﻿WEBVTT

00:00:15.599 --> 00:00:18.101
جمع و جور کردن اين داستان عين ِ يه پازل بود

00:00:20.938 --> 00:00:24.274
مي دونيد ، داستان هاي ديوانه کننده اي
به گوش ِ ما رسيده بود

00:00:26.944 --> 00:00:29.738
...بطور کلي من معتقد بودم

00:00:29.821 --> 00:00:32.115
اتفاقي رخ داده

00:00:33.742 --> 00:00:34.576
...مي دونيد

00:00:35.285 --> 00:00:36.954
جايي که دود باشه ، آتيشم هست

00:00:39.373 --> 00:00:42.459
...و ميزان دودي که منتشر شده بود

00:00:42.542 --> 00:00:45.754
قطعا دلالت بر وجود آتشي تحتاني بود

00:00:47.464 --> 00:00:51.885
اما ما...هيچ حقايقي براي اثبات ادعاي خودمون نداشتيم

00:00:54.555 --> 00:00:57.015
چون چيزي که اکثرا شنيده بوديم
نقل قول از "اين" و "اون" بود

00:00:57.391 --> 00:01:01.603
در اين مورد اين مرد اينو گفته
...اون زن اينو ، اين زن اينو گفته

00:01:10.445 --> 00:01:14.074
من ميخواستم پدر "مَسکل" متهم شه

00:01:14.157 --> 00:01:17.661
ميخواستم بخاطر کاري که کرده پشت ميله هاي
زندان ببينمش

00:01:19.413 --> 00:01:21.123
...و تنها راه براي عملي شدن اين اتفاق

00:01:21.206 --> 00:01:23.500
اين بود که از طريق دادستان به دنبال کيفرخواست
براي او باشيم

00:01:25.377 --> 00:01:28.964
...شارون مِي ، او مسئول ِ واحد تجاوز جنسي

00:01:29.047 --> 00:01:30.924
در دفتر ِ دادستان بود

00:01:32.050 --> 00:01:34.845
من...من نميدونم چرا اون زن ، مسکل رو تحت پيگيرد قرار نداد
از دست ِ ما خارج بود

00:01:37.514 --> 00:01:38.849
نميدونستم چيکار کنم

00:01:42.102 --> 00:01:43.353
...نماينده ي دولت

00:01:45.772 --> 00:01:46.648
...پليس

00:01:49.067 --> 00:01:50.569
...کليسا

00:01:52.738 --> 00:01:53.989
هيچکدوم هيچ کاري نکردن

00:01:57.576 --> 00:02:00.787
اين بابا(مسکل) برگشت سر کارش تو کليسا

00:02:03.081 --> 00:02:08.670
من حس کردم اونا چاره ديگه اي ندارن
جز اينکه با اقامه دعوي موافقت کنند

00:02:11.214 --> 00:02:13.592
...اونا ازم پرسيدن آيا ميخوام شاکي باشم يا نه

00:02:14.051 --> 00:02:15.886
و من گفتم بله

00:02:17.220 --> 00:02:19.097
خيلي خوشحالم کرد

00:02:19.181 --> 00:02:22.768
چون ميخواستم دنيا بدونه چه کارهاي وحشتناکي
اين مَرد انجام داده

00:02:23.185 --> 00:02:28.940
و در پرونده ي "دو/رو در مقابل مسکل" در سال 94
من به "جين رو" تبديل شدم

00:02:30.317 --> 00:02:34.613
...تصميم گرفته شد ما عليه پدر مَسکل

00:02:35.238 --> 00:02:39.618
مدرسه ي خواهران ِ نتردام که راهبه هاي آنها
...مدرسه رو اداره مي کردن

00:02:39.701 --> 00:02:44.039
کليسا و متخصص ِ زنان "کريستين ريچر" ، اقامه دعوي کنيم

00:02:46.583 --> 00:02:52.297
قرار گرفتن در مقابل کليسا در "بالتيمور" خبر بزرگي
تلقي مي شد

00:02:53.382 --> 00:02:55.967
انگاري ما در مقابل يک غول بوديم

00:03:01.167 --> 00:03:06.167
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:04:00.382 --> 00:04:04.967
تام ناگنتِ روزنامه نگار ملاقاتی رو با کارگاه اسبق و ناشناس
اداره پلیس بالتیمور با اسم مستعار "حنجره عمیق"  ترتیب داد

00:04:05.000 --> 00:04:11.967
وی با شرط اینکه هویتش پنهان بماند در این ملاقات حاضر شد

00:04:12.294 --> 00:04:15.547
موضوع ِ تحقيقات ِ ما در اين زمينه به يک نوعي
به رسانه ها درز پيدا کرد

00:04:15.630 --> 00:04:18.842
و کلي دختر با من تماس مي گرفتن و باهام صحبت مي کردند

00:04:18.925 --> 00:04:21.136
...و اونا پرسيدن که آيا قابل اعتماد هستيم يا خير

00:04:21.219 --> 00:04:23.180
اما نميخواستن از اساميشون استفاده بشه

00:04:23.263 --> 00:04:26.308
نميخواستن اقوام و همسرانشون از اتفاقات با خبر بشن

00:04:26.975 --> 00:04:28.602
پس از همینجا شروع به کار کردیم

00:04:29.144 --> 00:04:32.189
...ما مصاحبه کرديم
خودم به شخصه با بيش از 100 دختر مصاحبه کردم

00:04:32.272 --> 00:04:34.065
در محل یا دست ِ اول؟

00:04:34.149 --> 00:04:35.776
منبع ِ دست ِ اول؟

00:04:35.859 --> 00:04:38.361
هر چی بیشتر در جزئیات ریز می شدیم
...مجبور شدیم تمومش کنیم

00:04:38.445 --> 00:04:40.238
چونکه قربانی های خیلی زیادی داشتیم

00:04:40.322 --> 00:04:42.407
تصمیم گرفتیم فقط روی بهترین موارد کار کنیم

00:04:42.991 --> 00:04:44.659
"مَسکل اجازه داد یک افسر ِ پلیس منو سوار ماشینش کنه"

00:04:45.327 --> 00:04:48.163
"مَسکل با پلیس می پِلِکید ، منو سوار ماشین می کرد"

00:04:48.246 --> 00:04:50.707
"مسکل منو تو دفترش کشوند و روی میزش معاینه ام کرد"

00:04:51.291 --> 00:04:54.127
و اینا مواردی بود که حس کردیم واقعا میتونیم
روشون کار کنیم

00:04:55.170 --> 00:04:57.130
ما حرفاشون رو باور کردیم
یک موضوع ِ معتبر و موثق داشتیم

00:04:57.631 --> 00:04:59.591
"ما اسم این پرونده ها رو میذاریم "توپ قرمز

00:05:00.050 --> 00:05:03.470
پرونده ِ "توپ قرمز" پرونده ایست که توجهات ِ
رسانه ی ملی رو به خودش جلب میکنه

00:05:03.553 --> 00:05:05.514
شما مجبورید با وکلای ِ حقوقی ِ دولت سر و کله بزنید

00:05:05.597 --> 00:05:07.432
...پس ما این موضوع رو مستقیما

00:05:08.016 --> 00:05:10.227
نزد ِ دفتر ِ "شارون مِی" بردیم

00:05:11.186 --> 00:05:13.438
...مشکل ِ من با این قضیه اینه که

00:05:13.522 --> 00:05:16.608
چرا دفتر ِ نمایندگی ِ دولت "مسکل" رو متهم نکرد؟

00:05:17.526 --> 00:05:20.987
...شما ادعا می کنید در سال 1994 صدها زن

00:05:21.196 --> 00:05:22.781
...با شکایاتی به شما مراجعه کردند

00:05:22.864 --> 00:05:25.742
که یا از اونا خبر داشتن یا خودشون قربانی ِ تجاوز جنسی بودند

00:05:25.826 --> 00:05:28.662
بذارید یه چیزی بهتون بگم
...هر وقت ما یک پرونده ی شکایت از کشیش به دستمون می رسید

00:05:28.745 --> 00:05:29.996
شارون مِی به نفع ِ کلیسا مداخله می کرد

00:05:30.080 --> 00:05:32.541
خیلی راحت پرونده رو کنار گذاشت
تمومش کرد

00:05:33.041 --> 00:05:37.629
...بعد از ملاقات با منبع ِ خودمون بنام حنجره عمیق

00:05:37.712 --> 00:05:39.881
...من متوجه شدم که

00:05:39.965 --> 00:05:42.717
...نزدیک ِ صد زن پیش قدم شدند

00:05:42.926 --> 00:05:45.554
...و اینکه تمام ِ اونا به اداره ی پلیس مراجعه کردند

00:05:46.555 --> 00:05:48.306
...و درست در همون زمان

00:05:48.390 --> 00:05:51.351
...جوزف مسکل همچنان در کلیسای سنت آگستین

00:05:51.434 --> 00:05:53.436
مشغول ِ اجرای اعمال دینی بوده است

00:05:56.565 --> 00:05:59.067
...آگوست ِ 1994

00:06:00.026 --> 00:06:04.155
من و "بورلی والاس" به کلیسا رفتیم

00:06:05.407 --> 00:06:08.285
به عنوان ِ یک زن و شوهر محجوب ِ حومه نشین

00:06:11.538 --> 00:06:15.584
مَسکل مراسم عشاء رو اجرا کرد
...و او صدایی داشت که

00:06:15.834 --> 00:06:21.381
خیلی آرام و دلپذیر بود

00:06:24.175 --> 00:06:29.681
با اینکه از داستانش خبر داشتم اما آوای ِ صداش
برام آرامش بخش بود

00:06:32.017 --> 00:06:33.977
...من و "باب" وقتی از کلیسا خارج شدیم

00:06:34.060 --> 00:06:37.272
...بهم گفتیم اگر بخاطر ناراحتی یا استرس

00:06:37.355 --> 00:06:39.983
...پیش ِ پدر "مسکل" می رفتیم

00:06:40.525 --> 00:06:43.361
صحبت با اون میتونست واسمون تسلی خاطر باشه

00:06:45.280 --> 00:06:46.489
وحشتناکه

00:06:55.040 --> 00:06:56.416
...من در دانشگاه هاپکینز

00:06:57.000 --> 00:06:58.752
با "جو مَسکل" آشنا شدم

00:06:59.794 --> 00:07:02.255
و فکر میکنم این آشنایی بر میگرده به سال 1982

00:07:03.340 --> 00:07:07.302
زمانی که باهاش آشنا شدم
من مسئول ِ برنامه ی مشاوره بودم

00:07:07.385 --> 00:07:08.637
...من در دانشگاه پروفسور بودم

00:07:09.512 --> 00:07:13.350
و اونا برنامه ای برای آموزش ِ مشاوران ِ مدرسه داشتند

00:07:13.600 --> 00:07:16.227
و اون بعنوان یک دانشجو وارد اون برنامه شد

00:07:16.311 --> 00:07:18.605
بخاطر ِ دو چیز اون تو خاطرم مونده

00:07:18.772 --> 00:07:20.148
...یکی بخاطر اینکه کشیش بود

00:07:20.231 --> 00:07:22.233
و دوم اینکه اون به شدت باهوش بود

00:07:23.401 --> 00:07:26.279
جو به شکلی می نوشت که فقط تعداد ِ معدودی
...میتونن اونطوری بنویسن

00:07:27.030 --> 00:07:28.573
...و همینطور فن ِ بیانش شگفت انگیز بود

00:07:28.657 --> 00:07:31.701
بنابراین بعنوان یک دانشجو فوق العاده زرنگ بود

00:07:33.536 --> 00:07:38.625
من اوایل بعنوان یک همکار و بعدا بعنوان یک دوست می دیدمش

00:07:40.001 --> 00:07:44.255
مواردی بود که اونا رو غیرمعمولی تلقی می کردم
...اما متوجه شدم که

00:07:44.339 --> 00:07:49.678
اون به سلاح علاقه داشت...و فکر میکنم به من گفت
که مجموعه ای از سلاح داره

00:07:49.761 --> 00:07:54.432
پس با خودم فکر کردم شاید به "دزد و پلیس" بازی علاقه داره

00:07:54.516 --> 00:07:55.517
من شناختی ازش نداشتم

00:07:55.600 --> 00:07:57.936
...خیلی وارد ِ جزئیات نشدم اما فکر کردم

00:07:58.645 --> 00:08:01.272
خب اگر به این موضوع علاقه داره ، به خودش مربوطه

00:08:02.065 --> 00:08:07.487
...همچنین یادمه یه بار وقتی که

00:08:07.862 --> 00:08:09.906
...قرار بود در یک زمان خاصی ببینمش

00:08:09.990 --> 00:08:13.910
ولی گفت که مشغول ِ حفاری در قبرستانه

00:08:16.871 --> 00:08:20.875
اون گفت که اینجا قبرستان خیلی قدیمی ای هست
و بهش رسیدگی نشده

00:08:20.959 --> 00:08:22.335
خیلی خوب بهش رسیدگی نشده

00:08:23.962 --> 00:08:27.966
و از اون گذشته ، اون مجبور بوده یه سری
یادداشت های روانشناسی رو زیر خاک دفن کنه

00:08:29.759 --> 00:08:33.346
...اینکارشو مستقیما زیر سوال نبردم

00:08:33.430 --> 00:08:35.056
اما به نظرم عجیب اومد

00:08:42.355 --> 00:08:44.107
دکمه ی خارج کردن

00:08:44.607 --> 00:08:46.985
فکر کنم شاید این دکمه ی خارج کردن باشه

00:08:48.570 --> 00:08:51.197
احتمالا ما آخرین نسلی هستیم که طرز ِ کار با اینا رو بلدیم

00:08:55.419 --> 00:08:56.253
خیلی خب

00:08:56.453 --> 00:08:58.830
خب این برای روز ِ بعد از حفاری در قبرستونه

00:09:05.795 --> 00:09:09.424
همکاری ِ پلیس ِ شهر و استان برای تحقیق درباره ی
...قتل ِ یک خواهر روحانی

00:09:09.507 --> 00:09:11.342
در بیش از 20 سال قبل

00:09:11.426 --> 00:09:14.679
پلیس جعبه ای از اسناد که در قبرستان ِ هولی کراس
دفن شده بود را پیدا کرده است

00:09:14.763 --> 00:09:18.725
بعد از اینکه یکی از کارمندان قبرستان به پلیس گفت
کشیش مسکل به او دستور دفن این اسناد رو داده است

00:09:26.191 --> 00:09:27.817
ما یک تماس ناشناس دریافت می کنیم

00:09:27.901 --> 00:09:31.571
بعدا مشخص میشه که این فرد ناشناس
آقای ِ "استوری" هستند

00:09:35.867 --> 00:09:38.453
:اون میگه
می دونی پارکینگ ِ بازار ِ تره و بار کجاست؟

00:09:38.995 --> 00:09:41.748
نیمه شب اونجا باش
تنها بیا

00:09:43.041 --> 00:09:45.251
من اطلاعاتی دارم که ابعاد زیادی از این پرونده رو فاش میکنه

00:09:49.422 --> 00:09:51.257
پس ما به پارکینگ رفتیم

00:09:52.592 --> 00:09:56.012
:وقتی سوار ماشین میشه به ما میگه
راه بیوفت

00:09:56.763 --> 00:09:57.680
راه افتادیم

00:10:05.355 --> 00:10:07.023
و به قبرستان ِ "هولی کراس" رسیدیم

00:10:10.276 --> 00:10:12.153
و ظلماتی بود اونجا

00:10:13.738 --> 00:10:15.031
اون میگه : بریم پشت قبرستون

00:10:20.078 --> 00:10:22.622
میخوام بهت بگم وسایل ِ پدر "مسکل" رو کجا خاک کردم

00:10:26.426 --> 00:10:30.972
...خب ، ما از طرف یک سرایدار تماس داشتیم

00:10:31.172 --> 00:10:34.092
بعدش پلیسا میریزن اونجا و سوابق رو بیرون میکشن

00:10:35.927 --> 00:10:38.471
...پس ما هم سریع سوار ماشین شدیم و اونجا رفتیم

00:10:39.013 --> 00:10:42.308
و جایی که پلیسا کنده بودند در پشت ِ قبرستون قرار داشت

00:10:43.226 --> 00:10:46.521
...انگاری از نوک تپه بیای پایین

00:10:46.604 --> 00:10:47.939
...و اونا اون پایین بودند

00:10:48.148 --> 00:10:53.278
و این کیسه زباله های ِ مشکی ِ حاوی ِ اسناد رو
بار ِ ماشین می زدند

00:10:55.363 --> 00:11:00.034
یادداشت هایی که دیروز کشف شدند
...در سال 1990 در قبرستان

00:11:00.118 --> 00:11:02.078
.و به دستور ِ پدر "مسکل" دفن شدند

00:11:03.288 --> 00:11:07.292
...دستیار ِ دادستان ِ بالتیمور ، شارون ای.اچ مِی

00:11:07.375 --> 00:11:09.210
...مسئول ِ واحد ِ تجاوز ِ جنسی

00:11:09.794 --> 00:11:13.798
از خاکبرداری دیروز مطلع اما هنوز
نظری در این خصوص نداده است

00:11:16.092 --> 00:11:19.345
یکی از جعبه هایی که من دیدم
...حاویِ تصاویری از دخترانی با لباس باز بود

00:11:19.429 --> 00:11:20.471
که سینه های خودشون رو به نمایش میذاشتند

00:11:21.472 --> 00:11:23.933
و اسنادی اونجا بود که در مورد یک دختر بخصوص
...صحبت می کرد

00:11:24.267 --> 00:11:26.394
مانند یک نمایه (مشخصات) شخصی

00:11:26.936 --> 00:11:27.979
به مانند پرونده دبیرستان

00:11:28.354 --> 00:11:29.689
جعبه های زیادی هست

00:11:29.772 --> 00:11:31.149
و اونا رو تو کیسه ی پلاستیکی کردند

00:11:31.858 --> 00:11:33.276
و این نمونه ای از کودک آزاری هست

00:11:33.359 --> 00:11:35.862
یک کودک آزار رو نمیتونید از مجموعه خودش جدا کنید

00:11:35.987 --> 00:11:39.490
نمیتونه جدا شه. با اینکه می دونه دستش به
مجموعه نمیرسه اما میدونه که وجود داره

00:11:39.574 --> 00:11:41.242
خودت شخصا تصاویر رو دیدی ، درسته؟

00:11:41.326 --> 00:11:43.161
بله ، خودم شخصا تصاویر رو دیدم

00:11:43.244 --> 00:11:44.287
و برای دستگیری "مسکل" کافیه؟

00:11:44.370 --> 00:11:46.539
همون لحظه فورا میتونستیم دستگیرش کنیم

00:11:46.623 --> 00:11:49.959
منظورم اینه که... هر بار که
...یک پرونده ی کشیش به پُستمون می خورد

00:11:50.043 --> 00:11:52.170
شارون مِی به نفع کلیسا مداخله می کرد

00:11:52.712 --> 00:11:54.672
مسئول ِ واحد ِ تجاوز جنسی

00:11:54.756 --> 00:11:57.175
مداخله می کرد-
به چه شکل مداخله می کرد؟-

00:11:57.258 --> 00:12:00.094
درخواست ِ حکم قانونی می کرد
"من باید یه نگاه بهش بکنم. نمی دونم"

00:12:00.178 --> 00:12:03.890
اگر اطلاعاتی دستت داشتی و طی 48 ساعت آینده
نمیتونستی حکم قانونی بگیری ، باید فاتحه ش رو می خوندی

00:12:03.973 --> 00:12:04.807
مقررات ِ دست و پا گیر

00:12:04.891 --> 00:12:05.850
تموم می شد

00:12:18.988 --> 00:12:21.199
...پس ما به قبرستون رفتیم

00:12:21.908 --> 00:12:24.744
...هوا به شدت آفتابی بود

00:12:25.244 --> 00:12:29.040
...و من به تازگی یه اتومبیل کروکی ِ قرمز خریده بودم

00:12:29.123 --> 00:12:32.251
...پس با سقف ِ باز سمت قبرستان رانندگی کردم

00:12:32.335 --> 00:12:34.587
...چونکه ما می خواستیم مدارک مهمی پیدا کنیم

00:12:34.671 --> 00:12:37.256
درسته؟

00:12:37.340 --> 00:12:39.258
پس من خیلی هیجان داشتم

00:12:39.926 --> 00:12:42.762
و زمانی که به قبرستان رسیدیم
پلیس ها در حال خاکبرداری بودند

00:12:42.845 --> 00:12:49.060
و در همین حین که من منتظر ایستاده بودم
اونا تمام وسایل رو از چاله بیرون کشیدند

00:12:49.852 --> 00:12:55.692
...وسایل مرطوب بود ، باید خشک می شدند

00:12:55.775 --> 00:12:56.943
...کاملا دسته بندی می شدند

00:12:57.026 --> 00:12:59.112
...اما تا اونجایی که یادم میاد

00:12:59.195 --> 00:13:03.408
...مدرک ِ مستدلی ِ دال ِ بر تجاوز ِ مَسکِل

00:13:03.491 --> 00:13:06.202
به این بچه ها پیدا نشد

00:13:06.661 --> 00:13:09.080
...ما از یک منبع شنیدیم که میگه

00:13:09.163 --> 00:13:14.127
مواردی شهوت انگیز از دختران ِ نوجوان
در اونجا وجود داشته

00:13:14.836 --> 00:13:16.004
شما تایید نمی کنید؟

00:13:16.337 --> 00:13:20.842
یادم نمیاد مواردی شهوت انگیز پیدا کرده باشیم

00:13:21.009 --> 00:13:23.803
شاید پیدا کردیم ولی من به خاطر ندارم

00:13:23.886 --> 00:13:25.304
...داستانی که ما شنیدیم

00:13:25.388 --> 00:13:28.099
...شامل ِ تهیه و تولید لوازم ِ شهوت انگیز نمیشه

00:13:28.182 --> 00:13:31.019
...بلکه تصاویر ِشهوت انگیز بودند. نسخه ی اصلی -
...عین مجلات سکسی-

00:13:31.102 --> 00:13:33.479
نه ، تصاویر ِ واقعی بودند

00:13:33.563 --> 00:13:35.314
تصاویر؟-
بله-

00:13:35.398 --> 00:13:36.232
نه

00:13:36.315 --> 00:13:37.400
نه ، نه ، نه ،نه

00:13:37.483 --> 00:13:39.402
اگر تصاویری پیدا می شد من یادم می موند

00:13:39.485 --> 00:13:42.572
نه. هیچ تصویری وجود نداشت

00:13:46.868 --> 00:13:51.706
در 1990
...من مسئول ِ واحد ِ تجاوز جنسی بودم

00:13:52.290 --> 00:13:55.168
من مسئول ِ پرونده های انفجاری بودم

00:13:55.251 --> 00:13:58.296
...پرونده هایی که تنها با داشتن مدرک ِ قوی و مستدل

00:13:58.379 --> 00:14:02.008
قابلیت تحقیقات را داشتند

00:14:02.175 --> 00:14:04.260
با این فرض که اصلا میتونستی به مدرک مستدل دست پیدا کنی

00:14:05.887 --> 00:14:10.058
...ما شنیدیم ظاهرا بین 30 تا 100 نفر

00:14:10.141 --> 00:14:11.642
برای پرونده ِ "مسکل" پیش قدم شدند

00:14:11.726 --> 00:14:13.895
خودتون به شخصه اون اظهارات رو گوش می دادید؟

00:14:14.437 --> 00:14:16.898
تعدادش رو یادم نیست

00:14:16.981 --> 00:14:20.068
...میدونم یه چند تایی بودند اما از اون زمان خیلی وقتِ که گذشته

00:14:20.151 --> 00:14:23.029
و مسلما در حال حاضر من به بایگانی دسترسی ندارم

00:14:23.613 --> 00:14:28.451
...همینکه چند نفر قربانی پیش قدم شدند

00:14:29.035 --> 00:14:32.747
...برای ما کافی بود تا به وضعیت رسیدگی کنیم

00:14:33.247 --> 00:14:38.127
...اما دادستان در ارتباط با جریان کار خودش

00:14:38.211 --> 00:14:39.629
دارایِ وظیفه ی مشخصی است

00:14:39.712 --> 00:14:40.797
تمام وکلا به این شکل هستند

00:14:41.339 --> 00:14:45.885
هر پرونده ای باید بر اساس شایستگی ِ خودش ادامه پیدا کنه

00:14:46.260 --> 00:14:51.391
...پس اگر من پرونده ای در رابطه با "مِری" اسمیت" به راه بندازم

00:14:51.474 --> 00:14:53.017
...و بلایی که سر اون اومده

00:14:53.476 --> 00:14:57.980
...من نمیتونم بعنوان ِ مدعی در پرونده

00:14:58.272 --> 00:15:03.653
...بتی جونز و آرتور رابینسون رو بیارم که بگن

00:15:03.736 --> 00:15:09.075
چون اون(مسکل) در رابطه با اتهام ِقربانی گناهکاره

00:15:09.158 --> 00:15:13.246
پس احتمالا اینکارو با بقیه این آدم ها هم کرده

00:15:13.413 --> 00:15:14.539
اینکار شدنی نیست

00:15:18.418 --> 00:15:21.421
...یک اتفاقی رو یادمه که

00:15:22.004 --> 00:15:25.925
ما حکمِ احضاریه برای گرفتن سوابق "مسکل" رو داریم

00:15:27.885 --> 00:15:30.596
بنابراین ما به محوطه ی دفترش رفتیم

00:15:33.808 --> 00:15:38.729
یک منشی اونجا بود که با کلیسا مرتبط بود

00:15:39.981 --> 00:15:41.649
...اون منشی به اطلاعمون رسوند که

00:15:41.732 --> 00:15:46.821
مسکل تمام وسایل رو خارج کرده و از اینجا بُرده

00:15:49.365 --> 00:15:54.704
آیا شخصی یواشکی به "مسکل" اطلاع داده بود؟
نمیدونم والا

00:15:56.205 --> 00:15:57.415
اما خودش اونجا بود

00:16:00.585 --> 00:16:03.212
و اینو به خاطر داشته باشید که کلیسای کاتولیک
احمق نیست

00:16:04.005 --> 00:16:06.174
اونا دست و بالشون خیلی باز بود

00:16:06.299 --> 00:16:09.594
میتونستن اونو منتقلش کنن
میتونستن یه دوره ی مرخصی بهش بدن

00:16:11.304 --> 00:16:13.723
ظاهرا در بیمارستان بستری شده بود

00:16:18.478 --> 00:16:20.563
...و با توجه به ماهیت ِ اون مجموعه

00:16:20.646 --> 00:16:24.817
ما نمیتونستیم بهش دسترسی داشته باشیم

00:16:26.319 --> 00:16:30.364
:فکر کنم بهترین کلمه ای که میشه برای "مسکل" بکار برد این باشه
فراری

00:16:32.783 --> 00:16:35.661
شما شخصا "مسکل" رو مقصر تجاوز جنسی
...به کودکان می دونستید

00:16:40.550 --> 00:16:42.176
حتی اگر نمیتونستید تحت پیگرد قرارش بدید؟

00:16:42.376 --> 00:16:45.588
...من حرف قربانی ها رو باور کردم

00:16:46.672 --> 00:16:50.218
اما برای پیش رفتن مدرک کافی نداشتم

00:16:50.593 --> 00:16:55.848
پس...می دونید
...شاید در اعماق وجودم

00:16:55.932 --> 00:16:56.766
بله

00:16:57.308 --> 00:16:59.352
اون مقصر بود

00:16:59.477 --> 00:17:03.064
...وگرنه چرا کلیسا منتقلش کرد

00:17:03.314 --> 00:17:06.192
...چرا در دسترس نبود

00:17:06.442 --> 00:17:10.738
چرا از شر ِ اون سوابق خلاص شد؟

00:17:11.280 --> 00:17:15.451
...اما اگر شما فقط اظهارات قربانی ها را در دست دارید

00:17:15.785 --> 00:17:18.162
این به تنهایی کافی نیست

00:17:18.704 --> 00:17:21.290
...و از اونجایی که احتمالا زجرآور باشه

00:17:21.958 --> 00:17:25.044
این پرونده احتمالا تحت پیگرد قانونی قرار نمی گیره

00:17:26.546 --> 00:17:30.091
...یک کارآگاه ِ ناشناس ِ جرایم ِ جنسی

00:17:30.174 --> 00:17:31.968
...با نام ِ مستعار ِ حنجره عمیق

00:17:32.093 --> 00:17:35.596
...ادعا میکنه که دفتر ِ دادستان

00:17:35.680 --> 00:17:39.725
...در پرونده هایی این چنینی به نفع ِ کلیسا مداخله می کنه

00:17:39.809 --> 00:17:42.353
و واکنش شما به این ادعا چیه؟

00:17:44.522 --> 00:17:50.444
من آدم ِ ترسویی نبودم ، باشه؟

00:17:50.528 --> 00:17:55.157
اگر یک ادعا مطرح می شد
تحقیقات هم انجام می شد

00:17:55.700 --> 00:17:59.370
...من از طرف کلیسای کاتولیک برای توقف ِ تحقیقات

00:17:59.453 --> 00:18:02.623
هرگز تحت فشار قرار نگرفتم

00:18:02.748 --> 00:18:07.378
...البته که همیشه اون مقدار همکاری ای که میخواستم

00:18:07.461 --> 00:18:08.462
با من صورت نمی گرفت

00:18:09.005 --> 00:18:12.508
...من کاتولیک نبودم و نیستم

00:18:12.758 --> 00:18:17.346
...بنابراین مشکلی با به چالش کشیدن ایمانم

00:18:17.430 --> 00:18:21.350
یا تلاطم ِ دیدگاهم از خوب و بد نداشتم

00:18:21.434 --> 00:18:22.284
پس نه

00:18:23.894 --> 00:18:27.773
اگر ادعایی مطرح می شد من بهش رسیدگی می کردم

00:18:27.857 --> 00:18:33.446
اگر مدارک کافی بود ، شخص متهم می شد
باشه؟

00:18:33.529 --> 00:18:36.991
تا همین اندازه میتونم باهاتون رُک باشم

00:18:37.325 --> 00:18:39.410
واسم مهم نیست "حنجره عمیق" چی میگه

00:18:44.498 --> 00:18:46.667
یه نفر داستان رو اونجوری که بوده تعریف نمیکنه

00:18:48.085 --> 00:18:52.757
:شارون مِی گفته
ما تصاویر ِ تبهکاری پیدا نکردیم

00:18:52.840 --> 00:18:55.676
و پرونده هایی که داخل جعبه بودند هیچ مشکلی نداشتند

00:18:56.218 --> 00:18:59.764
:حنجره عمیق میگه
من به دخترها نگاه کردم ، عریان بودند

00:19:00.306 --> 00:19:02.558
من تصاویر ِ دخترانی رو دیدم که بالا تنه شون عریان بود

00:19:02.642 --> 00:19:04.810
با چشمای ِ صاحب مُرده خودم دیدم

00:19:06.646 --> 00:19:08.147
قطعا یه نفر این وسط دروغ میگه

00:19:19.158 --> 00:19:20.076
بهتره راهنماییم کنی

00:19:20.159 --> 00:19:22.370
نظرت چیه یکم بزنی جلوتر؟

00:19:27.249 --> 00:19:30.086
...معمولا صداشو می شنوی

00:19:30.169 --> 00:19:31.712
صداشو میشنوم-
بله-

00:19:32.630 --> 00:19:33.506
پخشش کن

00:19:33.798 --> 00:19:37.051
نه ، اول باید نگهش داری و بعد پخشش کنی
وگرنه نوار ِ قدیمی میشکنه

00:19:37.802 --> 00:19:38.844
خیلی خب

00:19:41.305 --> 00:19:42.181
...اوه

00:19:43.349 --> 00:19:44.183
...اینجا

00:19:44.475 --> 00:19:46.686
این همون دکتر پیره ست

00:19:46.769 --> 00:19:48.521
...من کاملا بی گناهم از هر چیزی که

00:19:48.604 --> 00:19:51.607
اونا منو بهش متهم می کنند-
مَسکل رو میشناختی؟-

00:19:51.691 --> 00:19:52.775
...دکتر ریچر

00:19:52.858 --> 00:19:57.488
متخصص زنانی بود که چندین بار منو پیش او بُرد

00:20:04.662 --> 00:20:08.124
...وقتی پیش متخصص می رفتم و روی میز می نشستم

00:20:08.207 --> 00:20:09.542
اونا از این تخت های شیب دار داشتند

00:20:09.917 --> 00:20:13.921
...و یادمه میخواستم پاهامو روی تخت بذارم

00:20:14.004 --> 00:20:16.382
...چون نمی دونستم چطوری روی اون تخت بخوابم

00:20:16.465 --> 00:20:20.052
و مَسکل بیشتر از همیشه مشتاق بود تا
بهم نشون بده چطور روی تخت بخوابم

00:20:23.556 --> 00:20:24.932
مَسکِل به من تجاوز کرد

00:20:26.767 --> 00:20:31.188
و دکتر "ریچر" در بالای تخت سینه هام رو لمس می کرد

00:20:33.023 --> 00:20:37.653
:ریچر گفت
...اون(مسکل) حتما خیلی دوستت داره که اینجا

00:20:37.737 --> 00:20:39.405
همراه ِ ماست

00:20:45.161 --> 00:20:50.040
...من با دکتری که "مسکل" برخی از دخترها را

00:20:51.083 --> 00:20:55.296
برای معاینه پیشش می فرستاد ، مصاحبه کردم

00:20:56.964 --> 00:21:00.050
دکتر پذیرفت که به "مسکل" اجازه داده در اتاق بمونه

00:21:06.807 --> 00:21:09.810
بعنوان یک زن ، از نقش ِ دکتر "ریچر" در این داستان
وحشت کردم

00:21:13.564 --> 00:21:16.233
:او با یک پوزخند ، بیانیه ای منتشر کرد

00:21:16.400 --> 00:21:20.571
بعنوان یک کشیش ، این تنها فرصتی بود که میتونست
یک زن رو در این موقعیت ببینه

00:21:24.617 --> 00:21:27.536
این اظهارنظر منو عصبانی کرد

00:21:27.620 --> 00:21:32.166
این عمل مشخصا تجاوز از اصول اخلاقی پزشکی بود

00:21:33.292 --> 00:21:37.087
...اما چونکه او یک کشیش و یک دوست بود

00:21:39.673 --> 00:21:42.802
ظاهرا خیلی از این جور چیزا رخ می داد

00:21:43.844 --> 00:21:45.513
دکتر "ریچر" اتهامات را رد می کند

00:21:46.096 --> 00:21:49.767
من کاملا بی گناه از هر چیزی ام که اونا منو بهش متهم می کنند
همین

00:21:50.059 --> 00:21:51.644
پدر "مسکل" رو میشناختید؟

00:21:54.063 --> 00:21:55.815
25سال ِ پیش ، همین و بس

00:22:02.863 --> 00:22:04.490
خیلی خب

00:22:06.617 --> 00:22:10.663
...برای تکمیل ِ یک پرونده و فرستادنش به دادگاه

00:22:10.871 --> 00:22:13.958
بین چندین ماه تا یک سال زمان صرف میشه

00:22:14.625 --> 00:22:18.087
پس اولین چیزی که متوجه شدم این بود که
...یه مقدار ابهامات

00:22:18.170 --> 00:22:21.006
وجود داره اما خیلی از جزئیات خبر نداشتم

00:22:21.924 --> 00:22:25.219
...اونا فقط درباره ی جِین  دو و جین رو

00:22:25.302 --> 00:22:28.973
و تجاوزی که در اوایل دهه 70 در مدرسه کئوگ رخ داده
صحبت کردند

00:22:29.723 --> 00:22:33.561
وقتی این داستان منتشر شد من تمام مقالاتی
که در روزنامه چاپ می شد رو دنبال می کردم

00:22:34.270 --> 00:22:36.855
خیلی دوست داشتم بدونم "جین دو" کیه

00:22:37.481 --> 00:22:39.191
من میشناختمش؟

00:22:40.317 --> 00:22:44.154
تجربه ی به مراتب بدتری نسبت به من داشتند؟

00:22:44.947 --> 00:22:46.865
...جین دو و جین رو ناشناس

00:22:46.949 --> 00:22:50.411
ادعا می کنند فردِ متجاوز پدر "جوزف مسکل" در سِمَتِ
مشاور ِ مدرسه است

00:22:51.495 --> 00:22:58.252
ما طرح ِ دعوی ِحقوقی رو با اسامی مستعار
جین دو و جین رو شروع کردیم

00:23:00.170 --> 00:23:02.548
...خیلیا وقتی متوجه بشن که مورد حمله واقع شدند

00:23:02.631 --> 00:23:05.551
کنترل خودشون رو از دست میدن

00:23:06.552 --> 00:23:09.722
و خیلیا که فکر می کردند شخصا از طرف ِ کشیش
...مورد تهاجم قرار گرفتند

00:23:09.805 --> 00:23:12.558
میتونستند آزادانه اعلام وجود کنند

00:23:13.142 --> 00:23:15.102
من نگران ِ خانواده ام بودم

00:23:16.186 --> 00:23:19.398
مورد تمسخر واقع شدند
حرفشون رو باور نمی کردند

00:23:20.024 --> 00:23:23.444
من حتی یادمه برخی اشخاص ِ بالغ
...در خانواده خودم میگفتن که

00:23:24.153 --> 00:23:27.406
این صحبت دخترها چقدر وحشتناکه

00:23:29.700 --> 00:23:33.454
با این اوصاف من چطور میتونم پا پیش بذارم
...و صحبت کنم

00:23:33.537 --> 00:23:35.789
وقتی این صحبتا رو از خانواده خودم میشنوم؟

00:23:37.082 --> 00:23:38.292
...مطمئنا فقط من نبودم که

00:23:38.751 --> 00:23:41.128
در اون دوره زمانی پا پیش گذاشتم

00:23:42.129 --> 00:23:44.256
کاملا بررسی مطبوعات رو قدغن کردم

00:23:44.506 --> 00:23:46.425
دیگه روزنامه نمی خوندم

00:23:46.634 --> 00:23:48.218
دیگه تلویزیون نمی دیدم

00:23:49.303 --> 00:23:54.308
خیلی احساس ِ گناه می کردم اما طرفی احساس ِ خود حمایتی
...هم می کردم

00:23:54.391 --> 00:23:59.396
اینکه نمیخواستم کسی دستش به زندگی ِ خوشبخت ِ کوچیکم بخوره

00:24:02.232 --> 00:24:03.233
جِین دو

00:24:03.984 --> 00:24:07.154
من هرگز "جین دو" رو ندیدم
و تا به امروز هم هنوز ندیدمش

00:24:07.279 --> 00:24:10.908
اما همینکه یکی دیگه هم به کارهای مسکل
...اشاره می کرد

00:24:10.991 --> 00:24:14.161
این قدرت رو بهم می داد که پیش بیام و به دادگاه برم

00:24:15.162 --> 00:24:16.288
...جِین رو

00:24:16.955 --> 00:24:20.209
برای ندیدن و صحبت نکردن با او (جین رو) واسه خودم دلیل داشتم

00:24:20.542 --> 00:24:22.086
...من چیزهایی به خاطرم می اومد

00:24:22.169 --> 00:24:25.130
...و حواسم بود که مبادا شخص دیگه ای

00:24:25.422 --> 00:24:28.759
به مانند من خاطراتش تداعی بشه

00:24:33.013 --> 00:24:35.224
...قبل از شروع پرونده در سال 1994

00:24:35.808 --> 00:24:37.476
...ما استشهاديه داشتیم

00:24:37.559 --> 00:24:42.272
و وکلای کلیسا به مدت شش روز از من سوال می کردند

00:24:46.735 --> 00:24:49.822
...استشهاديه ها

00:24:51.407 --> 00:24:56.995
مطمئنم که ملت میگن...ضروری بود

00:24:58.330 --> 00:25:02.793
اما تجربه ای که من در جلسات استشهاديه
...با این وکلا داشتم

00:25:02.876 --> 00:25:05.879
ویران کننده بود

00:25:07.381 --> 00:25:10.092
اونا سوالاتی مخصوص ِ زمین زدن ِ من طرح کرده بودند

00:25:10.634 --> 00:25:13.303
با دوست پسر ِ دوران دبیرستانم چیکارا کردم

00:25:13.679 --> 00:25:16.056
آیا به لحاظ جنسی فعال بودم یا خیر

00:25:17.141 --> 00:25:22.938
تجربه ی چنین سوالاتی برای یک قربانی ِ تجاوز ِ جنسی
خیلی خیلی دشواره

00:25:25.816 --> 00:25:29.403
نوع ِ سوالات
شدت ِ سوالات

00:25:29.486 --> 00:25:35.451
...تکرار ِ سوالاتی که قبلا جوابشون رو داده بودم

00:25:37.661 --> 00:25:39.705
تا جایی که احساس ِ حماقت بهم دست داد

00:25:39.788 --> 00:25:42.875
...چون نمیتونستم به شکل دیگه ای بیانش کنم

00:25:42.958 --> 00:25:44.752
من فقط میتونم چیزی رو بگم که بخاطر دارم

00:25:47.254 --> 00:25:52.468
من نمیتونستم جواب ِ قانع کننده ای به اونا بدم

00:26:01.351 --> 00:26:03.562
و انگاری دوباره با "مسکل" تو اتاق تنها شدم

00:26:04.104 --> 00:26:07.316
...من نمیتونستم بخاطر اعترافی که کردم

00:26:07.483 --> 00:26:10.277
...و بخششی که دنبالش بودم

00:26:10.736 --> 00:26:13.530
کار ِ درست و مقتضی رو انجام بدم

00:26:14.948 --> 00:26:18.285
...و من اینجا در اتاق با دیواری از وکیل ها نشسته ام

00:26:18.994 --> 00:26:25.834
و به نظر میرسه نمیتونم چیزی که اونا دنبالش هستند رو
بهشون بدم

00:26:28.837 --> 00:26:30.589
...موافقت کردند "مایک" در اتاق باشه

00:26:31.423 --> 00:26:32.925
اما باید پشت ِ سرم می نشست

00:26:33.008 --> 00:26:36.053
و اگر دهانش باز می شد
باید اتاق رو ترک می کرد

00:26:36.136 --> 00:26:38.514
و مایک می دونست اگر اون بره
منم میرم

00:26:39.723 --> 00:26:42.726
پس اون پشت ِ سرم نشست
...و احساس می کردی مثل یک شیر اونجا نشسته

00:26:42.810 --> 00:26:46.146
..و منتظر بودم که بیاد بالای سرم

00:26:46.230 --> 00:26:48.148
و گلوی ِ یکی از این وکیل ها را تو دستش بگیره

00:26:58.033 --> 00:27:01.245
...ما خواستار ِ خلع ِ لباس ِ پدر مسکل بودیم

00:27:02.830 --> 00:27:05.165
اما اون...غیبش زد

00:27:05.582 --> 00:27:09.086
اونو از کلیسا خارج کردند ولی مطمئن نبودیم کجا بردنش

00:27:10.087 --> 00:27:13.340
فقط میدونم بعد از اون شبی که من و باب
...به مراسم عشا ربانی رفتیم

00:27:13.423 --> 00:27:14.800
دیگه هرگز مَسکِل رو ندیدم

00:27:23.308 --> 00:27:27.312
:یه نفر با من تماس گرفتم و گفت
جو ، اون آدم ِ خوبی نبوده"

00:27:27.938 --> 00:27:30.816
سوال این بود که : میتونی به عنوان یک دوست
...به دیدنش بری

00:27:32.484 --> 00:27:35.529
نه به عنوان یک روانشناس؟

00:27:38.365 --> 00:27:42.703
من به خانه ی کشیش ، جایی که اون ساکن بود رفتم

00:27:45.706 --> 00:27:46.540
ناخوش احوال بنظر می رسید

00:27:48.542 --> 00:27:53.797
اون در حال خواندن ِ اوراقی بود که اونو متهم
به تجاوز ِ جنسی می کرد

00:27:55.632 --> 00:27:58.260
...اعمالی که در اون اوراق شرح داده شده بودند

00:27:59.428 --> 00:28:00.387
شوکه شده بودم

00:28:00.470 --> 00:28:06.143
باورم نمی شد چطور کسی که این همه مذهبی بوده
تونسته اون کارها رو انجام بده

00:28:07.853 --> 00:28:12.107
این صورت ِ نابهنجار ِ دوستم "جو" بود
کَسی که من میشناختمش

00:28:19.448 --> 00:28:24.077
:یادمه مستقیما ازش پرسیدم
جو ، چطور تونستی این کارها رو انجام بدی؟

00:28:25.037 --> 00:28:27.372
چطور تونستی نسبت به این اعمال سکوت کنی؟

00:28:27.456 --> 00:28:28.290
چطور تونستی؟

00:28:29.708 --> 00:28:32.628
:اون جواب نداد و من گفتم
فکر میکنی این کار اخلاقیه؟

00:28:37.090 --> 00:28:40.135
...اون به من گفت که فکر میکرده اعمالش اخلاقیه

00:28:40.427 --> 00:28:43.096
چون در اون دوره از کلیسا محافظت می کرده

00:28:45.766 --> 00:28:49.353
...بنظرم بدترین مورد ِ اخلاقی برای جو

00:28:49.436 --> 00:28:52.898
این بوده که کلیسا به دردسر بیوفته

00:28:54.566 --> 00:28:56.568
و اینجا برای من نقطه ی بازگشت بود

00:28:58.028 --> 00:29:00.906
اون مرد ِ خیلی تاثیرگذاری بود

00:29:08.288 --> 00:29:09.665
...وکیل ِ مَسکل

00:29:09.748 --> 00:29:13.043
یکی از دوستانش بنام "مایکل لهین" بود

00:29:13.627 --> 00:29:16.171
...و زمانیکه ازش پرسیدیم مسکل کجاست

00:29:16.630 --> 00:29:20.092
جوابش این بود که...اون تو ایرلند زندگی می کنه

00:29:21.551 --> 00:29:25.430
...ما نمی دونستیم او در ایرلند چیکار می کرد

00:29:25.514 --> 00:29:30.310
...آیا در یک تاسیسات ِ مذهبی مشغول بکار بود

00:29:30.394 --> 00:29:32.604
یا اینکه اونجا به کودکان دسترسی داشت

00:29:34.147 --> 00:29:36.191
این موضوع هم برای خودش رازیه

00:29:37.317 --> 00:29:40.195
...امروز در "بالتیمور" یک جلسه رسیدگی

00:29:40.279 --> 00:29:42.406
به اتهامات ِ پدر "جوزف مسکل" شروع می شود

00:29:42.823 --> 00:29:45.075
خاطرات ِ جدید در اینجا مهم قلمداد می شوند

00:29:45.158 --> 00:29:48.745
...چون به دلیل ِ قانون مرور ِ زمان ، تجاوزاتی که

00:29:48.829 --> 00:29:52.874
بیشتر از 20 سال ِ پیش اتفاق افتاده اند
امروزه منقضی قلمداد می شوند

00:29:53.000 --> 00:29:56.795
...اما اگر قاضی با تداعی خاطرات ِ اخیر قربانیان

00:29:56.878 --> 00:29:58.463
...موافقت کنه

00:29:58.547 --> 00:30:01.591
امکان ِ رسیدن ِ پرونده به مرحله دادرسی وجود دارد

00:30:01.675 --> 00:30:06.221
فکر کنم این اولین باری بود که به مسئله ی
بازیابی ِ خاطرات در "مریلند" توجه شد

00:30:07.681 --> 00:30:13.103
مفهوم ِ بازیابی ِ خاطرات ابتدا در دهه 80 مطرح شد
و عموما مقبول افتاد

00:30:14.813 --> 00:30:18.692
فکر کنم زمانیکه ما در سال 1994 شکایت
...خودمون رو تنظیم کردیم

00:30:19.151 --> 00:30:21.361
...قانون ِ 28 ایالت به اونا اجازه می داد که

00:30:21.445 --> 00:30:23.697
...پرونده هایِ بازیابیِ خاطرات به جریان بیوفتن

00:30:24.239 --> 00:30:27.993
و تنها 3 ایالت بودند که همچین اجازه ای نمی دادند

00:30:29.870 --> 00:30:34.499
با این حال در دهه 90
...تردیدی به وجود آمد

00:30:36.251 --> 00:30:39.588
...چیزی که می بینید جلسه ی درمانی ِ یک دختر جوان است

00:30:40.005 --> 00:30:41.798
که به یاد یک تجاوز دسته جمعی افتاده است

00:30:42.049 --> 00:30:44.926
تنها مشکل اینجاست که این تجاوز اصلا رخ نداده

00:30:45.510 --> 00:30:49.056
این دختر میگه که این خاطرات کاملا
...ساخته و پرداخته ذهن خودش بوده

00:30:49.139 --> 00:30:50.932
و اینکه روانشناسش به ساختن این خاطرات کمک کرده

00:30:51.516 --> 00:30:55.437
یک دهه ی گذشته شاهد ِ رشد فزاینده ای از
ادعاهای تجاوز بوده است

00:30:55.520 --> 00:30:59.649
افراد بزرگسالی که دارای افکار ِ نادرستی از
...تجاوزات جنسی ای هستند

00:30:59.733 --> 00:31:01.360
که بعنوان یک کودک برای آنان اتفاق افتاده است

00:31:02.778 --> 00:31:05.364
...می دونید ، یه نفر ممکنه بره پیش روانشناس و بگه

00:31:05.447 --> 00:31:08.492
من با ارتباطات میان فردی مشکل دارم

00:31:09.701 --> 00:31:11.370
:و اونا بهت میگن
شاید مورد تجاوز واقع شدی

00:31:11.453 --> 00:31:14.623
..پس تو ذهنت بذر ِ اندیشه ای رو میکاری و سپس

00:31:14.706 --> 00:31:17.542
...به کل یک حقیقت موضوعی رو جعل می کنی

00:31:17.626 --> 00:31:22.339
تا چیزی رو به جاش بذاری که به هیچ وجه...حقیقت نداره

00:31:22.422 --> 00:31:26.343
و این موضوع باعث آسیب به افرادی میشه که
...واقعا خاطره ای داشتند

00:31:26.426 --> 00:31:29.262
و اون خاطره رو سرکوب و دوباره بازیافتند

00:31:30.472 --> 00:31:34.476
دو دهه ی پیش ، یک کشیش ِ سابق در
...دبیرستان آرکبیشاپ کئوگ

00:31:34.559 --> 00:31:36.812
متهم شد
...اما درحالیکه "جان رایدل" گزارش می دهد

00:31:36.895 --> 00:31:40.941
جلسه ی رسیدگی امروز به امکان در نظر گرفتن
خاطرات ِ سرکوب شده اختصاص می یابد

00:31:41.024 --> 00:31:43.693
..امروز یک روانپزشک شهادت داد که یکی از زنان

00:31:44.236 --> 00:31:46.363
از اختلال ِ استرس ِ پس از حادثه رنج می برد

00:31:46.905 --> 00:31:50.242
...در این عارضه ی پزشکی ، خاطرات ِ دردناک ِ تجاوز

00:31:50.325 --> 00:31:52.160
برای سال ها سرکوب می شوند

00:31:59.084 --> 00:32:00.001
...جِین دو

00:32:01.586 --> 00:32:05.173
وکلای او از من خواستند که با او مشاوره کنم

00:32:08.343 --> 00:32:11.513
حتما از خودتون می پرسید حرفهای این طرف
قابل باور هست یا نه؟

00:32:12.681 --> 00:32:15.684
من باهاش مصاحبه کردم
باهاش حرف زدم

00:32:16.726 --> 00:32:17.686
و حرفاشو باور کردم

00:32:19.813 --> 00:32:21.982
...برخی چیزها حقیقت به نظر می رسند

00:32:22.190 --> 00:32:24.818
حتی اگر باورشون سخت باشه

00:32:25.652 --> 00:32:28.864
و به نظر ِ من که حرفاش باورپذیر بود

00:32:31.241 --> 00:32:32.576
خیلی ممنون

00:32:33.577 --> 00:32:36.371
در جلسه ی دفاع
...اونا "پُل مک هیو" رو اوردن

00:32:36.455 --> 00:32:39.166
که برای اومدن به یک دادگاه مهم تلقی میشه

00:32:39.249 --> 00:32:40.542
صدامو می شنوید؟

00:32:41.251 --> 00:32:43.086
صِدام رَسا هست؟

00:32:43.628 --> 00:32:46.381
مادرم میگفت صدای ِ من خَش خَشیه

00:32:46.465 --> 00:32:47.716
...پس معمولا

00:32:47.799 --> 00:32:50.260
اون در حیطه ی کاری خودش خیلی کله گنده ست

00:32:50.760 --> 00:32:55.182
...در عرصه ی پدیده ی خاطره ی دروغین

00:32:55.265 --> 00:32:58.435
...و سندروم ِ خاطره ی دروغین و مبحث ِ تجدید ِ خاطرات

00:32:58.518 --> 00:33:03.273
من قاطعانه معتقدم که مصنوعی هستند

00:33:03.356 --> 00:33:04.900
اینها محصولاتی مصنوعی(کاذب) هستند

00:33:05.817 --> 00:33:09.863
و خیلی مهمه که ما در این مورد دو پهلو صحبت نکنیم

00:33:11.198 --> 00:33:13.408
پُل مک هیو همیشه طرف ِ کلیساست

00:33:14.701 --> 00:33:16.786
او یک کاتولیک ِ حرفه ایست

00:33:16.870 --> 00:33:19.498
دارای ِ شهرت خیلی زیادیه

00:33:19.581 --> 00:33:24.920
و او بعنوان مرد ِ روانپزشک ِ کاتولیک شناخته میشه

00:33:27.672 --> 00:33:31.051
در اون زمان من جزء کارکنان ِ دانشگاه "هاپکینز" بودم

00:33:31.885 --> 00:33:33.303
بله ما همکار بودیم

00:33:33.386 --> 00:33:37.682
...او مشخصا درباره ی پرونده ی "جین دو" ازم جویا شد

00:33:40.277 --> 00:33:41.695
و اینکه چه نظری دارم

00:33:41.895 --> 00:33:47.150
...نقطه ی مشترک ِ تمام ِ مناقشات ِ تجاوز ِ جنسی به کودکان

00:33:47.817 --> 00:33:51.029
اینه که درک درستی از آسیب داشته باشید

00:33:52.030 --> 00:33:55.659
...برخی تجربیات ما به قدری دردناک و غیرقابل تحمله

00:33:56.451 --> 00:33:58.954
که ما اونا رو سرکوب می کنیم

00:33:59.496 --> 00:34:01.998
نظام های زیادی برای محافظت از شخص
...وجود داره

00:34:02.082 --> 00:34:05.043
...واکنش ِ جنگ یا گریز با محوریت ِ غده هيپوفيز

00:34:05.126 --> 00:34:07.629
واکنش ِ وازوواگال که شامل ِ تظاهر به مُرده بودن
یا منزوی بودنه

00:34:08.088 --> 00:34:10.632
یا به عبارتی...خودتو به اون راه بزنی

00:34:10.924 --> 00:34:12.551
این موارد میتونه به کار بیاد

00:34:13.134 --> 00:34:16.763
تا از شخص در مقابل آسیب محافظت کنه

00:34:17.097 --> 00:34:20.392
...طبیعتا ما در این باره خیلی مطلع هستیم

00:34:20.725 --> 00:34:24.813
...چون مردان و زنانی که از جنگ به خانه بر می گردند

00:34:25.313 --> 00:34:28.525
...دچار ِ آسیب های شدیدی شدند

00:34:28.608 --> 00:34:33.947
ما امروزه همه نوع اطلاعی درباره ی چگونگی
...کنار اومدن با این آسیب ها را در دست داریم

00:34:35.282 --> 00:34:36.866
اینکه مغز چطور این آسیب ها را مدیریت میکنه

00:34:38.618 --> 00:34:41.788
پس من به "مک هیو" گفتم که بله ، داستانش
را باور کردم

00:34:44.541 --> 00:34:46.960
...و اون کل ماجرا را زیر سوال برد

00:34:47.711 --> 00:34:51.423
چونکه معتقد به خاطرات ِ دروغین بود

00:34:52.048 --> 00:34:53.842
...و حس کرد که تمام این داستانها

00:34:55.760 --> 00:34:56.595
ساخته و پرداخته شده

00:35:04.519 --> 00:35:07.606
...به نظرم او(مک هیو) دارای نقطه کور است

00:35:09.399 --> 00:35:12.527
...و زمانی که شما یک فرد قدرتمند را نقد می کنید

00:35:12.819 --> 00:35:15.655
باید با تمام احترام این نقد رو ابراز کنید

00:35:18.908 --> 00:35:25.790
مدعی علیه(خوانده) ، هرگز برای سنجیدن ِ موکلین ما
از متخصص استفاده نکردند

00:35:26.750 --> 00:35:30.545
...دکتر "مک هیو" ، او اساسا کل نظریه ی

00:35:30.629 --> 00:35:32.797
سرکوب و تجدید ِ خاطرات را زیر سوال برد

00:35:32.881 --> 00:35:35.717
:یک نفر همیشه میگه
خب ، تو که همه رو ندیدی"

00:35:35.800 --> 00:35:37.302
:من میگم
"بله ، من همه رو ندیدم"

00:35:37.385 --> 00:35:40.597
...اما از طرفی من در قبیله های بالایی آمازون هم نبودم

00:35:40.680 --> 00:35:42.515
شایدم اونجا تکشاخ وجود داشته باشه

00:35:44.726 --> 00:35:46.603
شاید یه تک شاخ اونجا باشه

00:35:59.574 --> 00:36:01.576
...امروز جدال ِ حقیقی ای بین متخصصین

00:36:01.660 --> 00:36:03.495
در مورد خاطرات سرکوب شده در جریان بوده است

00:36:03.578 --> 00:36:07.040
و حالا قاضی شخصا به سخنان ِ قربانیان احتمالی
گوش خواهد داد

00:36:11.378 --> 00:36:16.925
صحبت کردن در محضر ِ دادگاه منو می ترسوند

00:36:18.051 --> 00:36:20.053
میدونستم یک دادگاه علنی خواهد بود

00:36:20.804 --> 00:36:25.558
همسرم "رندی" یک دست
...و برادرم "مارک" دست ِ دیگرم را گرفته بودند

00:36:25.642 --> 00:36:28.728
...و اونا منو به سمت دادگاه همراهی می کردند

00:36:28.812 --> 00:36:30.105
تا احساس ِ امنیت کنم

00:36:31.815 --> 00:36:34.734
وقتی وارد اطاق ِ دادگاه شدم
...حس کردم که

00:36:35.443 --> 00:36:38.196
آماده ام که بلعیده بشم

00:36:38.279 --> 00:36:40.949
...واقعا هیچ مدرک ِ علمی ِ مستدلی ِ در اعتبار ِ

00:36:41.032 --> 00:36:45.120
نظریه ی خاطرات سرکوب شده وجود ندارد
...اینکه یک حادثه ای رخ داده

00:36:45.203 --> 00:36:47.706
و اینکه توصیفات یک شخص از آن اتفاق چه مقدار
...موثقه

00:36:47.789 --> 00:36:51.626
...تک تک ِ شاهدین شدیدا مورد بازجویی

00:36:51.710 --> 00:36:53.378
و بازرسی قرار خواهند گرفت

00:36:53.461 --> 00:36:56.297
اعتبار ِ داستان ِ اونا مورد بررسی قرار میگیره

00:36:58.800 --> 00:37:02.595
در اون مقطع از وکیل ها می ترسیدم
حتی نمی تونستم نگاهشون کنم

00:37:04.305 --> 00:37:07.559
...و وکلای من تصمیم گرفتند

00:37:08.226 --> 00:37:10.854
من فقط به قاضی نگاه کنم

00:37:11.104 --> 00:37:13.982
حتی اگر وکلا در حال پرسیدن سوال از من بودند

00:37:17.777 --> 00:37:20.989
...انگاری افکار ِ خیلی زیادی تو سرم می گذشت

00:37:21.072 --> 00:37:24.951
اما بلند شدم...و اونا ازم سوال کردند

00:37:27.036 --> 00:37:32.041
:و یکی از وکلا گفت
...من درخواست دارم وقتی از این شاکی سوال میکنم

00:37:32.125 --> 00:37:34.043
به من نگاه کنه

00:37:36.212 --> 00:37:38.798
...در مقطعی احساس شد که

00:37:39.549 --> 00:37:42.427
...وحشت ِ زیاد ِ ناشی از انجام ِ اینکار

00:37:43.386 --> 00:37:46.473
به چیز دیگری تبدیل شد

00:37:47.390 --> 00:37:50.101
من برگشتم
تو چشماش نگاه کردم

00:37:50.185 --> 00:37:52.145
.. بهش گفتم

00:37:53.271 --> 00:37:54.981
زود باش ، سوالاتت رو بپرس

00:37:57.525 --> 00:37:58.985
خیلی وحشیانه بود

00:37:59.778 --> 00:38:03.823
اونا درباره ی اعمال ِ جنسی ِ حقیقی پرسیدند

00:38:04.407 --> 00:38:08.328
:یعنی که ، بعد یه مدت به نقطه ای رسیدم که  گفتم
...اصلا برام مهم نیست

00:38:08.411 --> 00:38:10.914
هر چی میخوای ازم بپرس چون این اتفاق
...واقعا رخ داده

00:38:10.997 --> 00:38:14.209
و حالا به گوش جهان رسیده و این اتفاق خوبیه

00:38:15.877 --> 00:38:18.797
مایک که در ردیف اول نشسته بود
بعدا به من گفت

00:38:18.880 --> 00:38:20.715
این جملات رو به بقیه هم گفته بوده

00:38:20.799 --> 00:38:25.220
...من خیلی بهش افتخار کردم
وقتی سرشو برگردوند و زُل زد به چشماش

00:38:25.303 --> 00:38:29.557
و بهش گفت زود باش سوالاتت رو بپرس

00:38:29.808 --> 00:38:32.310
...و احتمالا در درونم فکر می کردم

00:38:32.393 --> 00:38:35.104
بذار اینو تمومش کنم چون باید از اینجا بزنم بیرون

00:38:35.188 --> 00:38:36.564
...می دونی چی میگم؟ یعنی

00:38:36.648 --> 00:38:40.068
اما حس می کردم که میتونم انجامش بدم

00:38:41.152 --> 00:38:43.655
بر اساس صحبت های "جین دو" که دیروز
...شهادت داد

00:38:43.738 --> 00:38:46.991
نه تنها توسط ِ "مسکل" مورد تجاوز قرار گرفته
...بلکه حادثه ای را به یاد میاره که

00:38:47.075 --> 00:38:50.370
از قرار معلوم "مسکل" اونو به دیدن ِ جسد ِ خواهر
...کتی سسنیک می بره

00:38:50.453 --> 00:38:55.208
راهبه ای که همچنان پرونده ی قتلش حل نشده باقی مانده

00:38:56.084 --> 00:38:59.838
پلیس با این زن در مورد قتل ِ خواهر
...کتی سسنیک مصاحبه کرد

00:38:59.921 --> 00:39:03.091
و معتقدن که او(جین دو) هیچگونه ارتباطی با قتل ندارد

00:39:03.174 --> 00:39:06.553
پلیس معتقده چیزی که اون زن دیده در واقع
یک جسد نبوده

00:39:06.636 --> 00:39:08.471
با این وجود این جنایت همچنان حل نشده باقی می ماند

00:39:08.555 --> 00:39:11.140
...با این حال اتهامات ِ تجاوز ِ جنسی علیه کلیسا

00:39:13.768 --> 00:39:15.645
اون بالایی استوارنامه منه

00:39:16.354 --> 00:39:17.188
نشانم

00:39:20.108 --> 00:39:21.317
اینم بازنشستگیمه

00:39:22.402 --> 00:39:26.281
جمع بندی ِ 38 سال خدمت ِ من در پلیس ِ بالتیمور

00:39:27.115 --> 00:39:30.410
سال 1955 وارد و سال 1992 بازنشسته شدم

00:39:32.120 --> 00:39:35.206
وقتی در سال 1990 شایعات ِ تجاوز در کئوگ

00:39:35.290 --> 00:39:37.417
...مطرح شد

00:39:37.500 --> 00:39:39.711
شخصا چه واکنشی به این شایعات نشون دادید؟

00:39:40.670 --> 00:39:42.213
باورش واسم سخته

00:39:43.464 --> 00:39:47.468
در جامعه ما ، پولدارها مورد احترامند

00:39:48.052 --> 00:39:51.055
و به محض اینکه در را باز کنید
ممکنه سیل جاری شه

00:39:52.265 --> 00:39:53.683
اگر به من باشه میگم ، به من اثباتش کنید

00:39:55.643 --> 00:39:56.477
...نه اینکه

00:39:57.103 --> 00:39:58.646
نه با تجدید ِ خاطرات

00:39:59.439 --> 00:40:00.315
بلکه با حقایق

00:40:04.360 --> 00:40:05.945
هیچگونه شک و شبهه ای در کار نباشه

00:40:08.615 --> 00:40:13.119
بعد از اون اتفاق فرصت ِ صحبت با "مسکل" رو پیدا کردی؟

00:40:13.202 --> 00:40:15.121
بعد از اینکه "کتی" به قتل رسید؟

00:40:15.413 --> 00:40:17.582
نه-
مرد و مردونه؟-

00:40:18.207 --> 00:40:20.168
رابطه خوبی با هم داشتید؟

00:40:20.251 --> 00:40:21.419
میشه اینطور گفت-
بله-

00:40:21.502 --> 00:40:25.423
فقط کنجکاو بودم چونکه ظاهرا خیلی با پلیس وقت می گذرونده

00:40:25.590 --> 00:40:27.800
یه برادر در اداره پلیس داشت

00:40:27.884 --> 00:40:29.135
صحیح-
بله-

00:40:29.969 --> 00:40:31.763
...وقتی جسد ِ "کتی" پیدا شد

00:40:32.639 --> 00:40:36.309
جیمز اسکنال اولین ماموری بود که سر صحنه رسید

00:40:38.770 --> 00:40:42.899
...جدا فکر نمی کنم اون رابطه ای بین مرگ ِ کَتی

00:40:42.982 --> 00:40:44.609
و تجاوز در "کئوگ" قائل باشه

00:40:45.151 --> 00:40:47.445
به علاوه اینکه اون یکی از دوستان ِ شخصی ِ "مسکل" بوده

00:40:47.528 --> 00:40:50.031
...پس مشخصا چهره متفاوتی از این شخص  رو

00:40:50.114 --> 00:40:51.866
نسبت به دیگران دیده

00:40:53.159 --> 00:40:53.993
جو مَسکِل

00:40:56.621 --> 00:40:58.247
او یک دوست و همکار بود

00:40:59.290 --> 00:41:02.919
...او در شهرستان ِ بالتیمور ، پلیس ایالتی

00:41:04.003 --> 00:41:05.254
گارد ِ ملی هوایی ، افسر امور دینی بود

00:41:06.047 --> 00:41:07.298
بله

00:41:08.174 --> 00:41:09.717
در شیفت های گشتم کنارم تو ماشین می نشست

00:41:10.301 --> 00:41:13.471
و موقع ِ کارم اجازه می دادم تیراندازی کنه

00:41:14.138 --> 00:41:15.807
یکم تمرین ِ تیراندازی ِ هدف می کردیم

00:41:17.642 --> 00:41:18.476
...میدونم اون

00:41:19.060 --> 00:41:20.895
یک دوست در "داندالک" داشت

00:41:21.521 --> 00:41:23.022
با اون دوست به قایق سواری می رفت

00:41:24.148 --> 00:41:27.068
حقیقتش چند باری هم باهاش ماهیگیری کردم

00:41:29.278 --> 00:41:32.240
...پس وقتی اون فقط خوب ِ "مسکل" رو تعریف میکنه

00:41:32.448 --> 00:41:37.912
فکر میکنم "مسکل" میتونست چنان شخصیت ِ
...دوگانه ای داشته باشه که

00:41:37.996 --> 00:41:40.915
سریعا میتونست به فردی دلربا و جذاب تبدیل بشه؟

00:41:41.249 --> 00:41:43.710
یا این بابا حتما اون یکی شخصیتش رو هم دیده

00:41:44.961 --> 00:41:47.088
...اون...اون آدم ِ معمولی ای نبود

00:41:47.755 --> 00:41:48.756
می دونید ، قدیس بود

00:41:50.049 --> 00:41:51.426
...میدونم اگر درگیر ِ یک دعوا می شدم

00:41:51.926 --> 00:41:55.805
و اون بعنوان کشیش در ماشینم حضور داشت
حتما بالا خواه من در می اومد

00:41:56.723 --> 00:41:57.557
...و آه

00:41:57.640 --> 00:42:00.476
اون یه همچین آدمی بود

00:42:01.436 --> 00:42:04.939
اون کشیشه اما فکر کنم واقعا دلش میخواست مثل
برادرش یک پلیس بشه

00:42:05.940 --> 00:42:07.066
...او برای من به مثابه ی

00:42:07.775 --> 00:42:09.736
هر نیروی ِ پلیس دیگه ای در اداره بود

00:42:10.945 --> 00:42:13.531
شاید اون آدم خوبی بوده و هیچ دخلی
به این مسائل نداشته

00:42:13.614 --> 00:42:15.742
چند تا آبجو زدن و رفتن ماهیگیری

00:42:16.242 --> 00:42:17.660
و تا همین حد بوده و بس

00:42:17.744 --> 00:42:19.662
آم...نمیدونم

00:42:22.623 --> 00:42:24.667
...فکر نمیکنم اسمش هیچوقت مطرح بشه

00:42:24.792 --> 00:42:27.003
تا وقتی که تمام این تجدید ِ خاطرات به واقعیت بپیونده

00:42:28.963 --> 00:42:31.758
...و این زمانیه که  اسم ِ مسکل

00:42:31.841 --> 00:42:34.677
...این زمانیه که من در مورد خواهر سسنیک

00:42:35.011 --> 00:42:37.096
شروع به پرس و جو کردم

00:42:39.182 --> 00:42:41.934
...اما می دونید...من سعی کردم بی طرف باشم

00:42:42.018 --> 00:42:43.478
من مثل یک پلیس فکر میکنم

00:42:47.607 --> 00:42:49.108
...اگر فکر می کردم کار ِ خودشه

00:42:50.109 --> 00:42:51.736
نمیذاشتم راست راست واسه خودش بگرده

00:42:52.987 --> 00:42:56.240
چونکه...همونکاری رو می کردم که باید بکنم

00:43:10.338 --> 00:43:12.256
...زمانی که ما شکایت خودمون رو تنظیم کردیم

00:43:12.590 --> 00:43:15.176
اسقف اعظم "کیلر" در شُرُف ِ کاردینال شدن بود
(بالاترین مقام کاتولیک‌ها بعد از پاپ)

00:43:17.220 --> 00:43:21.808
و ما میگفتیم این شکایت میتونه جلوی کاردینال شدن
او را بگیره

00:43:22.809 --> 00:43:24.811
این زمان بندی ِ خیلی بدی برای او بود

00:43:24.894 --> 00:43:27.980
اسقف های کاتولیک از سرتاسر کشور در واشنگتن
گرد هم می آیند

00:43:28.064 --> 00:43:31.818
آنها درباره موضوعات مهمی مانند کودک آزاری کشیش ها
صحبت می کنند

00:43:31.901 --> 00:43:36.072
کمیته ی اسقف ها پیشنهاد کرده درخواست قربانیان
باید در اولویت قرار بگیره

00:43:36.155 --> 00:43:38.241
...قربانیان ِ تجاوز نسبت به این اعلامیه خشنود شده اند

00:43:38.324 --> 00:43:42.286
اما می گویند که کلیسای کاتولیک بخاطر یکی نبودن
حرف و عملش ، بد نام است

00:43:44.705 --> 00:43:46.833
قرار بود "پاپ" به شهر بیاد

00:43:48.793 --> 00:43:52.713
...و من فکر کردم چقدر خوبه که جلسه ی آتی ِ رسیدگی ِ

00:43:52.797 --> 00:43:54.549
...در بهار انجام میشه

00:43:54.966 --> 00:43:59.095
و اینکه بعضیا به این موضوع علاقه مند بودند
ملت میخواستن بدونند داستان از چه قراره

00:44:00.888 --> 00:44:05.810
من میخواستم ابعاد این موضوع گسترش پیدا کنه
و بگم که این باید متوقف بشه

00:44:06.811 --> 00:44:10.106
امروز در بالتیمور
...انتظار میره قاضی "هیلاری کپلن" ریاست دادگاه

00:44:10.189 --> 00:44:13.067
رسیدگی به شکایت "جین دو" علیه پدر جوزف مسکل
را بر عهده داشته باشه

00:44:13.776 --> 00:44:17.613
وقتی..وقتی ما شکایت خودمون رو تنظیم کردیم
.حس کردیم میتونیم..

00:44:17.697 --> 00:44:20.783
اگر بتونیم پرونده رو نزد ِ هيات منصفه ببریم
...و اگر بتونیم

00:44:20.867 --> 00:44:24.412
...صفی از شاهدین را تشکیل بدیم

00:44:24.537 --> 00:44:28.624
اونوقت فرصت خوبی داریم تا به نتیجه مطلوبی برسیم

00:44:34.297 --> 00:44:35.798
البته که هرگز به اون مرحله نرسیدیم

00:44:37.091 --> 00:44:41.220
درخواست ِ پرداخت ِ 40 میلیون  دلار رد شده است

00:44:41.304 --> 00:44:44.599
قاضی هیلاری کپلن تشخیص داد
...این پرونده شامل معیارهایی برای

00:44:44.682 --> 00:44:48.311
اعراض ِ قانون ِسه ساله ی مرور ِ زمان برای
چنین دعوایی نمی شود

00:44:50.897 --> 00:44:52.565
...من فکر میکنم که ما اینجا

00:44:52.648 --> 00:44:56.485
...دو شاکی ِ آشفته و سردرگم داریم

00:44:56.569 --> 00:44:59.155
که نه از سر کینه توزی ، بلکه از سر
...انحراف و گم گشتگی

00:44:59.238 --> 00:45:03.826
مرتکب این عمل(شکایت) شده اند

00:45:04.410 --> 00:45:07.705
...و فکر میکنم تحت ِ این شرایط بهتر باشه که دادگاه

00:45:07.788 --> 00:45:09.165
این پرونده را مختومه اعلام کنه

00:45:10.249 --> 00:45:14.962
اما چطور کسی میتونه انتظار داشته باشه یک شاهد
...در چنین پرونده ای

00:45:15.046 --> 00:45:19.800
در مورد صحت ِ اتفاقاتی شهادت بده که 25-20 سال ِ پیش اتفاق افتاده اند؟

00:45:20.593 --> 00:45:22.845
ما هرگز فرصت طرح دعوی در دادگاه نصیبمون نشد

00:45:23.346 --> 00:45:26.724
...باختن بخاطر ِ قانون ِ مرور ِ زمان حربه ای بود که

00:45:27.266 --> 00:45:30.394
کلیسا از اون استفاده کرد و این پرونده را
مختومه کرد

00:45:32.688 --> 00:45:36.692
:در آن زمان قاضی گفت
هر چه باداباد

00:45:36.776 --> 00:45:40.988
اما قانون عوض نمیشه و این زنان
خیلی دیر پیش قدم شدند

00:45:43.699 --> 00:45:47.245
اسقف اعظم و کلیسای کاتولیک یک
تجارت محسوب می شوند

00:45:47.370 --> 00:45:51.749
تنها هدفشون این بود که این زنان ِ آسیب دیده را
...طوری جلوه بدن که

00:45:51.832 --> 00:45:54.752
بی اعتبار تلقی بشوند

00:45:58.839 --> 00:46:00.800
اسقف "کیلر" به مقام کاردینالی رسید

00:46:05.554 --> 00:46:07.598
اونا همچنان در خیابان "کاتیردال" هستند

00:46:11.143 --> 00:46:12.186
زندگی ادامه داره

00:46:14.730 --> 00:46:17.566
مسئله اینجاست که ما الان خیلی بیشتر
درباره حافظه مطلع هستیم

00:46:18.901 --> 00:46:23.155
به لحافظ علمی پذیرفته شده که خاطرات می توانند
...به دو بخش مجزا قسمت شوند

00:46:23.239 --> 00:46:26.283
به طوریکه برای ضمیرخودآگاه از آن اطلاع نداشته باشد

00:46:27.243 --> 00:46:31.330
فکر میکنم "جین دو" قربانی ِ زمان بندی نادرست شد

00:46:32.331 --> 00:46:35.251
...و پُل مک هیو ، یا هر کدوم از ما

00:46:35.334 --> 00:46:38.879
که از نقاط کور ِ خود برای قضاوت درباره دیگران
...استفاده کردیم

00:46:39.839 --> 00:46:41.465
قطعا میتونیم باعث آزار و اذیت شیم

00:46:45.094 --> 00:46:47.138
حس کردم ای کاش هیچوقت اونکارو نمی کردم

00:46:49.306 --> 00:46:51.517
...چون به هر چیزی که در ابتدا فکر می کردم

00:46:51.600 --> 00:46:55.229
حالا همه چیز از دست رفته

00:46:57.398 --> 00:46:58.733
ایمانم را از دست دادم

00:46:59.859 --> 00:47:02.486
حس ِ تعلقم را از دست دادم

00:47:04.196 --> 00:47:08.784
و خانواده ام
انگار که مطرود شده بودند

00:47:08.868 --> 00:47:10.828
...می دونید ، به این شکل بود که

00:47:11.996 --> 00:47:13.414
یک نفر ریسمان را پاره کنه

00:47:14.999 --> 00:47:17.960
...من حس کردم حرف ِ حساب ِ کلیسا این بود که

00:47:18.252 --> 00:47:20.546
...من هرگز نباید دهن ِ کوفتیم رو باز می کردم

00:47:22.173 --> 00:47:24.633
...من باید آدم رازداری می بودم

00:47:24.717 --> 00:47:27.470
من باید ساکت می موندم

00:47:29.930 --> 00:47:32.224
...و منم همینکارو کردم

00:47:33.100 --> 00:47:34.518
...تا به امروز

00:47:36.562 --> 00:47:37.688
20سال ِ بعد

00:47:55.998 --> 00:47:59.502
سلام. حالت چطوره؟-
سلام عزیزم.از دیدنت خوشحالم-

00:47:59.585 --> 00:48:00.795
منم همینطور

00:48:02.546 --> 00:48:03.881
تجدید ِ دیدار باحال بود

00:48:04.423 --> 00:48:06.801
ما 45امین تجدید ِ دیدار "کئوگ" رو برگزار کردیم

00:48:06.884 --> 00:48:08.469
من به اون یکی نرفتم

00:48:08.552 --> 00:48:09.553
روز شنبه

00:48:10.930 --> 00:48:13.057
گفتی با دو بازمانده صحبت کردی ، نه؟

00:48:13.140 --> 00:48:14.600
میشناختیشون یا...؟

00:48:14.683 --> 00:48:16.769
میشناسیمشون. بله. میشناسیمشون

00:48:16.852 --> 00:48:21.065
آمارها میگه تنها بین 3 تا 5 درصد قربانیان تجاوز
برای اولین بار در این مورد صحبت می کنند

00:48:21.148 --> 00:48:23.567
اونا بیشتر تمایل دارن وقتی سنشون بالاتر رفت
...درباره ش صحبت کنند

00:48:23.651 --> 00:48:25.069
...اکثرشون در دهه 40 سالگی

00:48:25.486 --> 00:48:29.740
متوجه مشکلات ِ روانشناختی ِ سرکوب ِ این خاطرات میشن

00:48:30.241 --> 00:48:31.242
...پس ما نمی دونیم

00:48:32.326 --> 00:48:37.623
مجموعا چند دانش آموز تجربه ی تماس ِ نامناسب داشتند

00:48:38.124 --> 00:48:40.918
ما از تعداد افرادی که خودشون پیش قدم شدند
باخبریم

00:48:41.001 --> 00:48:44.296
مطمئنیم که افراد بیشتری هم هستند
اما همچنان پیش قدم می شوند

00:48:44.380 --> 00:48:46.924
..افراد از طریق جلسات ِ فارغ التحصیلی با خبر میشن

00:48:47.007 --> 00:48:50.511
و درخواست ِ عضویت در گروه فیس بوک ما را میدن

00:48:50.845 --> 00:48:53.556
اونا دیگه با یک دیدگاه بچه گانه به این موضوع
نگاه نمی کنند

00:48:53.639 --> 00:48:56.058
...اونا دارای عقل ، تجربه ، خانواده

00:48:56.142 --> 00:48:57.810
نوه و... هستند

00:48:58.352 --> 00:49:00.146
اونا میخوان زندگیشون رو برگردونن

00:49:01.897 --> 00:49:05.985
در سپتامبر 2013 ، افرادی بیشتری میخواستند
در این باره صحبت کنند

00:49:06.068 --> 00:49:07.778
...قربانیان میخواستن با هم صحبت کنند

00:49:07.862 --> 00:49:10.781
افرادی که از موضوع مطلع نبودند میخواستند
بدونند چه اتفاقی افتاده

00:49:10.865 --> 00:49:14.160
بنابراین ما صفحه ی عدالت برای کترین سسنیک
و جویس مالکی را ایجاد کردیم

00:49:15.286 --> 00:49:17.037
و همینجور بزرگ و بزرگتر شد

00:49:19.123 --> 00:49:21.750
...جنبش ِ فیس بوک یک جنبش ِ مَردمیست

00:49:21.834 --> 00:49:25.421
که توسط دو زن ِ خیلی قدرتمند هدایت شد

00:49:25.504 --> 00:49:27.756
که کارآگاه بازی خودشون رو می کنند

00:49:27.840 --> 00:49:30.467
کارایی که البته پلیس باید انجام می داد

00:49:32.469 --> 00:49:35.973
...در 1994 ، جین دو و جین رو

00:49:36.223 --> 00:49:40.769
من شاهد بودم چطور توسط مقامات خفه شدند

00:49:42.021 --> 00:49:44.481
...از اون موقع خیلی سال ها گذشته

00:49:45.608 --> 00:49:49.445
جِما و اَبی اون صفحه ی فیس بوک را
...راه  انداختند

00:49:49.528 --> 00:49:51.614
...و فکر میکنم اونا

00:49:53.115 --> 00:49:55.826
بیشتر از اون چیزی که میخواستن ، بدست آوردند

00:49:58.621 --> 00:50:00.998
این فقط یک تحقیق نیست

00:50:02.166 --> 00:50:06.420
این به شبکه ای برای تعداد زیادی از بازمانده های تجاوز
تبدیل شده است

00:50:07.421 --> 00:50:09.840
تا پیش از این
...همه میترسیدن و دوری می کردند

00:50:10.633 --> 00:50:13.177
اما الان آدما با هم صحبت می کنند

00:50:14.345 --> 00:50:18.474
...و ممکنه یک زمان ، یک چیزی خیلی ناچیز شمرده بشه

00:50:19.016 --> 00:50:20.601
اما الان خیلی بکار میاد

00:50:21.894 --> 00:50:27.900
بنظرم همینکه می بینی فارغ التحصیلان ِ بازنشسته کئوگ
...در 60 سالگی خودشون

00:50:27.983 --> 00:50:31.028
دور هم جمع شدند تا این مشکل را حل کنند ، خیلی دلگرم کنندست

00:50:31.820 --> 00:50:37.243
چونکه همه ما را ناامید کردند...خواهر کَتی را ناامید کردند

00:50:38.118 --> 00:50:40.829
من فقط میخوام عدالت برای تمام اینا اجرا بشه

00:50:44.792 --> 00:50:48.921
تِرِسا لنکستر از طریق صفحه فیس بوک
...داوطلب شد

00:50:49.004 --> 00:50:51.173
:و گفت
من جِین رو هستم

00:50:51.966 --> 00:50:54.134
...و واکنشی که اون دریافت کرد

00:50:54.218 --> 00:50:57.137
باعث شد اشک به چشمانم بیاد
...چونکه تمام دوستانش

00:50:57.221 --> 00:51:01.058
:خیلی کوتاه و مختصر نوشتن
ما اصلا خبر نداشتیم

00:51:01.141 --> 00:51:05.145
"ممنون که ما را پیدا کردی"
خیلی ناراحت کننده بود

00:51:18.867 --> 00:51:20.661
...بعد از طرح دعوی در دادگاه

00:51:20.744 --> 00:51:24.999
...میخواستم به خودم ثابت کنم که آدم باهوشی هستم

00:51:25.249 --> 00:51:27.710
و میتونم با زندگیم یه کاری کنم

00:51:28.377 --> 00:51:30.587
پس برگشتم مدرسه

00:51:34.717 --> 00:51:37.303
من یک طرح ِ تحقیقی ِ کوچیک تو زیرزمین واسش درست کردم

00:51:37.386 --> 00:51:38.762
یه تخت هم اونجا واسش گذاشتم

00:51:38.846 --> 00:51:42.474
وقتی زمان ِ یه امتحان ِ بزرگ می رسید
...اون تمام شب رو تو زیر زمین بیدار می موند

00:51:42.558 --> 00:51:45.477
تا اینکه نهایتا طرفای ساعتِ 6 صبح خودشو به زحمت به تخت میرسوند

00:51:46.145 --> 00:51:49.606
دیدن ِ کَسی که در همچین امتحانات سختی شرکت می کرد باشکوه بود
...چون اوم هم 4 تا بچه را بزرگ می کرد

00:51:49.690 --> 00:51:52.526
...و هم برای شام غذا درست می کرد

00:51:52.609 --> 00:51:53.777
و هم تو تخت قرارشون می داد

00:51:54.653 --> 00:51:57.948
در اواسط یا اواخر چهل سالگی
این کار ِ ساده ای نیست

00:52:00.117 --> 00:52:03.787
من وقتی 49 سالم بود وکیل شدم

00:52:04.371 --> 00:52:06.915
تِرِسا بخاطر پولدار شدن اینکارو نمی کرد

00:52:07.666 --> 00:52:10.169
اون تمام این کارها رو بخاطر کمک به دیگران می کرد

00:52:10.627 --> 00:52:11.628
...با آرامش

00:52:11.712 --> 00:52:15.007
پلیس نسبت به شب گذشته با خشونت بیشتری عمل کرده

00:52:15.090 --> 00:52:16.925
...میتونید این شخص رو ببینید که

00:52:17.009 --> 00:52:20.512
...او در این نافرماني مدني شرکت کرده چونکه

00:52:20.596 --> 00:52:24.850
در هفته گذشته اعتراضاتی در بالتیمور
در جریان بوده

00:52:24.933 --> 00:52:29.938
تا حقیقت ماجرای ِ قتل "فردی گری" در هنگام ِ
...دستگیری توسط پلیس

00:52:30.022 --> 00:52:32.608
آشکار بشه

00:52:32.816 --> 00:52:35.402
گردن ِ شما همینطور خود به خود نمیشکنه

00:52:56.965 --> 00:52:58.967
من در تمام ِ طول ِ عمرم در بالتیمور بودم

00:53:00.094 --> 00:53:03.097
من شورش های سال 1968 را یادمه

00:53:04.223 --> 00:53:07.226
ولی با این حال هیچ چیزی تغییر نکرده

00:53:09.144 --> 00:53:11.855
...در نتیجه این چیزیست که میشه جنایت نامیدش

00:53:11.939 --> 00:53:13.315
...افرادی که بانی ِ این کار بودند

00:53:13.399 --> 00:53:16.610
...سال گذشته من وکالت ِ جوان ِ سیاه پوستی را بر عهده گرفتم

00:53:16.693 --> 00:53:20.614
...که فقط یه گوشه خیابون در حال گشتن ِ جیبش بوده

00:53:20.697 --> 00:53:23.409
ولی بخاطر مواد ِ مخدر دستگیر شد

00:53:24.284 --> 00:53:27.413
...من متوجهم که افرادی زیادی در اداره پلیس حضور دارند که

00:53:27.496 --> 00:53:29.915
...جونشون رو بخاطر ما به خطر میندازن

00:53:29.998 --> 00:53:32.084
و به همین خاطر ازشون سپاسگزارم

00:53:33.544 --> 00:53:36.380
اما این جوان ِ سیاه پوست فقط پول خُرد تو جیبش داشته

00:53:38.257 --> 00:53:40.968
...من از زندان کشیدمش بیرون اما بهش گفتم

00:53:41.051 --> 00:53:44.221
تو نباید نزدیک ِ گوشه و کنارهای بالتیمور بشی

00:53:44.304 --> 00:53:46.390
و نباید مشکوک باشی

00:53:46.473 --> 00:53:50.310
...و...شما چطور اینو به یه پسر جوون توضیح میدید

00:53:50.394 --> 00:53:55.524
که مشکوک به نظر نرسه؟
اصلا منصفانه نیست

00:53:58.444 --> 00:53:59.445
ما دیگه خسته شدیم

00:54:00.737 --> 00:54:02.197
ما از این وحشی گریا خسته شدیم

00:54:02.281 --> 00:54:04.908
از درد و رنج خسته شدیم
از دروغ خسته شدیم

00:54:04.992 --> 00:54:06.118
ما حقیقت رو میخوایم

00:54:06.618 --> 00:54:10.247
متوجه میشید؟
صدای مارو نمی شنوید؟ ما خسته شدیم

00:54:13.625 --> 00:54:14.877
عدالت کجاست؟

00:54:53.081 --> 00:54:59.213
ما تا همین پارسال نمی دونستم "جین دو" کیه

00:55:01.215 --> 00:55:03.300
من باهاش وقت نگذروندم

00:55:04.468 --> 00:55:06.929
اون خیلی دنبال جلب ِ توجه نیست

00:55:07.513 --> 00:55:09.973
...فکر نمیکنم اون علاقه ای به رهبری ِ جنبش ِ پیدا کردنِ

00:55:10.891 --> 00:55:15.646
قاتل ِ خواهر "کتی" پیدا می کرد

00:55:17.189 --> 00:55:21.109
...اما "جِین" نقطه ی اتصال بین جوزف مسکل

00:55:21.193 --> 00:55:24.780
تجاوز در کئوگ و قتل ِ کتی سسنیک است

00:55:26.073 --> 00:55:27.616
این داستان متعلق به اوست

00:55:36.291 --> 00:55:40.420
وقتی گروه فیس بوک شروع شد
...وقتی اون دو زن تصمیم گرفتند

00:55:40.504 --> 00:55:43.257
...درباره ی مرگ ِ کتی سسنیک

00:55:43.340 --> 00:55:45.551
..شروع به صحبت کنند

00:55:47.302 --> 00:55:48.887
من صبر کردم

00:55:52.391 --> 00:55:57.104
در سال 1992 و 93 ، من از صدای خودم استفاده می کردم
و فکر کردم به جایی می رسه

00:55:59.690 --> 00:56:01.900
ولی در عوض اونا صدای منو خفه کردند

00:56:06.989 --> 00:56:11.076
من هرگز عضوی از گروه ِ عدالت برای کَتی نبودم

00:56:12.452 --> 00:56:17.541
اگر چه عمل مثبتیه
اجتماع قانونی ای هست

00:56:18.458 --> 00:56:21.211
حقیقتش خیلی ترسیدم که عضوی از اون مکالمه باشم

00:56:22.546 --> 00:56:26.466
چونکه من خیلی درباره ی بقیه هم کلاسیا
چیزی یادم نمیاد

00:56:29.595 --> 00:56:34.182
من میترسم یک نفر یاد چیزی بیوفته که من خودم یادم نمیاد

00:56:39.771 --> 00:56:43.442
و کلی چیز وحشتناک هست که هنوز یادم نمیاد

00:56:51.825 --> 00:56:53.827
:وقتی به اون سوال بر می گردید

00:56:53.910 --> 00:56:55.370
"چرا به کَسی چیزی نگفتی؟"

00:56:58.165 --> 00:57:02.252
...من احتمالا برای مدت زیادی خودم رو سرزنش می کردم

00:57:02.836 --> 00:57:04.212
که مستحقش نبودم

00:57:07.841 --> 00:57:11.928
من هرگز نخواستم به کاری که در 17-16 سالگی
در پایان تحصیلم کردم ، نگاه کنم

00:57:12.846 --> 00:57:16.391
من هرگز نخواستم به کاری که بعد از مرگ ِ کَتی کردم
نگاه کنم

00:57:19.353 --> 00:57:24.566
اغلب برام سواله ، مسکل چیکار می کرد که
...گذاشت من اون مدرسه رو ترک کنم

00:57:24.650 --> 00:57:26.777
با ایمان به اینکه من هرگز هیچ چیزی نخواهم گفت؟

00:57:26.860 --> 00:57:31.949
موضوع...فقط سرکوب کردن نبود
فکر میکنم یک مقداریش عامدانه انجام شد

00:57:39.081 --> 00:57:44.503
یک خاطره ای هست که نمیتونم بهش نگاه کنم

00:57:46.797 --> 00:57:50.050
شخصی که به هیچ وجه نمیخوام نزدیک من بشه

00:58:12.155 --> 00:58:16.159
برادر "باب" شخصی بود که قبلا هم در اون اتاق بود

00:58:18.120 --> 00:58:22.958
اون شخصی بود که "مسکل" باید...کنترلش می کرد

00:58:26.586 --> 00:58:28.547
پس مَسکل اتاق رو ترک میکنه

00:58:30.590 --> 00:58:33.051
محافظ ِ من که کنار ِ در می ایستاد
از اتاق رفت

00:58:35.637 --> 00:58:41.226
..و برادر "باب" به من نزدیک شد تا بگه

00:58:42.227 --> 00:58:44.104
اون "کتی سسنیک" رو کُشته

00:58:44.646 --> 00:58:45.856
اما دلش نمیخواسته اینکارو کنه

00:58:46.606 --> 00:58:48.859
اما اون میخواسته پیش پلیس بره

00:58:50.736 --> 00:58:54.781
...و به من میگه مرگ ِ اون تقصیر ِ منه

00:58:55.490 --> 00:58:58.160
!و اینکه اون آدم خوبی بوده ولی من نه

00:58:59.828 --> 00:59:01.204
و بجای اون ، من باید کشته می شدم

00:59:04.082 --> 00:59:07.711
و سپس اون به من تجاوز میکنه و "مَسکِل" داخل میشه

00:59:08.378 --> 00:59:11.923
:سپس او به برادر "باب" میگه
خب ، ردیفش کردی؟

00:59:12.007 --> 00:59:14.301
ساکت می مونه؟

00:59:14.885 --> 00:59:18.346
:و اون میگه
بله ، اون به هیچکس چیزی نمیگه

00:59:22.100 --> 00:59:26.688
و تا به امروز
...من از برادر "باب" بیشتر می ترسم

00:59:27.397 --> 00:59:30.650
...تا از جوزف مسکل

00:59:32.903 --> 00:59:35.781
چون اصلا نمیدونم این برادر "باب" کیه

00:59:37.574 --> 00:59:40.577
چهره ش رو یادم نمیاد

00:59:43.997 --> 00:59:47.042
و نمیدونم اصلا زنده ست یا نه

00:59:52.547 --> 00:59:56.426
راز ِ برادر "باب" موضوع عجیبیه

00:59:57.260 --> 00:59:58.428
...من معتقدم

00:59:59.012 --> 01:00:02.766
اون(جین دو) بیشتر از اون چیزی که خودش فکر میکنه
می دونه

01:00:05.435 --> 01:00:07.562
چه کسی خواهر "کتی" را کشت؟

01:00:09.689 --> 01:00:11.983
چرا خواهر "کتی" کشته شد

01:00:14.069 --> 01:00:16.947
:کلید ِ حل این پازل میتونه این سوال باشه

01:00:18.115 --> 01:00:19.449
"برادر باب کیست؟"

01:00:19.473 --> 01:00:41.473
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.
