﻿WEBVTT

00:00:00.010 --> 00:00:54.820
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:54.820 --> 00:01:00.200
<i>داستان مینگ لان</i>

00:01:00.200 --> 00:01:03.090
<i>قسمت 41</i>

00:01:22.780 --> 00:01:25.940
<i>[ شوانگشی ]</i>
(خوشبختی دو برابر، نماد ازدواج- ترکیب کلمه شی، خوشی-پیوند)

00:01:29.510 --> 00:01:31.750
شادباش به گویه

00:01:34.490 --> 00:01:38.480
کجا داری میری؟ زنم خوابه

00:01:38.480 --> 00:01:40.980
اما مگه یه کم پیش به پدر مادر ادای احترام نکردین؟

00:01:40.980 --> 00:01:43.710
دیشب دیر خوابید و امروز صبح زود بیدار شد

00:01:43.710 --> 00:01:46.020
بذار یه کم بیشتر بخوابه

00:01:46.020 --> 00:01:47.880
اما دایه چویی گفت بانوی بزرگ چین

00:01:47.880 --> 00:01:51.260
دایه چویی مسئوله، یا من مسئول اینجام؟

00:01:53.620 --> 00:01:57.260
قوانین رو آدما گذاشتن و تاوقتیکه من اینجام

00:01:57.260 --> 00:02:01.360
خانومتون میتونه تا لنگ ظهر بخوابه و هیچکس چیزی نمیگه

00:02:02.120 --> 00:02:03.890
بله

00:02:11.440 --> 00:02:16.330
خانوم، چرا هنوز خوابین؟ زود بیدار شید

00:02:16.330 --> 00:02:18.920
کی درو باز کرد؟ سرده

00:02:18.920 --> 00:02:21.550
وای خانوم، چطور دوباره گرفتین خوابیدین؟

00:02:21.550 --> 00:02:24.160
اگه مردم بفهمن بهتون میخندن

00:02:24.160 --> 00:02:26.100
زود بیدار شید

00:02:26.100 --> 00:02:30.690
شوهرتون همین حالاشم بارها توی حیاط
با نیزه تمرین کرده. حتما خواب بودین

00:02:30.690 --> 00:02:34.100
همینطور، بانوی بزرگ چین یکیو فرستاده صداتون کنه

00:02:34.100 --> 00:02:38.430
میگه میخواد بیای و حرفای زنونه خصوصی بزنین. یالا، دختر خوب

00:02:38.430 --> 00:02:41.210
دختر خوب. پاشید

00:02:41.210 --> 00:02:45.140
گو تینگیه گفت هرچقدر بخوام میتونم بخوابم

00:02:45.140 --> 00:02:48.920
خانواده گو یه خانواده اشرافی با عمارت مارکیزه
نمیتونیم بی حساب و کتاب باشیم

00:02:48.920 --> 00:02:52.500
وگرنه بهونه به دست بقیه میدیم که
 بگن خانواده شنگ دخترای سرکشی داره

00:02:52.500 --> 00:02:54.430
زود بیدار شید

00:02:55.500 --> 00:02:57.240
دانجو، شاوتائو

00:02:57.240 --> 00:03:00.090
زود باشین خانوم رو شونه و آرایش کنین. لباس بپوشونیدش

00:03:00.090 --> 00:03:02.330
خودش گفت میتونم بیشتر بخوابم

00:03:22.930 --> 00:03:24.780
چی کار داری میکنی؟

00:03:26.190 --> 00:03:29.680
شما دو تا هنوز دارین تماشا میکنین؟ زود برید بیرون

00:03:34.580 --> 00:03:36.960
نگاه چقدر خوابالو بنظر میای

00:03:37.720 --> 00:03:40.140
چرا دوباره داری آرایش میکنی؟

00:03:40.140 --> 00:03:43.590
دلم میخواد بغلت کنم و بیشتر بخوابم

00:03:43.590 --> 00:03:47.350
بانوی بزرگ میخواد برم و باهاش کمی حرف خصوصی بزنم

00:03:47.350 --> 00:03:49.390
برای همین

00:03:49.950 --> 00:03:52.610
باید آماده بشم و دوباره لباس بپوشم

00:03:54.330 --> 00:03:56.490
شوهرت کمک میکنه آرایش کنی

00:03:56.490 --> 00:03:58.610
بلدی؟

00:03:59.900 --> 00:04:05.940
فکر میکنی این همه سال الکی تو اون فاحشه خونه ها
و مهمونخونه های تفریحی ول چرخیدم؟

00:04:05.940 --> 00:04:10.040
بذار بهت بگم. وقتی صحبت از پودر
 و سرخاب و گوشواره و لوازم زینتیه

00:04:10.040 --> 00:04:12.710
فکر کنم شاید بیشتر از تو بلد باشم

00:04:25.160 --> 00:04:27.190
ببین

00:04:27.190 --> 00:04:30.370
اگه دلت نمیخواد بری، نرو

00:04:30.370 --> 00:04:33.400
به هرحال ما که از قبل به پدر مادر ادای احترای کردیم

00:04:33.990 --> 00:04:36.050
بقیه اش مهم نیست

00:04:37.230 --> 00:04:41.030
اما حداقل باید برم خودمو نشون بدم  وگرنه حرف میپیچه

00:04:41.030 --> 00:04:43.750
و میگن خانواده شنگ ما نمیتونن دختراشون رو تربیت کنن

00:04:43.750 --> 00:04:47.940
و میگن تو به مادر قانونیت احترام نمیذاری
و یه سرکش حق نشناسی

00:04:54.110 --> 00:04:56.320
اصلا برام مهم نیست

00:04:56.320 --> 00:04:58.630
تو چرا اهمیت میدی؟

00:05:02.760 --> 00:05:05.630
کدوم تازه عروسی از گیر مادرشوهرش درامان مونده؟

00:05:05.630 --> 00:05:08.210
اصلا به دل نمیگیرم

00:05:11.030 --> 00:05:13.300
اون نامادریم، چین کوچیک

00:05:13.300 --> 00:05:15.900
اولین کسی نیست که حرف میزنه

00:05:15.900 --> 00:05:20.230
اولین کسی که حرف میزنه حتما خانواده چهارم یا پنجمن

00:05:20.230 --> 00:05:22.430
مخصوصا خانواده چهارم

00:05:24.330 --> 00:05:28.620
عاشق اینه که به ضعیف ها زور بگه و
با قوی ها از ترس میلرزه، و اخلاقش عین ترقه ست

00:05:28.620 --> 00:05:32.160
وقتی نامادریم بهش علامت میده، آتیش میگیره

00:05:32.160 --> 00:05:35.700
مواظب باش. گازت نگیره

00:05:38.830 --> 00:05:41.490
هرچی باشه زن عموته

00:05:42.310 --> 00:05:45.890
اینا رو راحت میشه یه کاریشون کرد

00:05:45.890 --> 00:05:50.760
تو خانواده ما، همه تو پاپوش دوختن برای آدم استادن

00:05:52.450 --> 00:05:57.600
فلانی گو رفت به یه فاحشه خونه و اون حتما گو تینگیه هست

00:05:57.600 --> 00:06:02.620
 فلانی گو سنگ جوهر ارباب بزرگ رو خورد کرد
و حتما کار گو تینگیه ست

00:06:02.620 --> 00:06:08.250
فلانی گو سه هزار تیل خرج رو دستمون گذاشته
و حتما بذارش به حساب گو تینگیه

00:06:10.290 --> 00:06:14.160
اما تقصیر کوتاهی خودمه

00:06:14.160 --> 00:06:19.150
شهرت خوبی نداشتم پس فقط پاپوش هاشون رو تحمل میکردم

00:06:19.150 --> 00:06:21.250
فقط نشستم و تماشاشون کردم

00:06:21.250 --> 00:06:25.420
که شهرتم رو توی پایتخت کاملا خراب میکنن

00:06:25.420 --> 00:06:29.160
این یه سگ دیوونه نیست که داریم دربارش حرف میزنیم

00:06:29.160 --> 00:06:30.840
اونا سمی تر از یه مار سمی ان

00:06:30.840 --> 00:06:34.820
وقتی نیشت میزنن، حتی نمیتونی جیغ بزنی

00:06:38.500 --> 00:06:41.800
اما قبل از اینکه باهام ازدواج کنی این چیزی نیست که گفتی

00:06:41.800 --> 00:06:45.550
گذاشتی با غرور خودمو باد کنم

00:06:45.550 --> 00:06:53.360
باشه. تا چند روز دیگه، یه بهانه ای
 پیدا میکنیم.. و اسباب کشی میکنیم

00:06:53.360 --> 00:06:55.830
اسباب کشی میکنیم و همه چیز تموم میشه

00:06:57.560 --> 00:07:01.580
خانوم، اینا خوراکی هایی هستن که آشپزخونه براتون آماده کرده

00:07:02.870 --> 00:07:06.770
وای خدا! صورتتون چی شده؟

00:07:08.170 --> 00:07:10.960
تو! گفتی استاد آرایشی

00:07:10.960 --> 00:07:12.430
شاوتائو، دانجو، زود بیاین

00:07:12.430 --> 00:07:14.250
بشورینش و برای خانوم دوباره آرایش انجام بدین

00:07:14.250 --> 00:07:17.280
زود پاکش کنین

00:07:21.830 --> 00:07:23.810
هنوز میخندین؟

00:07:46.430 --> 00:07:48.690
عرض سلام و احترام به مادرشوهر

00:07:50.280 --> 00:07:53.940
نمیدونم مادرشوهر چه دستوراتی
برای من دارن که منو احضار کردن؟

00:07:53.940 --> 00:07:56.260
منظورت چیه دستورات؟

00:07:56.260 --> 00:07:59.680
فقط میخوام بگم صبحانه بیارن، و میخواستم تو رو دعوت کنم

00:07:59.680 --> 00:08:03.450
که همراه من و زن عموها از صبحونه لذت ببری

00:08:03.450 --> 00:08:06.250
یه خانواده، گرم و دوستانه باهم

00:08:06.250 --> 00:08:11.160
پس بذارین عروستون از شما، مادرشوهر
و زن عموهای چهارم و پنجم پذیرایی کنه

00:08:11.160 --> 00:08:13.390
پذیرایی چیه؟

00:08:13.390 --> 00:08:17.360
ما خانواده یه ژنرال ارتشیم. قوانین زیادی نداریم

00:08:17.360 --> 00:08:20.290
بیا. صبحونه بفرست

00:08:20.290 --> 00:08:23.820
جاری بزرگ. چه حافظه ای داری

00:08:23.820 --> 00:08:29.740
یه شخص دیگه هم هست
باید بذاریم زن "یه" قبل از خوردن اونو ببینه

00:08:39.430 --> 00:08:41.800
اشکال نداره یه روز دیگه ببینتش

00:08:41.800 --> 00:08:45.870
نه! همین حالاشم یه بار خواسته خودکشی کنه

00:08:45.870 --> 00:08:49.020
به لطف خدمتکارا که دیدنش، نجات پیدا کرده

00:08:49.020 --> 00:08:51.570
اگه هی پشت گوش بندازیم

00:08:51.570 --> 00:08:56.280
اگه واقعا درآینده بمیره، برای خودمون آه و نفرین درست نمیکنیم؟

00:08:59.950 --> 00:09:02.920
فکر نکنم زیاد مناسب باشه

00:09:02.920 --> 00:09:04.940
هرچی باشه تازه عروس دامادن

00:09:04.940 --> 00:09:07.540
چطور مناسب نیست؟

00:09:08.720 --> 00:09:10.790
این شخص کیه؟

00:09:10.790 --> 00:09:15.820
طبق گفته زن عموی چهارم، انگار این شخص به من مربوطه

00:09:17.820 --> 00:09:21.180
هونگشیائو، بیا تو

00:09:21.180 --> 00:09:23.160
بیا تو

00:09:32.720 --> 00:09:35.140
این خانوم؟

00:09:36.130 --> 00:09:39.170
این دختر هونگشیائو اسمشه

00:09:39.170 --> 00:09:42.000
قبلا خدمتکار پسر دوم تو اتاقش بود

00:09:42.000 --> 00:09:45.870
بعدا، وقتی پسر دوم بزرگتر شد

00:09:45.870 --> 00:09:48.540
توی خوابگاه نگه داشته میشد

00:09:48.540 --> 00:09:50.850
بعدتر حتی

00:09:51.930 --> 00:09:54.790
پسر دوم اغلب خونه نمیومد

00:09:55.470 --> 00:10:01.100
ترسیدم که الکی جوونیش رو هدر بدیم

00:10:01.100 --> 00:10:04.700
برای همین قرارداد بردگیش رو پس دادم

00:10:04.700 --> 00:10:10.690
و بهش پول و دارایی دادم که بتونه با یکی دیگه ازدواج کنه

00:10:11.980 --> 00:10:15.660
اما خیلی از خود گذشته و وفاداره

00:10:15.660 --> 00:10:21.100
میگه هرطور شده این کارو نمیکنه، و باید اینجا منتظر بمونه

00:10:21.100 --> 00:10:26.550
اما الان برادر "یه" با جلال و شکوه برگشته
ازدواج کرده و ترفیع گرفته

00:10:26.550 --> 00:10:30.350
بازم به کل اونو فراموش کرده

00:10:30.350 --> 00:10:36.520
بهم بگو، این دختر تک و تنها، چطور میتونه زندگی کنه؟

00:10:40.890 --> 00:10:45.640
منم واقعا نمیدونم چی کار کنم؟

00:10:46.260 --> 00:10:51.980
مصممه و میگه به هر قیمتی شده دیگه ازدواج نمیکنه

00:10:51.980 --> 00:10:57.430
این میتونه به عنوان وفاداری و پاکدامنی
 نسبت به مردت درنظر گرفته بشه

00:10:57.430 --> 00:11:00.350
اگه واقعا هیچ مقامی نگیره

00:11:01.060 --> 00:11:07.090
بعدا چطور سرشو بلند کنه و زندگی کنه؟

00:11:07.090 --> 00:11:09.590
منظور مادرشوهر اینه که

00:11:09.590 --> 00:11:14.580
باید این خانوم هونگشیائو رو با خودم ببرم
و بذارم صیغه شوهرم بشه؟

00:11:14.580 --> 00:11:19.000
 فکر میکردم، پسر دوم الان تو دربار سلطنتی یه شخص مهمه

00:11:19.000 --> 00:11:21.560
درسته. همگی، ببینین

00:11:21.560 --> 00:11:25.530
کدوم مقام عالی رتبه ای فقط یه زن داره؟

00:11:25.530 --> 00:11:29.720
اگه چند تا معشوقه دور و برش نباشن، اون هیچ اعتباری نداره

00:11:29.720 --> 00:11:32.000
تازه عروس، نظرت چیه؟

00:11:39.780 --> 00:11:44.190
اگه مقامی نداره اونقدرا هم بد نیست

00:11:44.190 --> 00:11:47.110
به هرحال هونگشیائو دختر حرف شنوییه

00:11:47.110 --> 00:11:50.050
فقط میخواد وفادار بمونه

00:11:50.050 --> 00:11:53.770
تا وقتیکه جایی برای رفتن داشته باشه

00:11:53.770 --> 00:11:58.390
اونوقت مردم داخل عمارت پشت سرش حرف نمیزنن و با انگشت نشونش نمیدن-
درسته، درسته-

00:12:04.580 --> 00:12:07.530
رحم کنین، بانو

00:12:07.530 --> 00:12:10.670
به من، هونگشیائو، راهی برای زنده موندن بدین

00:12:19.960 --> 00:12:22.540
منو ببخشید که نمیتونم اطاعت کنم

00:12:22.540 --> 00:12:24.120
این

00:12:28.010 --> 00:12:30.350
همه میگن خانواده شنگ یه خانواده اهل علم شریفه

00:12:30.350 --> 00:12:34.370
پس چطور دخترشون رو تربیت کردن
 که انقدر حسود و بیرحم باشه؟

00:12:34.370 --> 00:12:38.150
دیشب شوهرم به من گفت قصد نداره
 به این زودیا معشوقه ای بگیره

00:12:38.150 --> 00:12:42.130
اگه بچرخم و براش معشوقه بیارم، باعث رنجشش نمیشم؟

00:12:42.130 --> 00:12:46.880
اگه باعث ناراحتی شوهرم بشم، این یعنی نالایق و ناسپاسم

00:12:46.880 --> 00:12:50.140
پس توی این موضوع، واقعا جسارت نمیکنم

00:12:52.020 --> 00:12:55.560
همتون شنیدین! تازه عروس فقط یه روزه اومده

00:12:55.560 --> 00:13:00.400
و جرات میکنه جلوی بزرگترا اینجوری حرف بزنه! مسخرست

00:13:04.830 --> 00:13:08.480
جاری چهارم، عصبانی نباش

00:13:10.200 --> 00:13:15.220
پس این چطوره؟ تو اول فقط این دخترو ببر

00:13:15.220 --> 00:13:18.360
و بعد آروم آروم دربارش بحث میکنیم

00:13:18.360 --> 00:13:21.550
واقعا جرات نمیکنم این تصمیم رو برای شوهرم بگیرم

00:13:23.100 --> 00:13:27.230
 چطور جسارتشو نداری؟
جلوی ما که داری انقدر زبون درازی میکنی

00:13:27.230 --> 00:13:30.690
کی میدونه واقعا برادر "یه" همچین چیزی گفته یا نه

00:13:30.690 --> 00:13:33.590
شاید فقط داری از خودت میبافی

00:13:33.590 --> 00:13:37.740
چه گفته باشه یا نه، وقتی برگشت، میتونین ازش بپرسین

00:13:37.740 --> 00:13:40.470
تو فقط یه بچه ای-
منظورت چیه که بچه ام؟-

00:13:40.470 --> 00:13:45.230
دیگه زن کسیه. چطور بچه ست؟

00:13:45.230 --> 00:13:49.260
اصلا نمیفهمم. مگه پدر مادرش قبل از ازدواج تربیتش نکردن؟

00:13:49.260 --> 00:13:52.130
وقتی میای خونه مادرشوهر
 باید جایگاهت رو بدونی و ادب داشته باشی

00:13:52.130 --> 00:13:56.300
بذار درباره چیزای دیگه حرف نزنیم اما روز اول
بعد از عروسی، خورشید وسط آسمونه

00:13:56.300 --> 00:13:59.930
و بالاخره تشریف میاره که به ما ادای احترام کنه
 و بعدش حتی ازمون پذیرایی نمیکنه

00:13:59.930 --> 00:14:02.570
اگه صداش نمیکردیم که بیاد حرف بزنیم

00:14:02.570 --> 00:14:06.090
فکر کنم در آینده، سخت میشه قیافه گرانقدرشو دید

00:14:06.090 --> 00:14:11.970
یکی مثه اون؟ و چطور از یه خانواده عالم و از مقامات شریفه؟

00:14:13.860 --> 00:14:18.020
جاری بزرگ. نمیتونی جاری چهارم
 رو به خاطر عصبانی شدن سرزنش کنی

00:14:18.020 --> 00:14:23.400
کار عروس "یه" واقعا یه کم توهین آمیزه

00:14:24.450 --> 00:14:27.360
من، هونگشیائو، باعث تفرقه توی خونه شدم

00:14:27.360 --> 00:14:30.310
بذارین در عوض برم بمیرم

00:14:32.030 --> 00:14:37.390
بذارین بمیرم.. بمیرم

00:14:40.880 --> 00:14:46.460
مادرشوهر، عروستون جوون و جاهله و بزرگترها رو رنجونده

00:14:46.460 --> 00:14:48.880
اما نمیتونم تو روی شوهرم وایسم

00:14:48.880 --> 00:14:54.420
حاضرم با زانو زدن جلوی اجدادمون تنبیه بشم که
به گناهم اعتراف کنم و بخشش بخوام

00:15:04.870 --> 00:15:07.600
<i>[ ریشه ها به پرباری شاخه ها ] </i>

00:15:20.830 --> 00:15:22.680
خانوم

00:15:24.410 --> 00:15:26.610
خانوم، چرا تا این حد پیش میرین؟

00:15:26.610 --> 00:15:30.520
اینجوری فقط بیشتر کِیف میکنن

00:15:30.520 --> 00:15:35.850
یه تازه عروس میاد خونه مادرشوهرش
و اونا کمر بستن که بینیشو به خاک بمالن

00:15:36.310 --> 00:15:41.840
حتی اگه امروز خودمو نجات بدم، فردا بیشتر در انتظاره

00:15:41.840 --> 00:15:45.630
و اگه فردا زانو نزنم، و بازم هنوز روز بعد و بعدترش هست

00:15:45.630 --> 00:15:49.720
مایه دردسره که همش تو این فکر باشن

00:15:49.720 --> 00:15:53.790
بهتره خودم بینیمو به خاک بمالم و انرژی کمتری هدر بره

00:15:53.790 --> 00:16:00.090
درسته، اما اگه مدت زیادی زانو بزنیم
 فقط بدنهامون رو تنبیه میکنیم

00:16:02.450 --> 00:16:08.430
گویه بهم گفت این نامادریش یه بوداسف الکی
و یه ببر با صورت خندانه

00:16:08.430 --> 00:16:14.440
 میخواد با یه چاقوی قرضی بکشه
و شهرت مهربون و شریف بودنش هم نجات بده

00:16:15.140 --> 00:16:18.880
اگه راست بگه، الان نامادریش

00:16:18.880 --> 00:16:25.540
باید نگران باشه و به فکر این باشه که
 چطور جلوی مدت زیاد زانو زدن منو بگیره

00:16:29.030 --> 00:16:31.620
الان میفهمم، خانوم

00:16:31.620 --> 00:16:37.800
اولین روزی که عروس اومده، مادرشوهر و
بزرگترا تنبیهش کردن که جلوی معبد زانو بزنه

00:16:37.800 --> 00:16:42.170
اگه حرفش بیرون بپیچه، میگن بانوی بزرگ بیرحمه

00:16:42.170 --> 00:16:44.330
درسته

00:16:44.330 --> 00:16:47.880
این همه سال از پس بانوی بزرگ وانگ و
 معشوقه لین تو خونه مون براومدیم

00:16:47.880 --> 00:16:50.660
باید یه چیزی یاد گرفته باشیم

00:16:50.660 --> 00:16:54.570
جاری بزرگ، خیلی مهربونی و اجازه میدی بهت زور بگه؟

00:16:54.570 --> 00:16:58.630
قبلا اون گو تینگ یه رذل بود. حالا زنشم اضافه شده

00:16:58.630 --> 00:17:02.910
و حالا جرات میکنه بهت گوش نده؟ داره سرکشی میکنه؟

00:17:02.910 --> 00:17:08.350
بچه ست دیگه. اگه اشتباهی بکنه، باید کم کم بهش بگیم

00:17:08.350 --> 00:17:12.520
اولین روز ازدواج و عروس رو تنبیه کردیم زانو بزنه

00:17:12.520 --> 00:17:16.590
اگه حرفش بپیچه، مردم به ما میخندن

00:17:16.590 --> 00:17:22.230
کی جرات میکنه بخنده؟
عروس حرف شنو نیست و مادرشوهر نمیتونه تنبیهش کنه؟

00:17:22.230 --> 00:17:26.600
اگه میخواد زانو بزنه، نمیتونیم بهش برای یه روز و یه شب آب بدیم

00:17:26.600 --> 00:17:28.500
ببینیم اونوقت موافقت میکنه

00:17:29.430 --> 00:17:32.870
به زور فرستادن یه خدمتکار داخل اتاق تازه عروس دوماد

00:17:32.870 --> 00:17:36.890
به هرحال واقعا افتخارآمیز نیست

00:17:36.890 --> 00:17:42.570
طبق رسم، اشتباه نیست، اما از نظر عاقلانه بودن

00:17:43.990 --> 00:17:46.160
خیلی متقاعدکننده نیست

00:17:47.030 --> 00:17:50.650
جاری بزرگ، منظورت از این چیه؟

00:17:50.650 --> 00:17:54.250
نکنه میخوای این پیرزن از اون عذرخواهی کنه؟

00:17:54.250 --> 00:17:56.120
جاری چهارم منظورت چیه؟

00:17:56.120 --> 00:17:59.140
این همیشه یه موضوع خصوصی خونه من بوده

00:17:59.140 --> 00:18:02.720
جاری چهارم، عادل و رک و راستی

00:18:02.720 --> 00:18:06.460
نمیتونم بذارم این خرابکاری رو تمیز کنی

00:18:06.460 --> 00:18:11.300
اگه میخواد زانو بزنه، بذار بزنه. وقتی به اندازه کافی زانو زد
درهاشو میبنده و با خودش فکر میکنه

00:18:13.670 --> 00:18:19.150
هر چی باشه باید زیر یه سقف زندگی کنیم
 نمیتونم زیادی سخت بگیرم

00:18:21.240 --> 00:18:24.630
بیاین این کارو بکنیم. بذارین من برم

00:18:24.630 --> 00:18:27.440
میرم دعوتش میکنم برگرده

00:18:31.260 --> 00:18:33.040
جاری بزرگ

00:18:34.340 --> 00:18:37.260
جاری بزرگ زیادی مهربونه

00:18:37.260 --> 00:18:39.500
میتونی مهربون باشی، ولی نمیتونی بذاری بهت زور بگن

00:18:39.500 --> 00:18:42.030
به همین زودی داره ازش سواری میگیره

00:18:42.780 --> 00:18:45.930
میگم اون خانواده خوب نیست

00:18:47.810 --> 00:18:52.720
چرا انقدر به خودت زحمت میدی که نگران اون باشی؟

00:18:52.720 --> 00:18:57.920
جاری بزرگ اول برای ما میناله
که چطور هونگشیائو جایی برای رفتن نداره

00:18:57.920 --> 00:19:00.450
با صحبت از اینکه چقدر ترحم برانگیزه

00:19:00.450 --> 00:19:03.480
گذاشت هواداریش کنیم، و سنگشو به سینه بزنیم

00:19:03.480 --> 00:19:06.010
و حالا یه جور رفتار میکنه انگار آدم مهربونیه

00:19:06.010 --> 00:19:09.500
شهرت خوب مال اونه

00:19:09.500 --> 00:19:12.560
و آدم بده ماییم

00:19:16.050 --> 00:19:18.400
به این میگن مهربونی؟

00:19:20.560 --> 00:19:23.390
من..ها؟

00:19:27.230 --> 00:19:32.490
خیلی زود جوش میاری، بچه. من کی سرزنشت کردم؟

00:19:32.490 --> 00:19:34.620
زود بلند شو

00:19:34.620 --> 00:19:38.350
مادرشوهر. من حتی نمیتونم یه مسئله ساده رو حل کنم

00:19:38.350 --> 00:19:42.760
نمیتونم نگرانیتون رو تسکین بدم و نمیتونم به شوهرم جواب بدم

00:19:42.760 --> 00:19:47.940
واقعا جایگاهی ندارم و خانوم هونگشیائو خیلی بیچاره ست

00:19:48.590 --> 00:19:51.200
خیلی دیر نیست که صبر کنیم شوهرم بگرده که تصمیم بگیره

00:19:51.200 --> 00:19:53.720
پس بذارین فقط زانو بزنم

00:19:53.720 --> 00:19:55.890
زود پاشو

00:19:55.890 --> 00:19:59.700
پسر دوم جوشیه و شما هم تازه عروس دومادین

00:19:59.700 --> 00:20:03.050
اگه سر یه "تونگفنگ" اختلاف داشته باشین
(خدمتکار پایینتر از صیغه رسمی اما با انعام)

00:20:03.610 --> 00:20:06.670
اونوقت گناه من به عنوان مادر خیلی بزرگه

00:20:07.790 --> 00:20:10.910
شاید شوهرم به خاطر سالها علاقه قدیمی

00:20:10.910 --> 00:20:14.110
خانوم هونگشیائو رو قبول کنه

00:20:14.110 --> 00:20:17.590
اما جرات ندارم این تصمیم رو سرخود بگیرم

00:20:17.590 --> 00:20:22.250
باید صبر کنم شوهرم برگرده و اول بهش خبر بدم

00:20:24.300 --> 00:20:26.060
لازم نیست. لازم نیست

00:20:26.060 --> 00:20:30.530
در مورد هونگشیائو، میرم بعدا با دختره حرف میزنم

00:20:30.530 --> 00:20:34.660
نمیتونیم بذاریم یه خدمتکار باعث ناراحتی شما دو تا بشه

00:20:34.660 --> 00:20:37.690
اگه مردم بشنون، فقط میخندن

00:20:37.690 --> 00:20:41.360
آبروی خانواده گو نمیره؟

00:20:41.360 --> 00:20:45.580
خیله خب. حالا با من بیا

00:20:45.580 --> 00:20:48.430
شاید اول باید برم از زن عموی چهارم عذرخواهی کنم

00:20:48.430 --> 00:20:53.830
یه کم پیش رک و پرحرف بودم، و شاید باعث دلخوریش شدم

00:20:53.830 --> 00:20:58.520
خبر نداری! اون جاری چهارمم خیلی رک و راست و سادست

00:20:58.520 --> 00:21:00.830
حرف خودشو یادش میره

00:21:00.830 --> 00:21:04.850
الان شاد و خوشحال داره صبحونه میخوره

00:21:05.920 --> 00:21:09.400
<i>[ معبد خانوادگی خانواده گو ]</i>

00:21:19.260 --> 00:21:22.540
مدتها نبودم و نیومدی دنبالم بگردی

00:21:27.950 --> 00:21:31.130
با یه حرکت کیش و مات کردی

00:21:31.130 --> 00:21:34.250
خیلی وقت بود یه همچین نمایش بزرگی ندیده بودم

00:21:35.310 --> 00:21:38.420
امروز روحم تازه شد

00:21:39.490 --> 00:21:42.930
فکر اینکه همیشه قبلا تو خونه

00:21:42.930 --> 00:21:46.120
فقط میرفتم و مستقیم باهاشون میجنگیدم. عجب گرفتاری ای بود

00:21:47.430 --> 00:21:49.150
میخندی؟

00:21:50.190 --> 00:21:53.150
بهم گفتی نمیذاری رنج بکشم

00:21:53.150 --> 00:21:57.230
اینکه بین مردها هر رتبه ای داری
 من بین زنها همون رتبه رو دارم

00:21:57.230 --> 00:22:01.470
 اولین روز بعد از عروسیم،
 مجبور شدم تو معبد خانوادگی زانو بزنم

00:22:01.470 --> 00:22:02.360
من

00:22:02.360 --> 00:22:05.040
حتی تو خونه یکی دو بار بیشتر زانو نزدم

00:22:17.500 --> 00:22:19.400
چی شده؟

00:22:19.950 --> 00:22:21.650
عصبانی هستی؟

00:22:22.280 --> 00:22:26.100
بهت گفتم نری، اما اصرار کردی بری

00:22:26.100 --> 00:22:29.930
حالا دیدی که بانوی بزرگ چقدر ترسناکه، درسته؟

00:22:32.060 --> 00:22:33.920
معشوقه لین توی خونه ما

00:22:33.920 --> 00:22:36.990
اونم میتونست اشک تمساح بریزه و غش کنه

00:22:36.990 --> 00:22:38.980
فکر میکردم خیلی ترسناکه

00:22:38.980 --> 00:22:41.560
اما امروز، بعد از دیدن خونه تو

00:22:42.480 --> 00:22:45.750
واقعا گرگ تو لباس میش‌ـه

00:22:45.750 --> 00:22:48.940
همه جا، لازم نیست دهن باز کنه و
 به جاش میده بقیه حرف بزنن

00:22:48.940 --> 00:22:50.620
بدی میوفته گردن دیگران

00:22:50.620 --> 00:22:54.390
درحالیکه نشون میده خیلی ملیحه
و کسی ازش گله ای نداره

00:22:54.390 --> 00:22:57.580
از کجا میدونی اون به بقیه دستور داده؟

00:22:57.580 --> 00:23:01.200
اولین روز بعد از ازدواج، سعی میکنن
یه تونگفنگ رو وارد اتاق پسرشون کنن؟

00:23:01.200 --> 00:23:06.510
اگه مادر قانونی درباره این موضوعات
 رضایت نده، بقیه اصلا چطور جرات میکنن؟

00:23:06.510 --> 00:23:10.980
اون زن عموی چهارم رک و راستت
حتما کلی ناله و زاری اونو شنیده

00:23:10.980 --> 00:23:15.080
باعث شده مشتاق محافظت از جاریش بشه
و منو تو دردسر بندازه

00:23:18.180 --> 00:23:20.700
حتی اینم حدس زدی؟

00:23:22.200 --> 00:23:26.850
استاد جوانگ اون موقع به تو هم
استراتژی های جنگی رو یاد داده؟

00:23:28.350 --> 00:23:30.310
تو اندرونی داخلی، اینا مسائل عادین

00:23:30.310 --> 00:23:33.220
وقتی دید و درک واضح از این چیزا پیدا کنی

00:23:33.220 --> 00:23:36.610
فکر کنم درواقع خیلی شبیه جنگیدن توی جنگه

00:23:36.610 --> 00:23:40.370
این دفعه، به عنوان پیشرفت از عقب نشینی استفاده کردم
و به عنوان حمله دفاع کردم

00:23:40.370 --> 00:23:42.970
میترسم کاملا مادرشوهرم رو دلخور کرده باشم

00:23:42.970 --> 00:23:45.310
در آینده، هیچ وقفه ای توی حملات آشکار و مخفیانه نیست

00:23:45.310 --> 00:23:49.860
از چی باید ترسید؟ من هواتو دارم

00:23:49.860 --> 00:23:53.680
اگه دوباره بخواد یه تونگفنگ دیگه رو قالب کنه

00:23:53.680 --> 00:23:57.950
میتونی فورا رد کنی و بگی من مایل نیستم

00:23:57.950 --> 00:24:01.720
حتی اگه آسمونو سوراخ کنی این کارو نمیکنم

00:24:05.500 --> 00:24:09.040
اعلیحضرت میخوان انتقال قدیم به جدید رو راحت کنن

00:24:09.040 --> 00:24:11.700
برای همین میخوان توی خونه گو یه ذره بیشتر بمونم

00:24:11.700 --> 00:24:16.440
اما اگه تو مایل نیستی، برمیگردیم
و به باغ چنگ اسباب کشی میکنیم

00:24:17.370 --> 00:24:21.750
راستش، به نظرم اون هونگشیائو

00:24:21.750 --> 00:24:23.760
خیلی بیچارست

00:24:23.760 --> 00:24:28.100
هر چی باشه اون مدتها بهت خدمت کرد. شاید

00:24:28.100 --> 00:24:30.760
حس میکنی

00:24:31.550 --> 00:24:34.150
باید هونگشیائو رو قبول کنم؟

00:24:35.470 --> 00:24:37.530
حسودیت نمیشه؟

00:24:38.720 --> 00:24:42.970
نمیترسی بگن بعد از استفاده ولش کردی؟

00:24:45.310 --> 00:24:47.790
اون هونگشیائو واقعا بیچارست

00:24:47.790 --> 00:24:52.280
اما من کسی نبودم که ولش کرد
 از عمد داشتن برام پاپوش میدوختن

00:24:52.840 --> 00:24:54.460
با این هم میتونن پاپوش درست کنن؟

00:24:54.460 --> 00:24:56.330
معلومه

00:24:56.330 --> 00:24:59.520
اون موقعها، اونی که از خانواده چهارمه
 چشمش به هونگشیائو بود

00:24:59.520 --> 00:25:02.740
اما میترسید که بانوی بزرگش اونو قبول نکنه

00:25:02.740 --> 00:25:04.990
پس تو یه شب تاریک و بادی

00:25:04.990 --> 00:25:07.410
هونگشیائو رو بیهوش کرد و به زور باهاش خوابید

00:25:07.410 --> 00:25:10.240
دختره بیدار میشه و تنها کاری که میتونه بکنه گریه ست

00:25:10.240 --> 00:25:12.340
نمیتونه چیزی رو به یاد بیاره

00:25:14.180 --> 00:25:18.120
و اون موقع تقصیرش گردن من بود
چون همیشه مشتری ثابت فاحشه خونه ها بودم

00:25:18.120 --> 00:25:23.360
هر دفعه که یه همچین چیزی اتفاق میوفتاد منو مقصر میدونستن
 و بحث در دفاع خودم هیچ فایده ای نداشت

00:25:23.360 --> 00:25:28.240
برای همین هیچ چاره ای نداشتم جز اینکه
بذارم هونگشیائو رو بچپونن تو اتاق من

00:25:32.230 --> 00:25:34.310
حرفمو باور نمیکنی؟

00:25:34.310 --> 00:25:37.010
باور میکنم. باور میکنم

00:25:39.180 --> 00:25:43.780
با این حالتت، انگار داری هندونه زیر بغلم میذاری

00:25:43.780 --> 00:25:45.620
چه باور کنم چه نه،همش گذشته ست

00:25:45.620 --> 00:25:49.570
جالب نیست الان سفت بچسبم بهش و بیخیال نشم

00:25:50.320 --> 00:25:53.680
درآینده، اگه واقعا یه معشوقه بگیری

00:25:53.680 --> 00:25:57.600
تاوقتیکه اون شخص اخلاق خوبی
داشته باشه میتونم باهاش کنار بیام

00:25:57.600 --> 00:26:00.210
و میتونم باهاشون بسازم

00:26:05.670 --> 00:26:07.810
چیز اشتباهی گفتم؟

00:26:10.190 --> 00:26:14.320
درسته. هرچی که میگی درسته

00:26:14.320 --> 00:26:17.520
یه زن اصلی نجیبی

00:26:21.490 --> 00:26:22.920
بریم

00:26:24.160 --> 00:26:26.900
آماده شو. میبرمت بیرون

00:26:27.730 --> 00:26:30.750
بیرون؟ کجا؟

00:26:31.840 --> 00:26:33.850
میبرمت میخانه فن

00:26:33.850 --> 00:26:37.090
گفتی تا حالا اونجا نبودی
من دیدنی هاشو نشونت میدم

00:26:37.090 --> 00:26:39.420
امروز میریم؟

00:26:39.420 --> 00:26:42.450
گفتی خواهرات قبلا رفتن اما فقط تو نرفتی

00:26:42.450 --> 00:26:45.560
پس امروز، باید ببرمت اونجا

00:26:46.230 --> 00:26:48.110
اونوقت

00:26:48.110 --> 00:26:49.630
این

00:26:49.630 --> 00:26:52.910
نافرمانی نیست؟

00:26:54.210 --> 00:26:56.960
اگه زن مطیع میخواستم

00:26:56.960 --> 00:26:59.390
اونوقت از تو خوشم نمیومد

00:27:04.000 --> 00:27:05.920
هنوز کفشامو نپوشیدم

00:27:27.750 --> 00:27:32.520
شنیدم وقتی زن "یه" رو شخصا
به بیرون معبد خانوادگی همراهی کردین

00:27:32.520 --> 00:27:36.290
بانوهای چهارم و پنجم خیلی عصبانی بودن

00:27:36.290 --> 00:27:39.150
جاری خونه چهارم شروع کرد به بد و بیراه گفتن

00:27:39.150 --> 00:27:41.420
چه حرفای زشتی زد

00:27:43.000 --> 00:27:45.590
چی گفت؟-
گفت-

00:27:46.750 --> 00:27:49.300
معلومه که گفت دارین اونو آدم بده میکنین

00:27:49.300 --> 00:27:52.180
کارای بد رو بقیه میکنن و اسم اونا بد در میره

00:27:52.180 --> 00:27:56.500
اینکه تمام رئوفی و مهربونیتون الکیه

00:27:57.000 --> 00:27:59.540
جاری پنجم چیزی گفت؟

00:27:59.540 --> 00:28:01.070
اون

00:28:01.750 --> 00:28:03.930
اون چیزی نگفت

00:28:04.610 --> 00:28:09.340
خیلی بلاست، وایمیسه آتیش رو
تماشا میکنه و هیچ کاری نمیکنه

00:28:09.340 --> 00:28:15.230
اگه به خاطر راهنمایی اون نبود، فکر کنم جاری چهارم
 هنوز تا الان از همه جا بی خبر بود

00:28:15.230 --> 00:28:17.390
گرگ چشم سفید

00:28:21.330 --> 00:28:26.300
وقتی مارکیز بزرگ زنده بود، کلی به لاپوشانی
گندکاری خونه های چهارم و پنجم کمک کردم

00:28:26.300 --> 00:28:29.290
حالا که پسر دوم عوض شده

00:28:29.290 --> 00:28:34.730
و تازه عروسش هم سفت و سخته
و راحت نمیشه جوییدش، میخوان جا بزنن؟

00:28:34.730 --> 00:28:39.440
اونقدرا آسون نیست. هرکس اون موقع پسر دوم رو لکه دار کرده

00:28:39.440 --> 00:28:42.180
هیچکدوم نمیتونن پاک باشن

00:28:42.180 --> 00:28:46.490
اگه کسی سعی کنه الان گندکاریشو قایم کنه
تمام کارهاشو آشکار میکنم

00:28:46.490 --> 00:28:49.450
میبینم پسر دوم کیو میبخشه

00:28:50.330 --> 00:28:52.850
حق با شماست، بانوی بزرگ

00:28:52.850 --> 00:28:56.740
اون دو تا خونه نمیتونن آشوب زیادی به پا کنن

00:28:56.740 --> 00:29:00.000
اما زن پسر دوم حریف آسونی نیستی

00:29:00.000 --> 00:29:03.610
کسی نیست که بشه همینطوری از سر بازش کرد

00:29:13.430 --> 00:29:15.280
جای نگرانی نیست

00:29:17.670 --> 00:29:20.220
روزا طولانین

00:29:22.200 --> 00:29:23.780
آره

00:29:33.390 --> 00:29:36.890
چی؟ داری اسباب کشی میکنی؟

00:29:38.920 --> 00:29:41.220
چطور ممکنه؟

00:29:42.460 --> 00:29:46.800
اعلیحضرت یه عمارت بهم بخشیده چرا نمیتونم اسباب کشی کنم؟

00:29:46.800 --> 00:29:53.590
و به عمارت مارکیز خیلی نزدیکه. و رفت و آمد راحته

00:29:53.590 --> 00:29:59.550
هدیه امپراتوری یه طرف
اما به تو بستگی داره که اسباب کشی کنی یا نه

00:30:00.550 --> 00:30:02.950
دودمان ما به وظیفه فرزندی بستگی داره

00:30:02.950 --> 00:30:07.590
پدر و مادرت اینجان چطور میتونی یه عمارت جدا برپا کنی؟

00:30:10.550 --> 00:30:15.670
وظیفه فرزندی؟ مادر باید فداکار باشه که فرزند وظیفه شناس باشه

00:30:16.150 --> 00:30:19.810
زن عموهای چهارم و پنجم، و کسی که اینجا نشسته

00:30:19.810 --> 00:30:23.610
باهم به خانومم زور میگن
 پس درباره کدوم وظیفه فرزندی حرف میزنیم؟

00:30:23.610 --> 00:30:28.090
این چیه؟-
چی؟ چقدر اهانت آمیز. کی به خانومت زور گفته؟-

00:30:30.200 --> 00:30:34.840
فکر کنم زن عموهای چهارم و پنجم توی خونه بهتون نگفتن

00:30:34.840 --> 00:30:38.150
فکر کنم اونا هم حس سربلندی نمیکنن

00:30:38.150 --> 00:30:41.910
همه میگن، سه روز بعد از عروسی رو آسون بگیرین

00:30:41.910 --> 00:30:46.400
اما اونا خیلی عالین. روز اول
 گذاشتن خانومم جلوی معبد زانو بزنه

00:30:46.400 --> 00:30:49.230
قصدشون چیه؟

00:30:49.920 --> 00:30:51.370
چی؟

00:30:54.720 --> 00:30:58.150
زن برادر ارشد. راسته؟

00:30:58.150 --> 00:31:00.660
امکان نداره

00:31:00.660 --> 00:31:04.890
اون هونگشیائو میخواست خودشو بکشه

00:31:04.890 --> 00:31:07.960
برای همین نمیتونستم جلوشو بگیرم

00:31:09.720 --> 00:31:14.220
پسر دوم. تقصیر تو هم هست

00:31:14.670 --> 00:31:17.630
چون هونگشیائو اون موقعها توی اتاق تو بود

00:31:17.630 --> 00:31:20.240
و حالا ازدواج کردی و برای خودت اسم و رسمی داری

00:31:20.240 --> 00:31:25.230
طبیعتا باید مراقبش باشی. واقعا

00:31:25.230 --> 00:31:27.860
هونگشیائو از اتاق کیه؟

00:31:27.860 --> 00:31:30.470
شماها نمیدونین اون مال اتاق کیه؟

00:31:30.470 --> 00:31:33.860
به من فشار نیارین وگرنه حرفای زشتی میزنما

00:31:33.860 --> 00:31:36.400
اگه مال تو نیست پس مال اتاق کیه؟

00:31:36.400 --> 00:31:38.080
اون موقعها

00:31:38.080 --> 00:31:42.060
برادر شوهر پنجم، فراموشش کن

00:31:42.060 --> 00:31:45.750
اگه پسر دوم مایل نیست، مجبورش نکن

00:31:45.750 --> 00:31:50.490
نمیتونیم بذاریم یه خدمتکار هماهنگی ما رو به هم بریزه

00:31:51.220 --> 00:31:56.390
زن برادر ارشد، ما که برات دنبال عدالتیم

00:31:57.940 --> 00:32:04.510
باید صبور باشیم. خانواده ما دیگه تحمل هیچ آشوبی رو نداره

00:32:07.110 --> 00:32:09.270
برای موضوع هونگشیائو

00:32:09.270 --> 00:32:14.070
شاید بهتره بذاری فقط من آدم بده بشم

00:32:14.070 --> 00:32:18.230
نه، نه. بذار شما رو نکشم وسط

00:32:18.230 --> 00:32:23.790
فقط هونگشیائو رو بدین به من
 و میدم زنم یه خانواده خوب براش پیدا کنه

00:32:23.790 --> 00:32:29.650
اونجوری میتونیم شهرت پاک خانواده گو رو حفظ کنیم
و من و زنم هم میتونیم یه کم آرامش داشته باشیم

00:32:29.650 --> 00:32:33.280
اینم خوبه

00:32:37.520 --> 00:32:41.650
یه کم پیش نگفتی داری اسباب کشی میکنی؟
چطور به جاش درباره هونگشیائو داریم حرف میزنیم؟

00:32:41.650 --> 00:32:42.870
والا

00:32:42.870 --> 00:32:47.920
آره! آره، کی بحثو به هونگشیائو کشوند؟

00:32:48.700 --> 00:32:53.330
به هرحال، مصمم که اسباب کشی کنم

00:32:53.330 --> 00:32:55.720
امروز اومدم که فقط بهتون خبر بدم

00:32:55.720 --> 00:33:00.590
چه موافقت کنین یا نه، بازم اسباب کشی میکنم

00:33:00.590 --> 00:33:05.140
زن برادر ارشد رضایت نداده و تو سر خود تصمیم گرفتی؟

00:33:05.140 --> 00:33:08.480
اصلا با چشمات بزرگای خانواده گو رو میبینی؟

00:33:09.100 --> 00:33:12.140
عموی پنجم، اگه اینو بگی

00:33:12.140 --> 00:33:16.110
باعث میشی بانوی بزرگ بدنام بشه که حرص پول رو داره

00:33:18.580 --> 00:33:20.240
چی؟

00:33:20.240 --> 00:33:23.990
با پیروزی برگشتم و اعلیحضرت
مبلغ غیرقابل حسابی به من بخشیدن

00:33:23.990 --> 00:33:27.220
بعلاوه همه اون ثروت دارایی های خانواده بای من

00:33:27.220 --> 00:33:32.820
اگه بانوی بزرگ به من بچسبه و نذاره برم و مردم بشنون

00:33:32.820 --> 00:33:38.750
آشناها فکر میکنن بانوی بزرگ من و زنم رو دوست داره
اما اونایی که نمیشناسن

00:33:38.750 --> 00:33:42.750
فکر میکنن بانوی بزرگ دنبال مال و اموالم بوده

00:33:45.620 --> 00:33:48.060
این حرف دیگه از کجا اومده؟

00:33:48.060 --> 00:33:51.390
حرف مردم برای ذوب طلا کافیه. شایعه چیز ترسناکیه

00:33:51.390 --> 00:33:54.630
یک کلاغ چهل کلاغ میشه، و یه شایعه غلط
ممکنه با حقیقت اشتباه گرفته بشه

00:33:54.630 --> 00:33:59.880
اون موقع، حتی اگه سر تا پا دهن باشی
نمیتونی قشنگ توضیح بدی

00:34:02.430 --> 00:34:08.830
خیلی مورد اعتماد و ترفیع گرفتی پس اگه
دلت میخواد بری برو، نیازی به جنگ و جدل نیست

00:34:14.280 --> 00:34:17.270
 به خاطر درک بالات ازت ممنونم، بانوی بزرگ

00:34:17.770 --> 00:34:22.270
پس مزاحم برادر بزرگم نمیشم. لطفا از طرف من بهش بگو

00:34:22.270 --> 00:34:25.870
هنوز وظایف نظامیم مونده، پس دیگه میرم

00:34:32.110 --> 00:34:36.990
اصلا احترام به بزرگترا حالیشه؟

00:34:36.990 --> 00:34:39.350
چقدر زشت! چقدر زشت

00:34:39.350 --> 00:34:43.030
زن برادر ارشد، باید بهتر ادبش کنی

00:34:43.030 --> 00:34:45.720
این بچه دیگه بزرگ شده

00:34:45.720 --> 00:34:48.260
دیگه حرف گوش نمیده

00:34:50.770 --> 00:34:52.210
عجبا

00:34:55.690 --> 00:34:58.790
بااینکه برادر دوم عزیز نسبت به قبل پیشرفت کرده

00:34:58.790 --> 00:35:02.330
هنوز روشای بچگونش رو کنار نذاشته

00:35:02.330 --> 00:35:07.710
فکر کرده با اسباب کشی راحت از خانواده گو جدا میشه؟

00:35:07.710 --> 00:35:09.650
چی؟

00:35:09.650 --> 00:35:13.640
باغ چنگ همسایه ماست

00:35:13.640 --> 00:35:16.720
اعلیحضرت عمدا این کارو کردن

00:35:16.720 --> 00:35:21.850
که برادر دوم کمی احترام و
اختیار توی خانواده گو داشته باشه

00:35:21.850 --> 00:35:24.190
اما یواشکی هم راهنماییش میکنه

00:35:24.190 --> 00:35:28.510
که اون هر چی باشه از خانواده گوئه
 و دو خانواده نمیتونن جدا بشن

00:35:29.470 --> 00:35:31.390
حواست باشه

00:35:32.090 --> 00:35:34.070
این موضوع تموم نشده

00:35:34.070 --> 00:35:37.890
زن عموهامون و بانوی بزرگ یه راهی پیدا میکنن

00:35:37.890 --> 00:35:40.320
که به عذاب دادنش ادامه بدن

00:35:41.360 --> 00:35:43.420
چرا عذابش میدن؟

00:35:46.590 --> 00:35:48.920
اگه درآینده از دنیا برم

00:35:49.540 --> 00:35:52.990
بدون هیچ اتفاقی، برادر دومه که این عنوان رو به ارث میبره

00:35:52.990 --> 00:35:57.490
اون زمان، اگه برنگرده، چجوری مارکیز نینگیوان میشه؟

00:35:57.490 --> 00:35:59.270
انقدر از این حرفا نزن

00:35:59.270 --> 00:36:02.990
هنوز به خوب شدنت امید هست

00:36:02.990 --> 00:36:05.330
فراموشش کن

00:36:05.330 --> 00:36:09.860
این همه سال طاقت آوردم، و سخت بود

00:36:10.600 --> 00:36:13.220
بدنم رو میشناسم

00:36:15.700 --> 00:36:20.880
حداقل به خاطر من و شیان اِر، باید طاقت بیاری

00:36:22.270 --> 00:36:26.700
حتی اگه مارکیز نباشی و فامیلیت گو نباشه

00:36:28.860 --> 00:36:31.500
بازم دلم نمیخواد ازت جدا بشم

00:36:38.380 --> 00:36:40.530
خیله خب، خیله خب

00:36:41.540 --> 00:36:47.230
بهت قول میدم، به خاطر تو و دخترمون، طاقت میارم

00:36:51.310 --> 00:36:53.880
این کشمکش با اونا رو ادامه میدم

00:36:59.710 --> 00:37:03.890
این باغ چنگ قبلا خونه یه وزیر عالیرتبه سلسله قبلی بود

00:37:03.890 --> 00:37:05.890
بعدا، به زادگاهش برگشت

00:37:05.890 --> 00:37:08.450
و اعلیحضرت این عمارت رو تحت اختیار گرفتن

00:37:08.450 --> 00:37:12.790
همه این سالها ول کرده بودنش که
 خراب بشه تا اینکه به من بخشیدنش

00:37:13.410 --> 00:37:15.340
بدون حساب جنگل جلو و پشتش

00:37:15.340 --> 00:37:19.600
این عمارت بیشتر از شش هکتاره. دو بخش داره، جلو و پشت

00:37:19.600 --> 00:37:22.130
بخش جلویی، من مسئولشم

00:37:22.130 --> 00:37:25.280
بخش پشتی اندرونیه

00:37:25.790 --> 00:37:29.220
و تو مسئولشی. قلمرو تو، و تو رئیسشی

00:37:29.220 --> 00:37:32.950
تو همچین عمارت بزرگی فقط ما دو تا زندگی میکنیم؟

00:37:34.220 --> 00:37:38.220
نگاش کن، احمق کوچولو. دهنت آب افتاده

00:37:38.860 --> 00:37:43.700
به اینم میگن بزرگ؟ به عمارت مارکیز شیانگیانگ میگن بزرگ

00:37:43.700 --> 00:37:46.610
باید سوار اسب بشی که کل حیاط رو بتونی ببینی

00:37:46.610 --> 00:37:49.400
به نظرم این محل متفاوته

00:37:50.260 --> 00:37:55.770
چند تا عمارت بزرگ پایتخت رو قبلا دیدم

00:37:55.770 --> 00:38:02.200
اما در مقایسه این جا روشن تر و دلباز تره

00:38:02.900 --> 00:38:05.280
تشخیص خوبی داری

00:38:05.280 --> 00:38:09.190
اعلیحضرت وقتی داشتن این محوطه رو
به ما میبخشیدن گذاشتن انتخاب کنیم

00:38:09.190 --> 00:38:11.530
وقتی داشتم انتخاب میکردم، تو نگاه اول عاشق این جا شدم

00:38:11.530 --> 00:38:14.510
میدونستم این جا خوشحالت میکنه

00:38:18.550 --> 00:38:21.110
اون زمان، هنوز از خانواده ما خواستگاری نکرده بودی

00:38:21.110 --> 00:38:23.350
جلوتر فکر همه اینا رو کرده بودی؟

00:38:23.820 --> 00:38:27.040
من فقط یه آدمم و مهم نیست کجا زندگی کنم

00:38:27.620 --> 00:38:29.890
اما حالا یه خانواده دارم

00:38:29.890 --> 00:38:33.860
باید یه جا رو پیدا میکردم که شایسته تو باشه

00:38:34.880 --> 00:38:37.590
با اینحال این جا خیلی

00:38:43.500 --> 00:38:46.480
از بچگی با مادربزرگم زندگی کردم

00:38:47.000 --> 00:38:49.160
بعدا وقتی مسئول خونه شدم

00:38:49.160 --> 00:38:53.320
اندرونی خودم رو داشتم، اما همش خیلی کوچیک بود

00:38:53.320 --> 00:38:57.050
یهو این محوطه بزرگ رو بهم میدی

00:38:57.050 --> 00:39:00.780
میترسم نتونم خوب مدیریتش کنم

00:39:00.780 --> 00:39:03.010
اوایل ناآشناست اما بعد یاد میگیری

00:39:03.010 --> 00:39:06.020
کی از زمان تولدش بلده اینجور چیزا رو مدیریت کنه؟

00:39:06.020 --> 00:39:07.680
درسته؟ تازه

00:39:07.680 --> 00:39:12.490
من که نمیگم برو صدراعظم یا ژنرال بشو

00:39:12.490 --> 00:39:14.890
این اندرونی، اگه میخوای مدیریتش کنی، مدیریت کن

00:39:14.890 --> 00:39:17.580
اگه نمیخوای، بده بقیه مدیریتش کنن

00:39:17.580 --> 00:39:19.550
در هر صورت، میخوام

00:39:19.550 --> 00:39:21.430
همه چیز مطابق میلت باشه

00:39:21.430 --> 00:39:23.230
و خانوم من باشی

00:39:23.230 --> 00:39:24.640
عه

00:39:25.460 --> 00:39:27.910
چه راحت به زبون میاریش

00:39:28.420 --> 00:39:31.840
اما به عنوان ژنرال گو آبرو داری

00:39:31.840 --> 00:39:34.890
اگه این خانومت خرابکاری کنه

00:39:34.890 --> 00:39:39.860
 و خنگ بازی در بیاره و بی عرضه باشه
 همه همکارات میترکن از خنده

00:39:41.060 --> 00:39:45.260
تو خرابکاری کنی؟ تو خنگ بازی دربیاری؟

00:39:45.260 --> 00:39:47.190
کی باور میکنه؟

00:39:48.820 --> 00:39:52.410
لازم نیست نگران حرف مفت مردم باشی

00:39:52.410 --> 00:39:57.480
روزی که ازت خواستگاری کردم
 روی چیزی که گفتم برای همیشه حساب کن

00:40:04.120 --> 00:40:06.240
پس بذار امتحان کنم

00:40:07.830 --> 00:40:11.430
آره، این شد یه چیزی

00:40:11.430 --> 00:40:15.810
بعد از اینکه فردا به پدر و مادرت سر زدیم
تمام مسائل اسباب کشی به خودت بستگی داره

00:40:15.810 --> 00:40:18.320
هرچقدر پول و کارگر لازم داری با خودت

00:40:18.320 --> 00:40:21.950
اگه اون بانوی بزرگ بیاد و یه چیزی بگه، فقط محلش نذار

00:40:35.190 --> 00:40:36.990
خواهر ششم

00:40:38.080 --> 00:40:39.880
خواهر ششم

00:40:40.420 --> 00:40:43.720
سلام، خواهر پنجم. سلام، شوهر خواهر پنجم

00:40:45.660 --> 00:40:49.650
نگاش کن. الان واقعا یه ققنوس روی شاخه های بلندی

00:40:49.650 --> 00:40:54.830
این ملازم ها و این شکوه و عظمت
 کمتر از یه شاهزاده خانوم نیست

00:40:54.830 --> 00:40:56.010
اینو اعلیحضرت بهمون بخشیده

00:40:56.010 --> 00:41:00.830
شوهر خواهرت گفت باید بذاریم اعلیحضرت
 اینو ببینن که بخششون رو خوار نکنیم

00:41:00.830 --> 00:41:02.530
عالیه

00:41:04.010 --> 00:41:06.830
شوهرخواهر چهارم، خواهر چهارم، سلام

00:41:06.830 --> 00:41:09.260
برگشتین-
برادر دوم، سلام. برادر دوم-

00:41:09.260 --> 00:41:11.170
بیاین تو-
سلام، زن برادر-

00:41:11.170 --> 00:41:12.980
سلام، برادر سوم

00:41:12.980 --> 00:41:14.830
بفرمایین تو

00:41:16.310 --> 00:41:21.070
بفرمایین تو-
یه مرد حقیر داره پز میده. کجاش دیدنیه؟-

00:41:21.070 --> 00:41:23.290
گفتم نیا، اما همش میخواستی بیای

00:41:23.290 --> 00:41:26.020
میای و عصبانی میشی. چرا خودتو ناراحت کنی؟

00:41:26.020 --> 00:41:29.840
گفتم باید با کالسکه بزرگه بیایم اما تو گوش ندادی

00:41:29.840 --> 00:41:33.420
ما هم یه خانواده نجیب زاده ایم و در مقایسه عین گداهاییم

00:41:33.420 --> 00:41:37.330
باشه. دفعه بعد، اون کالسکه رو برات میگیرم

00:41:42.950 --> 00:41:45.570
مینگ‌اِر-
مادربزرگ، مادربزرگ-

00:41:45.570 --> 00:41:47.760
مینگ‌اِر

00:41:47.760 --> 00:41:50.940
بذار خوب نگات کنم

00:41:53.230 --> 00:41:57.810
یه تار مومم کم نشده و یه ذره هم لاغر نشدم

00:41:57.810 --> 00:42:00.120
منم لاغر نشدم

00:42:00.120 --> 00:42:01.950
شیطون

00:42:05.010 --> 00:42:08.340
وقتی تاریک شد باید دوباره برگردی

00:42:08.340 --> 00:42:13.250
وقتی بری، نمیدونم دیگه کی میتونی برگردی

00:42:13.250 --> 00:42:15.250
بذار بیشتر ببینم

00:42:17.110 --> 00:42:20.160
مادربزرگ، این که چیز ساده ایه

00:42:20.160 --> 00:42:22.320
هروقت مینگ لان دلش برای خونه تنگ شد اشکالی نداره

00:42:22.320 --> 00:42:24.520
منم میتونم باهاش بیام و چند روزی اینجا زندگی کنیم

00:42:24.520 --> 00:42:27.140
لازم نیست نگران باشی، مادربزرگ

00:42:27.830 --> 00:42:29.460
میتونی تحملش کنی؟

00:42:29.460 --> 00:42:32.080
دلیلی هست که نکنم؟

00:42:32.080 --> 00:42:37.310
همش به لطف رضایت شماست
 که میتونم این زن عالی رو داشته باشم

00:42:39.270 --> 00:42:41.400
خانوم بزرگ

00:42:42.360 --> 00:42:45.060
ارباب یکی رو فرستادن که بهتون بگن تو قصر یه کاری پیش اومد

00:42:45.060 --> 00:42:47.380
نمیتونن طفره برن و باید برن

00:42:47.380 --> 00:42:51.290
از خانوم ششم و داماد ششم خواستن اول پیش بانوی بزرگ برن

00:42:51.290 --> 00:42:52.950
بعد از ناهار برمیگردن

00:42:52.950 --> 00:42:55.340
میتونه فقط به کارش برسه

00:42:55.780 --> 00:43:00.040
آره. برید اول به بانوی بزرگ ادای احترام کنین

00:43:00.040 --> 00:43:04.130
بعد برگردین پیش من و باهم گپ بزنیم

00:43:04.130 --> 00:43:05.570
چشم

00:43:08.000 --> 00:43:38.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:43:38.024 --> 00:44:23.024
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.