﻿WEBVTT

00:00:32.866 --> 00:00:35.826
...من در طي ِ 30 سال گذشته بعنوان يک نويسنده مستقل
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:36.912 --> 00:00:40.082
.براي امرار معاش به هر جايي که ميتونستم سفر کردم

00:00:40.791 --> 00:00:45.341
...به همه جا سرک مي کشيدم تا بتونم

00:00:46.463 --> 00:00:49.933
يه داستان خوب و ناشري که حاضر به چاپ اون داستان

00:00:51.051 --> 00:00:52.221
باشه رو پيدا کنم.

00:00:53.387 --> 00:00:57.557
:به محض اينکه داستانم تمام و کمال مي شد ، ميگفتم
"خب خيلي ممنون"

00:00:57.641 --> 00:00:59.851
مينداختمش تو يکي از اين جعبه هايي که اينجا مي بينيد

00:00:59.935 --> 00:01:01.595
البته اتاق هاي ديگه اي هم طبقه پايين هستند

00:01:03.313 --> 00:01:05.113
.و ميرفتم که روي داستان بعدي کار کنم

00:01:07.484 --> 00:01:09.324
لعنتي ، کدوم گوري گذاشتمش؟

00:01:11.154 --> 00:01:15.494
بعنوان مثال ، این داستان
"چه کسی خواهر کَتی را کشت؟"

00:01:17.327 --> 00:01:21.037
.یک مقاله عظیم 6000 کلمه ای درباره این ماجراست

00:01:23.750 --> 00:01:27.420
...تا سال 1994 که اولین وقایع به وقوع پیوست

00:01:27.879 --> 00:01:31.089
.من اسمی بنام خواهر "کتی سسنیک" به گوشم نخورده بود

00:01:33.927 --> 00:01:36.637
و اینکه اونا به زنی اشاره کرده بودند که مدعی بود

00:01:37.264 --> 00:01:39.144
.شاهد ِ جسد ِ بی جان "کتی" بوده است

00:01:41.643 --> 00:01:43.983
.البته که من تا حد زیادی جذب داستان شدم

00:01:47.274 --> 00:01:51.574
از طرفی ، یک روایت رسمی از اتفاقی که برای خواهر "کتی" رخ داده
...وجود داره

00:01:51.653 --> 00:01:54.823
!و از طرفی دیگر ، روایتی غیررسمی و زیرزمینی

00:01:54.906 --> 00:01:56.406
...و رسیدن به این راز

00:01:56.950 --> 00:02:00.950
!فکر میکنم این بزرگترین مسئولیت ما روزنامه نگارهاست

00:02:04.708 --> 00:02:06.418
"چه کسی خواهر "کَتی" را کشت؟"

00:02:06.793 --> 00:02:09.843
"ترسیم ِ یکی از بی رحم ترین پرونده های آدمکشی "مریلند

00:02:09.921 --> 00:02:11.301
"توسط "تام نوجنت

00:02:14.676 --> 00:02:17.296
او در کنار شیب یک تپه در شارسپورگ پنسیلوانیا

00:02:17.387 --> 00:02:18.967
آرامیده است

00:02:19.473 --> 00:02:21.103
...یک شهر حاشیه ای قدیمی که

00:02:21.433 --> 00:02:23.983
.مستقیما از رودخانه "اَلِگنیِ" پیتزبورگ عبور می کند

00:02:27.689 --> 00:02:31.819
...بر روی سنگ قبر او تنها 4 کلمه حکاکی شده است

00:02:32.361 --> 00:02:39.331
خواهر روحانی کتی سسنیک ، مدرسه ی خواهران نتردام
1942-1969

00:02:47.167 --> 00:02:51.507
حالا شاید از خودتون سوال کنید
چرا 47 سال پس از قتل؟

00:02:52.422 --> 00:02:53.922
...پرونده همچنان حل نشده است

00:02:55.884 --> 00:02:59.354
روزها رو یکی پس از دیگری میگذرونیم

00:02:59.679 --> 00:03:02.059
و خشم عمومی بیشتر و بیشتر میشه

00:03:02.516 --> 00:03:06.306
و آدم هایی که عمیقا که از این اتفاق آزرده خاطر شدن
.همچنان باید مبارزه کنند

00:03:06.686 --> 00:03:10.186
و جامعه همچنان این سوال رو میکنه که
"چه اتفاقی افتاد؟"

00:03:11.274 --> 00:03:15.534
اما برای رسیدن به جواب اینکه چه اتفاقی افتاد
باید به این اتاق زیرشیروانی مراجعه کنیم

00:03:16.822 --> 00:03:20.952
اما اون اشیاء انرژی رو تو خودشون نگه میدارن
...و تو رو بهم می تابونن

00:03:21.743 --> 00:03:23.623
و تو را در جهت مسیر باد قرار میدن

00:03:24.454 --> 00:03:28.584
:و از خودت می پرسی
"چی بود..؟ گذشته چیه؟"

00:03:28.959 --> 00:03:29.789
چی بود؟

00:03:32.989 --> 00:03:41.989
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:04:42.407 --> 00:04:45.367
هی ، میشه بشینیم؟ -
آره ، هر جور تو که بخوای -

00:04:45.452 --> 00:04:46.792
الان میام پیشت

00:04:51.625 --> 00:04:53.955
برای شروع میتونم چیزی واست بیارم؟

00:04:55.170 --> 00:04:56.300
...آم

00:04:56.379 --> 00:05:00.179
چه نوعی "شاردونی" دارید؟ -
یلو تِیل -

00:05:00.258 --> 00:05:03.638
.خیلی خوبه که
.خودمم تو خونه فقط همین رو میخورم

00:05:08.809 --> 00:05:11.099
.سلام
.یه سوال کوچیک ازتون داشتم

00:05:11.186 --> 00:05:14.396
ما دو سالی میشه که از خدمات فوق العاده شما
.استفاده می کنیم

00:05:14.481 --> 00:05:16.941
ما داریم درباره یک پرونده ِ قتل ِ قدیمی ِ حل نشده
.تحقیق می کنیم

00:05:17.025 --> 00:05:21.355
معلم دبیرستانم
خواهر "کترین سسنیک" ، سال 1969

00:05:24.741 --> 00:05:26.081
سلام -
سلام -

00:05:26.159 --> 00:05:26.989
بیا اینجا

00:05:27.702 --> 00:05:30.372
بیا. من "جما" هستم -
منم "تام" هستم -

00:05:30.455 --> 00:05:31.705
می دونی "کئوگ" کجاست؟

00:05:31.915 --> 00:05:33.535
نه. چطور؟  -
درست کنار دبیرستان کاردینال گیبنز -

00:05:33.625 --> 00:05:35.535
ک-ئ-و-گ

00:05:35.627 --> 00:05:37.797
"الان اسمش شده "سیتن کئوگ

00:05:37.879 --> 00:05:42.549
.یک خواهر روحانی در سال 1696 در "کئوگ" به قتل رسید

00:05:43.051 --> 00:05:44.511
1969؟

00:05:44.594 --> 00:05:47.064
.جسدش تقریبا 2 ماه بعد پیدا شد

00:05:47.138 --> 00:05:48.638
.به قتل رسیده بود

00:05:48.723 --> 00:05:50.933
این آدرس ایمیل خودمه

00:05:51.017 --> 00:05:52.307
...چون فیس بوک نداری

00:05:52.394 --> 00:05:54.104
اما ایمیل داری دیگه؟ -
آره ، دارم -

00:05:54.187 --> 00:05:56.267
باشه. نمیخوام مخت رو بزنم ، باشه؟

00:05:56.356 --> 00:05:58.276
نه ، ردیفه -
جدی میگم -

00:05:58.358 --> 00:06:00.398
بار و بندیل زیاد داری؟  -
نه -

00:06:00.902 --> 00:06:01.952
...من از اون جمع و جورام

00:06:04.406 --> 00:06:07.696
...شخصیت من به شکلیه که برای گرفتن جواب از بقیه

00:06:07.784 --> 00:06:09.794
.خیلی پیگیر میشم

00:06:10.328 --> 00:06:13.918
میرم بیرون تا با مردم حرف بزنم
...در خونه ها رو میزنم

00:06:13.999 --> 00:06:18.419
زنگ میزنم ، سوال میکنم
.ازشون میپرسم میتونن کمکی کنن یا نه

00:06:19.754 --> 00:06:21.264
یه بار قبلا پرسیدم

00:06:21.339 --> 00:06:23.879
.گاهی اوقات اگر دوبار بپرسم به جوابم میرسم

00:06:23.967 --> 00:06:25.982
گاهی اوقات باید بیشتر بگردیم

00:06:25.994 --> 00:06:27.927
.اما این..این یه حکم ِ جلب ِ قدیمیه

00:06:28.013 --> 00:06:29.143
باشه ، بذارید یه نگاه بکنم

00:06:29.556 --> 00:06:31.726
شاید یکسال پیش بود که یه نگاه به اینا کردیم

00:06:31.808 --> 00:06:35.018
...و گفتن یک جعبه مدارکی بوده که گمشده

00:06:35.103 --> 00:06:37.693
.و باید سه تا پوشه پرونده موجود باشه

00:06:38.189 --> 00:06:41.859
.بنابراین یه جورایی امیدوار بودیم که شاید این موارد پیدا شده باشه

00:06:42.402 --> 00:06:44.152
...اگر مدارک وجود نداشته باشه ما یه درخواست میدیم

00:06:44.237 --> 00:06:46.907
تا دوباره واستون پرونده رو مرتب بکنند -
بازم میتونم برگردم. ممنونم  -

00:06:46.990 --> 00:06:49.080
.عالیه
.امیدوارم این اتفاق رخ بده

00:06:50.201 --> 00:06:53.201
!جما هاسکینس...کله شق

00:06:54.205 --> 00:06:55.325
!اون خیلی سِمِجه

00:06:56.082 --> 00:06:58.922
!اَبی شاب...اون آدم معقول تریه

00:06:59.419 --> 00:07:01.209
.زنان ِ جسور و محکمی هستند

00:07:01.796 --> 00:07:02.956
:از جفتشون پرسیدم

00:07:03.048 --> 00:07:05.838
دوست ندارید روزنامه نگار تحقیقی بشید؟"

00:07:06.217 --> 00:07:10.257
"بیاید یکم خوش بگذرونیم
"در جواب بهم گفتن : "ما به روش خودمون اینکارو انجام میدیم

00:07:17.896 --> 00:07:21.776
:روز اولی که اومد ، بهم گفت
"ما میخوایم کتاب داغ ِ ننگ رو بخونیم"

00:07:21.858 --> 00:07:22.858
.باورم نمی شد

00:07:22.943 --> 00:07:27.203
من فقط 13 سالم بود و این خواهر روحانی میخواست کتابِ
داغ ننگ رو واسمون بخونه؟

00:07:28.448 --> 00:07:32.078
.هیچوقت معلمی به این شکل تو زندگیم نداشتم

00:07:32.744 --> 00:07:36.964
.خواهر "کَتی" میتونست مثل یه خواهر بزرگتر به ما نگاه کنه

00:07:37.415 --> 00:07:41.535
.اون سمبلی از دلسوزی و  مهربانی رو به نمایش میذاشت

00:07:41.628 --> 00:07:43.668
وقتی کنارش بودی احساسِ منحصر بفردی بهت دست میداد

00:07:43.755 --> 00:07:47.335
.و تشویقت می کرد که بعنوان یک "شخص" به شکوفایی برسی

00:07:49.469 --> 00:07:52.389
...وقتی شروع به خوندن "رومئو و ژولیت" کردیم

00:07:52.472 --> 00:07:53.772
..."با خودم گفتم :"اوه این

00:07:53.848 --> 00:07:55.518
...می دونی ، "عمرا نتونم چند ساعت بشینم

00:07:55.600 --> 00:07:57.520
.رومئو و ژولیت بخونم

00:07:58.144 --> 00:07:59.736
...اما کار به جایی رسید که من

00:07:59.748 --> 00:08:01.564
.مشتاق رفتن به کلاس انگلیسی شدم

00:08:01.648 --> 00:08:03.398
کی همچین فکری می کرد؟

00:08:04.401 --> 00:08:07.111
...به گمونم چون به لحاظ سنی به ما نزدیک بود

00:08:07.654 --> 00:08:10.494
.هر چیزی که میگفت برای ما رومانتیک تلقی میشد

00:08:10.573 --> 00:08:14.493
می دونید ، ادبیات انگلیسی ، اینکه چطور میتونید از طریق اشعار
.خودتون رو ابراز کنید

00:08:14.577 --> 00:08:17.747
،وقتی شما نوجوان باشید
...بخصوص اگر دختر باشید

00:08:17.831 --> 00:08:19.331
.این موضوع خیلی روی شما تاثیر میذاره

00:08:20.041 --> 00:08:23.501
و اون قادر بود در مدت زمانی کم روی خیلی از آدمها
.تاثیر بذاره

00:08:26.131 --> 00:08:27.971
.اون در سال دوازدهم ما به قتل رسید

00:08:28.466 --> 00:08:32.756
.و روی آدمهای زیادی از جامعه تاثیر گذاشت
.تنها فقط ما نیستیم

00:08:33.304 --> 00:08:36.144
...با آدمایی که 40 ، 50 سال پیش میشناختیشون مواجه میشی

00:08:36.224 --> 00:08:39.234
که میگن :
"دوست دارم یه داستان واست بگم"

00:08:39.310 --> 00:08:41.730
.پس میشه گفت تقریبا به یک افسانه محلی تبدیل شده

00:08:43.106 --> 00:08:44.976
من و "اَبی" همدیگر رو پیدا کردیم

00:08:45.066 --> 00:08:48.606
چون از زمانی که  فارغ التحصیل شدیم دیگه
.ارتباطی با هم نداشتیم

00:08:49.029 --> 00:08:51.449
.فکر کنم "جما" یه جورایی "نانسی درو" بوده
(نانسی درو : شخصیتی خیالی در نقش کارآگاه)

00:08:51.531 --> 00:08:55.121
.اون خوب میتونه مردم رو به حرف بیاره

00:08:55.201 --> 00:08:59.711
اَبی تحقیق فوق العاده ای انجام میده
.طوری که تا حالا نظیرش رو ندیدم

00:08:59.789 --> 00:09:02.499
من دوس دارم پشت تلفن با مردم حرف بزنم
...تصویر سازی کنم

00:09:02.584 --> 00:09:04.714
.و منم از حرف زدن با مردم بدم میاد
!پس فکر کنم این شکلی جواب بده

00:09:04.794 --> 00:09:06.384
از اونچه که در حال رخ دادنه...

00:09:06.921 --> 00:09:10.631
ماموریت ما اینه که متوجه بشیم چه کسی
.به خواهر "کتی" آسیب رسونده

00:09:11.217 --> 00:09:13.297
.ملت دائما بهمون میگن حواسمون جمع باشه

00:09:14.637 --> 00:09:19.057
نگرانی ما این بود که نکنه "کتی" درگیر یک قضیه
...نامتعارفی شده باشه

00:09:19.142 --> 00:09:21.232
.چیز ِ بدی که در نهایت گریبانش رو گرفت

00:09:22.228 --> 00:09:25.818
.به ما گفتن که داستان درباره ی کشتنِ "خواهر روحانی" نیست

00:09:25.899 --> 00:09:28.149
بلکه داستان درباره سرپوش گذاشتن بر روی
. داستان ِ خواهر روحانیست

00:09:28.693 --> 00:09:30.644
...من نگرانم نکنه چیزی که ما دنبالش هستیم

00:09:30.656 --> 00:09:32.573
.بزرگتر از چیزی باشه که ما ازش آگاهی داریم

00:09:34.074 --> 00:09:37.204
...قدمت این پرونده 45 ساله

00:09:37.285 --> 00:09:39.695
...و بنظرم احتمالا اطلاعات ما درباره این پرونده

00:09:39.788 --> 00:09:43.998
.بیشتر از هر کارآگاه یا پلیسی هست که تا بحال رو این پرونده کار کرده

00:09:45.794 --> 00:09:46.844
.ما در دهه 60 زندگیمون هستیم

00:09:46.920 --> 00:09:51.420
واسه اینکه بفهمیم چه بلایی سر "کتی" اومده
.زمان خیلی زیادی نداریم

00:09:52.884 --> 00:09:55.354
...بنظرم شکست خوردن ، عار نیست

00:09:55.428 --> 00:09:57.638
!اما اینکه تلاش هم نکنیم ، کار غلطیه

00:10:17.742 --> 00:10:23.122
.خواهر "کتی" ، معلم انگلیسی سال یازدهم من در سال 1969 بود

00:10:25.625 --> 00:10:26.915
...هفتم نوامبر

00:10:27.794 --> 00:10:28.924
.روز جمعه بود

00:10:29.546 --> 00:10:31.336
.بعد از کلاس داشتیم بحث می کردیم

00:10:31.422 --> 00:10:36.262
.درباره اینکه با زندگیم چیکار میکنم و این صحبتا

00:10:37.512 --> 00:10:41.222
.اون پشت میزش ایستاده بود و منم کنار میزش ایستاده بودم

00:10:41.307 --> 00:10:43.017
.و...فقط صحبت می کردیم

00:10:43.101 --> 00:10:46.351
...حتی یادم نمیاد درباره چی صحبت می کردیم

00:10:46.437 --> 00:10:50.437
...تا اینکه گفت اون شب باید بره خرید تا یک هدیه بخره

00:10:51.234 --> 00:10:53.744
.برای یه نفر تو خانواده

00:10:54.779 --> 00:10:59.619
...اون شخص هر کی که بود
.به نظر میرسید که "کتی" خیلی ازش راضیه

00:11:00.118 --> 00:11:02.288
.خیلی ذوق اینو داشت که با هم ازدواج می کنند

00:11:03.413 --> 00:11:05.673
.و بعدش من رفتم سر کلاس بعدیم

00:11:15.550 --> 00:11:19.390
.کَتی طبق معمول و بعد از تدریس ، مدرسه رو ترک کرد

00:11:22.056 --> 00:11:24.386
.در ساعتی از روز به آپارتمانش برگشت

00:11:24.893 --> 00:11:28.103
.به گمونم میتونیم بگیم نزدیکای ساعت 3 اینطورا

00:11:30.982 --> 00:11:34.742
...خواهر "کاترین" و خواهر "راسل"

00:11:35.570 --> 00:11:36.610
!هم اتاقی بودند

00:11:37.488 --> 00:11:40.158
...اونا با هم در مدرسه "کئوگ" درس خوندن

00:11:40.783 --> 00:11:45.583
و دو نفری بودن که بر خلاف عرف عمل کردن و
.در مدرسه ی عمومی مشغول به تدریس شدند

00:11:46.122 --> 00:11:50.342
..."اونا یه آپارتمان سمت ِ جاده ی "تورث بند

00:11:50.418 --> 00:11:51.998
.در قسمت جنوب غربی ِ شهر اجاره کردند

00:11:54.339 --> 00:11:55.839
...من با خواهر "راسل" در خانه اش

00:11:57.091 --> 00:12:00.641
.واقع در "کارول کانتی" مصاحبه کردم

00:12:01.179 --> 00:12:05.179
یک خانم ِ خیلی نازنین
.اما از طرفی خیلی تمایلی به صحبت نداشت

00:12:06.225 --> 00:12:08.265
...خواهر "راسل"

00:12:08.895 --> 00:12:11.015
.اون معلم ِ "جبر" من بود

00:12:12.273 --> 00:12:14.863
.اون همچین مربی ِ"گروه رقص" هم بود

00:12:14.943 --> 00:12:17.203
.اون دوست ِ "کتی" بود
.همه این موضوع رو می دونستن

00:12:17.946 --> 00:12:19.606
.خیلی با هم می خندیدند

00:12:19.697 --> 00:12:21.237
نه تنها تو راهرو مدرسه اونا رو با هم می دیدی

00:12:21.324 --> 00:12:23.284
.بلکه جاهای دیگه هم با هم بودن

00:12:24.285 --> 00:12:29.575
اما "راسل" بیشتر منطقی تر بود و "کتی" بیشتر احساسی تر

00:12:40.551 --> 00:12:44.561
،تا اونجایی که ما می دونیم
کَتی ، پارکینگ آپارتمان رو ترک کرد

00:12:44.639 --> 00:12:45.889
در حول و حوش ساعت 7

00:12:46.766 --> 00:12:51.806
"هم اتاقیش ، خواهر "راسل
.گفته که این کار همیشگی ِ "کتی" بوده

00:12:51.896 --> 00:12:54.936
اون می رفته که یه مقدار نون بخره

00:12:55.024 --> 00:12:57.654
اون میخواسته یه هدیه نامزدی واسه خواهرش بخره

00:13:00.238 --> 00:13:05.408
اون از آپارتمانش به مرکز خرید "ادمنسون ویلیج" میره

00:13:15.128 --> 00:13:17.048
در اون ساعت خطری اونو تهدید نمی کرده

00:13:17.130 --> 00:13:20.760
اون قسمت از شهر محلی شلوغ و کلاس بالا تلقی می شده

00:13:24.387 --> 00:13:27.137
...خواهر "کتی" به بانک محلی مراجعه کرده

00:13:27.223 --> 00:13:29.563
.چک حقوقیش رو نقد کرده و کمی نان واسه شام خریده

00:13:30.518 --> 00:13:32.438
.روایت ها اینجا مختلفه

00:13:32.895 --> 00:13:35.975
...چندین شاهد به روزنامه و پلیس گفتن که

00:13:36.524 --> 00:13:40.614
...هیچ شکی نیست که خواهر روحانی به محوطه پارکینگ برمیگرده

00:13:41.154 --> 00:13:45.624
.اما هیچکسی ثابت نکرده که اون اصلا به آپارتمانش برگشته

00:13:46.909 --> 00:13:48.079
.در عوض ، اون غیبش زد

00:13:50.621 --> 00:13:56.001
.ما دقیقا نمی دونیم که خواهر "کاترین"...به کجا برده شد

00:13:57.962 --> 00:14:02.052
اصلا اون داشته از "ادمنسون ویلیج" بر می گشته؟

00:14:02.133 --> 00:14:05.223
...اون به محله ای که زندگی می کرده برگشته

00:14:05.303 --> 00:14:07.513
و اون موقع بوده که این شخص اونو گرفته؟

00:14:11.851 --> 00:14:15.401
.اصلا ممکنه درست جلوی در خونه ش گرفته باشنش

00:14:18.524 --> 00:14:23.324
.ما فقط اینو می دونیم که "کتی" هیچوقت از اون سفر بازنگشت

00:14:26.199 --> 00:14:28.079
.ما یه شاهد داریم

00:14:28.159 --> 00:14:31.289
...یک مهماندار هواپیما که خریدشو کرده

00:14:31.371 --> 00:14:35.171
.و برای جاسازی خریدش ، بین مغازه و ماشین در حال رفت و آمد بوده

00:14:35.833 --> 00:14:37.843
بار سومی که مهماندار برمیگرده ، حدودای ساعت 8:30

00:14:37.919 --> 00:14:41.839
اون یادش میاد که "کتی" تو ماشینش در پارکینگ
نشسته بوده

00:14:41.923 --> 00:14:43.883
.انگاری که منتظر یه چیزیه

00:14:46.427 --> 00:14:48.137
..."یکی از دخترهای "کئوگ

00:14:48.221 --> 00:14:51.851
که فکر میکنم خجالت زده شده بوده
...در شب حادثه

00:14:52.683 --> 00:14:56.313
.در محله ای که آپارتمان خواهر کتی در اون قرار داشته ، حضور داشته

00:14:56.979 --> 00:15:01.029
.فکر میکنم عاشق یکی از معلم های مَرد مدرسه شده بوده

00:15:01.109 --> 00:15:03.529
و یه جورایی داشته دور و بر آپارتمان اون معلم می پلکیده

00:15:03.611 --> 00:15:07.451
که ظاهرا این آپارتمان با آپارتمان "کتی" یکی دو خیابون
.فاصله داشته

00:15:13.996 --> 00:15:16.746
...اوایل ماه نوامبر بود

00:15:16.833 --> 00:15:18.543
...و در اون زمان

00:15:18.626 --> 00:15:21.626
.دفترچه تلفن ِ سال جدید واسمون رسیده بود

00:15:21.712 --> 00:15:25.932
.اون موقع اسمش شرکت ِ تلفن ِ "سی اند پی" بود

00:15:27.844 --> 00:15:30.474
.من داش آموز سال دوم دبیرستان بودم

00:15:30.555 --> 00:15:33.385
:جمعه شب و من به دوستم گفتم

00:15:33.474 --> 00:15:36.734
"بیا یه نگاه به دفترچه تلفن بکنیم تا ببینیم معلم ها کجا زندگی میکنن"

00:15:39.105 --> 00:15:41.645
..تو اون خونه ، آقای "نون" زندگی می کرد

00:15:42.233 --> 00:15:44.743
.و چراغ ِ طبقه دوم روشن بود

00:15:45.486 --> 00:15:50.736
"و ما گفتیم :"خود آقای "نون" ئه. عرقگیرشم تنشه

00:15:51.242 --> 00:15:54.082
من معتقدم اون تو اتاقی که بالای در قرار داره
حضور داشت

00:15:58.040 --> 00:16:01.630
.اون جلوی آیینه ایستاده بود ، در حالیکه موهاشو شونه می کرد

00:16:02.920 --> 00:16:04.260
.چراغ خاموش شد

00:16:04.338 --> 00:16:07.258
.ما سرمونو گرفتیم پایین تا صدای خندمون رو نشنوه

00:16:08.551 --> 00:16:11.431
.تا به خودمون اومدیم ، صدای این فریاد رو شنیدیم

00:16:11.929 --> 00:16:15.139
.و من میتونم بگم که اون صدای فریاد از اون جهت می اومد

00:16:17.518 --> 00:16:20.478
.درست همونجایی که خواهر "کتی" و خواهر "راسل" زندگی می کردن

00:16:23.316 --> 00:16:24.396
.صدای یه مَرد بود

00:16:25.193 --> 00:16:27.703
...بلند ، رسا

00:16:28.863 --> 00:16:32.283
.آکنده از خشم و عصبانیت

00:16:33.951 --> 00:16:38.411
.جدا فکر می کردیم یه زد و خوردی اونجا در حال جریانه

00:16:41.459 --> 00:16:43.589
.و همون موقع بود که بیخیال شدیم و رفتیم خونه

00:17:00.895 --> 00:17:04.355
خواهر "راسل" ، دوست و هم اتاقی کَتی
...نگران شد

00:17:04.440 --> 00:17:07.530
.وقتیکه "کتی" هیچوقت از اون خرید برنگشت

00:17:09.403 --> 00:17:11.863
...طرفای نیمه شب به قدری نگران شد که

00:17:11.948 --> 00:17:15.828
.تصمیم گرفت با "گِری کوب" تماس بگیره

00:17:18.204 --> 00:17:20.924
.پدر "کوب" و "کتی" همدیگه رو دیده بودن

00:17:21.415 --> 00:17:22.875
...کَتی انگلیسی تدریس می کرد

00:17:22.959 --> 00:17:26.169
.و پدر "گری کوب" ، به تدریس درس دینی مشغول بود

00:17:27.255 --> 00:17:29.625
.ظاهرا یک دوستی ای هم با هم داشتن

00:17:31.801 --> 00:17:34.051
حالا که به وقایع گذشته نگاه می کنیم
.کمی نگران میشیم

00:17:35.513 --> 00:17:38.723
چرا خواهر "راسل" با پلیس تماس نگرفت؟

00:17:43.688 --> 00:17:46.068
...حالا ، خونه ی جانبی

00:17:46.148 --> 00:17:48.608
درست همینجاست
.بله. باشه

00:17:50.027 --> 00:17:51.487
.خوبه. ادامه بده

00:17:55.825 --> 00:17:56.655
همینجا؟

00:17:59.495 --> 00:18:00.495
.هوم

00:18:01.289 --> 00:18:02.829
.یکم جلوتر برو
.بله

00:18:06.502 --> 00:18:10.462
،قبل از ساعت 5 بعدازظهر اون روز
...یک روز معمولی در خانه مناجات بود

00:18:10.548 --> 00:18:12.838
...و من در حال خواندن دعا نبودم

00:18:13.634 --> 00:18:16.474
.بنابراین من هیچ خاطره بخصوصی از اون زمان ندارم

00:18:16.554 --> 00:18:20.564
"اما می دونستم که برادر "پیتر

00:18:20.641 --> 00:18:23.481
...من و برادر "پیت مکون" تصمیم گرفته بودیم

00:18:23.561 --> 00:18:26.771
.میخوایم به دیدن فیلمی که در "بالتیمور" پخش میشه ، بریم

00:18:30.151 --> 00:18:31.441
.اسم فیلم "ایزی رایدر" بود

00:18:34.947 --> 00:18:39.237
میتونم بگم تقریبا طرفای ساعت 10:30 اینطورا بود که
.ما از سینما برگشتیم

00:18:40.620 --> 00:18:42.460
...و نشسته بودیم درباره ی فیلم صحبت می کردیم

00:18:42.913 --> 00:18:46.753
که تلفن زنگ میزنه و پشت خط
.خواهر "راسل فلیپس" ئه

00:18:47.960 --> 00:18:49.170
"شما کَتی رو دیدید؟"

00:18:53.174 --> 00:18:57.224
اون بهمون گفت که "کَتی" طرفای ساعت 8 یا 8:30 آپارتمان رو
.ترک کرده

00:18:58.054 --> 00:19:02.684
اون میخواسته یه هدیه نامزدی واسه خواهرش بخره ولی
.هنوز برنگشته

00:19:04.935 --> 00:19:09.065
.بنابراین سوار ماشین شدیم و فورا سمت کتونسویل" رفتیم

00:19:12.652 --> 00:19:14.822
...این
.این آپارتمانیه که ما داخلش بودیم

00:19:15.738 --> 00:19:16.568
...و ، آه

00:19:18.032 --> 00:19:19.532
.در اون طبقه همکف بودیم

00:19:21.952 --> 00:19:27.082
.بنابراین این پله ها ، مسیر ورودی به داخل این آپارتمان بود

00:19:30.586 --> 00:19:35.046
.شاید نزدیک 45 تا یک ساعت به صحبت های "راسل" گوش دادیم

00:19:35.883 --> 00:19:40.893
و...از اونجایی که اون 3 ساعت دیر کرده بود

00:19:40.971 --> 00:19:43.471
"من گفتم : "به نظرم وقتشه به پلیس زنگ بزنیم

00:19:49.397 --> 00:19:51.857
.بنابراین یه پلیس به تماس ما جواب داد

00:19:51.941 --> 00:19:53.361
.اون پلیس به این آپارتمان اومد

00:19:53.859 --> 00:19:56.149
.ما گزارش مفقودی "کتی" رو به اون پلیس دادیم

00:19:57.905 --> 00:20:00.865
.هر چی لازم بود یادداشت کرد ، بعدشم رفت

00:20:02.034 --> 00:20:04.374
.سه نفرمون دور ِ یه میز ِکوچیک جمع شدیم

00:20:05.579 --> 00:20:06.499
.و من گفتم مراسم "دعا" رو اجرا کنیم

00:20:09.041 --> 00:20:13.301
.یکم نان و شراب خوردیم و من مراسم تبرک را اجرا کردم

00:20:17.758 --> 00:20:21.388
.و ما کمی از این نان و شراب متبرک رو برای "کتی" نگه داشتیم

00:20:22.888 --> 00:20:26.518
.با اینحال همچنان امیدوار بودیم که سر و کله کَتی پیدا شه

00:20:34.608 --> 00:20:37.108
بعد از یکی دو ساعت
من و "پیتر" رفتیم

00:20:37.653 --> 00:20:39.993
.تا یکمی با هم قدم بزنیم

00:20:47.121 --> 00:20:48.711
...ما از این سمت میایم

00:20:50.249 --> 00:20:54.709
...و زمانیکه به اینجا می رسیم
.چشممون به ماشین میوفته

00:20:56.881 --> 00:20:59.841
.در ِ ماشین باز بود

00:20:59.925 --> 00:21:00.835
.صحیح

00:21:00.926 --> 00:21:02.086
داخل ماشین رفتیم

00:21:02.178 --> 00:21:05.718
...و اون شاخه کوچیک به اینجا وصل بود
.از اونجا آویزون بود

00:21:08.559 --> 00:21:10.769
.اثراتی از برگ و شاخه و تایرهای گل آلود بود

00:21:11.270 --> 00:21:15.780
.بدون شک این ماشین رو تو لجن زار برده بودن

00:21:16.484 --> 00:21:20.244
.ماشین تو یک زمین لجن زار و گل آلود بوده

00:21:24.492 --> 00:21:27.332
...و این سوال پیش میاد ، چرا اون اتومبیل

00:21:27.787 --> 00:21:30.407
...به شکلی در خیابان رها شده بود که سمت عقب اون

00:21:30.498 --> 00:21:34.498
درست به سمت آپارتمانی بود که خواهر روحانی
در اون زندگی می کرد؟

00:21:37.087 --> 00:21:41.177
هر کسی که ماشین رو اونجا گذاشته بوده
.میخواسته که پیدا شه

00:21:42.593 --> 00:21:45.553
...آسانسور ِ درون ِ من خیلی سریع بالا و پایین میشه

00:21:46.055 --> 00:21:50.135
چون عقلم به من میگه که کَتی خودش این ماشین رو
.اینجا نیورده

00:21:51.477 --> 00:21:55.307
یک شخص دیگه ای ماشین رو برگردونده
!ولی "کَتی" رو نه

00:21:55.397 --> 00:21:56.317
پس "کَتی" کجاست؟

00:22:07.368 --> 00:22:09.538
،در همین دوره ی زمانی

00:22:10.037 --> 00:22:12.117
جویس مالکی ،  زنِ جوانیست

00:22:12.206 --> 00:22:16.836
.که سه یا چهار روز بعد از ربودن ِ خواهر "کتی" ، دزدیده میشه

00:22:19.964 --> 00:22:23.134
...در اون زمان ، ربودن و کشتن تصادفی ِ زنان ِجوان

00:22:23.217 --> 00:22:24.887
.امری خیلی شایع نبوده

00:22:26.512 --> 00:22:32.022
...ربودن ِ دو زن ِ جوان ، اونم به فاصله 4 روز

00:22:32.101 --> 00:22:33.101
چه احتمالاتی رو بوجود میاره؟

00:22:35.145 --> 00:22:40.315
با سناریویی مشابه : ماشین با دری باز کنار جاده پیدا شد
.اثری از دختر نبود

00:22:41.819 --> 00:22:43.859
.خانواده اون دختر بین مردم ارج و قرب دارن

00:22:43.946 --> 00:22:46.816
.هنوز چند تا خواهر و برادر زنده داره
.ما باهاشون ملاقات کردیم

00:22:46.907 --> 00:22:51.577
ما بهشون گفتیم : "تا وقتی که این دفعه ما به جستجو
...می پرداریم

00:22:51.662 --> 00:22:54.712
سعی میکنیم ببینیم میتونیم اطلاعات بیشتری در اختیار
"خانواده مالکی قرار بدیم

00:22:58.669 --> 00:23:00.589
اینجا همونجاییه که در ابتدا مشخص شد

00:23:00.671 --> 00:23:03.341
.اون از کجا گمشده و اهل کجاست

00:23:04.425 --> 00:23:05.925
..."جویس هلن مالکی

00:23:06.010 --> 00:23:10.510
دختر 20 ساله ی جوان ِ زیبایِ اهل "لنسداون" که تنها
...دو مایل

00:23:10.598 --> 00:23:13.178
...از آپارتمان ِ خواهر "کترین سسنیک" فاصله داشت

00:23:13.267 --> 00:23:16.057
.در اواخر ِ روز گذشته مفقود شده است

00:23:16.145 --> 00:23:21.315
.شباهت هایی در دو پرونده وجود داره
.هر دو دختر جواب و جذاب بودند

00:23:21.400 --> 00:23:23.740
.بسته هایی در هر دو ماشین پیدا شده

00:23:24.361 --> 00:23:29.241
.هر دو اتومبیل با هیچگونه اثری مشهود از مشاجره رها شدند

00:23:29.325 --> 00:23:33.695
سوئیچ در اتومبیل بوده و هر دو دختر برای خرید
"از خانه خارج شدند

00:23:37.708 --> 00:23:42.548
می دونید ، جایی که ما بزرگ شدیم
.خونه ها کلید نداشتن

00:23:42.630 --> 00:23:46.590
در خونه قفل نمی شد بنابراین ما هر وقت
.عشقمون می کشید میرفتیم و می اومدیم

00:23:47.051 --> 00:23:49.681
.هیچ نرخ جرم و جنایتی وجود نداشت
.هیچ مزاحمتی نبود

00:23:50.262 --> 00:23:53.182
.هیچ دردسری نداشتیم
.همه به هم کمک می کردن

00:23:53.932 --> 00:23:55.982
.در مجموع برای بزرگ شدن ، محله مطلوبی بود

00:23:57.519 --> 00:24:00.059
...در نوامبر 1969

00:24:00.648 --> 00:24:04.358
،من در "جینو" کار می کردم
،یک رستوران ِ فست فود

00:24:04.443 --> 00:24:06.993
.که تقریبا 5 مایلی با خونمون فاصله داشت

00:24:08.113 --> 00:24:12.833
من غروب سر کارم بودم که "جویس" به رستوران
...ما اومد

00:24:12.910 --> 00:24:14.660
.و ازم خواست که ماشینامون رو با هم عوض کنیم

00:24:16.038 --> 00:24:19.628
.اون ماشین خودشو ترک کرد و ماشین والدین منو برداشت

00:24:20.959 --> 00:24:23.209
.احتمالا من  آخرین نفری ام که اونو دیده

00:24:30.344 --> 00:24:34.564
.این دقیقا همون پارکینگیه که ماشین "جویس" رو پیدا کردن

00:24:35.516 --> 00:24:40.936
.به محض اینکه به اینجا رسیدیم با پلیس ایالت تماس گرفتیم

00:24:41.021 --> 00:24:45.441
،میشه گفت نسبتا زود جواب دادن
،منطقه رو ایمن کردن

00:24:46.360 --> 00:24:49.450
و بهمون گفتن
"هی ، اون تو نرید ، دست به چیزی نزنید"

00:24:50.322 --> 00:24:54.872
ما درست همونجایی پارک کردیم که ماشین
جویس پارک شده بود

00:24:55.452 --> 00:24:58.332
.در ِ ماشین باز بود و سوئیچ هم سر جاش بود

00:25:00.582 --> 00:25:03.752
روزیکه خواهرم برای خرید از خونه بیرون رفت

00:25:03.836 --> 00:25:08.916
کل اخبارِ محلی به ناپدید شدن ِ خواهر "کتی" اختصاص
.داده شده بود

00:25:10.175 --> 00:25:15.505
:مادرم بهش گفت
...جویس ، مواظب خودت باش

00:25:15.597 --> 00:25:18.597
.خواهر روحانی گمشده
سلامت برگرد خونه

00:25:20.185 --> 00:25:21.095
.اما اون برنگشت

00:25:42.666 --> 00:25:45.166
.انگاری از طریق ایمیلت داری مصاحبه میکنی

00:25:48.255 --> 00:25:50.965
غروبا من درست همینجایی که الان نشستم
...میشینم

00:25:51.425 --> 00:25:53.545
...چه در حال غذا خوردن باشم چه در حال تلویزیون دیدن

00:25:53.635 --> 00:25:56.715
.و مطالب همه رو میخونم

00:25:57.765 --> 00:25:59.095
.اَبی محققه

00:26:00.601 --> 00:26:03.811
.من و "اَبی" هر شب اینجا با هم میشینم

00:26:05.397 --> 00:26:06.767
...این صفحه فیس بوک

00:26:06.857 --> 00:26:10.397
با نام ِ "عدالت برای کترین سسنیک و
..."جویس مالکی

00:26:12.070 --> 00:26:16.660
.که من و "اَبی فیتزجرالد" مشترکا مدیر ِ این صفحه هستیم

00:26:17.534 --> 00:26:21.794
و هدف ِ این صفحه ، جمع آوری اطلاعات

00:26:21.872 --> 00:26:26.672
از اشخاصیه که ممکنه هر گونه اطلاعات درباره
.سرنوشت ِ خواهر "کتی" داشته باشند

00:26:28.295 --> 00:26:33.625
ما با روزنامه نگاران ، ماموران اجرای قانون و
.افسران بازنشسته پلیس سر و کار داریم

00:26:34.259 --> 00:26:36.969
افرادی که می دونن میتونن به صورت خصوصی
.به ما پیام بدن

00:26:38.263 --> 00:26:41.063
...اگر من امشب تصمیم بگیرم یه سوال روی صفحه بذارم

00:26:41.600 --> 00:26:45.810
.و اینکارو انجام بدم ، با کلی جواب مواجه میشم

00:26:49.274 --> 00:26:53.954
.این سیستم ِ پرونده سازی ِ ناهنجار منه
.خیلی مدل بالا نیست

00:26:55.322 --> 00:26:59.792
اما همون ابتدا مشخص شد خیلی از اسامی ای
...که از طریق بازیابی اطلاعات

00:27:00.619 --> 00:27:05.039
.به اونا نیاز داشتم رو دوباره پیدا کردم

00:27:07.751 --> 00:27:08.791
بذار ببینم

00:27:10.295 --> 00:27:12.915
...من نامه های ارسالی به پلیس ِ شهر ِ بالتیمور رو دارم

00:27:13.006 --> 00:27:18.176
به...سیا...اف بی آی
.و همچنین درخواست برای قانون آزادی اطلاعات فدرال

00:27:19.179 --> 00:27:20.059
.خیلی خب

00:27:20.556 --> 00:27:22.716
.این پست ِ فیس بوک برای ماه "می" هست

00:27:23.350 --> 00:27:27.480
ما واسه درک بهتر وقایع به یک سفر علمی رفتیم"

00:27:27.563 --> 00:27:30.483
شبی که خواهر "کَتی" ربوده شد

00:27:30.566 --> 00:27:35.146
عکس رو براتون الصاق کردم
.اون ساختمان آجری رنگ جاییه که آپارتمان "کتی" قرار داشته

00:27:35.237 --> 00:27:39.577
اون پارکینگ کناری هم جاییه که اتومیبل باید
.پارک می بوده

00:27:39.658 --> 00:27:44.248
یک ماشین نقره ای رنگ همونجاییه که
ماشین "کتی" پیدا شده

00:27:44.329 --> 00:27:48.419
و پشت ماشین بصورت غیرمجازی بسمت خیابون
"پارک شده است

00:27:49.626 --> 00:27:53.796
.فیس بوک عضو لاینفکی از تحقیقات ما رو شامل می شده

00:27:53.881 --> 00:27:55.801
...کمیت ، قدرت رو به همراه میاره

00:27:55.883 --> 00:28:00.143
و ما همگی مصمم هستیم که بفهمیم چه کسی
.به خواهر "کتی" آسیب رسونده

00:28:00.929 --> 00:28:04.639
خواهر کتی و جویس هر دو در محله ای از

00:28:04.725 --> 00:28:07.435
.جنوب غربی بالتیمور و در یک هفته ناپدید شدند

00:28:07.519 --> 00:28:09.939
بنابراین ما با خانواده "مالکی" کار می کردیم

00:28:10.022 --> 00:28:12.442
تا سعی کنیم درباره "جویس" اطلاعات کسب کنیم

00:28:12.524 --> 00:28:16.364
...و بتونیم بین این دو قتل

00:28:16.445 --> 00:28:19.275
.و اشخاصی که مسئول این اتفاق بودن ، ارتباط قرار کنیم

00:28:23.410 --> 00:28:24.700
.خیلی خب ، رفیق
.بزن بریم

00:28:36.632 --> 00:28:39.012
بعد از اینکه ماشین ِ "جویس" رو پیدا کردیم

00:28:39.092 --> 00:28:42.762
روز بعدش اون دو تا شکارچی جسدش رو پیدا کردن

00:28:45.766 --> 00:28:48.266
.همونطور که می بینید ، اینجا مکان پَرتیه

00:28:49.102 --> 00:28:51.272
و همونطور که گفتم ، در اون زمان
اینجا جاده خاکی بود

00:28:51.355 --> 00:28:53.225
بنابراین یه نفر حتما می دونسته

00:28:53.732 --> 00:28:55.902
.اونا کجا دارن میرن و چیکار میخوان بکنن

00:28:56.902 --> 00:29:01.242
و به زعم من ، اونو از قصد اینجا گذاشتن تا
.به این زودیا کسی پیداش نکنه

00:29:08.872 --> 00:29:11.422
...و یکجایی
یک جایی اون پشتا

00:29:12.167 --> 00:29:14.747
...اگر 20،25 متر اونطرف تر برید

00:29:14.836 --> 00:29:19.376
رودخانه ی کوچک ِ "پاتکسنت" رو می بینید
جاییه که جسد "جویس" رو پیدا کردن

00:29:27.057 --> 00:29:29.137
و مقامات پرسیدن کسی میتونه هویت
.جسد رو تشخیص بده

00:29:30.143 --> 00:29:32.903
.پدر و مادر من خیلی ناراحت بودن

00:29:33.897 --> 00:29:35.607
"بنابراین من گفتم : "من اینکارو میکنم

00:29:37.276 --> 00:29:38.896
.تا زحمت اینکار به گردن والدین من نیوفته

00:30:03.635 --> 00:30:04.635
شکارچی ها پیداش کردن

00:30:04.720 --> 00:30:09.310
اون بصورت دَمر سمتِ جریانِ آب با دست هایی که از پشت
.بسته شده بوده ، خوابونده شده بود

00:30:11.435 --> 00:30:12.475
.و گلوش بریده شده بود

00:30:15.230 --> 00:30:19.320
.جسدش رو روی برانکارد گذاشتن ، یک ملافه هم روش کشیدن

00:30:20.277 --> 00:30:23.777
و یک موضوعی که هیچوقت فراموش نمیکنم
...اینه که

00:30:23.864 --> 00:30:25.244
...وقتی ملافه رو کنار زدن

00:30:27.159 --> 00:30:32.959
کل صورتش کثیف و گل آلود بود...و موهاش به صورتش
.چسبیده بود

00:30:35.459 --> 00:30:37.539
.اما هنوزم میتونستم تشخیص بدم که خواهر خودمه

00:30:39.379 --> 00:30:43.219
...پس همین موقع بود که برگشتم و به پدر و مادرم

00:30:43.300 --> 00:30:45.510
.و  "دونالد" و "دریل" گفتم که خودشه

00:30:49.473 --> 00:30:50.933
اما وقتی صحبت از خواهرم میشه

00:30:51.016 --> 00:30:52.788
تنها چیزی که میتونم ببینم
...همون چیزیه که وقتی

00:30:52.800 --> 00:30:54.766
.ملافه رو کنار زدم ، دیدم

00:30:55.312 --> 00:30:57.154
.وحشتناکه
...این تنها خاطریه که

00:30:57.166 --> 00:30:59.112
.دارم و هیچوقت هم از ذهنم پاک نمیشه

00:31:00.192 --> 00:31:02.032
و انگاری واسه همین دیروزه

00:31:03.195 --> 00:31:04.195
...بنابراین ، این

00:31:05.697 --> 00:31:11.447
به گونم همون چیزیه که در مواقعی این چنینی
...باید از سر بگذرونی

00:31:13.330 --> 00:31:16.120
اما برای همین دوست دارم یکی بهای
.کارشو بپردازه

00:31:17.751 --> 00:31:18.791
یک نفر اینکارو کرده

00:31:26.093 --> 00:31:28.053
پلیس شهر به دنبال خواهر روحانی گمشده

00:31:28.136 --> 00:31:32.306
بیست و شش افسر پلیس به همراه سگ های جسدیاب
منطقه را جستجو می کنند

00:31:32.849 --> 00:31:36.229
واقعه عمومی بزرگی در سال 1969 بود

00:31:36.561 --> 00:31:39.521
یک خواهر روحانی ناپدیده است
در تمام صفحات اصلی این خبر کار شده

00:31:40.232 --> 00:31:42.942
و 5 روز بعدش : "خدای من ، چه اتفاقی برای مالکی افتاده؟

00:31:43.026 --> 00:31:44.146
"این دو تا بهم مرتبطند؟

00:31:44.236 --> 00:31:47.526
...و نماینده ی اف بی آی در بالتیمور

00:31:47.614 --> 00:31:52.124
به مطبوعات میگه :"خیالتون تخت باشه. اف بی آی
به شدت در حال فعالیته

00:31:52.202 --> 00:31:58.172
ما متوجه میشم آیا ارتباطی بین خواهر کتی و مالکی
"وجود داره یا خیر

00:31:59.000 --> 00:32:03.550
:حالا شاید از خودتون بپرسید
"چه کسی مسئول اون تحقیقات بود؟"

00:32:04.631 --> 00:32:06.681
"و اون کسی نیست جز فرمانده "جان بارنولد

00:32:07.384 --> 00:32:10.434
ایشون مسئول بخش قتل و آدمکشی ِ پلیس ِ بالتیمور هست

00:32:14.266 --> 00:32:18.226
"ما فقط چند دقیقه میایم تو تا چند تا عکس بگیریم"

00:32:22.023 --> 00:32:23.483
.این منم ، تو روزهای خوب ِ خودم

00:32:24.276 --> 00:32:28.356
.این عکس رو با کلاه و نشان جدید فرماندهیم گرفتم

00:32:30.490 --> 00:32:33.620
من 38 سالم بود. جوان ترین فرماندهی که در اون زمان
.بین نیروها وجود داشت

00:32:34.077 --> 00:32:35.907
...و در اون زمان ، اونا فقط

00:32:36.496 --> 00:32:40.706
فکر میکنم کلا 18 تا فرمانده بین نیروها داشتن و منم
.یکی از اون 18 تا بودم

00:32:42.377 --> 00:32:44.337
.خوش شانس بودم
.دوران خدمت خوبی داشتم

00:32:45.338 --> 00:32:46.838
مردم هر روزه غیبشون میزنه

00:32:46.923 --> 00:32:50.643
ملت همینطوری سرشونو میندازن پایین میرن و
معمولا...اتفاق بخصوصی رخ نمیده

00:32:50.719 --> 00:32:53.219
...در حقیقت ، تو روزنامه ها از من نقل قول کردن

00:32:53.805 --> 00:32:56.215
"هیچ نشانه از آدمکشی مشاهده نشده"

00:32:58.059 --> 00:33:01.439
و اونا مداوم از ما سوال می پرسیدن :
خبری شد؟ کاری کردید؟

00:33:01.980 --> 00:33:05.730
اونا پیش من میومدن و منم میگفتم :
"تحقیقات همچنان برقراره"

00:33:06.526 --> 00:33:07.986
فقط همینو میتونستم بهشون بگم

00:33:12.073 --> 00:33:15.293
:از همون روز اول ، بارنولد به همه میگفت

00:33:15.368 --> 00:33:17.313
"ما فکر نمیکنیم که قضیه آدم ربایی باشه

00:33:17.325 --> 00:33:19.328
"ما مشکلی نمی بینم. همه چی رو به راه میشه

00:33:19.873 --> 00:33:21.963
"اینجا چه خبره؟ اون کجاست؟"

00:33:22.417 --> 00:33:25.047
ما نمیتونیم پیداش کنیم.ما نمی دونیم"
"هیچکسی نمیدونه

00:33:27.339 --> 00:33:28.719
...من نمیخواستم از زیر کار شونه خالی کنم

00:33:28.798 --> 00:33:32.838
.اما همونطور که گفتم ، من به دزدی ها و قتل هم رسیدگی می کردم

00:33:32.928 --> 00:33:37.348
ما حتی در شهری مثل بالتیمور ، در اون دوره زمانی
میانگینِ 200 قتل در سال رو داشتیم

00:33:37.891 --> 00:33:42.271
بنابراین با 200 مورد قتل ، موارد ضرب و شتم و جرایم جنسی

00:33:43.063 --> 00:33:46.733
جدا نمیتونستم تمام وقتم رو بر روی یک پرونده به خصوص
.معطوف کنم

00:33:47.692 --> 00:33:51.112
من فقط باید به ناظرین و ستوان ها و گروهبان های خودم
اعتماد کنم

00:33:51.196 --> 00:33:52.356
.تا بتونن اینکارو رو به سرانجام برسونن

00:33:54.908 --> 00:33:57.738
هر چی بیشتر از ناپدید شدن اون میگذشت
ما بیشتر به آدمکشی مشکوک می شدیم

00:33:57.827 --> 00:33:59.957
اما از طرفی دلتم نمیخواد این موضوع رو اطلاع رسانی کنی

00:34:00.872 --> 00:34:05.752
...با ناپدید شدن خواهر "سسنیک" و جویس مالکی

00:34:05.835 --> 00:34:11.165
و با درنظر گرفتن اینکه هر دو جوان ، سفید پوست
...جذاب و خریدار بودن

00:34:11.258 --> 00:34:15.008
و هیچکسی تحت این شرایط نمیتونست عذر و بهونه جور کنه

00:34:15.637 --> 00:34:18.755
..شما مجبورید این احتمال رو در نظر بگیرید که

00:34:18.767 --> 00:34:22.137
...عواقب خطیری وجود داشته

00:34:22.227 --> 00:34:25.357
.و بنابراین امکان آدمکشی یا آدم ربایی وجود داشته

00:34:39.494 --> 00:34:43.334
یادمه برگشتم مدرسه و همگی به نشانه تاسف سرشونو
...تکون میدادن

00:34:43.415 --> 00:34:46.125
چونکه هیچکسی نمیتونست باور کنه که اون
.غیبش زده

00:34:47.252 --> 00:34:51.262
وقتی یک فرد آشنا تو دردسر میوفته
تصورش خیلی سخته که بگی چه حس و حالی داری

00:34:51.339 --> 00:34:53.219
وقتی هیچ کاری از دستت بر نمیاد

00:34:53.967 --> 00:34:56.677
مثلا اینکه ، چطور ممکنه "کتی" ربوده شده باشه؟

00:34:56.761 --> 00:34:58.141
اصلا با عقل جور در نمیاد

00:34:58.555 --> 00:34:59.965
هیچ چیزیش با عقل جور در نمیاد

00:35:01.600 --> 00:35:05.650
...در حالی که مدرسه از ماه نوامبر وارد زمان سال ِ نو می شد

00:35:06.605 --> 00:35:10.145
به نظرم هممون یه جورایی فکرمیکردیم که اون
دیگه هیچوقت پیداش نمیشه

00:35:11.943 --> 00:35:14.573
می دونستیم که یک تحقیقاتی در جریانه

00:35:14.654 --> 00:35:16.914
اما تحقیقات دیگه برامون مشهود نبود

00:35:17.282 --> 00:35:19.992
...ما دیگه تصاویر عملیات جستجو توسط مردم یا سگ ها

00:35:20.076 --> 00:35:25.286
.برای پیدا کردن کتی سسنیک رو در روزنامه ها نمی دیدیم

00:35:27.208 --> 00:35:31.918
کلی سوال تو ذهنمون داشتیم و فکر می کردیم هیچوقت
به جواب سوالاتمون نمی رسیم

00:35:49.898 --> 00:35:53.278
از 7 نوامبر تا اوایل ماه ژانویه

00:35:54.194 --> 00:35:56.074
.اصلا نمی دونستم چه بلایی سر "کتی" اومده

00:35:57.906 --> 00:35:58.736
...و

00:36:01.034 --> 00:36:04.834
و همین باعث شد که تصوراتم حالت
...بیمارگونه ای به خودش بگیره

00:36:06.665 --> 00:36:08.745
چونکه شما هر دو حالت رو با خودتون تصور میکنید

00:36:08.833 --> 00:36:14.263
از یه طرف تصور میکنید که اون هنوز زنده ست
چون دوست دارید که اون زنده باشه

00:36:15.423 --> 00:36:17.093
اما بعد با این تصور به کجا میخواید برسید؟

00:36:17.801 --> 00:36:20.141
.اون اسیر شده
شکنجه شده

00:36:20.220 --> 00:36:23.600
وتحت کنترل قرار داده شده
.و تحمل اینا برای آدم خیلی سخته

00:36:27.519 --> 00:36:30.859
.بنابراین شما طرف دیگه قضیه رو می گیرید
"بیا تصور کنیم که اون مُرده"

00:36:32.273 --> 00:36:33.823
.نمیخوام این تصور رو بکنم

00:36:37.153 --> 00:36:41.073
بنابراین این دوره زمانی خیلی سیاهی در زندگی من بود

00:36:50.583 --> 00:36:57.343
جسد کاترین سسنیک 26 ساله در سوم ژانویه 1970

00:36:57.424 --> 00:36:59.844
در جنوب غربی بالتیمور کانتی پیدا شد

00:37:02.011 --> 00:37:04.811
اون بر روی شیب یک تپه به پشت خوابونده شده بوده

00:37:05.306 --> 00:37:09.806
خواهر کتی با بدنی مجروح و جمجمه ای آسیب دیده
در یک زباله دونی پیدا شد

00:37:23.908 --> 00:37:27.078
...یادمه به یه دیوار تکیه داده بودم که

00:37:27.162 --> 00:37:30.172
.یکی اومد و بهم گفت که جسد رو پیدا کردن

00:37:31.458 --> 00:37:35.548
.و یادمه در همون حالت تا روی زمین سُر خوردم و نشستم

00:37:37.046 --> 00:37:39.216
یه جورایی خیالم راحت شده بود

00:37:42.510 --> 00:37:43.340
...حالا

00:37:44.637 --> 00:37:47.137
.دیگه صبر برای فهمیدن اینکه چه اتفاقی افتاده ، تموم شده

00:37:55.940 --> 00:37:59.610
جیمز اسکنال

00:38:00.320 --> 00:38:04.120
پلیس ِ بازنشسته ی "بالتیمور کانتی" ، درسته؟

00:38:05.325 --> 00:38:06.905
با شهرتی فوق العاده

00:38:07.535 --> 00:38:09.115
...در زمانیکه

00:38:09.204 --> 00:38:13.084
...جسد خواهر "کتی" در لنسداون پیدا شد

00:38:13.792 --> 00:38:18.462
.به تماس شکارچیان پاسخ داد و به منطقه رفت

00:38:18.546 --> 00:38:21.296
اون اولین افسر پلیسی بود که در صحنه حاضر شد

00:38:21.382 --> 00:38:26.642
ایشون موافقت کردن که ما رو به همونجایی ببرن که
جسد "کتی" پیدا شد

00:38:27.096 --> 00:38:29.266
آلان هورن با ایشون تماس گرفت

00:38:30.183 --> 00:38:34.103
بله ، آلان هورن مرد ِ خیلی مفیدیه

00:38:34.187 --> 00:38:39.027
که از طریق صفحه فیس بوک "عدالت" با ما تماس گرفت

00:38:39.609 --> 00:38:45.739
اون به ما گفت که دیگه خیلی کار نمیکنه و بازنشسته شده

00:38:45.824 --> 00:38:48.584
و دوست نداره به ماهیگیری بره

00:38:49.452 --> 00:38:54.622
و برای سرگرمی به گروه های دیگه برای تحقیقاتشون
کمک میکنه

00:38:54.707 --> 00:38:56.667
ما خیلی "آلان" رو نمی شناختیم

00:38:56.751 --> 00:39:00.881
اون وارد صفحه فیس بوک ما شد و شروع به گذاشتن
مطلب کرد

00:39:01.631 --> 00:39:06.511
آلان کارش تو حرف زدن با خانواده ها و
گرفتن تماس های غیرمنتظره عالیه

00:39:06.594 --> 00:39:11.644
تا ببینه چه افرادی با خانواده ها در ارتباط بودن
...و به افرادی برسه که

00:39:11.724 --> 00:39:15.814
که حس میکنه در دادن اطلاعات به ما مثمر ثمر واقع میشن

00:39:15.895 --> 00:39:17.515
کاری که ما اصلا نمیدونستیم چطور
انجامش بدیم

00:39:33.830 --> 00:39:39.090
من خیلی به "اسکنال" اطمینان ندارم
ولی نیازی نیست "آلان" در این باره خبر داشته باشه

00:39:42.463 --> 00:39:43.423
من آلان هورن هستم

00:39:44.674 --> 00:39:45.514
ممنونم

00:39:46.718 --> 00:39:49.968
من سهم خودمو برای آروم کردن اون انجام میدم

00:39:50.054 --> 00:39:52.644
و ازش بابت وقتی که با ما میذاره سپاسگزار باشم

00:39:53.766 --> 00:39:57.056
...سلام ، من یکی از
.من یکی از دانش آموزان "کتی" بودم

00:39:57.145 --> 00:40:00.895
اوه ، بله -
بنابراین ملاقات با شما برای من خیلی با ارزشه -

00:40:00.982 --> 00:40:05.652
...واقعا نمیتونم بگم چقدر ارزشمنده
...بنابراین ازتون ممنونم

00:40:05.737 --> 00:40:07.407
مشکلی نیست  -
بابت وقتی که میذارید -

00:40:07.488 --> 00:40:08.698
جدی میگم

00:40:08.907 --> 00:40:11.077
...کتی برای من خیلی ارزش داشت

00:40:11.200 --> 00:40:14.330
...اما واقعیتش من دنبال علائم دیگه ای هستم

00:40:15.830 --> 00:40:19.710
...پس من میدونم چی باید بگم و چیکار باید بکنم

00:40:20.460 --> 00:40:21.630
.وقتی پیشش برم

00:40:26.549 --> 00:40:30.759
من "جیم اسکنال" هستم
مامور ِ اجرای ِ قانون به مدت 38 سال

00:40:31.971 --> 00:40:34.681
من تقریبا برای تمام "بالتیمور کانتی" کار کردم

00:40:35.433 --> 00:40:37.273
...خب ، زمانیکه در "هالترپ" جسد رو پیدا کردن

00:40:38.102 --> 00:40:41.022
.من یک ستوان در حین خدمت بودم

00:40:41.898 --> 00:40:44.068
و بعنوان یک ستوان ، من به تماس جواب دادم

00:40:44.609 --> 00:40:47.069
من افسر مزبور رو سر صحنه ملاقات کردم

00:40:47.153 --> 00:40:50.373
اون منو به قسمتی از کناره ی راست جاده بُرد.

00:40:51.032 --> 00:40:55.162
اونجا موقعیتِ کوچیکی بود که احتمالا زباله ها و این چیزا
رو می سوزوندن

00:40:55.995 --> 00:40:57.865
و اصلا یه مکان بزرگ ِ دفع ضایعات نبود

00:40:57.956 --> 00:41:02.536
تنها چیزی که پیدا می کنید یک محل

00:41:02.627 --> 00:41:06.167
یا قسمتیه که از شر زباله ها خلاص میشن

00:41:07.048 --> 00:41:07.918
...من هنوزم میتونم

00:41:09.217 --> 00:41:10.217
...هنوزم می بینم

00:41:10.718 --> 00:41:12.848
که اون(کتی) روی زمین دراز کشیده
به پشت دراز کشیده

00:41:12.929 --> 00:41:15.769
این تصویر باهات می مونه ، می دونید چی میگم؟
هیچوقت فراموشش نمی کنید

00:41:17.266 --> 00:41:18.096
...اما

00:41:19.560 --> 00:41:22.060
به گمونم اینم بخشی از کار محسوب میشه
و باید قبولش کنی

00:41:23.106 --> 00:41:26.146
و سوال اینجاست که ، اونجا پرتش کردن؟
اونجا به قتل رسوندنش؟

00:41:26.786 --> 00:41:28.036
چه سلسله اتفافاتی رخ داده؟

00:41:28.236 --> 00:41:32.486
...به گمونم قبل از اون یه دو ماهی میشد که

00:41:34.659 --> 00:41:38.449
اگر زمین رو عوض نکرده باشن فکر کنم بتونم دوباره برگردم اونجا

00:42:06.315 --> 00:42:07.225
همین یکی

00:42:07.942 --> 00:42:08.782
همینجاست

00:42:13.906 --> 00:42:14.736
ما اینجا بودیم

00:42:16.367 --> 00:42:19.787
بنابراین جسد یه 20 متری با جاده فاصله داشت

00:42:25.168 --> 00:42:27.128
اون فقط به پشت دراز کشیده بود

00:42:27.211 --> 00:42:30.631
و لباساش تا کمر پاره شده بود

00:42:31.174 --> 00:42:33.804
کیفِ دستیش کنارش افتاده بود

00:42:36.179 --> 00:42:39.719
شرایط جسد به گونه ای بود که به ما میگفت
برای مدتی اونجا قرار داشته

00:42:41.476 --> 00:42:42.556
اثری از خون تازه نبود

00:42:43.227 --> 00:42:47.607
بهش شلیک نشده بود
تا اونجایی که میتونستم ببینم...چاقو هم نخورده بود

00:42:51.944 --> 00:42:54.164
...فکر میکنم احتمالا جسد به اینجا اورده شده

00:42:54.906 --> 00:42:58.326
از ماشین به اینجا اورده و به پشت انداخته شده

00:43:00.286 --> 00:43:01.656
جسد فاسد نشده بود

00:43:03.206 --> 00:43:06.036
اثری از کرم یا چیز دیگه ای نبود

00:43:19.305 --> 00:43:20.925
فقط میخوام ازت خداحافظی کنم

00:43:21.015 --> 00:43:23.765
و بابت کمک امروز ازت ممنون باشم -
باشه ، خواهش میکنم  -

00:43:23.851 --> 00:43:26.271
خیلی خیلی ببخشید که این خاطرات برات یادآوری شدن

00:43:26.354 --> 00:43:30.324
ببخشید که خیلی خوب نبود-
نه.منظورم اینه که کار خوشایندی نیست-

00:43:30.399 --> 00:43:32.779
چون من یکی از دانش آموزای اون بودم

00:43:32.860 --> 00:43:36.360
فقط احساس میکنم باید تا اونجایی که میتونم
بفهمم چه بلایی به سرش اومده

00:43:38.199 --> 00:43:43.079
...خب ، مابین ناپدید شدنش و پیدا شدن جسدش

00:43:43.621 --> 00:43:45.251
.جاییه که میتونی جوابت رو پیدا کنی

00:43:46.791 --> 00:43:50.631
هر چیزیکه این ما بین اتفاق افتاده رو فقط مردی که
اینکارو کرده ازش خبر داره

00:43:50.711 --> 00:43:52.591
میتونم یه سوال دیگه بپرسم؟-
بله-

00:43:52.672 --> 00:43:56.882
به غریزه خودت خطور نکرد که قبل از اینکه جسدش
...رو اونجا بندازن

00:43:56.968 --> 00:43:58.508
شاید چند باری جا به جا کرده باشنش؟

00:44:00.179 --> 00:44:02.639
اونایی که جسد رو منتقل کردن احتمالاً باید بدونن

00:44:02.723 --> 00:44:03.683
اونا چی؟

00:44:03.766 --> 00:44:05.056
اونایی که جسد رو منتقل کردن

00:44:05.768 --> 00:44:09.938
در غیر اینصورت من فقط میتونم شاهد چیزی باشم
که با چشمای خودم دیدم

00:44:10.022 --> 00:44:12.152
چونکه به پشت خوابیده بود؟-
بله-

00:44:12.233 --> 00:44:13.693
باد رومر هم اونجا بود-
صحیح-

00:44:13.776 --> 00:44:16.146
کارآگاهان شهر بالتیمور هم اونجا بودن-
صحیح-

00:44:16.237 --> 00:44:18.237
اسم هیچکدوم از اونا رو یادت میاد؟

00:44:18.322 --> 00:44:20.782
فقط "باد رومر" که اونم فوت شده

00:44:21.242 --> 00:44:22.742
...وقتی ما تو خونه ت بودیم

00:44:22.827 --> 00:44:25.907
.درباره یک سری اطلاعات بهم گفتی
.میخواستم یه بار دیگه درباره ش ازت سوال کنم

00:44:25.997 --> 00:44:32.627
تو گفتی شاید ممکن باشه به گزارش پلیس دسترسی
پیدا کنیم

00:44:32.712 --> 00:44:36.632
و برای اینکار به غیر از خودت
میتونیم دیگه با کی تماس بگیریم؟

00:44:36.716 --> 00:44:38.506
باید با فرماندهی تماس بگیرم

00:44:38.593 --> 00:44:40.263
کسی رو میشناسی که ما بتونیم...؟

00:44:40.344 --> 00:44:42.644
تو اداره پلیس آشنایی چیزی داری؟

00:44:42.722 --> 00:44:44.642
بیشترشون یا مُردن یا بازنشست شدن

00:44:44.724 --> 00:44:47.984
اگر یه کیک مهمونت کنم بخاطر من یه تماس
باهاشون میگیری؟

00:44:48.060 --> 00:44:49.650
فکر نمیکنم اونا دیگه منو بشناسن

00:44:49.729 --> 00:44:51.649
راستشو بخوای ، اونا منو نمیشناسن

00:44:52.440 --> 00:44:53.610
من که شرط می بندم میشناسن

00:44:54.400 --> 00:44:55.230
مردم میشناسنم

00:44:55.318 --> 00:44:57.568
تو شبیه "پل نیومن" (بازیگر) هستی
مگه نه؟

00:44:57.653 --> 00:44:59.743
با چشم های آبی و ریش

00:45:00.406 --> 00:45:01.406
باشه

00:45:01.490 --> 00:45:03.080
خیلی خون و خونریزی دیدی ، نه؟-
بله-

00:45:03.159 --> 00:45:04.659
بازم ازت ممنونم-
خواهش میکنم-

00:45:04.785 --> 00:45:06.365
از کمکی که کردی سپاسگزارم

00:45:06.454 --> 00:45:07.294
خیلی خب

00:45:25.348 --> 00:45:28.598
باد رومر همیشه قهوه تلخش رو می نوشید"

00:45:29.352 --> 00:45:31.522
...اون داشت سومین فنجون قهوه ش رو

00:45:31.604 --> 00:45:34.444
در صبحِ سومِ ژانویه ی 1970 می نوشید

00:45:34.523 --> 00:45:35.653
که تلفن به صدا در اومد

00:45:36.275 --> 00:45:37.645
رومر تلفن رو برداشت

00:45:38.277 --> 00:45:41.817
:جیمز اسکنال با لحنی سریع به فرمانده بخش جنایی گفت

00:45:41.906 --> 00:45:45.366
...دو شکارچی همین الان تماس گرفتن تا گزارش ِ جسد ِ زنی رو بدن

00:45:45.451 --> 00:45:48.081
که نزدیک محل دفن ضایعات در خارج از خیابان مومنتال
رها شده است

00:45:48.621 --> 00:45:52.001
لحظاتی بعد ، رومر و چندین نفر از اعضای گروه جنایی

00:45:52.083 --> 00:45:54.673
سریعا سوار یکی از ماشین های مشکی رنگ
...بدون ِ پلاک ِ "پلیموث" اداره شدن

00:45:55.252 --> 00:45:57.512
.تا مسیر 32 کیلومتری تا لنسداون را طی کنند

00:45:59.674 --> 00:46:03.344
...باد رامر. اون مسئول تمام تحقیقات جنایی

00:46:03.427 --> 00:46:05.757
...در اداره کل پلیس بالتیمور کانتی بود

00:46:06.347 --> 00:46:09.177
و همچنین بعنوان رئیس واحد "ق" یا همان واحد قتل و آدمکشی

00:46:09.266 --> 00:46:10.096
ق به معنای قتل

00:46:12.645 --> 00:46:14.475
:کاراگاه خاطرنشان می کنه
وقتی ما به محل ضایعات رسیدیم برف می بارید"

00:46:14.563 --> 00:46:17.533
"و هوا به طر ناجوانمردانه ای سرد بود

00:46:18.818 --> 00:46:23.108
:وقتی من به محل ضایعات رسیدم ، گفتم
"سلام کتی سسنیک"

00:46:28.035 --> 00:46:30.035
تمام طور روز ما بر روی صحنه جرم کار کردیم

00:46:30.121 --> 00:46:33.791
با پزشکی قانونی تماس گرفتیم و فورا درخواست
کالبدشکافی دادیم

00:46:34.625 --> 00:46:37.495
خواهر روحانی بر اثر اصابت یک جسم سخت
به یک طرف از سرش فوت کرده بود

00:46:37.586 --> 00:46:40.876
همراه با ضربه ای که یک حفره دایره وار در پشت
اسکله ش بجا گذاشته بود

00:47:07.700 --> 00:47:09.708
در حین انجام کالبد شکافی
...رومر خیلی زود با ترسیم

00:47:09.720 --> 00:47:11.790
نظریه ای یک سناریو را در نظر گرفت

00:47:12.705 --> 00:47:15.035
...غریبه ای احتمالا "سسنیک" را

00:47:15.124 --> 00:47:17.837
...در خیابان ادمنسون که نزدیک آپارتمان اوست

00:47:17.849 --> 00:47:20.384
از مرکز خرید "ادمنسون ویلیح" ربوده است

00:47:24.216 --> 00:47:27.886
و به احتمال خیلی زیاد ، ضارب ِ ناشناس سپس
خواهر روحانی را کشته

00:47:28.304 --> 00:47:30.724
و جسدش رو حدود 8 کیلومتر اونطرف تر رها کرده

00:47:35.644 --> 00:47:38.944
اما نظریه "رومر" با یک حقیقت نگران کننده تناقض داشت

00:47:40.441 --> 00:47:46.661
اتومبیل ِ خواهر روحانی ، یک فورد ماوریک سبز رنگ ِ مدل ِ 1969
در یک زاویه عجیب پارک شده بود

00:47:47.198 --> 00:47:51.368
آنهم بصورت غیرقانونی و
در نزدیکی مجموع آپارتمان هایی که در آن اقامت داشته

00:47:51.452 --> 00:47:54.712
که تنها ساعاتی با عزیمت "کتی" به سمت مرکز خرید ، فاصله داره

00:47:56.332 --> 00:48:00.672
چطور اتومبیل فورد ِ یک زن مُرده تونسته به مجموعه
آپارتمان ها بازگرده؟

00:48:03.005 --> 00:48:06.125
تو همچین موقعیتی ، قاتل سریالی میخواد که سریعا
از محل بزنه به چاک

00:48:06.509 --> 00:48:08.889
آخرین چیزی که قاتل میخواد اینه که به محل برگرده

00:48:08.969 --> 00:48:11.679
و در حال رانندگی با ماشین مقتول دیده بشه

00:48:15.643 --> 00:48:17.273
...بله ، در مورد پرونده خواهر سسنیک

00:48:17.353 --> 00:48:19.693
...تا زمانیکه دو ماه بعد جسد پیدا شد

00:48:20.356 --> 00:48:23.816
در این فاصله زمانی ما از آدمای زیادی بازجویی کردیم

00:48:23.901 --> 00:48:25.951
هر کسی که به هر شکلی با اون ارتباط داشت

00:48:26.028 --> 00:48:29.698
دانش آموزان ، دوستان ، هم اتاقیش
محل کارش

00:48:32.868 --> 00:48:34.448
اون زن جذابی بود

00:48:35.037 --> 00:48:38.997
امکانش هست یکی که فقط تو اون محل زندگی می کرده
تعقیبش کرده

00:48:39.083 --> 00:48:42.593
.یا جلوی ماشینش رو گرفته یا ازش درخواست سواری کرده

00:48:45.506 --> 00:48:46.966
یه نفر ماشین رو اونجا گذاشته

00:48:47.591 --> 00:48:51.851
و بله ، اگر هر کسی که اونو کشته
ماشین رو هم یه جایی تو جنگل مینداخت

00:48:51.929 --> 00:48:55.019
.خیلی خیلی آسون تر می شد

00:48:59.895 --> 00:49:02.265
در مورد پرونده های قتل ، زمان کار رو برای ما سخت میکنه

00:49:02.898 --> 00:49:05.358
به عبارت دیگه ، شما میتونید روند تجزیه جسد رو ببینید

00:49:05.442 --> 00:49:09.662
عملکرد خون متوقف میشه
آب و هوا همه چیزو با خودش میشوره و می بره

00:49:10.322 --> 00:49:14.292
و هر چی بیشتر صبر کنی
دسترسی به مدارک ِ خوب ، سخت تر میشه

00:49:16.871 --> 00:49:18.081
سناریوهای زیادی میشه ترسیم کرد

00:49:18.164 --> 00:49:21.754
می دونید ، میشه ریسک کرد و چیزهای مختلفی رو فهمید

00:49:33.679 --> 00:49:34.969
ما دو حقیقت مسلم داریم

00:49:36.557 --> 00:49:38.477
اون ربوده و کشته شده

00:49:40.811 --> 00:49:43.361
فراتر از اون من نمیدونم دیگه چی می دونیم

00:49:45.024 --> 00:49:50.034
و پلیس ها همیشه به ما گفتن که هیچ مدرک
...قانونی ای تو اون ماشین یافت نشد

00:49:51.363 --> 00:49:54.163
...اما ترکیب ِ این حقیقت که اتومبیل کجا پارک شده بود

00:49:54.992 --> 00:49:58.622
...و اینکه دو ماه بعد

00:49:58.704 --> 00:49:59.874
...جسد را کجا پیدا کردن

00:50:00.915 --> 00:50:03.915
.موضوعیه که همیشه راه گلوی منو می بنده

00:50:06.754 --> 00:50:09.424
...چون مکانی که جسد در اون پیدا شد

00:50:10.507 --> 00:50:14.257
...جایی نیست که شما تصادفا به اونجا رانندگی کنید

00:50:14.929 --> 00:50:17.599
و با خودتون بگید : "هی ، عجب جای خوبی برای رها کردن
"یک جسد هست

00:50:19.099 --> 00:50:21.389
...اما اونجا یک مکان دِنج و غیرقابل دسترس بود

00:50:22.937 --> 00:50:26.647
که منو به این باور سوق میده که اون شخص
منطقه رو به خوبی میشناخته

00:50:29.652 --> 00:50:31.702
ما همینطوری وارد جمع آوری اطلاعات شدیم

00:50:31.779 --> 00:50:33.319
ما گفتیم : ما نمی دونیم چه اتفاقی افتاده

00:50:33.405 --> 00:50:35.603
بذار جزء به جزء اطلاعات رو جمع کنیم

00:50:35.615 --> 00:50:37.825
به هر داستانی که واسمون گفته میشه ، گوش بدیم

00:50:37.910 --> 00:50:40.540
و زمانیکه حس کردیم به بن بست رسیدیم

00:50:40.621 --> 00:50:43.121
:میشینم و تمام اینارو جستجو می کنیم و میگیم

00:50:43.207 --> 00:50:45.127
"این ما رو به کدوم سمت هدایت میکنه؟"

00:50:45.834 --> 00:50:47.999
...اینجوری نیست که من و "اَبی" سر میز نشسته باشیم

00:50:48.011 --> 00:50:50.134
و بخوایم کارآگاه بازی در بیاریم

00:50:50.798 --> 00:50:55.338
اشتباست. اتفاقی که افتاده اشتباست ولی هنوز
به نتیجه ای نرسیدن

00:50:55.427 --> 00:50:59.057
.ما برای "کتی سسنیک" و "جویس مالکی" عدالت میخوایم

00:51:00.599 --> 00:51:02.479
...من یه عکس از خودم تو اتاقم دارم

00:51:02.559 --> 00:51:06.189
که این سیم ها آویزون هستند
...سیم های برقی

00:51:06.272 --> 00:51:07.822
.ولی هیچکدوم از اونا به منبعی وصل نیست

00:51:09.191 --> 00:51:14.951
من حواسم هست که خوش بین باشم اما از طرفی
برای ارتباطات بی تابی میکنم

00:51:19.910 --> 00:51:23.040
من 15 ساله که این موضوع رو دنبال میکنم

00:51:24.290 --> 00:51:27.000
...با اف بی آی تماس گرفتم

00:51:27.084 --> 00:51:30.384
.یه مدت بیخیال شدم ، باز دوباره از سر گرفتم
.و جواب های تکراری شنیدم

00:51:30.462 --> 00:51:33.722
.بهشون سر زدم
.رفتم دم خونشون و درشونو زدم

00:51:33.799 --> 00:51:36.429
"در 15-20سال اخیر چیکار کردید؟"

00:51:37.177 --> 00:51:39.927
:و تنها چیزی که بهم میگن

00:51:40.014 --> 00:51:42.434
"پرونده همچنان بازه و ما نمیتونیم درباره ش حرف بزنیم"

00:51:43.434 --> 00:51:47.984
شخصا فکر میکنم این کارشون یه جورایی
لاپوشون کردنه

00:51:48.647 --> 00:51:50.767
چونکه من نمیتونم به هیچ اطلاعاتی دست پیدا کنم

00:51:51.275 --> 00:51:53.435
...می دونید ، اینجا دو تا پرچم بزرگه که بالا میره

00:51:54.111 --> 00:51:56.321
و هر دوی اونا همچنان لاینحل باقی مونده

00:51:57.072 --> 00:51:58.992
اتفاق خیلی وحشتناکیه

00:52:00.909 --> 00:52:03.949
:حتی اگر اونا بیان و بگن
"ما هیچی تو دستمون نداریم"

00:52:04.038 --> 00:52:06.078
حداقلش اینه که باهامون حرف زدن

00:52:06.165 --> 00:52:07.365
اونا حتی همینکارم نمیکنن

00:52:09.626 --> 00:52:11.166
...می دونید ، بالتیمور هم

00:52:13.922 --> 00:52:18.182
درجه فساد خودشو داره و این فساد به
.سلسله مراتب هم رسیده

00:52:22.139 --> 00:52:24.979
کارآگاهی بازنشسته که من مکررا باهاش مصاحبه کردم

00:52:25.059 --> 00:52:27.479
:و روی این پرونده کار کرده اغلب به من میگه

00:52:27.561 --> 00:52:32.111
.نوجنت ، مشکل اصلی اینجا لاپوشون کردنه

00:52:32.608 --> 00:52:36.738
خود ِ لاپوشون کردن ، سرطانِ داخلی بالتیموره

00:52:44.661 --> 00:52:45.951
اینجا جاییست که اون دفن شده

00:52:51.043 --> 00:52:53.503
خواهرم "جویس" و خواهر کَتی

00:52:53.587 --> 00:52:56.917
اونا هم عین همه ی من و شما روی زمین قرار گرفتن

00:52:57.007 --> 00:53:01.297
...یکی باید بیاد و برامون روشن کنه چطور

00:53:01.387 --> 00:53:03.347
.اونا از پیش ما رفتند

00:53:05.682 --> 00:53:06.892
این زندگی یه آدم ِ دیگه بوده

00:53:06.975 --> 00:53:10.515
:و مردم آماده ان که بگن
خب بسه دیگه. برن سر مورد بعدی

00:53:10.938 --> 00:53:12.728
این موضوع به من مربوط نمیشه

00:53:13.190 --> 00:53:17.530
:بنابراین وقتی دیدم بقیه زن ها اینطوری میگن

00:53:17.611 --> 00:53:19.821
"ما میخوایم بفهمیم چه کسی خواهر کَتی رو کشته"

00:53:20.447 --> 00:53:25.447
می دونید ، زن های بازنشسته ، مادربزرگ هایی که این
...حادثه رو فراموش نکردن

00:53:26.745 --> 00:53:28.455
...و "تام نوجنت" ، که

00:53:28.539 --> 00:53:33.879
از وقتی این حادثه به گوشش خورد
یک عمر روی پیگیری اون وقت گذاشته

00:53:35.796 --> 00:53:38.716
ما به نقطه ای رسیدیم که نمیخوایم از کنار
این موضوع رد شیم

00:53:40.217 --> 00:53:44.137
برای اجرای عدالت هر کاری که لازم باشه انجام میدیم

00:53:48.809 --> 00:53:51.809
خب ، این داستان چطور شروع میشه؟

00:53:56.024 --> 00:53:59.074
در این داستان غم انگیز ، دو شخصیت کلیدی
.حضور دارند

00:54:00.821 --> 00:54:03.201
نفر اول ، خواهر روحانی به قتل رسیده ، خواهر کَتی

00:54:05.200 --> 00:54:07.700
...اون یکی ، شاهدی به نام جِین دو

00:54:12.374 --> 00:54:15.754
دانش آموزی در دبیرستان کاتولیک
جایی که خواهر "کَتی" تدریس می کرد

00:54:17.880 --> 00:54:21.050
.در مورد هویت "جِین دو" یک سری شایعاتی بوده

00:54:23.010 --> 00:54:27.600
همه چیز از اونجا شروع میشه
و هنوزم همه چیز وابسته به اونجاست

00:54:29.349 --> 00:54:32.849
جِین دو احتمالا میدونه که دقیقا چه اتفاقی افتاده

00:54:32.936 --> 00:54:39.816
و برای اون 45 سال طول کشیده تا بتونه با
وحشت درونش مواجه بشه

00:54:42.863 --> 00:54:44.033
جِین دو کیه دیگه؟

00:54:45.574 --> 00:54:46.704
جِین دو؟

00:54:48.118 --> 00:54:49.998
...خیلی دوس دارم همین الان باهاش صحبت کنم

00:54:51.538 --> 00:54:56.038
چون داستانی برای گفتن داره که ما هرگز
!اونو نشنیدیم

00:54:56.062 --> 00:55:18.062
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.
