﻿WEBVTT

00:00:12.721 --> 00:00:15.641
بيست سالي ميشه اين طرفا نيومدم

00:00:16.266 --> 00:00:17.518
ولي تو خاطرم مونده

00:00:18.060 --> 00:00:19.645
ولي نميدونم چي به چيه

00:00:20.604 --> 00:00:22.022
خودمم يکم کنجکاوم

00:00:24.107 --> 00:00:25.067
...بذار از اينجا شروع کنيم

00:00:25.609 --> 00:00:27.694
دوست داريد دندون پزشکي رو ببينيد؟

00:00:31.532 --> 00:00:34.451
دندانپزشکي شغل ِ خيلي سختيه
خيلي سخته

00:00:36.370 --> 00:00:38.664
رفقا ، دفتر ِ من اون گوشه ي ساختمونه

00:00:39.248 --> 00:00:40.249
اين دفترمه

00:00:41.542 --> 00:00:45.128
پول ِ خوبي از اينکار در اوردم
سه تا دفتر ِ دندون پزشکي هم افتتاح کردم

00:00:46.630 --> 00:00:49.299
هيچوقت کلينيک دندان پزشکي نخريدم
از صفر شروع کردم

00:00:49.383 --> 00:00:50.968
دوازده هزار مريض رو ويزيت کردم

00:00:52.344 --> 00:00:53.178
...آه

00:00:53.554 --> 00:00:55.013
بله ، يه جورايي پوستم کنده شد

00:00:59.184 --> 00:01:02.688
من يک کارآموز ِ دندان پزشکي ِ معتاد به مواد ِ مخدر بودم

00:01:03.814 --> 00:01:06.233
دندان پزشکي عالي اما مبتلا به سوء مصرف مواد

00:01:09.027 --> 00:01:13.323
پاک شدنم(از مواد مخدر) تقريبا 9 سال به طول انجاميد

00:01:15.325 --> 00:01:18.203
و من "مَسکِل" رو مقصر مي دونم؟

00:01:18.662 --> 00:01:20.455
البته که مقصر مي دونم
آيا من خودمم مقصر مي کنم؟

00:01:20.539 --> 00:01:21.498
البته که مقصر مي دونم

00:01:28.922 --> 00:01:31.800
فکر کنم در سال 1958 بود که من به کليساي
...سنت کلمنت رفتم

00:01:32.426 --> 00:01:33.760
کلاس ِ اول

00:01:36.555 --> 00:01:39.308
...در تابستان ِ بين ِ کلاس ِ هفتم و هشتم

00:01:45.355 --> 00:01:46.315
خادم ِ کليسا بودم

00:01:50.777 --> 00:01:53.488
...در آن زمان ، مراسماتِ تابستاني از ساعتِ 6

00:01:53.572 --> 00:01:56.408
تا ساعت 7 و 8 بود
از دوشنبه تا جمعه

00:01:58.368 --> 00:02:02.414
اونا مراسمات زيادي برگزار مي کردند چون کليسا
با اقبال ِ عمومي مواجه شده بود

00:02:03.624 --> 00:02:06.627
...پس سر ِ مراسمات ِ ساعت 6 يا 7 حضور پيدا مي کردم

00:02:06.710 --> 00:02:09.296
و بعدش بايد سوار ِ دوچرخه ام مي شدم

00:02:12.507 --> 00:02:15.010
اونجا بود که براي اولين بار با پدر "مَسکِل" آشنا شدم

00:02:16.595 --> 00:02:21.183
از اونجا واقعا اون بابا رو شناختم

00:02:24.770 --> 00:02:29.608
تا ماه نوامبر که من در کلاس ِ هشتم بودم
اون با ماشينش منو خونه مي رسوند

00:02:31.401 --> 00:02:33.362
...مي گفت : دوچرخه ت رو بذار عقب ِ ماشين

00:02:33.445 --> 00:02:36.114
خودم مي رسونمت خونه
و بستني هم واسم مي خريد

00:02:39.284 --> 00:02:42.412
من پسر ِ ممتاز و درخشاني بودم
حق ِ خطا کردن نداشتم

00:02:45.749 --> 00:02:49.586
اينجا کليساي "سنت کلمنت" ئه
پدر "مسکل" دستيار ِ کشيش بود

00:02:50.712 --> 00:02:52.172
اينجا کلاس ِ درس بود

00:02:53.507 --> 00:02:56.093
اينجا کلاس ِ هفتمي ها و هشتمي ها بود

00:03:00.055 --> 00:03:02.724
...پدر "مسکل" وارد کلاسم مي شد

00:03:03.975 --> 00:03:07.521
و اجازه ام رو مي گرفت تا به ديدنش در کشيش خانه برم

00:03:08.772 --> 00:03:09.773
از اينجا رد مي شديم

00:03:10.273 --> 00:03:12.943
اينجا...اينجا کشيش خانه قديميه

00:03:14.569 --> 00:03:16.780
...اولش شايد هفته اي يکبار بود

00:03:17.447 --> 00:03:20.742
بعدش کار به جايي کشيد که شد دو يا سه مرتبه در هفته

00:03:21.243 --> 00:03:26.123
...و در اکثر ِ مواقع از زمان ِ نهار شروع مي شد تا پايان ِ روز

00:03:26.873 --> 00:03:30.127
که فکر ميکنم تا طرفاي ساعت 2:30 مي شد که من
سر ِ کلاس برنمي گشتم

00:03:30.710 --> 00:03:32.838
من پيش ِ پدر "مسکل" در کشيش خانه بودم

00:03:38.260 --> 00:03:40.137
خودشه؟

00:03:42.973 --> 00:03:44.850
باورنکردنيه. تشخيصش سخته

00:03:49.688 --> 00:03:50.522
عوض شده

00:03:52.065 --> 00:03:54.401
البته خيلي عوض نشده
...باهاتون شرط مي بندم که

00:03:54.484 --> 00:03:57.320
دفتر ِ "مسکل" درست اونجا بود چون از اونجا دويدم

00:04:00.240 --> 00:04:02.951
تجاوز اونجا اتفاق افتاد؟-
بله ، بله-

00:04:07.914 --> 00:04:10.751
پدر "مسکل" براي فراموش کردن مشکلات
به من مشروب خوري ياد داد

00:04:11.626 --> 00:04:14.337
...پدر "مسکل" استفاه از مواد ِ مخدر رو بهم ياد داد

00:04:14.755 --> 00:04:17.924
تا اتفاقاتي که اطرافم رخ ميده رو فراموش کنم

00:04:20.969 --> 00:04:24.765
اولين مشروبي که خوردم از جام ِ مقدس بود
(در افسانه ها : جامي که عيسي در شام آخر از آن نوشيد)

00:04:25.932 --> 00:04:28.685
...و بهم گفت : از مراسم عشاء مشروب مونده

00:04:28.769 --> 00:04:30.479
ميشه بخاطر ِ من سَر بکشيش؟

00:04:33.940 --> 00:04:35.692
چونکه من يه خادم بودم

00:04:36.109 --> 00:04:38.445
اينجوري همه چيز شروع شد

00:04:39.946 --> 00:04:41.281
من "مسکل" جوان رو مي شناختم

00:04:42.616 --> 00:04:46.578
و هر چي پيرتر مي شد
بدجنس تر ، کثيف تر و شرور تر مي شد

00:04:48.497 --> 00:04:52.959
...پس دليل ِ صحبت ِ امروز ِ من و شما اينه که

00:04:54.753 --> 00:04:56.755
...اگر کليساي ِ کاتوليک

00:04:58.006 --> 00:05:01.593
...در سال 1967 با اين موضوع درست برخورد مي کرد

00:05:02.177 --> 00:05:03.512
...که از موضوع هم مطلع بودند

00:05:04.763 --> 00:05:06.515
پس بنابراين هيچ قتلي هم رخ نمي داد

00:05:10.060 --> 00:05:11.228
ما... ما هم اينجا با هم صحبت نمي کرديم

00:05:12.428 --> 00:05:26.428
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:06:16.825 --> 00:06:23.825
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:06:24.050 --> 00:06:25.135
اينجارو

00:06:25.802 --> 00:06:28.054
شما بايد "سسنيک" باشيد-
جري-

00:06:28.138 --> 00:06:29.347
از ديدنت خوشحالم

00:06:29.764 --> 00:06:30.932
حالت چطوره؟-
خوبم-

00:06:31.766 --> 00:06:32.809
مي دونم-
الان خوبم-

00:06:33.351 --> 00:06:34.728
مرسي که اومدي

00:06:34.978 --> 00:06:37.731
از اينکه شما دو نفر را با هم مي بينم
گريه ام مي گيره

00:06:37.814 --> 00:06:40.442
گريه ام مي گيره

00:06:40.525 --> 00:06:42.110
ما درباره ي حلقه صحبت مي کرديم

00:06:42.193 --> 00:06:44.446
ميخوام بدونم...الان اون حلقه رو داري؟-
بله-

00:06:44.529 --> 00:06:46.573
حلقه اي که خودم به "کَتي" دادم

00:06:48.074 --> 00:06:49.910
بهشون گفتم من ميتونم اون حلقه رو بشناسم

00:06:59.836 --> 00:07:00.795
خودشه

00:07:01.212 --> 00:07:04.799
روزي که "کَتي" فوت کرد اين حلقه تو انگشتش بود

00:07:05.634 --> 00:07:07.802
داخلش به زبان ِ يوناني حکاکي شده

00:07:14.851 --> 00:07:18.229
...عشق ِ الهي ، عشقي بي قيد و شرط است

00:07:18.313 --> 00:07:20.482
خصوصيتي فرضي از مسيحيان

00:07:21.358 --> 00:07:22.859
اين جمله ي داخل انگشتره

00:07:23.485 --> 00:07:26.821
من هيچکدوم از اينا رو درباره ي "کَتي" نمي دونستم

00:07:26.905 --> 00:07:30.200
من داخل ِ وسايلِ مادرم رو گشتم و تمام اينارو پيدا کردم

00:07:30.784 --> 00:07:31.910
يه نفر "کَتي" رو به قتل رسونده

00:07:32.702 --> 00:07:34.371
اونا(پليس) بايد تحقيقات را شروع کنند

00:07:34.454 --> 00:07:36.665
...ديدار ِ من با پليس

00:07:36.915 --> 00:07:38.667
دردي رو از من دوا نکرد

00:07:39.000 --> 00:07:41.127
حتي سوالات بيشتري برام مطرح شد

00:07:44.798 --> 00:07:48.718
آگوست ِ 1969 ، کَتی به خونمون در پیتسبرگ برگشت

00:07:52.055 --> 00:07:55.934
...کَتی میخواست دلیل ِ ترک ِ کئوگ رو

00:07:56.017 --> 00:07:59.270
به عزیزانش توضیح بده

00:08:02.190 --> 00:08:05.235
...وقتی کَتی به خونه برگشت خوشحال بود

00:08:05.318 --> 00:08:08.530
...تمام ِ شب رو به حرف زدن گذروندیم

00:08:09.572 --> 00:08:12.325
اما انگار قلبا خوشحال نبود

00:08:13.576 --> 00:08:15.203
قطعا ناراحت بود

00:08:15.996 --> 00:08:17.789
...در این زمان

00:08:17.872 --> 00:08:22.085
من این تغییر رفتار رو به حساب ِ مشکلات ِ زندگیش گذاشتم

00:08:27.757 --> 00:08:32.053
در سپتامبر ِ قبل از مرگ ِ کتی ، اون به دیدنم اومد

00:08:33.138 --> 00:08:37.267
...چون تا اون زمان آزمایش(حضور راهبه ها در جامعه) رو نپذیرفته بودند

00:08:37.976 --> 00:08:39.978
...و با این تصمیم کَتی بین دو راهی قرار گرفت

00:08:40.395 --> 00:08:43.273
یا به صومعه برگرد یا از اینجا برو

00:08:43.773 --> 00:08:46.109
...و من می دونستم که کَتی باید تا تاریخ 31 دسامبر

00:08:46.943 --> 00:08:48.153
تصمیم خودشو بگیره

00:08:48.236 --> 00:08:52.824
پس موقعی که کَتی کشته شد
...اون در حدود 6 یا 7 هفته ی دیگه وقت داشته

00:08:53.408 --> 00:08:56.202
تا تصمیمش مبنی بر ماندن یا نماندن رو اعلام کنه

00:08:57.162 --> 00:09:00.498
کَتی اون موقع گفت مشغله های ذهنی زیادی داره

00:09:01.249 --> 00:09:02.917
...فکر کنم آزمایش اینجا

00:09:04.461 --> 00:09:05.336
قرار داشت

00:09:05.670 --> 00:09:07.756
فکر کنم جِری هم اینجا بود

00:09:08.214 --> 00:09:10.383
و فکر می کنم موضوع تجاوز هم اینجا بود

00:09:10.467 --> 00:09:12.052
بله. بله

00:09:13.261 --> 00:09:16.139
....کَتی به حدی در صومعه حضور داشت که

00:09:16.389 --> 00:09:19.726
...والدینم و به خصوص پدرم نگران شدند که مبادا

00:09:20.310 --> 00:09:24.272
کَتی نتونه در خارج از محیط صومعه به زندگیش ادامه بده

00:09:25.815 --> 00:09:28.735
پدرم گفت : تو قبض پرداخت نمی کنی

00:09:28.902 --> 00:09:31.738
تو در صومعه حقوق نمی گیری

00:09:32.280 --> 00:09:35.784
دنیا مکان ِ خطرناکیه و تو اینو  درک نمی کنی

00:09:36.659 --> 00:09:39.913
و کَتی گفت : از کجا می دونی دنیای من(صومعه) مکان خطرناکی نیست؟

00:09:42.749 --> 00:09:45.752
از کجا می دونی کار ِ من خطرناک نیست؟

00:09:47.962 --> 00:09:50.924
...در یک بازه ی زمانی برام سوال شده بود که

00:09:51.007 --> 00:09:54.803
اگر کَتی درباره ی آزمایش به من می گفت
...درباره ی تجاوز هم صحبت می کرد

00:09:55.470 --> 00:09:59.933
اما هر چی الان بیشتر فکر می کنم متوجه میشم که
اون هرگز به من نمی گفت

00:10:01.726 --> 00:10:03.561
...کَتی خیلی حامی ِ من بود

00:10:03.978 --> 00:10:07.524
من خواهر ِ کوچیکه ی دانشجوش بودم

00:10:10.318 --> 00:10:13.488
...و تصور می کنم این موضوع بار ِ سنگینی روی دوشش بود

00:10:14.322 --> 00:10:17.617
چون کَتی هرگز قول ِ انجام کاری رو که نمیداد مگر انجامش بده

00:10:18.535 --> 00:10:21.162
...اگر کَتی گفته جلوی کارشون رو می گیره

00:10:21.246 --> 00:10:24.165
...اگر تمام ادعاها در این مورد درست باشه

00:10:25.416 --> 00:10:28.336
پس ممکن نیست تمام این دخترها دروغی یکسان رو بگن

00:10:30.088 --> 00:10:33.925
بدون شک کَتی میخواسته جلوی این کارها رو بگیره

00:10:37.303 --> 00:10:40.056
با اینحال...هنوزم برام معمای بزرگیه

00:10:40.140 --> 00:10:43.434
منظور اینکه ، هیچکدوم از ما از این موضوع تجاوز
با خبر نبودیم

00:10:43.518 --> 00:10:45.562
این معماست-
به عنوان بخشی از متن-

00:10:45.645 --> 00:10:47.105
و راسل-
تا 1994-

00:10:47.605 --> 00:10:49.399
و راسل چی می دونسته؟

00:10:55.989 --> 00:11:00.618
بعد از مرگ کَتی
...راسل فقط میخواست از هر چیزیکه

00:11:00.702 --> 00:11:04.497
...مرتبط به زندگی صومعه و کَتی هست

00:11:04.581 --> 00:11:06.166
فاصله بگیره

00:11:06.666 --> 00:11:07.959
زندگی جدیدی می خواست

00:11:09.669 --> 00:11:16.217
پس راسل از صومعه رفت ، ازدواج کرد
و صاحب دو فرزند شد

00:11:18.845 --> 00:11:20.680
راستش من یه خونه بهش فروختم

00:11:21.055 --> 00:11:25.059
اون به "کارول کانتی" نقل مکان کرد و خیلی با هم بودیم

00:11:26.185 --> 00:11:30.231
...حرف زیاد با هم زدیم اما هرگز وارد این مبحث نمی شدیم

00:11:30.315 --> 00:11:31.649
خودش اجازه نمی داد

00:11:31.983 --> 00:11:33.985
و من می گفتم : چه اتفاقی افتاد؟

00:11:35.028 --> 00:11:36.863
آیا از چیز ِ بیشتری اطلاع داری؟

00:11:37.405 --> 00:11:38.948
چرا نمیتونی درباره ش حرف بزنی؟

00:11:39.365 --> 00:11:42.744
و اون می گفت : زندگی من در جای متفاوتیه

00:11:43.161 --> 00:11:45.830
اینا برای زندگی ِ قبلی منه

00:11:46.080 --> 00:11:48.583
به خودم امیدواری می دادم که یه روزی بالاخره حرف میزنه

00:11:48.666 --> 00:11:50.084
یه روز بالاخره مشخص میشه

00:11:56.549 --> 00:11:59.928
در سال 1997 متوجه شدم سرطان گرفته

00:12:00.595 --> 00:12:03.473
ما در تماس بودیم
...وقتی موقع ِ جراحی می شد

00:12:03.556 --> 00:12:05.892
می رفتم بیمارستان ملاقاتش

00:12:07.435 --> 00:12:11.606
چند سال میگذره تا می رسیم به سال 2001

00:12:12.023 --> 00:12:15.485
...مقالات زیادی در روزنامه ها چاپ شد

00:12:15.568 --> 00:12:17.862
و به نام "مسکل" اشاره شد

00:12:18.780 --> 00:12:20.740
...یکی از دوستانم

00:12:20.823 --> 00:12:23.785
...بعنوان پرستار در آسایشگاه "استلا ماریس" کار می کرد

00:12:24.452 --> 00:12:26.496
:با من تماس گرفت و گفت

00:12:26.579 --> 00:12:30.625
پَت ، میخواستم بهت بگم که پدر "مسکل" امروز بعدازظهر فوت شده

00:12:32.752 --> 00:12:35.463
اما به کسی چیزی نگو وگرنه اخراج میشم

00:12:37.840 --> 00:12:41.469
در همون بعدازظهر من زیر قولم زدم
و با "راسل" تماس گرفتم

00:12:41.552 --> 00:12:43.054
فقط به راسل زنگ زدم

00:12:43.137 --> 00:12:47.433
و گفتم : میخواستم بهت بگم که پدر "مسکل" امروز بعدازظهر فوت شده

00:12:47.934 --> 00:12:52.063
:تنها واکنش ِ "راسل" این بود

00:12:52.355 --> 00:12:55.066
"اون همراه با رازهایش به گور رفت"

00:12:58.361 --> 00:13:03.783
یه جورایی "راسل" حس می کرد در مرگ ِ "کَتی" مقصر بوده

00:13:05.535 --> 00:13:08.496
جزئیات بیشتری هم بود که من ازشون خبر نداشتم

00:13:09.330 --> 00:13:12.959
...دو روز بعد همسر ِ "راسل" با من تماس گرفت

00:13:14.460 --> 00:13:15.837
و گفت که "راسل" فوت کرده

00:13:25.555 --> 00:13:29.100
یکشنبه بعدازظهر بستنی می خوریم

00:13:29.976 --> 00:13:31.227
بله-
آها-

00:13:34.480 --> 00:13:36.691
...بهش نمیگم خمیر بادون زمینی داخلش میزنم

00:13:36.774 --> 00:13:41.195
...چون باید بدنش پروتئین بیشتری جذب کنه

00:13:41.863 --> 00:13:43.448
تا اینکه فقط یه بستنی بخوره

00:13:44.407 --> 00:13:45.575
من تمام تلاشمو میکنم

00:13:51.164 --> 00:13:53.875
من نسبت به مادرم احساساتی را داشتم

00:13:54.542 --> 00:13:59.130
احساسی که چطور یک دختر 16 ساله در پشت کوهی از دروغ
:ایستاده و میگه

00:13:59.213 --> 00:14:01.632
تو کجا بودی؟

00:14:01.716 --> 00:14:03.968
تو کجا بودی؟

00:14:08.765 --> 00:14:12.894
...اینکه با وجود اینکه همه جوره منو حمایت می کرد

00:14:13.728 --> 00:14:19.942
...اما زمانیکه این اتفاق(تجاوز) می افتاد

00:14:20.610 --> 00:14:21.903
حمایتی از من صورت نگرفت

00:14:23.071 --> 00:14:27.325
من از "اَبی" پرسیدم : اگر من یه چیزی بنویسم بخاطر من
منتشرش می کنی؟

00:14:32.538 --> 00:14:34.832
...سلام ، این اولین مطلب من

00:14:34.916 --> 00:14:37.168
بر روی این سایت ِ شفابخش ِ فوق العاده ی مردمی هست

00:14:38.294 --> 00:14:40.838
...در حالیکه من از مادر 88 ساله ام پرستاری می کنم

00:14:41.130 --> 00:14:42.548
...با اندوه متوجه ام

00:14:42.799 --> 00:14:46.094
یکی از چند دارایی ِ من توسط "جوزف مسکل" به سرقت رفته است

00:14:47.053 --> 00:14:50.807
...او عمدا و حساب شده ، حق ِ خدادادی ِ من

00:14:50.890 --> 00:14:53.810
...برای ارتباط سالم و عمیق با مادرم را از من گرفت

00:14:54.185 --> 00:14:56.145
همچنین حق ِ مادرم برای حمایت از من

00:14:58.147 --> 00:15:02.193
...هر چه بیشتر با بخشی از وجودم که بعد از کَتی زنده موند

00:15:02.276 --> 00:15:05.405
...ارتباط برقرار می کنم

00:15:06.114 --> 00:15:08.533
...بیشتر متوجه ی

00:15:08.825 --> 00:15:10.535
متوجه ی خشم میشم

00:15:10.618 --> 00:15:14.789
خشمی که تو را به جلو هدایت میکنه
...تا با مردم هم صحبت شی

00:15:14.872 --> 00:15:17.333
...جلوی دوربین قرار بگیری

00:15:17.500 --> 00:15:22.088
...تو افکار و احساسات را ابراز می کنی

00:15:22.171 --> 00:15:26.175
تا دیگران اونارو به چالش بکشونند

00:15:27.718 --> 00:15:29.762
...حالا که به گذشته نگاه می کنم

00:15:29.846 --> 00:15:32.348
...به تمام شخصیت های متفاوتی که باهاشون آشنا شدیم

00:15:32.432 --> 00:15:38.396
...جین تنها شخصیه که حرفاش عوض نشده

00:15:38.479 --> 00:15:42.567
و یه جورایی دارای کمال ِ شخصیتیه

00:15:43.317 --> 00:15:48.531
...او بینش و تفسیر خودشو از تمام این مسائل داره

00:15:48.865 --> 00:15:51.242
و سعی میکنه سر از موضوع در بیاره

00:15:51.325 --> 00:15:55.788
...اما احتمالا نمیخواد در این باره مطمئن حرف بزنه

00:15:55.872 --> 00:15:57.832
تا زمانیکه کاملا مطمئن باشه

00:16:04.881 --> 00:16:08.384
تا به امروز ، برادر "باب" برای من ناشناسه

00:16:11.888 --> 00:16:15.808
اما حافظه من روز به روز داره بیشتر شکل میگیره

00:16:19.979 --> 00:16:24.025
...برادر باب به من گفت کتی سسنیک

00:16:24.484 --> 00:16:28.529
...به او اطمینان خاطر داده که میخواد بابت قضیه تجاوز

00:16:28.613 --> 00:16:31.073
به پلیس مراجعه کنه

00:16:33.409 --> 00:16:36.162
باب ، کَتی رو زده
اما نمیخواسته اونو بکشه

00:16:38.539 --> 00:16:41.083
...جدای ِ از سرکوب ِ خاطرات

00:16:41.959 --> 00:16:44.754
...این تجربه به قدری ویرانگر بود که

00:16:45.004 --> 00:16:48.966
...باعث شد هویت های مختلفی از این فرد بوجود بیاد

00:16:49.050 --> 00:16:53.179
هویت هایی که هیچکدومشون چهره ندارند

00:16:57.975 --> 00:17:01.938
یادمه روی شکمش علامت هایی داشت

00:17:02.897 --> 00:17:06.859
در اینطرف شکمش یه نوع خال ِ مادرزادی یا همچین چیزی وجود داشت

00:17:07.443 --> 00:17:12.532
همچنین یک شکاف(بریدگی) کوچیک هم سمت ِ راست شکمش داشت

00:17:20.164 --> 00:17:24.585
...من درک میکنم که مردم حتما از خودشون سوال می پرسند

00:17:24.669 --> 00:17:26.921
...کسی که این همه جزئیات یادشه

00:17:27.505 --> 00:17:31.384
...نمیتونه یکم بیشتر یادش بیاد

00:17:33.094 --> 00:17:36.514
تا بیشتر با هویت برادر "باب" آشنا بشیم

00:17:44.063 --> 00:17:47.233
...اما من نمیتونم خودمو وادار به یادآوری چیز دیگه ای کنم

00:17:47.316 --> 00:17:51.654
و راستشو بخواید خودمم نمیدونم چه وقتی این خاطرات
برام تداعی خواهد شد

00:17:59.453 --> 00:18:01.914
کم بریز ، باب

00:18:02.415 --> 00:18:03.457
کافیه

00:18:04.083 --> 00:18:06.002
مطمئنم تو تلفن همراهم دارمش

00:18:06.085 --> 00:18:07.628
بله ، دارمش

00:18:09.714 --> 00:18:14.135
:وقتی کَتی مفقود شد ، راسل به من گفت
...کتی رفته خرید

00:18:14.218 --> 00:18:16.429
تا یه هدیه ی نامزدی برای تو بخره

00:18:17.305 --> 00:18:20.224
...با خودم گفتم اگر ما نامزد نکرده بودیم

00:18:20.308 --> 00:18:22.393
می دونید منظورم چیه؟
...اگر من نامزد نکرده بودم

00:18:22.476 --> 00:18:25.187
...کَتی هم به خرید نمی رفت

00:18:25.271 --> 00:18:28.065
...در زمان و مکان ِ نامناسب قرار نمی گرفت

00:18:28.232 --> 00:18:30.276
بازم همون داستان ِ معروف ِ زمان و مکان ِ نامناسب

00:18:33.321 --> 00:18:36.157
کَتی برای خرید از خونه زد بیرون
غیر از این چیز دیگه ای نمی دونستم

00:18:37.491 --> 00:18:40.244
....نمیدونستم قبل از رسیدن به فروشگاه کشته شده

00:18:40.328 --> 00:18:41.996
یا بعد از فروشگاه یا هر چیز دیگه ای

00:18:46.083 --> 00:18:49.795
در اون زمان کُل پاساژ توسط پلیس مورد بررسی
...قرار گرفت

00:18:49.879 --> 00:18:53.090
تا مغازه ای که احیانا کَتی واردش شده رو مکان یابی کنند

00:18:54.300 --> 00:18:55.635
...هیچگونه نشانه ای مبنی بر

00:18:55.926 --> 00:18:58.304
خرید ِ کَتی پیدا نشد

00:18:58.387 --> 00:19:01.557
...امکانش هست که نقدی خریدش رو کرده باشه

00:19:02.516 --> 00:19:04.226
...با این حال نتونستن مغازه رو پیدا کنند

00:19:04.310 --> 00:19:06.729
...اما از طرفی هرگز هم نتونستن ثابت کنند که

00:19:06.812 --> 00:19:09.732
اصلا خریدی صورت گرفته یا خیر

00:19:13.861 --> 00:19:16.530
من دیروز برای اولین بار اون گردنبند رو دیدم

00:19:16.614 --> 00:19:21.077
...در نگاه اول ، ناقوس(زنگ) نشونه ی یک عروسیه

00:19:21.160 --> 00:19:25.164
که اصولا منطقی به نظر میاد چون ما یه هفته قبل
نامزد کرده بودیم

00:19:26.290 --> 00:19:28.751
اینو دیدی باب؟-
بله. بذار ببینمش-

00:19:31.712 --> 00:19:35.257
بله ، شبیه ناقوس می مونه ، نه؟
شبیه ناقوسه

00:19:35.341 --> 00:19:37.510
هدیه ی مناسبی به نظر میاد-
بله-

00:19:37.635 --> 00:19:39.637
و...سنگ ِ تولد تو

00:19:41.597 --> 00:19:44.600
...من می دونم که این سنگ ِ تولد یک سنگ زبرجد هست

00:19:44.684 --> 00:19:47.395
و یعنی سنگ ِ تولد ِ ماه آگوسته

00:19:48.145 --> 00:19:52.775
تولد ِ همسر من در آگوسته
پس این سنگ میتونه نشانی از تولد او باشه

00:19:54.026 --> 00:19:57.446
...شما باید بدونید که کَتی خیلی خیلی خوشحال بود

00:19:57.780 --> 00:19:59.198
چون من "باب" رو انتخاب کرده بودم

00:20:00.700 --> 00:20:03.119
...کَتی معتقد بود "باب" تا ابد مراقبت من خواهد بود

00:20:03.202 --> 00:20:07.289
...در حقیقت ، "باب" یکسال به ویتنام رفت

00:20:07.373 --> 00:20:08.833
...و خواهرم براش نامه نوشت

00:20:09.125 --> 00:20:12.044
چون دلش میخواست با "باب" ارتباط برقرار کنه

00:20:14.004 --> 00:20:17.299
...اگر این حقیقت داشته باشه پس قطعا کار ِ خود کَتی بوده

00:20:17.508 --> 00:20:20.928
چون پشت ِ هر عمل ِ کَتی فکر و هدفی قرار داشت

00:20:21.470 --> 00:20:24.098
پس کار خود کَتی بوده

00:20:24.932 --> 00:20:25.933
کاملا

00:20:52.042 --> 00:20:55.504
ادگار ، میخواستم این تصاویر رو بهت نشون بدم

00:20:58.591 --> 00:21:00.217
میتونی همشونو ببینی

00:21:03.512 --> 00:21:05.848
اصلا برات آشنا نیست؟

00:21:05.931 --> 00:21:07.266
نه

00:21:12.104 --> 00:21:13.689
ظاهرا جواهر یا همچین چیزیه

00:21:14.190 --> 00:21:15.065
اوهوم

00:21:16.233 --> 00:21:20.279
این همون گردنبندیه که به مناسب ِ سال نو به همسر اولت هدیه دادی

00:21:21.197 --> 00:21:22.948
خاطرت هست؟

00:21:23.866 --> 00:21:26.577
سنگ ِ تولد همسرم قرمز رنگ بود

00:21:30.706 --> 00:21:34.251
پس چرا بجاش یک سنگ ِ تولد ِ سبزرنگ که مخصوص ماه آگوسته
بهش هدیه دادی؟

00:21:37.588 --> 00:21:39.548
اصلا به خاطرم نمیاد

00:21:41.759 --> 00:21:45.513
ما می دونیم که خواهر "کَتی" برای خرید هدیه از خونه خارج شده

00:21:46.263 --> 00:21:51.519
و یک ماه بعد ، تو این گردنبند رو به همسرت دادی

00:21:55.231 --> 00:21:57.441
اینو به خواهر "کَتی" نشون دادید؟

00:21:57.525 --> 00:22:02.613
....بله ، خواهرِ کَتی میخواد بدونه این گردنبند واسه اونه یا نه

00:22:02.988 --> 00:22:06.534
...چونکه خواهرش به هوای ِ خریدن هدیه نامزدی اونشب از خونه خارج شده

00:22:06.617 --> 00:22:09.036
...و همونطور که در این گردنبند می بینی

00:22:09.328 --> 00:22:10.788
...یک ناقوس ِ عروسی داره

00:22:11.747 --> 00:22:15.000
...و سنگ ِ تولدی که با سنگ ِ تولد ِ نامزد ِ خواهر ِ کتی

00:22:15.084 --> 00:22:18.754
مطابقت و همخوانی داره

00:22:19.505 --> 00:22:22.508
...برای همین فکر میکنه این گردنبند از اهمیت بسزایی برخورداره

00:22:22.591 --> 00:22:25.094
...و میخواد بدونه آیا احتمالا تو این گردنبند رو

00:22:25.177 --> 00:22:27.346
اون شب از خواهر "کَتی" گرفتی یا نه

00:22:42.278 --> 00:22:44.029
معنایی برای من نداره

00:22:45.990 --> 00:22:48.117
اون شب با خواهر "کَتی" مواجه نشدی؟

00:22:48.742 --> 00:22:49.660
خیر

00:22:50.619 --> 00:22:53.163
.. مردم فکر می کنند این همون گردنبندیه که

00:22:53.247 --> 00:22:55.916
...خواهر کَتی در شب مفقودیش خریداری کرده

00:22:56.542 --> 00:22:58.627
...و تو اونو به همسر اولت هدیه دادی

00:22:58.711 --> 00:23:01.797
متوجه هستی چرا مردم به این موضوع شکاک میشن؟

00:23:02.298 --> 00:23:03.257
اوهوم

00:23:13.350 --> 00:23:14.810
...در یکی از گزارشات پلیس اشاره شده

00:23:14.893 --> 00:23:17.813
...وقتی خواهر "سسنیک" مفقود شد

00:23:18.230 --> 00:23:21.692
...یک شاهد دیده که یک راننده ی مَرد

00:23:21.775 --> 00:23:24.153
در حالِ راندن اتومبیل ِ خواهر سسنیک در صحنه جرم بوده

00:23:25.154 --> 00:23:28.991
...ظاهرا خواهر "سسنیک" میخواسته از سمت درب ِ شاگرد

00:23:29.074 --> 00:23:32.536
از اتومبیل خارج شه اما هرگز موفق به اینکار نشده

00:23:33.954 --> 00:23:38.459
...زمانیکه اتومبیل پیدا شد ، چرخ هایش گِلی بود

00:23:38.542 --> 00:23:40.711
و یک شاخه هم داخل اتومبیل قرار داشته

00:23:41.754 --> 00:23:44.131
...یک تیکه شاخه ی کوچیک بوده

00:23:44.757 --> 00:23:48.177
و با منطقه ای که جسد در اون پیدا شد ، مطابقت داشت

00:23:48.636 --> 00:23:51.513
...پس راننده همون شخصی بوده که

00:23:51.972 --> 00:23:53.891
...از محل ِ جسد اتومبیل رو حرکت

00:23:53.974 --> 00:23:56.518
...و در مجتمع مسکونی قرار داده است

00:23:57.186 --> 00:24:00.397
با این اوصا اون آخرین نفری میشه که پشت ِ فرمون ِ اتومبیل نشسته

00:24:00.814 --> 00:24:03.942
این شاید یه افسانه ی محلی باشه
...و نمیدونم که تو گزارشات هم هست یا خیر

00:24:04.026 --> 00:24:06.654
...اما ما شنیدیم دلایلی وجود داشته مبنی بر اینکه

00:24:06.737 --> 00:24:08.072
...شاید اون شخصی که اتومبیل را رونده

00:24:08.155 --> 00:24:12.284
در مواقعی از هر دو پاش برای اینکار استفاده کرده

00:24:12.368 --> 00:24:14.370
این چیزی رو به خاطر شما نمیاره؟

00:24:16.830 --> 00:24:18.624
...بعد از اینکه ماشین رو پیدا کردند

00:24:18.707 --> 00:24:22.336
...بر روی پدال ترمز ِ گِل و لای بود

00:24:22.419 --> 00:24:25.297
...اما اثری از گِل و لای بر روی پدال ِ گاز نبود

00:24:26.006 --> 00:24:28.842
...که همین موضوع باعث شد بازپرس ها فکر کنند

00:24:28.926 --> 00:24:35.099
اون شخص از هر دو پا برای روندن اتومبیل استفاده کرده

00:24:38.102 --> 00:24:41.438
من کنجکاوم بدونم احتمالا شما با هر دو پا رانندگی نمی کنید؟

00:24:43.273 --> 00:24:45.442
این موضوع چه ارتباطی به بحث داره؟

00:24:45.526 --> 00:24:49.530
...چون هر کسی که اون شب اتومبیل ِ کَتی را رونده

00:24:49.613 --> 00:24:54.326
بر اساس گل و لای موجود روی پدال
با دو پای مختلف رانندگی کرده

00:24:55.285 --> 00:24:56.662
من اصلا رانندگی نمی کنم

00:24:57.746 --> 00:24:58.914
اون موقع ها چی؟

00:24:59.707 --> 00:25:01.709
با دو پا رانندگی می کردید؟-
بله-

00:25:07.965 --> 00:25:11.927
من هیچ نقشی در مفقودی ، مرگ یا هر چیز دیگه ای نداشتم

00:25:17.391 --> 00:25:18.976
مظنونان دیگه چطور؟

00:25:20.269 --> 00:25:23.439
...ما چند باری با "ادگار دیویدسون" صحبت کردیم

00:25:23.522 --> 00:25:28.360
...و خودش قبول داره که با برنامه ی "جری تارنر" در دهه 70 تماس گرفته

00:25:28.902 --> 00:25:33.449
تا در مورد مدارک ِ قتل ِ خواهر "کَتی" صحبت کنه

00:25:34.033 --> 00:25:37.494
شما میتونید تایید کنید آیا تا بحال او
مورد بازجویی قرار گرفته یا خیر؟

00:25:38.203 --> 00:25:42.040
خیر. من در حال حاضر نمیتونم در مورد
...تحقیقات ِ فعلی

00:25:42.124 --> 00:25:43.917
یا هر قسمت دیگری از اون تحقیقات نظری ارائه کنم

00:25:44.001 --> 00:25:47.504
من صرفا فقط در مورد اون مواردی نظرم رو گفتم که شما قبلا
...از اونا خبر داشتید

00:25:47.588 --> 00:25:48.672
و نظرمو میگم

00:25:49.423 --> 00:25:53.135
...اون یکی همسایه ی خواهر "کَتی" بنام بیلی اشمیت است

00:25:53.594 --> 00:25:55.137
...که با خانواده ش در حال همکاری هستیم

00:25:55.220 --> 00:25:59.850
...و اونا به دلایل ِ مختلفی معتقدند

00:25:59.933 --> 00:26:02.269
بیلی که در همسایگی "کَتی" قرار داشته ، در این قتل نقش داشته

00:26:04.062 --> 00:26:07.357
...در مورد ِ مظنونان در قید حیات و فعلی

00:26:07.816 --> 00:26:10.986
...من نمیتونم در مورد کارهایی که می کنیم

00:26:11.069 --> 00:26:12.404
یا اطلاعاتی که داریم ، صحبت کنم

00:26:15.824 --> 00:26:19.536
من به کارآگاهانی که در دهه 90 به دیدنم اومدند هم گفتم

00:26:20.287 --> 00:26:22.998
اونا پرونده رو بازگشایی کردند

00:26:23.707 --> 00:26:27.002
و دقیقا همونچ چیزایی رو به اونا گفتم که الان به شما میگم

00:26:28.170 --> 00:26:29.463
:ازشون پرسیدم

00:26:30.672 --> 00:26:34.927
میدونم اون زمان آزمایش ِ "دی ان ای" وجود نداشته
اما الان که وجود داره

00:26:36.136 --> 00:26:39.431
آیا شما ته سیگاری در محل پیدا شدن جسد پیدا کردید؟

00:26:40.516 --> 00:26:41.850
مثلا سیگار ِ برند سالم؟

00:26:42.601 --> 00:26:46.647
بهشون گفتم "بیل" سیگار ِ "سالم" می کشید
...و اونا بهم نگاه کردند

00:26:47.731 --> 00:26:51.527
:و یکیشون گفت
"بله ، ما ته سیگار پیدا کردیم"

00:26:52.528 --> 00:26:54.404
اما هرگز نفهمیدم نتیجه چی شد

00:26:55.989 --> 00:26:57.366
...خب

00:26:59.076 --> 00:27:02.579
نمیتونم بهتون بگم چیه
...اما ما مدرکی داریم که

00:27:02.788 --> 00:27:05.666
تونستیم ازش آزمایش ِ "دی ان ای" تهیه کنیم

00:27:06.708 --> 00:27:08.293
و این مدرک...؟

00:27:08.377 --> 00:27:10.462
همون سیگاریه که منم درباره ش شنیدم؟

00:27:14.132 --> 00:27:15.175
بله-
بله-

00:27:15.259 --> 00:27:20.013
و اون سیگار میتونه احتمالا به این جرم مرتبط باشه؟

00:27:24.142 --> 00:27:25.227
امکانش هست

00:27:25.310 --> 00:27:27.396
...ما به این خاطر نمیخواستیم به این موضوع اشاره کنیم چونکه

00:27:27.479 --> 00:27:29.982
ما هنوز در حال تحقیقات هستیم

00:27:30.065 --> 00:27:32.317
هنوز میخوایم از چند نفر دیگه هم بازجویی کنیم

00:27:32.401 --> 00:27:33.944
باشه؟

00:27:34.903 --> 00:27:37.823
..بهتره بگم تمام نظراتی که شما دادید

00:27:38.365 --> 00:27:39.908
همگی توجه منو به خودش جلب کرد

00:27:41.493 --> 00:27:43.662
تمامی ِ این موارد مجددا مورد بررسی قرارا می گیره

00:27:44.288 --> 00:27:48.959
هر شخصی که قبلا ازش بازجویی کردیم یا
...آزمایش دروغ سنجی ازش گرفتیم

00:27:49.793 --> 00:27:54.756
کوب ، مَکین ، مسکل
...چند شهروند دیگه

00:27:55.424 --> 00:27:58.135
مواردی زیادی رو باید دوباره بررسی کینم

00:27:58.719 --> 00:28:02.264
و امیدوارم یک روزی این پرونده حل بشه

00:28:12.399 --> 00:28:13.233
...آه

00:28:14.484 --> 00:28:17.863
...اینا روزنامه های "مالکی" هستند

00:28:17.946 --> 00:28:19.656
مقالات ِ قدیمی روزنامه

00:28:21.325 --> 00:28:23.577
...چهار روز پس از مفقودی ِ کَتی

00:28:23.660 --> 00:28:29.041
زن جوانی بنام "جویس مالکی" ربوده و به قتل رسید

00:28:30.751 --> 00:28:32.920
...ظاهرا بازپرس ها و خبرنگاران روزنامه

00:28:33.003 --> 00:28:35.589
...خیلی به این فرضیه علاقه داشتند که

00:28:35.672 --> 00:28:39.259
...احتمالا رابطه ای بین این دو تا قتل وجود داره

00:28:40.135 --> 00:28:43.013
...اما تا به امروز وجود ِ چنین رابطه ای

00:28:43.096 --> 00:28:46.683
از سوی اف بی آی و مقامات پلیس بالتیمور مطرح نشده است

00:28:49.061 --> 00:28:50.562
...زمانیکه جوان بودیم

00:28:50.729 --> 00:28:53.649
...به کلیسای کاتولیک سنت کلمن

00:28:53.732 --> 00:28:55.275
و "مدرسه یکشنبه" می رفتیم
( مدرسه ای مذهبی برای آموزه های دینی)

00:28:56.193 --> 00:29:00.739
ما به سمت "سنت کلمنت" حرکت میکردیم
...از خیابان اول گذر می کردیم

00:29:00.822 --> 00:29:04.993
و در اونجا خانه ی پدر "مسکل" قرار داشت

00:29:07.913 --> 00:29:09.331
جویس در کلیسای ِ محل عضویت داشت

00:29:09.414 --> 00:29:11.250
...خانواده ی مالکی دو خیابون

00:29:11.333 --> 00:29:14.753
با کلیسا و محل ِ سکونت "مسکل" فاصله داشتند

00:29:16.672 --> 00:29:18.799
می دونستیم خانه ی "مسکل" اونجاست

00:29:18.882 --> 00:29:21.301
...می دونستیم "مسکل" اونجا زندگی می کنه

00:29:21.843 --> 00:29:25.514
...و حقیقتش ، ما بعنوان عضوی از مذهبِ کاتولیک از اینکه

00:29:25.597 --> 00:29:27.933
در نزدیکی ِ کشیش قرار داشتیم ، احساس غرور می کردیم

00:29:30.269 --> 00:29:32.604
...کشیشی که پلیس ها از او

00:29:32.688 --> 00:29:34.606
...در مورد قتل "کَتی" بازجویی می کردند

00:29:35.232 --> 00:29:36.191
...کشیش مَسکل

00:29:37.192 --> 00:29:42.406
یک یادداشت ِ تسلیت و همدردی در مراسم ِ دفن ِ جویس
برای مادر من فرستاد

00:29:44.408 --> 00:29:47.411
...هیچکدوم از مردان ِ باهوش ِ اف بی آی

00:29:47.494 --> 00:29:50.622
مدعی ِ ارتباطی بین "مسکل" و "مالکی" نشدند

00:29:52.499 --> 00:29:58.547
این کارتیه که پدر "مسکل" بعد از مرگ ِ "مالکی" امضا کرده

00:29:58.630 --> 00:30:00.299
...جویس دو خیابون با محل سکونت ِ کشیش فاصله داشته

00:30:00.382 --> 00:30:03.927
جوینس در مراسمات کلیسا شرکت می کرده
...نزد ِ کشیش اعتراف می کرده

00:30:04.303 --> 00:30:09.224
و اگر در گزارش ِ 4000 صفحه ای اف بی آی اشاره ای
...به این موضوع نشده است

00:30:09.308 --> 00:30:12.394
بیشتر از اینا ازشون قطع امید می کنم

00:30:14.062 --> 00:30:17.983
.. اف بی آی در خصوص مرگ "جویس" صلاحیت ِ لازم را داشت

00:30:18.066 --> 00:30:20.986
چون جسد در یک منطقه ی جنگلی واقع در
پادگان ِ "فورت مید" پیدا شد

00:30:22.487 --> 00:30:25.032
...چند سال ِقبل "تام نوجنت" بررسی ای انجام داد که طی آن

00:30:25.115 --> 00:30:28.035
... از طرف اف بی آی به او گفتند

00:30:28.118 --> 00:30:31.663
...این قتل هیچ ارتباطی با دولت یا ارتش نداشته

00:30:31.955 --> 00:30:33.957
بنابراین اونا هیچگونه تحقیقی را انجام ندادند

00:30:34.041 --> 00:30:36.460
اونا پرونده رو به شهرستان آنا آروندل تحویل دادند

00:30:38.086 --> 00:30:42.966
:پلیس ِ شهرستان آنا آروندل گفت
...اف بی آی هرگز هیچی رو تحویل ما نداد

00:30:43.050 --> 00:30:46.053
ما هیچ سوابق و پرونده ای نداریم
ما اصلا تحقیق نکردیم

00:30:49.806 --> 00:30:53.977
:که این سوال برای ما مطرح میشه
اصلا کسی در مورد قتل "جویس" تحقیقات کرد؟

00:30:55.395 --> 00:30:58.690
من 15 ساله که این موضوع رو پیگیری می کنم

00:31:00.192 --> 00:31:04.780
پرونده های قتل سالی یکبار تجدیدنظر می شوند
اما هیچ کاری انجام نشده

00:31:05.614 --> 00:31:07.324
و سوالم اینه ؛ چرا؟

00:31:08.867 --> 00:31:12.954
چه شب که می خوابم و چه صبح که از خواب بلند میشم
این سوال تو ذهنمه

00:31:14.539 --> 00:31:15.791
چه کسی اینکارو کرد؟

00:31:15.874 --> 00:31:17.167
این سوال از ذهنم محو نمیشه

00:31:22.881 --> 00:31:27.344
...من یک درخواست با توجه به قانون ِ آزادی ِ اطلاعات

00:31:28.178 --> 00:31:33.392
در خصوصِ اسناد ِ 4000 صفحه ای قتل ِ جویس
برای اف بی آی فرستادم

00:31:34.309 --> 00:31:37.145
هنوز منتظرم تا یکی به درخواستم رسیدگی کنه

00:31:38.522 --> 00:31:43.110
خیلی خب. اینو  پنجم سپتامبر 2014 فرستادم

00:31:44.611 --> 00:31:48.407
...من هر 4 یا 6 هفته بهشون نامه می فرستادم

00:31:48.490 --> 00:31:49.741
...میشه لطفا منو در خصوص

00:31:49.825 --> 00:31:53.203
روند تحویل ِ اسناد بروز کنید؟

00:31:56.748 --> 00:31:57.707
:از روی سادگی فکر می کردم

00:31:57.791 --> 00:31:59.751
"خب ، در عرض 6 هفته اسناد دستم می رسه"

00:32:00.836 --> 00:32:02.671
برنامه ی آزادی ِ اطلاعات ِ اف بی آی

00:32:02.754 --> 00:32:05.882
...احتمالا جواب ِ درخواست ِ شما را پاسخ خواهد گفت

00:32:06.341 --> 00:32:09.094
...اگر چه ما منتظر حضور ِ یک متخصص اطلاعاتی دولتی

00:32:09.177 --> 00:32:10.429
برای اقدامات ِ آتی هستیم

00:32:13.181 --> 00:32:18.186
این یکی برای ژانویه 2015 هست
پنج ماه یا بیشتر بعد از اولین نامه

00:32:18.687 --> 00:32:21.440
...در حال حاضر ، درخواست ِ شما تکمیل نشده است

00:32:21.898 --> 00:32:24.359
چون درخواست ِ شما منتظر ِ حضور یک تحلیل گر است

00:32:25.235 --> 00:32:27.279
...در قانون ِ فدرال مقرراتی برای تعیین زمان جوابگویی

00:32:27.362 --> 00:32:30.031
یک دستگاه به درخواست ِ شما وجود داره

00:32:30.615 --> 00:32:32.826
اما هیچ قانونی برای

00:32:32.909 --> 00:32:36.705
تعیین زمان ِ ارسال ِ اطلاعات برای شما وجود نداره

00:32:37.622 --> 00:32:39.124
...در ابتدای امر

00:32:39.207 --> 00:32:40.625
...اف بی آی به ما گفت

00:32:40.709 --> 00:32:43.211
...در داخل اتومبیل اثرانگشت پیدا کردند

00:32:44.171 --> 00:32:46.339
اما هویتی برای این اثر انگشت پیدا نکردند

00:32:46.923 --> 00:32:49.342
...همچنین از مدرکِ مستدلی که از ناخن های جویس به دست آمده صحبت کردند

00:32:50.051 --> 00:32:53.054
...که ظاهرا او(جویس) با قاتلش زد و خُرد داشته

00:32:53.138 --> 00:32:55.140
اما چیز دیگه ای برای ادامه تحقیقات در دست نداشتند

00:32:55.640 --> 00:33:00.103
...و این یکی از همون سوالاتیه که 15 سال پیش پرسیدم

00:33:01.438 --> 00:33:03.273
...اگر شما اثر انگشتی دارید

00:33:03.356 --> 00:33:06.485
نباید در بانک اطلاعات ِ ملی دنبالش بگردید؟

00:33:07.110 --> 00:33:08.236
و اونا(اف بی آی) گفتند : خیر

00:33:08.820 --> 00:33:13.283
من گفتم : خب اگر مدرک ِ مستدلی دارید
چرا آزمایش "دی ان ای" انجام نمیدید؟

00:33:13.700 --> 00:33:15.619
گفتند : خیر
من پرسیدم : چرا؟

00:33:16.203 --> 00:33:19.206
گفتند : به دو دلیل ؛ بودجه و نیروی انسانی

00:33:20.123 --> 00:33:22.083
...این عذریه که برام اوردند

00:33:22.167 --> 00:33:23.502
و منو از اطاق بیرون کردند

00:33:25.670 --> 00:33:27.631
مامور ِ آزادی ِ اطلاعات
...این یک درخواست

00:33:27.714 --> 00:33:29.549
مبتنی بر قانون ِ آزادی ِ اطلاعات است

00:33:31.259 --> 00:33:35.096
این یکی برای فبریه 2016 ئه

00:33:35.805 --> 00:33:39.559
از بابت ِ پیگیری شما در خصوص وضعیت ِ درخواستی شما
کمال تشکر را داریم

00:33:39.643 --> 00:33:44.064
زمان ِ تقریبی فعلی برای تکمیل درخواست ِ شما
آپریل2016 است

00:33:45.899 --> 00:33:47.150
هفته ها گذشت

00:33:48.443 --> 00:33:50.862
ماه آپریل اومد و رفت
ولی خبری نشد

00:33:52.906 --> 00:33:56.451
من آگوست 2014 برای اولین بار درخواستم را فرستادم
یعنی 2.5 سال پیش

00:33:56.535 --> 00:33:59.829
انگاری صدها سال گذشته

00:33:59.913 --> 00:34:03.333
دو سال و نیم گذشته ولی هیچی دست ما نیست

00:34:06.169 --> 00:34:09.589
خانواده ی "مالکی" حس می کنند...طرد و رها شدند

00:34:10.173 --> 00:34:11.007
بله

00:34:15.679 --> 00:34:19.015
...خواهرمون "جویس" 20سالش بود

00:34:19.099 --> 00:34:21.017
...در اوج ِ جوانی خودش

00:34:21.101 --> 00:34:23.645
...ولی زندگیش رو از او ربودند

00:34:24.104 --> 00:34:26.773
این جُرمه و باید به یک سرانجامی برسه

00:34:27.941 --> 00:34:30.277
...والدینم فوت شدند

00:34:30.360 --> 00:34:33.697
هر کسی بالاخره روز مرگش فرا می رسه

00:34:33.780 --> 00:34:39.536
و زمانیکه ما بمیریم ، دیگه کسی اثری از ما نمی بینه

00:34:39.619 --> 00:34:42.872
...اونا میتونن این پرونده رو بین پرونده های قدیمی بذارند

00:34:42.956 --> 00:34:44.624
و فراموشش کنند

00:34:44.708 --> 00:34:45.959
یه نفر باید با ما حرف بزنه

00:34:46.585 --> 00:34:49.087
اگر چیزی نیست خب به ما بگن

00:34:50.255 --> 00:34:54.467
مارو دنبال نخود سیاه نفرستن به امید اینکه
یه روز دست از سرشون بر می داریم

00:35:00.255 --> 00:35:06.467
دونالد مالکی در 30ام مِی 2016 فوت کرد

00:35:07.855 --> 00:35:14.467
درخواست دسترسی آزاد به اطلاعات توسط اَبی
.و خانواده مالکی بی پاسخ ماند

00:35:24.914 --> 00:35:26.583
ممنونم از جناب ِ رئیس
...سرکار خانم معاون ِ رئیس

00:35:26.666 --> 00:35:28.043
و اعضای ِ کمیته

00:35:29.294 --> 00:35:33.548
این طرح قانونی از حدود سال 2003 کم و بیش
در مقابل این هیات(کمیته) قرار داشته

00:35:33.632 --> 00:35:34.466
...بنا به دلایلی

00:35:34.549 --> 00:35:37.844
این طرح بعنوان حمله ای علیه تشکیلات ِ مذهبی
...قلمداد شده

00:35:38.553 --> 00:35:40.430
و به کرات متوقف شده است

00:35:40.853 --> 00:35:53.730
طی 12 سال گذشته 6 بار طرح تمدید اساسنامه مدنی
در رابطه با کاهش ادعاهای پرونده های تجاوز به کودکان
در دادگاه عمومی مریلند تشکیل شد..... و هربار بی نتیجه ماند

00:35:55.820 --> 00:35:58.031
...بیست و پنج سال ِ آزگار مردم سوال دارند

00:35:58.698 --> 00:36:00.200
آدم های بزرگ را عرض می کنم ، متوجهید؟

00:36:00.283 --> 00:36:04.287
من در جنگ حضور داشتم ، در 25 سالگی از ارتش بیرون اومدم
هشت سال خدمت کردم

00:36:06.956 --> 00:36:09.542
مشکل ما با سرکوب گریه

00:36:09.626 --> 00:36:12.087
مردم نمیخوان قبول کنند این اتفاق رخ داده

00:36:12.170 --> 00:36:15.757
اگر بعنوان یک کودک با دروغگویی بزرگ شید
بعنوان یک آدم بالغ هم میتونید با دروغ زندگی کنید

00:36:17.884 --> 00:36:20.303
...من در بهزیستی بزرگ شدم

00:36:20.387 --> 00:36:22.138
...اما زمانی توسط

00:36:22.514 --> 00:36:23.765
تام و میلی ویلسون به فرزندی قبول شدم

00:36:25.058 --> 00:36:25.892
...او

00:36:26.393 --> 00:36:29.187
او(تام) معلم مدرسه بود
...معلم ِ مدرسه ی یکشنبه

00:36:29.270 --> 00:36:31.231
رهبر ِ پسران ِ پیش آهنگ
و او یک بچه باز بود

00:36:31.564 --> 00:36:35.485
...و بین سنین 8 یا 9 سالگی و تا سن 16 سالگی

00:36:36.027 --> 00:36:37.404
من خیلی آسیب دیدم

00:36:39.239 --> 00:36:42.158
چرا برای داوطلب شدن باید خیلی صبر کنیم؟

00:36:42.826 --> 00:36:45.203
زمانی که من داوطلب شدم 40 سالم بود

00:36:45.286 --> 00:36:47.872
...برای من اینقدر زمان صرف شد

00:36:47.956 --> 00:36:51.543
تا روی زندگی تمرکز کنم و کَسی برای خودم بشم

00:36:52.127 --> 00:36:53.294
من 80 سالمه

00:36:57.632 --> 00:37:00.009
...من میتونستم پدر خیلی بهتر باشم

00:37:00.885 --> 00:37:03.430
...همسر ِ خیلی بهتری

00:37:03.513 --> 00:37:07.600
اما این موضوع خیلی روی من تاثیر گذاشت

00:37:07.684 --> 00:37:09.269
از همه ی شما میخوام درباره یک چیز فکر کنید

00:37:09.352 --> 00:37:12.188
هر کسی یک رازی داره که نمیخواد بهش اذعان کنه

00:37:13.565 --> 00:37:16.359
بیاید این بالا ، بایستید
...و به همه اذعان کنید

00:37:16.443 --> 00:37:18.486
...چون این همون چیزیه که شما از من میخواید

00:37:18.570 --> 00:37:21.030
و این همون چیزیه که از یک شخص 25 ساله میخواید

00:37:21.114 --> 00:37:24.409
شما از اونا میخواید با عمیق ترین و تیره ترین راز درونی
...خودشون مواجه بشوند

00:37:24.743 --> 00:37:27.287
و جلوی هیات منصفه قرار بگیرند و از آن راز بگویند

00:37:27.871 --> 00:37:31.166
...من می تونم شهادت بدم که قربانیان زیادی

00:37:31.249 --> 00:37:33.168
...توسط "مسکل" مورد تجاوز قرار گرفتند

00:37:33.251 --> 00:37:35.837
افرادی که هنوز شروع به زندگی نکرده بودند

00:37:35.920 --> 00:37:38.631
اونا کنج عزلت رو انتخاب کردند

00:37:39.299 --> 00:37:42.635
ازتون میخوام به این طرح قانونی رای بدید
ممنونم.

00:37:42.969 --> 00:37:45.513
خیلی ممنونم بخاطر شهادتی که دادید

00:37:46.264 --> 00:37:49.601
خیلی خب...حالا طرف دیگه قضیه هم ببینیم
آقای مورفی؟

00:37:50.185 --> 00:37:52.270
من "کوین مورفی" هستم
من یک وکیلم

00:37:52.854 --> 00:37:56.149
بنده از طرف کنفرانس کاتولیک مریلند
...برای شهادت انتخاب شدم

00:37:56.232 --> 00:38:00.737
...چون در پرونده های زیادی نقش داشتم

00:38:00.820 --> 00:38:02.572
...تعجب کردم کلیسای کاتولیک

00:38:02.655 --> 00:38:03.990
در مقابل این طرح قانونی در اومد

00:38:04.073 --> 00:38:06.951
من اصلا مقابل ِ کلیسا قرار نداشتم
خودشون اینکارو با من کردند

00:38:07.786 --> 00:38:09.078
...قانونِ مرور زمان

00:38:09.162 --> 00:38:11.623
...  دادگاه ها را از رسیدگی به دعاوی شامل ِ اتهامات قدیمی

00:38:11.706 --> 00:38:13.374
و همنین شهروان را از

00:38:13.458 --> 00:38:16.961
...ارائه دفاعیه بعد از محو شدن خاطرات

00:38:17.921 --> 00:38:21.800
مرگ یا مفقودی شاهد و همچنین گمشدن مدارک ، معاف می کند

00:38:22.842 --> 00:38:26.054
وقتی در دادگاه نشسته بودم و به سخنان
...کوین مورفی گوش می دادم

00:38:26.346 --> 00:38:30.308
...منو یاد خاطرات ِ پرونده ی "دو-رو-مسکل" انداخت

00:38:30.683 --> 00:38:33.478
که خود او در سال 1994 از من بازجویی کرد

00:38:34.062 --> 00:38:38.066
...و امروز او طوری صحبت میکنه که انگار واقعا

00:38:38.149 --> 00:38:41.027
برای قربانیان تجاوز اهمیت قائله

00:38:42.654 --> 00:38:45.031
...آیا شاخص های دیگری

00:38:45.114 --> 00:38:47.116
در خصوص قانون ِ مروز زمان وجود داره؟

00:38:47.200 --> 00:38:49.369
سوای از ضعف ِ حافظه ی انسانی

00:38:49.953 --> 00:38:52.288
هفت سال مرور ِ زمان ِ کوتاهی نیست

00:38:52.372 --> 00:38:56.876
مرور زمان خیلی زیادیه
...اما به متجاوز ِ احتمالی این اجازه رو میده که

00:38:56.960 --> 00:38:59.629
تا 13 سال آینده به تجاوز خودش ادامه بده

00:38:59.712 --> 00:39:04.050
اگر شما قانون را تغییر دهید ، 13 سال طول میکشه
تا قربانی پیش قدم بشه

00:39:04.551 --> 00:39:06.135
...در اون لحظه از جلسه بیرون رفتم

00:39:06.219 --> 00:39:07.887
چون می دونستم بدجور عصبانی میشم

00:39:08.596 --> 00:39:11.391
...چطور جرات می کنند اینقدر گستاخ باشند

00:39:11.641 --> 00:39:15.228
...اینقدر تابلو خودخواه باشند که بگن

00:39:15.478 --> 00:39:19.315
"خب ، قربانیان...ما باید بیشتر تحت فشار بذاریمشون تا اذعان کنند"

00:39:19.482 --> 00:39:20.650
جدی میگی؟

00:39:22.610 --> 00:39:25.446
من مخالف قانون 68 مجلس سنا هستم
...چون معتقدم

00:39:25.530 --> 00:39:30.869
تمرکز ما باید بر روی مهیا کردن شرایط برقراری تماس
...با بازماندگان تجاوز جنسی کودکان

00:39:31.119 --> 00:39:33.705
و جلوگیری از تجاوز جنسی کودکان باشد

00:39:34.497 --> 00:39:36.666
...بنده متوجه ام که بنا به دلایلی

00:39:36.749 --> 00:39:39.335
...یک بازمانده نمی تواند زودتر پیش قدم شه

00:39:39.419 --> 00:39:42.714
اما حقیقت ماجرا اینست که مرتکب تجاوز
...اغلب در موقعیتی نزدیک

00:39:42.797 --> 00:39:45.925
برای دسترسی به کودکان باقی می ماند
...تا وقتیکه یک ادعا

00:39:46.009 --> 00:39:48.261
به مقامات قانونی گزارش شود

00:39:49.220 --> 00:39:51.306
...اونا میخوان این موضوع رو گردن ِ قربانی بندازند

00:39:51.389 --> 00:39:53.933
...یعنی اینکه اگر قربانی تا 25 سالگی پیش قدم نشد

00:39:54.517 --> 00:39:55.894
...پس اونا

00:39:56.436 --> 00:39:57.729
اونا خودشون مقصر هستند

00:39:59.063 --> 00:40:01.107
این جمله ی ثابت ِ تمام متجاوزان هست ، درسته؟

00:40:01.691 --> 00:40:04.694
"این تقصیر خودته"
...لازم نیست کسی به من بگه

00:40:04.777 --> 00:40:07.989
حرف نزدن من شاید خیلیای دیگه رو هم قربانی کرده

00:40:08.865 --> 00:40:09.699
بله

00:40:10.450 --> 00:40:11.826
خیلی منزجر کنندست

00:40:12.493 --> 00:40:15.371
...همچنین ما با بازمانده های زیادی به توافق رسیدیم

00:40:15.455 --> 00:40:19.626
اگر چه ادعاهای آنها مشمول قانون مرور زمان می شود
و ما هیچ اختیار قانونی در این مورد نداریم

00:40:20.209 --> 00:40:21.044
ممنونم

00:40:21.336 --> 00:40:22.670
ممنونم بخاطر شهادتون

00:40:22.754 --> 00:40:25.256
جلسه ی رسیدگی به قانون طرح 668 مجلس سنا به پایان می رسد

00:40:25.423 --> 00:40:27.216
جلسه امروز به پایان می رسد

00:40:31.596 --> 00:40:34.974
صبح بخیر
من برای طرح قانونی اومدم

00:40:38.144 --> 00:40:40.521
...یک طرح قانونی میتونه حتی بدون رای گیری خاتمه پیدا کنه

00:40:40.605 --> 00:40:43.191
چون رئیس جلسه اینو میخواد

00:40:44.192 --> 00:40:46.569
این موضوع ممکنه منجر به پایان حرفه ی سیاسی من شه

00:40:46.653 --> 00:40:50.156
این مصاحبه ممکنه پروانه ی وکالتم رو از بین ببره

00:40:54.035 --> 00:40:56.871
...سناتور "مایک میلر" که ریاست مجلس سنا را بر عهده داره

00:40:56.955 --> 00:40:59.666
...و "والریو" وکیل ، اجازه نمیدن این طرح به رای گیری در بیاد

00:40:59.749 --> 00:41:02.418
جون می دونن اگر به رای گیری گذاشته شه ، حتما تصویب میشه

00:41:04.420 --> 00:41:07.298
چون خودشون صریحا اینو به من گفتند

00:41:07.382 --> 00:41:08.383
...جو به من گفت

00:41:08.466 --> 00:41:10.802
کلیسا باهاش تماس گرفته و گفتند این طرح نباید تصویب شه

00:41:14.889 --> 00:41:16.265
...اونا نمیخوان این طرح به بیرون درز پیدا کنه

00:41:17.058 --> 00:41:19.102
تا هیچ رای ای هم نصیبش نشه

00:41:21.521 --> 00:41:24.816
...فراتر از جدایی دیرینه ی کلیسا و دکترین ایالت

00:41:26.943 --> 00:41:30.238
:حتما باید یه چیزی در این مورد وجود داشته باشه که با خودت بگی
یه لحظه وایسا

00:41:35.043 --> 00:41:50.238
.این طرح قانونی بدون رای گیری خاتمه پیدا کرد
.مایک میلر و جو والریو با وجود درخواست های مکرر, پاسخی ندادند
.ویلسون دوباره در سال 2017 این طرح را ارائه خواهد کرد

00:41:52.927 --> 00:41:56.723
روایت هایی در خصوص تجاوز جنسی در دبیرستان
کاتولیک "بالتیمور" از سوی افراد حاضر در آنجا مطرح می شود

00:41:56.806 --> 00:41:59.726
کلیسا در حال پرداخت حق السکوت به قربانیان است

00:41:59.809 --> 00:42:04.397
تمام این داستان ها متمرکز بر کشیشی است که در سال 2001
فوت کرده است  ، پدر جوزف مَسکِل

00:42:04.731 --> 00:42:07.984
...حداقل 12 قربانی از طرف کلیسای بالتیمور

00:42:08.067 --> 00:42:10.111
موافقت نامه ای را دریافت کرده اند

00:42:10.194 --> 00:42:12.238
...هدف ما این بوده که این اتفاقات اصلا رخ ندهند

00:42:12.321 --> 00:42:14.282
...اما از اونجایی که نمیتونیم زمان را به عقب برگردونیم

00:42:14.365 --> 00:42:16.784
بهترین کاری که میشه انجام داد مهیا کردن شرایطی
برای بهبود قربانیان است

00:42:19.829 --> 00:42:21.372
...وقتی میخواید زندگیتون رو بسازید

00:42:21.456 --> 00:42:23.124
...و رنج و عذاب شما معنایی داره

00:42:23.207 --> 00:42:26.753
...ولی مهلت قانون ِ مرور زمان هم سپری شده است

00:42:27.420 --> 00:42:30.965
...گاهی اوقات تنها چیزی که می بینید ، وساطت کردنه

00:42:32.467 --> 00:42:35.261
...چون به شما گفتن نمیتونید به دادگاه برید

00:42:35.344 --> 00:42:37.847
میتونید یه گوشه ی خیابون بایستید و یه بنر
...دستتشون باشه

00:42:37.930 --> 00:42:41.392
البته که اینکار شما چیزی رو عوض نمی کنه
پس حداقل بهتره بیای و با ما صحبت کنی

00:42:41.726 --> 00:42:43.519
"یه پیشنهادی بهت میدیم"

00:42:45.719 --> 00:42:50.719
در نوامبر 2016 ، "جین" با کلیسای بالتیمور مصالحه کرد

00:42:54.919 --> 00:43:01.919
به دلیل آنکه مصالحات جزء روند ِ قانونی دادگاه حساب نمی شوند
این مصالحات در پشت ِ درب های بسته صورت می گیرد

00:43:05.041 --> 00:43:08.544
...هنوزم اومدن به اینجا برای من سخته

00:43:08.628 --> 00:43:11.005
و هر جایی که نزدیک کلیسا باشه

00:43:12.465 --> 00:43:14.258
...امیدوارم  فکر نکنید

00:43:14.675 --> 00:43:17.637
...بازمانده های تجاوز جوزف مسکل

00:43:17.720 --> 00:43:19.013
...اونم با سنی که ما داریم

00:43:19.722 --> 00:43:21.057
...به اینجا میان

00:43:21.641 --> 00:43:26.604
تا خسارت ِ کوچیکی که شما به ما میدید رو دریافت کنند

00:43:28.231 --> 00:43:30.399
...اما فرصتی که برای گفتن این حرفا پیدا کردم

00:43:30.483 --> 00:43:32.276
...برای من از هر چیزی که به کلیسا تعلق داره

00:43:32.735 --> 00:43:38.199
مهم تر است

00:43:41.077 --> 00:43:42.411
این اتفاق چطور روی من تاثیر گذاشت؟

00:43:45.039 --> 00:43:46.082
من زندگی ساده ای دارم

00:43:48.334 --> 00:43:50.920
من نمیتونم فراتر از محدودیت هام عمل کنم

00:43:54.340 --> 00:43:57.176
...کلیسا در سالهای 92 ، 93 و 94

00:43:58.553 --> 00:44:01.389
...فرصت داشت که

00:44:02.640 --> 00:44:03.891
...کار درست رو انجام بده

00:44:04.642 --> 00:44:08.437
نه تنها به من بلکه مطمئنم به
...کاتولیک های بی شمار دیگه کمک کنه تا

00:44:09.605 --> 00:44:12.692
اونا بدونن تنها نبودند

00:44:13.734 --> 00:44:14.735
...و در عوض

00:44:16.028 --> 00:44:17.697
هنوزم خیلی احساس تنهایی میکنم

00:44:19.323 --> 00:44:23.369
...این موضوع که کلیسای کاتولیک نه تنها نقش متجاوز

00:44:23.452 --> 00:44:26.497
بلکه نقش ناجی هم بر عهده داشته یه جور دوگانگی محسوب میشه
خودشونم نمیتونن توضیح بدند

00:44:26.581 --> 00:44:29.000
شما نمیتونید هم قاضی و هم جلاد باشید

00:44:31.002 --> 00:44:33.671
...کلید ِ حل این مشکل دست کلیسا نیست

00:44:34.005 --> 00:44:36.299
بلکه دولت باید پا در میونی کنه

00:44:37.592 --> 00:44:39.135
...چه شما به حکومت کوچیک معتقد باشید و چه به حکومت بزرگتر

00:44:39.218 --> 00:44:41.262
شما باید متوجه باشید که ما وظیفه داریم

00:44:42.430 --> 00:44:46.267
حکومت باید مطمئن شه قانون برای همه یکسان اجرا شه

00:44:47.310 --> 00:44:50.646
تنها دولت میتونه در مقابلشون بایسته و بازخواستشون کنه

00:44:55.846 --> 00:44:59.846
جین و 11 بازمانده ی دیگر توافق نامه هایی از کلیسا با
مبلغ 25 تا 50 هزار دلار دریافت نمودند. به علاوه ی مبلغی برای
جلسات مشاوره به مدت 2 تا 3 سال

00:45:00.046 --> 00:45:10.046
جین توافقنامه را قبول کرد اما از قبول کردن هزینه ی مشاوره خودداری کرد
چون نمیخواست دیگه تماسی با کلیسای بالتیمور داشته باشد

00:45:20.176 --> 00:45:23.054
بیا اینجا شیطون

00:45:25.848 --> 00:45:29.185
ای حقه باز
مهمون داریم. مهمون داریم

00:45:32.521 --> 00:45:33.731
زود باش ناقلا

00:45:34.899 --> 00:45:36.651
...اگر قراره اینو نشونتون بدم

00:45:37.693 --> 00:45:39.946
اون منم ، اونم برادرمه

00:45:40.488 --> 00:45:42.865
اون زمان جفتمون به "سنت کلمنت" می رفتیم

00:45:43.866 --> 00:45:45.409
من پسر نمونه ای بودم

00:45:46.744 --> 00:45:50.081
منظور اینکه دردسر درست نمی کردم

00:45:52.166 --> 00:45:53.751
...جایی مرتکب اشتباه شدم

00:45:54.418 --> 00:45:56.545
:که به برخی از دوستانم گفتم

00:45:56.629 --> 00:45:58.381
"باید مواظب پدر مسکل باشید"

00:45:59.090 --> 00:46:01.300
چون نمیخواستم همون بلایی که سرم اومد
سر اونا هم بیاد

00:46:05.262 --> 00:46:07.056
و همینطوری وارد کلاس شد

00:46:08.975 --> 00:46:09.976
سمت من اومد

00:46:10.059 --> 00:46:12.812
...موهای سرم رو طوری کشید که

00:46:12.895 --> 00:46:14.939
فکر کردم میخواد موهامو از کله ام بکنه

00:46:15.064 --> 00:46:16.983
...از روی صندلی بلندم کرد

00:46:18.275 --> 00:46:20.653
و گفت : میخوام همین الان تن لشتو بیاری خونه من

00:46:22.446 --> 00:46:24.657
...و گفت : گوش کن مادر قحبه ی کوچولو

00:46:26.242 --> 00:46:27.827
...اگر بشنوم یه بار دیگه

00:46:29.370 --> 00:46:30.955
...پشت سرم حرف میزنی

00:46:31.288 --> 00:46:33.207
یه کاری میکنم فارغ التحصیلیت رو نبینی

00:46:36.711 --> 00:46:38.671
زندگی ِ منو به ویرانی کشید

00:46:39.422 --> 00:46:42.466
...از تیم بسکتبال و بیسبال منو اخراج کرد

00:46:42.550 --> 00:46:44.093
از سازمان ِ جوانان ِ کاتولیک بیرونم کرد

00:46:45.428 --> 00:46:48.055
دیگه یه پسر نمونه نبودم

00:46:51.225 --> 00:46:53.019
دیگه به اینجام رسیده بود

00:46:57.064 --> 00:46:58.733
باید میرفتم خونه و به مادرم می گفتم

00:46:59.400 --> 00:47:01.068
باید میرفتم خونه و به مادرم می گفتم

00:47:02.737 --> 00:47:06.407
مادرم زنی نبود که فریب بخوره ، مخصوصا فریب بچه ها رو

00:47:06.741 --> 00:47:08.701
"بچه های منو اذیت نکنید"

00:47:09.493 --> 00:47:11.078
...راستش

00:47:11.912 --> 00:47:14.498
...در ماه "می" سال 1967

00:47:15.332 --> 00:47:18.002
...کلیسای بالتیمور متوجه شد

00:47:18.627 --> 00:47:20.254
...یک بیمار روانی روی دستشون مونده

00:47:22.256 --> 00:47:25.718
...چون مادرم پیش اسقف اعظم رفت

00:47:26.427 --> 00:47:27.428
مستقیما نزد بالاترین مقام

00:47:29.972 --> 00:47:33.851
"پدر مسکل به پسر ِ کلاس هشتمی من تجاوز می کنه"

00:47:37.396 --> 00:47:38.939
...یکی دو روز بعد

00:47:39.023 --> 00:47:42.401
از طرف کشیش ِ کلیسای سنت کلمنت تماسی دریافت کردم
پدر کولوپی

00:47:43.194 --> 00:47:45.196
این مکالمه در خاطرم مونده

00:47:45.738 --> 00:47:49.492
پشت تلفن به من گفت : چارلی ، گوش کن. من همین الان تماس گرفتم

00:47:49.575 --> 00:47:51.077
تو به سازمان ِ جوانان ِ کاتولیک برگشتی

00:47:51.660 --> 00:47:53.496
به تیم بیسبال برگشتی

00:47:53.954 --> 00:47:56.707
...دیگه پدر "مسکل" در سنت کلمنت حضور نداره

00:47:57.124 --> 00:47:58.334
اون بجای دیگری منتقل شده است

00:48:02.129 --> 00:48:04.507
پس اونا "مسکل" رو به دبیرستان "کئوگ" منتقل کردند

00:48:09.553 --> 00:48:13.516
میخواستم یکم درباره ی "چارلز فرانز" بهتون بگم

00:48:13.599 --> 00:48:16.018
میشناسیدش؟-
خودت بگو-

00:48:16.102 --> 00:48:18.687
او یه پسر در "سنت کلمنت" بوده که "مسکل" بهش
تجاوز می کرده

00:48:18.771 --> 00:48:21.023
خیلی خب-
پس اون میره خونه و به مادرش موضوع رو میگه-

00:48:21.107 --> 00:48:26.320
...و معتقده مادرش در می 1967 پیش اسقف اعظم رفته و

00:48:26.403 --> 00:48:27.988
1967؟-
بله-

00:48:28.072 --> 00:48:30.825
...و همین امر منجر به تنبيه انضباطى مسکل شده

00:48:30.908 --> 00:48:33.828
و "مسکل" از سنت کلمنت به دبیرستان کئوگ منتقل شده

00:48:33.911 --> 00:48:37.623
...مخصوصا موضوعی که چارلز گفته در دهه 90 اتفاق افتاده

00:48:37.706 --> 00:48:42.461
و به شما ارتباط پیدا می کنه

00:48:46.006 --> 00:48:48.592
یک داستانی از دهه 90 براتون میگم

00:48:50.845 --> 00:48:52.138
من کارآموز دندانپزشکی بودم

00:48:53.848 --> 00:48:56.392
یه روز یک خانمی به عنوان بیمار اومد

00:48:58.936 --> 00:49:01.647
او گفت : کلیسا میخواد باهات تماس برقرار کنه

00:49:01.730 --> 00:49:02.731
من گفتم : چی؟

00:49:03.858 --> 00:49:06.944
...ظاهرا دو خانوم از دبیرستان کئوگ

00:49:08.070 --> 00:49:10.239
کلیسای کاتولیک رو متهم کرده بودند

00:49:13.576 --> 00:49:15.995
...بنابراین ترتیب برگزاری یک ملاقات رو

00:49:16.787 --> 00:49:18.330
در دفتر خودم دادیم

00:49:19.206 --> 00:49:20.791
...در این جلسه خودم و همسرم

00:49:21.834 --> 00:49:23.711
...دو وکیل کلیسا

00:49:24.837 --> 00:49:28.215
و همینطور یک کشیش بنام "مانسینور مالولی" حضور داشتند

00:49:30.342 --> 00:49:33.721
:اون کشیش صحبت خودشو اینجوری شروع کرد
ممنونم که با ملاقات می کنید

00:49:34.054 --> 00:49:35.848
این موضوع خیلی اهمیت داره

00:49:37.725 --> 00:49:39.685
...اگر اسقف اعظم کیلر

00:49:40.311 --> 00:49:41.562
...الان در "رم" حضور نداشت

00:49:42.897 --> 00:49:45.816
شخصا اینجا تشریف می اورد
امشب اینجا می اومد

00:49:48.068 --> 00:49:51.780
...شرط می بندم بین 2 تا 2/5 ساعت با هم

00:49:52.907 --> 00:49:54.825
درباره ی پدر "مسکل" حرف زدیم

00:49:55.910 --> 00:49:58.495
متنفرم از اینکه پدر صداش کنم چون به هیچ وجه
پدر نبود

00:49:59.538 --> 00:50:02.124
...و اونا خیلی به داستان علاقه مند بودند

00:50:02.208 --> 00:50:05.419
و درباره ی انتقال مسکل بهشون گفتم
با اینکه از کل ماجرا خبر داشتند.

00:50:05.753 --> 00:50:06.795
کُلش رو می دونستند

00:50:08.047 --> 00:50:10.299
...و سپس در پایان

00:50:12.968 --> 00:50:16.222
...مانسینور مالولی به من میگه

00:50:17.348 --> 00:50:18.933
"خب ، چی میخوای ، چارلی؟"

00:50:19.767 --> 00:50:21.060
گفتم : عذر میخوام ، پدر؟

00:50:21.769 --> 00:50:24.563
گفت : خواسته ت چیه؟
یه قایق میخوای؟

00:50:27.900 --> 00:50:29.026
قایق میخوام؟

00:50:31.070 --> 00:50:33.948
نه ، قایق نمیخوام. راستش خودم سه تا قایق دارم

00:50:34.573 --> 00:50:35.950
واقعا سه تا قایق داشتم

00:50:36.992 --> 00:50:40.204
و سپس گفتم : پدر ، من ازتون نخواستم اینجا بیاید

00:50:41.956 --> 00:50:44.833
خودتون از من درخواست کردید

00:50:45.334 --> 00:50:49.171
من اصلا خبر نداشتم از اینا
من قایق نمیخوام ولی بهتون میگم چی میخوام

00:50:50.005 --> 00:50:51.048
...چیزی که میخوام

00:50:52.967 --> 00:50:56.053
دوست دارم ببینم کار درست انجام میشه

00:50:57.137 --> 00:50:58.389
کار درست رو انجام بدید

00:51:00.349 --> 00:51:03.644
...ما با این جمله "که ممکنه دوباره همدیگه رو ببینیم" از هم جدا شدیم

00:51:04.228 --> 00:51:06.021
و دیگه خبری ازش نشنیدم

00:51:07.523 --> 00:51:10.025
باورنکردنیه

00:51:14.571 --> 00:51:16.615
...این بابا مانسینور مالولی

00:51:19.368 --> 00:51:20.911
در سال 1993

00:51:21.704 --> 00:51:26.542
زمانیکه خانواده و دوستانم نامه های ناشناس به دیگران
...می فرستادند

00:51:26.625 --> 00:51:28.419
و در روزنامه تبلیغ می کردیم

00:51:29.378 --> 00:51:34.800
یکی از نامه هایی که به دستمون رسید از طرف کلیسا بود

00:51:35.843 --> 00:51:38.304
...برای اطلاع افراد مربوطه

00:51:38.387 --> 00:51:41.640
خالصانه امیدوارم با بنده رایزنی کنید

00:51:41.724 --> 00:51:44.852
...تا اقدامات مقتضی احتمالی از سوی کلیسا

00:51:44.935 --> 00:51:47.771
منجر به تهدید ِ امینت اشخاص نشود

00:51:49.732 --> 00:51:52.318
از طرف مانسینور فرانسیس مالولی

00:51:53.485 --> 00:51:55.529
اون یارو این نامه رو نوشته بود؟

00:51:57.573 --> 00:51:58.490
وااای

00:51:59.992 --> 00:52:01.660
عجب عوضی هایی

00:52:02.703 --> 00:52:04.288
خدای من

00:52:05.122 --> 00:52:08.167
می بینی...؟

00:52:13.464 --> 00:52:15.090
...من "چارلز" رو نمیشناسم

00:52:16.800 --> 00:52:20.012
اما او برای من یک مدرک ِ قانونیه

00:52:22.348 --> 00:52:23.849
...من نامه هایی از طرف

00:52:24.433 --> 00:52:28.771
:ریچارد وی داشتم که می گفت
ما هیچکدوم از اینا رو نمیتونیم ثابت کنیم

00:52:28.854 --> 00:52:30.564
فقط اثبات مهمه

00:52:31.482 --> 00:52:34.693
اثبات ، اثبات ، اثبات

00:52:36.278 --> 00:52:39.948
"یکی دیگه رو بیار که بتونه گفته های تو رو تایید کنه"

00:52:44.244 --> 00:52:45.829
و اون "یکی دیگه" درست بغل گوششون بوده

00:52:48.457 --> 00:52:49.291
باورنکردنیه

00:52:54.491 --> 00:52:57.491
کلیسای بالتیمور چندین بار درخواست ما برای مصاحبه را رد کرد

00:52:58.691 --> 00:53:05.691
آنها با پرسش و پاسخ کتبی موافقت کردند

00:53:07.768 --> 00:53:11.188
ما از کلیسا درخواست همکاری کردیم
...تا در مقابل دوربین قرار بگیرند

00:53:11.271 --> 00:53:13.732
و روایت ِ خودشون از "مسکل" را بازگو کنند

00:53:13.816 --> 00:53:18.237
...هر دفعه در مقابل دوربین یک چیزی رو حاشا کردند

00:53:18.570 --> 00:53:20.322
...پس بنابراین موافقت کردند که

00:53:20.406 --> 00:53:25.077
...به سوالات کتبی ما

00:53:25.160 --> 00:53:26.161
بصورت کتبی جواب بدند

00:53:26.662 --> 00:53:29.832
بالاخره جوابشون رو گرفتیم

00:53:29.915 --> 00:53:33.377
خب ، قبل از اینکه...بذارید یه مقدمه چینی کنم
من قراره عصبانی شم؟

00:53:33.836 --> 00:53:34.670
نمی دونم

00:53:35.129 --> 00:53:36.922
باشه ، باشه

00:53:39.633 --> 00:53:42.928
پس ما چند تا سوال کردیم-
بله-

00:53:43.011 --> 00:53:46.890
من به ترتیب شماره برات سوالات رو می خونم
و سپس جواب ها رو می خونم

00:53:46.974 --> 00:53:48.892
باشه-
سوال شماره ی یک-

00:53:50.811 --> 00:53:53.981
...آیا جِین دو (جین وهنر) اولین شخصی بود که

00:53:54.064 --> 00:53:57.234
در خصوص اتهامات تجاوز جنسی پدر مسکل به شما
مراجعه کرد؟

00:53:59.695 --> 00:54:02.072
جواب کلیسا : بله

00:54:02.156 --> 00:54:06.243
...سوابق کلیسا هیچگونه اتهام ِ تجاوز علیه پدر مسکل را

00:54:06.326 --> 00:54:09.329
تا قبل از مراجعه ی "جین دو" در سال 1992 ، نشان نمی دهد

00:54:12.207 --> 00:54:13.125
مایه تاسفه

00:54:13.709 --> 00:54:14.543
مایه تاسفه

00:54:14.960 --> 00:54:16.003
سوال شماره دو

00:54:17.421 --> 00:54:22.092
چه زمانی و چطور کلیسا برای اولین بار
...از اتهامات تجاوز علیه

00:54:22.176 --> 00:54:23.802
پدر مسکل با خبر شد؟

00:54:24.678 --> 00:54:26.388
:جواب ِ کلیسا

00:54:27.097 --> 00:54:28.974
"به جواب ِ سوال یک مراجعه شود"

00:54:29.892 --> 00:54:30.767
هوم

00:54:33.228 --> 00:54:34.062
دروغ میگن

00:54:35.272 --> 00:54:36.190
دروغ میگن

00:54:36.273 --> 00:54:38.567
البته که اتهاماتی مطرح بود

00:54:40.068 --> 00:54:41.320
سوال شماره سه

00:54:42.070 --> 00:54:48.076
آیا پیش از 1992 هرگونه تنبیه انضباطی متوجه پدر مسکل شد؟

00:54:51.079 --> 00:54:53.081
جواب کلیسا : خیر

00:54:53.999 --> 00:54:55.334
همین؟ فقط خیر؟

00:54:58.754 --> 00:55:00.130
حال بهم زنه

00:55:01.632 --> 00:55:02.841
حال بهم زنه

00:55:05.302 --> 00:55:08.138
...ایشون میگن که تا قبل از من هیچ اتفاقی رخ نداده

00:55:08.847 --> 00:55:10.349
:و از اون طرف "چارلز" میگه

00:55:10.432 --> 00:55:12.059
"نه ، قطعا اتفاق افتاده"

00:55:14.353 --> 00:55:18.565
:اگر میخواید همچین جملاتی بکار ببرید
هرگز اتفاق نیوفتاده

00:55:20.192 --> 00:55:22.528
پس یعنی منو دروغگو خطاب می کنید

00:55:25.405 --> 00:55:27.616
پس دیدار ِ من با "مالولی" چی میشه؟

00:55:28.784 --> 00:55:29.952
نگرانیشون از چی بود؟

00:55:33.664 --> 00:55:35.123
خیلی دوست دارم جواب این سوالمو بگیرم

00:55:37.626 --> 00:55:41.129
اونا می دونستند مادر من با اسقف اعظم بالتیمور
تماس برقرار کرده

00:55:42.047 --> 00:55:45.425
می دونستند برای چی عذر "مسکل" از سنت کلمنت
...رو خواستند

00:55:45.509 --> 00:55:49.012
و به دبیرستان کئوگ منتقلش کردند

00:55:49.721 --> 00:55:50.597
خبر داشتند

00:55:53.850 --> 00:55:57.896
می دونید چیه ، به گمونم دروغ پشت دروغه ، باشه؟

00:55:58.522 --> 00:56:00.232
...اگر میخواید با این مزخرفات کنار بیاید

00:56:00.983 --> 00:56:03.944
ممکنه بتونید ازش قسر در برید ، باشه؟

00:56:04.027 --> 00:56:04.945
و این یه دروغه

00:56:06.280 --> 00:56:07.114
وای

00:56:08.991 --> 00:56:10.117
...میخوام بهتون بگم

00:56:11.535 --> 00:56:15.455
...مخصوصا بعد از اینکه این مصالحه ی لعنتی رو تموم کنم

00:56:15.914 --> 00:56:19.626
...و تا قرون آخر پولشون رو پس بگیرن

00:56:19.710 --> 00:56:21.837
...و وانمود می کنند به درد و رنج شما

00:56:21.920 --> 00:56:25.007
خیلی اهمیت میدن

00:56:25.799 --> 00:56:27.509
...و بخشی از این

00:56:27.593 --> 00:56:32.306
...عصبانیت مردم رو تسکین میده

00:56:32.389 --> 00:56:34.850
...و عصبانیت ِ بجای مردم

00:56:34.933 --> 00:56:38.520
...و نیازی که مردم برای شفاف سازی دارند

00:56:38.604 --> 00:56:40.397
...و طوری رفتار نکنید که انگاری

00:56:43.817 --> 00:56:46.361
اینکه...اینکه ما نامرئی هستیم
ما نامرئی نیستیم

00:56:52.561 --> 00:56:56.561
در حال حاضر ، فرانسیس مالولی اسقفِ شهر
ویلمینگتون، دلاویر است

00:56:57.761 --> 00:57:03.761
اسقف مالولی دیدار با چارلز فرانز را تایید کرده است
اما اظهارکرده که این دیدار تنها برای ارائه مشاوره و کمک معنوی بوده است

00:57:06.961 --> 00:57:14.961
کلیسا به درخواست های چنین باره ی ما در خصوص منتشر کردن
پرونده ی داخلی "پدر مسکل" جواب منفی داد

00:57:25.275 --> 00:57:26.401
خیلی خب ، این همون نامه ست

00:57:27.235 --> 00:57:29.363
...دوستان و فارغ التحصیلان عزیز کئوگ

00:57:29.696 --> 00:57:32.950
من قلبی آکنده از غم نشسته و این پیغام نوامبر
را برای شما می نویسم

00:57:33.533 --> 00:57:37.621
مطمئنا شنیدید که دبیرستان "کئوگ" در ماه "جون" درهایش
بسته می شوند

00:57:40.374 --> 00:57:42.417
...خیلی از فارغ التحصیلان کئوگ

00:57:42.501 --> 00:57:45.712
از تعطیلی این محفل خوشحال هستند

00:57:47.130 --> 00:57:49.091
این تکه از تاریخ نابود شد

00:57:53.720 --> 00:57:58.225
فکر کنم در ابتدا معتقد به تئوری توطئه نبودم

00:57:58.308 --> 00:58:00.435
من فقط میخواستم بدونم چه کسی "کَتی" را کشت

00:58:01.478 --> 00:58:06.817
من ابعاد ِ این تجاوز همینطور بزرگ و بزرگتر شد

00:58:08.318 --> 00:58:10.821
...من با درد و رنج هم کلاسی هایم

00:58:10.904 --> 00:58:13.782
که در این سالیان وحشت بار زندگی کردند ، شریک میشم

00:58:16.618 --> 00:58:18.745
...شب ها که خوابم نمی بره و من

00:58:18.829 --> 00:58:22.499
با خودم میگم : اگر یکم بیشتر فکر کنم میتونم حلش کنم

00:58:22.582 --> 00:58:23.667
ساعت 3 شب

00:58:25.460 --> 00:58:26.837
...به نظر می رسه

00:58:27.587 --> 00:58:32.384
حتی زمانیکه سعی میکنم به حرکت ِ قاتلش بعنوان عملی
...از یک گرگ ِ تنها نگاه کنم

00:58:33.051 --> 00:58:35.345
از طرفی دیگر موضوعات تجاوز دوباره به ذهنم هجوم میارند

00:58:48.066 --> 00:58:49.443
حالت چطوره؟

00:58:49.985 --> 00:58:51.903
از دیدنت خیلی خوشحالم

00:58:52.487 --> 00:58:56.408
جین دو باورش شده بود که فقط او قربانی بوده

00:58:57.659 --> 00:59:01.288
...اگر همون اولی که گزارش تجاوز ارائه شد

00:59:01.705 --> 00:59:05.292
...مسکل رو به صلابه می کشیدند

00:59:05.834 --> 00:59:10.839
از کجا معلوم که چند تای دیگه نجات پیدا می کردند؟

00:59:11.423 --> 00:59:14.259
...من خودم شخصا 35 تا اسم میشناسم

00:59:14.509 --> 00:59:17.554
که قربانی تجاوز جنسی جوزف مسکل شدند

00:59:17.929 --> 00:59:20.015
بعضیاشون دیگه در قید حیات نیستند

00:59:20.390 --> 00:59:24.686
خودکشی کردند
الکلی شدند ، معتاد شدند

00:59:28.023 --> 00:59:31.693
و اتفاقیکه برای اونا افتاد سرنوشتشون رو تغییر داد

00:59:33.862 --> 00:59:35.030
...اگر کسی

00:59:36.198 --> 00:59:37.491
...گوشش بدهکار بود

00:59:39.367 --> 00:59:42.579
چند زندگی دیگه نجات داده می شد؟

00:59:49.461 --> 00:59:50.921
کَتی اینجا می بود

00:59:55.675 --> 00:59:57.385
هنوزم اینجا می بود

01:00:08.021 --> 01:00:10.482
...برخی با آغوش ِ باز به استقبال مرگ می روند

01:00:11.608 --> 01:00:13.777
و از خداوند بابت این مرگ متشکر هستند

01:00:14.694 --> 01:00:17.531
...برخی دیگر برای یک روز زندگی بیشتر التماس می کنند

01:00:18.365 --> 01:00:20.283
و معتقدند کارهای ناتمام زیادی مانده

01:00:22.661 --> 01:00:26.706
اما اگر قبل از انجام هر کاری از اندیشیدن در خصوص مرگ
خودداری کنیم

01:00:28.708 --> 01:00:33.672
...از مرگ ، از قضاوت و مواردی این چنینی

01:00:35.423 --> 01:00:37.509
...مطمئنم ما تمام تلاشمون رو می کنیم

01:00:39.636 --> 01:00:43.306
:تا زمانیکه وقت مرگ فرا رسید بگوییم

01:00:45.183 --> 01:00:47.394
"پروردگارا ، مرا بدون تعلل ببر"

01:00:51.064 --> 01:00:52.023
..کَتی 16 سالش بود

01:00:53.191 --> 01:00:54.484
وقتی اون شعر رو نوشت

01:00:57.529 --> 01:00:58.989
زندگی ِ کَتی

01:00:59.573 --> 01:01:01.449
...مرگ ِ کَتی و این تجاوز

01:01:02.826 --> 01:01:04.619
همگی با هم مرتبطند

01:01:07.956 --> 01:01:10.625
این دخترها با تمام این مشکلات زندگی کردند

01:01:11.459 --> 01:01:14.296
..من با غم از دست دادن

01:01:15.130 --> 01:01:18.842
بهترین دوستم (خواهرم) زندگی کردم و خواهم کرد

01:01:19.217 --> 01:01:21.678
اما دیگران هم اندوهی را با خودشون حمل می کنند

01:01:23.096 --> 01:01:25.724
...و باید جهانی وجود داشته باشه

01:01:25.807 --> 01:01:28.059
...باید جایی باشه که ما بتونیم در اون زندگی کنیم

01:01:28.143 --> 01:01:31.062
جهانی که مردم میخوان عدالت در اون اجرا بشه

01:01:36.568 --> 01:01:40.030
هرکسی که "کَتی" رو به قتل رسوند
...تقاص کارشو پس نداد

01:01:41.448 --> 01:01:42.282
...و

01:01:44.367 --> 01:01:48.371
عدالت هرگز برای "کَتی" اجرا نشد

01:01:50.957 --> 01:01:53.835
...تقریبا 50 سالی از

01:01:54.211 --> 01:01:56.129
...قتل کَتی گذشته

01:01:57.214 --> 01:02:00.008
اما فکر میکنم قاتلش پیدا میشه

01:02:02.385 --> 01:02:03.511
من استراحت نخواهم کرد

01:02:04.763 --> 01:02:05.764
اوهوم

01:02:10.810 --> 01:02:12.979
میتونیم عدالت را برقرار کنیم؟

01:02:14.689 --> 01:02:18.818
...آیا عدالت میتونه از طرف جامعه تصدیق بشه

01:02:18.902 --> 01:02:21.905
...بجای اینکه مثل روال همیشگی منتظرِ مهرِ تایید

01:02:22.280 --> 01:02:27.118
از طرف نظام ها باشه؟

01:02:29.287 --> 01:02:31.373
این همون کاریه که وظیفه دولته

01:02:32.082 --> 01:02:33.792
...ما نمیتونیم سرقت

01:02:34.876 --> 01:02:38.213
تجاوز یا شلیک به شما را به حالت قبل برگردونیم

01:02:38.797 --> 01:02:40.382
ما نمیتونیم خاطرات شما رو پاک کنیم

01:02:41.424 --> 01:02:43.593
کار ما اینه که مردم پاسخگوی اعمالشون باشند

01:02:58.608 --> 01:03:00.568
...برای سالهای خیلی خیلی زیادی

01:03:01.444 --> 01:03:02.862
...هیچی در خاطرم نبود

01:03:03.446 --> 01:03:07.742
و یکی از اولین چیزهایی که به خاطرم اومد
کتی سسنیک بود

01:03:10.120 --> 01:03:13.415
...این زن جونشو داد

01:03:13.498 --> 01:03:16.126
تا از اتفاقات داخل مدرسه جلوگیری کنه

01:03:18.336 --> 01:03:19.713
...و بخاطر

01:03:19.796 --> 01:03:23.675
گروه عدالت برای کَتی
...بخاطر خواهر ِ کَتی

01:03:24.384 --> 01:03:28.179
..که برای ورود به این مسئله شجاعت به خرج داد

01:03:28.263 --> 01:03:32.600
...تا سوال بپرسه و یه جورایی به آرامش برسه

01:03:34.019 --> 01:03:37.105
:من به سطح دیگری از خاتمه(غم و اندوه) رسیدم که میتونم بگم

01:03:37.522 --> 01:03:39.941
"باشه"

01:03:42.652 --> 01:03:45.030
شما میتونید به حدی حقیقت را مدفون کنید که
برملا نشه

01:03:54.748 --> 01:03:55.665
من آماده ام

01:04:03.423 --> 01:04:07.010
...اگر میشد به نیابت از خودم و شاید دیگران صحبت کنم

01:04:08.303 --> 01:04:09.929
این فرصتشه

01:04:11.639 --> 01:04:13.224
...مثل یک شکاف کوچیکه

01:04:14.351 --> 01:04:18.188
...و شخصا حس میکنم کاری که می کنم

01:04:18.646 --> 01:04:21.900
:یعنی مواجه شدن با ترس ، از شکاف بیرون میاد و میگه

01:04:21.983 --> 01:04:25.695
سلام ، هیچ می دونی ما اینجاییم؟

01:04:26.112 --> 01:04:28.031
کسی اونجا هست؟

01:04:32.494 --> 01:04:34.120
با اینحال هنوز ساکته

01:04:35.413 --> 01:04:36.873
...اما صدای همدیگر را می شنویم

01:04:38.041 --> 01:04:40.168
چون همه ی ما از داخل اون شکاف بیرون میایم

01:04:41.294 --> 01:04:43.254
...و اتفاقی که میوفته اینه که

01:04:43.338 --> 01:04:45.173
...و ما در حین عبور از شکاف

01:04:45.715 --> 01:04:47.092
با یکدیگر برخورد پیدا می کنیم

01:04:48.468 --> 01:04:52.013
و قبل از اینکه متوجه شیم
...رسوخ فشار ِ آن صدا

01:04:53.139 --> 01:04:57.936
به خُرد کردن آن شکاف منجر می شود

01:04:57.960 --> 01:05:04.960
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

01:05:04.984 --> 01:05:26.984
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.
