﻿WEBVTT

00:00:02.000 --> 00:00:05.074
<c.yellow>سال هاي 1918 تا 1928</c>

00:00:05.400 --> 00:00:08.674
<c.yellow>چيره شدن سينماي آمريكا بر جهان
و پيدايش اولين شورش ها عليه آن</c>

00:00:10.194 --> 00:00:11.637
در اين قسمت  به سراغ

00:00:11.662 --> 00:00:14.155
يكي از بزرگان كمدي جهان
چارلي چاپلين خواهيم رفت

00:00:14.180 --> 00:00:17.640
سپس با فيلمساز هاي رئاليستي آشنا مي شويم
كه براي هاليوود شاخ و شانه كشيدند

00:00:21.330 --> 00:00:24.542
1918
جنگ جهاني اول تازه به پايان رسيده

00:00:29.842 --> 00:00:31.904
خيلي از اروپا با خاك يكسان
شده بود

00:00:32.871 --> 00:00:35.216
بذر نازيسم كاشته شده بود

00:00:35.837 --> 00:00:39.221
چند سال بعد مانيفست جنبش هنري
سورئاليسم اعلام كرد

00:00:39.223 --> 00:00:41.355
هنر بايد ثبت روياها باشد

00:00:41.886 --> 00:00:44.381
ولي كدوم روياها ؟

00:00:49.760 --> 00:00:53.751
در تپه هاي لس آنجلس ، اسطوره هاليوود
تازه متولد شده بود

00:00:55.820 --> 00:00:57.975
به همين خاطر شهر نيز به خود جلايي داد

00:00:58.815 --> 00:01:03.148
هنرپيشه هاي خوش آتيه با هيكل هاي تراشيده شده
جذب اين مكان مي شدند

00:01:03.173 --> 00:01:06.785
و در اين حبابي كه نامش هاليوود است
آن ها درخشان و رومانتيك به نظر مي رسند

00:01:07.151 --> 00:01:10.084
دور از زندگي روزمره
و سرشار از وعده هاي استثنايي

00:01:13.256 --> 00:01:15.544
اين قسمت سرگذشت فيلم درباره ي
قدرت گرفتن هاليوود

00:01:15.546 --> 00:01:18.638
و اينكه چطور به يك صنعت تبديل شد

00:01:18.981 --> 00:01:22.378
كارخانه ايي كه جهان را عاشق خود كرد

00:01:22.755 --> 00:01:26.789
ولي خواهيم ديد كه تمامي قدرت هاليوود

00:01:26.884 --> 00:01:29.236
و سيستم توليدي آن

00:01:29.261 --> 00:01:32.210
اين طور به نظر نمي رسد
كه چقدر شكننده خواهد بود

00:01:32.494 --> 00:01:33.648
چقدر شكست پذير خواهد بود

00:01:37.002 --> 00:01:42.997
قبل از پايان دهه 1920 فيلمساز هاي مهم
در تلاش بودند كه اين حباب را بشكنند

00:01:44.839 --> 00:01:49.439
سرمايه گذاري روي فيلم هاي نوجوانان و جوانان 10 برابر
افزايش يافت

00:01:49.782 --> 00:01:51.884
هاليوود يك صنعت شد

00:01:52.940 --> 00:01:55.755
پول هاي سرمايه گذاري بيشتر از بانك دارهاي
ساحل شرقي مي رسيد

00:01:56.422 --> 00:01:59.709
و اين پول ها در سواحل غربي توسط مديران كمپاني ها

00:01:59.711 --> 00:02:02.804
طبقه كارگر و تاجر هاي يهودي خرج مي شد

00:02:02.806 --> 00:02:06.349
آدولف زوكر مهاجر مجارستاني و تاجر خز

00:02:06.374 --> 00:02:09.776
مكاني را ايجاد كه بعدها
به پارامونت تبديل شد

00:02:12.509 --> 00:02:16.447
چهار برادر كانادايي - لهستاني نيز كمپاني ديگري
تحت عنوان وارنر را تاسيس كردند

00:02:18.257 --> 00:02:22.405
يك شخص روسي شجاع به نام
لويس بي مير نفر بعدي بود كه كمپاني ديگري تحت عنوان ام جي ام را تاسيس كرد

00:02:23.721 --> 00:02:27.403
آن ها انبار بزرگ تاريكي تحت عنوان
صحنه صدا ساختنند

00:02:27.428 --> 00:02:32.165
تا فيلمساز ها وارد اين اتاق هاي تاريك شوند و بتوانند
تا اين را كنترل كنند

00:02:34.063 --> 00:02:34.824
نور

00:02:38.157 --> 00:02:42.813
در اين صحنه از فيلم «همشهري كين » مشخص است كه هاليوود
مي تواند در استقاده از نور كارهاي خارق العاده ايي كند

00:02:46.491 --> 00:02:49.208
باريكه نور در اين صحنه كتابخانه را
شبيه به يك محفظه ي اشيا مقدس در كليسا كرده است

00:02:49.528 --> 00:02:51.858
ولي در اينجا آن اشيا كيف هاي اسناد هستند

00:02:54.392 --> 00:02:57.145
 هاليوود سيستم توليدش را

00:02:57.170 --> 00:03:00.050
به همان روش توليد اتوموبيل مدل تي در كارخانه فورد به راه انداخت

00:03:01.742 --> 00:03:06.236
اما در همان زمان در ژاپن كارگردان ها
تمامي مراحل توليد فيلم را خود رهبري ميكردند

00:03:06.261 --> 00:03:11.743
ولي در هاليوود مديران كمپاني ها مثل
زوكر و مه ير يا وارنر

00:03:12.398 --> 00:03:17.044
كارگردان ها را زير سلطه خود قرار مي دادند. آن ها در دفاتر سينمايي
با فيلمنامه نويسان قرارداد مي بستند.

00:03:17.466 --> 00:03:22.629
استعداد ياب ها جوانان با استعداد را در مجله ها و كافي شاپ ها
پيدا مي كردند

00:03:23.052 --> 00:03:27.444
طراحان صحنه در آن انبار تاريك
ساختمان هاي بزرگ و كم نظيري را مي ساختند

00:03:30.034 --> 00:03:33.312
اين يكي كارهاي  از طراح صحنه افسانه ايي هاليوود
ويليام كامرون مينزي است

00:03:33.337 --> 00:03:35.654
كه بغداد را بازسازي كرده است

00:03:36.069 --> 00:03:40.040
مجسمه هاي موجودات غير انسان در پلكان
چشم نواز و تزييني به نظر مي آيند

00:03:45.839 --> 00:03:49.485
طراحان لباس نيز سبك زندگي و هر آن چه كه مربوط به آن است را
بازسازي ميكنند

00:03:49.899 --> 00:03:52.622
آنها بدن و تيپ ستاره ها را مي شناسند

00:03:54.305 --> 00:03:56.906
اين يكي از لباس هاي مرلين مونرو است

00:03:58.510 --> 00:04:03.808
گريمور ها نيز با سبك هاي جديد در آرايش مژه و چشم
پا به عرصه سينما مي گذارند

00:04:04.356 --> 00:04:07.905
اينجا اتاقي و ميزي است كه در آن
مرلين مونرو بلوند شد

00:04:10.086 --> 00:04:16.093
مهندس نيز با استفاده از تكنولوژي جديد
به موهاي زيباي آن ها نور تاباندند

00:04:16.426 --> 00:04:24.075
تا بتوانند سايه مژه هاي مارلين ديتريش را در فيلم «هوس »روي
صورت وي بيندازند

00:04:24.077 --> 00:04:28.229
وسايل دالي و تراولينگ باعث شد كه دوربين ها حركت كرده و
تصوير نرم به نظر برسند

00:04:31.781 --> 00:04:36.283
حركت دوربين در اين صحنه از فيلم «بر باد رفته »
همچون نسيمي

00:04:36.308 --> 00:04:39.377
 به آرامي از عشاق و غروب داستان ما دور مي شود

00:04:44.065 --> 00:04:47.951
دوربين هاي جديد خود به يك چيز زيبا تبديل شدند

00:04:48.565 --> 00:04:52.927
اين دوربين كه در اينجا جنگ جهاني دوم استفاده شده است
خود نيمي دوربين است و نيمي اسلحه

00:04:53.629 --> 00:04:57.919
اين يكي مربوط به دهه 60 مي باشد
كه دستي و بسيار پر سر وصدا مي باشد

00:04:59.989 --> 00:05:01.910
به همين خاطر سرمايه گذار ها گفتند
يك لحظه صبر كنيد

00:05:01.935 --> 00:05:04.820
چرا ما سالن هاي نمايش را را نخريم تا بتوانيم
كنترل بيشتري داشته باشيم؟

00:05:04.820 --> 00:05:07.412
فيلم كجا و چه موقع اكران مي شوند ؟

00:05:08.870 --> 00:05:11.970
به همين خاطر فيلم هايي كه در آن انبار
تاريك ساخته مي شد

00:05:11.970 --> 00:05:14.442
بايد در سالن هاي بزرگ نمايش داده مي شدند

00:05:19.768 --> 00:05:22.871
و اين چنين همه چيز استاندارد و كنترل شد

00:05:23.522 --> 00:05:27.745
اينكه جون كرافورد بايد هنگامي كه به تخت خواب برود
چطور باشد چيزي است كه در قرارد وي ثبت شده بود

00:05:28.511 --> 00:05:31.598
يا اينكه در قرارد جاني ويزمولر براي
فيلم «تارزان » ثبت شده بود

00:05:31.598 --> 00:05:35.294
كه براي هر كيلوگرمي كه وي از 86  كيلو گرم بيشتر شود
جريمه شود

00:05:36.484 --> 00:05:39.275
رمان نويس مشهور هنري ميلر جمله ايي
در مورد توليدات هاليوود مي گويد

00:05:39.275 --> 00:05:43.155
هاليوود مكاني ديكتاكتور محور است كه در آنجا
هنرمندان ساكت شده اند

00:05:44.256 --> 00:05:50.453
هرچند كه هاليوود داراي نظام ديكتاتوري است
اما هنوز بعضي ها اعتقاد دارند كه محل ظهور نوابغ است

00:05:50.478 --> 00:05:54.982
نوابغي مثل بازبي بركلي
كه رقص اين صحنه فانتزي را طراحي كرده است

00:05:54.982 --> 00:05:58.482
فيلم «دختران در برف» به الگويي براي
فيلم هاي اين چنين تبديل شد

00:05:58.482 --> 00:06:01.212
با افرايش روز به روز پيچيدگي و انتزاعي در اشكال صحنه

00:06:01.236 --> 00:06:10.236
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:06:10.563 --> 00:06:13.633
استنلي دانن سازنده
آواز در باران

00:06:13.658 --> 00:06:20.768
سيستم استوديويي هاليوود به نظر من
واقعا در فيلم ها دخالت نمي كرد

00:06:20.768 --> 00:06:25.969
سيستم استوديويي شبيه به باغي بود كه ما
در آنجا مثل يك كارگر كار مي كرديم

00:06:25.969 --> 00:06:31.566
منظورم اينكه  زماني كه من در ام جي ام همراه
با سيل عظيمي از آدم هايي كه در آنجا كار مي كردند بودم

00:06:31.591 --> 00:06:37.086
اغلب به اين فكر مي كردم كه

00:06:37.088 --> 00:06:42.420
ايده هر كارخانه ايي اين است كه مردم را در كنار
هم جمع كند تا

00:06:42.420 --> 00:06:44.911
تا پول در بياورند
اين همان كاري بود كه ما انجام مي داديم

00:06:45.059 --> 00:06:47.517
سيستم استوديويي نيز دليل ديگري براي
اين كار نداشت

00:06:47.517 --> 00:06:50.091
اينكه چه چيزي پشت پرده اين قضايا است
چيزي جز مسائل اقتصادي نيست

00:06:50.091 --> 00:06:54.096
هاليوود كارخانه ايي بود كه پول در مي آورد
يا شايد اميد داشت كه پول در بياورد

00:06:55.544 --> 00:06:58.757
خب پس صنعت هاليوود علاوه بر اين كه يك حباب بود
مي توان آن را يك باغ در نظر گرفت

00:06:58.782 --> 00:07:02.006
همان طور كه يك دهه قبل آگنس دي ميل آن را
باغي

00:07:03.121 --> 00:07:06.022
كه گل هاي رنگارنگ و متنوع در آن رشد مي كنند ، ناميد.

00:07:07.246 --> 00:07:10.002
براي مثال  كمپاني ام جي ام كه بسيار به خود افتخار مي كرد كه

00:07:10.002 --> 00:07:12.853
 فيلم هايشان را در ساختمان هاي نيو كلاسيكال خودشان مي ساختند

00:07:12.878 --> 00:07:16.724
آن ها اعلام كردند كه تعداد ستاره هايي كه آن ها در اختيار دارند
از ستاره هاي آسمان نيز بيشتر است

00:07:17.802 --> 00:07:20.728
اين فيلم ها سرشار از خوش بيني و قدرت نمايي بودند

00:07:21.566 --> 00:07:23.693
در اين صحنه از فيلم
»آواز در باران »

00:07:23.693 --> 00:07:26.194
به سايه ها  نيز نور تابانيده شده است

00:07:34.389 --> 00:07:36.458
فيلم هاي برادران وانر بيشتر به مشكلات و خشونت هاي
خياباني مي پرداخت

00:07:37.225 --> 00:07:40.383
ستاره هاي اين فيلم ها فرشتگاني با صورت هاي كثيف بودند

00:07:40.385 --> 00:07:42.891
به طور مثال در اين صحنه از
فيلم «شاهين مالت

00:07:42.915 --> 00:07:44.512
قهرمان فيلم زير پا له شده است

00:07:44.537 --> 00:07:45.590
نور هاي تيز تر

00:07:45.797 --> 00:07:46.644
سايه هاي شفاف تر

00:07:46.992 --> 00:07:48.325
لباس هاي خاص گنگستر ها

00:07:48.350 --> 00:07:50.061
شب هنگام

00:07:52.437 --> 00:07:52.976
قتل

00:07:53.152 --> 00:07:53.497
ملودرام

00:07:54.173 --> 00:07:55.309
خبرنگاري

00:07:56.348 --> 00:08:00.032
در اين صحنه از فيلم « امپراطور بد نام « سبك
كاري پارامونت كاملا مشخص است

00:08:00.262 --> 00:08:01.204
درخشش زيبايي

00:08:01.251 --> 00:08:02.206
جوشش

00:08:02.484 --> 00:08:04.017
طراح صحنه و لباس كاملا نمايان

00:08:04.236 --> 00:08:05.046
زنانگي

00:08:05.225 --> 00:08:06.081
رمانتيك

00:08:06.300 --> 00:08:06.968
تحريف شده

00:08:07.116 --> 00:08:09.466
بيشتر اين فيلم ها در شرق اتفاق افتاده و داراي
حجاب و پوشش شرقي هستند

00:08:11.337 --> 00:08:15.409
<i>Tell me, Alexei.
Are you still fond of me?</i>

00:08:15.945 --> 00:08:18.002
<i>Yes, your imperial majesty,
I love you.</i>

00:08:18.893 --> 00:08:21.537
 سيستم استوديوي يك خط توليد كاملا كايپيتاليسمي بود

00:08:21.694 --> 00:08:23.524
و در سراسر جهان نيز تكثير شد

00:08:23.672 --> 00:08:27.700
در هند ، مكزيك ، ايتاليا ،
بريتانيا ،چين ، هنگ گنك

00:08:27.725 --> 00:08:29.379
كره و فرانسه

00:08:30.603 --> 00:08:34.666
صنعت هاي فيلمسازي اين كشور ها از همان فرمول و فيلم هاي
هاليوود تقليد مي كردند

00:08:35.534 --> 00:08:40.000
اين سيستم روز به روز در حال تجربه كردن و آزمون و خطا كردن
بود

00:08:40.692 --> 00:08:42.928
كاملا تجملي و درخشان

00:08:43.626 --> 00:08:46.263
روح اين ماشين هنر بود

00:09:38.397 --> 00:09:42.993
در اواسط دهه  20 ميلادي اين انبار هاي بزرگ
در سال 700 فيلم توليد مي كردند

00:09:44.967 --> 00:09:47.593
اين يكي از آن ها است
دزد بغداد

00:09:48.068 --> 00:09:49.985
اين فيلم مي توانست جور فيلم هاي ديگر را بكشد

00:09:53.903 --> 00:09:55.674
اين فيلم در صف اول حركت اين فيلم ها قرار گرفت

00:09:56.159 --> 00:09:59.866
يك مرد مقدس نشان مي دهد
كه خوشبختي دست يافتني است

00:09:59.868 --> 00:10:01.870
اشاره اي جزئي به روياي آمريكايي

00:10:02.801 --> 00:10:04.603
سپس يك نماي باز از خيابان .

00:10:05.089 --> 00:10:08.609
ما به سختي مي توانيم ببينيم كه مردي بالاي
سر تاجران دراز كشيده است

00:10:09.764 --> 00:10:11.958
ولي بعد تصوير ديزالو شده و ما او را مي بينيم

00:10:12.435 --> 00:10:13.596
ما او را مي شناسيم

00:10:13.826 --> 00:10:16.530
او  ستاره سينما
داگلاس فربنكس است

00:10:17.162 --> 00:10:18.608
او  تهيه كننده هم است

00:10:19.352 --> 00:10:21.801
او در وسط ماجرا خوابيده است

00:10:21.826 --> 00:10:24.058
بي خبر از اينكه ما او را تماشا مي كنيم

00:10:24.060 --> 00:10:25.697
دوباره تصوير ديزالو مي شود

00:10:26.638 --> 00:10:27.604
نور هاي نرم

00:10:27.606 --> 00:10:28.710
فوكس با عمق ميدان كم

00:10:28.780 --> 00:10:29.472
گريم

00:10:29.597 --> 00:10:30.956
و يك حس زنانگي معمول

00:10:32.022 --> 00:10:34.501
ولي بعد او جيب يك مرد را مي زند

00:10:34.480 --> 00:10:37.252
روياي زيباي ما نشان مي دهد
كه قهرمان ما يك دزد است

00:10:37.277 --> 00:10:39.740
عابر از سمت راست صحنه خارج مي شود

00:10:40.014 --> 00:10:41.717
او متوجه مي شود كه كيف پولش را گم كرده است

00:10:41.920 --> 00:10:44.424
كات به داگ ( داگلاس فربنكس) كه به سمت راست
نگاه ميكند

00:10:44.838 --> 00:10:46.602
دوربين آن را نشان نمي دهد

00:10:46.905 --> 00:10:49.912
ما مي دانيم كه او به قرباني بعدي اش نگاه ميكند
مي خندد

00:10:50.779 --> 00:10:54.542
فقط 90 ثانيه از اين فيلم كافي بود تا ما
بفهميم كه اين فيلم

00:10:54.784 --> 00:10:56.229
يك فيلم رمانتيك آمريكايي است

00:10:56.747 --> 00:10:58.590
كه جامعه اي را به ما معرفي مي كند

00:10:59.801 --> 00:11:01.013
سپس يك صحنه

00:11:04.557 --> 00:11:05.823
كه تك افتاده است

00:11:06.237 --> 00:11:09.814
با نورهاي شاعرانه ما را
اغوا مي كند

00:11:10.266 --> 00:11:12.059
ما را جذب شخصيت مي كند

00:11:12.361 --> 00:11:13.777
يك دغل باز دوست داشتني

00:11:13.802 --> 00:11:16.046
يك انسان همچون ما اما با
جذابيت بيشتر

00:11:16.071 --> 00:11:17.437
و زندگي هيجاني تر

00:11:19.905 --> 00:11:22.224
اين چيز ها فضا را شفاف تر و واضح تر مي كند

00:11:23.077 --> 00:11:25.439
ما ديگر گيج نمي شويم كه كجا هستيم

00:11:26.740 --> 00:11:28.339
داستان قاعدتا شروع مي شود

00:11:28.695 --> 00:11:30.697
دزد وارد قصري شده است

00:11:31.111 --> 00:11:32.842
او از حضور پرنسسي در قصر با خبر مي شود

00:11:33.279 --> 00:11:35.349
نگاهي گذرا به تخت وي كه شبيه به تخت هاي
افسانه هاي جن و پري است ميكند

00:11:36.033 --> 00:11:37.414
آيا او به پايين خواهد رفت كه دختر را ببيند؟

00:11:37.656 --> 00:11:38.226
نه

00:11:38.855 --> 00:11:39.519
نه

00:11:40.156 --> 00:11:41.021
شايد

00:11:58.053 --> 00:11:58.783
نه

00:12:05.057 --> 00:12:06.045
آره

00:12:07.141 --> 00:12:09.276
صبر ما براي ديدن دختر به سر آمده

00:12:13.689 --> 00:12:15.688
ايواني فانتزي شكل

00:12:16.494 --> 00:12:19.127
زيبايي اش از درون پشه بند پيداست

00:12:19.717 --> 00:12:21.664
لباس  وي از درون آن پيداست

00:12:25.889 --> 00:12:27.166
او به داخل پشه بند را نگاه ميكند

00:12:27.477 --> 00:12:28.401
سايه اش

00:12:29.019 --> 00:12:32.946
سينماي هاليوود ، همان حباب در به تصوير كشيدن
چيز هاي كه انتظار ديدنش را مي كشيم فوق العاده است

00:12:32.952 --> 00:12:34.368
شوق ديدن

00:12:34.370 --> 00:12:35.710
شور ديدن

00:12:37.593 --> 00:12:39.521
دزد قاعدتا عاشق مي شود

00:12:39.819 --> 00:12:42.880
و عشق او باقي فيلم را شكل ميدهد

00:12:44.258 --> 00:12:46.654
چينن فيلم هاي را كلاسيك مي نامند

00:12:46.654 --> 00:12:49.252
اما آن ها واقعا رمانتيك هستند ( نه كلاسيك)

00:12:53.936 --> 00:12:56.701
اين نوع فيلم ها منجر به مشهور شدن هاليوود در دهه 20 شدند

00:12:57.912 --> 00:13:00.924
به طوري كه هر گاه مردم از كلمه «فيلم» استفاده ميكردند
منظورشان هاليوود مي بود

00:13:01.421 --> 00:13:03.869
اين حباب سينماي جريان اصلي جهان بود

00:13:05.111 --> 00:13:06.766
بنابراين فيلم هاي جريان اصلي هاليوود در دهه 20

00:13:06.791 --> 00:13:09.039
بيشتر سرگرم كننده و رمانتيك بودند

00:13:09.044 --> 00:13:11.220
اين در حالي است كه هدف ما در اين مستند شناخت ابداعگران سينماست؟

00:13:11.641 --> 00:13:12.905
آيا هاليوودي ها ابداع گر هستند؟

00:13:13.392 --> 00:13:16.832
خيلي از فيلم هاي مشهور دهه 20 هاليوود
فيلم هاي كمدي بودند

00:13:16.857 --> 00:13:18.331
ساخت اين نوع فيلم ها در آن دهه چيز معمولي بود

00:13:19.595 --> 00:13:23.321
سه فيلمساز به نام باستر كيتون
چارلي چاپلين و هارلود لويد

00:13:23.321 --> 00:13:26.159
بزرگترين فيلمساز هاي كمدي سينماي آمريكا بودند

00:13:28.183 --> 00:13:30.151
پيش از ورود آن ها به سينما
كمدي ها بيشتر از نوع اسلپ استيك ( بزن بكوب ) بودند

00:13:31.777 --> 00:13:34.503
اين تكه هاي خنده آور كه در اين حركت سريع قطار است
در آن دوران مد بود است

00:13:34.681 --> 00:13:37.102
با حركاتي مثل خالي كردن آب موجب خنده مي شدند

00:13:40.007 --> 00:13:42.802
تا اينكه كيتون با شيفتگي خاصي به
سينما و دوربين پا به عرصه گذاشت

00:13:43.038 --> 00:13:44.962
در اين صحنه از فيلم «فيلمبردار » او

00:13:44.962 --> 00:13:46.748
شيفتگي و عشقش به سينما را به تصوير مي كشد

00:13:51.389 --> 00:13:55.741
كيتون بزرگترين كمدين بصري است كه سينما
تا به امروز به خود ديده است

00:14:02.878 --> 00:14:04.294
او مثل يك معمار فكر مي كرد

00:14:04.584 --> 00:14:07.495
در اين سكانس از فيلم كوتاهش در سال 1920

00:14:07.520 --> 00:14:10.206
خانه اي كه وي ساخته است همچون اسباب بازي

00:14:12.144 --> 00:14:13.817
دور او مي افتد

00:14:19.130 --> 00:14:21.879
كيتون به سينماي صامت رونق بخشيد

00:14:22.105 --> 00:14:23.281
او سينما را خوب بلد بود

00:14:24.609 --> 00:14:27.062
اينجا ميبينيم كه چطور وي به
هنر تدوين آگاه بود

00:14:27.062 --> 00:14:29.876
با تدوين مكاني را جايگزين مكاني ديگر ميكند

00:14:30.519 --> 00:14:34.216
اينجا او با اين تدوين شوخي ميكند  به شكلي كه
زماني كه وي در حال راه رفتن در خيابان است

00:14:34.216 --> 00:14:36.039
ناگهان وي در بالاي يك صخره ظاهر مي شود

00:14:37.763 --> 00:14:41.065
همانطور كه در اين صحنه مشخص بود
كيتون به اين موضوع واقف بود كه اين سينما

00:14:41.090 --> 00:14:42.334
و اين فيلم ها آن چيزي است كه مشاهده مي شود

00:14:48.102 --> 00:14:50.631
و او اين موضوع را نيز مي دانست كه
با كمي بي كله بازي در آوردن و ريسك كردن در آن مي توان كار خارق العاده ايي خلق كرد

00:14:50.915 --> 00:14:53.633
او اين سكانسش را از نماي بالاي سر فيلمبرداري كرده است

00:14:53.633 --> 00:14:55.614
تا  ارتفاع زياد ساختمان ها را نشان دهد

00:14:58.884 --> 00:15:02.667
داستان از اين قرار است كه باستر بايد
از روي اين برج به روي برج ديگر بپرد

00:15:03.247 --> 00:15:06.306
كيتون براي اين كار دكوري در اين تونل
خيابان سوم در لس آنجلس ساخت

00:15:07.549 --> 00:15:10.704
درست بالاي اين تونل كه در اين تصاوير
آرشيوي قابل مشاهده است

00:15:12.861 --> 00:15:16.746
موقعيت دوربين كيتون به اين صورت است
كه انگار وي بسيار بالاتر از جايي است كه ايستاده

00:15:17.510 --> 00:15:19.798
در زير اين مكان يك تور گذاشته شده است

00:15:20.072 --> 00:15:22.602
تا اگر كيتون نتوانست انجام دهد روي آن بيفتد

00:15:22.602 --> 00:15:24.649
و مصدوم نشود

00:15:27.615 --> 00:15:30.298
بيشتر خلاقيت ها و ابداع هاي كيتون
برنامه ريزي شده بود

00:15:30.298 --> 00:15:32.166
اما گاهي اوقات آن ها بداهه بودند

00:15:33.020 --> 00:15:36.532
در اينجا او زماني كه ميبيند كه قطاري در راه رسيدن
به ايستگاه است با حس شوخ طبعانه اش

00:15:36.557 --> 00:15:38.696
كاري ميكند كه اين طور به نظر برسد كه وي قطار را متوقف كرده است

00:15:39.202 --> 00:15:40.810
و دوباره آن راه مي اندازد

00:15:47.147 --> 00:15:49.229
يكي از بهترين فيلم هاي وي يعني «ژنرال»

00:15:49.229 --> 00:15:51.520
كمدي حماسه ايي در باره يك قطار است

00:15:51.598 --> 00:15:53.644
داستان فيلم در دوران جنگ هاي داخلي آمريكا مي باشد

00:15:54.021 --> 00:15:56.091
باستر لوكوموتيوران قطار جنوبي هاست

00:15:56.302 --> 00:15:58.885
چرخش چرخ ها با جزئيات كامل نشان داده مي شود

00:16:01.207 --> 00:16:03.587
در نيمه اول فيلم او به سمت شمال

00:16:03.587 --> 00:16:06.887
به سمت قرارگاه اسرا مي رود تا معشوقه اش را نجات دهد

00:16:11.680 --> 00:16:14.806
تك تك شوخي هاي تصويري و موقعيت ها
در نيمه اول فيلم

00:16:14.806 --> 00:16:17.002
در نيمه دوم فيلم تكرار و بسط داده مي شوند

00:16:17.002 --> 00:16:18.572
البته به حالت برعكس

00:16:18.885 --> 00:16:20.301
ما با يك الگو آشنا مواجه ايم

00:16:20.303 --> 00:16:22.910
ما شوخي بعدي را پيش از اينكه
اتفاق بيفتد

00:16:22.910 --> 00:16:24.446
مي بينيم و به آن مي خنديم

00:16:28.022 --> 00:16:31.623
نقطه اوج اين فيلم را مي توان
بهترين و جذابترين اتفاق بصري دانست

00:16:31.648 --> 00:16:35.807
كه براي يك فيلم كمدي و يا شايد  هر  فيلمي
مي توان در نظر گرفت

00:16:38.448 --> 00:16:43.584
دشمنان شمالي  در حال پيش رفتند
به همين خاطر كيتون پل را منفجر مي كند

00:16:43.832 --> 00:16:46.725
تا قطار آن ها از روي پل رد نشود
پل منهدم ميشود

00:16:47.631 --> 00:16:49.146
در اين صحنه هيچ  كلكي در كار نيست

00:16:49.425 --> 00:16:51.650
لوكوموتيو و پل هر دو واقعي اند

00:16:53.894 --> 00:16:56.791
منهدم شدن اين قطار تا سال ها بعد
چشم گير و بي نظير بود

00:16:58.426 --> 00:17:03.758
اين صحنه سكوي پرتابي براي پيشرفت سينماي
صامت به حساب مي آمد و از صحنه هاي كليدي اين دوره سينما به حساب مي آيد

00:17:04.533 --> 00:17:05.697
حقوق كارگر ها بسيار كم بود

00:17:05.977 --> 00:17:07.775
وال استريت هنوز دچار بحران نشده بود

00:17:08.568 --> 00:17:11.697
تصورات بسيار رويايي و بزرگ بودند

00:17:12.161 --> 00:17:16.139
استوديو ها هنوز از بزرگي روياهاي فيلمساز ها
ترسي نداشتند

00:17:17.981 --> 00:17:21.292
روياها و آرزو هاي كيتون از باكس آفيس نيز
پيشي گرفت

00:17:22.365 --> 00:17:24.918
او اتفاقي از ام جي ام اخراج شد

00:17:27.371 --> 00:17:30.600
او به خوردن الكل روي آورد و شب ها
در تريلري در پاركينگي

00:17:30.600 --> 00:17:32.483
در كنار استوديو اسبقش مي خوابيد

00:17:40.089 --> 00:17:42.594
او سال ها به فراموشي سپرده شده بود

00:17:42.619 --> 00:17:46.938
اما همان طور كه اين تصوير آرشيوي
نشان مي دهد

00:17:46.963 --> 00:17:48.545
كيتون تا آخر عمرش در  حال شوخي كردن بود

00:17:48.863 --> 00:17:53.401
در اين تبليغ معمولي و كوچك سيگار او اصرار داشت
كه با خلاقيت خود اين برنامه را بهتر كند

00:17:54.315 --> 00:17:59.573
در سال 1965 در جشنواره ونيزاز وي تقدير شد
و مورد تشويق حضار قرار گرفت

00:17:59.901 --> 00:18:01.984
او سال بعد مرد

00:18:05.058 --> 00:18:08.436
يكي از فيلمساز هاي تحت تاثير كيتون

00:18:08.436 --> 00:18:11.236
اليا سليمان فلسطيني است

00:18:15.438 --> 00:18:19.750
در اين صحنه مشخص است كه سليمان
سعي مي كند كه حالت جدي خود را در شوخي كردن نگه دارد

00:18:20.242 --> 00:18:24.149
او از ماجرا و اكشن دوري ميكند
و با اخم كردن و جدي بودن موقعيت بامزه ايي را به وجود مي آورد

00:18:40.053 --> 00:18:42.846
باستر كيتون فقط يك فيلم مشترك

00:18:42.871 --> 00:18:46.425
با ديگر كمدين بزرگ دوران صامت يعني چارلي چاپلين دارد

00:18:46.879 --> 00:18:48.602
در اين صحنه از فيلم « لايم لايت»

00:18:48.627 --> 00:18:52.294
چاپلين نشان مي دهد كه وي كمتر از
كيتون به دوربين و ابداع گري در آن علاقه مند است

00:18:52.294 --> 00:18:54.996
او بيشتر به حركات بدن علاقه مند است

00:19:15.240 --> 00:19:17.808
چاپلين مثل يك رقاص  يا مثل هنرپيشه
نمايش هاي چندگانه فكر ميكرد

00:19:18.972 --> 00:19:23.500
اين جا يكي از تمرين هاي در صحنه
قبل از شروع فيلمبرداري است

00:19:47.521 --> 00:19:50.447
بازيگر و تهيه كننده
نورمن لويد ،چاپلين را خوب مي شناخت

00:19:50.447 --> 00:19:55.458
او آلفرد هيچكاك را نيز كه در نزديكي جاپلين در لندن
متولد شده بود را مي شناخت

00:19:57.707 --> 00:20:00.381
هيچكاك از يك خانواده متوسط بود

00:20:00.381 --> 00:20:04.167
پدر وي در كار داد و ستد ماهي و طيور بود

00:20:04.167 --> 00:20:10.664
هيچكاك هميشه آرزو داشت كه
 بخشي از آن جهان پدرش باشد

00:20:11.094 --> 00:20:15.174
چارلي (چاپلين) در بدترين فقري كه مي توانيد
تصور كنيد بزرگ شد

00:20:15.293 --> 00:20:17.368
فقري باورنكردني

00:20:18.127 --> 00:20:20.379
منظورم اينكه مثلا او  و برادرش

00:20:20.379 --> 00:20:23.974
در واقع برادر ناتني اش

00:20:23.999 --> 00:20:27.542
ميوه يا ميوه هاي له شده مي دزديند

00:20:27.592 --> 00:20:29.747
آن ها مي دانستند كه گاري ها به كجا مي روند

00:20:29.772 --> 00:20:31.697
و كجا ميوه هاي خود را خالي ميكنند

00:20:31.697 --> 00:20:34.218
چاپلين و برادرش به آنجا مي رفتند و ميوه ها را مي خوردند

00:20:35.557 --> 00:20:40.982
مادر آن دو مدام به تيمارستان مي رفت
و بيرون مي آمد

00:20:40.984 --> 00:20:42.227
مي رفت و مي آمد

00:20:42.681 --> 00:20:44.538
فكر ميكنم پدرشان نيز يك دائم الخمر بود

00:20:44.852 --> 00:20:50.504
چاپلين در همان وضعي كه در فيلم هايش نمايش مي دهد
بزرگ شده بود

00:20:51.168 --> 00:20:54.871
و اين در هيچ فيلمي به اندازه فيلم
 پسربچه مشخص نيست

00:20:54.896 --> 00:20:58.773
فيلمي كه در آن  چاپلين اتاق ها و دوران كودكي خودش
را بازسازي كرد

00:20:59.046 --> 00:21:00.219
صبح هاي سرد

00:21:00.335 --> 00:21:01.533
تخت خواب كهنه با ملحفه هاي پاره

00:21:01.705 --> 00:21:05.428
زندگي كردن در اتاقي زير شيرواني در لندن
با دستشويي توي ديوار

00:21:06.320 --> 00:21:09.140
چاپلين در نقش نسخه ايي از خود بازي كرد
كه امروزه بسيار مشهور است

00:21:09.140 --> 00:21:12.848
يك ولگرد بي خانمان و فقير كه فكر ميكند
آدم متشخص احساسي است

00:21:13.426 --> 00:21:15.798
او بچه يتيمي را پيدا ميكند
و او را بزرگ ميكند

00:21:20.039 --> 00:21:21.932
پسر براي پدرش كار انجام مي دهد

00:21:21.932 --> 00:21:24.338
او شيشه ها را ميشكند
تا پدرش آن ها را تعويض كند

00:21:26.897 --> 00:21:30.918
درست است كه فيلم در آمريكا فيلمبرداي شده است
اما شكل درها  و پنجره ها شبيه به خانه هاي لندن است

00:21:42.424 --> 00:21:45.557
ناگهان مامورين پرورشگاه پسر را
به پرورشگاه مي برند

00:21:47.404 --> 00:21:52.966
چاپلين در صحنه ايي كه بچه در حال جدا شدن از پدرش است
بازي فوق العاده ايي از جكي كوگان مي گيرد

00:21:59.447 --> 00:22:01.552
اين فيلم عنصر انسان دوستي را به سينماي كمدي اضافه كرد

00:22:02.086 --> 00:22:04.567
ميشه گفت كاري كه گريفيث با سينما كرد

00:22:05.163 --> 00:22:08.061
اين فيلم نشان مي دهد كه چاپلين
چه اشتياقي براي همدردي با فقيران داشته است

00:22:08.486 --> 00:22:10.696
اين فيلم با استقبال گرم در سرتاسر جهان مواجه شد

00:22:11.378 --> 00:22:13.974
چاپلين چارلز ديكنز سينما بود

00:22:22.338 --> 00:22:25.572
او استوديو شخصي خودش را در لس آنجلس به سبك انگليسي ها
تاسيس كرد

00:22:25.572 --> 00:22:27.955
و از آن به شكل تايم لپس فيلم گرفت

00:22:28.432 --> 00:22:30.957
كاري نادر كه او ميتوانست به انجام دادنش
افتخار كند

00:22:31.288 --> 00:22:33.406
او تمامي نسخه نهايي فيلم هايش را داشت

00:22:34.006 --> 00:22:35.887
افتتاحيه فيلم هايش هميشه شلوغ ميشد

00:22:36.730 --> 00:22:39.436
استوديو وي در امروز شبيه به خانه هاي حياط دار انگليسي
شده است

00:22:39.436 --> 00:22:41.569
كه وسط يك شهر بزرگ افتاده است

00:22:48.331 --> 00:22:50.966
دراين صحنه حذف شده از فيلم
« روشنايي شهر

00:22:50.966 --> 00:22:55.186
فيلمي كه چاپلين ده سال بعد ساخت ميبينيد كه او چگونه
اينكه در ذهنش چه خبر بوده است را به تصوير ميكشد

00:22:55.682 --> 00:22:57.385
او در گوشه خيابان ايستاده است

00:22:57.385 --> 00:22:59.723
تكه چوبي در دريچه گذر هوا گير كرده است

00:22:59.963 --> 00:23:01.797
چاپلين شروع به بازي كردن با آن ميكند

00:23:01.797 --> 00:23:02.987
او بداهه اين كار را انجام ميدهد

00:23:20.743 --> 00:23:22.874
روس ها فكر مي كردند كه چاپلين
يك ماركسيست است

00:23:22.874 --> 00:23:25.216
ولي چاپلين طرفدار يونگ بود

00:23:25.419 --> 00:23:26.638
او به بازي گري و نمايش ايمان داشت

00:23:26.902 --> 00:23:28.076
او به الهام پذيري اعتقاد داشت

00:23:28.256 --> 00:23:30.021
او اعتقاد داشت ايده ها از درون آدم بيرون مي آيند

00:23:35.973 --> 00:23:37.856
اين حركت او مثل اين است كه وي روي يك ميز
ضرب بزند

00:23:37.856 --> 00:23:40.394
بدون اينكه به آن آگاه باشد ، درواقع
ناخود آگاه وي اين كار را نجام ميدهد

00:23:45.760 --> 00:23:50.051
شصت سال بعد كارگردان انگليسي نيكلاس روگ
همچون چاپلين سعي دارد

00:23:50.051 --> 00:23:53.151
ناخوآگاه شخصيت خود را به تصوير بكشد

00:23:54.319 --> 00:23:57.545
'You could be right.
Then again, why spoil the mystery?

00:23:58.056 --> 00:24:00.214
شخصيت ها خيلي خونسردانه و با آرامش
با هم صحبت ميكننند

00:24:00.214 --> 00:24:05.422
اما نماي بسته از دست هايشان نشان مي دهد
كه بين آن ها ارتباط فكري ناخودآگاه پيش آمده است

00:24:08.262 --> 00:24:10.877
اين صحنه حذف شده از فيلم چاپلين
يك شعر كوتاه

00:24:10.877 --> 00:24:13.412
در باره ي روياپردازي در گوشه هاي خيابان است

00:24:37.720 --> 00:24:41.183
استنلي دانن نيز با اين نظريات درباره ي چاپلين
موافق است

00:24:41.703 --> 00:24:46.223
اينكه شما بتوانيد حركت موزوني طراحي كنيد
كه داراي ايده باشد

00:24:46.223 --> 00:24:50.902
و تمام توليد فيلم را تحت شعاع خود قرار دهد

00:24:50.904 --> 00:24:53.307
و يا رقص بازيگران و يا هرچيزي كه شما اسمش را بگذاريد
فوق العاده خوهد بود

00:24:53.627 --> 00:24:56.673
و چقدر رسيدن به اين طراحي سخت است

00:24:56.675 --> 00:25:02.255
يك ايده استثنايي كه صحنه هاي موزيكال
فيلم را نيز شامل بشود.

00:25:02.255 --> 00:25:06.139
به همين خاطر ايده بازي كردن وضربه زدن
ديكتاتور به بادكنك يك استعاره استثنايي است

00:25:06.139 --> 00:25:10.566
چون آدولف هيتلر دنيا را وسيله بازي خودش كرده بود

00:25:10.566 --> 00:25:16.528
اين تصوير يكي از بي نظرترين مثال هايي است كه ميتوان
درمورد آن چيزي كه درموردش صحبت مي كردم زد

00:25:16.533 --> 00:25:19.971
اگر شما همچين ايده ايي براي خودتان جفت و جور كنيد

00:25:19.971 --> 00:25:22.789
ولي مجبور شده باشيد...
منظورم اينكه چاپلين قرار بود

00:25:22.814 --> 00:25:25.138
نمي دونم اين ايده اون بود
يا اجباري بود

00:25:25.140 --> 00:25:28.227
كه او فيلمي درباره ي هيتلر بسازد

00:25:28.252 --> 00:25:30.163
و اينكه در نقش هيتلر بازي كند

00:25:30.169 --> 00:25:32.985
و اينكه او از هيتلر يك دلقك بسازد

00:25:32.985 --> 00:25:39.136
ولي او را آن طور كه ديكتاتور و ظالم بود
نشان ندهد

00:25:39.137 --> 00:25:42.735
و در نهايت فيلم به يك
دستاورد هنري كامل تبديل شد

00:26:03.476 --> 00:26:05.086
فاشيسم و باله

00:26:05.407 --> 00:26:08.352
چه كس ديگري مي توان به خلق چنين
صحنه ايي فكر كند؟

00:26:10.795 --> 00:26:14.052
 هيچ كس در تاريخ سينما همچون چاپلين
نتوانست فيلمي بسازد كه

00:26:14.052 --> 00:26:19.519
پر از سرگرمي ، جنب و جوش ،ايده هاي خلاق  ،
بداهه گويي و اشارات سياسي باشد

00:26:24.077 --> 00:26:28.082
در فرانسه در دهه 40
ژاك تاتي تحت تاثير چاپلين ظهور كرد

00:26:28.107 --> 00:26:31.003
تاتي به جلو خم بود
و شلوار كوتاه مي پوشيد

00:26:31.003 --> 00:26:34.006
بر خلاف چاپلين كه به عقب خم بود
و شلوار بلند مي پوشيد

00:26:35.360 --> 00:26:40.517
در ايتاليا نيز توتو تحت تاثير چاپلين
به يك ستاره تبديل شد
او حتي كلاهي شبيه به چاپلين سرش مي گذاشت

00:26:40.517 --> 00:26:43.397
و عادت ها ، حالات و رفتار خونسردانه
چاپلين را نيز به خود مي گرفت

00:26:44.513 --> 00:26:48.611
در ديگر غول صنعت سينما جهان يعني هند
اين مرد كارگردان و فوق ستاره سينماي آن كشور

00:26:48.611 --> 00:26:54.242
راج كاپور
براي شخصيت خودش در فيلم ها از شخصيت ولگرد چاپلين استفاده كرد

00:26:54.251 --> 00:26:55.185
خيابان هاي شلوغ و خشن

00:26:55.187 --> 00:26:56.216
شجاع ونترس

00:26:56.217 --> 00:26:57.126
كلاه را نوك سرش مي گذارد

00:26:57.470 --> 00:27:02.304
از پولدارها مي دزد

00:27:02.304 --> 00:27:07.462
در خود آمريكا نيز كارگردان بزرگي مثل بيلي وايلدر
چاپلين را استاد خود مي دانست

00:27:08.267 --> 00:27:11.812
در اين صحنه از فيلم «سانست بولوار» گلوريا سوانسون
به طور آشكار اداي چاپلين را در مي آورد

00:27:18.672 --> 00:27:22.095
حتي لحظاتي اين چنين در فيلم «ديكتاتور بزرگ » چاپلين نيز

00:27:28.106 --> 00:27:32.415
در فيلم « بعضي داغشو دوست دارن» بيلي وايلدر بازسازي شده است

00:27:37.211 --> 00:27:38.373
نگاش كن

00:27:39.059 --> 00:27:40.574
ببين چطوري راه ميره

00:27:40.576 --> 00:27:44.742
چاپلين يكي از بنيان گذاران يوناتيد آرتيست بود
كه فيلم « بعضي داغشو دوست دارن « را تهيه كرد

00:27:45.674 --> 00:27:49.132
اين استوديو يكي از بزرگترين و مهمترين اركان
هاليوود بود

00:27:49.349 --> 00:27:52.286
چاپلين مثل خون در رگ هاي سينماي آمريكا جاري بود

00:27:52.992 --> 00:27:56.824
ولي بزرگترين ننگ آمريكا اين بود كه دهه 50
چاپلين را

00:27:56.824 --> 00:27:58.436
عقايد چپش از كشور بيرون انداختند

00:27:59.630 --> 00:28:06.038
وقتي شما با افراد بزرگي مثل چاپلين يا رنوار كار مي كنيد

00:28:06.063 --> 00:28:07.439
مدام خود را با آن ها مقايسه مي كنيد

00:28:08.145 --> 00:28:09.540
و آرزو داريد يك روز به بزرگي آن ها بشويد

00:28:10.013 --> 00:28:13.164
چيزي كه مي خواهم بگويم اين  است كه
شما دوست داريد كه بخشي  جهان آن ها باشيد

00:28:13.928 --> 00:28:16.886
اگر هم نخواييد به سطح
آن ها برسيد

00:28:16.911 --> 00:28:21.584
آنها شما را جذب خود ميكنند
شما شيفته آن ها مي شويد

00:28:22.586 --> 00:28:26.424
و شما شروع مي كنيد كه جهان را از ديدگاه
آن ها ببنيد

00:28:26.424 --> 00:28:32.828
اين به اين معني نيست شما از ديدگاه خود چشم پوشي كرديد
بلكه منظور اين است كه مقايسه كردن خود

00:28:32.853 --> 00:28:40.695
با آن ها اين توانايي  كه ديدي مثل آن ها پيدا كنيد را به شما مي دهد

00:28:44.190 --> 00:28:46.913
يكي از كمدين هايي كه به شدت تحت تاثير
چاپلين بود

00:28:46.913 --> 00:28:50.833
پسر يك عكاس نبراسكايي يعني
هارولد لويد بود

00:28:52.575 --> 00:28:54.788
لويد در اوايل كارش به شدت
به چاپلين شبيه بود

00:28:56.174 --> 00:28:59.826
لويد مثل چاپلين شانه بالا مي انداخت ، كت بلند مي پوشيد
و سيبل هايش را تكان مي داد

00:28:59.828 --> 00:29:03.787
اما بعد او و تهيه كننده اش يك عينك سياه  بزرگ
براي شخصيت وي در نظر گرفتند

00:29:04.375 --> 00:29:06.357
در آن روزها اين چهره آدم هاي بي عرضه
و دست پا چلفتي بود

00:29:06.921 --> 00:29:10.411
البته به اين شخصيت بايد قدرت ورزشكاري لويد
و پشت كار استثنايي ايش را اضافه كرد

00:29:10.436 --> 00:29:13.108
همانطور كه در اين صحنه  شما
با يك روياپرداز شجاع رو به رو هستيد

00:29:13.337 --> 00:29:15.020
كه در عين حالي كه معترض است
احساساتي  هم نيز است

00:29:15.199 --> 00:29:16.518
يك بچه درس خون

00:29:17.751 --> 00:29:20.836
يكي از تاثير گذارترين فيلم هاي هارولد لويد يعني
ايمني آخر از همه

00:29:20.861 --> 00:29:24.453
با يكي از مشهورترين سكانس هاي سينماي دهه 20
پايان مي يابد

00:29:24.884 --> 00:29:27.358
لويد نقش يك دهاتي را بازي ميكند
كه به معشوقه اش گفته است

00:29:27.358 --> 00:29:29.505
كه وي مدير يك فروشگاه است

00:29:30.414 --> 00:29:33.869
در اوج فيلم زماني كه فروشگاه براي تبليغ
يك نمايش راه انداخته اند

00:29:33.894 --> 00:29:37.028
لويد سرگيجه گرفته و انگشت شصت و اشاره اش
از كار مي افتند

00:29:37.285 --> 00:29:40.875
او واقعا با يك دست از
ساختمان بالا مي رود

00:29:41.866 --> 00:29:48.150
اين سكانس در واقع يك مسابقه اتوموبيل راني عمودي است
يك پرنده ،يك تور ، يك پتو ، يك ساعت

00:29:48.150 --> 00:29:53.544
يك طناب ، يك سگ ، يك موش ، يك اسلحه
و يك باد سنج در مسير لويد قرار دارند

00:30:10.337 --> 00:30:12.438
وقتي سرانجام وي به بالاي ساختمان مي رسد

00:30:12.438 --> 00:30:16.306
او از طنابي  همچون آونگ
آويزان مي شود

00:30:16.306 --> 00:30:18.307
و در نهايت  وارد آغوش معشوقه اش مي شود

00:30:19.439 --> 00:30:22.244
ايده بالا رفتن از ساختمان در اين فيلم فوق العاده است

00:30:41.284 --> 00:30:45.609
در سوي ديگر جهان فيلمساز بزرگ ژاپني
ياسوجيرو اوزو نيز

00:30:45.609 --> 00:30:48.370
تحت تاثير اين روياپرداز با دل و جرات  قرار گرفت

00:30:50.657 --> 00:30:54.256
دانش آموزان در اين فيلم سعي دارند كه
از امتحان فرار كنند

00:30:54.461 --> 00:30:59.370
اين دانش آموزان همان اعتماد به نفس ديوانه وار
و جواني و سرزندگي هارولد لويد را دارند

00:31:03.153 --> 00:31:06.542
كمدي يكي از سرگرم كننده ترين ، بهترين
و خلاقانه ترين ژانر هاي سينما است

00:31:06.542 --> 00:31:08.883
كه از هاليوود دهه 20 بيرون آمده اند

00:31:10.365 --> 00:31:13.920
اين فيلم هاي كمدي و فيلم هاي
پر زرق وبرق رمانتيك مثل « دزد بغداد » بودند كه

00:31:13.945 --> 00:31:17.143
به هاليوود شكوه و جلوه خاصي دادند

00:31:17.168 --> 00:31:21.221
و هاليوود را به يكي از صنعت هاي اصلي صادر كننده
آمريكا تبديل كرد

00:31:23.652 --> 00:31:28.106
ولي خب اين فيلم ها زيادي فيلم بودند
منظور اين است كه اين حباب هاليوود بسيار مصنوعي شده بود

00:31:28.106 --> 00:31:29.925
كه منجر به اين مي شد كه اين حباب شكننده تر شود

00:31:30.787 --> 00:31:34.569
اين بغداد پرزرق و برق با معماري هاي عجيب
قطعا شبيه به بغداد واقعي نبود

00:31:34.725 --> 00:31:36.664
اين بغداد واقعي است

00:31:38.832 --> 00:31:41.471
همان طور كه گفته شد اين ها
حباب را مي شكنند

00:31:42.069 --> 00:31:44.548
واقعيت مي تواند فانتزي را درهم شكند

00:31:44.573 --> 00:31:47.075
و در دهه 20

00:31:47.100 --> 00:31:50.367
بسياري از فيلمساز هاي هاليوود به اين
موضوع آگاه شدند

00:31:52.352 --> 00:31:55.445
آن ها دوست داشتند كه اين را نمايش دهند :
زندگي واقعي

00:31:55.447 --> 00:31:57.343
بدون دكور هاي عجيب و پرزرق وبرق

00:31:57.906 --> 00:31:59.166
بدون داستان

00:32:00.218 --> 00:32:04.380
در سال 1921 يك كاشف ايرلندي - آمريكايي
به نام رابرت فلاهرتي

00:32:04.405 --> 00:32:08.295
طولاني ترين فيلم غير داستاني را تا آن دوران را
در تاريخ سينما ساخت

00:32:08.431 --> 00:32:10.056
نانوك شمالي

00:32:10.970 --> 00:32:12.260
فيلم در آلاسكا فيلمبرداري شده است

00:32:12.370 --> 00:32:15.791
فيلم از صحنه هاي زيبا در عين حال معمولي
اين چنيني پر است

00:32:15.925 --> 00:32:19.145
و فيلم بعد روي يك مرد بومي

00:32:19.145 --> 00:32:20.982
به نام نانوك و خانواده اش تمركز مي كند

00:32:21.745 --> 00:32:23.854
فيلم نانوك شمال
يك سفرنامه نيست

00:32:23.947 --> 00:32:26.580
فيلم ابتدا با صورت نانوك شروع ميشود

00:32:26.878 --> 00:32:31.032
فيلم درباره ي روانشناسي اين شخصيت
و اسطوره او كه با نشانه هايي همراه شده است

00:32:31.011 --> 00:32:35.236
مثل چاپلين و گريفيث
فلاهرتي نيز رمانتيك بود

00:32:35.236 --> 00:32:41.404
اما بدون استفاده از بازيگران حرفه ايي  يا ستارگاني
مثل فربنكس يا گرتا گاربو

00:32:42.750 --> 00:32:45.267
او مخاطب خاص خودش را پيدا كرد

00:32:54.624 --> 00:32:58.944
با اين اتفاق و اين تصاوير فلاهرتي

00:32:58.969 --> 00:33:02.787
نانوك شمالي با استقبال جهاني روبه رو شد

00:33:05.027 --> 00:33:07.823
مردم يك مرد واقعي
يك پدر مهربان

00:33:07.823 --> 00:33:10.228
و شوخ طبع را روي پرده سينما ديدند

00:33:25.393 --> 00:33:28.097
شما مي توانيد بستني نانوك را
از بستني فروش ها بخريد

00:33:28.498 --> 00:33:32.956
دو سال بعد مرگ نانوك به علت گرسنگي
تيتر اول روزنامه ها شد

00:33:36.740 --> 00:33:42.159
و با اين فيلم يك ژانر بسيار باارزش
به نام مستند متولد شد

00:33:45.702 --> 00:33:48.902
خيلي ها فكر ميكنند يك فيلم مستند فيلمي است
كه در آن صرف اطلاعات به مخاطب داده مي شود

00:33:48.902 --> 00:33:54.259
اما خواهيم ديد كه در تاريخ سينما يكي از خلاقانه ترين و بديع ترين ژانرهاي
سينما ، فيلم هاي غير داستاني مستند اند

00:33:55.890 --> 00:33:59.121
مستند « اين خانه سياه است » ساخته فروغ فرخزاد
شاعر ايراني را در نظر بگيريد

00:33:59.121 --> 00:34:01.851
فروغ با استفاده نماهاي تركينگ
در دور تادور خانه ايي كه

00:34:01.851 --> 00:34:05.002
براي بيماران جذامي ساخته اند
حس شاعرانگي را در فيلم به وجود مي آورد

00:34:14.812 --> 00:34:20.165
اين فيلم مستند به نام « بدون آفتاب » ساخته كريس ماركر
در مكان هاي واقعي

00:34:20.190 --> 00:34:21.652
و در ژاپن و ديگر مناطق جهان فيلمبرداري شده است

00:34:21.813 --> 00:34:25.655
در اين فيلم ، نامه ايي به صورت داستان
توسط يك شخصيت زن خيالي روايت مي شود

00:34:25.751 --> 00:34:28.648
او نامه هايي را كه فيلمساز براي او نوشته است
را باز خواني ميكند

00:34:29.491 --> 00:34:32.914
او نوشته است :من تازه از هيكيدا يكي از جزاير
شمالي برگشته ام

00:34:33.436 --> 00:34:36.912
مردم ثروتمند و عجول ژاپن
سوار هواپيما يا سوار كشيتي هاي مسافر بري مي شوند

00:34:37.840 --> 00:34:40.314
يا ساكن مي ايستند
چرتكي ميزنند

00:34:40.807 --> 00:34:44.751
كنجكاوي كردن من درباره اين آدم ها
مرا مجبور كرد كه درباره ي جنگ گذشته و آينده فكر كنم

00:34:45.306 --> 00:34:49.340
چنين كلام فوق العاده ايي را در
فيلم هاي غير داستاني به تصوير مي كشند

00:34:49.668 --> 00:34:55.210
بيشتر  زماني من توي  دردسر مي افتم كه
برميگردم

00:34:57.792 --> 00:35:02.190
'چون من ديدي خوبي داشتم نسبت به اينكه

00:35:02.215 --> 00:35:04.276
از جايي كه دوست دارند من مرده باشم برگردم

00:35:05.611 --> 00:35:07.778
برايان هيل كارگردان
 با همكاري شاعري به نام سيمون آرمتيتاج

00:35:07.778 --> 00:35:10.676
با اين مرد درباره ي تجربه ها يش در جنگ
صحبت ميكنند

00:35:10.676 --> 00:35:12.980
رفته رفته سخنان اين مرد
به شعر تبديل ميشود

00:35:12.980 --> 00:35:17.284
اين صحبت و لحن شاعرانه وي
منجر به اين ميشود كه خاطرات وي جادويي به نظر آيند

00:35:17.793 --> 00:35:21.579
چه زخمي باشي چه سوخته
تو يك احمق منگل خواهي بود

00:35:23.642 --> 00:35:29.079
و ارتش بريتانيا جاي حرومزاده هاي مصدوم
يا عليل هاي بدون دست و پا نيست

00:35:33.173 --> 00:35:36.140
او را ببينيد
او را هميشه ببينيد

00:35:37.079 --> 00:35:40.871
در دهه 60 يورگن لث
اين مستند كوتاه را تحت عنوان

00:35:40.871 --> 00:35:42.078
انسان كامل ساخت

00:35:42.157 --> 00:35:44.724
در يك مستند كه حدودا چهل
سال بعد از آن ساخته شد

00:35:44.724 --> 00:35:49.504
لارنس فن ترير فيلمساز از لث مي خواهد كه
آن فيلم را

00:35:49.504 --> 00:35:55.820
پنج بار و هر بار با شكل و چالشي جديد
بازسازي كند

00:36:01.007 --> 00:36:04.250
تمامي اين فيلم ها نشان مي دهند كه
يكي از بهترين و باارزشترين ژانر هاي تاريخ سينما مستند است

00:36:05.035 --> 00:36:08.643
علاوه بر اين، اين فيلم ها نشان دهنده اين نيز هستند
كه كارگردان هاي مستند از فلاهرتي به بعد

00:36:08.643 --> 00:36:10.474
در واقع دستيار كمك كارگردان بودند

00:36:10.787 --> 00:36:14.875
منظور اين است كه نيمه ديگر اين فيلم هاي مستند
را خود زندگي و اتفاقات واقعي كارگرداني ميكنند

00:36:18.219 --> 00:36:21.567
بر ميگرديم به لس آنجس دهه 20
 نمايش فيلم  مستند

00:36:21.567 --> 00:36:24.380
نانوك شمالي به فيلمساز
بعدي ما اين اجازه را داد

00:36:24.380 --> 00:36:28.015
تا از واقع گرايي براي تضعيف
هالييود رويايي در فيلمش استفاده كند

00:36:29.691 --> 00:36:33.478
اين كارگردان نامش اريخ فون اشتروهايم بود
كه فيلم هاي خود بر اساس واقع گرايي مي ساخت

00:36:34.375 --> 00:36:38.195
او اين فيلم را همچون يك مربعي  وسط يك كادر
كه دور تا دور آن تاريكي است فيلمبرداري كرده است

00:36:38.297 --> 00:36:39.094
مردي پوزخند مي زند

00:36:39.119 --> 00:36:40.190
مرد ترسيده است

00:36:40.300 --> 00:36:45.486
"اريخ فون اشتروهايم يكي از معدود فيلمساز هاي
دوران ابتدايي سينماي صامت بود

00:36:45.486 --> 00:36:48.833
كه كارش را درست انجام ميداد

00:36:49.297 --> 00:36:57.799
مردي با آن جهان بيني كه وي داشت
يك شاعر و هنرمند واقعي بود

00:36:57.824 --> 00:37:01.227
ولي خوب او در هاليوود دچار مشكل شد

00:37:01.227 --> 00:37:05.001
فون اشتروهايم از رئاليسم با وسواس بيشتري نسبت به
فلاهرتي استفاده كرد

00:37:05.081 --> 00:37:07.158
در اين جا او حتي اين صحنه ساده ايي

00:37:07.183 --> 00:37:09.552
مثل شانه كردن موي سر را نيز به تصوير ميكشد

00:37:09.715 --> 00:37:11.539
اين  صحنه با جزئيات كاملا به تصوير كشيده مي شود

00:37:12.515 --> 00:37:16.095
در پنجمين فيلم وي ،كه فيلم پر خرجي تحت عنوان «طمع » بود

00:37:16.658 --> 00:37:18.311
مرد سمت راست يك دندانپزشك است

00:37:18.585 --> 00:37:20.200
همسرش يك بليط بخت آزمايي ميبرد

00:37:24.873 --> 00:37:28.635
در نسخه اصلي فيلم پول هاي در دست
شخصيت ها زرد رنگ مي باشند

00:37:34.757 --> 00:37:36.462
همزمان با اين كه زن به شدت طمع كار مي شود

00:37:36.462 --> 00:37:39.370
شوهر وي نيز دائم الخمر و بيچاره مي شود

00:37:39.696 --> 00:37:40.341
مرد زن را ميزند

00:37:48.908 --> 00:37:52.114
در اين صحنه اشتروهايم تحقير شدن و
شكنجه شدن زن را به تصوير ميكشد

00:38:02.913 --> 00:38:04.406
ناگهان مرد همسرش را مي كشد

00:38:04.406 --> 00:38:07.320
و در ادامه فيلم ، نقطه عطف داستان
در اينجا در دره مرگ صورت ميگيرد

00:38:07.320 --> 00:38:11.143
مرد رقيبش را نيز كشته و او را از
كار و تجارت حذف ميكند

00:38:11.770 --> 00:38:14.363
و حالا دوباره رنگ رزد ،
رنگ پول ها سرتاسر

00:38:14.363 --> 00:38:16.742
جهان فيلم را در بر ميگيرد

00:38:22.141 --> 00:38:27.696
بعد ما ميبينم كه دست مرد به دست جسد بسته شده
و مرد نيز به همراه جسد به هلاكت مي رسد

00:38:34.262 --> 00:38:38.560
خود داستان به تنهايي نيز نشان مي دهد كه چگونه اشتروهايم
فيلم هاي رمانتيك هاليوودي و حباب هاليوود  را تحقير ميكند

00:38:39.390 --> 00:38:41.253
به لحاظ تكنيكي نيز

00:38:41.968 --> 00:38:45.299
او تمامي صحنه هايي رمان فرانك نوريس

00:38:45.324 --> 00:38:46.946
كه فيلم از آن اقتباس شده بود را عين به عين
فيلمبرداري كرد

00:38:47.352 --> 00:38:49.184
فيلمبرداري نه ماه طول كشيد

00:38:52.317 --> 00:38:55.446
'گاهي وقت ها مثل اينجا
در اين گرماي طاقت فرسا

00:38:55.799 --> 00:38:57.699
بازيگران مهلت قراردادشان تمام شد

00:38:57.701 --> 00:39:00.666
بودجه فيلم به 1.5 ميليون دلار رسيد

00:39:07.725 --> 00:39:10.422
نسخه نهايي فيلم حدودا 7 ساعت شد

00:39:10.802 --> 00:39:14.985
ميشه گفت اشتروهايم اميل زولا يا
داستايوفسكي سينما بود

00:39:30.524 --> 00:39:35.719
كارل براون فيلمبردار فيلم :
او در سال هاي اول زندگي اش

00:39:35.719 --> 00:39:39.650
به شدت مورد تحقير و سرزنش قرار مي گرفت

00:39:39.898 --> 00:39:46.004
اين چيز ها عميقا در وجود وي رخنه كرد و به
يك درد روحي تبديل شد

00:39:46.004 --> 00:39:52.081
كه نهايت منجر به اين شد كه وي ديوانه وار
دوست داشته باشد كه از نبوغش به عنوان يك سلاح استفاده كند

00:39:54.421 --> 00:39:56.853
ام جي ام از نتيجه كار متنفر بود

00:39:57.083 --> 00:39:59.689
اشتروهايمي كه به شدت واقع گرا بود
به يك فيلمساز گنديده و از كار افتاده تبديل شد

00:40:00.128 --> 00:40:02.444
او ديگر هيچ فيلمي نساخت

00:40:02.585 --> 00:40:08.003
اينجا در سال 1948 وي دوباره به شهر زادگاهش
وين برگشت تا فيلمي بسازد

00:40:08.028 --> 00:40:09.219
اما اين اتفاق نيفتاد

00:40:09.696 --> 00:40:14.577
در سال 1950 وي نسخه ايي تدوين شده و كوتاه شد
فيلمش « طمع» را دوباره ديد و گريه كرد

00:40:15.111 --> 00:40:17.076
او گفت كه آن فيلم ديگر مرده است

00:40:20.243 --> 00:40:23.298
در همان سال اشتروهايم در نقش
يك خدمتكار

00:40:23.298 --> 00:40:25.747
در فيلمي از بيلي وايلدر تحت عنوان «سانست بلوار » به
ايفاي نقش پرداخت

00:40:29.435 --> 00:40:34.408
در يكي از صحنه هاي مشهور فيلم نورما دزموند كه
قبلا ستاره سينما بوده

00:40:34.408 --> 00:40:36.549
در حال تماشاي يكي از فيلم هاي قديمي خود است

00:40:37.438 --> 00:40:42.800
اين فيلم  پر زرق و برق در حال پخش
يك فيلم واقعي  تحت عنوان ملكه كلي است

00:40:43.593 --> 00:40:46.638
كارگردان اين فيلم كسي جز

00:40:46.638 --> 00:40:50.059
اريخ فون اشتروهايم كبير نبود

00:40:50.211 --> 00:40:53.733
به خاطر يه سري مسائل فيلم در روز روشن
قابل مشاهده نيست

00:40:56.690 --> 00:41:00.182
سه سال بعد از فيلم «طمع» ام اج ام فيلمي ديگر
توليد كرد

00:41:00.182 --> 00:41:05.319
 اين فيلم  دهه 20 آمريكا را بسيار رئاليتسي تر از
فيلم هاي رمانتيك هاليوودي به تصوير مي كشد

00:41:06.297 --> 00:41:08.946
اين فيلم به معضلات اجتماعي پيش از

00:41:08.946 --> 00:41:11.536
سقوط وال استريت در 1929 مي پرداخت

00:41:12.879 --> 00:41:16.667
فيلم « جمعيت» داستان يك زوج متوسط
در شهر نيويورك را روايت ميكند

00:41:17.160 --> 00:41:19.288
آن ها داراي فرزند دختر شده اند
اما دختر ميميرد

00:41:20.472 --> 00:41:23.820
يكي از بهترين صحنه هاي فيلم زماني كه پدر فكر ميكند
 دختر بچه مرده اش به خواب عميقي فرورفته است

00:41:23.845 --> 00:41:27.622
سعي ميكند سر  و صداي خيابان ها را قطع كند

00:41:27.622 --> 00:41:30.058
تا دخترش راحت بخوابد

00:41:35.823 --> 00:41:39.590
كارگردان فيلم «جمعيت» يعني كينگ ويدور در پاريس
با نويسنده مشهور جميز جويس ملاقات كرد و با وي مشورت كرد

00:41:39.767 --> 00:41:43.483
ويدور هميشه حماسه سازي هاي گريفيث در « تعصب » را ستايش مي كرد

00:41:43.805 --> 00:41:47.109
ويدور يك غول هاليوودي نادر بود
او يك روشنفكر بود

00:41:48.482 --> 00:41:53.006
در بيشتر فيلم هايش خبري از آدم بد ها نبود
بيشتر فيلمنامه هاي وي را زن ها مي نوشتند

00:41:57.436 --> 00:42:01.069
ويدور يك واقع گرايي خاصي فرارتر از حد معمول
هاليوود به بازيگري داد

00:42:01.509 --> 00:42:05.330
اينجا در اين لحظه فيلم «جمعيت» بازيگر زن نقش اصلي در
 يك نماي ثابت و طولاني

00:42:05.330 --> 00:42:08.654
بدون هيچ زرق برقي در لباس يا صحنه

00:42:09.084 --> 00:42:11.200
رفته رفته نا اميد مي شود

00:42:46.530 --> 00:42:50.574
فيلم « جمعيت« اولين فيلمي بود كه از نيويورك
به شكل گسترده به عنوان لوكيشن استفاده ميكرد

00:42:51.269 --> 00:42:53.140
ويدور براي فيلمبرداري بعضي از صحنه ها از دوربين مخفي استفاده كرد

00:42:53.592 --> 00:42:57.853
او براي ايفاي نقش اصلي فيلم از يك بازيگر ناشناس
به اسم جميز موراي به جاي سوپر استارها استفاده كرد

00:42:58.895 --> 00:43:01.786
براي نشان دادن چيدمان شركتي كه
شوهر زن در آنجا كار ميكند

00:43:01.786 --> 00:43:04.534
ويدور اين پلان استثنايي را طراحي ميكند

00:43:04.951 --> 00:43:10.819
در يك نماي بالاي سر با استفاده از كرين
ويدور در بين ميز هاي شبيه به هم جان را پيدا ميكند

00:43:12.266 --> 00:43:17.546
بيلي وايلدر از اين صحنه در فيلم « آپارتمان » كه يك جور بازسازي
شيرين تر از فيلم ويدور است استفاده ميكند

00:43:19.619 --> 00:43:22.292
تصوير بين مردان فيلم وايلدر ديزالو مي شود

00:43:22.292 --> 00:43:25.612
تا جك لمون بازيگر در وسط كادر مشخص شود

00:43:27.011 --> 00:43:30.195
اورسون ولز نيز از اين ايده تصويري در فيلم «محاكمه » استفاده كرد

00:43:30.195 --> 00:43:34.333
ولز اين صحنه را اغراق آميز تر كرد و با
حركت بيشتر كرين به سمت بالا آدم ها  و عروسك ها

00:43:34.333 --> 00:43:38.064
و ميز هاي شبيه به هم را كوچك تر كرد

00:43:38.064 --> 00:43:39.922
تا در صحنه پرسپكتيو به وجود آورد.

00:43:41.705 --> 00:43:47.536
ام جي ام از اينكه فيلم « جمعيت» اين چنين يك داستان
عاشقانه نيويوركي را به چالش مي كشيد ، معذب بود

00:43:48.024 --> 00:43:51.089
آن ها ويدور را مجاب كردند
كه 7 پايان مختلف فيلمبرداري كند

00:43:51.089 --> 00:43:53.101
با ديد هاي خوش بينانه تر

00:43:53.965 --> 00:43:58.935
'آن ها ميگفتند كه براي يك استوديو
فقط يك فيلم با شكوه و يا يك پايان خوش مهم است

00:43:58.960 --> 00:44:02.158
چه آن موقع و
چه سال هاي بعد

00:44:02.299 --> 00:44:08.102
وقتي بخواهيد يك فيلم واقع گرايانه كه بر روي يك ازدواج

00:44:08.127 --> 00:44:11.682
و يا كلا زندگي آمريكايي تمركز كند

00:44:12.063 --> 00:44:14.572
نمي توانيد يك پايان خوش براي فيلمتان در نظر بگيريد

00:44:14.784 --> 00:44:19.331
اصلا چنين پاياني به فيلم نمي خورد
ولي خوب استوديو ها اين را نمي فهميدند

00:44:19.878 --> 00:44:22.185
آن ها از دست رفته بودند

00:44:22.585 --> 00:44:24.792
چطور ميشد چنين فيلمي را
خوشبينانه تمام كرد؟

00:44:25.158 --> 00:44:29.060
به همين خاطر ما هفت نوع پايان فيلمبرداري
و آزمايش كرديم

00:44:29.085 --> 00:44:33.380
از بين اين هفت پايان
  من با يكي از آن ها موافق بودم و آن را انتخاب كردم

00:44:33.382 --> 00:44:36.200
در آن پايان شخصيت اصلي دوباره در شلوغي بين جمعيت
گم مي شود

00:44:36.200 --> 00:44:39.421
و دوربين عقب مي رود
عقب مي رود عقب مي رود

00:44:49.765 --> 00:44:53.651
فيلم « جمعيت» تصويري درست از سينماي
دهه 20 و 30  به نمايش ميگذارد

00:44:53.898 --> 00:44:57.771
در اين فيلم يك معضل اجتماعي
كه براي هر كس ممكن است اتفاق بيفتد

00:44:57.771 --> 00:44:59.301
همچون چيزي كه بعدها فيلم هاي فرانسوي نشان مي دهند
به تصوير كشيده مي شود

00:44:59.727 --> 00:45:02.814
در  فيلم هاي اين دهه حركت و انرژهاي شهر نشيني
به تصوير كشيده شد

00:45:02.839 --> 00:45:06.550
ريتم ها و تركيب بندي هاي مثل فيلم هاي  سينماي آلمان

00:45:06.550 --> 00:45:08.902
مثل فيلم هاي فريتزلانگ
يا والتر راتمن

00:45:11.171 --> 00:45:13.749
و يا فيلم هاي شوروي مثل
فيلم هاي ژيگا ورتوف

00:45:27.967 --> 00:45:32.322
در دهه 20 در خود كشوري شوروي نيز فيلم هاي

00:45:32.322 --> 00:45:35.766
واقعي گرايانه معترضانه ايي  بزرگي در باره شهر نشيني
ساخته شد

00:45:36.570 --> 00:45:42.684
ما در مريخ هستيم . تمامي خطوط در صحنه مورب اند
طراحي صحنه كاملا مدرن است

00:45:44.010 --> 00:45:50.688
اين ملكه آئليتا است .براي اولين به وي زمين را نشان ميدهند
او يك شهر را ميبيند

00:46:01.254 --> 00:46:02.259
يك رزمنا را ميبيند

00:46:07.943 --> 00:46:10.526
سپس توجه به سمت يك
بالكن در مسكو مي رود

00:46:15.926 --> 00:46:20.519
ملكه نگاهش به يك چيز واقعي در زمين مي افتد
و آن را طلب ميكند

00:46:33.682 --> 00:46:36.835
ما به زودي با فيلمساز هاي شوروي در دهه 20
آشنا خواهيم شد

00:46:36.835 --> 00:46:41.790
 اما در بين آن ها ياكوف پروتازانوف
كاملا با بقيه متفاوت بود

00:46:43.961 --> 00:46:46.869
همزمان با پراتزانوف ، فيلمساز ديگري ،كارگردان اين فيلم
وارد دنياي فيلمسازي شده بود

00:46:46.869 --> 00:46:48.150
يوگني بائور .

00:46:49.123 --> 00:46:53.754
يك دانشجو در حال درس خواندن است
نوري زيبا از كنار به آن تابانيده شده است

00:46:54.706 --> 00:46:58.759
عمه دانشجو از راه مي رسد
بوئر از يك در باز استفاده ميكند

00:46:58.784 --> 00:47:01.054
تا در تصوير همچون نقاش هاي ورميير
شكافي ايجاد كند

00:47:04.186 --> 00:47:06.652
بعد ها ما در اتاق مطالعه دانشجو هستيم

00:47:07.649 --> 00:47:10.598
يك حركت كاملا شجاعانه براي آن زمان را ميبينيم
منبع نور

00:47:10.623 --> 00:47:13.171
در اينجا در جلوي
 صحنه است

00:47:17.584 --> 00:47:18.882
يك استفاده شجاعانه از طبيعت

00:47:20.453 --> 00:47:23.662
بعد در فيلم دانشجو يك بازيگر زن را روي صحنه
تئاتر ميبيند

00:47:23.662 --> 00:47:29.329
بعدها به طور عجيبي وي نامه ايي از دختر دريافت ميكند
كه از دانشجو خواسته تا به ملاقات وي برود

00:47:30.874 --> 00:47:32.478
او اينجا در برف منتظر دختر است

00:47:32.725 --> 00:47:36.693
دختر در پس زمينه از راه مي رسد
چنين تركيب بندي نيز شجاعانه است

00:47:36.718 --> 00:47:38.610
فيلم در نورهاي طبيعي فيلمبرداري شده است

00:47:59.670 --> 00:48:03.442
بعدها در فيلم دختر بازيگر ميميرد
و دانشجو او را در روياهاي خود ميبيند

00:48:05.827 --> 00:48:09.772
دختر اينجا در زميني در زير باريكه اي از نور شديد
قدم مي زند

00:48:28.796 --> 00:48:30.969
در پايان فيلم دانشجو در بستر
مرگ است

00:48:30.969 --> 00:48:35.081
پسر گريه مي كند ، دود كل اتاق را گرفته است
عمه دانشجو به وي دلداري ميدهد

00:48:36.822 --> 00:48:40.587
سپس باوئر تصوير آبي گون نيمه شب را
به تصوير سياه و سفيد ديزالو ميكند

00:48:41.215 --> 00:48:43.650
روح دختر بازيگر نيز در اتاق است

00:48:44.039 --> 00:48:46.543
و يك بار ديگر دانشجو از جا تكان ميخورد

00:48:47.538 --> 00:48:51.157
عمه وي روح دختر را نميبيند
پسر حالش بد شده و دوباره به روي بستر مي افتد

00:49:04.008 --> 00:49:07.091
در دوراني كه سينماي رمانتيك خيلي خوشبينانه بود

00:49:07.116 --> 00:49:09.659
فيلم هاي اوليه روسي حزن انگيز و بيشتر شبيه به مرثيه بودند

00:49:09.908 --> 00:49:13.076
با چنين ديد بدي نسبت به
واقع گرايي در نمايش غم ،

00:49:13.076 --> 00:49:15.166
مرگ ، از دست دادن ها و آرزوها

00:49:21.556 --> 00:49:23.684
ممكن است كه فكر كنيد فيلم هاي
نانوك شمالي

00:49:23.684 --> 00:49:25.550
طمع و «جمعيت»

00:49:25.550 --> 00:49:29.181
و فيلم هاي يوگني باوئر
آخرين نفس هاي رئاليسم در سينما باشند

00:49:29.181 --> 00:49:32.004
اما نه ، اين طور نيست

00:49:34.014 --> 00:49:39.093
يكي از انديشمند ترين فيلمساز هاي دانماركي
كه سينماي رمانتيك و فانتزي را

00:49:39.093 --> 00:49:41.566
به شكلي بسيار عميق و واقع گرايانه
به چالش كشيد

00:49:41.566 --> 00:49:43.971
و آن را اصلاح كرد

00:49:44.344 --> 00:49:47.693
او به طور كلي احساس گرايي

00:49:47.693 --> 00:49:49.898
با استفاده از مضامين معنوي در سينماي جريان اصلي زير و رو كرد

00:49:50.981 --> 00:49:53.981
به اين صحنه از فيلم
مصائب ژاندارك نگاه كنيد

00:49:56.855 --> 00:50:02.290
ژان يك دختر كاتوليك در قرن پانزدهم در فرانسه است
كه متهم به جادوگري شده است

00:50:02.315 --> 00:50:05.187
او بايد اعلام كند كه خدا را انكار ميكند

00:50:05.187 --> 00:50:06.312
تا از مرگ نجات پيدا كند

00:50:22.993 --> 00:50:26.750
ماري فالكونتي تا پيش از اين فيلم در هيچ
فيلم ديگري حضور نداشت

00:50:26.750 --> 00:50:28.382
و بعد از اين فيلم هم ديگر فيلمي بازي نكرد

00:50:30.568 --> 00:50:32.564
صحنه هاي مربوط به وي همگي در كلوزآپ فيلمبرداري شده است

00:50:33.760 --> 00:50:35.163
و با چهره تقريبا بدون آرايش

00:50:35.597 --> 00:50:37.094
به طوري كه كك و مك هاي صورتش كاملا مشخص است

00:50:37.672 --> 00:50:40.042
مژه هايش خيس از اشك اند.

00:50:41.271 --> 00:50:45.123
فالكونتي براي اين صحنه موهاي خود را تراشيد

00:50:45.959 --> 00:50:47.810
فيلم كاملا در سكوت ساخته شد

00:50:48.119 --> 00:50:52.261
چنان جوي سر فيلمبرداري حاكم بوده است
كه حتي مسئولين برق فيلم نيز به گريه افتاده بودند

00:50:52.983 --> 00:50:54.677
به نوع نورپردازي و فوكوس كردن نگاه كنيد

00:50:55.192 --> 00:50:56.699
تصوير هيچ عمقي ندارد

00:50:56.924 --> 00:50:58.316
در پس زمينه هيچ چيزي وجود ندارد

00:51:00.925 --> 00:51:02.973
نه وسيله از صحنه و نه حتي سايه ايي

00:51:03.923 --> 00:51:06.593
ديوار را با رنگ صورتي رنگ آميزي كردند
تا چيزي

00:51:06.593 --> 00:51:09.808
جز صورت فالكونتي جلب توجه نكند

00:51:11.565 --> 00:51:16.723
طراح صحنه هرمن وارم كسي بود كه
سايه هايي مطب دكتر كاليگاري را طراحي كرده بود

00:51:20.932 --> 00:51:25.055
اين فيلم در فرانسه توسط فيلمساز دانماركي
كارل تئودور دراير ساخته شد

00:51:25.940 --> 00:51:28.756
او در خانواده ايي پروتستان و متعصب بزرگ شد

00:51:30.474 --> 00:51:32.698
فالكونتي و ديگران صحبت ميكنند

00:51:33.564 --> 00:51:35.617
دراير آن ها را مجبور كرده بود كه همان ديالوگ هاي

00:51:35.617 --> 00:51:39.025
واقعه گفته شده در محاكمه در 500 سال پيش را
به كار ببرند

00:51:39.585 --> 00:51:42.351
او فكر ميكرد كه اين كار حس واقعي محاكمه را به اين صحنه خواهد داد

00:52:04.801 --> 00:52:07.318
فيلمساز مستقل دهه 90 لارس فن ترير

00:52:08.072 --> 00:52:10.065
دراير فوق العاده بود

00:52:11.751 --> 00:52:12.671
چرا؟

00:52:12.671 --> 00:52:17.376
چون...چون او كاري كه با صحنه و دكور
كرد

00:52:17.401 --> 00:52:19.090
همان كار را نيز با فيلمنامه كرد
مي دونيد چي ميگم؟

00:52:19.090 --> 00:52:23.448
او در ابتدا يك فيلمنامه بسيار طولاني و پهن داشت
اما رفته رفته ان را كم و كم كرد

00:52:23.784 --> 00:52:29.988
نمي دونم كه او واقعا چكار كرد اما
اين اثر واقعا ماندگار شد

00:52:29.988 --> 00:52:34.926
بعد از سال هاي طولاني و كوتاه شدن هاي متوالي
همچنان مثل يك سوپ فوق العاده است .. ميدونيد چي ميگم؟

00:52:34.951 --> 00:52:37.326
مدت زيادي است كه اين فيلم كوتاه و كوتاه تر مي شود

00:52:39.118 --> 00:52:45.202
من نمي دونم چرا او انسان بزرگي است
ولي فكر مي كنم كه اين سوال همه است

00:52:45.202 --> 00:52:46.878
اينكه چرا تاركوفسكي بزرگ است؟

00:52:46.878 --> 00:52:50.504
پاسخ دادن به اين سوال سخته
اما مي توانم بگويم كه

00:52:50.504 --> 00:52:53.825
براي من ديدن فيلم آن ها يك انقلاب
بوده است

00:52:54.145 --> 00:53:00.524
جدي ميگم...بايد از من ممنون باشي
چون واقعا اينكه بگي چرا بعضي آدمها

00:53:00.549 --> 00:53:03.746
بزرگ هستند
چون كارهاي كرده اند

00:53:03.771 --> 00:53:09.607
به شما حس قوي منتقل مي شود
و اگر شما آن احساس را قويا احساس نمي كرديد

00:53:09.632 --> 00:53:11.178
اون موقع آن ها آدم بزرگي نبودند

00:53:13.564 --> 00:53:17.701
دراير در ودلوك متولد شد
اما بعد به سرپرستي گرفته شد و در لوترن بزرگ شد

00:53:17.949 --> 00:53:22.056
او اينجا زندگي ميكرد
و به كليسايي شبيه به اين كليسا مي رفت

00:53:22.622 --> 00:53:25.795
هرچند كه دراير به خدا اعتقاد نداشت
اما خلوص و طهارت

00:53:25.795 --> 00:53:30.088
كليساهاي لاترن براي دراير
به يك فرم تبديل شد

00:53:30.742 --> 00:53:33.652
دراير استاد ايجاز و مينمال در
طراحي دكور است

00:53:34.542 --> 00:53:38.552
<c.yellow><b>در فيلم « كلام » من سعي كردم</b></c>

00:53:39.742 --> 00:53:41.752
<c.yellow><b>به شكل افراطي ساده سازي كنم</b></c>

00:53:43.742 --> 00:53:44.652
<c.yellow><b>من فقط چيز هايي را قبول مي كنم كه</b></c>

00:53:45.542 --> 00:53:48.652
<c.yellow><b>مستقيما به داستان ربط داشته باشد</b></c>

00:53:49.742 --> 00:53:51.152
<c.yellow><b>در خانه يك آشپزخانه بزرگ وجود داشت</b></c>

00:53:51.842 --> 00:53:53.352
<c.yellow><b>كه من دوست داشتم آن را ساده تر كنم</b></c>

00:53:53.742 --> 00:53:54.752
<c.yellow><b>و موفق هم شدم</b></c>

00:53:55.742 --> 00:53:58.652
<c.yellow><b>شما نمي توانيد واقعيت را ايجاز و ساده كنيد</b></c>

00:53:59.742 --> 00:54:01.352
<c.yellow><b>بدون اينكه اول آن را درك كنيد</b></c>

00:54:01.742 --> 00:54:05.352
<c.yellow><b>به همين خاطر من از خانمي كه
مسئول سالن غذا خوري استوديو بود تقاضا كردم</b></c>

00:54:05.742 --> 00:54:07.952
<c.yellow><b>كه وسايل آشپزخانه را طوري بچيند
كه گويي آشپزخانه خودش است

00:55:48.242 --> 00:55:50.852
كاري كردم كه او احساسي راحتي كند</b></c>

00:54:11.742 --> 00:54:15.852
<c.yellow><b>زن همه نوع وسايل آشپزخانه همراه خود آورد</b></c>

00:54:17.042 --> 00:54:19.952
<c.yellow><b>بشقاب ، ديگ و تابه</b></c>

00:54:20.742 --> 00:54:23.352
<c.yellow><b>و چيز هايي كه او دوست داشت
در آشپزخانه اش بچيند</b></c>

00:54:23.742 --> 00:54:26.352
<c.yellow><b>وقتي كه زن كارش تمام شد
فيلمبردار  فيلم بندتسن و من</b></c>

00:54:26.742 --> 00:54:32.052
<c.yellow><b> يك به يك وسايل
را دور انداختيم</b></c>

00:54:32.742 --> 00:54:36.152
<c.yellow><b>تا جايي كه فقط 4 يا 5 تا چيز باقي ماند</b></c>

00:54:36.742 --> 00:54:40.152
<c.yellow><b>در اين نوع ايجاز و ساده كردن</b></c>

00:54:40.742 --> 00:54:45.652
<c.yellow><b>تصوير ذهني كه از آشپزخانه داشتيم
به مراتب روشنتر و واضح تر از قبل شده بود</b></c>

00:54:50.465 --> 00:54:56.377
اين سادگي و مينمال بودن در اولين فيلم وي نيز « رئيس جمهور» مشهود
است

00:54:56.402 --> 00:54:57.944
تصاوير فيلم شبيه به سبك و سياق پروتستان هاست

00:55:08.196 --> 00:55:11.135
او  دكور فيلم را در زماني كه همه چيز در هم برهم
بود ساخت

00:55:12.751 --> 00:55:15.206
و خيلي زود در روز هاي مه آلود شروع
به فيلمبرداري كرد

00:55:15.289 --> 00:55:18.237
يا اينكه با استفاده از نور سعي ميكرد
كه تصاويرش نرم كند

00:55:18.707 --> 00:55:21.407
نماهاي وي مات و روشن بود

00:55:24.795 --> 00:55:29.717
ديگر فيلم كه درمورد يك خون آشام بود تحت عنوان « خون آشام
دراير سايه خون آشام را روي ديوار سفيد انداخت

00:55:37.145 --> 00:55:39.427
خون آشام ها زندگي خودشان را داشتند

00:55:44.850 --> 00:55:48.623
و در صحنه مشهور پاياني دستيار خون آَشام

00:55:48.623 --> 00:55:51.493
به خاطر حضور در يك طبقه روشن دچار  تنگي نفس شده
و در حال مرگ است

00:55:53.877 --> 00:55:58.129
دراير در اين صحنه به روشنايي نور صحنه افزود
تا حسي طغاينگر به وجود بياورد

00:55:58.131 --> 00:56:01.321
سينماي رمانتيك هاليوود كاملا پر زرق برق
و با دكور هاي پيچيده بود

00:56:01.323 --> 00:56:02.385
با جزئيات كامل

00:56:02.387 --> 00:56:03.937
بدون جاي خالي

00:56:05.896 --> 00:56:09.861
هيچ يك از كارگردان هاي تاريخ سينما
اين چنين به سفيدي و روشنايي صحنه اهميت نداد

00:56:09.861 --> 00:56:12.805
واقعا ساده و پر از معنويت بودند

00:56:13.705 --> 00:56:17.836
در پايان ديگر فيلمش  « اردت » يا « كلام » زني
دوباره زنده مي شود

00:56:17.836 --> 00:56:21.272
در يك اتاق روشن و بدون هيچ دكوري

00:56:43.028 --> 00:56:47.822
در سال هاي بعد در آخرين فيلم دراير
زني كاملا به عشق

00:56:47.822 --> 00:56:50.982
و قدرت عشق اعتقاد دارد
به همين خطر دراير نماهاي زن را

00:56:50.982 --> 00:56:54.528
در زير پارچه اي نازك سفيد رنگ ميگيرد
انگار زن در بهشت است

00:56:54.553 --> 00:56:56.146
و او اين را مي گويد

00:56:57.953 --> 00:56:58.746
فقط به من بنگر

00:56:59.553 --> 00:57:00.646
آيا من زيبايم ؟

00:57:00.853 --> 00:57:03.346
نه ، ولي عاشق شده ام

00:57:03.553 --> 00:57:06.446
فط به من بنگر

00:57:06.653 --> 00:57:08.446
آيا من جوانم ؟

00:57:08.653 --> 00:57:11.446
نه ، اما من عاشق شده ام

00:57:11.653 --> 00:57:13.446
فقط به من بنگر

00:57:13.653 --> 00:57:15.446
آيا من زنده ام ؟

00:57:15.553 --> 00:57:19.446
نه ، اما من عاشق شده ام

00:57:23.410 --> 00:57:25.852
جديت دراير در كارهايش بي نظير بود

00:57:25.852 --> 00:57:30.243
او در دهه 50 او ديگر فيلم نساخت

00:57:30.402 --> 00:57:32.078
تا اين سينما را مديريت كند

00:57:36.926 --> 00:57:41.042
انيستيتو فيلم  دانمارك امروز
مركزي مطالعاتي را به ياد وي ساخته است

00:58:04.704 --> 00:58:08.312
فهميدن اينكه دراير اجزاي صحنه و دكور را
كم مي كرده است چيزي سختي نيست

00:58:08.312 --> 00:58:12.521
در فيلم « داگويل» لارس فن ترير
صحنه به طوركامل به حداقل رسيده است

00:58:17.426 --> 00:58:20.144
اين دقيق نقطه مقابل سينماي رمانتيك هاليوود است

00:58:20.266 --> 00:58:24.875
ميليون ها كيلومتر آن طرف تر از سينماي پر زرق وبرق هاليوودي
مثل فيلم دزد بغداد

00:58:26.905 --> 00:58:29.429
مارتا نيازه كه تكرار كنم
ما به سازمان هيچ احتياجي نداريم

00:58:30.108 --> 00:58:32.764
ما مي تونيم آدم هاي معنوي باشيم بدون اينكه از روي انجيل بخوانيم
و يا آواز بخوانيم

00:58:33.678 --> 00:58:36.066
تقريبا هفت تاست
صداي ناقوس هايت را فراموش نكن

00:58:37.488 --> 00:58:41.084
اين نسخه اصلي فيلمنامه ي مصائب ژاندارك دراير
مي باشد

00:58:43.030 --> 00:58:46.771
او ايده هاي تصويري اش را اينجا در حاشيه
متن نوشته است

00:58:52.494 --> 00:58:56.760
دراير اين تفكر كه سينماي صامت بايد
پر زرق و برق يا پر از صحنه آرايي پيچيده

00:58:56.760 --> 00:58:59.083
و يا پر ماجرا باشد و يا مثل يك حباب باشد
را كاملا عوض كرد

00:58:59.425 --> 00:59:02.524
چيزي كه دراير از خود به جا گذاشت
رو در رو شدن يك دختر با خدا بود

00:59:03.003 --> 00:59:04.214
رو در رو شدن با دوربين بود

00:59:05.523 --> 00:59:09.289
سال ها بعد يكي از  فيلم سازهاي مستقل و پيشرو
فرانسوي ژان لوك گدار

00:59:09.289 --> 00:59:14.869
همسر و منبع الهامش آنا كارينا را در فيلم «گذران زندگي
به يك سينما مي برد

00:59:15.450 --> 00:59:18.568
فيلمي كه كارينا مي بيند
مصائب ژاندارك است

00:59:27.111 --> 00:59:31.190
معنويت گرايي و سرنوشت گرايي دراير كه از
ريشه اسكانديناوي بودنش سرچشمه مي گرفت

00:59:31.190 --> 00:59:33.301
دنياي او را از اين مكان يا هاليوود متفاوت مي كرد

00:59:34.558 --> 00:59:37.302
فيلم هاي رمانتيك و واقعيت گريز بخش اعظمي
از فيلم هاي را تشكيل ميدادند كه مردم براي تماشاي آن ها

00:59:37.327 --> 00:59:39.326
به سالن هاي سينمايي اين چنيني مي رفتند

00:59:39.841 --> 00:59:41.951
سالن هاي سينمايي كه شما بعد از يك روز
كاري سخت به آن جا مي رفتيد

00:59:41.951 --> 00:59:43.329
تا مشكلاتتان را فراموش كنيد

00:59:43.577 --> 00:59:46.170
تا در آنجا ببنيد كه ديدن آرمان شهر ( اتوپيا ) چه احساسي دارد؟

00:59:54.318 --> 00:59:58.119
فيلمساز هاي رئاليسيتي دهه 20 به سختي نگاهي
به چنين سالن هايي مي انداختند

00:59:58.539 --> 01:00:01.454
در عوص آن ها دنبال چيزي در خشان تر در فيلم ها بودند

01:00:01.479 --> 01:00:06.267
اينكه بتواني واقعيت را درخشان و پر انرژِي
به تصوير بكشي

01:00:07.396 --> 01:00:08.831
و اين چيزي بود كه تازه شروع شده بود

01:00:09.331 --> 01:00:13.322
فيلمساز هاي آلماني ، فرانسوي
روسي ، ژاپني و چيني

01:00:13.322 --> 01:00:15.985
چيزي هاي بزرگتري در سينما كشف كردند

01:00:17.808 --> 01:00:24.086
دستاورد هاي آن ها در دهه 20 اين دهه را به
بهترين دهه تاريخ سينما تبديل كرد

01:00:24.110 --> 01:00:36.110
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

01:00:36.134 --> 01:00:48.134
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.