﻿WEBVTT

00:00:01.464 --> 00:00:04.845
<c.yellow>از سال 1953 تا 1957</c>

00:00:05.664 --> 00:00:09.845
<c.yellow>به نظر داستان هيجان انگيز سينما
به اوج خود مي رسد</c>

00:00:10.664 --> 00:00:12.045
در اين بخش ما به سراغ فيلم هاي احساسي هاليوودي

00:00:12.070 --> 00:00:15.024
داگلاس سيرك خواهيم رفت

00:00:15.049 --> 00:00:18.461
و سپس با فيلم هاي ملودرام ساير كشور هاي جهان آشنا مي شويم

00:00:24.949 --> 00:00:26.307
دهه 1950

00:00:26.331 --> 00:00:27.295
تصوير عريض به وجود آمده است

00:00:27.346 --> 00:00:28.344
فيلم ها رنگي شده اند

00:00:32.211 --> 00:00:34.917
بازيگر جواني به نام جميز دين
وارد عرصه سينماي شده است

00:00:34.941 --> 00:00:40.091
او  اينجا با گردني خميده ، پر از آشوب
به ميز مشت و لگد مي زند

00:00:42.010 --> 00:00:45.397
احساسات او  طغيان كرده است

00:00:45.422 --> 00:00:47.646
اين يكي از تصاوير مهم در سينماي دهه 1950

00:00:47.670 --> 00:00:52.356
و يكي از موضوعات اصلي فيلم در آن دوران
از تاريخ سينما بوده است

00:00:55.280 --> 00:00:57.690
براي اينكه اين لحظات احساسي را درك كنيد

00:00:57.714 --> 00:01:02.468
شما نبايد از آمريكا شروع كنيد
شما بايد از اينجا شروع كنيد : از مصر

00:01:04.558 --> 00:01:07.884
جوان شرور و آشوبگري مثل جميز دين نيز
در اينجا وجود داشت

00:01:07.909 --> 00:01:11.246
كه حتي به مراتب عصيان تر از او بود

00:01:17.466 --> 00:01:23.364
همان طور كه گفته فيلم هاي هر دوره سينما
نماينگر وضعيت جوامع در آن دوران هستند

00:01:23.388 --> 00:01:27.238
دهه 1950 دهه فيلم هاي ملودرام بود

00:01:30.878 --> 00:01:35.277
از سال 1920 در اينجا در مصر
فيلمسازي با فرمول خاصي رواج داشت

00:01:35.301 --> 00:01:37.985
تا اينكه اين شورش به وجود آمد

00:01:38.009 --> 00:01:42.366
شورش همزمان با شورش جميز دين در دهه 50

00:01:42.390 --> 00:01:46.528
اين مرد پدر سينماي هنري آفريقا
است

00:01:47.531 --> 00:01:51.399
در سال 1958 يوسف شاهين تاريخ سينماي آفريقا را متحول كرد

00:01:51.423 --> 00:01:55.999
تا آن دوران سينماي آفريقا حضور قابل توجه ايي
در تاريخ سينما نداشت

00:01:56.023 --> 00:01:59.835
اما در آن سال شاهين اين فيلم ملودرام پر اوج و فرود
را تحت عنوان ايستكاه قاهره

00:01:59.859 --> 00:02:03.103
نوشته و كارگرداني كرد
خود او نيز در فيلم بازي كرد

00:02:03.127 --> 00:02:07.448
اين اولين فيلم مشهور قاره آفريقا
و اولين فيلم مهم سينماي عرب است

00:02:15.209 --> 00:02:18.672
صحنه هايي اين چنيني در فيلم
پر از احساس اند

00:02:18.696 --> 00:02:22.751
 شاهين فيلم هايش را بر اساس تصورات
اروتيك خودش مي ساخت

00:02:28.017 --> 00:02:33.480
شاهين در يك شهر مرزي و در يك خانواده فروشنده
لب مرز همانطور كه در فيلم ايستگاه قاهره است به دنيا آمد

00:02:33.504 --> 00:02:37.173
او بيش از هرچيز تلاش داشت تا تنش موجود در
زمانه خودش را به تصوير بكشد

00:02:37.197 --> 00:02:39.072
او سعي داشت سركوب جنسي را به تصوير بكشد

00:02:39.072 --> 00:02:40.600
خشم و عصيان خفه شده را نشان دهد

00:02:41.124 --> 00:02:42.757
اين كار  جسورانه ايي در آن دوران محسوب مي شد

00:02:42.759 --> 00:02:51.346
من  يادمه در شب افتتاح فيلم من داشتم درمورد انحراف جنسي
 صحبت مي كردم كه چند شخص در پاسخ به من  تف به صورت من انداختند

00:02:51.370 --> 00:02:54.698
هيچ كس جرات نداشت درباره ي چيز هاي  كه در واقعيت وجود داشت صحبت كند

00:02:54.722 --> 00:03:01.384
حدود 20 درصد جوانان مصري سرخورده بودند
كه علت آنها تابوهايي بود كه وجود داشت

00:03:01.409 --> 00:03:05.514
و يا به خاطر مذهبشان و يا به خاطر
سخت گيري هاي خانواده شان بود

00:03:05.539 --> 00:03:11.141
كه به اندازه كافي متمدن نشده بودند
و يا با اين مسائل ملايمتر برخورد نميكردند

00:03:11.165 --> 00:03:15.923
شاهين در فيلم نقش يك روزنامه فروش درمانده را بازي ميكند
كه شيفته زني با بازي هند رستم شده است

00:03:15.947 --> 00:03:18.785
هندي رستم نقش يك نوشابه فروش بوالهوس
 را بازي ميكند

00:03:23.167 --> 00:03:28.056
شاهين در اين صحنه خود از دور به دوربين نزديك شده
و به داخل آن نگاه ميكند

00:03:31.620 --> 00:03:36.278
به اين صحنه نگاه گنيد كه در آن شاهين
صداي سكس كردن زن را با يك مرد مي شنود

00:03:36.302 --> 00:03:56.302
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:04:07.982 --> 00:04:15.814
يك حركت دالي كوتاه ،برش، دوباره دالي
و دوباره برش

00:04:17.272 --> 00:04:21.211
سپس دوربين همزمان با حركت پر خروش
قطار شروع به تركينگ ميكند

00:04:21.236 --> 00:04:23.890
اين سمبلي از
طغيان احساسات در درون شخصيت شاهين در فيلم است

00:04:24.198 --> 00:04:28.633
هيچ فيلمساز آفريقايي و يا عربي
تا پيش از اين فيلم اين چنين سينمايي فكر نكرده بود

00:04:28.657 --> 00:04:31.791
ايستگاه قاهره يك شاهكار است

00:04:31.816 --> 00:04:36.427
كه در آن نشانه هاي ملو درام ، كشش هاي جنسي
و يا عدالت اجتماعي

00:04:36.451 --> 00:04:38.824
همچون بهترين فيلم هاي ملودرام دهه 50 ميلادي وجود دارد

00:04:39.231 --> 00:04:43.809
چه كسي فكرش را مي كرد كه سينماي شاهين
اين چنين خلاقانه باشند؟

00:04:43.833 --> 00:04:48.788
در اين قسمت جهان همه چيز عوض شده بود

00:04:48.812 --> 00:04:53.265
در سال 1955 رهبران  29كشورهاي آسيايي
و آفريقايي

00:04:53.289 --> 00:04:59.569
در باندوگ اندونزي دور هم جمع شدند تا وضعيت اقتصادي
و روابط فرهنگي را بهبود بخشند

00:04:59.593 --> 00:05:03.110
آن ها با يكديگر متحد بودند
نه مثل كشورهاي كاپيتاليست جهان اولي

00:05:03.135 --> 00:05:06.664
و نه مثل كشورهاي كمونيست جهان دومي

00:05:06.688 --> 00:05:09.912
آن ها به يك سبك وشيوه خود ساخته رسيدند
كه نامش « جهان سوم » است

00:05:09.936 --> 00:05:15.050
فيلم « ايستگاه قاهره » از جايي بيرون مي آمد
كه احساسات و عواطفِ خيلي ملايم در آن كم پيدا ميشد و بيشتر سرشار از عصيان بودند

00:05:19.865 --> 00:05:22.178
اما اين عصيان و اعتماد به نفس

00:05:22.203 --> 00:05:24.790
در بسياري از كشورهاي جهان قابل مشاهده بود

00:05:24.814 --> 00:05:29.663
و در هيچ جايي بيشتر از اين كشور پهناور
يعني هند موجود نبود

00:05:35.753 --> 00:05:40.016
داستان سينماي هند به بزرگي و وسعت
خود كشور هند است

00:05:40.485 --> 00:05:47.016
هندي ها همان طور كه خيلي از ما مي دانيم در ويراني
دست كمي از كشور هاي اروپا در دهه 50 نداشت

00:05:47.021 --> 00:05:50.034
اين كشور مستعمره ،به قسمت هاي مختلف
تقسيم شده بود و قحطي در آن موح مي زد

00:05:50.035 --> 00:05:53.133
و نطام هاي هاي كست و قبيله ايي
هندي مردم را در تنگنا قرارداده بودند

00:05:57.722 --> 00:05:59.131
با وجود اين همه آشفتگي و بدبختي

00:05:59.156 --> 00:06:04.524
احتمالا شما فكر خواهيد كرد كه هندي ها ديگر مجالي
براي فكر كردن به سينما نداشتند

00:06:04.549 --> 00:06:06.573
اما بايد گفت اين تفكر اشتباه است

00:06:09.615 --> 00:06:14.637
در دهه 1950 به نظر هندي ها براي سينما ساخته شده بودند

00:06:20.592 --> 00:06:25.689
از آنجا كه هندي ها در فرهنگ خودشان از رنگ استفاده مي كردند
به همين خاطر در طراحي صحنه بسيار چيره دست شدند

00:06:27.282 --> 00:06:30.732
آنها ضمنا عاشق استفاده  كردن از نور آرك
در استوديو بودند

00:06:36.729 --> 00:06:40.731
به اين صحنه از يكي از مشهورترين فيلم هاي هندي
تحت عنوان گل هاي كاغذي نگاه كنيد

00:06:40.755 --> 00:06:44.291
باريكه اي نور وارد سالن استوديو مي شود

00:06:49.758 --> 00:06:53.897
دوربين در اين نور مي چرخد و به سمت مردي مي رود
كه كارگردان فيلم است

00:06:53.921 --> 00:06:57.519
گورو دات كه اورسون ولز هندي هاست

00:06:59.274 --> 00:07:03.666
او در فيلم نقش كارگرداني را ايفا ميكند كه به زني نگاه ميكند كه قرار
است در فيلمش بازي كند

00:07:03.690 --> 00:07:09.669
به زن از زير نور تابانيده شده است و برخلاف فيلم هاي
هاليوود روي موهاي او هيچ نوري وجود ندارد

00:07:18.811 --> 00:07:21.127
به خيابان هاي هند باز مي گرديم
شما مي توانيد احساس كنيد كه

00:07:21.151 --> 00:07:24.436
يك كارگردان سينما در اينجا چگونه
يك اتفاق و اكشن را طراحي مي كند

00:07:37.333 --> 00:07:41.216
بازيگر هاي پر طرفدار سينماي هند
هيچ ارتباطي با مردم  نداشتند

00:07:41.240 --> 00:07:45.909
خود كشور فوتوژنيك بود همانگونه كه مرلين مونرو
فوتوژنيك بود

00:07:47.891 --> 00:07:53.755
اولين فيلمي كه در هند درباره ي قديسان ساخته شد

00:07:53.780 --> 00:07:57.633
فيلم هايي  كه ما آن ها را با  نام فيلم هاي اساطيري مثل اين فيلم
مي شناسيم

00:08:02.183 --> 00:08:07.942
در اين فيلم براي نشان دادن افسانه يك شاه
از تكنيك سوپر ايمپوزيشن همچون فيلم هاي مليه س استفاده شده است

00:08:13.577 --> 00:08:18.434
بعد ها كه در دهه 1930 در سينماي
هند صدا وارد شد

00:08:20.585 --> 00:08:25.560
آن ها سريعا به سنتهاي تئاتر هاي موزيكال در كشور خود
پرداختند

00:08:25.584 --> 00:08:29.337
به همين خاطر سينماي هند به تنها سينماي
ملي جهان تبديل شد

00:08:29.362 --> 00:08:33.226
كه در آن  وجود ميان پرده هاي موزيكال
امري معمول به نظر مي رسيد

00:08:33.250 --> 00:08:37.345
و اين بذر سينمايي را كاشت كه ما امروزه تحت عنوان باليوود آن را ميشناسيم

00:08:38.038 --> 00:08:41.409
رنگ ، صحنه آرايي وتئاتري بودن
از ويژگي هاي اين سينماست

00:08:41.434 --> 00:08:44.493
اين سينما بسيار به هاليوود نزديك بود

00:08:44.517 --> 00:08:46.588
و در اينجا نيز سينما همچون يك حباب شيشه ايي بود

00:08:47.139 --> 00:08:52.690
اما بهتر است به اصل مطلب بپردازيم اينكه چگونه
سينما در اين كشور به سمت واقع گرايي رفت

00:08:52.714 --> 00:08:56.337
چيزي كه ما امروزه آن ها با نام فيلم هاي اجتماعي مي شناسيم
اين نوع فيلم ها

00:08:56.361 --> 00:09:02.948
نظام كستي هندي ها ، ماترياليسم و فقر و قحطي را
در دهه 1930 به چالش مي كشيد

00:09:04.263 --> 00:09:09.097
رئاليسم در اين فيلم ها همچون در اين صحنه
به فيلم هاي نئو رئاليسم شبيه بود

00:09:14.175 --> 00:09:18.204
موجي كه رئاليسم در سينماي بعد ازجنگ جهاني دوم

00:09:18.229 --> 00:09:22.079
در اواخر دهه 40 و دهه 50 به وجود آمده بود
آنقدر وسيع شد

00:09:22.111 --> 00:09:29.197
تا در اينجا و در آثار مردي كه در اين خانه زندگي مي كرده است
يعني ساتيا جيت راي سر در آورد

00:09:29.221 --> 00:09:33.805
پدر و پدر بزرگ راي در اينجا ناشران و روشنگران
مشهوري بودند

00:09:35.328 --> 00:09:38.083
فيلم هاي باليوودي همچون فيلم هاي هاليوود
در مكان هايي

00:09:38.107 --> 00:09:42.824
رويايي اتفاق مي افتادند
ولي ساتيا جيت راي مي خواست

00:09:42.848 --> 00:09:45.797
 داستان فيلم هايش در مكانهايي مشخص و مخصوصي روايت شوند.

00:09:46.759 --> 00:09:50.370
به همين خاطر او و فيلمبردارش سوباترا ميترا

00:09:50.394 --> 00:09:54.535
و بازيگران غير حرفه ايش براي فيلمبرداري به مكان هاي
خاصي مي رفتند

00:09:55.063 --> 00:10:00.250
آن ها حدود سي دقيقه از كلكته خارج شده
و به روستايي با نام بورام مي رفتند

00:10:00.275 --> 00:10:03.854
تا اولين فيلمشان را تحت عنوان « پاتر پانچالي » را بسازند

00:10:03.878 --> 00:10:06.454
بسياري از عوامل فيلم هيچ تجربه ايي سينمايي نداشتند

00:10:06.478 --> 00:10:10.640
اما تصاويري كه آن ها ساختند تاريخ سينما را
متحول كرد

00:10:17.386 --> 00:10:21.716
فيلمبرداري اين فيلم بسيار درخشان و تصاوير داراي بافت و تركيب
زيبايي بودند و نيز حس بخشندگي و مهرباني را انتقال مي دادند

00:10:21.740 --> 00:10:25.675
انگار ما براي اولين بار
چشم به روي كشور هند گشوده ايم

00:10:35.840 --> 00:10:40.362
پاترپانچالي داستان كودكي آپو پسر يك مبلغ
مذهبي را روايت مي كند

00:10:40.386 --> 00:10:44.314
و روابط او با مادر و خواهرش و نيز
عمه پيرش

00:10:44.338 --> 00:10:47.595
كه نقش او را چانيبالا دوي
به شكلي درخشان بازي ميكند

00:10:47.619 --> 00:10:53.388
خط و خطوط صورت وي برخلاف صورت هاي صاف بازيگران
در سينماي تجاري است

00:10:53.821 --> 00:10:55.109
اين واقعا چيز جديدي بود

00:10:55.133 --> 00:10:57.599
ساتيا جيت راي او را در يك فاحشه خانه
پيدا كرده بود

00:10:57.623 --> 00:11:01.000
و هر روز به او مرفين مي داد تا بتواند
از او در فيلمش استفاده كند

00:11:01.752 --> 00:11:03.802
آن چيزي كه براي ما تازگي داشت اين بود كه

00:11:03.826 --> 00:11:07.645
ما براي اولين بار با شكل واقعي يك روستا
در هند آشنا ميشديم

00:11:08.168 --> 00:11:11.749
اين فيلم تصورات ما از زندگي روستايي را كه از روي نا آگاهي
بود متحول كرد

00:11:13.227 --> 00:11:17.306
همه چيز در فيلم واقعي است در فيلم خبري از زندگي ايده آل بچه ها نيست
وسايل خانه

00:11:17.330 --> 00:11:19.693
آشپزي كردن خشك كردن لباس ها
همگي با جزئيات كامل به تصوير كشده مي شود

00:11:20.452 --> 00:11:24.838
ولي چه چيزي در دهه 50 وجود داشت كه جيت راي را به يك
فيلمساز مدرن تبديل كرد

00:11:24.862 --> 00:11:29.230
جيت راي اعتقاد داشت كه برنامه وزير اول دولت هند
براي صنعتي كردن هند و

00:11:29.254 --> 00:11:35.303
 و ورود قطار به اين مكان كار ساز خواهد بود
اتفاق خوب و اميدوار كننده ايي را رقم خواهد زد

00:11:35.327 --> 00:11:40.815
دود قطار در اينجا تصويري به
زيبايي تصوير يك دشت سر سبز مي سازد

00:11:40.839 --> 00:11:43.214
دوربين با هيجاني خاص پن مي شود

00:11:43.238 --> 00:11:45.359
آپو با هيجان مي دود

00:11:53.155 --> 00:11:56.746
اين مرد سوموندو روي دستيار فيلمبردار
در فيلم «پاتر پانچالي » بوده است

00:11:56.770 --> 00:11:59.060
كه بعد ها به فيلمبردار فيلم هاي سايتيا جيت راي تبديل شد

00:12:00.170 --> 00:12:04.860
<b><c.yellow>موقع ساخت فيلم پاتر پانچالي</c></b>

00:12:05.270 --> 00:12:10.460
<b><c.yellow>من يك جوان بي تجربه بودم</c></b>

00:12:12.270 --> 00:12:19.560
<b><c.yellow>من به عنوان كار آموز در استوديوهاي بنگالي
مشغول به كار بودم</c></b>

00:12:20.070 --> 00:12:27.560
<b><c.yellow>و در آنجا من به تجربه هاي زيادي در مورد
سينماي جريان اصلي كشور دست پيدا كردم</c></b>

00:12:28.070 --> 00:12:34.460
<b><c.yellow>به ياد دارم كه</c></b>

00:12:35.070 --> 00:12:41.060
<b><c.yellow>هم بازيگر هاي زن و هم بازيگر هاي مرد
گريم مي شدند</c></b>

00:12:42.770 --> 00:12:48.360
<b><c.yellow>رنگ سفيد در اين فيلم ها
بسيار كم استفاده مي شد</c></b>

00:12:49.270 --> 00:12:57.060
<b><c.yellow>حتي به لباس هاي سفيد معمولي كه در فيلم استفاده
مي شد هم رنگ هاي ديگر اضافه مي كردند</c></b>

00:12:58.270 --> 00:13:01.660
<b><c.yellow>و ديالوگ هايي كه بين بازيگران برقرار مي شد
خيلي دراماتيك اجرا مي شد</c></b>

00:13:02.770 --> 00:13:07.360
<b><c.yellow>اما زماني كه من در فيلم « پاتر پانچالي » شروع
به كار كردم</c></b>

00:13:11.770 --> 00:13:20.060
<b><c.yellow>به عنوان يك دستيار فيلمبردار
براي من همه چيز متفاوت بود</c></b>

00:13:20.770 --> 00:13:25.460
<b><c.yellow>هيچ چيز مصنوعي و ساختگي در فيلم
وجود نداشت</c></b>

00:13:26.170 --> 00:13:31.260
<b><c.yellow>لباس ها ، ديالوگ ها و همه چيز معمولي بود</c></b>

00:13:32.170 --> 00:13:44.660
<b><c.yellow>بعد ها بود كه من فهميدم
ما آن جا بر عليه هنر تصنعي بوديم</c></b>

00:13:48.409 --> 00:13:53.011
روي هنوز دوربيني كه آن ها در آن دوران با غرور از آن استفاده
مي كردند را نزد خود نگه داشته است

00:13:53.036 --> 00:13:56.734
اندازه اين دوربين نسبت به دوربين هاي امروزي
همچون اندازه يك تانك است

00:13:56.758 --> 00:13:58.462
اين مسئله شگفت آوري است كه آن ها اين تصاوير گرم و زيبا

00:13:58.486 --> 00:14:02.256
را با اين وسيله سنگين فيلمبرداري كرده اند

00:14:03.698 --> 00:14:06.062
بسياري از صحنه هاي فيلم در همان لوكيشن ساخته شد

00:14:06.086 --> 00:14:11.063
اما برخي از صحنه هاي مهم فيلم در اين
اين استوديو به نام توليگانج در جنوب كلكته فيلمبرداري شد

00:14:11.087 --> 00:14:14.113
جايي كه بسياري از فيلم هاي بزرگ و
مهم بنگالي در آن ساخته شد

00:14:14.853 --> 00:14:19.545
اين استوديويي است كه در آن بسياري از دكور
پاتر پانچالي در آن ساخته شد

00:14:34.490 --> 00:14:38.825
بازيگر مشهور هندي شارميلا تاگور در چند فيلم
با جيت راي همكاري كرد

00:14:38.849 --> 00:14:44.554
تاگور فقط 14 سال سن داشت كه
در شاهكار جيت راي تحت عنوان « الهه » بازي كرد

00:14:44.579 --> 00:14:48.924
فيلم داستان دختري را روايت مي كند كه پدر شوهرش
در خواب ديده كه او يك الهه است

00:14:48.948 --> 00:14:53.357
صورت او در فيلم با نور شمع فيلمبرداري شده
و چشمان او خمار است

00:15:06.545 --> 00:15:10.044
با اينكه فيلم « الهه » دومين همكاري
من با او

00:15:10.068 --> 00:15:13.174
بعد از فيلم « آپور سانسار » بود
اما من هنوز يك هنرپيشه آماتور بودم

00:15:13.198 --> 00:15:16.598
و خيلي سن كمي داشتم
حدودا 14 ساله بودم

00:15:16.622 --> 00:15:21.205
همان طور كه مي دونيد جيت راي خيلي قدش بلند بود
به همين خاطر او روي چهار پايه مي نشست

00:15:21.229 --> 00:15:27.667
و به چشم هاي بچه نگاه كرده و از او مي خواست
كه يك دور صحنه را باصداي بلند بخواند

00:15:27.692 --> 00:15:32.154
او خيلي محكم و سرحال همانطور كه خودتون مي دونيد
شروع به بازخواني صحنه با صداي بلند ميكرد

00:15:32.179 --> 00:15:38.567
و باز هم همان طور كه مي دونيد او به شدت صداي رسا و
صافي داشت

00:15:38.591 --> 00:15:43.205
و اينطور بود كه او در بازخواني صحنه هيجاني ايجاد مي كرد
كه بازيگر كودكش نيز اين هيجان را بتواند حفظ كند

00:15:43.229 --> 00:15:46.965
و با ارتباطي كه مي توانست با بازيگر
هاي كودك برقرار كند نتيجه كار

00:15:46.966 --> 00:15:50.758
اين مي شد كه بچه ها دقيق همان كاري
كه او كرده بود را تكرار ميكردند

00:15:50.782 --> 00:15:53.793
او مي دانست كه چه نوع چهره ايي را براي
فيلمش مي خواهد

00:15:53.817 --> 00:16:00.492
ولي با اين وجود در چشم ها و تصاويري كه از صورت
مي گرفت همچنان استرس  ديده مي شد

00:16:00.517 --> 00:16:03.376
من فكر ميكنم كه او اين را باور داشت
به طور مثال در فيلم الهه

00:16:03.401 --> 00:16:06.647
نقش من نماي كلوز آپ زيادي مي طلبيد

00:16:06.671 --> 00:16:10.888
و زماني كه فيلم تمام مي شود صورت من
شما را تسخير كرده است

00:16:10.912 --> 00:16:17.177
و درصحنه ايي كه من در معبد نشسته ام

00:16:17.201 --> 00:16:20.829
و زماني كه همسرم مي آيد بين او و من

00:16:20.854 --> 00:16:24.935
كه در آن جا در نقش الهه هستم
ارتباطي برقرار مي شود

00:16:24.960 --> 00:16:29.328
من فكر ميكنم آن صحنه فوق العاده است
به خاطر اينكه آن حركت كوچك سر من

00:16:29.353 --> 00:16:31.198
آن چيزي نيست كه به نظر مي رسد

00:16:31.222 --> 00:16:35.970
در واقع آن نماد درماندگي دختر است
و نماد

00:16:35.995 --> 00:16:38.505
جنون و سردرگمي تدريجي دختر است

00:16:38.529 --> 00:16:42.494
منظورم اين است كه شخصيت دختر يك دختر
روستايي با سن كم است

00:16:42.518 --> 00:16:46.145
كه از اين ازدواج
و موقعيتي كه در آن قرار گرفته سردرگم شده است

00:16:46.169 --> 00:16:49.351
دختر هنوز به اندازه كافي بزرگ نشده است

00:16:49.376 --> 00:16:51.442
به نظر من موقعيتي كه دختر در آن قرار گرفته بسيار تراژيك است

00:16:51.466 --> 00:16:57.940
اينكه اين دختر قرباني تفكرات عقب افتاده

00:16:57.964 --> 00:17:00.380
و افراطي  يك سري آدم  شده است

00:17:12.506 --> 00:17:16.494
مانيك دا
مي دونيد كه ما به جيت راي مانيك دا مي گوييم

00:17:16.518 --> 00:17:22.221
 بسيار با هنر نقاشي و ساير هنرها
آشنا بود

00:17:22.246 --> 00:17:27.422
و به ياد دارم كه همه چيز را با قاطعيت كامل
تحت كنترل خود در مي اورد

00:17:27.446 --> 00:17:30.997
در واقع حتي يك نت موسيقي هم نبود كه
از زير نظر او نگذشته زده شود

00:17:31.022 --> 00:17:37.450
من فكر ميكنم او هميشه در جست جوي حقيقت بود

00:17:37.474 --> 00:17:40.502
حالا چه در آثارش و يا
چه درون خودش

00:17:40.527 --> 00:17:43.769
او دوست داشت در فيلم هايش
به تكامل برسد مي دونيد منظور چيست ؟

00:17:43.793 --> 00:17:48.915
او هميشه در تلاش بود كه به آن دست يابد
و نشانه هاي درون فيلم هايش را براساس اين تكامل قرار مي داد

00:17:48.940 --> 00:17:55.152
قسمتي از اين نشانه ها در رابطه او و موسيقي در فيلم هايش نهفته است

00:17:55.177 --> 00:17:59.005
او براي اينكه خودش و درونياتش را براي ما شرح
دهد از مديوم زيباي سينما استفاده مي كرد

00:18:03.136 --> 00:18:06.711
ساختماني ويران شده با سايه هاي بلند
و بچه هايي در حال بازي كردن اند

00:18:06.736 --> 00:18:10.100
دنياي فيلم «پاترپانچالي » جهان را تحت
شعاع خود قرار داد

00:18:10.904 --> 00:18:14.688
اين فيلم به مدت شش ماه در نيويورك به تنهايي
اكران مي شد

00:18:14.690 --> 00:18:19.864
مناظر طبيعي ، گذرگاه هاي با سايه هاي زياد
و صداهاي طبعيت در فيلم هاي هندي

00:18:19.889 --> 00:18:23.556
سينماي هند را براي مدتي كوتاه به مركز سينماي جهان تبديل كرد

00:18:23.928 --> 00:18:28.454
اين فيلم و دو دنبال آن كه
به «سه گانه آپو» مشهورند

00:18:28.478 --> 00:18:31.026
براي مدتي برخي آن ها را بهترين فيلم
هاي آسياي تاريخ سينما مي دانستند

00:18:31.268 --> 00:18:35.212
فيلم هاي ساتيا جيت راي به اندازه ملودرام هاي
دهه 50

00:18:35.236 --> 00:18:37.243
مملو از احساسات نبود

00:18:37.765 --> 00:18:39.840
در واقع فيلم هاي جيت راي خيلي ساكت تر و آرام تر از آن ها بود

00:18:40.151 --> 00:18:45.402
اما بعد ها در سينماي هند فيلم هايي ساخته شد
كه سرشار از لحظات احساسي بودند

00:18:45.913 --> 00:18:49.269
فيلم « مادر هندي » داستان
اين زن به نام رادا روايت مي كند

00:18:49.294 --> 00:18:50.611
او ازدواج كرده است

00:18:50.613 --> 00:18:53.411
او زير روپوشي قرمز رنگ پنهان شده است

00:18:53.413 --> 00:18:58.815
نماي بسته از دست ها و پاهاي زن
ورود آهسته آهسته او را به دنياي جديدي نشان مي دهد

00:18:58.821 --> 00:19:00.750
اين دنيايي است كه او كشف خواهد كرد

00:19:00.752 --> 00:19:03.803
كار كردن و عرق ريختن در گل و لجن

00:19:08.443 --> 00:19:13.634
كارگري در هند شكلي مستقل
 مدرن و سوسياليسم به خود گرفته بود

00:19:13.658 --> 00:19:16.535
در فيلم از رنگ هاي طبيعي و بدون آلايش استفاده شده است

00:19:20.869 --> 00:19:24.179
درگيري ها و كشمكش هاي  عاشقانه در طول فيلم
باعث شد تا خيلي ها

00:19:24.203 --> 00:19:26.937
به فيلم لقب برباد رفته هندي بدهند

00:19:33.156 --> 00:19:37.469
در اين صحنه استثنايي كشاورزها

00:19:37.493 --> 00:19:43.091
همچون فيلم هاي موزيكال هاليوودي
و فيلم هاي پروپاگندا شوروي روي نقشه هند ايستاده اند

00:19:43.115 --> 00:19:48.481
شخصيت اصلي و ديگر مردمان هند انسان هاي قوي هستند
اما تقدير شومي در انتظار آنها است

00:19:48.505 --> 00:19:51.192
فيلم « مادر هندي » به يكي از قسمت هاي اصلي
سينماي ملي هند

00:19:51.216 --> 00:19:54.290
و به نقطه ي عطف سينماي جهان تبديل شد

00:20:01.826 --> 00:20:05.136
اينجا ديگر كشور پهناوري است كه در شمال هند قرار دارد
چين

00:20:05.160 --> 00:20:09.072
چيني ها در دهه 1950 نيز مشكلات اجتماعي خودشان را داشتند

00:20:09.552 --> 00:20:13.374
همان طور كه ديديم سينما در دهه 30 در اين كشور
دوران طلايي اش را سپري ميكرد

00:20:13.398 --> 00:20:16.702
مائو از اواخر دهه 40 كنترل كشور را در اختيار
گرفته بود

00:20:16.726 --> 00:20:19.806
و فيلمسازي نيز كاملا تحت كنترل صورت مي گرفت

00:20:19.830 --> 00:20:25.368
كمتر كسي بود كه بيشتر از اين كارگردان مشهور سينماي چين
يعني ژايي جين به اين موضوع آگاه باشد

00:20:25.968 --> 00:20:30.847
ژائي در سال 1923 در اينجا در خانواده ايي
پولدار متولد شد

00:20:30.872 --> 00:20:35.015
ثروت آن ها آنقدر زياد بود كه گفته شده است
كه جهزيه مادر وي را بيست قايق حمل مي كردند

00:20:35.039 --> 00:20:38.016
او اولين فيلمش را در دهه 50 ساخت
كه او را به

00:20:38.040 --> 00:20:42.240
بزرگترين فيلمساز چين در آن دوران
و يك استاد صاحب سبك تبديل كرد

00:20:42.264 --> 00:20:46.417
او يك فيلمساز مشهور و ستايش شده بود

00:20:46.796 --> 00:20:50.030
ژائي اعتقاد داشت كه فرهنگ مردم چين بسيارخاص است

00:20:50.496 --> 00:20:57.030
<c.yellow><b> مردم چين زياد از فيلم هايي كه تحت تاثير سينماي
غرب اند خوششان نمي آيد</b></c>

00:20:57.796 --> 00:21:02.030
<c.yellow><b>در واقع اين موضوع در بين همه كشور هاي
داراي فرهنگ و سبك هنري خاص اند مشترك است</b></c>

00:21:02.796 --> 00:21:06.030
<c.yellow><b>مردم اين كشور ها اعتقاد دارند كه فيلم هاي بايد نمايانگر
فرهنگ آن ها باشند</b></c>

00:21:06.796 --> 00:21:10.030
<c.yellow><b>به همين خاطر مردم چين فيلمي را دوست دارند
كه توسط چيني ها و با فرهنگ چيني ها ساخته شده باشد</b></c>

00:21:11.647 --> 00:21:15.040
فيلم هايي چيني هم در شرايط بسيار خاصي ساخته مي شدند

00:21:15.064 --> 00:21:19.111
حالا به يكي از فيلم هاي ژائي نگاه كنيد
نام فيلم «  خواهران بازيگر » است

00:21:20.306 --> 00:21:21.946
زني گريه ميكند

00:21:21.948 --> 00:21:23.866
نوري با هاي لايت توي چشم هاي او مشخص است

00:21:23.891 --> 00:21:27.321
دوربين به سمت او مي رود تا احساسات او را به تصوير مي كشد

00:21:27.323 --> 00:21:30.410
ما با اين نوع فيلمسازي آشنا هستيم

00:21:30.412 --> 00:21:36.748
همچون فيلم هايي كه در دهه 50 در مصر و هند ديديم
اين فيلم نيز يك شاهكار ملودرام بود

00:21:36.754 --> 00:21:39.456
زن و خواهرش به دسته ي خوانند گان اپرا
ملحق مي شوند

00:21:39.458 --> 00:21:41.322
به اين نمايي كه ژائيي گرفته است نگاه كنيد

00:21:41.324 --> 00:21:43.442
دوربين با سرعت به سمت چپ مي
رود ، رنگ هاي استفاده شده

00:21:43.443 --> 00:21:45.599
در اين نما بسيار چشم گيرند ،
دوربين به سمت پرده مي رود

00:21:45.605 --> 00:21:48.274
سپس بازيگرهاي زن پديدار مي شوند

00:21:48.276 --> 00:21:52.444
در اين پلان حركتي همه چيز به درستي
و به زيباترين شكل سر جاي خود قرار گرفته است

00:21:56.388 --> 00:21:58.831
خواهر بزرگتر انقلابي به پا ميكند

00:21:58.855 --> 00:22:02.104
خواهر كوچكتر فريب شهرت و خوشبختي را مي خورد

00:22:02.504 --> 00:22:06.609
يك داستان درام انساني از دريچه يك لنز
با تصاويري خيره كننده نمايان است

00:22:06.633 --> 00:22:08.333
چه لنز استثنايي

00:22:08.357 --> 00:22:12.242
ژائيي دوربين را به پايين و به سمت جهان داستان فيلم
تيلت مي كند

00:22:12.267 --> 00:22:14.878
بعد ما مي فهميم كه در اين صحنه علاوه بر تيلت
دوربين روي كرين نيز به سمت پايين حركت كرده است

00:22:15.851 --> 00:22:18.916
سقف صحنه به نظر بالا رفته است

00:22:29.606 --> 00:22:32.809
و از ديد خداوند به مردم رعيت نگاه ميكند

00:22:37.752 --> 00:22:39.419
اين تفكري بسياري چيني است

00:22:39.443 --> 00:22:40.919
اين صحنه اوج ملودرام است

00:22:40.943 --> 00:22:42.562
و اوج سبك كاري مرسوم در دهه 50 است

00:22:43.626 --> 00:22:47.403
انقلاب فرهنگي مائو ، كارنامه هنري ژائيي
را نابود كرد

00:22:47.626 --> 00:22:51.303
<c.yellow><b>در دوران انقلاب فرهنگي
مجوز ساخت هيچ فيلمي داده نمي شد</b></c>

00:22:51.626 --> 00:22:53.303
<c.yellow><b>ما بي كار شده بوديم</b></c>

00:22:53.626 --> 00:22:55.303
<c.yellow><b>آن دوران واقعا يك جهان ديگر بود</b></c>

00:22:56.622 --> 00:23:00.007
پدر و مادر ژائي خودشان را كشتند
و فيلم « خواهران بازيگر

00:23:00.031 --> 00:23:04.617
به « كنفوسيوس گرايي سينمايي » متهم شد

00:23:07.400 --> 00:23:12.110
ژائيي را وادار كردند كه دستشويي
هاي استوديويي را تميز كند

00:23:12.134 --> 00:23:14.690
كه خود روزي بهترين فيلمساز آن بود

00:23:15.258 --> 00:23:18.847
كمتر كسي در تاريخ سينما به چنين وضعي دچار شد
حتي رومن پولانسكي نيز

00:23:18.871 --> 00:23:21.252
تا اين حد زندگي اش نابود نشد

00:23:24.965 --> 00:23:28.235
در شرق دور و در اويل دهه 50
ژاپني ها در حال بازسازي

00:23:28.260 --> 00:23:31.968
و از بين بردن تجارب مصيبت بار جنگي بودند

00:23:33.505 --> 00:23:36.665
بازيگر مشهور ژاپني كيكو كاگاوا كه با اوزو

00:23:36.689 --> 00:23:38.913
و ميزوگوچي و كوروساوا كار كرده است

00:23:40.089 --> 00:23:45.913
<b><c.yellow>خوب بعد از اينكه جنگ در سال 1946
پايان يافت</c></b>

00:23:47.989 --> 00:23:57.913
<b><c.yellow>مردم احساس آزادي مي كردند
در واقع مردم هر كاري كه دوست داشتند انجام مي دادند</c></b>

00:23:58.689 --> 00:24:03.913
<b><c.yellow>من فكر مي كنم اين احساس فقط محدود به
سينما نمي شد</c></b>

00:24:04.689 --> 00:24:12.913
<b><c.yellow>من فكر مي كنم كل كشور در آن دوران قدرت و روحيه
زيادي داشتند</c></b>

00:24:13.689 --> 00:24:15.113
<b><c.yellow>و اين مسئله در سينما و همه چيز در كشور
بازتاب داشت</c></b>

00:24:15.385 --> 00:24:18.561
همان طور كه مشاهده كرديم سينماي ژاپن
در دهه 1930

00:24:18.585 --> 00:24:21.154
دوران طلايي اش را سپري ميكرد

00:24:26.361 --> 00:24:29.178
در دهه 1950 دوباره به دوران طلايي اش باز گشت

00:24:31.446 --> 00:24:35.531
مركز اين عصر طلايي آكيرا كوروساوا بود

00:24:37.346 --> 00:24:47.931
<c.yellow><b>به نظر من كوروساوا و ميزوگوچي بسيار شبيه
به هم كار مي كردند</b></c>

00:24:48.346 --> 00:24:55.931
<c.yellow><b>اول اينكه هر دو آن ها
از نماهاي طولاني استفاده مي كردند</b></c>

00:24:56.346 --> 00:25:03.931
<c.yellow><b>وقتي كه به گذشته نگاه مي كنم
مي بينم كه در پنج تا از فيلم هاي كوروساوا بازي كرده ام</b></c>

00:25:04.946 --> 00:25:09.390
<c.yellow><b>كوروساوا بيشتر تمايل
داشت از لنز هاي با فاصله</b></c>

00:25:09.391 --> 00:25:13.931
<c.yellow><b>كانوني زياد براي گرفتن
نماي كلوزآپ استفاده كند</b></c>

00:25:14.646 --> 00:25:19.240
<c.yellow><b>به همين خاطر دوربين در
فاصله ايي دور از بازيگر</b></c>

00:25:19.241 --> 00:25:23.931
<c.yellow><b>قرار مي گرفت و ما با آزادي
بيشتري حركت مي كرديم</b></c>

00:25:24.946 --> 00:25:32.031
<c.yellow><b>به همين خاطر ديگر ما نگران موقعيت دوربين
و جاي دوربين نبوديم و راحت بازي مي كرديم</b></c>

00:25:32.456 --> 00:25:36.914
آكيرا كوروساوا با ديدي انسان دوستانه از درون لنز تله
به آدم ها نگاه مي كرد

00:25:36.938 --> 00:25:40.101
به اين صحنه از فيلم « زيستن » نگاه كنيد

00:25:40.125 --> 00:25:43.028
يك مامور دولت متوجه شده است كه
سرطان گرفته است

00:25:43.052 --> 00:25:45.284
او سنگيني جهان را روي دوشش احساس مي كند

00:25:45.308 --> 00:25:47.143
او هميشه سر به زير است

00:25:47.167 --> 00:25:50.124
او در دوران فئودال امپراطوري
بزرگ شده است

00:25:50.148 --> 00:25:51.923
اين دوران از او آدمي منفعل ساخته است

00:25:51.947 --> 00:25:53.333
او به آهستگي راه مي رود

00:25:53.358 --> 00:25:56.619
بعدها او در زير چرخ زندگي مدرن له مي شود

00:25:56.943 --> 00:25:58.971
ژاپن در جنگ شكست خورده است

00:25:58.973 --> 00:26:01.642
او مجبور است به خودش فكر كند

00:26:01.666 --> 00:26:05.646
كوروساوا دوربين را عقب مي كشد تا
وسعت زندگي را نشان دهد

00:26:05.670 --> 00:26:07.439
مرد كجاي اين زندگي قرار دارد؟

00:26:10.778 --> 00:26:15.354
بيشتر فيلم هاي كوروساوا در باره ي اين موقعيت هاي فردي اند

00:26:15.378 --> 00:26:20.132
اينكه يك شخص چگونه خودر ا بدون خود خواهي و خودپرستي
در بين ديگران ممتاز مي كند

00:26:20.807 --> 00:26:22.673
اين دغدغه اصلي فيلم هاي دهه 50 بود

00:26:23.434 --> 00:26:26.412
فيلمساز و منتقد
دونالد ريچي

00:26:26.436 --> 00:26:32.319
قهرمان هاي فيلم هاي كوروساوا
به خاطر استقامت شان برجسته شدند

00:26:32.343 --> 00:26:38.871
آن ها اگر در كاري شكسته بخورند
بار ها و بارها دوباره تلاش مي كنند

00:26:38.895 --> 00:26:44.730
همه قهرمان هاي كوروساوا اين كار را ادامه مي دهند
تا اينكه در نهايت به نتيجه برسند

00:26:44.755 --> 00:26:48.948
يك بار همراه كوروساوا بودم
و اين قضيه را عينا ديدم

00:26:48.973 --> 00:26:51.736
او يك خودكاري داشت كه نمي نوشت
از اين خودكارهاي سر ساچمه ايي

00:26:51.761 --> 00:26:54.470
وقتي اين خود كار ها كار نمي كنند مردم بلافاصله
مي گويند

00:26:54.495 --> 00:26:59.482
يك خودكار ديگه بهم بديد ولي كوروساوا اين كار را نكرد
او سعي كرد با همان خودكار بنويسد

00:26:59.506 --> 00:27:04.589
و در نهايت بعد از حدود ده دقيقه دست كاري و ور رفتن با آن
بالاخره آن خودكار نوشت

00:27:04.613 --> 00:27:13.499
و هميين جا بود كه فكر كردم اين قضيه استعاره ايي از خود
اوست

00:27:13.524 --> 00:27:15.978
و او در مورد شخصيت فيلم هايش نيز
اين طور فكر ميكند

00:27:16.002 --> 00:27:21.429
به طور مثال شخصيت كاراگاه در فيلم سگ ولگرد
هيچ شانسي ندارد كه بتواند

00:27:21.454 --> 00:27:24.935
اسلحه اش را برگرداند
اما او تلاش مي كند و دوباره تلاش ميكند

00:27:24.960 --> 00:27:28.377
و آنقدر تلاش مي كند كه در نهايت آن را باز مي گرداند

00:27:39.317 --> 00:27:42.142
در فيلم حماسي كوروساوا با نام « هفت سامورائي» گروهي

00:27:42.166 --> 00:27:45.093
شمشير زن وظيفه دارند از دهكده ايي دفاع كنند

00:27:47.480 --> 00:27:50.645
اين مرد در سمت راست با موهاي مشكي
كاتوشيرو است

00:27:50.669 --> 00:27:53.401
او بهترين شمشير زن تمام دوران بوده است

00:27:53.425 --> 00:27:58.715
در پايان صحنه جنگ حماسه ايي شان كاتوشيرو
همچنان فكر ميكند كه بر اين جنگ فاتح شده است

00:27:58.739 --> 00:28:02.805
او دور خود مي چرخد و عقب مي رود
و بعد شمشيرش را پرتاب ميكند

00:28:02.829 --> 00:28:07.336
او تير مي خورد

00:28:09.896 --> 00:28:12.077
دوران شمشير زني به سر رسيده است

00:28:12.101 --> 00:28:14.501
و عصر اسلحه گرم و تفنگ آغاز شده است

00:28:17.128 --> 00:28:20.752
اين فيلم هرچند داستان دوران گذشته
را روايت مي كند اما در جامعه روز نيز مصداق داشت

00:28:20.776 --> 00:28:24.267
به اين خاطر كه در دهه 50 نيز دوران  جديدي
آغاز شده بود

00:28:26.979 --> 00:28:31.370
جان فورد تا پيش از اينكه تاثير باران
گل و لجن را در فيلم كوروساوا ببيند

00:28:31.395 --> 00:28:36.662
دوست داشت چنين صحنه هايي را ساده و تميز بسازد

00:28:36.667 --> 00:28:43.427
كوروساوا بيش از فورد و بيش از هر كارگردان ديگري
به تاثيرات اتمسفر و فضاي حاكم صحنه

00:28:43.451 --> 00:28:45.908
و شلوغي ها وريخت و پاش هاي شاعرانه
در تصوير علاقه داشت

00:28:51.933 --> 00:28:54.969
در فيلم « سرير خون » كه يكي از اقتباس هاي كوروساوا
از شكسپير است

00:28:54.994 --> 00:28:57.898
ببينيد كه او چگونه شخصيت بانو مكبث را
به تصوير مي كشد

00:28:57.922 --> 00:29:00.733
بانو مكبث شبيه به يك روح
است و او همچون روح در اتاق

00:29:00.734 --> 00:29:03.598
حركت مي كند لباس او روي
زمين كشيده شده و صدا مي دهد

00:29:25.742 --> 00:29:27.735
حالا نگاه كنيد كه كوروساوا
در اين فيلم جنگل برنهام

00:29:27.736 --> 00:29:29.611
در داستان شكسپير را چگونه
به تصوير در آورده است

00:29:29.636 --> 00:29:33.396
جنگل همچون يك كابوس است
جنگل همچون يك موج مي ماند

00:29:33.421 --> 00:29:35.953
گويي درختان انگشت دارند

00:29:43.230 --> 00:29:47.937
نگاه كنيد كه مكبث در فيلم چطور مي ميرد
بدن او سوراخ سوراخ مي شود

00:30:05.448 --> 00:30:08.531
كاملا مشخص است كه اين صحنه از فيلم « پدر خوانده
از اين فيلم كوروساوا الهام گرفته شده است

00:30:08.555 --> 00:30:14.101
در اين صحنه نيز شخصيت قبل از مردن
با سرعت تكان  مي خورد و بدنش سوراخ سوراخ مي شود

00:30:18.504 --> 00:30:23.038
كارهاي كوروساوا به يك كتاب مرجع سينمايي
تبديل شد

00:30:24.166 --> 00:30:26.513
خود او به تنهايي يك مدرسه سينما بود

00:30:27.334 --> 00:30:30.851
فيلم « هفت سامورايي » وي با عنوان
هفت دلاور بازسازي شد

00:30:30.875 --> 00:30:33.676
كه در آن جميز كابرن نقش كاتوشيرو
را بازي كرد

00:30:35.349 --> 00:30:38.644
در اين فيلم از صفحه عريض و رنگ استفاده شده بود
اين صحنه زير آفتاب فيلمبرداري شده است

00:30:38.669 --> 00:30:42.473
كه با صحنه ميدان در باران شديد
در فيلم كوروسا بسيار متفاوت بود

00:30:42.497 --> 00:30:47.226
چاقويي كه به عنوان عنصري سمبليك در فيلم استفاده شده است
اين بار در نمايي بسته نشان داده مي شود

00:30:53.140 --> 00:30:56.453
دنياي غرب در دهه 50 از حضور فيلمساز هايي
مثل ساتيا جيت راي

00:30:56.455 --> 00:31:00.806
كوروساوا و اوزو  باخبر شده بود
اما زماني كه صحبت از سينماي غرب مي شد

00:31:00.831 --> 00:31:05.193
هيچ حرفي از سينماي آمريكاي لاتين
زده نمي شد

00:31:05.218 --> 00:31:08.974
اين در حالي است كه در مكزيك و برزيل سينما
در حال دگرگوني بود

00:31:09.827 --> 00:31:13.714
همانطور كه ما ديديم برزيل رهبر
سينماي آمريكاي لاتين بود

00:31:13.738 --> 00:31:19.174
يكي از فيلم هاي خلاقانه اين كشور
فيلم « حبس » بود كه در سال 1930 ساخته شده است

00:31:19.198 --> 00:31:22.606
دوربين در فيلم به پرواز در آمده تا آزادي
زن را به تصوير بكشد

00:31:23.305 --> 00:31:27.427
بيست و پنج سال بعد اين فيلم
با نام «ريو 40 درجه

00:31:27.452 --> 00:31:30.546
سينماي برزيل را دوباره در مركز توجه جهان قرار داد

00:31:30.570 --> 00:31:36.559
فيلم با نماهاي هوايي كه با موسيقي پر شور
 همراه شده است همچون فيلم هاي توريستي آغاز مي شود

00:31:36.584 --> 00:31:41.242
اما دوربين بر روي زمين به دنبال پسر بچه هايي مي رود
كه در فقر زندگي ميكنند

00:31:41.266 --> 00:31:43.463
بچه هايي كاغذ و آجيل مي فروشند

00:31:43.520 --> 00:31:48.041
دوربين عقب مي كشد
پسر بچه اي در پيش زمينه تصوير قرار مي گيرد

00:31:48.065 --> 00:31:50.470
كارگردان به شكلي واضح از عمق ميدان زياد استفاده مي كند

00:31:51.065 --> 00:31:54.672
كارگردان فيلم نلسون پريرا دو سانتوس

00:31:54.696 --> 00:31:56.902
تحت تاثير سينماي نئوراليسم ايتاليا بود

00:31:56.926 --> 00:32:01.266
و به يكي از مهمترين فيلمساز هاي برزيل
در دهه 50 تبديل شد

00:32:01.290 --> 00:32:06.826
سانتوس فيلم را در محل زاغه نشين ريو ساخت
ولي  در آن از تكنيك هاي پيشرو بصري استفاده كرد

00:32:11.276 --> 00:32:14.423
ريو 40 درجه چند داستان را روايت مي كند

00:32:14.447 --> 00:32:18.941
اينجا سانتوس دوربين را از روي بچه ها
حركت داده و به سمت

00:32:18.965 --> 00:32:21.785
دو مردي مي رود كه درباره ي مشكلات بزرگسالي
 با يكديگر در حال صحبت اند

00:32:23.946 --> 00:32:27.479
يك تغيير در داستان فيلم بدون انجام هيچ برشي

00:32:29.446 --> 00:32:32.479
به من گفت ساعت 9 اينجام
اگه نيومد چي ؟

00:32:33.446 --> 00:32:36.479
يا يه جوري حلش مي كنم
يا اينكه بدجور تو دردرسر ميوفتم

00:32:37.446 --> 00:32:43.479
ولي هر كار ميكني سريع باش
چون رزينا براي ناهار منتظر ماست

00:32:43.787 --> 00:32:46.483
حس واقع گرايي و انرژي فيلم
ريو 40 درجه

00:32:46.507 --> 00:32:49.195
همچون فيلم « ايستگاه قاهره» يوسف شاهين است

00:32:49.653 --> 00:32:54.297
حالا به شمال غرب برزيل مي رويم و با صنعت فيلمسازي
مكزيك در دهه 50 آشنا مي شويم

00:32:54.321 --> 00:32:56.777
كه به مراتب پيشروتر از برزيلي ها بودند

00:32:57.719 --> 00:33:02.427
سينما در مكزيك از دهه 1910 با زندگي مردم
 آميخته شده بود

00:33:02.451 --> 00:33:06.876
پانچو ويلا انقلابي مكزيكي از حمله كردن به شهر
اوچيناگا صرف نظر كرد

00:33:06.900 --> 00:33:10.309
تا اينكه از طرف يك كمپاني آمريكايي
با دوربين آشنا شد

00:33:10.333 --> 00:33:16.628
ويلا مبلغ هنگفت 25000 دلار پرداخت كرد
تا او نيز بتواند از دوربين استفاده كند

00:33:18.243 --> 00:33:22.416
در دهه 30 كارگردان هاي بزرگي در سينماي  مكزيكي
آغاز به كار كردند

00:33:22.440 --> 00:33:25.674
فرناندو دو فونتس كه اين
فيلم را با نام دون باربارا

00:33:25.675 --> 00:33:28.972
ساخت كه يكي از بهترين هاي
فيلم هاي سينماي مكزيك است

00:33:31.769 --> 00:33:36.167
 مي توان او را تقريبا پدر سينماي ملي مكزيك دانست

00:33:36.191 --> 00:33:44.059
سينمايي كه تم اصلي آن تضاد بين مردم فقير و پولدار
مشكلات زنان و نمايش بود

00:33:45.247 --> 00:33:47.602
يكي از درخشان ترين ملودرام هاي كنترل شده تاريخ سينما

00:33:48.660 --> 00:33:52.469
در اين صحنه از يكي از فيلم هاي فونتس
مشهور ترين بازيگر سينماي مكزيك

00:33:52.493 --> 00:33:55.250
ماريا فليكس در قايقي نشسته
است شخصيتي كه فليكس در فيلم

00:33:55.251 --> 00:33:57.806
نقش او را بازي ميكند قرار
است مورد تجاوز قرار گيرد

00:33:58.968 --> 00:34:04.858
فونتس به فيلمبردارش گفته است كه دوربين در زاويه
ديد دون باربارا  قرار داده و از ارتفاع پايين فيلم بگيرد

00:34:04.882 --> 00:34:09.060
در اين صحنه همچون بسياري از فيلم هاي مكزيكي
انسان در تضاد با آسمان به تصوير كشيده مي شود

00:34:22.682 --> 00:34:25.709
دون باربارا به واسطه اي اين حمله
به شخصي قوي تر تبديل مي شود

00:34:25.733 --> 00:34:29.873
او به زمين داري تبديل مي شود
كه قوانين سرسختانه ايي عليه رعيت  وضع مي كند

00:34:37.478 --> 00:34:40.581
فيلمساز بعدي كه به مراتب تاثيرگذار تر از
فونتس در سينماي مكزيك بود

00:34:40.605 --> 00:34:46.435
اين مرد كه سمت چپ ايستاده يعني
اميليو ال دينو فرناندز بازيگر و كارگردان است

00:34:47.282 --> 00:34:50.207
او اينجا در فيلمي از سام پكين پا با نام
اين گروه خشن به ايفاي نقش مي پردازد

00:34:50.231 --> 00:34:55.590
او اخلاقي به شدت مغرورانه و مردانه ايي داشت
و به همين خاطر پكين پا از او در چنين نقش هايي استفاده ميكرد

00:34:55.614 --> 00:34:58.718
در فيلم هايي كه خود فرناندز كارگرداني كرده بود نيز مثل
اين فيلم « مرواريد » او چنين نقش هايي را بازي ميكرد

00:34:58.742 --> 00:35:01.800
او در داستان گويي بسيار ماهر بود

00:35:01.824 --> 00:35:05.671
اين شخصيت اصلي فيلم كه ماهيگيري فقير
از سرخپوست هاي مكزيك است

00:35:05.695 --> 00:35:11.123
فرناندز خود نيز دو رگه بود و رگه سرخپوستي نيز داشت
به همين خاطر شخصيت هاي وي تركيبي از اين دو رگه بوند

00:35:11.147 --> 00:35:13.454
ماهيگير مرواريدي پيدا ميكند

00:35:16.816 --> 00:35:19.696
زندگي او به وسيله اين مرواريد مي تواند بهتر شود

00:35:19.720 --> 00:35:22.549
اما مردم به او و همسرش حسادت مي كنند

00:35:22.573 --> 00:35:24.723
و به همين خاطر ماهيگير و همسرش نمي توانند مرواريد را بفروشند

00:35:24.747 --> 00:35:28.678
اين مرواريد همچون سرطان به جان زندگي
آن ها مي افتد و همه چيز را فاسد مي كند

00:35:30.581 --> 00:35:33.179
اين فيلم توسط گابريل فيگورا فيلمبرداري شده است

00:35:33.203 --> 00:35:36.608
كه يكي از بهترين فيلمبردار هاي دوران خودش بود

00:35:36.632 --> 00:35:41.869
و همراه با فيلمساز مورد علاقه اش اورسون ولز
و گرگ تولند در يك جا درس خوانده بود

00:35:41.893 --> 00:35:48.061
فيلم هايي كه فرناندز و فيگورا در آن ها با هم همكاري كردند داراي تصاويري با نور زياد
و عمق ميدان زياد و نورهاي باريكي كه از بيرون به روي صحنه مي تابيد، بودند

00:35:48.085 --> 00:35:50.286
 نور كه روي شخصيت ها افتاده يادآور آثار ميكل آنژ است

00:35:52.522 --> 00:35:56.431
  آن دو  با اين كار زندگي رو به تباهي و بد فرجام شخصيت ها
را به تصوير مي كشيدند

00:35:56.924 --> 00:36:02.186
يك تركيب بندي خلاقانه
تركيبي از بخشي ها روشن و بخش هايي تاريك وجود آدمي

00:36:04.170 --> 00:36:08.183
مي توان اين فيلم  را يك فيلم نوآر مكزيكي ناميد
با اين تفاوت كه داستان آن در  دشت ها و مناظر طبيعي اتفاق مي افتاد

00:36:13.450 --> 00:36:17.395
در اواخر دهه 1940 ميلادي سينماي مكزيك روي غلتك افتاد

00:36:17.419 --> 00:36:21.478
بعدها لوئيس بونوئل نيز به اين سينما ملحق شد

00:36:22.357 --> 00:36:24.243
آخرين باري كه ما با بونوئل ملاقات كرديم
و در مورد او صحبت كرديم اينجا

00:36:24.267 --> 00:36:27.310
در افتتاحيه فيلم سورئالش «عصر طلايي» بود

00:36:27.641 --> 00:36:34.147
در دهه 50 ميلادي علاقه بونوئل  به سفر او را به مكزيك كشاند
و او در اينجا فيلم فراموش شدگان را ساخت

00:36:34.171 --> 00:36:38.279
او به مدت يك ماه در محلات زاغه نشين مكزيك قدم مي زد
تا وضعيت

00:36:38.303 --> 00:36:40.627
زندگي ، فقر و جوانان را ببيند

00:36:42.914 --> 00:36:46.037
او زندگي شخصيت هاي اوباش خياباني فيلمش و
يك معلول جسمي را

00:36:46.062 --> 00:36:50.806
در زير آفتابي سوزان و با استفاده از
نگاتيو هاي با كنتراست بالا به تصوير كشيد

00:36:51.939 --> 00:36:54.950
اما واقع گرايي براي بونوئل كافي نبود

00:36:54.974 --> 00:36:58.022
او اين واقع گرايي را خيلي معمولي و زميني ديد

00:36:58.024 --> 00:37:01.497
به همين خاطر او اين سكانس را به فيلم اضافه كرد

00:37:01.499 --> 00:37:04.395
يكي از پسر ها كه بسيار گرسنه است رويايي مي بيند

00:37:04.397 --> 00:37:05.844
تصوير اسلو موشن است

00:37:05.846 --> 00:37:07.529
باد در اتاق خواب مي وزد

00:37:07.554 --> 00:37:11.557
او به همان اندازه كه براي خوردن اين تكه گوشت عطش دارد
به همان اندازه نيز از آن مي ترسد

00:37:24.966 --> 00:37:30.830
سينماي مكزيك به فيلم هايي كه بونوئل در بين
 سال هاي 1946 تا سال 1965 ساخت افتخار ميكتد

00:37:30.855 --> 00:37:36.500
با وجود اينكه او عقايد مذهبي را به سخره مي گرفت
در عين حال به مهر مادري و رنج كشيدن مردم و

00:37:36.524 --> 00:37:41.326
زندگي مردم طبقه متوسط در آن زمان ايمان داشت

00:37:42.012 --> 00:37:44.504
و تركيبي از انواع حس ها به وجود مي آورد

00:38:03.844 --> 00:38:06.964
در ادامه سفرمان در دهه 50 در سرتاسر جهان اين بار

00:38:06.989 --> 00:38:09.828
ما به سراغ سرزميني كه به آن سرزمين آزادي مي گويند مي رويم

00:38:09.852 --> 00:38:11.875
آمريكا

00:38:11.930 --> 00:38:14.239
يك آمريكاي ايده آل و آرماني

00:38:18.950 --> 00:38:22.835
آيزنهاور در سال 1953 رئيس جمهور آمريكا شد

00:38:22.859 --> 00:38:29.066
در حالي كه رهبران كشورهاي مصر
مكزيك ، چين و هند تفكرات سوسياليسم داشتند

00:38:29.091 --> 00:38:31.845
تفكرات آيزنهاور به طور كلي متفاوت بود

00:38:31.869 --> 00:38:36.435
او شخصي محترم ، مسيحي
از خانواده ايي طبقه متوسط و از حومه نشينان بود

00:38:39.047 --> 00:38:42.117
در نگاه اول بهترين و عامه پسند ترين فيلم هاي آمريكا

00:38:42.141 --> 00:38:44.999
در آن روزگار به نظر اين نوع زندگي را بازتاب ميكردند

00:38:45.023 --> 00:38:50.875
اينجا در فيلم « هرچه خدا مي خواهد » آن آمريكاي
خرم و آرماني آيزنهاور كاملا نمايان است

00:38:50.899 --> 00:38:53.307
نرده هاي چوبي سفيد رنگ

00:38:53.331 --> 00:38:55.301
يك روز پاييزي زيبا

00:38:55.325 --> 00:38:57.169
يك ماشين تر وتميز

00:38:57.193 --> 00:38:59.812
صداي دامن زنانه

00:38:59.836 --> 00:39:01.383
و يك حركت دوربين روي كرين

00:39:01.895 --> 00:39:06.613
اما فيلم « هرچه خدا بخواهد » بسيار خلاقانه تر و
ويرانگرتر از آن چيزي است كه به نظر مي رسد

00:39:07.694 --> 00:39:10.219
<i>Martin always made the arrangements
with the nursery</i>

00:39:10.243 --> 00:39:14.443
<i>and after his death the service
just automatically continued.</i>

00:39:14.467 --> 00:39:17.928
كري اسكات كه اينجا در سمت راست ايستاده است
شوهرش را از دست داده است

00:39:20.584 --> 00:39:23.160
عرف فرهنگ جامعه به او مي گفت كه

00:39:23.184 --> 00:39:25.823
به كارهايي مثل كارهاي خيريه و يا
قهوه خوردن صبحگاهي بپردازد و آرامش بگيرد

00:39:26.607 --> 00:39:29.943
اما وقتي او اين كار را نميكند و با باغبانش

00:39:29.967 --> 00:39:34.502
راك هادسن كه بسيار از او كوچكتر است
و از طبقه ي فرودست جامعه است

00:39:34.526 --> 00:39:38.098
كه در صحنه هايي با رنگ هاي تيره تر و نور هاي متغيير به تصوير كشيده مي شود
رابطه عاشقانه برقرار ميكند

00:39:38.122 --> 00:39:41.085
دوستان زن او را طرد ميكنند

00:39:55.567 --> 00:40:01.188
داگلاس سيرك كه از دست نازي ها فرار كرده بود
تباهي  و همسان سازي اجباري نهفته

00:40:01.212 --> 00:40:03.681
در روياي آمريكايي دهه 50
را آشكار كرد

00:40:05.482 --> 00:40:10.237
جامعه نمي توانست اين تمايلات و كشش جنسي
كري به باغبانش را تحمل كند

00:40:10.262 --> 00:40:11.883
فرزندان وي نيز در فيلم نمي توانند اين قضيه را درك كنند

00:40:12.809 --> 00:40:18.308
در اين صحنه نابود كننده ، فرندان كري براي او
پر فروش ترين كالاي مصرفي آن دوران

00:40:18.332 --> 00:40:24.328
يعني تلويزيون مي خرند تا بدين وسيله كري را از تنهايي در آورند
و او را از باغبانش دور نگه دارند

00:40:26.964 --> 00:40:32.559
سيرك در يكي از بهترين استعاره هاي سينمايي تاريخ سينما
دوربين را عقب مي كشد

00:40:33.603 --> 00:40:38.849
كري تلويزيون نگاه نمي كند
اما در قاب مستطيلي تلويزيون زنداني شده است

00:40:38.851 --> 00:40:41.167
 بر روي صفحه تلويزيون همه چيز نهفته است

00:40:41.192 --> 00:40:42.430
درام

00:40:42.455 --> 00:40:43.901
كمدي

00:40:43.903 --> 00:40:47.046
نمايشي از زندگي انسان به وسيله فشار دادن نوك انگشتانتان
بر روي قطعه ايي آغاز مي شود

00:40:50.695 --> 00:40:54.589
در فيلم از دنياي پر زرق و برق  فريبنده هاليوودي
استفاده شده تا اين تصاوير پر رزق و برق را مورد حمله قرار دهد

00:40:54.591 --> 00:40:58.707
زيبايي ظاهري
و سركوب مسائل جنسي در دهه 50

00:40:58.731 --> 00:41:03.300
دقيقا همان مضاميني كه
در فيلم هاي يوسف شاهين در دهه 50 موجود بود

00:41:04.059 --> 00:41:09.346
فشار هايي اجتماعي در جوامع متفاوت با يگديگر در سرتاسر
به وجود آمده بود

00:41:10.769 --> 00:41:15.267
روان كاوي ، بررسي ناخودآگاه آدمي
بيماري هاي رواني

00:41:15.292 --> 00:41:17.109
وارد سينماي جريان اصلي در دهه 50 شده بود

00:41:17.133 --> 00:41:19.110
و سينما عاشق اين مضماين شده بود

00:41:20.607 --> 00:41:25.005
 در هر ژانري احساسات و تفكراتي
كه فرويد از آن ها صحبت مي كرد نهفته بود

00:41:27.279 --> 00:41:31.212
نيكلاس ري كارگردان اين تفكرات جنسي در دهه 50

00:41:31.237 --> 00:41:34.636
را وارد سنتي ترين ژانر آمريكا يعني ژانر وسترن
كرد

00:41:34.660 --> 00:41:36.561
او عاشق مشروب خوردن بود

00:41:36.586 --> 00:41:41.561
در اينجا در يكي از فيلم هاي آخر وي ، او در صحنه اي با دوربين روي دست
و ساختاري دانشجويي

00:41:41.585 --> 00:41:45.036
با عصبانيت با بازيگر زنش جر و بحث ميكند

00:41:48.667 --> 00:41:53.983
در اين فيلم وسترن با نام « جاني گيتار » نيكلاس ري
با ستاره فيلم هاي دهه 30 آمريكا جون كرافورد همكاري ميكند

00:41:54.493 --> 00:41:59.996
زن به دنياي ياغي ها قدم مي گذارد
او اين مشروبفروشي بزرگ را ساخته است

00:42:00.020 --> 00:42:02.257
سالني با ديوار سياه همچون يك غار

00:42:04.638 --> 00:42:06.602
شما يك رقاص مي خواهيد مارشال ؟

00:42:06.921 --> 00:42:10.619
او منتظر است كه خط راه اهن آماده شود
تا مشتري هايش بتوانند به آنجا بياند

00:42:13.358 --> 00:42:16.202
اما ماموران خطوط راه آهن از اين اتفاق بيزارند

00:42:16.226 --> 00:42:17.781
آن ها گروه هاي مختلف براي براي جلوگيري از
اين كار تشكيل مي دهند

00:42:17.805 --> 00:42:20.412
اين يكي از آن ازگروه هاست

00:42:20.436 --> 00:42:23.753
اما در اين صحنه لباس سياه به تن دارد
سياه كه رنگ شرارت است

00:42:23.777 --> 00:42:25.984
او  تقريبا خشم فاشيستي را از خود
بروز مي دهد

00:42:26.092 --> 00:42:28.528
او هزاران مشتري را از شرق به آنجا مي كشند

00:42:28.553 --> 00:42:32.758
كشاورزها ، كشاورزهايي پوشيده از گل
مسافران

00:42:32.782 --> 00:42:34.805
اونا ما رو بيرون ميكنند

00:42:35.750 --> 00:42:40.838
ديالوگي كه اما  در باره ي مردم شرق مي گويد
در روزگار مدرن آن دوران نيز مصداق داشت : كمونيست ها

00:42:40.862 --> 00:42:45.063
نيكلاس ري مكاني كه «اما» و دار و دسته اش
 در آن جمع مي شوند را همچون مركز مبارزه با

00:42:45.087 --> 00:42:50.529
فعاليت هاي ضد آمريكايي مي بيند
اين حمله و خشم سياسي بود كه در فيلم نهفته بود

00:42:52.706 --> 00:42:56.780
زبان بدن كرافورد شخصيت زن را به
قدرتمندترين شخصيت فيلم تبديل ميكند

00:42:56.804 --> 00:43:02.047
او به پايين و به مرداني كه ايستاده اند نگاه
ميكند او از تفكرات منحرف مردان متنفر است

00:43:05.144 --> 00:43:08.513
تا حالا  زني نديدم كه اينقدر مرد باشه و
مثل مردا فكر كنه و يا  مثل اونا رفتار كنه

00:43:08.537 --> 00:43:11.189
بعضي وقت ها اينقدر مردونه رفتار مي كنه كه
كه من به مرد بودن خودمم شك مي كنم.

00:43:15.477 --> 00:43:17.371
ادي اون روزنامه مال ماه پيشه

00:43:17.396 --> 00:43:18.990
چند بار مي خواي بخونيش؟

00:43:19.402 --> 00:43:23.554
زماني كه فيلم « جاني گيتار » در آمريكا اكران شد
نقد هاي تندي عليه آن نوشته شد

00:43:23.858 --> 00:43:27.284
ولي اين فيلمساز و منتقد فرانسوي يعني
فرانسوا تروفو

00:43:27.308 --> 00:43:32.155
درباره ي فيلم نوشت :
هركس كه اين فيلم  را انكار كند ديگر نبايد به سينما برود

00:43:32.179 --> 00:43:37.368
چنين افرادي اصلا نمي دانند كه
يك الهام پذيري، يك نما ، يك ايده

00:43:37.392 --> 00:43:41.015
و يك فيلم خوب و يا حتي سينما چيست

00:43:42.168 --> 00:43:45.477
فيلم جاني گيتار سرشار
از تفكرات جنسي فرويدي است

00:43:45.501 --> 00:43:50.043
كه نشان مي دهد كه نمي توان روي فشار و تفكرات
جنسي موجود در فيلم هاي

00:43:50.067 --> 00:43:51.909
دهه 1950 سرپوش نهاد

00:43:52.526 --> 00:43:57.965
در اين فيلم از فيملساز زيرزميني آمريكايي به نام كنت آنگر
سرپوش گذاري روي اين مسائل به طور كلي نفي مي شود

00:43:58.707 --> 00:44:03.669
در اين صحنه از فيلم  «آتش بازي
خود انگر

00:44:03.693 --> 00:44:06.409
و توسط چند ملوان لخت شده و مورد ضرب و شتم قرار ميگيرد

00:44:11.595 --> 00:44:14.387
فيلم  صامت ساخته شده است
نور از زير به بازيگر ها تابانيده شده است

00:44:14.411 --> 00:44:17.051
رويايي درباره ي رنج و تفكرات جنسي

00:44:17.075 --> 00:44:20.699
كارگردان فرانوسوي يعني ژان كوكتو كه
فيلم خون يك شاعر را ساخته بود

00:44:20.723 --> 00:44:23.803
و تاثيري شگرف بر پيدايش سينماي شاعرانه
زيرزميني داشت

00:44:23.827 --> 00:44:28.037
فيلم « آتش بازي» را ديد و نامه ايي براي كنت انگر نوشت و در آن
فيلم را ستايش كرد.

00:44:31.086 --> 00:44:34.625
هفده سال بعد دوباره در فيلم
رستاخيز عقرب ساخته انگر

00:44:34.649 --> 00:44:39.820
بازيگران عضلاني ، نماهاي بسته ار عضلات
، نور دهيي از پايين و  تمايلات جنسي باهم تركيب  مي شوند

00:44:39.844 --> 00:44:45.405
اما اين بار آهنگ هاي راك ان رول به فيلم اضافه شده اند

00:44:45.429 --> 00:44:48.977
اين اولين بار بود كه چنين اتفاقي مي افتاد

00:44:49.001 --> 00:44:50.528
اين كار به شدت خلاقانه بود

00:44:50.716 --> 00:44:54.541
اين تكنيكي بود كه بعد ها مارتين اسكورسيزي
در فيلم « پايين شهر » و

00:44:54.565 --> 00:44:57.273
و يا ديويد لينچ در فيلم « مخمل آبي» از آن استفاده كرد

00:45:05.949 --> 00:45:11.231
اين تكنيك عجيب از مليه س شروع شد سپس به كوكتو
و سپس به انگر

00:45:11.255 --> 00:45:13.374
و در نهايت به اسكورسيزي و لينچ رسيد

00:45:13.674 --> 00:45:16.458
يك زنجيره تاثير پذيري كامل

00:45:29.017 --> 00:45:33.267
كنت آنگر ، داگلاس سيرك و نيكلاس ري
همگي در كاليفرنيا كار ميكردند

00:45:33.292 --> 00:45:37.122
اما  بيشتر از همه آن ها تفكرات آيزنهاور

00:45:37.146 --> 00:45:42.865
مبني بر اينكه آمريكا بهشت است
در اينجا در نيويورك به چالش كشيده شد

00:45:45.690 --> 00:45:50.139
همه چيز در اينجا بوي بد گماني مي داد
از آفتاب گرفته تا آسمان و يا درخت هاي زيتون

00:45:50.163 --> 00:45:57.235
نيويوركي ها تفكرات و عقايد خود را در مورد واقعيت
بازيگري ، طبيعت و مسائل جنسي داشتند

00:45:57.890 --> 00:45:59.980
دستگاه تلويزيون در اينجا اختراع شد

00:45:59.982 --> 00:46:05.050
تصاوير سياه و سفيد با كيفيت پايين تلويزيون
بسيار با هاليوود پر زرق و برق تفاوت داشت

00:46:05.647 --> 00:46:12.142
اما يك نمايش تلويزيوني مثل اين فيلم « مارتي » كه
در باره ي يك قصاب تنها بود به شدت تاثيرگذار شد

00:46:12.536 --> 00:46:15.173
او به دختري زنگ مي زند و از او مي خواهد كه با وي بيرون برود

00:46:15.175 --> 00:46:20.612
اما اعتماد به نفس مرد كم است
او چندين بار توسط زن ها پس زده شده است

00:46:35.270 --> 00:46:37.898
اين يك برنامه زنده تلويزيوني
بود

00:46:37.900 --> 00:46:41.629
دوربين درست در كنار بازيگر قرار گرفته است
راد استايگر نقش قصاب را بازي ميكند

00:46:42.299 --> 00:46:44.687
در اينجا شخصيت بيشتر از تصاوير پر زرق و برق اهميت دارد

00:46:50.882 --> 00:46:55.235
 نمايش تلويزيوني مارتي را مي توان سرآغاز راهي دانست كه فيلم هاي شخصيت
محور مثل « دربارانداز

00:46:55.259 --> 00:46:57.434
و يا حتي « راننده تاكسي» آن را ادامه دادند

00:46:58.310 --> 00:47:01.692
راد استايگر در اينجا در استوديو اكتور تمرين مي كرد

00:47:02.079 --> 00:47:03.789
بعضي از درس هاي او به اين شرح اند

00:47:03.813 --> 00:47:09.148
اينكه بازيگر ها بايد به جاي اينكه ترس هاي دروني شان و يا
غرايزشان را سركوب كنند بايد به آن ها دسترسي داشته و آز آن ها استفاده كنند

00:47:09.172 --> 00:47:13.974
دسترسي داشتن و استفاده كردن به جاي سركوب كردن
بازيگري همچون يك زودپز مي ماند

00:47:14.239 --> 00:47:16.803
هويت بخشي به شخصيت همچون فيلم هاي ملودرام

00:47:16.827 --> 00:47:20.301
نتيجه اين تفكر نوع جديدي
از اجرا  با نام « متد  » بود

00:47:21.110 --> 00:47:24.327
يكي از بهترين فيلم هايي كه از اين روش استفاده كرد
فيلم « دربارنداز» بود

00:47:24.351 --> 00:47:27.590
كه در اينجا در اطراف رودخانه ايي در منهتن فيلمبرداري شد

00:47:28.161 --> 00:47:30.944
كارگردان فيلم اليا كازان بود

00:47:30.968 --> 00:47:34.616
مارلون براندو كه او نيز
يكي از بازيگران دانش آموخته در استوديو اكتور بود

00:47:34.641 --> 00:47:38.614
براي اثبات ماجراي يك قتل با رئيس اتحاديه رو در رو مي شود

00:47:40.251 --> 00:47:45.955
هي فرندلي
جان فرندلي بيا بيرون از اون جا

00:47:45.979 --> 00:47:50.405
فرندلي
بيا بيرون

00:47:50.429 --> 00:47:53.027
شخصيت براندو در فيلم به هيچ وجه به خودش فكر نمي كند

00:47:53.051 --> 00:47:57.234
او به زور ساكت شده است
او خيلي دير عصباني مي شود ، اما خشم او

00:47:57.258 --> 00:48:00.577
خشمي كه مدت هاست سركوب شده
سرانجام فواران مي كند

00:48:01.504 --> 00:48:02.707
<i>Wait a minute you.</i>

00:48:02.732 --> 00:48:05.599
<i>You take them heaters away from you
and you're nothing!</i>

00:48:05.623 --> 00:48:06.619
<i>You know that?</i>

00:48:06.644 --> 00:48:08.015
<i>You'll talk yourself
in the river.</i>

00:48:08.039 --> 00:48:12.020
<i>You take the good goods away
and the kickbacks and a shakedown cabbage</i>

00:48:12.045 --> 00:48:14.479
<i>and them pistoleros
are you're nothing!</i>

00:48:14.503 --> 00:48:17.442
<i>You're guts is all in your wallet
and your trigger finger, do you know that?</i>

00:48:17.599 --> 00:48:19.980
او طبق آموخته هايش
براي آماده شدن در اين صحنه

00:48:20.004 --> 00:48:23.687
از خشم هايي كه در زندگي شخصي اش داشته
استفاده كرده و آن ها را به ياد اورده است

00:48:23.711 --> 00:48:26.840
سپس اين خشم ها را پنهان كرده
و در اين صحنه آن ها را بيرون مي ريزد

00:48:26.922 --> 00:48:29.512
<i>You give it to Jerry, you give it to Dugan,
you give it to Charley,</i>

00:48:29.536 --> 00:48:30.934
<i>it was one of your own.</i>

00:48:31.890 --> 00:48:36.237
در اين صحنه بسيار مشهور
راد استايگر نقش برادر براندو را بازي ميكند

00:48:36.261 --> 00:48:38.589
او براي رئيس اتحاديه كار ميكند

00:48:38.613 --> 00:48:40.846
او در اين صحنه كتي پشمي به تن كرده است تا
موقعيت وي كاملا مشخص باشد

00:48:40.870 --> 00:48:42.360
<i>Listen to me, Terry!</i>

00:48:42.385 --> 00:48:43.486
<i>Take the job, just take it.</i>

00:48:43.510 --> 00:48:44.476
<i>No questions, take it.</i>

00:48:44.764 --> 00:48:47.059
استايگر تفنگي به سمت برادرش نشانه مي گيرد

00:48:47.084 --> 00:48:49.845
شما فكر ميكنيد كه الان
براندو از اين حركت عصباني مي شود

00:48:49.869 --> 00:48:51.898
اما خلاف انتظار شما اتفاق مي افتد

00:48:51.922 --> 00:48:55.339
او به آرامي اسلحه را كنار مي زند

00:49:02.609 --> 00:49:03.761
<i>Oh, Charley.</i>

00:49:07.962 --> 00:49:11.947
اين همان حسي است كه مدت ها سركوب و پنهان شده بود
اين حس خشم نيست

00:49:11.971 --> 00:49:15.939
اما  حس نا اميدي است
و يا حتي مي توان گفت  حس عشق برادر به برادر است

00:49:18.499 --> 00:49:20.340
<i>Okay, Derrik.</i>

00:49:24.226 --> 00:49:27.165
تا پيش از اين انواع مختلفي از بازيگري واقع گرايانه
وجود داشت

00:49:27.189 --> 00:49:29.634
اما الان بازيگر ها ديگر نمي
خواستند شخصيت خود را به

00:49:29.635 --> 00:49:32.126
معرض نمايش بگذارند آن ها مي
خواستند آن را پنهان كنند

00:49:32.853 --> 00:49:37.545
درست مانند تقكر فرويد كه  مي گفت
ظاهر يك دروغ است يك ماسك است

00:49:38.503 --> 00:49:42.301
دنياي وسترن هاي مدرن نيز
از دل صحنه ي

00:49:42.326 --> 00:49:45.169
صندلي عقب تاكسي در اين فيلم بيرون آمد

00:49:47.950 --> 00:49:51.199
در اين صحنه از فيلم « رود سرخ » ساخته هوارد هاكز

00:49:51.223 --> 00:49:53.421
سينما وسترن قديمي  با وسترن جديد
رودرو مي شوند

00:49:53.446 --> 00:49:57.872
<i>You're soft. Won't anything make
a man out of you?</i>

00:49:57.896 --> 00:50:00.859
<i>You once told me never
to take your gun away from you.</i>

00:50:03.253 --> 00:50:07.878
جان وين بازيگر قديمي سينماي آمريكا
رو به روي بازيگري كه

00:50:07.902 --> 00:50:10.705
در اكتور استوديو دانش
آموخته و بسيار رنج كشيده تر

00:50:10.706 --> 00:50:13.340
از براندو بود يعني مونتگمري
كليفت قرار مي گيرد

00:50:20.008 --> 00:50:20.476
درسته

00:50:20.500 --> 00:50:23.322
حدود چهارده سال من مي ترسيدم
اما رفته رفته داشت بهبود پيدا مي كرد

00:50:23.346 --> 00:50:26.129
اما كليفت جلوي جان وين بر مي خيزد
و خودي نشان مي دهد

00:50:27.589 --> 00:50:28.713
<i>Come on, get up.</i>

00:50:29.118 --> 00:50:33.102
در واقع سينماي دهه 1950
جلوي سينماي دهه 30 و40 قرار گرفته و خودي نشان مي دهد

00:50:33.776 --> 00:50:36.425
جودي بالابان نامزد مونتگمري كليفت بود

00:50:36.908 --> 00:50:41.643
مونتي در اينكه مرد ها به موجوداتي حساس تبديل شدند.

00:50:41.667 --> 00:50:44.915
پيشرو بود
مي دونيد منظورم چيه ؟

00:50:44.939 --> 00:50:50.004
او در واقع اولين كسي بود كه
نشان دادن تصويري كه ما از مردها

00:50:50.190 --> 00:50:54.559
بايد داشته باشيم اين نباشد كه فقط به عضلات بيرون زده

00:50:54.584 --> 00:50:56.689
و يا به طوركلي صفات مردانه در آن ها توجه شده باشد

00:50:56.713 --> 00:51:01.467
و من فكر ميكنم او در اين قضيه حتي از براندو
و جميز دين نيز پيشرو تر بود

00:51:01.491 --> 00:51:05.451
در واقع او اولين كسي بود كه مردان و بازيگران قديم
را به مردان و بازيگران جديد تبديل كرد

00:51:06.740 --> 00:51:12.434
جميز دين در فيلم « شورش بي دليل » به نمادي براي
مردان مدرن تبديل شد

00:51:12.458 --> 00:51:15.152
او در فيلم پسر يك خانواده پولدار است

00:51:17.226 --> 00:51:18.632
<i>پدر جلوي من بلند شو وايسا</i>

00:51:19.041 --> 00:51:23.672
كارگردان فيلم نيكلاس ري با انتخاب
تصوير پرده عريض خانه اعياني خانواده را به تصوير مي كشد

00:51:23.696 --> 00:51:29.215
اما جميز دين همچون خود سينماي دهه 50
طغيان ميكند

00:51:30.591 --> 00:51:35.009
دوربين تيلت مي كند
او به سمت پدرش حمله ور مي شود

00:51:37.838 --> 00:51:40.278
مي خواي پدرتو بكشي؟

00:51:52.650 --> 00:51:55.706
جميز دين در اين صحنه به تمام چيز هاي زيبا و تجملاتي
لگد ميزند

00:52:00.410 --> 00:52:03.266
هيچ مشكل و منطق اجتماعي
براي اين شورش وي وجود ندارد

00:52:03.267 --> 00:52:06.287
اين شورش كاملا شخصي و مربوط
به درگيري هاي وجودي اوست

00:52:09.578 --> 00:52:13.477
جيمز دين در سال 1955 در
سن 24 سالگي از دنيا رفت

00:52:13.502 --> 00:52:17.284
اما با رفتن جميز دين اين خشم و شور جواني
تازه شروع به طغيان كردن كرد

00:52:17.753 --> 00:52:23.810
ناگهان در سينماي آمريكا مضمون اصلي فيلم ها جوانان ، عصيان
سواحل شرق و مردان افسار گريخته شدند

00:52:24.609 --> 00:52:28.373
شما فهمديد كه سينماي دهه 50 فقط فيلم هاي دوريس دي و
والت ديزني نبودند

00:52:28.375 --> 00:52:32.334
تنش و كشمشي بين فرزندان و والدين

00:52:32.358 --> 00:52:35.514
بين رئيس ها و كارگرها
بين سفيد و سياه به وجود امده بود

00:52:36.658 --> 00:52:42.300
دوباره به كاليفرنيا بر ميگرديم در اينجا
تنش در سينماي دهه 50 به مراتب كنجكاو برانگيزتر شده بود

00:52:43.621 --> 00:52:47.181
براي اثبات اين قضيه نبايد فقط
فيلمساز هاي جواني را كه

00:52:47.205 --> 00:52:50.206
فيلم هاي خشمگينانه دهه 50 را مي ساختند در نظر گرفت

00:52:50.230 --> 00:52:53.725
بلكه بايد به چهار استاد فيلمسازي سينماي آمريكا

00:52:53.749 --> 00:52:55.931
يعني اورسون ولز ، جان فورد

00:52:55.955 --> 00:52:59.263
آلفرد هيچكاك و هوارد هاكز نيز نگاهي انداخت

00:52:59.264 --> 00:53:02.640
هر يك از اين فيلمساز ها نيز در اين دهه شاهكارهايي خلق كردند

00:53:02.664 --> 00:53:06.870
ولز اين فيلمش يعني « نشاني از شر » را
در ونيز در كاليفرنيا فيلمبرداري كرد

00:53:07.581 --> 00:53:12.161
او در نقش هنك كوئلين يك مامور شكم گنده
فاسد قانون به ايفاي نقش پرداخت

00:53:12.186 --> 00:53:17.248
اوسورن ولز كل فيلم را با لنز وايد فيلمبرداري كرد
تا همه چيز در فيلم تصويري محدب و نا فرم داشته باشند

00:53:17.272 --> 00:53:20.965
حتي ساختمان ها در اين لوكيشن نيز دورتادور مرد ها نيم دايره ايي
به وجود اورده اند

00:53:27.122 --> 00:53:31.311
هنك به شدت نااميد و تنها است
او شيفته زني شده است

00:53:32.826 --> 00:53:35.671
<i>I don't know what Willard thinks
she's got to do with it?</i>

00:53:35.695 --> 00:53:42.065
<i>Maybe she'll cook chili for him,
or bring out the crystal ball.</i>

00:53:57.545 --> 00:54:01.320
شاهكار جان فورد در دهه 50
جويندگان نام داشت

00:54:01.345 --> 00:54:04.601
كه اين فيلم نيز در مورد مردي تنها است كه
عاشق زني شده است

00:54:04.625 --> 00:54:07.102
دختر برادر مرد ربوده شده است

00:54:07.522 --> 00:54:10.435
وقتي كه مرد دختر را پيدا ميكند
او را به سمت بالا و به سمت آسمان مي گيرد

00:54:10.459 --> 00:54:13.876
او دو به شك است
كه دختر را در آغوش بگيرد و يا او را روي زمين بيندازد ؟

00:54:20.397 --> 00:54:26.037
كساني كه دختر را ربوده اند از بوميان آمريكا مي باشند,
خشم ادوارد نژادپرستانه است

00:54:26.523 --> 00:54:29.907
اين داستان دراماتيك در تمام فيلم هاي
بزرگ سينماي دهه 50 آمريكا مشهود بود

00:54:30.827 --> 00:54:36.412
اسكاتي در فيلم سرگيجه نيز همچون
هنك و اتان در دو فيلم قبلي شيفته زني شده است

00:54:36.436 --> 00:54:39.052
اما او ظاهرا شيفته زني مرده شده است

00:54:44.682 --> 00:54:48.985
او زني كه به شدت شبيه به زن مرده است را تعقيب ميكند
چشم هاي آبي اسكاتي مي درخشند

00:54:55.496 --> 00:55:00.302
استفاده هيچكاك از نماي زاويه ديد در اين فيلم
ما را روي صندلي راننده مي نشاند

00:55:00.326 --> 00:55:03.704
اسكاتي خيلي آرام وارد وضعيتي
اروتيك و روياگونه مي شود

00:55:04.721 --> 00:55:07.670
در دوراني كه همه مردم زندگي عادي داشتند

00:55:07.694 --> 00:55:09.859
هيچ كدام از اين شخصيت ها چنين وضعي  نداشتند

00:55:10.398 --> 00:55:15.153
حتي اين مرد ، جان وين در فيلم
ريو براوو ساخته هوارد هاكز نيز اين وضع را ندارد

00:55:15.177 --> 00:55:18.613
او نقش كلانتري را ايفا ميكند
كه سعي دارد با انتخاب اين افراد داغون

00:55:18.637 --> 00:55:21.043
به عنوان دستيارانش در برابر حملات
راهزن ها از شهر دفاع كند

00:55:21.459 --> 00:55:25.838
مرد ها دورتادور ميز نشسته
صحبت كرده ، جوك گفته و آواز مي خوانند

00:55:29.167 --> 00:55:32.216
در عصر سركوب جنسي فيلم هاي يوسف شاهين

00:55:32.240 --> 00:55:36.571
همسان سازي اجباري فيلم هاي داگلاس سيرك
و يا زنان سمبليك فيلم هاي محبوب خان

00:55:36.595 --> 00:55:40.473
و يا مرداني افسارگريخته مثل جميز دين و يا مارلون براندو

00:55:40.497 --> 00:55:43.232
اين گروه مردان در كلانتري كه
در اين صحنه در رنگ هاي گرم به

00:55:43.233 --> 00:55:46.152
تصوير كشده شده اند سيگار مي كشند
، ساز مي زنند و قهوه مي خورند

00:55:46.177 --> 00:55:49.721
نزديك ترين شخصيت ها در
فيلم هاي آمريكايي آن دوران

00:55:49.722 --> 00:55:52.768
اند كه مي توانند نماينگر
مردم معمولي باشند

00:56:09.356 --> 00:56:12.905
در بريتانيا در دهه 50
تنش بين مسائل جنسي و جامعه

00:56:12.929 --> 00:56:15.569
بيشتر در لايه هاي زيرين فيلم ها پنهان
شده بود

00:56:15.593 --> 00:56:19.453
در فيلم هاي اين مرد يعني ديويد لين
اين تنش مثل ملودرام هاي

00:56:19.477 --> 00:56:22.510
مصري ، هندي  ، مكزيكي و آمريكايي
آشكار نيست

00:56:23.019 --> 00:56:25.413
اما در لايه هايي زيرين فيلم هاي لين بسيار ديده مي شود

00:56:25.437 --> 00:56:29.247
فيلم هاي ديويد لين در دهه 50احساسات و عواطف
بريتانياي ها را محدود كرد

00:56:29.271 --> 00:56:31.328
اين همچون سقوط يك امپراطوري است

00:56:32.653 --> 00:56:37.551
مثل كوروساوا در ژاپن فيلم هاي سياه وسفيد
ديويد لين در دهه 40 ميلادي

00:56:37.575 --> 00:56:42.290
داستان هاي كهن سزمينش انگلستان را در قالب
انسان هاي امروزي روايت مي كرد

00:56:43.106 --> 00:56:47.323
در اين صحنه از اقتباس وي از
داستان آرزوهاي بزرگ چارلز ديكنز

00:56:47.347 --> 00:56:51.025
پيپ جوان كه در فقر بزرگ شده است

00:56:51.049 --> 00:56:55.219
با طبقه ايي جديد
كه به شدت مغرور اند و زمان را متوقف كرده اند مواجه مي شود

00:57:03.049 --> 00:57:05.616
اين فيلم گوتيك با درون مايه هاي اروتيك است

00:57:09.323 --> 00:57:11.726
و بعد ها درست مثل كوروساوا

00:57:11.750 --> 00:57:15.328
فيلم هاي ديويد لين پر از نماهاي باز
از مناظر طبيعي مي شوند

00:57:15.352 --> 00:57:17.275
 و اينكه چطور آدم ها در اين نماها كوچك به نظر مي رسند

00:57:18.502 --> 00:57:23.942
در اين صحنه از فيلم لارنس عربستان
لارنس رفتن به صحرايش را تصور ميكند

00:57:23.966 --> 00:57:28.510
او در پس آتش يك كبريت
آفتاب سوزان دنياي عرب را ميبيند

00:57:28.534 --> 00:57:35.442
سپس اين كات مشهور در  فيلم
روياي استعمارگري اي تي لارنس در كشوري ديگر را به تصوير مي كشد

00:57:36.008 --> 00:57:39.416
مسائل و تعلقات جنسي كه در بسياري از فيلم هاي دهه 50
 وجود داشت

00:57:39.440 --> 00:57:45.134
در جذب شدن لارنس به عرب ها
نيز موجود است

00:58:07.881 --> 00:58:13.673
سازنده اين فيلم ، فيلم ديويد لين
را تحقير آميز مي دانست

00:58:13.697 --> 00:58:20.540
مردمي از طبقه كارگر در يك پارك شهربازي دور هم جمع شده
،سرگرم بوده و  از زندگي لذت مي برند

00:58:20.564 --> 00:58:24.595
فيلم لذت بردن اين مردم را به تصوير مي كشد
اما خود كارگردان فيلم ليندسي اندرسون

00:58:24.619 --> 00:58:28.851
آدمي بود كه هميشه سرش در كتاب بوده و زباني تندي داشت
او همچنين به  دين و خدا اعتقادي نداشت

00:58:29.471 --> 00:58:33.402
او اعتقاد داشت كه بشر خود خواه است
به خصوص افراد مرفه

00:58:33.426 --> 00:58:37.282
به همين خاطر فيلم « آه سرزمين رويا » با وجود اينكه
موضوع و فضاي داغي داشت اما كاملا ساختاري سرد داشت

00:58:38.332 --> 00:58:41.903
اندرسون يك چپ گرا بود
اما فيلم « آه سرزمين رويا » از اين

00:58:41.927 --> 00:58:46.386
فيلم كه مشهورترين فيلم چپ تاريخ سينماست
يعني فيلم رزمنا و پوتمكين

00:58:46.410 --> 00:58:48.734
بسيار متفاوت بود

00:58:48.758 --> 00:58:53.143
در  « پوتمكين » طبقه كارگر همچون انسان هاي آزاده
و والا نگاه شده است

00:58:55.173 --> 00:58:58.597
مادري كه از فرزندان انقلاب
مراقبت ميكند

00:59:03.502 --> 00:59:10.052
اما در فيلم « آه سرزمين رويا » به مردم اين چنين
ساده نگاه نشده است

00:59:10.076 --> 00:59:13.196
در اين نگاه علاوه بر اينكه ترحم
و كمي تحسين وجود دارد

00:59:13.220 --> 00:59:18.430
نا اميدي و يا حتي تحقير نيز در ان موجود است

00:59:19.590 --> 00:59:22.907
 اين فيلم  درباره ي درون ستيزي و تضاد طبقاتي است

00:59:22.931 --> 00:59:27.578
همچون خود بريتانيا در دهه 50

00:59:34.401 --> 00:59:37.892
و سرانجام در پايان سفرمان
در سرتاسر جهان در دهه 1950

00:59:37.916 --> 00:59:41.360
اگر مدتي بعد از ساخت فيلم « او سرزمين رويا
به فرانسه برويم

00:59:41.384 --> 00:59:47.290
ما اين رقصنده باله و مدل
22ساله را به نام برژيت باردو پيدا ميكنيم

00:59:47.314 --> 00:59:51.296
باردو با آن زيبايي اش
فروش فيلم ها را متحول كرد

00:59:51.320 --> 00:59:54.845
هيچ نقطه ابهامي در باره ي اين نگاه خيره كه ميبينيد
باقي نمي ماند

00:59:54.870 --> 00:59:58.008
موهاي باردو به هم ريخته بود
و او دوست نداشت مثل

00:59:58.032 --> 01:00:00.013
زنان اشرافي پاريسي لباس بپوشد

01:00:00.604 --> 01:00:04.179
او بيش از كارخانه اتوموبيل رنو

01:00:04.203 --> 01:00:07.376
به اقتصاد فرانسه پول تزريق كرد

01:00:07.892 --> 01:00:11.531
نمايش مسائل جنسي از فيلم هاي روشنفكري
آغاز شد

01:00:19.548 --> 01:00:23.322
اين در حالي بود كه در دهه 50 اين تمايلات
در فيلم ها سركوب مي شد

01:00:23.346 --> 01:00:27.374
كشورهاي غربي دست از استعمار خود بر نداشتند

01:00:27.399 --> 01:00:30.379
و شما مي توانيد اين را در فيلمهايشان ببينيد

01:00:30.445 --> 01:00:33.978
دنياي غرب فقط به مسائل جنسي و قدرت
فكر ميكرد

01:00:34.002 --> 01:00:36.962
و شما اين را هم مي توانيد در فيلم هايشان مشاهده كنيد

01:00:36.987 --> 01:00:40.084
تماشاچيان با ديدن اين چيزها يا خجالت مي كشيدند و
يا عصباني مي شدند

01:00:42.866 --> 01:00:46.732
آن ها از تماشاي خواسته هاي زمانه شان
عصباني شده بودند

01:00:48.488 --> 01:00:52.456
زبان سينما با فشار فنر را تا آخر جمع كرده بود

01:00:52.457 --> 01:00:55.548
اما در نهايت بايد اين فنر بيرون مي زد

01:00:55.572 --> 01:01:07.572
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

01:01:07.596 --> 01:01:19.596
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.