﻿WEBVTT

00:00:01.300 --> 00:00:04.299
ما قبلاً هم تکه‌هايي ديديم، به‌قدري که تأييد بشه
اون دفتر خاطرات رو نگه مي‌داره

00:00:04.300 --> 00:00:07.299
ولي نه مثل اين. اينا فقط خيال‌پردازي‌هايي هستن
که اميالشو تغذيه مي‌کنن؟

00:00:08.680 --> 00:00:11.679
يا مدرکي از نه قتل ديگه؟

00:00:11.680 --> 00:00:13.679
پليس ميگه که يه اعتراف ازتون دارن

00:00:13.680 --> 00:00:15.679
که چندتاشو قبول کردين

00:00:15.680 --> 00:00:17.679
من هيچ‌کدومـشو يادم نمياد

00:00:17.680 --> 00:00:19.679
اونطور که متوجه شدم، به‌هوشـه -
بله -

00:00:19.680 --> 00:00:21.679
ولي يه مشکلي وجود داره

00:00:21.680 --> 00:00:24.679
به‌نظر مياد که آقاي اسپکتر
دچار از دست‌رفتگي حافظه شده

00:00:24.680 --> 00:00:27.679
اونوقت ما بايد اين قضيه رو جدي بگيريم؟ -
به‌نظرم مجبوريم -

00:00:27.680 --> 00:00:30.679
اينو مي‌شناسي؟ -
نه -

00:00:30.680 --> 00:00:31.679
تا زماني‌که

00:00:31.680 --> 00:00:34.679
ترتيب انتقالتون به يک کلينيک روانپزشکي امن
داده بشه

00:00:34.680 --> 00:00:37.679
شما در بيمارستان
در انتظار محاکمه، خواهيد موند

00:00:37.680 --> 00:00:39.679
اگه همون اولـش حقيقت رو در مورد

00:00:39.680 --> 00:00:41.679
مکان اسپکتر گفته بود
اونوقت شايد

00:00:41.680 --> 00:00:44.679
رز استگ اون مصيبت رو از سر نمي‌گذروند

00:00:44.680 --> 00:00:46.680
همه‌شو بنوش

00:00:47.680 --> 00:00:49.679
دختر خوب

00:00:49.680 --> 00:00:51.679
چرا اينقدر با من مهربوني؟

00:00:51.680 --> 00:00:53.679
اگه من کارهايي که پليس ميگه رو
انجام داده باشم

00:00:53.680 --> 00:00:54.679
در اونصورت من يه هيولام

00:00:54.680 --> 00:00:56.679
کار من اينه

00:00:56.680 --> 00:00:58.679
اون شخصيه که اگه احساس کنه که به نفعشه

00:00:58.680 --> 00:01:01.679
تظاهر به فراموشي مي‌کنه

00:01:01.680 --> 00:01:04.679
حتي اگه شده واسه شادي صرف از گول زدن مردم
مخصوصاً متخصصين

00:01:04.680 --> 00:01:06.680
براي مثال، کسي مثل من

00:01:10.680 --> 00:01:12.679
يه قتل پيدا کردم که اميدوارکننده به‌نظر مي‌رسه

00:01:12.680 --> 00:01:15.679
دانشجوي حقوق، سوزان هارپر

00:01:15.680 --> 00:01:18.679
تنها مشکل اينه که يه نفر داره به‌خاطرش
حبس مي‌کشه

00:01:18.680 --> 00:01:19.680
برات دعا مي‌کنم

00:03:10.680 --> 00:03:12.680
بلندشو آفتاب در اومده

00:03:21.680 --> 00:03:22.680
وقت بلند شدنه

00:03:26.680 --> 00:03:28.680
استلا، ستاره
[ استلا: کلمه‌اي لاتين براي ستاره ]

00:03:29.680 --> 00:03:31.680
پنج دقيقه‌ي ديگه، بابا؛ خواهش مي‌کنم

00:04:30.208 --> 00:04:41.208
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:05:16.686 --> 00:05:18.685
هيچ اثر ناخن يا خراشيدگي روي قسمت نرم

00:05:18.686 --> 00:05:23.685
صورت قرباني، وجود نداره
نه کبودي، نه بريدگي در

00:05:23.686 --> 00:05:27.685
دهان يا بيني وجود نداره که نشون بده
توسط يک شخص، بسته شده بودن

00:05:27.686 --> 00:05:29.685
پرنده‌ي اصلي نشون ميده که

00:05:29.686 --> 00:05:32.685
ديويد آلوارز با استفاده از يه متکّا
خفه‌ش کرده

00:05:32.686 --> 00:05:34.685
هيچ بزاق، خون يا سلول بافتي

00:05:34.687 --> 00:05:36.686
روي هيچکدوم از متکّاها نبود، بود؟

00:05:36.687 --> 00:05:38.687
ممکن بود شسته شده باشن

00:05:39.687 --> 00:05:40.687
آره، ممکنه

00:05:42.687 --> 00:05:44.686
گزارش زهرشناسي رو داريم؟

00:05:44.687 --> 00:05:45.687
صفحه‌ي پنج، خانم

00:05:49.687 --> 00:05:51.686
گزارش کـِي تموم شد؟

00:05:51.688 --> 00:05:55.687
جنازه‌ي سوزان هارپر دوشنبه صبح، پيدا شد

00:05:55.688 --> 00:05:59.687
زهرشناسي 24 ساعت بعد در حين کالبدشکافي
انجام شد

00:05:59.688 --> 00:06:02.687
جوابش 24 ساعت بعد در روز چهارشنبه اومد

00:06:02.688 --> 00:06:04.687
طبق اين ارقام

00:06:04.688 --> 00:06:06.687
به نظر من قرباني کوکائين مصرف کرده بوده

00:06:06.688 --> 00:06:09.688
در حدود چند ساعت يا حتي چند دقيقه قبل از مرگ

00:06:11.689 --> 00:06:14.688
اصلاً مدرکي داريم که پائول اسپکتر يا پيتر بالدوين

00:06:14.689 --> 00:06:17.688
در سال 2002 در لندن بوده باشه؟

00:06:17.689 --> 00:06:19.689
تاکنون، نه خانم

00:06:26.690 --> 00:06:29.690
يه کيسه‌ي پلاستيکي سر صحنه‌ي جرم
پيدا شده بوده؟

00:06:30.690 --> 00:06:31.730
تا جايي که من ديدم، اشاره‌اي بهش نشده

00:06:37.690 --> 00:06:40.689
خب، زمان جابجايي اسپکتر، امروزه

00:06:40.690 --> 00:06:46.690
که يعني بخش بعدي ارزيابيـش
قراره آغاز بشه

00:06:48.691 --> 00:06:50.771
بايد اعتقادمون رو حفظ کنيم که
... به محاکمه کشيده ميشه

00:06:52.691 --> 00:06:54.690
و زماني‌که اين اتفاق بيوفته
بايد محکم‌ترين پرونده‌اي که

00:06:54.691 --> 00:06:57.691
مي‌تونيم رو براي «پي.پي.اس»، بسازيم
[ سرويس دادخواهي پليس ]

00:06:59.691 --> 00:07:01.691
بايد آماده باشيم

00:07:03.692 --> 00:07:05.691
حقيقـتِ يک اعتراف، نامربوطه

00:07:05.692 --> 00:07:08.691
چيزي که اهميت شديدي داره
اينه که اعتراف به چه صورت، گرفته شده

00:07:08.692 --> 00:07:10.691
نه اينکه حقيقت داره يا نه

00:07:10.692 --> 00:07:12.691
دادگاه بايد اگه از نظرش

00:07:12.692 --> 00:07:14.691
اعتراف تحت آزار گرفته شده باشه يا

00:07:14.692 --> 00:07:17.691
تحت شرايطي که احتمالش زياده
حکم غيرقابل اتّکا بهش بدن، ردّش کنه

00:07:17.692 --> 00:07:21.691
من رونوشت‌ها رو خوندم
نشاني از آزار، نديدم

00:07:21.693 --> 00:07:25.692
من که زياد مطمئن نيستم
شرايطش قطعاً غيرعاديـه

00:07:25.693 --> 00:07:28.692
چرا يک سرپرست، کار يک پاسبان
يا يک گروهبان رو انجام ميده؟

00:07:28.693 --> 00:07:30.692
از يک مضنون، بازجويي مي‌کنه؟

00:07:30.693 --> 00:07:32.692
مسلماً، وقتي در مقام اون باشي
افسرها رو نظارت

00:07:32.693 --> 00:07:35.692
مديريت و راهنمايي مي‌کني
نه اينکه کارشون رو انجام بدي

00:07:35.693 --> 00:07:38.692
درخواست خود اسپکتر بوده
«فقط خودت، استلا، نه کس ديگه»

00:07:38.694 --> 00:07:39.694
منظور منم همينه

00:07:40.694 --> 00:07:43.693
استلا از هيچ‌کدوم از استانداردهاي بازجويي
استفاده نکرد

00:07:43.694 --> 00:07:45.693
معذوريت رواني از خودش نشون نداد

00:07:45.694 --> 00:07:48.693
يا جديت جرايم اسپکتر رو به حداقل نرسوند

00:07:48.694 --> 00:07:50.693
تحسين يا تعريف بي‌جا نکرد

00:07:50.694 --> 00:07:54.693
اون حتي از سؤال‌هايي استفاده کرد که
باعث جواب‌هاي يک‌کلمه‌اي ميشد

00:07:54.695 --> 00:07:58.694
تقريباً اصلاً شبيه بازجويي نبود

00:07:58.695 --> 00:08:00.694
بيشتر شبيه به يک گفتگوي دوستانه بوده

00:08:00.695 --> 00:08:02.694
استلا نيازي نداشته يک رابطه‌ي دوستانه
به‌وجود بياره

00:08:02.695 --> 00:08:04.694
چون رابطه‌شون از قبل

00:08:04.695 --> 00:08:06.694
از طريق تلفن، به‌وجود اومده بوده

00:08:06.695 --> 00:08:08.694
در حالي‌که هنوز دنبالش بودن

00:08:08.695 --> 00:08:11.694
ادعا شده که اسپکتر و گيبسون
مکالمه‌هاي خصوصي داشتن

00:08:11.695 --> 00:08:14.695
اون شماره تماس شخصيش رو به اسپکتر داده بوده

00:08:15.696 --> 00:08:18.696
حتي ميگن که اون توي اتاق هتل گيبسن بوده

00:08:20.696 --> 00:08:23.695
چرا بايد چنين کار پر ريسکي بکنه
تا فقط يه يادداشت توي دفتر خاطرات گيبسن، بذاره؟

00:08:23.696 --> 00:08:25.696
نشون‌دهنده‌ي نوعي وسواس فکريـه

00:08:28.696 --> 00:08:30.696
«استلا؟»

00:08:33.697 --> 00:08:34.696
«بله»

00:08:34.697 --> 00:08:37.697
«چقدر خوبه که دوباره صداتو مي‌شنوم»

00:08:40.697 --> 00:08:41.697
«توئي، پيتر؟»

00:08:42.697 --> 00:08:43.697
«آره»

00:08:44.697 --> 00:08:46.696
«چرا با من تماس مي‌گيري؟»

00:08:46.697 --> 00:08:48.697
«چون من به آسمون نگاه مي‌کنم»

00:08:51.698 --> 00:08:54.698
«استلا. ستاره‌ي درخشان»

00:08:56.698 --> 00:08:57.697
«شب زيبائيـه»

00:08:57.698 --> 00:08:59.698
«باعث ميشه به تو فکر کنم»

00:09:02.698 --> 00:09:04.697
ما اون دفتر خاطرات، اون يادداشت رو داريم؟

00:09:04.698 --> 00:09:06.697
تاکنون فاش نشده

00:09:06.699 --> 00:09:07.699
بگيرش

00:09:08.699 --> 00:09:09.699
... پس

00:09:11.699 --> 00:09:13.698
اون با گول زدن اسپکتر، ازش اعتراف گرفته؟

00:09:13.699 --> 00:09:14.698
ممکنه

00:09:14.699 --> 00:09:17.698
اگه بتوني از نظري که داري در مقابل قانون موضوعه
موکلين حقوقي

00:09:17.699 --> 00:09:20.699
دفاع کني، ممکنه وارد خلاصه‌ي پرونده‌ي دعوي کنمـش

00:09:43.701 --> 00:09:45.941
اينا تمام کتاب‌هاي اسپکترـه که توي گاراژش بوده، خانم

00:10:37.704 --> 00:10:39.704
خانم، يه چيزي هست که بايد ببينيد

00:10:41.704 --> 00:10:45.703
همسر مردي که پليس ادعا دارد
خفه‌کننده‌ي بلفست‌» مي‌باشد»

00:10:45.704 --> 00:10:49.703
امروز صبح گرفتار حادثه‌اي ناگهاني و باورنکردني شده بود

00:10:49.704 --> 00:10:52.703
که توسط يک رهگذر
فيلمش گرفته شد

00:10:52.705 --> 00:10:55.704
تصاويري که ممکن است براي تعدادي از بينندگان
ناراحت‌کننده باشد

00:10:55.705 --> 00:11:00.705
يا پيغمبر. اوه، خداي من، اون يه ماشينـه
!مايکل، مراقب باش!     - هـي، هـي

00:11:02.705 --> 00:11:04.705
!هـي، هـي -
اوه، خداي من -

00:11:07.705 --> 00:11:09.704
ماشين که توسط جريان آب، احاطه شده

00:11:09.706 --> 00:11:13.705
متعلق به سالي‌ان اسپکتر 32 ساله مي‌باشد

00:11:13.706 --> 00:11:16.705
شيشه‌ها بسته و درها قفل بودند

00:11:16.706 --> 00:11:17.705
داخل ماشين، دو فرزندش حضور دارند

00:11:17.706 --> 00:11:19.705
!اوه، خداي من

00:11:19.706 --> 00:11:21.705
فرزند دختر، هشت ساله، صدايش براي کمک خواستن
به گوش مي‌رسد

00:11:21.706 --> 00:11:24.705
!کمکمون کنيد، لطفا، کمـک

00:11:24.706 --> 00:11:25.705
!قفل رو بزن. هـي، هـي

00:11:25.706 --> 00:11:27.705
!نمي‌تونم ليام رو بيدار کنم

00:11:27.707 --> 00:11:29.706
!خواهش مي‌کنم، بازش کنيد

00:11:29.707 --> 00:11:30.706
!مايکل

00:11:30.707 --> 00:11:32.706
يا پيغمبر

00:11:32.707 --> 00:11:34.706
!مامان

00:11:34.707 --> 00:11:36.706
حداقل، به‌نظر مي‌رسد که قفل درها
باز شد

00:11:36.707 --> 00:11:39.707
و دو بچه کامل بيرون آورده شدند
و در امنيت قرار گرفتند

00:11:41.707 --> 00:11:44.706
در پس‌زمينه، سالي‌ان اسپکتر ديده مي‌شود که

00:11:44.708 --> 00:11:46.708
از روي سطح آب، با حالتي بي‌ثبات
از ماشين دور مي‌شود

00:11:49.708 --> 00:11:52.707
اينجا. حال‌ـت خوبه؟ بدنـش يخ‌ـه

00:11:52.708 --> 00:11:56.707
لحظه‌اي بعد، ماشين تقريباً
در داخل آب، فرو رفت

00:11:56.708 --> 00:11:58.708
!يه نفر به اون زن، کمک کنه

00:12:02.709 --> 00:12:05.708
اين خانواده توسط هليکوپتر پليس
به بيمارستان عمومي بلفست

00:12:05.709 --> 00:12:09.708
جايي که پائول اسپکتر، براي جراحت گلوله‌اي که
تحت حافظت پليس برداشته بود

00:12:09.709 --> 00:12:12.709
... تحت معالجه مي‌باشد، رسانده شد

00:12:16.709 --> 00:12:18.709
از کجا بايد مي‌دونستيم اونقدر مستأصلـه؟

00:12:24.710 --> 00:12:26.710
اين کاريه که زن‌ها، با رنج‌شون انجام ميدن، جيم

00:12:28.710 --> 00:12:32.710
به خودشون آسيب مي‌زنن
يه به خودشون و بچه‌هاشون فشار ميارن

00:12:35.710 --> 00:12:39.709
چه وضع روحي‌اي داشته که فکر مي‌کرده
اگه همه‌شون بميرن

00:12:39.711 --> 00:12:40.711
بهتره؟

00:12:42.711 --> 00:12:46.710
به جاي مراقبت ازش، حمايت ازش
تمام کاري که انجام داديم

00:12:46.711 --> 00:12:51.710
اين بود که دادگاهيـش کرديم
و با زندان، تهديدش کرديم

00:12:51.711 --> 00:12:53.710
تصميمـش فقط با من نبود

00:12:53.711 --> 00:12:56.711
نظر سرپرست دادخواهي عمومي هم همين بود

00:12:58.712 --> 00:13:00.711
آره

00:13:00.712 --> 00:13:03.152
خب، الان مي‌توني اقدام به قتل رو هم
به ليست اتهاماتـش، اضافه کني

00:13:08.712 --> 00:13:09.711
تنها کاري که هميشه مي‌خواستم بکنم

00:13:09.712 --> 00:13:12.712
اين بود که اون بچه‌ها رو در امان، نگه دارم، استلا
!همين

00:13:19.713 --> 00:13:20.713
هيلي

00:13:22.713 --> 00:13:25.712
درسته، ممنون که خبرم کردي

00:13:25.713 --> 00:13:29.712
همسر اسپکتر و دوتا بچه‌هاش -
برده شدن به بيمارستان عمومي     - چرا؟

00:13:29.713 --> 00:13:32.073
توي اخبار نشون داده. ببين مي‌توني با گوشيـت
چيزي پيدا کني

00:14:34.717 --> 00:14:37.716
آزمايش توي بيمارستان، داخل ادرار دخترِ
بنزوس» نشون ميده»
[ مسکّن ]

00:14:37.717 --> 00:14:39.716
موفق نشديم از اون دونفر ديگه
نمونه بگيريم

00:14:39.717 --> 00:14:42.716
پسرِ، ليام، مقياس کماي گلاسکوش روي 12 13 ـست

00:14:42.718 --> 00:14:45.717
با تحريک، بيدار ميشه

00:14:45.718 --> 00:14:47.718
سابقه‌ي پزشکيشو چک کن

00:14:55.718 --> 00:14:57.717
مي‌بينم که افسردگي داره

00:14:57.718 --> 00:14:59.717
اضطراب و کم‌خوابـي شديد

00:14:59.719 --> 00:15:02.718
پنج ميلي‌گرم، روزي سه نوبت
براي حداکثر از ده، مدام چک ميشه

00:15:02.719 --> 00:15:04.718
بعد از دوهفته، بازبيني ميشه

00:15:04.719 --> 00:15:07.718
پس مادرِ داروي ضداضطراب به خورد بچه‌هاش داده

00:15:07.719 --> 00:15:09.718
و بعد با ماشين کشوندتشون توي دريا

00:15:09.719 --> 00:15:10.718
اينطور به نظر مياد

00:15:10.719 --> 00:15:13.719
اون بي‌علاقه‌ست
هيچ حرفي نمي‌زنه

00:15:24.720 --> 00:15:28.719
مردمک‌ها متوسطن، و واکنش‌پذيرن
گلوکوز خونش چطوره؟

00:15:28.720 --> 00:15:29.719
عاديه

00:15:29.720 --> 00:15:31.719
مکنه به فلومازينل، نياز داشته باشه

00:15:31.720 --> 00:15:33.920
بيا ببريمـش به «آي.سي.يو» کودکان
تا حواسشون بهش باشه

00:15:55.722 --> 00:15:57.721
در حال حاضر، هوشياره ولي صحبت نمي‌کنه

00:15:57.722 --> 00:16:01.721
فکر نکنم فعلاً براي ارزيابي روان‌شناسي
آماده باشه

00:16:01.722 --> 00:16:03.721
ما پسرَ رو انتقال مي‌ديم به «آي.سي.يو» کودکان

00:16:03.722 --> 00:16:05.722
دخترِ به‌هوشـه، حالش خوب به‌نظر مي‌رسه

00:16:07.722 --> 00:16:09.721
فيلم کوتاه خبري رو ديدين؟

00:16:09.723 --> 00:16:10.722
نه

00:16:10.723 --> 00:16:13.723
مثل يک اقدام عمد به کشتن خودش و بچه‌هاش مي‌مونه

00:16:15.723 --> 00:16:16.723
راهي براي جلب کمک؟

00:16:18.723 --> 00:16:19.723
شايد

00:16:20.723 --> 00:16:22.722
ميشه يه سلامي بکنم؟

00:16:22.723 --> 00:16:23.723
البته

00:16:31.724 --> 00:16:33.724
سلام، اليويا

00:16:35.724 --> 00:16:36.724
منو يادته؟

00:16:40.724 --> 00:16:41.724
حال‌ـت چطوره؟

00:17:04.726 --> 00:17:06.725
تکه‌هاي گلوله‌اي که در بدن آقاي اسپکترـه
حاوي آهن نيست

00:17:06.726 --> 00:17:08.166
پس امروز صبح، «ام.آر.آي» رو انجام داد

00:17:11.726 --> 00:17:14.726
... يک فقدان مدرک براي بافت مرگـي، وجود داره

00:17:15.726 --> 00:17:23.725
ولي اينجا اثري از جداسازي
ماده‌ي سفيد و ماده‌ي خاکستري هست

00:17:23.727 --> 00:17:25.726
حالا اون ممکنه مطابق با

00:17:25.727 --> 00:17:28.726
افگار کم‌خوني موضعي در ناحيه‌ي
لب گيجگاهي جلويي، باشه

00:17:28.727 --> 00:17:31.727
ولي نمي‌تونم بگم که از دست رفتن حافظه رو
توجيه مي‌کنه

00:17:33.727 --> 00:17:35.726
نتايج آزمايش رو تحويل دکتر لارسن ميدم

00:17:35.727 --> 00:17:37.726
و اون مي‌تونه در ارزيابيـش، مندرجشون کنه

00:17:37.728 --> 00:17:39.727
خبر داريم چه بلايي سر همسر و بچه‌هاش اومده؟
حالشون چطوره؟

00:17:39.728 --> 00:17:42.727
آسيب جدي‌اي نديدن، به نظرم

00:17:42.728 --> 00:17:44.727
ولي منتظر تماس پزشک ارشد اورژانسم

00:17:44.728 --> 00:17:46.727
به آقاي اسپکتر، اطلاع داده شده؟

00:17:46.728 --> 00:17:49.728
هنوز نه. منتظر اطلاعات بيشترم

00:18:04.729 --> 00:18:06.728
به نظرم بايد يه بيانيه‌ي مقدماتي بديم

00:18:06.729 --> 00:18:08.729
قطعاً

00:18:09.729 --> 00:18:11.729
همه تا الان ديدنـش

00:18:13.730 --> 00:18:16.729
بيايد ... تأييد کنيم که اون يه حادثه بوده

00:18:16.730 --> 00:18:18.730
اشخاص درگير اون قضيه رو
تعيين هويت کنيم

00:18:21.730 --> 00:18:24.730
نه چيز ديگه‌اي
خبري از گمانه‌زني در مورد انگيزه‌ي کار، نباشه

00:18:25.730 --> 00:18:27.729
رسانه‌ها اين‌کارو برامون انجام ميدن

00:18:27.730 --> 00:18:28.730
آره

00:18:31.731 --> 00:18:33.131
لطفاً به اين قضيه رسيدگي مي‌کني، مت؟

00:18:34.731 --> 00:18:37.730
من ميرم پيش سربازرس ارشد ايست‌وود
و يه راه حلي پيدا مي‌کنيم

00:18:37.731 --> 00:18:39.731
براي رسانه‌ها، يه هشدار به‌نظر مياد

00:18:41.731 --> 00:18:42.731
... و مـت

00:18:44.731 --> 00:18:46.731
يه جور باورپذير بهشون توضيح بده

00:19:03.732 --> 00:19:06.731
پائول، پليس ادعا داره که

00:19:06.733 --> 00:19:08.732
اثر انگشتت روي يک جفت قيچي تزئيني
وجود داره

00:19:08.733 --> 00:19:11.732
ميگن که جواب آزمايش قيچي‌، قيچي‌ها

00:19:11.733 --> 00:19:14.732
نشون ميده که «دي.اِن.اِي» جو براولي روشون بوده
با توجه به نمونه‌ي خون

00:19:14.733 --> 00:19:17.732
... از آب، بازيابي‌شون کردن

00:19:17.733 --> 00:19:19.733
اينجا

00:19:22.733 --> 00:19:24.732
مي‌دونم اونجا کجاست
گاهي اوقات براي دويدن ميرم اونجا

00:19:24.734 --> 00:19:28.733
امکانـش هست در حال دويدن
به اون قيچي‌ها، برخورده باشي

00:19:28.734 --> 00:19:29.733
و با توجه به خطرناک بودنشون

00:19:29.734 --> 00:19:33.734
برشون داشته باشي و پرتشون کرده باشي توي آب
تا کسي نره روش، آسيب ببينه؟

00:19:35.734 --> 00:19:36.934
من هيچ قيچي‌اي رو به ياد ندارم

00:19:39.734 --> 00:19:42.733
تنها شاهد عيني حقيقي، خواهرشه
اني براولي

00:19:42.735 --> 00:19:44.734
بعد از حمله، و قبل از اينکه دستگير بشيد

00:19:44.735 --> 00:19:46.734
رفته بودين به بيمارستانـش

00:19:46.735 --> 00:19:48.734
واقعاً؟ چرا؟

00:19:48.735 --> 00:19:50.734
اون سوگوار مرگ برادرش بوده

00:19:50.735 --> 00:19:53.734
شما توسط سازمان اليس مونرو
استخدام شده بودين

00:19:53.735 --> 00:19:55.735
تا بهش کمک کنيد، بهش مشاوره بدين

00:19:56.735 --> 00:19:57.734
چه اتفاقي افتاد؟

00:19:57.735 --> 00:19:59.734
هيچي. باهمديگه صحبت کردين

00:19:59.736 --> 00:20:01.736
گفت که کمکـش کردين

00:20:06.736 --> 00:20:10.736
صبر کن. متأسفم
من خيلي گيج شدم

00:20:11.736 --> 00:20:13.735
اين شخصيه که پليس ميگه من بهش حمله کردم؟

00:20:13.736 --> 00:20:15.735
آره

00:20:15.736 --> 00:20:17.735
خب، پس چرا منو نشناخت؟

00:20:17.737 --> 00:20:18.737
نمي‌دونم

00:20:20.737 --> 00:20:24.736
چرا بايد برم به ملاقات کسي که بهش حمله کردم؟

00:20:24.737 --> 00:20:27.737
اگه منو مي‌شناخت، چي
اگه شروع مي‌کرد به داد و هوار کردن، چي؟

00:20:30.737 --> 00:20:31.737
با عقل جور در نمياد

00:21:00.739 --> 00:21:03.738
شما براي تمام قتل‌ها، عذر داريد
[ اثبات غيبت هنگام وقوع جرم ]

00:21:03.739 --> 00:21:08.738
توسط شخصي به نام کيتي بندتو، تهيه شده

00:21:08.739 --> 00:21:11.739
ادعا داره که با شما، رابطه‌ي جنسي داشته

00:21:14.740 --> 00:21:16.740
نمي‌شناسمـش. چند سالشه؟

00:21:18.740 --> 00:21:19.739
بتازگي رفته توي 16 سال

00:21:19.740 --> 00:21:22.740
ميگه اولين‌باري که با هم خوابيدين، 14 سال داشته

00:21:23.740 --> 00:21:25.739
امکان نداره

00:21:25.740 --> 00:21:27.739
يه بچه؟ امکان نداره

00:21:27.741 --> 00:21:31.740
سوظن‌هايي در مورد قابل اعتماد بودنش
به‌عنوان يک شاهد، وجود داره

00:21:31.741 --> 00:21:33.741
مشکل اصلي، آقاي اسپکتر
اعتراف‌ـه

00:21:35.741 --> 00:21:39.740
به‌نظرم بايد مقداري از اعتراف‌ها
که ضبط شدن رو گوش کنيد

00:21:39.741 --> 00:21:40.741
ممکنه حافظه‌تونو به کار بندازه

00:21:46.742 --> 00:21:48.742
«در مورد اولين حمله بهم بگو»

00:21:50.742 --> 00:21:51.742
«چه حسي داشت؟»

00:21:56.742 --> 00:21:57.742
«حالمو خراب کرد»

00:22:00.742 --> 00:22:02.742
«بوش حالمو به‌هم مي‌زد»

00:22:04.743 --> 00:22:07.742
اولين‌دفعه، عادت کردن بهش»
«بدترين و سخت‌ترين‌دفعه بود

00:22:07.743 --> 00:22:11.743
ولي کليد زده شده بود»
«يه مسير، طي شده بود

00:22:13.743 --> 00:22:15.743
کاري انجام شده بود که نميشد»
«به حالت قبل، برش‌گردوند

00:22:16.743 --> 00:22:19.743
«کاري که تو رو از عوام، مجزا مي‌کنه»

00:22:21.744 --> 00:22:23.744
«تا چهار روز بعدش، مريض بودم»

00:22:25.744 --> 00:22:28.744
«... در شوک وجودي، قرار مي‌گيري»

00:22:30.744 --> 00:22:33.743
ولي بعدش خودتو بالاتر از الهيات و قدرت دنيوي»

00:22:33.744 --> 00:22:35.743
«مي‌دوني

00:22:35.744 --> 00:22:38.744
.. خيلي‌خب. پس چرا دوباره انجامـش ندي»

00:22:40.745 --> 00:22:41.745
«ولي بهتر از قبل؟

00:22:43.745 --> 00:22:45.744
بهم بگو، باهاشون صحبت مي‌کني؟»

00:22:45.745 --> 00:22:47.745
«با زناني که شکنجه‌شون مي‌کني و به قتل مي‌رسوني؟

00:22:50.745 --> 00:22:51.745
«نه»

00:22:52.745 --> 00:22:54.745
«به‌تدريج مي‌ميرن؟»

00:22:57.746 --> 00:22:59.745
«آره»

00:22:59.746 --> 00:23:01.946
دستت رو دور گلوشون، شل و سفت مي‌کني؟»

00:23:03.746 --> 00:23:05.746
«در بين مرگ و زندگي، به حالت تعليق، درشون مياري؟

00:23:07.746 --> 00:23:09.746
«آره»

00:23:10.746 --> 00:23:11.746
«اول مي‌بندي‌شون؟»

00:23:12.746 --> 00:23:13.746
«آره»

00:23:15.747 --> 00:23:16.746
«چه مدت شکنجه‌شون ميدي؟»

00:23:16.747 --> 00:23:18.746
نگه‌ش دار. خواهش مي‌کنم، نگه‌ش دار

00:23:18.747 --> 00:23:20.747
«... اعمال جنسي بهشون، تحميل مي‌کني»

00:23:24.747 --> 00:23:27.746
ممکن نيست اون، من باشم. چطور ممکنه
چنين‌چيزهايي رو فراموش کنم؟

00:23:27.747 --> 00:23:29.747
ممکن نيست اون، من باشم

00:23:30.747 --> 00:23:35.747
نوارهاي صوتي ديگري هم وجود داره، آقاي اسپکتر
اينا سندهاي ويديويي هستن

00:23:36.748 --> 00:23:41.748
... دادخواهي حاکي از اينه که
اونا از روي تلفن همراه شما پيداشون کردن

00:23:43.748 --> 00:23:46.747
که شما اون فيلم‌ها رو گرفتي -
اون رزـه -

00:23:46.748 --> 00:23:47.748
آره

00:23:50.749 --> 00:23:52.749
«تو مي‌خواي بهت محل گذاشته بشه»

00:23:54.749 --> 00:23:57.749
مي‌خواي جلب توجه کني»
«مي‌خواي شناخته بشي؟

00:24:00.749 --> 00:24:04.749
«باشه. بهم صدمه بزن، هرکاري مي‌خواي بکن»

00:24:05.749 --> 00:24:07.748
«بدترين کارِت رو انجام بده»

00:24:07.750 --> 00:24:12.749
هرکاري بکني، نمي‌توني از عشقم به همسرم، از عشقم»

00:24:12.750 --> 00:24:14.750
به دخترم، کم کني»

00:24:16.750 --> 00:24:20.749
هيچ کاري نمي‌توني بکني که به هر طريقي»
«ارزش زندگيم برام کم بشه

00:24:20.750 --> 00:24:21.749
«من به زندگي، احترام مي‌ذارم»

00:24:21.750 --> 00:24:26.750
من عاشقم، و بهم عشق ورزيده ميشه»
«... و هيچ‌کاري نمي

00:24:31.751 --> 00:24:33.751
«آخه واسه چي داري اينو نگاه مي‌کني؟»

00:24:34.751 --> 00:24:36.751
«عوضي بيمار»

00:24:37.751 --> 00:24:39.751
«چه مرگته آخه؟»

00:24:48.752 --> 00:24:49.752
!پرستار

00:24:51.752 --> 00:24:52.752
!پرستار

00:24:54.752 --> 00:24:57.751
پائول، پائول، بس کن
ميشه بريد بيرون، لطفاً؟

00:24:57.752 --> 00:25:00.751
پائول، کافيه
پائول، روي تنفست، تمرکز کن

00:25:00.753 --> 00:25:01.752
روي تنفست، تمرکز کن

00:25:01.753 --> 00:25:03.752
يالا، کافيه
دم و بازدم

00:25:03.753 --> 00:25:07.753
آروم نفس بکش، حال‌ـت خوبه، پائول
دم و بازدم، نفس عميق

00:25:08.753 --> 00:25:12.753
آره، خوبه، حال‌ـت خوبه

00:25:28.754 --> 00:25:31.753
يا پيغمبر، خودمونو درگير چه کاري کرديم؟

00:25:31.754 --> 00:25:32.753
دو دل شدي؟ -
نه -

00:25:32.754 --> 00:25:34.753
مطمئني؟ -
آره -

00:25:34.755 --> 00:25:35.754
چون اگه دودل شدي، مي‌توني کيف‌دستي‌تو جمع کني

00:25:35.755 --> 00:25:37.755
و به‌جاش بزني توي کار فروش املاک -
دو دل نيستم -

00:25:39.755 --> 00:25:40.754
شما شان هيلي هستي؟

00:25:40.755 --> 00:25:41.754
بله

00:25:41.755 --> 00:25:43.754
اينو از طرف من مي‌دين به پائول؟

00:25:43.755 --> 00:25:44.754
کيتي؟

00:25:44.755 --> 00:25:46.754
خواهش مي‌کنم، فقط اينو بدين به پائول

00:25:46.755 --> 00:25:48.754
کيتي، داري شرايط آزادي‌تو نقض مي‌کني

00:25:48.755 --> 00:25:51.195
تو در دردسر جدي‌اي قرار داري
ما نمي‌تونيم اون نامه رو ازت بگيريم

00:25:57.756 --> 00:25:59.756
!کيتي، وايسا

00:26:01.756 --> 00:26:02.755
!کيتي

00:26:02.756 --> 00:26:06.755
مي تونم تاييد کنم که يه حادثه
جدي با مشارکت

00:26:06.756 --> 00:26:09.755
همسر و دوفرزند مدعي عليه، پاول
اسپکتر رخ داده

00:26:09.756 --> 00:26:11.755
در حال حاضر هر سه نفر انها
در بيمارستان عمومي

00:26:11.757 --> 00:26:13.756
بلفست دارن درمان ميشن

00:26:13.757 --> 00:26:14.756
جراحات انها خطرناک نيست

00:26:14.757 --> 00:26:18.756
در سيلاب تبليغات بعد از دستگيري و
اتهامات  پاول اسپکتر

00:26:18.757 --> 00:26:22.756
سرويس پليس ايرلند شمالي حس
مي کنه بايد رسانه ها رو ترغيب کنه

00:26:22.757 --> 00:26:27.757
تا در گزارش جزئيات اين پرونده
محدويت ها و احتياط هاي بيشتري رو رعايت کنن

00:26:49.759 --> 00:26:50.758
بله؟

00:26:50.759 --> 00:26:53.758
ما يه درخواست مبني بر افشاي
دفترخاطرات شما داريم

00:26:53.759 --> 00:26:56.758
شان هيلي مي خواد متخصص
دست خط شناسيِ خودش

00:26:56.759 --> 00:26:58.759
نوشته هاي اسپکتر رو بررسي کنه

00:27:02.759 --> 00:27:04.758
اون تو بيمارستانه

00:27:04.760 --> 00:27:05.760
...صلاحيت نداره

00:27:07.760 --> 00:27:08.759
ولي هنوزم داره زندگي هرکسي رو که

00:27:08.760 --> 00:27:11.760
باهاش ارتباط برقرار مي کنه رو
الوده مي کنه

00:27:13.760 --> 00:27:16.760
زندگي هرکسي که از کنارش رد ميشه

00:27:23.761 --> 00:27:24.761
اون واگيرکننده است

00:27:29.761 --> 00:27:31.761
بذارم فقط اون صفحه رو ببينن؟

00:27:36.761 --> 00:27:39.761
اينطوري فقط برمي گردن و
بقيه شو مي خوان

00:27:42.762 --> 00:27:44.762
نه

00:27:45.762 --> 00:27:46.762
با دبير پارلمان اينو درميون بذار

00:27:48.762 --> 00:27:50.762
و اگه اونا موافق بودن، همه شو بفرست

00:27:56.763 --> 00:27:59.762
باورم نميشه که اون به ليوي
اسيب بزنه

00:27:59.763 --> 00:28:01.763
فقط فکر نمي کنم بتونه اينکارو بکنه

00:28:05.763 --> 00:28:08.763
مي تونم سالي رو تصور کنم
که از ليوي پرستاري مي کنه

00:28:10.763 --> 00:28:12.763
فقط... فقط خيلي شاد و راضين

00:28:16.764 --> 00:28:17.764
سالي هرگز به ليوي اسيب نمي زنه

00:28:19.764 --> 00:28:20.964
در اين تصوير، تو کجا هستي؟

00:28:23.764 --> 00:28:24.764
جايي که هميشه هستم

00:28:26.764 --> 00:28:28.764
بيرونم، دارم مي گردم

00:28:31.765 --> 00:28:34.765
...وقتي بيهوش بودم، من

00:28:36.765 --> 00:28:38.765
مي تونستم خودمو ببينم

00:28:40.765 --> 00:28:44.764
تو اين اتاق. مي تونستم خودمو
از بالا ببينم

00:28:44.765 --> 00:28:48.765
روي تخت دراز کشيده بودم
و تمام لوله و مانيتورا رو مي ديدم

00:28:50.766 --> 00:28:53.766
تاحالا چنين چيزي رو تجربه کرده بودي؟

00:28:54.766 --> 00:28:56.766
اينکه اونجوري بيرون جسمت باشي؟

00:28:59.766 --> 00:29:00.766
اره، وقتي کوچيک بودم

00:29:02.766 --> 00:29:07.766
وقتي اوضاع خيلي بد ميشد
من عادت داشتم خودم رو زخمي کنم

00:29:10.767 --> 00:29:12.767
اگه شانس مياوردم، بخشي از وجودم
جدا مي شد و مي رفت

00:29:14.767 --> 00:29:17.767
به يه جاي ديگه، يه...جاي بهتر

00:29:21.767 --> 00:29:24.767
بيشتر به اين فکر کردي که مرگ
برات چه معنايي داره؟

00:29:27.768 --> 00:29:29.768
چيزي که فکر مي کنم، فقط تو رو نااميد مي کنه

00:29:30.768 --> 00:29:31.768
مهم نيست

00:29:37.768 --> 00:29:42.768
من فکر مي کنم که، همونطور که
...قبل از تولدم، وجود خارجي نداشتم

00:29:44.769 --> 00:29:46.769
بعد از مرگم هم، ديگه وجود نخواهم داشت

00:29:49.769 --> 00:29:50.769
نمي تونم باهات موافق باشم

00:30:00.770 --> 00:30:03.770
باور مي کني کارايي که اونا مي گن
رو کرده باشي؟

00:30:05.770 --> 00:30:07.770
تو باور مي کني؟

00:30:12.770 --> 00:30:14.770
...اگه کرده بودم، اون موقع دستگير نمي شدم

00:30:16.770 --> 00:30:17.770
نجات داده مي شدم

00:30:23.771 --> 00:30:24.851
بايد به لندن بري

00:30:26.771 --> 00:30:30.771
رئيسم در "مِت" مردي به نام
کريس جورجه که رئيس پليسه

00:30:31.771 --> 00:30:32.770
من تازه باهاش حرف زدم

00:30:32.771 --> 00:30:34.770
اون توافق کرد که مجوزهايي رو
که مي خواي رو امضا کنه

00:30:34.771 --> 00:30:37.770
تا به فايل هاي سوزان هارپر دسترسي
پيدا کني

00:30:37.772 --> 00:30:39.771
توافق کرده که دوباره پرونده رو
باز کنيم؟

00:30:39.772 --> 00:30:42.771
اون توافق کرده که بذاره ما
يه نگاهي به پرونده بندازيم

00:30:42.772 --> 00:30:45.772
بيش از يه ساعت ديگه، يه پرواز
از بلفست ميره

00:30:50.772 --> 00:30:51.852
بازوت مشکلي نداره؟

00:30:54.773 --> 00:30:55.773
اره خوبه

00:30:58.773 --> 00:30:59.773
فرينگتون رو هم ببر

00:31:02.773 --> 00:31:05.772
اين يادداشت ها راجع به مراقبت از زخمت هستن
و ليستي از داروهايي که مي خوري

00:31:05.773 --> 00:31:08.772
تو چهار روز بشدت انتي بيوتيک هاي
درون وريدي دريافت کردي

00:31:08.773 --> 00:31:11.772
ولي من بايد بهت ياداوري کنم، بخاطر
ازدست دادن طحالت

00:31:11.774 --> 00:31:14.774
تا اخر عمرت بايد انتي بيوتيک هاي
پيشگيري کننده مصرف کني

00:31:17.774 --> 00:31:20.774
امکانش هست قبل رفتن، پسرم رو ببينم؟

00:31:36.775 --> 00:31:37.775
کدوم يکيه؟

00:31:38.775 --> 00:31:39.775
اونجا

00:32:06.777 --> 00:32:07.777
اونو يادته؟

00:32:15.777 --> 00:32:17.777
فکر مي کني شبيه منه؟

00:32:19.777 --> 00:32:21.777
شايد يه ذره

00:32:25.778 --> 00:32:26.778
پاول

00:32:43.779 --> 00:32:45.779
مي تونم راه برم

00:32:46.779 --> 00:32:47.779
قانون بيمارستانه

00:32:49.779 --> 00:32:50.779
روي صندلي بشين

00:33:10.780 --> 00:33:11.780
بابت همه چيز ممنونم

00:34:22.784 --> 00:34:25.783
کاراگاه ارشد گيبسون
من اينجام تا دکتر لارسون رو ببينم

00:34:25.785 --> 00:34:28.785
ايشون منتظرتون هستن
لطفا اسمتونو بنويسيد

00:34:33.785 --> 00:34:34.785
مرسي

00:34:39.785 --> 00:34:41.785
من شما رو قبلا جايي ديدم؟

00:34:46.786 --> 00:34:47.786
تو بهم بگو

00:34:55.786 --> 00:34:58.785
اينجا "فويل وان"هست، جايي که
اقاي اسپکتر رو نگه خواهيم داشت

00:34:58.786 --> 00:35:02.786
درها قفل شده هستن
تمام محوطه ها با دوربين تحت نظرن

00:35:04.787 --> 00:35:08.786
اينجا کارکنان براي وسايل شخصيشون
کمدهايي دارن

00:35:08.787 --> 00:35:10.787
مي تونيد موبايل و هر کليدي رو اينجا بذاريد

00:35:14.787 --> 00:35:17.786
براي اسپکتر چه سطحي از نظارت
رو درنظر گرفتيد؟

00:35:17.788 --> 00:35:20.787
روي سطح دو از مراقبت براي اقاي
اسپکتر توافق کرديم

00:35:20.788 --> 00:35:25.787
يعني حضور دائم خدمه پرستاري اما
موقع استحمام تنها خواهند بود

00:35:25.788 --> 00:35:29.787
تمام بيماران "فويل وان" يک پرستار
اصلي دارن

00:35:29.788 --> 00:35:30.787
پرستار مَرد؟

00:35:30.788 --> 00:35:31.787
مَرد

00:35:31.788 --> 00:35:33.787
اين بخش چند تا تخت داره؟

00:35:33.788 --> 00:35:34.788
همه بخش ها 12تخته هستن

00:35:35.789 --> 00:35:38.788
تمام بيماراني که الان در اين
بخش داريم

00:35:38.789 --> 00:35:43.788
تمام مدت به اتاقشون دسترسي دارن
جز وقتي که دارن تميز ميشن

00:35:43.789 --> 00:35:45.788
بعضي بيماران براي قفل کردن درهاي
اتاق خوابشون کليد دارن

00:35:45.789 --> 00:35:47.789
ولي کارکنانمون کليدهاي يدکي دارن

00:35:49.789 --> 00:35:50.789
از اين طرف، لطفا

00:35:55.790 --> 00:35:59.790
اغلب بيماران تحت درمان دارويي هستن

00:36:00.790 --> 00:36:04.789
ما ميزان نياز اقاي اسپکتر به درمان
دارويي رو بررسي مي کنيم

00:36:04.790 --> 00:36:07.789
يک تيم از رشته هاي مختلف تحصيلي
کار درمان و مراقبت رو انجام ميدن

00:36:07.790 --> 00:36:10.790
ولي سنجش هاي قانوني رو من انجام ميدم

00:36:12.791 --> 00:36:14.790
اره، حالا اقاي اسپکتر اينجاس

00:36:14.791 --> 00:36:17.790
-اينجا قهوه هست.لطفا از خودتون پذيرايي کنيد
- مرسي

00:36:17.791 --> 00:36:19.791
من ميرم بهش خوشامد بگم

00:37:10.794 --> 00:37:15.793
اقاي اسپکتر، من اگوست لارسون هستم
مدير اين کلينيک

00:37:15.794 --> 00:37:17.794
لطفا دنبالم بياييد

00:37:46.796 --> 00:37:48.796
پرستار ريچي راهنماييتون مي کنه

00:37:50.796 --> 00:37:52.796
کمي بعد ميام باهاتون صحبت کنم

00:37:54.796 --> 00:37:55.796
دنبالم بيا پاول

00:38:10.797 --> 00:38:12.796
اونجا يه سري وسايل نظافت برات هست

00:38:12.797 --> 00:38:16.797
و اونم اطلاعات روزانه، قوانين و روش کار بخشه

00:38:21.798 --> 00:38:22.798
گرسنه اي؟

00:38:24.798 --> 00:38:26.797
چيز زيادي نخوردم

00:38:26.798 --> 00:38:28.797
يه کم اب مي خوام

00:38:28.798 --> 00:38:29.798
برات ميارم

00:38:47.799 --> 00:38:49.798
براي حرف زدن وقت داريد؟

00:38:49.800 --> 00:38:50.800
بله

00:38:50.801 --> 00:38:51.802
لطفا بشينيد

00:38:53.804 --> 00:38:54.805
...درواقع من

00:38:56.808 --> 00:38:58.810
يه چيزايي دارم که مي خوام نشونتون بدم

00:39:26.843 --> 00:39:28.845
مطمئنيد اينا کار خودش هستن؟

00:39:30.848 --> 00:39:31.849
بله

00:39:39.859 --> 00:39:40.860
اين شعر از خودشه؟

00:39:42.862 --> 00:39:43.863
فکر مي کنم

00:39:45.866 --> 00:39:47.868
"امشب صداهايي تاريک به گوش ميرسد"

00:39:48.869 --> 00:39:51.872
"خانم هاي اجنبي با مرداني خطرناک
صحبت مي کنند"

00:39:52.874 --> 00:39:54.876
"چشمانشان بخش هايي از ماه هستند"

00:39:55.878 --> 00:39:57.880
"روي ملحفه هاي مرده دراز مي کشند"

00:39:58.881 --> 00:40:00.883
"رويکردي مست در نيمه شب"

00:40:02.886 --> 00:40:05.889
"لبخند او يک روشنايي خميده است"

00:40:06.891 --> 00:40:07.892
"لب هاي قرمزش باز مي شود"

00:40:09.894 --> 00:40:12.896
"با صداهايي نرم، التماس مي کند"

00:40:12.898 --> 00:40:13.899
"شب را تغذيه مي کند"

00:40:20.907 --> 00:40:22.909
اينم لباساي تميز براي تو

00:40:37.927 --> 00:40:38.928
اينم براي اونه؟

00:40:40.931 --> 00:40:41.972
"من به عشق اعتقادي ندارم"

00:40:43.935 --> 00:40:47.939
"حداقل، من به عشق ايمان دارم ولي
به شادي اعتقاد ندارم"

00:40:48.941 --> 00:40:52.945
"تنها عشقي که دوام دارد، عشق
ناکام است"

00:40:53.946 --> 00:40:55.948
بازم مي گم، فکر مي کنم مال خودش باشه

00:40:57.951 --> 00:40:59.953
توي اينترنت هم چيزي پيدا نکردم

00:41:01.956 --> 00:41:04.959
اونجا يه چيزايي هستن که برام
جديد هستن

00:41:05.961 --> 00:41:09.964
از يه جهت درباره مبارزه مي نويسه

00:41:09.965 --> 00:41:12.968
همونطور که اونو بين "پاول خوب" و "پاول بد"درک
و مشاهده مي کنه

00:41:14.971 --> 00:41:20.977
اينطوري توصيف مي کنه که عقب ايستاده
و کارهاي خودشو تماشا مي کنه

00:41:20.978 --> 00:41:23.981
پس يک خودِ تماشاچي و يک
خودِ عمل کننده داره

00:41:33.994 --> 00:41:37.997
نشانه اي بسيار روشن از انحراف
اخلاقي و جنسي وجود داره

00:41:37.999 --> 00:41:43.003
يعني، فراتر از ساديسم و فتيش شديدش

00:41:43.005 --> 00:41:45.006
راجع به لباس زير زنانه

00:41:45.007 --> 00:41:47.008
او يه تماشاچي شهواني بوده

00:41:47.009 --> 00:41:49.010
يه زن جامه
*مردي که در رفتار از زن تقليد مي کند

00:41:49.012 --> 00:41:53.015
در موضوع تحريک جنسي خودش و
مرده گراييش

00:41:53.016 --> 00:41:55.017
بعلاوه نشانه هايي از افريده پرستي
هم وجود داره

00:41:55.019 --> 00:41:58.022
چون وسواس شديدي به
مانکن ها و عروسک ها داره

00:41:59.023 --> 00:42:02.025
من گاهي فکر مي کنم که ايا

00:42:02.027 --> 00:42:05.029
به قرباني هاي درحال مرگش تنفس ميداده

00:42:05.031 --> 00:42:07.033
تا عمرشونو بيشتر کنه؟

00:42:08.034 --> 00:42:11.037
تا به وضوح بتونن ببينن که اون
مي خواد بکشدشون

00:42:21.050 --> 00:42:27.056
وقتي بچه هاي کوچک مورد تجاوز قرار مي گيرن
ترس و اضطراب رو تجربه مي کنن

00:42:27.057 --> 00:42:33.064
بعد سعي مي کنن از اون احساسات با
برون ريزي ساديسمي بازداري کنن

00:42:34.065 --> 00:42:36.066
اگه کسي بتونه ترسي رو که تجربه کرده

00:42:36.067 --> 00:42:40.071
به ديگران منتقل کنه، شايد ديگه نترسه

00:42:42.074 --> 00:42:45.077
فکر مي کنيد موردتجاوز قرار گرفته؟

00:42:46.079 --> 00:42:48.081
بنظرم در گورتنکل بوده درسته؟

00:42:50.084 --> 00:42:56.090
دکتر، من درک مي کنم براي شما
اون يه بيماره، يه بچه تجاوز شده

00:42:56.091 --> 00:43:01.096
کسي که حتي لياقت داره درکش کنن
و براش غمخواري کنن

00:43:03.099 --> 00:43:08.103
...ولي براي من اون
يه شکارچي جنسيه

00:43:08.105 --> 00:43:11.107
و اين شغل منه که دربرابر تهديدي که
از سمت پاول مياد

00:43:11.109 --> 00:43:13.111
از قرباني هاي بالقوه حفاظت کنم

00:43:20.119 --> 00:43:24.122
ازنظرگاه روان پويشي

00:43:24.124 --> 00:43:27.126
حتي جنون اميزترين خشونت

00:43:27.128 --> 00:43:30.131
در ذهن کسي که انجامش ميده
يه معنايي داره

00:43:31.132 --> 00:43:35.135
من بايد سعي کنم اون معنا رو
درک کنم و ازش ياد بگيرم

00:43:35.137 --> 00:43:38.140
تا بتونم از خشونت هاي بيشتر
جلوگيري کنم

00:43:40.143 --> 00:43:41.144
اره

00:43:43.147 --> 00:43:46.150
فقط تهديدش رو دست کم نگيريد

00:43:47.151 --> 00:43:50.153
خطري که پاول اسپکتر داره

00:43:50.155 --> 00:43:51.156
اينکارو نمي کنم

00:44:03.170 --> 00:44:06.173
نظري راجع به سطح هوش قبل از بيماري
اقاي اسپکتر داريد؟

00:44:07.175 --> 00:44:10.177
در دوران کودکي مورد ازمايش قرار گرفته

00:44:10.179 --> 00:44:13.182
و جزء گروه بسيار تيزهوش قرار گرفته

00:44:15.185 --> 00:44:16.185
ممنون

00:44:16.186 --> 00:44:18.188
صحبت با شما باعث افتخار بود

00:44:31.204 --> 00:44:34.206
روان پزشکي به بازخوردهايي از
بيماران نياز داره

00:44:34.207 --> 00:44:39.212
اين قضيه ازطريق تعاملات بين فردي
درک ميشه، پس اعتماد يه چيز ضروريه

00:44:40.214 --> 00:44:42.215
کار من قضاوت کردن اون نيست

00:44:42.217 --> 00:44:44.218
بخاطر کاري که کرده يا نکرده

00:44:44.219 --> 00:44:47.221
ولي سعي مي کنم حقيقت مساله رو

00:44:47.223 --> 00:44:49.225
براي دادگاه و براي شما بدست بيارم

00:44:51.227 --> 00:44:52.228
اون ميره زندان

00:44:54.231 --> 00:44:56.233
بذاريد راه خروج رو نشونتون بدم

00:45:01.239 --> 00:45:04.242
باشه پسرا
بياييد بيرون

00:45:10.250 --> 00:45:12.252
حداقل بايد سعي کني کمي ميوه بخوري

00:46:23.336 --> 00:46:26.338
- خانم، رز استگ منتظرتونه
- درسته

00:46:26.340 --> 00:46:27.340
در اتاق مصاحبه است

00:46:27.341 --> 00:46:29.342
اين دختره بندتو چي شد؟

00:46:29.343 --> 00:46:32.345
بازداشته، فردا دوباره قراره بره دادگاه

00:46:32.347 --> 00:46:34.348
پيش ما مي شيني گيل؟

00:46:34.349 --> 00:46:35.350
بله خانم

00:46:39.355 --> 00:46:42.358
چيز بعدي که يادت مياد چيه؟

00:46:43.360 --> 00:46:49.367
تاريکي و حرکت
به اطراف انداخته مي شدم

00:46:52.371 --> 00:46:55.374
فکر مي کنم حتما وقتي بهم اب داد
توش دارو ريخته بوده

00:46:58.378 --> 00:47:02.381
يه مدت طول کشيد تا بفهمم
داره چه اتفاقي ميفته

00:47:02.383 --> 00:47:05.386
که توي ماشين بودم
در صندوق عقب يه ماشين

00:47:07.388 --> 00:47:09.389
وحشتناک بود

00:47:09.391 --> 00:47:13.394
بطرز وحشتناکي به اطراف انداخته ميشدم
عملا به سمت ته صندوق

00:47:13.396 --> 00:47:18.401
حس مي کردم يه عروسک خيمه شب بازيم
هر ضربه اي باعث ميشد فرياد بزنم

00:47:20.404 --> 00:47:24.408
بعد ماشين ايستاد
موتورش خاموش شد

00:47:27.412 --> 00:47:29.414
در راننده باز شد

00:47:32.418 --> 00:47:33.419
و بعد سکوت

00:47:36.423 --> 00:47:40.427
صبر کردم و صبر کردم
ولي هيچ اتفاقي نيفتاد

00:47:44.432 --> 00:47:46.434
فهميدم اونجا تنها رها شدم

00:47:49.438 --> 00:47:54.443
چندتا بطري اب قديمي توي صندوق
عقب بود پس اول مي تونستم اب بنوشم

00:47:56.447 --> 00:47:58.449
ولي بعدش ابي باقي نموند

00:48:00.451 --> 00:48:02.452
سعي کردم چراغ هاي ترمز
رو بيرون بکشم

00:48:02.454 --> 00:48:06.458
تا کمي هوا وارد بشه
ولي نتونستم تکونشون بدم

00:48:08.461 --> 00:48:10.463
خيلي احساس ضعف کردم

00:48:11.464 --> 00:48:12.465
هوايي نبود

00:48:16.470 --> 00:48:20.474
نسبت به صداي تنفس خودم
وسواس پيدا کردم

00:48:21.476 --> 00:48:25.480
خوابم برد ولي نمي دونستم براي
چه مدت

00:48:28.484 --> 00:48:31.486
اولش فکر کردم ازطريق استشمام هوا
مي تونستم بگم

00:48:31.488 --> 00:48:35.491
الان شبه يا روزه

00:48:35.493 --> 00:48:38.496
ولي بعد هوا کهنه تر و کهنه تر شد

00:48:41.500 --> 00:48:44.503
رد زمان رو ازدست دادم

00:48:49.509 --> 00:48:54.514
سعي کردم به بچه هام فکر کنم
ولي نتونستم تمرکز کنم

00:48:57.519 --> 00:49:00.522
حس کردم مغزم داره ازکار ميفته

00:49:03.526 --> 00:49:10.533
اخرين چيزي که يادمه اينه که
فکر مي کردم نقب بزنم

00:49:10.534 --> 00:49:15.538
بايد زمين رو بکَنَم تا قايم بشم

00:49:15.540 --> 00:49:17.542
تا احساس امنيت و گرما کنم

00:49:19.545 --> 00:49:21.547
...مثل يه حيوون، زمينو بکَنم

00:49:28.556 --> 00:49:30.558
بعد از اين چيزي يادم نمياد

00:49:33.561 --> 00:49:34.562
مرسي

00:49:41.571 --> 00:49:45.574
ميشه تنهايي باهات

00:49:45.576 --> 00:49:47.577
حرف بزنم؟

00:49:47.578 --> 00:49:48.579
بدون ضبط کردن؟

00:49:52.584 --> 00:49:58.591
کاراگاه گيل مک نالي هستم
مصاحبه رو ساعت 10:43 شب متوقف مي کنم

00:50:15.611 --> 00:50:17.613
...من

00:50:19.616 --> 00:50:22.619
من کاملا باهات صادق نبودم

00:50:23.621 --> 00:50:28.625
من کاري کردم باور کني که بعد از
اون موقع که خواست خفه ام کنه

00:50:28.627 --> 00:50:29.628
قضيه تموم شد

00:50:32.631 --> 00:50:34.633
ولي اينطور نبود

00:50:36.636 --> 00:50:37.637
خودم هم اينقدرا شک کردم

00:50:43.644 --> 00:50:45.646
اونقدرا ساده نبود

00:50:48.650 --> 00:50:50.652
به جاهاي تاريکي رسيديم

00:50:52.655 --> 00:50:56.659
اولين باري که اين اتفاق افتاد
...من داشتم

00:50:57.661 --> 00:50:59.663
من داشتم... با دهانم روش انجام ميدادم

00:51:02.667 --> 00:51:05.669
اون پاهاشو دور گردنم فشار داد

00:51:05.671 --> 00:51:07.673
...نمي تونستم نفس بکشم. من

00:51:11.678 --> 00:51:12.679
وقت داري

00:51:23.692 --> 00:51:26.694
واقعا محکم فشار داد

00:51:26.695 --> 00:51:30.699
فکر کردم بيهوش ميشم ولي
اون ولم کرد

00:51:35.706 --> 00:51:38.709
اول يه کم مثل بازي انجامش داد

00:51:40.712 --> 00:51:43.714
از قبلش شروع کردم به فکر که
اونقدرا براي

00:51:43.716 --> 00:51:45.718
اميزش معمولي مشتاق نيس

00:51:47.720 --> 00:51:50.723
ولي بعد اوضاع جدي تر شد

00:51:54.729 --> 00:51:55.730
ازم خواست وانمود کنم مُردم

00:51:59.735 --> 00:52:01.737
بعد اون اتفاقي افتاد که براتون
تعريف کردم

00:52:03.739 --> 00:52:05.741
فکر مي کنم اون منو احيا کرد
از طريق تنفس دهان به دهان

00:52:10.748 --> 00:52:16.754
زمان هايي بود که مي خواست روي من
از يه کيسه پلاستيکي استفاده کنه

00:52:16.755 --> 00:52:18.757
يا روي خودش

00:52:22.762 --> 00:52:26.765
مي گفت که ما همه سعي مي کنيم
در روشنايي زندگي کنيم

00:52:26.767 --> 00:52:31.771
اينکه ما همه سعي مي کنم دور خودمون
ديوار بکشيم تا جلوي تاريکي رو بگيريم

00:52:31.772 --> 00:52:37.778
جلوي خطري که اون بيرونه رو بگيريم
ولي نميشه، اين يه دروغه

00:52:37.780 --> 00:52:42.784
اينکه درواقعيت اون بيرون خداياني تاريک
وجود دارن، مرداني که

00:52:42.785 --> 00:52:46.789
از طريق نوع خاصي از سکس مي تونن
روي زمين تبديل به خدا بشن

00:52:48.793 --> 00:52:49.794
زن ها هم همينطورن؟

00:52:51.796 --> 00:52:56.801
فکر کنم. ببخشيد
واقعا نمي تونم توضيح بدم

00:53:01.808 --> 00:53:03.810
چرا ترکش کردي؟

00:53:06.814 --> 00:53:11.818
حس کردم هر اتفاقي که ميفتاد

00:53:11.820 --> 00:53:13.822
براي راضي کردن اون بود

00:53:16.826 --> 00:53:18.828
اينکه قضيه اصلا واسه من نبود

00:53:21.832 --> 00:53:24.834
من ترکش کردم و پيش تام برگشتم

00:53:24.835 --> 00:53:25.836
اسپکتر چي؟

00:53:28.840 --> 00:53:30.842
فک کنم رفت لندن

00:53:32.845 --> 00:53:35.847
تو و اسپکتر هيچ وقت مواد زديد؟

00:53:35.848 --> 00:53:38.850
فک کنم بهت گفتم که خيلي الکل
مي نوشيديم

00:53:38.852 --> 00:53:39.852
کوکائين چي؟

00:53:39.853 --> 00:53:43.857
نه، با من نه
ولي شايد قبلا کوکائين ميزده

00:53:51.867 --> 00:53:54.870
زندگي من با تام نمي تونست بيش از
اين متفاوت باشه

00:53:55.872 --> 00:53:58.875
بعد از تولد کودي اوضاع سخت شد

00:54:01.879 --> 00:54:03.881
درواقع بعد از اولين سزارينم

00:54:05.884 --> 00:54:07.886
الان اوضاع چطوره؟

00:54:09.889 --> 00:54:10.890
عجيبه

00:54:12.892 --> 00:54:17.896
الان وقتي تام باهام حرف مي زنه
واقعا به حرفايي که مي زنه

00:54:17.898 --> 00:54:21.902
گوش نميدم
فقط به لحن صداش گوش ميدم

00:54:23.905 --> 00:54:27.908
اينجوري مي تونم بفهمم از من
خوشش مياد يا نه

00:54:27.910 --> 00:54:30.913
اينکه ايا ازنظر احساسي بهم نزديکه يا نه

00:54:36.921 --> 00:54:38.923
الان، اون عصبانيه

00:54:41.926 --> 00:54:43.928
و فکر نمي کنم خيلي ازم خوشش بياد

00:54:46.932 --> 00:54:51.937
رز بايد يه چيزيو بهت بگم

00:54:59.948 --> 00:55:04.953
فکر مي کنم که... من دليليم که
پاول اسپکتر دنبال تو اومد

00:55:07.957 --> 00:55:09.959
چطور؟

00:55:11.962 --> 00:55:12.963
... فکر مي کنم من

00:55:15.967 --> 00:55:18.969
فکر مي کنم وقتي از اسمش بعنوان پيتر
استفاده کردم

00:55:18.970 --> 00:55:20.972
هويت تو رو بعنوان منبع خبر فاش کردم

00:55:21.974 --> 00:55:25.978
اسمي که تو بهم دادي رو
در تماس تلفني باهاش گفتم

00:55:29.983 --> 00:55:36.990
استفاده از اسمش همراه با تصويري
که خلق کرديم

00:55:36.992 --> 00:55:38.994
فکر مي کنم مستقيم اونو به سمت
تو هدايت کرد

00:55:40.996 --> 00:55:45.000
...من داشتم سعي مي کردم نشون بدم که

00:55:46.002 --> 00:55:48.004
خب، که ما دنبالش هستيم

00:55:50.007 --> 00:55:53.010
داشتم سعي مي کردم بترسونمش
تا دست از حملاتش برداره

00:55:56.014 --> 00:55:59.016
و تا اين حد نتيجه داد که اون فرار کرد

00:55:59.018 --> 00:56:03.021
ولي... ولي وقتي ما کاري نکرديم

00:56:03.022 --> 00:56:07.025
وقتي حمله اي نکرديم

00:56:07.027 --> 00:56:09.029
اون اومد دنبال تو

00:56:15.037 --> 00:56:20.042
متوجه نشدم که رابطه تون
اينقدر براش معنادار بوده

00:56:27.051 --> 00:56:29.053
اون گفت فقط من بودم

00:56:33.058 --> 00:56:34.059
که من تنها دختري بودم که باهاش بوده

00:56:39.065 --> 00:56:41.067
باور مي کنم

00:56:59.089 --> 00:57:03.093
خوشحالم که من تنها کسي نيستم
که اشتباه کرده

00:57:08.100 --> 00:57:10.979
مرسي

00:57:21.535 --> 00:57:26.333
!برو گشو
يا خدا

00:57:37.850 --> 00:57:38.845
من مارک بيليم

00:57:41.832 --> 00:57:42.827
تو کي هستي؟

00:57:49.797 --> 00:57:51.788
بهم گفتن من خفه کننده بلفست هستم

00:57:54.775 --> 00:57:56.766
واقعا؟

00:57:59.754 --> 00:58:00.749
شايد

00:58:01.745 --> 00:58:03.736
الان، يادم نمياد

00:58:09.710 --> 00:58:11.701
خوب نبود، الان بهتره

00:58:13.693 --> 00:58:15.684
خوب نبود، الان بهتره

00:58:16.680 --> 00:58:17.675
خوب نبود، الان بهتره

00:58:50.058 --> 00:59:01.010
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام سايت
.:: @bollbolljan ::.
