﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:02.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::  www.bolboljan.net ::.

00:00:02.240 --> 00:00:05.730
‫خاطراتم از اون موقع محو و مبهم‌ان..

00:00:07.530 --> 00:00:09.840
‫زندگیم مثل یه آب راکد بود.

00:00:10.370 --> 00:00:12.410
‫بیشتر و بیشتر صبرم‌ـو از دست دادم.

00:00:12.410 --> 00:00:13.990
‫ولی همه‌چی خیلی خسته‌کننده بود.

00:00:15.350 --> 00:00:18.830
‫میخواستم یه قدم به جلو بردارم،
‫ولی می‌ترسیدم.

00:00:22.130 --> 00:00:23.280
‫ولی...

00:00:24.780 --> 00:00:26.420
‫این دردی که توی قلبمه،

00:00:27.090 --> 00:00:28.420
‫این عذاب...

00:00:38.030 --> 00:00:43.010
‫پالادین دوردست

00:00:44.090 --> 00:00:48.960
‫خیلی، خیلی وقت پیش،
‫زمان آغاز جهان،

00:00:48.960 --> 00:00:53.590
‫مانایی که جهان رو تشکیل داد
‫اینقدر بزرگ بود که نمیتونست شکلشو حفظ کنه،

00:00:53.590 --> 00:00:55.630
‫و درمیان انبوهی از هرج‌ومرج می‌چرخید.

00:00:55.630 --> 00:00:57.950
‫و اونجا بود که اولین خدا ظاهر شد.

00:00:57.950 --> 00:01:00.760
‫خدا گفت، «بگذار زمین متولد شود،»

00:01:00.760 --> 00:01:03.420
‫و مانا زیر پاهای خدا محکم شد،
‫ و به زمین تبدیل شد.

00:01:03.420 --> 00:01:06.250
‫مانای بالای سرش سبک شد و
‫آسمان رو بوجود آورد.

00:01:06.250 --> 00:01:10.340
‫هی، گاس، فقط پرسیدم کلمات چه ربطی به جادو دارن.

00:01:10.340 --> 00:01:12.500
‫ساکت باش و گوش بده!

00:01:12.500 --> 00:01:15.860
‫میدونی که حتی یه قرونم گیرم نمیاد و
‫دارم اینا رو بهت یاد میدم!

00:01:15.860 --> 00:01:17.180
‫باشه.

00:01:17.180 --> 00:01:19.820
‫خدای خالق خورشید و ماه رو خلق کرد،

00:01:19.820 --> 00:01:22.050
‫و زمین رو از دریا جدا کرد.

00:01:22.050 --> 00:01:25.200
‫بعدش نوبت آتش، باد، و درختان بود،

00:01:25.200 --> 00:01:27.180
‫و بعد از اونا خدایان دیگر و همینطور انسان ها و حیوانات.

00:01:25.650 --> 00:01:30.030
‫گاس ِ روح یکم عجیب‌غریبه
‫و میتونه یکم طاقت‌فرسا باشه،

00:01:27.180 --> 00:01:30.030
‫خدای خالق خشنود بود و گفت، «نیکوست.»

00:01:30.030 --> 00:01:34.070
- ‫ولی از همه باهوش‌تره، و بهم چیز یاد میده.
- ‫ولی نیکویی نمی‌تونست بدون پلیدی وجود داشته باشه،

00:01:34.070 --> 00:01:36.470
‫و خدایان شیطانی هم آفریده شدند.

00:01:36.470 --> 00:01:40.660
‫و کلمات و نماد ها، به عبارت دیگه،
‫نگارشی که خدای خالق استفاده کرد

00:01:40.660 --> 00:01:43.580
‫ازشون به عنوان کلمات خلقت یاد میشه.

00:01:43.580 --> 00:01:45.750
‫این کلمات، چه گفته بشن چه نوشته، قدرتمندن.

00:01:45.750 --> 00:01:46.870
‫قدرتمند؟

00:01:47.080 --> 00:01:48.000
‫بله.

00:01:53.310 --> 00:01:57.600
‫اگه کلمه «ایگنیس» رو بنویسی،
‫وجود آتش رو تعریف می‌کنه.

00:01:57.600 --> 00:01:59.720
- ‫و... اراسوس!
- ‫پاک کردن

00:01:59.720 --> 00:02:03.540
‫وقتی که به دنبالش کلمه‌ی «پاک کردن» بیاد،
‫آتیش خاموش میشه.

00:02:03.540 --> 00:02:04.970
‫این ماهیت جادوئه.

00:02:05.300 --> 00:02:06.990
‫قدرت کلمات...

00:02:07.570 --> 00:02:08.850
‫جادو...

00:02:15.940 --> 00:02:19.370
‫خدای عدالت و صاعقه، ولت.

00:02:20.480 --> 00:02:22.450
‫مادر زمین، ماتر.

00:02:22.860 --> 00:02:26.250
‫خدای آتش و تکنولوژی، بلِیز.

00:02:27.250 --> 00:02:30.350
‫خدای باد و تجارت، ویرل.

00:02:31.600 --> 00:02:35.090
‫خدای آب و گیاهان سبز، رِها سیلویا.

00:02:35.740 --> 00:02:37.970
‫خدای دانش، انلایت.

00:02:41.560 --> 00:02:44.710
‫کلمات باستانی جادو که
‫به خدایان پیشکش شدن...

00:02:45.130 --> 00:02:46.890
‫کلمات خلقت.

00:02:47.390 --> 00:02:52.150
‫که اینطور. یه قسمتاییشو خراش دادن
‫که قدرتشون فعال نشه.

00:02:55.350 --> 00:02:56.750
‫گریسفیل...

00:03:10.180 --> 00:03:11.830
‫کنجکاوی؟

00:03:11.830 --> 00:03:14.210
‫آره، یه‌جورایی.

00:03:14.210 --> 00:03:17.200
‫خدای نور، که به چرخه مرگ و زندگی حکمرانی می‌کنه،

00:03:17.200 --> 00:03:18.500
‫گریسفیل.

00:03:18.500 --> 00:03:21.940
‫اون فرزند خدای صاعقه ولت و
‫مادر زمین ماترـه.

00:03:21.940 --> 00:03:25.220
‫تو مادر زمین ماتر رو عبادت می‌کنی، درسته؟

00:03:25.220 --> 00:03:27.270
‫آره، درسته.

00:03:28.860 --> 00:03:32.570
‫اون خدای پرورش فرزند و نعمات زمینه.

00:03:32.570 --> 00:03:34.580
‫بین شش خدای اصلی،

00:03:34.580 --> 00:03:37.570
‫اون به‌ویژه مورد احترام مردم رعیت و روستایی‌ـه.

00:03:37.570 --> 00:03:41.780
‫تو هر روز به مادر زمین دعا می‌کنی، مگه نه؟

00:03:44.600 --> 00:03:45.700
‫ماری؟

00:03:46.600 --> 00:03:49.200
‫دیگه الان برگردیم و شام بخوریم؟

00:03:49.200 --> 00:03:50.240
‫آره!

00:03:57.770 --> 00:03:59.110
‫بلاد!

00:04:00.700 --> 00:04:02.630
‫عجب گراز خوبی‌ـه!

00:04:02.630 --> 00:04:06.100
‫امروز یه لقمه گوشت خوشمزه
‫از این یارو گیرت میاد، ویل.

00:04:06.100 --> 00:04:07.790
‫ممنون!

00:04:09.900 --> 00:04:11.730
‫اوی، دردم میاد.

00:04:12.460 --> 00:04:14.560
‫وای چقد خوشمزه به نظر میاد!

00:04:14.560 --> 00:04:15.850
‫نوش جون.

00:04:15.850 --> 00:04:17.490
‫ممنون بابت غذا!

00:04:18.890 --> 00:04:20.320
‫خوشمزه‌اس!

00:04:20.320 --> 00:04:23.280
‫مرسی، بلاد! و تو هم همینطور، ماری!

00:04:23.280 --> 00:04:25.530
‫آره. شکرگزار باش.

00:04:25.530 --> 00:04:29.560
‫وقتی یکم بزرگ‌تر شی،
‫بهت یاد میدم شکار کنی.

00:04:29.560 --> 00:04:31.290
‫چی؟ شکار؟

00:04:31.290 --> 00:04:34.000
‫شکار کردن بهت کلی درس مختلف یاد میده.

00:04:34.000 --> 00:04:36.670
‫باید به اینکه جون چیزی رو بگیری عادت کنی.

00:04:38.630 --> 00:04:40.960
‫چی شده؟ خودتو باختی؟

00:04:40.960 --> 00:04:43.050
‫هنوز خیلی برا این چیزا جوونه!

00:04:43.050 --> 00:04:44.290
‫درسته.

00:04:44.800 --> 00:04:47.600
‫اول باید اصول‌ـو یاد بگیره.

00:04:47.600 --> 00:04:49.440
‫نمی‌تونستم باور کنم.

00:04:49.440 --> 00:04:53.450
‫فقط سه سالشه، بعد خوندن و نوشتن یادگرفته.

00:04:53.450 --> 00:04:56.400
‫ممکنه به اندازه من یه نابغه باشه.

00:04:56.400 --> 00:04:59.100
‫ضرر نداره یکم جادو یادش بدیم.

00:04:59.100 --> 00:05:01.450
‫اوی، بی‌خیال شو!

00:05:01.450 --> 00:05:05.600
‫اگه وقتی بزرگ شد مثل تو یه پیریِ
‫خسیس با یه مغز گنده شد چی؟

00:05:03.830 --> 00:05:08.410
‫بلادِ اسکلت قیافش ترسناکه،
‫و می‌تونه یکم یاغی باشه،

00:05:05.140 --> 00:05:06.320
‫چی؟!

00:05:06.320 --> 00:05:08.120
‫چیزی که ویل نیاز داره عضله‌اس!

00:05:08.120 --> 00:05:09.470
‫اول باید یکم گوشت بیاریم زیر پوستش!

00:05:08.410 --> 00:05:11.660
‫ولی همیشه جَو رو دوستانه و سرزنده نگه می‌داره.

00:05:09.470 --> 00:05:11.660
‫راجب چی داری حرف می‌زنی؟

00:05:11.660 --> 00:05:13.990
‫بعدشم، اون تیکه «خسیس»‌ـو که کنار بذاریم،
‫مغز گنده که گفتی یعنی چی؟

00:05:13.990 --> 00:05:15.120
‫هی، ماری...

00:05:13.990 --> 00:05:16.460
‫تنومند کردن بدن چه مشکلی داره، هان؟

00:05:15.960 --> 00:05:18.630
- ‫کی این نون‌ـو پختی؟
- ‫اه، فقط خفه شو!

00:05:20.100 --> 00:05:21.380
‫یه رازه.

00:05:24.090 --> 00:05:26.510
‫هر سه‌تاشون رازای زیادی هست که نگه می‌دارن.

00:05:26.510 --> 00:05:28.820
‫مثلا اینکه چرا اینجا زندگی می‌کنن،

00:05:29.500 --> 00:05:31.760
‫و چرا هیچ انسانی به جز من اینجا نیست.

00:05:32.280 --> 00:05:35.830
‫از وقتی به دنیا اومدم هیچوقت
‫کسی به جز این سه‌تا رو ندیدم.

00:05:37.240 --> 00:05:38.770
‫و مهم‌تر از همه...

00:05:38.770 --> 00:05:41.510
‫چرا اونا آندِد ان؟

00:05:42.640 --> 00:05:46.650
‫خیلی چیزا هست که میخوام ازشون بپرسم،
‫ولی نمی‌تونم.

00:05:47.430 --> 00:05:51.600
‫چون منم یه راز دارم که از اونا مخفی نگه‌اش می‌دارم.

00:05:52.610 --> 00:05:53.800
‫و اون اینه که...

00:06:01.090 --> 00:06:02.520
‫ممنون بابت غذا!

00:06:02.520 --> 00:06:06.240
‫...که من یه انسانم با خاطرات زندگی قبلیم.

00:06:08.100 --> 00:06:10.890
‫خاطرات محو و مبهمی‌ان،

00:06:11.610 --> 00:06:13.750
‫و دیدـم متمرکز نمیشه...

00:06:14.880 --> 00:06:16.070
‫سقف؟

00:06:17.170 --> 00:06:18.230
‫هیولا!

00:06:26.230 --> 00:06:27.360
‫مومیایی؟!

00:06:28.210 --> 00:06:29.360
‫روح؟!

00:06:34.000 --> 00:06:35.350
‫میخوان من‌ـو بکشن!

00:06:41.980 --> 00:06:43.030
‫هان؟

00:06:46.020 --> 00:06:48.510
‫این ۱۸۶امین صبح از اون موقع‌اس،

00:06:49.010 --> 00:06:52.510
‫نیم‌سال از اون موقعی که شروع کردم
‫با این مرده‌های متحرک زندگی کنم می‌گذره.

00:06:54.270 --> 00:06:55.980
‫وقت غذاس.

00:07:01.160 --> 00:07:03.860
‫چه پسر خوبی هستی، ویل.

00:07:06.230 --> 00:07:08.240
‫دیگه سیر شدی؟

00:07:09.600 --> 00:07:11.940
‫نمیتونم درست حرف بزنم،

00:07:11.940 --> 00:07:15.450
‫ولی الان عموما زبانی که دارن
‫باهاش حرف میزنن‌ـو میفهمم.

00:07:16.010 --> 00:07:18.700
‫امروز بریم بیرون یکم راه بریم؟

00:07:18.700 --> 00:07:22.580
‫بیرون؟ تا حالا بیرون نرفتم!

00:07:25.700 --> 00:07:27.960
‫بوی عطر میده.

00:07:29.170 --> 00:07:31.820
‫بیرون معبد چه شکلی‌ـه؟

00:07:38.330 --> 00:07:40.020
‫نسیم حس سرزندگی داشت.

00:07:40.020 --> 00:07:42.800
‫بوی گل و گیاهی می‌داد که با شبنم صبحگاهی خیس شدن.

00:07:48.180 --> 00:07:50.240
‫زیباست، مگه نه، ویل؟

00:07:53.070 --> 00:07:55.530
‫واقعا زیبا بود.

00:07:59.440 --> 00:08:01.370
‫طوری نیست.

00:08:01.370 --> 00:08:03.330
‫چیزی نیست که ازش بترسی.

00:08:03.330 --> 00:08:06.580
‫اول فکر کردم که افتادم وسط جهنم.

00:08:07.070 --> 00:08:10.060
‫بعد گذروندن اون زندگی‌ ناامیدانه و مبهم،

00:08:10.060 --> 00:08:12.840
‫توی جهنم بودم و مجازات می‌شدم.

00:08:12.840 --> 00:08:15.970
‫ولی اشتباه می‌کردم. این مجازات نیست.

00:08:15.970 --> 00:08:17.300
‫حتما...

00:08:18.420 --> 00:08:19.850
‫لطف خداس.

00:08:19.850 --> 00:08:23.580
‫این حس‌ـو داشتم که انگار چیزی که
‫بیهوده و بدون فکر انداختم دور رو

00:08:24.170 --> 00:08:27.210
‫دوباره بهم برگردوندن.

00:08:27.810 --> 00:08:31.110
‫ویل، پسر کوچولوی عزیز من...

00:08:31.470 --> 00:08:34.490
‫این دفعه... این دفعه...

00:08:34.930 --> 00:08:36.530
‫میخوام زندگی کنم.

00:08:38.250 --> 00:08:41.040
‫میخوام توی این دنیا زندگی کنم.

00:08:46.270 --> 00:08:47.750
‫بالاخره تموم شد...

00:08:47.750 --> 00:08:49.970
‫باید اول عضلات و استقامتتو تقویت کنیم.

00:08:49.970 --> 00:08:52.800
‫مهارت‌ها بدون پشتیبانی عضلات
‫به هیچ دردی نمی‌خورن.

00:08:53.380 --> 00:08:56.640
‫خود جبران کردن برای کمبود قدرت یه مهارت نیست؟

00:08:56.640 --> 00:08:59.390
‫فکر می‌کنی می‌تونی از پس من بربیای؟

00:08:59.390 --> 00:09:00.700
‫نه.

00:09:00.700 --> 00:09:03.640
‫با مهارت درست، می‌تونی منو زمین بزنی،

00:09:03.640 --> 00:09:06.080
‫ولی وقت‌ـایی هست که اون مهارت به دردت نمی‌خوره.

00:09:06.080 --> 00:09:08.640
‫ولی نمی‌تونی عضلاتتو از بدنت جدا کنی.

00:09:08.640 --> 00:09:12.070
‫اون نیروی خشنی که عضلات بهت میدن
‫می‌تونن اکثر مشکلات رو حل کنن.

00:09:12.070 --> 00:09:13.650
‫مهارت بعد از اون میاد.

00:09:13.900 --> 00:09:15.290
‫فهمیدی؟

00:09:15.290 --> 00:09:18.280
‫عضلات خیلی خودآزارن، هان؟

00:09:24.410 --> 00:09:26.080
- ‫فلامامو ایگنیس!
- ‫شعله ور شدن آتش

00:09:27.000 --> 00:09:28.330
- ‫اراسوس!
- ‫پاک کردن

00:09:28.330 --> 00:09:31.050
‫احمق! تلفظت زیادی دقیقه!

00:09:31.050 --> 00:09:34.710
‫با توجه به استعدادت، باید
‫یادبگیری دقتتو کنترل کنی،

00:09:34.710 --> 00:09:36.050
‫وگرنه خودتو به کشتن میدی!

00:09:36.590 --> 00:09:38.020
‫ترسناکه...

00:09:38.020 --> 00:09:40.390
‫جادو چیز ترسناکیه.

00:09:40.390 --> 00:09:44.270
‫می‌دونی چرا کلمات اینقدر قدرت دارن؟

00:09:44.790 --> 00:09:48.610
‫فکر می‌کنم به همون دلیلی که فکر می‌کنیم
‫یه صندلی، یه «صندلی»ـه، درسته؟

00:09:48.610 --> 00:09:49.520
‫درسته.

00:09:49.520 --> 00:09:52.940
‫وقتی یه تخته چوب با چهار تا پایه میبینیم،

00:09:52.940 --> 00:09:56.450
‫مهم نیست چه رنگیه یا از چه چوبی درست شده،

00:09:56.450 --> 00:10:00.100
‫بهش به عنوان یه «تخته چوب با چهار تا پایه»
‫فکر نمی‌کنیم.

00:10:00.100 --> 00:10:01.660
‫یا «میز» صداش نمی‌زنیم.

00:10:01.660 --> 00:10:05.060
‫تحت عنوان «صندلی» طبقه‌بندیش می‌کنیم.

00:10:05.060 --> 00:10:10.210
‫پس خلاصه بخوام بگم، کلمات‌ان که
‫چیزای مختلف رو مشخص و متمایز می‌کنن.

00:10:10.210 --> 00:10:12.090
‫البته فقط چیزی که یکی‌
‫بهم گفته رو دارم تکرار میکنم.

00:10:12.090 --> 00:10:13.620
‫همم...

00:10:13.620 --> 00:10:16.660
‫ویل، ممکنه واقعا یه نابغه باشی.

00:10:17.900 --> 00:10:20.760
‫ولی کاری نیست که برای نتایج نامشخصم بکنم؟

00:10:20.760 --> 00:10:23.840
‫نه! این ماهیت کلماته.

00:10:23.840 --> 00:10:26.310
‫کلمات بی‌ثبات‌ان.

00:10:26.310 --> 00:10:29.650
‫هیچ‌کس نمی‌تونه یه کلمه رو
‫دو بار دقیقا به یه شکل بگه.

00:10:29.650 --> 00:10:33.290
‫تنها جواب اینکه بزاری غرایزت
‫سطح ایده‌آلشو مشخص کنن.

00:10:33.290 --> 00:10:34.570
‫غرایزم؟

00:10:34.570 --> 00:10:39.420
‫با یاد گرفتن اینکه چطوری یه جادوی کوچیک
‫و با مهارت و دقت استفاده کنی شروع میکنی.

00:10:39.420 --> 00:10:42.350
‫ولی تلاشتو بکن که بدون استفاده از اون پیش بری.

00:10:42.350 --> 00:10:44.870
‫بدون جادو؟ چطوری؟

00:10:45.790 --> 00:10:47.580
‫دارم راجب پول حرف می‌زنم.

00:10:47.580 --> 00:10:49.130
‫دوباره؟

00:10:49.130 --> 00:10:51.790
‫چطوری یه روح می‌‌تونه اینقدر آهن‌پرست باشه؟

00:10:51.790 --> 00:10:54.740
‫راجب چی حرف می‌زنی؟ پول مهمه!

00:10:54.740 --> 00:10:56.200
‫این دنیا رو پول می‌چرخونه!

00:10:56.200 --> 00:10:59.670
‫با قدرت پول، می‌تونی هر چیزیو
‫بدون جادو حل کنی!

00:10:59.670 --> 00:11:02.260
‫می‌تونی ابزار ضروری بخری،
‫آدم استخدام کنی...

00:11:02.260 --> 00:11:07.350
‫توانایی اینکه سریع سود کنی
‫به اندازه جادو مهمه!

00:11:07.350 --> 00:11:12.190
‫چرا، چرا باید دستایی داشته باشم
‫که نمی‌تونن طلا و نقره رو نوازش کنن؟!

00:11:12.190 --> 00:11:15.400
‫میخوام پول‌ـو حس کنم!
‫میخوام با دستای خودم سکه های طلا رو بشمارم!

00:11:15.400 --> 00:11:17.550
‫لعنتی!

00:11:17.550 --> 00:11:19.780
‫واقعا عادی نیستی...

00:11:22.280 --> 00:11:24.530
‫موجوداتی مثل اینا رو بهشون میگن «دیو».

00:11:24.530 --> 00:11:29.290
‫«دیوهای شیطانی» یه نوع خاصی از
‫دیوها ان که خیلی تهاجمی‌ان.

00:11:29.980 --> 00:11:31.290
‫اون...

00:11:31.730 --> 00:11:35.000
‫گاس پیر بهت افسانه‌ها رو یاد داده، نه؟

00:11:35.000 --> 00:11:38.170
‫دارودسته‌ی خدای ظلم و استبداد،

00:11:38.170 --> 00:11:39.820
‫شبح‌ها و فانتوم‌ها...

00:11:39.820 --> 00:11:43.780
‫و شیاطین خدای بُعد
‫که در جهنم کمین کردن.

00:11:44.760 --> 00:11:48.770
‫و خدای آندِد، اِستاگنیت،
‫که به آندِد‌ها فرمان میده.

00:11:49.250 --> 00:11:51.640
‫مردمی مثل ما سه نفر.

00:11:52.240 --> 00:11:55.080
‫ما هم قبلا انسان بودیم.

00:11:55.080 --> 00:11:56.710
‫چی؟ واقعا؟

00:11:56.710 --> 00:11:57.780
‫بله

00:11:57.780 --> 00:12:00.410
‫هنگام مرگ، ما به احساسات قدرتمندی
‫چسبیدیم که ما رو وادار کرد

00:12:00.410 --> 00:12:02.910
‫با خدای آندِد‌ قرارداد ببندیم.

00:12:03.490 --> 00:12:06.780
‫ما خائنان خدایان مقدس هستیم.

00:12:07.550 --> 00:12:08.800
‫ماری...

00:12:10.480 --> 00:12:14.000
‫متاسفم که درمورد همچین چیزای عجیبی حرف زدم.

00:12:14.000 --> 00:12:17.630
‫هی، ماری، تو فکر می‌کنی که
‫من باید قوی‌تر بشم؟

00:12:18.140 --> 00:12:21.300
‫اگه این کارو بکنی، مطمئنا خیالم خیلی راحت میشه.

00:12:32.960 --> 00:12:34.350
‫نذار رنج بکشه.

00:12:34.350 --> 00:12:35.850
‫سریع گردنش رو بشکن.

00:12:41.580 --> 00:12:43.440
‫هنوزم نتونستی بهش عادت کنی، هان؟

00:12:45.770 --> 00:12:47.480
‫من کشتن رو دوست ندارم.

00:12:47.480 --> 00:12:49.200
‫من ساده لوحم؟

00:12:49.200 --> 00:12:50.370
‫هی، منم این کارو دوست ندارم.

00:12:50.370 --> 00:12:51.290
‫هان؟

00:12:51.290 --> 00:12:54.580
‫من دوست ندارم زندگی کسی رو بگیرم،
‫حالا چه پرنده باشه چه انسان.

00:12:54.580 --> 00:12:58.960
‫ولی این چیزا برای خورد و خوراک
‫و زنده نگه داشتن تو ضروری‌ان.

00:12:58.960 --> 00:13:04.310
‫توی شرایط مرگ یا زندگی، تو همه
‫چیزو میذاری کنار و ناخودآگاه میکُشی.

00:13:04.310 --> 00:13:06.340
‫این معنی جنگجو بودنه.

00:13:06.690 --> 00:13:09.390
‫توی جنگ، این تعیین می‌کنه
‫که زنده می‌مونی یا میمری.

00:13:09.390 --> 00:13:11.850
‫خیله خب، بیا یه چندتای دیگه بگیریم.

00:13:12.810 --> 00:13:14.100
‫باشه.

00:13:14.480 --> 00:13:18.160
‫بلاد خیلی مثل یه پدر می‌مونه.

00:13:19.980 --> 00:13:22.280
‫تو تقریبا هشت سالت شده.

00:13:22.280 --> 00:13:25.240
‫به نظرم دیگه وقتش رسیده که
‫تمرینات واقعی رو شروع کنی.

00:13:25.240 --> 00:13:26.530
‫چی؟

00:13:26.530 --> 00:13:28.140
‫همین طوریش هم با اینکه قبل اینکه ضربه‌ت
‫به من بخوره، متوفقش می‌کنی، به اندازه کافی بد هست.

00:13:28.140 --> 00:13:31.200
‫اگه یکی از ضربه‌های تو با اون قدرت
‫باورنکردیت، بهم بخوره، مُردم.

00:13:31.200 --> 00:13:32.710
‫من الان چیزی به جز استخوون نیستم.

00:13:32.710 --> 00:13:34.750
‫مشکلی برات پیش نمیاد... احتمالا.

00:13:34.750 --> 00:13:35.720
‫احتمالا؟!

00:13:35.720 --> 00:13:39.530
‫برای همین گفتم می‌تونی از جادوهایی که پیرمرد
‫بهت یاد داده استفاده کنی.

00:13:40.630 --> 00:13:42.960
‫برو. همون‌طوری که بهت یاد دادم.

00:13:42.960 --> 00:13:46.300
‫درسته، درست انجامش بده،
‫و اینطوری می‌تونی منو بزنی...

00:13:46.300 --> 00:13:47.460
‫شاید!

00:13:47.460 --> 00:13:48.510
‫هی!

00:13:48.720 --> 00:13:50.680
‫و گریه نکن که من کثیف بازی می‌کنم!

00:13:50.680 --> 00:13:52.140
‫نبرد شروع شد!

00:13:52.140 --> 00:13:53.060
- ‫اسکلریتیو!
- ‫شتاب

00:13:54.470 --> 00:13:55.430
- ‫کیرِر! - ‫فرار - ‫اول

00:13:55.540 --> 00:13:56.130
‫ روغن

00:13:58.980 --> 00:14:00.810
- ‫کادِرِه آرانِئوم!
- ‫سقوط تار عنکبوت

00:14:00.810 --> 00:14:02.400
‫هی، خیلی هم بد نبود!

00:14:04.030 --> 00:14:06.290
‫احمق! فاصله بگیر!

00:14:13.580 --> 00:14:17.460
‫هی. بهت گفته بودم که موقع مبارزه
‫هیچ وقت چشمات رو نبند.

00:14:17.460 --> 00:14:19.220
‫آی!

00:14:20.050 --> 00:14:23.800
می‌خوام بگم راه درازی در پیش داری.
ولی راستش رو بگم، منو غافلگیر کردی.

00:14:23.800 --> 00:14:27.050
‫فکر می‌کردم یه مشت جادوی دیوانه‌وار
‫روم خالی می‌کنی.

00:14:27.050 --> 00:14:31.850
‫گاس همش بهم میگه که باید یاد بگیرم که از جادوهای
‫جزئی با مهارت و دقت استفاده کنم.

00:14:31.850 --> 00:14:34.650
‫این شیوه عدم اتکا محض به قدرت شلیک

00:14:34.650 --> 00:14:39.720
‫دقیقا همون شیوه جادوگر بزرگه که
‫به عنوان دانای سرگردان شناخته میشه.

00:14:39.720 --> 00:14:41.360
‫داری در مورد گاس حرف می‌زنی؟

00:14:41.360 --> 00:14:42.410
‫آره.

00:14:42.410 --> 00:14:45.760
‫اون هیولا‌ها رو نابود کرد،
‫رودهای خروشان رو آروم کرد،

00:14:45.760 --> 00:14:48.220
‫و زبان‌های باستانی رو دوباره کشف کرد.

00:14:48.220 --> 00:14:50.110
‫همم. اونا مال خیلی وقت پیشن.

00:14:50.110 --> 00:14:53.380
‫تو خودت به عنوان غول جنگ شناخته میشی.

00:14:53.380 --> 00:14:55.720
‫و ماری به عنوان دختر ماتر شناخته میشه.

00:14:55.720 --> 00:14:57.450
‫یه زمانی، ما سه نفر...

00:14:57.450 --> 00:14:58.370
‫وای!

00:14:58.370 --> 00:14:59.650
‫ولش کن.

00:14:59.650 --> 00:15:02.380
‫این موضوع زیادی عمیق شد.

00:15:02.840 --> 00:15:05.530
‫یه کم وقت پیش، تو فقط یه بچه کوچولو بودی.

00:15:06.090 --> 00:15:09.590
‫تمرینات رو ادامه بده و از اینم قوی‌تر شو.

00:15:09.910 --> 00:15:11.400
‫بلاد...

00:15:11.400 --> 00:15:14.080
‫وقتی یه بچه انسان رو آوردی،

00:15:14.080 --> 00:15:16.470
‫فکر کردم که نباید به خودت زحمت میدادی،

00:15:16.470 --> 00:15:20.080
‫ولی به ذهنم خطور کرد که اگه من آموزشش بدم،
‫ممکنه مفیدــــ

00:15:20.080 --> 00:15:20.980
‫هی، پیرمرد!

00:15:20.980 --> 00:15:23.360
‫هیچ کدوم از چیزایی که گفتم غلط نبود!

00:15:23.360 --> 00:15:27.610
‫الان استعداد‌هاش رو درک کردم و دارم
‫آموزشش میدم، اینطور نیست؟!

00:15:27.610 --> 00:15:28.990
‫موضوع این نیست.

00:15:29.670 --> 00:15:32.240
‫می‌دونم که تو این مدلی هستی.

00:15:32.240 --> 00:15:35.210
‫الان انتظار ندارم که تغییرش بدی.

00:15:35.210 --> 00:15:36.880
‫حتی فکر می‌کنم که برای تو مناسبه.

00:15:37.230 --> 00:15:39.870
‫ولی چیزی که الان گفتی غیرضروری بود.

00:15:39.870 --> 00:15:42.760
‫نمی‌تونی تصور کنی که اگه طرف مقابل باشی
‫چه احساسی بهت دست میده؟

00:15:44.660 --> 00:15:47.310
‫راست میگی. از روی بی‌فکری
‫اون چیزا رو گفتم.

00:15:47.310 --> 00:15:49.510
‫در آینده بیشتر حواسم رو جمع می‌کنم.

00:15:49.860 --> 00:15:51.890
‫معذرت می‌خوام، ویل.

00:15:51.890 --> 00:15:54.630
‫اوه، مشکلی نیست. منو ناراحت نکرد.

00:15:54.630 --> 00:15:56.100
‫نمی‌تونم باور کنم.

00:15:56.100 --> 00:15:58.100
‫گاس عذرخواهی کرد؟

00:15:58.100 --> 00:16:00.980
‫از بی ادبی منم بود که اونطوری
‫حرف زدم.

00:16:00.980 --> 00:16:02.060
‫ببخشید.

00:16:02.990 --> 00:16:05.790
‫بی ادب بودن تو چیز جدیدی نیست.

00:16:05.790 --> 00:16:07.070
‫چی؟!

00:16:08.320 --> 00:16:09.440
‫ویل...

00:16:09.770 --> 00:16:12.270
‫ممکنه متوجه نشی، چون از وقتی که

00:16:12.270 --> 00:16:15.320
‫یادت میاد اینطوری بوده،

00:16:15.320 --> 00:16:19.450
‫ولی تو می‌دونی که مثل ما سه تا نیستی، درسته؟

00:16:19.450 --> 00:16:20.540
‫آره.

00:16:21.260 --> 00:16:24.040
‫من تنها کسی‌ام که نفس می‌کشه و گرما رو حس میکنه.

00:16:24.040 --> 00:16:28.300
‫آره، قاعدتا. داستان درازی داره.

00:16:28.300 --> 00:16:31.610
‫با این‌حال، ببخشید. هنوز نمی‌تونم برات توضیح بدم.

00:16:31.610 --> 00:16:32.570
‫می‌دونم.

00:16:32.570 --> 00:16:35.580
‫از دست گاس پیر خیلی عصبانی نشو.

00:16:35.580 --> 00:16:40.340
‫اون هیچ وقت خودش رو برای انتخاب کلمه‌هاش یا
‫رعایت حال بقیه، به زحمت نمیندازه.

00:16:40.340 --> 00:16:43.810
‫من عصبانی نیستم. به گاس احترام میذارم.

00:16:43.810 --> 00:16:44.990
‫اینطوریه؟

00:16:45.880 --> 00:16:48.070
‫تو قلب بزرگی داری.

00:16:48.070 --> 00:16:51.920
‫وقتی که بدنت انقدری بزرگ بشه که
‫اندازه قلبت بشه

00:16:51.920 --> 00:16:56.160
‫و بتونی چیز‌ها رو بپذیری،
‫برات همه چی رو توضیح میدم.

00:16:57.160 --> 00:16:58.030
‫باشه.

00:16:59.300 --> 00:17:02.390
‫بلاد از ته قلبش به خاطر من
‫از اون عصبانی شد.

00:17:03.050 --> 00:17:07.430
‫یعنی منم می‌تونستم به خاطر یکی دیگه توی زندگی
‫قبلیم عصبانی شده باشم؟

00:17:11.390 --> 00:17:12.760
‫ممنون.

00:17:12.760 --> 00:17:15.540
‫بلاد، ماری، گاس...

00:17:16.310 --> 00:17:18.840
‫هر سه تای اونا آندِد‌هایی هستن
‫که دیگه زنده نیستن...

00:17:19.510 --> 00:17:20.760
‫ویل...

00:17:20.760 --> 00:17:22.870
‫تو صد سال دیگه می‌خوای تا بتونی

00:17:22.870 --> 00:17:24.310
‫از پشت به من ضربه بزنی!

00:17:24.310 --> 00:17:25.800
‫ه-هان؟!

00:17:25.800 --> 00:17:29.090
‫ولی در این لحظه، اونا خانواده ارزشمند من هستن.

00:17:31.760 --> 00:17:36.150
‫گاس به من درس‌های آکادمیک رو یاد میده،
‫و بلاد به من یاد میده چطوری مبارزه کنم،

00:17:36.150 --> 00:17:39.060
‫ولی ماری اون کسیه که بیشترین چیز رو ازش یاد گرفتم.

00:17:39.060 --> 00:17:40.950
‫چیزایی که اون به من یاد میده مسائل
‫کوچیکی هستن، مسائل روزمره،

00:17:40.950 --> 00:17:42.620
‫ولی خیلی مهم هستن.

00:17:42.620 --> 00:17:45.650
‫ویل، میشه حواست به کارای اینجا باشه؟

00:17:45.650 --> 00:17:48.150
‫اوه، تقریبا زمان دعای تو شده، درسته؟

00:17:48.150 --> 00:17:48.960
‫بله.

00:17:49.910 --> 00:17:53.440
‫چند بار در روز، ماری خودش رو زیر
‫گنبد معبد منزوی میکنه.

00:17:54.360 --> 00:17:58.210
‫به من گفتن که وقتی که ماری اونجاست
‫اجازه ندارم برم اونجا.

00:17:58.840 --> 00:18:01.470
‫خیله خب، الان وقت تمرینات
‫فیزیکیته.

00:18:06.030 --> 00:18:07.930
‫نمی‌تونم بازوهام رو بلند کنم...

00:18:08.920 --> 00:18:10.210
‫ماری؟

00:18:12.290 --> 00:18:13.300
‫نون؟

00:18:13.860 --> 00:18:15.840
‫چرا داره اونو از معبد بیرون میبره؟

00:18:17.240 --> 00:18:19.570
‫کِی این نون رو پختی؟

00:18:19.570 --> 00:18:20.950
‫این یه رازه.

00:18:32.890 --> 00:18:34.660
‫من از همه عذر می‌خوام،

00:18:34.660 --> 00:18:37.040
‫ولی باید بدونم.

00:18:42.870 --> 00:18:43.970
‫ماــــ

00:18:45.680 --> 00:18:46.730
‫نه...

00:18:46.730 --> 00:18:48.390
‫نمی‌خوام دوباره اون حس رو تجربه کنم...

00:18:49.050 --> 00:18:51.820
‫نمی‌خوام دوباره همه رو از دست بدم!

00:18:53.290 --> 00:18:55.070
‫ماری!

00:18:55.700 --> 00:18:56.940
‫ماری!

00:18:56.940 --> 00:18:59.010
‫ماری! ماری!

00:18:59.610 --> 00:19:00.770
‫ماری!

00:19:00.770 --> 00:19:03.660
‫بلاد! گاس! بیاین اینجا!

00:19:03.660 --> 00:19:06.250
‫به ماری کمک کنین... به ماری کمک کنین!

00:19:09.800 --> 00:19:11.630
‫این...

00:19:11.630 --> 00:19:13.380
‫این همش تقصیر منه.

00:19:13.380 --> 00:19:15.880
‫من یه رازه نگهش داشتم...

00:19:15.880 --> 00:19:18.190
‫ببخشید. من بی دقتی کردم.

00:19:18.190 --> 00:19:20.680
‫همیشه بهش میگفتیم مراقب باشه...

00:19:20.680 --> 00:19:22.630
‫دست‌هاش خوب میشه؟

00:19:22.630 --> 00:19:26.080
‫خدا رو شکر، انگشتاش به همدیگه نچسبیدن،

00:19:26.080 --> 00:19:28.310
‫ولی جای زخمش میمونه.

00:19:28.920 --> 00:19:29.930
‫ماری...

00:19:29.930 --> 00:19:33.380
‫ویل! من متاسفم... این تقصیره...

00:19:33.380 --> 00:19:37.140
‫نه. نیست. تقصیر منه که فضولی کردم.

00:19:37.140 --> 00:19:39.010
‫پس عذرخواهی نکن.

00:19:39.730 --> 00:19:42.070
‫خوشحالم که حالت خوبه.

00:19:42.440 --> 00:19:43.600
‫ویل...

00:19:44.280 --> 00:19:48.540
‫بوی خوش ماری من رو آروم می‌کنه.

00:19:49.290 --> 00:19:51.430
‫چرا سعی کردی که بری اونحا و اونو ببینی؟

00:19:52.140 --> 00:19:53.910
‫من کنجکاو شدم.

00:19:53.910 --> 00:19:57.370
‫فکر کردم ممکنه یه سرنخی در مورد

00:19:57.370 --> 00:19:59.800
‫چیزی که شماها از من مخفی میکنین، پیدا کنم.

00:19:59.800 --> 00:20:01.800
‫من گفتم که یه روزی بهت توضیح میدم.

00:20:01.800 --> 00:20:02.630
‫بلاد!

00:20:02.630 --> 00:20:04.240
‫ساکت باش، ماری.

00:20:04.240 --> 00:20:07.060
‫خب، ویل؟ می‌خوای برای من بهونه بیاری؟

00:20:07.860 --> 00:20:10.400
‫نه. من متاسفم.

00:20:10.810 --> 00:20:14.090
‫از الان به بعد، قبل از اینکه کاری کنی
‫با من یا ماری مشورت کن.

00:20:14.090 --> 00:20:15.000
‫باشه.

00:20:15.000 --> 00:20:16.110
‫با اینحال، ویل،

00:20:16.110 --> 00:20:18.740
‫اونطوری که پریدی اونجا
‫تا ماری رو نجات بدی، تاثیرگذار بود.

00:20:18.740 --> 00:20:21.390
‫زخم‌هایی که داری
‫نشانه مردانگی توعه.

00:20:21.390 --> 00:20:22.990
‫خب، من شاگرد توام.

00:20:22.990 --> 00:20:25.620
‫با اینحال، تنها چیزی که برات داشت
‫زخم‌های غیرضروری بود.

00:20:26.480 --> 00:20:30.660
‫خب، به احترام نترسیدنت از آتش،
‫من اینو بهت یاد میدم.

00:20:30.660 --> 00:20:34.960
‫اون نون هدیه‌ای از
‫مادر زمین، ماتر، هست.

00:20:34.960 --> 00:20:39.310
‫اونا محافظت الهی از طرف خدا هستن، نعمت اون...
‫هر طور دوست داری براش اسم بزار.

00:20:39.310 --> 00:20:41.260
‫پس چرا آتیش گرفته بودی؟

00:20:41.260 --> 00:20:45.330
‫اون به خاطر اینه که من به مادر زمین،
‫ماتر، خیانت کردم.

00:20:45.960 --> 00:20:51.020
‫خدای ناپاک مرگ، استاگنیت،
‫دشمن مادر زمین، ماتر، هست.

00:20:51.020 --> 00:20:53.770
‫از اونجایی که ما سه تا یه قرارداد
‫با اون بستیم،

00:20:53.770 --> 00:20:57.880
‫فقط تماس ما با حضور الهی اون
‫باعث میشه که بسوزیم.

00:20:57.880 --> 00:20:59.270
‫این وحشتناکه...

00:20:59.570 --> 00:21:01.650
‫من انتظار ندارم که بخشیده بشم.

00:21:02.200 --> 00:21:03.990
‫چرا هنوز هم به اون دعا میکنی؟

00:21:04.640 --> 00:21:06.240
‫به خاطر من؟

00:21:06.240 --> 00:21:08.490
‫نه، ویل.

00:21:08.890 --> 00:21:11.810
‫دعا برای مادر زمین هر صبح
‫و هر عصر

00:21:11.810 --> 00:21:15.120
‫خیلی قبل از اینکه تو ببینم
‫برای من یه عادت روزانه شده بود.

00:21:15.120 --> 00:21:16.590
‫درد نداره؟

00:21:16.590 --> 00:21:19.490
‫معلومه که داره. انقدر که می‌تونم گریه کنم.

00:21:19.490 --> 00:21:20.610
‫ماری...

00:21:20.610 --> 00:21:24.630
‫ولی حتی اگه به اون خیانت کرده باشم،
‫حتی اگه برای مجازات باید درد رو تحمل کنم،

00:21:24.630 --> 00:21:29.390
‫باز هم به احترام گذاشتن به مادر زمین ادامه میدم.

00:21:29.700 --> 00:21:31.890
‫ماتر هیچوقت چیزی نمیگه،

00:21:31.890 --> 00:21:35.490
‫ولی اون هر روز با نون برای تو
‫به من برکت میده.

00:21:35.490 --> 00:21:38.960
‫همین به تنهایی بیش از اندازه
‫برای من مورد لطف قرار گرفتنه.

00:21:39.520 --> 00:21:41.470
‫متاسفم که بهت نگفته بودم.

00:21:41.970 --> 00:21:45.930
‫امیدوارم که به خوردن نون ادامه بدی.

00:21:46.410 --> 00:21:48.400
‫بله، این کارو میکنم.

00:21:48.400 --> 00:21:50.780
‫همینطور، میخوام یه درخواستی بکنم.

00:21:50.780 --> 00:21:52.100
‫چی هست؟

00:21:52.100 --> 00:21:55.030
‫از الان به بعد، بزار که منم با تو دعا بکنم.

00:21:55.930 --> 00:22:01.920
‫می‌خوام درک کنم که ماری چی می‌بینه
‫و چی حس می‌کنه، حتی اگه یه ذره باشه.

00:22:01.210 --> 00:22:04.910
- ‫قسمت ۱ ‫پسری از شهر مردگان
- ‫این فکری بود که من داشتم.

00:22:10.010 --> 00:22:14.010
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:22:14.034 --> 00:22:21.034
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:23:35.430 --> 00:23:35.470
‫قسمت ۲
‫دانای سرگردان