﻿WEBVTT

00:00:00.010 --> 00:00:54.750
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:54.780 --> 00:01:00.150
<i>داستان مینگ لان</i>

00:01:00.150 --> 00:01:02.950
<i>قسمت 18</i>

00:01:03.600 --> 00:01:07.150
این به خاطر اینه که تو همه جهیزیه همسر فن رو خرج کردی

00:01:07.150 --> 00:01:10.410
و حالا هم میخوای هدیه های بی شمار نامزدی گو تینگیه رو صاحب بشی

00:01:10.410 --> 00:01:16.170
تو فقط میخوای که یانران از خونه بیرون کنی تا جا واسه یانهونگ باز بشه

00:01:16.170 --> 00:01:19.190
چطور این حرفو میزنید

00:01:19.190 --> 00:01:22.250
شهرت خوب نسل های خانواده یو به وسیله شما داره خراب میشه

00:01:22.250 --> 00:01:24.490
ما این قصد و نداشتیم

00:01:24.490 --> 00:01:28.220
من میخواستم بهتون بگم .
ازدواج یانران ؟ هیچ کدوم از شما حقی در این مورد نداره

00:01:28.220 --> 00:01:32.540
اما پدر مادر ، همانطور که پیر فرزانه میگه

00:01:32.540 --> 00:01:35.720
"ازدواج توسط والدین مشخص میشه و توسط دلال ازدواج پادرمیونی میشه"

00:01:35.720 --> 00:01:39.360
من پدر یانران هستم , طبیعیه که بخوام در این مورد نظر بدم

00:01:40.230 --> 00:01:43.330
حرفای والدین توسط دلال ازدواج تایید  میشه؟(منظور همون واسط بودن)

00:01:43.330 --> 00:01:47.640
خوبه پس. برو اون زن بدبخت طلاق بده

00:01:47.640 --> 00:01:49.760
پدر شوهر ،این دیگه از کجا اومد  ؟

00:01:49.760 --> 00:01:52.020
- . . .اگه این کارو بکنی
- اون دلال ازدواج بفرست بره

00:01:52.020 --> 00:01:56.270
من پدر واقعیش هستم ،واقعا میخوام زندگیش خراب بشه ؟

00:02:02.580 --> 00:02:05.100
این دستخت هنوزم خیلی بده

00:02:06.640 --> 00:02:10.680
خانم ،چطوره که اون قلم مو خرگوش رو برداریم ؟

00:02:10.680 --> 00:02:14.300
شاید اگه یه قلم مو بهتر داشته باشید، دستختتون بهتر بشه

00:02:15.530 --> 00:02:19.400
 اون قلم مو .بیا فقط نگهش داریم

00:02:19.400 --> 00:02:21.350
این دفتر خوشنویسی اصلا خوب نیست

00:02:21.350 --> 00:02:24.320
برادر دوم چند وقته یه دفترچه کپی جدید واسم پیدا نکرده

00:02:24.320 --> 00:02:27.690
چند روز پیش ،ارباب جوان دوم گفت که چند تا  جدیدشو پیدا کرده

00:02:27.690 --> 00:02:30.070
و   براتون میارشون

00:02:30.070 --> 00:02:32.390
.پس بهش بگو بیاره

00:02:32.390 --> 00:02:33.860
چشم

00:02:50.330 --> 00:02:52.500
ارباب جوان دوم میخوان که نوشتن رو با چایی تمرین کنند ؟

00:02:52.500 --> 00:02:55.400
 پس من براتون یک چایی دیگه دم میکنم.

00:02:55.400 --> 00:02:59.510
نمیدونم که شما چایی جوان دوست دارید یا چایی اژدها ؟

00:03:00.030 --> 00:03:02.100
نیازی نیست

00:03:05.830 --> 00:03:08.330
چرا اینقدر خواهر ششم طولش میده؟

00:03:09.250 --> 00:03:11.840
این زمان واسه دم کشیدن دو فنجون چایی کافی بود

00:03:11.840 --> 00:03:13.550
برو بگو یکم  عجله کنه

00:03:19.150 --> 00:03:24.030
خانم ، در حقیقت هیچ کار دیگه ای واسه انجام دادن نداریم .چطوره که دیگه بریم بیرون؟

00:03:24.030 --> 00:03:28.400
 ارباب جوان دوم برای شما یک دفترچه خوشنویسی جدید آوردن ، خوب نیست که ایشون معطل کنیم

00:03:28.400 --> 00:03:30.580
تا موقعی که اون کسیو داره که بهش خدمت کنه....

00:03:31.090 --> 00:03:36.130
البته که یینشینگ به ایشون خدمت میکنه !بقیه نمیتونن این موقعیتو ازش بدزدن

00:03:36.130 --> 00:03:38.300
اون از عمارت بانوی بزرگ فرستاده شده

00:03:38.300 --> 00:03:41.070
 این قابل درکه که اون دلش واسه اربابش تنگ شده باشه

00:03:42.500 --> 00:03:46.210
دانجو ، این سنجاق سر و عوض کن .این یکی خوشگل نیست

00:03:46.210 --> 00:03:47.590
چشم

00:03:56.920 --> 00:03:59.340
 خانم یکم دیگه میان

00:03:59.340 --> 00:04:02.150
ارباب جوان دوم ، اخیرا داره گرم میشه

00:04:02.150 --> 00:04:05.720
دو خدمتکاری که کنارتون هستند ،لانگائو و یانگائو

00:04:05.720 --> 00:04:08.330
واستون لباس ابریشمی دوختن ؟

00:04:09.950 --> 00:04:12.450
چیکار میکنی؟

00:04:15.380 --> 00:04:19.960
این ...! چطور خدمتکارای اندرونی خواهر ششم اینقدر سرکشن

00:04:19.960 --> 00:04:23.160
ارباب جوان دوم ،من یینشینگ از عمارت بانوی بزرگ هستم

00:04:23.160 --> 00:04:26.890
شما منو به خاطر ندارید؟ من فقط داشتم از حال شما جویا میشدم

00:04:26.890 --> 00:04:28.510
مزخرفه

00:04:30.630 --> 00:04:36.320
خواهر ششم .کی سرپرست خدمتکاراته ؟ اصلا اونارو آموزش میده؟

00:04:37.380 --> 00:04:39.650
برادر دوم چرا اینقدر عصبانی هستی؟

00:04:39.650 --> 00:04:42.570
 سرویس دهی چای یینشینگ خوب نبود؟

00:04:42.570 --> 00:04:46.180
یینشینگ ، سریع عذرخواهی کن

00:04:48.000 --> 00:04:50.490
تو یه اندرونی واسه خودت درست کردی و مدیریت امور خانواده شنگ رو داری

00:04:50.490 --> 00:04:54.330
تو باید خیلی در مورد خوب بودن خدمتکارات دقت کنی

00:04:55.020 --> 00:04:59.230
برادر دوم، من در تعجبم که چطور یینشینگ به شما توهین کرده ؟

00:05:04.890 --> 00:05:07.720
 به هر حال ،اون خیلی ناشیه

00:05:10.290 --> 00:05:14.160
یینشینگ از عمارت بانوی بزرگه

00:05:14.160 --> 00:05:17.790
من ، من باید به موقعیت بانوی بزرگ احترام بگذارم (منظور قبول کردن خدمتکارشه)

00:05:17.790 --> 00:05:20.680
 پس ... پس

00:05:20.680 --> 00:05:23.890
به من اجازه بدید عذرخواهی کنم

00:05:32.130 --> 00:05:34.390
 تو خیلی شخصیت آرومی داری

00:05:34.390 --> 00:05:36.410
چطور میخوای مدیریت کنی؟

00:05:57.380 --> 00:06:01.090
خلق و خوی ارباب جوان دوم خیلی خشکه ،نیازی نیست در این موردنگران باشی

00:06:01.090 --> 00:06:03.250
خانممون سرزنشت نمیکنه

00:06:03.250 --> 00:06:05.960
دفعه دیگه فقط به خانم خدمت کن

00:06:05.960 --> 00:06:08.770
 اگر ارباب جوان دوم دوباره اومدند بذار شاوتائو خدمت کنه

00:06:08.770 --> 00:06:12.410
نه ، اگه دوباره ایشون اومدند به من یه شانس دیگه بدید

00:06:12.410 --> 00:06:14.810
تا بتونم کار امروزم اصلاح کنم

00:06:16.500 --> 00:06:21.700
 اونم خوبه . چون که تو از عمارت بانوی بزرگ هستی خانوم سرزنشت نمیکنه

00:06:23.540 --> 00:06:25.500
خانم یانران؟

00:06:27.220 --> 00:06:33.020
همیشه مرسوم بوده که والدین برای ازدواج فرزندانشون تصمیم بگیرن
این بدین معنیه که من باید با اون 'گو تینگیه' ازدواج کنم؟

00:06:33.020 --> 00:06:37.540
 اما من نمیتونم باهاش ازدواج کنم !چیکار باید بکنم؟

00:06:37.540 --> 00:06:41.670
تو در مورد "لیدی لی محافظ گذرگاه نیانگزی " چیزی میدونی؟

00:06:43.370 --> 00:06:45.970
به این نگاه کن

00:06:45.970 --> 00:06:48.540
این توسط مادرم قلاب دوزی شده

00:06:53.180 --> 00:06:57.210
 مادر من میگفت "پرنسس جائو از پینگ یانگ "(همون لیدی لی که فامیل همسرش ژنرال جائو بوده )

00:06:57.210 --> 00:07:01.520
بدون تکیه به پدرش و برادر هاش و شوهر و پسرهاش

00:07:01.520 --> 00:07:04.120
تونست صدها هزار دشمن خشمگین رو شکست بده
گمان میشده که لیدی لی برای امنیت خودش پنهان بشه ، اما)
(اون به جاش دست تنها هفتاد هزار سرباز رو استخدام میکنه و قیام میکنه

00:07:04.120 --> 00:07:06.310
اون یه الگو برای همه خانم هاست

00:07:06.310 --> 00:07:09.950
مادرت واقعا تک بوده

00:07:12.390 --> 00:07:15.850
اون موقع ، مادر در لبه مرگ بود

00:07:15.850 --> 00:07:18.940
این عموی دوم گو بود که خودشُ به سختی انداخت و به من کمک کرد

00:07:18.940 --> 00:07:22.470
اگرچه مادرم در نهایت موقع زایمان از  دنیا رفت ،

00:07:22.470 --> 00:07:25.730
وقتی که من فقط هشت سالم بود

00:07:25.730 --> 00:07:28.670
اما توی قلبم ، من هنوزم از عموی دوم گو متشکرم.

00:07:28.670 --> 00:07:32.130
 عموی دوم گو واقعا مرد خردمندیه

00:07:32.750 --> 00:07:36.750
خردمند ؟؟؟

00:07:36.750 --> 00:07:40.190
منظورت اینه که اشکالی نداره باهاش ازدواج کنم ؟؟

00:07:42.320 --> 00:07:44.480
 نه، نه.

00:07:44.480 --> 00:07:46.650
من واقعا نمیتونم.

00:07:51.880 --> 00:07:55.660
 بذار بهت بگم . جوکائو واسم پرس و جو کرده

00:07:55.660 --> 00:07:59.590
اون عموی دوم گو در حال حاضر هفت -هشتا همخوابه داره

00:07:59.590 --> 00:08:02.740
 و با فاحشه ها صمیمیه

00:08:02.740 --> 00:08:07.420
اون همش تو فاحشه خونه ها سرگرمه

00:08:07.420 --> 00:08:09.380
اون روز تو  مسابقه دیدیش

00:08:09.380 --> 00:08:14.010
اونی که کنارش بود رئیس وی از تراس ابر وسیع بود

00:08:15.820 --> 00:08:18.870
بله دیدم

00:08:18.870 --> 00:08:21.690
قبل اینکه مادرم فوت کنه

00:08:21.690 --> 00:08:24.110
من وارث مشروع از همسر اصلی بودم

00:08:24.110 --> 00:08:29.000
هیچ نگرانی نداشتم و مثل طلا و یشم  باارزش بزرگ شدم

00:08:30.590 --> 00:08:33.040
اما حالا...

00:08:33.780 --> 00:08:37.120
فقط باری از ازدواج قبلی ام که به راحتی وحشت زده میشه

00:08:37.120 --> 00:08:41.440
پدربزرگم به خاطر من  از دست پدرم عصبانیه

00:08:41.440 --> 00:08:44.690
 مادربزرگم شب و روز آه میکشه

00:08:44.690 --> 00:08:47.040
اونا همیشه منو عزیز داشتن

00:08:47.040 --> 00:08:50.740
حالا توی سنین پیری ، اونا باید این سختیو تحمل کنن

00:08:50.740 --> 00:08:53.950
مینگ لان ،اینا همش تقصیر منه

00:08:53.950 --> 00:08:58.590
من باعث شدم که خانواده ام توی این سختی بیوفتن من به پدربزرگ و مادربزرگم بدهکارم

00:08:58.590 --> 00:09:00.690
اگر راه دیگه ای وجود نداره

00:09:00.690 --> 00:09:02.780
 من فقط چشمامو میبندم و باهاش ازدواج میکنم

00:09:02.780 --> 00:09:04.410
این مزخرفاتو تمومش کن

00:09:04.410 --> 00:09:06.920
اما پدربزرگ همین الانشم خیلی پیره

00:09:06.920 --> 00:09:09.650
اون نمیتونه این وضعیتو تحمل کنه

00:09:09.650 --> 00:09:11.720
و مادربزرگم گریه میکنه

00:09:11.720 --> 00:09:16.230
اگه چیزی ، اگه چیزیشون بشه چی؟

00:09:20.350 --> 00:09:22.480
گریه کردن تمومش کن

00:09:29.050 --> 00:09:32.470
ما هردومون از بچگی بی مادر بزرگ شدیم

00:09:32.470 --> 00:09:35.910
ما به خاطر لطف پدربزرگ و مادربزرگمون بزرگ شدیم

00:09:35.910 --> 00:09:40.930
اما این یه دلیله که ما راحت از سختی هایه زندگی دست نکشیم

00:09:41.800 --> 00:09:44.880
اگر واقعا چشم هاتو ببندی و ازدواج کنی,

00:09:44.880 --> 00:09:49.720
و زندگیت بعدا طاقت فرسا بشه ، پدربزرگت قلبش به خاطر این نمیشکنه؟

00:09:52.330 --> 00:09:57.220
نگران نباش .استاد تونسته تو درباره سلطنتی کار کنه

00:09:57.220 --> 00:09:59.430
اون آدمی نیست که این مسائل براش اهمیتی داشته باشه

00:09:59.430 --> 00:10:04.400
ایشون و پدرت ، پدر و پسر واقعی هستند

00:10:04.400 --> 00:10:06.750
چند روز که بگذره همه چیز خوب میشه

00:10:06.750 --> 00:10:10.940
پس خیلی فکر نکن و شجاع باشه

00:10:17.690 --> 00:10:21.460
-درسته . مینگ اِر
-دیگه گریه نکن

00:10:22.070 --> 00:10:23.830
خیلی خوشحالم که تورو دارم

00:10:23.830 --> 00:10:25.890
تو دیگه چرا گریه میکنی؟

00:10:25.890 --> 00:10:29.890
این به خاطر توعه .باعث شدی گریه کنم

00:10:29.890 --> 00:10:31.680
خیلی بدی

00:10:47.220 --> 00:10:51.030
منظورت اینه که ،این مرد از خانه گو در گذشته

00:10:51.030 --> 00:10:53.390
کمکت کرده؟

00:10:53.390 --> 00:10:57.540
بله . اون موقع ،من تو خیابونا مدت زیادی دویدم

00:10:57.540 --> 00:10:59.900
و نزدیک بود که خون بالا بیارم

00:10:59.900 --> 00:11:04.180
خداروشکر،من به عموی دوم گو برخوردم و تونستم یه پزشک رو به خونه ببرم

00:11:04.180 --> 00:11:08.740
چه مرد بزرگ و باشرافتیه

00:11:14.110 --> 00:11:17.030
امروز ما چند تا عود اضافه روشن میکنیم

00:11:17.030 --> 00:11:20.250
از" تای ئی " درخواست میکنیم که از خانوادمون محافظت کنه

00:11:20.250 --> 00:11:24.440
و برای صلح و آرامش پایدار خانوادمون دعا میکنیم

00:11:41.810 --> 00:11:44.960
خوبه .بریم

00:11:44.960 --> 00:11:48.960
برو یانران رو پیدا کن . میریم تا بختشو بخونیم

00:12:04.400 --> 00:12:07.870
ستاره ازدواج خانم هیچ اربابی نداره

00:12:07.870 --> 00:12:10.530
.پس لازمه که از برج متضاد قرض گرفته بشه

00:12:10.530 --> 00:12:16.290
برج متضاد یک خورشید داره . این خورشید به عنوان ارباب برج ازدواج , خوشبختی رو به ارمغان میاره

00:12:16.290 --> 00:12:20.050
به ارمغان آوردن خوشبختی خوبه دیگه ؟

00:12:20.050 --> 00:12:21.630
 باید خوب باشه

00:12:21.630 --> 00:12:27.540
اگرچه جای تاسف داره که خورشید در برج ازدواج دیر وارد میشه به خاطر همین ازدواج به تاخیر میوفته

00:12:27.540 --> 00:12:31.400
تصور میکنم که مدتی طول میکشه تا بیرون بیاد

00:12:31.400 --> 00:12:33.290
خوبه پس

00:12:33.290 --> 00:12:35.720
الان خیالم راحت شد

00:12:37.440 --> 00:12:40.310
 حالا واسه شوهر و پسرم رو حساب کن

00:12:40.310 --> 00:12:42.890
کی اونا دوباره با هم حرف میزنن؟

00:12:52.720 --> 00:12:54.910
 عرض ارادت ، استاد

00:12:58.090 --> 00:13:01.420
ممکنه که استاد در مورد این شاگردشون شنیده باشن

00:13:03.110 --> 00:13:06.730
تو فکر کردی اگه تا اینجا دنبالم بیای ، من راضی میشم ؟

00:13:06.730 --> 00:13:09.360
بهتره که این فکرارو از تو کلت بندازی بیرون

00:13:11.430 --> 00:13:16.390
شما با گرفتن هدایای ازدواج مخالفت کردید و من میتونم دلیلشو حدس بزنم

00:13:16.390 --> 00:13:18.640
خوبه که میدونی

00:13:21.640 --> 00:13:24.860
در گذشته ، این شاگرد خطاهای زیادی رو مرتکب شده

00:13:24.860 --> 00:13:27.760
بی بند و بار و عیاش

00:13:27.760 --> 00:13:32.720
قطعا برای شما بی ارزشم که بخواهید خانم ارشد یو رو به من بسپارید

00:13:32.720 --> 00:13:34.870
منظورت چیه ؟

00:13:37.040 --> 00:13:40.870
 موضوعات قدیمی شرایط خاص خودشون داشتن

00:13:40.870 --> 00:13:46.550
خیلی از چیزا واقعا کار من نبوده استاد میتونن خودشون تحقیق کنند

00:13:47.330 --> 00:13:50.450
پس منظورت اینه که رفتار های زشتی که در گذشته داشتی،

00:13:50.450 --> 00:13:53.360
بقیه مجبورت کرده بودن والان دیگه تموم شدن

00:13:53.850 --> 00:13:59.580
البته نه همشون . من یک مدت قبلا عیاشی میکردم

00:13:59.580 --> 00:14:03.930
فقط دفعه پیش تو بازی جیجو که خانم ارشد یو رو دیدم

00:14:03.930 --> 00:14:07.190
دیدم که چطور زندگیشو روی آخرین وسیله به جا مونده از مادرش شرط بندی میکنه

00:14:07.190 --> 00:14:10.120
 این مسئله منو یاد خودم انداخت که چطور در سنین کم مادرمو از دست دادم

00:14:10.120 --> 00:14:14.530
به خاطر این درد مشترک ، خیلی بهشون احساس نزدیکی کردم

00:14:14.530 --> 00:14:17.600
و تصمیم گرفتم که از ایشون تقاضای ازدواج کنم

00:14:19.430 --> 00:14:23.160
از این به بعد من خودمو تغییر میدم تا بهتر بشم

00:14:23.160 --> 00:14:26.410
بدون هیچ ارتباطی به فاحشه ها و فاحشه خونه ها,

00:14:26.410 --> 00:14:28.130
من فقط یک صیغه خواهم داشت. (جو مانیانگ)

00:14:28.130 --> 00:14:33.720
از حالا به بعد من خودمو وقف کشاورزی میکنم بدون هیچ صیغه و معشوقه ای

00:14:35.520 --> 00:14:41.700
من مقداری دارایی خصوصی از خونه مادریم در یانگجو دارم و مشتاقم که هدایای نامزدی رو دوبرابر کنم

00:14:41.700 --> 00:14:46.060
اون ها رو برای خانم یو به عنوان نشانه صداقتم آماده میکنم

00:14:46.060 --> 00:14:49.960
ما نسلی از افراد تحصیل کرده شرافتمند هستیم

00:14:49.960 --> 00:14:52.960
هیچ طمعی به ثروت شما نداریم

00:14:55.680 --> 00:14:59.210
من بحث ثروت رو پیش کشیدم چون احساس گناه میکنم

00:14:59.210 --> 00:15:01.700
 در بحث شایستگی ،

00:15:01.700 --> 00:15:04.850
من خیلی احساس شرم میکنم .(شایسته نیستم)

00:15:04.860 --> 00:15:11.410
در  امتحان امپراتوری گذشته ، اسم من تو لیست نبود ، من هیچ آینده ای در این مورد ندارم

00:15:11.410 --> 00:15:13.330
 خانواده شما یک خانواده از  ژنرال های شرافتمند ارتشه

00:15:13.330 --> 00:15:17.830
تو درحال حاضر عنوان شایسته ای داری ، اما بازم رفتی تا آزمون بدی؟

00:15:17.830 --> 00:15:18.850
بله

00:15:18.850 --> 00:15:21.580
خب تا کجا پیش رفتی؟

00:15:21.580 --> 00:15:23.560
 قسمت دیانشی رو رد کردم (آخرین مرحله امتحان )

00:15:23.970 --> 00:15:25.900
  قسمت دیانشی؟

00:15:25.900 --> 00:15:29.600
این به این معنیه که تو مرحله هویشی رو گذروندی؟(یک مرحله از مراحل قسمت دیانشی)

00:15:31.240 --> 00:15:33.560
 من از لرد چن شنیدم,

00:15:33.560 --> 00:15:35.770
 این گو تینگ یه

00:15:36.530 --> 00:15:38.840
قطعا آزمون استخدامی رو داده

00:15:40.830 --> 00:15:45.050
پس این یعنی اون فقط در دوران نوجوانیش عیاش بوده

00:15:45.050 --> 00:15:48.340
از وقتی که اون در کلاس درس آهوی سفید شروع به درس خوندن کرده

00:15:48.340 --> 00:15:51.460
 تا وقتی که آزمون مقدماتی رو قبول شده فقط شش یا هفت سال گذشته

00:15:51.460 --> 00:15:54.990
 به این سرعت ؟ واقعا نادره

00:15:56.680 --> 00:16:01.220
 اون خونه گو .توش نامادری و برادر ناتنی هستن

00:16:01.220 --> 00:16:03.470
 و همچنین اون خیلی مورد علاقه مارکیز نیست

00:16:03.470 --> 00:16:07.630
اونجا یه لونه گرگه و یانران ما از وقتی بچه بوده لطیف و حساسه

00:16:07.630 --> 00:16:09.830
 اون خیلی دوست داشتنی و آرومه

00:16:09.830 --> 00:16:12.970
اون چطور میتونه این شرایط وحشیانه رو تحمل کنه؟

00:16:12.970 --> 00:16:16.420
اون مثل یک آینه صاف و صادقه

00:16:16.420 --> 00:16:20.920
 اون (عمو گو) حاضره تا جدا بشه و روی پای خودش وایسته

00:16:20.920 --> 00:16:24.070
 پس ، اون شرایط درهم خونش چی؟

00:16:24.070 --> 00:16:25.920
دیگه نیازی نیست به اونا توجه کنیم

00:16:25.920 --> 00:16:31.120
حالا  با شنیدن این حرفات ، به نظر میرسه که راضی شدی ؟

00:16:31.120 --> 00:16:33.860
التماستون میکنم . بذارید دوشیزه یو رو ببینم

00:16:33.860 --> 00:16:35.670
من فقط میخوام ببینمش

00:16:35.670 --> 00:16:37.280
بذارید دوشیزه یو رو ببینم

00:16:37.280 --> 00:16:40.140
من میخوام برای نجات جونم بهش التماس کنم

00:16:40.140 --> 00:16:41.620
تو که الان سالم و سلامتی

00:16:41.620 --> 00:16:43.210
بذارید دوشیزه یو رو ببینم

00:16:43.210 --> 00:16:45.440
خانم ، دادگاه دور نیست

00:16:45.440 --> 00:16:47.230
برو گزارش بده

00:16:48.930 --> 00:16:50.490
برو داخل

00:16:50.490 --> 00:16:54.390
بذارید برم تو و دوشیزه یو رو ببینم

00:16:54.390 --> 00:16:57.940
و به خاطر جونم بهش التماس کنن

00:16:57.940 --> 00:17:01.820
 ارباب و بانو برای دعا به معبد بودا رفتن

00:17:03.190 --> 00:17:04.300
استاد چطور؟

00:17:04.300 --> 00:17:09.540
ایشون در قصر هستن ، فقط خانم بزرگ و دوشیزه تو خونه هستن

00:17:12.660 --> 00:17:15.690
اون خانم هی میگه که میخواد به من چایی بده

00:17:15.690 --> 00:17:18.570
ازم میخواد بهش رحم کنم و بهش یه عنوان بدم

00:17:18.570 --> 00:17:20.670
وگرنه تا ابد زانو میزنه

00:17:20.670 --> 00:17:25.700
مادربزرگم خیلی عصبانی شد ،خون سرفه کرد و غش کرد

00:17:25.700 --> 00:17:29.280
 هر کاری که انجام دادم اینقدر بد بوده؟

00:17:29.280 --> 00:17:34.220
بعد اینکه از مادربزرگم پرستاری کردم که بهتر بشه ، به معبد میرم و راهبه میشم

00:17:36.260 --> 00:17:39.130
ما نمیتونیم اجازه بدیم اون زنه تا این حد پیش بره

00:17:39.630 --> 00:17:41.410
ولی ما نمیتونیم بفرستیمش بره

00:17:41.410 --> 00:17:45.930
ما سعی کردیم ،ولی اون شروع کرد تو کوچه زانو زدن و گریه کردن

00:17:45.930 --> 00:17:48.900
 به هر حال خوشنامی من که از بین رفته

00:17:48.900 --> 00:17:51.730
من فقط امیدوارم که مادربزرگم نجات بدم

00:17:53.540 --> 00:17:57.050
پس بذار بیرون بمونه

00:18:00.690 --> 00:18:05.040
این که همینطوری ولش کنیم بیرون بمونه خیلی شرم آوره

00:18:05.040 --> 00:18:08.560
مادر بزرگ شما بیدار شدین

00:18:08.560 --> 00:18:11.920
صبر کن .صبر کن

00:18:11.920 --> 00:18:14.260
صبر کن تا من بیرونش کنم

00:18:14.260 --> 00:18:15.660
بیرونش کنید

00:18:15.660 --> 00:18:17.790
خیلی خب .خیلی خب

00:18:26.300 --> 00:18:30.250
بیرونش کنید

00:18:32.700 --> 00:18:36.320
حالا که نمیتونیم بفرستیمش بره ، کوتاه بیایین

00:18:40.810 --> 00:18:43.230
_ برگرد برگرد
_بذارید دوشیزه یو رو ببینم

00:18:43.230 --> 00:18:46.800
اول برو عقب

00:18:48.470 --> 00:18:51.250
خانم بزرگ گفتند بری داخل و به سوالاتشون پاسخ بدی

00:18:52.560 --> 00:18:54.300
پس همین بیرون حرف میزنیم

00:18:54.300 --> 00:18:55.840
این عمارت بزرگ

00:18:55.840 --> 00:18:57.910
کی میدونه اگه برم داخل بتونم زنده بیرون بیام

00:18:57.910 --> 00:19:01.490
 بهتره تو روز روشن همینجا صحبت کنیم

00:19:01.960 --> 00:19:04.360
- تو
- دوشیزه یو

00:19:04.360 --> 00:19:06.980
رحم کن

00:19:06.980 --> 00:19:09.400
دوشیزه یو .دوشیزه یو

00:19:09.400 --> 00:19:12.100
به من رحم کن

00:19:12.100 --> 00:19:14.170
تو داری ما رو تحت فشار میذاری؟

00:19:14.170 --> 00:19:16.090
 بیارینش

00:19:16.090 --> 00:19:17.250
نه .من نمیرم

00:19:17.250 --> 00:19:19.620
شما نمیتونید مرد منو بدزدین و منم بندازین بیرون

00:19:19.620 --> 00:19:22.460
یه شانس واسه حرف زدن به من بدید

00:19:22.460 --> 00:19:26.210
من نمیرم

00:19:26.210 --> 00:19:27.440
بیارینش داخل

00:19:27.440 --> 00:19:29.000
نمیخوام

00:19:29.000 --> 00:19:33.270
نه .نه .نمیرم داخل

00:19:33.270 --> 00:19:39.400
ممکنه خانم چایی من رو بگیرن و به من یه راه نجات بدن

00:19:39.400 --> 00:19:44.260
من و تو هرگز قبلا همدیگرو ندیدیم و هیچ ارتباطی به هم نداریم ، نمیتونم چاییتو قبول کنم

00:19:44.260 --> 00:19:46.390
حالا برو

00:19:46.390 --> 00:19:49.140
منظورتون چیه که هیچ ارتباطی نداریم؟

00:19:49.140 --> 00:19:51.870
ارباب جوان دوم به منزل شما اومده تا درخواست ازدواج کنه

00:19:51.870 --> 00:19:54.880
پس در آینده ، شما بانوی مسئول من هستید

00:19:54.880 --> 00:20:00.300
اگه شما به من اجازه ندید ،تو این دنیای بزرگ دیگه هیچ جایی نخواهم داشت .(اون هیچ عنوانی حتی به عنوان خدمتکار نداره)

00:20:00.300 --> 00:20:05.770
بهتره که همینجا بمیرم تا خودم از حقارت دور کنم

00:20:05.770 --> 00:20:09.320
خانم ،لطفا به من یه شانس نجات بدید

00:20:09.320 --> 00:20:10.660
 به من یه شانس بدید

00:20:10.660 --> 00:20:12.770
- عجله کن ،بلندش کن
- خانم به من یه شانس نجات بدید

00:20:12.770 --> 00:20:14.730
بلند شو .اجازه نمیدم بمیری

00:20:14.730 --> 00:20:16.200
سریع بلند شو

00:20:16.200 --> 00:20:17.950
به من یه شانس نجات بدید

00:20:17.950 --> 00:20:19.520
سریع بلند شو

00:20:19.520 --> 00:20:21.470
سریع بلند شو

00:20:21.470 --> 00:20:23.510
کی زانو زده ؟

00:20:34.790 --> 00:20:38.590
اسم اصلی من جو هست

00:20:38.590 --> 00:20:42.920
ارباب دوم معمولا من رو مانیانگ صدا میزنه . من با یه بخت بد به دنیا اومدم

00:20:43.510 --> 00:20:45.080
فکر نکنم خیلی هم بد باشه

00:20:45.080 --> 00:20:49.940
معمولا یه خانم ،حتی اگه دل شیرم داشته باشه ، جرات نمیکنه بیاد همچین صحنه ای جلوی خونه استاد امپراتور راه بندازه

00:20:49.940 --> 00:20:53.460
ما بهت گفتیم برو ، نرفتی . بهت گفتیم بیا داخل ،گفتی نمیام

00:20:53.460 --> 00:20:56.920
فقط بیرون گریه میکردی . چقد جالب

00:20:59.890 --> 00:21:03.970
 خانم شما شریف و خوددار هستید .من فقط یه احمقم

00:21:03.970 --> 00:21:07.660
من تا حالا یه عمارت به این بزرگی ندیدم به خاطر همین ترسیدم

00:21:07.660 --> 00:21:09.360
تو ترسیدی؟؟؟

00:21:09.360 --> 00:21:14.740
معمولا ,وقتی یه خونه یه صیغه یا معشوقه میگیره ، اول کامل در موردش تحقیق میشه

00:21:14.740 --> 00:21:18.020
اما خوش به حال تو .تو اول اومدی و صدای گریه تو تا آسمون رسوندی

00:21:18.020 --> 00:21:20.640
 اسم خودت و اسم طایفه ات چیه و خونت کجاست ؟

00:21:20.640 --> 00:21:23.340
محل تولدت؟ تو هیچکدوم ازینارو نگفتی

00:21:23.340 --> 00:21:27.340
و از خواهرم میخوای که چایی تو قبول کنه؟ کدوم بخش نشون میده که تو ترسیدی؟

00:21:29.020 --> 00:21:32.500
من احمقم و در این مورد فکر نکرده بودم

00:21:32.500 --> 00:21:35.230
خانم میتونید ازم بپرسید

00:21:58.450 --> 00:22:00.620
تو از خونه گو هستی؟

00:22:02.670 --> 00:22:07.480
- نه
- پس بیرون نگه داشته میشی

00:22:08.310 --> 00:22:09.850
بله

00:22:10.700 --> 00:22:14.040
 والدین و خواهر و برادرت کین و کجا زندگی میکنن؟

00:22:15.110 --> 00:22:21.450
والدین من زود فوت شدن و فقط یک برادر داشتم که بهش تکیه کنم

00:22:21.450 --> 00:22:23.270
ولی بعد از یه مدتی اون هم فوت شد

00:22:23.270 --> 00:22:26.370
وقتی زنده بود مشغول به چه کاری بود؟

00:22:27.330 --> 00:22:30.930
کارگری میکرد ، وسایل تو اسکله جابه جا میکرد

00:22:30.930 --> 00:22:34.100
- خب اون یه شغل مناسبه
- بله

00:22:34.100 --> 00:22:37.630
دختره در یک اپرا با "کمپانی شش لذت" اجرا داشته

00:22:42.240 --> 00:22:47.850
موقعی که برادرت تو اسکله کار میکرد چطور با "کمپانی شش لذت" آشنا شد؟

00:22:49.340 --> 00:22:54.200
وقتی زنده بود ،یه سری کارای عجیب میکرد

00:22:54.200 --> 00:22:55.890
و تو؟

00:22:55.890 --> 00:22:57.650
من؟

00:22:58.680 --> 00:23:00.260
من ....

00:23:01.980 --> 00:23:06.000
منم اونجا آواز میخوندم

00:23:06.000 --> 00:23:08.330
ولی فقط چند روز اونجا آواز میخوندم

00:23:18.060 --> 00:23:20.100
خواهرم نمیتونه واسه وضعیت تو تصمیم بگیره

00:23:20.100 --> 00:23:22.660
برو و از خانه گو خواهش کن

00:23:25.040 --> 00:23:28.300
خانه گو به خاطر اینکه سطحم پایینه از من خوششون نمیاد و نمیذارن برم داخل

00:23:28.300 --> 00:23:30.020
پس من هیچ چاره دیگه ای نداشتم

00:23:30.020 --> 00:23:33.280
پس اومدم اینجا تا از شما درخواست لطف کنم تا منو نجات بدید

00:23:33.280 --> 00:23:36.700
تو خوب میدونستی که خانه گو بهت اجازه نمیدن اما باز اومدی تا خواهرم مجبور کنی؟

00:23:36.700 --> 00:23:38.050
اون حتی هنوز ازدواج هم نکرده,

00:23:38.050 --> 00:23:40.920
 و تو میخوای همین اول خواهرم با فامیل شوهرش در بیوفته؟

00:23:40.920 --> 00:23:43.510
چه قصد خوبی داری واقعا

00:23:43.510 --> 00:23:47.650
خانم ، بانجات دادن جون یه انسان میتونید به بهشت برید

00:23:47.650 --> 00:23:51.820
 زندگی من تو دستای شماست

00:23:51.820 --> 00:23:55.990
 بعد اینکه ازدواج کردید ، من با احترام به شما خدمت میکنم ، و

00:23:55.990 --> 00:23:57.130
دهنتو ببند

00:23:57.130 --> 00:23:59.560
 چه ازدواجی؟ منظورت چیه؟ خدمت کردن با احترام؟

00:23:59.560 --> 00:24:02.600
ما نه هیچ دلال ازدواجی دیدیم و نه هدیه نامزدی ! خواهر من چه ارتباطی میتونه با خانه گو داشته باشه؟

00:24:02.600 --> 00:24:05.760
تو به چرت و پرت گفتنت ادامه دادی و به آبرو و پاکدامنی خواهرم افترا زدی

00:24:09.020 --> 00:24:11.750
من فقط میخوام که خانواده یو یه شانس نجات بدن

00:24:11.750 --> 00:24:14.630
شما نمیخواهید به من کمک کنید؟

00:24:16.230 --> 00:24:17.830
باشه

00:24:18.530 --> 00:24:22.170
پس من همینجا میمیرم

00:24:22.170 --> 00:24:24.190
تا بی گناهیم ثابت بشه

00:24:24.190 --> 00:24:25.750
نه

00:24:25.750 --> 00:24:27.790
ولم کنید . بذارید همینجا بمیرم

00:24:27.790 --> 00:24:28.980
من همینجا میمیرم

00:24:28.980 --> 00:24:30.440
ولم کنید .ول کن

00:24:30.440 --> 00:24:32.450
همینجا میمیرم

00:24:37.240 --> 00:24:39.260
ولش کن . ول کن

00:24:39.260 --> 00:24:42.230
ولش کنید

00:24:59.300 --> 00:25:03.040
تو میتونستی به راحتی با یه مرد معمولی ازدواج کنی و یه زندگی آروم داشته باشی

00:25:03.040 --> 00:25:05.290
اما تو انتخاب کردی که زنی باشی که بیرون از خونه اصلی نگه داشته میشه

00:25:05.290 --> 00:25:08.460
و چون انتخاب کردی که یه معشوقه باشی ،پس اینکارو با رضایت خودت انجام دادی

00:25:08.460 --> 00:25:11.660
و حالا اومدی اینجا و دنبال مرگ میگردی،واسه کی این نمایشو راه انداختی؟

00:25:12.200 --> 00:25:14.590
مردها ممکنه این ادا و اطوارات دوست داشته باشن

00:25:14.590 --> 00:25:19.850
اما اینجا کیه که نتونه بگه تو داری تظاهر به عاجز بودن میکنی تا از این راه با قلدری راه خودتُ باز کنی؟

00:25:19.850 --> 00:25:23.280
اینکارت فقط دورویی تو رو نشون میده

00:25:23.940 --> 00:25:28.170
خانم . چرا به من تهمت میزنید؟

00:25:28.170 --> 00:25:30.940
این تو نیستی که به ما تهمت میزنی؟

00:25:35.090 --> 00:25:40.360
تو با قلدری به زور اومدی داخل تا خواهرم مجبور کنی به کسی اجازه بده که توسط خانه گو نامناسب تلقی شده

00:25:40.360 --> 00:25:42.700
با اینکارت باعث شدی خواهرم سرکش به نظر برسه

00:25:42.700 --> 00:25:45.820
تو مزاحم خانه یو شدی و یه سرو صدایی راه انداختی که بقیه برن درموردش غیبت کنن.

00:25:45.820 --> 00:25:47.630
این باعث شده که خواهرم بی انصاف به نظر برسه

00:25:47.630 --> 00:25:50.080
 همش هی میگی "بانو و معشوقه"

00:25:50.080 --> 00:25:52.630
این باعث میشه پاکدامنی خواهرم از بین بره(یعنی اون الان رابطه داره)

00:25:52.630 --> 00:25:56.540
یهویی اومدی تهمت میزنی و سعی میکنی که زندگی خواهرم رو خراب کنی

00:25:56.540 --> 00:25:59.350
این چه کینه ایه که تو علیه خانه یو داری؟

00:25:59.350 --> 00:26:01.690
و همچنین چه کینه ای علیه خانه گو داری؟

00:26:01.690 --> 00:26:03.570
خانم .مسئله این نیست

00:26:03.570 --> 00:26:05.960
دهنتو ببند و خودت ازینجا برو بیرون،

00:26:05.960 --> 00:26:08.000
وگرنه میگم ببندنت و بندازنت بیرون

00:26:08.000 --> 00:26:10.260
خودت انتخاب کن

00:26:29.640 --> 00:26:32.020
اگه به خاطر کمک شجاعانه خانم ششم نبود،

00:26:32.020 --> 00:26:33.730
اون نوه خنگ من،

00:26:33.730 --> 00:26:37.140
توسط اون فاحشه بی همه چیز خورده میشد

00:26:39.010 --> 00:26:41.960
اون دخترو خیلی لوسش کردم

00:26:41.960 --> 00:26:44.270
واسه اینکه تو خونتون برخورد بدی داشته,

00:26:44.270 --> 00:26:47.310
باید با کتک بیرونش میکردین

00:26:48.190 --> 00:26:52.490
امیدوارم که اون قرار ازدواج بین شما و خانواده گو رو به هم نزده باشه

00:26:52.490 --> 00:26:56.070
 خانواده گو؟ کدوم خانواده گو؟

00:26:56.070 --> 00:26:58.760
تا حالا درموردشون نشنیدم

00:26:59.510 --> 00:27:04.780
یانران خیلی وقت پیش با یه پسر توی شهرمون شوجو، وقتی که مادراشون اونارو حامله بودن نامزد کرده

00:27:04.780 --> 00:27:08.300
فقط اینکه ، چند سال پیش مادرش فوت کرده

00:27:08.300 --> 00:27:12.340
به خاطر همین یانران تو بیانجینگ معطل شد

00:27:12.340 --> 00:27:16.540
حالا دوره سوگواری مادر اون پسر تموم شده

00:27:16.540 --> 00:27:20.200
پس چند روز دیگه ،شوهرم و من برمیگردیم به خونه قدیمیمون

00:27:20.200 --> 00:27:25.510
شاهدشون میشیم تا ازدواج کنن و  نگرانی من هم در این مورد تموم میشه

00:27:26.580 --> 00:27:31.670
<i>[ آرامش زیبا]</i>

00:27:34.420 --> 00:27:38.010
مدیریت خونه این روزا چطور میگذره؟

00:27:38.930 --> 00:27:40.630
بانوی بزرگ کارشو تو مدیریت خونه خوب انجام داده ,

00:27:40.630 --> 00:27:43.800
به خاطر همین همه چیز خیلی مرتب و منظمه

00:27:43.800 --> 00:27:45.900
من فقط سیاست های ایشونو تو اداره خونه ادامه میدم

00:27:45.900 --> 00:27:48.260
فقط یه سری کارای معمولی رو انجام میدم

00:27:48.260 --> 00:27:50.700
اما به هر حال چیزای زیادی یاد گرفتم

00:27:51.520 --> 00:27:56.260
تو فقط چند روزه خونه رو اداره میکنی ولی  خلق و خوت تغییر کرده

00:27:56.800 --> 00:27:59.250
تو همه چیزُ تو خونه خودت تحمل میکنی,

00:27:59.250 --> 00:28:02.450
اما میری تو خونه یکی دیگه و خودی نشون میدی

00:28:05.060 --> 00:28:09.050
راست میگید .من مراقب رفتارم نبودم

00:28:10.070 --> 00:28:13.000
تو صادقانه به اشتباهت اعتراف میکنی؟

00:28:14.620 --> 00:28:16.630
در واقع ، نه

00:28:18.540 --> 00:28:21.140
پس بهم بگو به چی فکر میکنی

00:28:23.120 --> 00:28:25.560
من هر چیزی رو تو ذهنم می سنجم

00:28:26.080 --> 00:28:30.690
و بعضی چیزا خیلی جدی به نظر میرسن و ارزشمندند

00:28:30.690 --> 00:28:36.050
بعضی چیزا در حین ارزشمند بودن ،مسالمت آمیز هم هستند

00:28:36.630 --> 00:28:40.560
اون زن فکر کرد که من دختر یو هستم

00:28:40.560 --> 00:28:45.430
پس هیچ وقت همدیگرو نمیبینیم و اون نمیتونه به من افترا بزنه . این نکته اول

00:28:45.430 --> 00:28:47.230
این باعث میشه غرورمون جریحه دار نشه

00:28:47.230 --> 00:28:49.530
خانه یو نه تنها در این مورد حرفی نمیزنه,

00:28:49.530 --> 00:28:51.320
بلکه خیلی خوب این مسئله رو پنهان میکنن

00:28:51.320 --> 00:28:52.900
پس من لو نمیرم

00:28:52.900 --> 00:28:54.370
این نکته دوم

00:28:54.370 --> 00:28:56.770
استاد به زودی به شهرشون برمیگردن

00:28:56.770 --> 00:28:58.340
و این مسئله همینجا دفن میشه

00:28:58.340 --> 00:29:00.340
این نکته سوم

00:29:00.340 --> 00:29:04.300
پس من قادر بودم با خیال راحت اقدام به حرف زدن کنم

00:29:05.650 --> 00:29:09.020
در آخر ، این موضوع مربوط به خود خانواده یو بوده،

00:29:09.020 --> 00:29:11.070
اما تو جلوی دوستت در اومدی و ازش دفاع کردی

00:29:11.070 --> 00:29:12.730
 و اگه افراد غریبه در این مورد بفهمن

00:29:12.730 --> 00:29:17.900
تو فقط یه تیکه گِل میشی که سعی کرده یه تیکه طلا رو نجات بده (بی ارزش میشی) و در آخر فقط به خودت صدمه زدی

00:29:18.890 --> 00:29:22.090
اینو میدونم که اینکارم هیچ سودی واسم نداشته

00:29:22.090 --> 00:29:24.990
اگرچه میگن که خانم ها باید مراقب رفتار و گفتارشون باشن،

00:29:24.990 --> 00:29:28.420
و فقط در این صورت هستش که اونا میتونه در امنیت و آرامش باشن

00:29:28.420 --> 00:29:33.140
ولی وقتی دیدم همچین شرایطی پیش اومده نتونستم خودمو نگه دارم

00:29:33.140 --> 00:29:36.990
من نمیتونم همینجوری بشینم و از سر سرگرمی خواهر یو رو نگاه کنم

00:29:36.990 --> 00:29:39.720
 در حالی که اون داره زنده تو یه گودال آتیش میسوزه

00:29:39.720 --> 00:29:42.430
چون اون خیلی عفیف و آرومه

00:29:42.430 --> 00:29:45.590
این اون پایانی نیست که مناسب آدمای خوب باشه

00:29:46.310 --> 00:29:49.900
تو فقط از خواهرت یانران دفاع نکردی,

00:29:49.900 --> 00:29:52.930
تو از خودتم دفاع کردی

00:29:53.620 --> 00:30:00.040
ترسیدی که در آینده ممکنه مثل همین اتفاقی که واسه یانران افتاد ، واسه تو هم بیوفته

00:30:01.180 --> 00:30:03.490
خواهر یانران وارث مشروع از یه خانواده شریفه

00:30:03.490 --> 00:30:07.070
اما بازم اون باید طبق خواسته بقیه زندگی کنه . و من

00:30:15.880 --> 00:30:18.240
تا موقعی که زندم

00:30:19.320 --> 00:30:21.780
اون روز هیچ وقت نمیاد

00:30:33.110 --> 00:30:35.190
خانم ، دوشیزه یانران همین الانشم خیلی دور شدن

00:30:35.190 --> 00:30:37.200
بیایید برگردیم

00:30:46.530 --> 00:30:50.050
خانم خوشحال نیست .یه کاری کن خوشحال بشه

00:30:52.870 --> 00:30:55.830
خانم ،اینجا یه مغازه هستش که خوراکیهای جدید آورده

00:30:55.830 --> 00:30:58.410
شیرینی های گل که روشون عسل داره ، من تا حالا نخوردمشون

00:30:58.410 --> 00:31:00.570
بیایین قبل اینکه بریم خونه امتحان کنیم

00:31:11.570 --> 00:31:13.560
خیلی خوبه

00:31:13.560 --> 00:31:16.390
با چرب زبونی خانوم وادار کردی بیان اینجا تا یه شکمی از عزا دربیاری؟

00:31:16.390 --> 00:31:20.110
اگه خانوم خوشحال باشن ، منم خوشحالم .اگه خانوم دوست داشته باشن ، منم دوست دارم

00:31:20.110 --> 00:31:21.670
تا وقتی غذا باشه ,

00:31:21.670 --> 00:31:24.100
 هیچوقت ندیدم که شما خوشتون نیاد

00:31:24.100 --> 00:31:30.170
 خانوم کی با اون آدمایی که تو عمارت ما هستند تصفیه حساب میکنید (خدمتکارایی که بقیه واسش فرستادن)

00:31:30.880 --> 00:31:32.790
یکم دیگه هم صبر میکنیم

00:31:33.280 --> 00:31:35.510
فقط وقتی میتونی برنجو بپزی که آب به جوش بیاد

00:31:35.510 --> 00:31:40.560
 آب هنوز به جوش نیومده ،حتی اگه برنج رو هم  بندازیم تو دیگ فایده نداره ،چون نمیپزه

00:31:46.470 --> 00:31:49.120
 من قبلا به مادرت کمک کردم

00:31:49.120 --> 00:31:51.930
هنوزم اون زانو بندی که به نشان قدردانی به من داده بودی رو دارم

00:31:51.930 --> 00:31:55.120
ولی من هیچوقت به خاطر پاداش گرفتن به کسی لطف نمیکنم

00:31:55.120 --> 00:31:57.440
کارت واقعا بی احترامی به برادرت و دوستی من  بود

00:31:57.440 --> 00:32:00.880
اما تو؟ تو لطف منو با بدی پاسخ دادی

00:32:00.880 --> 00:32:04.130
تو خواستگاری و ازدواج منو خراب کردی

00:32:04.130 --> 00:32:06.250
چرا اینکارو کردی؟

00:32:08.150 --> 00:32:11.260
برید یکم تخمه بخرید که تو راه برگشت بخوریم

00:32:11.260 --> 00:32:13.270
- خانوم
- برید

00:32:25.730 --> 00:32:27.390
چه عصبانی

00:32:35.370 --> 00:32:40.250
عموی دوم از من سوالای زیادی پرسیدند و من هم تمایل دارم یه سوال بپرسم

00:32:40.940 --> 00:32:44.350
چرا شما سعی کردید که با دختر ارشد خانواده یو ازدواج کنید؟

00:32:47.320 --> 00:32:50.930
توی یه دختر بچه ای ، چرا من باید با تو بحث کنم؟

00:32:50.930 --> 00:32:53.950
من قبلا نمیدونستم ، اما اون روز، بعد این که اون زنو دیدم

00:32:53.950 --> 00:32:56.100
همه چیز برام روشن شد

00:32:56.100 --> 00:32:58.370
چی میتونستی فهمیده باشی؟

00:32:59.790 --> 00:33:02.030
خواهر یانران مهربان و آرومه

00:33:02.030 --> 00:33:06.400
با داشتنش به عنوان همسر اصلی ، اون زن هم اجازه پیدا میکنه تا بیاد

00:33:08.360 --> 00:33:10.760
خانم ها مثل شما مردا نیستند

00:33:10.760 --> 00:33:13.880
دنیا واسه شما بزرگه ، آزادین تا هر جا خواستین برین و بلند پروازی کنین

00:33:13.880 --> 00:33:16.320
زندگی ما فقط به چند تا چیز محدود شده

00:33:16.320 --> 00:33:19.000
من در این مورد خیلی فکر کردم

00:33:19.000 --> 00:33:22.150
اگه من تونستم حدسش بزنم ، پس بقیه هم میتونن

00:33:24.360 --> 00:33:26.290
اگرچه قصدم خالصانه نبوده،

00:33:26.290 --> 00:33:29.410
به زور تونستم تصمیم بگیرم

00:33:29.410 --> 00:33:32.180
بعد اینکه ازدواج کردم ، به طور طبیعی خود دار میشم و عیاشی نمیکنم

00:33:32.180 --> 00:33:35.460
و به آرومی با همسر اصلیم زندگی میکنم

00:33:35.460 --> 00:33:37.950
من و اون هر دو بی مادریم

00:33:37.950 --> 00:33:42.340
اگه اون بتونه با معشوقه من به مهربانی رفتار کنه، من هم به خوبی باهاش رفتار میکنم

00:33:43.210 --> 00:33:45.970
هنوز خیلی بچه ای ، چطور این چیزا رو میدونی؟

00:33:45.970 --> 00:33:49.630
وقتی به سن ازدواج رسیدی ، این چیزا رو میفهمی

00:33:49.630 --> 00:33:53.040
هر چیزی تو این دنیا باید سنجیده بشه

00:33:56.010 --> 00:33:57.960
خانوم بزرگ یو حتی از عصبانیت خون بالا آورد

00:33:57.960 --> 00:34:00.300
اینو میدونستی عموی دوم؟

00:34:00.910 --> 00:34:02.340
چی ؟

00:34:05.400 --> 00:34:07.360
استاد از اول نمیخواست به این ازدواج راضی بشه

00:34:07.360 --> 00:34:10.060
اما به دلایل نامعلوم یهویی تصمیمشو عوض کرد

00:34:10.060 --> 00:34:12.070
اون داشت راضی میشد

00:34:12.070 --> 00:34:15.810
هیچ وقت تاحالا فکر نکردی که چرا این وضعیت ،

00:34:15.810 --> 00:34:19.390
که معشوقت جلوی خونه یو راه انداخت چی بود؟

00:34:22.360 --> 00:34:26.430
اون سطحش پایینه و همیشه عاجز بوده

00:34:26.430 --> 00:34:29.050
اون ترسیده بعد اینکه با یه دختر از خانواده شرافتمند ازدواج کردم،

00:34:29.050 --> 00:34:32.790
که هیچ جایی نداشته باشه و به خاطر همین رفته برای یه جا واسه خودش گریه کرده

00:34:32.790 --> 00:34:35.010
 پس چطور میدونست که عمارت استاد امپراتور کجاست؟

00:34:35.010 --> 00:34:37.700
اون باعث شد که خانوم بزرگ خون بالا بیاره،

00:34:37.700 --> 00:34:40.870
 و خواهرم یانران رو مجبور کرد تا چایی صیغه رو قبول کنه

00:34:40.870 --> 00:34:43.790
 سطح پایین بودن واقعا برازندشه

00:34:43.790 --> 00:34:46.990
همیشه عاجز بوده ، من که اینطور فکر نمیکنم

00:34:55.270 --> 00:34:59.310
حالا میفهمم. آدمایی مثل شما

00:34:59.310 --> 00:35:01.400
 چطور اونو میبینن

00:35:01.400 --> 00:35:03.510
و اینکه چطور منو میبینید

00:35:03.510 --> 00:35:05.530
عمو دوم گو

00:35:06.910 --> 00:35:10.650
شما قبلا به من کمک کردید و من خیلی قدردانم

00:35:10.650 --> 00:35:12.920
من فقط میخواستم از روی صداقت بهت یاد آوری کنم

00:35:12.920 --> 00:35:17.200
اون زن جو مانیانگ . به نظر نمیرسه آدم خوبی باشه

00:35:18.330 --> 00:35:20.860
اون رفته و شکایتشو به خانواده گو کرده و میگی آدم خوبی نیست

00:35:20.860 --> 00:35:23.050
پس تو که "چی هنگ" رو تو تورت انداختی آدم خوبی هستی؟

00:35:23.050 --> 00:35:25.430
چی گفتی؟

00:35:25.430 --> 00:35:27.620
مگه درست نمیگم؟

00:35:27.620 --> 00:35:29.500
لرد جوان تو رو دوست داره

00:35:29.500 --> 00:35:33.080
ممکنه بتونی بقیه رو گول بزنی ، اما نمیتونی منو گول بزنی

00:35:33.080 --> 00:35:35.440
افسارشو شل میکنی تا بتونی بهتر کنترلش کنی

00:35:35.440 --> 00:35:37.950
مثل یه بادبادک نخشو تو دستت گرفتی

00:35:37.950 --> 00:35:40.130
نخشو میکشی و اون میاد

00:35:40.130 --> 00:35:42.470
نخشو شل میکنی و مجبوره بره

00:35:42.470 --> 00:35:44.850
یک مرد شریف به وسیله تو تبدیل به یه آشغال بی ارزش شده

00:35:44.850 --> 00:35:46.880
چی؟ اینقدر چرت و پرت نگو

00:35:46.880 --> 00:35:50.460
من و اون ؟ ما یه حرف اضافه هم با هم نزدیم ،هیچوقت از حدمون فراتر نرفتیم

00:35:50.460 --> 00:35:52.990
تو ذهنت کثیفه و با همون چشمای کثیفت بقیه رو میبینی

00:35:52.990 --> 00:35:57.320
به خاطر خودت که یه زندگی بهتر داشته باشی سعی کردی زندگی خواهرم یو رو خراب کنی

00:35:57.320 --> 00:35:59.830
و حالا اومدی به من تهمت میزنی

00:36:00.500 --> 00:36:02.220
اگر زودتر میفهمیدم

00:36:02.760 --> 00:36:06.690
نباید میرفتم به خونه یو تا به دوشیزه یو آسیب بزنم

00:36:06.690 --> 00:36:09.750
باید میومدم خونه شما تا مزاحمت بشم

00:36:11.130 --> 00:36:12.810
منظورت از این حرف چیه ؟

00:36:12.810 --> 00:36:15.530
منظورم چیه ؟ اگه من به ازدواج با تو اصرار میکردم,

00:36:15.530 --> 00:36:20.260
پدرت ...به خاطر اینکه بهت آسیبی نرسه تو رو مجبور به ازدواج با من نمیکرد؟

00:36:20.260 --> 00:36:22.870
چطور جرات میکنی؟ باورت میشه اگه بهت بگم تا پای مرگ باهات میجنگم؟

00:36:22.870 --> 00:36:26.380
بجنگی؟ با چی؟

00:36:26.380 --> 00:36:30.920
این دنیا صخره و آب داره تا من خودم بندازم . برا چی نتونم باهات بجنگم

00:36:32.660 --> 00:36:36.230
یه راهبه بودایی میشم . یه راهبه دائویسم میشم .با کوهستان اژدها ازدواج میکنم

00:36:36.230 --> 00:36:39.480
رو زمین کشاورزی میکنم، گله داری میکنم، ولی هیچوقت باهات ازدواج نمیکنم

00:36:50.180 --> 00:36:55.330
ولش کن !این آدم عیاش و پست فطرت

00:36:55.330 --> 00:36:57.130
اون زن حتی جرات کرد بیاد اینجا

00:36:57.130 --> 00:37:00.710
تو میخوای یانهونگ باهاش ازدواج کنه؟ این فکر از کجا اومد تو ذهنت؟

00:37:00.710 --> 00:37:02.300
نه منظورم

00:37:02.300 --> 00:37:06.430
زن . باید بهش فکر کنی

00:37:06.430 --> 00:37:09.430
این "گو تینگیه "وارث مشروع خانواده مارکیزه

00:37:09.430 --> 00:37:12.110
 اون یه بردار بزرگتر داره ولی اون همیشه مریضه

00:37:12.110 --> 00:37:14.420
ممکنه هر لحظه بمیره

00:37:14.420 --> 00:37:18.590
پس این گو تینگ یه عنوان شرافتمندی رو در آینده خواهد داشت

00:37:19.480 --> 00:37:23.190
بیا اصن  به این  که گو تینگیه اون عنوانُ به ارث ببره فک نکنیم

00:37:23.190 --> 00:37:27.470
اون یه عالمه مغازه تو دستاش داره . صدها درآمد نقره

00:37:28.420 --> 00:37:32.350
یانهونگ با این ازدواج میتونه قدرت و ثروت زیادی پیدا کنه

00:37:32.350 --> 00:37:36.700
 برو کل پایتخت بگرد ببین میتونی یکی مثل اون پیدا کنی ؟

00:37:46.350 --> 00:37:48.360
یانسائو ، کار کردن اینجا خوبه؟

00:37:48.360 --> 00:37:49.610
خوبه

00:37:49.610 --> 00:37:53.430
بیست و یک تیل نقره
دایه لیو این دو برابر وزنه

00:37:54.170 --> 00:37:55.770
چی واسه چک کردن هست؟

00:37:55.770 --> 00:37:59.430
خانم چویوی خیلی ماهره

00:37:59.430 --> 00:38:01.820
دایه لیو و خانم چایهوان خیلی نمیان اینجا

00:38:01.820 --> 00:38:04.600
چطوره قبل اینکه برید با خانم جیو اِر ناهار بخورید؟

00:38:04.600 --> 00:38:06.750
نه همچین قصدی ندارم

00:38:06.750 --> 00:38:09.660
باید برم و به بانوی بزرگ پاسخگو باشم

00:38:09.660 --> 00:38:11.280
پس بذارید همراهتون بیام

00:38:11.280 --> 00:38:15.500
نیازی نیست . سرت شلوغه بمون و کاراتو بکن

00:38:15.500 --> 00:38:19.630
من خیلی وقته اینجا کار میکنم . یعنی نمیدونم راه برگشتم از کدوم طرفه ؟

00:38:23.020 --> 00:38:26.660
از این طرف

00:38:27.730 --> 00:38:31.040
دایه لیو . هیچ اتفاق خاصی اینجا نمیوفته

00:38:31.040 --> 00:38:33.760
مادر ، میشه اجازه بدی فقط برگردم؟

00:38:33.760 --> 00:38:35.760
برگردی تا چیکار کنی؟

00:38:35.760 --> 00:38:39.290
مثل یه بچه خوب و آروم کنار خانم ششم بمون

00:38:39.290 --> 00:38:40.720
مادر

00:38:41.390 --> 00:38:45.580
اون یه احمقه و چیزی واسه پنهان کردن نداره . بذار برگردم

00:38:45.580 --> 00:38:48.360
یینشینگ ،بانوی بزرگ تو رو انتخاب کرده که بیای اینجا

00:38:48.360 --> 00:38:53.090
اگه تو تمام تلاشتو نکنی ،ما تمام سعیمون میکنیم

00:38:53.090 --> 00:38:56.150
اون ارباب جوان چانگبای قبلا  به ملاقات خانم ششم میومد

00:38:56.150 --> 00:38:59.310
اون دفترچه و جوهر میاورد

00:38:59.310 --> 00:39:02.880
اما این روزا دیگه نمیاد

00:39:05.530 --> 00:39:09.040
اون از دست یینشینگ به خاطر اینکه خوب خدمت نکرده عصبانیه

00:39:09.040 --> 00:39:13.480
خانم ششم به یینشینگ هیچی نگفته و فقط ازش خواسته عذرخواهی کنه

00:39:13.480 --> 00:39:15.420
اما بعدش

00:39:15.420 --> 00:39:18.260
یینشینگ اونو تنها تو حیاط نگه  میداره

00:39:18.260 --> 00:39:23.310
شنیدم که از ارباب دوم  یه دستمال خواسته و باهاش شوخی کرده

00:39:23.310 --> 00:39:25.960
اون دختر

00:39:28.820 --> 00:39:31.400
ازدواج بای اِر و خانواده "های" در شرف انجامه

00:39:31.400 --> 00:39:33.640
اون فاحشه خیال برش داشته؟

00:39:33.640 --> 00:39:36.200
کی میگه که خیال برش نداشته

00:39:36.200 --> 00:39:40.340
ارباب جوان به خاطر احترامی که به خانم ششم داره و همچنین. به خاطر موقعیتش مسئله رو  بزرگش نکرده

00:39:40.340 --> 00:39:44.040
اون دختر ششم خیلی ضعیفه حتی نمیتونه با بازنده ها سر و کله بزنه

00:39:44.040 --> 00:39:46.400
و میخواد خونه رو اداره کنه؟

00:39:47.810 --> 00:39:52.100
تو ازدواج بانوی ارشد یو رو به هم زدی

00:39:52.100 --> 00:39:56.500
 اونا الان میخوان سومین دخترشون رو به ازدواج با ارباب گو دربیارن

00:39:56.500 --> 00:39:59.650
شنیدم که مثل طلا با ارزش بزرگ شده

00:39:59.650 --> 00:40:02.160
اون دختر خیلی تند خو و سرکشه

00:40:02.160 --> 00:40:06.760
حالا اگه میتونی برو نجات پیدا کن

00:40:08.880 --> 00:40:12.500
من همیشه خیلی بادقت بهتون خدمت کردم .

00:40:12.500 --> 00:40:15.250
نمیدونم چرا از من خوشتون نمیاد

00:40:16.080 --> 00:40:18.000
تو میتونی مردا رو گمراه کنی،

00:40:18.000 --> 00:40:21.660
اما نمیتونی زنارو که بیشتر وقتشون رو تو خونه میگذرونن گول بزنی

00:40:21.660 --> 00:40:24.450
ما در مورد تولد یا خانواده صحبت نمیکنیم

00:40:24.450 --> 00:40:27.580
تو میخوای موقعیت همسر اصلی رو داشته باشی؟

00:40:29.310 --> 00:40:31.770
من سطحم پایینه

00:40:32.440 --> 00:40:35.100
اما هنوزم من باید بتونم تو این دنیا زندگی کنم

00:40:36.410 --> 00:40:41.200
دایه. خداوند به من یه زندگی داده

00:40:41.200 --> 00:40:44.210
نمیتونم همینجوری بمیرم ،درسته؟

00:41:05.100 --> 00:41:07.340
کجا میری؟

00:41:09.440 --> 00:41:12.070
میرم بیرون تا یکم نخ و سوزن بخرم

00:41:12.940 --> 00:41:17.900
خوبه پس . سوزن منم کند شده .منم باهات میام

00:41:17.900 --> 00:41:19.890
شیائو سویی

00:41:19.890 --> 00:41:21.600
بیا اینو تمیزش کن

00:41:21.600 --> 00:41:23.720
اومدم دایه

00:41:24.800 --> 00:41:27.140
کمکم کن بلند شم

00:42:05.160 --> 00:42:07.870
میری بیرون؟

00:42:07.870 --> 00:42:11.940
دایه گفت که قبل اینکه بری بیرون بهش بگی

00:42:42.770 --> 00:42:45.610
شیائوسویی ، بگیرش

00:42:49.060 --> 00:42:56.600
شیائوسویی ،میدونی که  دایه خیلی زنده نمیمونه

00:42:56.600 --> 00:42:59.170
تو به من یه آینده خوب میدی

00:42:59.170 --> 00:43:03.860
و همچنین باعث میشی که آینده خودت هم خوب بشه

00:43:03.860 --> 00:43:07.120
در آینده ،من و تو زیر نظر خانم سوم یو

00:43:07.120 --> 00:43:10.150
زندگی راحت تری خواهیم داشت

00:43:16.150 --> 00:43:46.150
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:43:46.151 --> 00:44:31.151
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

00:43:38.320 --> 00:43:46.770
‏♫ یک روز ‏صبح یک ‫گل باز ‏شد و به درخت بید رسید
بسیار خوشبو بود و‏ ‏فکر کرد درخت،‫ ارباب اوست ‏♫

00:43:48.040 --> 00:43:56.720
‫♫ حتی اگر صبحها بارانی‫ باشد، ابرهای سرخ نیمی از روز نور خورشید دارند
 ♫ باد و باران  کامل روی آنها اثر ندارد

00:43:56.720 --> 00:44:06.480
‫♫ تو در قصر همیشه بی پروایی و نحیفتر می شوی
اشک های پر‫ از اندوهت سرازیر می شوند ♫

00:44:06.480 --> 00:44:15.400
‫♫ ‫نامه های نوشته شده‫ روی ابریشم، مرا عزل می کنند،
♫ تنها ناگهان یادآوری می کنند، برای سالها جز در خفا نمی توانم ببینمت

00:44:16.290 --> 00:44:20.870
‏♫ ‫دیشب، ‫وقتی در خواب عمیق بودم، باد و
باران شدید نتوانست‫ اثر شراب را از بین ببرد ♫‎‏

00:44:20.870 --> 00:44:24.900
وقتی از کسی سوال کردم، پرده را کنار زد ♫
 ♫ و گفت همه درختان سیب مثل قبل هستند

00:44:24.900 --> 00:44:34.710
<font>‫  </c> ♫ نمی دانی، نمی دانی،
♫ باید برگها سبز شده و گلها افتاده باشد؟

00:44:34.710 --> 00:44:39.230
‏♫ ‫دیشب، ‫وقتی در خواب عمیق بودم، باد و
باران شدید نتوانست‫ اثر شراب را از بین ببرد ♫‎‏‏

00:44:39.230 --> 00:44:43.410
وقتی از کسی سوال کردم، پرده را کنار زد ♫
 ♫ و گفت همه درختان سیب مثل قبل هستند

00:44:43.410 --> 00:44:53.800
<font>‫  </c> ♫ نمی دانی، نمی دانی،
♫ باید برگها سبز شده و گلها افتاده باشد؟

00:44:54.960 --> 00:45:08.370
<font>‫  </c> ♫ نمی دانی، نمی دانی،
♫ باید برگها سبز شده و گلها افتاده باشد؟