﻿WEBVTT

00:00:03.000 --> 00:00:23.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:55.000 --> 00:01:00.200
<i>داستان مینگ لان</i>

00:01:00.200 --> 00:01:02.900
<i>قسمت35</i>

00:01:09.800 --> 00:01:14.500
دستای تو هم به خونِ خواهر کوچیکم آغشته شده

00:01:14.500 --> 00:01:17.400
خودت نحوه مردنت رو انتخاب کن

00:01:43.000 --> 00:01:44.800
داره برف میاد

00:01:50.400 --> 00:01:53.100
 اَاَاَ چه برفی داره میاد

00:01:55.700 --> 00:01:57.600
اون دیوونه شده

00:01:57.600 --> 00:01:59.700
چه برفی داره میاد
ممکنه فقط تظاهر کنه

00:01:59.700 --> 00:02:03.700
اعلیحضرت ، داره برف میاد

00:02:08.800 --> 00:02:12.000
اعلیحضرت داره برف میاد

00:02:17.100 --> 00:02:20.100
داره برف میاد ... داره برف میاد

00:02:22.200 --> 00:02:24.700
بندازینش تو خیابون اصلی

00:02:24.700 --> 00:02:26.800
بذارین اونجا همینجوری دیوانه وار داد بزنه

00:02:26.800 --> 00:02:29.000
,بذارین همه ببیننش

00:02:29.000 --> 00:02:31.200
با انگشت نشونش بدن ،  اونو بزنند  و نفرینش کنند

00:02:32.200 --> 00:02:34.000
بذارین اون چیزی که خواهر کوچیکم قبلا

00:02:34.000 --> 00:02:38.600
تحمل کرده رو تجربه کنه

00:02:38.600 --> 00:02:41.000
<i>داره برف میاد</i>

00:02:44.200 --> 00:02:46.400
علیا حضرت

00:02:49.100 --> 00:02:51.500
داره برف میاد

00:02:53.400 --> 00:02:55.000
بریم

00:02:57.200 --> 00:02:59.000
عجله کنید

00:03:01.800 --> 00:03:04.400
از اینجا سینه خیز برید و بعدش به سمت غرب به دویدن ادامه بدید

00:03:04.400 --> 00:03:06.600
خوبیش اینه که این قصر خیلی از منطقه بیرون شهر امپراطوری دور نیست

00:03:06.600 --> 00:03:08.400
فقط یه صد قدمی برید  تا به دروازه های شی هوآ برسید

00:03:08.400 --> 00:03:12.200
یادتون باشه که از دروازه های اصلی رد نشید ،از راه باریک قسمت شمالی برید

00:03:12.200 --> 00:03:13.900
دیوار اونجا یه همچین سوراخ سگی داره

00:03:13.900 --> 00:03:16.100
علفا اونو پوشونده به خاطر همین فقط تعداد کمی در موردش میدونند

00:03:16.100 --> 00:03:19.000
اگه ازونجا برید بیرون ، میتونید جونتون نجات بدید

00:03:19.000 --> 00:03:21.000
جناب ، اسمتون چیه؟

00:03:21.000 --> 00:03:22.600
اسم من چینگ یونه

00:03:22.600 --> 00:03:24.800
جناب چینگ یون با من بیایید

00:03:24.800 --> 00:03:27.800
من از وقتی بچه بودم تو قصر کار کردم .نمیدونم چجوری بیرون از قصر زنده بمونم

00:03:27.800 --> 00:03:29.800
اگه ترسیدم ، فقط دنبال یه جا واسه قایم شدن میگردم

00:03:29.800 --> 00:03:32.600
خانم شنگ ، سریع برید

00:03:32.600 --> 00:03:35.400
اگه تونستم زنده بمونم ، هرگز این لطف بزرگتون فراموش نمیکنم

00:03:35.400 --> 00:03:37.000
سریع برید

00:03:54.000 --> 00:03:58.400
اگه میدونستم چنین روزی میاد از قبل ترتیب اونو میدادم

00:03:58.400 --> 00:04:00.700
عالیجناب . عالیجناب
...من

00:04:00.700 --> 00:04:03.100
الان نفرین کردن چه فایده ای داره

00:04:03.100 --> 00:04:07.400
.مهم اینه که بگردیم دنبال افرادی که بتونن شما رو نجات بدن

00:04:09.000 --> 00:04:13.200
جائو جونگ چوآنِ یوجو به پایتخته نزدیکه

00:04:45.000 --> 00:04:48.900
یک ، دو ، سه - یک ، دو ، سه

00:04:50.000 --> 00:04:55.000
عالیجناب شما جائو جونگ چوآن رو ولیعهد میکنید؟

00:04:55.000 --> 00:04:58.600
بین خاندان سلطنتی ، اگرچه جائو جونگ چوآن از همه معمولی تره

00:04:58.600 --> 00:05:01.600
اون خیر اندیش و درستکاره

00:05:02.600 --> 00:05:05.050
عالیجناب
اون تنها گزینست

00:05:07.100 --> 00:05:11.600
مقامات سلطنتی همش در مورد اینکه ولیعهد کی باشه بحث میکردن

00:05:11.600 --> 00:05:14.120
کی حدسشو میزد که مقام وارث

00:05:14.120 --> 00:05:17.300
وقتی اعطا میشه که یه چاقو گذاشتن زیر گلوتون

00:05:17.300 --> 00:05:19.400
این سرنوشته

00:05:20.600 --> 00:05:25.500
تو .. یه فکری بکن تا این مهر ارتشی و این فرمان رو به دست جائو جونگ چوآن برسونی

00:05:26.300 --> 00:05:31.200
شهر امپراطوری در حال حاضر توسط ارتش شورشیا محاصره شده

00:05:32.200 --> 00:05:35.600
کی میتونه بره بیرون قصر و این نامه رو برسونه؟

00:05:35.600 --> 00:05:37.800
کی میره

00:05:51.100 --> 00:05:53.300
عالیجناب

00:05:53.300 --> 00:05:56.300
همیشه با همه شما مدارا کردن

00:05:56.300 --> 00:06:01.200
ایشون هیچوقت شما رو نزده و یا تنبیهتون نکرده .ایشون حتی وقتی مرتکب اشتباهی میشدید ازتون دفاع میکرد

00:06:01.200 --> 00:06:04.800
حالا نوبت شماست که لطف ایشون رو جبران کنید

00:06:04.800 --> 00:06:08.000
هنوزم همتون عقب وایستادین و نمیایین جلو

00:06:08.000 --> 00:06:13.700
توی این شهر بزرگ امپراطوری حتی یه آدم وفادار و درستکار وجود نداره

00:06:19.400 --> 00:06:22.000
من مایلم تا فرمان رو برسونم

00:06:22.000 --> 00:06:24.300
کی حرف میزنه؟

00:06:29.200 --> 00:06:32.000
من مایلم تا فرمان امپراطوری رو برسونم

00:06:33.300 --> 00:06:34.600
چند سالته؟

00:06:34.600 --> 00:06:37.400
سیزده

00:06:37.400 --> 00:06:40.800
با همچین سن کم و بنیه ضعیفی که داری

00:06:40.800 --> 00:06:44.800
چجوری میخوای از حصار ارتش شورشیا بگذری؟

00:06:44.800 --> 00:06:47.400
من کوچه های باریکی رو تو قصر میشناسم

00:06:47.400 --> 00:06:49.560
عالیجناب ولخرجی کردن رو دوست ندارن

00:06:49.560 --> 00:06:51.900
پس یه سری از دیوار های قصر هستند که خیلی وقته تعمیر نشدن

00:06:51.900 --> 00:06:55.100
بعضی از سگا یه سری سوراخ تو دیوارا واسه خودشون درست کردن

00:06:55.100 --> 00:06:59.300
جُسه من کوچیکه ، به خاطر همین میتونم از توی اون سوراخ ها رد بشم

00:06:59.300 --> 00:07:01.600
سرتو بالا بگیر

00:07:07.000 --> 00:07:08.700
نترسیدی؟

00:07:08.700 --> 00:07:10.900
وقتی همون اوایل وارد قصر شده بودم

00:07:10.900 --> 00:07:13.800
خواجه مسئول دم کردن چای ازم خواست که چایی رو واسه اعلیحضرت ببرم

00:07:13.800 --> 00:07:16.400
,یه روز ، وقتی مسئول خدمت کردن به عالیجناب بودم

00:07:16.400 --> 00:07:19.000
فراموش کردم که برگ های چایی رو آسیاب کنم اما هیچ کس نفهمید

00:07:19.000 --> 00:07:21.500
فکر کردم که فقط خوش شانس بودم

00:07:21.500 --> 00:07:25.000
بعد از اون ، متوجه شدم که عالیجناب درواقع اون روز خیلی تشنه بودند

00:07:25.000 --> 00:07:27.500
اگرچه ایشون دیدند که من هیچ چایی با خودم نیاوردم

00:07:27.500 --> 00:07:30.800
و فقط تشنگی رو تحمل کردند و هیچی نگفتن

00:07:30.800 --> 00:07:34.800
وقتی به اتاقشون رفتند همه چایی علیاحضرت رو نوشیدند

00:07:34.800 --> 00:07:38.100
عالیجناب به من خیلی لطف بزرگی کردن و من تونستم بدون اینکه تنبیه بشم قِسر در برم

00:07:38.100 --> 00:07:40.600
حالا من میخوام خودم رو به خطر بندازم تا ادای دِین کنم

00:07:40.600 --> 00:07:44.300
این به خاطر این بود که من دیدم که چقد بچه بودی و نمیتونستی تنبیه شدن رو تحمل کنی

00:07:44.300 --> 00:07:48.200
تو نباید این همه مدت این قضیه ناچیز رو تو ذهنت نگه میداشتی

00:07:48.200 --> 00:07:51.000
اعلیحضرت ممکنه برای شما این قضیه ناچیز باشه اما برای من یه لطف بزرگه

00:07:51.000 --> 00:07:53.900
فقط با یه کلمه ی عالیجناب جون من نجات پیدا کرد

00:07:53.900 --> 00:07:56.000
من مایلم تا این نیاز فوری شما رو به انجام برسونم

00:07:56.000 --> 00:07:57.600
خوبه . خوبه

00:07:57.600 --> 00:08:01.600
سرتو بلند کن . تو خوب میدونی که چجوری جواب خوبیهایی که بهت شده رو بدی

00:08:01.600 --> 00:08:03.800
اگه بتونی این نامه رو ببری بیرون

00:08:03.800 --> 00:08:08.000
مستحق بالاترین سند و قباله برای نجات اعلیحضرت خواهی بود

00:08:10.600 --> 00:08:13.200
من همه چیز رو به تو میسپرم

00:08:13.200 --> 00:08:17.000
ملازم اونو تا در پشتی همراهی کن

00:08:43.400 --> 00:08:45.200
برید کنار

00:08:45.200 --> 00:08:46.900
بی تربیتا

00:08:47.920 --> 00:08:49.800
من ملکه سلسله تون هستم

00:08:49.800 --> 00:08:53.200
چطور میتونید که بهم دستور بدید؟

00:08:58.200 --> 00:08:59.800
پراکنده شید

00:09:05.300 --> 00:09:08.200
عالیجناب . عالیجناب

00:09:08.200 --> 00:09:12.400
نه ، عالیجناب .. عالیجناب

00:10:17.100 --> 00:10:18.200
کی هستی؟

00:10:18.200 --> 00:10:22.300
من خدمتکار  قصر فونینگ هستم . خواجه کوچک لطفا من رو بکش بیرون

00:10:22.300 --> 00:10:25.800
علیاحضرت ملکه از من خواستند یه پیغام برسونم تا جون عالیجناب رو نجات بدم

00:10:25.800 --> 00:10:28.400
تو حامل یه پیام واسه نجات عالیجناب هستی؟

00:10:28.400 --> 00:10:31.210
اونها دارن نزدیک میشن دیگه بیشتر از این معطل نکن . بیا سریع فرار کنیم

00:10:36.300 --> 00:10:38.400
ژنرال
..ژنرال

00:10:39.400 --> 00:10:40.800
بگو

00:10:40.800 --> 00:10:43.600
یه خدمتکار رده پایین که با خودش فرمانی که امپراطور با خون خودشون نوشتن

00:10:43.600 --> 00:10:46.000
و مهر ارتش رو برداشته و فرار کرده
(مهر برای به حرکت درآوردن ارتش سلطنتی ضروریه)

00:10:46.000 --> 00:10:48.700
چه شکلیه؟ چند سالشه؟ از کدوم طرف رفته؟

00:10:48.700 --> 00:10:50.900
حول و حوش سیزده تا چهارده سال ، خیلی لاغره

00:10:50.900 --> 00:10:54.000
و به سمت دروازه های شی هوآ رفته

00:10:54.000 --> 00:10:56.200
سریع یه سریو بفرست برن دنبالش

00:11:05.000 --> 00:11:07.200
تو خیابون های بیانجینگ رو میشناسی؟

00:11:07.200 --> 00:11:09.400
یه کمی

00:11:10.500 --> 00:11:13.400
خدایان واقعا کمکم کردن
میشه ازت خواهش کنم تا راهو بهم نشون بدی

00:11:13.400 --> 00:11:16.600
و کمکم کنی تا خارج شهر برم .من باید به یوجو برم

00:11:16.600 --> 00:11:19.400
چرا میخوای همچین جای دوری بری؟

00:11:19.400 --> 00:11:22.100
فرمانده ارتش یوجو ، جائو جونگ چوآن رو پیدا کنم تا عالیجناب رو نجات بده

00:11:22.100 --> 00:11:23.800
..این
...من

00:11:23.800 --> 00:11:27.000
من فقط یه چند تایی از خیابونای توی پایتخت رو میشناسم

00:11:27.000 --> 00:11:30.000
نمیدونم چجوری به یوجو برم

00:11:30.000 --> 00:11:32.500
چطوره که ببرمت خونه؟

00:11:32.500 --> 00:11:36.000
من تو خونه کالسکه دارم. اینجوری میتونم بفرستمت به یوجو

00:11:37.300 --> 00:11:39.400
برید کنار . برید کنار

00:11:39.400 --> 00:11:41.800
تو ... تو بیانجینگ زندگی میکنی؟

00:11:41.800 --> 00:11:43.600
تو حتی تو خونت کالسکه داری؟

00:11:43.600 --> 00:11:46.500
پس ... چرا وارد قصر شدی و تبدیل به یه خواجه شدی؟

00:11:47.500 --> 00:11:50.200
نترس . من دختر یکی از مقاماتم

00:11:50.200 --> 00:11:52.800
من امروز واسه بردن غذا برای پدر و برادرم به قصر رفتم

00:11:52.800 --> 00:11:55.500
ولی با همچین فاجعه ای روبه رو شدم و مجبور شدم قبل از فرار کردن لباس هامو عوض کنم

00:11:55.500 --> 00:11:57.100
چی شده؟

00:11:58.200 --> 00:12:01.000
معمولا وقتی میرم بیرون یا تو کالسکه ام یا کجاوه

00:12:01.000 --> 00:12:03.300
یکمی گم شدم

00:12:04.200 --> 00:12:05.600
حالا چی؟
اوناهاشون

00:12:05.600 --> 00:12:08.400
بگیرینش .بگیرینش

00:12:11.600 --> 00:12:14.400
<i>برید کنار . برید کنار</i>

00:12:14.400 --> 00:12:16.100
برید کنار

00:12:31.600 --> 00:12:33.300
برید دنبالشون

00:12:35.200 --> 00:12:36.300
چیکار میکنید؟

00:12:36.300 --> 00:12:39.000
لطفا بذارید رد بشیم . بذارید رد بشیم

00:12:40.200 --> 00:12:41.600
برو گمشو

00:12:41.600 --> 00:12:43.500
بیایید جدا بشیم و دنبالشون بگردیم

00:12:45.400 --> 00:12:47.700
ما رو ببخشید . لطفا بذارید رد بشیم

00:12:54.300 --> 00:12:55.400
...این

00:12:55.400 --> 00:12:57.200
من دارم میمیرم

00:12:59.400 --> 00:13:03.000
تو ...تو ، سریع پاشو

00:13:03.000 --> 00:13:05.600
میترسم که دیگه نتونم برم

00:13:07.600 --> 00:13:10.600
این فرمانیه که عالیجناب شخصا نوشتن

00:13:10.600 --> 00:13:13.200
من فقط میتونم اینو به تو بسپارم

00:13:19.600 --> 00:13:23.000
این ... این مهر ارتشه

00:13:24.100 --> 00:13:26.600
میتونی بخونی؟

00:13:26.600 --> 00:13:28.400
عالیه

00:13:29.300 --> 00:13:31.900
وقتی فرمانده ارتش یوجو رو پیدا کردی

00:13:31.900 --> 00:13:34.240
ازش بخواه تا از این مهر. ارتش استفاده کنه

00:13:34.240 --> 00:13:37.000
و به کمک عالیجناب بیاد

00:13:41.400 --> 00:13:43.200
اونا اینجا نیستن

00:13:43.200 --> 00:13:45.600
یه خواجه و یه مستخدم قصر ندیدی؟

00:13:46.600 --> 00:13:47.600
طبقه بالا

00:13:47.600 --> 00:13:49.600
سریع برید دنبالشون

00:13:49.600 --> 00:13:52.300
!عجله کن برو . عجله کن برو

00:13:52.300 --> 00:13:55.200
من یکمی دست به سرشون میکنم . سریع برو

00:13:55.200 --> 00:13:58.200
ازت خواهش میکنم . نجاتش بده

00:13:58.200 --> 00:14:00.400
اون واقعا یه امپراطور عالیه

00:14:00.400 --> 00:14:02.800
التماست میکنم

00:14:02.800 --> 00:14:04.700
..سریع برو

00:14:25.200 --> 00:14:26.900
برید کنار

00:14:29.300 --> 00:14:31.000
برو

00:14:43.000 --> 00:14:44.400
فرار نکن

00:14:44.400 --> 00:14:45.500
عجله کن . سریع بگیرش

00:14:45.500 --> 00:14:47.600
سریع برو دنبالش . عجله کن

00:14:50.600 --> 00:14:52.100
<i>سریع برید دنبالش</i>

00:14:58.800 --> 00:15:01.000
اسب و گاریم

00:15:03.200 --> 00:15:04.600
برید کنار

00:15:27.000 --> 00:15:28.600
برید دنبالش

00:15:55.000 --> 00:15:57.500
<i>[ بیانجینگ]</i>

00:16:18.400 --> 00:16:20.100
بگیرینش

00:16:32.400 --> 00:16:35.870
در اصل اون یه زنه . تو سریع میتونی فرار کنی

00:16:36.400 --> 00:16:39.000
نزدیک نشو . نزدیک نشو

00:16:40.100 --> 00:16:41.800
این خانم واقعا دل و جرات داره

00:16:41.800 --> 00:16:42.800
نزدیک من نشو

00:16:42.800 --> 00:16:44.200
ما دستور نظامی داریم

00:16:44.200 --> 00:16:46.700
چطوره که بگیریم ببریمش و یکمی باهاش خوش بگذرونیم؟

00:16:46.700 --> 00:16:50.600
نزدیک من نشو . کمک . کمک

00:16:54.200 --> 00:16:56.000
کمک

00:16:57.500 --> 00:16:59.900
چه غلطا

00:17:22.600 --> 00:17:26.300
<i>کمک . کمک</i>

00:17:29.900 --> 00:17:33.500
تو صورتمو چنگ انداختی و زخمیش کردی

00:17:51.900 --> 00:17:54.000
همگی ، بایستید

00:17:54.000 --> 00:17:56.400
با این تعداد کمشون ، حتی واسه پر کردن فاصله بین دندون هاشم کافی نیستن

00:17:56.400 --> 00:17:58.600
فقط بذارید اون ، این لطف بزرگو در حقمون بکنه

00:17:58.600 --> 00:18:01.700
ما فقط لازمه که از پدرم محافظت کنیم

00:18:14.700 --> 00:18:16.800
احمق . احمق

00:18:16.800 --> 00:18:20.200
این طرف . این طرف

00:18:53.400 --> 00:18:55.200
ندوو

00:18:57.400 --> 00:19:01.800
...عموی دوم گو. عموی دوم گو

00:19:01.800 --> 00:19:03.100
نترس
عموی دوم

00:19:03.100 --> 00:19:05.100
همشون مردن

00:19:09.700 --> 00:19:11.400
چرا اینجایی؟

00:19:11.400 --> 00:19:12.800
دارم به بیانجینگ میرم

00:19:12.800 --> 00:19:15.200
من دارم میرم یوجو

00:19:15.200 --> 00:19:16.600
چرا میری اونجا؟

00:19:16.600 --> 00:19:20.100
من ... من دارم میرم تا جائو جونگ چوآن رو پیدا کنم

00:19:20.100 --> 00:19:22.800
میرم تا مهر ارتش و فرمانی که با خون نوشته شده

00:19:22.800 --> 00:19:25.400
رو به دستشون برسونم

00:19:25.400 --> 00:19:28.100
سریع باید پیداش کنم

00:19:28.100 --> 00:19:30.800
چه مهر ارتشی؟ چه فرمان خونی؟

00:19:34.100 --> 00:19:35.800
تو.. یه اسب داری

00:19:35.800 --> 00:19:37.500
وقتی واسه توضیح دادن ندارم . سریع منو ببر اونجا

00:19:37.500 --> 00:19:39.800
نمیخواد . نمیخواد .اون درست همونجاست

00:19:42.800 --> 00:19:44.200
جائو جونگ چوآن

00:19:44.200 --> 00:19:45.800
اون طرف

00:19:51.000 --> 00:19:52.700
افسر

00:20:07.600 --> 00:20:10.200
اون واقعا دست خط امپراطوره؟

00:20:10.200 --> 00:20:12.400
درسته

00:20:12.400 --> 00:20:18.200
اگرچه اینو با انگشتش نوشته اما پارچه لباسش الکی نیست

00:20:18.200 --> 00:20:20.400
حالا که قضیه از این قراره

00:20:20.400 --> 00:20:24.500
پدر الان مقام ولیعهدی توسط عالیجناب به شما اعطا شده

00:20:26.800 --> 00:20:28.800
نه . نه

00:20:29.740 --> 00:20:32.870
سریع بلند شید . به من تعظیم نکنید

00:20:34.100 --> 00:20:36.800
این چیز خوبیه . عالیجناب نیازی نیست بترسید

00:20:36.800 --> 00:20:39.100
منظورت از عالیجناب چیه؟ چه عالیجنابی؟

00:20:39.100 --> 00:20:43.600
اصلا به اون کلمه دیگه اشاره نکن . میترسم

00:20:43.600 --> 00:20:47.000
چرا الان دارید در مورد ولیعهدی صحبت میکنید . سریع برید و عالیجناب رو نجات بدید

00:20:47.000 --> 00:20:50.200
با این تعداد کمی که داریم چجوری میخواییم عالیجناب رو نجات بدیم؟

00:20:50.200 --> 00:20:54.300
ما باید فرمان امپراطوری رو بگیریم و ارتش رو تحت فرماندهی ولعیهد به حرکت دربیاریم

00:20:54.300 --> 00:20:56.900
لرد ، دیگه تاخیر نکنید

00:20:56.900 --> 00:20:59.400
اگه ما بیشتر از این لفتش بدیم میترسم که عالیجناب تا اون موقع مرده باشن

00:20:59.400 --> 00:21:02.560
وقتی پدر میمیره ، پسر به تخت میشینه ! این درستشه

00:21:03.200 --> 00:21:05.200
,به عنوان خویشاوند امپراطور

00:21:05.200 --> 00:21:07.340
که چنین ماموریتی تو این زمان خطرناک بهش واگذار شده

00:21:07.340 --> 00:21:09.990
و اینکه خودمو مجبور کنم تا ولیعهد بشم ، مطمئنا باعث دردسر هایی در آینده میشه

00:21:14.600 --> 00:21:17.400
پدر ، چطور همچین حرفایی میزنید؟

00:21:17.400 --> 00:21:19.400
امپراطور فعلی هیچ پسری نداره

00:21:19.400 --> 00:21:22.200
حتی الان ایشون یه فرمان دادن .همه چیز انجام شده و به خوبی توجیه پذیره

00:21:22.200 --> 00:21:23.800
چطور مشکلاتی در آینده میخواد پیش بیاد؟

00:21:23.800 --> 00:21:26.100
 داستان صدای تبر و نور شمعِ امپراتور تایزونگ

00:21:26.100 --> 00:21:29.200
فراموش کردی؟
(داستان امپراتور تایزو که به طور مرموزی به دست برادرش کشته شد)

00:21:33.350 --> 00:21:35.800
اگر در آخر

00:21:35.800 --> 00:21:38.400
برادرا با هم بجنگند و پدر و پسرا با هم دشمن بشن

00:21:38.400 --> 00:21:41.700
هیچ فایده ای تو ولیعهد شدن نیست

00:21:42.900 --> 00:21:47.400
من الانم از اینکه تو صلح و آرامش زندگی میکنم راضیم

00:21:48.750 --> 00:21:51.110
لطفا منو معاف کنید

00:21:58.500 --> 00:22:03.580
لرد ، دلیلی که شاهزاده یان میخواد تا شخص حامل فرمانی که امپراطور با خونشون نوشتن رو بکشه

00:22:03.580 --> 00:22:05.580
باید این باشه که اون میدونه توش چی نوشته شده

00:22:05.580 --> 00:22:10.390
فکر میکنید اون میذاره که به یوجو برگردیم و روزامون با آرامش به شب برسونیم؟

00:22:10.390 --> 00:22:12.210
فقط با یه فرمان سلطنتی
(فرمان سلطنتی قبلی که به اون صادر شده بود این بوده تا از ولیعهد جدید حمایت کنه )

00:22:12.210 --> 00:22:14.690
<i>الانشم کلی قاتل به دنبالمون کشیده.</i>

00:22:14.690 --> 00:22:17.840
<i>اگه شاهزاده یان بفهمه که عالیجناب قصد داره تا ولیعهدی رو به شما بده</i>

00:22:17.840 --> 00:22:21.620
مهم نیست اگه شما رو تا آخر دنیا هم تعقیب کنه ، اون خاندانمون رو ریشه کن میکنه

00:22:22.770 --> 00:22:24.860
<i>شاهزاده یان خیلی ظالمه </i>

00:22:24.860 --> 00:22:26.630
اون حتی امپراطور مجبور کرده تا تاج و تخت رو واگذار کنه

00:22:26.630 --> 00:22:30.520
چرا فکر میکنید که نمیتونه کل خانوادتون رو نابود کنه

00:22:30.520 --> 00:22:32.430
...این

00:22:33.350 --> 00:22:37.050
حالا ، موقتا جون شما در امانه

00:22:37.050 --> 00:22:40.290
اما مقامات یوجو به زودی جونشون از دست میدن

00:22:40.290 --> 00:22:43.820
لرد ، لطفا سریع تصمیم بگیرید

00:22:44.930 --> 00:22:49.530
پدر ، بیایید اول در مورد جون خودمون صحبت نکنیم

00:22:49.530 --> 00:22:54.750
ما هنوز زن و بچه داریم ، اونا چند تا جون هستن

00:22:54.750 --> 00:22:59.740
دخترم هنوز دوسالشم نشده

00:22:59.740 --> 00:23:03.170
اگه پدر فرمان امپراطوری رو قبول نکنه

00:23:03.170 --> 00:23:06.680
پس همه اون جون ها تو خانوادمون

00:23:06.680 --> 00:23:09.140
از بین میرن

00:23:11.060 --> 00:23:14.450
پدر ، التماس میکنم تا نجاتم بدید

00:23:14.450 --> 00:23:16.480
کل خانوادمون رو نجات بدید

00:23:20.220 --> 00:23:24.640
لرد ازونجایی که شاهزاده یان هنوز کمکی نداره

00:23:24.640 --> 00:23:27.390
میتونیم غافلگیرش کنیم و باهاش بجنگیم

00:23:27.390 --> 00:23:29.260
اگه بیشتر از این معطل کنیم

00:23:29.260 --> 00:23:32.860
و صبر کنیم تا شاهزاده یان عالیجناب رو مجبور کنه تا فرمان سلطنتیشو عوض کنه و بعدشم بیاد و به عنوان شورشی ما رو بکشه

00:23:32.860 --> 00:23:37.450
اون موقع هرگز نمیتونیم جلوش وایستیم ، لرد

00:23:42.340 --> 00:23:45.020
مگه الان منو عالیجناب خطاب نکرده بودید؟

00:23:45.620 --> 00:23:48.070
اونوقت چرا منو هنوز لرد صدا میکنید

00:23:52.340 --> 00:23:54.800
ممکنه عالیجناب دستوراتشون بدن

00:23:54.800 --> 00:23:58.200
برید لباساتون عوض کنید . فرمان خونی و مهر ارتشی رو بردارید

00:23:58.200 --> 00:24:00.970
تا ارتشی که تو کمپ اصلی در حومه غربی شهر هست رو به حرکت دربیاید

00:24:02.940 --> 00:24:05.430
وارد پایتخت بشید و شورشیا رو سرکوب کنید

00:24:06.540 --> 00:24:09.540
عالیجناب خردمندند

00:24:25.520 --> 00:24:28.320
ما دو تا واقعا سرنوشتمون به هم گره خورده

00:24:28.320 --> 00:24:31.440
وقتی تو با خطر روبه رو میشی و نیازه که نجات پیدا کنی به من برخورد میکنی

00:24:32.850 --> 00:24:35.770
تو فرشته نجات منی

00:24:35.770 --> 00:24:39.130
وقتی رسیدم خونه ، حتما یه لوح واست درست میکنم تا دعا کنم که یه زندگی طولانی داشته باشی

00:24:39.130 --> 00:24:42.730
باید عود روشن کنم و هر روز بهت تعظیم کنم

00:24:44.590 --> 00:24:47.600
چطور به نظر نمیرسه که داری ازم تشکر میکنی؟

00:24:48.510 --> 00:24:51.450
مهم نیست چند بار تشکر کنم ، همش فقط یه مشت حرفه

00:24:51.450 --> 00:24:56.210
اگه خدایان چشم داشتن اونها حتما یه شانس واسه جبران کردن به من میدادن

00:24:56.210 --> 00:24:58.440
چطور؟

00:24:58.440 --> 00:25:00.460
اینطوری که از جونم واسه نجات دادنت استفاده میکردم

00:25:04.470 --> 00:25:06.730
چرا من باید جون تو رو بخوام؟

00:25:06.730 --> 00:25:10.530
خب ... فقط چند نفر تو این دنیا هستن که جونمو براشون فدا میکنم

00:25:10.530 --> 00:25:13.280
مادرم یکیش بود و مادربزرگم یکی دیگشونه

00:25:13.280 --> 00:25:16.300
عموی دوم گو شما سومین نفرید

00:25:18.810 --> 00:25:21.540
پس شوهر آیندت چی؟

00:25:21.540 --> 00:25:24.710
چطور میخوام در مورد همچین چیز دوری الان بدونم؟

00:25:25.330 --> 00:25:28.370
تو نمیدونی ، اما من میدونم
:)

00:25:28.950 --> 00:25:31.490
تو ...چی میدونی؟

00:25:34.360 --> 00:25:38.700
میدونم که پات رگ به رگ شده . باید چند روزی استراحت کنی تا خوب بشی

00:25:38.700 --> 00:25:42.310
خوبیش اینه که به استخونت آسیبی نرسیده . یه چند روز دیگه خوب میشه

00:25:42.310 --> 00:25:46.790
زخم روی دستت رو به آب نزن . میذارم شیتو اینجا بمونه تا کنارت باشه

00:25:46.790 --> 00:25:51.520
اگه به خوبی خوشی شورشیا رو سرکوب کردم دو تا فشفشه هوا میکنم

00:25:51.520 --> 00:25:54.690
اون وقت به شیتو بگو تا تو رو به قصر بیاره تا پیش پدر و برادرت برگردی

00:25:54.690 --> 00:25:56.920
اگه شکست خوردم

00:25:56.920 --> 00:25:59.550
فقط یه دونه فشفشه روشن میکنم

00:25:59.550 --> 00:26:04.680
اون موقع بذار شیتو تو رو موقع سحر به عمارت شنگ تو کوچه جی یینگ ببره

00:26:04.680 --> 00:26:08.530
.من میتونم خودم راه برم و فشفشه ها رو ببینم . اما تو ، تو وضعیت خیلی خطرناکی خواهی بود

00:26:08.530 --> 00:26:11.140
چطوره که با خودت شیتو رو ببری؟

00:26:12.330 --> 00:26:17.030
تو .. نگران منی؟

00:26:17.030 --> 00:26:18.860
میمیری؟

00:26:30.520 --> 00:26:33.540
!شمشیرا چشم ندارن .مراقب باش

00:26:33.540 --> 00:26:36.010
یه چیز خوش یُمن بهم بگو تا بشنوم

00:26:36.580 --> 00:26:38.100
<i>وقت رفتنه</i>

00:26:42.020 --> 00:26:45.270
پس من ... من واست صبر میکنم تا برگردی

00:26:49.060 --> 00:26:52.430
وقتی تو منتظرم باشی ، حتما برمیگردم

00:26:55.440 --> 00:26:59.630
من... من ... من منظورم اون نبود
(این جمله رو نامزد و یا همسر مرد وقتی به جنگ میره بهش میگه)

00:27:24.580 --> 00:27:27.550
خانم من اینجا موندم نه برای اینکه شما رو همراهی کنم

00:27:27.550 --> 00:27:30.730
بلکه اینجا موندم تا خیال ارباب جوان راحت باشه

00:27:48.360 --> 00:27:50.310
شما کی هستید؟

00:27:50.310 --> 00:27:55.150
من فرمانده کمپ اصلی ارتش "شِن وِی" در حومه غربی شهر هستم ، ژنرال سونگ جائو جونگ
(نزدیک ترین ارتش سلطنتی به قصر)

00:27:55.150 --> 00:27:56.870
<i>من دستور دارم تا وارد پایتخت بشم </i>  (هیچ ارتشی بدون اجازه امپراطور اجازه وارد شدن به پایتخت رو نداره)

00:27:56.870 --> 00:27:58.880
<i>ما هم جلوتر از مسئول امنیت قصر دستور گرفتیم که</i>

00:27:58.880 --> 00:28:02.520
دروازه های شهر رو ببندیم و به هیچکس اجازه وارد شدن رو ندیم

00:28:02.520 --> 00:28:06.130
فرمان سلطنتی شما کجاست؟ کی بهتون دستور داده؟

00:28:10.280 --> 00:28:12.670
این شاهزاده یان بود که یه نامه به من داد

00:28:12.670 --> 00:28:14.850
اون بهمون گفت که وارد شهر بشیم و منتظر دستورهای آتی باشیم

00:28:14.850 --> 00:28:18.000
بیشتر از این وقتو تلف نکنید . سریع دروازه ها رو باز کنید

00:28:28.810 --> 00:28:34.100
حمله

00:28:35.650 --> 00:28:37.840
حمله

00:28:43.750 --> 00:28:47.670
واسه من آسونه که بمیرم

00:28:49.710 --> 00:28:53.840
اما ... بدون فرمان من

00:28:53.840 --> 00:28:57.190
تو نمیتونی ادعای خودتو اثبات کنی

00:28:57.190 --> 00:29:00.220
اون وقت نوادگان خانواده سلطنتی جائو میتونن علیهت قیام کنند

00:29:00.220 --> 00:29:04.160
بیا ببینیم که چقد طول میکشه که حکومت کنی

00:29:11.430 --> 00:29:12.720
عالیجناب
اعلیحضرت

00:29:12.720 --> 00:29:15.770
عالیجناب عجله نکنید

00:29:15.770 --> 00:29:18.070
ما واسه اینکار به فرمان سلطنتی نیاز داریم

00:29:19.430 --> 00:29:20.870
عالیجناب

00:29:24.130 --> 00:29:26.140
اگه اون نمی خواد بنویسه

00:29:28.140 --> 00:29:30.480
پس خودم مینویسمش

00:29:30.480 --> 00:29:32.150
<i>عالیجناب</i>

00:29:33.480 --> 00:29:34.980
<i>عالیجناب</i>

00:29:36.090 --> 00:29:39.070
عالیجناب ، ارتش سلطنتی از بیرون به قصر حمله کرده

00:29:43.780 --> 00:29:46.850
من امپراطور رو تو چنگم دارم

00:29:46.850 --> 00:29:49.060
اعلیحضرت

00:29:49.060 --> 00:29:51.800
کی جرات داره حرکت اشتباهی بکنه

00:29:53.560 --> 00:29:55.020
عالیجناب

00:30:01.930 --> 00:30:05.830
رئیس شورشیا ، شاهزاده یان ، الان مرده .همتون سریع تسلیم بشید

00:30:05.830 --> 00:30:07.420
از امپراطور محافظت کنید

00:31:07.890 --> 00:31:11.950
من واسه دفاع کردن از عالیجناب دیر رسیدم . باعث شدم تا عالیجناب بترسن و سختی بکشن

00:31:15.440 --> 00:31:18.000
این خواسته آسمون هاست

00:31:19.330 --> 00:31:22.470
شاهزاده یان به خودش بد کرد

00:31:22.470 --> 00:31:27.240
اگه به خاطر اون بچه نبود که وقتی از شهر رفت بیرون به شما برخورد کرد

00:31:27.240 --> 00:31:31.550
ملکه و من خیلی وقت پیش مرده بودیم

00:31:32.440 --> 00:31:35.300
این وظیفه منه

00:31:38.130 --> 00:31:39.700
تو

00:31:41.110 --> 00:31:44.090
تو وقتی هشت سالت بود وارد قصر شدی

00:31:44.090 --> 00:31:48.550
اون موقع جلوی من یه رقص نیزه انجام دادی

00:31:48.550 --> 00:31:53.420
بعد اینکه تموم شد ازم خواستی به عنوان پاداش بهت پول بدم

00:31:55.830 --> 00:31:59.360
من هیچوقت بچه ای به پررویی تو ندیده بودم

00:31:59.360 --> 00:32:03.600
از سر خوشی بهت یه نیزه دادم

00:32:04.430 --> 00:32:08.050
بعد اون دیگه به ندرت وارد قصر شدی

00:32:08.050 --> 00:32:10.450
من اخیرا ندیدمت

00:32:11.290 --> 00:32:15.130
اعلیحضرت شما هیچوقت چیزایی رو که میبینید فراموش نمیکنید . شما واقعا خیلی باهوشید

00:32:16.030 --> 00:32:19.990
وارد قصر شدی ؟ منظورت چیه وارد قصر شدی؟

00:32:20.940 --> 00:32:24.530
اون پسر دوم مارکیز ارشد نینگ یوآن هستش

00:32:24.530 --> 00:32:27.090
اون قبلا زیاد به قصر میومد

00:32:29.790 --> 00:32:32.720
.خانواده مارکیز نینگ یوآن برای نسل ها افسر های شایسته ای بودن

00:32:32.720 --> 00:32:37.140
تعجبی نداره که چنین مقام ارتشی شایسته ای در طی مبارزه با شورشیای جنوبی به دست آوردی

00:32:37.140 --> 00:32:39.510
اون آموزه های اصیل خانوادگیشو داره

00:32:40.800 --> 00:32:44.030
پدرم منو از خونمون بیرون انداخته و فامیلی مادرم "بای" هستش

00:32:44.030 --> 00:32:48.340
من عمدا شما رو گول نزدم فرمانده . میشه لطفا منو ببخشید

00:32:49.460 --> 00:32:52.370
زخم پات خوبه؟

00:32:53.060 --> 00:32:57.090
از نگرانی اعلیحضرت متشکرم . خوبه

00:32:57.100 --> 00:32:59.790
هنوزم نباید اهمال کاری کنی

00:32:59.790 --> 00:33:01.630
پزشک سلطنتی رو خبر کنید

00:33:11.760 --> 00:33:17.520
یادمه که وقتی کوچیک بودی ، یه بچه شیطون بودی

00:33:17.520 --> 00:33:22.590
یه عالمه ماهی قرمز تو باغ امپراطوری تو دستای تو مردن

00:33:22.590 --> 00:33:27.870
چطوریه که امروز حرفاتو میخوری؟

00:33:32.750 --> 00:33:37.030
اعلیحضرت به من خیلی توجه دارن . خیلی ممنونم

00:33:37.030 --> 00:33:40.880
اما من راجع به یه چیزی کنجکاوم

00:33:40.880 --> 00:33:44.310
اعلیحضرت حتی تحمل یه زخم کوچیک مثل اینو ندارن

00:33:44.310 --> 00:33:48.880
اما چطوره که فقط به خاطر یه حرف قدیمی شما راه منو به سیستم اداری سد کردید؟

00:33:50.770 --> 00:33:52.810
مزخرف گفتن تمومش کن

00:33:53.590 --> 00:33:56.280
این بچه عادت داشته که بیرون خودسر باشه .اون نمیدونه که باید با نزاکت باشه

00:33:56.280 --> 00:33:59.290
اعلیحضرت ، لطفا اونو ببخشید
بذار حرفشو بزنه

00:33:59.290 --> 00:34:01.780
فقط یه سری از مسائل قدیمیه . نمیخواد بیشتر از این راجبش صحبت کنیم

00:34:01.780 --> 00:34:03.530
درسته . درسته . بیشتر از این دیگه راجبش صحبت نکن . برو

00:34:03.530 --> 00:34:06.340
بیا بریم یه لیست از سربازا و اسبایی که بیرون هستن درست کنیم
- <i>بابت این مسئله</i>

00:34:06.340 --> 00:34:10.040
قطعا من اشتباه کردم

00:34:12.790 --> 00:34:17.160
من همیشه با خردمندی و بردباری حکومت کردم

00:34:18.060 --> 00:34:21.360
اما به خاطر یه جوک

00:34:21.360 --> 00:34:24.890
من آینده یانگ وودوآن رو به عنوان یه افسر خراب کردم

00:34:25.530 --> 00:34:30.300
از اون موقع به بعد من یه سری قوانین وضع کردم

00:34:30.300 --> 00:34:33.220
و فقط با یه اشاره کردن بهش من عصبانی میشدم

00:34:35.990 --> 00:34:41.050
اون موقع ، این بچه نمیدونست که چطور دهنشو ببنده

00:34:41.050 --> 00:34:44.300
اون از اینکه در حق یانگ وو دوآن ناحقی شده حرف زد

00:34:44.300 --> 00:34:48.830
من ناراحت شدم و تو امتحانش ردش کردم

00:34:49.770 --> 00:34:54.360
و حتی گفتم که میخوام مثل یانگ وو دوآن بشی

00:34:54.360 --> 00:34:58.030
و فقط وقتی میتونی دوباره امتحان بدی که به سن پنجاه سالگی برسی

00:34:58.030 --> 00:35:01.010
<i>بعد اینکه این حرفو زدم ، فهمیدم که درست نبوده.</i>

00:35:01.010 --> 00:35:06.120
<i>اما به خاطر غرورم ، حرفمو پس نگرفتم</i>

00:35:07.680 --> 00:35:13.620
هرگز فکرشو نمیکردم که امروز کینه قدیمیتو در نظر نمیگیری و به کمک من میای

00:35:14.520 --> 00:35:19.440
من الان باید ازت عذرخواهی کنم

00:35:19.440 --> 00:35:23.410
اعلیحضرت . اعلیحضرت شما اینو خیلی جدی گفتید

00:35:23.410 --> 00:35:27.590
به منی که اینقدر غیرمحترمانه مقابل شما ایستادم و ازتون سوال پرسیدم

00:35:27.590 --> 00:35:31.760
اینطور که شما از ته قلبتون اینو گفتید من واقعا قدر دانتون هستم

00:35:31.760 --> 00:35:33.600
درسته

00:35:33.600 --> 00:35:36.610
لطف عالیجناب به اندازه آسمون بلند و به اندازه اقیانوس عمیقه

00:35:36.610 --> 00:35:39.110
تو باید اینو تو قلبت به خاطر به بسپاری

00:35:39.110 --> 00:35:40.060
چشم

00:35:40.060 --> 00:35:46.570
پسر دوم گو ، من هنوز میتونم حرفایی که تو مقالت نوشته بودی

00:35:46.570 --> 00:35:49.760
به خاطر بیارم

00:35:49.760 --> 00:35:55.510
<i>تو گفته بودی که میخوای از دوک فن وِن جِنگ پیروی کنی.</i>
(فَن وِن جِنگ استاد باهوشی بوده)

00:35:55.510 --> 00:35:59.390
و میخوای که آرزو ها و اهدافشو دنبال کنی

00:36:01.300 --> 00:36:04.270
,پس ، از حالا به بعد

00:36:04.270 --> 00:36:09.750
تو باید جائو جونگ چوآن و خانوادش رو

00:36:09.750 --> 00:36:13.830
در دفاع از کشور و احیا کردن دربار سلطنتی همراهی کنی

00:36:13.830 --> 00:36:16.750
من ، وزیر شما ، مطمئنا با تموم جونم

00:36:16.750 --> 00:36:21.190
در احیا سازی دربار سلطنتی شما و دفاع از سرزمینتون تلاش میکنم

00:36:24.240 --> 00:36:28.400
پسر دوم بچه خوبیه .چیزی که الان هستی

00:36:28.400 --> 00:36:31.200
همش به خاطر محافظت کردنای اون بوده

00:36:31.200 --> 00:36:34.960
از حالا به بعد ، باید به خوبی باهاش رفتار کنی

00:36:34.960 --> 00:36:39.290
تو سلسله من همیشه تحصیل کرده ها بیشتر از جنگجو های ارتشی مورد علاقه بودن

00:36:39.290 --> 00:36:43.960
اما هیچکس نباید به خانواده گو بی احترامی کنه و اونارو ناچیز بدونه

00:36:43.960 --> 00:36:45.900
حتما همینکارو میکنم
اعلیحضرت

00:36:47.510 --> 00:36:50.900
اعلیحضرت ، باید برید استراحت کنید

00:36:51.620 --> 00:36:56.440
.از امروز صبح تا حالا یه چرت هم نزدید

00:36:59.880 --> 00:37:04.530
من باید خودم شخصا فرمان جانشینی رو بنویسم تا خیالم راحت بشه

00:37:04.530 --> 00:37:06.780
قلم و جوهر رو آماده کنید

00:37:07.860 --> 00:37:10.030
قلم و جوهر رو آماده کنید

00:37:38.560 --> 00:37:42.020
شیتو اونها موفق شدند نگاه کن

00:37:42.020 --> 00:37:44.190
اونها موفق شدن

00:37:44.190 --> 00:37:47.490
<i>بهتون گفته بودم که نگران نباشید .شما باور نمیکردید</i>

00:37:47.490 --> 00:37:50.810
شما حتما باید میدید که ارباب جوان فشفشه هوا میکنه تا باور کنید

00:38:00.560 --> 00:38:01.990
مراقب باشید

00:38:07.150 --> 00:38:09.530
بیایید ، سریع سوار کالسکه بشید

00:38:14.800 --> 00:38:16.940
...بیا

00:38:19.750 --> 00:38:22.170
همش به خاطر خواهر ششمت ، امروز تونستم به قصر حمله کنم

00:38:22.170 --> 00:38:25.640
و جون امپراطور رو نجات بدم

00:38:28.590 --> 00:38:32.020
میتونه اینطوری بوده باشه که وقتی داشته فرار میکرده

00:38:32.020 --> 00:38:35.120
به خدمتکار قصر که حامل فرمان سلطنتی خونی بوده برخورده ؟

00:38:35.120 --> 00:38:37.190
آره

00:38:37.190 --> 00:38:41.120
من همین الانشم تدارک دیدم تا خدمتکارم دختر ششم رو تا خونه همراهی کنه

00:38:41.120 --> 00:38:44.630
,اما ... قبلتر جلوی اعلیحضرت

00:38:44.630 --> 00:38:48.240
اسم خواهرتو نیاوردم و کاری که کرده رو گزارش نکردم

00:38:48.240 --> 00:38:51.310
من فقط اسم اون خدمتکار قصر روی چو رو آوردم

00:38:51.310 --> 00:38:53.460
...میترسیدم

00:38:53.460 --> 00:38:55.450
میفهمم .میفهمم

00:38:55.450 --> 00:38:58.510
تو به خوبی خواهر کوچیکم فکر کردی

00:38:59.280 --> 00:39:02.550
.الان ، ارتش شورشیا هنوز تو پایتختن

00:39:02.550 --> 00:39:04.820
اونها میکشن ، تجاوز و غارتگری میکنن

00:39:04.820 --> 00:39:08.930
,اگه خبر فرار خواهر کوچیکم از قصر پخش بشه

00:39:08.930 --> 00:39:12.540
میترسم که واسه شهرتش خوب نباشه

00:39:12.540 --> 00:39:14.490
فقط اینکه

00:39:14.490 --> 00:39:19.700
خانواده شنگ شما چنین افتخار خوبی رو از دست میده

00:39:19.700 --> 00:39:22.670
عیب نداره . این افتخار متعلق به

00:39:22.670 --> 00:39:24.660
اون خدمتکار قصره که جونشو فدا کرد

00:39:24.660 --> 00:39:27.600
خواهر کوچیک من اتفاقی بهش برخورد

00:39:27.600 --> 00:39:29.690
بله . بله
تا وقتی که اون تونسته تا جون اعلیحضرت

00:39:29.690 --> 00:39:32.720
و شهرت خودشو حفظ کنه ، همین بهترین دست آورده

00:39:32.720 --> 00:39:35.650
درسته . درسته . سریع برگرد و استراحت کن

00:39:38.580 --> 00:39:41.300
بیا سریع بریم خونه
باشه . باشه

00:39:42.440 --> 00:39:45.130
وقتی برگشتی ، یادت باشه که به خواهر ششمت بگی

00:39:45.130 --> 00:39:47.860
به هیچکس حتی مادربزرگشم نگه که به داخل قصر رفته بوده
باشه

00:39:47.860 --> 00:39:49.610
باشه باشه

00:39:51.630 --> 00:39:54.850
چطوره که بعد اینکه این همه جنگیدی اینطوری اینقد گوشزد میکنی؟

00:40:26.690 --> 00:40:28.960
یکم بیشتر بنوشید

00:40:30.240 --> 00:40:33.050
.بفرمایید . یکم بیشتر بنوشید

00:41:23.260 --> 00:41:26.010
اعلیحضرت

00:41:26.730 --> 00:41:31.190
<i>امپراطور سونگ پس از چهل و یک سال فرمانروایی در گذشت</i>

00:41:41.130 --> 00:41:50.230


00:41:51.940 --> 00:41:58.660


00:42:02.870 --> 00:42:06.080
!عمر اعلیحضرت دراز باد

00:42:18.420 --> 00:42:27.480
<i>عمر اعلیحضرت دراز باد</i>

00:42:33.790 --> 00:42:36.960
<i>این خبر خوبیه . ما حالا یه فرصت داریم</i>

00:42:42.140 --> 00:42:43.930
آروم تر

00:42:45.580 --> 00:42:47.500
عالیه

00:43:00.260 --> 00:43:30.260
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:43:30.284 --> 00:44:15.284
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.