﻿WEBVTT

00:00:00.010 --> 00:00:54.780
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:54.780 --> 00:01:00.060
<i>داستان مینگ لان</i>

00:01:00.060 --> 00:01:02.970
<i>قسمت31</i>

00:01:15.860 --> 00:01:18.570
خانوم، باید این کارو بس کنین

00:01:18.570 --> 00:01:20.390
باید برید یه نگاهی به انبار بندازین

00:01:20.390 --> 00:01:24.750
کنتس دوباره چند تا وسایل فرستاده و تقریبا انبار دیگه جا نداره

00:01:25.390 --> 00:01:32.210
نگران نباش. بزودی کنتس دیگه نمیاد خونه مون

00:01:34.840 --> 00:01:39.230
شاید بخواین تجدید نظر کنین، خانوم؟

00:01:39.230 --> 00:01:43.260
بانوی بزرگ وو آدم رک و راستیه و باهاتون کنار میاد

00:01:43.260 --> 00:01:45.760
از این آدما سخت گیر میاد

00:01:48.970 --> 00:01:53.000
کنتس عالیه، اما پسرش کسی نیست که بشه باهاش ازدواج کرد

00:01:53.000 --> 00:01:57.260
مادربزرگ از قبل داستان پشت این قضیه رو با جزییات بهم گفته

00:01:57.260 --> 00:02:00.220
پس نمیتونم به قصد خیر بزرگترم بی احترامی کنم

00:02:01.190 --> 00:02:03.960
بنظرم خانواده هه بهتر از خانواده لیانگه

00:02:03.960 --> 00:02:06.300
تو خیلی کم سنی، پس چی میدونی؟

00:02:15.280 --> 00:02:18.850
دانجو، همه وسیله ها رو خانواده لیانگ فرستاده؟

00:02:18.850 --> 00:02:23.040
هر کدوم رو بشمار و توی یه جعبه بذار، و بذارشون توی اتاق مهمان

00:02:23.040 --> 00:02:27.060
در آینده باید همشون رو به خانواده لیانگ پس بدم
یه دونه هم نباید کم بشه

00:02:30.860 --> 00:02:33.670
چه حیف چیزای خیلی خوبین

00:02:35.410 --> 00:02:38.360
اما دستبندی که به خانوم پنجم هدیه دادین چی؟

00:02:38.360 --> 00:02:40.510
نکنه

00:02:40.510 --> 00:02:43.110
میخواین از دستش دربیارین؟

00:02:43.110 --> 00:02:46.940
و لوازم چرمی که به خواهر چهارم هدیه دادین

00:02:48.470 --> 00:02:50.920
همه رو با پول شخصی خودم خریدم

00:02:50.920 --> 00:02:52.970
هدیه خانواده لیانگ نبودن

00:02:52.970 --> 00:02:55.020
پول شخصی؟

00:03:00.000 --> 00:03:01.960
پول شخصی؟

00:03:05.670 --> 00:03:09.040
خانوم! خرجی ماهانه تون همین حالاشم زیاد نیست

00:03:09.040 --> 00:03:12.610
بااینکه خانوم بزرگ کمکتون میکنه، بازم یه حدی داره

00:03:12.610 --> 00:03:15.420
حالا عالیه! برای بالا بردن بقیه خرجش کردین

00:03:15.420 --> 00:03:17.760
دیگه چیزی برای خوردن و پوشیدن نداریم

00:03:25.980 --> 00:03:30.330
 ندیدین، خانوم. اونی که تو اندرونی لینچیه
شنید بانوی بزرگ وو بازم دیدن مینگ لان اومده

00:03:30.330 --> 00:03:33.880
و خیلی جوش آورده، از همه سوراخاش دود میومد بیرون
اگه موهاشو شونه نکرده بود و یه گل بهش سنجاق میزد

00:03:33.880 --> 00:03:36.670
ریشه هاش از عصبانیت راست وامیستادن

00:03:37.910 --> 00:03:40.670
میدونی، اگه در آینده یه چیز خوبی مثه این اتفاق بیوفته

00:03:40.670 --> 00:03:44.100
باید یادت باشه به من بگی به جای اینکه  خودت تکی حال کنی

00:03:44.100 --> 00:03:46.340
بله، یادم میمونه

00:03:46.340 --> 00:03:50.750
راستی، شنیدم ارباب دنبال مورد ازدواج
 برای خانوم توی لینچی میگردن

00:03:50.750 --> 00:03:53.700
این چند روزه چند نفرو پشت سر هم آوردن

00:03:53.700 --> 00:03:55.220
اما همه فقط دانش پژوهن

00:03:55.220 --> 00:03:57.790
ادعا میکنن برای همراهی برادر دوم
 یا سومتون توی بحثهای علمیه

00:03:57.790 --> 00:04:00.730
اما در واقعیت، برای اینه که یه نگاهی بهم بندازن

00:04:01.680 --> 00:04:07.740
دانش پژوه؟ حتما از یه سری خانواده های فقیرن
که داوطلب آزمون امپراتوری ان

00:04:09.050 --> 00:04:11.210
پدر معمولا نازشو میکشه

00:04:11.210 --> 00:04:15.110
اما آخرش، بازم میخواد یه خانواده ای
که پایین رتبه تر از مان پیدا کنه

00:04:15.110 --> 00:04:18.180
اما پدر فقط نمیدونه که اون چشماش

00:04:18.180 --> 00:04:19.830
همین حالاشم اون بالا بالاها رو نگاه میکنه
(رتبه های بالاتر رو میبینیه)

00:04:19.830 --> 00:04:22.140
هنوز امیدواره با خانواده های بلندپایه ازدواج کنه

00:04:22.140 --> 00:04:23.860
خوابشو ببینه

00:04:24.670 --> 00:04:26.560
شیچوئه، ببین

00:04:26.560 --> 00:04:28.750
نگاه اون شکوفه ها چه قشنگن. برام بچینشون

00:04:28.750 --> 00:04:30.160
چشم

00:04:34.290 --> 00:04:36.540
مواظب باش-
بله-

00:04:42.730 --> 00:04:44.600
خانوم، چی شده؟-
هیچی، هیچی-

00:04:44.600 --> 00:04:46.530
دستمالم

00:05:01.830 --> 00:05:03.900
مال منه

00:05:45.480 --> 00:05:49.050
خانوم. خانوم پنجم؟

00:06:07.670 --> 00:06:09.710
هونگ عزیزم، این اواخر خیلی زحمت کشیدی

00:06:09.710 --> 00:06:13.200
باید به جای بیرون موندن برگردی خونه

00:06:13.200 --> 00:06:15.370
چند روز دیگه ببینیم چی میشه

00:06:15.370 --> 00:06:19.580
وقتی مسئله مواِر حل شد، اونوقت دیر نیست که برگردم

00:06:23.700 --> 00:06:26.210
کنتس یونگچانگ اومده

00:06:27.340 --> 00:06:31.050
میترسم، برای حرف ازدواج با خانوم ششم باشه

00:06:33.800 --> 00:06:36.060
ازدواج مینگ‌اِر

00:06:36.060 --> 00:06:38.400
فقط بعد از پرسیدن نظر خانوم بزرگ حساب میشه

00:06:38.400 --> 00:06:40.320
پس لازم نیست زیاد بهش فکر کنی

00:06:40.320 --> 00:06:42.980
آره، آره، آره. شکوه عمارت یه کنت

00:06:42.980 --> 00:06:45.500
جسارت نمیکنم زیاد بهش فکر کنم

00:06:45.500 --> 00:06:50.010
فقط دیدن اینکه چطور شانس ازدواج دختر ششم تقریبا جور شده

00:06:50.010 --> 00:06:53.310
قبلا، درباره دانشجوی ادبیات باهام حرف زدی

00:06:53.310 --> 00:06:56.010
بنظرم اصلا مناسب نیست

00:06:58.450 --> 00:07:01.100
شما زنهایی که داخل اندرونیتون زندگی میکنین

00:07:01.100 --> 00:07:04.320
نمیدونین چطور یه اهل دانش رو ببینین

00:07:04.320 --> 00:07:09.570
بله البته که تشخیص هونگ عزیز
 توی دیدن دانشجوها حرف نداره

00:07:09.570 --> 00:07:12.330
فقط اینکه برای یه زن انتخاب شوهر

00:07:12.330 --> 00:07:14.470
واقعا گشتن دنبال نام همراه با امتیاز نیست

00:07:14.470 --> 00:07:17.140
گشتن دنبال یه آدم خوب و مهربونه

00:07:17.140 --> 00:07:19.580
که بتونه خوراک و پوشاک ما رو تامین کنه

00:07:26.330 --> 00:07:28.300
فقط قضیه اینه که

00:07:28.980 --> 00:07:32.260
این دانشجوی ادبیات خیلی فقیره

00:07:32.260 --> 00:07:34.190
اگه مواِر باهاش ازدواج کنه

00:07:34.190 --> 00:07:38.190
میترسم مجبور باشه اول یه بیست سالی سختی بکشه

00:07:38.190 --> 00:07:41.120
خانوادش واقعا اونقدر شدید فقیر نیستن

00:07:41.120 --> 00:07:45.140
فقط اجداد خانواده بزرگ نیستن، اما اون بچه یه استعداد فوق العادست

00:07:45.140 --> 00:07:48.730
هونگ عزیز، حتی اگه یه استعداد فوق العاده باشه

00:07:48.730 --> 00:07:52.440
اونقدر که شاید لقب مارکیز یا وزیر بلند مرتبه بهش عطا بشه
بازم چنگی به دلم نزده

00:07:52.440 --> 00:07:55.420
فقط دلم میخواد مواِر یه لقمه خوراک گرم داشته باشه بخوره

00:07:55.420 --> 00:07:58.120
هونگ عزیزم، خواهش میکنم به مواِر توجه کن

00:08:02.940 --> 00:08:07.600
انگار از این دامادی که پیدا کردم راضی نیستی

00:08:11.430 --> 00:08:17.020
در اینصورت، چرا انقدر طفره میری؟ به جاش مستقیم بهم بگو

00:08:17.020 --> 00:08:19.930
و بذار کمتر حرف بزنم

00:08:19.930 --> 00:08:21.460
هونگ عزیز

00:08:22.850 --> 00:08:24.880
میرم اتاق مطالعه

00:08:24.880 --> 00:08:27.120
هونگ عزیز

00:08:27.120 --> 00:08:28.820
هونگ عزیز، بد برداشت کردی حرفمو

00:08:28.820 --> 00:08:30.470
بد برداشت نکردم

00:08:38.690 --> 00:08:41.700
مواِر

00:08:41.700 --> 00:08:44.470
مواِر، دختر خوبی باش، گریه نکن

00:08:44.470 --> 00:08:46.460
مواِر

00:08:47.800 --> 00:08:50.280
نگران نباش. پدرت برات برنامه ریزی نمیکنه؟

00:08:50.280 --> 00:08:52.760
من برات برنامه ریزی میکنم

00:09:03.130 --> 00:09:06.160
خاله، این روزا توی پایتخت بودی

00:09:06.160 --> 00:09:09.360
فکر کنم همه پولی که داشتی رو خرج کردی

00:09:09.360 --> 00:09:13.430
خواهش میکنم فعلا اینا رو بگیر و اگه تموم شد بهم بگو

00:09:14.180 --> 00:09:15.990
هیچ نقره ای لازم ندارم

00:09:15.990 --> 00:09:18.450
من به روزای سخت عادت دارم

00:09:18.450 --> 00:09:21.030
فقط امیدوارم این موضوع زودتر روشن بشه

00:09:21.030 --> 00:09:25.880
و بتونم زودتر به یانگجو برگردم

00:09:25.880 --> 00:09:31.420
برای همین، جزییات بازدید کنت یونگچانگ رو چک کردم
که روغن رو پر کنم و عود بسوزونم

00:09:31.420 --> 00:09:33.140
چیه؟

00:09:33.140 --> 00:09:37.800
پونزدهم این ماه، بانو وو پسر ششم لیانگ هم همراهش میاره

00:09:37.800 --> 00:09:39.940
یه مراسم مذهبی بزرگ میگیرن

00:09:39.940 --> 00:09:42.930
سپردن همه جا رو تمیز کنن

00:09:43.770 --> 00:09:45.440
متوجهم

00:09:45.440 --> 00:09:49.210
پس، اون روز میای؟

00:09:49.210 --> 00:09:52.240
نمیام-
نمیای؟

00:09:52.240 --> 00:09:55.160
پس چرا ازم خواستی دربارش سر در بیارم؟

00:09:56.590 --> 00:10:00.220
اگه یه ماهی نباشی، حتی ده تا قلاب نمیتونن به دام بندازنت

00:10:00.220 --> 00:10:02.870
اما اگه ماهی باشی، حتی اگه قلاب نداشته باشم

00:10:02.870 --> 00:10:06.460
بازم میپری تو ساحل و همه کرم های ساحل رو میخوری

00:10:12.290 --> 00:10:15.980
خاله، تا همین جا بسه که کسی نبینه

00:10:15.980 --> 00:10:17.980
زودتر برگرد-
باشه-

00:10:17.980 --> 00:10:20.450
موقع برگشت مواظب باش

00:10:20.450 --> 00:10:21.940
برو

00:10:42.800 --> 00:10:44.000
چی شده؟

00:10:44.000 --> 00:10:46.500
باد و بارون شدیده

00:10:47.300 --> 00:10:50.400
بیا. کم مونده خیس بشی

00:11:12.000 --> 00:11:15.100
بهتره پونزدهم ماه اول بیایم
هر چی مردم بیشتر باشن شلوغتره

00:11:15.100 --> 00:11:19.100
فکر کنم ممکنه این آرزو زودتر برآورده بشه

00:11:21.800 --> 00:11:26.100
ارزش آرزو تو قلب آدمه، نه تاریخش

00:11:27.000 --> 00:11:29.400
چیزی که گفتی هم با عقل جور میاد

00:11:39.300 --> 00:11:42.400
این دفعه، مخصوصا برای آرزوی یه بچه ست

00:11:42.400 --> 00:11:45.800
مادر گفت باید از کالسکه بیایم بیرون و راه بریم

00:11:45.800 --> 00:11:49.200
اینجوری، خدا میتونه خلوص نیت منو ببینه

00:11:49.800 --> 00:11:52.800
همه میگن صومعه یوچینگ تو دعا
 برای بچه دار شدن از همه موثرتره

00:11:52.800 --> 00:11:55.500
قبلا یکی اینجا مراسم برگزار کرد

00:11:55.500 --> 00:11:58.600
و وقتی رفت خونه دوقلو دار شد

00:12:00.200 --> 00:12:03.600
خانوم، رفتن

00:12:08.600 --> 00:12:10.980
خانوم، ناراحت نباشین

00:12:11.600 --> 00:12:13.600
ناراحت نیستم

00:12:16.400 --> 00:12:21.000
بارها تو صومعه یوچینگ بودم و قبلا هیچوقت متوجه نشدم

00:12:21.000 --> 00:12:26.200
اما با اینجا پشت درخت وایسادن، تازه فهمیدم چه منظره قشنگیه

00:12:26.200 --> 00:12:30.300
چه منظره گلدار دلپذیریه. چه منظره عالی ایه

00:12:57.460 --> 00:12:59.650
برای چی دعا میکنی؟

00:13:00.800 --> 00:13:04.400
رفاه و امنیت همیشگی مردم

00:13:04.400 --> 00:13:06.000
و؟

00:13:07.000 --> 00:13:10.600
آرامش خونه و سلامت پدر مادر

00:13:10.600 --> 00:13:12.400
و؟

00:13:13.970 --> 00:13:18.060
دعا برای زیاد حریص نبودن

00:13:20.610 --> 00:13:23.110
چرا برای بچه دعا نکردی؟

00:13:27.100 --> 00:13:31.700
اگه قسمت باشه بچه دار میشیم. چرا به زور بخوایم؟

00:13:31.700 --> 00:13:35.700
پس.. از من یه بچه نمیخوای؟

00:13:38.200 --> 00:13:40.100
اینطور نیست

00:13:40.100 --> 00:13:42.100
پس چرا برای یه بچه دعا نکردی؟

00:13:54.100 --> 00:13:57.600
ای کاش سانشینگ یه بچه بهم بده
(سه ستاره الهی)

00:13:57.600 --> 00:14:01.800
 اونوقت این سالن رو نوسازی میکنم
و یه مجسمه طلایی درست میکنم

00:14:12.100 --> 00:14:14.200
این بهتره

00:14:31.500 --> 00:14:36.300
ای کاش سانشینگ مواظب شنگ مینگ لان باشه

00:14:36.300 --> 00:14:40.500
سلامتی و آرامش. همه چیز وفق مرادش باش

00:14:42.800 --> 00:14:44.500
یه شوهر

00:14:46.000 --> 00:14:48.200
یه شوهر خوب پیدا کنه

00:15:14.900 --> 00:15:16.600
بدش به من

00:15:22.400 --> 00:15:24.200
خوبه، خوبه

00:15:29.700 --> 00:15:34.200
این روزا همش میری صومعه یوچینگ

00:15:35.600 --> 00:15:38.300
تازگیا، همش خواب مادرمو میبینم

00:15:38.300 --> 00:15:42.200
خیالم پریشونه، برای همین چند بار بیشتر رفتم

00:15:42.200 --> 00:15:45.700
حالا که روغن معطر پره

00:15:45.700 --> 00:15:47.800
و تولد اون دنیاشو جشن گرفتیم

00:15:47.800 --> 00:15:50.300
دیگه مادرم به خوابم نمیاد

00:15:50.300 --> 00:15:55.700
فکر کنم بدون مشکلی زندگی دوباره پیدا کرده

00:15:55.700 --> 00:15:58.500
پس دیگه لازم نیست برم

00:15:58.500 --> 00:16:03.000
تازگیا، پسر خانواده هه

00:16:03.000 --> 00:16:05.680
مدام میاد خونه مون

00:16:06.210 --> 00:16:08.200
پس دفعه دیگه ای که اومد

00:16:08.200 --> 00:16:10.800
باید از برادر هه بابت داروش تشکر کنم

00:16:10.800 --> 00:16:13.500
جوری صورتمو درمان کرد که جای زخمی نمونده

00:16:14.900 --> 00:16:16.700
درسته

00:16:17.890 --> 00:16:20.400
مهم نیست زخمش چقدر شدید باشه

00:16:20.400 --> 00:16:23.100
آخرش، گوشت چرک کرده باید باز بشه

00:16:23.100 --> 00:16:29.600
و روی زخم دارو بمالی، و درمانش کنی
که اصلا هیچ جای زخمی باقی نمونه

00:16:30.600 --> 00:16:32.200
آره

00:16:33.200 --> 00:16:36.400
مادربزرگ، نگران نباش. نوه ات اینو میفهمه

00:16:38.000 --> 00:16:41.600
کارکن اصطبل خانوم ششم گفت
پونزدهم داره میره صومعه یوچینگ

00:16:41.600 --> 00:16:43.600
 صومعه یوچینگ رو چک کردم

00:16:43.600 --> 00:16:45.800
و کنت یونگچانگ هم اون تاریخو رزرو کرده

00:16:45.800 --> 00:16:48.800
واقعا شایعه ای که شنیدم غلط نبود

00:16:48.800 --> 00:16:51.400
خانوم ششم معمولا چیزی بروز نمیده

00:16:51.400 --> 00:16:54.200
اما چه بی حیاییه

00:16:54.200 --> 00:16:58.600
حتی هنوز عروسی نکرده و به همین زودی
 داره پاچه خواری مادرشوهرشو میکنه

00:16:58.600 --> 00:17:02.100
چی کار کنیم؟ پس شانسی برای من نیست؟

00:17:02.100 --> 00:17:06.800
 تو وقتایی مثه این، باید خیلی خونسردتر باشی
و به جاش فکر چاره ای باشی

00:17:06.800 --> 00:17:08.700
آخه چه چاره ای پیدا کنم؟

00:17:08.700 --> 00:17:11.300
تو این اتاق حبس شدم. حتی نمیتونم از در برم بیرون

00:17:11.300 --> 00:17:13.800
انتظار داری چی کار کنم؟ ها؟

00:17:13.800 --> 00:17:15.200
هیچ انتظاری ندارم

00:17:15.200 --> 00:17:17.400
پس، فقط از در برو بیرون

00:17:17.400 --> 00:17:22.000
پدر اجازه نمیده برم، چطور میتونم برم؟

00:17:25.000 --> 00:17:28.600
باید یه حرکت ریسک دار کنیم

00:17:28.600 --> 00:17:30.400
اگه دست منه

00:17:30.400 --> 00:17:34.000
باید به خطر انداختن آبروتو تحمل کنی و خجالتو ول کنی

00:17:36.600 --> 00:17:39.800
اگه نمیری، همین جا بشین و سر به زیر باش

00:17:39.800 --> 00:17:43.000
 منتظر باش پدرت یکی از داوطلبای آزمونو برات بیاره
و تو رو از سرش وا بکنه

00:17:43.000 --> 00:17:47.100
دلم نمیخواد با یه داوطلب آزمون ازدواج کنم. اگه این کارو بکنم

00:17:47.100 --> 00:17:50.800
این دختره ی اندرونی بغلیمون انقدر بهم میخنده تا دندوناش بریزه

00:17:54.000 --> 00:17:56.500
دختر خوبم

00:17:56.500 --> 00:17:58.900
همه باید سختی هایی بکشن

00:17:58.900 --> 00:18:00.600
اگه اون موقعها ایرادگیر بودم

00:18:00.600 --> 00:18:03.600
این زندگی تجملی که خدمتکارا بهمون خدمت کنن رو نداشتیم

00:18:03.600 --> 00:18:06.400
زود برادر سومت رو حامله شدم

00:18:06.400 --> 00:18:07.900
وگرنه

00:18:07.900 --> 00:18:12.200
وگرنه خیلی وقت پیش خانواده شنگ منو مینداختن بیرون
و آواره خیابونا میشدم

00:18:23.010 --> 00:18:25.080
حق با مادره

00:18:26.600 --> 00:18:29.200
اگه بتونم با خانواده کنت ازدواج کنم

00:18:29.200 --> 00:18:32.900
هر بی آبرویی و شرمی

00:18:34.000 --> 00:18:36.100
بی اهمیته

00:18:42.700 --> 00:18:46.600
خانوم لوجونگ. خانوم لوجونگ

00:18:46.600 --> 00:18:50.400
خانوم لوجونگ. میرید بیرون؟

00:18:50.400 --> 00:18:53.900
سرخاب و روغن موی خانوم چهارم تموم شده
میگه اونی که برای خونه خریدن خوب نیست

00:18:53.900 --> 00:18:56.300
برای همین به من و یونزای دستور داد اونایی که دوست داره رو بخریم

00:18:56.300 --> 00:19:00.400
خانوم یونزای؟ خواهر یونزای هم اینجاست؟ یونزای

00:19:00.400 --> 00:19:01.600
چی شده؟

00:19:01.600 --> 00:19:04.800
فقط پودر صورت نیست، دو تا نوار یشم سفارش داده

00:19:04.800 --> 00:19:09.200
انگشت یونگزای شبیه خانوم چهارمه
برای همین داره میاد که کمکی کنه

00:19:09.200 --> 00:19:12.800
اگه تو راه قفس جیرجیرک خوب دیدم دو سه تا برات میگیرم

00:19:12.800 --> 00:19:14.000
عالیه

00:19:14.000 --> 00:19:16.400
پس، برو و به کارات برس

00:19:16.400 --> 00:19:19.400
زود برو. برگرد. اگه چیز خوبی ببینم، برات میخرمش

00:19:19.400 --> 00:19:23.100
زود برو. برو، برو-
آروم سفر کن. حالا دیگه میرم-

00:19:30.800 --> 00:19:32.000
زود برو صومعه یوچینگ

00:19:32.000 --> 00:19:33.590
باشه

00:19:50.800 --> 00:19:53.800
<i>[ تالار سانشینگ ] </i>
(تالار خدایان سه ستاره- کمربند صورت فلکی شکارچی،  نشان شانس، طول عمر و مقام)

00:20:08.800 --> 00:20:10.800
بریم

00:20:15.000 --> 00:20:16.400
هنوز خیلی زوده

00:20:16.400 --> 00:20:20.300
شنیدم یه چشمه خیلی قشنگ قسمت غربی این صومعه هست

00:20:20.300 --> 00:20:23.000
و منظرش هم خوبه. بریم ببینیم

00:20:23.000 --> 00:20:28.100
مادر، دیگه نمیتونم تحمل کنم
میخوام برم خونه و استراحت کنم

00:20:28.100 --> 00:20:31.800
فقط چند قدم برداشتی و به همین زودی
گله میکنی که خسته شدی؟

00:20:31.800 --> 00:20:35.200
مادر، هر سه تا پنج روز میای اینجا؟

00:20:35.200 --> 00:20:38.500
به خاطر این نیست که میخوای
به دختر خانواده شنگ برخورد کنی؟

00:20:42.100 --> 00:20:43.900
میدونم که بی میلی

00:20:43.900 --> 00:20:47.200
هنوز به فکر اون هرزه ی توی اتاقتی

00:20:47.200 --> 00:20:52.100
اگه واقعا دلت براش تنگ شده
 پس زود با ازدواج با خانوم شنگ موافقت کن

00:20:52.100 --> 00:20:54.400
اجازه میدم بعدش هر غلطی دلت میخواد بکنی

00:20:54.400 --> 00:20:58.770
وقتی هنوز زن اصلی در کار نیست، آخه کدوم
خانواده نجیب زاده ای میذاره اول یه معشوقه وارد خانواده بشه؟

00:21:00.900 --> 00:21:02.700
عجله ای ندارم

00:21:02.700 --> 00:21:08.400
میترسم رحم اون "چونکه"ی هرزه ات صبر نکنه
(حامله بشه)

00:21:08.400 --> 00:21:12.800
جلوی استاد معنوی تائو، خوب دربارش فکر کن

00:21:13.800 --> 00:21:15.500
بریم

00:21:23.200 --> 00:21:26.470
ارباب جوان، برمیگردیم عمارت؟

00:21:27.400 --> 00:21:29.400
چه برگشتی؟

00:21:29.400 --> 00:21:32.100
مادر داره میره سمت غرب به چشمه لوچینگ

00:21:32.100 --> 00:21:34.630
بریم قسمت شرقی قدم بزنیم

00:22:16.880 --> 00:22:19.100
دیر رسیدیم؟

00:22:19.100 --> 00:22:21.670
خانواده لیانگ رفتن؟

00:22:21.670 --> 00:22:25.310
کالسکه شون هنوز بیرونه. حتما هنوز همین جان

00:22:26.000 --> 00:22:28.180
خانوم، چطوره بریم یه نگاهی بندازیم؟

00:22:28.180 --> 00:22:31.510
خانومهای کوچیک، دیگه جلوتر نرید

00:22:32.230 --> 00:22:34.890
شنیدیم گلهای حیاط پشتی صومعه یوچینگ خیلی قشنگ گل دادن

00:22:34.890 --> 00:22:37.200
میخوایم نگاشون کنیم

00:22:37.200 --> 00:22:39.740
چه گلی؟

00:22:39.740 --> 00:22:43.120
یه پسر جوون هم گفت داره میره گل ها رو تماشا کنه

00:22:43.120 --> 00:22:44.860
باغ پر از مرداست

00:22:44.860 --> 00:22:49.110
اگه شما دو تا برید، میترسم شهرتتون لکه دار بشه

00:22:52.550 --> 00:22:54.530
حالا دیگه میریم

00:23:01.750 --> 00:23:04.310
خدا واقعا داره بهم کمک میکنه

00:23:04.840 --> 00:23:08.580
خانوم، تصمیم گرفتین؟ واقعا دارین میرین داخل؟

00:23:08.580 --> 00:23:11.890
اگه برید، وجهه کل خانواده از دست میره

00:23:12.440 --> 00:23:14.510
مادرم راست گفت

00:23:14.510 --> 00:23:16.830
فقط افتخار خودمون

00:23:16.830 --> 00:23:20.850
مهمه. خیلی مهمتر از وقار اون خانواده شنگه

00:23:26.060 --> 00:23:29.570
گفتی گلها اینجا خیلی قشنگ گل دادن

00:23:29.570 --> 00:23:31.770
بهم بگو، گلها کجان؟

00:23:31.770 --> 00:23:35.060
ارباب جوان، من

00:23:35.630 --> 00:23:38.410
میخوای بذاری من

00:23:38.410 --> 00:23:41.910
خانوم. حالتون خوبه؟

00:23:41.910 --> 00:23:44.410
کجات آسیب دیده؟

00:23:44.410 --> 00:23:46.050
وای خدا

00:23:49.760 --> 00:23:51.370
پاتون

00:23:54.000 --> 00:23:56.920
خانوم، حالتون خوبه؟

00:24:19.090 --> 00:24:21.220
دارم خواب میبینم؟

00:24:23.460 --> 00:24:27.970
ارباب جوان، دستمو گرفتین. چطور ممکنه واقعی نباشه؟

00:24:30.130 --> 00:24:31.530
پاشو

00:24:36.540 --> 00:24:38.650
چرا اینجایی؟

00:24:44.620 --> 00:24:48.300
تو خواب شنیدم ارباب جوان اسممو صدا میکنه

00:24:48.300 --> 00:24:50.550
برای همین اومدم

00:24:52.060 --> 00:24:53.530
مولان

00:25:24.780 --> 00:25:26.600
خواهر چهارم، سلام

00:25:33.000 --> 00:25:35.580
خواهر کوچیک، چه بااستعدادی

00:25:37.270 --> 00:25:40.980
خیلی وقته باهم خرده شیشه داریم
و تو هنوز وانمود میکنی مهربونی

00:25:42.170 --> 00:25:44.910
به خاطر اینکه خواهر صورتمو
زخمی کرد هیچ کینه ای به دل نگرفتم

00:25:44.910 --> 00:25:45.900
چیه؟

00:25:45.900 --> 00:25:49.010
خواهر از پدرت به خاطر تنبیه زانو  زدن متنفره؟

00:25:50.630 --> 00:25:53.990
فکر نکن چون یه بار برنده شدی، کامل شکستم دادی

00:25:54.740 --> 00:25:56.990
عمر آدمی برای دهه هاست

00:25:56.990 --> 00:25:59.130
هنوز جاده درازه

00:25:59.130 --> 00:26:03.420
تا روزی که تو رو میندازن توی تابوت، چیزی تموم نشده

00:26:04.020 --> 00:26:07.360
درسته. روزهای زیادی داری، خواهر

00:26:07.360 --> 00:26:09.600
فعلا توی تابوت نمیذارنت

00:26:25.710 --> 00:26:27.460
بشین

00:26:28.830 --> 00:26:31.590
هوا واقعا خیلی گرمه

00:26:32.180 --> 00:26:35.720
 از حالا به بعد، به خودتون زحمت ندین
که صبح بیاین بهم سلام کنین و شب بهم سر بزنین

00:26:35.720 --> 00:26:40.430
میتونین هر اول و پونزدهم ماه بیاین

00:26:40.430 --> 00:26:42.760
مادربزرگ، ما اونقدرا هم ناز نازی نیستیم

00:26:42.760 --> 00:26:46.030
فقط چند قدمه. اونقدرا هم گرم نیست

00:26:46.030 --> 00:26:50.660
مادربزرگ داره ملاحظمون رو میکنه
 چرا فقط قدردانی نمیکنی؟

00:26:50.660 --> 00:26:55.020
بین ما خواهرها، فقط پاگودای موچانگ نزدیک به اینجاست

00:26:55.020 --> 00:26:57.310
گفتن اینکه فقط چند قدمه

00:26:57.310 --> 00:26:59.850
به خاطر اینه که فقط حرف میزنی برای همین کمرت درد نمیکنه

00:27:01.560 --> 00:27:04.120
فقط ماستتون رو بخورین

00:27:04.120 --> 00:27:07.440
همین جوری شما سه تا دارین دعوا میگیرین؟

00:27:07.440 --> 00:27:11.080
هر چی بزرگتر میشین بیشتر شبیه بچه میشین

00:27:11.080 --> 00:27:13.700
مادربزرگ، راست گفتین

00:27:13.700 --> 00:27:16.150
خواهر چهارم الان بیشتر شبیه بچه هاست

00:27:16.150 --> 00:27:20.370
وقتی یه چیزی میخواد، حتی نمیتونه یه لحظه صبر کنه
و باید فورا یونزای و بقیه رو میفرستاد که براش بخرن

00:27:20.370 --> 00:27:25.350
اگه یونزای بیرون رفتنش یه لحظه تاخیر داشته باشه
خواهر چهارم عصبانی میشه

00:27:25.350 --> 00:27:28.690
درسته. چند روز پیش دیدم یونزای داره میره بیرون

00:27:28.690 --> 00:27:31.740
بعد از اینکه کلی صداش کردم، اصلا محلم نذاشت

00:27:31.740 --> 00:27:33.730
داره بیشتر و بیشتر نافرمان میشه

00:27:33.730 --> 00:27:36.890
خواهر چهارم، اگه نمیدونی چطور به خدمتکارات ادب یاد بدی

00:27:36.890 --> 00:27:39.100
میتونی بدیش به من یا خواهر ششم

00:27:39.100 --> 00:27:42.030
از طرف تو بهشون ادب یاد میدیم

00:27:44.720 --> 00:27:46.930
الان چندین روزه حبس شدم

00:27:46.930 --> 00:27:51.160
حتی نمیتونم یکیو بفرستم بیرون که برام
چیزی بخره که از بی حوصلگی دربیام؟

00:27:52.210 --> 00:27:54.340
اون یونزای هم فقط فکر تک بعدی داره

00:27:54.340 --> 00:27:57.410
بعد از اینکه دستور بگیره بره بیرون و کاری انجام بده
نمیتونه به چیزای دیگه اهمیت بده

00:27:57.410 --> 00:28:00.260
تنبیهش فقط به خاطر اینکه نشنیده خواهر پنجم صداش میکنه

00:28:00.260 --> 00:28:02.850
زیادی سختگیرانه نیست؟

00:28:02.850 --> 00:28:04.670
شاید خواهر پنجم، اشتباهی گرفتی؟

00:28:04.670 --> 00:28:10.660
اینجا تو خونه مون، چند تا دخترن که هم قد و هیکل یونزاین

00:28:12.380 --> 00:28:16.590
اینم معقوله

00:28:16.590 --> 00:28:19.380
یونزای و خواهر چهارم هم شبیهن

00:28:19.380 --> 00:28:23.980
اگه هر دو به من پشت کنن، واقعا نمیتونم تشخیص بدم کی کیه

00:28:28.680 --> 00:28:30.260
خواهر پنجم

00:28:31.110 --> 00:28:34.630
فامیلای شوهر خواهر ارشد یه مهمونی میگیرن

00:28:34.630 --> 00:28:37.540
شی اِر هم الان شش ماهشه و میتونه بیاد بیرون که مهمونا رو ببینه

00:28:37.540 --> 00:28:39.960
هیچ هدیه ای آماده کردی؟

00:28:40.600 --> 00:28:43.450
از قبل برای خواهرزاده کوچولوم یه هدیه آماده کردم

00:28:44.130 --> 00:28:47.780
چون خواهر چهارم حبس خانگی شده شاید نتونه بره

00:28:48.810 --> 00:28:51.040
کی به این اهمیت میده؟

00:28:52.230 --> 00:28:55.090
تازگی سرما خوردم و یه کم سرفه میکنم

00:28:55.090 --> 00:28:58.640
میترسم نکنه بچه مریضیمو بگیره، پس جرات ندارم برم

00:28:58.640 --> 00:29:02.230
چند تا لباس بچه درست کردم
خواهش میکنم از طرف من اونا رو بده

00:29:02.230 --> 00:29:04.680
و مثه همیشه، یه دست برای تو درست کردم

00:29:04.680 --> 00:29:07.050
باشه. از طرف تو بهش میدم

00:29:20.780 --> 00:29:24.790
تعجب آوره. چطور این نیلوفرها رو اینجا پرورش میدی؟

00:29:24.790 --> 00:29:28.210
نباید این خمره ها توی باغ باشن که باشکوهتر باشن؟

00:29:28.210 --> 00:29:29.860
گذاشتنشون اینجا

00:29:29.860 --> 00:29:33.370
فقط باعث میشه این محل شلوغ و نمناک بشه. خیلی ناجوره

00:29:33.370 --> 00:29:37.200
این کارو برای پرورش گلها نمیکنم. فقط  به خاطر اینه که

00:29:37.200 --> 00:29:39.410
توی صومعه یوچینگ چند تا عود سوزوندم

00:29:39.410 --> 00:29:43.330
کاهن تائو پیشگویی کرد که ممکنه
امسال یه فاجعه ای برام اتفاق بیوفته

00:29:43.330 --> 00:29:45.360
برای خاموش کردن آتش آب لازم دارم

00:29:45.360 --> 00:29:49.280
برای همین دنبال سه تا خمره گشتم
 پر از آب کردم و گذاشتم داخل اتاقم

00:29:49.280 --> 00:29:53.480
ممکنه به خاطر لذت از گلها به نظر بیاد
اما درواقع برای برای تعادل بختم اینجان

00:29:53.480 --> 00:29:56.150
اینجوری، تقدیر ازدواجم بی دردسر میشه

00:29:59.840 --> 00:30:04.650
چند روز پیش، بانوی بزرگ وو
از خانواده کنت یونگچانگ هر روز میومد اینجا

00:30:04.650 --> 00:30:08.350
دیدم شما دو تا خیلی باهم جورین
اما این چند روز گذشته، تو هی مریض میشی

00:30:08.350 --> 00:30:11.430
همیشه خودتو توی خونه حبس میکنی؟
چطور ممکنه بازم بی دردسر پیش بره؟

00:30:11.430 --> 00:30:15.560
آخرش یه بیانشنگ نصیبت نشه و تا آخر عمر گرفتار شی
(دانشجویی که آزمون امپراتوری رو قبول شده)

00:30:16.610 --> 00:30:18.890
میدونم مقامم چقدر پایینه

00:30:18.890 --> 00:30:22.720
حتی اگه در آینده وارد خانواده کنت بشم، فقط رنج و عذاب میکشم

00:30:22.720 --> 00:30:24.860
چرا برای خودم دردسر درست کنم؟

00:30:24.860 --> 00:30:29.270
چه خوب که حواست هست. اون بیرون میگن

00:30:29.270 --> 00:30:33.300
تو اول با برادر یوان رئو ارتباط داشتی
و حالا با خانواده لیانگ ارتباط داری

00:30:33.300 --> 00:30:37.120
به نظر من فقط بهت حسودیشون میشه

00:30:37.120 --> 00:30:39.010
که جایزه جیجو رو برنده شدی

00:30:39.590 --> 00:30:42.510
خواهر پنجم، اینجور فکر میکنی؟-
معلومه-

00:30:42.510 --> 00:30:46.640
اون حرف مفت زنا فقط به خاطر اینکه
 بهت حسودیشون میشه اون حرفا رو میزنن

00:30:46.640 --> 00:30:51.440
نمیدونی چند بار با ارباب جوان چهارم جانگ
یا ارباب جوان چهارم لیو جیجو بازی کردن

00:30:51.440 --> 00:30:54.270
و چند دست چویوان بازی کردن؟

00:30:54.270 --> 00:30:57.470
یا شاید مقام رسمی پایین خانواده ما رو تحقیر میکنن؟

00:30:57.470 --> 00:30:59.700
خدا رو شکر برادر دومم موفقه

00:30:59.700 --> 00:31:01.900
وقتی به ریاست دیوان یا وزارت ترفیع بگیره

00:31:01.900 --> 00:31:05.300
مطمئنا خانواده ما از خانواده های اونا قدرتمندتر میشه

00:31:13.310 --> 00:31:15.050
این همه؟

00:31:15.050 --> 00:31:18.060
درسته. خواهر پنجم،ازم حمایت کردی

00:31:18.060 --> 00:31:20.800
نمیتونم فقط به خواهر ارشد فکر کنم، درسته؟

00:31:20.800 --> 00:31:24.190
بین این دستمال ها هر کدوم رو میخوای میتونی انتخاب کنی

00:31:24.190 --> 00:31:26.600
واقعا ازت حمایت نمیکنم

00:31:26.600 --> 00:31:30.000
نتونستی اون مولان هرزه رو سر جاش بنشونی؟

00:31:30.000 --> 00:31:33.130
تا حالا ندیده بودم انقدر عذاب بکشه

00:31:33.130 --> 00:31:37.770
ما دو تا میتونیم از یه خونه حساب بشیم

00:31:37.770 --> 00:31:39.830
این دستمال خیلی قشنگه

00:31:44.620 --> 00:31:48.210
خیلی قشنگه. مادر، نگاه

00:31:50.290 --> 00:31:54.660
مینگ لان دختر ضعیف و ناتوانیه
 همیشه خودشو توی اتاقش حبس میکنه

00:31:54.660 --> 00:31:56.950
همینطور نتونست بانوی بزرگ وو رو سرگرم کنه

00:31:56.950 --> 00:31:59.660
این ازدواجو داره خراب میکنه

00:31:59.660 --> 00:32:02.090
انگار مشغولیت های جدیدی داره

00:32:02.090 --> 00:32:03.740
و شروع کرده به اعتقاد به اون کاهن تائوی مائوشان
(کوه مائوی تائوئیست ها، احتمالا مدرسه شانگچینگ)

00:32:03.740 --> 00:32:06.400
چند تا خمره رو آورده بود تو اتاقش

00:32:06.400 --> 00:32:11.100
گفت میتونه براش بخت خوب و ازدواج بی دردسر بیاره

00:32:11.100 --> 00:32:14.070
واقعا کوچیکتر از منه

00:32:14.070 --> 00:32:16.110
و عقلش کمتره

00:32:16.110 --> 00:32:17.950
اون از تو زرنگتره

00:32:17.950 --> 00:32:20.640
میدونه که باید نگران مسئله ازدواجش باشه

00:32:20.640 --> 00:32:23.320
وقتی تو هنوز اینجا ول موندی و هیچ به فکرش نیستی

00:32:24.470 --> 00:32:26.790
من یه دختر مشروع خانواده شنگم

00:32:26.790 --> 00:32:30.710
و عزیز دردونه ی توام. باید نگران چی باشم؟

00:32:31.370 --> 00:32:34.860
میتونی اینطور بگی ولی بااینحال طالعتون باید جور باشه

00:32:36.170 --> 00:32:38.730
حالا که خواهر ارشدت دیگه یه پسر داره

00:32:38.730 --> 00:32:42.610
فقط مونده موضوع تو. باید یه کم بجنبیم

00:32:42.610 --> 00:32:45.850
هیچوقت نشنیدم مینگ‌اِر درباره
اعتقاد به ارواح یا خدایان حرف بزنه

00:32:45.850 --> 00:32:49.910
اما اون کاهن تائو رو تحسین میکنه. پس حتما کار کاهنه خوبه

00:32:49.910 --> 00:32:53.800
یه تاریخ خوب انتخاب میکنم و میرم اونجا که یه کم پیشگویی بخوام

00:33:17.450 --> 00:33:20.950
اون لوجونگ و یونزای از لینچی نیستن؟

00:33:23.790 --> 00:33:26.760
بریم یه نگاهی بندازیم. شاید نیتشون اینه که منو طلسم کنن

00:33:26.760 --> 00:33:30.360
بانوی بزرگ، خواهش میکنم بمونین. من از طرف شما میرم

00:33:30.360 --> 00:33:34.260
به بانوی بزرگ کمک کن که به سانشینگ
 دعا کنه. یه کم دیگه میام دنبالتون

00:33:37.140 --> 00:33:40.090
<i>[ تالار سانشینگ ]</i>

00:35:02.360 --> 00:35:06.370
خسته ام. بیا قبل از حرف زدن یه کم چای بخوریم

00:35:16.340 --> 00:35:19.110
درواقع مولان بود که یه قرار ملاقات داشت؟

00:35:19.930 --> 00:35:23.660
چرا سر بزنگاه نگرفتیشون-
بانوی بزرگ، خواهش میکنم صبر کنین-

00:35:23.660 --> 00:35:26.320
بانوی بزرگ، به اندازه کافی از اندرونیشون عذاب نکشیدین؟

00:35:26.320 --> 00:35:29.340
اگه شتابزده بریم اونجا، به دشمن اخطار نابهنگام نمیدیم؟

00:35:29.340 --> 00:35:33.260
شما که خوب میدونین جلوی ارباب چقدر خوب بلدن
 نقش بازی کنن و قانعش کنن

00:35:33.260 --> 00:35:36.500
هر کدومشون ننه من غریبم بازی درمیارن. ما حریفشون نمیشیم

00:35:36.500 --> 00:35:39.320
میتونن سیاه رو به سفید، صفحه صاف رو به گرد تبدیل کنن

00:35:39.320 --> 00:35:43.940
شاید حتی تقصیر رو بندازن گردن شما
آخرش شما توی عذاب میوفتین

00:35:43.940 --> 00:35:47.630
این موضوع قشنگ واضحه. چطور میتونن بازم انکارش کنن؟

00:35:47.630 --> 00:35:51.320
باید مطمئن بشیم

00:35:51.320 --> 00:35:54.260
حالا که ضعفشون رو پیدا کردیم، سفت بچسبین
به گردنشون و ولش نکنین

00:35:54.260 --> 00:35:57.180
نذارین هیچ فرصت فراری پیدا کنن

00:35:59.930 --> 00:36:02.210
خیلی گیج شدم

00:36:02.210 --> 00:36:04.300
بهم بگو، باید چی کار کنیم؟

00:36:06.030 --> 00:36:09.850
با دیدن طرز رفتارشون، مطمئنم
این اولین بارشون نیست که همو میبینن

00:36:09.850 --> 00:36:15.230
حالا که طعم شیرینشو چشیدن مطمئنا راحت کوتاه نمیان
دفعه دیگه ای هم وجود داره

00:36:15.230 --> 00:36:18.730
چرا نریم خونه و اینو به ارباب گزارش ندیم؟

00:36:18.730 --> 00:36:21.600
بیاین ازش بخوایم شخصا بیان اینجا و مچشون رو بگیرن

00:36:22.600 --> 00:36:25.020
اینطوری

00:36:25.910 --> 00:36:30.530
جرم ملاقات یواشکیش با یه مرد غریبه و روابط نامشروعش

00:36:30.530 --> 00:36:33.010
مثه میخی که به یه تخته چکش خورده ثابت میشه

00:36:44.140 --> 00:36:45.980
دوباره بگو

00:36:45.980 --> 00:36:49.420
صداتو بیار پایین. به نظرت این موضوع آبرومندانه ست؟

00:36:51.250 --> 00:36:54.590
غیرممکنه. حتما اشتباه دیدی

00:36:55.590 --> 00:36:58.020
دایه لیو شخصا اونا رو دنبال کرد

00:36:58.020 --> 00:37:02.810
شخصا دید که مولان با لیانگ هان یه قرار ملاقات داره

00:37:02.810 --> 00:37:08.440
بعد وارد یه اتاق شدن. یه مرد و یه زن داخل یه اتاق مخفی
چطور ممکنه اشتباه دیده باشه؟

00:37:08.440 --> 00:37:10.610
صبر کردم که برن

00:37:10.610 --> 00:37:12.410
وقتی وارد اتاق شدم

00:37:12.410 --> 00:37:15.000
یه تخت بزرگ اونجا بود

00:37:21.500 --> 00:37:25.010
مزخرفه. چطور میتونی داستان ببافی
 که برای یکی پاپوش درست کنی؟

00:37:25.010 --> 00:37:27.890
قشنگ داری تهمت میزنی

00:37:28.910 --> 00:37:32.530
به من شک داری که دارم براش پاپوش درست میکنم؟ باشه

00:37:32.530 --> 00:37:34.870
دیدن بهتر از شنیدنه

00:37:34.870 --> 00:37:39.290
وزیر، چرا شخصا مچشون رو نمیگیری که حقیقت معلوم بشه

00:37:39.290 --> 00:37:42.390
..مچ گیری یه رابطه نامشروع عمل زشتیه. چطور میتونم

00:37:43.310 --> 00:37:47.260
چطور میتونی بذاری یه پدر مچ دختر خودشو بگیره

00:37:52.330 --> 00:37:53.960
صبر کن

00:37:54.770 --> 00:37:58.130
فکر کنم بهتره معشوقه لین و مولان رو بیارم اینجا

00:37:58.130 --> 00:38:00.260
شما دو تا

00:38:01.290 --> 00:38:02.680
شما دو تا باهم رو به رو بشین

00:38:02.680 --> 00:38:05.560
اگه دورغی بگم

00:38:05.560 --> 00:38:07.390
رولان هیچوقت عروسی نکنه

00:38:07.390 --> 00:38:10.370
و هوالان هیچوقت نتونه سرشو جلوی فامیلای شوهرش بالا بگیره

00:38:48.340 --> 00:38:50.200
خدای من

00:39:24.590 --> 00:39:26.650
خانوم لوجونگ

00:39:26.650 --> 00:39:30.850
خانوم لوجونگ، دوباره داری میری روغن مو
و سرخاب برای خانوم چهارم بخری؟

00:39:30.850 --> 00:39:32.390
میرم نخ بخرم

00:39:32.390 --> 00:39:35.180
حتما بازم با خانوم یونزای میری، درسته؟

00:39:38.190 --> 00:39:41.590
فقط دهنتو بسته نگه دار. بعد از پول گرفتن
چرا زود نمیری اون طرف مثه یه جنازه بمونی؟

00:39:41.590 --> 00:39:44.380
یه نگهبان پست مثه تو درباره مسائل خانوم چهارم حرف میزنه

00:39:44.380 --> 00:39:46.380
مواظب باش گوشمالی نشی

00:39:48.280 --> 00:39:49.700
دیگه میرم

00:40:09.760 --> 00:40:13.710
بانوی بزرگ! بانوی بزرگ

00:40:13.710 --> 00:40:18.080
بانوی بزرگ، رفت. دوباره رفت بیرون
خانوم چهارم به عنوان یونزای تغییر شکل داده

00:40:18.080 --> 00:40:20.760
و دوباره با لوجونگ رفت بیرون

00:40:28.560 --> 00:40:29.980
زود

00:40:31.510 --> 00:40:36.080
وزیر رو خبر کن و کالسکه رو آماده کن. برید صومعه یوچینگ

00:40:36.080 --> 00:40:37.510
چشم

00:40:42.870 --> 00:40:46.600
به وزیر بگو خدمتکارایی بیاره که تا حد مرگ وفادارن

00:40:46.600 --> 00:40:49.820
که اون محوطه رو خوب محاصره کنن

00:40:49.820 --> 00:40:53.800
باشه، میدونم. نباید اجازه بدیم فرار کنن

00:40:53.800 --> 00:40:56.940
نه! برای اینه که مواظب باشن این مسئله به بیرون درز نکنه

00:40:56.940 --> 00:40:58.660
چون اگه اینطور بشه

00:40:58.660 --> 00:41:02.150
دوشیزه های خونه مون دیگه نمیتونن زندگی کنن
و فقط میتونن بپرن تو رودخونه

00:41:02.150 --> 00:41:05.080
بانوی بزرگ، فکر همه جاشو کردین

00:41:05.080 --> 00:41:06.830
بریم

00:41:12.700 --> 00:41:42.700
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:41:42.724 --> 00:42:27.724
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.