﻿WEBVTT

00:00:15.390 --> 00:00:19.603
...ما متوجه شديم در آگوست ِ 1994

00:00:19.686 --> 00:00:23.857
...شبکه ي تلويزيوني ِ"دبليو جي زي" کليپي از

00:00:23.941 --> 00:00:26.401
...گوينده ي خبر "جري تارنر" پخش کرده

00:00:27.069 --> 00:00:28.779
...که طي آن تماسي تلفني از يک مرد دريافت کرده

00:00:28.862 --> 00:00:31.323
...و در اون گفته شده که اطلاعاتي درباره ي قتل ِ کَتي

00:00:31.406 --> 00:00:33.242
و تسبيح ِ گمشده ي او داره

00:00:34.284 --> 00:00:36.286
...به ما گفته شد که در اين کليپ ِ خبري

00:00:36.370 --> 00:00:39.831
برخي از قسمت هاي اون تماس ِ تلفني هم پخش شده است

00:00:40.541 --> 00:00:42.751
...ما هيچ جاي ديگه اي به اين کليپ دسترسي نداشتيم

00:00:42.834 --> 00:00:45.462
...پس اميدواريم بتونيم رو يکي از اين نوارها پيداش کنيم

00:00:45.545 --> 00:00:49.049
اما همونطور که مي بينيد يک جعبه ي بزرگ از نوارهاي ماه آگوست
اونجاست

00:00:49.841 --> 00:00:51.551
ببينم چي پيدا ميشه

00:00:59.685 --> 00:01:02.229
...در يکي از روزهاي دهه ي 90

00:01:02.813 --> 00:01:04.565
درب ِ خانه ي من به صدا در اومد

00:01:05.649 --> 00:01:09.695
کارآگاه "تينچر" و کارآگاه "مارل" بودند

00:01:10.696 --> 00:01:15.158
يک ضبط ِ صوت همراه خودشون اورده بودند
...و زمانيکه ضبط را روشن کردند

00:01:15.242 --> 00:01:19.663
برنامه ي راديويي "جري تارنر" پخش شد

00:01:20.372 --> 00:01:23.208
...يک صداي ِ مُبَدِل به گوشم ميخوره

00:01:23.292 --> 00:01:25.544
...مردي که تماس گرفته

00:01:26.044 --> 00:01:32.092
تا به "جري تارنر" بگه تسبيح ِ خواهر "سسنيک" دست چه کسي است

00:01:36.763 --> 00:01:39.558
!چه پُل ِ عجيبي به گذشته ست

00:01:40.183 --> 00:01:41.685
...يک صندوقِ مشکي رنگ بود

00:01:41.768 --> 00:01:43.770
که اسم ِ "سسنيک" روش بود

00:01:43.854 --> 00:01:45.647
و گفت اين تسبيح ِ "سسنيک" بوده

00:01:45.731 --> 00:01:47.733
اسم ِ "سسنيک" روي تسبيح بود؟

00:01:47.816 --> 00:01:50.402
اسم ِ "سسنيک" روي صندوق بود

00:01:52.446 --> 00:01:55.490
...و تنها پس از چند ثانيه

00:01:55.574 --> 00:01:58.201
...صحبت با صداي ِ مُبَدِل

00:01:58.493 --> 00:02:02.039
...اون اين صدا رو کنار گذاشت و با صداي اصلي خودش صحبت کرد

00:02:02.122 --> 00:02:03.999
!و اونجا بود که گفتم : پناه بر خدا ، خودشه

00:02:06.251 --> 00:02:07.085
اِد بود

00:02:43.914 --> 00:02:45.707
خيلي خب ، ادگار؟

00:02:46.792 --> 00:02:49.795
...ميخواستم اينو نشونت بدم
اين مَرد رو ميشناسي؟

00:02:56.385 --> 00:02:57.844
"مَسکِل"

00:02:57.928 --> 00:02:59.721
عکسشو ديدم

00:03:02.015 --> 00:03:04.017
اما نمي شناختمش

00:03:06.436 --> 00:03:07.562
پس هرگز ملاقاتش نکردي؟

00:03:07.646 --> 00:03:08.522
نه

00:03:12.150 --> 00:03:13.443
و اين يکي؟

00:03:19.157 --> 00:03:20.575
اين "کَتي" ئه

00:03:21.775 --> 00:03:33.775
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:04:35.734 --> 00:04:38.361
پس ميگي پليس فکر مي کرده کار تو بوده

00:04:38.445 --> 00:04:41.198
ميتوني درباره ش حرف بزني؟
اين مال ِ چه زماني بود ، و اونا چيکار کردند؟

00:04:41.281 --> 00:04:42.407
نظرشون چي بود؟

00:04:44.159 --> 00:04:46.244
فقط يه مشت سوال

00:04:53.251 --> 00:04:54.544
در مورد ِ چي؟

00:04:55.420 --> 00:04:56.379
کَتي

00:04:57.589 --> 00:04:59.299
و اينکه چه بلايي سرش اومده

00:05:03.220 --> 00:05:05.138
همون چيزي رو به شما ميگم که به اونا هم گفتم

00:05:05.222 --> 00:05:07.307
هيچ اطلاعي ندارم

00:05:10.477 --> 00:05:12.479
به خاطرت هست چرا باهات ملاقات کردند؟

00:05:14.481 --> 00:05:15.816
همسر ِ سابقم

00:05:17.901 --> 00:05:21.530
...پس اگر در مقطعي ، همسر ِ سابقت به پليس گفته باشه که

00:05:21.613 --> 00:05:24.157
...تو اونشب غرق ِ در خون به خونه اومدي

00:05:24.241 --> 00:05:25.534
يعني داره راستشو ميگه؟

00:05:27.285 --> 00:05:28.745
نمي دونم

00:05:30.163 --> 00:05:31.915
اين حرف ِ اونه

00:05:34.125 --> 00:05:37.087
همسر ِ اولت رو شخص ِ راستگويي مي دوني؟

00:05:38.588 --> 00:05:39.506
بله

00:05:42.634 --> 00:05:45.136
به خاطرت هست اون شب پيراهنت خوني بوده باشه؟

00:05:46.429 --> 00:05:47.389
اوهوم

00:05:48.515 --> 00:05:49.474
يادت هست؟

00:05:50.976 --> 00:05:52.143
چرا اونوقت؟

00:05:52.227 --> 00:05:53.853
دستم آسیب دید

00:05:59.276 --> 00:06:00.318
چي؟

00:06:00.402 --> 00:06:02.404
دستم آسیب دید

00:06:02.487 --> 00:06:03.572
دستت آسیب دید؟

00:06:04.864 --> 00:06:06.408
به خاطرت هست چطور اينکارو کردي؟

00:06:08.285 --> 00:06:09.369
نه

00:06:14.499 --> 00:06:16.585
من ميخوام اين کليپ ِ خبري رو برات پخش کنم
باشه؟

00:06:17.877 --> 00:06:20.255
...سپس در سوم ِ ژانويه ي 1970

00:06:20.338 --> 00:06:23.758
جسد ِ او در زميني در "لندزداون" پيدا شد

00:06:24.551 --> 00:06:28.388
پليس چندين سر نخ را دنبال کرده اما هيچکدام از آنها
...به نتيجه اي نرسيده است

00:06:28.471 --> 00:06:30.640
...حتي نوار ِ تماس ِ تلفني ِ مردي ناشناس

00:06:30.724 --> 00:06:33.602
...که در 1976 به گوينده ي خبر "جري تارنر" گفته است که

00:06:33.685 --> 00:06:36.813
از هويت ِ فردي که تسبيح ِ خواهر "سسنيک" را در اختيار دارد با خبر است

00:06:36.896 --> 00:06:38.440
...يک صندوقِ مشکي رنگ بود

00:06:38.523 --> 00:06:39.858
که اسم ِ "سسنيک" روش بود

00:06:40.567 --> 00:06:42.110
و گفت اين تسبيح ِ "سسنيک" بوده

00:06:42.193 --> 00:06:44.321
اسم ِ "سسنيک" روي تسبيح بود؟

00:06:44.404 --> 00:06:46.615
اسم ِ "سسنيک" روي صندوق بود

00:06:46.698 --> 00:06:49.367
پليس چندين سر نخ را دنبال کرده اما هيچکدام از آنها
...به نتيجه اي نرسيده است

00:06:50.160 --> 00:06:52.120
اين تو بودي که با "جري تارنر" تماس گرفتي؟

00:06:52.203 --> 00:06:53.246
اوهوم

00:06:58.251 --> 00:07:00.211
اين صداي تو بود؟-
بله-

00:07:04.132 --> 00:07:05.967
تو شخصي که تسبيح ِ "سسنيک" دستش باشه رو ميشناختي؟

00:07:07.594 --> 00:07:08.595
نه

00:07:10.847 --> 00:07:11.681
نه

00:07:14.351 --> 00:07:16.061
اين اطلاعات رو از خودت ساخته بودي؟

00:07:17.395 --> 00:07:18.563
بله

00:07:21.524 --> 00:07:25.195
...ميتوني يکم بيشتر برام توضيح بدي تا

00:07:25.278 --> 00:07:26.529
کاملا متوجه بشم؟

00:07:26.613 --> 00:07:29.366
چون خيلي با عقل جور در نمياد

00:07:30.325 --> 00:07:32.619
با عقل ِ خودمم جور در نمياد

00:07:36.164 --> 00:07:37.832
...من فقط ميخوام بفهمم که

00:07:37.916 --> 00:07:40.043
...چه لزومي داشته سالها بعد

00:07:40.126 --> 00:07:44.089
با يک برنامه ي راديويي محبوب تماس بگيري
...و اطلاعاتي رو بدي که

00:07:44.631 --> 00:07:47.592
باعث شه پليس و اقوام ِ مقتول فکر کنند سرنخي به دست اومده

00:07:49.594 --> 00:07:51.930
من احمق و نادون بودم

00:07:52.931 --> 00:07:54.015
...امکانش هست

00:07:55.183 --> 00:07:58.061
خودت اين تصور را در همسر ِ اولت ايجاد کرده باشي که
...در قتل نقش داشتي

00:07:58.144 --> 00:07:59.270
در حاليکه اصلا هيچ نقشي نداشتي؟

00:08:00.146 --> 00:08:01.523
در ابتدا ، بله

00:08:02.649 --> 00:08:04.651
خودم اين باور را بهش دادم

00:08:06.027 --> 00:08:07.737
...پس به همين خاطر ما يه جورايي امروز اينجا هستيم

00:08:07.821 --> 00:08:10.573
...چونکه تو اين باور را در همسر ِ اولت ايجاد کردي

00:08:10.657 --> 00:08:13.535
و اين تماس ِ تلفني باعث ميشه که ديگران فکر کنند
تو در اين قتل نقش داشتي

00:08:14.369 --> 00:08:16.997
اما نقش...؟ نقش داشتي؟
تو خواهر "کَتي" را به قتل رسوندي؟

00:08:17.080 --> 00:08:18.164
نه

00:08:20.750 --> 00:08:23.294
هرگونه اطلاعاتي درباره ي قتلش داري؟

00:08:23.378 --> 00:08:24.254
خير

00:08:25.922 --> 00:08:28.550
من هيچ ارتباطي با اين موضوع نداشتم

00:08:57.829 --> 00:08:58.663
سلام

00:09:02.584 --> 00:09:03.668
حالت چطوره؟

00:09:09.591 --> 00:09:13.303
يه فکري دائما تو ذهنم در جريانه

00:09:13.386 --> 00:09:17.015
يعني اينکه ، شماها از اينکه همچين چيزي در جريانه ناراحت نيستيد؟

00:09:17.098 --> 00:09:20.602
...و هيچکسي اقرار نمي کنه
يک سِريا از اين موضوع اطلاع دارند

00:09:20.685 --> 00:09:24.522
شما خيلي منو ياد ِ "کَتي" ميندازيد-
ما خيلي صميمي بوديم-

00:09:24.606 --> 00:09:28.234
شما مثل ِ "کَتي" ، سرزنده و شاداب هستيد

00:09:29.778 --> 00:09:34.074
اين آلبوم ِ عکسيه که مادرم در 18 سالگي ِ"کَتي" بهش داد

00:09:37.952 --> 00:09:39.913
کَتي شش سال و نيم از من بزرگتر بود

00:09:41.748 --> 00:09:43.625
اون به من حس ِ ويژه ي فوق العاده اي مي داد

00:09:45.502 --> 00:09:47.754
اطاقمون مشترک بود

00:09:48.922 --> 00:09:51.674
بر خلاف ِ من ، کَتي عاشق ِ خوابيدن بود

00:09:52.592 --> 00:09:54.385
...يه روز که بدجوري غرق ِ خواب شده بود

00:09:57.388 --> 00:09:58.598
.. من رفتم طبقه ي پايين

00:09:58.681 --> 00:10:01.351
...و پودينگ شکلاتي اي که مادرم درست کرده بود را

00:10:01.434 --> 00:10:03.228
روي کفش هاي "کَتي" ماليدم

00:10:03.311 --> 00:10:04.604
...چون اونقدر خوابيده بود که

00:10:04.687 --> 00:10:08.608
مي تونستم کفش هاي راحتيش رو با دسر شکلاتي پُر کنم

00:10:09.192 --> 00:10:10.693
...و زمانيکه از خواب بلند شد

00:10:10.777 --> 00:10:12.612
...من فقط اونجا نشستم و نگاهش کردم که چطوري

00:10:12.695 --> 00:10:15.365
پاشو داخل ِ اون کفش هاي شکلاتي گذاشت

00:10:16.533 --> 00:10:17.617
"چي؟"

00:10:17.700 --> 00:10:20.620
اگر قرار باشه من سر به سرت بذارم
...بايد جلوتر از تو عمل کنم

00:10:20.703 --> 00:10:23.665
و بعدش بايد بفهمي که چطوري ميخواي تلافيشو سرم در بياري

00:10:23.748 --> 00:10:25.875
اون هرگز تلافي نکرد

00:10:26.835 --> 00:10:29.796
هميشه بهم مي گفت بي قيد و شرط دوستم داره

00:10:29.879 --> 00:10:31.631
اينکارو ميتونست بکنه

00:10:31.714 --> 00:10:34.050
...و شايد دفعات زيادي امتحانش کردم

00:10:34.134 --> 00:10:35.760
اما هيچوقت ِ هيچوقت مُردد نشد

00:10:35.844 --> 00:10:39.055
کَتي به من دوست داشتن ِ بي قيد و شرط رو آموخت

00:10:39.139 --> 00:10:41.641
مهم نيست چي ميشه ، تو اونا رو دوست خواهي داشت

00:10:44.102 --> 00:10:47.313
...مي دونم که زمان ِ زيادي گذشته و درکش براي مردم سخته

00:10:47.397 --> 00:10:50.233
و خيلي از مردم حس مي کنند تا آخر عمر نميشه عزادار موند

00:10:50.316 --> 00:10:51.901
تو بايد اين مصيبت را فراموش کني

00:10:51.985 --> 00:10:54.696
اينطوريا که ميگن نيست
شما حقيقتا دلتنگ يکي در زندگيتون ميشيد

00:10:54.779 --> 00:10:57.866
...شما دلتنگ اون شخصي ميشيد که

00:10:57.949 --> 00:11:00.243
در لحظات ِ مهم زندگي در کنارتون نيست

00:11:01.161 --> 00:11:04.664
...و مهم نيست 5 دقيقه گذشته يا 45 سال

00:11:04.747 --> 00:11:09.169
چونکه شما هنوزم دلتنگ اون شخص ميشيد
و اين فقدان رو حس مي کنيد

00:11:10.879 --> 00:11:13.715
...هيچ نيازي به رازداري

00:11:13.798 --> 00:11:17.302
مخفي کاري يا لاپوشاني وجود نداره

00:11:18.261 --> 00:11:21.890
:وقتي کَتي فوت کرد من گفتم
تا زمانيکه من زنده ام ، تو نخواهي مُرد

00:11:21.973 --> 00:11:23.057
تو نخواهي مُرد

00:11:26.686 --> 00:11:29.230
من فراموش نمي کنم
من فراموش نمي کنم

00:11:29.772 --> 00:11:31.941
من هرگز به آرامش دست پيدا نکردم
...ساکت شدم

00:11:32.692 --> 00:11:34.360
اما هرگز به آرامش دست پيدا نکردم

00:11:34.986 --> 00:11:35.820
متوجه ايد؟

00:11:35.904 --> 00:11:37.822
من بخاطر ِ والدينم سکوت کردم

00:11:38.406 --> 00:11:41.284
...و هميشه بخاطر مادرم دهانم رو بسته نگه داشتم

00:11:41.367 --> 00:11:44.871
اما در تمام اين ساليان دلم ميخواست قاتل ِ خواهرم
را پيدا کنم

00:11:47.123 --> 00:11:49.375
...تمام ِ آگاهي من در ساليان اخير اين بوده که

00:11:49.459 --> 00:11:52.754
احتمالا "کَتي" در زمان و مکان ِ نامناسب قرار داشته

00:11:53.630 --> 00:11:56.966
يک قتل ِ اتفاقي بوده و پليس هيچ مدرکي نداشته

00:11:57.050 --> 00:11:58.259
هيچي پيدا نکردند

00:12:00.386 --> 00:12:02.764
...وقتي در اين مورد بحث هاي خانوادگي مي کنيد

00:12:02.847 --> 00:12:06.559
...همه گريه شون ميگيره و ناراحت ميشن

00:12:06.643 --> 00:12:09.938
:و پدرم هميشه جلوي اين بحث ها رو مي گرفت و ميگفت

00:12:10.021 --> 00:12:11.648
"اين حرفا کَتي رو برنمي گردونه"

00:12:13.942 --> 00:12:14.901
:و جمله ش اين بود

00:12:14.984 --> 00:12:16.903
"مرلين ، اون(کتي) نميخواست تو گريه کني"

00:12:18.071 --> 00:12:20.281
...والدينم خيلي حامي ِ من بودند

00:12:20.365 --> 00:12:22.867
چون خيلي خيلي دشوار بود

00:12:23.743 --> 00:12:26.913
اونا دو تا بچه رو بزرگ مي کردند

00:12:28.623 --> 00:12:31.793
...براي همين وقتي مادرم يکسال پيش فوت کرد

00:12:31.876 --> 00:12:33.711
...من و "باب" يه دستي به آپارتمانش کشيديم

00:12:34.295 --> 00:12:38.132
ولي من دست به سياه و سفيد نزدم چون به محض اينکه
...شروع کردم

00:12:40.009 --> 00:12:41.928
تمام ِ اين وسايل رو پيدا کردم

00:12:42.637 --> 00:12:45.640
کلي جعبه تو آپارتمان بود

00:12:45.723 --> 00:12:48.309
من ميخواستم همه چيزو مرتب کنم

00:12:50.103 --> 00:12:52.689
اونجا بود که بريده ي مقالات رو پيدا کردم

00:12:54.023 --> 00:12:55.358
...مادرم تمامشو نگه داشته بود

00:12:55.900 --> 00:12:57.235
اما به من نگفته بود

00:12:57.694 --> 00:13:01.698
اينجا يه مقاله از سال 69 و يه مقاله ي ديگه از دهه 90 وجود داره

00:13:01.781 --> 00:13:03.950
اينارو مادرم از روزنامه نگه داشته بود

00:13:04.033 --> 00:13:06.661
و براي اولين بار بود که اونو خوندم

00:13:11.749 --> 00:13:13.668
...يعني اينکه ، وقتي شما يه همچين چيزي مي خونيد

00:13:13.751 --> 00:13:16.754
...درک ِ اينکه چه اتفاقي افتاده براي شما خيلي سخته

00:13:16.838 --> 00:13:19.549
...چون شما اينو ميخونيد و انگاري با خودتون ميگيد

00:13:20.466 --> 00:13:21.467
"اين ديگه چيه؟"

00:13:22.969 --> 00:13:25.722
...هضم ِ اين موضوع خيلي سخته چون که

00:13:26.431 --> 00:13:30.810
اين همون چيزي نبوده که من تو اين 45 سال درباره ش فکر مي کردم

00:13:31.561 --> 00:13:34.647
من تا زمان ِ مرگِ مادرم اسمي بنام "مسکل" نمي شناختم

00:13:56.044 --> 00:13:58.212
...من در جولاي 1997 به اداره ي پليس شهرستان ِ بالتيمور

00:13:58.296 --> 00:14:00.757
...ملحق شدم

00:14:01.382 --> 00:14:03.551
...و در فبريه ي 2000 وارد ِ يگان ِ قتل و آدمکشي

00:14:03.634 --> 00:14:06.971
شهرستان ِ بالتيمور شدم

00:14:07.055 --> 00:14:08.681
از اون زمان تا به امروز عضو اين يگان هستم

00:14:08.765 --> 00:14:12.268
من آشنايي اي با اين پرونده ندارم
...تازه چند هفته ست وارد ِ اين پرونده ي قتل شدم

00:14:12.351 --> 00:14:14.020
دوباره بررسي مي کنيمش

00:14:14.604 --> 00:14:15.980
:فقط همينو ميتونم بگم

00:14:16.564 --> 00:14:20.443
...اگر هرگونه مدرکي دال ِ بر دخالت فردي در اين قتل وجود داشت

00:14:20.985 --> 00:14:23.529
...پدر "مسکل" يا هر فرد ديگه اي

00:14:24.238 --> 00:14:28.618
...و اون مدرک توسط ماموران بسط و گسترش پيدا مي کرد

00:14:29.702 --> 00:14:31.079
هيچ سرپوشي هم به وجود نمي اومد

00:14:32.163 --> 00:14:36.250
اين اتهامات تازه در دهه 90 عليه پدر "مسکل" وارد شد

00:14:37.210 --> 00:14:38.419
از ايشون بازجويي شد

00:14:39.337 --> 00:14:40.338
تحقيق شد

00:14:41.589 --> 00:14:43.132
بعنوان يک متهم در نظر گرفته شد

00:14:44.759 --> 00:14:47.720
هر چي زمان مي گذشت ، سخت تر متهم شد

00:14:49.847 --> 00:14:53.810
او درباره ي اتهامات تجاوز ِ جنسي صحبت نمي کرد

00:14:54.727 --> 00:14:57.897
مي گفت هيچ ارتباطي به قتل ِ خواهر "سسنيک" نداشته

00:14:58.856 --> 00:15:02.068
...او اتهامات ِ نشون دادن ِ جسد و نقش داشتن در اينکار را

00:15:02.151 --> 00:15:03.569
انکار کرد

00:15:03.653 --> 00:15:04.737
مستقيما انکار کرد

00:15:05.655 --> 00:15:07.615
اما...بيايد صادق باشيم

00:15:07.698 --> 00:15:09.075
...تا الان که ما روي اين پرونده کار مي کنيم

00:15:09.158 --> 00:15:11.577
از منظر ِ ما هيچکسي تبرئه نشده

00:15:12.787 --> 00:15:17.542
منظور اينکه ، صرف ِ اينکه 47-45 سال از پرونده گذشته
باعث نميشه ما بيخيال چيزي بشيم

00:15:19.043 --> 00:15:20.586
ما هيچکسي رو تبرئه نمي کنيم

00:15:27.009 --> 00:15:29.595
اين براي سال 69 ئه ، زمانيکه کَتي مفقود شد

00:15:30.471 --> 00:15:32.598
دهم نوامبر 1969

00:15:33.933 --> 00:15:35.226
...و فکر ميکنم اين يکي

00:15:35.309 --> 00:15:36.853
مطمئن نيستم اين کجا بايد قرار بگيره

00:15:37.395 --> 00:15:40.481
"پرونده کشيش"
بله ، تمام اينا براي سال 1994 ئه

00:15:41.858 --> 00:15:45.153
بنظر ميرسه "جما" و "اَبي" اطلاعات زيادي دارند

00:15:45.236 --> 00:15:48.114
باورم نميشه پليس با اونا حرف نزده باشه

00:15:48.656 --> 00:15:51.242
...مي دونيد ، من ميخواستم ذره ذره اينو هضمش کنم

00:15:51.325 --> 00:15:54.245
...چون يه مقدار طاقت فرساست

00:15:54.871 --> 00:15:59.584
...تا حواسم به خانواده ي خودمم باشه

00:15:59.667 --> 00:16:04.714
و ببينم براي تحقيق تا کجاها ميتونم پيش برم

00:16:06.007 --> 00:16:07.133
خيلي خب ، روشنش کن

00:16:08.468 --> 00:16:10.303
باشه. همه آماده اند؟

00:16:13.055 --> 00:16:14.807
...از کليسايي در نيوجرسي

00:16:14.891 --> 00:16:17.727
کشيشي سابق که کلمات ِ يک راهبه ي مقتول را مي خواند

00:16:18.227 --> 00:16:21.856
الان صحبت کردن درباره ش مثل سابق سخت نيست

00:16:21.939 --> 00:16:24.150
...اما مي دونيد ، من واقعا

00:16:24.775 --> 00:16:26.944
انسان ِ فوق العاده اي رو از دست دادم

00:16:27.028 --> 00:16:29.113
...در هفتم نوامبر 1969

00:16:29.197 --> 00:16:30.656
...کَتي سسنيک رُبوده شد

00:16:30.740 --> 00:16:33.826
کَتي عميقا براي ديگران اهميت قائل مي شد

00:16:33.910 --> 00:16:36.621
فقط حس مي کردم هميشه به "جري" اهميت ِ بيشتري مي داد

00:16:36.704 --> 00:16:39.373
:کَتي گفن
واقعا حس ميکنم "جري" همواره در زندگي من خواهد بود

00:16:39.457 --> 00:16:41.417
او براي من خيلي مهم تلقي ميشه

00:16:42.126 --> 00:16:45.129
ميدونستم واسش مهمه
اما فقط همينو تونستم ازش بفهمم

00:16:45.213 --> 00:16:46.797
چيز ديگه اي متوجه نشدم

00:16:47.381 --> 00:16:48.758
...بعد از مرگ ِ کَتي

00:16:48.841 --> 00:16:51.385
والدينم نميخواستند من با "جري" صحبت کنم

00:16:51.469 --> 00:16:54.514
پدرم به من گفت نبايد کسي رو مظنون کنيم

00:16:54.597 --> 00:16:57.808
هر کسي که با کَتي ارتباط داشته نبايد مظنون تلقي بشه

00:16:58.392 --> 00:17:02.563
فکر کنم شايد پليس به پدرم گفته بود که اونا به "جري" مشکوکند

00:17:14.033 --> 00:17:18.287
...براي من 10 سال ِ آزگار طول کشيد تا تونستم

00:17:18.371 --> 00:17:20.206
از مصيبت ِ مرگ ِ کَتي بهبودي پيدا کنم

00:17:21.541 --> 00:17:23.793
سياحت ِ سخت و بلندي بود

00:17:23.876 --> 00:17:27.880
...در نهايت بايد از تمام اين چيزها دوري مي کردم

00:17:29.090 --> 00:17:30.633
تا بتونم شروع دوباره اي داشته باشم

00:17:32.885 --> 00:17:36.514
...من بعنوان ِ يک کشيش يسوعيِ مجرد به مينه سوتا رفتم
(يسوعيون : فرقه‌اي مذهبي وابسته به کليساي کاتوليک)

00:17:36.597 --> 00:17:39.559
...دوازده سال ِ بعد بعنوان يک کشيش ِ متديست برگستم
(متديسم:کليسايي منشعب از کليساي پروتستان انگلستان)

00:17:39.642 --> 00:17:41.477
با "دايان" ازدواج کردم و دو فرزند دارم

00:17:42.562 --> 00:17:45.398
اين...اين براي باز کردن شيشه مشروبه
يا باهاش آشپزي مي کني؟

00:17:45.481 --> 00:17:46.566
واسه جفتش

00:18:08.212 --> 00:18:10.298
...جِما و گروهش به من گفتند که

00:18:10.381 --> 00:18:13.217
به همراه "کوب" به خونه ي جانبي رفتند

00:18:13.301 --> 00:18:16.137
...اونا بازديد کردند و نگاه کردند که اتومبيل کجا قرار داشته

00:18:16.220 --> 00:18:17.555
و کلي صحبت درباره ش کردند

00:18:18.431 --> 00:18:24.270
از نوع توصيفي که "جِما" براي من کرد
ميشه گفت که "کوب" دچار روان‌پالايي شده بوده
(روان پالايي :  برون‌ريزي احسساسات و عواطف)

00:18:32.445 --> 00:18:35.865
راستشو بخوايد من يکم مضطرب شدم

00:18:36.949 --> 00:18:39.118
...حفره هاي خيلي زيادي در اين داستان وجود داره

00:18:39.201 --> 00:18:41.537
...درباره ي اينکه اون شب در اون خونه چه اتفاقي افتاد

00:18:41.621 --> 00:18:43.122
...من راستشو به شما خواهم گفت

00:18:43.205 --> 00:18:46.626
من با شک و ترديد به حرفاش نگاه مي کنم

00:18:47.668 --> 00:18:51.964
من حرفايي که بهم زد رو باورم نميشه

00:18:53.966 --> 00:18:57.386
...بعد از مفقود شدن کَتي

00:18:57.470 --> 00:18:59.972
در تمام ِ طول ِ شب ، سه نفر در آپارتمانش حضور داشتند

00:19:00.765 --> 00:19:04.769
يکيشون "جِري کوب" بوده
... اون يکي پيت مَکين بوده

00:19:04.852 --> 00:19:07.521
...يکي از دوستان ِ کَتي و يک کشيش

00:19:07.605 --> 00:19:10.858
که البته نتونستيم مکانش را پيدا کنيم يا با او صحبت کنيم

00:19:10.941 --> 00:19:15.196
و سومي ؛ هم اطاقي ِ کَتي بنام "راسل فليپس" بوده

00:19:15.279 --> 00:19:18.366
...متاسفانه "راسل" به دليل سرطان فوت کرده

00:19:18.449 --> 00:19:22.286
...بنابراين بخش ِ اعظم ِ اطلاعاتي که در مورد

00:19:22.370 --> 00:19:25.581
... شب ِ مفقودي ِ کَتي به دست ِ ما رسيده

00:19:25.665 --> 00:19:29.919
از طرف ِ "جري کوب" مي باشد

00:19:37.051 --> 00:19:39.011
...زماني که جسد ِ کَتي را پيدا کردند

00:19:39.095 --> 00:19:40.763
...پليس پوست ِ منو کند

00:19:41.764 --> 00:19:45.142
...چون کَتي منو ميشناخت و اونا معتقد بودند

00:19:45.226 --> 00:19:48.312
او توسط ِ يک فرد ِ آشنا به قتل رسيده

00:19:49.689 --> 00:19:51.524
...کارآگاه هري بَنن

00:19:51.607 --> 00:19:55.820
اين عين ِ جمله ايه که اون گفته چون براي سالهاي زيادي
:در حافظه ي من ثبت شده

00:19:56.487 --> 00:19:59.490
...نوجنت ، اگر خود ِ پدر کوب اونو نکشته باشه

00:20:00.199 --> 00:20:01.784
ولي مي دونه کي اينکارو کرده

00:20:07.540 --> 00:20:11.544
من هيچگونه نقشي در اين ماجرا نداشتم
حتی فکرشم به سرم نزده

00:20:12.169 --> 00:20:14.463
...اولين باري که باهاشون صحبت کردم

00:20:14.547 --> 00:20:15.798
ميخواستم بگم دست از سرم بردارند

00:20:15.881 --> 00:20:19.260
گفتم : اينا ته بليط فيلميه که من با دوستم رفتم

00:20:19.343 --> 00:20:22.847
اين رستورانيه که ما رفتيم
من و "پيتر" تمام شب رو با هم بوديم

00:20:22.930 --> 00:20:24.223
اينا حقيقته

00:20:26.267 --> 00:20:30.104
ما به دفتر ِ من در مناجاتگاه برگشتيم

00:20:31.272 --> 00:20:33.274
و اين جزئيات در خاطرم مونده

00:20:33.357 --> 00:20:35.025
...ما "تيا ماريا"(نوعي نوشيدني الکلي) مي خورديم

00:20:35.776 --> 00:20:38.154
مشروب ِ شکلاتي

00:20:39.488 --> 00:20:42.575
و تلفن زنگ ميخوره
راسل فليپس ئه

00:20:44.869 --> 00:20:48.956
کوب به من گفت با ما تماس گرفته شد
سپس من و "پيتر" با اتومبيل از آناپوليس رفتيم

00:20:50.291 --> 00:20:53.544
...احتمالش هست "کوب" فراموش کرده باشه

00:20:53.627 --> 00:20:54.879
اما "کوب" فراموشکار نيست

00:20:54.962 --> 00:20:56.422
او آدم زرنگيه

00:20:57.590 --> 00:21:01.302
...چون صبح ِ روز ِ بعد در اولين گزارش ِ بعد از ناپديدي ِ راهبه

00:21:01.385 --> 00:21:04.305
...برادر "پيت مَکين" به گزارشگر جنايي گفت

00:21:04.388 --> 00:21:06.724
...بعد از آگاهي ِ از مفقودي ِ راهبه

00:21:06.807 --> 00:21:08.517
...با ماشين از "بلتسويل" که

00:21:08.601 --> 00:21:10.019
...در خارج از بالتيمور قرار داره حرکت کرده

00:21:10.102 --> 00:21:13.022
جايي که او در صومعه ي برادران مسيحي سکونت داشته است

00:21:14.148 --> 00:21:16.609
!نه از "آناپوليس" و نه به همراه کوب

00:21:19.695 --> 00:21:21.280
...يادمه

00:21:21.363 --> 00:21:24.325
...دو سه روز در اداره ي پليس ازم بازجويي کردند

00:21:24.408 --> 00:21:25.910
...و يادمه بهشون ميگم

00:21:26.577 --> 00:21:29.205
من مدرک ِ پيتر هستم. پيتر هم مدرکِ منه

00:21:29.288 --> 00:21:31.332
...اگر ميخوايد بخاطر قتل دنبالم کنيد

00:21:31.415 --> 00:21:33.459
...در عينِ حال بايد دنبال "پيتر" هم کنيد

00:21:33.542 --> 00:21:35.544
چون اون شب ما دو نفر با هم بوديم

00:21:36.504 --> 00:21:39.632
...گزارشات خاطر نشان مي کنند که "کوب" و "مک کين" در خصوص

00:21:39.715 --> 00:21:41.675
...اظهاراتشون در مورد

00:21:41.759 --> 00:21:45.054
برگشتن به خونه و رفتن به خانه ي خانم "راسل" ، مورد ِ آزمايش ِ
دروغ سنجي قرار گرفتند

00:21:46.931 --> 00:21:49.892
...سوابق تنها اعلام مي کنند که اونا به سينما رفتند

00:21:49.975 --> 00:21:51.894
و بعد از اون به شام

00:21:51.977 --> 00:21:56.732
دستگاه ِ دروغ سنج هيچگونه فريبي را در اظهارات اونا
گزارش نداده است

00:21:57.358 --> 00:22:00.361
...اما کارآگاهان شهر ِ بالتيمور نتوانستند

00:22:00.444 --> 00:22:03.072
...هيچگونه شاهد ِ عيني را در خصوص ِ زمان ِ خروج ِ آنها

00:22:03.155 --> 00:22:05.407
يا زمان ِ بازگشت آنها از رستوران را تاييد کنند

00:22:06.575 --> 00:22:10.412
...يکي از چندين کار ِ مشکلي که بايد به سرانجام بشه اينه که

00:22:10.496 --> 00:22:14.542
مک کين را پيدا کنند و نظر او را در اين مورد جويا شوند

00:22:15.584 --> 00:22:16.836
من ميتونم "پيتر" رو پيدا کنم؟

00:22:18.170 --> 00:22:19.964
نه ، خيلي دنبالش نرفتم

00:22:21.298 --> 00:22:23.634
...نميگم ما رفيق جون جوني بوديم

00:22:23.717 --> 00:22:24.760
...اما مي دونيد

00:22:24.844 --> 00:22:27.054
...نميدونم هنوز زنده ست يا نه

00:22:27.763 --> 00:22:29.974
اما خودتون شخصا دنبالش گشتيد؟

00:22:32.268 --> 00:22:33.852
...شبي که "کَتي" مفقود شد

00:22:33.936 --> 00:22:39.149
راسل ، جِري و يک شخص سومي هم در آپارتمان حضور داشته

00:22:39.233 --> 00:22:41.819
بنام ِ پيت مکين

00:22:42.403 --> 00:22:44.905
در يک مقطعي من با او تماس گرفتم
...و گوشي را روي من قطع کرد

00:22:44.989 --> 00:22:46.365
يا شايدم تلفن خودش قطع شد

00:22:46.448 --> 00:22:47.491
دوباره شمارشو گرفتم

00:22:47.575 --> 00:22:49.660
خب بذاريد من باهاش تماس بگيرم

00:22:55.124 --> 00:22:56.166
الو؟

00:22:56.250 --> 00:22:58.294
سلام ، شما "پيت مکين" هستيد؟

00:22:59.920 --> 00:23:01.422
شما "پيت مکين" هستيد؟

00:23:02.965 --> 00:23:07.469
...سلام ، پيت ، فکر نمي کنم من تا بحال تو رو ديده باشم

00:23:08.012 --> 00:23:11.015
...اگر نميخواي با من صحبت کني

00:23:11.098 --> 00:23:12.266
من مشکلي با اين موضوع ندارم

00:23:12.349 --> 00:23:14.560
...من "مرلين سسنيک" هستم

00:23:14.643 --> 00:23:16.270
من خواهر ِ "کتي" ام

00:23:17.062 --> 00:23:18.939
صحيح ، صحيح
من خواهر کوچيکش هستم

00:23:19.023 --> 00:23:20.399
خواهر کوچيک ترش

00:23:20.482 --> 00:23:25.279
من ميدونم زمانيکه کَتي مفقود شد
...راسل با شما تماس گرفت

00:23:26.155 --> 00:23:29.575
و اينکه شما اون شب با "جري" به آپارتمان اومديد

00:23:30.242 --> 00:23:31.076
...آه

00:23:36.707 --> 00:23:39.543
من فقط دنبال چند تا جواب هستم. متوجهيد؟

00:23:42.171 --> 00:23:43.756
ممنون ، پيت
خدانگهدار

00:23:45.883 --> 00:23:48.594
اون 85 سالشه
...صحبتاش همه پرت و بلا بود

00:23:48.677 --> 00:23:50.804
...اما وقتي اسم "جري" رو به زبون مياريد

00:23:50.888 --> 00:23:53.724
تمام ِ داستان رو از اول تا آخر تکرار مي کنه

00:23:53.807 --> 00:23:55.809
...فکر ميکنم اينقدر اين داستان رو تعريف کرده

00:23:55.893 --> 00:23:57.561
...و چون مجبور بوده که اين داستان رو بگه

00:23:57.645 --> 00:24:01.482
وقتي اول ِ داستان رو بهش بديد تا آخرش رو واستون ميره

00:24:01.565 --> 00:24:03.901
با هم شام خورديم
سينما رفتيم

00:24:03.984 --> 00:24:06.820
و زمانيکه برگشتيم "راسل" با ما تماس گرفت

00:24:09.156 --> 00:24:10.282
...ما تصمیم گرفتیم

00:24:10.366 --> 00:24:14.161
الان وقتشه "کوب" رو تحت فشار قرار بذاریم

00:24:14.828 --> 00:24:17.748
...کارآگاه "رومر" از کشیش ِ مجرد بارها و بارها پرسید

00:24:17.831 --> 00:24:22.419
شما چه نوع رابطه ای با خواهر "کَتی" داشتید؟

00:24:24.088 --> 00:24:27.508
...پدر "کوب" اصرار داشت : ما فقط دوستان ِ خوبی هستیم که

00:24:27.591 --> 00:24:31.261
از علاقه ای افلاطونی نسبت به هم بهره می بریم
(روابط افلاطونی:گونه ای از روابط بدون سکس است)

00:24:32.721 --> 00:24:34.973
:کارآگاه به کشیش گفت
خیلی خوبه

00:24:35.516 --> 00:24:38.143
...اما چرا در شب ِ مفقودی

00:24:38.227 --> 00:24:41.814
خواهر "راسل" باید با شما تماس می گرفت و نه با پلیس؟

00:24:42.606 --> 00:24:45.484
...چند روز ِ بعد "رومر" بعد از ملاقات با پدر کوب

00:24:45.567 --> 00:24:49.988
در جامعه ی یسوعیون "مارنسا" دلیل اونکار را متوجه شد

00:24:50.239 --> 00:24:53.826
...پدر "کوب" به نامه ای اشاره کرد که "سسنیک" در

00:24:53.909 --> 00:24:55.452
...سوم نوامبر به کشیش نوشته

00:24:55.536 --> 00:24:58.038
تنها چند روز پس از ناپدیدن شدن خودش

00:25:09.550 --> 00:25:11.593
:جری ِ عزیزترینم

00:25:13.095 --> 00:25:16.014
الان از رادیو قطعه ی  "باید گاهی ترکت کنم" پخش میشه

00:25:17.850 --> 00:25:20.978
...دوره ی ماهیانه من بالاخره با 10 روز تاخیر شروع شد

00:25:21.061 --> 00:25:22.604
پس شاید با خودت بگی من الان بد خُلقم

00:25:24.231 --> 00:25:26.316
قلبم بخاطر تو به درد اومده

00:25:27.234 --> 00:25:28.527
...من باید منتظرت باقی بمونم

00:25:29.069 --> 00:25:33.365
زمانت ، نیازت
چون زندگی ِ تو خیلی غیر قابل پیش بینیست

00:25:34.616 --> 00:25:38.954
فکر کنم الان خیلی بهتر بتونم با این موضوع کنار بیام
...تا دو ماه پیش

00:25:39.538 --> 00:25:41.999
فقط تو را از درونم دوست داشته باشم

00:25:49.548 --> 00:25:52.176
باید به تو بگویم ، من تو را درون خودم می خواهم

00:25:52.676 --> 00:25:54.136
من میخواهم مادر فرزندانت باشم

00:25:59.224 --> 00:26:00.225
دوستت دارم

00:26:11.737 --> 00:26:14.615
قبل از شروع صحبتمون ، "کوب" شتابزده به یک
:موضوعی اشاره کرد

00:26:14.698 --> 00:26:16.283
...میخوام یه چیزیو واست روشن کنم

00:26:16.617 --> 00:26:19.328
...من از هیچ تجاوزی در اون مدرسه خبر نداشتم

00:26:19.411 --> 00:26:22.748
و خواهر "کتی" هیچ چیزی در این مورد نگفت

00:26:22.831 --> 00:26:26.752
:و البته که من مودبانه گفتم
...اون (کتی) مورد تهدید واقع شده بود

00:26:26.835 --> 00:26:30.380
...او احتمال "کئوگ" را ترک و به غرب رفته

00:26:30.464 --> 00:26:32.841
چون از اتفاقات اونجا وحشت کرده بود

00:26:32.925 --> 00:26:36.762
شما عمیقا عاشق هم هستید و شاید ازدواج هم بکنید
:با این حال هرگز به خودش اجازه نداده که به شما بگه

00:26:36.845 --> 00:26:40.265
"اوه ، راستی ، مَسکِل در اتاقش به دخترها تجاوز می کنه"

00:26:40.349 --> 00:26:43.018
...اگر او(کتی) درباره ی تجاوز ِ کشیش ها

00:26:43.936 --> 00:26:47.189
...به دخترها در مدرسه "کئوگ" چیزی به من می گفت

00:26:47.272 --> 00:26:49.566
...اگر همچین چیزی به من می گفت

00:26:50.526 --> 00:26:51.944
...وقتی مفقود شد

00:26:52.611 --> 00:26:56.907
من کارآگاهان رو به همین سمت (تجاوز به دختران) هدایت می کردم

00:26:59.117 --> 00:27:02.412
...یه کارآگاهی دائما منو تعقیب می کرد

00:27:02.496 --> 00:27:06.291
و بیشتر و بیشتر از رابطه ی من با کَتی با خبر می شد

00:27:07.376 --> 00:27:08.961
...یادمه بالاخره بهش گفتم

00:27:09.044 --> 00:27:10.796
تو کاملا مسیر رو اشتباه اومدی

00:27:11.296 --> 00:27:13.799
...من فکر کردم تو میخواستی قاتل رو پیدا کنی

00:27:14.716 --> 00:27:15.551
ولی اینکارو نمی کنی

00:27:15.634 --> 00:27:17.928
...تو فقط در ارتباط با رابطه ی من و کَتی کنجکاو هستی

00:27:18.011 --> 00:27:21.640
و متوجه نیستی که این موضوع هیچ ارتباطی به قتل نداره

00:27:22.391 --> 00:27:25.644
...پس من تو رو یه کارآگاه کاملا حواس پرت می دونم

00:27:25.727 --> 00:27:27.354
و بهتره برگردی سر کار ِ اصلیت

00:27:28.856 --> 00:27:32.860
سپس اون کارآگاه بلند شد و کاری کرد که من هرگز فراموشش نمی کنم

00:27:35.195 --> 00:27:36.864
...به اطاق ِ پُشتی رفت

00:27:38.365 --> 00:27:39.700
...و دست ِ منو گذاشت بر روی

00:27:42.494 --> 00:27:43.579
(مهبل ِاو(کتی

00:27:45.747 --> 00:27:49.251
و گفت : تو باید درک کنی ، ما سراغ کَسی میریم که ذاتش خرابه

00:27:51.461 --> 00:27:54.756
و اون داشت خشونتش رو به رخ من می کشید

00:27:57.134 --> 00:27:59.219
پس تصویری از مهبل ِ (کَتی) بود؟

00:27:59.303 --> 00:28:00.721
نه ، نه

00:28:03.473 --> 00:28:06.602
مهبل داخل یه روزنامه پیچیده شده بود

00:28:07.769 --> 00:28:10.856
مثل ِ یک قلب ِ پیچیده شده بود

00:28:11.815 --> 00:28:13.233
و اونو روی میز پرتش کرد

00:28:19.698 --> 00:28:21.283
به خاطر ِ اینکارش از اون بابا متنفرم

00:28:22.743 --> 00:28:26.914
عمرا همچین کاری اونجا انجام شده باشه
نمیدونم از کجاش این داستانو در آورده

00:28:26.997 --> 00:28:29.499
...بیشتر شبیه یک رویا می مونه

00:28:30.542 --> 00:28:33.795
یا چیزی که من درکش نمی کنم

00:28:34.546 --> 00:28:35.839
تحت ِ نظارت ِ من همچین چیزی نمیشه

00:28:36.381 --> 00:28:39.843
شاید تو شهرستان این اتفاق افتاده. نمی دونم
از طرف اونا نمی تونم حرف بزنم

00:28:40.469 --> 00:28:42.095
...من هرگز از بازجوها نشنیدم که

00:28:42.179 --> 00:28:46.183
...کوب ادعا کرده باشه باهاش بدرفتاری صورت گرفته

00:28:46.266 --> 00:28:48.477
یا توسط ِ همچین چیزی مورد تهدید واقع شده باشه

00:28:48.560 --> 00:28:49.853
...نمیتونم فکرشم بکنم که

00:28:49.937 --> 00:28:51.980
...یک نفر تصور کنه می تونه

00:28:52.564 --> 00:28:55.692
با پیچیدن همچین چیزی تو روزنامه یک کشیش رو به حرف بیاره

00:28:56.276 --> 00:28:58.153
نمیخوام جمله ی کلیشه ای "پلیس ِ بد داریم ، پلیس ِ خوبم داریم" رو
تکرار کنم

00:28:58.237 --> 00:29:00.572
همچین شگردهایی در قدیم هم مورد استفاده قرار نمی گرفته

00:29:01.198 --> 00:29:02.074
...آم

00:29:02.991 --> 00:29:04.576
ما اینجا از اینکارا نمی کنیم

00:29:07.996 --> 00:29:10.499
:آخرین اظهارات ِ کارآگاه "بنن" به من

00:29:11.083 --> 00:29:15.754
تام ، ما به "کوب" نزدیک شدیم و آماده ایم که بشکنیمش

00:29:15.837 --> 00:29:18.131
...سر و کله ی یک وکیل ِ کلیسا پیدا شده

00:29:18.215 --> 00:29:21.218
و خیلی شیک و مجلسی اداره ی پلیس رو سکه ی یه پول کرد

00:29:21.760 --> 00:29:24.221
...و از روزیکه سر و کله این وکلا پیدا شده

00:29:24.930 --> 00:29:29.184
ما دیگه حق ِ نزدیک شدن به "کوب" رو نداریم

00:29:29.935 --> 00:29:33.939
به گمانم موضوعی که باعث شد
...درباره ی این شخص ِ بخصوص آتیشی بشم

00:29:34.022 --> 00:29:35.315
...این بود که همچنان می گفت

00:29:35.399 --> 00:29:38.777
خیلی چیزای دیگه برای فهمیدن هست اما
جلوی ما را گرفتند

00:29:39.403 --> 00:29:42.489
...و این نظریه که قتل به من مربوط بوده

00:29:43.115 --> 00:29:45.284
چیزی بود که اصلا با عقل ِ من جور در نمی اومد

00:29:54.015 --> 00:29:57.884
برگرفته از مصاحبه بین "تام ناگنت" و کاراگاه " باد رومر" سال 1995

00:29:58.088 --> 00:30:00.757
...اگر شما روی یک کشیش تحقیق می کنید

00:30:00.841 --> 00:30:03.719
...و به هیچ نتیجه ای نمی رسید

00:30:03.802 --> 00:30:06.805
پس دارید مزاحمت ایجاد می کنید
:کلیسا حق داشت از ما بپرسه

00:30:06.888 --> 00:30:09.725
ببینید ، یا "کوب" رو متهم کنید یا دست از سرش بردارید

00:30:11.601 --> 00:30:13.103
پلیس ِ شهر ازش بازجویی کرد

00:30:13.186 --> 00:30:15.522
بعدش ما ازش بازجویی کردیم

00:30:15.605 --> 00:30:18.984
...و نتونستیم از اطلاعات ِ "کوب" یا

00:30:19.067 --> 00:30:22.112
یه اتفاقاتی که قرار بود بیوفته یا نقشی که در قتل داشت
به هیچ نتیجه ای برسیم

00:30:22.904 --> 00:30:26.450
ما نتونستیم انگشت ِ اتهام به سمت "کوب" بگیریم و مقصرش بدونیم

00:30:30.829 --> 00:30:33.081
...وقتی جسد ِ کَتی پیدا شد

00:30:33.165 --> 00:30:34.958
...ما به آپارتمان رفتیم

00:30:35.042 --> 00:30:38.670
و هیچوقت فراموش نمی کنم
...راسل روی کاناپه نشسته بود

00:30:39.629 --> 00:30:42.841
...و مادرم سراغ ِ وسایل ِ کَتی رو می گرفت

00:30:42.924 --> 00:30:45.802
:و در خاطرم هست که "راسل" مشخصا می گفت

00:30:45.886 --> 00:30:47.304
من نمیتونم کمکتون کنم

00:30:47.387 --> 00:30:49.514
در حال ِ حاضر از جای هیچی خبر ندارم

00:30:49.598 --> 00:30:51.183
در این حد شوکه شده بود

00:30:52.434 --> 00:30:54.353
راسل از همون اولشم آدم پر حرفی نبود

00:30:54.436 --> 00:30:56.396
اون ساکت ِ خوددار بود

00:30:57.856 --> 00:31:02.027
اما در اون مقطع اصلا حرفم نمی زد

00:31:02.110 --> 00:31:04.196
فراتر از سکوت ِ و خودداری بود

00:31:06.573 --> 00:31:09.159
نام ِ کاملش "هلن راسل فلیپس" بود

00:31:09.701 --> 00:31:11.244
ما همه "راسل" صداش می کردیم

00:31:11.953 --> 00:31:14.790
...اونو عین خواهران ِ خودم دوست داشتم

00:31:14.873 --> 00:31:17.125
اما همیشه برام سوال بود چرا اخلاقش اینجوریه

00:31:19.336 --> 00:31:23.882
من...من نتونستم خیلی خوب باهاش ارتباط برقرار کنم

00:31:25.342 --> 00:31:28.387
جدا نتونستم درکش کنم

00:31:29.054 --> 00:31:34.434
فکر کنم "راسل" بیشتر از اون چیزی که ابراز می کرد و میگفت ، می دونست

00:31:35.143 --> 00:31:37.938
غیر این چی می تونست باشه؟
اون هم خونه ای "کَتی" بود

00:31:38.730 --> 00:31:40.899
...بعد از مرگ ِ کَتی

00:31:40.982 --> 00:31:43.026
یک شب من و "راسل" با هم صحبت کردیم

00:31:43.110 --> 00:31:44.986
فکر کنم فقط می خواستم جویای احوالش شم

00:31:45.070 --> 00:31:48.073
...به من گفت : تریش ، اگر میخوای بیای و با من زندگی کنی

00:31:48.156 --> 00:31:51.076
من اطاق دارم. قدمت روی چشم

00:31:51.159 --> 00:31:55.038
پس در ماه "جون" سالِ 1970 به خونه ش نقل ِ مکان کردم

00:31:57.958 --> 00:31:59.000
...شب ِ اول

00:31:59.960 --> 00:32:02.838
...یادمه رو تخت ِ کَتی دراز کشیده بودم

00:32:03.588 --> 00:32:06.341
...کاملا بیدار بودم و فکر می کردم

00:32:08.593 --> 00:32:10.137
"این اطاق ِ کَتی بوده"

00:32:12.931 --> 00:32:15.183
...تقریبا برای یک سال ِ تمام

00:32:15.267 --> 00:32:20.105
از اینکه از اتومبیلم خارج بشم و داخل آپارتمان بشم وحشت داشتم

00:32:21.523 --> 00:32:24.359
...اتومبیل رو پارک می کردم و به آیینه عقب نگاه می کردم

00:32:24.443 --> 00:32:27.320
به آیینه های بغل نگاه می کردم
...هر کاری لازم بود انجام می دادم

00:32:27.404 --> 00:32:30.031
تا بتونم از پارکینگ عبور کنم

00:32:31.408 --> 00:32:33.034
این کار ِ هر روزم بود

00:32:34.453 --> 00:32:38.457
انگاری حس می کردم شخصی که اون بلا رو سر ِ کَتی اورد
هنوز اونجاست

00:32:42.961 --> 00:32:46.631
...میخواستم بدونم چه اتفاقی رخ داده

00:32:47.215 --> 00:32:51.595
یادم نمیاد حتی یه بار "راسل" درباره ی "کتی" صحبت کرده باشه

00:32:55.140 --> 00:32:58.768
تولد ِ کَتی می اومد و می رفت
اما هیچ اشاره ای به کَتی نمی شد

00:32:59.895 --> 00:33:01.938
...هیچ وقت سوال نپرسیدم

00:33:03.565 --> 00:33:04.816
اما همیشه برام سوال بود

00:33:07.611 --> 00:33:12.157
آیا راسل از تجاوزات جنسی با خبر بود؟

00:33:12.699 --> 00:33:14.117
معلومه که با خبر بود

00:33:17.370 --> 00:33:20.081
...مادر "ماریس" به این دو نفر اجازه داد

00:33:20.165 --> 00:33:24.628
...تا تجربه ی تدریس در مدارس ِ عمومی

00:33:24.711 --> 00:33:28.256
و حضور ِ راهبه ها در دنیای معمولی را کسب کنند

00:33:29.549 --> 00:33:30.467
:و من فکر کردم

00:33:30.550 --> 00:33:34.971
"اونا میرن تا یه کار ِ فوق العاده انجام بدند"

00:33:35.555 --> 00:33:40.185
..اما بعدش متوجه سوالات ِ دیگه ای شدم

00:33:40.268 --> 00:33:43.605
چون خیلی طول نکشید که "کَتی" به قتل رسید

00:33:46.650 --> 00:33:50.153
...ما درباره ی زن ِ جوانی صحبت کردیم که شب ِ قبل از مفقودی

00:33:50.237 --> 00:33:54.741
درباره ی تجاوز در "کئوگ" با کَتی صحبت کرده است

00:33:55.283 --> 00:33:58.620
این زن ِ جوان درباره ی خاطراتش خیلی دقیق بوده

00:33:59.204 --> 00:34:03.750
...جوزف مسکل و پدر مگنز به آپارتمان اومدند

00:34:03.833 --> 00:34:06.336
در حالیکه اون زن ِ جوان با دو راهبه ملاقات می کرده

00:34:07.504 --> 00:34:11.758
باورش برای من سخته
...چون اگر ملاقات ِ ناخوشایندی از طرف مَسکل

00:34:11.841 --> 00:34:15.262
در شب قبل از قتل اتفاق می افتاد ، راسل حتما یه چیزی می گفت

00:34:16.012 --> 00:34:19.975
و زمانی که جِما در این باره با من صحبت کرد
:ازش سوال کردم

00:34:20.559 --> 00:34:21.601
"راسل هم اونجا بود؟"

00:34:23.186 --> 00:34:25.814
...وقتی درباره ی حضور یا عدم ِ حضور ِ راسل

00:34:25.897 --> 00:34:28.775
...از اون زن ِ جوان سوال کردم

00:34:28.858 --> 00:34:33.488
:اون زن ِ جوان با بد خُلقی جوابمو داد
گفتم بهت که. اونم(راسل) اونجا بود

00:34:33.572 --> 00:34:34.864
اونم بود

00:34:35.991 --> 00:34:37.367
...این موضوع به شدت منو گیج می کنه

00:34:37.450 --> 00:34:40.745
...چرا وقتی کَتی مفقود شد

00:34:42.414 --> 00:34:43.790
راسل در این باره چیزی به من و "پیتر" نگفت

00:34:46.710 --> 00:34:50.297
:همین موضوع باعث میشه از خودم بپرسم
آیا راسل چیزی رو از ما مخفی می کرد؟

00:34:52.632 --> 00:34:55.010
و ممکنه چیز دیگری هم بوده باشه؟

00:34:56.595 --> 00:35:01.641
...امکانش هست...اونا به این خاطر "کئوگ" رو ترک کرده باشند

00:35:01.725 --> 00:35:03.435
...چون یه چیزی سر ِ جای خودش نبوده

00:35:03.518 --> 00:35:06.271
و میخواستن کارهای این کشیش رو افشا کنند؟

00:35:06.354 --> 00:35:07.439
آیا تهدید شدند؟

00:35:07.856 --> 00:35:09.774
...نمی دونم. من هرگز

00:35:11.526 --> 00:35:14.946
جوابی برای این سوال در ذهنم نداشتم

00:35:18.575 --> 00:35:21.911
خواهر "هلن راسل فلیپس" همراه این کشیش ها بوده

00:35:23.079 --> 00:35:25.332
اونا به شدت با هم همکاری داشتند

00:35:26.583 --> 00:35:30.587
تمام اینا در داخل ِ یک دایره بوده و قاتل یک نفر از داخل ِ
همین دایره بوده

00:35:31.755 --> 00:35:35.467
خواهر "فلیپس" بیشتر از اون چیزی که به پلیس گفته ، می دونه

00:35:36.343 --> 00:35:39.721
...فلیپس چیزی بیشتر از آگاهی ِ خودم به من نگفته

00:35:39.804 --> 00:35:44.100
اما هنوزم میگم اون کلید ِ حل ِ این ماجراست

00:36:03.828 --> 00:36:05.205
خیلی خب. شروع می کنیم

00:36:06.206 --> 00:36:11.294
یه جورایی صحبت در این باره سخته
اما من روی کرم ِ حشره تحقیق کردم

00:36:12.170 --> 00:36:15.632
...من میدونم یک سری اختلاف نظر وجود داره

00:36:15.715 --> 00:36:21.012
...جِین درباره ی کرم های روی ِ جسد ِ کَتی صحبت کرده

00:36:21.096 --> 00:36:23.390
در حالیکه پلیس میگه اثری از کرم وجود نداشته

00:36:23.973 --> 00:36:25.558
ما باید اسناد را ببینیم

00:36:25.642 --> 00:36:28.395
منظور اینکه ، ما هنوز از گزارش ِ کالبد شکافی خبر نداریم

00:36:30.980 --> 00:36:35.819
گزارشات ِ کالبدشکافی در پرونده های مختومه مدرک ِ عمومی
...محسوب می شوند

00:36:36.361 --> 00:36:38.863
...اما دفتر ِ پزشکی ِ قانونی گفته

00:36:38.947 --> 00:36:41.783
از ارائه ی هرگونه اطلاعات خودداری می کنند

00:36:41.866 --> 00:36:44.369
...اونا گفتن از ارائه ی اطلاعات کالبدشکافی خودداری می کنند

00:36:44.452 --> 00:36:47.372
...چون اگر یک مرتکب حضور و مظنون تلقی بشه

00:36:47.455 --> 00:36:48.915
این ممکنه براشون ارزشمند محسوب بشه

00:36:48.998 --> 00:36:51.459
بنابراین نمیخواستند اطلاعات را منتشر کنند

00:36:52.585 --> 00:36:54.045
پس فکر کنم به بن بست رسیدیم

00:36:58.174 --> 00:36:59.092
دایان

00:37:00.635 --> 00:37:01.970
میتونی یه دقیقه اینجا بیای؟

00:37:02.887 --> 00:37:05.014
میتونی پرونده ی این مورد رو برام بیاری؟

00:37:08.727 --> 00:37:10.437
پیداش کردی؟-
بله-

00:37:11.521 --> 00:37:13.690
خدای من. نگاش کن

00:37:15.400 --> 00:37:17.777
...هی "دایان" ، حالا که اینجایی

00:37:18.361 --> 00:37:24.117
ایشون میخواستند بدونند تو میتونی پرونده های بزرگی که
من در اونا نقش داشتم رو بهشون بگی؟

00:37:26.411 --> 00:37:28.121
خب ، با "کندی" شروع شد

00:37:29.038 --> 00:37:29.998
جان اِف کِنِدی
(سی و پنجمین رئیس جمهورآمریکا که در 46سالگی به قتل رسید)

00:37:31.082 --> 00:37:33.376
...ایشون با کمیته ی قتل

00:37:33.460 --> 00:37:35.503
کندی و مارتین لوتر کینگ همکاری داشتند

00:37:36.087 --> 00:37:38.423
...همچنین ایشون  توسط ِ خانواده ی

00:37:38.506 --> 00:37:41.634
مِری جو کوپکنی به همراه "تد کندی" استخدام شدند

00:37:42.719 --> 00:37:45.221
دعوای حقوقی مردم ِ ایالت ِ کالیفرنیا علیه او.جی. سیمپسون
(بازیکنِ فوتبالِ آمریکایی متهم به قتل عمد همسر سابق خود)

00:37:46.055 --> 00:37:47.640
جانبنت رمزی
(مرگ ِ ملکه ی زیبایی 6 ساله در خانه ی خانوادگی ِ خود)

00:37:48.641 --> 00:37:52.061
ریچارد رامیرز ، شکارچی ِ شب
(سارق ، متجاوز و قاتل ِ سریالی آمریکایی)

00:37:52.145 --> 00:37:53.855
اسپکتور
(موسیقی دان)

00:37:54.397 --> 00:37:55.648
کِیسی انتونی
(مادری که متهم به قتل ِ فرزند سه ساله ش بود اما تبرئه شد)

00:37:55.732 --> 00:37:58.818
اوه ، کِیسی انتونی
پرونده ی خوبی بود

00:37:58.902 --> 00:38:01.154
ممفیس هم بود-
اوه ، ممفیس-

00:38:01.237 --> 00:38:03.782
ممفیس تیری و نورفالک فور

00:38:04.699 --> 00:38:06.785
برای این پرونده ها درخواست "استیناف" شد
(دادگاهی که قدرت ِ شنیدن ِ اعتراض به یک دادگاه نخستین را دارد)

00:38:06.868 --> 00:38:09.454
و قاتل ِ راه پله
(مایکل پترسون ، رمان نویسی که به قتل همسرش محکوم شد)

00:38:10.955 --> 00:38:13.124
...برای دفاع ازش مشورت خواستند

00:38:13.208 --> 00:38:15.960
...اما زمانیکه نظرشو به وکیل ِ مدافع گفت

00:38:16.044 --> 00:38:19.005
متوجه شد که خیلی به درد پرونده نمی خوره

00:38:20.381 --> 00:38:22.842
خب ، باشه. خیلی ممنون-
خواهش می کنم-

00:38:23.927 --> 00:38:25.929
...باشه. اگر بخواید نگاه کنید

00:38:28.848 --> 00:38:32.644
یک تصویر میتونه هزاران حرف با شما بزنه

00:38:33.353 --> 00:38:35.939
!این چیزیه که کنفوسيوس میگه...گفته

00:38:39.651 --> 00:38:44.656
زمانیکه من در شهر ِ "بالتیمور" بودم این پرونده
...توجه منو به خودش جلب کرد

00:38:45.198 --> 00:38:52.080
زمانیکه در سال 1970 در دفتر ِ پزشکی قانونی بعنوان
آسیب شناس کار می کردم

00:38:53.706 --> 00:38:55.333
...پلیس تماس گرفت و گفت

00:38:55.416 --> 00:38:59.963
"ما خیلی دوست داریم دکتر اسپیتز یه نگاه به
صحنه ی جرم ما بندازه"

00:39:02.924 --> 00:39:04.634
و زمانیکه اونجا رسیدم چیکار می کردم؟

00:39:06.719 --> 00:39:07.971
به جسد نگاه می کردم

00:39:09.055 --> 00:39:11.558
...به عکاس ِ پلیس می گفتم

00:39:11.641 --> 00:39:14.811
نظرت چیه یه عکس از جسد در همین حالتی که اینجاست بگیری؟

00:39:15.562 --> 00:39:16.604
چیزی رو تکون ندید

00:39:17.105 --> 00:39:19.274
حتی دست به جسد نزنید
فقط یه عکس بگیرید

00:39:21.067 --> 00:39:22.068
و اینکارو می کرد

00:39:22.151 --> 00:39:24.487
و این همون عکسیه که من اینجا نشونتون میدم

00:39:25.113 --> 00:39:27.407
و چه چیزی رو نشون میده؟

00:39:29.409 --> 00:39:32.495
دامنش بالا کشیده شده

00:39:35.290 --> 00:39:38.001
قفسه سینه عُریان بود

00:39:38.626 --> 00:39:42.922
اون شخص ظاهرا به شدت خشن عمل کرده

00:39:44.674 --> 00:39:47.594
...بررسی دقیق تر یک آسیب ِ بزرگ

00:39:48.136 --> 00:39:51.639
در یک سمت ِ سر را مشخص کرد

00:39:53.141 --> 00:39:54.225
قفسه سینه

00:39:55.685 --> 00:39:56.686
قفسه سینه

00:39:57.562 --> 00:39:58.396
آهان

00:39:59.063 --> 00:40:01.274
این جمجمه ش هست
این همون آسیب ئه

00:40:06.321 --> 00:40:08.781
...من پوست را جدا می کنم

00:40:09.449 --> 00:40:14.579
تا بتونم تصویر بهتری از این ناحیه پیدا کنم

00:40:15.955 --> 00:40:20.001
...همچین آسیبی میتونه ناشی از برخورد

00:40:20.084 --> 00:40:24.505
یک شی سنگین و سخت باشه

00:40:24.589 --> 00:40:31.429
که زورمندانه به سمت جمجمه اعمال شده است

00:40:32.221 --> 00:40:35.266
...پس احتمالا در زمانی که آسیب وارد شده

00:40:35.350 --> 00:40:37.727
فورا جونشو از دست نداده بوده

00:40:37.810 --> 00:40:39.520
احتمالا بعد از وارد شدن ضربه جونشو از دست داده

00:40:39.604 --> 00:40:42.815
کی می دونه اون تا چه مدت زمانی زنده مونده بوده؟

00:40:43.483 --> 00:40:44.984
...و ، آم

00:40:46.736 --> 00:40:50.865
و این داستان رو غم انگیزتر از گذشته می کنه

00:41:02.835 --> 00:41:05.004
...من اون زمان برای اولین بار خاطرات برام تداعی شد

00:41:05.088 --> 00:41:09.384
و اصلا نمی دونستم چرا این چیزا بخاطرم اومده
جز اینکه فکر می کردم دیوونه شدم

00:41:09.926 --> 00:41:12.095
بنابراین نمیخواستم با اشخاص ِ دیگه ای که همچین
...تجربه ی مشابهی داشتند

00:41:12.178 --> 00:41:14.347
ارتباطی داشته باشم

00:41:15.765 --> 00:41:19.435
...اَبی ، جِما و این جنبش ِ خودجوش ِ مردمی

00:41:19.519 --> 00:41:21.854
اعتماد ِ به نفس بیشتری به من دادند

00:41:22.772 --> 00:41:26.609
...الان برای ملاقات با افراد دیگری که قربانی تجاوز بودند

00:41:26.693 --> 00:41:28.236
آمادگی ِ بیشتری دارم

00:41:28.319 --> 00:41:29.904
...و یکی از کارهایی که میکنه اینه که

00:41:29.988 --> 00:41:34.534
وحشیت ِ ملاقات با قربانیان را که غول بزرگی برام میشه رو خنثی می کنه

00:41:37.662 --> 00:41:38.913
سلام-
سلام-

00:41:42.959 --> 00:41:44.961
از دیدنت خوشحالم

00:41:45.044 --> 00:41:48.715
و تو...جِین دو هستی. اینو ازت قبول می کنم-
بله ، بله-

00:41:48.798 --> 00:41:50.008
پس تو هم "جِین رو" هستی؟

00:41:50.091 --> 00:41:51.551
بله

00:41:52.552 --> 00:41:55.221
برام باورش سخته که تا حالا ندیدمت-
می دونم ، می دونم-

00:41:56.389 --> 00:41:57.348
...خب

00:41:58.850 --> 00:42:00.393
و شما "دونا" هستی-
سلام ، من "دونا" هستم-

00:42:00.476 --> 00:42:02.145
از دیدنت خوشحالم-
از دیدنت خوشحالم-

00:42:02.603 --> 00:42:04.480
از دیدنت خوشحالم. من "جین" هستم

00:42:05.064 --> 00:42:06.190
بیاید داخل
بیاید داخل

00:42:06.274 --> 00:42:08.109
من حتی نمی دونستم چه شکلی هستی

00:42:09.235 --> 00:42:12.321
...در سال 94 که من اطلاعیه را دریافت کردم

00:42:12.405 --> 00:42:16.159
همون اطلاعیه ای که میگفت آیا از تجاوز جنسی
...در کئوگ خبر دارم یا نه

00:42:16.242 --> 00:42:17.744
"با خودم گفتم : "پناه بر خدا ، اونا خبر دارند

00:42:17.827 --> 00:42:19.328
بله-
اونا می دونند-

00:42:19.412 --> 00:42:22.040
یه نفر جرات کرده و داوطلب شده

00:42:22.123 --> 00:42:25.168
تو برای بهبود من کار خیلی بزرگی کردی

00:42:25.251 --> 00:42:27.754
می دونم ما فراموش شدیم و اونا
...همه چیز رو حاشا کردند

00:42:27.837 --> 00:42:29.589
اما باعث شد حالم بهتر شه

00:42:29.672 --> 00:42:30.882
بله

00:42:31.466 --> 00:42:35.636
الان که بزرگ شدم نمیتونم از دست ِ اون(مسکل) عصبانی باشم

00:42:35.720 --> 00:42:39.766
من از دست آدم هایی عصبانی ام که اونو مخفیش کردند
و بهش اجازه دادند که...آه

00:42:40.266 --> 00:42:41.434
باورنکردنیه

00:42:42.310 --> 00:42:44.562
هر دوی شما به دفتر ِ پرستار احضار شدید؟

00:42:44.645 --> 00:42:46.981
...چون من خیلی به دفتر ِ پرستار احضار می شدم

00:42:47.065 --> 00:42:50.485
:و پرستار می گفت
پدر مَسکِل میخواد تو رو ببینه

00:42:51.069 --> 00:42:55.740
...هر دوی اونا می دونستند من پامو تو جهنم میذارم

00:42:55.823 --> 00:42:57.909
:اما بعدش یاد خواهر "کَتی" میوفتم و با خودم میگم

00:42:57.992 --> 00:43:01.954
"خب ، شاید اونا بخاطر ِ جونشون از اون ترسیده بودند"
می دونید چی میگم؟

00:43:02.789 --> 00:43:04.874
شوهر ِ من میخواست "مَسکِل" رو بکشه

00:43:05.833 --> 00:43:09.212
...من به جلسات ِ درمانی می رفتم و برمیگشتم و می گفتم

00:43:09.796 --> 00:43:13.299
...نانسی گفته اینکارو نکن ، چون می دونی

00:43:14.425 --> 00:43:16.886
...در نهایت ضررش به خود ما بر می گرده

00:43:16.969 --> 00:43:19.138
چون فرزندانت یتیم میشن

00:43:19.222 --> 00:43:21.099
صحیح-
اما با این حال نقشه ش را داشت-

00:43:21.182 --> 00:43:22.517
...می دونست چیکار میخواد بکنه

00:43:22.600 --> 00:43:25.228
ولی فقط به این خاطر اینکارو انجام نداد چون من ازش خواستم

00:43:25.311 --> 00:43:26.562
...من در دهه 80 باهاش تماس گرفتم

00:43:27.271 --> 00:43:32.110
و بهش گفتم : اگر یه وقت ببینم اطراف خودم یا یکی از فرزندانم بپلکی
"خودم می کشمت

00:43:32.193 --> 00:43:33.027
عجب

00:43:33.111 --> 00:43:36.864
و بعدش یک مدت ِ بعد
...شنیدم که در این کلیسا مشغول به خدمته

00:43:37.406 --> 00:43:39.909
و من وارد اطاق ِ اعتراف شدم

00:43:40.493 --> 00:43:43.579
:میخواستم سرش جیغ و فریاد کنم و فکر کردم

00:43:43.663 --> 00:43:46.165
الان همه میان اینجا و طرف ِ اونو میگیرن

00:43:46.249 --> 00:43:47.875
می دونستم طرف ِ اونو میگیرن

00:43:47.959 --> 00:43:53.005
:و بعدش بهش گفتم
"از من دور شو وگرنه می کشمت"

00:43:53.256 --> 00:43:55.633
...و خیلی خوشحالم اون مُرده ، چونکه

00:43:56.884 --> 00:44:00.429
نمیدونم الان میتونستم خودم رو کنترل کنم یا نه

00:44:00.513 --> 00:44:04.392
...الان که همگی با هم هستیم شاید بتونیم تحمل کنیم

00:44:05.643 --> 00:44:09.438
ممنون. این خیلی استثناييه

00:44:14.026 --> 00:44:16.028
...این باتوم

00:44:16.112 --> 00:44:19.157
این باتومیه که در تمام این سالها با خودم داشتم

00:44:19.782 --> 00:44:22.201
مصارف ِ زیادی از این باتوم می شد

00:44:22.451 --> 00:44:24.245
با اینا می شد حرکت ِ مردم رو هدایت کرد

00:44:24.328 --> 00:44:28.916
اگر دست بند به دستشون بود میتونستی راه ببریشون

00:44:29.834 --> 00:44:31.544
...وقتی من در دهه 90

00:44:31.627 --> 00:44:34.547
...در اداره ی پلیس بالتیمور کاراگاه بودم

00:44:34.630 --> 00:44:37.258
من برای متصدی ِ مراسم دفن و کفن تحصیل می کردم

00:44:37.800 --> 00:44:40.928
در اون زمان من برای چند تا بنگاه کفن و دفن کار می کردم

00:44:42.054 --> 00:44:48.186
و ما در کلیسای "هولی کراس" در حال برگزاری یک
مراسم ترحیم بودیم

00:44:49.270 --> 00:44:53.941
من و مسئول ِ مراسم در بیرون کلیسا ایستاده بودیم

00:44:55.651 --> 00:45:00.239
من دیدم "مسکل" رو از دربِ پشتی کلیسا بیرون اوردن

00:45:01.532 --> 00:45:04.577
...اون بین گروه کوچیکی از آدما راه می رفت

00:45:04.660 --> 00:45:06.454
شاید سه یا چهارنفر

00:45:07.330 --> 00:45:10.291
و اونو دستبند به دست داخل ماشین های بدون علامت گذاشتند
و رفتند

00:45:12.960 --> 00:45:18.049
در شهر ما اجازه نداشتیم همینطوری به ملت دستبند بزنیم

00:45:18.132 --> 00:45:21.636
زمانی به کسی دستبند می زدید که اون شخص بازداشت می شد

00:45:22.470 --> 00:45:25.681
...بنابراین ، بیرون اومدن از کلیسا اونم دستبند به دست

00:45:26.182 --> 00:45:28.726
...یعنی اینکه اتهاماتی وارد شده

00:45:28.809 --> 00:45:31.854
یا اینکه تحقیقات ِ خیلی شدیدی در جریان بوده

00:45:33.189 --> 00:45:35.441
حتما باید یه سری مدارکی وجود داشته

00:45:36.692 --> 00:45:39.570
...شما همینطوری کسی رو از ساختمون بیرون نمی کشید

00:45:39.654 --> 00:45:42.823
بندازیدش تو ماشین ، ببریدش یه جای دیگه
بدون اینکه مدرکی وجود داشته باشه

00:45:42.907 --> 00:45:44.158
به این شکل عمل نمی کنه

00:45:47.286 --> 00:45:48.788
...همیشه داستانهایی وجود داشته درباره اینکه

00:45:48.871 --> 00:45:53.292
...پلیس و دولت بر روی جنایت ِ "مسکل" سرپوش می گذاشتند

00:45:53.918 --> 00:45:57.588
سلام. من دنبال اطلاعاتِ یک پرونده ی جنایی قدیمی هستم

00:45:57.672 --> 00:46:01.842
اونا گفتن اگر اینجا بیام میتونم به فهرست اسامی نگاه بندازم
و اعداد پرونده رو بردارم

00:46:01.926 --> 00:46:03.886
و اینکه او (مسکل) هرگز به لحاظ جنایی متهم نشد

00:46:03.970 --> 00:46:06.931
...با وجود اینکه چندین مورد تجاوز جنسی داشت

00:46:07.014 --> 00:46:09.517
و اینکه او توسط کلیسا و ایالت مورد حمایت واقع شد

00:46:12.436 --> 00:46:15.106
من خیلی محافظه کارم یا به عبارتی آدم شکاکی هستم

00:46:15.189 --> 00:46:17.149
به من مدرک و سند نشون بدید

00:46:19.026 --> 00:46:22.530
...اما الان دو سال گذشته

00:46:23.531 --> 00:46:27.952
...و به ما گفتند اطلاعاتی که ما به هر دلیلی خیال می کنیم وجود داره

00:46:28.035 --> 00:46:29.245
اصلا ماهیت وجودی ندارند

00:46:30.579 --> 00:46:33.833
...من چندین نامه به پلیس ِ شهر ِ بالتیمور نوشتم

00:46:33.916 --> 00:46:38.421
به "سیا" ، اف بی آی
اداره ی دسترسی آزاد به اطلاعات

00:46:39.171 --> 00:46:40.923
:اداره ی محترم ِ پلیس ِ بالتیمور

00:46:41.007 --> 00:46:43.551
این یک درخواست تحت ِ قانون دسترسی ِ آزاد به اطلاعات است

00:46:43.634 --> 00:46:48.431
من درخواست ِ رونوشت ِ تمام شکایات واصله به
...یگان ِ جرایم جنسی ِ شهر ِ بالتیمور

00:46:48.514 --> 00:46:50.641
تحت ِ نام ِ پدر "اِی جوزف مسکل" را دارم

00:46:51.726 --> 00:46:55.021
...ما می دونیم که بین 30 تا 100 زن ِ دبیرستان ِ کئوگ

00:46:55.104 --> 00:46:59.525
به واحد ِ جرایم ِ جنسی ِ پلیس ِ شهر ِ بالتیمور در سال 1994
مراجعه کرده اند

00:47:02.903 --> 00:47:07.450
پلیس به دفتر ما اومد و با قربانیان ملاقات و صحبت کرد

00:47:08.826 --> 00:47:10.911
...تمام یادداشت های من

00:47:10.995 --> 00:47:15.624
از مصاحبه هایی که با قربانیان داشتم
...شامل اطلاعات ِ تماس

00:47:15.708 --> 00:47:19.211
و همچنین یادداشت هایی که از اتفاقات رخ داده تهیه کرده بودم را
تحویل ِ پلیس دادم

00:47:19.295 --> 00:47:22.339
یه مرتبه همه چیزو تحویلشون دادم...نمیدونم چرا

00:47:22.840 --> 00:47:24.800
خانم ِ "شاب" عزیز
بعد از نامه ی نخستین ِ شما

00:47:24.884 --> 00:47:26.260
من در بانک اطلاعاتی جستجو کردم

00:47:27.094 --> 00:47:31.140
واحد ِ جرایم ِ جنسی به من اطلاع دادند که آنها
هیچگونه پرونده ای از "جوزف مسکل" ندارند

00:47:31.807 --> 00:47:33.350
...واحد ِ قتل نیز اطلاع داد که

00:47:33.434 --> 00:47:36.479
آنها هیچگونه پرونده ای در خصوص "جوزف مسکل" ندارند

00:47:36.562 --> 00:47:39.774
هیچ جای دیگری برای جستجوی موارد درخواستی ِ شما وجود ندارد

00:47:40.566 --> 00:47:42.193
ببخشید که کمک بیشتری نتونستم به شما کنم

00:47:44.570 --> 00:47:46.947
چرا این اسناد در دسترس نیستند؟

00:47:47.031 --> 00:47:48.532
چرا پیدا نمی شوند؟

00:47:50.451 --> 00:47:53.954
...بله ، من درک نمی کنم چطور اینطوری میشه

00:47:54.038 --> 00:47:57.833
مگر اینکه گزارشات گم و گور شده باشند

00:47:58.751 --> 00:48:01.796
...اگر افرادی در بالتیمور روی این پرونده کار می کردند

00:48:01.879 --> 00:48:03.589
...یک پوشه ای باید وجود می داشته

00:48:04.757 --> 00:48:07.593
...و همینطور دفتر دادستان هم باید پرونده رو می داشته

00:48:08.177 --> 00:48:10.221
چون اونا از همه چیز یک رونوشت میگیرند

00:48:13.099 --> 00:48:15.059
اون اظهارات کجا می تونه باشه؟

00:48:15.142 --> 00:48:19.105
آیا اونا به دلایلی از بین رفتند یا اینکه...؟

00:48:20.147 --> 00:48:25.486
...خب ، در نظر بگیرید که این موضوع برای اواسطِ دهه 90 بوده

00:48:25.569 --> 00:48:29.448
بنابراین پرونده ها در رایانه نگهداری نمی شدند

00:48:30.074 --> 00:48:34.829
اونا فقط یه مشت کاغذ ِ داخل پوشه بودند

00:48:36.455 --> 00:48:41.252
جین رو و جین دو در مقابل مسکل و همگی

00:48:42.670 --> 00:48:46.382
یه جایی در این سوابق گفته میشه که
...اسناد ِ کشف شده در حفاری

00:48:47.341 --> 00:48:50.136
بصورت محرمانه در دفتر ِ قاضی به او نشان داده شده

00:48:52.513 --> 00:48:56.934
:بر روی جلد نوشته شده
یک جعبه از مستندات

00:48:57.393 --> 00:48:59.603
...ما دوست داشتیم مستندات رو ببینیم

00:49:00.187 --> 00:49:02.398
اما میگن که نیست
غیبش زده

00:49:03.482 --> 00:49:09.155
حالا ما شنیدیم که اسناد کشف شده از قبرستان
...در زیر زمین ِ اطاق ِ مدارکی نگهداری می شده که

00:49:09.238 --> 00:49:13.117
...طی یک طوفان زیر ِ سیل رفته

00:49:13.200 --> 00:49:15.452
و در نتیجه نابود و بلا استفاده شده اند

00:49:16.370 --> 00:49:19.957
...بنظر میرسه تمام مدارک ِ اصیلی که میخواستیم

00:49:20.040 --> 00:49:22.251
...از شهر دریافت کنیم

00:49:23.627 --> 00:49:26.005
ناپدید شده اند
غیبشون زده

00:49:26.797 --> 00:49:29.341
...و من خیلی ناراحتم که

00:49:29.884 --> 00:49:32.511
...دفتر ِ دادستان ِ شهر ِ بالتیمور

00:49:32.595 --> 00:49:35.848
تصمیم نگرفته هیچگونه اتهام ِ جنایی را نسبت به
پدر "مسکل" اعلام کنه

00:49:37.850 --> 00:49:40.936
من چندین بار به کاخ ِ دادگستری ِ شهر ِ بالتیمور مراجعه کردم

00:49:41.020 --> 00:49:42.646
به بایگانی ها سر زدم

00:49:44.023 --> 00:49:45.107
شما تو صف هستید؟-
بله-

00:49:45.191 --> 00:49:46.108
باشه

00:49:47.359 --> 00:49:49.653
...ما متوجه شدیم نه تنها مسکل

00:49:49.737 --> 00:49:52.072
...بلکه تقریبا هیچ کشیش دیگری در بالتیمور

00:49:52.156 --> 00:49:55.993
...نسبت به جرایم ِ تجاوز ِ جنسی گناهکار شناخته نشده است

00:49:56.076 --> 00:50:00.748
با وجود اینکه در سال 2002 ، کلیسا یک لیست تقریبا 50 نفره
از اسامی متجاوزان را منتشر کرد

00:50:01.332 --> 00:50:03.042
...زمانیکه من در دعاوی اقامه شده

00:50:03.125 --> 00:50:05.961
...علیه کشیش ها و کلیسا تحقیق و بررسی می کنم

00:50:06.629 --> 00:50:11.217
متوجه میشم که هر کدوم از این دعاوی یا به دلیل
...قانون ِ مرور زمان کنار گذاشته شدند

00:50:11.300 --> 00:50:15.054
یا کلیسا تونسته با توافق ِ مالی با اونا سازش کنه

00:50:16.138 --> 00:50:17.723
بنابراین هیچ نتیجه ای حاصل نشده

00:50:17.806 --> 00:50:21.268
هیچ کشیش کاتولیکی تا بحال بخاطر عمل تجاوز گناهکار شناخته نشده است

00:50:21.852 --> 00:50:23.437
...نمیدونم در خاطرتون هست یا نه

00:50:23.520 --> 00:50:27.399
اما در سال 2002 کلیسا لیستی از کشیش های
...متجاوز را منتشر کرد

00:50:27.483 --> 00:50:31.654
که مشتمل بر بیش از 50 اسم بود
...و تا اونجایی که ما متوجه شدیم

00:50:31.737 --> 00:50:36.533
تنها در یک مورد در شهر بالتیمور حکم محکومیت صادر شده است

00:50:37.284 --> 00:50:40.162
و در اون دعوی ، کشیش گناهکار شناخته شد

00:50:40.246 --> 00:50:41.288
چرا به این شکله؟

00:50:41.372 --> 00:50:44.875
یکبار دیگه تکرار می کنم
شما باید مدرک در دست داشته باشید ، باشه؟

00:50:44.959 --> 00:50:46.710
...اگر مدرکی وجود نداره

00:50:46.794 --> 00:50:50.089
...تا هر گونه شک و تردیدی را از بین ببره

00:50:50.172 --> 00:50:51.382
پس نمیتونید ادامه بدید

00:50:54.718 --> 00:50:57.304
خلق و خوی من عوض میشه
...بعضی هفته ها عصبانی و خسته ام

00:50:57.388 --> 00:50:59.390
و فقط میخوام بگم ما کاری که از دستمون بر می اومد
رو انجام دادیم

00:50:59.473 --> 00:51:03.352
شما مطمئن نیستید اینکاری که می کنید هدر دادن کامل ِ زمان و انرژیه

00:51:03.435 --> 00:51:07.147
...یا اینکه یک راهبرد ِ مفید برای

00:51:07.231 --> 00:51:10.276
...به آرامی کنار گذاشتن این جمله ست

00:51:10.359 --> 00:51:12.903
"هی ، ما هنوز حواسمون هست. ما هنوز اینجایم"

00:51:13.612 --> 00:51:19.034
شما با خودتون فکر می کنید این یک پرونده ی
...شناخته شده ی بزرگیه که

00:51:19.118 --> 00:51:22.329
.. تمام سوابقش در مورد تحقیقات

00:51:22.413 --> 00:51:23.706
و شکایات نگهداری  شده است

00:51:23.789 --> 00:51:26.041
باورش سخته که هیچ سوابقی وجود نداشته باشه

00:51:38.304 --> 00:51:41.056
کلیسای ِ اوشن هایتز پرسبیترینیسم

00:51:55.279 --> 00:51:57.489
...بنظرم هر کسی اینکارو کرده گناهکاره

00:51:58.782 --> 00:52:03.162
و مجبور بوده برای مدت زیادی با این موضوع کنار بیاد
...مخفیش کنه

00:52:04.204 --> 00:52:05.748
پنهانش کنه ، ازش دوری کنه

00:52:05.831 --> 00:52:08.334
منظور اینکه ، زندگی ِ مصیبت باری رو از سر گذرونده

00:52:09.335 --> 00:52:10.961
...من اولین نفری ام که به شما اینو میگم که

00:52:11.045 --> 00:52:13.505
اولین نفری که اون شخص رو می بخشه ، خود ِ کَتی ئه

00:52:15.924 --> 00:52:17.843
اون همچین آدمی بود

00:52:19.511 --> 00:52:20.554
...و او

00:52:20.638 --> 00:52:23.307
بخشش رو در من القاء کرده است
حالا هر کسیکه که میخواد باشه

00:52:23.682 --> 00:52:26.060
من نمیتونم با این خشم ِ درونی زندگی کنم

00:52:27.186 --> 00:52:30.606
...من میخوام موضوع ِ بحث ِ امشب را مشخص کنم

00:52:30.689 --> 00:52:36.070
...معنای ِ واقعی روز ِ آمرزش ، جستجوی کمال

00:52:36.653 --> 00:52:39.573
و در ادامه اعتراف به شکست و دوباره جستجوی کمال

00:52:40.324 --> 00:52:42.034
...من دائما به این موضوع فکر می کنم که

00:52:42.576 --> 00:52:46.538
آنهایی که در جامعه ی کاتولیک رشد و نمو یافته اند
حتما از خودشون می پرسن این چیه دیگه؟

00:52:46.997 --> 00:52:50.751
شنبه ها پیش کشیش اعتراف کنیم
یکشنبه ها به مراسم عشاء بریم

00:52:50.834 --> 00:52:55.172
و دوباره شنبه بعد برگردیم تا دوباره اعتراف کنیم

00:52:55.255 --> 00:52:56.757
...این مسائل هیچ ارتباطی به

00:52:58.258 --> 00:53:02.638
رهایی از سقوطی به نام گناه نخستین ندارد

00:53:05.265 --> 00:53:06.683
...خب ، من و "جری" در

00:53:06.767 --> 00:53:11.897
...آخرین ِ سال ِ حضورم در حوزه علمیه

00:53:11.980 --> 00:53:14.483
یونایتد تئولاجیکال سمیناری آف توئین سیتیز ، آشنا شدیم

00:53:15.567 --> 00:53:17.736
اولش خیلی با هم گرم نگرفتیم

00:53:19.363 --> 00:53:26.161
من نسبتا درگیر موجِ جدید ِفمینیسم شده بودم
(فمینیسم: طرفدار حقوق ِ زنان)

00:53:27.788 --> 00:53:31.125
و کلی احساسات ِ ضد ِ کاتولیکی داشتم

00:53:32.251 --> 00:53:37.297
فکر می کردم خیلی از مسائلی که در زندگی جِری
...مهم قملداد می شدند

00:53:37.923 --> 00:53:39.341
درواقع چرندیاتی بیش نبودند

00:53:40.551 --> 00:53:41.510
متوجهید؟

00:53:41.593 --> 00:53:43.971
...اینکه ملت اونو "پدر" صدا می کردند

00:53:44.888 --> 00:53:49.351
اما یه جورایی سر ِ صحبت رو با هم  باز کردیم
...و او درباره ی "کَتی" صحبت کرد

00:53:49.435 --> 00:53:54.273
...دوست ِ خیلی عزیزش که به قتل رسیده بود و من

00:53:54.356 --> 00:53:56.817
...بعدش من گفتم : خب راستش منم عشق ِ اولم رو

00:53:56.900 --> 00:54:00.154
در ویتنام از دست دادم

00:54:00.737 --> 00:54:02.364
و همین باب ِ صحبت را بین ما باز کرد

00:54:03.031 --> 00:54:06.994
دیگه بقیه ش لازم به گفتن نیست
اما همین موضوع ما دو نفر را جذب هم کرد

00:54:09.246 --> 00:54:12.791
...ارزش های ِ ما ، تعهدات ِ ما

00:54:12.875 --> 00:54:15.919
...باعث شد که ما برای عشق ، عدالت و صلح در جهان تلاش کنیم

00:54:16.003 --> 00:54:17.838
تمام اینا باعث ِ علاقه ی ما دو نفر به هم شد

00:54:20.257 --> 00:54:22.634
...عبارتی در انجیل وجود دارد که میگه

00:54:22.718 --> 00:54:25.804
هر چیزی در تاریکی به سمت روشنایی کشیده خواهد شد

00:54:30.017 --> 00:54:33.770
...اگر هر گونه احتمال ِ بعیدی در مورد

00:54:34.396 --> 00:54:36.732
...نقش ِ "جری" در یک عملِ جنایی وجود داشت

00:54:37.900 --> 00:54:39.526
من خودم میخواستم اون قسمت رو به روشنایی بکشونم

00:54:42.946 --> 00:54:49.912
...حقیقت مهمتر از هر داستانیه که ما به خودمون تحویل میدیم

00:54:49.995 --> 00:54:55.083
تا زندگیمون رو حفظ کنیم

00:54:58.879 --> 00:55:01.173
هی ، کلاس چطور بود؟-
سلام-

00:55:01.256 --> 00:55:03.800
من مطمئنم که "جری" نقشی نداشته

00:55:05.969 --> 00:55:10.432
...من معتقدم او هیچ نقشی در هیچ چیزی نداشته

00:55:10.516 --> 00:55:15.145
تا بخواد به کَتی یا هر کس دیگه ای آسیب وارد کنه

00:55:15.979 --> 00:55:20.108
من 34 ساله که باهاش زندگی کردم
پس فکر کنم بتونم تعبیر درستی داشته باشم

00:55:31.745 --> 00:55:34.122
...بعد از مفقودی ِ کَتی

00:55:34.206 --> 00:55:38.460
من به مدرسه برگشتم و در خوابگاهم بودم

00:55:39.336 --> 00:55:40.963
...خیلی طول نکشید

00:55:41.046 --> 00:55:43.632
پس فکر کنم یک هفته بعد از مفقودی کَتی بود

00:55:44.883 --> 00:55:47.761
غروب رفتم اونجا و نامه ام را از صندوق ِ پستی برداشتم

00:55:48.345 --> 00:55:51.473
و اون یک نامه از طرف کَتی بود

00:55:52.641 --> 00:55:55.644
دستخط خیلی خوبی داشت
دستخظ ِ کَتی بود

00:55:56.937 --> 00:55:59.398
من با پدرم که در اداره ی پست کار می کرد تماس گرفتم

00:55:59.481 --> 00:56:02.985
به من گفت : تمبر ِ پست رو دقیق واسم بخون

00:56:07.030 --> 00:56:09.658
پدرم گفت : مرلین ، این نامه بعد از مفقودی ِ کَتی فرستاده شده

00:56:09.741 --> 00:56:11.076
نه قبل از مفقودی

00:56:11.618 --> 00:56:15.080
همونجا بمون و تکون نخور
نامه رو هم باز نکن

00:56:15.163 --> 00:56:18.417
چون ممکنه یه مدرک باشه
پس ازت خواهش میکنم بازش نکنی

00:56:18.500 --> 00:56:21.962
باورتون نمیشه چقدر دلم میخواست اون نامه رو باز کنم

00:56:23.547 --> 00:56:27.134
...یادمه من منتظر یه پلیس بودم اما یکی دیگه اومد

00:56:27.217 --> 00:56:30.679
یه نفر با لباس ِ شخصی اومد
لباس ِ فرم پلیس رو نپوشیده بود

00:56:30.762 --> 00:56:32.139
:با پدرم تماس گرفتم و گفتم

00:56:32.723 --> 00:56:35.851
اون شخصی که برای گرفتن نامه اومد
لباس ِ پلیس نپوشیده بود

00:56:36.810 --> 00:56:39.646
پدرم گفت : احتمالا یه کارآگاه بوده
نگران نباش

00:56:39.730 --> 00:56:42.107
تو کار ِ درست رو انجام دادی

00:56:43.025 --> 00:56:46.862
برای سالها به من گفتند که اون نامه
...یک مدرک بوده

00:56:46.945 --> 00:56:50.574
و برای همین نمی تونستند به من تحویلش بدند
...پس باعث شد با خودم فکر کنم

00:56:50.657 --> 00:56:52.326
تو اون پاکت چیه؟

00:56:54.036 --> 00:56:56.204
چه چیزی تو اون نامه گفته شده؟

00:56:58.040 --> 00:57:01.501
در ماه مارس من به بالتیمور رفتم تا
...با کارآگاهانی ملاقات کنم

00:57:01.585 --> 00:57:04.588
...من اونجا رفتم تا اطلاعات ِ تماسم رو به اونا بدم

00:57:04.671 --> 00:57:06.048
چون والدینم فوت کرده بودند

00:57:07.090 --> 00:57:09.801
آیا خبر جدیدی شده بود؟ تحقیقات در جریان بود؟

00:57:09.885 --> 00:57:11.261
آیا می دونید کار چه کسی بوده؟

00:57:11.345 --> 00:57:14.222
...همچنین ازشون خواستم که نامه ام رو بهم پس بدند

00:57:14.306 --> 00:57:16.308
...و می دونم که اون نامه جزء مدارک محسوب میشه

00:57:16.391 --> 00:57:19.519
ولی حتی اگر نمیتونم به اون نامه دست بزنم ، میشه که؟

00:57:19.603 --> 00:57:21.521
میشه فقط نگاهش کنم؟

00:57:21.605 --> 00:57:22.481
میتونم بخونمش؟

00:57:24.024 --> 00:57:26.443
به من گفتند اون نامه رو نمی تونند پیدا کنند
حتما گُم شده

00:57:27.444 --> 00:57:30.197
اون نامه وجود داشت
بدون ِ شک اون نامه وجود داشت

00:57:30.280 --> 00:57:32.532
بدون شک اون نامه تحویل ِ پلیس داده شده

00:57:32.616 --> 00:57:35.369
بدون ِ شک نامه دست پلیس بوده
ولی الان کجاست؟

00:57:39.790 --> 00:57:41.875
...مرلین سسنیک ، خواهر ِ کَتی

00:57:41.959 --> 00:57:45.045
گفته که بعد از مفقودی ِ کَتی نامه ای به دستش رسیده

00:57:45.128 --> 00:57:45.963
بله

00:57:46.046 --> 00:57:49.591
امکانش هست که در اون نامه اشاره ای به
هدیه ی نامزدی شده باشه؟

00:57:49.675 --> 00:57:52.678
چون این "مرلین" بوده که به تازگی نامزد کرده بوده

00:57:52.761 --> 00:57:57.891
برداشت ِ من از صحبت های او به اینصورته که
نامه گمشده یا ناپدید شده؟

00:58:00.769 --> 00:58:02.729
بله خب ، من از اون نامه باخبرم

00:58:03.271 --> 00:58:04.940
...من اطلاعاتی درباره ی اون نامه دارم که

00:58:05.023 --> 00:58:07.818
اون نامه بعد از مفقودی به دست خواهرش رسیده

00:58:07.901 --> 00:58:11.321
اما تا اونجایی که من اطلاع دارم
اون نامه دیگه جزء مدارک محسوب نمیشه

00:58:12.531 --> 00:58:15.659
...پلیس ِ شهر اون نامه رو تصاحب کرده بوده

00:58:15.742 --> 00:58:17.119
و ما هرگز اون نامه رو ندیدیم

00:58:19.705 --> 00:58:24.126
...پس فکر میکنم منظور ِ شما اینه که

00:58:24.209 --> 00:58:28.130
حداقل در حال ِ حاضر شما می دونید که اون نامه
بعنوان مدرک به پلیس ِ ناحیه تحویل داده نشده؟

00:58:28.213 --> 00:58:29.589
در اطاق ِ مدارک ِ ما همچین نامه ای وجود نداره

00:58:29.673 --> 00:58:31.550
رونوشت ِ مدارک ِ پلیس رو داریم؟-
بله-

00:58:32.300 --> 00:58:34.261
پس ما هیچ چیزی از پلیس ِ شهر نداریم

00:58:34.344 --> 00:58:35.679
صحیح

00:58:56.742 --> 00:58:58.076
میشه یه لحظه به من فرصت بدید؟

00:59:03.665 --> 00:59:06.835
من باید با پلیس ِ شهر تماس بگیرم تا ببینم
مدرکی اونجا مونده یا نه

00:59:14.760 --> 00:59:17.095
من چند تا تماس گرفتم
با چند نفر صحبت کردم

00:59:17.179 --> 00:59:18.847
...نتونستم تایید کنم که آیا

00:59:18.930 --> 00:59:22.517
اون نامه اصلا از طرف ِ پلیس ِ شهر به ما تحویل داده شده یا خیر

00:59:23.602 --> 00:59:27.689
این چیزی بوده که ما درباره ش شنیدیم
...اما هرگز

00:59:27.773 --> 00:59:31.359
از تماس هایی که من الان با اداره پلیس گرفتم
...متوجه شدم که

00:59:31.443 --> 00:59:34.154
ما هرگز هیچگونه مدرک ِ فیزیکی ای از پلیس ِ شهر دریافت نکردیم

00:59:34.738 --> 00:59:36.490
بنابراین نمیتونیم چیزی بهتون بگم

00:59:37.032 --> 00:59:39.201
...من تصور می کردم هر گونه سندی

00:59:39.701 --> 00:59:44.206
...هرگونه مدرک ِ فیزیکی ای که توسط پلیس ِ شهر

00:59:44.289 --> 00:59:47.334
...در حین ِ تحقیق در مورد شخص گمشده بازیابی شده

00:59:47.417 --> 00:59:50.003
باید تحویل پلیس ِ ناحیه داده می شده

00:59:50.587 --> 00:59:52.923
...به گمونم مِرلین میگه که اون نامه یا در دوشنبه تمبر شده

00:59:53.006 --> 00:59:54.257
یا سه شنبه

00:59:55.008 --> 00:59:57.177
روز ِ هشتم تمبر شده
اینجا دارمش

00:59:57.260 --> 00:59:58.095
نامه رو دارید؟

00:59:58.637 --> 01:00:01.473
نه ، نامه رو ندارم
اما اطلاعاتی در مورد نامه دارم

01:00:02.974 --> 01:00:07.521
...جالبه. پس یک لیست از مدارک ِ تحویل داده شده وجود داره

01:00:07.604 --> 01:00:08.730
...اما

01:00:09.314 --> 01:00:11.942
اما در اون لیست قید نشده چه چیزی داخل نامه بوده؟

01:00:12.776 --> 01:00:15.028
اشاره ای به محتویات ِ نامه نکرده؟-
خیر-

01:00:17.572 --> 01:00:21.743
...میگه که یک پاکت به آدرس ِ خانم مِرلین

01:00:24.121 --> 01:00:25.997
و نامه ای با دستخظ کَتی بوده

01:00:37.134 --> 01:00:39.094
...منظور اینکه ، اگر اونا همچین نامه ای داشتند

01:00:39.177 --> 01:00:41.263
باید یه جایی باشه دیگه

01:00:41.346 --> 01:00:42.931
حتما یه جایی نگهش داشتند

01:00:55.694 --> 01:01:00.282
..من در حال ِ خواندن گزارش ِ کالبدشکافی کتی سسنیک هستم

01:01:00.866 --> 01:01:06.288
...و برداشت ِ من اینه که ، سوای ِ پلیس و خانواده ی کَتی

01:01:06.371 --> 01:01:09.249
هیچکسی این فرصت رو نداشته تا به این گزارش
نگاه کنه

01:01:10.542 --> 01:01:14.254
من این گزارش را از خواهر "کَتی" دریافت کردم

01:01:15.672 --> 01:01:17.382
...مرلین هرگز این گزارش را نخوانده

01:01:17.465 --> 01:01:22.679
...و اون میخواد این اطلاعات بصورت عمومی منتشر شه

01:01:22.762 --> 01:01:27.475
...چون احساس میکنه اینکار برای آدمهایی مثل من اهمیت داره

01:01:27.559 --> 01:01:33.148
...تا این اطلاعات رو با اطلاعات ِ دریافتی خودم

01:01:33.231 --> 01:01:37.444
و اطلاعاتی که از دیگران دریافت کردم ، مقایسه کنم

01:01:39.779 --> 01:01:44.284
سال ِ گذشته ما این فرصت رو داشتیم تا با
...جیمز اسکنال صحبت کنیم

01:01:44.951 --> 01:01:49.915
افسر ِ وظیفه ای که در زمان ِ پیدا شدن جسد کَتی
به تماس جواب داد

01:01:51.082 --> 01:01:54.502
جیمز اسکنال گفته که هیچ کِرمی بر روی جسد کَتی ندیده

01:01:55.754 --> 01:02:01.176
...جین وهنر به ما گفته که اونو به کنار ِ جسد کَتی بُردند

01:02:01.635 --> 01:02:05.388
و روی صورت کَتی کِرم وجود داشته

01:02:11.019 --> 01:02:15.899
من با کارآگاهان پلیسی سر و کار داشتم
که لبخند ِ تمسخرآمیز رو لبشون داشتند

01:02:16.650 --> 01:02:21.029
به خاظرم هست که یکی از بازجوها از همچین
:عبارتی استفاده کرد

01:02:21.112 --> 01:02:25.158
بیا در نظر بگیریم "جین دو" حافظه ش خوب کار نمی کنه
باشه؟

01:02:25.742 --> 01:02:28.536
اون خواب ِ چیزهایی رو دیده که نمیتونسته اتفاق بیوفته

01:02:28.620 --> 01:02:31.414
آب و هوای سرد برای کِرم ها مناسب نیست

01:02:35.543 --> 01:02:38.755
...مردم همیشه به ما میگن که پلیس ِ ناحیه بالتیمور

01:02:38.838 --> 01:02:43.468
...معتقده برخی جزئیات ِ بازگو شده توسط جین دو

01:02:43.551 --> 01:02:45.387
حقیقت نداشته یا ممکن نبوده

01:02:45.804 --> 01:02:49.641
بنابراین اغلب اوقات برام سواله که
...وقتی جین دو در سال 1994 داوطلب شد

01:02:49.724 --> 01:02:53.895
...و گفت که پدر "مسکل" اونو پیش جسد خواهر کَتی بُرده

01:02:53.979 --> 01:02:56.314
...آیا پلیس ِ ناحیه بالتیمور همیشه تصور می کرده

01:02:56.398 --> 01:02:59.025
داستان ِ او با عقل جور در میاد یا نه

01:03:00.527 --> 01:03:05.115
من جداً نمی تونم در مورد اعتبار یا بی اعتباری
...یک شاهد ِ مرتبط با بازجویی دیگر

01:03:06.283 --> 01:03:07.993
اظهارنظر کنم

01:03:08.076 --> 01:03:10.412
من هرگز با ایشون حرف نزدم
هرگز باهاش مصاحبه نکردم

01:03:11.121 --> 01:03:13.373
...یکی از جزئیاتی که اون همیشه در مورد

01:03:13.456 --> 01:03:16.501
...پیدا شدن جسد خواهر "کَتی" بهش اشاره کرده

01:03:17.877 --> 01:03:20.755
...اینه که کرم های روی صورت اونو با دستای خودش کنار زده

01:03:20.839 --> 01:03:24.634
...و چیزیکه ما همیشه شنیدیم اینه که

01:03:24.718 --> 01:03:28.513
کرم ها در زمستون حضور ندارند

01:03:28.888 --> 01:03:30.932
اصلا این موضوع در سوابق قید شده؟

01:03:31.474 --> 01:03:32.684
...در گزارش کالبدشکافی قید شده که

01:03:34.352 --> 01:03:38.315
کرم هایی در داخل نای و دهان ِ جسد وجود داشتند

01:03:40.191 --> 01:03:41.026
حقیقت داره

01:03:48.033 --> 01:03:49.743
...زمانیکه یک حشره تخم گذاری میکنه

01:03:49.826 --> 01:03:54.372
در عرض ِ یک روز ، تخم دارای حیات میشه
کرم تحرک پیدا میکنه

01:03:54.998 --> 01:03:56.207
یک کرم ِ کوچیک

01:03:57.167 --> 01:03:58.835
...کرم در عرض ِ یک هفته رشد می کنه

01:03:58.918 --> 01:04:02.088
در عرض ِ هفت روز
کرم به اندازه یک اینچ(2.5سانتی متر) رشد می کنه

01:04:03.089 --> 01:04:09.262
و حشرات...در زمستان تولید مثل نمی کنند

01:04:11.264 --> 01:04:12.891
این هفتم نوامبره

01:04:12.974 --> 01:04:17.437
زمانیکه خواهر "کَتی" مفقود شد دما 12 درجه بوده

01:04:17.520 --> 01:04:20.565
هفتم نوامبر ، 13 درجه

01:04:21.399 --> 01:04:23.193
نمودار خطى همینطور بالا میره

01:04:24.861 --> 01:04:27.655
خب ، این حقیقت که اونجا کرم وجود داشته غیرقابل انکاره

01:04:28.239 --> 01:04:30.158
اگر من گفتم کرم بوده ، پس حتما کرم بوده

01:04:32.911 --> 01:04:36.081
پس حتما چند روز هوا آفتابی و گرم تر بوده

01:04:39.793 --> 01:04:42.003
هوا همینطور گرمتر و گرمتر می شده

01:04:43.046 --> 01:04:45.673
دوشنبه هوا به 16 درجه رسیده بوده

01:04:45.757 --> 01:04:46.841
خدای من

01:04:48.218 --> 01:04:53.890
من همیشه حرفای "جین" رو قبول داشتم
...اما این یه مدرک ِ واضحه

01:04:53.973 --> 01:04:58.144
که صحت ِ صحبت های اونو تایید می کنه
(اونجا کِرم وجود داشته)

01:04:58.728 --> 01:05:00.897
حقیقت مثل روز اینجا روشنه

01:05:00.921 --> 01:05:22.921
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.
