﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:20.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:54.590 --> 00:01:00.230
<i>داستان مینگ لان</i>

00:01:00.230 --> 00:01:02.890
<i>قسمت8</i>

00:01:19.840 --> 00:01:22.430
درد میگیره. درد میگیره

00:01:22.430 --> 00:01:25.200
بردار بزرگ خیلی یکدنده ست

00:01:25.200 --> 00:01:28.180
چند روز پیش، میخواست خدمتکارامو با رشوه به سمت خودش بکشه

00:01:28.180 --> 00:01:30.840
میخواست بفهمه معشوقه ام کجاست

00:01:30.840 --> 00:01:32.270
مرخصشون کردم

00:01:32.270 --> 00:01:35.040
و امروز، تو رو فرستاده دنبال من

00:01:35.040 --> 00:01:39.590
انگار برادر بزرگ داره ماهرتر میشه

00:01:39.590 --> 00:01:42.550
!ارباب جوان دوم! ارباب جوان دوم. دیگه هیچوقت همچین غلطی نمیکنم

00:01:42.550 --> 00:01:44.210
دیگه هیچوقت همچین غلطی نمیکنی؟

00:01:44.210 --> 00:01:48.200
پس برای امروز، کتک یا تنبیه رو قبول میکنی؟

00:01:48.200 --> 00:01:50.290
تنبیه رو قبول میکنم

00:01:50.290 --> 00:01:53.050
تنبیه؟ خوبه

00:01:53.050 --> 00:01:56.260
پس از خانه اربابی مارکیز برو و مسیر بقای خودت رو پیدا کن
<c.colorff8000> (مارکیز: یه مقام اشرافی)</c>

00:01:56.260 --> 00:01:58.960
!دیگه هیچوت با اعضا خاندان گو حرف نزن

00:02:01.460 --> 00:02:03.220
..خب، این

00:02:03.220 --> 00:02:04.910
چی شده؟

00:02:04.910 --> 00:02:08.450
نمیتونی از غذاهای خوب خانه اربابی دل بکنی؟

00:02:08.450 --> 00:02:11.220
ارباب دوم، کتک رو قبول میکنم

00:02:11.220 --> 00:02:13.460
میگی کتک؟

00:02:13.460 --> 00:02:16.930
!پس سه تا مشت از شیتو بخور. شیتو

00:02:16.930 --> 00:02:18.370
!باشه

00:02:27.330 --> 00:02:29.100
خوب نگاه کن

00:02:31.630 --> 00:02:33.660
ارباب دوم. تنبیه رو قبول میکنم

00:02:33.660 --> 00:02:36.400
باشه، امروز فورا خانه اشرافی رو ترک میکنم

00:02:36.400 --> 00:02:40.430
!نه، شهر بینجینگ رو ترک میکنم و هیچوقت برنمیگردم

00:02:54.900 --> 00:02:57.820
یکی رو فرستادیم پی کارش و یکی دیگه ممکنه بزودی بیاد

00:02:59.180 --> 00:03:02.530
در آنِ واحد تنها میتونیم با یه سرباز و یه طغیان سر و کله بزنیم

00:03:02.530 --> 00:03:05.190
حالا یکی کمتر شد

00:03:05.190 --> 00:03:07.670
،وقتی اسم و رسمی ساختم

00:03:07.670 --> 00:03:10.120
مانیانگ میتونه روشنی دنیا رو ببینه

00:03:14.160 --> 00:03:17.220
مواظب سلامت خودت باش

00:03:17.220 --> 00:03:19.570
برادر بزرگ، انقدر دلواپس نباش

00:03:21.200 --> 00:03:23.760
یکی اومد بهم گزارش بده

00:03:23.760 --> 00:03:26.730
که اون خدمتکار برگشت و فورا شروع کرد به جمع کردن لوازمش

00:03:26.730 --> 00:03:29.960
ازش خواسته شده به زمینهای اجدادی گو منتقل بشه

00:03:29.960 --> 00:03:35.630
میبینم که برادر دوم دیگه فهمیده که یکی رو
در تعقیبش گذاشتیم و حالا دیگه حواسش جمعه

00:03:35.630 --> 00:03:37.300
،در آینده

00:03:37.300 --> 00:03:42.280
اگه بخوایم اون زن که نگه داشته رو پیدا کنیم، سختتر میشه

00:03:46.100 --> 00:03:48.660
و اوضاع سلامت منم اینجوریه

00:03:48.660 --> 00:03:52.000
فکر نکنم بتونم تا پایان امسال زنده بمونم

00:03:52.000 --> 00:03:54.080
چطور ممکنه دلواپس نشم؟

00:03:54.080 --> 00:03:56.920
پسر دوم معولا از همه آرومتره

00:03:56.920 --> 00:03:59.560
،نهایتش فقط کلاس  رو بپیچونه

00:03:59.560 --> 00:04:03.680
و یه کم مشروب بنوشه و قرض بالا بیاره، یا
مسائل کوچیکی مثل قمار تو طویله

00:04:03.680 --> 00:04:08.220
چون اون زن رو میشناخته، کاملا شیفته اش شده

00:04:09.070 --> 00:04:12.540
!و دو تا بچه هم داره

00:04:12.540 --> 00:04:16.320
،اگه این زن رو پیدا نکنیم و بزودی نفرستیمش بره

00:04:16.320 --> 00:04:19.330
نمیدونم بعدا چجوری پسر دوم رو نابود میکنه

00:04:21.550 --> 00:04:23.500
تینگ وی کجاست؟

00:04:24.020 --> 00:04:27.972
اون ارتباطات گسترده ای داره و ارباب های وقت گذرون زیادی رو میشناسه

00:04:27.970 --> 00:04:31.610
شاید بتونیم از اونا درباره یه‌اِر بفهمیم
<c.colorff8000> (اِر معمولا به آخر اسم بچه ها اضافه میشه)</c>

00:04:31.610 --> 00:04:33.650
دیگه اسم اونو نیار

00:04:33.650 --> 00:04:38.000
!این پسرم از همه خامتر و بچه تره

00:04:38.000 --> 00:04:40.680
چند روز پیش وقتی دید پسر دوم بدجوری کتک خورده

00:04:40.680 --> 00:04:42.900
در طول ناخوشیش کلی گریه کرد

00:04:42.900 --> 00:04:47.820
فکر کردم پسر دوم رو دنبال میکنه که قلمو یا جوهر رو بلند کنه

00:04:48.390 --> 00:04:52.960
اما الان هیچ سنجشی نداره و به یه انجمن شعر رفته

00:04:55.000 --> 00:04:57.960
سلامت من نمیتونه تحملش کنه

00:04:57.960 --> 00:05:02.160
،اگه بعدا پسر دوم دوباره وظایفش رو انجام نده

00:05:02.160 --> 00:05:04.770
تینگ وی میشه مارکیز نینگ یوان

00:05:04.770 --> 00:05:08.190
نمیشه اخلاقشو درست کنه و الان بره مدرسه؟

00:05:08.190 --> 00:05:10.460
انقدر چرت و پرت نگو

00:05:10.460 --> 00:05:12.710
فقط بدنت ضعیفه

00:05:12.710 --> 00:05:15.000
بیماری وخیمی نیست

00:05:16.030 --> 00:05:19.730
اجازه نداری انقدر بدشگون حرف بزنی. فهمیدی؟

00:05:23.000 --> 00:05:28.830
<i>[ خانه اربابی دوک چی ]</i>

00:05:45.010 --> 00:05:46.450
همونجا وایسا

00:05:54.970 --> 00:05:56.670
!دوباره تو

00:05:56.670 --> 00:05:58.360
من نبودم

00:05:58.360 --> 00:06:00.910
دفعه پیش که بهت گفتم

00:06:00.910 --> 00:06:05.510
وقتی میای برای خونه ما کار میکنی، هیچکس اجازه نداره بزک دوزک کنه

00:06:05.510 --> 00:06:09.380
امروز، نه تنها اینجوری لباس پوشیدی

00:06:09.380 --> 00:06:12.720
موهاتم شل بستی بیاد پایین

00:06:12.720 --> 00:06:15.230
ظاهر وسوسه آمیز برای خودت درست کردی

00:06:15.230 --> 00:06:18.510
،فکر کنم مغزتو سگ خورده

00:06:18.510 --> 00:06:20.330
و حرفای من یادت نمونده؟

00:06:20.330 --> 00:06:22.650
نه، اینطور نیست

00:06:22.650 --> 00:06:24.160
!دوشس. بانوی بزرگ

00:06:24.160 --> 00:06:28.730
والاحضرت، همین یه بار منو ببخشید
!دیگه هیچوقت به خودم این اجازه رو نمیدم

00:06:34.960 --> 00:06:37.220
،دفعه پیش که دیدمت

00:06:37.220 --> 00:06:39.510
از قبل یه بار بخشیدمت

00:06:39.510 --> 00:06:42.670
این دفعه، میدونستی و این توهین رو تکرار کردی

00:06:42.670 --> 00:06:45.920
این خودش یه توهین دیگه ست

00:06:45.920 --> 00:06:47.740
برو یکی رو پیدا کن

00:06:47.740 --> 00:06:51.400
و این فاحشه ی خجالت‌نکش رو بفروش

00:06:51.400 --> 00:06:54.660
نه! خواهش میکنم والاحضرت منو ببخشین

00:06:54.660 --> 00:06:56.850
منو ببخشین. نمیرم

00:06:56.850 --> 00:06:59.330
اگه گریه کنی بی فایده ست-
نمیرم! والاحضرت شاهدخت پینگنینگ، منو ببخشید-

00:06:59.330 --> 00:07:01.700
نگاه چطور گریه میکنه

00:07:01.700 --> 00:07:03.950
،ارباب جوان تو اتاق مطالعه ی اون طرف

00:07:03.950 --> 00:07:06.360
اومد بیرون تا تو رو نگاه کنه؟

00:07:06.360 --> 00:07:08.580
!نه، والاحضرت

00:07:08.580 --> 00:07:12.080
..والاحضرت! شاهدخت، والاحضرت

00:07:12.080 --> 00:07:15.200
فکر نکن که نمیدونم نقشه هات چی ان

00:07:15.200 --> 00:07:17.250
لباس وسوسه انگیز میپوشی

00:07:17.250 --> 00:07:20.960
!آرزوی روزی رو داری که ارباب جوان تو رو ببینه

00:07:20.960 --> 00:07:26.320
گولتو بخوره، و با یه قدم بری تو آسمونا
و معشوقه خانه اربابی دوک بشی؟

00:07:26.320 --> 00:07:30.390
خوابشو ببینی! همه با دقت گوش کنین

00:07:30.390 --> 00:07:32.330
دستوراتمو بفرستین

00:07:32.330 --> 00:07:36.280
مخصوصا این پادوهای تازه وارد

00:07:36.280 --> 00:07:38.670
باهوش باشین

00:07:38.670 --> 00:07:40.870
من توی قصر بزرگ شدم

00:07:40.870 --> 00:07:43.300
همه جور حقه ای دیدم

00:07:43.300 --> 00:07:46.160
برای من هیچ دوز و کلکی سوار نکنین

00:07:46.160 --> 00:07:48.550
اگه بفهمم

00:07:48.550 --> 00:07:51.750
،کسی سعی کرده پسرم رو اغوا و تباه کنه

00:07:51.750 --> 00:07:53.560
،عمودی میاد

00:07:53.560 --> 00:07:55.130
افقی برمیگرده

00:07:55.130 --> 00:07:58.410
چشم، باید به آموزش هاتون توجه کنیم

00:08:24.590 --> 00:08:26.010
مادر

00:08:27.090 --> 00:08:31.380
کل شب رو داری به چی نگاه میکنی که حتی یه صفحه هم ورق نمیزنی؟

00:08:31.380 --> 00:08:34.540
طلا پیدا کردی؟

00:08:35.630 --> 00:08:37.720
یه جمله توی این صفحه دیدم

00:08:37.720 --> 00:08:39.970
و منو یاد یه پرسش استاد انداخت

00:08:39.970 --> 00:08:42.080
داشتم سر اون کلنجار میرفتم و فکر میکردم

00:08:42.080 --> 00:08:43.750
یه پرسش؟

00:08:43.750 --> 00:08:45.310
چه پرسشی؟

00:08:45.310 --> 00:08:50.750
بذار بشنوم. بذار مادر کمکت کنه روش فکر کنی

00:08:50.750 --> 00:08:52.330
نیازی نیست

00:08:54.940 --> 00:08:57.260
مادرت رو نادیده نگیر

00:08:57.260 --> 00:09:00.390
منم از بچگی معلم سرخونه داشتم

00:09:00.390 --> 00:09:04.170
تحصیلات من کمتر از تو و پدرت نیست

00:09:04.170 --> 00:09:08.770
کدوم کلمات و چه پرسشی؟ بهم بگو

00:09:09.940 --> 00:09:11.810
،حالا که بحث درس و تحصیل پیش اومده

00:09:11.810 --> 00:09:15.290
الان یه مدت زیادیه که تو خانه شنگ دارم تحصیل میکنم

00:09:15.290 --> 00:09:16.880
زیاد مزاحمشون شدم

00:09:16.880 --> 00:09:19.170
مادر، این چطوره؟

00:09:19.170 --> 00:09:22.860
فردا، با من میای که یه سری به خانوم بزرگ شنگ بزنی؟

00:09:22.860 --> 00:09:26.080
چند هدیه کیچیک به عنوان نشان نیتمون بیار. نظرت چیه؟

00:09:26.850 --> 00:09:29.180
،وقتی برای تحصیل رفتی خانه شنگ

00:09:29.180 --> 00:09:31.170
پدرت از قبل رفت اونجا

00:09:31.170 --> 00:09:33.480
و از قبل کلی هدیه فرستادیم

00:09:33.480 --> 00:09:37.850
طبق رسم، ما یه خاندان دوک هستیم

00:09:37.850 --> 00:09:41.200
خاندان شنگ یه خاندان رتبه پنجمه (وزیری)

00:09:41.200 --> 00:09:43.940
اگه از عرف سرپیچی کنیم و با پایین رتبه هامون صمیمی بشیم

00:09:43.940 --> 00:09:47.450
اگه مکررا سر بزنیم خیلی گستاخی بنظر میاد

00:09:47.450 --> 00:09:51.980
بقیه متوجه میشن که ما عمدا دنبال چیزی هستیم

00:09:52.660 --> 00:09:54.910
مثلا دنبال چی ممکنه باشیم؟

00:09:54.910 --> 00:09:58.750
یه ضرب المثله که میگه نمیتونی کسی رو
به خاطر خون گرمی زیاد مقصر بدونی

00:09:58.750 --> 00:10:04.320
مگه تو بچه ای نیستی که قبلا به ملاقاتهای اجتماعی اهمیتی نمیدادی؟

00:10:04.320 --> 00:10:07.550
اما امروز، چطوریه که انقدر علاقه مندی؟

00:10:07.550 --> 00:10:11.650
مگراینکه..یه داستانی داره؟

00:10:12.410 --> 00:10:14.860
مادر، منظورت چیه؟

00:10:14.860 --> 00:10:16.760
پسرت بزرگ شده

00:10:16.760 --> 00:10:20.810
برای ارتباطات اجتماعی، باید فهمیده تر باشم

00:10:21.520 --> 00:10:24.480
خوبه که پسرم این افکار رو داشته باشه

00:10:24.480 --> 00:10:27.720
بقیه اش با من و پدرت

00:10:27.720 --> 00:10:33.120
وقتی در راس جایگاه پیدا کردی و اسم و رسمی بهم زدی
اون موقع برای ملاقات با مردم زیاد دیر نیست

00:10:34.690 --> 00:10:38.700
مادر. فقط یه سر بزن لطفا

00:10:38.700 --> 00:10:42.670
تازگیا زیاد حالم خوب نیست و قیافم زار شده

00:10:42.670 --> 00:10:46.830
چطور میتونم با این قیافه کسیو ملاقات کنم؟

00:10:46.830 --> 00:10:51.100
مادر، همین حالاشم زیباترین زن روی زمینی

00:10:51.100 --> 00:10:55.860
اگه تو زشت باشی، پس هیچکس زیبا نیست

00:11:01.890 --> 00:11:04.340
عجب بچه ایه

00:11:04.340 --> 00:11:07.370
چرا انقدر اصرار داری که به خانه شنگ برم؟

00:11:07.370 --> 00:11:09.870
چه نقشه ای ریختی؟

00:11:12.710 --> 00:11:15.130
چه نقشه ای میتونم بریزم؟

00:11:15.130 --> 00:11:19.200
فقط میخواستم مادر با آموزش من بیشتر درگیر باشه

00:11:19.710 --> 00:11:21.950
به تو از همه بیشتر اهمیت میدم

00:11:21.950 --> 00:11:25.720
نگاه. اینا همه مخصوص تو درست شده

00:11:26.700 --> 00:11:29.230
،تو این مدت امتحانات

00:11:29.230 --> 00:11:31.140
فقط باید روی درس خوندن تمرکز کنی

00:11:31.140 --> 00:11:34.300
به بقیه زیاد فکر نکن

00:11:39.710 --> 00:11:41.350
بله

00:11:52.530 --> 00:11:56.080
شاهدخت، چیز مشکوکی پیدا کردین؟

00:11:58.400 --> 00:12:00.290
،یه کتاب نگه داشته بود

00:12:00.290 --> 00:12:02.830
اما چشماش یه جای دیگه رو نگاه میکرد

00:12:02.830 --> 00:12:06.070
تامل ادبیات و پرسش ها؟ من شک دارم

00:12:06.070 --> 00:12:11.390
بیشتر به نظر میاد یکی رو در قلبش داشته باشه

00:12:11.390 --> 00:12:14.970
شاهدخت، به این موضوع در داخل رسیدگی کنیم؟

00:12:14.970 --> 00:12:18.800
تو راهروها خیلیا هستن

00:12:18.800 --> 00:12:22.260
این دقیقا چیزیه که میخوام

00:12:22.260 --> 00:12:24.290
بذارم همه اینو تماشا کنن

00:12:36.100 --> 00:12:39.820
با احترام، شاهدخت. برای چه امری درخواست حضور منو دادین؟

00:12:50.330 --> 00:12:55.530
،وقتی ارباب جوان تو اتاق مطالعه خانواده شنگ داشت درس میخوند

00:12:55.530 --> 00:13:00.000
با دخترهای خانواده شنگ حرف زد؟

00:13:00.000 --> 00:13:02.400
،البته که حرف زد

00:13:02.400 --> 00:13:04.590
اما چیز زیادی هم نگفت

00:13:04.590 --> 00:13:06.610
استاد جوانگ برنامه فشرده ای داره

00:13:06.610 --> 00:13:09.290
اونا سرشون شلوغه و وقت زیادی برای حرف زدن ندارن

00:13:09.290 --> 00:13:11.710
قبل از صحبت دوباره بادقت فکر کن

00:13:11.710 --> 00:13:15.650
اگه یه وقتی بفهمم

00:13:15.650 --> 00:13:17.760
که راستشو نمیگی

00:13:17.760 --> 00:13:19.950
عواقبشو میدونی دیگه

00:13:19.950 --> 00:13:22.140
همه چیزایی که میگم درسته، هیچ چیز دروغ نیست

00:13:22.140 --> 00:13:24.020
بانوی بزرگ، هر طور که صلاح میبینین پرس و جو کنین

00:13:24.020 --> 00:13:27.750
امروز، سه دختر خانواده شنگ حتی پیداشون نشده

00:13:27.750 --> 00:13:30.590
شنیدم به خاطر اینه که دنبال مومویی هستن بهشون آداب یاد بده
<c.colorff8000> (مومو: دایه یا کارکنان بزرگتر)</c>

00:13:30.590 --> 00:13:32.980
احتمالا حتی نمیتونن در آینده با کسی ملاقات کنن

00:13:32.980 --> 00:13:40.110
پس، این خانواده شنگ.. تحصیلکرده و سرشار از ادب و نزاکتن

00:13:40.110 --> 00:13:42.310
بله. درسته

00:13:42.310 --> 00:13:45.220
ارباب جوان باهات خوب رفتار میکنه

00:13:45.220 --> 00:13:47.200
،اگه میخوای برای اون خوب باشی

00:13:47.200 --> 00:13:49.660
راستشو بهم بگو

00:13:49.660 --> 00:13:53.780
اگه همراهیش کنی، بهش صدمه میزنی

00:13:53.780 --> 00:13:58.030
میفهمم. همیشه مراقب علاقه مندی هاش بوده ام

00:13:58.030 --> 00:14:01.400
لازم نیست انقدر بترسی. حالا برو

00:14:01.400 --> 00:14:02.680
بله

00:14:12.660 --> 00:14:16.960
چرت و پرت محض. اون یه نقشه ای داره

00:14:16.960 --> 00:14:20.370
راستشو نمیگه؟

00:14:21.870 --> 00:14:24.310
خانواده شنگ سه تا دختر دارن

00:14:26.040 --> 00:14:29.920
میدونم چی تو سرشونه

00:14:29.920 --> 00:14:33.250
میتونیم شخصی که ارباب جوان رو همراهی میکنه جایگزین کنیم

00:14:33.250 --> 00:14:37.930
این کارو نکنین. بهش عادت داره. از بچگی تا الان با اون بوده و خیلی وفاداره

00:14:37.930 --> 00:14:41.250
تازه، یه کم دیگه امتحاناته

00:14:41.250 --> 00:14:45.010
اگه هیچ اتفاق بدی نیوفته، بهتره هیچ کاری نکنیم

00:14:45.010 --> 00:14:47.340
و شلوغش نکنیم

00:14:47.340 --> 00:14:49.780
میترسم روی چشم اندازهای آیندش تاثیر بذاره

00:15:10.380 --> 00:15:12.000
دایه

00:15:12.000 --> 00:15:13.130
بالاخره اومدی

00:15:13.130 --> 00:15:15.560
حالا که اینجایی لازم نیست نگران باشم

00:15:15.560 --> 00:15:17.650
این خونه رو برای تو پیدا کردم

00:15:17.650 --> 00:15:19.430
کوچه تیانشویی
(کوچه بهار شیرین یا کوچه آب شیرین)

00:15:19.430 --> 00:15:22.580
اسمش قشنگه و غیبگویی خاک اینجا هم خوبه

00:15:22.580 --> 00:15:26.570
این خونه خیلی شیکه ولی نمیتونم ازش استفاده کنم

00:15:26.570 --> 00:15:28.350
چرا؟

00:15:31.430 --> 00:15:32.800
از حالا به بعد

00:15:32.800 --> 00:15:34.730
تو صاحبشی

00:15:34.730 --> 00:15:36.830
اونا به دستورات تو گوش میدن

00:15:36.830 --> 00:15:40.170
باید از دایه خوب مراقبت کنین. نباید بی احترامی کنین

00:15:40.170 --> 00:15:41.720
چشم

00:15:44.200 --> 00:15:47.100
دایه بیا، از سفرهات خسته شدی

00:15:47.100 --> 00:15:48.520
یه کم بشین و استراحت کن

00:15:48.520 --> 00:15:49.920
،منظورت چیه استراحت کنم

00:15:49.920 --> 00:15:53.160
من مناسب خانمِ خانه بودن نیستم

00:15:55.280 --> 00:16:00.010
عازم یه سفر طولانی شدم که تو نگرانی ها و مسئولیتهات شریک باشم

00:16:02.610 --> 00:16:05.030
دایه، تو به مادرم خدمت میکردی

00:16:06.380 --> 00:16:09.700
سالهای زیادی تو خانواده بای زحمت کشیدی

00:16:09.700 --> 00:16:12.010
حالا باید از یه زندگی آزاد و راحت لذت ببری

00:16:12.010 --> 00:16:16.610
بعلاوه، من دیگه الان بالغم و افرادی دارم که بهم خدمت میکنن

00:16:16.610 --> 00:16:18.560
دیگه نیازی ندارم تو رو توی زحمت بندازم

00:16:18.560 --> 00:16:22.120
ارباب جوان، این پیرزن رو دست کم نگیر

00:16:22.120 --> 00:16:24.440
من هنوز محکم و قوی ام

00:16:24.440 --> 00:16:27.680
مشکلی نیست که 20سال دیگه هم کار کنم

00:16:28.530 --> 00:16:33.640
تازه، تو یکی رو لازم داری که باملاحظه و غم خوار باشه

00:16:35.320 --> 00:16:39.870
باشه، دایه. دیگه چیزی نگو. تصمیم گرفتم

00:16:46.620 --> 00:16:50.070
..دایه. راستش

00:16:50.770 --> 00:16:54.950
یه دلیلی هست که چرا نمیخوام تو خانه مارکیز زندگی کنی

00:16:56.000 --> 00:16:59.140
به خاطر اون بچه غیرمشروع و زنیه که نگه داشتی، درسته؟

00:16:59.880 --> 00:17:03.770
اشکالی نداره. تا وقتی که پاک و مهربون باشه

00:17:03.770 --> 00:17:07.900
و نسبت به تو بی ریا و صادق باشه، به اندازه کافی خوبه

00:17:07.900 --> 00:17:09.110
البته

00:17:09.110 --> 00:17:12.640
مانیانگ ذاتا پاک، مهربون، خونگرم و باملاحظه ست

00:17:12.640 --> 00:17:14.680
..فقط قضیه اینه که

00:17:15.180 --> 00:17:17.130
سابقه خانوادگی خوبی نداره

00:17:17.130 --> 00:17:19.860
وقتی تهی‌دست بود، برای یه مدت کوتاهی نوازنده دوره گرد بود

00:17:19.860 --> 00:17:21.770
اون نمیتونه وارد خانه اشرافی بشه

00:17:21.770 --> 00:17:23.580
چی؟

00:17:26.240 --> 00:17:29.490
!ارباب جوان، خیلی احمقی

00:17:30.080 --> 00:17:31.260
..تو

00:17:31.850 --> 00:17:35.090
،دایه، اون زمان

00:17:35.090 --> 00:17:39.060
وقتی دیدم تو خیابون دارن بهش قلدری میکنن، نمیتونستم کمکش نکنم

00:17:39.060 --> 00:17:43.750
اما نمیدونستم تمام راه رو تا بایلودونگ دنبالم میاد

00:17:43.750 --> 00:17:45.380
برادر بزرگش هم مرد

00:17:45.380 --> 00:17:48.070
متعاقبا..بعدا

00:17:49.000 --> 00:17:50.720
بچه ها اومدن

00:17:52.680 --> 00:17:55.230
میدونم خیلی عصبانی هستی

00:17:55.230 --> 00:17:58.180
اما این اشتباهیه که دیگه شده

00:17:58.180 --> 00:18:00.450
این دو تا بچه بیگناهن

00:18:01.440 --> 00:18:06.100
دایه، رو حساب اینکه وقتی بچه بودم مادر نداشتم

00:18:06.100 --> 00:18:08.020
فقط کمکم کن

00:18:09.790 --> 00:18:13.200
باشه. تو اربابی و من خدمتکارم

00:18:13.200 --> 00:18:16.740
میخوای یه معشوقه نگه داری و حتی بچه هایی داری

00:18:17.210 --> 00:18:21.320
این پیرزن چطور ممکنه کاری نکنه؟

00:18:22.890 --> 00:18:25.130
دایه، تو منو از همه بیشتر دوست داری

00:18:25.890 --> 00:18:29.760
راستی، پدرت درباره این میدونه؟

00:18:31.420 --> 00:18:32.950
میدونه

00:18:33.710 --> 00:18:37.960
!نه تنها میدونه، ارباب جوان رو به خاطرش کتک هم زده

00:18:38.660 --> 00:18:41.330
بدجور کتکت زده؟ بذار یه نگاهی بندازم

00:18:41.330 --> 00:18:43.260
بدجور نیست، دایه

00:18:43.260 --> 00:18:46.920
امروز صبح بهش دارو زدم. دیگه معلوم نیستش

00:18:46.920 --> 00:18:49.270
منظورت چیه؟ خونریزی داره

00:18:49.270 --> 00:18:51.010
ورمش به این بزرگیه

00:18:52.230 --> 00:18:56.060
نه، میخوام ببینم چقدر بده

00:18:56.060 --> 00:19:00.510
خوشبختانه برای رگ به رگ شدن و کبودی و میگرن دارو آوردم

00:19:00.510 --> 00:19:01.770
میرم بیارمش

00:19:01.770 --> 00:19:04.700
!مومو، نه-
تو.. اینجا صبر کن-

00:19:30.500 --> 00:19:35.320
 روزهای زیادی منتظر بودم. بالاخره شما اینجایین

00:19:37.240 --> 00:19:39.390
سلام مومو کونگ

00:19:40.880 --> 00:19:43.810
اینا دو دختر وسطی ان

00:19:43.810 --> 00:19:46.700
از کوچیکی نازپرورده و بی تجربه ان

00:19:46.700 --> 00:19:51.670
،اگه نسبت به سنشون آماده ی چیزایی که اون بیرونه نیستن
مومو، خواهش میکنم کم کم راهنماییشون کنین

00:19:51.670 --> 00:19:56.300
.میتونین دعواشون کنین یا کتکشون بزنین
 به عنوان مادرشون این درد رو حس نمیکنم

00:19:56.300 --> 00:19:58.400
بانوی بزرگ، شما خیلی متواضعین

00:19:58.400 --> 00:20:01.620
دو خانوم جوان دخترایی از یه خانواده محترم و تحصیلکرده ان

00:20:01.620 --> 00:20:04.770
طبیعتا رفتار و وقارشون فوق العادست

00:20:04.770 --> 00:20:08.400
من فقط چند سال توی قصر خدمت کردم

00:20:08.400 --> 00:20:10.970
یه کم بیشتر از دیگران باتجربه ام

00:20:10.970 --> 00:20:13.920
و چیزایی در مورد چای دم کردن و ارزیابی بخور میدونم

00:20:13.920 --> 00:20:19.300
اگه خانومها مایل به یادگیری ان، بدون هیچ قید و شرطی بهشون یاد میدم

00:20:19.300 --> 00:20:21.590
فورا از مومو تشکر کن

00:20:23.400 --> 00:20:25.400
ممنون، مومو

00:20:28.090 --> 00:20:29.750
همگی لطفا بشینین

00:20:41.300 --> 00:20:42.490
!..این

00:20:45.620 --> 00:20:50.130
بانو یه کاری دارن. معشوقه لین، شما اول برگردین

00:20:50.130 --> 00:20:52.350
.من باید یه چیز مهم رو به بانوی بزرگ گزارش بدم
..وقتی کارم تموم شد میرم

00:20:52.350 --> 00:20:57.810
نیازی نیست. بانو گفتن این مومو به دو خانوم آداب و نزاکت رو یاد میده

00:20:57.810 --> 00:21:01.190
خانوم چهارم همیشه شایسته و مودب، مهربون و پاکدامنه

00:21:01.190 --> 00:21:05.570
چون قبلا هیچوقت دست از پا خطا نکرده
درس آداب و نزاکت بیشتری لازم نداره

00:21:05.570 --> 00:21:08.410
گفتن این درست نیست. اونا همه دخترای خانواده شنگن

00:21:08.410 --> 00:21:10.830
این طرفداری از یکی و خوار کردن بقیه ست-
!دقیقا-

00:21:10.830 --> 00:21:14.070
من آدم تحصیلکرده ای نیستم. درک نمیکنم معنی این چیه

00:21:14.070 --> 00:21:17.880
..من فقط اینجام که پیام بانوی اصلی رو برسونم. اگه هنوز قبول نمیکنی بری

00:21:19.170 --> 00:21:21.170
یکی-
..تو-

00:21:23.130 --> 00:21:25.780
!..شما..! همتون

00:21:29.700 --> 00:21:33.050
بذارین ببینیم توی این خونه فامیلیتون شنگه یا لین

00:21:34.500 --> 00:21:38.310
عفریته کثیف. اسم خودشو گذاشته بانوی اصلی
اما کجاش شبیه خانم خانه ست

00:21:38.310 --> 00:21:41.340
انقدر میترسه که مواِر من حیثیت و اعتبار دخترشو بدزده

00:21:41.340 --> 00:21:44.320
معشوقه، عصبانی نباشین. راه حلهای دیگه ای داریم

00:21:44.320 --> 00:21:46.920
مواِر بیچاره ی من، که از من بدنیا اومده

00:21:46.920 --> 00:21:51.800
اگه خانم خانه بودم لازم نبود این شکلی
! نگران آیندش باشم. این فایده نداره

00:21:51.800 --> 00:21:53.660
!به هر قیمتی شده میفرستمش کلاس مومو کونگ

00:21:53.660 --> 00:21:56.570
حتما یه راهی پیدا میکنیم

00:21:57.820 --> 00:22:00.100
چه گناه های شیطانی ای

00:22:01.250 --> 00:22:04.140
،با اینکه حمایت از معشوقه ای که یه خواننده ست اشتباهه

00:22:04.140 --> 00:22:06.780
نمیتونه اینقدر بی رحم باشه که این کارو هم بکنه

00:22:07.850 --> 00:22:10.290
زخم های جدید کنار جای زخمهای قدیمی

00:22:10.290 --> 00:22:14.830
هرچی باشه، تو هم از گوشت و خونشی

00:22:14.830 --> 00:22:17.470
،اگه قرار بود اتفاقی بیوفته

00:22:17.470 --> 00:22:20.040
اون چی کار میکنه؟

00:22:20.040 --> 00:22:24.190
من خوبم، دایه. این زخمها بعد از چند روز خوب میشن

00:22:24.980 --> 00:22:29.090
از بچگی تا حالا، بارها کتک خوردی

00:22:29.090 --> 00:22:31.400
همیشه تا این حد کتک خوردی

00:22:33.280 --> 00:22:37.710
..نه..نه هر دفعه

00:22:37.710 --> 00:22:40.140
واقعا

00:22:40.660 --> 00:22:44.350
!خیلی بیرحمانه ست! خیلی بیرحمانه

00:22:45.390 --> 00:22:50.610
تقصیر منم هست که مایه ناامیدی ام

00:22:50.610 --> 00:22:52.130
وایسا

00:22:55.350 --> 00:22:57.580
این زخم رو از کجا گرفتی؟

00:22:57.580 --> 00:22:59.730
یادم نمیاد اینو داشته باشی

00:22:59.730 --> 00:23:03.260
این زخمی نیست که از کتک خوردن درست بشه

00:23:03.260 --> 00:23:05.990
ارباب جوان، انقدر اینو از من پنهان نکن. بهم بگو

00:23:05.990 --> 00:23:08.280
چطور اینجوری شدی؟

00:23:09.110 --> 00:23:11.080
،سه سال پیش

00:23:11.080 --> 00:23:14.600
یه برادر از شاخه پنجم خاندان به یه خدمتکار علاقه پیدا کرد

00:23:15.750 --> 00:23:18.540
،خدمتکار این رابطه رو قبول نکرد
پس اونم خودشو به اون تحمیل کرد

00:23:18.540 --> 00:23:22.220
اون خدمتکار به شدت پاکدامن بود، آخرش خودکشی کرد

00:23:22.220 --> 00:23:24.540
تقصیر رو انداختن گردن من

00:23:24.540 --> 00:23:27.020
اما مرده نمیتونه شهادت بده

00:23:27.020 --> 00:23:28.870
خانه یه مارکیز

00:23:28.870 --> 00:23:30.990
بهتر از زندان نیست

00:23:30.990 --> 00:23:33.990
!جهنمه، برزخه

00:23:33.990 --> 00:23:36.720
از قصد میان سراغ زندگیت

00:23:36.720 --> 00:23:38.940
که علیه ثروت و دارایی هات نقشه بچینن

00:23:40.210 --> 00:23:44.730
دایه، منظورت چیه میان سراغ زندگیم و برای ثروتم نقشه میچینن؟

00:23:44.730 --> 00:23:47.670
انگار داری قصه میگی

00:23:48.550 --> 00:23:52.580
ارباب جوان، هرچی باشه تو بچه یه زن مشروع در خانه مارکیزی

00:23:52.580 --> 00:23:56.210
،بعلاوه، اون معشوقه چین

00:23:56.210 --> 00:23:58.580
خیلی خوب باهات رفتار میکنه

00:23:58.580 --> 00:24:00.960
،پس، یه چیزایی هست که

00:24:01.790 --> 00:24:04.530
میخواستم پیش خودم نگه دارم

00:24:04.530 --> 00:24:08.930
و با خودم به گور ببرم، و برم دوباره خانوم رو ببینم
(خانوم: خدمتکار دیرین مادر مرحوم ارباب جوان)

00:24:16.480 --> 00:24:18.920
اگه دوست نداری بشنویش، ارباب جوان

00:24:18.920 --> 00:24:21.210
اصلا نمیگمش

00:24:29.480 --> 00:24:30.960
میشنوم

00:24:32.690 --> 00:24:34.980
حتما برات عجیبه

00:24:34.980 --> 00:24:38.770
،چطور مادرت، که دختر یه ناجر نمک بود

00:24:38.770 --> 00:24:41.500
تونسته بود با یه خانواده مارکیز ازدواج کنه

00:24:41.500 --> 00:24:44.720
و زن اصلی بشه، بانوی مشروع و قانونی

00:24:46.300 --> 00:24:50.010
برای زن مشروع، مهمه که شان و موقعیت دو خاندان مطابقت داشته باشه

00:24:50.010 --> 00:24:54.070
اما برای یه ازدواج دوم، خیلی سختگیرانه نیست، درسته؟

00:24:55.220 --> 00:25:00.350
خاندان گو اشرافیتشون رو از طریق پاداش کسب کردن
مدال عفو مرگشون رو بدست آوردن

00:25:00.350 --> 00:25:02.760
،اگه به خاطر یه مصیبت بزرگ که گریبانگیر اونا بود

00:25:02.760 --> 00:25:06.230
با یه خانواده تاجر ازدواج نمیکردن

00:25:07.720 --> 00:25:09.910
چه مصیبتی؟

00:25:11.730 --> 00:25:16.050
ارباب بزرگ، کل یه امپراتوری تجاری رو خودش ساخت

00:25:16.050 --> 00:25:18.920
اون تنها یه بچه داشت، مادرت، خانم ارشد

00:25:18.920 --> 00:25:25.710
اون میدونست خانواده بای مقیم جنوبی ترین دهکده
حتی یتیم ها و بیوه ها رو تبعید میکنه و میکشه

00:25:25.710 --> 00:25:27.850
نمیشد بهشون تکیه کرد

00:25:27.850 --> 00:25:32.130
پس میخواست دنبال یه ازدواج خوب برای خانوم جوان بگرده

00:25:32.130 --> 00:25:35.990
مهم نبود یه خانواده محقر باشه یا ثروتمند

00:25:35.990 --> 00:25:39.580
چیزی که اهمیت داشت این بود که برای خانوم خوب باشن

00:25:39.580 --> 00:25:43.380
حاضر بود که یه جهیزیه سخاوتمندانه همراه ازدواج دخترش بده

00:25:43.380 --> 00:25:49.040
اون زمان، یهو یکی از پایتخت یه سری زد

00:25:49.040 --> 00:25:55.150
اون مهمون گفت یه خانواده اشرافی
در دونگجینگ به دنبال ازدواجن

00:25:55.150 --> 00:25:59.530
فهمیدن که خانوم ما پاکدامن و خوش رفتاره

00:25:59.530 --> 00:26:02.300
واسطه ازدواج یه کاری کرد انگار یه پیوند ساخته شده در آسمانه

00:26:02.300 --> 00:26:04.690
اما ارباب بزرگ جلوتر فهمید که

00:26:04.690 --> 00:26:06.790
،کسی که دنبال ازدواج بود

00:26:06.790 --> 00:26:09.570
اونو برای پسرای چهارم و پنجم مارکیز میخواست

00:26:09.570 --> 00:26:11.820
حالا آرومتر برو، ارباب چهارم

00:26:11.820 --> 00:26:13.830
بیشتر بیا

00:26:13.830 --> 00:26:15.870
برای تو

00:26:15.870 --> 00:26:16.890
بگیرش

00:26:16.890 --> 00:26:21.090
یکی خوشگذرونه، و یکی مغرور و نامعقول

00:26:21.090 --> 00:26:24.190
فقط پسر ارشد، گو یانکای

00:26:24.190 --> 00:26:26.060
اون تنها جنتلمن بود

00:26:26.060 --> 00:26:28.880
اما وقتی پرسید، معلوم شد که ارباب ارشد

00:26:28.880 --> 00:26:32.070
از قبل با یه خانوم از خانواده چین اهل دونگچانگ ازدواج کرده

00:26:32.070 --> 00:26:35.190
پس اگه با اون ازدواج میکرد فقط یه معشوقه میشد

00:26:35.190 --> 00:26:38.080
خانوم تک دختر بود و تو بچگی مادرش رو از دست داده بود

00:26:38.080 --> 00:26:42.890
 برای ارباب بزرگ عزیز بود، پس
نمیتونست تحمل کنه اون از این تحقیر رنج ببره

00:26:42.890 --> 00:26:45.630
پس فکر کردیم این موضوع تموم شده

00:26:45.630 --> 00:26:51.530
اما شش ماه بعد، مارکیز بزرگ و بانو شخصا به این خونه اومدن

00:26:51.530 --> 00:26:56.630
گفتن زن قانونی پسر ارشد مشروع خانواده مارکیز در اثر بیماری فوت شده

00:26:56.630 --> 00:27:00.870
دنبال یه ازدواج مجدد براش بودن و
میخواستن با دوشیزه خانوم خانواده ما ازدواج کنه

00:27:00.870 --> 00:27:04.150
وصلت عالی برای اون پسر

00:27:04.150 --> 00:27:06.410
چطور ممکنه انقدر اتفاقی باشه؟

00:27:06.410 --> 00:27:10.400
بله. چطور ممکنه انقدر اتفاقی باشه؟

00:27:11.090 --> 00:27:17.030
خانواده گو گفتن زنهای خاندان چین همیشه مریض و ناتوان بودن

00:27:17.030 --> 00:27:22.570
وقتی هر دو بچه بودن این نامزدی انجام شده
پس فقط برای اینکه سر قولشون بمونن این ازدواج صورت کرفته

00:27:22.570 --> 00:27:26.610
پس این بدشانسی در واقع انتظار میرفت

00:27:26.610 --> 00:27:29.570
،چون مارکیز و بانو شخصا اومدن ملاقات

00:27:29.570 --> 00:27:34.760
و مایل بودن به دوشیزه خانوم با دبدبه و کبکبه کامل
،به عنوان زن مشروع خوشامد بگن

00:27:34.760 --> 00:27:37.240
این مطلوبترین وصلت بود

00:27:37.240 --> 00:27:40.700
چون پدر انتخاب کرده، مطمئنم حتما خوبه

00:27:40.700 --> 00:27:43.320
به حرف پدر گوش میدم

00:27:44.590 --> 00:27:45.970
عالیه

00:27:45.970 --> 00:27:50.250
یک سال عزاداری کامل شد و خانواده مارکیز هدیه های نامزدی رو فرستاد

00:27:50.250 --> 00:27:52.680
ارباب بزرگ قولش رو نگه داشت

00:27:52.680 --> 00:27:58.670
خانوم با خودش 3تا 5قایق لوازم جهیزیه آورد
و با خاندان مارکیز در دونگجینگ وصلت کرد

00:28:04.400 --> 00:28:08.150
خانوم، شما هم خوش سیما و هم باهوش هستین

00:28:08.150 --> 00:28:11.870
زندگی مجلل و شادی رو در خانه مارکیز خواهید داشت

00:28:13.320 --> 00:28:17.960
اما کی میدونست، وقتی اون وارد خونه شد، برای مراسم ازدواج تعظیم کرد

00:28:17.960 --> 00:28:23.080
،و توی شجره نامه ثبت شد
فقط اون موقع بود که فهمید یه جای کار میلنگه

00:29:03.060 --> 00:29:05.420
گو یانکای، اون احمق

00:29:05.420 --> 00:29:10.550
چون توی خاندان مارکیز بدنیا اومده بود، فکر کردیم نجیب و شرافتمنده

00:29:11.460 --> 00:29:13.070
!اما اون احمق

00:29:13.070 --> 00:29:17.760
سه ماه طولش داد

00:29:17.760 --> 00:29:21.290
فقط بعد از اینکه مارکیز بزرگ و بانو حسابی دعواش کردن

00:29:21.290 --> 00:29:24.130
بالاخره ازدواج با خانوم من رو انجام داد

00:29:24.130 --> 00:29:28.670
خانوم من رو مایه خنده کل خانه اربابی کرد

00:29:29.430 --> 00:29:32.330
،بعد از فوت مارکیز بزرگ و بانو

00:29:32.960 --> 00:29:38.170
عنوان مارکیز رو به ارث برد و فقط مغرورتر شد

00:29:38.170 --> 00:29:41.580
رفتارش با خانوم من سرد شد

00:29:41.580 --> 00:29:46.610
و روزها در خانه اربابی مارکیز روز به روز سختتر و سختتر شد

00:29:46.610 --> 00:29:50.040
مارکیز، دقیقا چه کار اشتباهی کردم؟

00:29:50.040 --> 00:29:52.410
چرا اینطوری باهام رفتار میکنی؟

00:29:56.510 --> 00:29:58.360
،مدت زیادی نگذشت که

00:29:59.270 --> 00:30:02.060
تو بدنیا اومدی، ارباب جوان

00:30:02.060 --> 00:30:06.590
خانوم بالاخره جایی برای ریشه دووندن داشت

00:30:08.090 --> 00:30:11.390
،اما دقیقا به خاطر اینکه تو رو داشت

00:30:11.390 --> 00:30:14.130
رابطه اش با اون

00:30:14.130 --> 00:30:16.600
بدتر شد

00:30:20.880 --> 00:30:25.120
فکر میکردم، فقط روزها رو تحمل کن

00:30:25.120 --> 00:30:28.520
کیه که روزهاشو این شکلی نمیگذرونه؟

00:30:28.520 --> 00:30:30.740
اما کی میدونست

00:30:31.730 --> 00:30:34.310
اون روز، خیلی تصادفی بود

00:30:35.860 --> 00:30:40.880
در واقع رفتیم توی باغ قدم بزنیم

00:30:42.880 --> 00:30:45.490
تینگیو، باید به خاطر بسپری

00:30:45.490 --> 00:30:47.970
مادرت توسط یکی به کام مرگ کشیده شد

00:30:47.970 --> 00:30:51.560
نباید هیچوقت دشمنت رو ببخشی

00:30:51.560 --> 00:30:53.780
کی کشتش؟

00:30:55.220 --> 00:30:58.620
اون زن طایفه بای که الان تو خونه ست

00:30:58.620 --> 00:31:02.260
نمیفهمم. مادر بای که با من خوبه

00:31:02.260 --> 00:31:05.440
بچه احمق. همش ساختگیه

00:31:05.440 --> 00:31:09.150
اون خانواده بای میدونست ارباب ما یه کسری حساب با دولت داره

00:31:09.150 --> 00:31:12.470
پس میخواستن با پولی که داشتن خودشون رو بلند پایه کنن

00:31:12.470 --> 00:31:15.450
دخترشون رو مجبور به ازدواج با خانواده مارکیز کردن

00:31:15.450 --> 00:31:18.890
با گفتن اینکه میتونن به پدربزرگت کمک کنن پولی که نیاز داره رو تامین کنه

00:31:18.890 --> 00:31:21.490
پدرت رو مجبور کردن مادرت رو طلاق بده

00:31:21.490 --> 00:31:24.730
،پدرت این کارو نمیکرد اما مادرت

00:31:24.730 --> 00:31:27.920
توسط اونها به مرگ کشیده شد

00:31:27.920 --> 00:31:31.630
تو و پدرت رو تک و تنها و ترحم آور در این دنیا رها کرد

00:31:31.630 --> 00:31:33.920
!مزخرفه. مهمله

00:31:33.920 --> 00:31:37.350
تو کی هستی؟ چطور جرات میکنی خانم من رو مسخره کنی؟

00:31:37.350 --> 00:31:38.580
!تو

00:31:38.580 --> 00:31:40.710
!مومو چانگ

00:31:42.110 --> 00:31:46.200
بانو، اون یه مشت فاحشه ها دارن شایعه درست میکنن

00:31:46.200 --> 00:31:48.250
خانوم، نباید به دل بگیرین

00:31:48.250 --> 00:31:53.340
!بعدا از مارکیز میپرسیم اون هرزه کی بود

00:31:53.340 --> 00:31:55.930
پدرشوهر و مادرشوهر شخصا اومدن خونه ما و درخواست کردن

00:31:55.930 --> 00:31:59.380
گفتن زن مارکیز دیگه فوت کرده و دنبال یه ازدواج مجدد برای اونن

00:31:59.380 --> 00:32:01.310
اینطوری با من به عنوان زن دوم وصلت کردن، درسته؟

00:32:01.310 --> 00:32:03.940
بله. این چیزیه که به ارباب بزرگ گفتن

00:32:03.940 --> 00:32:06.550
!با ارباب بزرگ به وضوح شنیدم

00:32:06.550 --> 00:32:11.980
اما چرا اون یه جوری میگه انگار پدرم اون زن خانواده چین رو کشته؟

00:32:13.290 --> 00:32:15.690
کی داره حقیقت رو میگه؟

00:32:17.740 --> 00:32:21.060
!بانوی بزرگ! بانوی بزرگ

00:32:28.100 --> 00:32:30.030
داری چی کار میکنی؟

00:32:31.340 --> 00:32:35.240
فقط به خاطر جهیزیه ام بود که با من ازدواج کردی؟

00:32:35.240 --> 00:32:39.400
خانوم، برید و اول استراحت کنید. مواظب شکمتون باشید

00:32:39.400 --> 00:32:43.160
اون پونصد هزار تیل جهیزیه که آوردم کسری های خانوادت رو کم کرد
<c.colorff8000> (تیل: واحد پول سابق چین)</c>

00:32:43.160 --> 00:32:46.020
کسری اون چیزی که فکر میکردم، فقط تموم شدن نقره هات نبود

00:32:46.020 --> 00:32:51.020
!در واقع شما اشرافی های پاداشی از دربار سلطنتی
قرض گرفتین و هیچوقت پس ندادینش

00:32:51.560 --> 00:32:53.950
،اعلیحضرت ازت خواست حساب رو پس بدی

00:32:53.950 --> 00:32:56.170
و همین حالاشم دو تا از اشرافی های پاداشی رو انداخته زندان، درسته؟

00:32:56.170 --> 00:32:57.500
کی بهت گفته؟

00:32:57.500 --> 00:32:59.620
!اگه راسته بهم بگو

00:33:05.910 --> 00:33:08.130
دلت نمیخواد درباره کسری با دربار بهم بگی

00:33:08.130 --> 00:33:12.200
پس بهم بگو زن خانواده چین چطوری مرد؟

00:33:12.200 --> 00:33:14.970
چرا یهو اینو میپرسی؟

00:33:14.970 --> 00:33:19.030
مگه از قبل بهت نگفتم؟ از یه بیماری مرد

00:33:19.030 --> 00:33:21.890
پس قبل از اینکه دنبال ازدواج تو خانواده ما بگردین به خاطر بیماری مرد

00:33:21.890 --> 00:33:24.350
یا بعدش بود که مرد

00:33:35.550 --> 00:33:38.380
برای اینکه این قرضتون رو بدین

00:33:38.380 --> 00:33:42.350
خانوادت 300تا 500هزار تیل لازم داشت

00:33:42.350 --> 00:33:44.820
،زن خانواده چین ضعیف و مریض بود

00:33:44.820 --> 00:33:48.110
پس اونو طلاق دادی که با من ازدواج کنی

00:33:48.110 --> 00:33:50.270
اون از دل شکستگی مرد

00:33:51.490 --> 00:33:55.260
حالا نقره هاتو بدست آوردی

00:33:55.260 --> 00:34:00.580
 و از این فاجعه فرار کردی، پس کم کم
من و پسرم رو به عنوان دردسر میبینی

00:34:01.620 --> 00:34:04.880
هر دقیقه میگی زن خانواده چین قبلی چقدر عالی بود

00:34:04.880 --> 00:34:09.770
،و پشت سرم به موقعیت پایین من میخندی
با اینکه سعی نمیکنی نشون بدی به من اهمیت میدی

00:34:09.770 --> 00:34:13.860
فکر میکردم چون زمینه نظامی داری نمیدونی چطور به آدم  عشق بورزی

00:34:13.860 --> 00:34:17.970
!و فکر میکردم زن خانواده چین خیلی نجیب بوده و نمیتونم باهاش برابری کنم

00:34:19.130 --> 00:34:26.310
اما در واقعیت، کل خانوادت منو به عنوان
عامل مرگ زن خانواده چینت میبینن

00:34:26.310 --> 00:34:29.790
اینا همش حدس غیرمنطقی خودته. اصلا چطور وجود داره؟

00:34:29.790 --> 00:34:32.180
دارم حدس غیرمنطقی میزنم؟

00:34:32.180 --> 00:34:34.090
تمام این سالها که دیگه باهات ازدواج کردم

00:34:34.090 --> 00:34:38.360
وقتی با منی، یا آه میکشی یا زخم زبون میزنی

00:34:38.360 --> 00:34:41.530
این دو پسر هر دو پسرای واقعی تو ان

00:34:41.530 --> 00:34:44.390
اما کلا چند بار یه‌اِر رو بغل کردی؟

00:34:44.390 --> 00:34:47.670
میدونی چند تا دندون داره یا قدش چقدره؟

00:34:47.670 --> 00:34:50.150
دست آدم انگشتهای بلند و کوتاه داره

00:34:50.150 --> 00:34:52.560
مادر یه‌اِر مرده و اون مریضه

00:34:52.560 --> 00:34:54.860
اشتباهه که بهش توجه کنم؟

00:34:54.860 --> 00:34:58.130
!مادر خونیش رو نداره ولی هنوز من، نامادریش، رو که داره

00:34:58.130 --> 00:35:02.660
هیچوقت براش مادر بدی بودم؟

00:35:02.660 --> 00:35:07.890
حتی اگه یه‌اِر بیاد پیشت، نمیتونه از من هیچ عیبی بهت بگه

00:35:07.890 --> 00:35:11.770
اما تو! داخل و بیرون اتاقها. این ور اون ور

00:35:11.770 --> 00:35:14.950
گوش یه‌اِر رو با بدنامی من پر میکنی

00:35:14.950 --> 00:35:18.550
امروز تو باغ، یه خدمتکار آشکارا به یه‌اِر گفت

00:35:18.550 --> 00:35:22.420
!که نباید کینه کشتن مادرش توسط من رو فراموش کنه

00:35:22.420 --> 00:35:26.780
و تو همش مهمونهای خانواده چین رو دعوت میکنی
!و کی میدونه اونا پشت سر من چی میگن

00:35:26.780 --> 00:35:28.520
!خفه شو

00:35:29.430 --> 00:35:33.880
چین ها برای ما مثل خانواده ان. به اونا تهمت نزن

00:35:34.590 --> 00:35:39.820
برو و از کل خانواده ما بپرس تمام روز رو به یه‌اِر چی یاد دادین؟

00:35:39.820 --> 00:35:42.340
اون وقت میفهمی دارم تهمت میزنم یا نه

00:35:42.340 --> 00:35:45.070
واقعا خیلی نادونی

00:35:45.070 --> 00:35:47.200
!انقدر الم شنگه راه ننداز

00:35:48.070 --> 00:35:50.630
دارم الم شنگه راه میندازم؟

00:35:52.400 --> 00:35:54.320
مارکیز

00:35:55.070 --> 00:35:58.170
پس یه الم شنگه واقعی رو ندیدی

00:36:01.870 --> 00:36:04.340
امروز میتونی برگه طلاقمو بنویسی

00:36:04.340 --> 00:36:09.560
یه‌اِر رو برمیدارم و به زادگاهمون یانگجو برمیگردیم، تمیز و مرتب

00:36:09.560 --> 00:36:12.150
!بسه-
تو-

00:36:12.690 --> 00:36:15.570
!الان ماه هشتم بارداریته. نمیتونی جایی بری

00:36:15.570 --> 00:36:18.110
بانو، عصبانیت شما رو سردرگم کرده

00:36:18.110 --> 00:36:19.870
اینا مسائل قدیمی ان

00:36:19.870 --> 00:36:23.820
بیاین دوباره روش فکر کنیم. با یه بچه هم هستی

00:36:23.820 --> 00:36:29.500
،ما رو به عنوان خانواده تاجر کوچیک میکنن
 پس فقط یه برگه طلاق بهم بده که بتونم برم

00:36:29.500 --> 00:36:33.460
جهیزیه، به عنوان باخت به خانوادت درنظر میگیرمش

00:36:33.460 --> 00:36:36.190
حتی یه سکه هم پس نمیگیرم

00:36:37.930 --> 00:36:42.600
تمیز و مرتب. آزاد و تمیز میرم

00:36:42.600 --> 00:36:45.370
!انقدر این الم شنگه رو راه ننداز

00:36:45.370 --> 00:36:48.900
جهیزیه رو پدرت موافقت کرده بود

00:36:48.900 --> 00:36:51.590
فقط باید روی به سلامت به دنیا آوردن این بچه
تمرکز کنی و بعدا بیشتر حرف بزنیم

00:36:51.590 --> 00:36:55.010
نذار پلیدها بازیت بدن

00:36:55.010 --> 00:36:57.400
!بذار برم. ولم کن

00:36:57.400 --> 00:36:58.860
!نمیتونی بری

00:36:58.860 --> 00:37:01.900
بانو. بانو؟

00:37:01.900 --> 00:37:05.170
چی شده؟-
طبیب رو بیارین. داره وضع حمل میکنه-

00:37:05.170 --> 00:37:07.120
!بانو-
!خدمتکارها-

00:37:07.120 --> 00:37:08.360
!بانو

00:37:08.360 --> 00:37:13.120
طبیب رو بیارین. ماما رو پیدا کنین. بانو داره وضع حمل میکنه-
!بانو-

00:37:13.120 --> 00:37:17.830
خیلی بد از همتون فریب خوردم

00:37:17.830 --> 00:37:19.860
..بانو

00:37:26.300 --> 00:37:29.370
،یه سال بعد از فوت مادرت

00:37:30.240 --> 00:37:34.670
 مارکیز باعجله با خواهر کوچیکتر زن اولش ازدواج کرد

00:37:34.670 --> 00:37:36.300
دیگه چیزی نگو

00:37:37.130 --> 00:37:39.470
ممکنه یه سوتفاهم باشه؟

00:37:41.410 --> 00:37:44.370
..ممکنه اشتباه شنیده باشی

00:37:44.370 --> 00:37:46.240
یا اشتباه یادت باشه؟

00:37:47.830 --> 00:37:51.770
هرچیزی که با چشمای خودم دیدم رو بهت گفتم

00:37:51.770 --> 00:37:54.300
یه ذره اش هم اشتباه نیست

00:37:54.300 --> 00:37:57.250
،این سالها، این مسائل

00:37:57.250 --> 00:38:00.730
بارها و بارها توی سرم میچرخید

00:38:00.730 --> 00:38:03.680
خیلی واضح یادمه

00:38:20.110 --> 00:38:22.290
استراحت کن، دایه

00:38:51.600 --> 00:38:55.730
 نگاه کردن به این زیبارو زیر نور شمع
و نگاه کردن به این گل زیر نور مهتاب

00:38:55.730 --> 00:38:57.800
چه منظره ای

00:38:59.160 --> 00:39:01.240
الان دیگه پیرم

00:39:01.240 --> 00:39:03.500
پیر نه

00:39:03.500 --> 00:39:07.930
حتی اگه چند دهه دیگه هم بگذره، برای من تو هنوز یه زیبارویی

00:39:09.170 --> 00:39:15.220
راستشو میگی؟ اگه یکی جوونتر و زیباتر رو ببینی وسوسه نمیشی؟

00:39:17.240 --> 00:39:19.500
زیبا زیاد هست

00:39:22.860 --> 00:39:28.430
اما یه زیبا با کلی استعداد که منو درک کنه نادره

00:39:28.430 --> 00:39:35.010
شوآنگ‌اِر، برای من تو همیشه اولی

00:39:38.840 --> 00:39:43.140
اون روز رو یادمه. داشتم با خانوم بزرگ گلدوزی میکردم

00:39:43.140 --> 00:39:49.710
تو پرده رو بالا زدی و اومدی تو، یه عطر گل یاسمن با خودت آوردی

00:39:49.710 --> 00:39:53.000
هیچوقت اون تصویر تو از اون موقع رو فراموش نمیکنم

00:39:54.400 --> 00:39:58.530
این زندگی، دنبال کردنت، هیچ شکایتی ندارم

00:40:01.800 --> 00:40:06.300
شوآنگ‌اِر، هیچوقت نمیذارم پشیمون بشی

00:40:10.620 --> 00:40:12.890
هیچوقت پشیمون نمیشم

00:40:13.440 --> 00:40:18.590
فنگ‌اِر و مواِر هر دو خیلی حرف شنو ان، و اغلب شبها فکر میکنم

00:40:18.590 --> 00:40:21.770
اینا همش یه زندگی خوبه که تو بهم دادی

00:40:24.190 --> 00:40:29.120
فقط تازگی مواِر همش گریه میکنه

00:40:29.120 --> 00:40:31.770
و میترسم با گریه سلامتیشو از بین ببره

00:40:31.770 --> 00:40:34.130
یهو چشه؟

00:40:35.790 --> 00:40:41.230
همش به خاطر اینه که چطور چند روز پیش
 جلوی کنتس وجه و آبروتو برد

00:40:43.210 --> 00:40:47.330
این که تقصیر اون نیست، و من از قبل پیگیریش کردم که روشنش کنم

00:40:47.330 --> 00:40:51.030
تقصیر رولان و مینگ لان بود، اون دخترا دردسر سازن

00:40:51.030 --> 00:40:53.050
اما موموی دربار از قصر اینجاست

00:40:53.050 --> 00:40:56.190
و داره به رولان و مینگ لان رسم و رسوم یاد میده، اما نمیذاره مواِر شرکت کننده

00:40:56.190 --> 00:41:02.050
اون دو تا احمقن و باید بهشون یاد داد، اما مولان از همه فهمیده تره

00:41:02.050 --> 00:41:06.120
لازم نیست بره. میتونه فقط به درس های کلاس ادامه بده

00:41:08.570 --> 00:41:12.570
اما مولان باز هم به سالن جلویی رفت

00:41:12.570 --> 00:41:16.170
اخلاقش درست مثل منه. زیادی لطیفه

00:41:16.170 --> 00:41:20.500
در واقع باید به آموزش خدمتکار قصر گوش بده

00:41:20.500 --> 00:41:23.340
اما چون تو خیلی بهم عشق میورزی

00:41:23.340 --> 00:41:27.210
بانوی بزرگ منو بیرون و دعوام کرد

00:41:27.210 --> 00:41:31.730
گفت همیشه تو رو اغفال میکنم

00:41:32.660 --> 00:41:34.530
بازم تو رو دعوا کرد؟

00:41:35.560 --> 00:41:37.600
این مهم نیست

00:41:37.600 --> 00:41:41.650
فقط اینکه مواِر من گناه داره

00:41:41.650 --> 00:41:48.170
حیف که اون نجیب زاده بدنیا اومده، اما مادرش منم

00:41:48.170 --> 00:41:52.150
و حتی نمیتونه به درسهایی درباره آداب بانوان گوش بده

00:41:52.150 --> 00:41:57.130
فقط متنفرم که خیلی دیر باهم آشنا شدیم

00:41:57.130 --> 00:42:00.610
تو از قبل زن داشتی و من نمیتونستم تحمل کنم که ترکت کنم

00:42:00.610 --> 00:42:04.120
،پس فقط باید معشوقت میشدم

00:42:04.120 --> 00:42:07.350
و بچه خودم رو گرفتار کردم

00:42:07.350 --> 00:42:14.380
اگه مواِر من از شکم بانوی بزرگ بدنیا اومده بود چقدر عالی میشد

00:42:19.750 --> 00:42:21.330
خیله خب

00:42:23.520 --> 00:42:25.150
گریه نکن

00:42:26.690 --> 00:42:28.440
نگاش کن

00:42:36.200 --> 00:42:39.670
این مجازاته. یه جور افتخار بزرگ نیست

00:42:39.670 --> 00:42:41.760
غصه نخور

00:42:41.760 --> 00:42:43.390
باشه

00:42:43.390 --> 00:42:49.030
هونگ عزیز، من اصالتا یه خدمتکار پایین رتبه ام

00:42:49.030 --> 00:42:52.720
میترسم وصلت مواِر رو خراب کنم

00:42:52.720 --> 00:42:55.590
مواِر عالیه ولی این باز هم کافی نیست

00:42:55.590 --> 00:42:59.070
همش به بانوی بزرگ بستگی داره

00:42:59.070 --> 00:43:01.810
هونگ. بهم بگو

00:43:02.760 --> 00:43:07.730
چون من نازپرورده ام بانوی بزرگ ازت متنفره

00:43:07.730 --> 00:43:10.030
و به خاطر همین نمیذاره مواِر به این درسها گوش بده؟

00:43:10.030 --> 00:43:12.560
!به هرحال اون رئیس من نیست

00:43:15.310 --> 00:43:16.840
درسته

00:43:16.840 --> 00:43:21.630
توی این خونه، شما رئیسی

00:43:43.500 --> 00:43:55.300
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:43:55.324 --> 00:44:07.324
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

00:44:07.440 --> 00:44:17.130
‏♫ یک روز ‏صبح یک ‫گل باز ‏شد و به درخت بید رسید
بسیار خوشبو بود و‏ ‏فکر کرد درخت،‫ ارباب اوست ‏♫

00:44:17.130 --> 00:44:25.810
‫♫ حتی اگر صبحها بارانی‫ باشد، ابرهای سرخ نیمی از روز نور خورشید دارند
 ♫ باد و باران  کامل روی آنها اثر ندارد

00:44:25.810 --> 00:44:35.580
‫♫ تو در قصر همیشه بی پروایی و نحیفتر می شوی
اشک های پر‫ از اندوهت سرازیر می شوند ♫

00:44:35.580 --> 00:44:45.380
‫♫ ‫نامه های نوشته شده‫ روی ابریشم، مرا عزل می کنند،
♫ تنها ناگهان یادآوری می کنند، برای سالها جز در خفا نمی توانم ببینمت

00:44:45.380 --> 00:44:50.020
‏♫ ‫دیشب، ‫وقتی در خواب عمیق بودم، باد و
باران شدید نتوانست‫ اثر شراب را از بین ببرد ♫‎‏

00:44:50.020 --> 00:44:54.020
وقتی از کسی سوال کردم، پرده را کنار زد ♫
 ♫ و گفت همه درختان سیب مثل قبل هستند

00:44:54.020 --> 00:45:03.800
<font>‫  </c> ♫ نمی دانی، نمیدانی،
♫ باید برگها سبز شده و گلها افتاده باشد؟

00:45:03.800 --> 00:45:08.390
‏♫ ‫دیشب، ‫وقتی در خواب عمیق بودم، باد و
باران شدید نتوانست‫ اثر شراب را از بین ببرد ♫‎‏‏

00:45:08.390 --> 00:45:12.500
وقتی از کسی سوال کردم، پرده را کنار زد ♫
 ♫ و گفت همه درختان سیب مثل قبل هستند

00:45:12.500 --> 00:45:22.650
<font>‫  </c> ♫ نمی دانی، نمیدانی،
♫ باید برگها سبز شده و گلها افتاده باشد؟

00:45:23.940 --> 00:45:37.740
<font>‫  </c> ♫ نمی دانی، نمیدانی،
♫ باید برگها سبز شده و گلها افتاده باشد؟