﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:05.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::  www.bolboljan.net ::.

00:00:05.310 --> 00:00:10.650
‫پالادین دوردست

00:01:31.990 --> 00:01:36.000
‫باید گزینه‌ی کشتنت رو هم در نظر بگیرم.

00:01:36.840 --> 00:01:38.410
‫چه ترسناک.

00:01:38.820 --> 00:01:41.440
‫و چجوری می‌خواین بمیرم؟

00:01:41.710 --> 00:01:45.100
‫میگم تو توی مبارزه‌ت با وایورن مسموم شدی،

00:01:45.100 --> 00:01:48.710
‫و اینکه درمانت خیلی دیر شد
‫وقتی که دیگه داشته خون بالا میوردی.

00:01:49.190 --> 00:01:51.210
‫می‌فهمم چی میگه.

00:01:51.210 --> 00:01:53.530
‫قهرمانی که حتی نمی‌تونه هویتش رو ثابت کنه

00:01:53.530 --> 00:01:58.170
‫ازش درخواست نیرو می‌کنه برای فعالیت
‫توی منطقه‌ای که حتی بهش حکومت نمی‌کنه.

00:01:58.610 --> 00:02:00.630
‫البته که خطر حسابش می‌کنه.

00:02:02.820 --> 00:02:06.750
‫می‌تونم حساب اون دو تا رو برسم،
‫ولی هنوز خطر سلاح‌های پرتابی هست،

00:02:06.750 --> 00:02:08.610
‫و شاهزاده خودشم خیلی با مهارت‌ـه.

00:02:10.750 --> 00:02:13.610
‫نه، فکر کردن بهش بی‌فایده‌است.

00:02:14.900 --> 00:02:17.930
‫در هر صورت، باید یه کاریش بکنم.

00:02:18.440 --> 00:02:22.190
‫باید از ته قلبم صحبت کنم
‫و با جدیت برم جلو.

00:02:23.120 --> 00:02:24.320
‫اعلی‌حضرت...

00:02:24.320 --> 00:02:25.500
‫چیه؟

00:02:25.500 --> 00:02:28.290
‫اگه همه‌ی شوری‌ها از دنیا محو بشه،

00:02:28.290 --> 00:02:31.450
‫چی به نمک طعم شورشو میده؟

00:02:32.830 --> 00:02:38.230
‫اگه تمام کسایی که یه شعله دستشونه
‫فقط زیر نور آفتاب و روشنای زندگی کنن،

00:02:38.230 --> 00:02:40.770
‫شعله‌هاشون روی چی می‌تابه؟

00:02:41.850 --> 00:02:47.380
‫من یه قسمتی از اون شعله رو از
‫گریسفیل دریافت کردم، الهه‌ی نور.

00:02:48.010 --> 00:02:49.680
‫باور دارم کسایی که این شعله رو حمل می‌کنن

00:02:49.680 --> 00:02:53.460
‫کسایی هستن که باید زودتر
‫از همه به تاریکی قدم بذارن.

00:02:54.110 --> 00:02:56.700
‫باید اون نور رو به کسایی که
‫توی تاریکی زجر می‌کشن بتابونن،

00:02:56.700 --> 00:02:59.290
‫و راه رو برای کسایی که از عقب
‫دارن دنبال می‌کنن روشن کنن.

00:03:02.600 --> 00:03:04.780
‫پس لطفا، بهتون التماس می‌کنم.

00:03:04.780 --> 00:03:08.980
‫می‌تونین یه جوری مجوز این کار رو به من بدید؟

00:03:13.970 --> 00:03:17.960
‫ویلیام، این راه فقط به ناامیدی ختم میشه.

00:03:18.310 --> 00:03:22.710
‫نتیجه نمیده، و اگه هم بده،
‫بهاش رو تو میدی.

00:03:22.710 --> 00:03:26.060
‫با این ناامیدی که ازش صحبت می‌کنین یه کاری دارم.

00:03:26.370 --> 00:03:28.420
‫عه؟ چی؟

00:03:28.930 --> 00:03:33.780
‫از قیافه‌ش خوشم نمیاد،
‫برای همین می‌خوام بزنم لهش کنم.

00:03:38.500 --> 00:03:41.530
‫بزنی لهش کنی؟ خوشم اومد!

00:03:42.280 --> 00:03:46.040
‫الان که فکرشو می‌کنم، تو یه کاهن اعظمی، درسته؟

00:03:46.040 --> 00:03:48.370
‫و چه دوست خوبی هم داری.

00:03:50.910 --> 00:03:53.660
‫چی، توجه نکردی؟

00:03:53.660 --> 00:03:55.560
‫وقتی گفتم می‌خوام بکشمت،

00:03:55.560 --> 00:03:59.950
‫اون نیمه‌الف یه چشم‌غره‌ای بهم رفت که نمی‌دونی.

00:04:00.380 --> 00:04:02.210
‫دا- دارین راجب چی حرف میزنین؟

00:04:02.210 --> 00:04:04.640
‫فقط داشتم خودمو سفت می‌گرفتم
‫چون فکر کردم منم می‌کشین.

00:04:05.370 --> 00:04:06.950
‫لعنتی،‌ اینقد خوشحال به نظر نیا!

00:04:06.950 --> 00:04:08.510
‫اسقف، لطفا وایسین!

00:04:08.780 --> 00:04:10.870
- ‫عالیجناب الان مهمان دارن!
- ‫لطفا صبر کنید، پدر!

00:04:11.730 --> 00:04:13.710
‫از سر راهم برو کنار!

00:04:13.710 --> 00:04:15.430
‫احمق‌ـای کودن!

00:04:17.190 --> 00:04:21.190
‫شاهزاده اتلبالد، غیرمنطقی رفتار نکنین!

00:04:21.530 --> 00:04:26.040
‫اوه؟ منظورتون چیه، اسقف باگلی؟

00:04:26.040 --> 00:04:27.650
‫خودتو به خریت نزن!

00:04:27.650 --> 00:04:31.470
‫این مرد جوون اسمش توی معبد من ثبت شده!

00:04:31.470 --> 00:04:34.620
‫ممکنه موقتی باشه، ولی یه عضو معبده!

00:04:34.620 --> 00:04:37.260
‫و میگی بیاد اینجا بدون اینکه کلمه‌ای به من بگی؟

00:04:37.260 --> 00:04:40.110
‫داری میگی اعتبار معبدـو نادیده می‌گیری؟!

00:04:40.110 --> 00:04:42.430
‫اوه، اصلا نمی‌دونستم.

00:04:42.860 --> 00:04:44.160
‫حقیقت داره؟

00:04:44.160 --> 00:04:45.520
‫اوه، بله.

00:04:45.520 --> 00:04:48.150
‫بی‌خبریت رو بهونه نکن!

00:04:48.150 --> 00:04:51.720
‫نمی‌تونی از آیین تصدیق فقط
‫به خاطر اینکه من نبودم صرف نظر کنی!

00:04:51.720 --> 00:04:56.700
‫تو اینطوری میگی، ولی آدمای معبدت
‫از اینکه اونو بفرسن پیش من خوشحال بودن.

00:04:56.700 --> 00:04:59.100
‫هومف! فقدان نظم و انضباط!

00:04:59.100 --> 00:05:01.480
‫وقتی برگردم یه گوش‌مالی حسابی بهشون میدم!

00:05:01.480 --> 00:05:02.520
‫در هر صورت، اون-

00:05:02.520 --> 00:05:05.150
‫قضیه اینه که، اسقف باگلی...

00:05:05.150 --> 00:05:07.300
‫اون کسی نیست که شما فکر می‌کنین هست.

00:05:07.300 --> 00:05:08.410
‫هان؟

00:05:08.410 --> 00:05:11.610
‫اومد اینجا ازم خواست که یه ارتش خصوصی تشکیل بدم.

00:05:11.610 --> 00:05:14.970
‫میگه می‌خواد بره مردم بدبخت
‫بیست‌وود رو نجات بده.

00:05:14.970 --> 00:05:15.990
‫چی؟!

00:05:16.290 --> 00:05:17.990
‫ت- تو-

00:05:17.990 --> 00:05:22.760
‫دروغ گفتم اگه بگم فکراینکه همینجا
‫از شرش خلاص شم از ذهنم رد نشد.

00:05:23.040 --> 00:05:25.410
‫ولی اون فقط خیلی رک‌ـه.

00:05:25.410 --> 00:05:28.090
‫یه جورایی، داره برام سرگرم‌کننده میشه.

00:05:28.750 --> 00:05:29.990
‫برای همین...

00:05:30.810 --> 00:05:34.900
‫دارم به این فکر می‌کنم که به
‫عنوان یه شوالیه منصوبش کنم.

00:05:34.900 --> 00:05:37.930
‫معبدتون از این کار راضیه؟

00:05:39.690 --> 00:05:42.490
- ‫می‌دونی، یه پالادین.
- ‫ پالادین شوالیه‌ایه که از حق و عدالت ‫در برابر رویکرد های شیطانی دفاع می‌کنه

00:05:42.950 --> 00:05:46.410
‫معبد و من مسئولیت‌ها و سودش رو مساوی قسمت می‌کنیم.

00:05:46.410 --> 00:05:48.230
‫نظرت چیه؟

00:05:48.230 --> 00:05:49.650
‫چی؟!

00:05:49.650 --> 00:05:53.340
‫البته که، اون، تحت اختیارات مشترکمون قرار می‌گیره.

00:05:53.340 --> 00:05:55.900
‫اگه لازم بشه، می‌تونین هر وقت
‫خواستین از کلیسا طردش کنین.

00:05:55.900 --> 00:05:58.400
‫ا- الان مشکل این نیست!

00:05:58.400 --> 00:06:01.160
‫معبد می‌تونه به شخصیتش گواهی بده،

00:06:01.160 --> 00:06:05.810
‫به عنوان یه واویرن‌کش،
‫مشکلی برای بقیه چیزا پیش نمیاد.

00:06:05.810 --> 00:06:07.550
‫داری زیادی همه چیو زود می‌بری جلو!

00:06:07.780 --> 00:06:11.580
‫برمیگردم به معبد تا روش فکر کنم!
‫قابل قبوله؟!

00:06:11.580 --> 00:06:12.480
‫بله.

00:06:13.020 --> 00:06:17.150
‫ولی اگه دیدن این اتفاق واقعا
‫خوشحالم می‌کنه، باگلی.

00:06:17.150 --> 00:06:19.940
‫از این مرد جوون خوشم اومده.

00:06:19.940 --> 00:06:22.620
‫فکر کردی ازش حمایت می‌کنم،

00:06:22.620 --> 00:06:24.620
‫منو از بازی‌ـای احمقانتون بذارین کنار!

00:06:25.090 --> 00:06:27.790
‫اوی، پسره‌ی تازه‌کار! داریم میریم!

00:06:27.790 --> 00:06:28.710
‫ب- بله.

00:06:36.320 --> 00:06:38.660
‫خدایا، چه مزاحمی.

00:06:38.660 --> 00:06:42.660
‫درخواست یه ارتش خصوصی؟
‫به چی فکر می‌کردی؟

00:06:40.230 --> 00:06:42.010
‫اون پیری مشکلش چیه؟

00:06:42.010 --> 00:06:43.990
‫ام، منل، اون...

00:06:43.990 --> 00:06:46.330
‫مخصوصا تو، تازه‌کار!

00:06:46.590 --> 00:06:48.890
‫چطور جرئت می‌کنی بری و
‫کارا رو به شیوه خودت پیش ببری؟!

00:06:48.890 --> 00:06:52.680
‫پیش ببریم که چی؟
‫رئیسی چیزیمون که نیستی.

00:06:52.680 --> 00:06:54.020
‫ببخشید؟!

00:06:54.020 --> 00:06:55.720
‫من راس معبدام، اگه یادت رفته یادت بیاد!

00:06:55.720 --> 00:06:57.370
‫که چی؟ می‌خوای سرش دعوا کنیم؟

00:06:57.370 --> 00:07:00.750
‫چطور جرئت می‌کنی اینطوری با
‫من حرف بزنی؟! گستاخ!

00:06:58.700 --> 00:06:59.900
‫ببخشید.

00:06:59.900 --> 00:07:03.180
‫پدرم تازگی با کلی مسئله حل نشده دست و
‫پنجه نرم کرده برای همین دگیه به اینجاش رسیده.

00:07:00.750 --> 00:07:04.450
‫منم دارم میگم دخلی به تو نداره.
‫ما که نوکر تو نیستیم.

00:07:03.180 --> 00:07:06.220
‫نه، من از بابت رفتار دوستم عذرمی‌خوام.

00:07:04.450 --> 00:07:05.360
- ‫ببخشید؟!
- ‫فقط برای اینکه بدونی...

00:07:06.220 --> 00:07:09.690
‫فقط برای اینکه بدونی، شما دوتا
‫اومدین توی معبد منن!

00:07:06.800 --> 00:07:10.980
‫به هر حال، پس شما دختر اسقف باگلی هستین؟

00:07:09.690 --> 00:07:10.460
‫دارم میگم-

00:07:10.460 --> 00:07:13.150
- ‫من دارم میگم، ‫برای من مشکل نتراشین!
- ‫بله، البته رابطه‌ی خونی نداریم.

00:07:13.150 --> 00:07:13.940
- ‫ببین، قبل از هر چیز-
- ‫قبل از هر چیز، تو-

00:07:13.960 --> 00:07:19.800
‫یه موقعی مسئول یه معبد توی پایتخت بود
‫که یه یتیم‌خونه‌ی بزرگ داشت.

00:07:14.910 --> 00:07:17.950
‫میشه اینقد نپری وسط حرفم؟!
‫هنوز دارم حرف میزنم!

00:07:17.950 --> 00:07:19.650
‫چی؟! توی-

00:07:19.650 --> 00:07:22.920
‫و اینقدر با بی‌احترامی باهام حرف نزن!
‫فک کردی کی‌ای؟!

00:07:19.800 --> 00:07:21.170
‫اوه، که اینطور.

00:07:21.170 --> 00:07:25.640
‫وقتی عالیجناب اتلبالد از پدرم خواستن بیان اینجا،

00:07:22.920 --> 00:07:23.380
‫من-

00:07:23.380 --> 00:07:25.290
‫راس مبعدم، باشه؟

00:07:25.290 --> 00:07:26.990
‫دارم بهت میگم،
‫هیچ ربطی به ما نداره!

00:07:25.640 --> 00:07:28.200
‫منم باهاشون با چندین نفر دیگه به اینجا اومدم.

00:07:26.990 --> 00:07:27.830
‫اگه تو-

00:07:27.830 --> 00:07:29.230
‫اه، دیگه نمی‌تونم تحمل کنم!

00:07:28.840 --> 00:07:30.380
‫پس اینطوری بوده.

00:07:29.230 --> 00:07:31.810
‫نپر وسط حرفم!‌ دارم حرف میزنم!

00:07:30.670 --> 00:07:33.330
‫اون توی یه موقعیتیه که می‌تونه قلدر بازی دربیاره،

00:07:31.810 --> 00:07:32.610
‫چی؟!

00:07:32.610 --> 00:07:35.780
‫برای ارشدهات هیچ احترامی قائل نیستی؟!

00:07:33.330 --> 00:07:37.270
‫همه جا ارتباطات داره، و زیردستای وفاداری داره.

00:07:35.780 --> 00:07:38.450
‫و منم دارم بهت میگم،
‫اون موضوع هیچ دخلی به ما نداره!

00:07:38.450 --> 00:07:39.690
‫اسقف باگلی.

00:07:40.930 --> 00:07:42.640
‫ممنون بابت کمکتون.

00:07:42.640 --> 00:07:46.510
‫دخالت شما با ولیعهد ما رو نجات داد.

00:07:46.510 --> 00:07:49.370
‫هومف! هیچ کاری برای کمک به شماها نکردم!

00:07:49.370 --> 00:07:53.780
‫فقط از اعتبار معبد در مقابل
‫خودخواهی ولیعهد دفاع کردم.

00:07:53.780 --> 00:07:55.890
‫شما فقط این وسطش افتادین.

00:07:56.330 --> 00:07:58.680
‫به علاوه، اون یارو وقتی از یه چیزی خوشش بیاد،

00:07:58.680 --> 00:08:00.590
‫عادت داره کارای غیرقابل‌تصور بکنه.

00:08:00.590 --> 00:08:02.390
‫واقعا دردسره.

00:08:02.390 --> 00:08:04.710
‫ولی هر طوری که باشه،

00:08:04.710 --> 00:08:07.500
‫باید به نفوذ جهانیش احترام بذارم.

00:08:07.760 --> 00:08:10.730
‫روی پیشنهادش فکر می‌کنم.

00:08:10.730 --> 00:08:13.760
‫تو تا بعد از دعای اول شب توی کلیسا می‌مونی.

00:08:14.080 --> 00:08:16.070
‫باشه، فهمیدم.

00:08:16.070 --> 00:08:18.460
‫اوه، ولی... ام...

00:08:18.460 --> 00:08:19.470
‫چیه؟

00:08:20.210 --> 00:08:21.990
‫«دعای اول شب» چیه؟

00:08:22.400 --> 00:08:25.910
‫احمق نادون!

00:08:28.910 --> 00:08:31.330
‫«دعای شامگاهی» و «دعای آخر روز» رو می‌شناسی؟

00:08:31.330 --> 00:08:34.700
‫اون اعمال مقدس ۲۰۰ سال پیش بازنگری شدن/

00:08:34.700 --> 00:08:38.320
‫کارآموزیت رو پیش اون گونه‌هایی
‫که عمر طولانی دارن گذروندی؟

00:08:38.320 --> 00:08:41.990
‫اوه... بله، میشه اینجوری گفت.

00:08:42.270 --> 00:08:46.020
‫هه! پس کاملا هم نادون نیستی.

00:08:46.020 --> 00:08:49.760
‫آنا، چند تا کتاب راجب بازنگری آیین کلیسا بیار،

00:08:49.760 --> 00:08:53.300
‫و یه معلم مناسب هم براش پیدا کن.

00:08:53.300 --> 00:08:54.210
‫چشم، پدر.

00:08:54.550 --> 00:08:56.290
‫این پسر یه تازه‌کارـه،

00:08:56.290 --> 00:09:00.010
‫و مهم تر از اون، یه عقب‌مونده
‫که از ۲۰۰ سال پیش میاد.

00:09:00.010 --> 00:09:01.770
‫درست کردنش خیلی کار میبره.

00:09:18.240 --> 00:09:19.570
‫خسته نباشید.

00:09:20.910 --> 00:09:22.830
‫یه لحظه اینجا وایسا.

00:09:22.830 --> 00:09:23.650
‫البته.

00:09:36.910 --> 00:09:40.130
‫فرم دعا کردنش به طرز ترسناکی استادانه‌است.

00:09:40.570 --> 00:09:44.330
‫به غیر از ماری، همچین آدم خبره‌ای ندیدم.

00:09:50.290 --> 00:09:51.150
‫خب، پس...

00:09:51.420 --> 00:09:52.420
‫ام...

00:09:52.420 --> 00:09:53.590
‫چیه؟

00:09:53.590 --> 00:09:54.800
‫به عنوان راس معبد،

00:09:54.800 --> 00:09:57.790
‫شما مطمئنا سطح بالایی از حفاظت الهی
‫رو به دست اوردید، درسته؟

00:09:58.080 --> 00:10:01.410
‫برابر با مال من، اگه نه حتی بالاتر.

00:10:01.880 --> 00:10:05.810
‫آدم‌ـای معبد بهم گفتن که
‫شما از نعمت استفاده نمی‌کنین.

00:10:05.810 --> 00:10:08.290
‫و وقتی دعا می‌کنین،
‫یا نمی‌ذارین کسی ببینه،

00:10:08.290 --> 00:10:10.260
‫یا وقتی بقیه کنارتون‌ان
‫تمام توانایی‌تونو نشون نمیدین.

00:10:10.260 --> 00:10:11.540
‫علتش چیه؟

00:10:11.540 --> 00:10:14.180
‫هه! تازه‌کار کودن!

00:10:14.180 --> 00:10:16.880
‫فکر می‌کنی نعمت چیه؟

00:10:16.880 --> 00:10:19.110
‫حفاظت الهی که از طرف خدا بخشیده میشه.

00:10:19.360 --> 00:10:23.120
‫پس چرا یه خدا به تو حفاظت الهی بخشیده؟

00:10:23.120 --> 00:10:25.850
‫برای اینکه ازت خوشش میاد و بات مهربونه؟

00:10:25.850 --> 00:10:27.580
‫فکر نکنم، درسته؟

00:10:28.410 --> 00:10:30.370
‫برای اینکه از طریق تو عمل کنه.

00:10:30.370 --> 00:10:36.180
‫می‌فهمی؟ خدا می‌خواد که از
‫طریق تو چیزی رو به دست بیاره.

00:10:36.180 --> 00:10:39.810
‫و برای اینکه آرمان‌های خدایان رو برآورده کنیم،

00:10:39.810 --> 00:10:43.240
‫باید مدام به این فکر باشیم که
‫چطوری از نعمت استفاده کنیم.

00:10:43.240 --> 00:10:46.980
‫اینکه ازش به عنوان یه ابزار برای راحتی
‫خودمون استفاده کنیم کمکی به جلال خدایان نمی‌کنه.

00:10:46.980 --> 00:10:48.370
‫فقط ازش کم می‌کنه.

00:10:48.600 --> 00:10:51.890
‫خیلی از اون کند‌ذهنا نمی‌تونن اینو بفهمن،

00:10:51.890 --> 00:10:54.490
‫برای همینه که یه روزی
‫نعمت رو از دست میدن.

00:10:54.720 --> 00:10:56.590
‫من راس معبدام.

00:10:56.590 --> 00:10:59.290
‫این سرزمین وحشی‌ـه،
‫و توسعه‌ش ناچیزه.

00:10:59.290 --> 00:11:03.330
‫برای تامین بودجه و حقوق،
‫باید فریاد بزنم و بقیه رو بترسونم.

00:11:03.330 --> 00:11:07.250
‫برای فراهم کردن شرایط،
‫باید رضایت بقیه رو جلب کنم و رشوه بدم.

00:11:07.250 --> 00:11:12.060
‫اگه توی این شرایط از همچین نعمت
‫سطح بالایی استفاده کنم،

00:11:12.060 --> 00:11:15.930
‫مردم براشون سوال پیش میاد که چرا
‫مردی مثل من محافظت الهی دریافت کرده.

00:11:16.780 --> 00:11:19.980
‫خب، جوون، فکر می‌کنی این دنیا

00:11:19.980 --> 00:11:23.280
‫به جلال ولت، خدای نگهان من، کمکی می‌کنه؟

00:11:23.280 --> 00:11:24.290
‫نه.

00:11:24.290 --> 00:11:25.420
‫دقیقا.

00:11:25.420 --> 00:11:29.840
‫مسیر درست نعمت و دعا اینه
‫که اونا رو درونمون ذخیره کنیم.

00:11:29.840 --> 00:11:36.080
‫من وظیفه‌ی تجلیل خدایان از طریق
‫نعمت رو به نایب اسقف سپردم.

00:11:36.300 --> 00:11:38.040
‫اون خیلی مرد لایقی‌ـه،

00:11:38.040 --> 00:11:41.540
‫توی به دست اوردن دل مردم تا
‫حدی که لازم‌ـه مهارت داره.

00:11:41.540 --> 00:11:45.100
‫می‌تونم توی این نقش پردردسر و پراسترس
‫به عنوان چهره‌ی معبد بهش اعتماد کنم.

00:11:45.350 --> 00:11:49.220
‫اسقف باگلی واقعا با استعداده.

00:11:49.490 --> 00:11:53.210
‫اون بی‌ادبه، و شبیه یه کاهن
‫حریصه که همیشه غر میزنه،

00:11:53.210 --> 00:11:54.540
‫ولی مرد شگفت انگیزیه.

00:11:55.110 --> 00:11:56.800
‫و تو چطور؟

00:11:57.480 --> 00:12:02.340
‫پالادین کردن یه پسربچه که هنوز
‫نعمت رو کامل درک نکرده؟

00:12:02.340 --> 00:12:06.240
‫ولیعهد شوخی‌هاش رو خیلی دوست داره!

00:12:07.080 --> 00:12:07.900
‫گوش کن.

00:12:08.410 --> 00:12:12.450
‫این کارو نکن. هیچ چیز خوبی از اینکه یه تازه‌کار
‫این کارو انجام بده در نمیاد.

00:12:12.450 --> 00:12:15.190
‫من میرم پیشش و عذرت رو می‌خوام، اگه بخوای.

00:12:15.190 --> 00:12:19.180
‫اگه من قاطعانه این کارو رد کنم،
‫حتی ولیعهد هم تسلیم میشه.

00:12:19.180 --> 00:12:19.960
‫نظرت چیه؟

00:12:20.270 --> 00:12:25.010
‫با این وجود، الهه من هنوز‌ هم می‌خواد
‫از طریق من به اهدافی برسه.

00:12:26.070 --> 00:12:27.730
‫نظرت رو عوض نمی‌کنی؟

00:12:27.990 --> 00:12:29.590
‫نه.

00:12:30.080 --> 00:12:31.860
‫تو یه احمقی.

00:12:31.860 --> 00:12:33.270
‫موافقم.

00:12:33.600 --> 00:12:36.220
‫به الهه نور چی قسم خوردی؟

00:12:36.220 --> 00:12:40.740
‫زندگیم رو بهش تقدیم کنم، شیطان رو
‫بیرون کنم، و مصیب‌زده‌ها رو نجات بدم.

00:12:43.490 --> 00:12:44.910
‫Rejoice!

00:12:44.910 --> 00:12:50.130
‫تو از همه احمق‌هایی که
‫اینجا دیدم احمق‌تری!

00:12:50.780 --> 00:12:55.540
‫من چندتا رو باهات میفرسم.
‫بقیش به خودت مربوطه.

00:12:56.520 --> 00:12:57.970
‫ممنون.

00:12:58.800 --> 00:13:03.380
‫باید به این مرد احترام بذارم،
‫مهم نیست بقیه چی میگن.

00:13:06.000 --> 00:13:06.780
‫به سلامتی!

00:13:06.540 --> 00:13:07.820
‫خوش اومدید!

00:13:06.780 --> 00:13:09.300
‫واقعا اون نوشیدنی رو میذارین کنار، آقا!

00:13:13.220 --> 00:13:16.230
‫دنبال آدمایی که از ماجراجویی
‫به عنوان شغل استفاده میکنن نرو.

00:13:16.230 --> 00:13:20.180
‫دنبال آدمایی بگرد که برای افتخار
‫و اعتبار دنبال ماجراجویی هستن.

00:13:20.410 --> 00:13:23.470
‫درسته. ما به گردن کلفت‌هایی نیاز داریم
‫که زندگیشون رو بذارن برای

00:13:23.470 --> 00:13:25.980
‫جنگ و ماجراجویی.

00:13:26.700 --> 00:13:29.050
‫درسته، دقیقا مثل بلاد.

00:13:29.700 --> 00:13:32.390
‫شاخ دیو شیطان... و پوست دیو شیطان؟

00:13:32.390 --> 00:13:34.520
‫اونا غنائم جنگی هستن.

00:13:34.520 --> 00:13:37.000
‫راحت‌ترین راه برای
‫نشون دادن قدرتشونه.

00:13:37.250 --> 00:13:38.570
‫بجنب، بیا بریم.

00:13:43.350 --> 00:13:46.890
‫یه پسر با موهای شاه بلوطی
‫با رفیق مو نقره‌ای نیمه‌الف...

00:13:46.890 --> 00:13:48.110
‫شکی نیست.

00:13:48.110 --> 00:13:50.420
‫تمرینات زیادی رو پشت سر گذاشته.

00:13:50.420 --> 00:13:53.550
‫هی، قاتل معروف وایورن

00:13:53.550 --> 00:13:56.160
‫وسط یه میخونه تو ناکجاآباد چیکار می‌کنه؟

00:13:56.160 --> 00:13:57.680
‫دنبال کمک می‌گردم.

00:13:58.500 --> 00:14:00.340
‫کاوش بیست‌وود؟

00:14:00.340 --> 00:14:03.140
‫دستمزد کم... پاداش شما شکوه و افتخار است،

00:14:03.140 --> 00:14:04.800
‫و هیچ تضمینی برای زنده موندن وجود نداره؟!

00:14:04.800 --> 00:14:06.470
‫ما این کارو برای امرارمعاش می‌کنیم!

00:14:06.470 --> 00:14:08.700
‫همچین کاری رو قبول نمی‌کنیم، مگه نه بچه‌ها؟

00:14:09.350 --> 00:14:11.400
‫آره! اینقدر خسیس نباش!

00:14:15.170 --> 00:14:17.780
‫خفه شین، احمقا!

00:14:27.510 --> 00:14:29.810
‫وقتی یه شمشیرزن می‌بینی،
‫به انگشت‌هاش نگاه کن.

00:14:29.810 --> 00:14:34.140
‫با نگاه کردن به دستاش می‌تونی
‫بفهمی که آیا اجازه میده

00:14:34.140 --> 00:14:36.650
‫یه سری افکار مانع شمشیرکشیدنش بشن یا نه.

00:14:38.100 --> 00:14:41.870
‫به نظر من که کسی که داری
‫دنبالش می‌گردی یه مرد دیوونه‌ـست.
‫درست میگم؟

00:14:42.260 --> 00:14:44.730
‫نه یه مشت آدم لاف زن
‫با رفتار خوب ولی بدون مهارت،

00:14:44.730 --> 00:14:49.920
‫که راه و رسم و بردباری
‫انجام هر کاری رو دارن،

00:14:49.920 --> 00:14:52.540
‫یه مشت کله‌پوک می‌خوای
‫که هیچ ترسی ندارن.

00:14:52.840 --> 00:14:55.120
‫بدترین نوع ماجراجوهای احمق

00:14:55.120 --> 00:14:57.530
‫که زندگیشون رو برای احمقانه‌ترین
‫هدف‌ها به خطر میندازن، درسته؟

00:14:57.800 --> 00:15:00.170
‫برای همین اومدیم اینجا.

00:15:01.020 --> 00:15:03.880
‫هی، شنیدین؟ دقیقا چیزیه که من گفتم!

00:15:03.880 --> 00:15:05.790
‫اه! یه مشت دیوونه لعنتی!

00:15:05.790 --> 00:15:07.940
‫در ازاش باید برامون نوشیدنی بگیری!

00:15:07.940 --> 00:15:09.170
‫آره، درسته!

00:15:11.470 --> 00:15:14.230
‫از کاوش بیست‌وود چی گیرت میاد؟

00:15:14.230 --> 00:15:16.470
‫کجا میریم؟ خرابه‌ها؟ دشت و صحرا؟

00:15:16.470 --> 00:15:18.750
‫چیزای کوچیک برامون عددی نیستن!

00:15:18.750 --> 00:15:20.220
‫رئیس شیاطین.

00:15:24.220 --> 00:15:28.150
‫رهبر شیاطین که توی ناحیه
‫غربی بیست‌وود حکمفرمایی می‌کنه،

00:15:28.150 --> 00:15:31.560
‫و شیطان‌های زیردستش به دیوهای
‫شیطانی فرمان میدن.

00:15:31.560 --> 00:15:33.050
‫یه صید بزرگه.

00:15:33.050 --> 00:15:33.870
‫آره.

00:15:33.870 --> 00:15:38.010
‫موقعیت دقیقش مشخص نیست.
‫فقط پیدا کردنش جهنمه.

00:15:38.450 --> 00:15:41.840
‫اگه موقع جست‌وجو برامون
‫کمین کنن در جا میمیریم.

00:15:42.240 --> 00:15:43.830
‫به احتمال زیاد.

00:15:44.040 --> 00:15:45.470
‫به بیان دیگه،

00:15:45.470 --> 00:15:49.080
‫قراره یه سفر احمقانه خوب و باحال بشه.

00:15:55.460 --> 00:15:57.080
‫من هستم.

00:15:57.080 --> 00:15:59.170
‫فقط یه تخت و غذا می‌خوام.

00:15:59.170 --> 00:16:01.410
‫اگه یه دستمزد کوچیک هم داشته باشم عالی میشه.

00:16:01.410 --> 00:16:02.110
- ‫منم هستم!
- ‫و من!

00:16:02.240 --> 00:16:03.480
- ‫بسپارینش به ما!
- ‫منم هستم!

00:16:02.840 --> 00:16:04.880
‫البته، همش رو فراهم می‌کنم!

00:16:08.730 --> 00:16:10.880
‫ویلیام جی. ماری‌بلاد هستم.

00:16:12.400 --> 00:16:14.040
‫ریستو.

00:16:19.080 --> 00:16:21.560
‫این مرید الهه فراموش شده جریان،

00:16:21.560 --> 00:16:26.590
‫الهه نور، از کجا می‌آید؟

00:16:26.590 --> 00:16:31.490
- ‫مرید نور، قاتل واورین، ‫منبع قدرت بی‌همتا...
- ‫دیگه تقریبا وقت جشنه.

00:16:30.540 --> 00:16:33.780
‫شنیدم که می‌خوان این جشن رو به
‫یه رویداد شاد تبدیل کنن تا به مردمی که

00:16:32.060 --> 00:16:36.010
‫پالادین دوردست، ویلیام جی. ماری‌بلاد.

00:16:33.780 --> 00:16:36.560
‫خونه و شغلشون رو توی حمله
‫وایورن از دست دادن، کار بدن، ولی...

00:16:36.560 --> 00:16:41.300
‫اسم قهرمان جدید که در
‫شهر وایت‌سیلز ظاهر شد رو بدونید!

00:16:41.610 --> 00:16:44.540
‫همم... فکر کنم این خوب باشه.

00:16:44.540 --> 00:16:48.410
‫بی، میشه یه داستان حماسی از من
‫جلوی خودم ننویسی؟

00:16:48.410 --> 00:16:50.310
‫چی؟ چرا نه؟!

00:16:50.310 --> 00:16:53.930
‫در واقع همه اون کار‌ها رو خودت کردی.
‫چی انتظار داری؟

00:16:55.040 --> 00:16:58.030
‫منتظر شنیدنش باش!
‫قراره یه چیز محشر درست کنم!

00:16:59.130 --> 00:17:00.030
‫همم...

00:17:00.530 --> 00:17:05.640
‫این تعداد گاو و اسب واقعا
‫قیمت زیادی دارن.

00:17:05.640 --> 00:17:07.410
‫اوه، در مورد اون...

00:17:07.790 --> 00:17:12.550
‫میشه مذاکره کنی تا بیمارها و مجروح‌ها
‫رو با قیمت کمتری به ما بدن؟

00:17:12.550 --> 00:17:13.430
‫چی؟

00:17:13.680 --> 00:17:16.020
‫و بعد من همشون رو شفا میدم.

00:17:16.020 --> 00:17:17.340
‫اوه... منطقیه.

00:17:17.340 --> 00:17:21.690
‫علاوه‌ بر این، کمک بزرگی میشه اگه

00:17:21.690 --> 00:17:24.630
‫تجارت بین بیست‌وود و وایت‌سیلز رو شروع کنی.

00:17:24.630 --> 00:17:25.740
‫همم...

00:17:25.740 --> 00:17:28.610
‫برای سرمایه چقدر نیاز داری که بهت بدم؟

00:17:28.860 --> 00:17:32.940
‫ویل، چرا من و تو یه بحث
‫جدی در مورد تجارت نداشته باشیم؟

00:17:33.350 --> 00:17:34.880
‫حالا، پس...

00:17:34.880 --> 00:17:36.790
‫بهم سخت نگیر...

00:17:36.790 --> 00:17:38.340
‫این کارو بکن.

00:17:38.340 --> 00:17:41.000
‫باید درست بفهمی که پول
‫چطوری کار می‌کنه.

00:17:41.000 --> 00:17:41.870
‫درسته.

00:17:42.160 --> 00:17:45.160
‫بعدا قراره با ریستو و بقیه
‫مذاکره کنی.

00:17:45.160 --> 00:17:46.550
‫ریستو؟!

00:17:46.940 --> 00:17:49.340
‫ریستو رخنه‌گر اینجاست؟!

00:17:49.340 --> 00:17:50.620
‫آآره اینجاست...

00:17:50.620 --> 00:17:53.390
‫عالیه! بذارین باهاش مصاحبه کنم!

00:17:53.390 --> 00:17:54.230
‫هان؟

00:17:55.580 --> 00:17:59.440
‫عادت کردن به خودنمایی با چیزایی
‫که به دست آوردی باعث تکبر میشه.

00:17:59.440 --> 00:18:01.840
‫و تکبر تیغه شمشیر رو کند می‌کنه؟

00:18:01.840 --> 00:18:03.060
‫دقیقا.

00:18:03.060 --> 00:18:04.260
‫دوباره؟!

00:18:04.610 --> 00:18:06.780
‫برای همینه که اینقدر به درد نخوری!

00:18:06.780 --> 00:18:08.390
‫نمی‌تونم هیچ چیز خوبی در موردت بگم!

00:18:09.720 --> 00:18:12.030
‫پس شما دو تا همدیگه رو میشناسین؟

00:18:12.030 --> 00:18:14.370
‫قبلا چندبار با هم حرف زدیم.

00:18:14.370 --> 00:18:16.700
‫مهم نیست چندبار باهات مصاحبه کنم،
‫همیشه همینطوره!

00:18:16.700 --> 00:18:18.370
‫فکر کردم این دفعه فرق می‌کنه!

00:18:18.370 --> 00:18:20.560
‫تو فقط یه مرد سرسخت و افسرده‌ای!

00:18:20.560 --> 00:18:22.570
‫جواب فرقی نمی‌کنه،
‫مهم نیست چندبار بپرسی.

00:18:23.080 --> 00:18:26.410
‫همه داستان‌های قهرمانیت
‫خیلی مبهم‌ان!

00:18:26.410 --> 00:18:29.940
‫می‌خوام یه چیزی بسازم که یکم
‫به واقعیت نزدیک‌تر باشه!

00:18:29.940 --> 00:18:31.780
‫باور نمیشه که چقدر بی‌ادبی!

00:18:31.780 --> 00:18:34.620
‫شهرت و اعتبار برای یه
‫ماجراجو مهم نیست؟!

00:18:34.620 --> 00:18:37.540
‫حالا یا برای پول درآوردن
‫یا پیشرفت تو زندگی!

00:18:37.540 --> 00:18:40.760
‫تا وقتی که مهارت داشته باشی،
‫اونا خودشون به‌طور طبیعی میان.

00:18:40.760 --> 00:18:46.020
‫می‌دونم که می‌دونی حتی افراد با مهارت
‫هم با شهرت بد نابود میشن!

00:18:46.020 --> 00:18:49.590
‫حتی یه جنگجو هم نمی‌دونه
‫کی قراره سقوط کنه!

00:18:49.590 --> 00:18:50.850
‫موافق نیستی، ویل؟

00:18:50.850 --> 00:18:51.820
‫ام...

00:18:52.070 --> 00:18:55.690
‫داستانای زیادی از ریستو
‫مبهم هستن؟

00:18:55.690 --> 00:18:56.890
‫آره، دقیقا!

00:18:56.890 --> 00:19:00.130
‫این مرد یه کار برای از بین بردن
‫یه تهدید بزرگ رو قبول می‌کنه،

00:19:00.130 --> 00:19:03.710
‫بعدش گم‌وگور میشه، با یه ضربه مهلک شمشیر
‫هدفش رو میکُشه، بعد هم دوباره گم‌و‌گور میشه!

00:19:03.710 --> 00:19:05.860
‫به ندرت با کسی همکار میشه،

00:19:05.860 --> 00:19:09.460
‫و خیلی هم سریع کار می‌کنه، کسی درست
‫نمیفهمه دقیقا چه اتفاقی میوفته!

00:19:09.460 --> 00:19:11.260
‫و طیف وسیعی از کارها رو هم قبول می‌کنه!

00:19:11.260 --> 00:19:13.220
‫پس داستان‌ها هی بهشون شاخ و برگ اضافه میشه؟

00:19:13.220 --> 00:19:14.000
‫آره!

00:19:14.000 --> 00:19:17.880
‫سعی کردم با مردم مصاحبه کنم، ولی تنها کاری که کردن این بود که شکاف‌های داستان رو هرجور میتونستن پر می‌کردن!

00:19:18.960 --> 00:19:21.110
‫خودم یکم بهشون شاخ و برگ می‌دادم،

00:19:21.110 --> 00:19:24.010
‫ولی دوست دارم یکم به داستان‌هام
‫بیشتر واقعیت اضافه کنم!

00:19:24.010 --> 00:19:25.010
‫نیازی نیست.

00:19:25.010 --> 00:19:26.480
‫دقیقا دارم در مورد همین حرف میزنم!

00:19:27.240 --> 00:19:29.900
‫اگه یکم اطلاعات بیشتری داشتم که باهاش کار کنم...

00:19:32.290 --> 00:19:33.190
‫می‌دونم!

00:19:33.190 --> 00:19:35.400
‫رخنه‌گر در مقابل پالادین چطوره؟!

00:19:35.400 --> 00:19:38.410
‫هان؟! این از کجا اومد...

00:19:38.410 --> 00:19:41.180
‫داری ریستو رو هم تو تنگنا قرار میدی، نه؟

00:19:42.500 --> 00:19:46.040
‫اگه به چالش با یه حریف قوی
‫دعوت بشم، چاره‌ای ندارم.

00:19:46.040 --> 00:19:47.530
‫ریستو؟!

00:19:47.530 --> 00:19:49.700
‫دیدی؟! شنیدی چی گفت!

00:19:51.540 --> 00:19:54.220
‫خب، شاید وقتی کارمون تو بیست‌وود تموم شد...

00:19:54.220 --> 00:19:55.200
‫ایول!

00:19:55.200 --> 00:19:56.600
‫قول دادی!

00:19:56.600 --> 00:19:58.180
‫عالیه!

00:19:58.180 --> 00:20:02.440
‫تبدیل به آهنگیش می‌کنم که برای قرن‌ها،
‫هزاره‌ها ـــ تا ابد خونده میشه!

00:20:25.840 --> 00:20:28.580
‫من، شاهزاده ساوث‌مارک،

00:20:28.580 --> 00:20:32.660
‫اتل‌بالد رکس ساوث‌مارک،
‫بدین وسیله شما را شوالیه می‌نامم.

00:20:36.220 --> 00:20:39.170
‫باشد که شما محافظ معبد خود، نیازمندان،

00:20:39.170 --> 00:20:42.270
‫و همه کسانی باشید که به خدایان مقدس باور دارند،

00:20:42.270 --> 00:20:46.210
‫و با خدایان شیطانی و خشونتشان مبارزه می‌کنند.

00:21:06.220 --> 00:21:09.330
‫تو که برای شوالیه شدن تلاش می‌کنی...

00:21:09.330 --> 00:21:12.200
‫آموزه‌های خدایان مقدس را حفظ کن،

00:21:12.200 --> 00:21:19.000
‫و همراه با کاهنان دیگر، از
‫کسانی که در رنج هستند محافظت کن.

00:21:50.530 --> 00:21:54.080
‫من به خدای نگهبان خودم، انلایت،
‫خدای دانش، دعا می‌کنم

00:21:54.080 --> 00:21:58.070
‫که وساطت کننده خدای نگهبان
‫این مرد جوان باشد.

00:21:58.070 --> 00:22:04.560
‫باشد که گریسفیل، الهه نور، برای همیشه
‫این مرد جوان را مورد لطف سرشار خود قرار دهد.

00:22:04.560 --> 00:22:10.540
‫به سوگند خود پایبند باش، به تعالیم خود
‫احترام گذار و از ضعیفان محافظت کن.

00:22:10.730 --> 00:22:12.630
‫نور دنیا باش!

00:22:12.900 --> 00:22:14.880
‫نور دنیا باش!

00:22:14.880 --> 00:22:18.440
‫ما تولد شوالیه جدید را جشن می‌گیریم!

00:22:17.560 --> 00:22:24.690
- ‫قسمت ۱۰ - ‫شکوه پرآوازه

00:22:18.440 --> 00:22:20.900
‫نور را به دورترین نقاط زمین بیاور!

00:22:20.900 --> 00:22:23.190
‫زنده باد پالادین!

00:22:31.860 --> 00:22:33.190
‫نایب اسقف.

00:22:33.540 --> 00:22:35.790
‫ممنون که به من برکت دادید.

00:22:35.790 --> 00:22:38.120
‫کار خاصی نبود.

00:22:38.120 --> 00:22:41.920
‫افتخار بزرگی بود که همچین وظیفه
‫مهمی رو از اسقف اعظم گرفتم.

00:22:41.920 --> 00:22:45.210
‫به طور معمول، این وظیفه ایشون بود، ولی...

00:22:45.210 --> 00:22:49.980
‫من ازشون پرسیدم، و گفتن که نشون دادن
‫جنبه مذهبی و روحانیشون به مردم، آزاردهنده‌ست.

00:22:49.980 --> 00:22:51.300
‫این خیلی بده.

00:22:51.300 --> 00:22:52.630
‫موافقم.

00:22:52.630 --> 00:22:55.590
‫برای اینکه مردی با همچین فضیلتی
‫برای عموم ناشناخت باشه...

00:22:55.590 --> 00:22:57.440
‫خب پس اینجایی!

00:22:57.440 --> 00:23:00.150
‫ما اونجا مسابقات قلاب‌اندازی داریم!

00:23:00.150 --> 00:23:01.930
‫بیا یه دور بهمون ملحق شو!

00:23:01.930 --> 00:23:03.050
‫اوه، باشه...

00:23:03.380 --> 00:23:04.860
‫باهامون بیا، منل!

00:23:04.860 --> 00:23:05.940
‫امکان نداره.

00:23:05.940 --> 00:23:08.840
‫هی، این خدمتکار پالادین‌ـه!

00:23:09.060 --> 00:23:11.370
‫خدمتکارم نه. اون دوستمه.

00:23:11.370 --> 00:23:12.550
‫من دوستت نیستم.

00:23:12.550 --> 00:23:13.250
‫هان؟!

00:23:13.250 --> 00:23:14.700
‫ویل!

00:23:14.700 --> 00:23:16.660
‫ما داریم ثروتمند میشیم!

00:23:16.660 --> 00:23:18.430
‫و همش به لطف آهنگ توئه!

00:23:20.890 --> 00:23:23.760
‫خدای من، میبینی؟

00:23:23.760 --> 00:23:26.510
‫دارم یه جورایی راهم رو پیدا می‌کنم.
‫و ادامش میدم.

00:23:29.380 --> 00:23:33.210
‫و اینطور بود که من به پالادین دوردست تبدیل شدم.

00:23:33.234 --> 00:23:35.234
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:35.600 --> 00:23:39.930
‫قسمت ۱۱
‫دره ناامیدی