00:11:24.300
‫آره، برای من یه معمای کامله.

00:11:28.680 --> 00:11:31.480
‫معذرت. من یه سر میرم بیرون.

00:11:34.560 --> 00:11:36.730
‫نامزدم توی دردسره.

00:11:49.580 --> 00:11:50.990
‫آلیشیا!

00:11:53.500 --> 00:11:55.080
حالت خوبه؟

00:11:56.790 --> 00:11:59.340
‫کیمی‍... ‍زوکا...

00:11:59.340 --> 00:12:00.250
‫دووم بیار.

00:12:00.250 --> 00:12:03.510
.سمت چپ سینه چاقو خورده

00:12:03.510 --> 00:12:08.180
.انگار از هوش رفته، ولی اینطوری به نظر نمی‌رسه که ممکنه جونش رو از دست بده

00:12:09.430 --> 00:12:11.970
.این آدم، یه افسر پلیسه

00:12:13.350 --> 00:12:15.890
خب، دستیار؟

00:12:15.890 --> 00:12:18.150
!در هر صورت، باید آمبولانس رو خبر کنیم

00:12:19.060 --> 00:12:20.610
!الو

00:12:22.030 --> 00:12:25.490
،من آلیشیا رو از اینجا می‌برم
!خودت به بقیه‌ی کارها برس

00:12:27.860 --> 00:12:31.700
دستیار، این راهی‌ـه که انتخاب کردی؟

00:12:40.540 --> 00:12:42.800
واقعاً؟ تو هم اینطوری هستی؟

00:12:46.800 --> 00:12:47.680
.خیلی شیرین‌ـه

00:12:47.680 --> 00:12:49.260
.خوبه که حداقل رک و سر راست حرف میزنی

00:12:49.260 --> 00:12:50.760
یعنی میگی خیلی بامزه‌ـست که خیلی آدم رُکی هستم؟

00:12:50.760 --> 00:12:53.270
.همین‌جا وایسا؛ الان میرم یه چیزی گیر بیارم تا باهاش گوش‌هات رو تمیز کنی

00:12:53.270 --> 00:12:55.480
!همچین حرفی اصلاً چیز خوبی برای گفتن به یه بیمار نیست

00:12:55.480 --> 00:12:59.060
.اگه بازم می‌تونی اینطوری مزه‌پرونی کنی، پس فکر کنم حالِت خوب باشه

00:12:59.060 --> 00:13:03.190
حالا این به کنار، کیمیزوکا چطور تونستی به اون سرعت خودت رو اونجا برسونی؟

00:13:03.190 --> 00:13:06.740
.ها، به خاطر اینکه یه دستگاه موقعیت یاب روت کار گذاشته بودم

00:13:06.740 --> 00:13:09.070
.ها، که اینطور

00:13:11.530 --> 00:13:14.120
تو بازم یهویی یه چیز وحشتناک دیگه به زبون آوردی، مگه نه؟

00:13:14.120 --> 00:13:16.370
...حالا نمی‌خواد چیزهایی که داشتی می‌خوردی رو بریزی بیرون

00:13:16.370 --> 00:13:19.330
منظورت از یه «دستگاه موقعیت‌یاب» چیه؟
خیلی ترسناکه! دنبال من افتادی؟

00:13:19.330 --> 00:13:23.380
.داری اشتباه برداشت می‌کنی. ببین، تو با یه چشم بهم زدن غیبت می‌زنه

00:13:23.380 --> 00:13:24.670
.اینو یه اقدام پیش‌گیرانه در نظر بگیر

00:13:24.670 --> 00:13:27.670
کِی و کجا اون دستگاه رو کار گذاشتی؟

00:13:27.670 --> 00:13:31.890
...آلیشیا، تو به طرز تعجب‌آوری لباس‌ زیرهای پر زرق و برق‌داری می‌پوشی

00:13:33.010 --> 00:13:37.180
!خیلی آدم بدجنسی هستی
!اونجا که بدترین جای ممکنه

00:13:37.180 --> 00:13:40.400
.اما به خاطر همین دستگاه موقعیت‌یاب بود که تونستیم به موقع برسیم

00:13:40.400 --> 00:13:44.650
.ببین، من می‌تونم مدام وضعیت سلامتی تو رو چک کنم

00:13:45.860 --> 00:13:48.820
پس چرا اونجا رفته بودی؟

00:13:50.820 --> 00:13:55.370
.نمی‌خوام هیچ‌کس دیگه‌ای همچین ناراحتی و غمی رو تجربه کنه

00:13:55.370 --> 00:13:59.120
.علاوه بر اون، این کارِ منه

00:13:59.120 --> 00:14:03.210
خب چرا زیادی خودت رو درگیر این موضوع کردی؟

00:14:04.460 --> 00:14:08.800
...قبلاً توی یه اتاق بدون روشنایی یا حتّی خیلی ساکت بودم

00:14:08.800 --> 00:14:16.220
...یه دنیای تاریکِ تاریکِ حوصله‌سربر که چیزی جز درد و عذاب نداشت. اما

00:14:16.220 --> 00:14:19.770
.یه روز یه دفعه‌ای، دنیای بزرگتری جلوم پیداش شد

00:14:19.770 --> 00:14:28.570
،روشنایی بود، می‌تونستم صداهای زیادی رو بشنوم
.و... فهمیدم که سیب‌ها چقدر می‌تونن خوشمزه باشن

00:14:28.570 --> 00:14:31.490
.می‌خواستم که زندگی دیگه‌ای رو تجربه کنم

00:14:31.490 --> 00:14:36.990
اگه می‌تونستم که دوباره متولد بشم، اگه مسئولیتی که
.بهم داده می‌شد، این بود که یه کارآگاه باشم

00:14:36.990 --> 00:14:40.210
.اگه این اتفاقات میفتادن، فقط می‌خواستم همینطوری زندگی کنم

00:14:40.210 --> 00:14:42.120
...آلیشیا

00:14:43.670 --> 00:14:49.260
.دیگه داره خوابم میاد... شاید به خاطر این بوده که دیگه زیادی حرف زدم

00:14:49.260 --> 00:14:53.760
خب منم تا صبح همین‌جا می‌مونم؛
.اینطوری می‌تونی راحت بخوابی

00:14:53.760 --> 00:14:55.350
...پس

00:14:57.060 --> 00:15:00.520
.دستم رو بگیر ...

00:15:00.520 --> 00:15:03.440
،ممکنه یکی به خاطر بچه‌گونه رفتار کردن
 .تو رو مسخره کنه... منظورم خودم بودم

00:15:03.440 --> 00:15:07.570
.هر چقدر که دلِت می‌خواد می‌تونی منو مسخره کنی، اما دستم رو بگیر

00:15:07.570 --> 00:15:11.950
،کارآگاه افسانه‌ای اگه داره همچین دستوری میده
.پس اطاعت میشه ...

00:15:49.150 --> 00:15:51.780
چرا همچین جایی اومدی؟

00:15:53.650 --> 00:15:59.660
.می‌خواستم همین رو از خودت بپرسم
.فقط اومدم تا دنبال هِل بگردم

00:15:59.660 --> 00:16:02.660
چرا فکر کردی که هِل ممکنه به همچین جایی بیاد؟

00:16:02.660 --> 00:16:06.170
تو هم تا الان متوجه شدی، مگه نه؟

00:16:06.170 --> 00:16:08.250
چی رو متوجه شدم؟

00:16:08.250 --> 00:16:14.550
،مجرم دنبال قلب انسان‌ها میره
.نه، فقط دنبال قلب انسان‌هاـست

00:16:14.550 --> 00:16:19.350
.درسته. امروز هم اون افسر پلیس نزدیک بود که به یکی از قربانی‌ها تبدیل بشه

00:16:19.350 --> 00:16:23.480
.درسته، اون افسر پلیس یه زخم توی سمت چپ سینه‌ش برداشته بود

00:16:23.480 --> 00:16:25.890
.بدون شک این فقط می‌تونه کار هِل باشه

00:16:25.890 --> 00:16:31.530
اما چرا اون... آلیشیا شونه‌ی سمت چپش زخم برداشته بود؟

00:16:31.530 --> 00:16:34.950
چرا اون افسر بهش شلیک کرده بود؟

00:16:34.950 --> 00:16:39.030
یعنی به خاطر دفاع شخصی به سمتش شلیک کرده بود؟

00:16:40.490 --> 00:16:44.410
...سیستا، از سر راه برو کنار، من باید

00:16:48.250 --> 00:16:52.670
اون چاقویی که توی صحنه‌ی جرم افتاده بود، برات آشنا نبود؟

00:16:52.670 --> 00:16:57.800
.اصلاً نمی‌فهمم داری راجع به چی حرف میزنی
.قرار نیست که هر چیز ریز و درشتی رو چک کنم

00:16:57.800 --> 00:17:03.100
.اون چاقو بدون شک همونی بود که ما تو خونه ازش استفاده می‌کردیم

00:17:03.100 --> 00:17:06.270
!چیزی که الان اهمیت داره، اینه که هرچه سریع‌تر آلیشیا رو پیدا کنیم

00:17:06.270 --> 00:17:09.190
.حتماً خودت هم متوجه این مسئله شدی

00:17:10.480 --> 00:17:14.480
پس چرا یه دستگاه موقعیت‌یاب روی انگشتری که بهش دادی، کار گذاشتی؟

00:17:14.480 --> 00:17:16.030
!کافیه

00:17:16.990 --> 00:17:21.370
...آلیشیا همون هِل باشه... اصلاً ممکن

00:17:22.660 --> 00:17:28.250
پس کسی که خودش رو جای فوبی-سان جا زده بود چی میشه؟
خودت از همون اول می‌گفتی که این کار هِل بود، مگه نه؟

00:17:28.250 --> 00:17:30.580
.اما اون موقع آلیشیا هم پیش خودمون بود

00:17:30.580 --> 00:17:33.840
.آلیشیا همون هِل‌ـه، البته با تغییر شکل

00:17:33.840 --> 00:17:38.760
.اینطوری باید فرض کنیم که اونی که خودش رو جا زده بود باید یه دشمن دیگه باشه

00:17:38.760 --> 00:17:42.470
یعنی داری میگی که یه نفر دیگه مثل هِل وجود داره؟

00:17:42.470 --> 00:17:45.180
.اینطوری با عقل جور درمیاد

00:17:45.180 --> 00:17:48.600
.برای مثال انگار داره نقش سردسته‌شون رو بازی می‌کنه

00:17:48.600 --> 00:17:50.400
.همچین چیزی که خیلی مضخرفه

00:17:50.400 --> 00:17:52.980
.اما هِل در اولویته

00:17:54.520 --> 00:17:57.780
.باید هرچه زودتر هِل رو پیدا کنیم

00:17:57.780 --> 00:18:04.660
منظورت آلیشیاـست دیگه؟ اون که هِل نیست؛
...بهت گفتم که اون آلیشیاـست! اون... اون

00:18:04.660 --> 00:18:06.950
،درست بعد از اینکه هِل قلبش زخمی شد

00:18:06.950 --> 00:18:09.580
.قاتل فرصت‌طلبی که به دنبال قلب انسان‌ها بود، پیداش شد

00:18:09.580 --> 00:18:16.710
درست تو همون زمان، یه دختر ناشناس
...جلومون سبز شد. پس دستیار

00:18:16.710 --> 00:18:21.470
یعنی می‌خوای پافشاری کنی که همه‌ی این اتفاقات فقط یه تصادف ساده بودن؟ ...

00:18:22.430 --> 00:18:25.680
از اول هم اینو می‌دونستی؟

00:18:25.680 --> 00:18:29.270
،نه، اگه زودتر این مسئله رو فهمیده بودم

00:18:29.270 --> 00:18:32.100
.نمی‌ذاشتم که این همه آدم قربانی بشن

00:18:32.100 --> 00:18:36.650
.با این حال، من اصلاً نمی‌تونستم بهش شک کنم

00:18:37.780 --> 00:18:42.950
اما این که رقت‌انگیزه. یعنی داری میگی که
همه چی راجع به آلیشیا فقط یه دروغ بوده؟

00:18:42.950 --> 00:18:46.950
...پس اون سر و صداهایی که راه مینداخت، اون حرفایی که به اون مادره زد

00:18:46.950 --> 00:18:49.120
یعنی داری میگی هیچ‌کدوم از اینا واقعیت نداشتن؟ ...

00:18:49.120 --> 00:18:55.540
فکر کنم که حقیقت داشته باشن. اون موقع
.به خاطر حرفایی که آلیشیا زد، اون زن آروم گرفت

00:18:58.340 --> 00:19:01.970
...اون موقع، داخل سمت چپ سینه‌ی آلیشیا

00:19:01.970 --> 00:19:04.430
...قلب دختر اون زنه ...

00:19:04.430 --> 00:19:08.100
ببخشید. فکر کنم دیگه صلاحیت اینو نداشته باشم
.که خودم رو کارآگاه افسانه‌ای صدا بزنم

00:19:11.140 --> 00:19:13.850
...آلیشیا

00:19:13.850 --> 00:19:18.530
.همونطور که می‌بینی، انگار داخل بدنم به غیر خودم، یکی دیگه هم هست

00:19:18.530 --> 00:19:25.200
،من همونی هستم که این کارها رو انجام داده
 .پس هیچ خاطره‌ای از گذشته ندارم و نمی‌دونم کی هستم

00:19:25.200 --> 00:19:30.700
.به خاطر همین اون موقع بهتون گفتم که خود واقعیم 17 ساله بود

00:19:30.700 --> 00:19:37.000
.راستش، بعد از یه مدتی خودم متوجه این قضیه شدم
...اما وانمود کردم که چیزی نمی‌دونم

00:19:37.000 --> 00:19:40.630
.اون قتل و جنایت‌ها کار اون یکی بود ...

00:19:40.630 --> 00:19:48.310
...اما به دلایلی، هم‌زمان که کیمیزوکا و من با همدیگه کار می‌کردیم، دعا کردم

00:19:48.310 --> 00:19:51.850
.که کاش اون جنایت‌ها کار یکی دیگه باشه، باید همینطوری بوده باشه

00:19:51.850 --> 00:19:53.560
!آلیشیا

00:19:54.940 --> 00:19:57.020
.تو اصلاً آدم بدی نیستی

00:19:57.020 --> 00:19:59.270
،شاید یه جورایی خودخواه باشی

00:19:59.270 --> 00:20:01.940
،دردسرهای زیادی هم برامون درست کرده باشی

00:20:01.940 --> 00:20:04.530
.آلیشیا، اما آدم خیلی مهربونی هستی

00:20:04.530 --> 00:20:07.370
.تو می‌تونی لحظات شاد و ناراحت‌کننده‌ی بقیه رو باهاشون سهیم بشی

00:20:07.370 --> 00:20:11.290
.تو حتّی می‌تونی عصبانی بشی یا حتّی گریه کنی، خیلی کارهای دیگه هم همینطور

00:20:11.290 --> 00:20:13.870
...آلیشیا، تو اصلاً

00:20:13.870 --> 00:20:18.880
...می‌دونستم که امید داشتن به این مسئله بی‌فایده‌ـست، اما بازم

00:20:18.880 --> 00:20:26.840
.کیمیزوکا. ازت خیلی ممنونم
.زمان کمی رو باهم سپری کردیم، ولی خیلی بهم خوش گذشت

00:20:28.720 --> 00:20:33.600
...راستش، می‌خواستم بیشتر سراغ کارهای کارآگاهی برم

00:20:35.390 --> 00:20:38.770
.اما دیگه نمی‌تونم باهات بمونم ...

00:20:38.770 --> 00:20:43.150
من فقط می‌خواستم آلیشیا
...همون آلیشیایی بمونه که می‌شناسم

00:20:43.150 --> 00:20:50.660
.راستش، من هیچی جز... یه آدم بد نبودم

00:20:50.660 --> 00:20:54.000
!فقط می‌خوام که یه معجزه اتفاق بیفته

00:21:02.590 --> 00:21:03.760
!آلیشیا

00:21:03.760 --> 00:21:05.090
!دستیار

00:21:15.680 --> 00:21:16.730
.خیلی متأسفم

00:21:16.730 --> 00:21:18.850
.سیستا! این کارو نکن

00:21:20.020 --> 00:21:24.610
کیمی، مگه دیوونه شدی؟
...باید همین الان این کارو حل و فصلش کنیم

00:21:24.610 --> 00:21:30.570
نمی‌تونی درک کنی که این احساسات فقط باعث میشن
 که نتونی تصمیم درست رو بگیری؟

00:21:30.570 --> 00:21:36.160
!مگه همین اواخر خودت نفهمیدی که انسان بودن یعنی همین

00:21:42.250 --> 00:21:45.550
خدای من، به جون همدیگه افتادید؟

00:21:53.850 --> 00:21:57.730
...بالأخره تونستم پیداش کنم. واقعاً که دردسرسازه

00:21:57.730 --> 00:22:01.150
،منو باش که فکر می‌کردم اگه حواسم یه جای دیگه باشه اصلاً از جاش جم نمی‌خوره

00:22:01.150 --> 00:22:06.690
...اما نه تنها شکلش رو عوض کرده، بلکه خاطراتشم از دست داده

00:22:06.690 --> 00:22:11.030
کامه‌لئون! می‌خوای آلیشیا رو کجا ببری؟

00:22:11.030 --> 00:22:15.870
،خب، اینم بگم. تقریبا 700 مایل دریایی از اینجا به سمت شمال غربی

00:22:15.870 --> 00:22:19.290
.یه جزیره‌ای هست که ازش به عنوان پایگاه استفاده می‌کنیم

00:22:19.290 --> 00:22:24.670
،اگه منظورت اینه که می‌خوای دنبالش بیای
.ما همون‌جا منتظرت می‌مونیم

00:22:24.670 --> 00:22:26.170
!صبر کن

00:22:26.190 --> 00:22:33.190
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:33.220 --> 00:22:40.220
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:22:40.560 --> 00:22:43.310
.فکر کردم بهم شلیک کردی

00:22:46.320 --> 00:22:48.320
کیمی، مگه عقلت رو از دست دادی؟

00:22:50.650 --> 00:22:53.780
.اینم بگم که قرار نیست ازت عذرخواهی کنم

00:22:53.780 --> 00:22:57.830
.عیبی نداره اگه این کارو نکنی

00:22:57.830 --> 00:23:00.410
،تو می‌خواستی کاری رو انجام بدی که به نظر خودت درسته

00:23:00.410 --> 00:23:03.750
.منم می‌خواستم کاری رو بکنم که از نظر خودم درسته

00:23:03.750 --> 00:23:10.010
،پس اگه نمی‌خوای عذرخواهی کنی
.منم همچین کاری نمی‌کنم. به هر حال مشکلی نداره

00:23:12.590 --> 00:23:15.220
حالا باید چیکار کنیم؟

00:23:18.020 --> 00:23:20.980
.بهتره اول به یه اغذیه فروشی بریم

00:23:20.980 --> 00:23:28.110
.بعدش بزرگترین، قرمزترین و گِردترین سیب‌های ممکن رو بخریم

00:23:28.110 --> 00:23:34.950
.بعد میریم سراغ درست کردن پاهای سیب خیلی خوشمزه و یه چایی فوق‌العاده

00:23:34.950 --> 00:23:36.660
...بعد از اون هم

00:23:39.040 --> 00:23:43.750
.سفری رو شروع می‌کنیم که بتونیم دوست‌مون رو نجات بدیم ...

00:23:44.960 --> 00:23:49.920
«قسمت نهم»
«اِسپس»