﻿WEBVTT

00:00:19.568 --> 00:00:22.555
<c.red>داستان سينما: يك اديسه
قسمت اول: تولد سينما</c>

00:00:23.568 --> 00:00:29.555
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:49.568 --> 00:00:53.555
1944 جنگ جهاني دوم
سواحل نورماندي

00:00:59.179 --> 00:01:02.095
دسته ايي از گروهان متفقين در زير آب

00:01:02.120 --> 00:01:04.681
توسط تير بار هاي آلماني تيرباران شده اند

00:01:13.393 --> 00:01:14.656
روي آب جهنمي به پا
شده است

00:01:19.507 --> 00:01:21.562
گلوله ها به فلز برخورد كرده و صداي آن شنيده مي شود

00:01:24.507 --> 00:01:26.156
دوربين اتفاقات را دنبال مي كند

00:01:27.304 --> 00:01:30.365
اين صحنه در در ساحلي آرام در ايرلند فيلمبرداري شده است

00:01:32.214 --> 00:01:34.030
اما كارگردان اسيتون اسپليبرگ

00:01:34.055 --> 00:01:37.651
 با گلوله ، خون و بمب ها اين آرامش را بهم مي ريزد

00:01:39.348 --> 00:01:40.889
اين دروغي است كه حقيقت را مي گويد

00:01:44.928 --> 00:01:46.470
اين معناي فيلمسازي است

00:01:49.439 --> 00:01:52.734
هنري كه ما را وادار مي كند تا حضور در آن مكان را احساس كنيم

00:01:58.799 --> 00:02:01.504
زني جوان در پاريس چشم هايش را بسته است

00:02:01.529 --> 00:02:04.197
 تا گرماي آفتاب روي صورتش را احساس كند

00:02:10.099 --> 00:02:15.125
در آن زمان كه او قادر به ديدن نيست
يك اتفاق كوچك در خيابان در حال وقوع است

00:02:20.147 --> 00:02:24.989
نور سفيد رنگي تمام تصوير را ميگيرد
بين پيرزن و زن جوان ارتباطي برقرار مي شود

00:02:25.536 --> 00:02:28.373
ما مي خواهيم به درون تصوير برويم
تا بتوانيم به پير زن كمك كنيم

00:02:33.510 --> 00:02:35.096
اين معناي فيلمسازي است

00:02:35.635 --> 00:02:37.922
سينما وسيله ايي براي همذات پنداري است

00:02:46.260 --> 00:02:48.542
صحنه ساحل نورماندي و صحنه زن فرانسوي

00:02:48.567 --> 00:02:52.278
با استفاده از نور ، صدا و حقيقيت اين موضوع را اثبات ميكند

00:02:52.303 --> 00:02:54.369
سينما مي تواند بسيار بزرگ و باشكوه باشد

00:02:55.994 --> 00:02:59.297
داستان سينما داستان آن شكوه و عظمت است

00:03:00.443 --> 00:03:02.494
داستاني شگفت انگيز و سرشار از غافلگيري

00:03:06.079 --> 00:03:08.951
در نگاه اول شما ممكن است فكر كنيد كه داستان  سينما در مورد صحنه هايي

00:03:08.976 --> 00:03:11.640
 مثل اين صحنه از كازابلانكا است

00:03:11.665 --> 00:03:14.473
فيلم هايي با داستاني جذاب و ستارگاني كه در آن حضور دارند

00:03:14.498 --> 00:03:16.700
ولي كازابلانكا يك فيلم كلاسيك هاليوودي است

00:03:17.096 --> 00:03:19.549
اينگريد برگمن همچون ساير ستاره هاي هاليوودي است

00:03:19.950 --> 00:03:21.325
با چشماني درخشان

00:03:21.630 --> 00:03:23.562
كل فيلم در استوديو فيلمبرداري شده است

00:03:29.112 --> 00:03:31.012
فيلم هاي اين چنيني مثل كازابلانكا

00:03:31.014 --> 00:03:34.121
براي اينكه بتوان آن ها را به عنوان زندگي واقعي در نظر گرفت بيش از حد رمانتيك هستند

00:03:34.778 --> 00:03:39.864
در عوض در ژاپن فيلم هاي مثل اين فيلم بسيار به زندگي
 واقعي شبيه هستند ،اين فيلم ها فيلم هاي كلاسيك واقعي اند

00:03:41.455 --> 00:03:45.225
فيلم هاي رمانتيك داراي ريتم تندي هستند

00:03:45.246 --> 00:03:49.125
ولي  در اين صحنه از فيلم
خاطرات يك جنتلمن مستاجر داستان متوقف مي شود

00:03:57.054 --> 00:04:02.042
يك گربه  يك ساعت ديواري ، يك كتري كه
در آن آب به زودي جوش خواهد آمد

00:04:02.448 --> 00:04:07.236
تقريبا همه كادر مربعي فيلم با مربع ها ومستطيل هاي كوچكي پر شده است.

00:04:07.839 --> 00:04:12.625
كه آرامش و حسي خوب همچون آرامش حضور در معابد قديمي
 يوناني را تداعي مي كند .

00:04:15.080 --> 00:04:18.542
پس  فيلم هاي هاليوود كلاسيك نيست
فيلم هاي ژاپني كلاسيك هستند

00:04:26.011 --> 00:04:27.735
با صحبت كردن در باره ي  باكس آفيس و فروش فيلم ها

00:04:27.737 --> 00:04:31.891
اين باور به وجود مي آيد كه پول سينما را پيش مي برد

00:04:37.284 --> 00:04:38.222
از طريق فروش بليط ها

00:04:39.986 --> 00:04:40.713
يا با بازاريابي

00:04:40.883 --> 00:04:41.475
يا با نمايش جهان پر زرق وبرق

00:04:41.569 --> 00:04:42.211
يا  با مراسم هاي افتتاحيه

00:04:42.236 --> 00:04:43.068
و فرش قرمز

00:04:44.450 --> 00:04:45.396
اما اينطور نيست

00:04:46.648 --> 00:04:48.462
پول سينما را پيش نمي برد

00:04:48.790 --> 00:04:51.295
سرمايه دارها از درون انسان ها خبر ندارد

00:04:51.420 --> 00:04:54.421
و يا نمي دانند كه سينما چه هنر والايي است

00:04:54.804 --> 00:04:57.643
حال كه پول سينما رو پيش نمي برد پس محرك آن چيست ؟

00:04:58.420 --> 00:05:00.833
جواب : ايده ها

00:05:01.267 --> 00:05:05.071
حال تماشا كنيد چطور نمايي از حباب ها به يك ايده در تاريخ سينما تبديل مي شود

00:05:08.550 --> 00:05:10.639
در اين صحنه از فيلم « مرد بيگانه » محصول سال 1946 ساخته

00:05:10.664 --> 00:05:14.217
كارگردان بريتانيايي كارول ريد

00:05:14.506 --> 00:05:15.768
مردي دچار دردسر شده است

00:05:16.620 --> 00:05:20.348
او مشكلاتش را در حباب هاي تشكيل شده روي نوشيدني اش مي بيند

00:05:21.338 --> 00:05:23.941
حالا به دومين نماي بسته از حباب هاي يك نوشيدني نگاه كنيد

00:05:24.160 --> 00:05:27.589
دوباره ، شخصيتي دچار دردسر شده است
و تو فكر فرو رفته است

00:05:30.048 --> 00:05:35.562
 از آن جا كه كارگردان فيلم ژان لوك گدار كارهاي كارول ريد را
دوست داشته و آن ها را ستايش مي كرده است

00:05:35.587 --> 00:05:38.763
احتملا بيست سال بعد زماني كه اين صحنه را فيلمبرداري مي كرده

00:05:38.834 --> 00:05:41.371
به فيلم «مرد بيگانه» فكر كرده است

00:05:44.726 --> 00:05:49.017
حالا به فيلم «راننده تاكسي »ساخته مارتين اسكورسيزي
و محصول 1976 نگاه كنيد

00:05:53.707 --> 00:05:58.028
از آنجا كه اسكورسيزي عاشق فيلم هاي ژان لوك گدار و كارول ريد است

00:05:58.053 --> 00:06:02.182
به همين خاطر از همان ايده استفاده مي كند. شخصيت به حباب ها نگاه ميكند

00:06:02.207 --> 00:06:06.447
و در آن مشكلاتش را مي بنيد
و يا  مي توان گفت او به كهكشاني تشكيل شده در آب نگاه  ميكند

00:06:10.446 --> 00:06:12.388
ايده هاي تصويري بيش از پول و بازاريابي

00:06:12.413 --> 00:06:15.492
در پيشبرد سينما نقش دارند

00:06:19.904 --> 00:06:21.565
يك نو آوري و خلاقيت درون اين ايده ها نهفته است

00:06:24.114 --> 00:06:27.686
هميشه پول و صنعت سينما كارساز نيست
زماني كه در تاريكي نشسته ايم

00:06:27.711 --> 00:06:32.309
اين تصورات و ايده هاي بصري اند  كه در ما هيجان به وجود مي آورند
نه پول و بازار فيلم

00:06:33.443 --> 00:06:36.665
ولي اگر اين سرمايه داران نيستند كه سينما را كنترل مي كنند ،
 پس چه كساني آن را اداره مي كنند ؟

00:06:37.261 --> 00:06:39.473
چه كسي مي داند چطور به درون ذهن و تفكرات شما وارد شود ؟

00:06:39.864 --> 00:06:40.994
ديويد لينچ مي داند

00:06:42.197 --> 00:06:43.919
باز لورمن  مي داند

00:06:44.684 --> 00:06:48.641
و يا به شكل ديگر سميرا مخملباف مي داند

00:06:50.085 --> 00:06:53.949
داستان سينما يك اديسه  يك فيلم جاده ايي
در سرتاسر جهان است تا در آن

00:06:53.974 --> 00:06:57.080
ابداع گران ، مردم و فيلم هايي كه

00:06:57.105 --> 00:07:01.882
به اين هنر متعالي و توصيف ناپذير  زندگي بخشيده اند را پيدا كند

00:07:01.889 --> 00:07:03.821
هنر سينما

00:07:06.227 --> 00:07:07.876
و حالا سوپرايز سوم

00:07:08.657 --> 00:07:11.915
در دهه 70 ميلادي شما با صحنه هايي اين چنيني آشناييد

00:07:13.870 --> 00:07:17.364
دوربين همچون گلوله ايي  با سرعت به سمت جلو مي رود
تاير ماشين جيغ مي كشد

00:07:17.370 --> 00:07:21.747
در خيابان ماشيني در حال تعقيب قطاري است
اين يك داستان جذاب خواهد بود

00:07:25.731 --> 00:07:30.340
فيلم هاي جديد آمريكايي بسيار با شكوه اند
و در اينجا در داكار سنگال

00:07:30.365 --> 00:07:33.621
در فيلم هاي دهه 70 شان  هيجاني همچون
 خيابان هاي لس آنجلس وجود دارد

00:07:36.346 --> 00:07:37.766
اين يك غافلگيري واقعي است

00:07:38.846 --> 00:07:41.625
خيلي از تصورات ما از فيلم و سينما اشتباه است

00:07:44.218 --> 00:07:46.151
حال زمان آن رسيده است كه دوباره نقشه تاريخ سينما

00:07:46.153 --> 00:07:48.795
را در ذهنمان ترسيم كنيم

00:07:50.421 --> 00:07:54.176
تاريخ سينمايي ما در ذهن داشته ايم اساسا غلط است
و به واسطه كوتاهي ما ( در شناخت فيلم هاي جهان ) نژادپرستانه است

00:07:58.646 --> 00:08:00.493
«داستان سينما يك اديسه »

00:08:00.496 --> 00:08:03.338
يك تاريخ سينماي  هيجان انگيز و غير قابل پيشبيني خواهد بود

00:08:03.619 --> 00:08:06.885
شما را  سر جايتان ميخكوب خواهد كرد
و شبيه به يك ماشين سواري پر هيجان خواهد بود

00:08:10.619 --> 00:08:16.885
1918 سال هاي 1895 تا
جهان با شكل جديدي از هنر آشنا مي شود

00:08:31.051 --> 00:08:33.016
نيوجرسي ،ساحل شرقي آمريكا

00:08:34.932 --> 00:08:37.989
يك مادر و دو دخترش در حال رفتن به سينما هستند

00:08:39.764 --> 00:08:40.682
چرا ما اينجا هستيم ؟

00:08:41.424 --> 00:08:43.905
چون اين جا يك اتفاق فوق العاده رخ داده است

00:08:44.554 --> 00:08:47.998
در دهه 1890 سينما در اينجا متولد شد

00:08:51.178 --> 00:08:52.650
ليون ، فرانسه.

00:08:54.749 --> 00:08:56.626
دو هم كلاسي در حال رفتن به سينما اند

00:08:59.924 --> 00:09:04.004
با احتمال قوي تر نسبت به نيو جرسي
سينما در اين جا متولد شده است

00:09:07.905 --> 00:09:10.710
چه چيزي در نيوجرسي است كه ما را به سينما برساند ؟

00:09:12.592 --> 00:09:18.928
ما اين مرد را پيدا مي كنيم توماس اديسون
اديسون سرشار از اشتياق و جنون براي اختراع كردن بود

00:09:20.211 --> 00:09:23.502
اينجا دفتري است
كه اديسون در آن لامپ حبابي

00:09:23.527 --> 00:09:25.013
و دستگاه فونو گراف را اختراع كرد

00:09:26.080 --> 00:09:29.197
اين ميز اوست
با دسته بندي مرتب و چيدماني

00:09:29.634 --> 00:09:31.553
با وسواس خاص
همچون شخصيت خودش

00:09:33.121 --> 00:09:34.827
اين كارخانه اديسون است

00:09:36.853 --> 00:09:40.510
وسايل و ماشين هاي زيباي عصر ويكتوريايي
كاملا مشهود اند

00:09:45.333 --> 00:09:47.535
به اين تابلو روي ديوار نگاه كنيد
روي اين تابلو جمله ايي

00:09:47.560 --> 00:09:49.335
از جاشوآ رينولدز نقاش نوشته شده است

00:09:49.634 --> 00:09:52.401
هيچ ترفند و و راهي وجود ندارد كه انسان را

00:09:52.426 --> 00:09:55.527
از مشغول به انديشيدن باز دارد

00:09:56.488 --> 00:09:59.105
اديسون اين جمله را دوست داشت و از آن استفاده كرد
و در سرتاسر كارخانه آن را قرار داد

00:09:59.130 --> 00:10:03.015
چون همكاران وي نمي خواستند كه آن جمله فقط روي يك ديوار باشد

00:10:04.206 --> 00:10:06.859
كارخانه اديسون ، كارخانه ايده ها بود

00:10:11.955 --> 00:10:13.542
قبل از اديسون ، بازار هاي سرگرمي

00:10:13.567 --> 00:10:18.999
، سيرك ، فانوس خيال.
و شعبده بازي وجود داشت

00:10:25.592 --> 00:10:29.840
تصاوير در آينه ها باز تاب مي شدند
و يا در دورتادور جعبه ها مي چرخيدند

00:10:43.993 --> 00:10:46.806
اين فقط در شهرهاي رويايي (شهر بازي) اتفاق نمي افتاد

00:10:48.290 --> 00:10:52.852
بلكه در شهر هاي معمولي مثل اينجا :
 ليدز در انگلستان نيز اتفاق افتاد

00:10:56.121 --> 00:10:59.989
جورج ايستمن آمريكايي اولين كسي بود كه ايده
قرار دادن تصاوير را پشت سر هم ارائه داد

00:11:03.740 --> 00:11:06.686
اديسون و همكارش ديكسون به اين فكر افتادند

00:11:06.711 --> 00:11:12.158
كه اگر اين عكس ها را در جعبه ايي بچرخانند

00:11:12.183 --> 00:11:14.563
توهم حركت به وجود خواهد آمد

00:11:16.234 --> 00:11:21.338
به اين اختراع اديسون كه نامش « ماريا سياه » نگاه كنيد

00:11:24.748 --> 00:11:29.813
اديسون و ساير كساني كه عاشق ابداع گري در سينما بودند

00:11:29.838 --> 00:11:33.882
فهميدند كه وراي اين دستكاه و ماشين هايي كه سينما به آن احتياج دارد

00:11:33.907 --> 00:11:37.343
سينما به نور احتياج دارد

00:11:39.121 --> 00:11:42.757
احتمالا آن ها فكر نمي كردند
كه سينما «هنر نور » خواهد شد

00:11:45.469 --> 00:11:48.478
ولي هر طور شده ، اديسون با ساخت اين جعبه چرخدار

00:11:48.503 --> 00:11:50.254
سعي كرد كه بالا آمدن خورشيد
را دنبال كند

00:11:51.128 --> 00:11:54.165
به وسيله اين جعبه چرخدار اديسون اولين قدم

00:11:54.190 --> 00:11:57.284
در كارگرداني را برداشت

00:11:58.518 --> 00:12:03.176
اديسون بر اين باور بود كه سينما اتاق تاريكي است
كه نور ماده اصلي آن است

00:12:04.152 --> 00:12:05.882
او در اين جا چند فيلم كوتاه ساخت

00:12:08.260 --> 00:12:10.067
به عنوان مثال بوسه اين زوج

00:12:10.488 --> 00:12:13.032
لحظه ايي كه همه مردم آن را درك مي كردند

00:12:17.400 --> 00:12:19.196
وقتي كه براي ديدن فيلم  شما مجبور بوديد

00:12:21.671 --> 00:12:23.234
به درون چيزي مثل اين نگاه كنيد
 پس اين كافي نبود

00:12:23.420 --> 00:12:27.367
اين وسيله  خيلي كوچك و خصوصي بود
سينما بايد بزرگتر مي شد

00:12:27.945 --> 00:12:28.985
 و اين اتفاق افتاد

00:12:32.633 --> 00:12:33.709
اينجا در اين خانه در ليون

00:12:34.498 --> 00:12:39.411
در ذهن اين دو مرد سرشار از اشتياق لوئي لومير و برادرش آگوست

00:12:41.157 --> 00:12:43.329
اين برادر ها نيز به اندازه اديسون خلاق و مشتاق بودند

00:12:43.871 --> 00:12:46.490
به خصوص لوئي كه در زمينه مكانيكي و تكنيكي بسار باهوش بود

00:12:47.016 --> 00:12:50.899
او فهميد كه قلابي كه كه منجر به حركت در آمدن ماشين ريسندگي مي شود در براي

00:12:50.924 --> 00:12:55.134
جلو بردن فيلم نيز مي توان از آن استفاده كرد-
اين چنين نوار فيلم جلو مي رود ، مي ايستد ، جلو مي رود ، ظاهر مي شود
،

00:12:55.159 --> 00:12:58.414
جلو مي رود ،مي ايستد ،ظاهر مي شود

00:12:59.694 --> 00:13:02.157
اين يكي از اولين دوربين هاي لومير هاست

00:13:02.290 --> 00:13:03.217
از پشت دوربين  نوري وارد مي شد

00:13:03.242 --> 00:13:06.021
و دوربين به پروژكتور تبديل مي شد

00:13:06.855 --> 00:13:08.675
براي توصيف ثمره اين دستگاه اين جمله از لئو تولستوي را در نظر بگيريد

00:13:08.677 --> 00:13:12.753
«ماشين هاي پر سر و صدا همچون طوفان هاي بشر مي مانند

00:13:14.656 --> 00:13:17.979
اين يكي از اولين فيلم هاي برادران لومير گرفتند

00:13:24.439 --> 00:13:26.598
يك مستند كوتاه از زندگي روزمره

00:13:26.623 --> 00:13:30.572
كارگران از كارخانه ايي خارج مي شوند
اين كارخانه خود لومير هاست

00:13:31.592 --> 00:13:35.763
حال اين همان كارخانه است
مكان تولد اولين فيلم تاريخ سينما

00:13:35.765 --> 00:13:37.176
 سرچشمه و مبدا آن

00:13:45.344 --> 00:13:48.850
اين براي لومير ها كافي نبود كه فقط فيلم هاي خانگي ضبط كنند

00:13:49.152 --> 00:13:50.905
آن ها دوست داشتند كه فيلم ها را نمايش دهند

00:13:50.930 --> 00:13:55.677
نه مثل اديسون در يك جعبه و فقط به چند نفر
 بلكه به گروهي از مردم

00:14:00.246 --> 00:14:02.835
در 28 دسامبر سال 1895

00:14:02.860 --> 00:14:06.302
در ساختماني در بلوار كاپوسين پاريس

00:14:06.327 --> 00:14:08.536
فيلم خود را در پروژكتور گذاشتند

00:14:11.276 --> 00:14:16.161
نور از درون آن به روي صفحه نمايش افتاد
اين خارق العاده بود

00:14:19.438 --> 00:14:22.889
امروز درك آن جادو و براي ما مشكل است

00:14:29.061 --> 00:14:32.580
اين يكي از اولين فيلم هاي برادران لومير است
كه در بلوار كاپوسين

00:14:32.648 --> 00:14:34.215
 فيلمبرداري و پخش شد

00:14:35.769 --> 00:14:37.791
گفته شده است كه تماشاچيان حاضر در سالن دچار وحشت شده اند

00:14:37.816 --> 00:14:39.955
چون فكر مي كردند كه قطار وارد سالن مي شود

00:14:40.439 --> 00:14:43.230
اين مسئله امروزه خنده دار به نظر مي رسد
ولي به اين نگاه كنيد

00:14:47.378 --> 00:14:50.935
پروژكتور نور را روي ساختماني در ليون قرن بيست و يكم
انداخته شده است

00:14:51.343 --> 00:14:52.845
كه منجر به يك تصوير هراس آور مي شود

00:14:53.235 --> 00:14:56.042
تصاوير ديجيتالي كه ما نمونه اي آن را قبلا
نديده بوده ايم

00:14:56.494 --> 00:14:59.901
شوك اين تصاوير براي ما همچون شوك ورود قطار لومير هاست

00:15:01.103 --> 00:15:05.228
چيزي كه اتفاق افتاده است
ستاره ايي نوراني است

00:15:05.253 --> 00:15:08.358
براي اولين بار پا به اين جهان گذاشته است

00:15:20.459 --> 00:15:22.150
نه لوميرها ، نه اديسون و

00:15:22.175 --> 00:15:25.023
 نه ساير ابداع گران سينما مي دانستند كه فيلم ها

00:15:25.048 --> 00:15:27.793
چقدر بزرگ وباشكوه خواهند شد

00:15:29.209 --> 00:15:35.640
فيلم ها به ما كمك كردند تا حس هاي مختلف را مثل حس فرار
تجربه كنيم و يا تصورات جنسي مان را ببينيم

00:15:35.665 --> 00:15:38.293
اتاق هاي گاز نازي ها را براي ما به تصوير كشيدند

00:15:38.723 --> 00:15:41.871
ما را وسوسه مي كردن كه بخواهيم پرنسس ، قهرمان
يا كابوي بودن را تجربه كينم

00:15:46.243 --> 00:15:48.994
نه لومير و نه اديسون نمي توانستند تصور كنند

00:15:49.019 --> 00:15:50.516
كه يك روز فلش بك در فيلم ها اختراع خواهد شد

00:15:50.637 --> 00:15:52.606
 آن ها نمي دانستند فلش بكي در آثار شكسپير است

00:15:54.008 --> 00:15:55.557
آن ها نمي دانستند  كه چكونه جنگ به تصوير كشيده خواهد شد

00:15:57.602 --> 00:16:00.881
چگونه وحشت ساحل نورماندي به تصوير كشيده مي شود

00:16:05.458 --> 00:16:08.154
سينما در ذهن ما يك حافظه تصويري مي سازد كه بتوانيم

00:16:08.179 --> 00:16:10.713
زماني كه كسل ، ناراحت و يا شاد هستيم از آن استفاده كنيم

00:16:14.923 --> 00:16:18.462
فيلم ها به بزرگترين آينه جهان تبديل مي شوند

00:16:18.487 --> 00:16:23.684
و  نيز به چكشي تبديل مي شوند كه با ضربه هايي متعدد واقعيت را شكيل ميكند

00:16:27.177 --> 00:16:29.985
در اواخر سال 1896

00:16:30.010 --> 00:16:32.550
بيشتر مردم جهان از اختراع جديد «سينما» با خبر شدند

00:16:34.093 --> 00:16:38.016
تقريبا همه فكر مي كردند كه سينما عامه پسند بوده
و بيشتر مخاطبانش طبقه كارگر مي باشند

00:16:38.540 --> 00:16:44.582
اين جوك و غافلگيري هاي سينما خيلي ساده بودند
و خيلي زود خسته كننده شد

00:16:45.453 --> 00:16:49.494
به همين خاطر در حدود سال 1898 كارگردان هاي تازه كار

00:16:49.519 --> 00:16:54.075
تصميم گرفتن كه تغييري در سينما به وجود بياورند
و آن را از صنعت به هنر تبديل كنند

00:16:54.552 --> 00:16:56.391
و چيزي هيجان انگيز به آن اضافه كنند

00:16:59.198 --> 00:17:03.483
براي مثال . در پاريس يك شعبده باز به نام ژرژ مليه س

00:17:03.508 --> 00:17:08.637
در شب اول تئاترش در بلوار كاپوسين از ان فيلم گرفت

00:17:09.421 --> 00:17:12.099
آن فيلم از بين رفت
ولي در آن فيلم اين اتفاق افتاد

00:17:13.887 --> 00:17:16.458
دوربين جمع مي شود و دوباره شروع به كار مي كند

00:17:16.966 --> 00:17:20.971
وقتي به حاصل اين كار نگاه مي كنيم گويي تراموا محو شده است

00:17:21.956 --> 00:17:23.960
درست مثل اين مردم كه اينجا محو مي شوند

00:17:27.425 --> 00:17:29.522
اين اولين حيله ي سينما است

00:17:33.014 --> 00:17:36.277
در اين صحنه او دوباره با همان تكنيك
به جاي تراموا ناپديد شده

00:17:36.302 --> 00:17:38.222
يك مرد را ظاهر مي كند

00:17:42.158 --> 00:17:48.345
ممكن است بگوييد اين بر اساس اتفاق اختراع شده است
اما براي سينما قدمي به سمت جلو مي باشد

00:17:51.731 --> 00:17:54.828
در جايي كه لوميرها اولين تصاوير مستند را فيلمبرداري كردند

00:17:54.853 --> 00:17:58.263
مليه  به اولين كارگردان جلوه هاي ويژه تبديل شد

00:17:59.396 --> 00:18:02.772
فيلم ديگر او يعني « ماه در يك متري » نيز مردم را شگفت زده كرد

00:18:03.253 --> 00:18:07.887
امروز در ليون در فستيوال نور ها ، ماه  را بر فراز شهر

00:18:07.912 --> 00:18:09.912
براي اداي دين به مليه س و برادران لومير

00:18:14.293 --> 00:18:17.208
كه معني نام خانوادگي شان نور مي باشد ، مي درخشانند

00:18:19.210 --> 00:18:22.985
در اين سال ها در ساير كشور ها سينما را
 يك چيز پيش پا افتاده و هنري فرعي مي دانستند

00:18:23.010 --> 00:18:24.647
در حالي كه فرانسوي ها آن را خيلي جدي گرفتند

00:18:25.067 --> 00:18:27.043
مورخ سينما
 ژان ميشل فردو

00:18:27.168 --> 00:18:29.806
فرانسوي ها به واسطه انقلابي كه داشته اند

00:18:29.831 --> 00:18:33.055
و همچنين داشتن روياي نمايش دادن چيزي به جهان و به خودشان

00:18:33.080 --> 00:18:36.843
كاري متفاوت از ساير جهان .

00:18:36.868 --> 00:18:40.438
با سينما انجام دادند

00:18:40.463 --> 00:18:42.796
ما آن را لومير (نور ) مي ناميم

00:18:42.821 --> 00:18:46.953
 درسته كه سينما را لومير به وجود آورد
ولي پيش از آن اين لومير(نور )

00:18:46.955 --> 00:18:50.435
فلسفه اصلي انقلاب فرانسه
،

00:18:50.460 --> 00:18:53.987
كارهاي كانت و خيلي چيز هاي ديگر بود

00:18:54.912 --> 00:18:57.860
با گذشته دهه ها فرانسوي ها بر اين اعتقاد بوده اند

00:18:57.885 --> 00:19:00.847
كه سينما نشانه ايي است كه از طريق آن مي توان
به ساير كشورها فهماند كه

00:19:00.872 --> 00:19:05.732
در كشوري كه سينما درآن اختراع شده است
فيلمسازها با ديگر فيلمسازهاي جهان متفاوت اند

00:19:08.546 --> 00:19:11.705
در فرانسه اولين فيلمساز زن تاريخ سينما

00:19:11.730 --> 00:19:16.047
آليس گاي بلاش  كه دوست داشت كه كاري شبيه به كارهاي شعبده بازي
 مليه س انجام دهد شروع به كار كرد

00:19:21.069 --> 00:19:24.892
برايتون انگلستان در عصر ويكتوريا دوران فعالي را تجربه مي كرد

00:19:26.767 --> 00:19:30.215
شايد اين هيجان و نور
دليل اين باشد يك عكاس محلي

00:19:30.240 --> 00:19:34.428
به نام جورج آلبرت اسميت به يك از اولين مخترعان سينما
تبديل شود

00:19:40.662 --> 00:19:43.684
در يكي از اولين فيلم هايش از بالاي قسمت جلوي قطار

00:19:43.709 --> 00:19:46.785
حركت تركي همچون حركت روح طراحي ميكند

00:19:46.810 --> 00:19:48.253
كه  به اسم «حركت شبح» مشهور است

00:19:48.944 --> 00:19:51.086
درست مثل روحي كه فضا را مي شكافد و جلو مي رود

00:20:00.143 --> 00:20:02.121
چيزي جادويي در اين نماها نهفته است

00:20:03.235 --> 00:20:07.192
در يكي از بهترين مستند هاي تاريخ سينما درباره هولوكاست
كلود لنزمن كارگردان

00:20:07.217 --> 00:20:11.917
با خلق حركت دوربين روي ريلي
كه يهوديان را به اتاق گاز مي برد

00:20:12.372 --> 00:20:15.606
از «حركت شبح» براي بيان يك مسئله اخلاقي استفاده مي كند

00:20:19.182 --> 00:20:22.555
در شكلي كاملا متفاوت
كارگردان استنلي كوبريك از « حركت شبح»

00:20:22.555 --> 00:20:26.614
در پايان فيلمش 2001 يك اديسه فضايي استفاده مي كند

00:20:27.175 --> 00:20:30.512
دوربين در ميان رنگ هاي روشن كهكشهان به سمت جلو مي رود

00:20:30.512 --> 00:20:34.036
 دوربين همراه با شخصيت اصلي فيلم و خود فيلم

00:20:34.061 --> 00:20:37.836
سفري و كشفي خارج از تن را تجربه مي كند

00:20:40.603 --> 00:20:44.825
در سال 1900 اسميت اولين كلوزآپ تاريخ سينما را گرفت

00:20:47.215 --> 00:20:49.511
تا پيش از او فيلمساز ها از نماهاي بازتر استفاده مي كردند

00:20:49.511 --> 00:20:51.606
چون آن ها نمي دانستند نماهاي ديگر هم مي توان گرفت

00:20:51.606 --> 00:20:53.778
و يا مي ترسيدند به سوژه نزديك شوند چون فكر مي كردند

00:20:53.803 --> 00:20:56.601
با اين كار ممكن است مخاطب گيج شود

00:20:57.546 --> 00:21:00.671
اسميت با اين نماي بسته گفت

00:21:00.696 --> 00:21:04.185
مي خواهد  غذا خوردن گربه را با جزئيات بيشتري نشان دهد

00:21:04.186 --> 00:21:08.820
اين برش بين نماي باز و بسته نه تنها به كار آمد بلكه كاملا
طبيعي به نظر رسيد

00:21:09.350 --> 00:21:11.252
و به همين صورت كلوزآپ متولد شد

00:21:14.402 --> 00:21:15.990
فيلم هاي  برخي از فيلمساز هاي بزرگ را

00:21:15.990 --> 00:21:18.017
را نمي توان بدون نماهاي بسته شان تصور كرد

00:21:19.127 --> 00:21:22.211
دراين صحنه فوق العاده از فيلم
اكتبر سرگئي آيزنشتاين

00:21:22.236 --> 00:21:25.305
ماموران دولت پل را باز مي كنند

00:21:25.330 --> 00:21:27.681
تا بتوانند جلوي وقوع شورش و انقلاب را بگيرند

00:21:28.076 --> 00:21:31.255
اين نماي بسته از دست و موهاي زن مرده ايي

00:21:31.255 --> 00:21:33.200
كه در حال افتادن از روي پل است

00:21:33.225 --> 00:21:36.717
حس واقعي اين جنبش و عمق تراژدي را به مخاطب القا مي كند

00:21:41.976 --> 00:21:44.564
در فيلم روزي روزگاري در غرب سرجيو لئونه

00:21:44.564 --> 00:21:49.292
زماني كه چارلز برانسون در نماي
كلوزآپ به چشم هاي هنري فاندا نگاه مي كند

00:21:49.317 --> 00:21:53.507
ما متوجه مي شويم كه فاندا همان قاتلي است كه برانسون

00:21:53.532 --> 00:21:55.941
همه عمر دنبال وي مي گشته است

00:22:19.214 --> 00:22:23.643
به آمريكا بر ميگرديم
انوك جي ركتور سينما به شكلي ديگر توسعه داد

00:22:24.165 --> 00:22:27.759
و براي فيلمبرداري يك صحنه از مبارزه بوكس

00:22:27.759 --> 00:22:32.694
به جاي استفاده از فيلم معمولي 35 ميليمتري از
فيلم عريض 63 ميلي متري استفاده كرد

00:22:33.440 --> 00:22:36.222
تصوير بازتر فعاليت هاي بيشتري را به تصوير مي كشيد

00:22:36.965 --> 00:22:39.145
سينماي « تصوير عريض » متولد شد

00:22:39.812 --> 00:22:44.695
هر چند كه امروز معمولي به نظر مي رسد
اما تا سال 1953 از آن استفاده نشد

00:22:47.128 --> 00:22:49.249
سينما همينطور جلو مي رفت

00:22:49.604 --> 00:22:51.869
هرچند كه در ابتدا به عنوان يك هنري فرعي نوپا شناخته مي شد

00:22:51.894 --> 00:22:54.261
وهمچون فست فود بامزه به نظر مي آمد

00:22:56.182 --> 00:22:59.950
اما يك تفاوت مشخص داشت

00:23:03.974 --> 00:23:05.427
و آن هم زبان جديدش بود

00:23:05.452 --> 00:23:07.495
زباني از ايده ها

00:23:25.589 --> 00:23:28.948
سال هاي اوليه 1900 ميلادي اتفاقات مهمي در زندگي
 بشر رقم خورد

00:23:29.919 --> 00:23:31.492
اولين هواپيما پرواز كرد

00:23:31.993 --> 00:23:35.879
آلبرت اينشيتين اعلا م كرد كه آن نوري كه در سالن سينما
به روي پرده مي افتد

00:23:35.904 --> 00:23:38.353
تنها چيز پايدار اين جهان خواهد بود

00:23:39.307 --> 00:23:43.330
در اينجا در كپنهاگ ديگر فيزيكدان ها نظريه
اينيشتن را گسترش دادند

00:23:44.497 --> 00:23:45.959
كشتي تايتانيك غرق شد

00:23:47.022 --> 00:23:48.536
جنگ جهاني اول آغاز شد

00:23:50.055 --> 00:23:53.131
در قياس با اين اتفاقات و تغييرات بزرگ
تغييرات و پيشرفت سينما ناچيز به نظر مي رسيد

00:23:53.778 --> 00:23:54.775
اما اين طور نيست

00:23:56.439 --> 00:24:00.748
در سال 1903 فيلمساز ها  نشانه هاي بصري
و چگونگي تصوير برداري را پيش بردند

00:24:04.046 --> 00:24:08.907
ولي آن ها مجبور بردند با يك چيز آشنا بشوند
«برش»

00:24:09.681 --> 00:24:11.280
تدوين سينما را ساخت

00:24:14.694 --> 00:24:17.669
براي اين كه چگونه اين اتفاق افتاد نگاه كنيد به  فيلم
زندگي يك آتش نشان آمريكايي

00:24:17.694 --> 00:24:23.284
كه در سال 1903 توسط مرد مشهور پنسلوانيايي به نام
 ادوين سانتون پورت ساخته شد ، نگاه كنيد.

00:24:27.144 --> 00:24:31.977
آتش نشاني بيرون از خانه از راه مي رسد
و براي نجات يك مادر و دختر گير افتاده در بين شعله ها آمده است

00:24:34.394 --> 00:24:36.174
ما در ابتدا صحنه بيرون از خانه و اتفاقات در خيابان را دنبال مي كنيم

00:24:52.711 --> 00:24:56.159
حالا همان اتفاقات را از داخل خانه نگاه مي كنيم

00:25:07.450 --> 00:25:10.672
چند سال بعد ، پورتر دوباره فيلم را تدوين كرد

00:25:11.261 --> 00:25:13.974
اين بار بعد از اينكه آتش نشان مي رسد

00:25:13.999 --> 00:25:17.141
ابتدا به داخل خانه مي رويم
 تا اولين تلاش ها برا نجات آن ها را ببينيم

00:25:17.166 --> 00:25:20.715
سپس ، به بيرون مي رويم و مادر را مي بينم كه
 از نردبان  پايين مي آيد

00:25:20.740 --> 00:25:24.267
سپس دوباره داخل خانه مي رويم و
 ميبينيم كه آتش نشان در حال نجات دختر بچه است

00:25:24.267 --> 00:25:26.205
و دوباره به بيرون باز مي گرديم

00:25:26.804 --> 00:25:29.867
تماشاچياني كه داستان را دنبال مي كردند
همه اتفاقات را فقط از داخل خيابان مي ديدند

00:25:29.867 --> 00:25:34.068
اما اين خيابان از رو صفحه ناپديده شده و به مكاني ديگر

00:25:34.068 --> 00:25:38.774
، به يك اتاق تبديل مي شود

00:25:39.800 --> 00:25:41.722
چنين چيزي تا پيش  از اين در سينما اتفاق نيافتاده بود

00:25:43.208 --> 00:25:46.766
نسخه اوليه فيلم را مي توان تئاتري ناميد

00:25:46.766 --> 00:25:52.040
چون در آن شكست در مكان اتفاق نمي افتد
ولي تكران در زمان شبيه به تكرار در وقوع اتفاقات مي شد

00:25:52.476 --> 00:25:55.927
در نسخه دوباره تدوين شده
فيلم داراي يك خط زماني متداوم است

00:25:56.098 --> 00:25:58.542
ما اتفاقات را مرتب شده پشت سر هم ميبينيم

00:25:58.567 --> 00:26:00.869
كه در آن مكان تغيير پيدا ميكند

00:26:01.338 --> 00:26:05.493
فيلمساز ها در حال آموختن ، تجربه كردن
 و انديشيدن به اينكه

00:26:06.800 --> 00:26:11.031
  امكان اين وجود دارد كه اتفاقات را پشت سر هم
و از اين مكان به مكان ديگر نشان داده شوند ، بودند

00:26:12.424 --> 00:26:14.613
اين ساخت  سكانسهاي دنبال كننده را نيز ممكن بود

00:26:15.269 --> 00:26:16.844
سينما هنري مستقل شده بود

00:26:17.032 --> 00:26:18.680
اين جنبشي جدي بود

00:26:19.242 --> 00:26:23.137
تقريبا تمامي صحنه هاي انتخاب شده از فيلم ها در
داستان سينما

00:26:23.137 --> 00:26:27.430
از چنين روايت داستان گويي استفاده مي كنند
«تدوين تداومي»

00:26:27.836 --> 00:26:30.890
در تدوين تداومي عبارت «بعد» مهم است

00:26:31.656 --> 00:26:33.085
اين عبارت نشانه اصلي تدوين تداومي است

00:26:33.744 --> 00:26:37.473
و اين عبارت سينماي تئاتر گونه را به سينما زنده تبديل كرد

00:26:38.127 --> 00:26:40.276
ولي پورتر ؟
او همه چيز زندگي اش را

00:26:40.253 --> 00:26:44.824
در دوران سقوط وال استريت در دهه 20 از دست داد
و در سال 1941 مرد و به فراموشي سپرده شد

00:26:49.886 --> 00:26:53.569
اينكه بخواهيم پرش هاي مفهومي هنر تدوين
را فراموش كنيم كار ساده ايست

00:26:53.569 --> 00:26:56.813
ولي 21 سال بعد از زندگي يك آتش نشان آمريكايي

00:26:56.813 --> 00:27:01.588
نابغه سينماي كمدي باستر كيتون
در صحنه ايي با استفاده از تكنيك دو تصوير مشابه

00:27:01.588 --> 00:27:03.293
در ياد هاي ما ماندگار شد

00:27:03.901 --> 00:27:05.734
كيتون در فيلم در نقش يك آپاراتچي سينما
ظاهر شد

00:27:06.029 --> 00:27:07.050
او خوابش مي برد

00:27:07.565 --> 00:27:09.104
خواب سينما را مي بيند

00:27:09.616 --> 00:27:10.868
خواب مي بيند وارد يك فيلم شده است

00:27:19.807 --> 00:27:21.162
و سپس بوم

00:27:21.380 --> 00:27:22.208
يك برش

00:27:22.545 --> 00:27:25.523
جهان اطراف او
 به جهاني ديگر تبديل مي شود در حالتي

00:27:25.837 --> 00:27:26.729
بسيار سريع

00:27:27.120 --> 00:27:27.802
و بسيار عجيب

00:27:51.238 --> 00:27:54.583
در سال 1907 اختراعات سينما قدمي ديگر به سمت جلو برداشت

00:27:56.318 --> 00:28:00.102
به فيلم « اسبي كه رام شد » ساخته فيلمساز فرانسوي
شارل پته نگاه كنيد

00:28:00.460 --> 00:28:02.940
مردي اسب اش را در خيابان رها مي كند

00:28:02.973 --> 00:28:05.732
تا براي رساندن غذا
به مشتري طبقه بالا وارد خانه شود

00:28:06.057 --> 00:28:08.589
اسب بوي خوراكي به مشامش مي رسد
به سمت آن مي رود

00:28:10.634 --> 00:28:12.808
كات به مرد در حال بالا رفتن از پله ها است

00:28:15.763 --> 00:28:19.518
دوباره به اسب برگشت داده مي شود اما اسب كار جديدي نمي كند
و

00:28:20.199 --> 00:28:21.191
 همچنان در حال خوردن است

00:28:22.268 --> 00:28:24.792
به مرد بر ميگرديم كه حدود يك ثانبه جلو رفته است

00:28:33.951 --> 00:28:35.424
دوباره به اسب بر مي گرديم

00:28:36.442 --> 00:28:40.533
در فيلم زندگي آتش نشان آمريكايي هر برش نشان
مي داد كه «بعد» چه اتفاقي افتاده است

00:28:41.291 --> 00:28:44.708
اما در اين برش ها اين كه چه اتفاقي همزمان در حال رخ دادن است
به تصوير كشيده مي شود

00:28:45.339 --> 00:28:47.092
اين  ديگر تدوين تداومي نيست

00:28:47.289 --> 00:28:48.981
اين تدوين موازي است

00:28:49.419 --> 00:28:52.312
اين تدوين معناي بعد را نمي دهد
بلكه معناي هم زمان رو مي دهد

00:28:54.160 --> 00:28:57.517
فيلمساز هاي بزرگ از اين «همزماني » استفاده كردند

00:28:57.517 --> 00:29:02.878
تا هيجان و كش مكش دو روايت داستان
را در يك سكانس نمايش دهند

00:29:04.916 --> 00:29:08.324
خيلي زود بعد از تدوين تداومي و تدوين موازي

00:29:08.324 --> 00:29:11.475
نوعي ديگر از تدوين متولد شد

00:29:12.105 --> 00:29:15.435
يك زن رو در رو به ما نگاه مي كند
اين در حالي اتفاق مي افتد كه وي روي صحنه باشد

00:29:15.437 --> 00:29:16.721
و ما تماشاچي باشيم

00:29:17.104 --> 00:29:18.771
ولي اگر او اين كار را كند ، چي؟

00:29:19.510 --> 00:29:22.651
در فيلم هاي اوليه سينما كمتر پيش مي آمد كه شخصيت ها

00:29:22.651 --> 00:29:23.876
پشتشان اين چنين
به دوربين باشد

00:29:24.908 --> 00:29:28.742
ولي در اين فيلم محصول 1908
اين اتفاق براي اولين بار مي افتد

00:29:30.238 --> 00:29:32.400
ولي اگر كارگردان اين اجازه را به بازيگر بدهد كه آزادانه
بچرخد

00:29:32.425 --> 00:29:34.684
و بازيگر اين چنيني به دوربين پشت كند

00:29:35.382 --> 00:29:38.616
در چينين مواردي
كارگردان بايد دوربين را

00:29:38.616 --> 00:29:42.046
در جهت مخالف بازيگر قرار دهد

00:29:42.046 --> 00:29:44.124
كه نام آن « نماي عكس العمل » است

00:29:45.097 --> 00:29:47.762
كارگردان ها دوربين را جا به جا كردند تا به
آن ها اين آزادي را بدهد

00:29:47.762 --> 00:29:51.003
كه بتوانند هر نما را از هر زاويه ايي كه بخواهند فيلمبرداري كنند

00:29:52.845 --> 00:29:56.309
اين آزادي مرز بين سينما و تئاتر به شكلي خوشايندي شكست

00:29:56.334 --> 00:29:58.375
و اين جور به نظر رسيد كه طبيعت و ذاتي خاص به سينما داد

00:29:58.731 --> 00:29:59.830
و او را در مركز هنر قرار داد

00:30:00.573 --> 00:30:03.575
 در دهه 60 ميلادي در فرانسه ژان لوك گدار
از بردن دوربين به روبه روي

00:30:03.600 --> 00:30:07.942
آنا كارينا براي نشان دادن صورت وي در شروع

00:30:07.967 --> 00:30:12.353
فيلم « گذران زندگي » امتناع كرد
اين واقعا شوكه كننده بود.

00:30:20.563 --> 00:30:24.382
اين كلوز آپ را با كلوز آپ
فيلم جي اسميت مقايسه كنيد

00:30:24.407 --> 00:30:29.200
همان طور كه مي بينيد در كلوز آپ بازيگر مهم تر از
صحنه به نظر مي رسد

00:30:34.544 --> 00:30:37.878
فيلم ها همزمان با تغيير در ساختارشان

00:30:37.880 --> 00:30:40.158
روز به روز پيشرفت مي كردند

00:30:41.276 --> 00:30:41.901
دو باره به فيلم

00:30:41.926 --> 00:30:44.557
زندگي يك آتشنشان آمريكايي بر مي گرديم

00:30:45.129 --> 00:30:49.004
تماشاچيان فيلم نگران سلامتي شخصيت زن فيلم هستند

00:30:51.726 --> 00:30:54.246
اين در حالي است كه آن ها نه مي دانند كه چه بازيگري نقش اين زن را بازي مي كند

00:30:54.246 --> 00:30:55.427
و نه نامش را شنيده اند

00:30:56.532 --> 00:30:59.802
شايد اگر آن ها اين بازيگر را مي شناختند و
 يا او را از فيلم هاي قبل به ياد داشتند

00:30:59.827 --> 00:31:01.400
نگراني شان براي اين زن بيشتر مي شد

00:31:03.439 --> 00:31:07.260
اين مسئله بعد ها به سينما تزريق شد به طور مثال در اين صحنه
هنرپيشه زني كه لباس سفيد به تن دارد

00:31:07.260 --> 00:31:08.387
و كلاهي بر روي سرش گذاشته است

00:31:09.870 --> 00:31:14.147
كمي شناخته شده است
ظاهرا او دختر شيطوني است

00:31:14.172 --> 00:31:19.270
در سال 1910 تهيه كننده كارل ليمل به مطبوعات اعلام كرد كه
كه اين دختر مرده است

00:31:19.808 --> 00:31:20.733
در حالي كه واقعا اين طور نبود

00:31:21.407 --> 00:31:24.661
زماني كه وي به شكل معجز آسايي در چنين صحنه ايي دوباره ظاهر شد

00:31:24.661 --> 00:31:27.625
سرشار از انرژِي و سر زندگي به نظر مي رسد

00:31:27.625 --> 00:31:32.198
لامل به مطبوعات گفت
چند نفر به طوري وحشيانه به دختر حمله كرده

00:31:32.198 --> 00:31:33.749
و لباس هايش را پاره كرده بودند

00:31:35.381 --> 00:31:39.032
هر چند كه اين اتفاقات واقعيت نداشت اما
در بين مردم بسيار سر و صدا به راه انداخت

00:31:39.032 --> 00:31:41.191
و نام او بر سر زبان ها افتاد

00:31:41.216 --> 00:31:43.024
فلورنس لارنس

00:31:43.525 --> 00:31:45.081
لارنس خيلي زود مشهور شد

00:31:45.327 --> 00:31:50.693
و در سال 1912 دستمزدش به 80000 دلار رسيد
ولي بعدها در كارش دچار افول شد

00:31:51.070 --> 00:31:57.493
و در سال 1938 در سن 48 سالگي با خوردن سم
خودكشي كرد

00:31:59.086 --> 00:32:03.225
لارنس اولين ستاره سينما بود
و به الگويي براي ستاره شدن تبديل شد

00:32:03.534 --> 00:32:05.930
الگويي كه شامل شايعات غلو آميز ، شهرت وتراژدي مي شود

00:32:07.287 --> 00:32:12.220
در دانمارك  اين هنرپيشه زن به نام آستا نلسون بسيار
مشهورتر از لارنس شد

00:32:13.414 --> 00:32:17.252
از آنجا كه در اروپا سانسور كمتري بود
بازيگران سكسي تر و تحريك كننده تر بودند

00:32:20.135 --> 00:32:21.296
مرد گرفتار شده است

00:32:21.466 --> 00:32:24.343
زن در حالي كه لباس سياه تنگي پوشيده با
رقص كمر و باسن خود را به مرد مي چسباند

00:32:27.085 --> 00:32:33.372
هاليوود تحت تاثير شهرت نلسون قرار گرفت

00:32:33.397 --> 00:32:39.767
و گلوريا سوانسون را به معرض نمايش گذاشت اما اين بار به جاي تمركز بر روي مسائل جنسي ،
 روي شكوه ،لاكچري بودن و طراحي لباس و صحنه تمركز كرد

00:32:40.977 --> 00:32:44.149
هاليوود عنصر جديد ي را به ستاره سازي اضافه كرد

00:32:47.156 --> 00:32:50.848
تقريبا تمام چهره اي سينمايي از طريق همين
سيستم ستاره سازي تبديل به چهره شدند

00:32:51.396 --> 00:32:53.863
به واسطه علاقه بيشتر و بيشتر مردم

00:32:53.863 --> 00:32:56.638
به لارنس ،نلسون و سوانسون

00:32:56.663 --> 00:33:00.337
فيلمساز ها سعي مي كردند كه چهره آن ها را شفاف و زيبا نشان دهند

00:33:00.839 --> 00:33:04.143
اما اگر اين جور نبود اين تفكرات ستاره ها بود كه مخاطبان

00:33:04.143 --> 00:33:06.437
را عاشق آن ها مي كرد

00:33:08.569 --> 00:33:13.139
اين سيستم ستاره سازي است يك موضوع روانشناختي است كه
سينما رو جلو مي برد

00:33:13.139 --> 00:33:15.419
به خصوص سينماي آمريكا را

00:33:16.985 --> 00:33:21.197
در سال هاي 1907 ، 1908 ، 1909 و 1910

00:33:21.197 --> 00:33:25.048
سالن هاي كوچك سينمايي براي طبقه كارگر  ساخته شد

00:33:25.939 --> 00:33:28.342
در آمريكا نام اين سينما ها را «نيكلدئون» ( سينماي پنج سنتي ) گذاشتند

00:33:29.199 --> 00:33:33.003
اين يكي از آن ها  به نام تالي است كه
در خيابان اسپرينگ در لس آنجس است

00:33:33.028 --> 00:33:34.918
امروز اين جا همان مكان است

00:33:37.164 --> 00:33:41.000
اين سينماي كوچك در سال 1914 در ليدز
انگلستان تاسيس شد

00:33:44.296 --> 00:33:48.844
و در اين گوشه اولين نيكلدئون در شهر
تاسيس شد

00:34:16.823 --> 00:34:20.419
در اوايل دهه 1910 ميلادي بهترين نوع فيلمسازي در جهان

00:34:20.419 --> 00:34:22.718
در اين اينجا اتفاق افتاد. اسكانديناوي.

00:34:23.603 --> 00:34:26.290
شايد به واسطه نور هاي شمالي است كه آن ها متفاوت
به نظر مي آمدند.

00:34:26.803 --> 00:34:29.511
و يا شايد  به خاطراستفاده از مفاهيم سرنوشت ، انسان و مرگ در
ادبيات اسكانديناوي است

00:34:29.511 --> 00:34:33.615
ادبيات اسكانديناوي است
كه در فيلم هاي دانماركي و سوئدي .

00:34:33.615 --> 00:34:35.750
صداقت و زيبايي خاصي وجود دارد

00:34:38.375 --> 00:34:42.511
براي مثال در سال 1912
خلاقانه ترين استفاده از نور تا به آن زمان را

00:34:42.511 --> 00:34:45.650
مي توان در آثار بنجامين كريستنسن ديد

00:34:51.811 --> 00:34:54.990
كريستينسن در اين تئاتر در كپنهاگ درس خواند

00:34:55.015 --> 00:34:59.572
وي   فيلم « مجهول رمز آلود » در سال 1913 ساخت

00:35:08.372 --> 00:35:12.765
فيلمي سرشار از تصاوير خيره كننده ، برش هاي سريع است
روياها در فيلم روي تصوير نقاشي مي شوند

00:35:13.156 --> 00:35:15.957
اين يكي از شجاعانه ترين فيلم اول يك كارگردان
در تاريخ سينماست

00:35:22.958 --> 00:35:27.667
بعدها ، كريستنسن استوديو بزرگي در اينجا هلروپ
از حومه هاي كپنهاگ تاسيس كرد

00:35:27.841 --> 00:35:32.725
تا بتواند شاهكارش »هاكسان» را
در باره ي سحر و جادو در دوران كهن  بسازد

00:35:36.031 --> 00:35:39.193
كريستنسن از چندين منبع نور و افكت هاي پيچيده در اين فيلم
استفاده كرد

00:35:39.334 --> 00:35:41.850
كريستينسن خود در نقش شيطان برهنه ظاهر شد

00:35:54.646 --> 00:35:57.437
اين تلگراف در آرشيو فيلم دانمارك مي گويد

00:35:57.462 --> 00:36:01.970
اين شاهكار شما يعني هاكسان اولين فيلمي است
 كه سالن سينما را پر كرده است

00:36:01.995 --> 00:36:03.665
و تماشاچيان را وادار كرد كه ايستاده تشويق كنند.

00:36:05.147 --> 00:36:09.718
كارگردان سوئدي ويكتور شوستروم يكي از بزرگترين كارگردان هاي
سال هاي اول سينما بود

00:36:09.718 --> 00:36:12.158
كه حتي از كريستنسن نيز تاثير گذارتر
شد

00:36:15.211 --> 00:36:19.151
شوستروم  در ابتدا دونات مي فروخت اما خيلي زود
خود را در اينجا «اسونسكا بيو » يافت

00:36:19.176 --> 00:36:22.583
اولين استوديو فيلمسازي سوئد

00:36:23.893 --> 00:36:26.066
و در سال 1913 فيلم «
انگربرگ هولم » را در اين

00:36:26.067 --> 00:36:28.523
استوديو ساخت فيلمي ناتوراليستي
با تصاويري خير كننده

00:36:29.119 --> 00:36:32.004
ولي هفت سال بعد در اسونسكا بيو

00:36:32.029 --> 00:36:35.310
شوستروم يكي از مهمترين فيلم هاي چند لايه ايي دوران سينماي صامت را تحت عوان

00:36:35.335 --> 00:36:38.542
كالسكه شبح ساخت

00:36:40.559 --> 00:36:44.277
در اين فيلم چند داستان در داستان روايت مي شود
چند حالت در حالت به مخاطب القا مي شود

00:36:44.644 --> 00:36:48.321
در نور هاي آبي رنگ عصر
يك شخص الكلي به اسم ديويد هولم

00:36:48.346 --> 00:36:51.118
داستان عجيبي
درباره يك كالسكه شبح

00:36:51.143 --> 00:36:54.872
كه قرار است در سال جديد به آن جا برسد و روح ها مردگان
را جمع كند ، تعريف مي كند.

00:36:56.793 --> 00:36:59.720
اينجا در سمت راست شوستروم خود نقش
هولم را بازي ميكند

00:37:01.358 --> 00:37:03.924
بعد ها در داستان ديويد مي ميرد

00:37:04.151 --> 00:37:09.209
شوستروم براي نشان دادن جدا شدن روح از تن وي
 از دو لايه تصوير استفاده ميكند.

00:37:11.284 --> 00:37:15.539
راننده كالسكه از راه مي رسد و به وي زندگي وحشتناكي
كه داشته است را نشان مي دهد.

00:37:15.745 --> 00:37:18.600
زندگي كه كل آن در داستان هاي خيالي و افسانه ها باطل شد

00:37:21.552 --> 00:37:23.944
شوستروم در به تصوير كشيدن زنان
نيز بسيار ماهر بود.

00:37:26.041 --> 00:37:28.345
مادر شوستروم زماني كه وي جوان
بود مرد

00:37:28.993 --> 00:37:33.856
او روز هايش را در
اين كلبه در كنار دريا در غرب استكلهم سپري مي كرد

00:37:38.058 --> 00:37:39.468
كريستنسن و شوستروم

00:37:39.493 --> 00:37:44.453
به فيلمسازهاي مهم جهان تبديل شدند
و نيز الگويي براي استعدادهاي اروپايي شدند

00:37:44.478 --> 00:37:46.076
كه در سال هاي پيش رويشان
براي آن چيزي كه مي خواهند

00:37:46.077 --> 00:37:47.517
باشند ، جذب جايي كه مركز
سينماي جهان است شوند

00:37:47.542 --> 00:37:51.545
جذب جايي كه مركز سينماي جهان است شوند
جايي به اسم هالييود

00:37:52.907 --> 00:37:57.190
آن ها  به همراه ستاره فيلم هاي سوئدي گرتا گاربو
به آنجا مهاجرت كردند

00:37:57.559 --> 00:38:00.691
و البته سال ها بعد ستاره ديگري به نام اينگريد برگمن
نيز مهاجرت كرد

00:38:02.851 --> 00:38:06.685
به واسطه مهاجرت اين افراد
سينماي اسكانديناوي  تا سال 1950

00:38:06.685 --> 00:38:09.800
جايي در اين مستند نخواهد داشت

00:39:21.017 --> 00:39:26.044
سال  ها پيش در سرزميني دور از اسكانديناوي

00:39:26.069 --> 00:39:29.836
باغي وجود داشت كه هيچ كس با ديدنش  فكرش را نمي كرد
 كه در آينده چه بلايي سرش خواهد آمد

00:39:30.587 --> 00:39:32.457
گل مريم

00:39:32.870 --> 00:39:34.898
  و اكاليپتوس در باران جلوه مي كنند

00:39:36.178 --> 00:39:39.802
 همانطور كه مي بينيد بهار در اين جا يك چيز شگفت انگيز است

00:39:51.723 --> 00:39:54.894
اين باغ خيلي زود مورد تجاوز قرار گرفت

00:39:55.656 --> 00:39:58.103
و در آن ساخت و ساز صورت گرفت
سرمايه داران و هنرمندان

00:39:58.128 --> 00:40:02.697
سرتاسر جهان جذب اين باغ شدند تا ابرهايي نقاش كنند
كه با ابرهاي واقعي يكي باشد

00:40:06.502 --> 00:40:09.082
تا مردمي خلق كنند كه به مردم واقعي شبيه باشند

00:40:17.941 --> 00:40:21.121
اين جا مكاني است كه شما را مجبور ميكنند در طول روز جواهرات گران قيمت
به خود آويزان كنيد

00:40:21.585 --> 00:40:24.722
اين جا جايي است كه شكوه و جواني
 حرف اول را مي زند

00:40:26.018 --> 00:40:28.266
جايي است كه مارلين ديتريش با پوشيدن لباس سياهي از جنس پر

00:40:28.266 --> 00:40:32.709
در نمايي از قاب پنجره ايي در قطار
زير نوري در ميان سايه ها ايستاده است

00:40:33.405 --> 00:40:35.208
و ببيند كه چقدر باور پذير است

00:40:37.336 --> 00:40:40.420
شكوه و جواني در اينجا متولد شده
و همچون يك آزمايشگاه مورد آزمايش قرار مي گيرد

00:40:41.015 --> 00:40:43.074
هيچ كس به اين فكر نمي كرد كه روزي در اين جا

00:40:43.099 --> 00:40:47.762
ناله ، غم ، پيري
تبعيض نژادي و يا تبعيض جنسيتي وجود خواهد داشت.

00:40:48.215 --> 00:40:49.378
چه مثال نقصي است

00:40:49.757 --> 00:40:51.102
چه جايي براي تولد دوباره بشر

00:40:53.164 --> 00:41:00.062
اما هنوز مكاني است كه مردم ، ايده ها ، مدل ها و تغيير شكل دهندگان
به آن جذب مي شوند ،

00:41:00.741 --> 00:41:05.283
اين مكان همچون يك حباب شيشه ايي است
كه بسيار درخشنده و عالي و در عين حال شكننده به نظر مي رسد

00:41:05.631 --> 00:41:07.510
شما مي توانيد تصوير خود را در آن ببينيد

00:41:11.198 --> 00:41:13.953
فيلم ها يك به يك در اين مكان ساخته شدند

00:41:21.570 --> 00:41:24.057
همان طور كه گفته شد نام اين مكان
هاليوود ( سرزمين مقدس) است.

00:41:25.665 --> 00:41:30.731
اين يك نام فانتزي و خيالي است
چون در اينجا تنها چيزي كه وجود ندارد  قداست است

00:41:36.040 --> 00:41:40.324
چرا سينماگران جهان به اينجا كشيده مي شدند ؟
به خاطر آب و هوا و نور خورشيد اينجاست ؟

00:41:42.349 --> 00:41:45.895
يا به خاطر  اينكه ، در ساحل شرقي
در نيوجرسي و نيويورك فيلم ها

00:41:46.588 --> 00:41:50.004
 از طريق قانون كپي رايت ثبت شده و داراي حق انحصاري مي شدند

00:41:51.521 --> 00:41:53.412
به اين مثال از قانون كپي رايت توجه كنيد :

00:41:54.409 --> 00:41:57.313
تا سال ها فيلم ها به واسطه فشار ناشي

00:41:57.338 --> 00:42:00.247
از چرخ دنده پاره مي شدند

00:42:00.794 --> 00:42:03.863
برادران لاتام و برخي از شاگردان اديسون دست به كاري خلاقانه زدند

00:42:03.863 --> 00:42:06.667
و قرقره ايي ساده تر را براي گردش نوار فيلم ساختند كه

00:42:06.667 --> 00:42:10.514
به خاطر سرعت چرخش آهسته آن
فيلم ها بدون اينكه دچار مشكلي شوند,

00:42:10.543 --> 00:42:14.395
حركت داده شده و نمايش مي دادند

00:42:15.200 --> 00:42:19.657
نام اين وسيله را «قرقره لاتام » گذاشتند
و حق و امتياز آن نيز به مخترعان ساحل شرقي متعلق بود

00:42:20.191 --> 00:42:23.179
به همين خاطر اگر كسي مي خواست از آن ها
استفاده كند بايد پول مي داد تا حق استفاده از آن را بخرد.

00:42:23.572 --> 00:42:27.439
اما در كاليفرنيا خبري از اين حقوق مالك نبود

00:42:27.683 --> 00:42:29.351
و شما خيلي راحت مي توانستيد قانون را زير پا بگذاريد

00:42:39.248 --> 00:42:42.221
اين خيابان اسپرينگ جنوبي در سال 1897 است

00:42:43.998 --> 00:42:45.669
اين همان مكان در امروز است

00:42:46.813 --> 00:42:48.166
همه چيز سريع اتفاق افتاده است

00:42:48.541 --> 00:42:53.874
اولين استوديو در سال 1911 تاسيس شد
استوديويي كه به خيمه و چادر شباهت داشت

00:42:55.617 --> 00:42:56.747
اين استوديو در اينجا ساخته شد

00:43:01.469 --> 00:43:04.982
اولين فيلم بلند جهان به نام
  داستان كلي گنگ » در  لوكيشن هاي خارجي

00:43:04.982 --> 00:43:06.282
در استراليا فيلمبرداري شد

00:43:06.624 --> 00:43:09.596
در اين فيلم از نوري طبيعي و قاب رو در رو استفاده شد

00:43:13.614 --> 00:43:18.175
هفت سال بعد سيسيل بي دوميل اولين فيلم بلند هاليوود
در اينجا ساخت

00:43:20.990 --> 00:43:22.901
فيلمي تحت عنوان مرد اسكوا
--اسكوا به مردي سفيد پوستي گفته مي شود كه با زن سرخپوست ازدواج كرده باشد--

00:43:23.397 --> 00:43:26.204
در اين فيلم يكي از مهمترين عناصر سينمايي

00:43:26.229 --> 00:43:28.277
كه بعد ها مورد استفاده قرار گرفت، وجود دارد

00:43:29.647 --> 00:43:32.960
يك مرد نجيب در تلاش است تا بتواند يك معامله خوب انجام دهد

00:43:33.482 --> 00:43:36.328
او به سمت راست نگاه ميكند و پشت پنحره زني را مي بيند

00:43:36.344 --> 00:43:37.642
كه از اين معامله سود خواهد كرد

00:43:46.413 --> 00:43:48.311
نگاه شان لحظه ايي به هم گره مي خورد

00:43:48.544 --> 00:43:52.583
مرد رنج را در صورت زن حس ميكند و با قاطعيت
معامله را انجام ميدهد

00:43:54.178 --> 00:43:56.546
حالا تصور كنيد كه دوميل و فيلمبردارش

00:43:56.571 --> 00:43:58.632
دور بين را از اينجا برداشته

00:43:58.657 --> 00:44:00.479
و به بيرون و دور از
اتاق ببرند

00:44:00.504 --> 00:44:02.884
و از آنجا زن را به تصوير بكشند

00:44:06.144 --> 00:44:08.468
صحنه چيزي شبيه اين خواهد شد

00:44:11.826 --> 00:44:14.997
اين طور به نظر مي رسيد كه زن به جاي نگاه كردن به مرد
به جاي ديگر مي نگرد

00:44:16.133 --> 00:44:19.061
در اين صورت اين صحنه ديگر چنين قدرتي نداشت

00:44:19.086 --> 00:44:22.237
چون نگاه آن ها به وسيله برش با هم هماهنگ شده بود

00:44:22.262 --> 00:44:26.441
مرد به راست نگاه ميكند و زن به چپ
به همين خاطر بين آن دو رابطه احساسي شكل مي گيرد.

00:44:28.887 --> 00:44:31.287
در اين دوران فيلمساز ها كشف كردند كه مي توانند

00:44:31.337 --> 00:44:33.895
شخصيت ها را در نماهاي مختلف طوري به تصوير بكشند كه
گويي به يكديگر نگاه ميكنند

00:44:33.920 --> 00:44:37.245
يا زماني در ارتش در حال رژه رفتن به سمت
يكديگرند

00:44:37.270 --> 00:44:41.744
بايد دوربين در يك سمت خط فرضي 180 درجه

00:44:41.769 --> 00:44:46.297
خطي فرضي كه بين دو شخصي كه به يكديگر نگاه ميكنند

00:44:46.322 --> 00:44:48.862
يا با  هم صحبت ميكنند كشيده مي شود ، بماند.

00:44:51.238 --> 00:44:54.828
از آنجا كه اين قانون تازه شكل گرفته بود
در اواخر دهه 1910 برخي از فيلمساز ها

00:44:54.853 --> 00:44:56.645
 اشتباها اين قانون را زير پا مي گذاشتند

00:44:58.768 --> 00:45:02.064
در فيلم « مرد اسكوا » دوميل دچار اين اشتباه شد

00:45:02.758 --> 00:45:04.370
مردي از لب پرتكاهي آويزان است.

00:45:04.782 --> 00:45:05.905
او به سمت راست نگاه ميكند

00:45:06.086 --> 00:45:07.604
صخره در سمت راست وي است.

00:45:08.232 --> 00:45:10.486
سپس دوميل براي اينكه سقوط مرد را نشان دهد

00:45:10.486 --> 00:45:12.007
به پايين صخره مي رود

00:45:15.628 --> 00:45:16.994
اما او اين صحنه را در جهتي اشتباه به تصوير كشيده است

00:45:16.994 --> 00:45:19.131
چون صخره جايش عوض شده

00:45:19.131 --> 00:45:20.525
و سمت چپ كادر قرار گرفته است

00:45:21.415 --> 00:45:24.782
اين صحنه خيلي ساده تر و درست به نظر مي رسيد اگر
به اين صورت فيلمبرداري مي شد

00:45:31.005 --> 00:45:35.521
اين اشتباه زماني بدتر مي شود كه دوستان مرد براي نجاتش مي آيند
كه از سمت چپ كادر خارج ميشوند

00:45:35.546 --> 00:45:40.532
اما در صحنه بعدي از سمت راست وارد كادر مي شوند به همين خاطر
 صحنه اين طور به نظر مي رسد كه آن ها براي رسيدن به هدفشان مسير اشتباهي را انتخاب كرده اند

00:45:43.641 --> 00:45:47.705
اين كشف به يكي از اركان اصلي
سينماي جريان اصلي تبديل شد

00:45:48.519 --> 00:45:53.860
در اين صحنه از « امپراطور دوباره مي تازد » 60 سال
بعد از اين شيوه قديمي استفاده ميكنند

00:45:53.885 --> 00:45:56.465
اين كشفي بود كه ماندگار شد

00:45:57.039 --> 00:45:59.893
دارث وادر در سمت چپ تصوير
به سمت راست نگاه ميكند

00:46:00.197 --> 00:46:05.080
و با زير دستش كه در كادري جدا
به سمت چپ نگاه ميكند ، صحبت ميكند

00:46:05.417 --> 00:46:08.938
به خاطر حفظ خط فرضي در اين صحنه ما اين را
باور ميكنيم

00:46:08.938 --> 00:46:10.311
كه آن ها به يكديگر نگاه ميكنند

00:46:17.930 --> 00:46:21.900
زنان در پيدايش و شكل گيري سينماي آمريكا

00:46:21.900 --> 00:46:23.767
تا پيش از دهه 1920 نقش مهمي داشتند

00:46:24.237 --> 00:46:26.547
مورخ سينما
كري بوشامپ

00:46:26.547 --> 00:46:30.864
هاليوود توسط زنان ، مهاجرين و يهودي ها به وجود آمد

00:46:31.188 --> 00:46:35.022
افرادي كه در آن دوران جايي در ساير حرفه ها نداشتند

00:46:35.355 --> 00:46:40.226
به همين خاطر هاليوود جاي جذابي

00:46:40.251 --> 00:46:44.500
براي افراد خلاقي بود
كه در شغل هاي ديگر مورد پذيرش قرار نمي گرفتند

00:46:44.701 --> 00:46:48.259
به همين خاطر تا قبل از سال 1925 نيمي از فيلمنامه نويسان
زن بودند

00:46:48.798 --> 00:46:52.767
اين اثبات ميكند كه زنان در اين شغل
چقدر احساس راحتي مي كردند

00:46:54.625 --> 00:46:58.913
شايد اولين زني كه فيلم كارگرداني كرد
و اولين رئيس زن يك استوديو شخصي بود

00:46:58.913 --> 00:47:00.527
آليس گاي بلاشه بود

00:47:01.574 --> 00:47:04.513
بسياري از كمپاني هاي فيلمسازي در اون دوران بر روي پشرفت
تكنولوژِي تمركز داشتند

00:47:04.513 --> 00:47:07.641
شركت فيلمسازي گومون در آن سال ها شروع به ساخت
فيلم هاي واقع گرايانه كرد

00:47:07.641 --> 00:47:09.602
آليس گي بلاشه در آنجا منشي بود

00:47:09.627 --> 00:47:12.253
در آنجا به او اجازه دادن براي بهبود كارش در ساعات بعد از كار

00:47:12.253 --> 00:47:14.255
به كار كردن با دوربين بپردازد

00:47:14.632 --> 00:47:17.404
آليس گي بلاشه نه تنها اولين كارگردان زن جهان بود

00:47:17.429 --> 00:47:19.043
بلكه يكي از اولين فيلمساز هاي جهان نيز به شمار مي رود

00:47:19.272 --> 00:47:24.663
او اولين كسي بود كه واقعيت را همراه با كش ومكش هاي داستاني
وارد سينما كرد

00:47:25.044 --> 00:47:28.297
چنين كاري منجر به اين شد كه ما امروزه
گره گشايي و نقطه عطف

00:47:29.576 --> 00:47:31.140
قهرمان پروري در فيلم هاي خود داريم

00:47:31.297 --> 00:47:35.329
آليس اولين فيلم هاي درام كش و قوس دار را ساخت

00:47:35.618 --> 00:47:38.816
اين يكي از مثال هاي ديدگاه شاعرانه گي بلاشه در سينماست

00:47:39.188 --> 00:47:42.686
يك دختر بچه از دكتر مي شنود

00:47:42.711 --> 00:47:45.173
كه قبل از اينكه در پاييز آخرين برگ از درخت روي زمين بيفتد
خواهرش خواهد مرد

00:47:45.766 --> 00:47:49.193
به همين خاطر دختر به بيرون مي رود
 تا برگ هاي درختان را دوباره به آن ها برگرداند

00:48:00.824 --> 00:48:04.040
يكي از خلاق ترين فيلمسازها ي تاريخ سينما
لويس وبر بود

00:48:04.773 --> 00:48:08.113
اينجا در فيلم «سوء ظن » وي نقش اصلي فيلم را بازي ميكند

00:48:08.869 --> 00:48:10.727
زني همراه با فرزندش در خانه است

00:48:11.172 --> 00:48:12.685
او صداي يك مزاحم را مي شوند

00:48:13.113 --> 00:48:15.756
به پنجره نگاه ميكند ، وي را

00:48:15.781 --> 00:48:17.863
در يك پي او وي ( نماي نقطه ديد ) استثنايي مي بيند

00:48:18.580 --> 00:48:19.717
زن با شوهرش تماس مي گيرد

00:48:20.547 --> 00:48:22.150
وبر با استفاده از تكنيك تصوير جداگانه

00:48:22.150 --> 00:48:26.249
حركات زن ، شوهر و مزاحم را به طور همزمان به تصوير ميكشد

00:48:27.201 --> 00:48:30.459
مرد سوار اتوميبلش مي شود و با سرعت
به سمت خانه مي آيد تا همسرش را نجات دهد

00:48:38.180 --> 00:48:39.729
مرد توسط پليسي تعقيب مي شود كه

00:48:39.729 --> 00:48:43.312
وبر آن را در نمايي خلاقانه در آينه بغل ماشين نشان ميدهد

00:48:44.490 --> 00:48:46.547
مزاحم از پله ها  بالا مي رود

00:48:50.540 --> 00:48:54.956
يكبار ديگر دوربين وبر در موقعيتي قرار ميگيرد كه
حس صحنه را القا مي كند

00:48:55.822 --> 00:48:59.354
در نهايت پليس و شوهر زن به خانه مي رسند و وي را نجات ميدهند

00:49:04.215 --> 00:49:07.869
سينما ساليان زيادي به كارگردان مردي

00:49:07.894 --> 00:49:08.943
به نام ديويد وارك گريفيث
اعتبار ميداد

00:49:10.350 --> 00:49:13.402
اين در حالي است كه فرانسس ماريون شخصيت مهمتري نسب به وي
بود

00:49:13.743 --> 00:49:16.362
خوب ، فرانسس ماريون در بين نويسندگان مرد

00:49:16.387 --> 00:49:20.108
و زن بين سال هاي 1915 تا 1935 بيشترين دستمزد را داشت

00:49:20.439 --> 00:49:22.469
اين دستاورد و افتخار خارق العاده در آن دوران بود

00:49:22.603 --> 00:49:25.685
در ضمن او تنها زن نويسنده ايي بود
دو بار برنده جايزه اسكار بهترين فيلمنامه شد

00:49:26.142 --> 00:49:28.994
اولين اسكارش را براي فيلم
( خانه بزرگ) كه

00:49:29.019 --> 00:49:31.265
يك درام زنداني بود برد

00:49:31.290 --> 00:49:34.357
دومين اسكارش را براي يك فيلم ورزشي بوكسي
به نام «قهرمان » برد

00:49:34.534 --> 00:49:36.989
چيزي كه من درباره اين زن دوست داشتم

00:49:36.989 --> 00:49:40.424
<i>اين بود كه وي اين ادعا را كه
نويسندگان زن  فقط مي توانند</i>

00:49:40.424 --> 00:49:43.438
<i>ملودرام هاي گريه دار يا فيلم هاي زنانه بنويسند",</i>

00:49:43.438 --> 00:49:44.177
<i> را رد كرد</i>

00:49:44.414 --> 00:49:47.935
<i>نه ،اين زنان در تمامي ژانر هاي سينمايي فيلمنامه نوشتند.</i>

00:49:48.137 --> 00:49:53.066
<i>زناني مثل فرانسس ، آدلا راجرز سنت جانز ، بس مرديت
و آنيتا لوس.</i>

00:49:53.066 --> 00:49:56.796
<i>منظورم اين است كه اين زنان بهترين بهتريناي نويسندگان بودند.</i>

00:49:56.894 --> 00:50:00.322
<i>زماني كه تهيه كنند گان بزرگي مثل تالبرگ يا ميرز
</i>

00:50:00.322 --> 00:50:03.331
<i>مي خواستند فيلم هاي بزرگ بسازند
مي دانستند كه روي اين نويسندگان زن بايد سرمايه گذاري كنند.</i>

00:50:03.759 --> 00:50:06.140
فرانسس ماريون فيلمنامه فيلمي تحت عنوان « باد » را نوشت

00:50:06.165 --> 00:50:08.107
كه داستان زني را روايت مي كرد كه در كلبه ايي زندگي مي كند

00:50:08.132 --> 00:50:11.084
باد دائما در حال وزيدن است
 شن همه جا را پوشانده

00:50:11.829 --> 00:50:14.028
اين طور به نظر مي رسد كه وزش شديد باد
به فيلم فضاي بصري خاصي داده است

00:50:16.021 --> 00:50:18.415
مردي متجاوز به زور وارد كلبه شده و مي خواهد به زن تجاوز كند

00:50:18.897 --> 00:50:21.902
زن به سمت او شليك كرده و جسدش را به ميان
شن ها مي برد ،

00:50:22.615 --> 00:50:26.831
 باد شن ها را جابه جا مي كند
جسد نمايان مي شود

00:50:27.219 --> 00:50:28.513
همچون ترس زن

00:50:28.831 --> 00:50:31.224
همچون ضمير نا خودآگاه وي

00:50:32.129 --> 00:50:34.440
فيلم باد يك شعر حماسي است

00:50:34.825 --> 00:50:37.427
برش ها و تدوين كاملا شبيه به فيلم هاي هيجان انگيز است
ولي تصاوير همچون رويا مي مانند

00:50:39.550 --> 00:50:41.182
فيلم هاليوودي اين چنيني سعي مي كردند چيز هاي را به

00:50:41.182 --> 00:50:45.815
مخاطب هاي زن نشان دهند
.كه با وجود اينكه در گذشته آن را تجربه يا احساس كرده اند اما تابه حال روي پرده سينما نديده بودند

00:50:51.350 --> 00:50:54.561
خيلي از مردم آمريكا
در طول عمرشان بيش از 30 كيلومتر از خانه

00:50:54.561 --> 00:50:57.076
و كاشانه شان دور نمي شوند

00:50:57.418 --> 00:51:01.952
به همين خاطر مردم در اين كشور بسيار بزرگ

00:51:01.952 --> 00:51:04.086
<i>در جامعه هاي كوچك خودشان محدود شده اند.</i>

00:51:04.562 --> 00:51:08.394
&lt;به همين خاطر زماني كه فيلم ها ساخته شدند
و 15000 سالن سينما

00:51:08.438 --> 00:51:12.260
در دهه 1920 در سرتاسر آمريكا ساخته شد

00:51:13.009 --> 00:51:15.733
و اينطور بسيار اتفاقي با رفتن به يك قسمت شهر و دادن

00:51:15.758 --> 00:51:18.135
يك پنج سنتي ، يا يك ده سنتي يا يك 25 سنتي

00:51:18.135 --> 00:51:20.930
وارد دنيايي جديد مي شديد كه دروازه هاي آن به روي
شما باز مي شد.

00:51:21.523 --> 00:51:24.446
مردم فقط پاريس را براي اولين بار نمي ديدند

00:51:24.446 --> 00:51:26.629
بلكه شهرهاي نيويورك و سان فرانسيسكو نيز
 براي اولين بار جلوي چشم خود مي ديدند

00:51:26.930 --> 00:51:28.206
مردم مدهاي زنان را تماشا مي كردند

00:51:28.231 --> 00:51:33.255
آن ها زناني را ميبينند كه دست به كارهاي زده اند
كه كسي جرئت انجام دادن آن ها را نداشت

00:51:33.338 --> 00:51:37.731
با سر زبان افتادن نام فيلم ها و صحبت هاي مختلف در باره سينما

00:51:37.756 --> 00:51:40.467
نرخ توليد فيلم خيلي سريع به بالاترين قيمت خود رسيد

00:51:40.467 --> 00:51:41.963
كه وال استريت را نيز وارد ميدان كرد

00:51:42.330 --> 00:51:45.965
وقتي كه پول به كاري تزريق بشه ، دستمزدها نيز بالاتر خواهد رفت

00:51:45.989 --> 00:51:50.790
و سينما به شغلي تبديل شد
كه هركس آرزوي بودن در آن را داشت

00:51:54.175 --> 00:51:58.299
همان طور كه گفته شد فيلمساز هاي زن در دهه 1910
كمتر شناخته شده تر بودند

00:51:58.299 --> 00:52:02.403
بر خلاف آنان اين مرد لاغر اندام قد بلند
در اين صحنه خانوادگي استوديويي

00:52:02.403 --> 00:52:05.601
كه با يك نقاشي از آسمان همراه شده است ، بسيار مشهور شد

00:52:05.997 --> 00:52:10.901
مردم بر اين باورند كه گريفيث كلوزآپ و تدوين را ابداع كرد
در صورتي كه اين طور نيست

00:52:12.787 --> 00:52:15.969
ولي او كاري بسيار با ارزش تر براي
هنر سينما انجام داده است

00:52:16.051 --> 00:52:20.564
او مي گفت كه سينما بايد اين طور باشد :
مثل وزش باد در درختان

00:52:35.067 --> 00:52:41.047
تا پيش از گريفيث فيلم ها كاملا به صحنه هاي تئاتر
شبيه بودن و روحي در آن ها وجود نداشت

00:52:41.072 --> 00:52:43.472
گرفيث بادي در در خت هاي سينما دميد

00:52:46.886 --> 00:52:48.861
و حسي همچون ديدن جهان ديگري را به مخاطب القا كرد

00:52:50.013 --> 00:52:52.587
لطافت و حساسيت شخصيت و بازي ليليان گيش

00:52:52.587 --> 00:52:54.179
با  نرمي نور هاي صحنه

00:52:55.049 --> 00:52:56.386
كاملا هماهنگ شده است

00:53:01.540 --> 00:53:04.572
دهه ها  بعد منتقد و فيلسوف بزرگ رلان بارت گفت

00:53:04.597 --> 00:53:09.734
بعضي از تصاوير كه بدون برنامه ريزي قبلي گرفته شده اند
با جزئيات طبيعي شان ما را تحت تاثير قرار ميدهند

00:53:10.447 --> 00:53:14.976
بارت آن را « پونكتوم » ناميد
عنصري در تصوير كه احساسات ما را بر مي انگيزد

00:53:15.207 --> 00:53:18.847
كار هاي گريفيث سرشار از اين پونكتوم است
گريفت با  آن در درختان باد ميدمد

00:53:25.370 --> 00:53:29.587
دراين صحنه از فيلم « راه شرق » در رودخانه ايي
يخ زده و خطرناك

00:53:29.821 --> 00:53:33.024
گريفيت نمي توانست اين اتفاق كه
بازوي راست ليليان گيش به يخي بخورد

00:53:33.024 --> 00:53:36.270
كه در كنار يك يخ شناور است را برنامه ريزي كند

00:53:37.254 --> 00:53:39.082
ولي ما آن را يك لحظه واقعي در فيلم مي بينيم

00:53:41.940 --> 00:53:44.452
گريفيث با يكي از بهترين فيلمبردار هاي سينما در آن دوران

00:53:44.452 --> 00:53:46.303
يعني بيلي بيتزر كار ميكرد

00:53:46.528 --> 00:53:49.084
بليتزر شفافيت و نور هاي اطراف كادر فيلم را دوست نداشت

00:53:49.109 --> 00:53:51.811
به همين خاطر او با قرار دادن پارچه ايي دور تا دور هود لنز

00:53:51.811 --> 00:53:53.909
تصوير را تنگ تر و تاريكتر كرد

00:53:54.332 --> 00:53:57.836
طبق گفته خودش وي «سبك و كلاس خاصي به فيلمبرداري اضافه كرد

00:53:57.861 --> 00:54:01.794
سبكي كه تماشاي فيلم را براي يك نسل تحت تاثير قرار داد

00:54:02.535 --> 00:54:06.501
گريفيث و بيتزر از كاركرد روانشناختي
لنز ها در فيلم با خبر شدند

00:54:06.772 --> 00:54:10.329
آن ها با استفاده از نورهاي نرم و نيز استفاده از نور هاي پشتي كه

00:54:10.354 --> 00:54:14.524
هاله ايي نوري در موهاي بازيگر ايجاد ميكردند كه
منجر به اين مي شد كه بازيگر از پس زمينه جدا گردد

00:54:18.464 --> 00:54:21.946
آنچه كه گريفيث و بيتزر با ذهن خلاقشان در سال هاي 1914 و 1915
انجام دادند

00:54:21.971 --> 00:54:24.438
يا با هاي لايت كردن نور

00:54:24.438 --> 00:54:27.816
 يا با حركت دوربين به صورت نماي تركينگ
و همچنين درك نماها خارجي

00:54:27.816 --> 00:54:30.868
يكي از نقاط عطف تاريخ سينما است

00:54:31.280 --> 00:54:34.392
آن دو اين فيلم تاريخي در باره ي يك ايالت
تقلبي ساختند كه علاوه بر اينكه پرچم نژاد پرستي در دست دارد

00:54:34.417 --> 00:54:40.366
قدرت سينما را نيز به رخ مي كشد
اين كاري است بسيار خطرناك

00:54:40.850 --> 00:54:41.677
توليد يك ملت» اين طور به نظر مي رسد كه

00:54:41.702 --> 00:54:44.656
كه در زادگاه خود گريفيث در ايالت كنتاكي فيلمبرداري شده است

00:54:47.756 --> 00:54:50.892
اما اين فيلم در اين جا در نزديكي لس انجلس فيلمبرداري شده است

00:54:55.162 --> 00:54:56.948
فيلم داستان جنگ هاي داخلي آمريكا را روايت ميكند

00:54:58.124 --> 00:55:00.717
گريفيث در اين فيلم حماسه را با
 روابط عاطفي و ممنوعه همراه كرده است

00:55:01.702 --> 00:55:05.365
يك افسر جنوبي به خانه باز ميگردد تا مادرش را ببيند
مادرش دستهايش را به دور افسر مي اندازد

00:55:05.551 --> 00:55:08.562
فقط دست هاي مادر مشخص است

00:55:16.176 --> 00:55:17.472
و چيزي ديگر از او مشخص نيست

00:55:19.083 --> 00:55:22.508
چنين تصويري كه با چنين ظرافتي نژاد پرستي را به تصويرر ميكشد
بسيار خطرناك است

00:55:23.281 --> 00:55:26.629
سناتور سياه پوست در فيلم دائم الخمر و فاسد به تصوير كشيده شده اند

00:55:27.896 --> 00:55:30.890
در اين صحنه گريفيث از موسيقي واگنر استفاده كرده است

00:55:31.444 --> 00:55:34.606
خانواده كامرون مورد حمله سرباز هاي سياه پوست قرار ميگيرند

00:55:35.048 --> 00:55:36.893
گروه كوكلاكس كلان به شكلي هيجان انگيز و قهرمانانه

00:55:36.918 --> 00:55:38.684
خانواده را نجات مي دهند

00:55:46.701 --> 00:55:51.129
بعد چند روز از نمايش فيلم
مخاطبان سياه پوست فيلم مورد حمله احزاب قرار گرفتند

00:55:52.053 --> 00:55:55.512
گروه كوكلاكس كلان در سال 1860 از بين رفت

00:55:55.512 --> 00:56:00.359
اما در اواسط دهه 1920 دوباره عضو گيري كرد
تعداد اعضاي آن به حدود 4 ميليون نفر رسيد

00:56:01.641 --> 00:56:03.788
به صحبت در باره ي باد در درختان بپردازيم

00:56:04.622 --> 00:56:08.396
بيش از 80 سال بعد دي جي اسپوكي

00:56:08.421 --> 00:56:10.833
صحنه هاي حساس و خطرناك «تولد يك ملت » آناليز كرده

00:56:10.858 --> 00:56:12.922
و با كشيدن خطوطي روي آن ها اين صحنه ها را تغيير داده است

00:56:19.235 --> 00:56:21.222
يك سال بعد از «تولد يك ملت » گريفيث

00:56:21.222 --> 00:56:24.985
اين فيلم حماسي ايتالياي را تحت عنوان كابيريا
تماشا كرد

00:56:25.241 --> 00:56:29.011
او به شدت تحت تاثير  حركات روي ريل دوربين

00:56:29.843 --> 00:56:33.339
و طراحي صحنه مثل اين صحنه كه در آن
از مجسمه فيل

00:56:33.364 --> 00:56:36.491
در پلكان استفاده شده است ، قرار گرفت

00:56:36.516 --> 00:56:39.284
 وي بر اساس رمان هاي چارلز ديكنز

00:56:39.284 --> 00:56:43.020
فيلمي سه ساعت و نيمي به نام «تعصب »را ساخت

00:56:43.020 --> 00:56:45.446
كه داستان عشق در طول تاريخ را روايت مي كرد

00:56:50.006 --> 00:56:52.335
اين فيلم تعصب مردم بابل را

00:56:54.319 --> 00:56:58.263
در زمان زندگي حضرت مسيح
با تك رنگ سپيا به تصوير مي كشد

00:56:59.056 --> 00:57:01.225
در سكانس كشتار بارتولامه مقدس در قرون وسطي

00:57:01.356 --> 00:57:05.197
صحنه هاي خشن به صورت تك رنگ آبي فيلمبرداري شده است

00:57:06.787 --> 00:57:11.124
و در دنياي گنگستر هاي امروزي
با ماشين هاي براق و لوكس و نيز لباس هاي فريبنده نيز از تك رنگ آبي استفاده شده است.

00:57:13.183 --> 00:57:15.304
گريفيث در اين صحنه از تدوين موازي استفاده مي كند

00:57:16.513 --> 00:57:19.912
وي گفت : از آنجا كه ديكنز در داستان هايش
از برش موازي استفاده مي كرد من نيز از آن استفاده كردم

00:57:20.721 --> 00:57:25.429
گريفيث داستان «الف» را تا جايي جلو مي برد
سپس وارد داستان «ب» مي شد

00:57:25.454 --> 00:57:29.398
داستان «ب» را به همان مقدار جلو مي برد
سپس دوباره به داستان «الف» باز مي گردد

00:57:29.398 --> 00:57:31.262
و آن را از آن جايي كه رها كرده بود
ادامه مي دهد

00:57:32.586 --> 00:57:35.162
همان طور كه قبلا گفته شد برش ميان يك زمان و
زمان ديگر  به اين معني است-

00:57:35.187 --> 00:57:38.929
كه ما يا «همزمان» را ميبينيم و يا «بعد »را

00:57:42.089 --> 00:57:45.336
برش هاي گريفيث در بين دوران هاي مختلف تاريخ هيچ يك
از اين معاني را شامل نمي شد

00:57:46.604 --> 00:57:49.395
اين برش ها به اين معني است كه «:نگاه كنيد ، اين اتفاقات و ماجرا هاي

00:57:49.420 --> 00:57:52.758
مختلفي در دوران مختلف تاريخ هستند
كه همگي يك خصلت بشر را بازگو ميكنند

00:57:53.684 --> 00:57:56.395
تعصب يا فقدان عشق را

00:57:57.117 --> 00:57:59.762
تدوين به وسيله ايي براي نمايان كردن ذهنيات تبديل شد

00:58:00.563 --> 00:58:02.106
اگر از مردم بپرسيم چيزي از

00:58:02.106 --> 00:58:04.389
ماجرا يا داستان فيلم دستگيرشان نشده

00:58:04.414 --> 00:58:06.886
ولي درباره ي معني سكانس مي توانند حرف بزنند

00:58:08.810 --> 00:58:11.940
بعد ها بزرگان سينماي شوروي مثل آيزنشتاين
در مورد اين نوع تدوين نوشتند

00:58:12.396 --> 00:58:15.608
اما خيلي دور از از آنجا
در ژاپن

00:58:15.633 --> 00:58:19.616
در سال 1921 مينورو موراتا اين  فيلم را تحت عنوان
ارواح در راه اند را ساخت

00:58:20.212 --> 00:58:22.406
دو خط داستاني كاملا مجزا

00:58:22.431 --> 00:58:24.516
در پايان فيلم به يكديگر مي رسند

00:58:24.882 --> 00:58:27.473
دو مجرم سابقه دار از داستان اول

00:58:27.498 --> 00:58:31.180
پسري را در برف از داستان دوم پيدا مي كنند

00:58:33.030 --> 00:58:36.719
در هر دو داستان يك چيز مهم وجود دارد و آن اميد است
اما پسر مي ميرد

00:58:37.149 --> 00:58:40.334
اين يكي از بي نظيرترين استفاده ها  از تدوين موازي
در آسيا است

00:58:41.648 --> 00:58:45.359
فيلم «ارواح در راه اند» اولين شاهكار
 سينماي ژاپن است

00:58:52.909 --> 00:58:55.898
در لس آنجلس امروزي يك مركز خريد
در بلوار هاليوود

00:58:55.898 --> 00:58:57.527
جايي كه اسكار در آن برگزار مي شود

00:58:57.527 --> 00:59:01.807
اين مكان ماكت باز سازي شده از دروازه بابلي ها در فيلم « تعصب » است

00:59:05.075 --> 00:59:08.407
اما نسخه اصل آن مايل ها دور تر
از مركز خريد در اين جا واقع شده است

00:59:11.953 --> 00:59:16.250
و از آنجا كه هاليوود اهميتي به تاريخ خود نمي دهد
اين مكان ويران شد

00:59:18.317 --> 00:59:19.929
اما چه تاريخي

00:59:19.954 --> 00:59:21.223
چه ايده هايي

00:59:21.321 --> 00:59:24.143
حركت هاي دالي دوربين روي كرين

00:59:24.168 --> 00:59:28.689
و يا حتي روي يك بالون تا با ارتفاع گرفتن
همچون باد اين چيز هاي بزرگ  آويزان را به روي پرده بيارند

00:59:32.096 --> 00:59:35.580
از عمر سينما فقط 20 سال گذشته بود
كه اين صحنه فيلمبرداري شد

00:59:37.099 --> 00:59:39.066
شكل جديدي از هنر متولد شده بود

00:59:39.412 --> 00:59:42.388
فيلمسازهاي اسكانديناوي اثبات كردند
كه اين هنر ، هنر نورهاست

00:59:48.830 --> 00:59:51.673
سينماهاي نيكلودئون راه را براي ساخت
سالن هاي باشكوه سينما باز كردند

00:59:52.561 --> 00:59:59.473
مكان هاي شبيه به كليسا هاي بزرگ و باشكوه

00:59:59.498 --> 01:00:05.623
و يا شبيه به پرستشگاها ي مصري
يا گنبد هاي چيني

01:00:13.035 --> 01:00:18.505
باغي به نام هاليوود فانتزي ها را دريافت كرد و آن ها را
وارد جهان كرد

01:00:21.202 --> 01:00:25.352
هنر تدوين ثبت و برش دادن تجربه هاي
زندگي مدرن است

01:00:28.720 --> 01:00:32.910
مخلوق هاي جديد به نام ستاره هاي سينما
معروفترين انسان هاي روي زمين هستند

01:00:34.238 --> 01:00:36.985
آن ها اينحا در
دنياي ديگر ، دنياي گريزان از واقعيت و زندگي روزمره زندگي ميكنند

01:00:39.651 --> 01:00:43.115
داستان سينما به نظر به نقطه عطف
خود رسيده است

01:00:50.018 --> 01:00:52.954
اما نه ، اين تازه شروع داستان سينماست

01:00:53.500 --> 01:01:06.419
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

01:01:06.443 --> 01:01:18.443
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.