﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:02.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::  www.bolboljan.net ::.

00:00:02.490 --> 00:00:03.670
‫چه وضعی‌ـه.

00:00:03.970 --> 00:00:06.290
‫همه‌ی دام‌هامونو بردن،

00:00:06.290 --> 00:00:09.300
‫و یه ابزارایی رو نابود کردن که
‫نمیشه جایگزینشون کرد.

00:00:09.300 --> 00:00:12.470
‫باید بریم وایت‌سیلز بیشتر بخریم.

00:00:12.470 --> 00:00:13.980
‫با کدوم پول؟

00:00:13.980 --> 00:00:16.660
‫خب، نمی‌تونیم همه‌ چیو جایگزین کنیم.

00:00:16.660 --> 00:00:19.590
‫امم... وایت‌سیلز چیه؟

00:00:20.950 --> 00:00:23.060
‫خدایی، از کجا اومدی؟

00:00:23.060 --> 00:00:24.810
‫بیشتر از این می‌تونستی منزوی باشی؟

00:00:24.810 --> 00:00:26.130
‫شرمنده.

00:00:26.130 --> 00:00:29.160
‫ام، خب... وایت‌سیلز...

00:00:29.160 --> 00:00:32.180
‫اوه، ام... اگه بتونی بهم راجب تاریخچه‌اش هم بگی...

00:00:32.180 --> 00:00:34.390
‫اوکی، باشه.

00:00:34.590 --> 00:00:38.590
‫اینو می‌دونی که اینجا قاره دورافتاده‌ی
‫جنوبی‌ـه که بهش میگن ساوث‌مارک، درسته؟

00:00:38.590 --> 00:00:40.160
‫آره، اینو می‌دونم.

00:00:40.160 --> 00:00:42.400
‫خب حدود... ۲۰۰ سال پیش بود؟

00:00:42.860 --> 00:00:45.940
‫یه دسته شیطان به ساوث‌مارک حمله می‌کنن.

00:00:45.940 --> 00:00:49.250
‫صد قهرمان شاه شیاطین رو بیرون می‌کنن،

00:00:49.250 --> 00:00:51.500
‫ولی انسان ها این قاره رو رها کردن،

00:00:51.500 --> 00:00:54.520
‫از دریا رد شدن و به گرسلند توی شمال عقب‌نشینی کردن.

00:00:54.860 --> 00:00:58.240
‫صد قهرمان... منظورش بلاد و اینان.

00:00:58.240 --> 00:01:02.160
‫از اونجایی که پادشاهی فرتایل
‫ناحیه جنوب غربی گرسلند رو متحد کرد،

00:01:02.160 --> 00:01:05.630
‫زمین رو به قصد بازپسگیریش زراعت می‌کردن.

00:01:05.630 --> 00:01:11.680
‫و وایت‌سیلز شهر بندری‌ـه که مرکز مهاجرت از شمال شد.

00:01:11.680 --> 00:01:12.780
‫که اینطور.

00:01:12.780 --> 00:01:16.120
‫کلی آدم اسم‌ورسم‌دار و قهرمانای مشتاق میرن اونجا.

00:01:16.120 --> 00:01:18.750
‫همینطور اونایی که وحی الهی رو دریافت کردن.

00:01:19.020 --> 00:01:21.750
‫قصد داری توی این سفر آدمای
‫ باایمان بیشتری پیدا کنی، درسته؟

00:01:21.750 --> 00:01:26.480
‫گریسفیل قبلا تو قاره ساوث‌مارک
‫پیروان ازخودگذشته‌ای داشت.

00:01:26.480 --> 00:01:27.930
‫میشه بیشتر برام بگی؟

00:01:27.930 --> 00:01:32.190
‫فکر می‌کنم پیروانش توی اون
‫فروپاشی بزرگ پراکنده شدن...

00:01:32.190 --> 00:01:33.540
‫آره، درسته.

00:01:33.540 --> 00:01:38.320
‫و اونایی که تونستن به گرسلند فرار کنن،
‫ اسمش رو زنده نگه داشتن.

00:01:38.320 --> 00:01:41.700
‫ولی بازم، پیروهاش خیلی کم شدن.

00:01:41.960 --> 00:01:43.780
‫شیاطین وحشی و دیوهای اهریمنی،

00:01:43.780 --> 00:01:45.890
‫روستاهایی که به دزدی متوسل میشن،

00:01:45.890 --> 00:01:47.890
‫ایمانی که در حال نابودی‌ـه...

00:01:47.890 --> 00:01:52.450
‫اینکه راجب این قضیه کاری بکنم
‫ماموریتی‌ـه که الهه بهم داده؟

00:01:53.160 --> 00:01:55.830
‫به هر حال، از داستانای قدیمی بگذریم.

00:01:55.830 --> 00:01:57.680
‫اول باید تکلیف روستا رو مشخص کنیم.

00:01:57.680 --> 00:02:00.070
‫آره، راجب اون...

00:02:00.070 --> 00:02:02.480
‫مردم این روستا هیچ پولی ندارن.

00:02:02.480 --> 00:02:05.040
‫منل، پایه‌ای بریم چند تا خرابه رو کاوش کنیم؟

00:02:05.040 --> 00:02:06.520
‫غنائمشون رو عادلانه تقسیم می‌کنیم.

00:02:07.090 --> 00:02:08.100
‫هان؟

00:02:13.770 --> 00:02:19.160
‫پالادین دوردست

00:03:39.580 --> 00:03:42.980
‫هیچوقت فکرش‌ـو نمی‌کردم اینقدر
‫تو کاوش کردن خرابه ها خوب باشی!

00:03:42.980 --> 00:03:44.270
‫بهشون عادت دارم.

00:03:44.270 --> 00:03:46.360
‫خداوکیلی، کی هستی؟

00:03:46.360 --> 00:03:49.570
‫با این حال، به خاطر همین
‫پول کافی برای بازسازی پیدا کردیم.

00:03:49.570 --> 00:03:51.660
‫حتی می‌تونیم دام و ابزار جدید بخریم.

00:03:51.660 --> 00:03:54.410
‫خرج چیزای خودمم دراوردم.

00:03:54.410 --> 00:03:56.200
‫نمی‌تونم صبر کنم تا به شهر برسیم.

00:03:56.200 --> 00:03:58.630
‫هر وقت رسیدیم، اولین کاری که
‫باید بکنیم اینه که یه چیزی بخوریم.

00:03:58.630 --> 00:04:00.420
‫غذای دریایی فصل الان-

00:04:01.110 --> 00:04:02.040
‫یه کی!

00:04:02.040 --> 00:04:03.560
‫کمک!

00:04:06.600 --> 00:04:07.750
‫یه میمون غول‌پیکر!

00:04:08.090 --> 00:04:10.130
‫هی! چیکار داری می‌کنی؟!

00:04:09.590 --> 00:04:12.820
‫اون دوتایی که دارن ازش فرار می‌کنن،
‫یه نیم‌وجبی... و اونم یه فروشنده دوره‌گردـه؟

00:04:11.090 --> 00:04:13.280
‫بندازش بره دیگه!

00:04:13.280 --> 00:04:14.130
‫ولی-

00:04:14.130 --> 00:04:15.930
‫اما ولی نداریم!

00:04:15.930 --> 00:04:17.810
‫اه، اینورو نگا کن!

00:04:23.780 --> 00:04:25.010
‫بیا اینجا!

00:04:25.010 --> 00:04:25.540
‫هان؟

00:04:27.850 --> 00:04:28.610
‫تو دیگه کی هستی؟

00:04:29.290 --> 00:04:30.730
‫صبر کن، خطرناکه!

00:04:31.460 --> 00:04:33.040
‫بلاد بهم گفت

00:04:33.040 --> 00:04:34.800
‫وقتی با یه حیوون وحشی روبرو میشی،

00:04:34.800 --> 00:04:36.280
‫تو لحظه‌ای که تماس چشمی رو بشکنی، میبازی.

00:04:38.290 --> 00:04:40.730
‫خب، بیا جلو اگه می‌خوای.

00:04:40.730 --> 00:04:42.500
‫می‌تونیم یه نمه کشتی بگیریم.

00:05:01.150 --> 00:05:04.040
‫خداروشکر. مجبور نشدم باهاش بجنگم.

00:05:04.410 --> 00:05:05.420
‫حالتون خوبه؟

00:05:05.420 --> 00:05:08.070
‫هی، تو دیگه کی هستی؟! یه ماجراجو؟!

00:05:08.070 --> 00:05:11.710
‫آدمای زیادی نیستن که بتونن یه میمونِ
‫غول‌پیکر عصبانی‌ـو فقط با نگاه کردن متوقف کنن!

00:05:11.710 --> 00:05:13.310
‫محشبر بودی! محشر!

00:05:13.310 --> 00:05:16.070
‫اوه! من روبیناام! روبینا گودفلو!

00:05:16.070 --> 00:05:19.620
‫من یه نوازنده‌ی دوره‌گردام! آواز می‌خونم،
‫می‌رقصم، هر جایی میرم که باد منو ببره!

00:05:19.620 --> 00:05:21.080
‫می‌تونی بی صدام کنی!

00:05:21.080 --> 00:05:23.840
‫و اون بدبختی که اونجاست
‫آنتونیوی دستفروش‌ـه.

00:05:23.840 --> 00:05:25.360
‫من تونیو صداش می‌کنم!

00:05:25.360 --> 00:05:27.110
‫شرکتی که براش کار می‌کرد ورشکست شد،

00:05:27.110 --> 00:05:30.410
‫برای همین الان به عنوان یه فروشنده‌ی دوره‌گرد
‫توی جاده‌های روستایی دورافتاده می‌گرده!

00:05:31.700 --> 00:05:34.620
‫اصن فرصت ندادی حرف بزنم.

00:05:34.620 --> 00:05:38.090
‫تو راه برگشت به وایت‌سیلز و خونه‌ام ام.

00:05:38.340 --> 00:05:39.820
‫وایت‌سیلز؟

00:05:39.820 --> 00:05:41.970
‫پسر، واقعا نجاتمون دادی.

00:05:41.970 --> 00:05:44.020
‫دستت درد نکنه.

00:05:44.020 --> 00:05:47.300
‫من ملندورام. اینطرفا شکار می‌کنم.

00:05:47.300 --> 00:05:49.930
‫همین الان داشتیم برای خرید می‌رفتیم شهر.

00:05:49.930 --> 00:05:51.170
‫و این...

00:05:51.170 --> 00:05:54.470
‫ویلیام. ویلیام جی ماری‌بلاد.

00:05:54.470 --> 00:05:58.270
‫یه کاهن در خدمت گریسفیل‌ام،
‫الهه‌ی نور.

00:05:58.270 --> 00:05:59.620
‫می‌تونین ویل صدام کنین.

00:05:59.620 --> 00:06:01.830
‫وای، عجب اسم اصیلی!

00:06:01.830 --> 00:06:04.690
‫و گریسفیل همونیه‌ که توی قاره‌ی
‫جنوبی دوستش دارن، درسته؟

00:06:04.690 --> 00:06:07.890
‫وای، وای! نمی‌دونستم هنوزم کاهن داره!

00:06:07.890 --> 00:06:09.890
‫و فقط هم یه کاهن نیستی،
‫یه کاهن جنگجوی خفنی! مگه نه؟

00:06:09.890 --> 00:06:11.370
‫مگه نه؟! مگه نه؟!

00:06:11.370 --> 00:06:15.830
‫آره، ممکنه یکم هاج‌وواج و حواس‌پرت به نظر بیاد،
‫ولی به طرز احمقانه‌ای با مهارت‌ـه.

00:06:15.830 --> 00:06:19.260
‫منظورم اینه که، وقتی باهاش راه میرم
‫به ندرت یه جونوری بهم حمله می‌کنه.

00:06:19.260 --> 00:06:22.690
‫منظورت اینه که جونورا می‌دونن
‫چقدر قوی‌ـه و نزدیکش نمیان؟!

00:06:22.690 --> 00:06:24.190
‫یعنی چی؟! خیلی خفنه که!

00:06:24.330 --> 00:06:26.800
‫چی؟ معمولا جونورای بیشتری هست؟

00:06:26.800 --> 00:06:28.230
‫البته.

00:06:28.230 --> 00:06:30.120
‫برای همینه که به اینجا میگن جنگل دیو‌ها.

00:06:30.940 --> 00:06:33.080
‫حس می‌کنم چشماشون داره سوراخم می‌کنه...

00:06:33.080 --> 00:06:35.280
‫بگذریم، فقط خودتون دوتایین؟

00:06:35.280 --> 00:06:37.000
‫گارد محافظی چیزی؟ یا کشته شدن؟

00:06:37.000 --> 00:06:41.210
‫درواقع، وقتی اون قبل خوردیم
‫به اون میمون غول‌پیکر...

00:06:41.210 --> 00:06:43.510
‫شرمنده‌ام که بگم فرار کردن.

00:06:45.440 --> 00:06:48.960
‫پس یه سری پول استخدامشونو
‫ازتون چاپیدن بعدم فلنگو بستن؟

00:06:48.960 --> 00:06:52.610
‫بهتره یاد بگیری بقیه رو بیشتر بشناسی، دستفروش.

00:06:52.610 --> 00:06:53.880
‫چیزی ندارم که بگم...

00:06:53.880 --> 00:06:57.770
‫و نمی‌دونین قبل اینکه فرار کنن چه
‫قشرقی به راه انداختن!‌ افتضاح بود!

00:06:57.770 --> 00:07:01.400
‫میمونای غول‌پیکر معمولا به کسی حمله
‫نمی‌کنن، فقط ترسناک‌ان!

00:07:01.400 --> 00:07:04.100
‫پس محافظاشون رو از دست دادن؟

00:07:04.100 --> 00:07:05.990
‫الان چیکار کنیم؟

00:07:05.990 --> 00:07:08.930
‫اگه می‌خواین می‌تونیم با خودمون ببریمتون.

00:07:08.930 --> 00:07:10.820
‫می‌ذاریم به حساب اینکه یکی بهمون بدهکارین.

00:07:11.070 --> 00:07:12.700
‫قرار و معامله و اینا رو من می‌کنم، نه تو.

00:07:14.720 --> 00:07:17.070
‫بهتون یکی بدهکاریم... چی؟

00:07:17.340 --> 00:07:20.590
‫می‌خوایم گاو و اسب و این چیزا
‫از وایت‌سیلز بخریم.

00:07:20.590 --> 00:07:22.210
‫آهان، فهمیدم.

00:07:22.210 --> 00:07:25.000
‫اگه این چیزیه که می‌خواین خوشحال میشم کمک کنم.

00:07:25.000 --> 00:07:27.840
‫به یه تاجری که می‌شناسم معرفی‌تون می‌کنم.

00:07:27.840 --> 00:07:31.170
‫پس زحمتشو می‌سپاریم به شما.

00:07:31.170 --> 00:07:33.880
‫این یارو خیلی نمی‌دونه این دنیا چجوری می‌چرخه، می‌دونین.

00:07:33.880 --> 00:07:36.750
‫اوه، پس واقعنی یه اصیل‌زاده است؟

00:07:36.750 --> 00:07:40.590
‫یه همچین هاله‌ای اطرافش‌ـه!
‫یه جوری که انگار پاک و بی‌‌آلایش‌ـه!

00:07:40.590 --> 00:07:41.780
‫ن-نه...

00:07:41.780 --> 00:07:45.970
‫اگه بهت راجب جایی که ازش میام بگم،
‫شک دارم اصلا حرفم رو باور کنی...

00:07:45.970 --> 00:07:49.740
‫منظورت اینه اینقدر زیاد اصیل و نجیب‌زاده‌ای
‫ که نمی‌تونی راجب خونواده‌ت حرف بزنی؟

00:07:49.740 --> 00:07:52.070
‫و تازه کاهن یه خدای غیرمعمول هم که هستی!

00:07:52.070 --> 00:07:54.010
‫واهای، فوق‌العاده‌اس، فوق‌العاده!

00:07:54.010 --> 00:07:56.960
‫احساساتم داره فوران می‌کنه!

00:07:57.180 --> 00:07:58.910
‫آ- آره...

00:07:58.910 --> 00:08:02.750
‫صبر کن... مهم نیست چی بگم،
‫آخرش سوتفاهم میشه...

00:08:02.750 --> 00:08:03.700
‫چی؟

00:08:03.700 --> 00:08:06.230
‫خب، پس مشخص شد. بیاین راه بیفتیم.

00:08:06.230 --> 00:08:08.560
‫آره! بزن بریم! بریم!

00:08:16.270 --> 00:08:18.640
‫اوه، اینجا عالیه!

00:08:18.640 --> 00:08:21.880
‫ووهاا! بریم که اومدم!

00:08:21.240 --> 00:08:23.950
‫بی و تونیو سریع یخشون باهام آب شد.

00:08:24.220 --> 00:08:28.020
‫تونیو رفتار آرومی داره،
‫و خوب می‌تونه به بقیه نزدیک بشه.

00:08:28.020 --> 00:08:32.100
‫برای بی، کلا مقوله فاصله از دیگران براش تعریف نشده.

00:08:32.370 --> 00:08:36.340
‫خب، فکر کنم وقتشه برای همتون آواز بخونم!

00:08:36.340 --> 00:08:39.650
‫ویل، همراه باهام دست بزن،
‫و کمک‌های بقیه رو جمع کن!

00:08:39.650 --> 00:08:41.790
‫باشه، می‌تونی روم حساب کنی، بی.

00:08:49.900 --> 00:08:57.320
‫هم‌اکنون به این نت‌های طلا گوش سپارید...

00:08:55.790 --> 00:08:57.190
‫فوق‌العاده‌اس.

00:08:57.190 --> 00:09:00.120
‫هر دفعه‌ای که میریم توی یه روستا،
‫هیجان‌زده میشه و همه رو با خودش همراه می‌کنه.

00:09:00.120 --> 00:09:03.160
‫همیشه همینطوریه. حیرونم چجوری خسته نمیشه.

00:09:03.160 --> 00:09:04.260
‫که اینطور.

00:09:04.480 --> 00:09:08.700
- ‫این آیتم‌ـا باید براتون مناسب باشن.
- ‫در و تخته خوب با هم جور شدن.

00:09:08.030 --> 00:09:08.690
‫هان؟

00:09:08.690 --> 00:09:13.480
‫خیلی از دستفروش‌ها بقیه رو تحت فشار
‫می‌ذارن یا حتی به دزدی‌های کوچیک متوسل میشن.

00:09:09.580 --> 00:09:11.600
‫صدمه دیده؟

00:09:11.600 --> 00:09:14.430
‫بذارین ببینم می‌تونم کاهن رو
‫بیارم یه نگاهی بهش بندازه.

00:09:13.480 --> 00:09:14.850
‫که اینطور...

00:09:14.850 --> 00:09:17.680
‫انگار راجب اینکه توی یه شرکتی
‫کار می‌کرده دروغ نگفته.

00:09:17.680 --> 00:09:18.680
‫هی، ویل...

00:09:18.900 --> 00:09:21.500
‫یه چیزی هست که می‌خوام ازت بپرسم.

00:09:21.500 --> 00:09:22.570
‫چیه؟

00:09:23.050 --> 00:09:28.070
‫نعمت تو می‌تونه بیماری و زخم رو خوب کنه؟

00:09:28.070 --> 00:09:29.420
‫آره، می‌تونه.

00:09:29.420 --> 00:09:32.250
‫که اینطور. پس یه درخواستی ازت دارم.

00:09:33.880 --> 00:09:35.420
‫الهه‌ی نور...

00:09:36.730 --> 00:09:38.620
‫الان دیگه حالت خوبه.

00:09:39.800 --> 00:09:43.140
‫ا- ام... چقدر بهتون بدهکارم؟

00:09:43.410 --> 00:09:45.180
‫اوه، نگرانش نباشین.

00:09:45.180 --> 00:09:47.510
‫می‌تونین از گریسفیل تشکر کنین.

00:09:47.510 --> 00:09:51.430
‫و اگه تونیو چیزی داشت که دوست داشتین،
‫لطفا یه چیزی ازش بخرین.

00:09:51.430 --> 00:09:54.060
‫من هنوز در حال تمرین‌ام.

00:09:54.950 --> 00:09:57.370
‫باشه! خیلی ممنونم!

00:09:57.740 --> 00:10:00.290
‫یه چیزی می‌خریم تا خوب شدنت رو جشن بگیریم.

00:10:00.290 --> 00:10:02.270
‫این گیره‌ی مو چطوره؟

00:10:03.180 --> 00:10:08.220
‫پس بی مردم رو جذب می‌کنه، ویل شفا میده،
‫ و جفتشون برای تونیو مشتری جور می‌کنن.

00:10:08.220 --> 00:10:10.600
‫تونیوی نکبت خیلی باهوشه.

00:10:10.600 --> 00:10:14.130
‫آره. و به بازگشت الهه‌ی نور هم کمک می‌کنه.

00:10:14.130 --> 00:10:16.600
‫این قدرت تو هم خیلی باحاله ها.

00:10:16.600 --> 00:10:21.310
‫خب، نعمت، بازنویسی واقعیت
‫از طریق قدرت یه خداست.

00:10:21.310 --> 00:10:24.560
‫اینطوریه که می‌تونه یه زخم رو طوری
‫شفا بده انگار هرگز وجود نداشته.

00:10:24.560 --> 00:10:25.680
‫هان...

00:10:25.680 --> 00:10:28.640
‫این قدرت رو از الهه قرض گرفتم.

00:10:28.640 --> 00:10:32.000
‫باید مراقب باشم که با قدرت خودم اشتباهش نگیرم.

00:10:32.710 --> 00:10:33.850
‫چ- چیه؟

00:10:34.480 --> 00:10:36.360
‫هنوز در حال تمرینی، هان؟

00:10:36.360 --> 00:10:39.180
‫امم... واقعا هنوز دارم تمرین می‌کنم.

00:10:39.180 --> 00:10:40.150
‫ویل!

00:10:40.150 --> 00:10:41.600
‫خدمات مجانیت تموم شد؟

00:10:41.600 --> 00:10:42.720
‫اوه، آره.

00:10:42.720 --> 00:10:44.120
‫پس باهام بیا!

00:10:44.120 --> 00:10:44.770
‫هان؟ برای چی؟

00:10:44.770 --> 00:10:47.450
‫بخاطر شفای همه یه مهمونی گرفتن!

00:10:47.450 --> 00:10:48.330
‫الان؟!

00:10:48.330 --> 00:10:50.680
‫اگه تو مهمونی باشن، اون می‌تونه باز آواز بخونه،

00:10:50.680 --> 00:10:52.980
‫و اونیکی بیشتر چیز بفروشه.

00:10:52.980 --> 00:10:54.870
‫واقعا تاجر خوبی‌ـه.

00:10:57.950 --> 00:11:02.220
‫به راهمون ادامه دادیم و از روستاهای مختلف گذشتیم،
‫و همونطوری پول دراوردیم،

00:11:02.220 --> 00:11:04.340
‫همینطور برای چند هفته راهمون رو
‫به سمت شمال طی کردیم.

00:11:04.340 --> 00:11:06.000
‫بعد وارد جاده‌ی گندم شدیم.

00:11:09.120 --> 00:11:11.170
‫بیاین امشب اینجا بخوابیم.

00:11:12.930 --> 00:11:16.080
‫خدا، زیادی از خود بیخود شدین.
‫دیگه تاریک شده.

00:11:16.510 --> 00:11:17.660
‫شرمنده.

00:11:17.660 --> 00:11:20.200
‫امروز خیلی حالم خوبه!

00:11:20.200 --> 00:11:22.710
‫براتون یه نمایش مجانی اجرا می‌کنم!

00:11:22.710 --> 00:11:24.420
‫وای، چقدر بزرگوار.

00:11:24.420 --> 00:11:27.590
‫هه هه! خب، چی باید بخونم؟

00:11:27.590 --> 00:11:31.980
‫«ریستوو رخنه‌کننده» این روزا تکراری شده...

00:11:33.050 --> 00:11:36.740
‫فهمیدم! حماسه سه قهرمان و کشتن شاه اعظم،

00:11:36.740 --> 00:11:42.010
‫حکیم سرگردان، غول جنگی، و
‫دختر عزیز ماتر، چطوره؟

00:11:42.010 --> 00:11:43.540
‫آره، خیلی خوبه.

00:11:43.540 --> 00:11:45.160
‫موضوع مناسبیه.

00:11:46.090 --> 00:11:48.870
‫فکر کنم چند وقتی میشه که اجراش نکردم.

00:11:48.870 --> 00:11:50.460
‫هی، چیزی شده، ویل؟

00:11:50.460 --> 00:11:52.500
‫اوه، هیچی.

00:11:52.500 --> 00:11:54.550
‫برو بخونش، خیلی دوست دارم بشنومش.

00:11:54.550 --> 00:11:57.740
‫اوه، خوشم اومد. خوش‌سلیقه‌این!

00:11:57.740 --> 00:11:59.750
‫خب، بیاین شروع کنیم!

00:12:00.620 --> 00:12:04.570
‫زمان می‌گذره... نه، شاید این ماییم که می‌گذریم.

00:12:04.570 --> 00:12:09.100
‫چه جنگجوی توانا باشد، چه حکیم دانا،
‫و یا بانوی مقدس،

00:12:09.100 --> 00:12:13.910
‫با گذر زمان چیزی جز خاکستر
‫و نام‌شان باقی نمی‌ماند.

00:12:09.190 --> 00:12:11.760
‫واقعا اسمشون به یاد مونده...

00:12:14.190 --> 00:12:17.330
‫به همین خاطر است که
‫آوازه‌شان باید بلند خوانده شود،

00:12:17.330 --> 00:12:19.310
‫با دعایی که اعمالشان جاودانه بماند،

00:12:19.310 --> 00:12:22.590
‫که نام قهرمانانه‌ی آنها در
‫سراسر جهان طنین‌انداز شود.

00:12:22.590 --> 00:12:25.050
‫داستان شب اژدهای قاتل رو می‌خونم،

00:12:25.050 --> 00:12:28.740
‫یکی از موفقیت های بسیار سه قهرمان.

00:12:25.140 --> 00:12:30.980
- ‫قسمت ۸ - ‫آواز قهرمانی

00:12:28.960 --> 00:12:32.620
‫اکنون، خاموش باشین، و همه‌تان گوش بسپارید...

00:12:37.750 --> 00:12:43.120
‫شمشیر شیطانی که توسط ستاره‌ها آهنگری شده بود...

00:12:43.120 --> 00:12:44.430
‫عجبا، بلاد...

00:12:44.430 --> 00:12:47.210
‫هیچوقت راجب خودت حرف نزدی.

00:12:47.670 --> 00:12:49.580
‫پس این کارایی‌ـه که قبلا می‌کردی.

00:12:49.890 --> 00:12:54.880
‫برای کنارگذاشتن هر گونه تمجید

00:12:54.880 --> 00:13:00.560
‫او نام خود را از جهانیان پنهان نگاه داشت

00:13:00.560 --> 00:13:06.810
‫با اینکه زمان گذشته‌است،
‫نامش هنوز ناشناخته‌است

00:13:02.870 --> 00:13:05.990
‫پس فکر کنم کسی اسم واقعی‌ آگوستوس رو نمی‌دونه...

00:13:06.810 --> 00:13:12.410
‫به زیبایی یک شاهدخت از سرزمینی دوردست بود

00:13:12.410 --> 00:13:19.620
‫هنگامی از شفادهنده راجب اصل و نسب‌اش
‫سوال میشد، فقط به آرامی لبخند میزد

00:13:16.560 --> 00:13:20.800
‫رفتار ظریف ماری قطعا این تصور
‫رو می‌داد که ریشه‌اش نجیب‌زاده است،

00:13:20.800 --> 00:13:23.980
‫ولی اگه کسی بهم می‌گفت از یه روستای
‫فقیر‌ـه بازم باور می‌کردم.

00:13:26.050 --> 00:13:30.170
‫این روزها متعلق به گذشته‌های بسیار دوراند.

00:13:30.170 --> 00:13:33.400
‫آرزوهای بیشماری که سرگردان مانده‌اند،

00:13:33.900 --> 00:13:38.830
‫و من تنها می‌توانم بلند آواز شما را بخوانم،
‫تا بلکه به وزش بادها سپرده شود.

00:13:39.530 --> 00:13:42.750
‫داستان مربوط به زمانی‌ـه که
‫به عنوان قهرمان شناخته نشده بودن،

00:13:42.750 --> 00:13:45.000
‫وقتی که سه تاییشون با هم سفر می‌کردن.

00:13:45.420 --> 00:13:47.690
‫یه روستای دوری که بهش سر زدن

00:13:47.690 --> 00:13:50.100
‫یک اژدها بهش حمله کرده بود،

00:13:50.100 --> 00:13:53.930
‫و یه نیمه‌الف زیبا برای آروم کردنش انتخاب شده بود.

00:13:54.850 --> 00:13:58.070
‫با شنیدن این، ماری گفت که باید نجاتش بدن،

00:13:58.070 --> 00:14:00.930
‫ولی بلاد پرسید که ممکنه پولی گیرشون بیاد یا نه،

00:14:00.930 --> 00:14:02.750
‫و گاس چیزی نگفت.

00:14:03.350 --> 00:14:07.110
‫توی آواز شخصیتاشون یکم فرق داره، فکر کنم.

00:14:07.510 --> 00:14:12.960
‫ولی بازم، صداشون، حرفاشون و
‫حالت‌هاشون رو دوباره به یادم میاره.

00:14:31.590 --> 00:14:32.940
‫تو کی هستی؟

00:14:35.820 --> 00:14:38.980
‫فکر می‌کنی برای همین یه ذره
‫میریم حساب یه ا‌ژدها رو برسیم؟

00:14:44.500 --> 00:14:48.990
‫اوه، چه پول خوبی، ببینین چجوری می‌درخشه.

00:14:48.990 --> 00:14:51.690
‫اگه همچین پول خوبی بهمون دادن...

00:14:51.690 --> 00:14:54.030
‫چاره‌ای نداریم جز اینکه بریم کاری
‫که می‌خوان رو انجام بدیم.

00:14:54.030 --> 00:14:57.700
‫لعنتیا، چقدرهالواین.
‫هیچ سودی توش نیست.

00:14:57.700 --> 00:14:59.770
‫اگه کافی نیست، بیشتر میدم!

00:14:59.770 --> 00:15:01.910
‫من‌ـو بفروشین به یه تاجر برده
‫یا هر کاری دوست دارین!

00:15:01.910 --> 00:15:03.790
‫فکر می‌کنی حتی اون کافیه؟

00:15:09.040 --> 00:15:10.930
‫ولی جربزه داری.

00:15:10.930 --> 00:15:13.260
‫کوچیکی، ولی یه جنگجویی.

00:15:13.650 --> 00:15:18.710
‫کمک به جنگجویی که غرورش رو کنار
‫می‌ذاره و درخواست کمک می‌کنه کار درسته.

00:15:19.250 --> 00:15:20.440
‫بریم انجامش بدیم.

00:15:20.440 --> 00:15:21.500
‫باشه.

00:15:21.500 --> 00:15:22.350
‫آره.

00:15:30.400 --> 00:15:31.780
- ‫لیگاتور!
- ‫بسته شو

00:15:31.780 --> 00:15:32.450
- ‫نودوس! - ‫گره بخور - ‫گرفتار شو

00:15:32.450 --> 00:15:33.520
‫اوبلیگاتیو!

00:16:09.290 --> 00:16:11.660
‫خب الان می‌خواین چیکار کنین؟

00:16:11.660 --> 00:16:14.560
‫هیچ کدومتون دیگه نمی‌تونین توی اون روستا بمونین.

00:16:14.830 --> 00:16:16.190
‫یه کاریش می‌کنیم.

00:16:17.030 --> 00:16:18.700
‫پس این رو با خودتون ببرین.

00:16:18.700 --> 00:16:21.310
‫گاس پیر روش کلماتی‌ـو حک کرده.

00:16:21.310 --> 00:16:23.780
‫بهتر از هر طلسم خوش‌شانسی‌ای
‫بهتون خدمت می‌کنه.

00:16:24.260 --> 00:16:28.250
‫نمی‌تونی یه جنگجو باشی اگه
‫حداقل یه خنجر نداشته باشی، بالاخره.

00:16:28.680 --> 00:16:30.380
‫اینم ببرین.

00:16:30.380 --> 00:16:33.710
‫از خودتون و همدیگه مراقبت کنین.

00:16:33.710 --> 00:16:35.870
‫با سختیای زیادی روبرو میشین،

00:16:35.870 --> 00:16:38.320
‫ولی هیچوقت ارزش پشتکار رو فراموش نکنین.

00:16:38.320 --> 00:16:40.440
‫این بیشتر از چیزیه که بهتون دادم!

00:16:40.440 --> 00:16:41.980
‫نمی‌تونیم قبولش کنیم.

00:16:41.980 --> 00:16:44.490
‫هه! کی گفت میدیمش بهتون؟

00:16:44.490 --> 00:16:47.560
‫یه سرمایه‌گذاریه. فقط قرضش میدیم بهتون.

00:16:47.560 --> 00:16:48.590
‫قرض؟

00:16:48.590 --> 00:16:49.560
‫گوش کنین.

00:16:49.560 --> 00:16:52.100
‫باید به بهترین شکل ممکن زندگی کنین،

00:16:52.100 --> 00:16:54.590
‫پس‌انداز کنین، و برای خودتون اسم‌ورسمی درست کنین.

00:16:54.590 --> 00:16:57.030
‫اگه یه روزی اسمتون به گوشمون برسه،

00:16:57.030 --> 00:17:01.290
‫میایم تا چیزی که بهتون قرض
‫دادیم رو پس بگیریم، با بهره‌اش.

00:17:01.290 --> 00:17:05.440
‫برای مقدماتش هم، اسم واقعیم رو بهتون میدم.

00:17:05.440 --> 00:17:08.730
‫این رمزمون میشه. خوب گوش کنین.

00:17:08.730 --> 00:17:12.680
‫و اینگونه بود که پسر و دختر اسم
‫واقعی حکیم سرگردان را آموختند،

00:17:12.680 --> 00:17:15.960
‫که هیچ‌ کس دیگری در جهان نمی‌دانست.

00:17:16.180 --> 00:17:20.110
‫دست در دست، دختر و پسر راهی شهر شدند،

00:17:20.110 --> 00:17:25.970
‫و سه قهرمان در جست‌وجوی
‫ماجراجویی جدید قدم به جاده گذاشتند.

00:17:26.430 --> 00:17:28.740
‫این آخر آهنگ‌ـه،

00:17:28.740 --> 00:17:30.890
‫ولی بازم ادامه داستان هست.

00:17:30.890 --> 00:17:33.150
‫کنت داگر از پادشاهی فرتایل...

00:17:33.150 --> 00:17:36.440
‫نام خانوادگی واقعیش ویزاردداگر(خنجر جادوگر) بود.

00:17:36.680 --> 00:17:41.410
‫و تا امروز، یه بانوی نیمه‌الفِ
‫پیر توی عمارتش هنوز منتظره.

00:17:41.410 --> 00:17:42.660
‫یعنی...

00:17:42.920 --> 00:17:47.750
‫اون باور داره کسی که اسم واقعی
‫حکیم رو می‌دونه یه روزی میره پیشش،

00:17:47.750 --> 00:17:50.230
‫تا اون بتونه چیزی که بهش
‫قرض داده شده بود رو برگردونه،

00:17:50.230 --> 00:17:52.740
‫به همراه چیزایی که به شوهرش قرض داده شده بود.

00:17:53.080 --> 00:17:57.300
‫می‌خواد وقتی اون روز اومد
‫به اون شخص قدردانیش رو نشون بده.

00:17:57.300 --> 00:17:59.380
‫و داستان اینطوری بوده...

00:17:59.380 --> 00:18:03.320
‫داستانی از سه قهرمان که
‫تا امروز طنین‌انداز شده.

00:18:03.320 --> 00:18:06.180
‫هان؟ ویل، داری گریه می‌کنی؟

00:18:06.180 --> 00:18:09.080
‫ن- نه، اینطوری نیست. گریه نمی‌کنم.

00:18:09.080 --> 00:18:11.120
‫آخی، چه دل‌نازک!

00:18:11.120 --> 00:18:15.000
‫حتما خیلی تحت‌تاثیر داستانم قرار گرفتی، هان؟

00:18:14.410 --> 00:18:16.800
‫نه، اینجوری نیست!

00:18:16.800 --> 00:18:18.150
‫آخی خجالتی نباش!

00:18:18.680 --> 00:18:23.500
‫هنوز آدمای زیادی تو این دنیان که
‫شما سه تا رو به یاد میارن.

00:18:23.840 --> 00:18:25.290
‫خیلیا هستن.

00:18:25.940 --> 00:18:29.000
‫این خیلی خوشحالم می‌کنه.

00:18:37.250 --> 00:18:39.010
‫پادشاهی فرتایل، هان؟

00:18:39.330 --> 00:18:43.360
‫وقتی از دریا رد شیم، کسایی رو
‫می‌بینیم که هنوز راجب بلاد و بقیه حرف میزنن.

00:18:44.880 --> 00:18:45.700
‫سلام.

00:18:45.700 --> 00:18:48.760
‫داری سخت تمرین می‌کنی.

00:18:48.760 --> 00:18:49.950
‫تونیو.

00:18:51.020 --> 00:18:53.730
‫ویل، تو قوی هستی.

00:18:53.730 --> 00:18:55.070
‫اینطور فکر می‌کنین؟

00:18:55.070 --> 00:18:59.750
‫می‌تونم ببینم حرکاتت چقدر با مهارت‌ان.

00:18:59.750 --> 00:19:03.110
‫ولی بازم، احتمالا نمی‌‌خوای اینو از کسی بشنوی

00:19:03.110 --> 00:19:05.710
‫که ماجراجوهای ساختگی گولش زدن...

00:19:05.710 --> 00:19:10.280
‫ولی واضحه که خوب به اون
‫نیزه ساخته دورف‌ها عادت داری.

00:19:10.720 --> 00:19:14.340
‫هر کسی بتونه از یه شاهکار دورفی
‫خوب استفاده کنه خودشم یه شاهکاره.

00:19:14.660 --> 00:19:17.580
‫ولی یه چیزی هست که متوجه نمیشم.

00:19:17.820 --> 00:19:20.210
‫چیزی که متوجه نمیشین؟

00:19:20.210 --> 00:19:23.030
‫چی می‌خوای؟

00:19:23.030 --> 00:19:25.840
‫چی می... چرا میپرسین؟

00:19:25.840 --> 00:19:28.250
‫بخاطر اینکه من یه تاجرم.

00:19:28.250 --> 00:19:33.410
‫شغلمه که کالا جابجا کنم و
‫آرزوهای مردم رو براورده کنم

00:19:33.410 --> 00:19:36.610
‫در ازای یه مزد عادلانه.

00:19:36.610 --> 00:19:38.790
‫تو خیلی مرموزی.

00:19:39.130 --> 00:19:42.800
‫قبلا هیچکسی رو مثل تو ندیده بودم.

00:19:42.990 --> 00:19:45.500
‫قوی هستی، شجاعی.

00:19:45.500 --> 00:19:47.660
‫رفتار خوبی داری، دانش‌آموخته‌ای،

00:19:47.660 --> 00:19:49.610
‫و برای پول خودتو اذیت نمی‌کنی.

00:19:50.120 --> 00:19:52.260
‫ولی دقیقا هم مثل یه اصیل‌زاده نیستی.

00:19:52.260 --> 00:19:55.960
‫بیشتر شبیه یه شوالیه مقدسی که
‫توی داستان‌ها راجبش شنیدم.

00:19:57.750 --> 00:20:01.500
‫برای همین بود که خواستم مستقیم ازت بپرسم.

00:20:01.910 --> 00:20:05.360
‫اون چیه که تو، به عنوان یه فرد، آرزوش رو داری؟

00:20:05.360 --> 00:20:09.900
‫یا صرفا مقیدی به اینکه نماینده الهه‌ت باشی؟

00:20:10.300 --> 00:20:12.330
‫امم... من...

00:20:12.860 --> 00:20:16.220
‫تا الان زندگی شادی داشتم،

00:20:16.220 --> 00:20:19.050
‫ولی همشو یه ذره قبل از اینکه
‫تنهایی راه بیفتم از دست دادم.

00:20:19.640 --> 00:20:22.950
‫و به جاش حفاظت الهی خدای نور رو دریافت کردم.

00:20:24.130 --> 00:20:27.410
‫هنوز چیزی راجب این دنیا نمی‌دونم.

00:20:27.410 --> 00:20:30.250
‫پس می‌خوام با یادگرفتن راجبش شروع کنم.

00:20:30.250 --> 00:20:32.690
‫فکر میکنم که بین چیزایی که یاد میگیرم،

00:20:32.690 --> 00:20:35.490
‫چیزی که میخوام رو پیدا می‌کنم.

00:20:35.930 --> 00:20:40.670
‫اوه... و دوست. دوست دارم همراه‌هایی
‫داشته باشم، فکر کنم.

00:20:40.900 --> 00:20:43.310
‫منل دوستت نیست؟

00:20:43.310 --> 00:20:44.880
‫خب، در واقع...

00:20:44.880 --> 00:20:47.410
‫فکر کنم خوب باهم کنار میایم،

00:20:47.410 --> 00:20:50.510
‫ولی اون من رو به عنوان یه دوست نمیشناسه.

00:20:50.900 --> 00:20:55.240
‫فقط صدام میزنه «کاهن»،
‫یه جوری که انگار یه تندیسی چیزی‌ام.

00:20:55.520 --> 00:20:58.830
‫آره... دلم میخواد دوست داشته باشم.

00:20:59.450 --> 00:21:00.750
‫که اینطور.

00:21:00.750 --> 00:21:04.520
‫پس بهتره برای جایگاه سوم داوطلب شم.

00:21:04.520 --> 00:21:05.230
‫هان؟

00:21:05.450 --> 00:21:09.960
‫منل و روبینا عصبانی میشن اگه
‫ازشون جلو بزنم.

00:21:09.960 --> 00:21:11.640
‫ترسناکه.

00:21:14.160 --> 00:21:17.870
‫خب، بریم یکم آب بیاریم و
‫صبحانه رو آماده کنیم؟

00:21:18.170 --> 00:21:18.940
‫باشه.

00:21:21.400 --> 00:21:22.710
‫بفرمایین.

00:21:23.760 --> 00:21:24.810
‫خیلی خوبه!

00:21:24.810 --> 00:21:27.930
‫واقعا. آشپز خیلی خوبی هستن، تونیو سان.

00:21:27.930 --> 00:21:29.250
‫واقعا هست!

00:21:29.250 --> 00:21:32.630
‫راستشو بخوای، برای همینه که باهاش سفر می‌کنم!

00:21:33.600 --> 00:21:37.130
‫بخاطر تونیو-سان، الان خیلی بهتر غذا می‌خوریم.

00:21:37.130 --> 00:21:39.620
‫آره، از اونجایی که آشپزیت کلا به درد نمی‌خوره.

00:21:39.620 --> 00:21:40.920
‫خب، من...

00:21:41.510 --> 00:21:44.190
‫آشپزی تو هم همچین خوب نیست، منل!

00:21:44.190 --> 00:21:46.070
‫چیه؟ تنها کاری که باید بکنی اینه که بخوریش.

00:21:47.240 --> 00:21:50.200
‫و همیشه وقت ناهار ویل بهمون نون میده.

00:21:50.200 --> 00:21:53.550
‫خیلی باحال نیست؟
‫دعا می‌کنه، بعدشم نون ظاهر میشه!

00:21:53.550 --> 00:21:56.170
‫ترجیح میدم تاجایی که میشه کم توقف کنیم،

00:21:56.170 --> 00:21:59.050
‫برای همین قدردان غذایی‌ام که
‫وقتی راه میرم می‌تونم بخورم.

00:21:59.050 --> 00:22:02.230
‫پس آماده شین تا هر وقت
‫غذامون تموم شد راه بیفتیم.

00:22:02.230 --> 00:22:02.890
‫آره.

00:22:03.410 --> 00:22:05.930
‫تو می‌پرسی کی میرسیم خونه،

00:22:05.930 --> 00:22:08.290
‫ولی هیچ راهی نیست که بدونیم کی برمی‌گردیم.

00:22:07.380 --> 00:22:10.870
- ‫راستی، الان وایت‌سیلز چه خبره؟
- ‫همینطور که بارون می‌باره، ‫آب دریاچه راکد میشه،

00:22:10.850 --> 00:22:12.160
‫و هر دو ساکت میشن.

00:22:10.870 --> 00:22:13.480
‫مدتیه که توی جنگل دیوها موندگار بودم،

00:22:12.160 --> 00:22:16.630
‫همینطور که بارون می‌باره، یه روزی،
‫یه روزی... آه، یه روزی...

00:22:13.480 --> 00:22:15.390
‫خیلی وقته بندر نیومدم.

00:22:15.390 --> 00:22:18.480
‫یه حاکم جدید پادشاهی فرتایل رو به دست گرفته.

00:22:16.630 --> 00:22:19.380
‫اون دو به هم نزدیک‌تر میشن.

00:22:18.480 --> 00:22:19.890
‫پس اگبرت دوم...

00:22:19.890 --> 00:22:21.980
‫اسم بعد از مرگش «اگبرت جسور»ـه.

00:22:21.980 --> 00:22:24.360
‫شاه بدی نبود.

00:22:24.360 --> 00:22:27.100
‫که اینطور... پس مرده...

00:22:27.100 --> 00:22:29.310
‫آره... ولی یه مشکلایی هست.

00:22:29.700 --> 00:22:32.720
‫وارث قانونیش، شاهزاده اووِن،
‫جانشینش شد،

00:22:32.720 --> 00:22:34.420
‫ولی صلاحیت پدرش رو نداره،

00:22:34.420 --> 00:22:38.460
‫و لردها پیشنهاد کردن که الان
‫زمان گسترش دادن جنوب‌ـه.

00:22:38.660 --> 00:22:40.450
‫بد به نظر میرسه...

00:22:40.450 --> 00:22:44.700
‫خوشبختانه، هنوز تاثیر خیلی
‫بزرگی روی ساوث‌مارک نذاشته.

00:22:44.700 --> 00:22:49.720
‫برادر شاه، که به وایت‌سیلز فرستاده
‫شده، مرد بزرگ و خردمندی‌ـه.

00:22:49.720 --> 00:22:53.320
‫ولیعهد، اتِلبالد رکس فرتایل.

00:22:53.320 --> 00:22:55.910
‫مادرش با مادر شاه اوون متفاوته،

00:22:55.910 --> 00:22:58.950
‫ولی مثل پدرش هم در قلم و هم در شمشیر سرآمده.

00:22:59.380 --> 00:23:02.190
‫به خاطر حکومت شاهزاده اتل‌ـه که

00:23:02.190 --> 00:23:04.840
‫دولت وایت‌سیلز به کارش ادامه میده.

00:23:05.360 --> 00:23:07.720
‫به نظر موقعیت پیچیده‌ای میاد...

00:23:11.020 --> 00:23:11.650
‫ویل!

00:23:12.090 --> 00:23:13.840
- ‫زود باش، ازین طرف!
- ‫الان چیه؟

00:23:14.160 --> 00:23:16.150
‫این اولین باره که می‌بینیش، درسته؟

00:23:16.410 --> 00:23:17.420
‫اونجا، نگاه کن!

00:23:20.580 --> 00:23:21.500
‫شهر...

00:23:22.610 --> 00:23:28.580
‫فقط یه نماد از چیزی که بلاد، ماری،
‫و گاس جون‌شونو فدا کردن تا ازش محافظت کنن.

00:23:29.760 --> 00:23:32.640
‫اون وایت‌سیلز‌ـه!

00:23:32.664 --> 00:23:34.664
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:35.510 --> 00:23:39.970
‫قسمت ۹
‫وایت‌سیلز