﻿WEBVTT

00:00:56.470 --> 00:00:59.285
عمارت اَبي گرنج

00:01:00.645 --> 00:01:05.858
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:07.943 --> 00:01:09.294
بارنا

00:02:18.502 --> 00:02:26.844
بيا واتسن بيا بازي شروع شده

00:02:34.053 --> 00:02:35.714
لباس بپوش و بيا

00:02:45.570 --> 00:02:50.436
... خب ... فكر كنم ديگه
خوب گرم شديم هولمز عاليه

00:02:50.511 --> 00:02:55.410
ابي گرنج، مارشام، ايالت كنت، ساعت سه و نيم صبح

00:02:55.485 --> 00:02:59.168
آقاي هولمز عزيز ... بسيار
مشعوف خواهم شد اگر در پرونده‌ي

00:02:59.243 --> 00:03:02.755
بسيار مهمي كه در دست دارم ...
از كمك جناب‌عالي بهره‌مند شوم

00:03:02.827 --> 00:03:04.974
تصور مي‌كنم پرونده موردعلاقه‌ي شما باشد

00:03:05.055 --> 00:03:06.584
... تلاش كرده‌ام وضعيت صحنه‌ي وقوع جرم را

00:03:06.654 --> 00:03:08.351
همان‌طور كه بوده حفظ كنم

00:03:08.429 --> 00:03:09.887
البته غير از اينكه اجازه داده‌ام بانو از اتاق خارج شود

00:03:09.961 --> 00:03:11.691
خواهش مي‌كنم در اسرع وقت به اينجا بياييد

00:03:11.768 --> 00:03:16.455
چون ديگر نمي‌توانم «سِر يوستاس» را آنجا رها كنم

00:03:16.535 --> 00:03:22.097
دوست‌دار راستين شما
استنلي هاپكينز بازرس هاپكينز

00:03:22.172 --> 00:03:23.759
اون تا حالا هفت بار از تو كمك خواسته

00:03:23.841 --> 00:03:27.317
... هميشه هم نظرش در
مورد اهميت پرونده درست بوده

00:03:27.390 --> 00:03:29.406
... اگه اشتباه نكنم همه‌ي پرونده‌هاش هم

00:03:29.478 --> 00:03:34.135
به مجموعه داستان‌هاي تو راه
پيدا كردن بايد اعتراف كنم واتسن

00:03:34.210 --> 00:03:38.202
قدرت انتخاب خوبي داري ممنون

00:03:38.281 --> 00:03:40.748
... كه باعث مي‌شه من بتونم ايرادهايي رو كه

00:03:40.823 --> 00:03:42.967
در داستان‌گويي داري فراموش كنم

00:03:43.046 --> 00:03:44.851
... عادت خيلي بدي داري كه به همه‌چيز

00:03:44.926 --> 00:03:46.585
از جنبه‌ي داستان‌گويي نگاه مي‌كني

00:03:46.665 --> 00:03:48.159
به جاي اينكه از نظر علمي با اون برخورد كني

00:03:48.233 --> 00:03:53.025
و باعث مي‌شي جنبه‌ي
آموزشي و حتي كلاسيك

00:03:53.102 --> 00:03:55.699
اين موضوع‌ها از بين بره

00:03:55.780 --> 00:03:57.762
بهتر نيست از اين به‌بعد خودت اون‌ها رو بنويسي؟

00:03:57.834 --> 00:04:04.371
مي‌نويسم واتسن عزيزم ...
مي‌نويسم وقتي بازنشسته شدم مي‌نويسم

00:04:04.445 --> 00:04:07.504
... اين‌طور كه معلومه موضوعِ
!تحقيق جديد ما يه قتله ...

00:04:07.576 --> 00:04:14.391
جدي؟ حروف اي و بي علامت خانوادگي

00:04:14.466 --> 00:04:17.097
همراه با يه نشاني
... كه حاكي از اين هست كه

00:04:17.179 --> 00:04:19.051
وضعيت مالي اون‌ها تغيير كرده

00:04:19.127 --> 00:04:23.883
اخيراً سطح زندگي‌شون
خيلي بالا رفته براكنستال

00:04:23.963 --> 00:04:28.623
سر يوستاس براكنستال مي‌شناسيش؟

00:04:28.694 --> 00:04:30.283
چند روز پيش تو روزنامه در موردش خوندم

00:04:30.365 --> 00:04:32.062
نوشته بود يكي از ثروتمندترين
آدم‌هاي منطقه‌ي «كِنت» هست

00:04:32.141 --> 00:04:37.178
واتسن، تو گنجينه‌ي دانش هستي
فكر مي‌كني اون مرده باشه؟

00:04:37.255 --> 00:04:41.038
فكر مي‌كنم به قتل رسيده باشه واتسن

00:04:41.115 --> 00:04:44.591
هاپكينز آدم احساساتي‌اي نيست

00:04:44.664 --> 00:04:46.717
سبك نگارش نامه‌ش نشون مي‌ده هيجان‌زده بوده

00:04:46.787 --> 00:04:49.112
مطمئناً موضوع اضطراري بوده

00:04:49.187 --> 00:04:50.776
... فكر مي‌كني جسد رو اونجا نگهداشتن

00:04:50.857 --> 00:04:52.934
تا ما تو همون وضعيت بررسيش كنيم؟

00:04:53.014 --> 00:04:55.031
فكر مي‌كنم وقتي ما اونجا برسيم

00:04:55.102 --> 00:04:59.135
بفهميم نسل براكنستال منقرض شده

00:05:33.721 --> 00:05:36.082
خيلي لطف كردين تشريف آوردين آقاي هولمز

00:05:36.157 --> 00:05:39.391
همين‌طور شما آقاي
دكتر جناب بازرس

00:05:39.463 --> 00:05:44.426
اميدوارم من رو ببخشيد آقاي
هولمز بخشش براي چي هاپكينز؟

00:05:44.508 --> 00:05:48.364
نبايد مزاحم شما مي‌شدم
اما از وقتي بانو به هوش آمد

00:05:48.440 --> 00:05:52.744
... از حرف‌هاش متوجه
شدم كه چاره‌‌ي ديگه‌اي ندارم

00:05:52.822 --> 00:05:54.555
خلاف‌كارهاي منطقه‌ي «لوييشام» رو يادتون مياد؟

00:05:54.632 --> 00:05:58.973
گروه سه‌نفره‌ي «رندال‌»ها؟
دقيقاً قربان پدر و دو پسر

00:05:59.051 --> 00:06:01.103
كار اون‌هاست هيچ شكي نيست

00:06:01.172 --> 00:06:02.975
اما دو هفته پيش تو «سيدنهام» مشغول بودن

00:06:03.051 --> 00:06:07.812
همين‌طوره قربان، اونجا ديده شدن
... خب راستش من هم قبول دارم

00:06:07.887 --> 00:06:09.761
كه در اين نزديكي و به اين زودي كار نمي‌كنن

00:06:09.836 --> 00:06:12.471
اما اين كار خودشونه و اين
دفعه سرشون مي‌ره بالاي دار

00:06:12.551 --> 00:06:17.524
يعني براكنستال مرده؟ بله
آقاي دكتر توي اتاق غذاخوري

00:06:17.594 --> 00:06:21.794
... كله‌ش رو با سيخ بخاري
خودش داغون كردن ... خانم چطور؟

00:06:41.775 --> 00:06:47.510
ايشون هنوز اتاق غذاخوري
رو نديدن؟ هنوز نه خانم

00:06:47.585 --> 00:06:54.673
اگه ممكنه شما خودتون رتيب
اين كار رو بدين آ ... اون چيه؟

00:06:54.753 --> 00:06:59.934
مثل اين كه صدمه‌ديدگي‌هاي
ديگه‌اي هم دارين چيزي نيست

00:07:00.006 --> 00:07:03.684
ارتباطي به اين ماجراي وحشتناك نداره

00:07:05.747 --> 00:07:08.180
لطفاً بفرماييد بنشينيد

00:07:10.375 --> 00:07:13.739
فكر مي‌كنم بهتر باشه ...
چيزي رو در مورد سر يوستاس

00:07:13.819 --> 00:07:18.927
به شما آقايان بگم ... چون
ممكنه اين موضوع رو از زبان

00:07:19.002 --> 00:07:22.855
دشمنانش بشنويد اون‌ها مطمئناً
همه‌ي حقيقت رو به شما نمي‌گن

00:07:22.935 --> 00:07:24.464
... براي من خيلي دردناك هست كه

00:07:24.537 --> 00:07:27.762
خاطره‌ي اون اين‌طور خدشه‌دار بشه

00:07:30.450 --> 00:07:35.733
سر يوستاتس مست مي‌كرد متاسفانه

00:07:35.808 --> 00:07:38.548
البته نه هميشه، ولي زياد پيش مي‌اومد

00:07:38.627 --> 00:07:41.616
جوري نبود كه به زندگي‌مون آسيب برسونه

00:07:41.688 --> 00:07:47.487
... در انجام وظايف
اجتماعيش هم خللي وارد نمي‌كرد

00:07:47.567 --> 00:07:53.826
با اين وجود در خلوت از
اين عادت خودش شرمگين بود

00:07:53.899 --> 00:07:57.446
مي‌دونست كه من اين اخلاقش دوست ندارم

00:07:57.518 --> 00:08:00.675
وقتي درگيري فكري پيدا مي‌كرد
خودش رو با مشروب سرگرم مي‌كرد

00:08:00.755 --> 00:08:02.592
اون‌قدر كه الكل از پا مي‌انداختش

00:08:05.486 --> 00:08:09.624
اين موضوع من رو هم ناراحت
مي‌كرد طبيعي بود كه اين‌طور باشه

00:08:09.695 --> 00:08:12.020
... اما اون آن‌قدر مغرور و حساس بود كه

00:08:12.096 --> 00:08:14.906
كه اجازه نمي‌داد من در اون وضع ببينمش

00:08:17.558 --> 00:08:21.792
من از اين كارش عميقاً سپاسگزار بودم

00:08:21.873 --> 00:08:27.855
و البته باهاش هم‌دردي
نمي‌كردم درك مي‌كنيد آقايون؟

00:08:27.927 --> 00:08:30.253
... تا حالا نشنيده بودم كسي در موردي

00:08:30.328 --> 00:08:35.605
اين قدر دلسوزانه و روشنگر صحبت كنه خانم

00:08:35.685 --> 00:08:39.753
...مي‌خوام يه چيز
ديگه هم رو هم بشنويد ...

00:08:39.826 --> 00:08:43.334
... عادت زشت شوهر من، به
نحوي باعث مي‌شد ازش ممنون هم باشم

00:08:43.410 --> 00:08:48.068
چطور؟ من بيشتر عمرم
رو در جنوب استراليا گذروندم

00:08:48.142 --> 00:08:54.779
در سرزميني كه شرابش معروفه
نزديك آدلايد خيلي جوان بودم

00:08:54.855 --> 00:08:57.453
و با پدرم تنها زندگي مي‌كردم

00:08:59.831 --> 00:09:05.707
مادرم فوت كرده بود اگه
كسي براي من مادري كرده باشه

00:09:05.782 --> 00:09:13.881
فقط ترزاي عزيزم
بوده زندگي آزادي بود

00:09:13.958 --> 00:09:15.902
... براي من خيلي سخت بود كه

00:09:15.976 --> 00:09:17.957
به زندگي كردن به شكل انگليسي عادت كنم

00:09:18.028 --> 00:09:22.334
عادت كنم كه بانوي همچين خانه‌اي باشم

00:09:22.413 --> 00:09:26.478
... به همين دليل تصور مي‌كردم
... بهتر هست كه با خوش‌خلقي

00:09:26.551 --> 00:09:29.535
اخلاق شوهرم رو تحمل
كنم ... اون هم در عوض

00:09:29.614 --> 00:09:36.946
بعضي رفتارهاي نامناسب من رو
نديده مي‌گرفت و همين‌طور هم بود

00:09:37.024 --> 00:09:42.586
متوجهم در مورد ديشب حرف بزنيم

00:09:42.660 --> 00:09:45.960
يوستاس حدود ساعت ده و نيم رفت كه بخوابه

00:09:46.036 --> 00:09:49.087
خدمتكارها هم رفته بودن به
اتاق‌هاي خودشون كه كجا باشه؟

00:09:49.166 --> 00:09:52.043
يال شرقي عمارت ...
فقط من، شوهرم و ترزا

00:09:52.125 --> 00:09:55.045
در قسمت مركزي عمارت
مي‌خوابيم خدمتكارها چيزي نشنيده‌ن

00:09:55.115 --> 00:09:58.970
شما هم اون موقع خوابيده
بودين؟ توي اتاقم بودم

00:09:59.048 --> 00:10:01.029
هيچوقت قبل از اينكه ببينم خانم خوابيده، استراحت نمي‌كنم

00:10:01.101 --> 00:10:09.136
ممنون من بيدار بودم
توي اين اتاق البته

00:10:38.572 --> 00:10:42.769
عادت دارم كه همه جا سر بكشم
و امنيت اتاق‌ها رو وارسي كنم

00:10:42.852 --> 00:10:45.520
... چون به دلايلي كه
مي‌دونيد سر يوستاس

00:10:45.599 --> 00:10:48.415
... معمولاً قادر به
انجام اين وظيفه نبود

00:10:50.402 --> 00:10:52.454
به اسلحه‌خانه سر زدم

00:10:55.411 --> 00:10:56.658
آشپزخانه

00:10:59.169 --> 00:11:00.557
آبدارخانه

00:11:03.866 --> 00:11:11.934
اتاق بيليارد سالن پذيرايي آخر هم
به سالن غذاخوري سركشي كردم

00:11:12.006 --> 00:11:14.404
پرده‌هاي اتاق افتاده بودن

00:11:37.754 --> 00:11:40.911
توضيح اون‌چه بعد
اتفاق افتاد خيلي مشكله

00:11:45.965 --> 00:11:50.832
به سمت پرده قدم برداشتم ... و
ناگهان با كسي چهره به چهره شدم

00:11:50.906 --> 00:11:58.412
كه وارد خونه شده بود ...
درشت‌هيكل بود و جاافتاده

00:11:58.491 --> 00:12:02.240
براي يه لحظه به همديگه خيره مونديم

00:12:02.318 --> 00:12:06.551
بعد دو نفر ديگه اومدن پشت
سر من و اون هم اومد به سمت من

00:12:06.632 --> 00:12:09.332
بايد براي چند دقيقه از هوش رفته باشم

00:12:36.760 --> 00:12:41.421
... همون زمان شوهر
بيچاره‌ي من وارد اتاق مي‌شه

00:12:41.494 --> 00:12:45.598
اون‌ها بلايي به سرش آوردن كه خودتون ديدين

00:12:45.668 --> 00:12:49.939
فكر كنم دوباره از حال رفته‌ باشم
درست مطمئن نيستم

00:12:50.017 --> 00:12:55.054
... نمي تونم ترتيب دقيق من
بين هوشياري و بي‌هوشي بودم

00:12:55.131 --> 00:13:00.314
متوجه هستين؟ ...
چيزي كه مي‌دونم اينه كه

00:13:00.386 --> 00:13:02.009
تمام نقره‌هاي اتاق رو جمع كرده بودن

00:13:02.089 --> 00:13:05.350
براي خودشون يه بطري
شراب شيرين باز كرده بودن ...

00:13:05.430 --> 00:13:09.178
ديدم كه داشتن مي‌نوشيدن
كسي كه به من حمله كرد

00:13:09.256 --> 00:13:12.872
از اون دو تا مسن‌تر بود و
ريش داشت دو تا جوون‌ترها

00:13:12.944 --> 00:13:17.460
ظاهر دوستانه‌اي داشتن بله

00:13:17.540 --> 00:13:19.756
آخر كار وارسي كردن كه من محكم بسته شده باشم

00:13:19.836 --> 00:13:22.195
بعد رفتن و نقره‌ها رو هم با خودشون بردن

00:13:22.270 --> 00:13:28.947
زنگ خطر چطوري به صدا
دراومد؟ خانم نيومد طبقه‌ي بالا

00:13:29.019 --> 00:13:31.036
گفته بود يه‌كم بعد از من مياد بالا

00:13:31.107 --> 00:13:32.424
براي همين نزديك نيمه‌شب بود كه من رفتم پايين

00:13:32.498 --> 00:13:34.265
فكر كردم شايد موقع كتاب خوندن خوابش برده باشه

00:13:34.343 --> 00:13:38.476
از اين كار متنفرم اون موقع
بود كه بچه‌م رو پيدا كردم

00:13:38.554 --> 00:13:41.292
تو همون وضعيتي كه خودش
گفت آقا هم افتاده بود كف اتاق

00:13:41.370 --> 00:13:45.749
خون و تكه‌هاي مغزش همه‌جا پخش شده بود

00:13:45.824 --> 00:13:47.841
اون‌قدر زياد بود كه يه زن رو از هوش ببره

00:13:47.912 --> 00:13:49.405
دهان و دست‌هاي خانم رو بسته بودن

00:13:49.477 --> 00:13:52.846
لباسش هم آلوده به خون شوهرش شده بود

00:13:55.985 --> 00:13:57.681
خانم هيچ‌وقت آدم شجاعي نبوده

00:13:57.759 --> 00:14:00.784
چه وقتي كه اسمش دوشيزه مري فريزر اهل آدلايد بود

00:14:00.853 --> 00:14:02.906
چه حالا كه بانوي عمارت ابي گرنج هستن

00:14:02.977 --> 00:14:05.967
و البته راه و روش‌هاي جديدي رو هم ياد گرفتن

00:14:06.040 --> 00:14:07.770
ديگه به حد كافي سوال از ايشون پرسيدين آقايون

00:14:08.405 --> 00:14:11.915
... خانم و نديمه‌شون چه
وقت از استراليا آمدن؟

00:14:11.989 --> 00:14:14.415
حدود هجده ماه پيش قربان ...
پدرش ايشون رو فرستاد اروپا

00:14:14.494 --> 00:14:16.925
تا با اينجا آشنا بشن
يعني اينكه شوهر پيدا كنه؟

00:14:16.997 --> 00:14:19.463
زن بيچاره عجب شوهري هم پيدا كرده بوده

00:14:19.538 --> 00:14:23.041
اينجا خيلي بهم
ريخته‌ست قربان پاسبان

00:14:37.178 --> 00:14:39.818
واقعاً كه بهم ريخته‌ست كسي
به چيزي دست نزده قربان

00:14:39.892 --> 00:14:42.631
ازش چي دستگيرت
مي‌شه دكتر؟ اجازه مي‌دي؟

00:14:42.710 --> 00:14:44.582
خواهش مي‌كنم كارت رو انجام بده دوست عزيزم

00:14:49.671 --> 00:14:54.601
يه ضربه بوده با سرعت زيادي
زده شده فقط يك ضربه بوده؟

00:14:54.679 --> 00:15:00.729
به نظرم بله يه زخم
مستقيم و كاري ايجاد كرده

00:15:00.801 --> 00:15:06.151
ضربه از زير گوش
وارد شده ... و با اين زاويه

00:15:06.229 --> 00:15:09.561
از هر دو استخوان كروي جمجمه عبور كرده

00:15:11.101 --> 00:15:14.744
... و باعث شده اين سمت از
استخوان‌هاي جمجمه خرد بشه

00:15:14.824 --> 00:15:17.597
تا حالا همچين چيزي نديده بودم

00:15:22.408 --> 00:15:27.206
رندالِ پير آدم قوي‌هيكليه؟
خشونت ابزار كارشه

00:15:27.278 --> 00:15:31.201
مثل اينكه يكي از ابزارش رو
جا گذاشته من متوجه نمي‌شم

00:15:31.279 --> 00:15:34.862
چي باعث شده رندال اين‌قدر عصباني بشه

00:15:34.934 --> 00:15:37.115
حتماً مي‌د‌ونسته كه خانم مي‌تونه
قيافه‌ي اون‌ها براي ما توصيف ‌كنه

00:15:37.195 --> 00:15:40.383
... و ما هم به‌طور قطع
اون‌ها رو شناسايي مي‌كنيم

00:15:40.465 --> 00:15:42.374
... جنايت‌كارها هم ممكنه به شيوه‌هاي مختلف

00:15:42.448 --> 00:15:45.258
عكس‌العمل نشون
بدن ... در اين مورد

00:15:45.335 --> 00:15:48.253
همون‌قدر منحصر‌به‌فرد و نادر هستن كه بقيه‌ي مردم

00:15:48.329 --> 00:15:51.483
كسي كه به خساست شهره‌ست
ممكنه در خفا انسان خيري باشه

00:15:51.564 --> 00:15:53.961
... به‌همين دليل ممكنه اين رندالِ خشن

00:15:54.034 --> 00:15:57.129
از كشتن يه خانم بي‌هوش صرف نظر كرده باشه

00:15:57.200 --> 00:16:01.399
... شايد هم ممكنه مطمئن
بوده كه خانم صورتش رو نديده

00:16:01.479 --> 00:16:02.724
چطور ممكنه قربان؟

00:16:02.802 --> 00:16:05.433
خانم شهادت داد كه اون‌ها به همئيگه خيره شده بودن

00:16:05.514 --> 00:16:08.852
درسته، اما نور در دست خانم
بوده چيزي كه رندال احتمالاً ديده

00:16:08.926 --> 00:16:17.129
... صورتي بوده در پشت
شعله‌ي لرزان شمع ...

00:16:17.206 --> 00:16:20.846
يك نقاب از شكل افتاده

00:16:20.928 --> 00:16:22.910
اون به احتمال زياد اون‌قدر قوه‌ي تخيل نداشته

00:16:22.981 --> 00:16:24.404
كه بتونه تصور كنه چيزي كه خانم ديده

00:16:24.477 --> 00:16:26.316
با چيزي كه خودش ديده تفاوت زيادي داشته

00:16:26.391 --> 00:16:28.407
اون به خانم ضربه زده و اون رو بيهوش كرده

00:16:28.479 --> 00:16:31.848
... و تصوركرده با اين كار
مشكل حل شده ... واتسن؟

00:16:31.923 --> 00:16:38.598
ممكنه لطف كني و اون قالي تُرك
رو وارسي كني؟ براي چي هولمز؟

00:16:38.670 --> 00:16:46.004
موم شمع واتسن، موم شمع و حالا
اين زنگ، يه رازي با خودش داره

00:16:46.084 --> 00:16:49.728
اين‌طور نيست بازرس؟ قربان
وقتي اين طناب كشيده مي‌شه

00:16:49.805 --> 00:16:51.194
زنگي كه در آشپزخانه هست
بايد با صداي بلند به صدا دربياد

00:16:51.267 --> 00:16:53.764
كسي صداي اون رو نمي‌شنوه
چون آشپزخانه در جاي بدي قرار داره

00:16:53.842 --> 00:16:56.896
دزد چطور اين موضوع رو
مي‌دونسته؟ درسته آقاي هولمز، درسته

00:16:56.973 --> 00:17:00.655
اين سوال براي خود من هم
پيش اومد يا دزد با خونه آشنا بوده

00:17:00.729 --> 00:17:03.857
يا اينكه يكي از خدمتكارها
موضوع رو به اون گفته بوده

00:17:03.934 --> 00:17:05.426
همين الان يكي از افرادم رو مي‌فرستم به كلانتري

00:17:05.497 --> 00:17:08.906
تا حرف‌هاي سرپيشخدمت
رو دوباره بررسي كنه

00:17:08.976 --> 00:17:10.505
اين‌طور كه معلومه شما فكر همه‌چي رو كردين آقاي بازرس

00:17:10.576 --> 00:17:20.483
ممنون آقاي هولمز هولمز؟
چي شده واتسن؟ اينجا كمي مومه

00:17:20.562 --> 00:17:26.717
باعث سوختگي جزيي
هم شده قابل ديدن نيست

00:17:26.789 --> 00:17:29.009
اما بوي خاص خودش رو به‌جا گذاشته

00:17:29.087 --> 00:17:34.130
خانم بايد اينجا زمين افتاده
باشه ... رندال شمعدان رو سريع

00:17:34.202 --> 00:17:41.745
از روي زمين برداشته ... فكر
كنم اون‌ها اونجا يه لبي تر كردن

00:17:41.819 --> 00:17:44.359
بله ... خواستن اعصابشون رو
آروم كنن شراب شيرين بوده قربان

00:17:44.429 --> 00:17:45.780
خانم براكنستال اشاره كرد

00:17:45.855 --> 00:17:48.666
كه از در بازكن سرپيشخدمت
استفاده شده؟ نه قربان

00:17:48.743 --> 00:17:52.736
... ايشون لحظه‌اي كه بطري
باز مي‌شده بيهوش بودن !درسته

00:17:52.814 --> 00:17:55.519
بطري با يك درباز كن جيبي باز شده

00:17:55.596 --> 00:17:57.472
احتمالاً‌از اون‌ها كه همراه چاقوهاي چندكاره هستن

00:17:57.548 --> 00:17:59.979
اگه بالاي چوب‌پنبه رو با دقت ببينين، متوجه مي‌شين

00:18:00.053 --> 00:18:01.997
سه بار با دربازكن پيچونده شده

00:18:02.070 --> 00:18:04.287
تا اينكه بالاخره از جا درآورده شده

00:18:04.367 --> 00:18:07.392
اگه از اين درباز كن بلند استفاده مي‌كردن

00:18:07.462 --> 00:18:12.157
با يك بار پيچاندن در باز مي‌شد
وقتي اين يارو رو گير بندازين

00:18:12.229 --> 00:18:15.384
... به احتمال زياد يه چاقوي
چندكاره پيشش پيدا مي‌كنين

00:18:15.465 --> 00:18:17.233
عاليه آقاي هولمز

00:18:19.569 --> 00:18:26.036
... بايد اعتراف كنم ... اين
سه گيلاس من رو گيج كردن

00:18:30.529 --> 00:18:35.120
... آيا خانم براكنستال گفتن
كه نوشيدن هر سه نفر رو ديده؟

00:18:35.192 --> 00:18:38.347
آ ... بله قربان، ايشون اين موضوع رو دقيقاً به ياد دارن

00:18:40.478 --> 00:18:45.654
خب پس كار تمومه
ديگه چي مي‌شه گفت؟

00:18:45.734 --> 00:18:48.996
... بازرس ... وقتي كسي مثل شرلوك هولمز، از توانايي‌ها

00:18:49.074 --> 00:18:52.611
و بصيرت خاصي برخوردار
باشه ... سعي كنه به جاي اينكه

00:18:52.692 --> 00:18:54.744
... به پاسخ‌هاي دم دستي بسنده كنه

00:18:54.814 --> 00:18:56.997
سراغ جواب‌هاي پيچيده‌تر بره

00:18:57.076 --> 00:18:59.437
وقتي رندال رو دستگير كردين به ما خبر بدين

00:19:26.962 --> 00:19:30.153
هولمز بيچاره! وضع الان تو مثل اينه كه

00:19:30.234 --> 00:19:34.817
يه متخصص خيلي ماهر و زبردست
رو براي معالجه‌ي سرخك خبر كنن

00:19:34.895 --> 00:19:37.257
به آدم برمي‌خوره

00:20:07.359 --> 00:20:11.562
بايد برگرديم اون سه تا گيلاس

00:20:24.235 --> 00:20:27.778
واتسن ... زيبايي خانم
باعث شده بود توجه ما

00:20:27.854 --> 00:20:31.219
از مسير درست منحرف
بشه زيبايي حقيقت داشت

00:20:31.297 --> 00:20:34.392
اما چيزي كه ايشون ازش حرف مي‌زد، نه

00:20:34.463 --> 00:20:37.133
در همه‌ي گيلاس‌ها شراب وجود داشت

00:20:37.212 --> 00:20:40.368
اما جِرم شراب فقط توي يكي از اون‌ها ديده مي‌شد

00:20:40.446 --> 00:20:41.873
... معمولاً جِرم بطري

00:20:41.943 --> 00:20:44.787
توي گيلاسي وارد مي‌شه كه
آخر از همه پر بشه قبول دارم

00:20:44.866 --> 00:20:47.363
اگه گيلاس آخر هم پر مي‌شد
بايد بطري تقريباً‌ خالي مي‌شد

00:20:47.440 --> 00:20:51.261
اما بطري نيمه پر بود و البته
به شدت تكان داده شده بود

00:20:51.337 --> 00:20:54.079
يعني جِرم شراب تمام توي تمام بطري پخش شده بوده

00:20:54.155 --> 00:20:58.322
خب به نظر تو جريان چي بوده؟
فقط از دو گيلاس استفاده شده

00:20:58.399 --> 00:21:00.658
و مشروب باقي مونده‌ي داخل دو
گيلاس به گيلاس سوم ريخته شده

00:21:00.730 --> 00:21:02.284
تا به اين‌صورت ما رو فريب بدن

00:21:02.367 --> 00:21:06.460
كه تصور كنيم شخص
سومي هم اونجا بوده نمي‌فهمم

00:21:06.541 --> 00:21:09.697
واتسن! اگه حق با من باشه
اون‌وقت در يه چشم به هم زدن

00:21:09.778 --> 00:21:13.382
... اين پرونده از يه پرونده‌ي معمولي

00:21:13.465 --> 00:21:16.692
تبديل مي‌شه به يه پرونده‌ي بسيار جالب توجه

00:21:16.770 --> 00:21:22.230
فكر كنم قطار كنت داره
نزديك مي‌شه از اون‌طرف

00:21:26.304 --> 00:21:33.251
تو رو خدا از كجا صداش رو
شنيدي؟ چيزي نشنيدم واتسن !ديدم

00:21:35.141 --> 00:21:39.171
بعد از صبح به اين
دلگيري ذهن آدم باز مي‌شه

00:21:39.245 --> 00:21:42.269
بانو براكنستال و نديمه‌ش
بايد دليل خوبي داشته باشن

00:21:42.343 --> 00:21:44.666
كه از جنايت‌كار واقعي حمايت مي‌كنن

00:21:49.301 --> 00:21:55.484
خب واتسن ... بايد پرونده
رو خودمون از اول بررسي كنيم

00:22:06.802 --> 00:22:09.435
به ابي گرنج
تا جايي كه مي‌توني سريع برو

00:22:21.727 --> 00:22:23.282
!واتسن

00:22:49.319 --> 00:22:50.848
... اين‌طور كه معلومه بازرس هاپكينز

00:22:50.919 --> 00:22:52.721
رفته به بالادستي‌هاش گزارش بده

00:22:52.797 --> 00:22:54.528
عالي شد، حالا همه‌چي در اختيار ماست

00:23:06.993 --> 00:23:09.104
فكر مي‌كني اين قبرستان ابزار‌آلات

00:23:09.185 --> 00:23:14.365
... چند تا داستان از رنج‌هاي
كارگرها تو دل خودش داره؟

00:23:21.328 --> 00:23:29.778
اين چيه؟ واتسن؟ انگار
فقط ابزار‌الات اينجا نيست

00:23:47.246 --> 00:23:48.800
(فاج (نوعي رنگ قهوه‌اي

00:24:02.104 --> 00:24:05.478
فكر مي‌كنم اين سنگ قبر مال يه
حيوون خونگي باشه داغونش كرده‌ن

00:24:05.548 --> 00:24:09.124
تعمير شده و دروباره خرابش
كرده‌ن اين كار عمداً انجام شده

00:24:09.201 --> 00:24:13.235
اين داستان مربوط به زمان خيلي دوري هم نيست

00:24:24.927 --> 00:24:26.552
واتسن

00:24:28.581 --> 00:24:37.344
باقي‌مونده‌ي قلاده‌ي
يه سگه فاج !آهاي شما

00:24:37.418 --> 00:24:40.826
... ظرف يك ماه گذشته كسي از
پيشخدمت‌هاي اين خونه اخراج شده؟

00:24:40.897 --> 00:24:45.588
نه قربان پس همون‌طوره
كه فكر مي‌كردم

00:24:47.717 --> 00:24:56.060
فاج سگ خونگي خانم
براكنستال بيا فرض كنيم كه مرده

00:24:56.136 --> 00:24:58.010
البته شايد خيلي خيال‌بافانه نباشه

00:24:58.085 --> 00:25:01.344
... اگه تصور كنيم اون جونور
بدفرجام در واقع كشته شده

00:25:01.424 --> 00:25:03.675
كشته شده؟ به چه دليل؟

00:25:03.755 --> 00:25:05.250
دليلي كه در ذهن دارم شايد خيلي به نظر موجه نياد

00:25:05.322 --> 00:25:08.205
ماجرا به دليل يه خشم بسيار
شديد اتفاق افتاده توسط كي؟

00:25:08.278 --> 00:25:13.214
توسط يك وحشي ساديست مست
يكي از همون جنايت‌كارها؟ نه واتسن

00:25:13.288 --> 00:25:17.739
توسط شوهرِ سركار خانم
آخرين بازمانده‌ي براكنستال‌ها

00:25:17.812 --> 00:25:22.612
براكنستال يادت باشه ... كسي
غير از اهالي خونه نمي‌تونه

00:25:22.682 --> 00:25:26.952
يك سنگ قبر رو خراب
كنه و همون‌جا رهاش كنه

00:25:27.031 --> 00:25:30.953
... براكنستال چرا
بايد ... اين‌قدر در مورد

00:25:31.033 --> 00:25:32.384
... يك حيوون خونگي

00:25:32.458 --> 00:25:34.404
حساس باشه كه حتي به ياد آوردن اون رو هم ممنوع كنه؟

00:25:34.477 --> 00:25:38.024
اون زخم روي دست خانم يادت
هست؟ آره ... خيلي هم تعجب كردم

00:25:38.096 --> 00:25:40.910
كه تو بيشتر بهش توجه نكردي
... اون زخم بوسيله‌ي يه سوزن بلند

00:25:40.982 --> 00:25:43.866
يا سنجاق كلاه ايجاد شده بود

00:25:43.940 --> 00:25:49.148
اين خانم هميشه از جانش مي‌ترسيده واتسن

00:26:08.158 --> 00:26:15.695
مواظب باش هولمز واتسن؟
پرونده‌مون به نتيجه رسيد

00:26:15.777 --> 00:26:19.454
نزديك بود بزرگترين اشتباه زندگيم رو مرتكب بشم

00:26:19.533 --> 00:26:23.139
اما الان تمام حلقه‌هاي زنجير رو در اختيار دارم

00:26:23.222 --> 00:26:29.133
فهميدي كيا اين كار رو كردن؟
فهميدم «كي» اين كار رو كرده

00:26:29.206 --> 00:26:34.031
فقط يه نفر بوده البته
آدم فوق‌العاده‌اي بوده

00:26:34.113 --> 00:26:36.366
مثل شير قوي، مثل سنجاب پرتحرك

00:26:36.442 --> 00:26:41.206
... انگشت‌هاي فرزي داشته و
آخر سر اينكه بسيار باهوش بوده ...

00:26:44.028 --> 00:26:51.948
آ ... خانم براكنستال نمي‌خوام
باعث مزاحمت شما بشم

00:26:52.238 --> 00:26:55.083
... تمام تلاش من اينه كه تحمل
اين وضعيت براي شما آسون‌تر بشه

00:26:56.830 --> 00:27:00.578
باور دارم كه شما زندگش سختي داشتيد

00:27:05.075 --> 00:27:08.205
اگه به من اطمينان كنيد و
مثل يه دوست با من رفتار كنيد

00:27:08.278 --> 00:27:11.469
ايمان خواهيد آورد كه من لياقت اين اطمينان رو دارم

00:27:11.548 --> 00:27:15.366
مي‌خوايد من چيكار كنم؟
حقيقت رو به من بگيد !آقاي هولمز

00:27:15.444 --> 00:27:21.105
!نه، نه، نه ... خانم
براكنستال اين‌كار فايده‌اي نداره

00:27:21.186 --> 00:27:22.572
- ... ممكنه مختصري در مورد شهرتي كه -
من احتمالاً ازش برخوردار هستم شنيده باشيد

00:27:24.038 --> 00:27:25.533
... من حاضرم تمام داراييم رو

00:27:25.603 --> 00:27:27.513
روي اين شرط ببندم كه داستان شما تماماً ساختگيه

00:27:27.587 --> 00:27:29.212
شما آدم گستاخي هستيد آقا

00:27:29.292 --> 00:27:32.969
يعني مي‌خوايد بگيد بانوي من دروغ گفتن؟

00:27:33.050 --> 00:27:37.397
چيزي نداريد به من بگيد؟
همه‌چيز رو بهتون گفته‌م

00:27:37.469 --> 00:27:39.971
ازتون مي‌خوام يك بار ديگه فكر كنيد

00:27:40.042 --> 00:27:44.042
بهتر نيست با هم روراست باشيم؟

00:27:44.114 --> 00:27:47.589
من هرچيزي مي‌دونستم به شما گفته‌م

00:27:51.733 --> 00:27:54.308
متاسفم

00:28:04.397 --> 00:28:05.951
زنگ اخبار سرنخ رو به ما داد

00:28:06.033 --> 00:28:08.702
طوري كه الان ديگه
شكي باقي نمونده چطور؟

00:28:08.781 --> 00:28:10.241
واتسن ... اگه مي‌خواستي زنگ اخبار رو از كار بندازي

00:28:10.314 --> 00:28:13.406
انتظار داشتي طناب كجا از هم
جدا بشه؟ مطمئناً در انتهاي اون

00:28:13.479 --> 00:28:15.101
همون‌جايي كه به سيم متصل شده

00:28:15.183 --> 00:28:16.807
نه در فاصله‌ي ده ستانيمتري انتهاي طناب

00:28:16.887 --> 00:28:18.063
اما اون طناب فرسوده‌ بود

00:28:18.141 --> 00:28:20.501
طنابي كه خانم براكنستال رو باهاش بسته بودن فرسوده بود

00:28:20.575 --> 00:28:22.556
اون مرد اون‌قدر مكار بوده كه بدونه
بايد با چاقوش اين كار رو انجام بده

00:28:22.628 --> 00:28:24.467
اما در انتهاي ديگه‌ي طناب همچين اثري نيست

00:28:24.542 --> 00:28:26.381
اگه تو هم روي طاقچه‌ي بخاري مي‌ايستادي

00:28:26.456 --> 00:28:30.514
مي‌ديدي كه طناب
چطور بريده شده وايسا

00:28:30.595 --> 00:28:32.255
آقاي راننده خواهش مي‌كنم

00:28:46.599 --> 00:28:48.510
واتسن؟

00:28:51.298 --> 00:28:53.835
اون كنده‌ي درخت از امروز
صبح تا الان از جاش تكون نخورده

00:28:53.907 --> 00:28:55.781
خب شايد به چيزي گير كرده باشه

00:29:08.763 --> 00:29:12.961
شايدم چيزي بهش بسته
باشن ... اين رو بعد از اينكه

00:29:13.044 --> 00:29:16.862
بازرس هاپكينز برگشت بهش بده،
باشه؟ برو به ايستگاه چيل‌هرست

00:29:24.350 --> 00:29:28.690
حالا كجا مي‌ريم هولمز؟ دفتر
شركت كشتي‌راني سادرن كراس لاين

00:29:28.767 --> 00:29:30.950
آره ... البته

00:29:33.012 --> 00:29:35.653
شركت سادرن كراس لاين ...
مهم‌ترين شركت حمل مسافر بين

00:29:35.728 --> 00:29:41.596
آدلايد (استراليا) و
لندن هست آ ... فهميدم

00:29:53.437 --> 00:29:54.965
... در ماه مه اون سال

00:29:55.036 --> 00:29:57.325
فقط يكي از كشتي‌هاي ما به بندر اصلي رسيده

00:29:57.403 --> 00:29:59.976
اسم كشتي «صخره‌ي جبل‌الطارق» بوده

00:30:00.046 --> 00:30:02.514
گفتم فهرست اسامي مسافرها رو بيارن

00:30:16.747 --> 00:30:21.266
آقاي هولمز از كجا اين رو
فهميده بود؟ آهان ... اينم از اين

00:30:21.340 --> 00:30:25.159
دوشيزه مري فريزر اهل آدلايد، درجه يك

00:30:25.237 --> 00:30:29.089
نديمه‌ي ايشون هم همراهشون بوده
صخره‌ي جبل‌الطارق الان كجاست؟

00:30:29.168 --> 00:30:32.052
امروز متوجه شدم
داره مياد به سمت غرب

00:30:32.124 --> 00:30:34.593
از خليج «فارس» عبور مي‌كنه آقاي هولمز

00:30:34.666 --> 00:30:38.104
به سمت آبراه سوئز حركت مي‌كنه ... البته اميدوارم

00:30:40.962 --> 00:30:42.277
... سياست شركت شما اين‌طور هست كه

00:30:42.355 --> 00:30:47.572
افسرهاي كشتي‌ها رو
زياد جابجا كنيد؟ نه! اصلاً

00:30:47.643 --> 00:30:54.214
سياست ما اين نيست آ
... متوجه شدم آقاي هولمز

00:30:54.287 --> 00:30:57.726
شما مي‌خواين بدونين كدوم
يكي از خدمه‌ي اون كشتي

00:30:57.803 --> 00:31:01.595
اخيراً اين اطراف ديده
شده البته نه داخل كشتي

00:31:01.665 --> 00:31:05.269
!آقاي ويويالي! تيزهوشي شما واقعاً من رو به وجد مياره

00:31:05.353 --> 00:31:08.127
... اين فقط به اين خاطر هست كه

00:31:08.204 --> 00:31:10.801
نوشته‌هاي استادانه‌ي آقاي دكتر
رو در مورد كارهاي شما خونده‌م

00:31:10.884 --> 00:31:15.541
براي همين به كوچكترين
مسائل توجه مي‌كنم جدي؟

00:31:15.617 --> 00:31:20.689
شما باعث تعجب من مي‌شين
واتسن، داري يادداشت برمي‌داري؟

00:31:23.131 --> 00:31:26.467
... اگه بهتون بگم دقيقاً مي‌‌دونم كه اون افسر

00:31:26.542 --> 00:31:30.469
الان كجاست بيشتر تعجب مي‌كنيد ...

00:31:35.308 --> 00:31:42.254
آ ... عالي شد خانم بربيج
خيلي خوبه بله آقايون

00:31:42.334 --> 00:31:44.483
... تنها افسري از خدمه‌ي اون كشتي

00:31:44.564 --> 00:31:48.275
كه الان روي عرشه‌ي كشتي
نيست اسمش «جك كروكر» هست

00:31:48.354 --> 00:31:52.457
آدم فوق‌العاده‌ايه درست
نمي‌گم خانم بربيج؟

00:31:58.794 --> 00:32:01.472
كروكر هم يه نقطه
ضعف داره مرد دلپذيريه

00:32:01.543 --> 00:32:05.436
مثل شاهزاده‌ها خوش‌قيافه‌ست
خدمه‌ي كشتي مي‌پرستنش

00:32:05.509 --> 00:32:07.380
... ما اون رو به سمت كاپيتن كشتي جديدمون

00:32:07.457 --> 00:32:10.925
باس راك، ارتقا مقام داديم
... براي من چاي نريزيد لطفاً

00:32:11.005 --> 00:32:13.579
كشتي جديد ما الان داره آماده مي‌شه

00:32:13.650 --> 00:32:15.596
ايشون جوون‌ترين كاپيتني هست كه ما داريم

00:32:15.668 --> 00:32:18.204
اما بهترين اون‌ها خواهد شد

00:32:18.275 --> 00:32:22.203
هيچ‌كدوم از افسرهاي ما به پاي اون نمي‌رسن

00:32:24.434 --> 00:32:29.678
البته آدم تند مزاجيه
زود هيجان‌زده مي‌شه

00:32:29.758 --> 00:32:36.922
... اما قابل اعتماد راستگو و
مهربانه ... آدم بعضي وقت‌ها

00:32:36.995 --> 00:32:42.552
... كسايي رو مي‌بينه كه كه
مي‌شه گفت روح بزرگي دارن

00:32:42.632 --> 00:32:45.823
آدم باي خوش‌شان باشه كه يكي از اون‌ها رو بشناسه

00:32:45.903 --> 00:32:47.954
كروكر يكي از همون آدم‌هاست

00:32:58.985 --> 00:33:01.832
... در زمان كارم يكي دو بار

00:33:01.908 --> 00:33:03.782
... حس كردم من با پيدا كردن شخص خاطي

00:33:03.854 --> 00:33:05.514
... بيشتر از آسيبي كه اون با اشتباهش به جامعه زده

00:33:05.596 --> 00:33:08.476
دردسر ايجاد كردم

00:33:11.265 --> 00:33:14.361
براي همين ياد گرفتم كه احتياط كنم

00:33:14.431 --> 00:33:18.327
... و گاهي وقت‌ها با قانون
انگليس روراست نباشم ...

00:33:18.396 --> 00:33:20.414
در عوض برابر وجدان خودم روسفيد باشم

00:33:36.700 --> 00:33:43.618
كاپيتن كروكر بنشينيد
تلگرام شما رو دريافت كردم

00:33:43.692 --> 00:33:45.710
همون‌ساعتي كه شما خواسته بودين اومدم

00:33:45.781 --> 00:33:48.449
شنيدم به دفتر هم سر زده بودين

00:33:48.527 --> 00:33:52.039
اين‌طور كه مشخصه نمي‌شه از دست شما فرار كرد، درسته؟

00:33:52.111 --> 00:33:54.822
!حرف بزن مرد ...
نمي‌شه همون‌جا وايسي

00:33:54.896 --> 00:33:57.779
و اين‌طوري با من موش و
گربه بازي كني تو چي مي‌دوني؟

00:33:57.853 --> 00:34:01.360
واتسن، ممكنه يه سيگار
بهش بدي؟ بفرماييد

00:34:04.742 --> 00:34:12.627
سيگار رو آتيش بزن كاپيتن كروكر
سعي كن بر اعصاب خودت مسلط بشي

00:34:12.708 --> 00:34:14.998
... من اگه تصور مي‌كردم تو يه جنايت‌كار باشي

00:34:15.074 --> 00:34:17.672
!نمي‌نشستم باهات سيگار دود كنم

00:34:22.033 --> 00:34:27.283
به من بگو ... از چي استفاده كردي

00:34:27.356 --> 00:34:30.061
تا نقره‌ها رو به اون كنده‌ي شناور روي آب محكم كني؟

00:34:30.140 --> 00:34:32.571
حدس من اينه كه از قلاب ماهيگيري كه
از اسلحه‌خونه برداشتي استفاده كردي

00:34:32.643 --> 00:34:34.934
البته وقتي اون‌ها رو از آب كشيدن بيرون من اونجا نبودم

00:34:35.011 --> 00:34:42.655
درست نمي‌گم؟ تو چي
مي‌خواي؟ عدالت براي كي؟

00:34:42.733 --> 00:34:48.186
ما طرف آدم خاصي نيستيم فقط
مي‌خوايم شاهد اجراي عدالت باشيم

00:34:52.930 --> 00:34:59.493
خيلي‌خب قلاب ماهيگيري
بود؟ نه ... نخ چند لايه بود

00:34:59.574 --> 00:35:03.151
اين عادت رو از قبل دارم
از وقتي خيلي جوون بودم

00:35:03.227 --> 00:35:05.694
حتي الان هم هميشه يه سكه‌ي نقره همراهم هست

00:35:05.768 --> 00:35:09.830
... و يه ريسمان بلند
و يه چاقوي چندكاره؟

00:35:14.639 --> 00:35:17.416
اين رو از كجا مي‌دونستي؟

00:35:23.998 --> 00:35:25.552
تو كي هستي؟

00:35:29.566 --> 00:35:33.145
حالا مي‌خوام هر چيزي كه
ديشب در ابي‌گرنج اتفاق افتاده

00:35:33.218 --> 00:35:34.842
بدون كم و كاست براي من تعريف كني

00:35:34.923 --> 00:35:39.371
با من روراست باش تا ما هم
بهت كمك كنيم اگه با من بازي كني

00:35:39.447 --> 00:35:41.985
نابودت مي‌كنم

00:35:55.973 --> 00:35:59.236
باشه بهتون مي‌گم اما يه
چيز رو همين اول بايد بگم

00:35:59.314 --> 00:36:01.705
از كارم پشيمون نيستم
از چيزي نمي‌ترسم

00:36:01.783 --> 00:36:02.921
و اگه مجبور بشم باز هم اون كار رو مي‌كنم

00:36:03.001 --> 00:36:05.147
به كارم افتخار مي‌كنم ... لعنتي

00:36:05.227 --> 00:36:08.702
اين رو فقط از طرف خودم مي‌گم ... فقط خودم

00:36:08.775 --> 00:36:11.940
وقتي به مري فكر مي‌كنم
به مري فريزر عزيز

00:36:12.012 --> 00:36:14.929
... به اين فكر مي‌كنم كه اون
رو به اين ماجراي خونين كشوندم

00:36:15.005 --> 00:36:16.214
تا عمق روح و جانم عذاب مي‌كشم

00:36:22.656 --> 00:36:26.720
... وقت ديدمش توي
كشتي قبليم افسر اول بودم

00:36:50.804 --> 00:36:56.645
... هوا بايد هوا
بخورم آقاي كروكر ...

00:36:56.720 --> 00:36:59.425
تا حالا تو زندگيم اين‌قدر نرقصيده بودم

00:36:59.504 --> 00:37:01.830
جوري مي‌رقصين كه انگار براي رقص متولد شدين خانم فريزر

00:37:01.904 --> 00:37:05.274
نه اين‌جور متولد شدم نه اين‌جور بزرگ شدم
مطمئن باشيد اقاي كروكر

00:37:05.348 --> 00:37:08.857
فكر كنم بايد دنبال يه رقصنده‌ي بهتر بگرديد

00:37:08.933 --> 00:37:10.805
خيلي خوب با من رفتار مي‌كرد

00:37:10.880 --> 00:37:12.898
بهترين رفتاري كه يه زن مي‌تونست با يه مرد بكنه

00:37:12.968 --> 00:37:17.035
ارتباط ما به جايي ختم
نشد البته من شكايتي ندارم

00:37:18.953 --> 00:37:22.462
اما چيزي كه در من شكل گرفت، عشق بود

00:37:22.536 --> 00:37:28.752
و از طرف اون همه‌ش رفاقت و
دوستي ناب بود وقتي از هم جدا شديم

00:37:28.833 --> 00:37:31.051
اون همچنان يه زن آزاد بود

00:37:34.609 --> 00:37:37.633
اما من ديگه آزاد نبودم

00:37:49.187 --> 00:37:54.431
از سفر بعدي كه برگشتم
شنيدم ازدواج كرده

00:37:54.509 --> 00:37:58.638
به نظر مي‌اومد به چيزي كه
منتظرش بود رسيده ناراحت نشدم

00:37:58.721 --> 00:38:00.796
حس مي‌كردم همه‌چي درسته

00:38:07.035 --> 00:38:09.632
براي همين فكر ديدنش رو از سرم بيرون كردم

00:38:12.080 --> 00:38:13.812
بعد از سفر آخر، ارتقا مقام پيدا كردم

00:38:13.889 --> 00:38:15.622
چون كشتيم هنوز به آب انداخته نشده بود

00:38:15.699 --> 00:38:20.178
بايد دو ماه منتظر مي‌موندم براي
همين با افرادم توي كنت موندم

00:38:20.255 --> 00:38:25.263
مي‌دونستم اون كجا زندگي مي‌كنه
ولي ازش دوري مي‌كردم

00:38:25.337 --> 00:38:31.413
تا اينكه يه روز ترزا رايت
رو ديدم از خانمش برام گفت

00:38:31.494 --> 00:38:36.151
از زندگيش با شوهرش درباره‌ي
مست كردن و رفتار وحشيانه‌ش

00:38:36.224 --> 00:38:37.754
در مورد همه‌چي برام گفت

00:38:40.051 --> 00:38:41.678
... مي دونستيد كه اين بارون اشرف‌زاده

00:38:41.757 --> 00:38:47.877
... سگ خونگي خانم رو سوزونده
بود و اون رو تهديد مي‌كرد؟

00:38:47.951 --> 00:38:54.871
بايد بهتون بگم آقايون اين
حرف‌ها من رو ديوانه كرد

00:38:54.943 --> 00:39:04.474
به ديدن مري رفتم باز
هم به ديدنش رفتم بالاخره

00:39:04.546 --> 00:39:07.251
اون خواست ديگه همديگه رو نبينيم

00:39:10.113 --> 00:39:11.775
... به من اطلاع دادن كه

00:39:11.852 --> 00:39:14.391
كه سفرمون تا يك هفته‌ي ديگه شروع مي‌شه

00:39:59.031 --> 00:40:00.835
!تو ديوونه‌اي

00:40:02.964 --> 00:40:04.732
براي چي اومدي اينجا؟

00:40:07.520 --> 00:40:15.590
!من دارم مي‌رم مري يه
كشتي در اختيارم گذاشته‌ن

00:40:15.662 --> 00:40:22.720
مي‌خواستم قبل از رفتن
خداحافظي كنم فكر كنم ديگه نمي‌بينمت

00:40:22.794 --> 00:40:30.268
داري مي‌ري؟ !دوست ندارم برم

00:40:32.293 --> 00:40:37.292
تو كاپيتن خيلي خوبي مي‌شي
... نبايد اجازه بدي هيچ‌چيز

00:40:37.373 --> 00:40:39.141
!اين فرصت رو ازت بگيره

00:40:43.670 --> 00:40:51.947
فكر من پيش توئه
كاري نمي‌توني بكني

00:40:52.020 --> 00:40:55.460
براي همينه كه دارم عذاب مي‌كشم

00:40:59.084 --> 00:41:02.273
... فكر مي‌كنم چند هفته پيش
بايد ... ديوونه مي‌شدم، ولي

00:41:02.354 --> 00:41:10.425
ولي چي مري؟ ولي فكر
تو اجازه نداد اين‌طور بشه

00:41:13.140 --> 00:41:22.417
دوست من خيله‌خب دوست هم
خوبه مري عشق من به تو بي‌نهايته

00:41:22.498 --> 00:41:27.542
اين‌قدر قويه كه در هر شكلي
زنده مي‌مونه دوست هم خوبه

00:41:27.612 --> 00:41:32.650
اين حرف رو نزن جك اين
حرف‌ها كمكي بهمون نمي‌كنه

00:41:35.231 --> 00:41:40.202
تو مي دوني من چه
حسي دارم مي‌دونم؟

00:41:43.965 --> 00:41:47.062
!بله مي‌دوني

00:41:47.131 --> 00:41:50.846
پس الان كه مي‌رم خوشحال‌تر از وقتي هستم كه اومدم

00:41:52.524 --> 00:41:57.875
خدا نگهدارت باشه مري
فريزر عزيز همين براي من كافيه

00:42:00.596 --> 00:42:02.886
ديگه نبايد اينجا بموني جك

00:42:34.867 --> 00:42:38.129
به خاطر خودم مي‌گم

00:42:53.792 --> 00:42:57.269
بالاخره فهميدم خانم

00:43:00.682 --> 00:43:09.794
اين هم از پاكدامني و عفت
شما نمي‌خواي اعتراف كني؟

00:43:09.866 --> 00:43:16.678
فاحشه‌ي لعنتي ملكه‌ي
خيابوني زنيكه‌ي هرجايي

00:43:24.168 --> 00:43:27.670
آره مرد بيا جلو مرد
رو پات وايسا مرد

00:43:27.749 --> 00:43:29.862
از روي جنازه‌ي اون فاحشه‌ي كثيفت رد شو

00:44:39.493 --> 00:44:46.378
حالش خوبه جك؟ آه ... جك

00:45:03.985 --> 00:45:07.317
ممنون اينو بخور

00:45:15.120 --> 00:45:18.698
آه ... چي شد؟ !كشتمش

00:45:21.973 --> 00:45:32.374
مطمئني؟ مي‌دونم حسش مي‌كنم
!آه ... خدايا حالا چيكار كنيم؟

00:45:35.334 --> 00:45:41.350
به ترزاي پير گوش كن اون بهت
ضربه زد ممكن بود كشته بشي

00:45:41.423 --> 00:45:44.898
اين ممكنه راه نجات تو باشه

00:45:52.035 --> 00:45:57.354
ترزا خيلي خونسرد بود نقشه
رو من و اون با هم كشيديم

00:45:57.428 --> 00:46:01.180
... بايد يه جوري وانمود مي‌كرديم
انگار دزدها اين كار رو كردن

00:46:01.253 --> 00:46:05.078
ترزا مدام داستان رو براي
خانمش تكرار مي‌كرد من هم بالا رفتم

00:46:05.150 --> 00:46:10.184
و طناب زنگ اخبار رو بريدم
بعد مري رو روي صندلي بستم

00:46:10.265 --> 00:46:13.280
... انتهاي طناب رو يه‌كم
ساييدم تا به نظر طبيعي بياد

00:46:13.362 --> 00:46:14.679
موضوع نقره‌ها رو هم كه خودتون مي‌دونيد

00:46:14.753 --> 00:46:16.484
... بله مي‌دونم ... گيلاس سوم شراب هم

00:46:16.562 --> 00:46:19.374
براي اين بود كه موضوع
رو به رندال‌ها ربط بدي بله

00:46:19.451 --> 00:46:22.123
... بعد شمعداني رو انداختيم
جايي كه مري افتاده بود

00:46:22.199 --> 00:46:24.073
تا يه مقدار موم شمع روي لباسش بريزه

00:46:24.146 --> 00:46:27.722
... فكر نمي‌كردم پليس
بتونه متوجه اين نكته‌ها بشه

00:46:27.800 --> 00:46:31.381
وقتي متوجه شدم اون شرور وحشي
مرده و مري از دستش خلاص شده

00:46:31.455 --> 00:46:33.079
با خودم فكر كردم اين بهترين شب زندگي من بوده

00:46:33.158 --> 00:46:35.792
هنوز هم همچين حسي دارم
حتي اگه من رو به اين دليل دار بزنن

00:46:44.118 --> 00:46:49.615
اين حقيقت بود تمام حقيقت آقا

00:46:52.052 --> 00:47:02.757
خدايا بله بله تو حقيقت رو به
من گفتي ... اگه نديمه‌ي خانم

00:47:02.836 --> 00:47:03.808
با نوشيدن مشروب مخالف نبود

00:47:03.879 --> 00:47:05.933
و اون گيلاس شراب رو از دست تو قبول مي‌كرد

00:47:06.002 --> 00:47:09.158
ذكاوت تو حتي ممكن بود من رو هم فريب بده

00:47:09.238 --> 00:47:12.643
همون‌طور كه پليس رو فريب داد

00:47:15.537 --> 00:47:20.155
كي شما رو به من رسوند؟
چطور تونستيد من رو پيدا كنيد؟

00:47:20.232 --> 00:47:21.858
هيچ‌كس نمي تونست طناب رو اونجا ببره

00:47:21.938 --> 00:47:25.374
غير از يه آكروبات يا يه ملوان
... هيچكس غير از يه ملوان

00:47:25.450 --> 00:47:28.787
... نمي‌تونست اون طناب رو
اون‌طور به صندلي گره بزنه

00:47:28.862 --> 00:47:32.680
واضح بود كه خانم داره از كسي
حمايت مي‌كنه ... با اين شرايط

00:47:32.757 --> 00:47:37.101
مشخص بود خانم اون آدم رو دوست داره

00:47:39.855 --> 00:47:42.525
... قوه‌ي تخيل خيلي غريبي لازم نيست تا

00:47:42.604 --> 00:47:44.893
... خانم رو به افسر كشتي كه اون رو

00:47:44.971 --> 00:47:46.322
به اين كشور آورده مرتبط كنيم

00:47:49.981 --> 00:47:51.819
كروكر

00:47:54.294 --> 00:47:59.791
يه نفر مي‌خواد شما
رو ببينه من رو؟

00:48:31.871 --> 00:48:34.574
عزيزم، اين آقايون همه‌چيز رو مي‌دونن

00:48:34.653 --> 00:48:39.345
چيزي رو نمي‌شه
ازشون مخفي كرد مي‌دونم

00:48:39.420 --> 00:48:41.531
ايشون با تلگرام من رو خبر كرده

00:48:43.839 --> 00:48:49.151
حالا مي‌خوايد چيكار كنيد
آقاي هولمز؟ خب كاپيتن كروكر

00:48:49.231 --> 00:48:51.249
اين مسئله خيلي مهمه

00:48:51.318 --> 00:48:53.988
... من هنوز معتقدم با توجه به حرف‌هايي كه

00:48:54.068 --> 00:48:59.178
شما امشب به ما گفتيد مي‌شه
دستگاه قضايي انگلستان رو قانع كرد

00:48:59.251 --> 00:49:04.042
كه عمل شما دفاع از جان خودتون
بوده البته اين موضوعي هست كه

00:49:04.123 --> 00:49:08.853
هيئت منصفه بايد در موردش
تصميم بگيره در عين حال

00:49:08.925 --> 00:49:11.178
من احساس شما رو درك مي‌كنم

00:49:11.254 --> 00:49:13.273
... اگه قبول كني كه ظرف بيست و چهار ساعت آينده

00:49:13.343 --> 00:49:18.555
... به كلي ناپديد بشي من
قول مي‌دم كسي مزاحمت نشه

00:49:20.301 --> 00:49:23.671
اون‌وقت همه موضوع رو
مي‌فهمن؟ !معلومه كه مي‌فهمن

00:49:23.745 --> 00:49:28.367
اين چه جور پيشنهاديه؟ اين‌طوري
مري بايد تقاص كار من رو بده

00:49:28.443 --> 00:49:30.352
شايد به عنوان شريك جرم بازداشتش كنن

00:49:30.424 --> 00:49:37.270
نه آقا، اين كار شدني نيست
!تو بايد بري جك من جايي نمي‌رم

00:49:37.350 --> 00:49:41.831
آروم باش كاپيتن
داشتم آزمايشت مي‌كردم

00:49:41.907 --> 00:49:47.959
واتسن، معلوم مي‌شه اين آدم
روراسته اين مسئوليت بزرگيه

00:49:48.032 --> 00:49:51.161
اما من اون رو قبول
مي‌كنم ... اما بايد اين كار رو

00:49:51.232 --> 00:49:54.291
به شيوه‌ي كاملاً قانوني انجام
بديم كروكر! تو زنداني هستي

00:49:54.364 --> 00:49:55.501
واتسن؟

00:49:58.015 --> 00:50:02.329
تو هيئت منصفه‌ هستي ...
من تا حالا كسي رو نديدم

00:50:02.399 --> 00:50:09.737
كه بيشتر از تو براي اين جايگاه
مناسب باشه حالا آقاي محترم

00:50:09.809 --> 00:50:11.364
شما از شواهد مطلع شدين

00:50:11.447 --> 00:50:14.636
به نظر شما زنداني گناهكار
است يا بي‌گناه؟ بي‌گناه

00:50:14.716 --> 00:50:17.706
(نداي مردم، نداي پروردگار
(لاتين تبرئه شدي كاپيتن كروكر

00:50:23.068 --> 00:50:26.714
نه نه آقا، اين درست نيست كاپيتن؟

00:50:29.918 --> 00:50:31.864
اگه پليس اون بدبخت‌ها رو به جاي من دستگير كنه چي؟

00:50:31.940 --> 00:50:35.511
اون وقت چي مي‌شه؟ اون وقت
من از تمام قدرتم استفاده مي‌كنم

00:50:35.591 --> 00:50:39.096
تا به اون‌ها بفهمونم اشتباه
كردن اگه به تو مظنون شدن

00:50:39.176 --> 00:50:42.294
خب اون يه موضوع ديگه‌ست
البته فكر كنم احتمالش خيلي كم باشه

00:50:42.377 --> 00:50:47.870
يك سال ديگه برگرد پيش اين
خانم و آينده‌‌ي خودتون رو بساز

00:50:47.942 --> 00:50:51.518
كاري كن قضاوتي كه ما امشب
انجام داديم !باعث ناراحتي‌مون نشه

00:50:51.595 --> 00:50:53.400
!آه ... ممنونم

00:51:05.723 --> 00:51:10.243
خانم؟ يه سوال براي من باقي
مونده شما توصيف دقيق به ما دادين

00:51:10.315 --> 00:51:12.225
از مردي كه از اعتيادش به الكل ناراحت بود

00:51:12.298 --> 00:51:15.454
اما با شناختي كه الان پيدا
كرديم ... مشخص شد كه

00:51:15.532 --> 00:51:17.858
اين مشخصات با شوهر شما هماهنگ
... نبود، من مي‌خواستم بدونم

00:51:17.932 --> 00:51:23.557
پدرم بود مشخصات پدرم
بيچاره‌م بود آقاي دكتر

00:51:23.639 --> 00:51:26.736
اون به همين دليل داره مياد به انگليس

00:51:26.806 --> 00:51:30.101
... خودداري اون دليلي بود كه
من از رفتار همسرم وحشت نكنم

00:51:30.181 --> 00:51:32.991
چون قبل از ازدواج فكر مي‌كردم
اين جور آدم‌ها رو مي‌شناسم

00:51:33.069 --> 00:51:36.263
اما چقدر احمق بودم ممنون خانم

00:51:36.339 --> 00:51:41.060
مطمئن بودم كه حرف‌هاي شما
كاملاً واقعي هستن موفق باشيد

00:51:49.283 --> 00:51:51.013
... مثل اينكه از كاري كه امروز كرديم

00:51:51.091 --> 00:51:53.796
!و نتيجه‌اي كه بهش خيلي راضي نيستي

00:51:53.874 --> 00:51:58.252
!آ ... نه! از كارمون راضيم، معلومه كه راضيم

00:51:58.329 --> 00:52:00.095
... فقط برام راحت نبود كه

00:52:00.173 --> 00:52:02.249
... كه شما هم وظيفه‌ي قاضي رو به عهده گرفتي

00:52:02.328 --> 00:52:07.129
! هم وظيفه‌ي وكيل مدافع رو
زياد در بند ظاهر نباش واتسن

00:52:07.202 --> 00:52:10.534
همين ظواهر هستن كه جامعه رو مي‌سازن هولمز

00:52:12.871 --> 00:52:15.717
انسان رو از روي رفتارش مي‌شه شناخت

00:52:17.984 --> 00:52:21.698
!دقيقاً به همين دليله كه تو بي‌همتايي

00:52:32.129 --> 00:52:46.129
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.:: www.bolboljan.net ::.