﻿WEBVTT

00:00:03.000 --> 00:00:05.074
<c.yellow>از سال 1918 تا 1932</c>

00:00:05.200 --> 00:00:08.174
<c.yellow>شورش بزرگي از فيلمسازها در سرتاسر جهان
به راه مي افتد</c>

00:00:09.227 --> 00:00:13.513
در اين قسمت ما با فيلمساز بزرگ
سرگئي آيزنشتاين آشنا مي شويم

00:00:13.538 --> 00:00:17.373
و فيلم هاي با شكوه سينماي ژاپن را
كشف خواهيم كرد

00:00:26.000 --> 00:00:30.163
سينما دوران خوبي را در دهه 20 و اوايل
دهه 30 سپري مي كرد

00:00:31.469 --> 00:00:34.686
فيلم هاي سرگرم كننده در آن سال ها مثل حباب
درخشنده و زيبا بودند

00:00:36.220 --> 00:00:40.681
اما فيلمساز هاي عصاينگر در سرتاسر جهان
اين درخشندگي سينماي تجاري و سرگرم كننده را به چالش كشيدند

00:00:41.759 --> 00:00:45.730
اين رقابت بين اين دو سينما براي روح سينما،
سينما را باشكوه تر كرد

00:00:46.727 --> 00:00:49.560
در سينماي سرگرم كننده و تجاري دهه 20

00:00:49.560 --> 00:00:51.880
مردم اين شكلي بودند

00:00:52.866 --> 00:00:54.262
نور هاي نرم

00:00:54.262 --> 00:00:55.510
فوكوس با عمق ميدان كم

00:00:55.510 --> 00:00:56.432
استفاده از گريم

00:00:56.432 --> 00:00:57.316
روياگونه

00:00:58.021 --> 00:01:00.403
اما ديديم كه اولين شورش و طغيان عليه اين
سينما را

00:01:00.403 --> 00:01:04.286
كارگردان هاي واقع گرا شكل دادند
در صحنه اي مثل اين

00:01:04.286 --> 00:01:07.957
آن ها سينماي تجاري و جريان اصلي
را به خاطر اينكه فانتزي ،

00:01:07.982 --> 00:01:10.371
 شست و رفته و با گريم هاي اغراق آميز بود را
مورد حمله قرار دادند

00:01:11.824 --> 00:01:13.691
ولي اين حركت ها تازه شروع انقلاب

00:01:13.691 --> 00:01:15.957
عليه سينماي رمانتيك هاليوود در آن سالها بود.

00:01:16.668 --> 00:01:20.385
در سرتاسر جهان هفت شورش سينمايي عليه هاليوود
به وجود آمد

00:01:20.385 --> 00:01:23.141
اين شورش ها در فيلم هاي جديد قرن
بيستم نهفته بود

00:01:23.166 --> 00:01:27.555
اين فيلم ها در لايه هاي زيرين داراي مفهومي هستند
كه آن ها را تا به امروز زنده نگه داشته است

00:01:28.439 --> 00:01:30.241
فيلم و سينما براي اين فيلمسازها به آزمايشگاهي تبديل شد

00:01:30.950 --> 00:01:33.575
شكوه دهه 20 و 30 سينماي جهان

00:01:33.575 --> 00:01:38.395
زاده اين شهود ،ايده ها و جوامع آن هاست

00:01:40.762 --> 00:01:43.306
بعد سينماي رئاليستي
نوع ديگري از سينما در رقابت با فيلم هاي رمانتيك به وجود امد

00:01:43.306 --> 00:01:47.571
اين نوع سينماي متداول در دهه 20 با
اين مرد ارنست لوبيچ آغاز شد

00:01:50.640 --> 00:01:54.731
او در ابتدا در فيلم ها بازي ميكرد
او يك اغواگر بي عرضه به نظر مي رسيد

00:01:55.165 --> 00:01:57.776
او به شدت اغراق آميز و  با بي تجربگي
به ايفاي نقش مي پرداخت

00:01:58.160 --> 00:02:01.360
در اين فيلم كه وي كارگرداني كرده است
او دوران سختگير و ظالمانه دوران ويكتوريايي

00:02:01.360 --> 00:02:03.803
با نمايش عشق و رابطه جنسي

00:02:03.804 --> 00:02:06.006
در فيلم  مسخره مي كند

00:02:06.006 --> 00:02:08.686
  اين  به سبكي تبديل ميشود
كه متعلق به وي مي شود

00:02:12.858 --> 00:02:15.654
در اين صحنه از يكي از اولين فيلم هايش
پرنسس اويستر

00:02:15.654 --> 00:02:18.788
شوخي وي با قدرت هاي توطئه گر
كاملا مشخص است

00:02:19.426 --> 00:02:23.062
يك سرمايه دار سيگار بزرگ مسخره ايي را ميكشد

00:02:23.064 --> 00:02:25.255
او ارتشي از تند نويس ها

00:02:25.280 --> 00:02:27.768
و نوكر هايش كه همگي سياهپوست هستند
 دور خود جمع كرده است

00:02:27.792 --> 00:02:35.792
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:02:35.917 --> 00:02:37.937
تعداد كارگردان هايي كه به اندازه لوبيچ

00:02:37.937 --> 00:02:40.075
جسارت تصويري داشتند بسيار كم بودند

00:02:40.421 --> 00:02:42.662
در فيلم گربه كوهستاني

00:02:42.662 --> 00:02:47.425
يك دختر عاشق ستواني مي شود كه قلبش را به
او هديه مي دهد

00:02:55.164 --> 00:02:56.610
دختر قلب ستوان را ميخورد

00:03:11.413 --> 00:03:13.935
 آدم برفي ها جان مي گيرند و شروع به نواختن مي كنند

00:03:14.254 --> 00:03:17.396
اين فيلم اولين جرقه هاي طراحي صحنه
به سبك سورئال را زد

00:03:17.889 --> 00:03:21.002
او با جسارت زياد بخش اعظمي از صحنه را مي پوشاند

00:03:23.168 --> 00:03:26.090
چنين چيزي در هاليوود ذوق هنري
شناخته مي شد

00:03:26.090 --> 00:03:28.910
گربه گوهستاني آخرين فيلم لوبيچ پيش از

00:03:28.935 --> 00:03:30.160
مهاجرتش به هاليوود است

00:03:31.248 --> 00:03:34.488
قانون سانسور آمريكا لوبيچ را در

00:03:34.488 --> 00:03:36.802
  به تصوير كشيدن تفكرات جنسي اش بسيار
خلاق تر كرد

00:03:39.422 --> 00:03:43.240
به اين صحنه از يكي از پرفروشترين فيلم هاي آمريكايي اش

00:03:43.240 --> 00:03:44.514
حلقه ازدواج
نگاه كنيد

00:03:45.090 --> 00:03:48.190
يك روانپزشك و همسرش در حال خوردن
صبحانه هستند

00:03:48.417 --> 00:03:51.635
ما ابتدا نمايي بسته از يك تخم مرغ
و سپس نمايي بسته از يك فنجان قهوه را ميبنيم

00:03:52.814 --> 00:03:54.473
زن به قهوه اش خيره شده است

00:03:54.684 --> 00:03:57.963
سپس دست مرد و بعد از آن دست زن
ناپديد مي شود

00:04:01.353 --> 00:04:03.271
صبحانه كنار گذاشته مي شود

00:04:03.873 --> 00:04:07.710
انگار چيزي مهم و اضطراري به وجود آمده است
كه صبحانه خوردن آن دو را تحت شعاع خود قرار داده است

00:04:08.559 --> 00:04:11.457
هرچند كه لوبيچ صحنه عشق بازي آن دو
را نشان نمي دهد

00:04:11.482 --> 00:04:14.262
اما با استفاده كردن از اين نشانه هاي سينمايي

00:04:14.262 --> 00:04:17.715
ثابت كرد كه جسارت وي در به تصوير كشيدن مسائل جنسي

00:04:17.740 --> 00:04:23.248
به مراتب بيشتر از چاپلين ، كيتون و لويد بود
و اين جسارت همه را انگشت به دهان كرد

00:04:24.397 --> 00:04:27.288
لوبيچ  به ساخت كمدي هاي درخشان خود در آمريكا

00:04:27.288 --> 00:04:30.168
در دهه 30 و 40 در دوران همكاري اش
با پارامونت ادامه داد

00:04:30.609 --> 00:04:33.728
بيلي وايلدر سازنده « غرامت مضاعف » و فيلم
بعضي داغشو دوست دارن

00:04:33.728 --> 00:04:39.043
تابلويي روي ديوار دفتر كارش گذاشته است
كه روي آن نوشته شده « اگه لوبيچ بود چيكار مي كرد

00:04:44.514 --> 00:04:46.978
زماني كه لوبيچ با نبوغ خود در سينماي كمدي
دست به ابداع گري مي زد

00:04:46.978 --> 00:04:50.115
سومين حمله از سوي سينماي روز جهان به هاليوود

00:04:50.115 --> 00:04:52.876
از اينجا در پاريس برخاسته شد

00:04:55.438 --> 00:04:57.789
برادران لومير كه از پيشگامان سينما بودند

00:04:57.789 --> 00:04:59.482
تحت تاثير نقاش  هاي امپرسيونيست بودند

00:04:59.976 --> 00:05:05.085
و حالا بعد از آن ها فيلمسازاني همچون
ژرمن دولاك ، ابل گانس و مارسل لبيه

00:05:05.085 --> 00:05:08.581
راه امپرسيونست ها را در سينما ادامه دادند

00:05:09.286 --> 00:05:14.358
مثل اين صحنه :  چشم ما خستگي ناپذير اين طرف و آن طرف را
بدون وقفه نگاه كرده و بررسي ميكند

00:05:15.299 --> 00:05:17.843
اين صحنه نشان مي دهد كه چشم واقعي چه چيز هايي
را مي بنيند

00:05:17.843 --> 00:05:20.651
و چطور تصاوير ذهني تكرار شده و لرزان مي شوند

00:05:21.607 --> 00:05:25.485
اين فيلم  تحت عنوان «چرخ « يكي از بزرگترين آثار
سينما امپرسينونيست فرانسه است

00:05:26.018 --> 00:05:29.072
فيلم با تصاويري
از نويسنده وتهيه كننده و كارگردان فيلم

00:05:29.097 --> 00:05:30.448
ابل گانس به شكلي فوق العاده  شروع مي شود

00:05:31.201 --> 00:05:34.162
در ادامه ، فيلم داستان يك مثلث عشقي
پيچيده را روايت ميكند

00:05:35.191 --> 00:05:38.020
يكي از مردان اين مثلث عشقي
از صخره ايي مي افتد

00:05:38.535 --> 00:05:40.741
زني كه مرد دوستش دارد
به سمت وي مي دود تا او را نجات دهد

00:05:41.147 --> 00:05:42.789
ما نگران مرد مي شويم

00:05:44.816 --> 00:05:46.496
اين درحالي است كه وحشت در درون خود مرد
تصاويري از معشوقه اش

00:05:46.496 --> 00:05:49.321
جلوي چشمانش تداعي ميكند

00:05:55.726 --> 00:05:57.339
ما اكنون در ذهن مرد هستيم

00:05:58.020 --> 00:06:00.617
فيلم اكنون به چشم درون مرد
تبديل شده است

00:06:01.628 --> 00:06:04.348
در سينماي رمانتيك هاليوود صحنه
آويزان شدن از صخره بسيار استفاده شده بود

00:06:04.348 --> 00:06:07.072
ولي اين تصاوير هميشه قابل فهمو مشخص بودند

00:06:07.440 --> 00:06:11.199
اما در اينجا گانس از بعضي از تصاوير
در حد يك فريم استفاده ميكند

00:06:11.426 --> 00:06:14.810
به همين خاطر اين تصاوير آنقدر سريع اند
كه چشم ما يك به يك آن ها را نمتيواند تشخيص دهد

00:06:15.293 --> 00:06:19.951
در واقع اين تصاوير سريع و گذرا از زندگي گذشته وي
لحظات آخر عمرش را براي ما تاثيرگذارتر ميكند

00:06:25.240 --> 00:06:27.696
ژان كوكتو شاعر و فيلمساز
سال ها بعد گفت

00:06:27.696 --> 00:06:31.285
سينما قبل و بعد از فيلم چرخ ابل گانس

00:06:31.285 --> 00:06:34.750
درست مثل هنر نقاشي است پيش و بعد از
ظهور پيكاسو است

00:06:35.056 --> 00:06:37.383
كارگردان هاي شوروي
مثل ودولد پودوفكين ، سرگئي آيزنشتاين

00:06:37.383 --> 00:06:40.447
و الكساند داوژنكو همگي درباره ي گانس و فيلمش
در مسكو درس مي خواندند

00:06:41.165 --> 00:06:43.145
اين در حالي است كه گانس هنوز در اوج بود

00:06:43.925 --> 00:06:47.303
او چهار سال از زندگي اش را صرف
نوشتن و ساختن و تدوين كردن

00:06:47.303 --> 00:06:51.156
فيلم امپرسينونيست 4 ساعته
در باره ي سال هاي

00:06:51.181 --> 00:06:53.521
آغازين حضور ناپلئون ، انقلاب فرانسه

00:06:53.521 --> 00:06:55.638
رهبران ملي و ارتش سالارها كرد

00:06:56.059 --> 00:06:58.927
گانس براي به تصوير كشيدن شخصيت اصلي فيلمش
كه يك  قهرمان با داستاني تراژيك بود

00:06:58.927 --> 00:07:03.530
سينما رمانتيك هاليوود را خيلي ايستا و بدون تحرك يافت

00:07:04.646 --> 00:07:08.117
او براي اينكه نبرده هاي تن به تن

00:07:08.142 --> 00:07:11.655
يا جنگ با اسب و وسايل جنگي را نشان دهد
يا طوفان درياها را نشان دهد

00:07:11.662 --> 00:07:15.032
در حركت دوربين تحولي به وجود آورد

00:07:15.332 --> 00:07:18.145
 گانس يك اسفنجي كه رويش با خز پوشانده شده بود  را

00:07:18.170 --> 00:07:20.494
دو تا دور لنز قرار داد
تا بازيگرها راحت بتوانند

00:07:20.494 --> 00:07:23.630
بدون آسيب زدن به دوربين به آن مشت بزنند

00:07:26.310 --> 00:07:29.302
در يكي از اولين صحنه هاي فيلم ناپلئون
مردي جوان در جزيره كرس

00:07:29.302 --> 00:07:32.532
گانس يك دوربين كوچك را به زين يك اسب ميبندد

00:07:32.532 --> 00:07:37.197
تا انرژي و حركت ناپلئون را به تصوير بكشد

00:07:41.471 --> 00:07:45.464
چطور گانس چنين جنبش و حركتي را در اوج
فيلم

00:07:45.464 --> 00:07:51.410
زماني كه ناپلئون براي كشور گشايي
وارد ايتاليا مي شود به تصوير ميكشد؟

00:07:52.150 --> 00:07:54.474
او چطور مي تواند در ساخت
تصاوير حماسي

00:07:54.474 --> 00:07:57.416
و دكور هاي بزرگ از
فيلم هاي كابريا ساخته ي پاسترونه

00:07:57.416 --> 00:08:00.991
يا تعصب ساخته گريفيث پيشي بگيرد؟

00:08:02.466 --> 00:08:03.862
پاسخ اينجاست

00:08:04.362 --> 00:08:07.959
او براي فيلمبرداري صحنه هايش از سه دوربين
مختلف كه روي هم سوار بودند

00:08:07.984 --> 00:08:10.286
استفاده كرد تا هر صحنه با زاويه با تفاوت
اندك فيلمبرداري كند

00:08:10.893 --> 00:08:14.443
تماشاچيان مجبور بودند براي ديدن همه ماجرا
مدام سر خود را به چرخانند

00:08:22.356 --> 00:08:24.385
ناپلئون اولين اكران جهاني را در اينجا

00:08:24.385 --> 00:08:25.752
در سالن اپرا فرانسه داشت

00:08:26.332 --> 00:08:30.941
لس انجلس تايم در مورد اين فيلم نوشت
اين فيلم مقياسي است براي سنجش تمام فيلم هاي تاريخ سينماست

00:08:32.721 --> 00:08:36.921
با وجود اين تحسين ها فيلم
كمتر ديده شد

00:08:37.615 --> 00:08:40.982
در سال 1979 بعد از يك بازسازي روي
نگاتيو هاي فيلم

00:08:40.982 --> 00:08:44.456
توسط مورخ سينما بريتانيايي
كوين براونلو

00:08:44.481 --> 00:08:47.457
ناپلئون اين بار با شكوه بيشتر

00:08:47.457 --> 00:08:50.516
در اين جا در جشنواره فيلم تلوريد در كلورادو اكران شد

00:08:51.036 --> 00:08:54.790
گانس 89 ساله به آنجا سفر كرد

00:08:54.815 --> 00:08:59.806
فيلمش را از اتاق هتل كه رو به روي پرده اي
سينماي رو باز بود تماشا كرد.

00:09:01.149 --> 00:09:05.616
اين آخرين باري بود كه او شاهكار خودش از دوران فيلمسازي
امپرسيونست را ميديد

00:09:13.188 --> 00:09:15.917
در آلمان در اواخر دهه 1910
و 1920

00:09:15.917 --> 00:09:20.769
چهارمين نوع از سينماي خلاقانه و ابداع گر در رقابت با
سينماي رمانتيك هاليوود به وجود آمد

00:09:24.977 --> 00:09:28.052
كارگردان هاي آلماني به دنبال اين بودند كه بتوانند
جنبه هاي عميق تري از ذهن انسان را نسبت

00:09:28.052 --> 00:09:30.999
 به فيلم هاي امپرسينويستي ايل گانس به تصوير بكشند

00:09:32.992 --> 00:09:35.735
اين فيلمساز ها تحت تاثير
نقاش هاي و طراحان صحنه تئاتر

00:09:35.735 --> 00:09:39.533
اكپرسيونيست كه در آثار خودشان
از خطوط كج همچون آينه هاي شكسته استفاده ميكردند

00:09:39.533 --> 00:09:42.532
شروع به ساخت فيلم هاي اكسپرسيونيستي
كردند

00:09:48.445 --> 00:09:50.148
هرچند كه تعداد اين فيلم ها از 30 تا كمتر بود

00:09:50.173 --> 00:09:52.733
ولي اين سبك به سرتاسر جهان
صادر شد

00:09:53.222 --> 00:09:56.276
آلمان ها به تازگي در يك جنگ وحشتناك
شكست خورده بودند

00:09:56.276 --> 00:10:01.051
به همين خاطر مرز هاي آن ها براي ورود فيلم هاي خارجي
در سال 1916 بسته شد

00:10:01.051 --> 00:10:04.115
اين ماجرا آلماني ها را تحريك كرد تا صنعت
فيلمسازي خود را بسازند.

00:10:08.050 --> 00:10:10.545
يكي از تاثيرگذارترين و مهمترين فيلم
اكسپرسيونيستي آلمان

00:10:10.545 --> 00:10:13.574
كابينه دكتر كاليگاري

00:10:14.135 --> 00:10:15.927
ساخته رابرت وينه است

00:10:15.927 --> 00:10:18.874
اين فيلم پيش از اولين فيلم چاپلين

00:10:18.874 --> 00:10:21.766
و يا پيش از به قدرت رسيدن امپرا طوري
هيروهيتو در ژاپن ، ساخته شد

00:10:22.730 --> 00:10:27.095
اين فيلم پر از وحشت ،قتل
و اتاق هاي با اشكال عجيب بود

00:10:34.350 --> 00:10:38.419
كل فيلم توسط فيلمسازها در استوديو ساخته مي شد
جلوي ورود نور طبيعي به داخل گرفته مي شد

00:10:38.444 --> 00:10:40.682
اين نقطه مقابل كاري است
كه فيلمساز هاي اسكانديناوي انجام مي دادند

00:10:40.707 --> 00:10:44.343
كارگردان وينه و مدير طراحان صحنه
هرمن وارم

00:10:44.368 --> 00:10:47.191
به سه شكل انقلابي در سينما به وجود آوردند

00:10:47.934 --> 00:10:50.403
به كل صحنه يك نور تخت تاباندند

00:10:50.403 --> 00:10:54.083
سپس سايه ها روي ديوار و روي زمين
طراحي كردند

00:10:58.844 --> 00:11:02.236
چزاره يك خوابگرد
در يك نمايش وسط بازار

00:11:02.236 --> 00:11:06.736
دشمنان مرشدش دكتر كاليگاري را يك به يك
مي كشد

00:11:07.598 --> 00:11:10.090
خود داستان يك طعنه سياسي است

00:11:10.335 --> 00:11:13.358
گويي كالياري نمايانگر حكومت
آلمان است كه مردم را كنترل ميكند

00:11:13.360 --> 00:11:17.818
و چزاره نماينگر مردمي است كه
سرشان را افرادي مثل كاليگاري شيره ماليده اند

00:11:20.217 --> 00:11:23.008
وينه كارگردان و تهيه كننده اش
اريخ پومر

00:11:23.033 --> 00:11:26.901
تمام طعنه هاي سياسي را با اين پايان
از فيلم حذف كردند

00:11:26.901 --> 00:11:31.481
در اين پايان نشان مي دهد كه كل فيلم و داستان توهم
و خواب مردي ديوانه به اسم «فهر» بوده است

00:11:31.483 --> 00:11:34.416
و دكتر كاليگاري اصلا يك شيطان نيست

00:11:34.416 --> 00:11:37.470
اين حكومت و نظام نيست كه مردم را كنترل مي كند
بلكه اين خود مردم هستند كه كنترل ميكنند

00:11:41.365 --> 00:11:45.573
فيلم در اينجا در استوديو بابلزبورگ
در برلين فيلمبرداري شد

00:11:47.225 --> 00:11:50.658
اين فيلم به خاطر تصاوير عجيب و غربيش سوالاتي
بيشتري نسبت به امپرسيونست هاي فرانسه

00:11:50.658 --> 00:11:53.558
در مورد نقطه ي ديد و جهان بيني در سينما
مطرح كرد

00:11:53.953 --> 00:11:57.560
فضا در فيلم همچون شيشه خرد شده
به قسمت هاي مختلف تقسيم شده بود

00:11:57.642 --> 00:12:02.024
نور هاي تيز در فيلم  فضاي ذهني فهر
را به شكلي اغراق آميز به تصوير ميكشد

00:12:02.459 --> 00:12:05.279
 از فيلم كاليگاري سال هاي سال تقليد شد

00:12:08.510 --> 00:12:11.669
 دراين فيلم تحت عنوان داستان قلبت را بگو
ساخته شارل كلاين

00:12:11.669 --> 00:12:13.714
تاثيرات مستقيم فيلم دكتر كاليگاري به طور كاملا مشخص است

00:12:16.068 --> 00:12:18.412
يكي از مهمترين فيلمساز هاي مهم بريتانيايي
يعني آلفرد هيچكاك

00:12:18.412 --> 00:12:21.853
كه در آن زمان در آلمان كار ميكرد
اولين فيلمش تحت عنوان

00:12:21.853 --> 00:12:26.606
مستاجر را با همان فضاي هيستري
و همان سايه هاي عجيب دكتر كاليگاري ساخت

00:12:32.990 --> 00:12:36.579
يكي از بهترين و شگفت انگيز ترين
تاثيرات فيلم مطب دكتر كاليگاري

00:12:36.579 --> 00:12:39.043
در ژاپن دهه 20 صورت گرفت

00:12:39.203 --> 00:12:44.629
بازيگر اسبق سينما ژاپن تينوسكا كينوگاسا
فيلم دكتر كاليگاري و فيلم چرخ ابل گانس را ديد

00:12:44.654 --> 00:12:47.901
و بعد اين فيلم را ساخت
برگي از جنون

00:12:48.122 --> 00:12:49.572
اين صحنه آغازين فيلم است

00:12:49.824 --> 00:12:50.745
يك آشوب

00:12:50.887 --> 00:12:52.009
يك تيمارستان

00:12:52.289 --> 00:12:55.905
لايه هاي تصويري مختلف و برش هاي سريع
همچون چرخ ابل گانس

00:13:05.532 --> 00:13:08.546
زني بر روي صحنه ايي به سبك و سياق
هنر دكو مي رقصد

00:13:08.694 --> 00:13:10.662
زن در تيمارستان است

00:13:11.349 --> 00:13:13.580
ما اين قضيه را در يك فلش بك پيچيده

00:13:13.605 --> 00:13:16.172
كه در آن نشان مي دهد كه زن قصد غرق كردن
فرزندش را داشته است مي فهميم

00:13:16.845 --> 00:13:20.509
شوهر زن براي كمك به او شغلي در تيمارستان
مي گيرد

00:13:20.509 --> 00:13:23.680
اما ذهنيات مرد تخريب شده
و حالش رو به وخامت مي رود

00:13:25.813 --> 00:13:28.464
فيلم « برگي از جنون » به مراتب پيشروتر از فيلم
دكتر كاليگاري بود

00:13:28.464 --> 00:13:31.672
به اين علت كه روانپريشي فقط به شخصيت اصلي محدود نمي شد

00:13:31.672 --> 00:13:36.603
بلكه خود تصاوير و تدوين فيلم نيز پر از روان پريشي بود

00:13:41.429 --> 00:13:42.136
برگي از جنون

00:13:42.136 --> 00:13:44.760
تكنيك هاي سينماي امپرسيونيست فرانسه را

00:13:44.760 --> 00:13:47.463
با پريشاني موجود در آثار اكسپرسيونيست
آلمان تركيب كرد

00:13:47.463 --> 00:13:53.194
و به دومين فيلم بزرگ سينماي ژاپن
بعد از فيلم «اروح در راه» تبديل شد

00:13:57.907 --> 00:14:01.546
به آلمان بر ميگرديم فريتز لانگ
پسر يك معمار ويني

00:14:01.546 --> 00:14:04.633
به جاي ساخت فيلم هايي سطحي درباره ي
ظاهر جامعه

00:14:04.633 --> 00:14:07.561
شروع به ساخت فيلم هايي درباره ي لايه هايي عميق و
ساختاري جامعه خود كرد

00:14:09.502 --> 00:14:12.679
لانگ يكي از مهم ترين و ماندگاريتن فيلم
سينماي صامت را در دهه 20 ساخت

00:14:12.679 --> 00:14:15.506
فيلمي كه گويا توسط يك معمار ساخته شده است

00:14:16.852 --> 00:14:19.606
متروپليس
كه داستان آن در سال 2000 اتفاق مي افتد

00:14:19.631 --> 00:14:22.199
و داستان تضاد بين كارگها

00:14:22.199 --> 00:14:25.883
و كارخانه دار هاي مستبد در كلان شهر ها مي باشد

00:14:26.832 --> 00:14:28.212
مثل يك نيويورك فانتزي

00:14:28.755 --> 00:14:30.614
جاده ها و ريل هاي قطار در آسمان اند

00:14:31.095 --> 00:14:32.674
تصاوير بي نظير و خيره كننده

00:14:36.783 --> 00:14:39.751
يك زن جوان به نام ماريا
همچون مسيح بر روي

00:14:39.751 --> 00:14:43.511
كارگر ها تاثير مي گذارد
ولي كارخانه دار ها رباتي شبيه به زن مي سازند

00:14:43.511 --> 00:14:47.207
تا از طريق آن بتوانند كارگر ها را فريب دهند

00:14:48.887 --> 00:14:52.136
ربات يك آدمك از جنس دكو است
كه با نورهاي فلش نوراني شده است

00:14:52.136 --> 00:14:53.995
و با تقارن خاصي ساخته است

00:14:54.680 --> 00:14:58.324
باز و بست كردن چشم هاي زن
از طريق گريم به آن اضافه شده است

00:15:11.480 --> 00:15:14.677
در پايان فيلم ماريا و پسر
كارخانه دار

00:15:14.677 --> 00:15:18.533
شهر را نجات داده و تضاد بين
مالك و كارگرها را از بين بردند و همبستگي به وجود آوردند

00:15:19.006 --> 00:15:22.460
در صحنه ايي كه گويا در پله هاي
يك كليساي جامع فيلمبرداري شده است

00:15:29.033 --> 00:15:33.756
تصاوير فريتز لانگ از مناظر شهري ، روبات ها
بهره كشي از انسان و بهشت هاي شهري

00:15:33.756 --> 00:15:35.844
همگي به شدت تاثير گذار بودند

00:15:48.954 --> 00:15:53.465
كارگردان هاليوودي كينگ ويدور از فيلم
متروپليس به شدت خوشش آمد

00:15:53.465 --> 00:15:57.821
و از اين فضاي اكسپرسيونيستي فيلم
براي به تصوير كشدن شهر در فيلم جمعيت استفاده كرد

00:16:05.396 --> 00:16:07.593
آدولف هيتلر نيز به شدت از متروپليس خوشش آمد

00:16:08.475 --> 00:16:11.718
زندانيان پناه گاه هاي نازي
ماتهاوزن

00:16:11.718 --> 00:16:16.969
با تماشاي اين فيلم  تصميم گرفتند يك سراشيبي بزرگ
كه آن ها را به جابه جا كند به تقليد از اين فيلم بسازند

00:16:24.128 --> 00:16:27.247
متروپليس به مدت يك سال و نيم
در اينجا فيلمبرداري شد

00:16:27.247 --> 00:16:32.697
و 2 ميليون فيت فيلم  و نيز 36000فيلم  اضافي ديگر
در اين فيلم استفاده شد

00:16:35.819 --> 00:16:39.979
شهر و شهرنشيني ترسناكتريتن و هولناك ترين چيز در دهه 20 بود
اما در عين حال شاعرانه هم نيز بود

00:16:40.505 --> 00:16:43.380
در اين شاهكار اكسپرسيونيست
يعني فيلم « طلوع

00:16:43.405 --> 00:16:46.232
زن و مردي در حال قدم زدن به درون
جهان اند

00:16:46.524 --> 00:16:49.270
يك ديگر را در آغوش گرفته و متوجه

00:16:49.295 --> 00:16:50.389
ترافيك دور و برشان نميشوند

00:16:50.899 --> 00:16:52.581
شهر به طبيعيت تبديل ميشود

00:17:09.907 --> 00:17:11.441
و دوباره شهر باز ميگردد

00:17:11.894 --> 00:17:14.287
ولي بعد در فيلم اين لذت به يك واقعه تراژيك تبديل ميشود

00:17:14.573 --> 00:17:18.493
در راه بازگشت از شهر زن
ظاهرا در درياچه غرق شده است

00:17:19.198 --> 00:17:23.471
مرد غم زده شهر و زن شهري را سرزنش ميكند

00:17:24.335 --> 00:17:26.075
زن شهري كه قصد فريب دادن او را داشته است

00:17:26.537 --> 00:17:29.496
زني كه به مرد  تصويري روشن از زندگي و رقص را نشان داده بود

00:17:30.027 --> 00:17:32.427
زن تمثيلي از حرص و دستيابي سريع به آرزوها بود

00:17:45.031 --> 00:17:48.295
طلوع ساخته كارگردان آلماني
فردريش ويليهام مورنائو بود

00:17:48.295 --> 00:17:50.619
مورنائو يكي از بهترين كارگردان هاي تاريخ سينماست

00:17:52.080 --> 00:17:54.247
اين مرد قد بلندي كه در
سمت راست تصوير است خود مورئائو است

00:17:54.247 --> 00:17:56.303
در حال رقص در فيلم طلوع است

00:17:57.706 --> 00:17:59.191
به نظر كمي خجالتي و كمرو مي آيد

00:17:59.193 --> 00:18:01.216
مورنائو در زندگي واقعي اش هم كمرو وخجالتي بود

00:18:02.798 --> 00:18:04.308
اين جايي است كه او زندگي ميكرد

00:18:04.987 --> 00:18:08.011
اگرچه كه مورنائو اين فيلم را به طور ناگهاني
در هاليوود ساخت

00:18:09.328 --> 00:18:12.379
به شكلي غير معمولي به او آزادي
داده شد كه او اين كار را بكند

00:18:14.313 --> 00:18:17.652
او اين دكور بسيار بزرگ از شهر را ساخت

00:18:21.059 --> 00:18:23.438
و در استفاده از نور ظرافتي به خرج داد كه

00:18:23.438 --> 00:18:25.010
در هاليوود بهترين بود

00:18:28.062 --> 00:18:32.150
در پايان زن كه سمبلي از حرص و جامعه مدرنيته
بود

00:18:32.150 --> 00:18:36.900
زندگي مرد و همسرش را در تصويري
همچون نقاشي هاي رمانتيك آلماني ترك ميكند

00:18:45.158 --> 00:18:49.510
فيلم « طلوع » در نظر سنجي بين منتقدان
فرانسوي به عنوان بهترين فيلم تمام دوران انتخاب شد

00:18:50.886 --> 00:18:55.441
كارگردان هاي رئاليسم شاعرانه در دهه 30 فرانسه
از مورنائو به عنوان استاد خود ياد كردند

00:18:56.944 --> 00:19:01.107
به نظر هيچ كس مثل مورنائو نتوانست
قلب آدمي را تحت تاثير قرار دهد

00:19:01.107 --> 00:19:03.059
و چنين تصاوير فراموش نشدني را بيافريند

00:19:08.370 --> 00:19:12.045
مورنائو در سال 1931 در تصادفي
در كاليفرنيا جان خود را از دست داد

00:19:12.417 --> 00:19:14.495
اين سرديس اوست

00:19:20.759 --> 00:19:23.087
سبك هاي سينمايي به وجود آمده در هر دو كشور فرانسه
و آلمان در دهه 20 ميلادي

00:19:23.112 --> 00:19:25.183
به سبك هاي روز سينماي جهان تبديل شدند

00:19:25.479 --> 00:19:27.954
اين سبك ها در مدارس هنري
شيفتگان بيشتري پيدا كردند

00:19:28.579 --> 00:19:32.307
به همين خاطر عجيب نيست كه
فيلم ها و فيلمسازهاي تجربي

00:19:32.307 --> 00:19:35.516
بيشتر از اكسپرسيونيست هاي آلمان
سينما را از انچه كه

00:19:35.516 --> 00:19:37.252
در هاليوود معمول بود دور كردند

00:19:38.750 --> 00:19:43.191
فيلم هاي تجربي پنجمين حمله سينماي جهان
به سينما جريان اصلي هاليوود

00:19:43.191 --> 00:19:45.170
در دهه 20 و 30 بود

00:19:47.378 --> 00:19:50.899
فيلم « اثر» ساخته والتر روتمن
شبيه به علم بيولوژي است

00:19:51.125 --> 00:19:54.174
او روي شيشه نقاشي كرده و از
پشت آن فيلم ميگيرد

00:19:54.174 --> 00:19:57.827
پاك كرده ، دوباره نقاشي كرده
اين بار بيشتر و دوباره فيلم ميگيرد

00:19:58.547 --> 00:20:01.231
اين يكي از اولين فيلم هاي انيمه انتزاعي است

00:20:07.532 --> 00:20:11.214
دادا جنبش هنري بود
كه آثارشان شامل هجو ، بي قانوني و طنز مي شد

00:20:12.502 --> 00:20:17.818
در سال 1924 به سفارش يكي از دادائيست ها
فرانسيس پيكا بيا فيلم « آنتراكت

00:20:18.187 --> 00:20:20.173
 براي نمايش در وقفه استراحت باله
ساخته شد

00:20:20.867 --> 00:20:23.475
رنه كلر روزنامه نگار اسبق كسي بود
كه اين فيلم را ساخت

00:20:23.475 --> 00:20:26.277
كلر دوربين اش براي فيلمبرداري در جاهايي
گذاشت كه تمامي افراد در باله

00:20:26.277 --> 00:20:27.411
فقط ميتوانستند در روياهاي خود تصور كنند

00:20:28.515 --> 00:20:32.490
كلر دوربين را يا زير پاي رقاص
يا روي استوانه اي كهدر صحنه رقص بود مي گذاشت

00:20:33.763 --> 00:20:37.208
پيكابيا در مورد نتيجه كار گفت
كار  محترمي و قايل ستايش از كار در نيامد

00:20:37.233 --> 00:20:39.903
ولي همه در طول پخش فيلم دوست داشتن
بزنن زير خنده

00:20:44.400 --> 00:20:47.369
علاوه بر فرانسه در برزيل نيز
آلبرتو كاوالكانتي

00:20:47.369 --> 00:20:50.089
اين فيلم تجربه ايي تاثير گذار را ساخت

00:20:50.869 --> 00:20:53.852
فيلم در باره ي ديدن يك شهر و زندگي معمولي
مردم آن شهر

00:20:53.852 --> 00:20:56.338
و به رخ كشيدن قدرت بصري بود

00:20:57.210 --> 00:21:00.691
حدود 20 سال بعد  هنرمند سورئاليست سالوادور دالي

00:21:00.716 --> 00:21:04.205
از ايده چند چشم استفاده كرد

00:21:04.205 --> 00:21:07.486
تا سكانس رويا در فيلم « طلسم شده » آلفرد هيچكاك
را بسازد

00:21:07.719 --> 00:21:09.149
اين مكان به نطر قمارخانه است

00:21:11.149 --> 00:21:13.625
اما هيچ ديواري ندارد
بلكه اين پرده ها هستند كه دورتادور ان را پوشانده اند

00:21:13.625 --> 00:21:14.762
و روي اين پرده ها چشم هاي ترسيم شده است

00:21:17.717 --> 00:21:22.558
به سال 1926 بر ميگرديم سالوادور دالي
سه سال در باره ي روياها و اشتياقش

00:21:22.558 --> 00:21:26.135
با پسر يك زمين دار اسپانيايي لوئيس بونوئل
صحبت كرد

00:21:26.831 --> 00:21:29.659
نتيجه اين مكالمه اين شد كه
آن ها فيلمنامه

00:21:29.659 --> 00:21:33.741
اين فيلم « سگ آندلسي» ساخته لوئيس بونوئل
را نوشتند

00:21:36.288 --> 00:21:39.332
فيلم با تصويري از سيگار كشيدن بونوئل شروع مي شود

00:21:40.635 --> 00:21:42.128
او يك تيغ اصلاح دارد

00:21:42.437 --> 00:21:45.247
او ابرهايي را ميبيند كه ماه را احاطه ميكنند

00:21:45.247 --> 00:21:49.689
بعد يا او يا خود فيلم چيز ديگري
از اين قضيه تصور ميكنند

00:21:50.109 --> 00:21:52.230
تيغ چشم يك زن را ميبرد

00:21:58.047 --> 00:22:00.272
يك پيوستگي مستقل و شوكه كننده بين تصاوير وجود دارد

00:22:00.751 --> 00:22:03.417
 كه تلاشي براي به تصوير كشيدن نا خودآگاه انسان است

00:22:03.638 --> 00:22:06.836
سپس مردي كه لباس زن به تن دارد
از روي دوچرخه اش مي افتد

00:22:09.893 --> 00:22:11.157
مرد جعبه اي را همراه خود حمل ميكرد

00:22:13.596 --> 00:22:14.824
اين جعبه است

00:22:23.962 --> 00:22:26.889
مرد جلوي زني كه چشمانش بريده شده
ظاهر ميشود

00:22:27.395 --> 00:22:29.270
مورچه ها از دست او بيرون مي آيند

00:22:29.727 --> 00:22:33.626
سپس به تصوير زير بغل يك زن ديزالو شده
و بعد از آن به تصوير يك توتيايي درياي ديزالو ميشود

00:22:34.310 --> 00:22:37.262
اين سه تصوير پاياني
دوباره يك هماهنگي مستقل و بي قانون به وجود مي اورند

00:22:37.489 --> 00:22:41.873
سوراخ ها و موها شايد شور و وحشتي درباره ي سكس كه
در انسان وجود دارد را القا مي كند

00:22:42.888 --> 00:22:45.625
اين تدوين به شدت خلاقانه و سريع  بود

00:22:46.785 --> 00:22:49.052
سگ هاي آندلسي مستقيما
بر روي

00:22:49.077 --> 00:22:52.793
فيلم هاي سال هاي بعد از خودش همچون
فيلم « مخمل آبي» ساخته ديويد لينچ تاثير گذاشت

00:22:52.793 --> 00:22:57.869
به خصوص در اين صحنه عجيب اروتيك
كه گوش بريده شده ايي كه توسط مورچه ها احاطه شده است پيدا مي شود

00:23:05.579 --> 00:23:10.332
فيلم بعدي بونوئل فيلم بلندي تحت عنوان
عصر طلايي بود كه همچنان شوكه كننده بود

00:23:10.899 --> 00:23:13.983
مرد و زني سعي دارند در لجن
با يكديگر عشق بازي كنند

00:23:13.985 --> 00:23:17.197
عده اي از كشيشيان و چند از تن از مردم بورژوار
سعي مي كنند كه جلوي آن ها را بگيرند

00:23:26.832 --> 00:23:31.915
در ادامه در فيلم اين مرد تصويري از يك زن
بر روي يك سنگ توالت در ذهنش ميبيند

00:23:37.756 --> 00:23:39.632
دستمال توالت آتش ميگيرد

00:23:41.899 --> 00:23:43.216
تصوير به گدازه هاي آتش فشان ديزالو مي شود

00:23:57.273 --> 00:23:58.731
دوباره به مرد باز ميگرديم

00:24:03.156 --> 00:24:06.992
اين فيلم در  30 دسامبر 1930
در اينجا براي اولين بار اكران شد

00:24:07.295 --> 00:24:11.421
عده ايي از گروهايي ميهن پرست فاشيست
به سمت پرده سينما جوهر پرت كرده

00:24:11.446 --> 00:24:12.835
و به تماشاچيان حمله كردند

00:24:13.005 --> 00:24:16.076
يك روزنامه اسپانيايي در مورد فيلم نوشت
فيلم همچون سمي خطرناك

00:24:16.076 --> 00:24:19.718
از جنس يهوديها و كارگرها سعي دارد

00:24:19.718 --> 00:24:21.439
تا  ذهن مردم را مسموم كند

00:24:22.149 --> 00:24:25.217
فيلم تا مدت 50 سال بعد ديگر اكران نشد

00:24:28.067 --> 00:24:31.402
اگرچه كه فيلم عصر طلايي لوئيس
بونوئل سينماي جريان اصلي

00:24:31.427 --> 00:24:34.688
و رمانتيك هاليوود را به طور كامل رد كرد
اما حمله ششم به سينماي هاليوود

00:24:34.688 --> 00:24:36.920
با اين ايده كه سينما فقط فرم است به شدت مخالف بود

00:24:41.888 --> 00:24:46.320
ايستگاه بعد : خيابان سرگئي آيزنشتاين

00:24:52.010 --> 00:24:54.324
 اين حمله ديوانه كننده ترين حمله به سينماي هاليوود بود

00:25:00.096 --> 00:25:02.249
در جريان دو انقلاب مردم روسيه

00:25:02.274 --> 00:25:04.339
از آنچه كه فكر مي كردند مدرنيته است
دلسرد شده بودند

00:25:04.345 --> 00:25:09.775
آن ها سعي كردند كه جامعه ايي برابر به وجود آوردند
و به شكل خشونت باري طبقه حاكم را از بين بردند

00:25:10.198 --> 00:25:12.170
اين حركت آن ها زندگي را دوباره به گردش در آورد

00:25:13.076 --> 00:25:17.266
يكي از بچه هاي اين انقلاب
پسر زبل و باهوشي به نام ژيگا ورتوف بود

00:25:17.266 --> 00:25:21.450
 معني نام خانوادگي اش فرفره است
او اين فيلم خبري را ساخته است

00:25:26.292 --> 00:25:30.609
دوربين به قطار متصل شده است تا كار و زحمت هاي
كشاورزها و رعيت را ستايش كند

00:25:34.304 --> 00:25:37.583
رهبر جديد جمهوري شوروي
لنين گفت

00:25:37.583 --> 00:25:41.684
'بين هنرهاي موجود سينما مهم ترين هنر
براي ماست

00:25:42.709 --> 00:25:47.623
در برابر سرگئي آيزنشتيان يكي از بهترين و خلاق ترين
هنرمندان سينما بايد سر تعظيم فرود آورد

00:25:49.829 --> 00:25:51.494
اين اولين فيلم اوست

00:25:51.496 --> 00:25:54.369
بازيگر ها در حال ايفاي نقش خود هستند
و براي دوربين شكلك در مي آورند

00:26:00.240 --> 00:26:03.746
آيزنشتاين يكي از پيچيده ترين آدم  هاي تاريخ سينماست

00:26:04.352 --> 00:26:06.541
او در ظاهر يك ماركسيست

00:26:06.519 --> 00:26:09.221
و يك مهندس بود

00:26:09.246 --> 00:26:11.703
اما در باطن هم مسيحي ،

00:26:13.044 --> 00:26:14.311
   و هم يهودي بود

00:26:14.815 --> 00:26:16.140
 و  علاوه بر زن ها به مرد ها نيز
گرايش جنسي داشت

00:26:16.708 --> 00:26:19.617
او اين فيلم را درباره ي  شورشي
در يك رزمنا ساخت

00:26:20.158 --> 00:26:24.099
طرفداران اين شورش منتظرند تا
با رسيدن اين رزمنا به رهبران اين شورش اداي احترام كنند

00:26:25.341 --> 00:26:27.735
ولي ارتش آن را به گلوله مي بندد

00:26:28.045 --> 00:26:31.794
آيزنشتاين از خود پرسيد
چگونه ميتواند وحشت حاصل از قتل را به تصوير بكشد

00:26:32.713 --> 00:26:36.232
او به اين موضوع زماني فكر ميكرد كه در حال خوردن گيلاس بود
و هسته اش را به بيرون پرت ميكرد

00:26:37.684 --> 00:26:40.686
و زماني كه  هسته در حال پايين آمدن از پلكان بود
اين ايده به ذهن آيزنشتاين رسيد

00:26:46.698 --> 00:26:50.599
او فكر مي كرد
كه سراشيبي  كه جهان را به سمت جلو مي برد را مي تواند

00:26:50.599 --> 00:26:52.033
از طريق اين پلكان به تصويربكشد

00:26:52.428 --> 00:26:56.505
آيزنشتاين تصميم گرفت كه قتل عام
در اين صحنه و لوكيشن اتفاق افتد

00:26:57.063 --> 00:27:00.628
او مردم كشته شده  را روي اين پلكان سرازير كرد

00:27:01.474 --> 00:27:04.404
او با مطالعه بر روي مين ها به اين نتيجه رسيد كه

00:27:04.404 --> 00:27:07.104
با يك انفجار لحظه ايي مي تواند قتل عام را نشان دهد

00:27:08.039 --> 00:27:09.405
آيرنشتاين اين را فهيمده بود

00:27:09.800 --> 00:27:11.007
يك نوشته بزرگ روي تصوير

00:27:11.902 --> 00:27:15.080
سه نماي كوتاه و سريع از سر يك زن
كه ديوانه وارد تكان مي خورد

00:27:18.230 --> 00:27:19.454
يك چتر

00:27:29.810 --> 00:27:32.411
يك نما از افتاد ن يك شخص
كه  با يك دست دوربين را  گرفته است

00:27:39.521 --> 00:27:41.985
دوربين بر روي تراولينگ و دالي
كنار پلكان حركت ميكند

00:27:44.304 --> 00:27:47.849
طول هر نما به طورميانگين
حدودا 3 ثانيه است

00:27:47.943 --> 00:27:51.973
در سينماي آمريكا در دهه 20 طول هر نما به
طور ميانگين 5 ثانيه بود

00:27:51.973 --> 00:27:54.435
در آلمان اين مقدار 9 ثانيه بود

00:27:55.313 --> 00:27:58.319
آيزنشتاين به اين پسر بازيگر
گفت كه خود را بيندازد

00:27:58.604 --> 00:28:01.731
در زندگي واقعي اش اين پسر دروازه بان فوتبال بود
به همين خاطر خيلي خوب مي توانست خود را بيندازد

00:28:04.207 --> 00:28:05.751
مادر پسر فهميد

00:28:06.067 --> 00:28:08.039
او با تاخير نسبت به اين افتادن
پسرش واكنش نشان داده و مي ترسد

00:28:08.504 --> 00:28:11.466
صورت او شبيه صورت اسطوره ها يا صورتك ها و يا انسان هاي اوليه است

00:28:17.041 --> 00:28:19.083
و  اما اين لحظه ترسناك

00:28:32.409 --> 00:28:34.171
و بعد اين نماي عجيب و غريب

00:28:34.419 --> 00:28:36.701
زن به راهرويي از نور قدم ميگذارد

00:28:42.659 --> 00:28:45.551
دوربين بيشتر در سمت چپ
و نزديك پايين پله ها بود

00:28:45.576 --> 00:28:46.838
ولي بعد اين جا قرار ميگيرد

00:28:47.225 --> 00:28:48.069
بالا سمت راست

00:28:48.582 --> 00:28:50.362
مادر انگار از فيلم هاي گريفيث بيرون كشيده شده بود

00:28:50.778 --> 00:28:55.178
آيزنشتاين عاشق آثار گريفيث بود

00:28:55.180 --> 00:28:56.922
كالسكه بچه او بالا و پايين مي شود

00:28:57.113 --> 00:28:58.827
جسد وي كالسكه را هل ميدهد

00:28:59.173 --> 00:29:01.135
اين شبيه هسته گيلاس شد

00:29:01.137 --> 00:29:03.330
كالسكه رو ي زمين مرگ حركت ميكند

00:29:13.369 --> 00:29:17.194
خيلي سخت است كه بتوانيد جلوي به تپش افتادن قلب خود
را در سكانس پلكان ادسا بگيريد

00:29:17.199 --> 00:29:18.061
واقعا ترسناك است

00:29:18.519 --> 00:29:20.668
اين همان چيزي است كه آيزنشتاين مي خواسته است

00:29:25.022 --> 00:29:28.705
او در آن دوران نام آن را چيزي گذاشت
كه امروز ما آن را با اسم جذابيت هاي تدوين مي شناسيم"

00:29:32.712 --> 00:29:35.420
وقتي ما به سكانس
پلكان ادسا روي پرده سينما نگاه ميكنيم

00:29:35.420 --> 00:29:38.290
قدم هاي ارتشي ها بر روي جسد پسر
بدجور تكانمان ميدهد

00:29:38.579 --> 00:29:41.606
مثل اين ميماند كه گويي فيلم از صفحه نمايش بيرون مي آيد

00:29:41.996 --> 00:29:43.940
ديدن كالسكه بچه ما تكان ميدهد

00:29:44.225 --> 00:29:47.561
احساسات از صفحه نمايش
به ما منتقل مي شوند

00:29:48.600 --> 00:29:52.251
در ذهن ما اين دو چيز با هم تركيب شده
و ايده اينكه مردم بيگناه زيادي

00:29:52.251 --> 00:29:54.756
 توسط دولت تزار قتل عام شدند

00:29:55.096 --> 00:29:57.362
1+1=3.

00:29:58.852 --> 00:30:02.329
آيزنشتاين مي گفت كه هدف وي شخم زدن
ذهن مخاطب بوده است

00:30:04.095 --> 00:30:06.798
فيلم « رزمنا و پوتمكين » براي اولين بار در اين سينما

00:30:06.823 --> 00:30:10.053
كه در سال 1909 تاسيس شده و يكي از
قديمي ترين سينماهاي جهان است ، اكران شد

00:30:11.368 --> 00:30:13.769
فيلم تمام دنيا را تحت شعاع خود قرار داد

00:30:14.331 --> 00:30:16.485
چارلي چاپلين از فيلم خوشش آمد

00:30:17.613 --> 00:30:19.380
اين وسايل آيزنشتاين است

00:30:23.321 --> 00:30:25.702
والت ديزني عاشق آثار آيزنشتاين شد

00:30:26.401 --> 00:30:30.767
شصت و دو سال بعد برايان ديپالما  دين
خودش را به سكانس پلكان ادسا

00:30:30.767 --> 00:30:34.062
در فيلم آمريكايي پر از خشونتش  « تسخير ناپذيران » ادا كرد

00:30:34.905 --> 00:30:37.442
دوباره يك كالسكه
يك مادر نگران

00:30:37.630 --> 00:30:41.027
ما جيغ هايش را نمي شنويم
گويي فيلم صامت است

00:30:45.765 --> 00:30:47.426
كات به نماهاي مختلف

00:30:50.793 --> 00:30:53.644
نماها فقط چند ثانيه از نسخه آيزنشتاين
بيشتراند

00:30:54.179 --> 00:30:54.757
خطر

00:30:55.123 --> 00:30:57.376
روي پلكان طولاني تيراندازي مي شود

00:31:06.402 --> 00:31:09.647
بعضي ها بر اين اعتقاد بودند كه فيلم هاي
آيزنشتاين باعث ترويج خشونت مي شوند

00:31:09.647 --> 00:31:12.863
ولي يكي از مريدان وي مورخ سينما
نائوم كليمن

00:31:12.863 --> 00:31:15.993
كه دور تا دورش كتاب هاي آيزنشتاين است
با اين ادعا مخالف است

00:31:16.462 --> 00:31:19.259
آن كاري كه آيزنشتاين در فيلم
رزمنا و پوتمكين انجام مي دهد

00:31:19.284 --> 00:31:24.399
آن چيزي نيست كه آن ها فكر ميكنند براي انقلابيون
انجام داده است

00:31:24.711 --> 00:31:27.961
اين تفسير و برداشت خيلي توهين آميزي بود
كه در دهه 30 از فيلم شد

00:31:29.291 --> 00:31:32.240
آن ها مي گفتند كه آيزنشتاين نشان مي دهد
كه چگونه انقلاب كنيد

00:31:32.240 --> 00:31:38.956
اما بر خلاف نظريه آن ها هدف آيزنشتاين اين بود كه
   حفظ  برادري و همبستگي قانوني است براي بقا

00:31:39.925 --> 00:31:50.367
پيام فيلم خوشبختي

00:31:50.392 --> 00:31:55.377
و زندگي در صلح و آرامش
روي زمين است

00:31:55.973 --> 00:31:57.725
و البته خشونت

00:31:57.725 --> 00:32:01.310
اين فيلم در واقع به هر صورتي كه فكر كنيد
مخالف خشونت است

00:32:04.191 --> 00:32:08.220
اگر فيلم يك فيلم پروپاگاندا و تليغاتي است
 تبليغ برادري است و نه تبليغ نفرت

00:32:10.737 --> 00:32:12.544
آيزنشتاين يك فرد بشر دوست بود

00:32:13.547 --> 00:32:16.017
از آنجا كه  او  يك بشر دوست متعصب بود، خيلي سخت
مي توانست آن را زير پا بگذارد

00:32:16.310 --> 00:32:20.554
آيزنشتاين اين بشر دوستي را به ساير فيلمساز هاي
دهه 20 سينماي شوروري نيز انتقال داد

00:32:21.556 --> 00:32:26.813
يك شب او به افتتاحيه فيلم كارگردان اوكرايني
الكساندر داوژنكو رفته بود

00:32:30.054 --> 00:32:34.789
وقتي فيلم تمام شد ،  آيزنشتاين گفت
مامان اينجا چه خبر است ؟

00:32:35.770 --> 00:32:39.024
حالا ببيند چه چيزي در فيلم
آرسنال ساخته داوژنگو بوده است

00:32:39.583 --> 00:32:43.390
فيلم  در دوران اوج تاريخ سياسي اوكراين
اتفاق مي افتد

00:32:43.785 --> 00:32:44.705
جنگي به پا شده است

00:32:44.948 --> 00:32:48.776
زناني بي حركت در  روستاهاي خالي از سكنه در طلوع
آفتاب ايستاده اند

00:32:59.468 --> 00:33:03.647
گويي زنان صداي جنگ را در
ذهن خود مي شنوند

00:33:11.285 --> 00:33:14.157
يك آلماني ديوانه وار ميخندد

00:33:16.656 --> 00:33:21.251
يك تصوير بي نظير از سرباز مرده ايي كه در حالي كه
لبخندي بر روي لب هايش است در خاك فرو رفته است

00:33:36.392 --> 00:33:41.092
اينجا يكي از بهترين فيلمسازهاي سينماي امروز روسيه الكساندر سوخوروف
باماست تا در باره ي داوژنكو صحبت كند

00:33:41.192 --> 00:33:47.492
<c.yellow><b>داوژنكو خيلي خوب بلد بود چگونه مخاطبانش
را تحت تاثير قرار دهد</b></c>

00:33:48.192 --> 00:33:53.092
<c.yellow><b>فيلم هاي او بسيار خاطره انگيز و با حس و فضاي
خاصي اند</b></c>

00:33:54.892 --> 00:33:58.592
<c.yellow><b>خود داوژنكو بسيار آدم بي ريا و صادقي بود</b></c>

00:33:59.192 --> 00:34:05.292
<c.yellow><b>به صحنه ايي توجه كنيد كه در آن داوژنكو  مردي كه در حال
راه رفتن در جاده است را به تصوير مي كشد</b></c>

00:34:06.292 --> 00:34:08.492
<c.yellow><b>به يك باره مرد شروع به آواز خواندن مي كند</b></c>

00:34:09.092 --> 00:34:14.092
<c.yellow><b>چيزي كه خيلي عجيب است در اين صحنه
اين است كه ناگهان مرد غش مي كند</b></c>

00:34:20.092 --> 00:34:24.892
<c.yellow><b>چرا اين اتفاق مي افتد ؟</b></c>

00:34:25.192 --> 00:34:32.292
<c.yellow><b>هيچ كس نمي داند
اين يك رازه</b></c>

00:34:36.077 --> 00:34:39.264
اين فيلمنامه اصلي فيلم آرسنال
ساخته داوژنكو است

00:34:39.584 --> 00:34:44.089
هنوز در موسسه سينمايي گراسيموف  جايي
كه آزينشتاين درس مي داد ، قرار داد

00:34:44.357 --> 00:34:46.395
در اين اتاق بزرگ

00:34:50.000 --> 00:34:52.938
لنين مرد
و استالين روي كار آمد

00:34:52.938 --> 00:34:56.907
همه چيز عوض شد
دوران طلايي تدوين شوروي به سر رسيد

00:34:59.673 --> 00:35:02.279
اما آيزنشتاين به ساخت
شاهكار هاي بيشتر ادامه داد

00:35:02.281 --> 00:35:04.988
تا اينكه در سال 1948 درگذشت

00:35:11.149 --> 00:35:13.537
هفتمين حمله و چالش براي سينماي هاليوود

00:35:13.537 --> 00:35:17.048
و سينماي رمانتيك سرگرم كننده دهه 20 و 30 ميلادي

00:35:17.048 --> 00:35:19.766
از جهاني متفاوت صورت گرفت

00:35:19.799 --> 00:35:21.038
از جهاني روي آب

00:35:21.366 --> 00:35:22.528
ژاپن

00:35:47.083 --> 00:35:50.996
ژاپني ها  در دهه 30 و 40 ميلادي
با بسياري از كشورهاي جهان در جنگ بودند

00:35:50.996 --> 00:35:54.038
و با خودخواهي ميليون ها
نفر را به كشتن دادند

00:35:57.097 --> 00:35:59.968
چه غرامت ها و ويراني هاي بسياري
چه دوران وحشتناكي

00:35:59.968 --> 00:36:04.734
در آن دوران فيلمساز هاي ژاپني
بشر دوستانه ترين فيلم هاي تاريخ سينما را مي ساختند

00:36:06.691 --> 00:36:09.801
بسياري از بهترين فيلم هاي ژاپن توسط
اين مرد عصاينگر

00:36:09.801 --> 00:36:12.575
كه در اين قبر در خارج از توكيو آراميده
ساخته شده است

00:36:14.417 --> 00:36:17.823
مردم زيادي از سرتاسر جهان
 مثل ما به اينجا مي آيند

00:36:18.987 --> 00:36:21.129
همان طور كه ميبيند مردم
روي قبر وي ويسكي و شراب گذاشته اند

00:36:21.129 --> 00:36:23.547
چون اين شخص يك دائم الخمر بود

00:36:24.074 --> 00:36:27.125
هيچ اسمي ، هيچ تاريخ تولد و فوتي
روي سنگ نوشته نشده است

00:36:27.678 --> 00:36:32.509
فقط يه كلمه ژاپني «ميو » به معني
 پوچي و هيچ نوشته شده است

00:36:35.919 --> 00:36:38.452
مردي كه اينجا آراميده است
ياسوجيرو اوزو است

00:36:38.452 --> 00:36:42.025
اوزو يك جورايي فيلسوف بود
شايد حتي مهم تر از آن

00:36:42.025 --> 00:36:45.025
شايد بزرگترين كارگردان تاريخ سينما است

00:36:47.153 --> 00:36:49.653
هيچ مصاحبه ايي تصويري با اوزو وجود ندارد

00:36:49.653 --> 00:36:53.647
او هيچ وقت ازدواج نكرد ، او هيچ وقت براي كار به كارخانه
نرفت و هيچ وقت براي تحصيل به دانشگاه نرفت

00:36:54.139 --> 00:36:58.677
ولي سي سال در مورد
آرامش زندگي زناشويي

00:36:58.677 --> 00:37:01.358
يا كارگر كارخانه ها و يا دانش آموزان فيلم ساخت

00:37:02.895 --> 00:37:04.887
او فيلمسازي انديشنمد بود
و انديشه هاي وي

00:37:04.887 --> 00:37:07.648
در اولين فيلمش كه به سبك و سياق
خاص او ساخته شده بود نيز مشهود است

00:37:07.648 --> 00:37:10.674
اين اولين فيلم اوست
 من به دنيا آمدم اما...

00:37:10.684 --> 00:37:14.949
يك كمدي گرم و دلنشين در مورد
دو برادر

00:37:16.075 --> 00:37:18.117
بازي بازيگرها ناتوراليستي است

00:37:18.119 --> 00:37:21.358
دوربين به اندازه قد بچه ها روي
يك سه پايه كوتاه قرار داده شده است

00:37:25.305 --> 00:37:26.945
بچه ها  به حومه شهر مي روند

00:37:26.947 --> 00:37:29.707
دار و دسته بچه هاي شرور دور تا دور
آن ها جمع مي شوند

00:37:29.957 --> 00:37:32.671
جنگي از خواسته ها در دوران كودكي

00:37:52.506 --> 00:37:55.144
برادر ها فكر ميكنند كه پدرشان آدم بزرگي است

00:37:55.146 --> 00:37:57.890
ولي آنها او را در يك فيلم آماتوري
مي بينند

00:37:58.046 --> 00:37:59.888
كه از زير كار كردن براي رئيس در مي رود

00:38:00.081 --> 00:38:01.299
يك چيز سرگرم كننده معمولي
و تحقيرآميز

00:38:02.968 --> 00:38:05.422
اين ماجرا زندگي آن ها را
تغيير ميدهد

00:38:12.915 --> 00:38:14.544
آن ها به اعتصاب غذاي خود ادامه ميدهند

00:38:18.222 --> 00:38:21.178
منتقد و فيلمساز افسانه ايي
دونالد ريچي

00:38:21.670 --> 00:38:24.187
فيلم « من به دنيا آمدم ولي..» كه
در سال 1932 ساخته شد

00:38:24.187 --> 00:38:28.406
فيلم صامت است
و فيلم هاي صامت بسيار كمياب اند

00:38:28.406 --> 00:38:32.940
با همه اين چيز ها .. مي خواهم بگويم كه 90 درصد
فيلم هاي صامت ژاپني

00:38:32.965 --> 00:38:37.114
به خاظر دلايل طبيعي از بين رفته اند
مثل زلزله

00:38:37.122 --> 00:38:40.627
يا بر اثر بلاهاي غير طبيعي مثل
بمباران توكيو از بين رفته اند

00:38:40.908 --> 00:38:43.915
اوزو خودش گفته است كه مي خواسته
يك فيلم كمدي بسازد

00:38:43.915 --> 00:38:46.674
ولي زماني كه فيلم تمام شد
ديد كه فيلم واقعا تلخ است

00:38:47.238 --> 00:38:52.468
و به همين خاطر فيلم در پرداختن به مسائل جامعه

00:38:52.468 --> 00:39:00.708
و يا در مورد پرداختن به پدر ها و فرزندانشان در جايي
كه به نظر زندگي مردم داراي تعادل خوبي است، بسيار صادق بود

00:39:01.012 --> 00:39:03.343
فيلم بدون شك يك شاهكار است

00:39:03.944 --> 00:39:07.192
يكي از جاهاي خنده دار فيلم زماني است
كه بچه ها سعي ميكنند خود را با همه چيز وفق دهند

00:39:07.192 --> 00:39:08.983
ولي بچها نمي توانند خود را با چيزي وفق دهند

00:39:08.983 --> 00:39:13.092
بچه ها فقط مي توانند معده خالي خود را با خوردن صبحانه شان
وفق دهند

00:39:13.584 --> 00:39:16.103
آن ها خود را با اينكه پدرشان يك احمق است
وفق ميدهند

00:39:16.103 --> 00:39:17.441
آن ها خودشان را به اين چيز ها وفق مي دهند

00:39:17.867 --> 00:39:21.334
بچه ها خود را با دنياي بزرگسالان

00:39:21.334 --> 00:39:26.587
دنيايي كه پدرشان اعتقاد داشت كه دنياي اشتباهي  براي زندگي است
وفق ميدهند

00:39:26.681 --> 00:39:29.130
احتمالا آن ها هرگز در مورد آن سوال نخواهند پرسيد

00:39:29.688 --> 00:39:32.511
آن چيزي كه ما در فيلم مي بينيم
پايان معصوميت اين بچه ها است

00:39:33.242 --> 00:39:35.867
آن ها آماده ورود به جامعه خود هستند

00:39:36.460 --> 00:39:38.020
كه اين واقعا ناراحت كننده است؟

00:39:39.114 --> 00:39:43.392
بله البته ..چون جامعه واقعا
ارزشش را ندارد

00:39:44.014 --> 00:39:45.641
اوزو در فيلمش مي خواست به ما بگويد

00:39:45.666 --> 00:39:49.575
كه اين معصوميت كودكانه كه بچه هاي
توي فيلم نمايانگر آن هستند

00:39:49.575 --> 00:39:54.064
بسيار باارزش است و اين يكي از دلايلي
است كه ديگر در آخر وجود ندارد

00:39:54.872 --> 00:39:59.201
بچه ها ژاپني را كشف مي كنند
كه خود در جنگ جهاني دوم شناخته شد

00:39:59.538 --> 00:40:02.374
اين امپراطور واقعا يك فرد كاملا معمولي است

00:40:04.829 --> 00:40:07.147
اوزو استاد ازبين بردن مقام ها در فيلم بود

00:40:07.791 --> 00:40:11.453
او بر خلاف كوروساوا
به قهرمان هيج اعتقادي نداشت

00:40:11.718 --> 00:40:13.560
اين امري ضد هاليوودي است

00:40:15.291 --> 00:40:18.153
اين بچه ها يافتند كه مردم
صرفا نجيب و با ادب هستند

00:40:18.916 --> 00:40:22.395
استعفا و خودكشي كردن بخشي از
وجود انسان در حال رشد است

00:40:23.614 --> 00:40:25.951
اوزو استاد به تصوير كشيدن احساس
انسان در هنگام رشد و بالغ شدن است

00:40:25.951 --> 00:40:28.598
چيزي كه خود ژاپني ها به آن
مونو نو آواره مي گويند

00:40:28.598 --> 00:40:30.777
غم گذر زمان است

00:40:32.215 --> 00:40:35.271
اين كيكوكو كاگاوا
بازيگر افسانه ايي ژاپن است

00:40:35.271 --> 00:40:39.104
كه با فيلمسازاني مثل كوروساوا
ميزوگوچي ، ناروسه و اوزو كار كرده است

00:40:39.104 --> 00:40:43.582
اوزو از او صحنه هاي مشهوري به يادگار گذاشته است كه
در آنها كاواگا در وسط قاب در حال نگاه كردن به سمت دوربين است

00:40:46.768 --> 00:40:51.511
كاگاوا در يكي از بهترين آثار اوزو «داستان توكيو » نقش
 كوچكترين دختر خانواده را بازي ميكند

00:40:52.261 --> 00:40:57.280
بعد ها در فيلم مادر مريض مي شود و دختر
با بادبزن سعي دارد كه او را خنك كند

00:41:00.261 --> 00:41:06.180
<b><c.yellow>در صحنه ايي از فيلم من در حال باد زدن مادرم
كه بيمار است ، هستم</c></b>

00:41:06.661 --> 00:41:13.080
<b><c.yellow>و بعد من براي ديدن ساعتم
سرم را خم مي كنم</c></b>

00:41:13.661 --> 00:41:17.180
<b><c.yellow>و مي گويم : من بايد برم دنبال برادرم؟</c></b>

00:41:17.661 --> 00:41:20.280
<b><c.yellow>اوزو به من گفت دستم را پايين بيارم</c></b>

00:41:20.661 --> 00:41:27.080
<b><c.yellow>و بعد از اينكه بادبزن را سه يا پنج مرتبه  تكان دادم
ساعت را نگاه كنم</c></b>

00:41:27.661 --> 00:41:30.280
<b><c.yellow>من هم كاري را كه او مي خواست انجام دادم</c></b>

00:41:30.661 --> 00:41:39.280
<b><c.yellow>آن موقع اوزو ريتم زماني دقيق خودش را داشت</c></b>

00:41:39.661 --> 00:41:46.980
<b><c.yellow>من يادمه كه
ارتفاع دوربين اوزو پايين بود</c></b>

00:41:47.361 --> 00:41:51.280
<b><c.yellow>او سعي مي كرد كه كف زمين را به تصوير نكشد</c></b>

00:41:51.661 --> 00:41:55.180
<b><c.yellow>و قسمتي از سقف را نشان دهد</c></b>

00:41:56.061 --> 00:41:59.280
<b><c.yellow>تا حس سه بعدي بودن فضا را انتقال دهد</c></b>

00:42:00.884 --> 00:42:03.730
كاگاوا اصل مطلب را در مورد اوزو گفت

00:42:04.034 --> 00:42:07.843
استفاده اوزو از زبان سينما در بين كارگردانان قبل از و
بعد از وي بي نظير بود

00:42:12.592 --> 00:42:15.949
در دهه 30 دوربين ها را در
اين ارتفاع قرار مي دادند

00:42:16.524 --> 00:42:19.158
اوزو دوربين به جاي قرار دادن در ارتفاع شانه
در ارتفاع نشيمن گاه قرار مي داد

00:42:19.158 --> 00:42:21.491
او دوربين را در ارتفاع نقطه ثقل بدن اسنان قرار ميدهد

00:42:21.491 --> 00:42:25.899
تا بتواند حس تعادل را بهتر به تصوير كشيده و
انتقال دهد

00:42:28.331 --> 00:42:30.481
چنين چيزي به ندرت در سينما اتفاق افتاد

00:42:30.848 --> 00:42:34.777
در دهه 70 فيلم ساختار شكن «ژان ديلمن » ساخته
فيلمساز بلژيكي شانتل آكرمن »

00:42:34.802 --> 00:42:38.534
يكي از معدود فيلم هايي بود كه از ارتفاع
دوربين اوزو استفاده مي كرد

00:42:39.199 --> 00:42:42.160
تازه اين يكي از نوع آوري هاي اوزو در عالم سينماست

00:42:42.823 --> 00:42:47.720
همانطور كه ميبينيم خط نگاه بين بازيگران
در سينماي معمول به اين صورت است

00:42:47.720 --> 00:42:52.233
ولي در فيلم هاي اوزو بيشتر به اين صورت است

00:42:55.653 --> 00:42:59.493
در فيلم هاي معمول سينما وقتي دو بازيگر با يكديگر حرف ميزنند

00:42:59.518 --> 00:43:03.403
دوربين بيشتر تصوير آن ها در زاويه 45 درجه مي گيرد

00:43:03.974 --> 00:43:05.743
مثل اين ، ما نگاه بازيگران

00:43:05.768 --> 00:43:09.810
و ارتباط چشمي آن ها را از طريق برش به هم
مشاهده ميكنيم.

00:43:10.302 --> 00:43:13.263
اوزو دوربين را درست بين دو بازيگر قرار ميداد

00:43:13.263 --> 00:43:16.160
و صحنه ها به طور كامل 90 درجه بودند

00:43:17.457 --> 00:43:20.219
گويي بازيگر ها به طور كامل به يكديگر نگاه نميكنند

00:43:20.219 --> 00:43:24.279
ولي تركيب بندي دو صحنه به صورتي بود
كه دو تصوير با هم هماهنگ مي شد

00:43:26.653 --> 00:43:29.853
اوزو علاقه ايي شديد داشت به اينكه
نماهايش با هم هماهنگ باشند

00:43:29.853 --> 00:43:34.358
حالا چه نماهاي كه از افراد مي گرفت
 چه نماهايي از ديالوگ گفتنشان ،يا صحنه هاي داخلي در خانه

00:43:34.358 --> 00:43:35.992
و يا نگاه كردن به ته راهرو باشد

00:43:37.004 --> 00:43:41.890
آن چيزي كه در فيلم هاي اوزو بيشتر ميبينيد
و بيشتر احساس مي كنيد تاكييد وي بر روي فضا و مكان است

00:43:41.896 --> 00:43:46.744
قاب هاي وي همچون پنجره اي هستند
رو به دنياي ديدني

00:43:47.788 --> 00:43:51.300
اين قضيه نشان ميدهد كه اوزو از اينكه
 با بدن انسان قابش را به هم بريزد متنفر بود

00:43:51.300 --> 00:43:56.047
به همين خاطر او دوربين را دور از شخصيت هايش قرار مي داد

00:43:56.047 --> 00:43:58.706
تا اگر آن شخصيت ايستاده باشد سر وي
به اين صورت حذف نشود

00:43:59.858 --> 00:44:02.763
او بيشتر از لنز 50 ميلي متري استفاده مي كرد

00:44:02.763 --> 00:44:06.276
تا تصاوير چهره ها و فضاها

00:44:06.276 --> 00:44:10.080
طوري كه لنز هاي 20 و 30 ميليمتري
به آن انحنا مي دهند نشوند

00:44:16.247 --> 00:44:18.868
او در اين فيلمش مكثي در داستان به وجود مي آورد

00:44:19.305 --> 00:44:22.366
اين كتري به جوش آمده  همچون وقت
استراحت به داستان

00:44:22.600 --> 00:44:25.006
و فضا ي فيلم تنفس ميدهد

00:44:25.262 --> 00:44:28.060
او لحظه ايي از تركيب بندي پوچ گرا و خالي
استفاده ميكند

00:44:28.206 --> 00:44:32.744
پوچي،خالي يا همان « ميو » كه روي
سنگ قبرش نوشته شده بود

00:44:36.433 --> 00:44:40.194
اوزو همچون هنرمندان رنسانس سعي داشت
كه بدن انسان در مركزيت قرار داده

00:44:40.194 --> 00:44:45.911
و همچون بودايي ها خويشتن انسان را بزدايد

00:44:47.793 --> 00:44:49.977
به همين خاطر فيلم هاي وي بسيار
از آثار

00:44:49.977 --> 00:44:53.336
 پرستاره رمانتيك هاليوود فاصله دارد

00:44:56.213 --> 00:44:59.685
اين يكي از بهترين تعادل هاي به وجود آمده
در تاريخ سينماست

00:45:02.549 --> 00:45:05.560
خيلي سخته كه فكر كنيم كه كارگردان هاي هاليوودي
به طور كامل

00:45:05.585 --> 00:45:10.087
قوانين فيلمسازي گذشته را زير پا بگذارند
اما سوال اينجاست كه اوزو چطور اين كار را كرد؟

00:45:11.660 --> 00:45:14.609
بخشي از پاسخ اين سوال
اين ميتوان باشد كه به اين خاطر است كه در

00:45:14.609 --> 00:45:20.059
سيستم استوديويي ژاپن در دهه20 و 30
كارگردان ها بر تهيه كننده ها تسلط داشتند

00:45:37.974 --> 00:45:41.907
اين اتاق ها در استوديو توهو
جايي است كه يكي از بهترين كارگردان هاي ژاپن

00:45:41.907 --> 00:45:48.098
آكيرا كوروساوا شاهكار جريان سازش « هفت سامورايي «
را در آن طراحي كرد

00:45:49.578 --> 00:45:52.315
اين مرد بعضي از دكور هاي فيلم را ساخته است

00:45:59.566 --> 00:46:04.686
استوديوي هايي مثل اين كه اوروسون ولز از آن
به عنوان بزرگترين دكور قطار در جهان ياد كرده است

00:46:14.631 --> 00:46:20.474
حتي اوزو هم كه تهيه كننده نبود نيز بعضي از
صحنه هايش را در اين مكان ها فيلمبرداري كرد

00:46:36.745 --> 00:46:41.029
يكي ديگر از بهترين فيلمساز هاي ژاپني كه با اوزو هم دوره
بود

00:46:41.029 --> 00:46:45.480
و شاهكارهايي زيادي از دهه 30 به بعد ساخت
كنجي ميزوگوچي بود

00:46:49.459 --> 00:46:52.560
ميزوگوچي استاد به تصوير كشيدن
زمانه مدرن بود

00:46:52.984 --> 00:46:56.899
او به غرور و تكبر ژاپني ها و
نيز دوران باشكوه و پر ادعايي

00:46:56.899 --> 00:47:00.506
سامورايي ها حمله كرده و به جاي
آن تمركز را بروي زنان ژاپني قرار داد

00:47:00.506 --> 00:47:02.448
كه در زندگي مورد ظلم قرار مي گرفتند

00:47:03.113 --> 00:47:07.498
به عنوان مثال اين فيلم درباره ي زني به اسم
آياكو است كه اپراتور تلفن است

00:47:07.523 --> 00:47:10.016
اما به خاطر پول مجبور به روسپي گري
مي شود

00:47:10.016 --> 00:47:12.216
و به عنوان يك گيشا استخدام ميشود

00:47:13.148 --> 00:47:15.621
موضوعي كه شخصا به خود ميزوگوچي بر ميگردد

00:47:15.746 --> 00:47:20.418
او در فقر كامل بزرگ شد و
خواهرش به يك خانه گيشا فروخته شد

00:47:21.462 --> 00:47:24.985
نكته قابل توجه در اين صحنه بي باكي و جسارت
ميزوگوچي در ميزانسن اين صحنه از فيلم است

00:47:25.277 --> 00:47:30.577
آياكو كاملا به دوربين نزديك است
و اتفاقات در پس زمينه او اتفاق مي افتد

00:47:30.855 --> 00:47:35.041
چنين تركيب بندي و ميزانسني در اون دوران
نادر بود .اين صحنه 5 سال قبل

00:47:35.041 --> 00:47:38.857
استفاده اورسون ولز از چنين تكنيكي در فيلم همشري كين
بود

00:47:41.075 --> 00:47:43.717
 كين پسر بچه در پس زمينه همچنان فوكوس است

00:47:43.717 --> 00:47:47.340
به اين خاطر كه وي در بستر مرگ

00:47:47.340 --> 00:47:50.133
دوران كودكي دلنشينش را در برف به ياد مي آورد

00:47:50.636 --> 00:47:55.817
اين تصويربرداي و تركيب بندي شجاعانه در صحنه اخير
بسيار مورد ستايش قرار گرفت اما اولين كسي كه از آن استفاده ميزوگوچي بود

00:47:59.264 --> 00:48:03.252
كيوكو كاگاوا بعد ها در دهه 50
با ميزوگوچي كار كرد

00:48:03.664 --> 00:48:08.252
<c.yellow><b>ميزوگوچي اصلا به شما نمي گفت كه چطور بازي كنيد</b></c>

00:48:08.664 --> 00:48:18.252
<c.yellow><b>او فقط روي صندلي اش مي نشست و مي گفت
سعي ات رو بكن
او بعد از تمرين فقط محل قرارگيري دوربين
را مشخص كرد</b></c>

00:48:27.664 --> 00:48:30.652
<c.yellow><b>اين روشي بود كه او كارگرداني مي كرد</b></c>

00:48:33.287 --> 00:48:35.227
در اين فيلم وي « سرگذشت چيكاماتسو

00:48:35.227 --> 00:48:38.516
كاگاوا  در نقش اوسان زني كه با مردي
از خانواده سلطنتي ازدواج كرده است حضور دارد

00:48:39.661 --> 00:48:43.159
در اين صحنه شوهر وي فكر ميكند كه او
با مردي ديگر رابطه عاشقانه داشته است

00:48:43.184 --> 00:48:45.869
و به او ميگويد كه خودكشي كند

00:48:46.204 --> 00:48:47.977
يك لحظه ويرانگر

00:48:50.830 --> 00:48:54.663
در سينماي رمانتيك هاليوود چنين صحنه ايي
در كلوزآپ و با نورهاي درخشان فيلمبرداري مي شد

00:48:54.823 --> 00:48:58.089
اما ميزوگوچي از به تصوير كشيدن
احساست دور شده است

00:48:58.089 --> 00:49:04.718
و به پشت سر كاگاوا مي رود
به همين خاطر ما صورت پريشان او را نميبينيم

00:49:05.542 --> 00:49:10.161
به جاي اينكه ما با او همدردي و گريه كنيم
از فلاكت و بدبختي كه زن در آن گرفتار شده است به خشم مي آييم

00:49:12.542 --> 00:49:28.161
<c.yellow><b>همچنين به ياد ميارم كه ميزوگوچي
عادت هاي خاصي در تمرين صحبت كردن و حركات بازيگرانش داشت</b></c>

00:49:28.542 --> 00:49:35.161
<c.yellow><b>او مي گفت با دقت به يگديگر نگاه كنيد و
و كار نفر مقابل را منعكس كنيد</b></c>

00:49:35.542 --> 00:49:39.161
<c.yellow><b>به همين خاطر من فهميدم كه ما بايد حواسمان</b></c>

00:49:39.542 --> 00:49:44.161
<c.yellow><b>به حركات و ديالوگ هاي يكديگر باشد</b></c>

00:49:44.542 --> 00:49:52.161
<c.yellow><b>با اين كار ما فهميديم كه كدام
حركات و ديالوگ گفتن هاي ما مورد قبول واقع خواهد شد</b></c>

00:49:52.542 --> 00:49:58.161
<c.yellow><b>زماني كه من سر فيلمبرداري فيلم هاي
كوروساوا بودم</b></c>

00:49:58.542 --> 00:50:03.161
<c.yellow><b> مدام به خودم مي گفتم
منعكس كن ، منعكس كن</b></c>

00:50:03.201 --> 00:50:07.511
شوهر كاگاوا در فيلم «سرگذشت چيكامتسو » بسيار
ظالم است به همين خاطر اوسان شخصيت وي در فيلم

00:50:07.511 --> 00:50:10.147
با مرد ديگري به اسم موهي فرار ميكند

00:50:15.302 --> 00:50:17.563
ميزوگوچي به عنوان فيلمساز زن ها
مشهور شد

00:50:17.563 --> 00:50:21.853
و كاواگا اعتقاد دارد كه از او بسيار آموخته است
به خصوص در اين صحنه

00:50:26.542 --> 00:50:31.161
<b><c.yellow>ميزوگوچي هر گز به من اجازه نمي داد كه در تمرين ها
خيلي پيش بروم</c></b>

00:50:31.542 --> 00:50:35.161
<b><c.yellow>و هنگامي هم كه من را متوقف مي كرد به من نمي گفت
كه اشكال كار كجاست و هرگز پيشنهادي هم نمي داد</c></b>

00:50:35.542 --> 00:50:39.161
<b><c.yellow>من نمي دانستم چكار كنم</c></b>

00:50:39.542 --> 00:50:44.161
<b><c.yellow>من با وجود اينكه خيلي خسته مي شدم
اما دوباره آن را بار ها و بارها اجرا مي كردم</c></b>

00:50:44.542 --> 00:50:57.161
<b><c.yellow>در آن لحظه
در قفسه سينه ام احساس درد شديدي ميكردم</c></b>

00:50:57.542 --> 00:51:09.161
<b><c.yellow>نمي دانم واقعا چطور توصيفش كنم ولي
واقعا انگار چيزي از درونم بيرون زد</c></b>

00:51:09.542 --> 00:51:15.161
<b><c.yellow>و من اين چيز را به درون موهي انتقال دادم</c></b>

00:51:15.542 --> 00:51:19.161
<b><c.yellow>و صحنه به يك صحنه عاشقانه تبديل شد</c></b>

00:51:25.542 --> 00:51:29.161
<b><c.yellow>تو ديگه پيشخدمت من نيستي</c></b>

00:51:29.542 --> 00:51:40.161
<b><c.yellow>تو شوهر و سرور من هستي</c></b>

00:51:40.542 --> 00:51:44.161
<b><c.yellow>ميزوگوچي گفت : خوبه همين را ادامه مي دهيم</c></b>

00:51:44.542 --> 00:51:47.161
<b><c.yellow>من آن موقع متوجه اين كار او نشدم</c></b>

00:51:47.542 --> 00:51:56.161
<b><c.yellow>كه ما نبايد با سرهايمان بازي مي كرديم
ما بايد فقط با بدن هايمان بازي مي كرديم</c></b>

00:51:56.542 --> 00:51:59.161
<b><c.yellow>او مي گفت شما خودتان را در اين جنگل مرده
غرق كنيد و حسي كه داريد  را انتقال دهيد</c></b>

00:51:59.542 --> 00:52:07.161
<b><c.yellow>او از تمام انرژي ما استفاده مي كرد
اين باعث شد  كه من اساس بازيگري را</c></b>

00:52:07.542 --> 00:52:17.161
<b><c.yellow> از طريق همان صحنه ياد بگيرم</c></b>

00:52:17.542 --> 00:52:21.161
<b><c.yellow>و تا به امروز فراموشش نكرده ام</c></b>

00:52:21.542 --> 00:52:26.161
<b><c.yellow>و هربار به اين صحنه نگاه مي كنم</c></b>

00:52:26.542 --> 00:52:32.161
<b><c.yellow>دوباره آن حس و حال به من بر مي گرده</c></b>

00:52:33.211 --> 00:52:37.631
به دهه 30 بر ميگرديم ميزوگوچي داستان
تلفنچي آياكو را اين طور تمام مي كند كه

00:52:37.656 --> 00:52:40.670
او روي پلي ايستاده و به خودكشي
فكر ميكند

00:52:40.695 --> 00:52:43.545
چون به او برچسب بدنامي زده اند

00:52:43.833 --> 00:52:46.340
اين صحنه لحظه مهمي در داستان فيلم است

00:52:49.833 --> 00:52:55.340
نمي دونم چكار كنم؟

00:52:55.833 --> 00:52:58.340
شما مريض ايد ؟

00:52:58.833 --> 00:53:02.340
فكر كنم شما بتونيد اينو پاسخ بديد

00:53:02.833 --> 00:53:07.340
من يك بيماري سخت به اسم « بزهكاري » دارم

00:53:07.833 --> 00:53:09.340
حالا آقاي دكتر به من بگيد
چي؟

00:53:09.833 --> 00:53:12.340
چنين بيماري چطور درمان ميشه ؟

00:53:12.833 --> 00:53:17.340
من نمي دونم پاسخ اين سوالتون چيه

00:53:29.250 --> 00:53:33.648
 حدودا يك دهه بعد در يك فيلم آمريكايي
تحت عنوان «ميلدرد پيرس

00:53:33.648 --> 00:53:36.933
جوان كرافورد در پلي همانند آن پل ايستاده است

00:53:36.933 --> 00:53:39.175
به سرنوشتي همچون آياكو فكر ميكند

00:53:40.707 --> 00:53:43.840
اما از آنجا كه در سينماي رمانتيك
هاليوود همه چيز زيباست

00:53:43.865 --> 00:53:46.572
اين اقدام به خودكشي نيز
زيبا به تصوير كشيده شده است

00:53:46.805 --> 00:53:52.196
چهره وي نوراني شده است
فوكس دوربين روي چشمهايش است

00:53:56.536 --> 00:54:00.536
حدود دو دهه طول كشيد  تا دستاورد هاي
ميزوگوچي

00:54:00.536 --> 00:54:04.310
و اوزو همانطور كه گفته شد

00:54:04.310 --> 00:54:06.591
توسط سينماي رمانتيك غرب مورد استفاده قرار
بگيرد

00:54:07.932 --> 00:54:11.763
اين يكي از بزرگترين اتفاقاتي بود كه در تاريخ
سينما ناديده گرفته مي شد

00:54:17.409 --> 00:54:20.783
هشتمين و آخرين حمله سينماي متفاوت جهان
به سينماي جريان اصلي هاليوود

00:54:20.783 --> 00:54:25.537
در دهه 20 و 30 در اينجا
در چين شكل گرفت

00:54:28.710 --> 00:54:32.264
در سال 1931 ژاپن به شكلي
وحشيانه به چين حمله كرد

00:54:34.759 --> 00:54:37.152
زندگي در آن دوران براي چيني ها بسيار سخت شد

00:54:37.152 --> 00:54:41.109
و در خلال اين جنگ حدود 13
ميليون نفر جان خود را از دست دادند

00:54:41.950 --> 00:54:46.902
و در همان دوران بود كه سينماي چين
پا به تاريخ سينما گذاشت

00:54:48.601 --> 00:54:51.617
اين فيلم هاي از چين در دهه 1910 است

00:54:51.592 --> 00:54:56.470
كه به سبك و سياق فيلم هاي هاليوودي ساخته مي شد
استفاده از آيريس ،

00:54:56.470 --> 00:54:58.957
براي نشان دادن خواستگاري كه بر روي پشت بام
در حال حركت است

00:54:59.948 --> 00:55:04.364
ولي در اوايل دهه 30 سينماي چين
فيلم هاي رئاليستي چپ گرا تجربه مي كرد

00:55:04.364 --> 00:55:08.401
كه با دنياي فانتزي هاليوود مغايرت داشت
 مثل اين صحنه

00:55:08.401 --> 00:55:14.037
كه در آن با انتخاب خلاقانه زاويه دوربين و نيز استفاده از سمبل
نشان مي دهد كه چگونه  مرد زن را فريب ميدهد

00:55:19.392 --> 00:55:22.788
اين شهر شانگهاي
پاريس شرق است

00:55:22.952 --> 00:55:26.102
يكي از بزرگترين شهرهاي جهان حمله ايي عليه هاليوود

00:55:26.102 --> 00:55:28.273
صورت داد

00:55:29.904 --> 00:55:33.718
استوديو هاي فيلمسازي بنا شدند
فيلمساز ها يك به يك جلو آمدند

00:55:33.718 --> 00:55:35.619
ستاره  هاي سينما به وجود آمدند

00:55:35.933 --> 00:55:39.974
بزرگترين ستاره آن دوران اين زن

00:55:39.999 --> 00:55:42.595
روان لينگيو بود
كه خيلي ها او را گرتا گاربو چين ناميدند

00:55:44.341 --> 00:55:47.939
اينجا در اين صحنه اون نقش مادر مجردي را بازي ميكند
كه براي ديدن اجراي پسرش به مدرسه رفته است

00:55:48.332 --> 00:55:51.709
روان به علت مشكل مالي مجبور به تن فروشي
شده است

00:55:51.709 --> 00:55:53.807
او اين كار را ميكند تا هزينه تحصيل فرزندش را
بپردازد

00:55:55.709 --> 00:55:58.807
مي دوني اين زنه براي در آوردن خرج زندگيش
چكار ميكنه؟

00:56:00.856 --> 00:56:04.192
در اين نماي تركينگ زيبا مردم
در حال پچ پچ گردن پشت سر او هستند

00:56:06.310 --> 00:56:12.299
وقتي كه مسئولين مدرسه مي شنوند كه وي
يك روسپي است او را بيرون انداخته و زنداني اش مي كنند

00:56:16.166 --> 00:56:19.084
زنان چيني اكثرا روان را مي شناسند

00:56:23.766 --> 00:56:28.084
آه  ،روآن لينگيوئه
روآن لينگيوئه

00:56:27.766 --> 00:56:31.084
من اين شانس را نداشتم كه در آن دوران
او را ببينم

00:56:31.866 --> 00:56:33.084
چون روان سالها قبلش مرده بود

00:56:33.666 --> 00:56:41.084
من خيلي كوچك بودم
خيلي كوچك

00:56:41.666 --> 00:56:45.084
فيلم هاي روان خيلي زيبا و واقعي بودند

00:56:45.666 --> 00:56:48.084
و وضع زندگي مردم طبقه پايين جامعه
در آن دوران را به خوبي بازتاب مي كرند

00:56:50.528 --> 00:56:54.705
بيشتر فيلم هاي روان در اينجا در خيابان هاي
فرعي شانگهاي اتفاق مي افتاد

00:56:56.387 --> 00:57:01.491
ولي معمولا اين صحنه ها در استوديو و دكور هاي شانگهاي
مثل اين فيلمبرداري مي شد

00:57:14.808 --> 00:57:18.827
خيلي ها اعتقاد دارند كه بازي رئاليستي
با مارلون براندو در آمريكا شروع شد

00:57:18.827 --> 00:57:25.439
اما در اين صحنه به روان نگاه كنيد ،به درماندگي و خستگي وي
به نوع حركات وي به زبان بدنش دقت كنيد

00:57:35.274 --> 00:57:38.070
اين دهه ها پيش از مارلون براندو ست

00:57:39.423 --> 00:57:43.037
زماني كه مگي چئونگ در فيلم « صحنه مركزي » نقش
روان را بازي كرد

00:57:43.037 --> 00:57:47.067
كارگردان استنلي كوان از او خواست تا اين صحنه
مشهور را بازسازي كند

00:58:00.763 --> 00:58:05.680
در فيلم « زن جديد « روان نقش بازيگري

00:58:05.705 --> 00:58:09.408
را ايفا كرد كه به خاطر هجوم خبرنگاران به زندگي شخصي اش
اقدام به خودكشي كرده است

00:58:14.831 --> 00:58:17.340
اين صحنه اوج داستان فيلم است

00:58:17.740 --> 00:58:20.886
مردم شهوت ران و منحرف شانگهاي
نام و جايگاه روان را

00:58:20.911 --> 00:58:25.890
به خاطر اينكه از زمان خودش جلو بود و نيز به خاطر درخشش
در آن شهر پر از كثافت خراب كردند

00:58:26.205 --> 00:58:31.119
و به همين خاطر روان به خاطر استفاده بيش از حد از
قرص همچون شخصيتي كه در فيلم بازي كرد

00:58:31.119 --> 00:58:35.005
در سال 1935 در 25 سالگي در گذشت

00:58:36.419 --> 00:58:39.486
طول جمعيت در مراسم تشييع پيكر
او به حدود 5 كيلومتر مي رسيد

00:58:39.488 --> 00:58:42.051
و در آن مراسم سه زن دست به خودكشي زدند

00:58:42.731 --> 00:58:45.007
نيويورك تايمز در صفحه اول
خود نوشت

00:58:45.007 --> 00:58:48.003
اين باشكوه ترين مراسم تشييع جنازه قرن است

00:58:50.507 --> 00:58:54.681
امروز نام روان تقريبا در هيچ
دايره المعارف سينمايي ديده نمي شود

00:58:56.388 --> 00:58:58.483
با گذشت دهه ها شانگهاي

00:58:58.508 --> 00:59:02.574
شهر سكس و سينما به اوج خود رسيد

00:59:02.599 --> 00:59:06.142
و كوچه و پس كوچه هاي شهر شانگهاي
در فيلم هاي دهه 30 چين

00:59:06.181 --> 00:59:09.520
همچون ديزلندي به مكاني براي
مصرف سرمايه دار ها تبديل شد

00:59:09.795 --> 00:59:12.079
اين مكان ها شبيه به يك استوديو و يا
لوكيشن ثابت فيلمبرداري تبديل شدند

00:59:12.257 --> 00:59:14.433
در دهه 40 قسمتي

00:59:14.433 --> 00:59:17.334
از جنوب سواحل شرقي سرزمين چين

00:59:17.359 --> 00:59:20.330
به مكاني جديد براي فيلمساز هاي
جنوبي كشور چين تبديل شد

00:59:20.852 --> 00:59:23.483
قسمتي به نام هنگ كنگ

00:59:26.002 --> 00:59:29.061
كه در بخشي در اواخر تاريخ سينما
به آن ميرسيم

00:59:30.670 --> 00:59:34.863
حالا دوباره نگاهي ميكنيم به
بين دهه ي  1910 تا اويل دهه 30 ميلادي

00:59:34.863 --> 00:59:38.507
حالا موضوع روشن شد
كه شايد بهترين دوره تاريخ سينما

00:59:38.507 --> 00:59:40.705
اين دوره است

00:59:43.534 --> 00:59:48.022
اين دوران فيلم هاي فانتزي
و نيز فيلم هاي آلترناتيو فوق العاده بودند.

00:59:48.400 --> 00:59:50.194
سينما در اوج خود بود

00:59:50.526 --> 00:59:53.732
اين دوران انرژِي عالي به سينما بخشيد
كه تا ابد ادامه دارد

00:59:54.393 --> 00:59:57.858
اما يك چيز آشكار است كه ما هنوز آن را
در نظر نگرفته ايم

00:59:58.483 --> 01:00:01.091
ما صداي فرياد داگلاس فربنكس را نمي شنويم

01:00:01.412 --> 01:00:04.475
ما صداي فالكونتي را نمي شنويم

01:00:09.898 --> 01:00:13.933
ما صداي جيغ قرباني چزاره را نمي شنويم

01:00:15.848 --> 01:00:19.964
انرژي و هيجاني كه از اين فيلم ها كه
به ما انتقال داده  مي شود فوق العاده است

01:00:19.964 --> 01:00:22.509
ولي اين ها چيز هايي نيست كه در زندگي واقعي
اتفاق مي افتد

01:00:23.255 --> 01:00:25.130
چون اين فيلم ها صامت اند

01:00:27.162 --> 01:00:30.090
اين چيزي است كه فرانسوي ها به آن
سينماي ناشنوا مي گويند.

01:00:30.754 --> 01:00:33.955
در سال 1928 استوديو هاي فيلمسازي
در سرتاسر جهان تحولي در ساختار خود به وجود اوردند

01:00:34.649 --> 01:00:38.929
تحولي كه جان فورد نام آن را
زماني براي رفتن در دل وحشت گذاشت

01:00:39.649 --> 01:00:43.829
تمامي هنر و زبيايي فيلم ها تا آن روز
بصري بود

01:00:44.649 --> 01:00:46.829
كه ناگهان
چيزي وحشتناك به وجود آمد

01:00:47.505 --> 01:00:52.967
<c.yellow><b>صدا</b></c>

01:00:52.991 --> 01:01:04.991
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

01:01:05.015 --> 01:01:17.015
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.