﻿WEBVTT

00:00:00.990 --> 00:00:18.090
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:53.840 --> 00:02:00.520
<i>زن پادشاه</i>

00:02:00.520 --> 00:02:02.930
<i>قسمت35</i>

00:02:11.580 --> 00:02:15.480
معشوقه لی, دقیقا چی میخوای بگی؟

00:02:16.320 --> 00:02:20.600
خواهر, عجله نکن. داستانم به زودی تمام میشه.

00:02:21.280 --> 00:02:23.990
این دختر مارکیز که رها شده بود

00:02:23.990 --> 00:02:29.730
کینه و نفرت به دل میگیره. با ولیعهد سابق هم پیمان میشه که مخفیانه تاج و تخت رو به دست بیاره

00:02:29.730 --> 00:02:35.960
اولین قدمی که اونا برداشتن این بود که با قویترین خانواده سلطنتی در جهان ازدواج کنن

00:02:37.280 --> 00:02:42.040
ممکنه که با قصر چین ازدواج کرده باشه؟

00:02:47.830 --> 00:02:51.750
کسی که داری در موردش حرف میزنی مین دایه؟

00:02:58.700 --> 00:03:01.920
بانو, شاهزاده جیا یک نامه محرمانه نوشتن که

00:03:01.920 --> 00:03:08.070
که اخیرا بازرگانی در هان دان به نام دان رئو فعالیت میکنه

00:03:08.070 --> 00:03:13.000
این شخص ادعا داره که از چین اومده ولی هیچکس در شهر نمیشناستش.

00:03:13.000 --> 00:03:15.250
<i>من قبلا یکی رو فرستادم به شیانگ یانگ که در موردش تحقیق کنه</i>

00:03:15.250 --> 00:03:17.690
<i>و ببینیه که ایا کسی چیزی در موردش میدونه.</i>

00:03:17.690 --> 00:03:19.430
<i>ببین.</i>

00:03:23.870 --> 00:03:27.700
<i>ارباب دان رئو, شما خیلی مهربان هستید.</i>

00:03:30.730 --> 00:03:34.660
این شخص ممکنه طرف اعلیحضرت باشه.

00:03:34.660 --> 00:03:37.840
هدفش اینه که بین دو منطقه جدایی ایجاد کنه.

00:03:37.840 --> 00:03:41.970
اما خطر خودش میتونه نقطه عطفی باشه.

00:03:41.970 --> 00:03:48.740
اگر بتونیم قدرت اونو برای حمله و پایین کشیدن پادشاه شائو چیان از تاج و تخت استفاده کنیم

00:03:48.740 --> 00:03:53.230
باعث نمیشه که ما سریعتر به اهدافمون برسیم؟

00:03:53.230 --> 00:03:55.480
چیزی که بانو میگن کاملا درسته.

00:03:55.480 --> 00:04:00.040
منم یک نامه برای شاهزاده جیا نوشتم و بهشون گوشزد کردم که بیشتر مراقب باشن

00:04:00.040 --> 00:04:06.190
اما...در مورد بانو لی, برای اون چه نقشه ای دارید؟

00:04:07.150 --> 00:04:13.420
اینبار, قطعا براش خیلی سخت میشه که بخواد برگرده در حضور اعلیحضرت

00:04:13.420 --> 00:04:18.910
با اینکه اون واقعا تهدیدی برای شائو نیست

00:04:18.910 --> 00:04:22.600
ولی نمیتونیم اونو هنوزم به عنوان یک متحد به حساب بیاریم

00:04:22.600 --> 00:04:26.240
حتی اگر اینبار اعلیحضرت ازش جانشو بگیره هم

00:04:26.240 --> 00:04:28.630
این چیزی که خودش سر خودش اورده

00:04:28.630 --> 00:04:34.360
در این صورت, چرا باید بانو برای بخشش اون درخواست کنن؟

00:04:34.360 --> 00:04:40.740
اعلیحضرت ادم بسیار شکاکیه. اگر منم مثل اون چو  <i>لیان گرن</i>احمق باشم

00:04:40.740 --> 00:04:43.930
و به راحتی در مورد اون بدی بگم,

00:04:43.930 --> 00:04:50.200
قطعا اعلیحضرت شکشون رو به سمت من میچرخونن

00:04:50.200 --> 00:04:53.600
برای همینم, من به جای خودش براش بخشش درخواست میکنم

00:04:53.600 --> 00:04:57.180
اینطوری, اعلیحضرت بیشتر باور میکنن که

00:04:57.180 --> 00:05:03.890
کسی که بهش خیانت کرده بانو لی هست نه من

00:05:03.890 --> 00:05:08.760
بانو بسیار زیرک هستن.منو روشن کردن.

00:05:16.810 --> 00:05:23.140
اعلیحضرت, من به اسمانها قسم میخورم که من برای لرد هان فی  پاپوش درست نکردم

00:05:23.150 --> 00:05:26.950
اون سم متعلق به بانو مین دای هست

00:05:28.210 --> 00:05:29.620
چی گفتی؟

00:05:29.620 --> 00:05:34.390
اون دانه های شیشه که در زندان بودم شخصا توسط خودم به بانو مین دای داده شده بود ،وقتی که تازه به قصر اومدن

00:05:34.390 --> 00:05:38.270
وو شانگ یی و تمام ادمهای که در عمارت من بودن میتونن شهادت بدن

00:05:45.350 --> 00:05:48.950
البته, خدمتکارانت طرف تورو میگیرن

00:05:48.950 --> 00:05:51.300
اعلیحضرت، شما باید منو باور کنید

00:05:51.300 --> 00:05:54.020
بانو مین انگیزه ای پنهانی از ورود به قصر داره

00:05:54.020 --> 00:05:58.510
اون و ولیعهد سابق جیا نیتشون اینه که مزاحم برنامه چین برای یک دنیای متحد باشن

00:05:58.510 --> 00:06:00.870
اونها محقق باهوش لرد هان فی رو کشتن

00:06:00.870 --> 00:06:04.210
این نقشه ای هست که مغز متفکرش اونه اعلیحضرت

00:06:06.300 --> 00:06:08.210
خودم میدونم

00:06:09.310 --> 00:06:12.290
ایا اعلیحضرت نمیخوان دنبال جرم های بانو مین رو بگیرن؟

00:06:12.290 --> 00:06:14.670
بزارید در این مورد دفعه بعدی حرف میزنیم

00:06:18.130 --> 00:06:21.900
<i>عرضی دارم! محافظ هان شن تقاضای ورود داره</i>

00:06:21.900 --> 00:06:23.400
بزارید داخل بشه

00:06:25.910 --> 00:06:28.400
درود بر اعلیحضرت

00:06:28.400 --> 00:06:30.240
تو برگشتی

00:06:31.420 --> 00:06:35.050
بله. من توسط بانو لی مامور شده بودم که برم خارج از قصر و در مورد موضوعی تحقیق کنم

00:06:35.050 --> 00:06:37.830
من همین الان از سرزمین شائو برگشتم و تونستم به یک چیزی پیدا کنم

00:06:37.830 --> 00:06:41.730
از اونجای که بانو در این مورد خیلی علاقه مند بودن، میشه از اعلیحضرت بخوام که بزارن بانو بیان اینجا

00:06:41.730 --> 00:06:44.520
منم میتونم این موضوع رو به هردوی شما گزارش بدم

00:06:51.710 --> 00:06:55.490
اگر من شمارو به هر طریقی رنجوندم متاسفم اما ،میشه اعلیحضرت بهم بگن

00:07:02.680 --> 00:07:04.620
بانو لی کجاست؟

00:07:19.860 --> 00:07:25.380
بانو.......

00:07:27.310 --> 00:07:28.990
نقشه ات چیه؟

00:07:29.610 --> 00:07:33.740
حالا که نمیخوای اعتراف کنی که با ولیعهد یان دان برای شورش علیه چین دست به یکی کردی

00:07:33.740 --> 00:07:38.130
زندان یانگ شیانگ ما هم جایی نیست که فقط بخوری و استراحت کنی.

00:07:38.130 --> 00:07:41.110
اعلیحضرت نمیتونن مانع شکنجه شدید تو بشن

00:07:41.110 --> 00:07:44.570
ولی من توسط ملکه بزرگ دواگر مامور شدم

00:07:44.570 --> 00:07:49.690
تا برات خاطرات فراموش نشدنی رو بسازم

00:07:49.690 --> 00:07:51.440
ببریدش

00:07:52.150 --> 00:07:54.480
- به بانو دست نزن!
- نزدیک من نیا!

00:07:54.480 --> 00:07:57.190
چنگ!چنگ!

00:08:06.280 --> 00:08:08.710
بانو لی درون قصر نیستن

00:08:17.340 --> 00:08:21.570
بزار ازت یک چیزی بپرسم. تو توی سرزمین شائو چکار میکردی؟

00:08:22.220 --> 00:08:24.920
اگر اعلیحضرت بهم نگن که بانو لی کجا هستن

00:08:24.920 --> 00:08:29.330
منو ببخشید برای این گستاخی, ولی من یک کلمه هم حرف نمیزنم

00:08:30.740 --> 00:08:32.310
بانو لی واقعا کجا هستن؟

00:08:32.310 --> 00:08:34.330
هان شن تو.........

00:08:49.350 --> 00:08:52.730
باشه.بهت میگم

00:08:53.650 --> 00:08:55.350
بانو لی در زندان یانگ شیانگ هستن

00:08:55.350 --> 00:08:57.190
یانگ شیانگ؟

00:08:58.080 --> 00:09:00.970
اون جهنم ترین نقطه در چینه.

00:09:00.970 --> 00:09:02.810
چرا باید شما ایشونو در اونجا حبس کرده باشید؟

00:09:02.810 --> 00:09:08.300
اون با ولیعهد یان برای فرار از چین هم پیمان شده بود. دروغ گفتن به پادشاه جرم بزرگیه

00:09:08.300 --> 00:09:10.790
تو هم ازش خبر داشتی درسته؟

00:09:20.010 --> 00:09:24.870
اعلیحضرت, هان شن نسبت به اعلیحضرت بسیار ناسپاس بوده

00:09:28.280 --> 00:09:29.960
اون واقعا قانون رو شکسته.

00:09:29.960 --> 00:09:31.640
برید بیرون!

00:09:34.490 --> 00:09:35.930
بله

00:09:42.160 --> 00:09:44.620
- لی شانگ
- اینجا هستم

00:09:44.620 --> 00:09:46.680
با من بیا

00:10:00.950 --> 00:10:03.480
بزار برای بار اخر ازت بپرسم

00:10:03.480 --> 00:10:07.840
ایا به جرمت برای شورش علیه چین اعتراف میکنی؟

00:10:12.670 --> 00:10:14.940
چیزی نمیگی.اینطوریه؟

00:10:16.560 --> 00:10:20.830
خب منم اول این

00:10:20.830 --> 00:10:23.650
مجازات تاتو روی صورت رو امتحان میکنم

00:10:28.880 --> 00:10:33.660
عجب صورت قشنگی.چه حیف

00:10:36.490 --> 00:10:40.130
چطوره که ما این مجازاته

00:10:41.100 --> 00:10:43.470
بریدن انگشتان رو امتحان کنیم؟

00:10:45.670 --> 00:10:47.840
حرف میزنی یا نه؟

00:10:53.160 --> 00:10:55.430
خیله خب

00:10:55.430 --> 00:10:58.030
چکار داری میکنی؟ بس کن

00:11:05.700 --> 00:11:08.540
من واقعا این مجازات هارو اجرا خواهم کرد

00:11:10.870 --> 00:11:12.690
چکار میکنی؟

00:11:13.820 --> 00:11:17.510
اگر جرات کنی دوباره بهش دست بزنی,من فورا زندگیتو میگیرم

00:11:17.510 --> 00:11:19.060
برید

00:11:20.190 --> 00:11:23.160
دارم میرم.دارم میرم

00:11:27.520 --> 00:11:29.470
برادر

00:11:34.970 --> 00:11:38.630
برادر ارشد, کی برگشتی؟

00:11:38.630 --> 00:11:40.980
 مارکیز چانگان رو دیدی؟

00:11:43.400 --> 00:11:45.700
چطور اون تونست اینجوری با تو رفتار کنه؟

00:11:46.530 --> 00:11:50.150
از کجا فهمیدی من اینجام؟ اعلیحضرت رو دیدی؟

00:11:51.140 --> 00:11:53.200
<i>اعلیحضرت اینجا هستن</i>

00:11:53.200 --> 00:11:55.160
<i>اعلیحضرت, لطفا بهم عدالت رو بدید</i>

00:11:55.160 --> 00:11:57.720
نگران نباش.  من اینجام.

00:12:03.250 --> 00:12:06.440
برادر ارشد.برادر ارشد

00:12:07.040 --> 00:12:10.510
هان شن! اصلا میدونی داری چکار میکنی؟

00:12:10.510 --> 00:12:12.220
شمشیرتو بنداز

00:12:12.220 --> 00:12:16.610
میدونم دارم چکار میکنم. محافظت از بانو لی.....

00:12:16.610 --> 00:12:21.400
اوه, بله, محافظت از خواهر کوچکتر وظیفه منه

00:12:21.400 --> 00:12:25.890
اعلیحضرت, از امروز به بعد,اون دیگه زن تو نیست

00:12:27.610 --> 00:12:30.230
مدتهاست میدونم که

00:12:30.230 --> 00:12:35.780
دلیل اینکه تو توی چین موندی برای ارزوهای خودته

00:12:36.480 --> 00:12:40.160
برای من مشکلی نیست اگر میخوای اینجوری فکر کنی. تا زمانی که من زنده ام,

00:12:40.160 --> 00:12:41.940
به هیچ کس اجازه نمیدم به لی صدمه بزنه

00:12:41.940 --> 00:12:45.160
هان شن! تو بی ادب و پررو!! دیگه مارو برای رفتار بدمون سرزنش نکن

00:12:45.160 --> 00:12:47.390
برادر !برادر!

00:12:47.390 --> 00:12:49.950
- بگیریدش
- بله.

00:13:12.360 --> 00:13:15.680
ینگ شن, اصلا میتونی با لی روبرو بشی؟

00:13:15.680 --> 00:13:17.870
اون تمام اینکارهارو به خاطر تو کرد

00:13:17.870 --> 00:13:21.200
بخاطر تو بود که بهم گفت برم دنبال مارکیز چانگان

00:13:22.400 --> 00:13:24.970
مارکیز چانگان؟

00:13:24.970 --> 00:13:28.590
درست توضیح بده. چطوره که جریان بانو لی

00:13:28.590 --> 00:13:30.260
با مارکیز چانگان ربط داره؟

00:13:30.260 --> 00:13:33.410
اول بزار خواهرم بره منم برات توضیح میدم

00:13:50.290 --> 00:13:53.070
جناب ولیعهد و لرد تیان گوانگ.

00:13:53.070 --> 00:13:55.800
جنگجوها, از اینجا به بعد,

00:13:55.800 --> 00:13:58.740
مسیر بازگشت من به سرزمین یان هیچ مشکلی نخواهد داشت.

00:13:58.740 --> 00:14:02.200
من از همتون متشکرم

00:14:06.280 --> 00:14:08.020
خانم جی لان

00:14:08.960 --> 00:14:10.820
خوبید؟

00:14:12.070 --> 00:14:15.820
من خوبم. جناب ولیعهد نیازی نیست نگران باشن

00:14:15.820 --> 00:14:18.340
شاید بخاطر این اسب سرکشه که شما نتونستید راحت سواری کنید درسته؟

00:14:18.340 --> 00:14:20.620
میخواید که من درخواست کنم اسبتون رو عوض کنن؟

00:14:20.620 --> 00:14:22.380
جناب ولیعهد, لازم نیست خودتونو به زحمت بندازید

00:14:22.380 --> 00:14:24.970
من فقط اومدم اینجا که به سرگرمیتون ملحق بشم.

00:14:24.970 --> 00:14:26.760
من واقعا کمکی نکردم

00:14:26.760 --> 00:14:30.520
اگر بزارم که ولیعهد برای من کاری بکنن, دیگه بیشتر از این نمیتونم تحمل کنم

00:14:30.520 --> 00:14:33.400
خانم جی, مهارت های سواری من واقعا خیلی خوبن

00:14:33.400 --> 00:14:36.210
چرا اینکارو نکنیم؟ هر دوتامون سوار یکی بشیم؟

00:14:36.210 --> 00:14:41.270
من تضمین میکنم که سفر شما به سرزمین یان شبیه قایقی در دریای بسیار ارام باشه, بدون هیچ دشواری

00:14:42.510 --> 00:14:45.300
لطفا بیش از این با من خوب برخورد نکنید
.اگر زن زیبای مثل شما

00:14:45.300 --> 00:14:47.440
به خاطر سوارکاری خسته بشه, ایا حیف نیست؟

00:14:47.440 --> 00:14:50.310
پس بزارید به جاش من به شما خدمت کنم

00:14:53.820 --> 00:14:55.640
تو....

00:14:57.530 --> 00:14:58.910
بیاید شروع کنیم

00:14:58.910 --> 00:15:00.440
باشه

00:15:46.310 --> 00:15:50.110
هان شن,حالا میتونی بگی, درسته؟

00:15:50.920 --> 00:15:56.570
من درخواست میکنم که مهمانی که از شائو اوردم رو بگید بیاد داخل

00:15:57.450 --> 00:16:00.890
- بزارید داخل بشه
- داخل شو

00:16:15.460 --> 00:16:18.620
عمو, من یکم میترسم

00:16:18.620 --> 00:16:21.490
فرزندم, نگران نباش.

00:16:22.580 --> 00:16:25.110
میتونی اون شخص رو اون بالا ببینی؟

00:16:25.110 --> 00:16:27.910
اون همون پادشاهیه که بهت گفته بودم

00:16:27.910 --> 00:16:34.080
اعلیحضرت, این پسر مارکیز چانگانه

00:16:34.080 --> 00:16:36.170
و همینطورم برادر زاده شما

00:16:40.950 --> 00:16:42.960
<i>از امروز</i>

00:16:42.960 --> 00:16:46.470
<i>مارکیز چانگان چنگ جیائو هیچ رابطه ای با چین نداره</i>

00:16:49.780 --> 00:16:52.160
<i>تمام روابط جداشده</i>

00:16:53.260 --> 00:16:55.990
<i>هرگز و برای همیشه،زنده یا مرده همدیگرو نمیبینیم.</i>

00:17:22.040 --> 00:17:25.760
فرزندم, اسمت چیه؟

00:17:25.760 --> 00:17:28.790
اسمم شیائو یین هست.

00:17:28.790 --> 00:17:30.670
پدرت چی؟

00:17:30.670 --> 00:17:34.410
مادرم پدرمو" آه جیائو" صدا میزنه

00:17:49.420 --> 00:17:53.790
الان گفتی که پدرت اسمش آه جیائو هست،درست نمیگم؟

00:17:53.790 --> 00:17:55.430
بله

00:18:00.460 --> 00:18:03.670
من مارکیز چانگان رو در سرزمین شائو دیدم

00:18:03.670 --> 00:18:06.650
اون, همسرش, و شیائو یین

00:18:06.650 --> 00:18:09.680
در انزوا و در خانه ای بسیار ساده زندگی میکنن

00:18:25.990 --> 00:18:31.400
<i>من قبلا در اینجا تمام اتفاقاتی رو که باعث شد من چطور توسط شاهزاده جیا تحریک بشم رو نوشتم</i>

00:18:31.400 --> 00:18:33.890
<i>و اینکه چطور من در نهایت رهبر یک گروه شورشی شدم.</i>

00:18:34.760 --> 00:18:39.540
<i>محافظ هان رو به زحمت میندازم که به جای من اینو به ایشون برسونه</i>

00:18:40.190 --> 00:18:44.720
<i>برادر عزیز من دستخط من رو میشناسن پس باور میکنن.</i>

00:18:45.740 --> 00:18:50.790
<i>مارکیز چانگان, واقعا نمیخواید با من به شیانگ یانگ برگردید؟</i>

00:18:52.230 --> 00:18:58.650
<i>در این زندگی، من دیگه رویی برای بازگشت به چین ندارم.</i>

00:19:00.870 --> 00:19:02.690
<i>اما.....</i>

00:19:05.070 --> 00:19:10.730
<i>شیائو یین از نسل چینه. اون خون خانواده سلطنی چین رو در بدنش داره.</i>

00:19:10.730 --> 00:19:13.590
<i>اون باید برگرده ودر مورد اجدادش بدونه.</i>

00:19:16.030 --> 00:19:25.640
<i>نه مثل من باشه که در سرزمین خارجی زندگی خودشو رو پنهان کنه و بیفایده روزگار بگذرونه</i>

00:19:26.980 --> 00:19:32.800
<i>من......برادرم رو به ستوه اوردم.</i>

00:19:32.800 --> 00:19:35.670
<i>من چین رو به ستوه اوردم,</i>

00:19:35.670 --> 00:19:39.440
<i>اجداد من.</i>

00:20:05.650 --> 00:20:09.590
اعلیحضرت، ما در حال حاضر نمیدونیم که مارکیز چانگان کجا زندگی میکنن

00:20:09.590 --> 00:20:13.480
پیشینه این بچه هم نامعلومه برای همینم هنوز نمیتونیم مشخص کنیم که ایا این بچه مارکیز چانگان هست یا نه

00:20:13.480 --> 00:20:15.190
ساکت شو

00:20:16.310 --> 00:20:18.080
این اسم  ....

00:20:19.660 --> 00:20:27.020
فقط منم که میتونم بشناسم, پادشاه سابق,و مادر مارکیز چانگان

00:20:29.200 --> 00:20:34.830
این واقعا پسر برادر سلطنتیه منه. نمیتونه اشتباه باشه

00:20:41.890 --> 00:20:44.790
این نامه ای هست که مارکیز از من خواستن که به اعلیحضرت بدم

00:20:51.190 --> 00:20:55.260
ایشون گفتن که من رویی برای بازگشت به چین ندارم

00:20:55.260 --> 00:21:01.400
امیدوار بودن که اعلیحضرت بتونن شیائو یین رو بزرگ کنن. این تمام چیزی بود که ایشون خواستن

00:21:11.180 --> 00:21:13.970
اعلیحضرت بانو لی رو بخاطر فراری دادن ولیعهد یان تنبیه کردن

00:21:13.970 --> 00:21:19.960
ولی این بانو لی بود که به من گفت که به سرزمین شائو برم و دنبال مارکیز بگردم.

00:21:19.960 --> 00:21:23.580
وقتی که من در هان دان بودم,تصادفا به ولیعهد یان برخوردم.

00:21:23.580 --> 00:21:26.470
جناب ولیعهد بخاطر اینکه میدونستن که این بانو لی بوده که برای فرار بهشون کمک کرده

00:21:26.470 --> 00:21:29.230
برای همینم محل اقامت مارکیز رو به من گفتن

00:21:29.230 --> 00:21:33.010
اگر بخاطر ولیعهد نبود, در چنین اقیانوس وسیعی از مردم

00:21:33.010 --> 00:21:36.920
من هیچوقت فرصت اینکه شیائو یین رو برگردونم نداشتم

00:21:36.920 --> 00:21:41.080
بانو لی نمیخواستن که اعلیحضرت در این مورد چیزی بدونن

00:21:41.080 --> 00:21:44.600
ایشون از من خواستن مخفیانه برم اونجا و نیت مارکیز رو بسنجم

00:21:44.600 --> 00:21:48.950
برای اینکه ایشون میترسیدن از اینکه شاید مارکیز هنوزم از اعلیحضرت کینه و نفرت داشته باشن

00:21:48.950 --> 00:21:54.460
ممکنه که باعث بشه شما ناراحت بشید.
اگر مارکیز اراده میکردن که به برادرشون بپبوندن

00:21:54.460 --> 00:21:59.450
و ذهنشونو عوض کنن, اینطوری موضوع بسیار خوبی خواهد بود.

00:22:06.160 --> 00:22:08.400
خواهر کوچکتر فقط به شما فکر میکرد

00:22:08.400 --> 00:22:11.400
ولی ینگ شنگ تو چطوری با اون رفتار کردی؟

00:22:11.400 --> 00:22:13.060
هان شن ،مراقب باش که چطور حرف میزنی

00:22:13.060 --> 00:22:14.710
لی شانگ

00:22:14.710 --> 00:22:17.890
اگر اون هنوزم این حق رو داره که من به اون به عنوان پادشاه احترام بزارم،دیگه لازم نیست که تو مدام به یادم بیاری

00:22:17.890 --> 00:22:19.400
تو.....

00:22:30.540 --> 00:22:32.150
بیا

00:23:04.270 --> 00:23:11.140
بزار یک چیزی بپرسم. ایا تو به بانو مین خنجر زدی یا نه؟

00:23:16.070 --> 00:23:20.570
اعلیحضرت یک روز نیست که با من هستن

00:23:21.430 --> 00:23:24.390
من معمولا چطور ادمی هستم

00:23:24.390 --> 00:23:27.160
چه چیزهایی هست که من بهش احترام میزارم,

00:23:27.160 --> 00:23:33.340
چه افرادی هستن که من هرگز بهشون اسیب نمیزنم, ایا اعلیحضرت نمیدونن؟

00:23:33.340 --> 00:23:38.710
خب چرا باید تو خودتو برای کمک به ولیعهد یان برای فرار از چین فدا کنی؟

00:23:38.710 --> 00:23:42.200
ایا همه اینها به خاطر شما نیست؟

00:23:42.200 --> 00:23:45.820
خواهر به خوبی میدونست که شما مایلید که ولیعهد یان رو ازاد کنید

00:23:45.820 --> 00:23:48.380
فقط نمیتونستید به عنوان پادشاه غرورتون رو کنار بزارید

00:23:48.380 --> 00:23:52.390
برای همینم توی خانه زندانیش کردید. به خودتون اجازه ندادید که حرکتی کنید و مشکلو حل کنید

00:23:56.420 --> 00:24:01.930
خواهر نمیخواست شمارو در رنج ببینه برای همینم کاری کرد که ولیعهد بره.

00:24:01.930 --> 00:24:06.400
اون ترجیح میداد که خودش درخطر باشه تا اینکه بزاره دیگران از شما منتنفر باشن

00:24:06.400 --> 00:24:10.250
اونوقت تو.......اینطوری جران کردی براش

00:24:10.250 --> 00:24:12.000
برادر........

00:24:14.170 --> 00:24:16.830
واقعا به من فکر میکردی .......

00:24:18.210 --> 00:24:19.890
یا....

00:24:21.320 --> 00:24:23.750
یا میخواستی به وصال برادر ارشد دیگه ات برسی؟

00:24:23.750 --> 00:24:27.800
ینگ شنگ! منم به گروه نجات شاهزاده ملحق شدم

00:24:27.800 --> 00:24:32.570
یکی برادر کوچکترمه و یکی خواهر کوچکتر. اگر میخوای کسیو سرزنش کنی,اون منم

00:24:32.570 --> 00:24:36.860
بعدشم, قبل از اینکه برادر کوچکترم ولیعهد رو نجات بده, اون اصلا چیزی نمیدونست

00:24:36.860 --> 00:24:40.320
که ممکنه حتی بتونه خواهر رو ببینه. چطور ممکنه باهم توافق کرده باشن برای دیدار ؟

00:24:42.850 --> 00:24:46.550
برادر ارشد.دیگه کافیه

00:24:48.190 --> 00:24:50.280
- بانو!
- خواهر!

00:24:50.280 --> 00:24:52.700
چطوره؟

00:24:52.700 --> 00:24:57.270
هنوزم نفس میکشه. باید از خستگی زیاد بخاطر شکنجه ها باشه

00:24:59.610 --> 00:25:02.580
هان شن, بانو لی رو ول کن

00:25:02.580 --> 00:25:07.530
دیگه کافیه. من اجازه نمیدم که دیگه لی در این قفس مثل یک حیوان بمونه.

00:25:07.530 --> 00:25:10.030
ینگ شنگ،بهتره خوب گوش کنی

00:25:10.030 --> 00:25:13.890
من اونو خواهم برد. تو ارزش اینو که پادشاهش باشی نداری

00:25:13.890 --> 00:25:17.090
<i>♫ در طول کوه ها و رودهای بسیار،من به زیبایی تو مینگرم ♫</i>

00:25:17.090 --> 00:25:20.130
<i>♫با وجود ماه و ستاره ها به عنوان میانجیه ما ♫</i>

00:25:20.130 --> 00:25:22.840
جلوشو بگیرید

00:25:23.590 --> 00:25:28.150
هر کسی که جرات کنه به من دست بزنه، تا سر حد مرگ باهاش میجنگم

00:25:28.150 --> 00:25:31.120
<i>♫ عشق من در بیرون از دروازه های شهر حبس شده. ♫</i>

00:25:31.120 --> 00:25:32.890
دستگیرش کنید

00:25:35.120 --> 00:25:39.690
<i>♫ من منتظر بودم تا زمان و فضا خراب شود, کوه ها و رودخانه ها به خاکستر تبدیل بشن♫</i>

00:25:39.700 --> 00:25:41.230
<i>♫ و صورتم چروکیده بشه ♫</i>

00:25:41.230 --> 00:25:42.860
بزارید بره

00:25:42.860 --> 00:25:49.840
- اعلیحضرت
- بزارید بره!

00:25:49.840 --> 00:25:54.500
<i>♫ من به طور کامل پیچیدگی های شادی ها و غمهارو درک میکنم ♫</i>

00:25:54.500 --> 00:25:57.710
<i>♫من در مرگ و زندگی تورو دنبال خواهم کرد♫</i>

00:25:57.710 --> 00:26:05.290
<i>♫ ما در سراسر اسمانهاو زمین  سفر خواهیم کرد.و من ازادانه با تو پرواز خواهم کرد  ♫</i>

00:26:35.030 --> 00:26:38.360
<i>♫ اشتیاق من به تو بهتر از تنهایی و عزلته . ♫</i>

00:26:38.360 --> 00:26:41.550
<i>♫  تو تنها نقطه ضعفه منی♫</i>

00:26:42.530 --> 00:26:45.720
<i>♫من با نگاه منتظر و مشتاق مینگرم، اشک های من مثل شهاب سنگ میبارن♫</i>

00:26:45.720 --> 00:26:49.860
<i>♫ من از یک آینه برای اصلاح آرایش بر روی خود استفاده می کنم ♫</i>

00:26:49.860 --> 00:26:53.560
<i>♫ اگر بتوانم با ارمش در قلب تو باشم ♫</i>

00:26:53.560 --> 00:26:56.840
<i>♫ دیگر از بادو باران نمیترسم ♫</i>

00:26:56.840 --> 00:27:03.760
<i>♫ مشکلات دنیای واقعی مثل اب دریاها باقی خواهند ماند ♫</i>

00:27:03.760 --> 00:27:05.870
<i>♫من منتظر بودم تا زمان و فضا خراب شود ♫</i>

00:27:05.870 --> 00:27:10.020
<i>لی, من لیاقت اینکه بزارم تو کنارم بمونی رو ندارم.</i>

00:27:10.020 --> 00:27:13.900
<i>اگر بزارم بیشتر از این در چین بمونی باعث میشه که بیشتر زجر بکشی</i>

00:27:13.900 --> 00:27:18.520
<i>♫ و باز هم در این جهان تناسخ پیدا کردم. ♫</i>

00:27:18.520 --> 00:27:22.970
<i>♫من به طور کامل پیچیدگی های شادی ها و غمهارو درک میکنم ♫</i>

00:27:22.970 --> 00:27:26.220
<i>[استراحت گاهی در شیانگ یانگ]</i>

00:27:26.220 --> 00:27:30.080
<i>♫ ما در سراسر اسمانهاو زمین  سفر خواهیم کرد.و من ازادانه با تو پرواز خواهم کرد. ♫</i>

00:27:30.080 --> 00:27:32.960
جنگ جوی جوان.من کارم تمام شده

00:27:32.960 --> 00:27:34.530
اون چطوره؟

00:27:34.530 --> 00:27:39.850
زخمهای رو بانو زخمهای سطحی هستن. خیی خوبه که استخوان ها و ماهیچه هاش اسیب ندیدن

00:27:39.850 --> 00:27:42.680
کسی که بهش اسیب زده واقعا بی رحم و سنگدل بوده

00:27:42.680 --> 00:27:46.750
متاسفم که میگم ولی برای اینکه کامل خوب بشه باید چند روزی رو استراحت کامل کنه

00:27:46.750 --> 00:27:50.980
اگرچه از باقی موندن جای زخمها نمیشه جلوگیری کرد.

00:27:52.530 --> 00:27:55.550
کدوم ادمی تونسته همچین بلایی سرش بیاره؟

00:27:55.550 --> 00:27:59.790
بعیده که افراد عادی بتونن همچین زخمهایی رو تحمل کنن

00:28:02.000 --> 00:28:06.940
خیلی متاسفم, خانم. برای من راحت نیست که داستان پشت این ماجرارو بگم

00:28:08.200 --> 00:28:12.320
میتونم از جنگجوی بزرگ و مهربان بپرسم که ایا شماو خانم زن و شوهرید ؟

00:28:15.740 --> 00:28:17.760
من برادر ارشدش هستم

00:28:17.760 --> 00:28:22.700
خب...یک چیزایی هست که بهتره وقتی که بیدار شد خودم بهش بگم

00:28:22.700 --> 00:28:25.640
خانم ممکنه که این چند روز تب و لرز کنن

00:28:25.640 --> 00:28:29.560
تا زمانی که صورتش تیره نشده, لازم نیست که زیاد نگران بشیم

00:28:29.560 --> 00:28:32.910
فردا, میام که دارو و پانسمانشو عوض کنم

00:28:32.910 --> 00:28:34.660
از زحماتتون متشکرم

00:28:56.820 --> 00:29:01.840
لی,از الان به بعد قطعا به خوبی ازت مراقبت میکنم

00:29:03.500 --> 00:29:06.210
هرگز اجازه نمیدم که دوباره اسیب ببینی.

00:29:15.520 --> 00:29:20.040
<i>[دروازه های جنوبی]</i>

00:29:28.600 --> 00:29:33.810
افسران من, بیاید این لیوان رو به افتخار این جنگجوهای جوان بنوشیم

00:29:42.630 --> 00:29:46.080
پدر جان, موفقیت من در خارج شدن از چین

00:29:46.080 --> 00:29:49.150
همش با تشکر از این جنگجوهای جوان هست که زندگیشون رو بخاطر من به خطر انداختن

00:29:49.150 --> 00:29:52.530
- بزارید اونهارو بهتون معرفی کنم
- باشه.

00:29:52.530 --> 00:29:55.190
این جنگجو اسمش جینگ که هست.

00:29:55.190 --> 00:30:00.780
از سرزمین ویی. اون در واقع خدمت بسزایی در کمک به من برای فرار از چین کرد

00:30:00.780 --> 00:30:04.900
ازت ممنونم, جنگ جوی جوان جینگ.به سلامتی.

00:30:09.550 --> 00:30:13.370
جناب ولیعهد, شما بیش از اندازه منو تشویق میکنید. من فقط توانایی ناچیزم رو تقدیم کردم.

00:30:13.370 --> 00:30:17.000
چنین چیزی پیروزیه بزرگی نیست.من حتی باید از لرد تیان گوانگ ممنون باشم که همچین چیزیو ممکن کرد.

00:30:17.000 --> 00:30:22.450
ژنرال فان وو جی  هم روی زندگیشون در زمانی که توی دردسر افتادیم خطر کردن . ایشون هم کمک شایانی کردن

00:30:22.450 --> 00:30:25.490
فان وو جی بعد از خیانت توسط چین اومد.

00:30:28.410 --> 00:30:29.870
همه شما منو فراموش کردین؟

00:30:29.870 --> 00:30:32.060
هنوز منم هستم. اگر بخاطر اطلاعات من نبود

00:30:32.060 --> 00:30:34.790
همتون حتی نمیدونستین که کجا جناب ولیعهدرو پنهان کردن

00:30:34.790 --> 00:30:37.480
بله, جنگجوی جوان  شما هم همکاری بسیاری رو در این کار داشتید.

00:30:37.480 --> 00:30:40.600
نگران نباش.من هرگز تورو فراموش نخواهم کرد

00:30:40.600 --> 00:30:43.680
از انجا که همه افراد محترمی هستن,

00:30:43.680 --> 00:30:47.330
من به همه شما 100 لیانگ طلا هدیه میکنم.

00:30:47.330 --> 00:30:51.010
بیاید, بیاید همگی, بیاید این لیوانو بنوشیم

00:30:51.010 --> 00:30:54.380
برای این جنگجوهای جوان و دان من.

00:30:54.380 --> 00:30:56.960
- بیاید
- ممنونم, اعلیحضرت

00:30:58.970 --> 00:31:06.160
این......من از دان شنیدم که همه شما در مهارتهای رزمی بینظیرید

00:31:06.160 --> 00:31:10.810
خب این چطوره؟ چرا نزاریم که این جنگجوها بیاین جلو و کمی برامون رقص شمشیر بکنن؟

00:31:10.810 --> 00:31:15.970
و همینطور برای من و دان عزیزم هم سرگرمی ایجاد کنن

00:31:15.970 --> 00:31:20.220
دوستان من, چی فکر میکنید؟

00:31:21.030 --> 00:31:25.020
باید به پدرجان بگم که, جنگجوی جوان جینگ در تمام طول روزها و شبها منو همراهی کردن

00:31:25.020 --> 00:31:26.990
برای همینم از این مسافرت طولانی خسته هستن

00:31:26.990 --> 00:31:32.070
درضمن, مهارتهای رزمی ویژه باید فقط در زمانهای مخاطره امیز نشون داده بشن.

00:31:32.070 --> 00:31:35.190
رقصیدن با شمشیر  یا نیزه در این ضیافت باشکوه........

00:31:35.190 --> 00:31:39.140
من فکر میکنم حالا که جنگجوی جوان جینگ و بقیه مهمان ما هستن,

00:31:39.140 --> 00:31:43.770
باید باهاشون مثل مهمان های محترم و ویژه برخورد کنیم.

00:31:45.670 --> 00:31:49.130
این کاملا درسته. من فراموش کرده بودم.

00:31:49.130 --> 00:31:52.300
هنوزم این دان هست که بسیار بافکره.

00:31:52.300 --> 00:31:57.530
دوستان عزیز من, اول برید و استراحت کنید. بزارید دوباره فردا یک ضیافت دیگه برگزار کنیم

00:31:57.540 --> 00:31:59.770
پدر جان, فردا بازم مهمانی داریم؟

00:31:59.770 --> 00:32:01.580
البته

00:32:01.580 --> 00:32:05.300
شاهزاده برجسته ما توانسته در امنیت به کشور برگرده

00:32:05.300 --> 00:32:07.640
چرا نباید برای چند روزی جشن بگیریم؟

00:32:07.640 --> 00:32:12.580
پدرجان, من خیلی مسائل دارم که باید با شما در موردش صحبت کنم.

00:32:12.580 --> 00:32:16.050
که شمال نقشه فعلی استراتژیک جنگیه چین و مسائل و اینده یان میشه.

00:32:16.050 --> 00:32:19.390
البته. تو دیگه برگشتی

00:32:19.390 --> 00:32:22.440
میتونیم به ارامی در این مورد صحبت کنیم.

00:32:22.440 --> 00:32:27.790
تو این همه رنج رو تحمل کردی وقتی که در خارج از اینجا بودی خب الان فرصت اینه که من برات جبران کنم،غیر از اینه؟

00:32:27.790 --> 00:32:31.880
و همینطور هم برای اینکه بهت نشون بدم که وظایف پدرانه چطوریه،چون تمام این سالها نتونستم اینکارو برات بکنم

00:32:33.640 --> 00:32:37.450
همگی, نمیخواد خودتونو کنترل کنید. بیاد همگی هم بنوشیم و هم زیاد بخوریم

00:32:37.450 --> 00:32:39.450
بیاید, جنگجوهای عزیز جوان و افسران مورد علاقه ام

00:32:39.450 --> 00:32:43.120
برای دان من, و برای اینده یان

00:32:43.120 --> 00:32:44.720
بیاید همه بنوشیم و زمانی که کاملا مست شدیم از اینجا بریم

00:32:44.720 --> 00:32:46.810
ازتون ممنونیم, اعلیحضرت.

00:32:46.810 --> 00:32:49.250
بیاید.بیاید

00:32:49.250 --> 00:32:53.190
همگی راحت باشید. تمام این لیوانهارو بنوشید

00:32:53.190 --> 00:32:56.010
<i>شراب خوبیه. اره.</i>

00:32:56.010 --> 00:32:57.620
<i>بیاید.</i>

00:33:02.980 --> 00:33:06.030
خواهر ، من اماده کردن داروهارو تمام کردم

00:33:13.030 --> 00:33:18.840
این چندروز گذشته که تو بی هوش بودی,دکتر محلی میومد و پانسمان و دارو هاتو عوض میکرد.فقط دیشب بود که تبت پایین اومد.

00:33:18.840 --> 00:33:22.030
نمیدونم که الان تیان مینگ توی قصر چکار داره میکنه

00:33:23.850 --> 00:33:27.250
من تمام مدت منتظر این بودم که تو خوب بشی. حالا که بیدار شدی

00:33:27.250 --> 00:33:30.200
به راهی برای خارج کردن تیان مینگ از قصر فکر میکنم

00:33:31.600 --> 00:33:34.680
چطور میخوای اونو خارج کنی؟

00:33:34.680 --> 00:33:39.470
اون روز, ایا برادر منو جلوی چشمان اعلیحضرت از قصر خارج کردن؟

00:33:39.470 --> 00:33:40.990
چطور ایشون موافقت کردن؟

00:33:40.990 --> 00:33:48.830
اون مانع من نشد. این چند روز گذشته, هیچ کسی هم از ارتش هوبن توی شیانگ یانگ دنبالمون نیامد

00:33:49.790 --> 00:33:54.980
این اصلا بهش نمیاد. نمیدونم داره به چی فکر میکنه.

00:33:56.050 --> 00:34:00.550
برادر ارشد,من باید همین الان برگردم به قصر

00:34:00.550 --> 00:34:03.960
این چند روز تیان مینگ حتما خیلی ناراحت بوده

00:34:03.960 --> 00:34:07.070
لی, در مورد تیان مینگ, یک راهی پیدا میکنم

00:34:07.070 --> 00:34:11.160
الان,چیزی که مهمه, اینه که تو در ارامش بهبود پیدا کنی.

00:34:11.160 --> 00:34:15.290
برادر ارشد,  دیگه نمیتونم تو رو به خاطر خودم توی خطر بندازم

00:34:15.290 --> 00:34:18.770
من برمیگردم به قصر و مجازاتمو از اعلیحضرت قبول میکنم.

00:34:18.770 --> 00:34:21.300
دست از نگرانی برای اعلیحضرت بردار

00:34:21.300 --> 00:34:27.800
لی, هرگز بهت اجازه نخواهم داد که زندگیتو به دست این پادشاه مستبد بسپاری.

00:34:27.800 --> 00:34:31.710
اگر ینگ شنگ دوباره جرات کنه بهت دست بزنه, فورا میکشمش.

00:34:35.500 --> 00:34:40.030
خواهر کوچکتر, من به اینکه همیشه ازت مراقبت کنم قسم خوردم.

00:34:40.030 --> 00:34:42.880
از حالا به بعد, تو وتیان مینگ فقط کنار من خواهید موند

00:34:42.880 --> 00:34:47.230
شما دوتا میتونید توی این دنیای بزرگ هر کجا که بخواید برید

00:34:53.720 --> 00:34:55.570
برادر جان

00:34:55.570 --> 00:34:57.370
- من...
<i>- برید کنار!برید کنار!</i>

00:34:57.370 --> 00:35:00.430
<i>برید کنار! از سر راه برید کنار</i>

00:35:01.440 --> 00:35:03.730
<i>برید کنار! برید اونطرف</i>

00:35:23.880 --> 00:35:25.770
اون اینجاست

00:35:25.770 --> 00:35:29.540
نگران نباش. دیگه بهش اجازه نمیدم که حتی بهت نزدیک بشه

00:35:52.030 --> 00:35:53.540
کنار!فورا!

00:35:53.540 --> 00:35:54.850
عجله کنید! برید

00:35:54.850 --> 00:35:56.660
برید!برید

00:35:56.660 --> 00:35:58.790
عجله کنید! برید

00:36:17.150 --> 00:36:19.070
چرا اومدی؟

00:36:21.230 --> 00:36:23.400
اومدم بانو لی رو ببینم

00:36:24.470 --> 00:36:26.370
امکان نداره

00:36:26.370 --> 00:36:29.040
هرگز بهت اجازه نمیدم که دوباره نزدیکش بشی

00:36:31.690 --> 00:36:36.970
اون معشوقه سلطنتیه منه. اگر بخوام ببینمش

00:36:36.970 --> 00:36:39.310
به اجازه تو نیازی ندارم.

00:36:41.110 --> 00:36:43.010
اصلا تو لیاقت داری؟

00:36:46.310 --> 00:36:50.800
هان شن, من فقط میخوام بدونم

00:36:50.800 --> 00:36:54.200
این چند روز ایا لی بهتر شده یا نه. هیچ نیت دیگه ای ندارم.

00:36:54.200 --> 00:36:56.420
بهتر شده یا نه؟

00:36:58.620 --> 00:37:05.370
به لطف تو, اون زخمهای زیادی داشت, پر از خون, و در تمام چند روز گذشته تب داشت فقط دیروز یکم کمتر شد

00:37:05.370 --> 00:37:10.980
تو بهم بگو, چندتا نشانه زخم روی بدنش میمونه؟

00:37:11.850 --> 00:37:16.640
همشم به لطف توئه. حالا تو به من بگو اون چطوری باید خوب باشه

00:37:18.340 --> 00:37:23.030
من واقعا نمیدونستم که اونکارو به خاطر من کرده

00:37:23.760 --> 00:37:28.440
- اگر میدونستم, نمیزاشتم.....
- ساکت شو!

00:37:29.920 --> 00:37:32.320
اگر میدونستی مهم بود؟

00:37:34.460 --> 00:37:37.950
واقعیت اینه که تو ذاتا شکاکی

00:37:37.950 --> 00:37:40.340
هرگز بهش اعتماد نداشتی

00:37:40.340 --> 00:37:44.040
برای همینم همچین شکنجه های سختی رو براش اماده کردی.

00:37:46.050 --> 00:37:50.240
ینگ شنگ, مهم نیست که چی بشه

00:37:50.240 --> 00:37:52.500
هرگز بهت اجازه نمیدم که دوباره نزدیکش بشی.

00:37:52.500 --> 00:37:56.780
وجودتت هم بیشتر بهش درد میده.

00:37:57.600 --> 00:38:02.500
دیگه برو. از حالا به بعد خودم مراقبش خواهم بود

00:38:02.500 --> 00:38:06.880
تو؟ فکر میکنی میتونی مراقبش باشی؟

00:38:06.880 --> 00:38:10.970
خب, تو فکر میکنی نمیتونم؟

00:38:12.970 --> 00:38:17.530
تمام مدت میدونستم که داری بهم دروغ میگی.

00:38:17.530 --> 00:38:22.240
تو و لی بیشتر از یک برادر و خواهرید

00:38:22.240 --> 00:38:27.700
شما باهم رابطه دارید

00:38:27.700 --> 00:38:32.230
برای همینم کنارش موندی درسته؟

00:38:33.990 --> 00:38:37.800
دیگه لازم نیست ازت چیزیو پنهان کنم

00:38:38.580 --> 00:38:42.530
بله.من عاشقشم

00:38:43.790 --> 00:38:47.950
برای من,در این دنیا,

00:38:47.950 --> 00:38:51.240
هیچکسی مهمتر از اون نیست

00:38:53.770 --> 00:38:55.510
پس اینه؟

00:38:56.470 --> 00:38:58.610
بسیار خب

00:38:59.360 --> 00:39:06.680
 میخواستم چیزیو به لی بگم

00:39:07.690 --> 00:39:09.660
سعیتو کردی

00:39:20.920 --> 00:39:24.730
مگر با جنگیدن بتونیم این مسئله رو حل کنیم,

00:39:24.730 --> 00:39:27.330
من هرگز از این نمیترسم

00:39:30.350 --> 00:39:33.600
باشه.  چیزیه که میخواستم

00:39:33.600 --> 00:39:37.890
اگر بتونی به من غلبه کنی, اونوقت میزارم ببینیش.

00:39:37.890 --> 00:39:40.270
اگر ببازی, خب

00:39:40.270 --> 00:39:42.700
تیان مینگ رو بده به لی

00:39:50.540 --> 00:39:51.510
باشه

00:39:51.510 --> 00:39:55.630
اعلیحضرت, من داوطلبم.  دلم میخواد به جای شما بجنگم

00:39:55.630 --> 00:40:00.180
نه, این بین من و هان شنه

00:40:00.950 --> 00:40:02.690
همتون برید

00:40:02.690 --> 00:40:04.780
- اعلیحضرت...
- برید

00:40:06.010 --> 00:40:07.110
بله

00:40:07.110 --> 00:40:11.960
بدون اجازه من, هیچکس حق ورود نداره.

00:40:11.960 --> 00:40:13.520
بله

00:40:14.840 --> 00:40:16.440
برید

00:40:50.800 --> 00:40:53.390
ینگ شنگ, هرگز در مقابل من پیروز نمیشی

00:40:53.390 --> 00:40:54.500
برو

00:40:54.500 --> 00:40:56.430
هنوز نباختم

00:41:14.350 --> 00:41:15.580
از مردن نمیترسی؟

00:41:15.580 --> 00:41:19.230
اگر به این راحتی ببازم, چطور میتونم حکومت کنم؟

00:41:36.650 --> 00:41:38.550
دست از جنگیدن بردارید

00:41:39.610 --> 00:41:44.040
- خواهر
- من چیزی نیستم که شما بخواید سرش بجنگید.

00:41:44.040 --> 00:41:45.740
لی

00:41:49.490 --> 00:41:52.080
من میدونم.....

00:41:52.080 --> 00:41:55.550
من این حقو ندارم که تورو مجبور کنم برگردی پیشم.

00:41:56.460 --> 00:41:59.040
و در واقع اعتماد به نفس اینو هم ندارم

00:41:59.040 --> 00:42:03.560
که بهت خوشبختی رو هدیه کنم. میترسم که اگر مجبورت کنم که کنارم بمونی

00:42:04.720 --> 00:42:07.780
درست مثل کاری که با هان فی کردم

00:42:07.780 --> 00:42:09.570
در نهایت

00:42:11.370 --> 00:42:16.150
من کشتمش

00:42:17.240 --> 00:42:20.140
من هرگز کسیو نمیفرستم که تعقیبت کنه

00:42:38.240 --> 00:42:39.960
پیش نمایش
<i>گزارش میدم!</i>

00:42:40.800 --> 00:42:42.500
<i>ژنرال منگ, ارتش هان حرکت کرده.</i>

00:42:42.500 --> 00:42:43.970
<i>چی؟</i>

00:42:43.970 --> 00:42:46.930
<i>چطوره که اونا اومدن برای جنگیدن؟ نقشه ریختن بهمون حمله کنن؟</i>

00:42:46.930 --> 00:42:50.180
<i>بر اساس گزارشات جاسوسان ما, اگرچه ارتش هان تعداد بسیاری رو اماده کرده,</i>

00:42:50.180 --> 00:42:51.900
<i>ولی اونا واقعا حریف ارتش ما نمیشن</i>

00:42:51.900 --> 00:42:54.800
<i>در عوض جنگ رو محاصره میکنن ،انگار که دنبال چیزی هستن</i>

00:42:54.800 --> 00:42:57.950
<i>من امروز اخبار فوریی رو از ژنرال منگ دریافت کردم.</i>

00:42:57.950 --> 00:43:02.620
<i>اون گفته که در یک عملیات ضربتی, اعلیحضرت به خاطر حمله دشمن ازشون جدا شده. اونا هنوز میدونن که اون زنده است یا نه.</i>

00:43:02.620 --> 00:43:04.160
<i>چی؟</i>

00:43:04.160 --> 00:43:08.520
<i>ینگ شنگ توی دردسر افتاده. باید نجاتش بدم.</i>

00:43:45.020 --> 00:43:48.260
<i>♫گرچه که ما قطب های جدا از هم هستیم با کهکشانی که بین ماست ♫</i>

00:43:48.260 --> 00:43:52.380
<i>♫من هزاران سال صبر کردم برای همین یکبار ♫</i>

00:43:52.380 --> 00:43:55.620
<i>♫ در سراسر کوه ها و جریان های متعدد، من به زیبایی تو نگاه می کنم♫</i>

00:43:55.620 --> 00:43:59.750
<i>♫با وجود ستاره ها و ماه به عنوان میانجیه ما ♫</i>

00:43:59.750 --> 00:44:03.250
<i>♫ اسمان و دریاهای دور در یک جهت میرن ♫</i>

00:44:03.250 --> 00:44:06.660
<i>♫ شب تاریک محو میشه♫</i>

00:44:06.660 --> 00:44:09.040
<i>♫ عشق منم در بیرون از دروازه های این شهر زندانی میمونه. ♫</i>

00:44:09.040 --> 00:44:13.680
<i>♫ .من بطور زجر اوری منتظر عاشقم میمونم. ♫</i>

00:44:13.680 --> 00:44:18.190
<i>♫ من منتظر بودم تا زمان و فضا خراب شود, کوه ها و رودخانه ها به خاکستر تبدیل بشن ♫</i>

00:44:18.190 --> 00:44:20.990
<i>♫  و صورتم چروکیده بشه ♫</i>

00:44:20.990 --> 00:44:28.370
<i>♫ من عشقو پشت سر گذاشتم , و باز هم در این جهان تناسخ پیدا کردم ♫</i>

00:44:28.370 --> 00:44:33.000
<i>♫من به طور کامل پیچیدگی های شادی ها و غمهارو درک میکنم ♫</i>

00:44:33.000 --> 00:44:36.220
<i>♫من در مرگ و زندگی تورو دنبال خواهم کرد ♫</i>

00:44:36.220 --> 00:44:43.940
<i>♫ما در سراسر اسمانهاو زمین  سفر خواهیم کرد.و من ازادانه با تو پرواز خواهم کرد ♫</i>

00:44:43.964 --> 00:44:55.964
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:44:58.810 --> 00:45:02.060
<i>♫ اشتیاق من به تو بهتر از تنهایی و عزلته ♫</i>

00:45:02.060 --> 00:45:06.290
<i>♫ تو تنها نقطه ضعفه منی ♫</i>

00:45:06.290 --> 00:45:09.520
<i>♫من با نگاه منتظر و مشتاق مینگرم، اشک های من مثل شهاب سنگ میبارن ♫</i>

00:45:09.520 --> 00:45:13.670
<i>♫من از یک آینه برای اصلاح آرایش بر روی خود استفاده می کنم ♫</i>

00:45:13.670 --> 00:45:20.560
<i>♫اگر بتوانم با ارمش در قلب تو باشم, دیگر از بادو باران نمیترسم ♫</i>

00:45:20.560 --> 00:45:27.430
<i>♫  مشکلات دنیای واقعی مثل اب دریاها باقی خواهند ماند♫</i>

00:45:27.430 --> 00:45:32.100
<i>♫حتی اگر بدنم از هم بپاشه, یا حتی اگر روحم به خاکستر بدل بشه ♫</i>

00:45:32.100 --> 00:45:34.910
<i>♫  من هیچوقت از عشق واقعی پشیمان نیستم ♫</i>

00:45:34.910 --> 00:45:42.200
<i>♫ من عشق در غبار عصر و ابرهای صبح را شناخته ام، ولی فقط اغوش تو را میخواهم♫</i>

00:45:42.200 --> 00:45:46.760
<i>♫ من به طور کامل پیچیدگی های شادی ها و غمهارو درک میکنم ♫</i>

00:45:46.760 --> 00:45:50.040
<i>♫من در زندگی و مرگ به دنبال تو خواهم بود ♫</i>

00:45:50.040 --> 00:45:58.640
<i>♫ ما در سراسر اسمانهاو زمین  سفر خواهیم کرد.و من ازادانه با تو پرواز خواهم کرد  ♫</i>