﻿WEBVTT

00:00:13.720 --> 00:00:15.020
<c.colorDE2504>-= روياي پادشاه =-</c>

00:00:17.720 --> 00:00:25.020
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:43.050 --> 00:00:46.690
اجازه نديد هيچکدوم زنده بمونن

00:00:53.750 --> 00:00:58.800
عقب نشيني نکنيد

00:00:58.800 --> 00:01:01.410
حمله

00:01:15.760 --> 00:01:20.490
دشمن به دايسئونگ حمله کرده و قلعه به خطر افتاده

00:01:20.490 --> 00:01:26.090
بايد هر چه زودتر براي اونا نيروي کمکي و آذوقه بفرستيم

00:01:26.090 --> 00:01:32.830
باکجه قصد داره هم به دايسئونگ حمله کنه و هم به هانسئونگ

00:01:32.830 --> 00:01:39.090
اگه ما بدون برنامه ريزي با اونا مقابله کنيم

00:01:39.090 --> 00:01:45.080
ديگه هرگز نمي تونيم جلوي حمله هاي اونا رو بگيريم

00:01:45.080 --> 00:01:51.210
تمام آذوقه اونا از بين رفته و سربازا و مردم گرسنه هستن

00:01:51.210 --> 00:01:53.730
چطور بايد آذوقه براي اونا بفرستيم؟

00:01:53.730 --> 00:01:58.770
ارتش باکجه همه راههاي منتهي به دايسئونگ رو بسته

00:01:58.770 --> 00:02:03.800
بايد صبر کنيم تا جزئيات بيشتري بدستمون برسه

00:02:03.800 --> 00:02:09.700
من چطور مي تونم با خيال راحت اينجا بشينم
اونم وقتي مردم دايسئونگ دارن کشته ميشن

00:02:09.700 --> 00:02:17.090
ما ميدونيم که شما چقدر به فکر مردم هستيد

00:02:17.090 --> 00:02:23.880
فداکاري براي حفاظت از کشور اجتناب ناپذيره

00:02:23.880 --> 00:02:26.370
لطفاً درك کنيد

00:02:26.370 --> 00:02:29.650
لطفاً درك کنيد

00:02:35.600 --> 00:02:39.430
زندگي يه انسان با ارزش ترين چيزِه

00:02:39.430 --> 00:02:45.870
به عنوان يه حاکم بايد اينجا بشينم تا مردم بي گناه کشته بشن

00:02:45.870 --> 00:02:48.440
اين باعث درد و رنج من شده

00:02:48.440 --> 00:02:54.210
شما نمي تونيد نيروي کمکي و آذوقه بفرستيد
مگر اينکه بيدام رو به حرکت در بياريد

00:02:54.210 --> 00:03:00.310
يعني اگه من تمام فسادهاي اونو ببخشم وزراي دربار
با فرستادن آذوقه موافقت مي کنن؟

00:03:00.310 --> 00:03:05.430
اعليحضرت،شما همينطوري نمي تونيد با وزرا توافق کنيد

00:03:05.430 --> 00:03:08.420
اگه شما نتونيد اقتدارتون رو به وزرا نشون بديد

00:03:08.420 --> 00:03:13.970
در آينده هرگز نمي تونيد اونا رو کنترل کنيد

00:03:13.970 --> 00:03:17.890
اگر افسر اداره بازرسي فساد اون رو ثابت کنه

00:03:17.890 --> 00:03:22.470
شما بايد به شدت اونو مجازات کنيد

00:03:28.190 --> 00:03:34.950
چرا افسر اداره بازرسي رو نياوردي؟

00:03:34.950 --> 00:03:38.090
من با اون صحبت کردم

00:03:38.090 --> 00:03:43.670
ديگه مشکلي نيست ، شما لازم نيست نگران باشيد

00:03:44.360 --> 00:03:52.920
به نظر ميرسه حرفهاي چونچو رو ملکه تاثير گذاشته

00:03:52.920 --> 00:03:59.300
اونا چطور جرات کردن اموال منو بازرسي کنن؟
سعي کن به اونا بگي

00:03:59.300 --> 00:04:05.230
تمام فرمانده هاي مرزي تحت کنترل من هستن

00:04:05.230 --> 00:04:08.700
من از هيچ چيزي نمي ترسم

00:04:30.700 --> 00:04:33.320
بئوپمين

00:04:33.320 --> 00:04:35.880
همه جا رو دنبالت گشتم

00:04:35.880 --> 00:04:38.580
خوشحالم اينجا هستي

00:04:38.580 --> 00:04:41.900
اومدم يه جفت گوشواره بخرم

00:04:41.900 --> 00:04:43.890
کدومشون قشنگ تره؟

00:04:43.890 --> 00:04:46.810
اين بهتره يا اين يکي؟

00:04:46.810 --> 00:04:49.150
الان وقت اين کارها نيست

00:04:49.150 --> 00:04:52.280
دشمن به دايسئونگ حمله کرده

00:04:52.280 --> 00:04:55.260
شايعه شده باکجه تونسته قلعه رو تسخير کنه

00:04:55.260 --> 00:04:58.680
چي؟اين حقيقت داره؟

00:05:01.970 --> 00:05:03.920
بريم

00:05:03.920 --> 00:05:06.360
منظورت چيه که بيئوپمين نمي تونه بياد؟

00:05:06.360 --> 00:05:13.480
چه اتفاقي افتاده که نتونسته به ديدن من بياد؟

00:05:13.480 --> 00:05:16.720
اون وقتي شنيد دايسئونگ تو خطره به اونجا رفت

00:05:16.720 --> 00:05:22.510
اون گفت بعادا به ديدن شما مياد،پس منتظر اون نباشيد

00:05:26.760 --> 00:05:30.520
اون به من قول داده بود

00:05:30.520 --> 00:05:36.930
براي چي قبل از ديدن من به مرز رفت؟

00:05:37.950 --> 00:05:44.060
يعني دايسئونگ از من مهمتره؟

00:05:58.900 --> 00:06:01.490
اوضاع دايسئونگ چطوره؟

00:06:01.490 --> 00:06:05.540
فرمانده قلعه داره از اونجا محافظت ميكنه

00:06:05.540 --> 00:06:12.140
اما همه آذوقه آتش گرفته و تلفات زيادي دادن

00:06:12.140 --> 00:06:14.380
اينا همش تقصير منِ

00:06:14.380 --> 00:06:18.510
اگه من قلعه رو ترک نمي کردم اين اتفاق نمي افتاد

00:06:18.510 --> 00:06:21.990
لطفاً براي اونا آذوقه و نيروي کمکي بفرستبد

00:06:21.990 --> 00:06:23.610
من اونا رو مي برم

00:06:23.610 --> 00:06:27.060
هيچ دستوري از پايتخت نرسيده

00:06:27.060 --> 00:06:31.990
نمي تونيم بدون اجازه ارتش رو حرکت بديم

00:06:33.350 --> 00:06:38.330
ارتش باکجه همه راه هايي که به دايسئونگ ميره رو مسدود کرده

00:06:38.330 --> 00:06:40.850
ما حتي نمي تونيم اذوقه براي اونا بفرستيم

00:06:40.850 --> 00:06:44.860
چرا ملکه دستور نمي دن براي اونا نيروي کمکي و آذوقه بفرستن؟

00:06:44.860 --> 00:06:47.980
نبايد اعليحضرت رو سرزنش کني

00:06:48.450 --> 00:06:54.820
بيدام کنترل دربار رو در اختيار داره و اين اجازه رو نميده

00:06:55.980 --> 00:06:58.550
... بيدام

00:06:59.150 --> 00:07:04.910
من اونو متقاعد مي کنم آذوقه و نيروي کمکي بفرسته

00:07:04.910 --> 00:07:08.160
فراموشش کن ، اون اينکارو نمي کنه

00:07:08.160 --> 00:07:14.550
اگه نتونم با حرفهام اونو متقاعد کنم،با شمشير متقاعدش مي کنم

00:07:15.040 --> 00:07:18.760
-= دايسئونگ ، شيلا =-

00:07:26.260 --> 00:07:30.960
تا موقعي که نيروي کمکي برسه بايد از قلعه دفاع کنيم

00:07:30.960 --> 00:07:32.690
نيروهاي دفاعي رو سازماندهي کنيد

00:07:32.690 --> 00:07:34.560
اطاعت

00:07:45.860 --> 00:07:50.580
تو اينجا چيکار مي کني؟

00:07:50.580 --> 00:07:57.630
اين وظيفه منِ که از سربازهاي زخمي مراقبت کنم

00:07:57.630 --> 00:08:00.060
نگران من نباش

00:08:03.220 --> 00:08:05.590
ممنونم

00:08:06.340 --> 00:08:11.150
من فقط به عنوان فرمانده قلعه به وظيفه ام عمل ميکنم

00:08:11.150 --> 00:08:21.150
اميدوارم همه چيز درست بشه تا فرزندمون موقعي
که پيروز شديم به دنيا بياد

00:08:21.730 --> 00:08:25.360
من به تو اعتماد دارم

00:09:01.390 --> 00:09:03.890
خستگي تون برطرف شد؟

00:09:04.510 --> 00:09:10.240
وقتيکه تو از من مراقبت مي کني فکر مي کنم تو بهشت هستم

00:09:26.720 --> 00:09:32.350
فکر مي کردم تو الان بايد تو دايسئونگ باشي ، پس اينجا چيکار مي کني؟

00:09:34.130 --> 00:09:43.070
شما به راحتي اينجا حمام مي کنيد و با خوردن شراب لذت مي بريد

00:09:43.070 --> 00:09:48.590
در حالي که مردم دايسئونگ دارن از گرسنگي مي ميرن

00:09:48.590 --> 00:09:53.710
اونا با زندگي شون جلوي حمله باکجه رو گرفتن

00:09:53.710 --> 00:09:58.500
شما بايد براي اونا نيروي کمکي و آذوقه بفرستيد

00:09:58.500 --> 00:10:01.410
هيچ نيرويي براي کمک وجود نداره

00:10:01.410 --> 00:10:03.680
بيدام

00:10:03.680 --> 00:10:08.250
تو ميخواي همينطور بشيني تا مردم دايسئونگ کشته بشن؟

00:10:08.250 --> 00:10:11.400
اگه دايسئونگ به دست دشمن بيفته

00:10:11.400 --> 00:10:21.310
تمام فرمانده هاي قلعه ها از دستورات من اطاعت ميکنن

00:10:21.310 --> 00:10:23.600
چي؟

00:10:23.600 --> 00:10:30.050
چطور يه مقام دولتي مي تونه همچين حرفي بزنه؟

00:10:30.050 --> 00:10:33.570
من مدت زيادي فرمانده قلعه دايسئونگ بودم

00:10:33.570 --> 00:10:39.340
من سنگهاي ديوار هاي قلعه رو چيدم

00:10:39.340 --> 00:10:46.060
دايسئونگ غير قابل نفوذِ

00:10:46.980 --> 00:10:49.040
تو نگران چي هستي؟

00:10:49.040 --> 00:10:51.600
اگه دايسئونگ به دست دشمن بيفته

00:10:51.600 --> 00:11:00.700
فرمانده قلعه يا بي کفايت بوده يا با باکجه همدست شده

00:11:00.700 --> 00:11:04.460
ديگه تمومش کن

00:11:04.460 --> 00:11:08.940
حالا که اينجايي بيا با هم يه نوشيدني بخوريم

00:11:08.940 --> 00:11:12.660
آب گرم و خوبِ

00:11:21.250 --> 00:11:29.180
اگه شما نيروي کمکي و آذوقه نفرستيد من شما رو مي کشم

00:11:29.180 --> 00:11:32.310
داري چيکار مي کني؟

00:11:32.310 --> 00:11:35.030
شمشيرتون رو پايين بياريد

00:11:36.040 --> 00:11:39.490
تو واقعاً اين جرات رو داري که من رو بکشي؟

00:11:39.490 --> 00:11:47.930
يا فقط اداي قهرمان ها رو جلوي يه زن در مياري؟

00:11:57.380 --> 00:12:00.960
براي چي منتظري؟بيا جلو و من رو بکش

00:12:00.960 --> 00:12:07.560
اگه تو جرات کشتن من رو داشته باشي منم آذوقه و نيروي کمکي مي فرستم

00:12:16.270 --> 00:12:21.570
بئوپمين

00:12:22.950 --> 00:12:26.470
اون فقط بيهوش شده ، اون نمي ميره

00:12:26.470 --> 00:12:29.390
رئيس ، رئيس

00:12:29.390 --> 00:12:31.350
چه خبر شده؟

00:12:31.350 --> 00:12:36.200
اون پسر چونچو نيست؟

00:12:37.250 --> 00:12:39.350
اونو زنداني کنيد

00:12:39.350 --> 00:12:42.010
از اون به عنوان طعمه براي گرفتن پدرش استفاده مي کنم

00:12:42.010 --> 00:12:43.410
بله قربان

00:12:43.410 --> 00:12:45.680
اونو ببريد

00:12:56.160 --> 00:12:57.760
چي؟

00:12:57.760 --> 00:12:59.550
در مورد چي حرف ميزني؟

00:12:59.550 --> 00:13:03.050
افراد بيدام بئوپمين رو دستگير کردن؟

00:13:03.050 --> 00:13:08.160
اون به بيدام حمله کرده

00:13:08.160 --> 00:13:14.020
اون بايد تو دايسئونگ باشه ، تو پايتخت چيکار ميکنه؟

00:13:14.020 --> 00:13:20.170
اون تو پايتخت بود و به خانه گيسانگ رفته بود

00:13:20.170 --> 00:13:22.990
چي؟اين حقيقت داره؟

00:13:22.990 --> 00:13:26.560
ما بايد اونو نجات بديم

00:13:26.560 --> 00:13:28.140
من بايد چيکار کنم؟

00:13:28.140 --> 00:13:33.110
مي تونم با پيشنهاد رشوه اونو آزاد کنم

00:13:33.110 --> 00:13:35.490
اين کار درست نيست

00:13:35.490 --> 00:13:40.650
من بايد با بيدام ملاقات کنم و بفهمم چه اتفاقي افتاده

00:13:56.340 --> 00:13:59.610
چونچو اينجاست

00:14:00.850 --> 00:14:03.180
بياريدش داخل

00:14:16.870 --> 00:14:22.050
براي چي به اينجا اومدي؟

00:14:22.050 --> 00:14:23.930
بخاطر پسرت به اينجا اومدي؟

00:14:23.930 --> 00:14:27.960
شنيدم اونو دستگير کردي

00:14:27.960 --> 00:14:30.540
ميخوام دليلش رو بدونم

00:14:30.540 --> 00:14:34.500
او سعي کرد منو بکشه

00:14:35.080 --> 00:14:42.340
مطمئنم براي آزادي اون به اينجا نيومدين

00:14:45.020 --> 00:14:49.410
من طبق قانون اونو مجازات مي کنم

00:14:49.410 --> 00:14:55.910
اون سعي کرده يکي از مقامات کشور رو به قتل برسونه

00:14:55.910 --> 00:15:04.040
شنيده بودم در گذشته هم اتفاقاتي افتاده

00:15:04.760 --> 00:15:15.140
شنيدم مدتها پيش يونگچان در برابر ملکه سادو
زانو زده و التماس کرده تو رو نکشن

00:15:15.140 --> 00:15:20.690
اون تقاضا کرده بود تا اجازه بدن پسرش زنده بمونه

00:15:22.590 --> 00:15:27.880
بانوي من ، لطفاً چونچو رو نکشيد

00:15:27.880 --> 00:15:32.700
چي؟چونچو رو نکشم؟

00:15:33.220 --> 00:15:40.700
به شما التماس مي کنم

00:15:45.540 --> 00:15:51.750
اگه تو هم براي نجات زندگي پسرت برابر من زانو بزني
و التماس کني

00:15:51.750 --> 00:15:56.740
منم همه چيز رو فراموش مي کنم و پسرت رو آزاد مي کنم

00:15:56.740 --> 00:15:59.300
چيکار مي کني؟

00:15:59.300 --> 00:16:06.480
مي توني براي نجات جون فرزندت غرورت رو زير پا بذاري؟

00:16:07.880 --> 00:16:16.430
اگه من زانو بزنم و التماس کنم تو واقعاً اونو آزاد مي کني؟

00:16:17.960 --> 00:16:22.520
يه مرد هرگز زير حرفش نميزنه

00:16:25.150 --> 00:16:27.840
اونو بياريد

00:16:41.850 --> 00:16:48.460
اين حقيقت داره روي بيدام شمشير کشيدي؟

00:16:48.460 --> 00:16:54.390
اومده بودم از اون درخواست کنم نيروي کمکي بفرسته ، اما نفهميدم چيکار مي کنم

00:16:54.390 --> 00:16:57.130
معذرت ميخوام

00:16:58.460 --> 00:17:07.780
اگه ميخواي جون پسرت رو نجات بدي بيا جلو و التماس کن

00:17:10.070 --> 00:17:11.950
پدر

00:17:11.950 --> 00:17:18.610
من ترجيح ميدم بميرم تا به اون التماس کنم

00:17:19.290 --> 00:17:22.580
چيکار مي کني؟

00:17:22.580 --> 00:17:26.110
غرورت برات مهمه يا زندگي پسرت؟

00:17:27.240 --> 00:17:29.720
تصميمت رو بگير

00:17:42.050 --> 00:17:44.990
پدر ، نه

00:17:44.990 --> 00:17:48.370
لطفاً بلند شيد

00:18:04.980 --> 00:18:15.690
لطفاً زندگي پسرم رو ازش نگير

00:18:16.300 --> 00:18:23.120
بهت التماس مي کنم

00:18:23.120 --> 00:18:26.420
پدر ، پدر

00:18:26.420 --> 00:18:30.740
پدر ، لطفاً بلند شيد

00:18:30.740 --> 00:18:36.860
من اشتباه کردم ، نه پدرم

00:18:52.300 --> 00:18:57.270
تصميم بگير

00:18:57.270 --> 00:19:03.040
اگه پسرم جرمي مرتکب شده طبق قانون اونو مجازات کن

00:19:03.040 --> 00:19:04.990
چي؟

00:19:04.990 --> 00:19:07.020
پدر

00:19:07.650 --> 00:19:14.570
تو بخاطر غرورت حاضري از زندگي پسرت چشم پوشي کني؟

00:19:14.570 --> 00:19:18.390
من به پسرم اعتماد دارم

00:19:18.390 --> 00:19:24.140
اگه اون سعي داشته به شما آسيب بزنه ، حتماً دليل خوبي داشته

00:19:24.140 --> 00:19:29.340
طبق قانون بايد اجازه بدي اونو درمان کنن

00:19:32.600 --> 00:19:39.330
اگه براي کاري که کردي دليل داشتي ، نبايد از چيزي بترسي

00:19:39.330 --> 00:19:42.770
بايد مسئوليت کارت رو بپذيري

00:19:42.770 --> 00:19:45.850
در حال حاضر نمي تونم برات کاري کنم

00:19:45.850 --> 00:19:49.700
تو بايد طبق قانون عمل مي کردي نه خودسرانه

00:19:49.700 --> 00:19:54.960
من کسي رو که بخواد به تو آسيب برسون نمي بخشم

00:19:54.960 --> 00:20:01.370
قسم ميخورم هرکسي که باشه مجازاتش کنم

00:20:01.720 --> 00:20:09.740
من شما رو نا اميد نمي کنم

00:20:09.740 --> 00:20:14.370
به شما اعتماد دارم

00:20:18.030 --> 00:20:21.690
تو پدر سنگ دلي هستي

00:20:21.690 --> 00:20:23.760
بسيار خب

00:20:24.120 --> 00:20:32.350
اگه شما از بازرسي من چشم پوشي کنيد اونو آزاد مي کنم

00:20:33.110 --> 00:20:40.590
چطور مي توني سرنوشت کشور رو با پسر من معامله کني؟

00:20:40.590 --> 00:20:48.610
تو يا بايد بي گناهي خودت رو ثابت کني يا اينکه بعد
از ثابت شدن جرمت از مقامت کنار بري

00:20:48.610 --> 00:20:53.860
اين وظيفه دربارِ

00:21:08.090 --> 00:21:10.040
چونچو

00:21:10.040 --> 00:21:16.150
تو واقعاً ميخواي بذاري بيدام پسرت رو مجازات کنه؟

00:21:16.150 --> 00:21:23.260
چطور نمي توني براي نجات زندگي پسرت جلوي اون زانو بزني؟

00:21:49.540 --> 00:21:53.830
من بايد اونو مجبور کنم جلوم زانو بزنه

00:21:53.830 --> 00:21:56.910
اگه نتونم اونو مجبور به اين کار کنم

00:21:56.910 --> 00:22:02.500
اونوقت ديگه نمي تونم در آينده جلوي اتفاقات رو بگيرم

00:22:03.360 --> 00:22:12.620
اون يه اشراف زاده ست براش سخته جلوي کسي زانو بزنه

00:22:12.620 --> 00:22:18.170
فقط کمي سخاوتمندي مي تونه بئوپمين رو نجات بده

00:22:18.540 --> 00:22:24.500
تو به اون علاقه داري؟

00:22:27.830 --> 00:22:34.670
وقتي بزرگترين مرد شيلا کنارمه چطور مي تونم به مرد ديگه اي فکر کنم؟

00:22:34.670 --> 00:22:39.720
اگه نظرتون عوض نمي شه مي تونيد اون و پسرش رو بکشيد

00:22:39.720 --> 00:22:45.480
و اين کارو به راحتي مي تونيد انجام بديد

00:22:45.480 --> 00:22:54.220
اما اگه ميخوايد چونچو جلوي شما زانو بزنه بايد تا اون موقع صبر کنيد

00:22:54.220 --> 00:22:56.490
صبر کنم؟

00:22:56.490 --> 00:23:03.520
اگه شما بئوپمين رو بکشيد،اونوقت چطور
ميخوايد پدرش جلوي شما زانو بزنه؟

00:23:04.050 --> 00:23:12.970
اگه شما اونو آزاد کنيد،اون به اشتباهش پي مي بره

00:23:12.970 --> 00:23:20.020
اونوقت مي تونيد طناب دار روبه موقع گردن اونا بندازيد

00:23:30.440 --> 00:23:35.170
چه اتفاقي براي پسرم افتاده؟

00:23:36.370 --> 00:23:39.270
هر بلايي سرش بياد حقشه

00:23:39.270 --> 00:23:44.480
اين همه مشکل تا حالا درست کرده
بايد تنبيه بشه تا از خواب بيدار شه

00:23:44.480 --> 00:23:48.690
تو چطور مي توني در مورد برادرت اينطوري حرف بزني؟

00:23:48.690 --> 00:23:52.850
چرا شما هميشه از اون حمايت مي کنيد؟

00:23:52.850 --> 00:23:57.440
اگه همينطور اونو آزاد بذاريد خانواده ما رو خراب مي کنه

00:23:57.440 --> 00:23:59.300
ديگه کافيه

00:23:59.300 --> 00:24:02.740
اون ممکنه اشتباه کرده باشه،اما دليل خوبي داشته

00:24:02.740 --> 00:24:07.040
اون به من التماس نکرد چون اشتباهش رو پذيرفته

00:24:07.040 --> 00:24:11.190
تو بايد هميشه در هر شرايطي از برادرت حمايت کني

00:24:11.190 --> 00:24:14.770
بئوپمين برگشته

00:24:16.830 --> 00:24:19.200
چي گفتي؟

00:24:26.590 --> 00:24:29.460
خوشحالم زنده برگشتي

00:24:29.910 --> 00:24:33.160
صورتت چي شده؟

00:24:33.860 --> 00:24:38.230
چيزي نيست

00:24:57.080 --> 00:25:04.420
از اينکه براي نجات زندگيت به بيدام التماس نکردم از من نا اميد شدي؟

00:25:04.420 --> 00:25:12.340
افتخار مي کنم که شما جلوي اون زانو نزديد

00:25:13.230 --> 00:25:20.540
فقط نمي دونم براي چي منو آزاد کرد

00:25:20.540 --> 00:25:28.330
اون از من خواست جلوش زانو بزنم تا هوآرانگ رو کوچيک کنه

00:25:28.330 --> 00:25:33.230
اون براي اينکار ميخواست از تو استفاده کنه
از اين به بعد مراقب رفتارت باش

00:25:33.230 --> 00:25:38.390
اگه دوباره اشتباه کني همينطوري آزادت نمي کنه

00:25:38.390 --> 00:25:41.010
ميخوام اينو يادت باشه

00:25:43.960 --> 00:25:52.150
دفتر بازرسي موضوع فساد رو کاملاً بررسي کرد

00:25:52.150 --> 00:25:56.610
هيچ نشانه اي از از فساد وجود نداره

00:26:03.670 --> 00:26:11.800
مطمئني هيچ نشونه اي وجود نداره؟

00:26:11.800 --> 00:26:14.930
نه،اعليحضرت

00:26:16.420 --> 00:26:23.790
داشتن سوء زن به مقامات دربار اصلاً خوب نيست

00:26:23.790 --> 00:26:27.880
بايد در آينده محتاط تر باشيد

00:26:27.880 --> 00:26:36.300
من شنيدم نظر برخي افراد دربار در مورد فرستادن
نيروي کمکي به دايسئونگ عوض شده

00:26:36.300 --> 00:26:42.030
شما بايد براي تقويت هانسئونگ نيروي بيشتري بفرستيد

00:26:42.030 --> 00:26:47.850
شما بايد دستور بديد يونگچان از مقامش
خلع بشه و به پايتخت برگرده

00:26:47.850 --> 00:26:53.560
به چه دليل اون بايد از مقامش خلع بشه و برگرده؟

00:26:53.560 --> 00:26:57.290
اون براي جنگيدن خيلي پير شده

00:26:57.290 --> 00:27:02.330
اون قادر نيست از هانسئونگ دفاع کنه

00:27:02.330 --> 00:27:06.200
لطفاً در موردش فکر کنيد

00:27:06.200 --> 00:27:11.390
ما هم همين نظر رو داريم ، لطفاً بهش فکر کنيد

00:27:11.390 --> 00:27:14.240
لطفاً بهش فکر کنيد

00:27:26.060 --> 00:27:30.770
اين دادگاه براي اثبات فساد اونا قدرت لازم رو نداره

00:27:30.770 --> 00:27:35.430
اونا براي چي ميخوان يونگچان رو از هانسئونگ برگردونن؟
من ديگه دارم ديوونه ميشم

00:27:35.430 --> 00:27:39.310
چه اتفاقي در دايسئونگ افتاده؟

00:27:39.310 --> 00:27:44.900
دربار با فرستادن کمک مخالفت کرده

00:27:44.900 --> 00:27:49.980
ما خودمون بايد براي کمک به دايسئونگ کاري کنيم

00:27:49.980 --> 00:27:52.080
رئيس

00:27:53.650 --> 00:27:58.110
پادشاه باکجه خودش ارتش رو براي حمله به دايسئونگ رهبري مي کنه

00:27:58.110 --> 00:28:02.120
چي؟پادشاه باکجه ارتش رو هدايت مي کنه؟

00:28:02.490 --> 00:28:10.250
اين خيلي بد بود که از پايتخت دور بودين
خوشحالم که به خونه برگشتيد

00:28:10.250 --> 00:28:16.650
بايد همه چيز رو فراموش کنيد و مدتي به چشمه آب گرم بريد

00:28:16.650 --> 00:28:24.990
ممنونم،اما قصد دارم به دايسئونگ برم

00:28:24.990 --> 00:28:29.220
چرا همچين تصميمي گرفتيد؟

00:28:29.220 --> 00:28:36.000
نمي تونم اجازه بدم نوه ام تو ميدان جنگ به دنيا بياد

00:28:36.710 --> 00:28:41.120
بايد برم و گوتاسو رو از اونجا بيارم

00:28:41.120 --> 00:28:46.950
من نيت شما رو درک مي کنم ، اما دربار رفتن به اونجا رو منع کرده

00:28:46.950 --> 00:28:52.130
کي ميتونه جلوي پدر بزرگي رو بگيره که ميخواد نوه اش رو ببينه؟

00:28:52.130 --> 00:28:57.980
من نمي تونم از دستورات اونا پيروي کنم

00:28:57.980 --> 00:29:04.040
احتمالاً بخاطر وزرا بوده که اعليحضرت دستور دادن من برگردم

00:29:04.040 --> 00:29:07.680
من شما رو همراهي مي کنم

00:29:07.680 --> 00:29:09.920
منم همينطور

00:29:09.920 --> 00:29:11.790
متشکرم

00:29:11.790 --> 00:29:15.370
شما کمک بزرگي به من مي کنيد

00:29:15.370 --> 00:29:20.850
اگه اين چيزيه که ميخوايد ، پس منم مخالفتي ندارم

00:29:20.850 --> 00:29:23.780
انبار آذوقه دايسئونگ سوخته

00:29:23.780 --> 00:29:29.470
حتماً بين اونا جاسوس هست

00:29:29.470 --> 00:29:35.340
شما بايد براي حفظ دايسئونگ اون جاسوس رو پيدا کنيد

00:29:36.120 --> 00:29:41.520
منم خيلي مشکوکم ، همين کارو مي کنم

00:29:41.520 --> 00:29:46.810
بئوپمين کجاست؟

00:30:22.740 --> 00:30:28.060
حالت خوبه؟

00:30:28.060 --> 00:30:34.340
نتونستم بخوام چون خيلي نگرانت بودم

00:30:35.040 --> 00:30:38.370
بريم داخل

00:30:40.970 --> 00:30:44.340
اومدم ازت خداحافظي کنم

00:30:44.910 --> 00:30:47.000
چي؟

00:30:47.000 --> 00:30:51.140
براي چي اينو ميگي؟

00:30:51.140 --> 00:30:56.530
شنيدم تو عاشق بيدام هستي

00:30:56.530 --> 00:31:01.970
ديگه هرگز نمي خوام تو رو ببينم

00:31:10.750 --> 00:31:13.150
خداحافظ

00:31:23.630 --> 00:31:29.300
تنها کسي که عاشقش هستم تويي

00:31:30.920 --> 00:31:37.030
بيدام براي من فقط يه مشتريه چون اينجا رو در اختيار من گذاشت

00:31:37.030 --> 00:31:41.630
چرا نمي فهمي چه احساسي دارم؟

00:31:43.080 --> 00:31:49.340
به اين خاطرِ که من يه گيسانگ هستم و از طبقه پايين هستم

00:31:50.550 --> 00:31:53.150
اگه دليلت اينه

00:31:54.870 --> 00:31:59.380
من براي هميشه عشقت رو تو قلبم نگه مي دارم

00:32:06.220 --> 00:32:08.810
اين حقيقت داره؟

00:32:09.560 --> 00:32:13.220
لطفاَ منو ترک نکن

00:32:13.220 --> 00:32:16.510
کنار من بمون

00:32:18.310 --> 00:32:22.220
اونوقت من ديگه هيچ آرزويي ندارم

00:32:33.670 --> 00:32:42.290
اگه احساست رو تغيير ندي،براي هميشه کنارت مي مونم

00:33:10.890 --> 00:33:13.410
چونچو

00:33:15.990 --> 00:33:21.690
چه چيزي تو رو نگران کرده؟

00:33:21.690 --> 00:33:29.230
شما تو گل و لاي جلوي ملکه سادو زانو زديد تا زندگي منو ببخشه

00:33:29.230 --> 00:33:38.180
اونوقت من جلوي بيدام براي بخشش بئوپمين زانو نزدم

00:33:38.180 --> 00:33:42.230
من لياقت ندارم

00:33:42.230 --> 00:33:51.220
هرطور که بود بايد اونو نجات ميدادم ، حس
مي کنم لياقت پدر بودن رو ندارم

00:33:51.220 --> 00:33:57.600
همه پدر ها يکسان هستن

00:33:57.600 --> 00:34:03.640
حتي اگه من دوباره به اون زمان برگردم ، باز هم براي
نجات تو زانو ميزنم و التماس مي کنم

00:34:03.640 --> 00:34:07.570
من بايد اون کار رو انجام ميدادم

00:34:07.570 --> 00:34:11.680
چون خون پادشاه سرنگون شده تو رگهاي ما بود

00:34:11.680 --> 00:34:14.890
در اون زمان ، زنده موندن مهم بود

00:34:14.890 --> 00:34:23.310
اما حالا،تجربه کسب کردن بئوپمين مهمه

00:34:24.740 --> 00:34:27.080
پدر

00:34:27.860 --> 00:34:30.870
ديگه فکر نکن که گناهکاري

00:34:30.870 --> 00:34:36.060
مطمئنم بئوپمين اينو درک ميکنه

00:34:38.060 --> 00:34:44.510
در مورد رفتن شما به دايسئونگ نگرانم

00:34:44.510 --> 00:34:46.930
نگران نباش

00:34:46.930 --> 00:34:52.550
من از گوتاسو و بچه اش محافظت مي کنم

00:34:52.550 --> 00:34:56.780
ميدونم

00:35:22.240 --> 00:35:29.000
مادر ، من ميخوام چند روزي رو به ساحل برم
تا غروب خورشيد رو تماشا کنم

00:35:29.000 --> 00:35:33.770
اگه بيدام سراغ منو گرفت ، بهش بگيد براي دعا به معبد رفتم

00:35:33.770 --> 00:35:41.070
چرا با بيدام و بئوپمين يه بازي خطرناک درست کردي؟

00:35:41.070 --> 00:35:46.540
اگه بيدام بفهمه زندگيت به خطر مي افته

00:35:46.540 --> 00:35:52.910
شما نگران اين هستيد که بيدام بفهمه و اينجا رو از ما بگيره؟

00:35:52.910 --> 00:35:57.250
اين چه حرفيه مي زني؟

00:35:57.250 --> 00:36:02.820
من ميدونم دارم چيکار ميکنم،همون کاري رو که گفتم انجام بديد

00:36:03.180 --> 00:36:06.430
بئوپمين نمياد

00:36:10.580 --> 00:36:13.470
اون به دايسئونگ رفته

00:36:13.470 --> 00:36:17.340
چي؟ اين امکان نداره

00:36:22.680 --> 00:36:28.070
يئونهوا،من براي نجات خواهرم و شکست دادن ارتش باکجه ميرم

00:36:28.070 --> 00:36:32.730
من هرطور شده سالم بر ميگردم ، پس نگران نباش و صبر کن

00:36:32.730 --> 00:36:36.980
اون نميتونه اين کارو بکنه ، نمي تونه

00:36:54.600 --> 00:36:56.990
پدربزرگ

00:36:59.080 --> 00:37:01.560
پدربزرگ

00:37:04.270 --> 00:37:09.000
فکر مي کردم بخاطر کارت با ما نمياي

00:37:09.000 --> 00:37:14.170
من حاضرم با شما به دايسئونگ بيام

00:37:14.170 --> 00:37:18.540
من ميخوام هر طور شده خواهرم رو نجات بدم و دشمن رو شکست بدم

00:37:18.540 --> 00:37:24.760
تو اين همه هنر سخنراني رو از کي ياد گرفتي

00:37:27.050 --> 00:37:30.040
-= اردوگاه ارتش باکجه ، نزديکي دايسئونگ =-

00:37:40.340 --> 00:37:43.070
وفاداري

00:37:43.070 --> 00:37:46.240
وفاداري  وفاداري  وفاداري

00:37:57.540 --> 00:38:05.670
اونا جيره غذايي شون رو از دست دادن و چيزي براي خوردن ندارن

00:38:05.670 --> 00:38:09.780
اما هنور به کمک فرمانده قلعه مقاومت مي کنن

00:38:09.780 --> 00:38:14.970
اون همسر دختر چونچو ئه ، اون يه فرمانده لايقه

00:38:14.970 --> 00:38:18.730
تمام جاده هايي رو که به دايسئونگ ميرن ببنديد

00:38:18.730 --> 00:38:25.450
ده روز که بگذره اونا حتي به پدر و مادر خودشون هم رحم نمي کنن

00:38:25.450 --> 00:38:32.950
مهم نيست اونا چقدر وفادار هستن ، اونوقت ديگه نمي تونن مقاومت کنن

00:38:32.950 --> 00:38:37.610
راهي براي رفتن به دايسئونگ وجود داره؟

00:38:37.610 --> 00:38:43.010
احتمالاً بخاطر حضور پادشاه باکجه همه راهها رو بستن

00:38:44.190 --> 00:38:48.220
من اين همه راه رو تا اينجا اومدم ، بايد به اونجا برم

00:38:48.220 --> 00:38:52.630
يه راه مخفي پشت قلعه وجود داره

00:38:52.630 --> 00:38:57.590
ممکنه سربازاي باکجه بين راه کمين کرده باشن

00:38:57.590 --> 00:39:00.310
من نمي تونم همينطوري به باکجه برگردم

00:39:00.310 --> 00:39:05.990
من هر طور که شده بايد وارد قلعه بشم

00:39:05.990 --> 00:39:08.620
من شما رو همراهي مي کنم

00:39:08.620 --> 00:39:13.890
من يه نامه با کبوتر به فرمانده قلعه مي فرستم

00:39:18.570 --> 00:39:22.610
برادر من امشب با فرمانده سابق هوارانگ به اينجا ميان

00:39:22.610 --> 00:39:27.950
من از قلعه بيرون ميرم و به اردوگاه باکجه
حمله مي کنم تا اونا رو منحرف کنم

00:39:27.950 --> 00:39:33.720
به دروازه شمالي برو و اونا رو همراهي کن

00:39:33.720 --> 00:39:36.630
بله قربان

00:39:43.830 --> 00:39:46.470
من نگرانم

00:39:46.470 --> 00:39:49.670
به نظر ميرسه به من مشکوک شدن

00:39:49.670 --> 00:39:52.890
يه مرد نبايد اينقدر ضعيف باشه

00:39:52.890 --> 00:39:57.550
اگه دايسئونگ به دست باکجه بيفته ، ما در رفاه و آسايش زندگي مي کنيم

00:39:57.550 --> 00:40:00.240
تو بايد قوي باشي

00:40:02.200 --> 00:40:04.570
همين کارو مي کنم

00:40:04.570 --> 00:40:06.590
به من اعتماد کن

00:40:08.300 --> 00:40:10.820
دايسئونگ مورد حمله قرار گرفته

00:40:10.820 --> 00:40:15.670
دربار شيلا براي اونا نيروي کمکي فرستاده؟

00:40:15.670 --> 00:40:19.430
شيلا حتماً ميدونه استراتژي ما براي جنگ

00:40:19.430 --> 00:40:25.370
گرفتن دايسئونگه

00:40:25.370 --> 00:40:31.270
اگه اونا از نقشه ما با خبر شده باشن حمله به دايسئونگ بيهوده خواهد بود

00:40:31.270 --> 00:40:38.860
اعليحضرت اين همه راه رو بيهوده تا اينجا نيومدن

00:40:38.860 --> 00:40:43.830
در حالي که اونا مشغول دفاع از هانسئونگ هستن

00:40:43.830 --> 00:40:48.170
من بقيه قلعه هاي مرزي رو تسخير مي کنم

00:40:48.170 --> 00:40:54.170
اگه ما سرزمين حاصلخيز اونا رو بدست بياريم

00:40:54.170 --> 00:40:58.670
فرستادن سرباز از سوي اونا هم ديگه کمکشون نمي کنه

00:40:58.670 --> 00:41:06.990
و وقتيکه موفق شديم هانسئونگ و مسير دريايي رو بدست بياريم

00:41:06.990 --> 00:41:10.710
اونقته که استراتژي ما خواهد درخشيد

00:41:10.710 --> 00:41:16.150
اين دليليه که اين همه راه رو بخاطرش اومديم

00:41:16.150 --> 00:41:19.870
چه طرح بدون نقصي

00:41:21.950 --> 00:41:25.350
اعليحضرت ، جاسوس دايسئونگ اينجاست

00:41:25.350 --> 00:41:27.500
بيارش داخل

00:41:34.600 --> 00:41:38.440
زنده باد اعليحضرت

00:41:38.440 --> 00:41:43.760
خيلي وقته نديدمت حالت چطوره؟

00:41:43.760 --> 00:41:49.300
حتماً بخاطر اينکه سالها شهروند شيلا بودي خيلي سختي کشيدي

00:41:49.300 --> 00:41:54.480
تو يه خدمتگذار واقعي هستي

00:41:54.480 --> 00:41:58.360
من حاضرم بخاطر کشورم آتيش جهنم رو هم تحمل کنم

00:41:58.360 --> 00:42:05.290
مرگ پدرم در اومونگوک مي تونه به رفاه باکجه کمک کنه

00:42:08.330 --> 00:42:14.020
يه راه مخفي به قلعه وجود داره

00:42:14.020 --> 00:42:24.570
شايستگي تو روز جنگ مشخص خواهد شد

00:42:24.570 --> 00:42:30.390
يونگچان و تعدادي از افرادش امشب از اونجا وارد قلعه ميشن

00:42:30.390 --> 00:42:31.920
چي؟

00:42:31.920 --> 00:42:36.580
منظورت پدر کيم چونچو ئه؟

00:42:36.580 --> 00:42:42.870
شنيدم پسر چونچو ،بئوپمين هم اونو همراهي مي کنه

00:42:48.050 --> 00:42:52.960
سربازا بين راه کمين کردن

00:42:52.960 --> 00:42:57.220
اگه شما دستور بديدن همه اونا رو مي کشيم

00:42:57.220 --> 00:43:02.620
من ميخواستم با گرفتن قلعه هاي دايسئونگ و هانسئونگ

00:43:02.620 --> 00:43:09.730
باکجه رو به يک کشور قدرتمند تبديل کنم

00:43:09.730 --> 00:43:21.320
همينطور از چونچو و ملکه شيلا انتقام بگيرم

00:43:21.320 --> 00:43:27.630
اونا با فريب دادن ما تمام افرادمون رو در اومونگوک کشتن

00:43:29.750 --> 00:43:38.770
حالا با اومدن پدر و پسر چونچو همه چيز به نفع من تموم ميشه

00:43:38.770 --> 00:43:48.740
بايد انتقام افرادم رو که قتل عام شدن از اونا بگيرم

00:43:49.380 --> 00:43:55.520
اعليحضرت ، فرمانده قلعه دايسئونگ از قلعه بيرون اومده

00:43:55.520 --> 00:44:02.210
بايد تصميم بگيريد که با پدر و پسر چونچو چيکار کنيم

00:44:02.210 --> 00:44:11.090
من کاري مي کنم چونچو بجاي اشک خون گريه کنه

00:44:26.320 --> 00:44:33.380
اينجا منطقه خطرناکيه،مطمئنم سربازاي باکجه از اينجا خبر ندارن

00:44:33.380 --> 00:44:37.470
اگه اونا خبر داشتن حتماً بين مسير کمين مي کردن

00:44:37.470 --> 00:44:42.350
هنوز هم نبايد از همه چيز مطمئن باشيم

00:44:42.350 --> 00:44:49.070
ما ميتونيم از اين مسير نيروي کمکي و آذوقه بفرستيم

00:45:08.160 --> 00:45:13.380
فرمانده ما رو فرستادن تا شما رو همراهي کنيم

00:45:14.160 --> 00:45:17.080
سپاسگذارم ، بهتره بريم

00:45:17.080 --> 00:45:18.940
بله قربان

00:45:42.190 --> 00:45:46.730
نوه من به يه فرمانده لايق تبديل شده

00:45:46.730 --> 00:45:53.270
خوشحالم از اينکه اينجا هستيد

00:45:53.270 --> 00:45:58.450
متاسفم که نتونستم براي سربازا آذوقه تهيه کنم

00:45:58.450 --> 00:46:00.600
شما لازم نيست عذر خواهي کنيد

00:46:00.600 --> 00:46:03.850
همين که شماها اينجا هستيد

00:46:03.850 --> 00:46:08.760
ما مي توني ارتش يک ميليوني رو هم شکست بديم

00:46:09.700 --> 00:46:13.440
وقتي من نبودم خوب تونستي جلوي دشمن رو بگيري

00:46:13.440 --> 00:46:18.520
ما نمي تونيم ارتش يک ميليوني رو شکست بديم شايد بتونيم 100 هزار نفر رو شکست بديم

00:46:18.520 --> 00:46:20.930
درسته ، پدربزرگ؟

00:46:23.370 --> 00:46:25.780
پدربزرگ

00:46:33.910 --> 00:46:37.660
دخترم ، حالت چطوره؟

00:46:37.660 --> 00:46:42.810
چرا به اينجا اومديد ، اينجا خطرناکه

00:46:42.810 --> 00:46:47.880
اومدم تا از شما و مردم دايسئونگ محافظت کنم

00:46:47.880 --> 00:46:52.150
من اينجا هستم ، پس نگران نباش

00:46:59.420 --> 00:47:02.510
ديگه کافيه

00:47:06.420 --> 00:47:10.640
مي دونم چه احساسي داري

00:47:10.640 --> 00:47:13.330
هر قدر که ميخواي گريه کن

00:47:14.080 --> 00:47:17.390
هيچکس تو رو سرزنش نمي کنه

00:47:30.420 --> 00:47:34.810
پادشاه باکجه خوش به دايسئونگ رفته؟

00:47:34.810 --> 00:47:36.460
بله

00:47:36.460 --> 00:47:41.400
اون خودش رو براي يه حمله همه جانبه آماده مي کنه

00:47:41.400 --> 00:47:46.180
نمي تونم بفهمم اون چه نقشه اي داره

00:47:49.750 --> 00:47:55.040
چرا ميخواستيد اين وقت شب منو ببينيد؟

00:47:55.040 --> 00:48:01.160
شما ميدونيد که پادشاه باکجه شخصاً به دايسئونگ رفته؟

00:48:01.160 --> 00:48:05.110
شنيدم اون براي بررسي زندگي مردمش به مرز رفته

00:48:05.110 --> 00:48:10.620
اون به راحتي مي تونه به دايسئونگ حمله کنه

00:48:10.620 --> 00:48:19.020
اگه اون به دايسئونگ حمله کنه کسي نمي تونه جلوش رو بگيره

00:48:19.020 --> 00:48:22.210
اگه شما نيروي کمکي نفرستيد

00:48:22.210 --> 00:48:26.270
مناطق جنوب غربي به دست ارتش باکجه ميفته

00:48:26.270 --> 00:48:30.700
و همه محصولات خوب جزو خاک باکجه ميشه

00:48:30.700 --> 00:48:33.450
و از اونجا آماده حمله به اينجا ميشن

00:48:33.450 --> 00:48:34.640
چي؟

00:48:34.640 --> 00:48:40.100
شما بايد نيروي کمکي بفرستيد و جلوي اونا رو بگيريد

00:48:40.100 --> 00:48:44.620
تمام سربازاي ما به هانسئونگ فرستاده شدن

00:48:44.620 --> 00:48:47.230
سربازي نيست که به دايسئونگ بفرستيم

00:48:47.230 --> 00:48:49.730
من بايد چيکار کنم؟

00:48:53.400 --> 00:48:58.070
اعليحضرت ، منو بفرستيد

00:48:58.070 --> 00:49:06.770
من به اونجا ميرم و با پادشاه باکجه ملاقات مي کنم

00:49:31.070 --> 00:49:36.770
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.