﻿WEBVTT

00:00:02.000 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:54.810 --> 00:01:00.220
<i>داستان مینگ لان</i>

00:01:00.220 --> 00:01:03.250
<i>قسمت32</i>

00:01:03.250 --> 00:01:07.210
<i>[ صومعه یوچینگ ]</i>

00:01:24.950 --> 00:01:29.330
این کارمون یه نقشه طولانی مدت خوبی نیست

00:01:29.330 --> 00:01:33.780
امروز وقتی میرفتم بیرون ، تقریبا توسط نگهبان در خونمون شناخته شدم

00:01:33.780 --> 00:01:35.720
زانو هام از ترس می لرزیدن

00:01:35.720 --> 00:01:38.470
من حتی قادر نبودم تا سوار کالسکه بشم

00:01:38.470 --> 00:01:45.110
علاوه بر این ، ما اینکارو تو معبد زیر نظر خدایان و جاویدان ها انجام میدیم

00:01:45.790 --> 00:01:48.080
من ترسیدم

00:01:48.080 --> 00:01:49.770
فقط تو که نیستی

00:01:49.770 --> 00:01:53.940
حتی من هم مجبورم به هر بهانه ای که شده فکر کنم تا از اون خونه بزنم بیرون

00:01:53.940 --> 00:01:57.820
اگه جلسه مشاعره نباشه ، باید تولد یکی باشه

00:01:57.820 --> 00:02:00.600
من حتی باید حواسم به دوستام هم باشه تا کمکم کنند تا لو نرم

00:02:00.600 --> 00:02:03.610
این مسئله بیشتر رو اعصاب منه تا تو

00:02:04.730 --> 00:02:06.860
چطور این مسئله یکیه؟؟

00:02:07.280 --> 00:02:09.140
,اگه یه روزی این قضیه رو بشه

00:02:09.140 --> 00:02:12.860
تو فقط یه چند روزی سرزنش میشی و مورد تمسخر قرار میگیری

00:02:12.860 --> 00:02:16.730
در حالی که من کل زندگیم خراب میشه

00:02:16.730 --> 00:02:19.070
پس از من میخوای که چیکار کنم؟

00:02:20.670 --> 00:02:22.720
توافق نکردیم که

00:02:22.720 --> 00:02:24.870
تو میری و از مادرت میخوای تا با من ازدواج کنی؟

00:02:24.870 --> 00:02:30.080
به هر صورت ، اون دختری که ازش خوشش میاد جزء خونه ماست .ازدواج کردن با هرکدوم از ما یکیه

00:02:30.080 --> 00:02:32.080
تو نمیدونی

00:02:32.080 --> 00:02:36.130
,از وقتی خواهر ششمت بهانه میاره که مریضه

00:02:36.130 --> 00:02:39.140
مادرم قصد خانواده شما رو فهمیده

00:02:39.140 --> 00:02:42.220
حالا اون حتی طاقت شنیدن کلمه "شنگ" رو هم نداره

00:02:42.220 --> 00:02:45.900
چند روز پیش ، یکی از خدمتکارای من اون کلمه رو گفتش و به شدت تنبیه شد

00:02:45.900 --> 00:02:49.300
اگه من برخلاف میلش عمل کنم ، اون مطمئنا من رو به خاطر گفتنش سرزنش میکنه

00:02:49.300 --> 00:02:51.250
پس قرار نیست بهش بگی؟

00:02:51.250 --> 00:02:53.220
پس من چی؟

00:02:54.080 --> 00:02:58.090
من دختر یه خانواده پولدار و مشهورم .من همین الانشم همه چیز بهت دادم

00:02:58.090 --> 00:03:00.650
هنوزم اینقدر بی مسئولیتی

00:03:02.630 --> 00:03:05.040
من بهتره که فقط برم خودمو بکشم

00:03:05.640 --> 00:03:07.940
کافیه ، دیگه تمومش کن

00:03:08.500 --> 00:03:11.690
اینجوری نباش . اگه اینطوری رفتار کنی

00:03:11.690 --> 00:03:15.310
احساس میکنم قلبم داره تو روغن سرخ میشه

00:03:23.630 --> 00:03:24.960
...شنگ

00:03:26.420 --> 00:03:28.610
پدر
شنگ

00:03:30.390 --> 00:03:34.230
توی شرم آور !تو شهرت خانواده شنگمون رو لکه دار کردی

00:03:34.230 --> 00:03:35.500
پدر
خدمتکار

00:03:35.500 --> 00:03:39.110
پدر
اون هرزه رو ببند . ببندش

00:03:39.110 --> 00:03:40.000
پدر

00:03:40.000 --> 00:03:42.890
سریع برو و ببندش

00:03:44.830 --> 00:03:46.330
پدر

00:03:53.680 --> 00:03:55.300
<i>هونگ عزیزم</i>

00:03:58.170 --> 00:04:01.690
هونگ عزیزم ، مواِر فقط واسه یه لحظه گیج شده بود

00:04:01.690 --> 00:04:03.340
<i>این دفعه ببخشش</i>

00:04:03.340 --> 00:04:06.690
اگه میخوای کسیو بزنی فقط منو بزن

00:04:09.300 --> 00:04:11.200
تو گیج نیستی

00:04:12.910 --> 00:04:15.250
اول ،تو فهمیدی که کِی خانواده کنت یونگ چانگ

00:04:15.250 --> 00:04:19.570
به معبد میرن تا دعا کنند ، از کدوم راه میرن ، چه زمانی میرن

00:04:19.570 --> 00:04:24.150
و بعدش به مردم داخل خونه و بیرون رشوه دادی تا کمکت کنند

00:04:24.710 --> 00:04:29.480
تو چندین دفعه از خدمتکارت خواستی که لباس های مولان رو بپوشه ، پس اینجور به نظر میومده که یکی تو اتاقشه

00:04:30.490 --> 00:04:32.420
چه اراده فوق العاده ای

00:04:32.420 --> 00:04:36.380
چه روش عالی .ترشی نخوری یه چیزی میشی

00:04:37.230 --> 00:04:40.430
شما ... همتون قبول کردید؟

00:04:44.220 --> 00:04:45.850
مادر

00:04:45.850 --> 00:04:47.520
مادر

00:04:47.520 --> 00:04:49.590
مادر.  مادر

00:04:49.590 --> 00:04:53.050
اون دوباره غش کرد . چطوره که هیچ وقت تمومش نمیکنه؟

00:04:54.010 --> 00:04:56.870
پدر .همه اینارو من انجام دادم

00:04:56.870 --> 00:04:59.970
مادرم هیچی نمیدونه .این قضیه هیچ ربطی به اون نداره

00:04:59.970 --> 00:05:04.030
اگه میخواهید کسی رو بزنید یا تنبیه کنید ، فقط اینکارو با من بکنید

00:05:04.030 --> 00:05:06.780
مادر .مادر

00:05:06.780 --> 00:05:08.890
دوباره غش کردی؟

00:05:09.420 --> 00:05:12.110
خدمتکار .بندازینش بیرون

00:05:13.110 --> 00:05:14.750
صبر کنید

00:05:16.910 --> 00:05:18.760
.اون واقعا تظاهر میکرد

00:05:20.600 --> 00:05:22.260
هونگ عزیزم
مادر

00:05:22.260 --> 00:05:26.610
هونگ عزیزم ، ما هیچ چاره ای نداشتیم

00:05:26.610 --> 00:05:31.700
 با دیدن اینکه چطور مواِر هر سال بزرگتر میشه اما هنوز هیچ آینده ازدواج خوبی واسش وجود نداره

00:05:31.700 --> 00:05:33.770
بانوی بزرگ و مادر بزرگ هم هیچ کاری در این مورد نمیکنند

00:05:33.770 --> 00:05:35.570
لعنت به تو

00:05:37.040 --> 00:05:41.930
بیایین اول در مورد مادربزرگ حرف نزنیم .کی بانوی بزرگ گفته که اون به مسئله مولان اهمیت نمیده؟

00:05:42.890 --> 00:05:46.150
اگه اون اهمیت نده ،مگه من هنوز اینجا نیستم؟

00:05:46.650 --> 00:05:50.490
من هی بهت مکررا میگفتم که یه مورد خوب پیدا کردم

00:05:50.490 --> 00:05:53.690
باید خودش شخصا میرفت تا دنبال یه مرد بگرده

00:05:53.690 --> 00:05:56.070
,نه ، نه ، نه ، در طول بازی های جیجو در دریاچه جین مینگ

00:05:56.070 --> 00:05:59.470
این ارباب جوان لیانگ بود که اول از مواِر خوشش اومد و مجبورش کرد...

00:05:59.470 --> 00:06:04.390
مزخرفه .همه شما اینو بهانه میکنین و هیچ احساس شرمندگی بابت این کارهای جسورانه و مبتذلتون ندارید

00:06:04.390 --> 00:06:06.750
شما هنوز جرات دارید تا بهونه بیارید؟

00:06:08.070 --> 00:06:09.710
,دیگه هیچی نگو

00:06:09.710 --> 00:06:11.670
اینجوری اجدادمون دیگه چیزی نمیشنون

00:06:11.670 --> 00:06:14.840
تا بابت شما دو نفر احساس شرمندگی کنند

00:06:14.840 --> 00:06:17.620
از اونجایی که مواِر نمیدونسته باید از خودش مراقبت کنه

00:06:17.620 --> 00:06:20.620
کسی که فقط شرمندگی واسه خانوادش به بار آورده ، بهتره که اونقدر زده بشه تا بمیره

00:06:20.620 --> 00:06:23.100
نه ،اگه میخواهید تا وقتی بمیره بزنیدش
مادر

00:06:23.100 --> 00:06:25.380
اگه شما میخواهید اینقدر بزنیدش تا بمیره بهتره که اول منو بکشید

00:06:25.380 --> 00:06:28.550
اون از گوشت و خون خودتونه

00:06:28.550 --> 00:06:31.500
هونگ عزیزم ... هونگ عزیزم؟

00:06:32.160 --> 00:06:38.930
من -من واسه بیست سال معشوقت بودم .احساس حقارت و قیافه های مغرور رو تحمل کردم

00:06:38.930 --> 00:06:43.910
همش به خاطر عشق خالصانم به تو ،از جونش بگذر ، باشه؟

00:06:46.690 --> 00:06:50.250
هونگ عزیزم
<i>ارباب ، ارباب جوان چانگ فنگ بیرون زانو زده.</i>

00:06:50.250 --> 00:06:53.400
<i>ایشون گفتند که میخوان از شما درخواست کنند تا به معشوقه لین و خواهر چهارم آسون بگیرید</i>

00:06:54.430 --> 00:06:58.880
--هونگ عزیزم ..هونگ عزیزم ..هونگ عزیزم، فقط

00:07:00.900 --> 00:07:05.210
حتی اگه نمیخوای ملاحظه علاقه گذشتمون رو بکنی

00:07:05.210 --> 00:07:07.930
<i>پس به خاطر فنگ اِر </i>

00:07:07.930 --> 00:07:10.850
اگه واقعا میخوای خواهر کوچیک اصلیش رو بکشی

00:07:10.850 --> 00:07:14.050
به رابطه ات با اون صدمه نمیزنی؟

00:07:15.540 --> 00:07:19.530
همه اشتباهات توسط من و مواِر انجام شده

00:07:19.530 --> 00:07:23.640
فنگ اِر همین الانشم راهشو عوض کرده و نصفه ساله که رو درساش تمرکز کرده

00:07:23.640 --> 00:07:29.070
امتحانش نزدیکه .اگه این دفعه اتفاق بدی بیوفته

00:07:29.850 --> 00:07:33.230
روی شهرت خانواده شنگ هم تاثیر میذاره ، هونگ عزیزم

00:07:39.420 --> 00:07:42.580
اگه به خاطر نزدیکی آزمون استخدامی برادر بزرگترت نبود

00:07:43.290 --> 00:07:45.690
امروز اینقدر با چوب میزدمت تا بمیری

00:07:46.660 --> 00:07:49.600
من باید دفعه پیش مجبورت میکردم که تا آخر عمرت زانو بزنی

00:07:52.390 --> 00:07:55.900
بندازینش بیرون .داخل اتاق اجدادمون زندانیش کنید تا زانو بزنه و توبه کنه

00:07:55.900 --> 00:07:57.790
اگه غش کرد ، همونجوری ولش کنید

00:07:57.790 --> 00:08:01.380
هرکسی که بخواد واسش طلب بخشش کنه باید باهاش زانو بزنه

00:08:02.330 --> 00:08:04.080
صیغه لین

00:08:05.220 --> 00:08:10.920
هم تو عمارت لینچی زندانی میشه و اجازه نداره حتی یه قدم پاشو بیرون بذاره . واسش نگهبان بذارید

00:08:11.890 --> 00:08:16.690
بقیه افرادی که تو این نقشه دست داشتن بازداشت میشن و منتظر حکمشون میمونن

00:08:18.070 --> 00:08:20.110
همشون از اینجا بندازید بیرون

00:08:32.010 --> 00:08:34.740
بلاخره خدایان چشم هاشون باز کردند

00:08:35.220 --> 00:08:40.200
اون بلاخره گذاشت تا اون مادر و دختر از شکستشون رنج ببرن

00:08:40.730 --> 00:08:44.560
و اونچنان شکست بزرگی  خوردن که دیگه هیچ شانسی واسه اینکه خودشون نجات بدن ندارن

00:08:47.480 --> 00:08:52.380
بگو ، من باید از اون هرزه تقلید کنم؟

00:08:52.380 --> 00:08:55.160
خودمو از گریه خفه کنم؟

00:08:55.160 --> 00:08:58.390
اینقدر گریه کنم که دیگه نتونم از تخت خوابم پاشم

00:08:58.390 --> 00:09:03.420
نتونم چیزی بخورم ،نتونم به کارای خونه رسیدگی کنم

00:09:03.420 --> 00:09:06.810
بذار ببینم که بازم وزیر دلش واسه اون هرزه میسوزه یا نه

00:09:06.810 --> 00:09:10.680
بهتره که بذاریم ارباب به حساب اون صیغه لین برسه

00:09:10.680 --> 00:09:14.150
اینطوری بانوی بزرگ هم خشن به نظر نمیرسن

00:09:14.150 --> 00:09:16.030
بیا همینکارو بکنیم

00:09:16.030 --> 00:09:19.380
اوه راستی ، برو و به رولان بگو تا بیاد

00:09:19.380 --> 00:09:23.060
باید بهش بگم که جلوی پدرش هیچ مشکلی درست نکنه

00:09:23.060 --> 00:09:24.450
بله

00:09:25.010 --> 00:09:28.650
سریع واسم یه پارچ مشروب گرم کن

00:09:28.650 --> 00:09:31.090
خیلی خوشحالم !خیلی خوشحالم

00:09:31.090 --> 00:09:33.910
به اطلاع بانوی بزرگ برسونم که خانم ارشد برگشتن

00:09:33.910 --> 00:09:37.530
خوبه . خوبه . درست به موقع

00:09:37.530 --> 00:09:40.910
بانوی بزرگ ، شما همین چند روز پیش تو یه مهمونی تو عمارت یوآن شرکت کردید

00:09:40.910 --> 00:09:45.140
و حالا خانم ارشد به خونه پدریشون برگشتن .کُنتس در این مورد غر نمیزنه؟
(کنتس :همسر کُنت)

00:09:46.990 --> 00:09:51.040
خدای من ! این چه آشوبیه که به پا شده؟

00:09:51.040 --> 00:09:56.720
مادر ، این ... این قضیه بین مولان و ارباب جوان لیانگ درسته؟

00:09:57.610 --> 00:09:59.480
بهم بگید

00:09:59.480 --> 00:10:01.260
چجوری فهمیدی؟

00:10:01.260 --> 00:10:03.290
ما حسابی اون مکان رو قرنطینه کرده بودیم

00:10:03.290 --> 00:10:06.500
همه یه قرارداد مرگ امضا کرده بودند ، بنابراین مطمئنا هیچکس چیزی در این مورد نمیگفت

00:10:06.500 --> 00:10:10.150
منظورتون از قرنطینه چیه؟ تمام خدمتکارای عمارت یوآن در این مورد حرف میزنند

00:10:10.150 --> 00:10:12.530
اونها میگفتند که مولان تو صومعه یوچینگ لیز خورده

00:10:12.530 --> 00:10:15.040
و ارباب ششم خانواده کنت یونگ چانگ کمکش کرده تا بلند شه

00:10:15.040 --> 00:10:19.030
هر دو اونها به صورت ناشایستی خیلی صمیمی بودند . اونها خیلی واضح اینارو میگفتند

00:10:19.030 --> 00:10:21.820
میترسم که الان کل بیانجینگ راجبش فهمیده باشند

00:10:21.820 --> 00:10:25.260
چی؟ اونها در این مورد که اونها رابطه مخفیانه داشتند ، خبرچینی نمیکردند؟

00:10:25.260 --> 00:10:29.010
چی؟ رابطه مخفیانه؟

00:10:30.690 --> 00:10:35.280
خدای من ... اوه خدای من

00:10:35.280 --> 00:10:38.060
...اگه کل بیانجینگ درموردش بفهمند

00:10:39.280 --> 00:10:43.450
دیگه چجوری میتونم زندگی کنم مادر؟

00:10:43.450 --> 00:10:45.720
بانوی بزرگ !بانوی بزرگ
مادر!مادر

00:10:45.720 --> 00:10:47.900
بانوی بزرگ
بیا

00:10:55.820 --> 00:11:00.200
من نسبت به تربیت بچه هام سخت گیر نبودم .واسه اجدادمون دردسر درست کردم

00:11:00.200 --> 00:11:02.710
من حتی باعث شدم که شما از عصبانیت بیمار بشید

00:11:02.710 --> 00:11:08.870
 خوبم . اینقدر عصبانی شدم که روی قلبم تاثیر گذاشت

00:11:08.870 --> 00:11:13.660
شنیدم که بانوی بزرگ چند بار بیهوش شده

00:11:13.660 --> 00:11:17.270
رولان یه دفعه میخواست خودشو بندازه تو رودخونه

00:11:17.270 --> 00:11:20.840
و دفعه دیگه میخواست بره به اتاق اجدادمون و یه نفرو بکشه

00:11:20.840 --> 00:11:23.040
هوالان هم گریون به خونه برگشته

00:11:23.040 --> 00:11:27.010
حالا که همه چیز قاطی شده ، اومدی پیش من

00:11:27.010 --> 00:11:29.220
که ببینی هیچ راه چاره ای دارم؟

00:11:31.100 --> 00:11:33.000
من آشفته بودم

00:11:34.670 --> 00:11:37.230
تو یکی از مقاماتی

00:11:37.230 --> 00:11:40.200
باید همیشه خیلی مراقب باشی

00:11:40.200 --> 00:11:43.770
سیاست یه میدون خیلی خطرناکه

00:11:43.770 --> 00:11:46.090
اما تو تونستی ازش جون سالم به در ببری

00:11:46.580 --> 00:11:48.900
اگرچه صیغه لین

00:11:48.900 --> 00:11:51.050
تونست که با دقت واست نقشه بریزه

00:11:51.050 --> 00:11:57.130
این راهی که مولان داره میره همون راهیه که لین چین شوآنگ قبلا رفته بوده و توش موفق هم بوده

00:11:57.130 --> 00:11:59.670
من اون موقع جوون بودم

00:11:59.670 --> 00:12:04.150
کافیه . اونی که جوونه مینگلانِ منه

00:12:04.150 --> 00:12:05.940
بله

00:12:05.940 --> 00:12:09.080
قصد ندارم پِی گذشتتو بگیرم

00:12:09.080 --> 00:12:11.510
اما اون چند دفعه اشتباه کرده؟

00:12:11.510 --> 00:12:15.110
هر دفعه اون واست عشوه میاد ، تظاهر میکنه که مطیعه ،تظاهر میکنه که گیج و بدبخته

00:12:15.110 --> 00:12:16.940
گریه میکنه و یا تهدید میکنه که خودشو میکشه

00:12:16.940 --> 00:12:23.150
هر بار تو نرم میشی .عزیزش میکنی و ولش میکنی که بره

00:12:23.150 --> 00:12:26.870
اون قضیه ها جزئی بودن و تو اون زمان ، اون احمق بود

00:12:26.870 --> 00:12:29.860
یه خاکریز هزار متری با یه لونه مورچه خراب میشه

00:12:29.860 --> 00:12:33.630
به من نیاز داری تا اینارو بهت یاد بدم؟

00:12:33.630 --> 00:12:36.220
مادر میشه آروم باشید

00:12:36.220 --> 00:12:39.590
برام مهم نیست اگه برنجونمت . بیا امروز علت این مشکل پیدا کنیم

00:12:39.590 --> 00:12:43.980
<i>اگه تو این بیست سال گذشته هر دفعه طرف تو رو واسه اون صیغه لین نگرفتم ,</i>

00:12:43.980 --> 00:12:47.030
اینقدر لوسش کردی که حد و حدود خودشو نمیدونه و نسبت به هوس هاش پرجرات و وحشی شده

00:12:47.030 --> 00:12:50.390
اگه تا اینجا پیش نرفته بود ، این اتفاق زشت پیش نمیومد

00:12:51.650 --> 00:12:54.180
<i>مولان باید یه بچه خوب میبود</i>

00:12:54.180 --> 00:12:59.730
اما اون از لین چین شوآنگ یاد گرفته که اخلاقیاتشو به خاطر منفعتش فراموش کنه و دروغ بگه

00:12:59.730 --> 00:13:03.800
و به خاطر سود خودش شهرت تمام خانم های خانواده شنگ رو لکه دار کنه

00:13:06.860 --> 00:13:12.400
شاید با ازدواج کردن مولان و ترک کردن لین چین شوآنگ واسش بهتر بشه

00:13:12.400 --> 00:13:17.100
اما چانگ فنگ پسر خانواده شنگه .اگه اون بد تربیت بشه

00:13:17.100 --> 00:13:20.220
دیگه بحث شهرت و افتخار نیست

00:13:20.220 --> 00:13:23.520
سال گذشته ، اون با خانواده چیو دوست شده بود و چرت و پرت از دهنش پریده بود بیرون

00:13:23.520 --> 00:13:29.200
و باعث شده بود که تو، توی قصر توسط عالیجناب محبوس بشی ، اینقدر زود فراموشش کردی؟

00:13:46.020 --> 00:13:48.490
کدوم دایه بیرون نگهبانی میده؟

00:13:48.490 --> 00:13:51.750
<i>قفسه سینم خیلی درد میکنه . میشه یه پیغام بفرستی,</i>

00:13:51.750 --> 00:13:54.060
و یه دکتر بیاری تا معاینم کنه

00:13:56.890 --> 00:13:59.130
حتی تو زندان هم بهت غذا میدن

00:13:59.130 --> 00:14:01.910
ارباب فقط بهتون گفتن که منو تو اتاق زندانی کنید اما اون گناه منو که مشخص نکرده

00:14:01.910 --> 00:14:05.670
چرا تو این دنیا نمیتونم وقتی مریضم یه دکتر بگیرم ؟

00:14:05.670 --> 00:14:09.300
معشوقه مارو ببخشید با شنیدن صدای کاملا خوبتون

00:14:09.300 --> 00:14:10.900
<i>اصلا به نظر نمیاد که مریض باشید</i>

00:14:10.900 --> 00:14:13.690
<i>این دستور ارباب بود که باهاتون دهن به دهن نشیم </i>

00:14:13.690 --> 00:14:16.010
<i>اگه باور نمیکنید ، پس وقتی ارباب برگشتن</i>

00:14:16.010 --> 00:14:18.350
برید و راجب  ما به ایشون دری وری بگید

00:14:19.340 --> 00:14:22.460
عجوزه پیر . صبر کن که من از اینجا بیام بیرون

00:14:22.460 --> 00:14:24.630
ببین که چجوری حسابتو میرسم

00:14:32.470 --> 00:14:35.080
حالا از من ترسیدید؟ بذارید بهتون بگم

00:14:35.080 --> 00:14:38.470
...تو خونه شنگ ، بهتره که هیچکس

00:14:40.370 --> 00:14:42.710
هونگ ، بهم نگاه نکن . نگاه نکن

00:14:42.710 --> 00:14:45.820
یه آدم مریض خیلی زشته

00:14:51.560 --> 00:14:54.810
تظاهر کردن تمومش کن . بلند شو

00:14:54.810 --> 00:14:56.920
یه چیزی باید ازت بپرسم

00:15:03.460 --> 00:15:07.910
میخوای به جاش بری نصفه شبی تو معبد اجدادیمون زانو بزنی و جواب بدی؟

00:15:13.990 --> 00:15:18.580
هونگ عزیزم. همین الان مواِر رو ببخش

00:15:18.580 --> 00:15:21.850
مواِر جوونه .اگه میخوای تنبیهش کنی یا بزنیش

00:15:21.850 --> 00:15:24.010
بذار من به جاش تنبیه بشم

00:15:24.010 --> 00:15:27.640
ببخشمش؟ بعدش چی؟

00:15:28.680 --> 00:15:32.920
البته که بعدش واسه خواستگاری به خونه لیانگ میریم و قرار ازدواج میذاریم

00:15:32.920 --> 00:15:34.720
چی؟

00:15:36.590 --> 00:15:39.020
استغفرالله

00:15:39.020 --> 00:15:44.510
دخترت یه همچین کار احمقانه ای کرده و تو ازم میخوای که واسش برم خواستگاری؟

00:15:44.510 --> 00:15:46.670
همین الانم بیرون همه دارن پشت سرمون حرف میزنن

00:15:46.670 --> 00:15:50.590
اگه ما خواستگاری نکنیم ، اونوقت کل خانواده بی آبرو میشه

00:15:50.590 --> 00:15:53.730
باشه . مواِر من مناسب نبود

00:15:53.730 --> 00:15:56.940
اما اون خانواده لیانگ هم خیلی عالی نیستند

00:15:56.940 --> 00:16:01.130
مواِر و ارباب جوان لیانگ همدیگرو دوست دارن ، درست مثل من و تو

00:16:01.130 --> 00:16:03.250
من و تو !! گوه نخور

00:16:10.850 --> 00:16:13.940
چجوری میدونی که دارن در موردش صحبت میکنن؟

00:16:15.660 --> 00:16:21.160
حتی من ، بعد اینکه هوآاِر اومد خونه فهمیدم

00:16:21.160 --> 00:16:24.470
تو تمام این مدت اینجا زندانی بودی ، چجوری فهمیدی؟

00:16:25.280 --> 00:16:26.530
...من

00:16:26.530 --> 00:16:31.370
پس این تو بودی که خبرو پخش کردی ، درسته؟

00:16:31.370 --> 00:16:32.800
هونگ عزیزم
تعجبی نداره

00:16:32.800 --> 00:16:36.690
تعجبی نداره که وقتی من داشتم بازجویی میکردم تو و شواِنیانگ دیرتر از بقیه اومدید

00:16:36.690 --> 00:16:40.710
مردم اون بیرون ازم پرسیدن و من فقط تونستم یه دلیل واسشون سرهم کنم

00:16:40.710 --> 00:16:45.280
من گفتم مواِر لیز خورده و ارباب جوان لیانگ کمکش کرده بلند شه ، هیچ چیز دیگه ای نگفتم

00:16:45.280 --> 00:16:49.000
اینجوری هر دو خانواده خیلی آبروشون نمیره و هنوزم جا واسه برگشت هست

00:16:49.000 --> 00:16:53.900
اون دختر واقعیته !اینطوری میخوای نابودش کنی؟

00:16:55.340 --> 00:16:57.680
چطور نابودش کردم؟

00:16:58.280 --> 00:17:01.140
هونگ عزیزم ، همش میگی میخوای واسش یه خواستگار خوب پیدا کنی

00:17:01.140 --> 00:17:06.000
 !یکی از همون خواستگارای تحصیل کرده فقیر که منتظر دادن آزمون سلطنتین ، خوبن

00:17:06.000 --> 00:17:10.050
مواِر از یه صیغه به دنیا اومده ، پس اگه یه فکری به حالش نکنیم

00:17:10.050 --> 00:17:14.560
اون ممکنه با یه خانواده فقیر ازدواج کنه و واسه بیست و خورده ای سال به سختی رنج بکشه

00:17:14.560 --> 00:17:19.530
و اگه چنین اتفاقی واسش بیوفته و یه بازنده نصیبش بشه ، کل زندگیش تباه میشه و من اون کسیم که نابودش کرده؟

00:17:19.530 --> 00:17:21.970
کی واقعا داره اونو نابود میکنه؟

00:17:23.570 --> 00:17:26.100
تو فقط شکوه و جلال عمارت کنت رو میشناسی

00:17:26.100 --> 00:17:28.550
خطرات داخلشو نمیشناسی

00:17:29.230 --> 00:17:33.040
هوآلان یه نمونه عالی نیست؟ تازه اون دختر مشروع خانواده شنگ تو اون خونست

00:17:33.040 --> 00:17:36.720
اون به خاطر اینه که خانم ارشد هیچ ارزشی نداره

00:17:36.720 --> 00:17:38.560
مواِر بهم گفت

00:17:38.560 --> 00:17:41.610
اون گفتش که ارباب جوان لیانگ فقط میخواد با اون ازدواج کنه

00:17:41.610 --> 00:17:45.310
تا وقتی که اون یه جهیزیه فوق العاده داشته باشه

00:17:45.310 --> 00:17:47.980
دیگه هیچکس به دیده تحقیر بهش نگاه نمیکنه

00:17:47.980 --> 00:17:49.970
چقدر جهیزیه ؟ چقدرشو ؟

00:17:49.970 --> 00:17:52.000
اون لیانگا کین؟

00:17:52.000 --> 00:17:55.960
اونها اولین یا دومین خانواده ثروتمند تو بیانجینگ هستند

00:17:58.540 --> 00:18:02.570
وقتی هوآاِر ازدواج کرد ، این بانوی بزرگ بود که به جهیزیه اش اضافه کرد

00:18:02.570 --> 00:18:05.590
تمام زمین ها و مغازه هات ، همشون من دادم

00:18:05.590 --> 00:18:09.620
همشون بیار و به عنوان جهیزیه بده بهش ، ولی مگه چقدر میشه؟

00:18:09.620 --> 00:18:13.590
هونگ عزیزم. هونگ عزیزم

00:18:14.680 --> 00:18:16.760
بانوی بزرگ یک مادر مشروع و شایسته است

00:18:16.760 --> 00:18:22.390
اگرچه مولان توسط اون به دنیا نیومده ، لازمه که اون اموالشو تقسیم کنه ..  و همچنین مادربزرگ هم هست

00:18:22.390 --> 00:18:24.580
اون دهنتو ببند

00:18:25.820 --> 00:18:27.890
تو یه صیغه ای

00:18:27.890 --> 00:18:32.920
تو حتی از زن مشروع هم بهتر زندگی کردی
(از نظر ولخرجی کردن )

00:18:32.920 --> 00:18:37.680
تو باید جایگاهتو بدونی و بچه ها رو خوب تربیت کنی

00:18:37.680 --> 00:18:42.240
اما نگاش کن .مواِر ما تبدیل به چی شده؟

00:18:42.240 --> 00:18:44.460
چی بهش یاد دادی؟

00:18:44.460 --> 00:18:49.390
اون بچه خوب تبدیل به چی کردی؟

00:18:51.580 --> 00:18:54.890
بهش درس دادی تا تبدیل به چی بشه

00:18:56.120 --> 00:19:01.190
حالام اینقدر بی شرم شدی که واسه جهیزیه که مادربزرگ یا بانوی بزرگ بدن حرص میزنی؟

00:19:01.190 --> 00:19:04.970
اصن خجالت سرت میشه؟

00:19:05.910 --> 00:19:07.680
چی گفتی؟

00:19:09.280 --> 00:19:12.340
هونگ عزیزم ، فکر میکنی خجالت سرم نمیشه؟

00:19:18.940 --> 00:19:21.720
قبلنا من عفیف بودم

00:19:21.720 --> 00:19:25.580
اما به مرور زمان من و تو ، تو روز روشن قرار مخفیانه میذاشتیم و عیاشی میکردیم

00:19:25.580 --> 00:19:28.720
اونوقت به اینکه خجالت سرم میشه یا نه فکر کرده بودی؟

00:19:28.720 --> 00:19:32.120
حالا من میخوام خودمو فدای دخترم کنم

00:19:32.120 --> 00:19:34.990
و تو منو به خاطر اینکه بی شرمم سرزنش میکنی؟

00:19:36.230 --> 00:19:38.290
به چشم تحصیل کرده هایی مثل شما

00:19:38.290 --> 00:19:40.960
دقیقا خجالت چیه؟

00:19:43.620 --> 00:19:45.280
شوآنگ اِر

00:19:47.270 --> 00:19:49.430
این چیزیه که فکر میکنی؟

00:19:51.090 --> 00:19:53.500
هونگ عزیزم چجوری میخوای فکر کنم؟

00:19:56.330 --> 00:19:59.020
تو می گفتی که از اینکه بهت حمله کنند میترسی

00:20:00.020 --> 00:20:02.640
.هر دفعه که میشنیدمش قلبم به درد میومد

00:20:02.640 --> 00:20:07.650
من دلم واسه تو که عاجز و تنها بودی و هیچکس و هیچ جایی واسه رفتن نداشتی میسوخت

00:20:07.650 --> 00:20:10.840
حالا میای و اینارو میگی؟

00:20:12.800 --> 00:20:16.680
شوآنگ اِر .بذار الان ازت بپرسم

00:20:16.680 --> 00:20:22.460
اگه اون قبلا ، من یه تحصیل کرده فقیر بدون هیچ پولی بودم

00:20:22.460 --> 00:20:24.820
بازم اینو میگفتی؟

00:20:25.770 --> 00:20:27.140
میگفتم

00:20:29.600 --> 00:20:31.970
تا وقتی که هونگ عزیزم میخواد بشنوتش

00:20:31.970 --> 00:20:34.930
من ، شوآنگ اِر ، هر چی که بخوای میگم

00:20:39.430 --> 00:20:41.810
تو
این چیه؟

00:20:41.810 --> 00:20:44.840
چیه ، پس هونگ عزیزم میخواد این شوآنگ اِر رو بزنه

00:20:51.010 --> 00:20:56.070
شوآنگ اِر من تو رو  واسه بیشتر از بیست ساله که  توی قلبم جا دادم

00:20:56.070 --> 00:20:59.440
با من مثل چی رفتار کردی؟ با من مثل چی رفتار کردی؟

00:20:59.440 --> 00:21:02.140
با من مثل چی رفتار کردی

00:21:08.850 --> 00:21:11.510
هونگ عزیزم ، تو که قلب به این بزرگی داری

00:21:11.510 --> 00:21:14.270
<i>قضیه مواِر الانشم خیلی بزرگه</i>

00:21:14.270 --> 00:21:16.750
وقت گیر آوردی تا

00:21:16.750 --> 00:21:21.230
یادآوری گذشته رو با من بکنی؟

00:21:22.040 --> 00:21:25.080
اشکالی نداره اگه ازم متنفری ، اشکالی نداره اگه ازم رنجیدی

00:21:25.080 --> 00:21:29.870
حتی اگه واسه شهرت مینگ لان و رولان هم که شده

00:21:29.870 --> 00:21:31.710
به جای اینکه اینجا بیای با من حرف بزنی

00:21:31.710 --> 00:21:34.200
برو و خواستگاری کن

00:21:35.040 --> 00:21:37.740
تو منو تهدید میکنی . تو منو تهدید میکنی

00:21:37.740 --> 00:21:41.470
من تهدیدت نمیکنم .من اینجا دارم همش به خانواده شنگ فکر میکنم

00:21:41.470 --> 00:21:43.560
خانواده لیانگ مایله که با مواِر ازدواج کنه

00:21:43.560 --> 00:21:46.330
این یعنی اونها خیلی وقت پیش قرار این  ازدواج رو گذاشتن

00:21:46.330 --> 00:21:48.350
اونها الان نامزدن

00:21:48.350 --> 00:21:51.730
پس اگه یکم به هم نزدیک شدن ، خیلی مسئله بزرگی نیست

00:21:51.730 --> 00:21:55.230
وگرنه میترسم مینگ لان و رولان

00:21:55.230 --> 00:21:58.540
هر دوتاشون دیگه نتونند ازدواج کنند

00:21:58.540 --> 00:22:00.490
پس اون تحصیل کرده فقیر رو فراموش کن

00:22:00.490 --> 00:22:05.190
حتی یه مرد وحشی که از پشت کوه اومده هم نمیاد دختر از همچین خونه ای بگیره

00:22:06.760 --> 00:22:10.580
خانواده شنگ آبروش میره و چانگ بای هم آبروش میره

00:22:10.580 --> 00:22:12.960
اگه چانگ بای آبروش بره

00:22:12.960 --> 00:22:16.840
همسرش ، دختر خانواده "های" . هیچ عزت و  احترامی واسش میمونه؟

00:22:18.080 --> 00:22:21.110
من میخوام خانواده وانگ ، خانواده شنگ

00:22:21.110 --> 00:22:23.990
خاندان های و حتی خانواده مادربزرگ

00:22:23.990 --> 00:22:26.950
واسه من یه راه چاره پیدا کنند

00:22:26.950 --> 00:22:28.730
زنیکه

00:22:32.570 --> 00:22:36.020
دایه کُنگ یه بار گفت : یه خانواده

00:22:36.020 --> 00:22:40.890
بد و خوبشون با همه. اگه ازدواج مولان سر نگیره

00:22:40.890 --> 00:22:43.340
پس هممون با همدیگه میمیریم

00:22:47.040 --> 00:22:50.470
خداااای من

00:22:51.840 --> 00:22:54.390
بی حیا

00:22:59.560 --> 00:23:02.300
بی حیا

00:23:14.990 --> 00:23:17.520
مادر جون ، حداقل یکم فرنی بخورید

00:23:17.520 --> 00:23:21.010
اگه چیزی نخورید ،بدنتون دیگه نمیکشه

00:23:26.160 --> 00:23:30.560
نمیکِشه؟ نمیکشه؟

00:23:30.560 --> 00:23:33.210
 پس یه چاقو برمیدارم

00:23:33.210 --> 00:23:38.930
اول اون زنیکه لین رو بعدشم خودمو میکشم

00:23:42.500 --> 00:23:46.150
من دیگه هیچ رویی ندارم تا با بقیه رو به رو بشم

00:23:49.590 --> 00:23:52.630
این ایده واسه دخترش  به ذهنش رسیده؟

00:23:52.630 --> 00:23:58.350
اغوا کردن یه مرد؟ و بعد پخش کردن شایعه؟

00:23:59.260 --> 00:24:05.340
اون نقشه ریخته که اگه نتونه دخترشو به عقد یه مرد پولدار دربیاره  رولان من رو با خودش به قهقرا ببره ،

00:24:05.340 --> 00:24:07.680
یواشتر مادر

00:24:07.680 --> 00:24:11.130
همش دارید در مورد مردن صحبت میکنید ، شگون نداره

00:24:11.130 --> 00:24:13.900
خواهر ششم رولان رو متقاعد کرد تا باهاش بره

00:24:13.900 --> 00:24:17.060
گریه هاتون بیدارش میکنه و اونوقت میره تا یه جنجال جدید راه بندازه

00:24:17.060 --> 00:24:19.380
خب چی نیشه اگه یه جار و جنجال راه بیوفته؟

00:24:19.380 --> 00:24:22.630
همه این مصیبتا به خاطر پدرت به بار اومده

00:24:22.630 --> 00:24:25.260
من دیگه نمیتونم از پسش بربیام . بذار خودش هر کاری میخواد بکنه

00:24:25.260 --> 00:24:27.700
مادر از روی لجبازی حرف نزنید

00:24:27.700 --> 00:24:30.550
زن و شوهر باید با همدیگه مصیبت هارو از سر بگذرونند

00:24:30.550 --> 00:24:34.830
پدر باید تا الان فهمیده باشه که رنگ واقعی لین چیه

00:24:34.830 --> 00:24:40.050
در آینده دیگه طرفشو نمیگیره و لوسش نمیکنه . بهم اعتماد کنید

00:24:40.050 --> 00:24:45.120
و رولان هنوز باید ازدواج کنه

00:24:47.390 --> 00:24:52.020
در آینده هنوزم لازمه که با خانواده شوهرش به خوبی زندگی کنه

00:24:56.840 --> 00:24:58.500
هوآ اِر

00:25:00.240 --> 00:25:06.050
بگو بهم .دوباره مادرشوهرت بهت سرکوفت زده؟
چیزی نیست .چیزی نیست

00:25:06.050 --> 00:25:09.940
بهم حقیقت بگو یا میرم کَله اون مادرشوهرتو میکنم

00:25:12.920 --> 00:25:17.370
اون فقط بهونه آورد که من افسردگی بعد از زایمان گرفتم

00:25:17.370 --> 00:25:19.690
پس لازمه که استراحت کنم

00:25:19.690 --> 00:25:23.040
و بعدش "شی " رو گرفت

00:25:23.040 --> 00:25:25.400
نتونستم جلوش بگیرم

00:25:25.400 --> 00:25:29.910
اون بچه الان تو اتاق یکی دیگس

00:25:29.910 --> 00:25:32.610
اصلا عقل تو کلشون هست؟

00:25:33.350 --> 00:25:35.520
هیچکس فکرشو نمیکرد

00:25:35.520 --> 00:25:36.990
هیچکس فکرشو نمیکرد که دیروز

00:25:36.990 --> 00:25:41.730
اون دایه های ظالم "شی" رو تنها میذارن که بخوابه

00:25:41.730 --> 00:25:46.310
اونها همشون رفته بودن مشروب بخورن و بازی کنن. هیچکس مراقبش نبوده

00:25:46.310 --> 00:25:48.610
اون بچه شروع کرده به خزیدن

00:25:48.610 --> 00:25:51.650
و تصادفا منقل  رو میندازه

00:25:51.650 --> 00:25:54.350
و خاکستر های داغ همش می ریزه روش

00:25:54.350 --> 00:25:55.960
چی؟

00:25:56.800 --> 00:25:59.890
خوشبختانه دخترم دلش واسه برادر کوچیکش تنگ میشه

00:25:59.890 --> 00:26:03.970
 پس هر روز میره تا برادرشو ببینه ، که میبینه این اتفاق افتاده

00:26:03.970 --> 00:26:10.200
اون سریع میره تا خاکسترها رو بزنه کنار و بچه رو از آتیش بیاره بیرون

00:26:10.200 --> 00:26:13.010
"شی " حالش خوبه

00:26:13.010 --> 00:26:18.680
اما دستای دخترم تاول زده و هیچی رو نمیتونه لمس کنه

00:26:18.680 --> 00:26:20.720
مادر

00:26:20.720 --> 00:26:24.900
مادر کی دیگه این زندگی خوب میشه؟

00:26:43.810 --> 00:26:46.520
اگه این قضیه مولان حل نشه

00:26:47.650 --> 00:26:53.260
در آینده ، تو ، رواِر

00:26:53.990 --> 00:26:58.410
و همچنین چانگ بای، هیچکس در امان نمیمونه

00:26:59.680 --> 00:27:02.210
اون هرزه ، لین چین شوآنگ

00:27:02.210 --> 00:27:06.420
خیلی دقیق و حریصانه حساب کتاب کرده بود

00:27:06.890 --> 00:27:08.730
هوآ اِر

00:27:10.840 --> 00:27:14.710
من حتی تحسینش میکنم
مادر

00:27:17.220 --> 00:27:21.670
,فردا به خونه لیانگ واسه خواستگاری میرم

00:27:22.840 --> 00:27:25.280
تا این قضیه رو بخوابونم

00:27:29.870 --> 00:27:32.680
یه همچین دختری تو خونه شنگ هست

00:27:32.680 --> 00:27:35.130
و شما ، بانوی بزرگ ، هنوز اونقدر نزدینش تا بمیره

00:27:35.130 --> 00:27:38.040
حالا اینجا اومدید تا براش خواستگاری کنید؟

00:27:40.030 --> 00:27:42.750
چه قلب رئوفی دارید شما

00:27:45.290 --> 00:27:48.000
اون درواقع باید اینقدر زده بشه تا بمیره

00:27:49.000 --> 00:27:51.750
اما یه دست که صدا نداره

00:27:51.750 --> 00:27:55.590
ارباب ششم خانواده شما هم بی تقصیر نیست

00:27:55.590 --> 00:27:57.770
ما قطعا شرمنده شدیم

00:27:57.770 --> 00:28:01.570
ولی خانواده اصیل و موروثی شما هم از این بی آبرویی و شرمندگی رنج خواهد برد

00:28:01.570 --> 00:28:04.660
این مسئله هر دو خانوادس که آسیب می‌بینند

00:28:06.880 --> 00:28:11.430
حالا که اینطوره بیایید اسلحه ها رو تبدیل به ابریشم و یشم کنیم

00:28:11.430 --> 00:28:13.740
اگه خانواده هامون با هم وصلت کنند

00:28:13.740 --> 00:28:17.330
اونوقت حرفای مردم مثل دود و ابر تو هوا پراکنده میشه

00:28:19.420 --> 00:28:21.110
فامیل بشیم؟

00:28:22.820 --> 00:28:25.790
 از یه خانواده قدیمی و اصیل مثل ما

00:28:25.790 --> 00:28:28.670
می خواهید که کدوم یکی از دختراتون رو بگیریم؟

00:28:29.580 --> 00:28:34.550
بله ، قطعا سطح تولد مولان پایینه

00:28:34.550 --> 00:28:38.270
اما شما قبلا به دختر ششم ما علاقه داشتید

00:28:38.270 --> 00:28:40.110
اونم دختر یه صیغه است

00:28:40.110 --> 00:28:44.800
این نشون دهنده اینکه که شما بزرگوارید و سر این چیزا سخت نمیگیرید

00:28:44.800 --> 00:28:47.130
من متوجه قصدتون شدم

00:28:47.130 --> 00:28:51.620
شما یه قابلمه پر گوه گرفتین دستتون و از من دارید خواهش میکنید و این آسون نیست
(منظورش اینه که خیلی شرم آوره)

00:28:53.170 --> 00:28:55.930
پس بزارید منم اون چیزی که تو ذهنم میگزره رو بگم

00:28:55.930 --> 00:28:58.300
اون چیزی که من بهش علاقمندم مشروع بودن یا نامشروع بودن نیست

00:28:58.300 --> 00:29:01.140
بلکه درخشندگی و خلق و خوی بشاش مینگلان هستش

00:29:01.140 --> 00:29:04.160
حتی اگه مشروع و یا نامشروع باشه ، بازم دوسش دارم

00:29:05.140 --> 00:29:08.720
اما خانم چهارم شما فرق میکنه

00:29:08.720 --> 00:29:12.190
در مورد اینکه اون چطوره یه نظرایی دارم

00:29:12.190 --> 00:29:15.220
و شما هم یه نظرایی دارید

00:29:17.650 --> 00:29:22.330
بله . پسر ششم من عوضی بازی درآورده

00:29:22.330 --> 00:29:24.950
.اما من میخوام چیزی رو بگم که نباید

00:29:24.950 --> 00:29:29.830
اگه مینگ لان بود ، قطعا مثل یه هرزه رفتار نمیکرد

00:29:29.830 --> 00:29:33.030
شما میخواید مینگلان رو با مولان عوض کنید

00:29:33.030 --> 00:29:35.430
این سیلی زدن به صورت من نیست؟

00:29:36.730 --> 00:29:42.190
شما گفتید که مطرح کردن این قضیه واسه من آسون نیست

00:29:42.190 --> 00:29:47.410
الان به خاطر بچه هام با صدای پایین و سری خم ازتون خواهش میکنم

00:29:47.410 --> 00:29:50.130
به خاطر اینه که دیگه چاره ای ندارم

00:29:51.250 --> 00:29:53.550
مگه من وضعیت دشوار شما رو نمیفهمم؟

00:29:53.550 --> 00:29:56.310
این مسئله مثل اینکه یه مگس رو قورت بدی

00:29:56.310 --> 00:29:59.220
چه مرده باشه یا زنده به هر حال چندش آوره

00:30:00.600 --> 00:30:06.350
باشه پس .از اونجایی که بهش اشاره کردید مایل نیستم به راحتی ردش کنم

00:30:06.350 --> 00:30:11.070
این چطوره ؟بذارید من یه توافق رو پیشنهاد  کنم و شما هم بگید که نظرتون چیه

00:30:11.070 --> 00:30:13.390
بانوی بزرگ وو میشه ادامه بدید

00:30:14.380 --> 00:30:18.140
اگه خانواده شنگ میتونه دو تا دختر رو  عروس ما بکنه

00:30:18.140 --> 00:30:22.460
مینگلان به عنوان همسر اصلی و مولان به عنوان صیغه ، اینجوری واسه هر دو طرف خوب میشه

00:30:22.460 --> 00:30:24.470
اینجوری هم آرزوی قبلی من برآورده میشه

00:30:24.470 --> 00:30:29.030
هم اینکه این آبروریزی که واسه شما رخ داده حل میشه . ایده خوبی نیست؟

00:30:30.710 --> 00:30:32.500
<i>[  باد خوش آهنگ باران مطبوع] </i>

00:30:32.500 --> 00:30:34.550
<i>خوابشو ببینه</i>

00:30:34.550 --> 00:30:37.550
اون زنیکه باعث این آبرو ریزی بزرگ شده

00:30:37.550 --> 00:30:39.970
و تو میخوای اینجوری تلافی کنی

00:30:39.970 --> 00:30:45.460
<i>شما دو تا میخواهید که مینگلان بره و گوه کاریتون تمیز کنه؟</i>

00:30:45.460 --> 00:30:48.260
به خیال پردازیت ادامه بده

00:30:48.260 --> 00:30:51.510
<i>مادربزرگ ، خیلی عصبانی نشید سنی ازتون گذشته</i>

00:30:51.510 --> 00:30:54.020
ارزششو نداره که خودتون رو به خاطرش مریض کنید

00:30:55.770 --> 00:31:00.150
مینگلان تو هشت سالگی مادرش رو ازدست داد ، مثل یه بچه گربه نحیف و لاغر مردنی بود

00:31:00.150 --> 00:31:04.490
اون تقریبا مرده بود ، من اونو پیش خودم آوردم و تا الان بزرگش کردم

00:31:04.490 --> 00:31:07.780
من بهش کتابا و قوانین رو یاد دادم و مثل یه گل بزرگش کردم

00:31:07.780 --> 00:31:11.370
این به عهده شما نیست که هر جور خواستید زندگیشو حروم کنید

00:31:12.000 --> 00:31:16.140
پسر ششم لیانگ یه عاطل باطل بد تر از پسر دوم گوعه

00:31:16.140 --> 00:31:19.590
اون یکیو حامله کرده و اونها میخوان که این قضیه رو جمع و جورش کنن

00:31:19.590 --> 00:31:22.400
اونها یه همسر اصلی نیاز دارن تا یه نمایش راه بندازن

00:31:22.400 --> 00:31:25.540
به خاطر همینه که عجله داشتن تا مینگلان رو بگیرن

00:31:26.300 --> 00:31:31.840
اون خانواده لیانگ یه دختر شنگ میخوان تا به عنوان نیزه ازش استفاده کنند

00:31:31.840 --> 00:31:36.690
مولان با مبارزه کردن با نحوه زندگی خانما خودشو یه هرزه کرده و میخواد که بره ،  و من اهمیت نمیدم

00:31:36.690 --> 00:31:39.810
شما میخواهید مینگلان منو بندازید تو جهنم ؟

00:31:39.810 --> 00:31:42.160
مگر از رو جنازه من رد بشید

00:31:46.350 --> 00:31:49.530
اگه مولان نتونه با خانواده لیانگ ازدواج کنه

00:31:49.530 --> 00:31:53.730
شهرت رولان و مینگ لان هم از بین میره

00:31:53.730 --> 00:31:56.310
سعی نکن با این چیزا منو بترسونی

00:31:56.310 --> 00:31:59.430
اون مولان یه همچین عمل زشت و شرم آوری ازش سر زده

00:31:59.430 --> 00:32:02.560
<i>و اونها شایعه رو پخش کردن تا مارو مجبور کنند کمکشون کنیم</i>

00:32:02.560 --> 00:32:05.970
من میگم .. فقط بندازش جلو در

00:32:05.970 --> 00:32:08.360
!هر کی که بخواد میتونه ببرتش

00:32:08.360 --> 00:32:10.940
یا اونقدر با چوب سفت بزنش تا بمیره

00:32:10.940 --> 00:32:13.360
اونوقت میتونیم به عنوان یه خانواده سخت گیر شهرتمون رو حفظ کنیم

00:32:13.360 --> 00:32:17.350
رولان و مینگ لان من هنوزم دخترای خوبین

00:32:34.900 --> 00:32:37.570
تو الان یه زندانی هستی

00:32:37.570 --> 00:32:40.150
دیگه میخوای چه آتیشی بسوزونی؟

00:32:43.590 --> 00:32:45.770
چی میشه اگه یه زندانی باشم؟

00:32:46.530 --> 00:32:51.310
مهم نیست که چطور باشم ، من هنوزم خانم چهارم خانواده شنگ هستم

00:32:51.310 --> 00:32:53.460
از گوشت و خون پدرم

00:32:55.210 --> 00:32:58.650
مادر به خونه لیانگ رفت تا در مورد ازدواج صحبت کنه

00:32:59.330 --> 00:33:03.930
<i>خانم وو تو رو نمیخواد</i>

00:33:10.650 --> 00:33:12.500
اون منو نمیخواد؟

00:33:14.430 --> 00:33:17.200
پس هنوزم خانواده شنگ به شهرتش اهمیت میده؟

00:33:19.160 --> 00:33:21.430
...بانوی بزرگ بهمون گفت

00:33:22.400 --> 00:33:24.330
اینقدر بزنیمت تا بمیری

00:33:24.330 --> 00:33:28.900
اینجوری عزت و احترام خانواده شنگ حفظ میشه

00:33:32.160 --> 00:33:34.040
منو بزنید تا بمیرم؟

00:33:37.260 --> 00:33:41.190
دو تا جون از بین میرن . جراتشو دارید؟

00:33:50.010 --> 00:33:52.230
باز میخوای کلک سوار کنی

00:33:52.230 --> 00:33:56.790
راه های هرزگی لین دیگه کار نمیکنه

00:34:00.340 --> 00:34:03.240
چرا باید در این مورد دروغ بگم؟

00:34:05.060 --> 00:34:07.900
زن برادر ، اگه شما هم باورم نمیکنید

00:34:07.900 --> 00:34:10.770
یه دکتر واسم بیارید

00:34:10.770 --> 00:34:14.640
نبضمو بگیره تا بفهمه

00:34:19.790 --> 00:34:21.910
اصلا دیگه خجالت سرت میشه؟

00:34:21.910 --> 00:34:23.810
خجالت؟

00:34:23.810 --> 00:34:27.530
خجالت کشیدن شما رو سیر میکنه یا اینکه  میتونید مثل نقره ازش استفاده کنید؟

00:34:27.530 --> 00:34:32.170
اگه خانواده لیانگ این مسئله رو بفهمن دلیل بیشتری دارن که دیگه تورو قبول نکنند

00:34:32.170 --> 00:34:34.580
مادر شوهر قبلا رفتن خونشون

00:34:34.580 --> 00:34:37.050
ولی توسط بانوی بزرگ وو برگردونده شده

00:34:37.050 --> 00:34:39.580
ما نمیتونیم دوباره به خونه لیانگ بریم

00:34:39.580 --> 00:34:41.220
حتی اگه بریم هم فایده نداره

00:34:41.220 --> 00:34:43.730
اما ما هنوز مادر بزرگ رو داریم

00:34:43.730 --> 00:34:46.930
اون دختر مارکیزِ یونگ یی هستش

00:34:46.930 --> 00:34:51.600
 خونه لیانگ که بماند حتی تو قصر هم حرفش برو داره

00:34:51.600 --> 00:34:53.980
عنوان مادربزرگ چیه؟

00:34:53.980 --> 00:34:57.190
تو هیچوقت دلشو بدست نیاوردی و نوه خوبی واسش نبودی

00:34:57.190 --> 00:35:02.100
حالا که همچین مصیبت خونه خراب کنی به بار آوردی ازش میخوای که شمشیر و نیزه ات باشه؟

00:35:03.330 --> 00:35:05.400
من فکر می کردم

00:35:06.190 --> 00:35:08.660
این لین بوده که بدی رو بهت یاد داده

00:35:09.490 --> 00:35:12.160
اما تو اینجوری به دنیا اومدی

00:35:12.750 --> 00:35:14.600
تو

00:35:15.550 --> 00:35:17.790
حریص تر و بی شرم تر از مادرت هستی

00:35:23.520 --> 00:35:27.170
 حریص؟ چطورمگه؟

00:35:27.170 --> 00:35:30.020
حریص واسه خواستن چیزی که مال من نیست؟

00:35:30.740 --> 00:35:35.100
پس؟ تو که با یه خانواده کنت ازدواج کردی خوبه

00:35:35.100 --> 00:35:37.950
اما اگه من با عمارت کنت ازدواج کنم ، حریصم؟

00:35:37.950 --> 00:35:40.220
چرا اونوقت؟

00:35:40.220 --> 00:35:43.730
فقط به خاطر اینکه من و تو از شکم مادرهای متفاوتی به دنیا اومدیم ؟

00:35:45.830 --> 00:35:50.180
خواهر بزرگ . تو دورویی

00:35:50.180 --> 00:35:54.300
واقعا مناسبی که از خجالت و شرمندگی جلوی من حرف بزنی ؟

00:35:57.680 --> 00:35:59.910
مسئله سر مشروع یا نامشروع بودن نیست

00:35:59.910 --> 00:36:04.750
سطح تولد خواهر ششم حتی از تو هم بدتره ، اما خانواده لیانگ هر چی که بشه  فقط اون رو میخواد ، تو رو نه

00:36:04.750 --> 00:36:07.820
چرا ؟ تا حالا بهش فکر کردی؟

00:36:08.380 --> 00:36:09.900
<i>بریم</i>

00:36:21.310 --> 00:36:24.890
!چرا منو میگیری؟یکی مثل اون

00:36:24.890 --> 00:36:27.370
حتی زدنشم بی فایدس

00:36:27.370 --> 00:36:31.410
اون باید بلوف زده باشه . مگه میشه اینقدر راحت حامله شده باشه

00:36:32.880 --> 00:36:35.490
باید برم یه دکتر بیارم
نباید اینکارو بکنی

00:36:35.490 --> 00:36:38.300
اگه اون دکتره دهنش چفت و بست نداشته باشه و یکی دو کلمه از دهنش در بره

00:36:38.300 --> 00:36:40.870
اون وقت ما زندگی دو تا خواهر دیگمون رو خراب میکنیم

00:36:45.700 --> 00:36:47.770
حالا میخوای چیکار کنی؟

00:36:48.450 --> 00:36:51.770
در واقع خیلی مهم نیست که این قضیه درسته یا نه

00:36:51.770 --> 00:36:55.360
یه زن و مرد لخت با هم تماس داشتن اونوقت کی به خوبی قضیه فکر میکنه؟

00:36:55.360 --> 00:36:57.630
مهم نیست چطور ، هیچوقت نمیتونی از دستش خلاص بشی

00:36:58.260 --> 00:37:03.620
ما توسط همچین آدمی به ته خط رسیدیم و پای مادربزرگ هم وسط کشیده شده

00:37:03.620 --> 00:37:06.520
چرا خدا یه صاعقه نمیزنه بهش که بمیره

00:37:08.470 --> 00:37:10.720
من میرم پیش مادرم

00:37:13.520 --> 00:37:15.970
اون فاحشه اینقدر وحشیه؟

00:37:15.970 --> 00:37:19.110
اون اینجوری بهمون ضربه زده اون موقع من جرأت ندارم که بزنمش؟

00:37:20.650 --> 00:37:25.310
اون دختره مولان ، اون ما رو به ته خط رسونده

00:37:26.230 --> 00:37:30.190
اون میدونست که من تسلیم میشم

00:37:30.190 --> 00:37:32.880
و مجبور میشم که راضی بشم ، حتی اگه راضی نباشم

00:37:32.880 --> 00:37:35.160
مادربزرگ نیازی نیست که شما راضی بشید

00:37:36.360 --> 00:37:38.370
بی فایدس اگه نه بگید

00:37:38.370 --> 00:37:41.720
اون مارو به سمت پرتگاه هل داده

00:37:41.720 --> 00:37:44.620
اگر مادربزرگ مجبور بشه که به خاطر این مسئله قبیح سرشو خم کنه ، من ترجیح میدم که هرگز ازدواج نکنم

00:37:44.620 --> 00:37:48.870
مزخرفه . چطور یه زن میتونه که ازدواج نکنه؟

00:37:48.870 --> 00:37:52.980
این سال ها من یکم پول شخصی پس انداز کردم و هیچ مشکلی برای زندگی کردن تا دوران پیری ندارم

00:37:52.980 --> 00:37:55.600
برادر دوم آدم خوبیه و زن برادر هم همچنین خیلی سخاوتمنده

00:37:55.600 --> 00:37:57.850
اونها من رو بیرون نمیدازن

00:37:57.850 --> 00:38:00.080
من ، مینگلان ، مشتاقم که تا ابد به مادربزرگم خدمت کنم

00:38:00.080 --> 00:38:02.150
.تا آخرش به مادربزرگم خدمت میکنم

00:38:02.620 --> 00:38:05.860
بعد از صد سال هم تبدیل به راهبه میشم

00:38:05.860 --> 00:38:08.390
در هر شرایطی ، میتونم واسه خودم برنامه بریزم

00:38:08.390 --> 00:38:11.220
این دختر .داره در مورد چه دیوونگی صحبت میکنه؟

00:38:11.220 --> 00:38:14.520
چطور یه زن نمیتونه ازدواج کنه؟ مضحکه خاص و عام میشی

00:38:14.520 --> 00:38:17.720
چی میشه اگه بقیه بخندن؟ تا وقتی که من بهش اهمیت ندم

00:38:17.720 --> 00:38:21.780
این مضخرفاتو تمومش کن بچه
 وقتی مولان اینکارو کرد ، برادر دومت گفت

00:38:21.780 --> 00:38:23.690
"این خانواده هرکز نباید یه بدکاره رو تحمل کنه"

00:38:23.690 --> 00:38:25.350
...اگه

00:38:25.350 --> 00:38:27.820
اگه مینگلان و رولان واقعا نمیتونند ازدواج کنند

00:38:27.820 --> 00:38:31.500
خواهر و برادر میتونند همیشه با صلح و در آرامش در کنار هم زندگی کنند

00:38:33.820 --> 00:38:36.340
این مضخرفات چیه که تو و شوهرت راجع بهش صحبت کردید؟

00:38:36.340 --> 00:38:38.960
اینجا جاییه که تو باید حرف بزنی؟

00:38:40.370 --> 00:38:43.840
تو نمیخوای ازدواج کنی ، اما رولان هنوز نیاز داره تا  ازدواج کنه

00:38:43.840 --> 00:38:45.850
اگه رولان ازدواج نکنه؟

00:38:46.370 --> 00:38:49.070
پس تکلیف هوآلان با اون فامیلای شوهرش چی میشه؟

00:38:49.070 --> 00:38:53.500
مادرشوهرش همش بهش سخت میگیره و اینطوریم نیست که در موردش ندونی

00:38:54.350 --> 00:38:57.120
 مادر شوهرش "شی" رو گروگان گرفته

00:38:57.120 --> 00:39:01.890
دستای جوآنگ ، وقتی برادرش رو نجات داده،  سوخته و آسیب دیده

00:39:01.890 --> 00:39:07.410
خدای بزرگ ....چرا روزای من اینقدر سیاهه؟

00:39:07.410 --> 00:39:10.080
لین چین شوآنگ . هرزه کثااافت

00:39:10.080 --> 00:39:13.930
کی دیگه میخواد آسیب رسوندن به بچه های من رو تموم کنه؟

00:39:14.510 --> 00:39:16.780
<i>مادر...مادر</i>

00:39:19.210 --> 00:39:21.120
گریه نکنید

00:39:24.530 --> 00:39:26.470
 اگه بدهی بچه هامو

00:39:27.450 --> 00:39:31.230
 پاکش نکنم نمیتونم بمیرم

00:39:31.230 --> 00:39:33.140
در این مورد

00:39:34.270 --> 00:39:37.250
من آبروی چندین ساله خودمو به خطر میندازم

00:39:37.250 --> 00:39:40.860
و به خونه لیانگ میرم

00:40:17.850 --> 00:40:22.390
چیه؟  تو هم اومدی تا ناظر این وضعیتم باشی؟

00:40:27.180 --> 00:40:29.700
هنوز زوده که همتون خوشحال بشید

00:40:30.430 --> 00:40:33.160
.من فقط یه چند روزی اینجا زندایی میشم

00:40:33.160 --> 00:40:35.600
اینکه در آینده کی رتبش بالاتره و کی پایین تره

00:40:35.600 --> 00:40:37.500
فقط خدا میدونه

00:40:38.780 --> 00:40:43.290
مادربزرگ بهم گفت تا بیام بهت بگم خانواده لیانگ موافقت کردند

00:41:08.310 --> 00:41:10.870
حتی بهشتم کمکم میکنه

00:41:10.870 --> 00:41:14.310
نقشه های پر زحمت من و مادرم پوچ و بیهوده نبودند

00:41:19.290 --> 00:41:21.090
شنگ رولان

00:41:22.000 --> 00:41:25.470
 تو روز و شب همیشه درباره مشروعیت حرف میزنی

00:41:25.970 --> 00:41:30.480
.از حالا به بعد من همسر اصلی عمارت کنت میشم

00:41:30.480 --> 00:41:33.340
اون حالا  باید برای همیشه به من احترام بذاره

00:41:35.520 --> 00:41:38.890
 تبریک میگم خواهر چهارم از اینکه با یه خانواده با کلاس ازدواج میکنید

00:41:44.940 --> 00:41:46.950
مادرم گفتش

00:41:48.810 --> 00:41:51.430
مادرِ بزرگ میخواد که پسره رو کنترل کنه

00:41:51.430 --> 00:41:54.810
,اگه خواست پسره همون خواست والدین باشه

00:41:54.810 --> 00:41:57.590
پس گفته میشه که پسره حق شناس و فرمانبرداره

00:41:58.500 --> 00:42:02.630
اگه اونها موافق نباشند ، پس پسره دیگه به اینکه حق شناس باشه اهمیتی نمیده

00:42:02.630 --> 00:42:04.630
و فقط به خودش فکر میکنه

00:42:05.590 --> 00:42:09.550
پدر اینجوری بود و لیانگ ششم هم همونطوریه

00:42:10.280 --> 00:42:13.020
مادرش همیشه دختر ششم رو میخواست

00:42:14.630 --> 00:42:19.200
در آخر اون باید مطیع باشه و به من خوش آمد بگه

00:42:20.500 --> 00:42:23.360
خونه لیانگ یه جای خوش و خرم نیست

00:42:23.360 --> 00:42:25.640
بانوی بزرگ وو خشن و سخت گیره

00:42:25.640 --> 00:42:28.630
...لیانگ ششم
همه باید منو خیلی تحسین کنند

00:42:29.990 --> 00:42:34.060
من اونجا میرم و همسر مشروع میشم

00:42:35.060 --> 00:42:37.410
کی میتونه با من دربیوفته؟

00:42:43.600 --> 00:42:47.620
خواهر ، تو الان رتبه ات بالا رفته ، میشه بیشتر مراقب باشی

00:43:00.070 --> 00:43:30.070
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:43:30.094 --> 00:44:15.094
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.