﻿WEBVTT

00:00:00.010 --> 00:00:54.130
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:54.740 --> 00:01:00.150
<i>داستان مینگ لان</i>

00:01:00.150 --> 00:01:02.900
<i>قسمت26</i>

00:01:05.120 --> 00:01:10.640
دیدم مادر امروز سلامت برگشته خونه، بالاخره خیالم راحت شد

00:01:10.640 --> 00:01:14.340
تو راهمون به اونجا، واقعا طوفانی بود

00:01:14.340 --> 00:01:17.970
اما تو راه برگشتمون خیلی خوب بود

00:01:17.970 --> 00:01:21.040
حتی یه مگس هم ندیدیم

00:01:21.040 --> 00:01:23.750
باعث نگرانی همتون شدیم

00:01:24.440 --> 00:01:28.580
بااینحال یه خبر خوش داریم که بهتون بگیم

00:01:28.580 --> 00:01:32.730
!هوالان بچه رو بدنیا آورد! یه پسر تپله

00:01:34.240 --> 00:01:38.700
ببین. این عالیه. عالیه

00:01:38.700 --> 00:01:42.290
همش به لطف مادره که از خانوم بزرگ هه خواست معاینش کنه

00:01:42.290 --> 00:01:46.230
خیلی ممنونم

00:01:46.840 --> 00:01:49.270
خوبه. خوبه

00:01:49.980 --> 00:01:55.360
شماها هم سنی ازتون گذشته

00:01:55.360 --> 00:01:57.620
ما همه فقط میخوایم بچه هامون زندگی خوبی داشته باشن

00:01:57.620 --> 00:02:00.690
تاوقتیکه اونا خوب باشن، خانواده ما خوبن

00:02:00.690 --> 00:02:03.840
بله، مادر راست میگه

00:02:03.840 --> 00:02:05.680
تبریک میگم، پدر و مادر

00:02:05.680 --> 00:02:08.740
بالاخره یه نوه دارین

00:02:08.740 --> 00:02:10.390
بچه خوب

00:02:10.390 --> 00:02:15.590
انگار تو زادگاهمون خیلی راحت بود
رنگ و روی مینگ‌اِر باز شده

00:02:16.620 --> 00:02:20.620
تو حومه شهر، فقط میخورد و میخوابید

00:02:20.620 --> 00:02:22.960
واقعا چاقتر شده

00:02:23.980 --> 00:02:26.530
مینگ‌اِر یادمه

00:02:26.530 --> 00:02:29.750
لوح یادبود مادرت رو اینجا گذاشته بودی

00:02:29.750 --> 00:02:34.880
حالا که اینجاییم، برو دیدنش و چند تا عود روشن کن

00:02:35.410 --> 00:02:38.130
چشم. پدر و مادر، پس اینجا بشینین-
زود برو-

00:02:38.130 --> 00:02:40.540
با اجازه

00:02:56.410 --> 00:02:59.820
ای بچه شیطون، حواست کجاست میخوری به این و اون؟

00:02:59.820 --> 00:03:01.840
چیزی نیست. چیزی نیست، ولش کن

00:03:01.840 --> 00:03:03.410
ببخشید

00:03:12.400 --> 00:03:15.580
یه بار جلوی مادرم قول دادم

00:03:15.580 --> 00:03:20.640
که کتاب مقدس لینگبائو درباره تولد دوباره و نجات از هفت بار عذاب رو بخونم

00:03:20.640 --> 00:03:22.520
همه برگردین سرکارتون

00:03:22.520 --> 00:03:24.010
چشم

00:03:46.910 --> 00:03:50.180
بزودی میام پایتخت که درباره یه چیزی باهات حرف بزنم

00:03:50.180 --> 00:03:54.870
میتونیم اونجا همدیگرو ببینیم
باید فورا رو در رو حرف بزنیم

00:03:59.790 --> 00:04:01.900
خاله داره میاد

00:04:25.080 --> 00:04:29.760
بعد از اینکه چندین روز بیرون موندی، لاغرتر شدی

00:04:31.330 --> 00:04:33.340
من خوبم

00:04:33.340 --> 00:04:38.000
،فقط نتونستم چانگ اِر رو پیدا کنم
و رونگ اِر با من عذاب کشید

00:04:38.650 --> 00:04:42.480
آره، رونگجیه هم لاغرتر شده

00:04:48.920 --> 00:04:50.510
دایه

00:04:51.560 --> 00:04:54.090
یکی بهم گفت

00:04:54.910 --> 00:04:57.530
رونگ اِر خون نجیب زاده تو رگهاشه

00:04:57.530 --> 00:05:01.120
دنبال من این ور اون ور چرخیدن و تحصیل درست حسابی نداشتن

00:05:01.120 --> 00:05:03.940
مانع زندگی آیندش میشه

00:05:05.090 --> 00:05:07.680
،بعد از فکر دربارش

00:05:07.680 --> 00:05:12.080
تصمیم گرفتم رونگ اِر رو بذارم اینجا تو پایتخت که شما بزرگش کنی

00:05:12.080 --> 00:05:16.510
،نگران نباش. جسارت نمیکنم درباره چیزای دیگه زیاد حرف بزنم

00:05:16.510 --> 00:05:19.150
اما تو بچه بزرگ کردن کارم خوبه

00:05:19.150 --> 00:05:22.420
حتما خوب مواظبش میشم

00:05:23.260 --> 00:05:27.500
رونگ اِر هم دیگه وقتشه بره مدرسه

00:05:27.500 --> 00:05:31.660
تحصیل خوبه. کمک میکنه آدم
 درست رو از غلط، خوب رو از بد تشخیص بده

00:05:31.660 --> 00:05:35.890
در آینده، مثه من نمیشه که دیگران راحت فریبم دادن

00:05:35.890 --> 00:05:39.170
همینطور مثل مادرش نمیشه، که نیت های شوم داشته باشه

00:05:40.170 --> 00:05:44.180
خانوم رونگجیه از اصل و نسب شماست. معلومه که عالی خواهد بود

00:05:44.920 --> 00:05:49.130
فقط درباره تحصیلش

00:05:49.130 --> 00:05:53.790
هیچی نمیدونم

00:05:53.790 --> 00:05:56.280
،نگران نباش. فردا

00:05:56.280 --> 00:05:58.830
میرم دنبال برادر دوم شنگ

00:05:58.830 --> 00:06:01.430
یه مدرسه برای دخترها؟

00:06:01.430 --> 00:06:04.360
من چیز زیادی نمیدونم

00:06:04.360 --> 00:06:07.220
وقتی برگشتم خونه از جائویون میپرسم

00:06:11.980 --> 00:06:16.300
خانومهای خانواده "های" از بچگی کلاس خصوصی دارن

00:06:17.460 --> 00:06:20.900
میتونم رونگ اِر رو بفرستم اونجا

00:06:26.760 --> 00:06:28.240
برادر چانگبای

00:06:34.510 --> 00:06:40.130
پس تحصیل دخترم رو میسپرم دست همسر اصلیت

00:06:41.030 --> 00:06:44.040
امروز بعدازظهر، یکی رو میفرستم سه تیکه جواهر به عنوان کادوی عروسی

00:06:44.040 --> 00:06:46.070
بیاره خونه تون

00:06:46.070 --> 00:06:50.160
باشه. وقتی من و جائویون صحبت کردیم و یه تصمیم گرفتیم خبرت میکنم

00:06:51.820 --> 00:06:54.520
من دیگه میرم. امروز باید به خیلی چیزا رسیدگی کنم

00:06:54.520 --> 00:06:57.720
از فرهنگستان هانلین به وزارت تشریفات منتقل شدم

00:06:57.720 --> 00:06:59.820
وقت سر خاروندن ندارم

00:07:01.590 --> 00:07:02.920
صبر کن

00:07:02.920 --> 00:07:05.930
!رونگجی اِر! بیا اینجا

00:07:08.510 --> 00:07:09.890
بیا

00:07:11.050 --> 00:07:14.540
رونگجی اِر، عموت چانگبای

00:07:14.540 --> 00:07:16.210
برات یه کلاس خصوصی پیدا کرده

00:07:16.210 --> 00:07:19.400
از حالا به بعد میتونی

00:07:19.400 --> 00:07:22.290
.با برادرها و خواهرهای خانواده های دیگه درس بخونی
زود از عموت تشکر کن

00:07:22.290 --> 00:07:24.300
ممنون عمو

00:07:24.300 --> 00:07:27.650
ازت ممنونم

00:07:27.650 --> 00:07:28.690
بچه خوب

00:07:28.690 --> 00:07:31.860
وقتی درس خوندن رو شروع کردی میتونی ازم تشکر کنی

00:07:33.310 --> 00:07:36.220
،پدر، با عمویی مثه این

00:07:36.220 --> 00:07:40.420
بازم اونایی که تو عمارت اصلی ان رو باید عمو صدا کنم؟

00:07:41.290 --> 00:07:43.750
اون عموهای خانواده گو الکی ان

00:07:43.750 --> 00:07:47.490
فقط این عمو از خانواده شنگ عموی واقعیه

00:07:48.750 --> 00:07:51.780
کی این عادت بد مزخرف گفتنت رو عوض میکنی؟

00:07:52.340 --> 00:07:57.050
وقتی برادر کوچیک سومت منو میبینه، یواشکی ازم میپرسه کجایی

00:07:57.510 --> 00:08:00.360
احتمالا میترسن که من هنوز نمرده باشم

00:08:02.120 --> 00:08:05.090
برادر کوچیکت واقعا دلش برات تنگ شده

00:08:05.090 --> 00:08:08.770
بعلاوه، اسمت هنوز تو شجره نامه هست

00:08:08.770 --> 00:08:12.030
اگه این موضوع به بیرون درز کنه، انگار مقصر تویی

00:08:12.030 --> 00:08:13.530
از چی باید ترسید؟

00:08:13.530 --> 00:08:16.370
به هرحال، قصد ندارم برگردم اونجا

00:08:16.370 --> 00:08:18.830
هرموقع وقت داشتی بریم مشروب بزنیم

00:08:18.830 --> 00:08:20.240
باشه

00:08:20.830 --> 00:08:23.010
!پدر، یادمه

00:08:23.010 --> 00:08:28.390
اون عمه کوچولو که همراهیش کردیم خواهر کوچیک عموئه

00:08:31.980 --> 00:08:35.570
اون روز، اتفاقی تو یویانگ به خواهرت برخوردم

00:08:35.570 --> 00:08:37.040
،به هرحال، منم داشتم برمیگشتم پایتخت

00:08:37.040 --> 00:08:39.280
برای همین ازش محافظت کردم و همراهیش کردم که برگرده

00:08:39.280 --> 00:08:41.890
نباید اینو بهش بگی

00:08:41.890 --> 00:08:44.480
به نظر میاد بهش لطفی کردم

00:08:44.480 --> 00:08:47.010
..تو

00:08:47.010 --> 00:08:48.920
نمیخوای به مردم کارای خوبی که براشون کردی رو بگی

00:08:48.920 --> 00:08:50.170
،اما وقتی مردم بهت تهمت اشتباه میزنن

00:08:50.170 --> 00:08:54.290
تو اعتراف میکنی... چی باید سر زندگیت بیاد؟

00:09:03.460 --> 00:09:05.280
جلو چه خبره؟

00:09:05.280 --> 00:09:08.240
کالسکه خانواده شنگ اون جلوعه
داره خانوم خونه رو سوار میکنه و راهمون رو بسته

00:09:08.240 --> 00:09:10.350
میترسم یه مدتی نتونیم رد بشیم

00:09:10.350 --> 00:09:13.650
صبر کنیم یا

00:09:13.650 --> 00:09:16.580
خانواده شنگ؟ مادربزرگشون برگشته پایتخت؟

00:09:16.580 --> 00:09:19.370
بله، ارباب شنگ و بانو شنگ شخصا اومدن دنبالش

00:09:19.370 --> 00:09:21.250
چقدر وظیفه شناس

00:09:21.250 --> 00:09:23.360
این تقدیره

00:09:24.550 --> 00:09:28.950
 زود باهام بیا. چون مادربزرگشون هنوز نرفته
میرم عرض ادب میکنم

00:09:28.950 --> 00:09:33.430
و همزمان، یه نگاهی به خانوم ششم کنارش میندازم

00:09:34.050 --> 00:09:35.610
زود باش

00:09:39.460 --> 00:09:43.220
مادر، فقط میرم نگاه بندازم کالسکه ها آماده شدن یا نه

00:09:49.400 --> 00:09:52.990
!بانوی بزرگ وانگ! خانوم بزرگ-
اوه، بانو وو-

00:09:52.990 --> 00:09:56.440
وقتی بیرون بودم، شنیدم کالسکه هاتون اینجان

00:09:56.440 --> 00:10:00.480
دارم فکر میکنم واقعا تقدیرمونه. ببین چجوری اینجا بهم برخوردیم

00:10:00.480 --> 00:10:03.410
خانوم بزرگ حال و احوالتون خوبه؟

00:10:03.410 --> 00:10:05.740
با این هوای سرد، بازم به حومه اومدی

00:10:05.740 --> 00:10:09.630
همه تحت تاثیر خلوص نیتت قرار میگیرن

00:10:09.630 --> 00:10:12.070
همش به خاطر ازدواج بچه ششممه دیگه

00:10:12.070 --> 00:10:15.030
همه برادرها و خواهرهای جلوتر از اون الان متاهلن

00:10:15.030 --> 00:10:17.500
فقط اونه که هنوز سر و سامون نگرفته

00:10:17.500 --> 00:10:20.870
باید بیشتر دعا کنم

00:10:20.870 --> 00:10:24.930
که یه عروس خوب گیرم بیاد

00:10:24.930 --> 00:10:28.530
!میترسم نکنه چشمات لوچ شده باشن
(که این همه دختر خوبو نمیبینی)

00:10:28.530 --> 00:10:31.580
ازدواج تو آسمونا مقدر شده

00:10:31.580 --> 00:10:34.570
نیست؟ بچه ها دِین ما هستن

00:10:39.420 --> 00:10:42.850
بانوی بزرگ، خانوم بزرگ، خبر رو شنیدین؟

00:10:44.120 --> 00:10:47.460
لرد جوان خانواده دوک چی و علیاحضرت شاهزاده خانوم

00:10:47.460 --> 00:10:50.210
الان چند ماهه باهم دعوا دارن

00:10:50.210 --> 00:10:55.340
تازگیا، حتی یه لبخند هم نمیشه رو صورت شاهزاده خانوم دید. خیلی ترسناکه

00:10:55.340 --> 00:10:59.530
این چند روز گذشته، لرد جوان هم از خونه بیرون نیومده. تو خونه قهر کرده

00:10:59.530 --> 00:11:02.820
الان حتی غذا هم نمیخوره

00:11:02.820 --> 00:11:04.880
سانشینگ ما رو حفظ کنن
(سه ستاره" موفقیت، طول عمر، مقام")

00:11:04.880 --> 00:11:07.430
چطور لرد جوان اینقدر جسوره؟-
آره-

00:11:07.430 --> 00:11:09.840
چرا ناراحته؟

00:11:09.840 --> 00:11:12.880
لرد جوان تنها پسر شاهزاده خانومه

00:11:12.880 --> 00:11:17.000
چرا باهاش اختلاف داره؟

00:11:17.000 --> 00:11:19.580
از کجا بدونم؟

00:11:19.580 --> 00:11:24.960
اما شنیدم علیاحضرت شاهزاده خانوم این دفعه خیلی عصبانیه

00:11:24.960 --> 00:11:26.430
،وقتی نتونست متقاعدش کنه

00:11:26.430 --> 00:11:30.830
یه خدمتکار زن که به لرد جوان خدمت میکرد
رو داد تا سر حد مرگ شلاق بزنن

00:11:30.830 --> 00:11:33.080
!گفت لرد جوان رو اغفال کرده

00:11:34.010 --> 00:11:37.000
این یه زندگی شکنندست

00:11:37.000 --> 00:11:39.500
این واقعا یه گناهه.. گناه

00:11:40.350 --> 00:11:42.750
خیلی ترسناک بنظر میاد

00:11:42.750 --> 00:11:46.010
بانوی بزرگ، با کنتس یه کم بیشتر حرف بزن

00:11:46.010 --> 00:11:50.270
من دیگه پیرم و طاقت خستگی رو ندارم. دیگه میرم

00:11:50.270 --> 00:11:52.730
منو ببین.. واقعا

00:11:52.730 --> 00:11:56.200
بعد از دیدن بانوی بزرگ و خانوم ششم، همه چیزو فراموش کردم

00:11:56.200 --> 00:11:58.430
حتی این همه مدت همتون رو اینجا نگه داشتمو و پرچونگی کردم

00:11:58.430 --> 00:12:00.090
خانوم بزرگ، مواظب خودتون باشین

00:12:00.090 --> 00:12:02.140
تا چند روز دیگه دوباره بهتون سر میزنم

00:12:02.140 --> 00:12:05.770
باشه. باشه. پس خونه رو تمیز میکنم و منتظر اومدنت میشم

00:12:05.770 --> 00:12:09.160
باشه. باشه-
!خانوم بزرگ، مواظب خودتون باشین-

00:12:15.590 --> 00:12:18.030
همه حرفایی که باید میزدم رو زدم

00:12:18.930 --> 00:12:21.900
اگه باهوش باشی، باید بدونی که

00:12:21.900 --> 00:12:24.800
اون خانواده دوک چی یه کوهی از تیغه های آتشینه

00:12:24.800 --> 00:12:27.520
وارد شدن به خانواده کنت یونگچانگ من

00:12:27.520 --> 00:12:29.850
خیلی آسونتره

00:12:43.070 --> 00:12:45.060
چی شده، خانوم؟

00:12:46.820 --> 00:12:51.590
اینجا تو خونه اتفاق خاصی افتاده؟

00:12:53.610 --> 00:12:55.730
چیزی نیست، خانوم ششم

00:12:55.730 --> 00:12:59.670
الان بانوی بزرگ مدیر اصلیه و بانو "های" کمکش میکنه

00:12:59.670 --> 00:13:04.300
معشوقه لین خیلی جار و جنجال راه انداخت، اما
 وقتی فایده نداشت، کوتاه اومد

00:13:04.300 --> 00:13:08.430
خانوم چهارم و خانوم پنجم هنوز مثه قبلن، به همدیگه محل نمیدن
اما وقتی باهم اختلافی دارن، باهم مثه سگ و گربه ان

00:13:08.430 --> 00:13:10.710
..شنیدم

00:13:10.710 --> 00:13:18.200
شنیدم..یه خدمتکار زن تو خونه دوک چی
تا سر حد مرگ چوب خورده. راسته؟

00:13:22.720 --> 00:13:25.220
واقعا همچین اتفاقی افتاده، خانوم ششم

00:13:25.780 --> 00:13:30.970
،شنیدم یه خدمتکاری بود که تازه خریده بودن به اسم تانیون

00:13:30.970 --> 00:13:33.520
که تو بخش خونه لرد جوان زندگی میکرد

00:13:35.340 --> 00:13:38.250
پس ..چرا؟

00:13:42.160 --> 00:13:48.340
،شنیدم یه کم شبیه شما بود. موقع انتخاب

00:13:48.340 --> 00:13:52.430
لرد جوان فورا اونو انتخاب کرد و
گذاشت تو اتاق مطالعه اش بهش خدمت کنه

00:13:52.430 --> 00:13:58.200
بعدا که لرد جوان غذا نمیخورد، فقط این خدمتکار
میتونست به خوردن وادارش کنه

00:13:58.200 --> 00:14:03.900
..اما نمیدونم چرا باعث عصبانیت شاهزاده خانوم شد، و اون

00:14:11.960 --> 00:14:13.490
خانوم

00:14:58.640 --> 00:15:01.900
اون حرفای امروز کنتس

00:15:01.900 --> 00:15:04.290
تا حدی به خاطر اینه که ازت خوشش میاد

00:15:05.370 --> 00:15:12.230
حسابشو که بکنی، فرزند مشروع یه کنت هم پیوند بزرگیه

00:15:13.080 --> 00:15:16.730
از ازدواج خواهرت هوالان هم بزرگتره

00:15:19.530 --> 00:15:21.320
،ثانیا

00:15:22.560 --> 00:15:26.830
،به جز مادر اصلی گیجت که متوجهش نشد

00:15:27.310 --> 00:15:30.980
،ما دو تا که ذهنمون به پاکی آینه ست

00:15:30.980 --> 00:15:33.170
قشنگ فهمیدیم به کی داره میگه

00:15:33.760 --> 00:15:36.260
بله، فهمیدم

00:15:36.260 --> 00:15:38.460
پس نظرت چیه؟

00:15:43.160 --> 00:15:47.420
تا الان، بازم امید داشتی؟

00:15:48.850 --> 00:15:51.680
،هر چقدر هم "چی هنگ" خوب باشه

00:15:51.680 --> 00:15:54.020
نباید وارد اون خانواده دوک چی بشی

00:15:54.020 --> 00:15:56.920
همین تازگی دیدی که سر خواهر شولان چی اومد

00:15:56.920 --> 00:15:59.390
،اگه در آینده تصمیم بگیری برگردی

00:15:59.390 --> 00:16:04.800
 پدر و مادرت هیچوقت به خاطر تو دوک و شاهزاده خانوم رو نمیرنجونن

00:16:04.800 --> 00:16:09.720
میخوای من با این استخونای پیرم برات دنبال عدالت باشم؟

00:16:13.350 --> 00:16:14.810
،مینگ‌اِر

00:16:15.680 --> 00:16:18.090
تو باهوشی

00:16:18.090 --> 00:16:20.160
باید بدونی بعضی کارها شدنیه

00:16:20.160 --> 00:16:24.930
اما نباید انجام بشه

00:16:31.520 --> 00:16:33.390
باشه. باشه

00:16:34.840 --> 00:16:37.070
سالها آموزش من

00:16:37.070 --> 00:16:39.320
همش بیخود بود

00:16:40.260 --> 00:16:45.830
 فقط به خاطر یه مرد، روح و روانت زیر و رو شده
کاملا درسهای منو فراموش کردی

00:16:45.830 --> 00:16:48.950
دیگه از چیزی نمیترسی. حالا که اینجوریه

00:16:48.950 --> 00:16:51.660
چرا باید هنوز به حرفات گوش بدم

00:16:52.430 --> 00:16:57.000
من کند ذهن و احمقم

00:16:57.890 --> 00:16:59.960
نمیتونم برات تصمیم بگیرم

00:17:00.790 --> 00:17:02.440
،مادربزرگ

00:17:02.880 --> 00:17:06.390
فراموش نکردم. میدونم که

00:17:06.390 --> 00:17:09.620
نباید و نمیتونم بهش فکر کنم

00:17:10.210 --> 00:17:11.820
..فقط

00:17:13.430 --> 00:17:15.130
،مینگ‌اِر

00:17:15.910 --> 00:17:20.090
واقعا تصمیم گرفتی و پشیمون نمیشی؟

00:17:20.660 --> 00:17:22.350
مادربزرگ

00:17:23.180 --> 00:17:26.160
جسارت نمیکنم فکر و خیال خام کنم

00:17:26.160 --> 00:17:29.170
که شوهر آیندم چقدر خوب باهام رفتار کنه

00:17:29.690 --> 00:17:32.270
فقط امیدوارم که بتونیم بااحترام باهم رفتار کنیم

00:17:32.270 --> 00:17:36.700
.که بتونم صادق بمونم و خودمو تو این زندگی حفظ کنم
این برای من کافیه

00:17:37.930 --> 00:17:42.210
اما حالا، لرد جوان حاضره به خاطر من بجنگه

00:17:42.210 --> 00:17:45.520
اون مردیه که تو ناز و نعمت بزرگ شده

00:17:45.520 --> 00:17:49.440
یه شخص خیلی ممتازه. هیچوقت تو زندگیش رنج و عذابی نکشیده

00:17:49.840 --> 00:17:53.970
حالا.. به خاطر من با مادرش مخالفه

00:17:53.970 --> 00:17:57.360
حتی کارش به وضعیت اعتصاب آب و غذا کشیده

00:17:57.360 --> 00:18:01.300
،اگه الان بترسم و عقب نشینی کنم

00:18:01.300 --> 00:18:03.370
مثه یه خائن میشم

00:18:03.850 --> 00:18:05.090
..من

00:18:06.410 --> 00:18:09.560
در حق این محبتی که نسبت به من داره ظلم میکنم

00:18:13.790 --> 00:18:19.260
 مادربزرگ، میدونم خونه چی مثه یه لونه ببر، و کمینگاه یه اژدهاست

00:18:19.890 --> 00:18:23.500
.شاهزاده خانوم شخصیت قوی ای داره
دوک یه نجیب زاده بلند پایه ست، قدرت زیادی در دست داره

00:18:23.500 --> 00:18:26.890
من فقط از یه مقام محقرم و حرفام اهمیت چندانی نداره
،اگه با خانواده اونا وصلت کنم

00:18:26.890 --> 00:18:29.670
حتما روز و شب باید هوشیار باشم

00:18:29.670 --> 00:18:33.440
،اما فقط به خاطر رفتاری که لرد جوان با من داره

00:18:33.440 --> 00:18:37.690
!حاضرم همشو ریسک کنم! حاضرم، مادربزرگ

00:18:42.130 --> 00:18:43.890
..مادربزرگ

00:18:44.730 --> 00:18:47.590
به خاطر حق ناشناسیم منو ببخش

00:18:48.220 --> 00:18:50.400
تنبیهم کن

00:18:51.530 --> 00:18:53.050
،مینگ‌اِر

00:18:55.400 --> 00:19:00.960
اونوقت از حالا به بعد سختی های بی پایان داری

00:19:19.490 --> 00:19:21.670
!زود باش، زود باش-
بریم، برادر دوم-

00:19:21.670 --> 00:19:24.660
زود بریم-
حالا برای کالسکه مون رد شدن سخت میشه-

00:19:24.660 --> 00:19:26.860
شنیدم امسال آوشان بلندتر از پارساله
(کوه" چراغها یا مجسمه فانوس غول پیکر")

00:19:26.860 --> 00:19:30.180
!اگه دیر کنیم، نمیتونیم از نزدیک ببینیم. زود باشین! زود باشین

00:19:35.570 --> 00:19:37.520
نگاش کن

00:19:38.240 --> 00:19:39.470
اون شکلی لباس نپوشیده که

00:19:39.470 --> 00:19:44.300
بتونه یه لردی از یه خانواده نجیب و پولدار تور کنه و

00:19:44.300 --> 00:19:47.580
 به رویای بالا رفتن رتبه اجتماعیش برسه؟

00:19:47.580 --> 00:19:49.260
اینطور نیست؟

00:19:54.090 --> 00:19:56.120
چته؟

00:19:57.150 --> 00:19:59.720
انقدر میترسی که نظری دربارش بدی؟

00:20:00.290 --> 00:20:01.900
اگه بیشتر از این معطل کنیم، نمیتونیم به موقع برسیم اونجا

00:20:01.900 --> 00:20:03.600
!دارم میام! دارم میام

00:20:33.800 --> 00:20:36.000
گفت خانوم ششم باید مواظب و حواسش جمع باشه

00:20:36.000 --> 00:20:40.000
خواهر چو، ارشد بائو، و ارباب گو رو دنبال کن-
خواهر چو-

00:20:40.000 --> 00:20:42.600
رشد بائو، و ارباب گو؟

00:20:42.600 --> 00:20:47.100
اونا شخصیتهای ارواح نیستن؟

00:20:48.800 --> 00:20:51.800
،با این همه آدم که ماسکهای شکل ارواح زدن

00:20:51.800 --> 00:20:54.100
کدوم مال اونه؟

00:21:03.200 --> 00:21:05.700
به این بازیگر پاداش بده

00:21:12.800 --> 00:21:15.000
!پولو بردار

00:21:18.000 --> 00:21:21.900
خانوم، حتی اگه اون بیاد، شما دو تا نمیتونین حرف بزنین

00:21:25.300 --> 00:21:26.900
برات کمه؟

00:21:27.600 --> 00:21:30.800
برای خانوم یه ازدواج فوق العاده و سعادتمند آرزو میکنم

00:21:36.600 --> 00:21:40.000
بنظرم آوشان اونجا بد نیست. بلندتر از قبله

00:21:40.000 --> 00:21:41.200
بیا بریم یه نگاهی بندازیم

00:21:41.200 --> 00:21:43.600
نزدیک من بمون

00:21:43.600 --> 00:21:45.400
!زود برو! زود برو

00:21:57.900 --> 00:21:59.200
موهای خانوم ششم بهم ریخته

00:21:59.200 --> 00:22:01.800
میرم تو و شونه اش میکنم. شما دو تا همین جا منتظر بمونین

00:22:01.800 --> 00:22:03.400
باشه

00:22:11.800 --> 00:22:14.600
واقعا سخت میشه یه نگاهی بهتون انداخت

00:22:14.600 --> 00:22:15.800
چی شد؟

00:22:15.800 --> 00:22:17.600
ارباب جوان از اول چای یا غذایی رو قبول نمیکرد

00:22:17.600 --> 00:22:19.400
همش با دوک و علیاحضرت مخالفت کرد

00:22:19.400 --> 00:22:21.200
دیشب، حتی هیچ آبی نمیخورد

00:22:21.200 --> 00:22:23.600
همه توی خونه رفتن که راضیش کنن، اما اون گوش نمیده

00:22:23.600 --> 00:22:27.000
درهاشو قفل کرده و هیچکس رو راه نمیده تو

00:22:27.000 --> 00:22:29.230
به خاطر اون خدمتکاره؟

00:22:31.400 --> 00:22:33.200
..پس

00:22:33.200 --> 00:22:36.400
خانوم ششم، ریسک کردم که فقط یه تضمین از شما بگیرم

00:22:36.400 --> 00:22:38.200
خبرشو به ارباب جوان میدم که امید داشته باشه

00:22:38.200 --> 00:22:41.400
فقط چند روز شده، و همین حالاشم پوست و استخون شده

00:22:44.000 --> 00:22:49.000
!زود برید! برید! برید خونه! برید خونه

00:22:56.800 --> 00:22:59.400
!برید خونه! برید خونه! زود

00:22:59.400 --> 00:23:03.400
خانوم، نگهبانای گشت از مردم میخوان برن خونه. نمیدونم چی شده

00:23:03.400 --> 00:23:05.000
دنبال منن؟

00:23:05.000 --> 00:23:09.900
نه. مردم و اسبها توی خیابون شلوغ پلوغ کردن. نمیدونم چی شده

00:23:11.700 --> 00:23:15.900
خانوم، حتی اگه منو تا سر حد مرگ بزنن، یه کلمه هم لو نمیدم

00:23:15.900 --> 00:23:17.900
برگرد و به ارباب جوان بگو

00:23:17.900 --> 00:23:21.400
که اگه منو ناامید نکنه، من بهش بی وفایی نمیکنم

00:23:21.400 --> 00:23:22.600
بله-
!همه، برید خونه-

00:23:22.600 --> 00:23:25.300
!حکومت نظامی شده

00:23:25.300 --> 00:23:29.600
خانوم ششم، از این طرف لطفا-
!حکومت نظامیه-

00:23:30.200 --> 00:23:32.200
دیگه اینجا نمونید. برید

00:23:32.200 --> 00:23:34.200
!پراکنده شید! برید خونه

00:23:34.200 --> 00:23:35.800
!حکومت نظامی! برید خونه

00:23:35.800 --> 00:23:38.100
!صدای ما رو میشنوین؟ زود برین خونه

00:23:38.100 --> 00:23:41.000
!حکومت نظامیه! برید

00:23:41.000 --> 00:23:42.620
!پراکنده بشید! برید خونه

00:23:54.200 --> 00:23:56.360
!برید کنار! برید کنار

00:23:58.200 --> 00:23:59.600
دروازه های اصلی رو ببندین

00:23:59.600 --> 00:24:01.000
بله

00:24:03.200 --> 00:24:07.600
حکومت یه یادداشت دریافت کرد که میگفت شورش خودش رو
به عنوان "امپراتور جائوده" ادعا میکنه

00:24:07.600 --> 00:24:10.000
و همین حالاشم استانها و بخشهای گوی و شون رو فتح کرده

00:24:10.000 --> 00:24:12.600
ارتشش رو داره به شرق هدایت میکنه، پس الان
با یه بحران نظامی اضطراری رو به روییم

00:24:12.600 --> 00:24:14.460
 ،ترسیده بودن که جاسوسهای شورش به پایتخت نفوذ کرده باشن

00:24:14.460 --> 00:24:17.500
برای همین جشنواره فانوس رو تعطیل کردن و همه رو پراکنده کردن

00:24:17.500 --> 00:24:22.000
از امروز، جلسات صبحگاهی دربار دوباره شروع میشه
و هیچ مقاماتی اجازه ترک کردن نداره

00:24:22.000 --> 00:24:23.600
..اون شورشی ها

00:24:23.600 --> 00:24:27.400
یادمه اوایل امسال چطور تو زادگاهمون یویانگ دردسر درست کردن

00:24:27.400 --> 00:24:29.800
اولش فکر کردم فقط یه آشوب کوچیکه

00:24:29.800 --> 00:24:34.000
هیچوقت فکر نمیکردم به نبردهای بزرگ بکشه

00:24:35.200 --> 00:24:39.000
.حالا حکومت از داخل و خارج مشکلاتی داره
این خیلی نگران کننده ست

00:24:40.170 --> 00:24:45.100
از قبل اکیدا به خونه مون دستور دادم اگه
نیاز ضروری ای نیست، بهتره داخل خونه بمونن

00:24:51.000 --> 00:24:54.400
مادر فکر میکنه درست حسابی بهش رسیدگی نکردم؟

00:24:54.400 --> 00:24:58.500
نه، خوب رسیدگی کردی

00:24:58.500 --> 00:25:04.100
دارم فکر میکنم حکومت از اون موقع داشته تو مرزهای شمالی میجنگیده

00:25:04.100 --> 00:25:07.500
اما، جشنواره فانوس بهاری ادامه داشته

00:25:07.500 --> 00:25:12.400
و هیچوقت متوقف نشده. این شورشی ها تو جنگیدن خوب نیستن

00:25:12.400 --> 00:25:14.700
و از اینجا خیلی دورن

00:25:15.700 --> 00:25:18.400
چرا حکومت انقدر وحشت زده ست

00:25:18.400 --> 00:25:20.680
و باید جشنواره فانوس بهاری رو تعطیل میکرد؟

00:25:21.500 --> 00:25:23.600
چیزی که مادر گفت خیلی معقوله

00:25:23.600 --> 00:25:27.600
اما اگه شورشی ها نبودن، دیگه چی ممکنه باشه؟

00:25:28.600 --> 00:25:32.500
اعلیحضرت چند روز پیش خوب بودن. قصر هم دروازه هاشو نبسته بود

00:25:32.500 --> 00:25:37.400
هیچ هرج و مرج بزرگی اتفاق نیوفتاده بود

00:25:37.400 --> 00:25:42.300
گفتی یه کم پیش نگهبانای گشت داشتن تو خیابون
مردم رو میگشتن و پراکنده میکردن؟

00:25:42.300 --> 00:25:47.500
بله. اولش فکر کردم برای این بود که جلوی قایم شدن
جاسوسها داخل شهر رو بگیرن

00:25:48.600 --> 00:25:51.200
،اگه برای گرفتن جاسوسها نبود

00:25:52.200 --> 00:25:55.400
حس میکنم سعی داشتن یه شخص خاصی رو بگیرن

00:25:55.400 --> 00:26:01.800
متوقف کردن جشنواره فانوس بهاری. بستن خیابونها
 برای گرفتن یکی. قبلا هیچوقت این اتفاق نیوفتاده بود

00:26:02.800 --> 00:26:07.000
همسر اصلیت رفت دیدن فامیلای زن برادرش

00:26:07.000 --> 00:26:11.750
شاید برامون خبرایی بیاره

00:26:14.800 --> 00:26:17.000
!آروم! آروم

00:26:17.000 --> 00:26:19.700
زود یخ بیار که درد رو کم کنه

00:26:21.800 --> 00:26:24.100
!من خوبم. من خوبم

00:26:25.600 --> 00:26:29.000
!اگه بهتون بگم، ممکنه باور نکنین

00:26:29.000 --> 00:26:33.000
 دیشب، خواهر کوچیک همسر امپراتور رونگ هم رفته بود تماشای فانوسها
 <c.colorff8000>(زن اول یعنی ملکه نیست)</c>

00:26:33.000 --> 00:26:38.500
!موقع رفتن به اونجا، یه سری جنایتکار پیداشون شد و اونو دزدیدن

00:26:40.000 --> 00:26:42.600
خواهر کوچیک همسر امپراتور رونگ.. رونگ فیان؟

00:26:42.600 --> 00:26:45.100
پس کی؟

00:26:46.580 --> 00:26:49.130
خواهر مشروع همسر امپراتور رونگ؟

00:26:50.300 --> 00:26:52.200
چقدر اشرافیه؟

00:26:52.200 --> 00:26:54.400
درست اینجا تو بیانجنگ ما؟

00:26:54.400 --> 00:26:57.590
تو جشنواره فانوس بهاری دزدیدنش؟

00:27:02.400 --> 00:27:06.800
ممکنه فامیلای زن داداشت چرت و پرت بگن؟

00:27:06.800 --> 00:27:09.300
،وزیر، اگه نمیتونی چیزی پیدا کنی

00:27:09.300 --> 00:27:13.200
ارتباطات فامیلهای وانگمون تو پایتخت رو کوچیک نکن

00:27:15.800 --> 00:27:17.600
تو نمیتونی از مقامات باشی

00:27:17.600 --> 00:27:20.100
فقط چند کلمه حرف زدم که بحث داغتر کنم

00:27:20.100 --> 00:27:22.700
!و تو هم باید میتوپیدی بهم

00:27:24.000 --> 00:27:25.800
باشه. باشه

00:27:25.800 --> 00:27:29.760
ای کاش زود میگفتی. همه داریم دلشوره میگیریم

00:27:30.300 --> 00:27:33.800
میگن این خانوم دوم خانواده رونگ خیلی بدشانسه

00:27:33.800 --> 00:27:36.800
اون خیابون انقدر شلوغه که آب هم نمیتونه جاری بشه

00:27:36.800 --> 00:27:39.200
مگه مجبور بود که از کالسکه اش بیاد پایین
و به اون آوشان غول پیکر نگاه کنه

00:27:39.200 --> 00:27:41.000
کلی خدمتکار اطرافش بود

00:27:41.000 --> 00:27:44.020
اما تو یه چشم بهم زدن، غیبش زد

00:27:44.600 --> 00:27:50.200
ممکنه به چیزای زشتی برخورده باشه یا دیده باشه؟

00:27:51.800 --> 00:27:54.800
درست زیر پای امپراتور، تو جشنواره بزرگ فانوس بهاری
(تو پایتخت)

00:27:54.800 --> 00:27:57.400
یه دختر اشرافی ناپدید شد؟

00:27:57.400 --> 00:27:59.900
بزودی هرج و مرج میشه

00:28:01.570 --> 00:28:05.090
خانوادمون باید همیشه مواظب باشه

00:28:10.400 --> 00:28:13.300
بانوی بزرگ، یخ

00:28:31.000 --> 00:28:32.900
!برید کنار

00:28:35.600 --> 00:28:38.000
یکی افتاد

00:28:38.000 --> 00:28:40.200
برید کنار. برید عقب. برید عقب. نرید جلو

00:28:40.200 --> 00:28:41.600
!برید عقب. با شمام

00:28:41.600 --> 00:28:44.000
برید عقب. برید عقب

00:28:46.400 --> 00:28:48.700
این بانو از خانواده رونگ نیست؟

00:28:53.400 --> 00:28:56.500
<i>[ عمارت شنگ ]</i>

00:28:57.600 --> 00:29:00.200
ضد ریخت و پاش

00:29:00.200 --> 00:29:04.200
آخه چی جشنواره فانوس بهاری ریخت و پاشه که باید جلوشو میگرفتن؟

00:29:04.200 --> 00:29:06.400
،با شورشهای جنوب

00:29:06.400 --> 00:29:09.000
الان آدمای انقدر جسوری پیدا میشن که دخترای اشرافی رو بدزدن

00:29:09.000 --> 00:29:11.400
تازگیا خیابون اونقدرا امن نیست

00:29:11.400 --> 00:29:14.200
چرا باید فانوسها و آوشان رو برمیداشتن؟

00:29:14.200 --> 00:29:18.000
یه جشنواره فانوس بهاری خوب به خاطر اون رونگ فیان بهم خورد

00:29:18.000 --> 00:29:21.900
انقدر چرت نگو. این حادثه خیلی ترسناک بود

00:29:22.800 --> 00:29:26.000
اون خانواده رونگ اصالتا صنعت گرهای سفال بودن

00:29:26.000 --> 00:29:29.400
 رونگ فیان به خاطر رابطه اش با همسر امپراتوری رونگ
همیشه متکبر و از خود راضی بود

00:29:29.400 --> 00:29:32.400
تو هر گردهمایی فرهنگی، به مردم با دیده تحقیر نگاه میکرد

00:29:32.400 --> 00:29:34.800
حتی همش خودشو به برادر یوآن رئو میچسبونه

00:29:34.800 --> 00:29:37.220
خفه شو

00:29:37.800 --> 00:29:40.900
بذار اینو بهت بگم، احتمالا این دفعه جون سالم بدر نمیبره

00:29:40.900 --> 00:29:45.400
نباید بیرون همچین چرت و پرتایی بگی
!و فقط تو خودت نگهش دار

00:30:47.600 --> 00:30:52.400
خانوم دوم مرده! خانوم دوم مرده

00:30:53.100 --> 00:30:55.100
!زود در رو باز کنین

00:31:01.800 --> 00:31:04.000
کسی داخل نیست؟

00:31:11.700 --> 00:31:16.500
<i>[ عدل و انصاف ]</i>

00:31:18.200 --> 00:31:21.200
!درو باز کنین

00:31:21.200 --> 00:31:24.800
!درو باز کنین

00:31:42.200 --> 00:31:45.400
چطوره؟ اون بیرون آرومتره؟

00:31:51.600 --> 00:31:53.000
خیابونها دیگه هرج و مرج نیست

00:31:53.000 --> 00:31:55.400
کاسبها شروع کردن به باز کردن و حالا خیلیا بیرونن

00:31:55.400 --> 00:31:58.900
اما هنوز نگهبانای گشت زیادی هستن

00:32:01.200 --> 00:32:02.600
،خیلی وقت شده

00:32:02.600 --> 00:32:05.400
اما هنوز کسایی که به خانوم دوم رونگ آسیب زدن رو نگرفتن

00:32:05.400 --> 00:32:09.000
اونا خلافکارن. چطور میشه راحت گرفتشون؟

00:32:09.800 --> 00:32:11.600
چرا؟

00:32:11.600 --> 00:32:15.600
اینجا پایتخته، هر خانواده محافظ داره

00:32:15.600 --> 00:32:18.000
اون خارجیا هم راهنما و همراه دارن

00:32:18.000 --> 00:32:21.200
هر آدم و حیوون توی هر خانواده توی سرشماری ثبت شده

00:32:21.200 --> 00:32:22.600
چطور نتونستن اونا رو بگیرن؟

00:32:22.600 --> 00:32:25.400
حتی اگه یه گربه بود، مطمئنا تا الان باید میگرفتنش

00:32:25.400 --> 00:32:27.900
حتی شنیدم

00:32:28.600 --> 00:32:32.600
دایی رونگ چانگ گریه کرد و تو قصر وانده جنجال به پا کرده

00:32:32.600 --> 00:32:35.400
همسر امپراتور رونگ توی قصر درونی سه بار از گریه غش کرد

00:32:35.400 --> 00:32:38.800
علیاحضرت ملکه، اعلیحضرت رو قانع کرد
و گارد قصر امپراتوری رو برای کمک فرستادن

00:32:38.800 --> 00:32:41.400
،وقتی از کلانتری محلی رد شدم

00:32:41.400 --> 00:32:43.800
خانواده رونگ دروازه هاشو سد کردن و نمیرن

00:32:43.800 --> 00:32:46.800
شنیدم فرماندار محلی الان چند روزه خودشو نشون نداده

00:32:49.800 --> 00:32:51.800
تو این هرج و مرج بیرون

00:32:51.800 --> 00:32:54.000
بووی رو ندیدی؟

00:32:54.800 --> 00:32:56.600
مدتها اون بیرون این ور اون ور چرخیدم

00:32:56.600 --> 00:33:00.400
نه تنها بووی، هیچ پرستویی هم ندیدم

00:33:05.600 --> 00:33:10.440
 خانوم، از فردا، میرم اطراف خونه دوک چی

00:33:10.440 --> 00:33:14.600
مطمئنا بووی یه روز بیرون میاد، نه؟ میتونم منتظرش بمونم

00:33:17.400 --> 00:33:21.500
اگه بخواد، میتونه پیغامشو بفرسته

00:33:23.600 --> 00:33:26.600
این ماییم که باید مواظب باشیم خونسردیمون رو حفظ کنیم

00:33:26.600 --> 00:33:29.200
و نذاریم دیگران هیچ ضعفی از ما پیدا کنن

00:33:29.200 --> 00:33:30.900
بله

00:33:31.900 --> 00:33:34.400
،چون نمیتونم لرد جوان رو ببینم

00:33:34.400 --> 00:33:37.800
به جاش میرم صومعه یوچینگ که اول خاله ام رو ببینم

00:33:37.800 --> 00:33:39.400
،با این هرج و مرج بیرون

00:33:39.400 --> 00:33:43.900
میترسم ارباب و بانوی بزرگ بهتون اجازه ندن برید بیرون

00:33:47.300 --> 00:33:50.200
داری میری بیرون؟

00:33:50.200 --> 00:33:52.200
فعلا بیرون خطرناکه

00:33:52.200 --> 00:33:56.400
،پدرت بارها دستور داد که زنها باید توی خونه بمونن

00:33:56.400 --> 00:33:59.800
اما تو فقط باید برام دردسر درست کنی

00:33:59.800 --> 00:34:02.000
اوایل امسال، پدر درباره این بهم قول داد

00:34:02.000 --> 00:34:04.400
فقط به خاطر اینکه سرم شلوغ بود به تاخیر افتاد

00:34:04.400 --> 00:34:07.000
دیشب درباره مادر

00:34:07.000 --> 00:34:11.800
یه خوابی دیدم. منو به خاطر شکستن قولم سرزنش کرد

00:34:11.800 --> 00:34:17.300
چون جشنواره فانوس بهاری گذشته
اومدم اینجا که مخصوصا از شما اجازه بگیرم

00:34:19.200 --> 00:34:23.800
چون وزیر کسیه که این قولو بهت داده، باید بری به اون التماس کنی

00:34:23.800 --> 00:34:27.750
بااینکه من بانوی بزرگم، جسارت نمیکنم راحت برای اون تصمیم بگیرم

00:34:28.400 --> 00:34:32.200
وقتی پدر امروز صبح رفت به مادربزرگ سلام کنه، درباره این بهش گفتم

00:34:32.200 --> 00:34:34.800
پدر ازم خواست اجازه شما رو بگیرم

00:34:34.800 --> 00:34:38.200
،گفت مسائل داخلی خونه، بیرون فرستادن خدمتکارا و کالسکه

00:34:38.200 --> 00:34:41.300
هنوز زیر نظر شماست

00:34:43.600 --> 00:34:45.400
اینم درسته

00:34:45.400 --> 00:34:50.600
حالا وزیر قبل از هر تصمیمی اول از من میپرسه

00:34:53.600 --> 00:34:56.000
پس برو

00:34:56.000 --> 00:35:00.000
امروز همه چیزو آماده کن و فردا صبح عازم شو

00:35:00.000 --> 00:35:04.200
باید قبل از غروب برگردی. دیر نکنی

00:35:04.200 --> 00:35:06.600
ممنون بانوی بزرگ

00:35:34.600 --> 00:35:36.100
شما دو تا اینجا بمونین و نگهبانی بدین

00:35:36.100 --> 00:35:39.000
حتما خاله تو خونه مشکلاتی داره، و خجالت میکشه کمک منو بخواد

00:35:39.000 --> 00:35:41.500
میرم یه کم باهاش حرف بزنم

00:35:49.000 --> 00:35:51.800
بچه خوب، بالاخره اومدی

00:35:53.200 --> 00:35:55.800
همین که رسیدم پایتخت، یه جنایت بزرگ اتفاق افتاد

00:35:55.800 --> 00:35:59.200
ترسیده بودم که دختر پولداری مثه تو نمیتونه از خونه بیاد بیرون

00:35:59.200 --> 00:36:01.800
خاله، چی شده؟ چرا عجله داری؟

00:36:03.000 --> 00:36:04.820
یکیو آوردم

00:36:07.390 --> 00:36:09.420
این شائودیه

00:36:11.200 --> 00:36:12.700
خواهر شائودی؟

00:36:12.700 --> 00:36:14.400
خانوم

00:36:15.400 --> 00:36:19.400
خانوم. چقدر بزرگ شدین

00:36:20.800 --> 00:36:25.200
خواهر شائودی-
اون شاوتائوی تنبل خوب مواظبتون بود؟-

00:36:25.200 --> 00:36:29.600
خوب مواظبم بود. الان بیرونه

00:36:29.600 --> 00:36:31.200
بشینین

00:36:35.400 --> 00:36:37.200
خیلی خوشگلین

00:36:40.200 --> 00:36:46.400
آها راستی. سالها فکر کردم اینو بهتون برگردونم

00:36:46.400 --> 00:36:48.600
این تنها جهیزیه باقی مونده خانوم کوچیکه

00:36:48.600 --> 00:36:52.400
از حالا به بعد، وقتی ازدواج کنین همراهتونه

00:36:55.000 --> 00:36:58.400
..از این استفاده نکردی؟ پس

00:36:59.500 --> 00:37:01.600
چجوری زنده موندی؟

00:37:01.600 --> 00:37:05.400
تو دوران صلح و آرامش، چطور ممکنه
 نتونی راهی برای زنده موندن پیدا کنی؟

00:37:07.000 --> 00:37:09.900
بیاین، بذارین بندازم تو دستتون

00:37:19.000 --> 00:37:22.100
میدونم اون لوازم رو ندزدیدی

00:37:22.100 --> 00:37:24.400
برات پاپوش دوختن

00:37:26.800 --> 00:37:29.800
مسائل من تو گذشته ست

00:37:29.800 --> 00:37:32.200
چیزی که مهمه معشوقه ویه

00:37:32.200 --> 00:37:35.200
،دربارش فکر کردیم. به جز معشوقه لین

00:37:35.200 --> 00:37:37.400
هیچکس دیگه ای نمیتونه باشه

00:37:37.400 --> 00:37:40.200
یه دکتر هم با خودم آوردم

00:37:40.200 --> 00:37:42.900
صبر کن، میرم میارمش

00:37:43.400 --> 00:37:45.400
پیداش کردی؟

00:37:45.400 --> 00:37:50.100
ایشون دکتر جانگه که قبلا معشوقه وی ما رو درمان کرده بود

00:37:50.100 --> 00:37:54.200
تازه از چیدن گیاهای دارویی تو حومه شهر برگرشتم
حتی وارد دروازه های شهر نشدم که

00:37:54.200 --> 00:37:56.600
شما دو تا منو کشیدین چندین کیلومتر دورتر به بیانجینگ سفر کنم

00:37:56.600 --> 00:37:59.200
تو خونه هنوز یه عالم مریض منتظر منن

00:37:59.200 --> 00:38:00.600
عصبانی نشین. لطفا آروم باشین

00:38:00.600 --> 00:38:03.100
بشینین. خواهش میکنم بشینین

00:38:04.200 --> 00:38:06.700
زود سوالاتون رو بپرسین

00:38:09.600 --> 00:38:14.300
دکتر، هنوز یادتون میاد اون روز چه اتفاقی افتاد؟

00:38:15.200 --> 00:38:17.200
فقط یه روح میتونه مسائل این همه سال پیش رو به یاد بیاره

00:38:17.200 --> 00:38:22.200
من چندین هزار مریض دارم. اگه بتونم همه چیزو
درباره همشون به یاد بیارم، میتونم زندگی کنم؟

00:38:30.000 --> 00:38:34.500
عذر میخوام، دکتر. خاله ام فقط زیادی نگرانه

00:38:34.500 --> 00:38:38.800
امیدوارم دکتر جانگ بتونه اون اتفاق وقتی مادرمو معاینه کرد رو به یاد بیاره

00:38:38.800 --> 00:38:41.800
که این گرهی که سالها تو قلبمه باز کنه

00:38:46.200 --> 00:38:48.600
منم دارم عصبانیتمو روی شما خالی میکنم

00:38:48.600 --> 00:38:51.400
فقط به خاطر اینه که بارها برای فامیلتون توضیح دادم

00:38:51.400 --> 00:38:54.800
این موضوع خیلی وقت پیش اتفاق افتاده. واقعا دیگه نمیتونم به یاد بیارم

00:38:54.800 --> 00:38:58.000
من که نمیتونم فقط براتون خالی ببندم، درسته؟

00:38:58.000 --> 00:39:00.800
اما حرفمو باور نمیکرد و اصرار کرد منو بکشونه اینجا

00:39:00.800 --> 00:39:02.400
باید یادتون باشه

00:39:02.400 --> 00:39:07.700
اگه به شما ربطی نداشت، یکی بیرون خونه تون شما رو نمیپایید

00:39:12.000 --> 00:39:14.340
!واقعا دیگه نمیتونم به یاد بیارم

00:39:15.200 --> 00:39:18.800
من که نمیتونم از خودم داستان درست کنم

00:39:23.820 --> 00:39:28.300
،یادمه وقتی مادرمو معاینه کردین

00:39:28.300 --> 00:39:31.300
یه ارباب جوان نجیب زاده تو یانگجو افتاده بود توی آب

00:39:31.300 --> 00:39:35.700
همه جای خونه مون سرباز بود. کل شهر یانگجو هم
دنبال پیدا کردن اون بودن

00:39:38.800 --> 00:39:40.800
عجله کنید! عجله کنید

00:39:40.800 --> 00:39:42.400
دکتر

00:39:45.000 --> 00:39:46.700
دکتر، نیازی به نگرانی نیست

00:39:46.700 --> 00:39:50.100
فقط مطمئن شید که معشوقه لین رو درست معاینه کنین

00:39:54.700 --> 00:39:58.300
یادمه. یادمه

00:39:58.300 --> 00:40:01.100
خونه تون خیلی خاص بود

00:40:01.100 --> 00:40:04.800
معشوقه لین بود که خونه رو مدیریت میکرد، نه بانوی بزرگ

00:40:04.800 --> 00:40:07.100
درسته. این خونه من بود

00:40:07.100 --> 00:40:09.400
،وقتی خونه شما دعوتم کردن

00:40:09.400 --> 00:40:11.300
،خیلی خوشحال بودم

00:40:11.300 --> 00:40:16.400
چون از اون به بعد یه رابطه کاری بلند مدت با یکی از مقامات داشتم

00:40:16.400 --> 00:40:19.700
اما وقتی اون روز رسیدم خونه تون، همه جا سرباز بود

00:40:19.700 --> 00:40:21.200
خیلی ترسیده بودم

00:40:21.200 --> 00:40:23.600
،اون موقع داشتم فکر میکردم اگه دوباره دعوت شدم

00:40:23.600 --> 00:40:26.400
چه بهانه ای بیارم که رد کنم؟

00:40:26.400 --> 00:40:30.600
اما بعدش، دیگه کسی منو نخواست

00:40:30.600 --> 00:40:35.000
بله. اون روز چی شد؟ هنوز یادتونه؟

00:40:36.800 --> 00:40:41.000
من...اول

00:40:41.000 --> 00:40:43.670
رفتم معشوقه لین رو معاینه کنم

00:40:43.670 --> 00:40:47.600
بعدش، رفتم اون یکی که باردار بود رو معاینه کنم

00:40:47.600 --> 00:40:50.000
انگار پا به ماه بود

00:40:50.000 --> 00:40:54.000
درسته. درسته. اون روز چه اتفاقی افتاد؟

00:40:54.000 --> 00:40:58.200
بعد از معاینه خانوم باردار، رفتم با معشوقه لین صحبت کنم

00:40:58.200 --> 00:41:02.400
گفتم بچه خانوم باردار یه کم زیادی بزرگه، اما مشکل بزرگی نیست

00:41:02.400 --> 00:41:04.600
فقط باید مواظب خانوم باردار میشد که غذای سنگین نخوره

00:41:04.600 --> 00:41:09.430
غذاهای سبکتر بخوره و بیشتر قدم بزنه
مطمئنا به سلامت بچه رو بدنیا میاورد

00:41:15.000 --> 00:41:19.600
خوردن این برای صبحونه اسرافه

00:41:19.600 --> 00:41:23.900
معشوقه، دچار شوک شدین. باید
در آرامش استراحت کنین و این ور اون راه نرین

00:41:36.200 --> 00:41:40.800
هشدار به مار... هیچوقت فکر نمیکردم اون مار اینجوری باشه

00:41:45.100 --> 00:41:49.100
خب.. واقعا چه خبره؟

00:41:53.300 --> 00:41:58.000
اون معشوقه از خونریزی زمان زایمان فوت کرد

00:41:58.000 --> 00:42:01.880
با بچه توی شکمش مرد

00:42:05.200 --> 00:42:08.800
چی! غیرممکنه

00:42:08.800 --> 00:42:13.700
تاوقتیکه کمتر میخورد و بیشتر حرکت میکرد
اون بچه باید به سلامت بدنیا میومد

00:42:15.000 --> 00:42:18.200
اگه یکی هی بهش غذاهای مقوی و خوشمزه میداد

00:42:18.200 --> 00:42:21.000
و حتی ازش میخواست بیشتر استراحت کنه چی؟

00:42:21.000 --> 00:42:23.200
این که دنبال دردسر گشتنه

00:42:23.200 --> 00:42:27.400
مطمئنا جنینش بزرگ میشد که زایمان رو سخت میکرد

00:42:29.200 --> 00:42:33.200
به خدا قسم میخوری که هیچ دروغی نگفتی؟

00:42:34.800 --> 00:42:39.000
به خدا قسم هیچ دروغی نگفتم

00:42:50.100 --> 00:42:53.000
اون مینگ لان امروزم رفته بیرون

00:42:53.000 --> 00:42:56.200
گفت برای مراسم بودایی رفته صومعه یوچینگ

00:42:56.200 --> 00:43:01.300
چطور ممکنه انقدر مراسم مذهبی باشه؟ حتما یه نقشه ای داره

00:43:01.300 --> 00:43:06.400
معشوقه، نگران نباشین. گذاشتم تو یانگجو اونا رو بپان

00:43:06.400 --> 00:43:10.000
اون دکتر جانگ که یه بار معشوقه لین رو معاینه کرده بود

00:43:10.000 --> 00:43:12.090
هیچوقت پیداش نشد

00:43:13.000 --> 00:43:17.020
بدون مدرک، چه مشکلی میتونن درست کنن؟

00:43:18.940 --> 00:43:48.940
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:43:48.941 --> 00:44:33.941
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

00:43:41.800 --> 00:43:51.500
‏♫ یک روز ‏صبح یک ‫گل باز ‏شد و به درخت بید رسید
بسیار خوشبو بود و‏ ‏فکر کرد درخت،‫ ارباب اوست ‏♫

00:43:51.500 --> 00:44:00.200
‫♫ حتی اگر صبحها بارانی‫ باشد، ابرهای سرخ نیمی از روز نور خورشید دارند
 ♫ باد و باران  کامل روی آنها اثر ندارد

00:44:00.200 --> 00:44:10.000
‫♫ تو در قصر همیشه بی پروایی و نحیفتر می شوی
اشک های پر‫ از اندوهت سرازیر می شوند ♫

00:44:10.000 --> 00:44:19.800
‫♫ ‫نامه های نوشته شده‫ روی ابریشم، مرا عزل می کنند،
♫ تنها ناگهان یادآوری می کنند، برای سالها جز در خفا نمی توانم ببینمت

00:44:19.800 --> 00:44:24.400
‏♫ ‫دیشب، ‫وقتی در خواب عمیق بودم، باد و
باران شدید نتوانست‫ اثر شراب را از بین ببرد ♫‎‏

00:44:24.400 --> 00:44:28.400
وقتی از کسی سوال کردم، پرده را کنار زد ♫
 ♫ و گفت همه درختان سیب مثل قبل هستند

00:44:28.400 --> 00:44:38.400
<font>‫  </c> ♫ نمی دانی، نمی دانی،
♫ باید برگها سبز شده و گلها افتاده باشد؟

00:44:38.400 --> 00:44:42.900
‏♫ ‫دیشب، ‫وقتی در خواب عمیق بودم، باد و
باران شدید نتوانست‫ اثر شراب را از بین ببرد ♫‎‏‏

00:44:42.900 --> 00:44:47.000
وقتی از کسی سوال کردم، پرده را کنار زد ♫
 ♫ و گفت همه درختان سیب مثل قبل هستند

00:44:47.000 --> 00:44:57.000
<font>‫  </c> ♫ نمی دانی، نمی دانی،
♫ باید برگها سبز شده و گلها افتاده باشد؟

00:44:58.390 --> 00:45:11.060
<font>‫  </c> ♫ نمی دانی، نمی دانی،
♫ باید برگها سبز شده و گلها افتاده باشد؟