﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:01.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::  www.bolboljan.net ::.

00:00:01.550 --> 00:00:03.940
‫یه خاطره‌ای که تقریبا از یادم
‫رفته بود رو به یاد اوردم.

00:00:04.480 --> 00:00:07.740
‫ساحر پیرِ توی داستانی که
‫بچه بودم دوستش داشتم...

00:00:08.140 --> 00:00:11.710
‫به نظرم خیلی باشکوه بود.

00:00:17.830 --> 00:00:23.160
‫پالادین دوردست

00:01:43.350 --> 00:01:47.050
- ‫لیگاتور، نودوس، اوبلیگاتیو!
- ‫بسته شدن، گره‌ خوردن، گرفتار شدن

00:01:48.490 --> 00:01:50.620
‫این حجم زیاد مانا...

00:01:51.960 --> 00:01:55.610
‫حکیم... همه چیو می‌دونی،
‫و بازم باهاش مقابله می‌کنی؟

00:01:56.380 --> 00:01:58.840
- ‫کُنکیلیات، سِکویتور!
- ‫پیوستن، دنبال کردن

00:02:01.930 --> 00:02:03.850
‫فورا واکنش داد؟!

00:02:04.220 --> 00:02:05.600
- ‫ویران کردن - ‫واستاره!

00:02:05.590 --> 00:02:09.430
- ‫پالیدا مورس آکوئو پولسات په ده...
- ‫ضربه های برابر مرگ رنگ‌پریده

00:02:09.690 --> 00:02:11.490
‫یه طلسم چهارگانه؟!

00:02:11.490 --> 00:02:14.060
‫معمولا، این جادوی نهاییِ ویرانگری‌ـه
‫که همه‌چیو به هیچ‌چی تبدیل می‌کنه،

00:02:14.060 --> 00:02:16.680
‫اونم فقط چندین جادوگر با کمک هم می‌تونن اجراش کنن!

00:02:16.680 --> 00:02:20.500
- ‫پاپروم تابرناس راگومکو تارس:
- ‫هم کلبه گدایان و هم برج پادشاهان

00:02:20.500 --> 00:02:22.830
- ‫دامناتیائو مموریائه!
- ‫لعن حافظه

00:02:27.020 --> 00:02:29.400
‫لعنت بهت، حکیم!

00:02:37.640 --> 00:02:40.400
- ‫کوآره، آمبولاره آلویتا.
- ‫جست و جو، قدم برداشتن

00:02:40.400 --> 00:02:42.260
- ‫نولی فوگیتو.
- ‫مجال فرار به حتی یک آه ندادن

00:02:43.140 --> 00:02:45.640
‫روحتون رو که نگرفت، نه؟

00:02:45.640 --> 00:02:46.790
‫ن- نه...

00:02:46.790 --> 00:02:47.930
‫انگار که نه.

00:02:49.590 --> 00:02:52.290
‫حتما خیلی برات ترسناک بوده.

00:03:00.650 --> 00:03:02.100
‫شرمنده.

00:03:02.100 --> 00:03:05.050
‫دقیقا همون چیزی شد که
‫تو فکر می‌کردی.

00:03:05.050 --> 00:03:08.590
‫فکر می‌کردم می‌تونیم تا وقتی
‫ویل آماده رفتنه دووم بیاریم.

00:03:09.620 --> 00:03:12.000
‫شما دو تا تصمیمتون رو گرفتین.

00:03:12.000 --> 00:03:16.650
‫منم اونقدر غیرمنطقی نیستم که
‫نیت پشت این تصمیم رو حقیر کنم.

00:03:17.000 --> 00:03:20.160
‫ولی بالاخره همه چی درست شد، پس-

00:03:30.340 --> 00:03:31.250
- ‫پیرمرد!
- ‫بلاد!

00:03:36.710 --> 00:03:41.130
‫اینکه تونستی بدن‌امو خودت تنهایی نابود کنی،

00:03:42.220 --> 00:03:45.880
‫اگه قدرتمو بین دو تا بدن
‫تقسیم نکرده بودم،

00:03:45.880 --> 00:03:48.840
‫می‌تونست یه مدت به دردسر بندازتم.

00:03:49.040 --> 00:03:50.720
‫تحسینت میکنم.

00:03:51.530 --> 00:03:56.320
‫حقا که واقعا جادوگر استثنایی و بزرگی هستی.

00:03:56.320 --> 00:03:58.370
‫استاگنایت...

00:03:58.630 --> 00:04:00.240
‫استاگنایت؟

00:04:00.620 --> 00:04:02.920
‫حیفه که نابودت کنم.

00:04:02.920 --> 00:04:06.880
‫صبر می‌کنم تا زمانی که وابستگی‌اتو از دست بدی.

00:04:07.070 --> 00:04:08.060
‫الان...

00:04:09.480 --> 00:04:10.520
‫گاس!

00:04:11.140 --> 00:04:12.730
‫و تویی که اونجایی...

00:04:16.670 --> 00:04:18.480
‫کارت خوب بود.

00:04:18.750 --> 00:04:21.440
‫همه اینا به لطف توئه،
‫و من ازت سپاسگذارم.

00:04:21.440 --> 00:04:27.440
‫این قهرمانان بزرگی که با من قراردادن بستن
‫و تبدیل به بالاترین رده‌های آندد شدن...

00:04:31.170 --> 00:04:35.480
‫با شرط این بود که، زمانی که بالاخره
‫وابستگی‌شونو به شاه اعظم از دست بدن،

00:04:35.480 --> 00:04:38.740
‫به طور کامل خدمتگذاران من خواهند شد.

00:04:38.740 --> 00:04:40.290
‫به خاطر... من؟

00:04:40.290 --> 00:04:41.650
‫درسته؟

00:04:41.650 --> 00:04:44.730
‫به لطف تو، وابستگی حکیم ضعیف شده،

00:04:44.730 --> 00:04:49.380
‫و غول جنگی و دختر عزیز
‫مال خودشونو کاملا از دست دادن.

00:04:49.690 --> 00:04:53.260
‫کارت به عنوان پسرشون خوب بود.

00:04:53.510 --> 00:04:57.650
‫ولی... اون... من دوباره متولد شدم...

00:04:57.970 --> 00:05:01.020
‫و می‌خواستم این بار رو درست زندگی کنم...

00:05:03.980 --> 00:05:06.750
‫به نظر میاد خیلی شوکه شدی،
‫و البته دلیل خوبی هم داره.

00:05:07.090 --> 00:05:11.040
‫اوه، آره. چرا به ارتش من ملحق نمیشی؟

00:05:11.040 --> 00:05:14.940
‫اون‌وقت می‌تونی به زندگی خوش و
‫خرم‌ات با سه تاشون ادامه بدی.

00:05:15.310 --> 00:05:18.110
‫ولی به هر حال مجبور کردنت به گرفتن
‫تصمیم درست هیچ جذابیتی نداره.

00:05:18.110 --> 00:05:20.370
‫فردا انقلاب زمستانیه.

00:05:20.370 --> 00:05:24.770
‫توی اون روز منفور زمانی که
‫خورشید بیشترین قدرتشو از دست میده...

00:05:26.210 --> 00:05:28.840
‫جوابتو عصر ازت می‌گیرم.

00:05:42.330 --> 00:05:43.360
‫من...

00:05:43.900 --> 00:05:47.400
‫من وابستگی ماری و بلاد رو ازشون گرفتم.

00:05:48.090 --> 00:05:51.100
‫وقتی گاس مخالف بزرگ کردن من بود،

00:05:51.100 --> 00:05:53.450
‫وقتی دانش زیادی بهم یاد داد،

00:05:53.800 --> 00:05:55.440
‫وقتی سعی کرد من‌ـو بکشه،

00:05:55.440 --> 00:05:57.580
‫وقتی ازم خواست عمدا ببازم...

00:05:57.850 --> 00:06:02.600
‫همش برای این بود که نذاره اون دو تا
‫وابستگی‌اشونو به شاه اعظم از دست بدن.

00:06:03.170 --> 00:06:05.720
‫بازم، وقتی گاس سعی کرد منو بکشه،

00:06:05.720 --> 00:06:07.990
‫فک میکنم سردرگم شده بود.

00:06:08.340 --> 00:06:11.940
‫فقط داشتم تو بی‌خیالی زندگی می‌کردم.

00:06:11.940 --> 00:06:17.590
‫فقط راحت نشسته بودم وسط عذاب روح گاس،
‫و ازخودگذشتگی بلاد و مری...

00:06:17.930 --> 00:06:21.720
‫این همه هیجان‌زده بودم برای
‫اینکه این بار درست زندگی کنم...

00:06:22.270 --> 00:06:24.050
‫تنها چیزی که برای مامان بابام
‫داشتم دردسر بود،

00:06:24.600 --> 00:06:26.810
‫و هیچ کاری نتونستم برای
‫جبران براشون انجام بدم...

00:06:27.290 --> 00:06:29.000
‫قبل از اینکه بمیرن.

00:06:30.140 --> 00:06:32.270
‫چجوری تونستم فکر کنم
‫«این بار» بهتر عمل میکنم؟

00:06:32.270 --> 00:06:34.380
‫قراره دوباره به خاطر من بمیرن،

00:06:35.170 --> 00:06:38.190
‫اونم وقتی که من به جز دردسر درست کردن
‫هیچ کاری نکردم و هیچ جبرانی نکردم...

00:06:38.850 --> 00:06:40.560
‫کسی که بی مصرف میمیره...

00:06:41.050 --> 00:06:44.810
‫قرار نیست وقتی دوباره متولد میشه
‫آدم بهتری باشه!

00:06:47.570 --> 00:06:49.150
‫ببخشید.

00:06:55.720 --> 00:06:56.820
‫هی.

00:07:01.230 --> 00:07:03.520
‫واقعا که، صورتت خیلی داغونه.

00:07:03.520 --> 00:07:04.980
‫خدای من، واقعا هست.

00:07:04.980 --> 00:07:09.060
‫وسط زمستون نباید کف زمین بخوابی، ویل.

00:07:12.880 --> 00:07:14.880
‫معذرت... میخوام.

00:07:14.880 --> 00:07:16.330
‫بهش فکر نکن، ویل.

00:07:16.830 --> 00:07:21.170
‫ما باید به خاطر کارای احمقانه‌ای که
‫خیلی وقت پیش کردیم بدهی‌امونو می‌دادیم، همین.

00:07:21.170 --> 00:07:24.150
‫با اینکه گاس پیر سعی کرد
‫یکی بزنه پس کله طلبکارمون،

00:07:24.150 --> 00:07:27.050
‫و کلا بزنه زیر قرارداد،
‫که البته سرش به سنگ خورد.

00:07:27.320 --> 00:07:32.850
‫هه! قراردادی که با سواستفاده از نقطه‌ضعفِ
‫یکی بهش تحمیل بشه که اصلا قرارداد نیست.

00:07:32.850 --> 00:07:34.790
‫حقش بود یکی بخوره پس کله‌اش.

00:07:35.860 --> 00:07:41.730
‫دیدن اون صورت نکبت رنگ‌ پریده‌اش
‫که داره نابود میشه واقعا حال داد.

00:07:41.730 --> 00:07:43.530
‫یکیشونو ناکار کردی.

00:07:43.530 --> 00:07:47.450
‫شاید سه تایی با هم می‌تونستیم
‫اون یکی رو هم با خودمون بکشیم پایین.

00:07:47.450 --> 00:07:49.150
‫روحیه به همین میگن!

00:07:49.150 --> 00:07:52.020
‫آره، فکر می‌کنم نقشه فوق‌العاده‌ایه.

00:07:52.610 --> 00:07:54.080
‫دارن وانمود می‌کنن.

00:07:54.080 --> 00:07:58.060
‫به هر حال، ویل، دیگه الان بزرگ شدی.

00:07:58.060 --> 00:07:59.520
‫یالا، از این جا برو.

00:07:59.520 --> 00:08:05.280
‫دیگه به همین راضی باش که چیزایی
‫بهت یاد دادیمو به عنوان هدیه خدافظی قبول کنی.

00:08:05.280 --> 00:08:07.700
‫مطمئنم همه چی برات خوب پیش میره، ویل.

00:08:07.700 --> 00:08:10.190
‫آره، منم همین باور رو دارم.

00:08:10.190 --> 00:08:11.070
‫نه.

00:08:11.680 --> 00:08:14.720
‫اشتباه می‌کنین... من...

00:08:15.410 --> 00:08:18.790
‫اون آدمی نیستم که شماها فکر می‌کنین...

00:08:20.400 --> 00:08:21.880
‫باهامون حرف بزن.

00:08:24.610 --> 00:08:27.940
‫من خاطرات زندگی قبلیم‌ـو دارم.

00:08:28.690 --> 00:08:31.170
‫یه آدم کاملا به‌دردنخور و بی‌مصرف بودم.

00:08:31.640 --> 00:08:36.660
‫برای همین وقتی دوباره متولد شدم،
‫فکر میکردم این‌ بار درست زندگی می‌کنم...

00:08:37.290 --> 00:08:40.430
‫ولی تنها کاری که کردم این بود که
‫بی‌خیال بذارم شما سه تا زجر بکشین.

00:08:41.460 --> 00:08:44.870
‫حتی تو زندگی قبلیم،
‫وقتی پدرمادرم مردن...

00:08:44.870 --> 00:08:50.150
‫اصلا نمی‌دونم چه احساسی داشتم.
‫یادم نمیاد!

00:08:50.490 --> 00:08:55.090
‫بعد اون همه دردسری که براشون درست کردم،
‫اصلا نمی‌دونم گریه کردم یا نه!

00:08:55.090 --> 00:08:56.760
‫من یه تیکه آشغالم.

00:08:57.830 --> 00:08:59.620
‫و بازم، هیچ کاری نمی‌تونم بکنم...

00:09:00.150 --> 00:09:02.350
‫هیچ کاری برای جبران نمی‌تونم بکنم!

00:09:02.350 --> 00:09:04.650
‫یه آشغال به‌دردنخورم!

00:09:05.350 --> 00:09:06.270
‫ویل.

00:09:07.310 --> 00:09:09.050
‫دیگه حرف نزن.

00:09:15.770 --> 00:09:16.720
‫ماری؟

00:09:18.320 --> 00:09:22.530
‫ویل، مادرت بهت اجازه نمیده
‫بیشتر از این به خودت صدمه بزنی!

00:09:22.530 --> 00:09:24.390
‫میگی یه تیکه آشغالی؟

00:09:24.390 --> 00:09:28.410
‫تو همیشه خیلی جدی و مشتاق بودی!

00:09:28.410 --> 00:09:30.570
‫خاطرات زندگی قبلیتو یادته که چی؟

00:09:30.570 --> 00:09:34.840
‫چرا فقط به خاطر اینکه استاگنایت
‫ناراحتت کرده اینقدر متزلزل شدی؟!

00:09:35.050 --> 00:09:39.170
‫اگه به‌خاطر اینکه خاطراتت محوان
‫اینقدر احساس پشیمونی می‌کنی...

00:09:39.390 --> 00:09:43.180
‫اگه فقط به خاطر ما اینقدر گریه می‌کنی...

00:09:43.430 --> 00:09:46.170
‫چرا کسی مثل تو گریه نکنه؟!

00:09:48.310 --> 00:09:50.520
‫ویل، بلند شو.

00:09:51.600 --> 00:09:52.770
‫پاشو!

00:09:52.770 --> 00:09:56.100
‫ویلیام! اینقدر لگد به بختت نزن و صاف بایست!

00:09:59.000 --> 00:10:00.780
‫جوابت چیه؟!

00:10:01.250 --> 00:10:02.450
‫چشم!

00:10:03.060 --> 00:10:05.680
‫چون نق‌نق کردی دعوات کرد.

00:10:05.680 --> 00:10:08.580
‫انگار دیگه غرات تموم شد.

00:10:09.760 --> 00:10:12.720
‫حالم خوبه. الان دیگه خوبم.

00:10:13.120 --> 00:10:15.380
‫ماری ازم محافطت کردو

00:10:15.740 --> 00:10:16.680
‫پس...

00:10:16.980 --> 00:10:18.560
‫یه درخواستی دارم.

00:10:19.620 --> 00:10:20.960
‫لطفا بهم اجازه بدین...

00:10:21.220 --> 00:10:23.100
‫که از همتون محافظت کنم.

00:10:24.910 --> 00:10:26.240
‫خدایان مقدس،

00:10:26.770 --> 00:10:30.400
‫به زودی میرم به خاطر عزیزانم،
‫پدر، مادر، و پدربزرگم،

00:10:30.400 --> 00:10:32.350
‫ با شیطان مبارزه کنم.

00:10:32.900 --> 00:10:35.320
‫اگه سزاوار می‌دونین که ثمره تلاش‌هام رو ببینین،

00:10:35.690 --> 00:10:38.230
‫لطفا یکم از محافظتتون رو بهم اعطا کنین.

00:11:00.000 --> 00:11:02.510
‫خب، تصمیمت‌ـو گرفتی؟

00:11:02.510 --> 00:11:05.310
‫آره، گرفتم، استاگنایت،

00:11:05.310 --> 00:11:06.730
‫خدای شیطانی.

00:11:07.840 --> 00:11:10.390
‫هیچ کوفتی بهت نمیدم!

00:11:11.200 --> 00:11:13.510
‫مطمئنا یه خدا مثل تو

00:11:13.510 --> 00:11:16.580
‫از یه بچه‌ی انسان فرار نمی‌کنه، مگه نه؟

00:11:17.820 --> 00:11:20.190
‫خوب بهش فکر کردی.

00:11:20.550 --> 00:11:26.700
‫می‌خوای حواسم رو روی خودت
‫متمرکز کنی تا کارهام رو محدود کنی، آره؟

00:11:27.000 --> 00:11:28.700
‫فهمید!

00:11:28.700 --> 00:11:31.110
‫خیله خب. با هم بازی می‌کنیم.

00:11:31.110 --> 00:11:33.720
‫ولی تو داری یه خدا رو به چالش می‌کشی.

00:11:33.720 --> 00:11:37.040
‫اول باید بهم نشون بدی که ارزش
‫همچین چالشی رو داری.

00:11:42.640 --> 00:11:43.420
‫این...

00:11:43.810 --> 00:11:46.140
‫اون سه تا گفتن وقتی که
‫نگهبانان مهر و موم شدن،

00:11:46.140 --> 00:11:48.900
‫همه متحدانشون که قربانی شده بودن
‫رو دفن کردن.

00:11:48.900 --> 00:11:49.930
‫ولی کجا؟

00:11:50.980 --> 00:11:52.400
‫مشخصه.

00:11:53.490 --> 00:11:54.800
‫دقیقا همین‌جا!

00:11:54.800 --> 00:11:58.720
‫من خدای آندِد‌ هستم،
‫خدای آندِد استاگنیت،

00:11:58.720 --> 00:12:01.450
‫که ارتشی از سربازان آندِد رو رهبری می‌کنه.

00:12:02.280 --> 00:12:05.940
‫که چی؟! همشون رو از بین میبرم!

00:12:12.840 --> 00:12:14.920
- ‫کادِره آرانِیوم!
- ‫سقوط تار عنکبوت

00:12:20.100 --> 00:12:21.540
- ‫آسلریشیو!
- ‫شتاب

00:12:27.270 --> 00:12:31.730
‫اوه، پس یه جورایی،
‫در مقابل صد تا قهرمان اینطوریه؟

00:12:43.100 --> 00:12:44.120
‫صبر کنید!

00:12:47.110 --> 00:12:49.450
‫فکر می‌کردم که تو رو در کنار
‫اون سه قهرمان مقابل خودم ببینم،

00:12:49.450 --> 00:12:51.240
‫ولی تو از انتظاراتم فراتر رفتی.

00:12:51.240 --> 00:12:54.000
‫اسمت چیه؟

00:12:55.460 --> 00:12:56.300
‫ویل.

00:12:56.960 --> 00:12:58.250
‫که این‌طور.

00:12:58.250 --> 00:13:01.510
‫ویل، دوباره ازت می‌پرسم:
‫به من ملحق میشی؟

00:13:01.730 --> 00:13:03.750
‫ازت خوشم اومده.

00:13:03.960 --> 00:13:07.890
‫قدرتت، استحکامت...
‫همه چیزت ستودنیه.

00:13:07.890 --> 00:13:11.870
‫به عنوان یه ژنرال توی ارتش
‫آندِد خودم ازت استقبال می‌کنم.

00:13:11.870 --> 00:13:12.770
‫تو چی...

00:13:13.000 --> 00:13:15.580
‫اگه به من ملحق بشی،

00:13:15.580 --> 00:13:18.520
‫من بدنت رو از یه مرگ
‫ناخوشایند رها می‌کنم.

00:13:18.750 --> 00:13:23.800
‫تو می‌تونی با سه والدین خودت
‫در توازن و نزدیکی زندگی کنی.

00:13:23.800 --> 00:13:25.890
‫هیچ خدافظی یا غم و اندوهی وجود نخواهد داشت.

00:13:25.890 --> 00:13:30.220
‫اگه این بُعد رو فتح کنیم،
‫رابطه شما تا ابد ادامه پیدا می‌کنه.

00:13:30.610 --> 00:13:35.280
‫تو این دنیا رو با تراژدی‌های
‫بی پایانش ناعادلانه نمی‌بینی؟

00:13:35.510 --> 00:13:38.180
‫من آروز دارم که این واقعیت رو واژگون کنم،

00:13:38.180 --> 00:13:44.040
‫تا یک جهان مهربان ابدی بسازم
‫که عاری از تهدید مرگه!

00:13:44.350 --> 00:13:46.850
‫اون احتمالا دروغ نمیگه.

00:13:46.850 --> 00:13:50.300
‫واقعا می‌تونم علاقه رو از کلماتش حس کنم.

00:13:50.490 --> 00:13:55.220
‫بیا، ویل! با من یه قرارداد امضا کن،
‫همونطور که اونا کردن!

00:14:00.500 --> 00:14:02.830
‫حالا، خون من رو بنوش.

00:14:03.190 --> 00:14:06.080
‫با این کار، می‌تونی از مرگ خداحافظی کنی.

00:14:49.700 --> 00:14:51.240
‫تو مال منی!

00:15:01.060 --> 00:15:03.310
‫اول اون حکیم، و حالا تو...

00:15:03.310 --> 00:15:06.350
‫واقعا نمی‌تونم گاردم رو مقابل
‫شما پایین بیارم.

00:15:24.010 --> 00:15:25.150
‫هان؟

00:15:31.780 --> 00:15:33.740
‫من... مُردم؟

00:15:35.170 --> 00:15:37.520
‫این مکان به نظر آشنا میاد.

00:15:37.520 --> 00:15:40.820
‫مثل اینکه قبلا از اینجا رد شدم...

00:15:51.440 --> 00:15:52.920
‫خیلی وقته که گذشته،

00:15:52.920 --> 00:15:54.600
‫الهه نور.

00:15:56.960 --> 00:15:58.320
‫داره یادم میاد.

00:15:59.020 --> 00:16:02.910
‫قبلا زیر این آسمان پر ستاره راه رفتم.

00:16:03.510 --> 00:16:05.520
‫اون موقع هم اون ساکت بود،

00:16:05.520 --> 00:16:08.570
‫ولی یادمه که قدم‌هاش پر از
‫اهمیت و دلسوزی بود.

00:16:10.800 --> 00:16:11.710
‫اون...

00:16:12.140 --> 00:16:14.550
‫فکر می‌کردم اون یه ستاره‌ست، ولی نیست.

00:16:14.550 --> 00:16:15.960
‫یه ستاره‌ست.

00:16:16.780 --> 00:16:18.190
‫اون نور‌ها چین؟

00:16:18.190 --> 00:16:19.900
‫روح‌های در حال گذر.

00:16:20.570 --> 00:16:24.610
‫اونا از دنیا‌ها عبور می‌کنن
‫تا از ایستایی همه چیز جلوگیری کنن.

00:16:25.790 --> 00:16:28.630
‫چرا این منظره رو فراموش کرده بودم؟

00:16:30.780 --> 00:16:31.960
‫یه سوال.

00:16:32.470 --> 00:16:33.460
‫بله؟

00:16:33.460 --> 00:16:37.110
‫چرا دعوت استاگنیت رو رد کردی؟

00:16:40.430 --> 00:16:43.350
‫توی زندگی قبلیم، من یه آدم منزوی بودم.

00:16:44.070 --> 00:16:47.770
‫هر وقت چیزی منو از پا در میاورد،
‫به خودم زحمت مقابله و بلند شدن در برابرش رو نمی‌دادم.

00:16:48.260 --> 00:16:50.520
‫روش رقت انگیزی برای زندگی بود.

00:16:51.110 --> 00:16:51.860
‫ولی...

00:16:52.330 --> 00:16:54.480
‫یه چیزی هست که متوجه شدم.

00:16:54.840 --> 00:16:58.990
‫زنده بودن و نمرده بودن
‫به هیچ وجه یکی نیستن.

00:16:59.830 --> 00:17:02.930
‫تو زندگی قبلیم، من نمرده بودم،
‫ولی همش همین بود.

00:17:03.400 --> 00:17:05.470
‫برای انجام هیچ کاری
‫شجاعتش رو نداشتم.

00:17:05.470 --> 00:17:08.240
‫فقط این واقعیت که باید به زندگی ادامه بدم
‫برام مثل یه بار بود.

00:17:09.430 --> 00:17:12.560
‫برام مهم نبود که بمیرم،
‫برای همین واقعا زنده نبودم،

00:17:13.090 --> 00:17:16.620
‫و با زنده نبودن،
‫نیاز نبود که از مرگ بترسم.

00:17:18.000 --> 00:17:18.860
‫پس...

00:17:19.640 --> 00:17:22.750
‫چون فقط یکمی از اون خاطرات
‫باهام مونده بودن،

00:17:23.920 --> 00:17:27.970
‫تونستم تصمیم بگیرم که توی
‫این دنیا زندگی خوبی داشته باشم.

00:17:28.660 --> 00:17:32.350
‫فکر می‌کنم اگه درست زندگی کنم،
‫می‌تونم درست بمیرم.

00:17:32.680 --> 00:17:36.910
‫انکار مرگ مثل اون چیزی که استاگنیت
‫وعده داد و زندگی ابدی

00:17:37.280 --> 00:17:39.650
‫فرقی با محبوس شدن دوباره
‫توی اون اتاق نداره.

00:17:40.010 --> 00:17:43.620
‫مهم نیست که چقدر مزایای بیشتری
‫داشته باشه، بازم رد می‌کنم.

00:17:43.620 --> 00:17:48.000
‫می‌خوام که به عنوان عضو خانواده
‫اون سه نفر زندگی کنم و بمیرم.

00:17:51.080 --> 00:17:53.940
‫و کی نمی‌خواد که حداقل از خانوادش
‫محافظت کنه؟

00:17:54.850 --> 00:17:56.750
‫برای همین لطفا.

00:18:06.430 --> 00:18:10.270
‫تو ویلیام هستی، فرزند بلاد و ماری،

00:18:10.270 --> 00:18:12.690
‫روحی که از دنیا‌ها عبور کرده.

00:18:12.690 --> 00:18:13.510
‫بله.

00:18:13.780 --> 00:18:17.320
‫الان کاملا جاذبه زندگی رو درک می‌کنی؟

00:18:17.320 --> 00:18:18.110
‫بله.

00:18:18.600 --> 00:18:21.930
‫و هنوز هم آماده‌ای که مرگ رو قبول کنی؟

00:18:21.930 --> 00:18:22.800
‫بله.

00:18:22.800 --> 00:18:25.670
‫تو کاملا ناامیدی از مرگ رو درک کردی، بله؟

00:18:25.670 --> 00:18:26.360
‫بله.

00:18:26.760 --> 00:18:30.990
‫و هنوز هم زندگی‌هایی که روزی
‫از بین میرن رو دوست داری؟

00:18:30.990 --> 00:18:31.700
‫بله.

00:18:32.300 --> 00:18:34.930
‫من بالاخره اینو فهمیدم،

00:18:35.440 --> 00:18:37.390
‫با تشکر از لطف شما.

00:18:42.270 --> 00:18:43.670
‫ممنون،

00:18:44.510 --> 00:18:45.970
‫گریسفیل.

00:18:47.250 --> 00:18:50.210
‫من آرزوی تو رو شنیدم.

00:18:50.730 --> 00:18:56.070
‫قسمت ۴
‫خدای مشعل الهی

00:18:50.770 --> 00:18:54.370
‫ویلیام، تا زمانی که تصمیم و
‫اراده خودت رو فراموش نکنی،

00:18:54.370 --> 00:18:56.450
‫صلاحیت داری.

00:18:58.050 --> 00:18:59.510
‫حالا، بیدار شو.

00:18:59.510 --> 00:19:02.130
‫قسم بخور تا با هم این راه رو بریم.

00:19:02.130 --> 00:19:06.200
‫تا زمانی که زندگی تو تموم بشه
‫و من دوباره برای راهنمایی تو بیام،

00:19:07.810 --> 00:19:10.270
‫من خدای نگهبان تو خواهم بود.

00:19:23.770 --> 00:19:27.610
‫الهه چرخه مرگ و زندگی دوباره، گریسفیل،

00:19:28.000 --> 00:19:30.170
‫لطفا در کنار من قدم بردار.

00:19:31.340 --> 00:19:33.180
‫موهبت؟

00:19:33.180 --> 00:19:35.660
‫حتی اگه بتونی ازش استفاده کنی،
‫چیکار می‌خوای بکنی؟

00:19:35.660 --> 00:19:39.260
‫همچین تکنیک مبهمی در مقابل
‫جریان خون من قابل مقایسه نیستـــ

00:19:39.940 --> 00:19:41.460
‫استیگما؟!

00:19:43.010 --> 00:19:45.700
‫این نشانیه که وقتی دعای ماری
‫رو یاد گرفتم، به دست آوردم،

00:19:46.260 --> 00:19:48.710
‫بازوهام توسط آتش الهی می‌سوزن.

00:19:48.710 --> 00:19:51.560
‫الان که از نزدیک‌تر نگاه می‌کنم، بدنت...

00:19:51.560 --> 00:19:54.040
‫توی چند تا آیین مذهبی شرکت کردی؟!

00:19:54.260 --> 00:19:58.350
‫هر روز، ماری برای غذا من و قوت
‫گرفتن من به ماتر دعا می‌کرد.

00:19:58.950 --> 00:20:03.430
‫دعا‌های روزانه ماری، قلب تسلیم ناپذیر اون،
‫در مقابل تو سر خم نمی‌کنه!

00:20:04.840 --> 00:20:06.920
‫و من به تو قسم خوردم، خدای من...

00:20:07.170 --> 00:20:10.440
‫آره. هرچی قَسَمی که می‌خوری قوی‌تر باشه،
‫به دست آوردنش راحت تره.

00:20:10.440 --> 00:20:14.980
‫ولی اونا میگن که در ازاش سختی‌های زیادی
‫رو متحمل میشی.

00:20:17.180 --> 00:20:19.630
‫من زندگی‌ام رو به تو تقدیم می‌کنم!

00:20:20.210 --> 00:20:22.950
‫من مانند شمشیر تو میشم تا بدی رو نابود کنم،

00:20:23.180 --> 00:20:25.700
‫و مانند دست تو تا رنج‌دیدگان رو نجات بدم!

00:20:25.700 --> 00:20:28.210
‫من به شعله گریسفیل اینو قسم می‌خورم!

00:20:28.880 --> 00:20:31.380
‫تو حمایت الهی گریسفیل رو به دست آوردی؟!

00:20:31.920 --> 00:20:34.270
‫حیف... حیف.

00:20:34.270 --> 00:20:37.080
‫واقعا امید داشتم که تو رو به افراد خودم اضافه کنم.

00:20:37.380 --> 00:20:40.960
‫ولی اگه تو توسط اون پذیرفته شدی،
‫چاره دیگه‌ای ندارم.

00:20:41.340 --> 00:20:43.310
‫استاگنیت، خدای آندِد،

00:20:43.310 --> 00:20:45.790
‫من تو رو شکست میدم و به قسم خودم عمل می‌کنم!

00:20:45.790 --> 00:20:49.800
‫قهرمان جوان، با تصمیم خودت بمیر!

00:20:49.800 --> 00:20:51.110
‫بکُشینش!

00:20:53.070 --> 00:20:56.270
‫مشکلی نیست. میدونم باید چیکار کنم.

00:21:01.450 --> 00:21:03.610
‫مـ مشعل الهی؟!

00:21:04.040 --> 00:21:08.860
‫محافظت الهی گریسفیل به روح مردگان
‫آرامش و هدایت عطا می‌کنه!

00:21:09.480 --> 00:21:11.900
‫چطوری یه جوجه کاهن جرات می‌کنــــه

00:21:11.900 --> 00:21:13.340
- ‫آسلریشیو!
- ‫شتاب

00:21:14.310 --> 00:21:15.930
- ‫واستاره!
- ‫ویران کردن

00:21:23.770 --> 00:21:25.120
‫از کدوم طرف میاد؟

00:21:25.340 --> 00:21:27.890
‫اگه هر حرکت بی دقتی انجام بده،
‫من مستقیم میرم به سمتش

00:21:27.890 --> 00:21:30.060
‫و ضربه نهایی رو میزنم!

00:21:30.060 --> 00:21:33.400
‫الان میل به کُشتن من
‫چشمای استاگنیت رو کور کرده.

00:21:33.710 --> 00:21:35.140
‫ما در شرایط برابری هستیم.

00:21:35.140 --> 00:21:36.670
‫اگه الان باهاش بجنگم...

00:21:42.650 --> 00:21:45.380
‫این یه هشدار بود؟

00:21:46.920 --> 00:21:49.750
‫اگه اصلا حواسش به من جمع نباشه چی؟

00:21:51.140 --> 00:21:53.010
‫نه! معبد!

00:21:52.830 --> 00:21:54.000
- ‫شتاب - ‫آسلریشیو!

00:21:55.080 --> 00:21:56.640
‫همش یه فریب بود!

00:21:56.640 --> 00:21:58.920
‫اون وانمود می‌کرد که چشماش رو خون گرفته،

00:21:58.920 --> 00:22:01.030
‫و بعد از یه ابر غبار استفاده کرد...

00:22:01.210 --> 00:22:04.430
‫این بلاد و ماری‌ان که اون دنبالشونه!

00:22:06.260 --> 00:22:13.260
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:35.810 --> 00:23:39.970
‫قسمت ۵
‫اراده ویل