﻿WEBVTT

00:00:00.130 --> 00:00:54.780
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:54.780 --> 00:01:00.230
<i>داستان مینگ لان</i>

00:01:00.230 --> 00:01:03.070
<i>قسمت43</i>

00:01:17.740 --> 00:01:22.350
عزیزم ، من لباسای بیرونم درآوردم

00:01:35.740 --> 00:01:38.370
نگاه کن چه پای بزرگ و درازی دارم

00:01:42.480 --> 00:01:44.520
دیگه نخون

00:01:44.520 --> 00:01:47.600
امروز تمومش نمیکنی . فردا بقیشو بخون

00:01:49.430 --> 00:01:54.620
این خونه کلی جاسوس از خونه مارکیز داره
 چطور مضطرب نباشم؟

00:01:57.910 --> 00:02:02.130
 امروز دانجو گفتش که یه خدمتکار جدید

00:02:02.130 --> 00:02:06.390
میخواسته بیاد به سالن مطالعه شخصیت
تا بهت خدمت کنه که دانجو حسابی دعواش کرده

00:02:07.380 --> 00:02:10.840
با این دایه لای خیلی نمیشه تا کرد

00:02:11.320 --> 00:02:15.650
وقتی هیچکاری واسه انجام دادن نداشته باشه
 دور میوفته تو باغ و وارد هر دری که میبینه میشه

00:02:15.650 --> 00:02:18.050
هر کیو که سر راهش باشه خِفت میکنه و سوال پیچ میکنه

00:02:18.050 --> 00:02:22.540
من واقعا نمیتونم دهنشو گِل بگیرم تا خفه بشه ، درسته؟
 بهتره که هر چه زودتر بفرستمش بره

00:02:24.680 --> 00:02:27.720
چطور نمیتونی دهنشو گل بگیری و مجبورش کنی که بره؟

00:02:27.720 --> 00:02:30.610
فردا به شیتو میگم که اون پیرزنه رو زندانی کنه

00:02:30.610 --> 00:02:33.160
به یه آدم پیر و ضعیف ظلم میکنی؟

00:02:33.160 --> 00:02:37.100
اگه بفهمن همچین کاری کردی
 هنوزم آبروت واست مهمه یا نه؟

00:02:38.460 --> 00:02:43.450
چطوره که وقتی فردا میرم به دربار چند تا نگهبان

00:02:43.450 --> 00:02:46.570
تو جاهایی که فکر میکنی خیلی مهمه بذارم

00:02:46.570 --> 00:02:48.810
دو تا آدم با شمشیر واسه نگهبانی اونجا میذارم

00:02:48.810 --> 00:02:51.420
بذار ببینیم بازم کسی جرات داره
تصادفا به چیزی دست بزنه

00:02:54.600 --> 00:02:59.420
به نظر میرسه که بانوی بزرگ چین
 از دو جهت داره به من حمله میکنه

00:02:59.420 --> 00:03:02.990
از یه طرف چند تا خدمتکار پیر بامهارت
 میفرسته تا باعث دردسرم بشن

00:03:02.990 --> 00:03:08.530
و از طرف دیگه هی دخترای خوشگل میفرسته تا
تو رو گول بزنن. حسابی روی این قضیه وقت گذاشته

00:03:09.610 --> 00:03:11.740
خوشگل؟

00:03:16.280 --> 00:03:18.290
چقدر خوشگل؟

00:03:24.910 --> 00:03:27.150
طبیعتا ، اونا کاملا زیبان

00:03:27.150 --> 00:03:31.630
چطوره ... فردا

00:03:31.630 --> 00:03:36.000
من میذارم فردا بیان بهمون خدمت کنند تا بتونی ببینیشون

00:03:39.380 --> 00:03:42.640
من فقط داشتم باهات شوخی میکردم ، اما نگاش کن

00:03:42.640 --> 00:03:44.910
جدی گرفتیش واقعا

00:03:44.910 --> 00:03:48.150
به هر حال که در آینده صیغه میگیری واسه خودت
و اینکه من حسود نیستم

00:03:48.150 --> 00:03:51.200
من فقط نگرانم که اون افراد مناسب نیستن

00:03:51.200 --> 00:03:53.900
چرا حسودی نمیکنی؟

00:03:53.900 --> 00:03:57.950
حتی اون نامادری من که خیلی خوب
میتونه تظاهر کنه و همه چیزو تحمل کنه

00:03:57.950 --> 00:04:01.320
هنوزم با پدرم در مورد اینجور چیزا دعوا میکرد

00:04:01.320 --> 00:04:03.650
چرا حسودی نمیکنی؟

00:04:04.800 --> 00:04:07.850
اون حسودی کردناش هم باید جز تظاهر کردناش باشه

00:04:07.850 --> 00:04:12.110
توی خونه من هم ، معشوقه لین اینکاره بود
 وقتی حسودی میکرد واقعا تماشایی بود

00:04:12.110 --> 00:04:18.340
همش به خاطر این نیست که کاری کنن
 شوهرشون فکر کنه خیلی عزیز و مهمه؟

00:04:29.070 --> 00:04:33.730
روباه کوچولو حتی نمیتونی تظاهر کنی؟

00:04:41.780 --> 00:04:43.360
اگه جرات داری یه صیغه واسه خودت بگیری

00:04:43.360 --> 00:04:45.680
با یه چوب گنده میزنمت و بعدشم میندازمت بیرون

00:04:45.680 --> 00:04:48.590
هیچوقت نمیذارم وارد اتاقم بشی

00:04:48.590 --> 00:04:50.860
باشه . باشه

00:04:50.860 --> 00:04:54.320
زن خوب من باید همین جوری باشه . حسود بودن خوبه

00:04:54.320 --> 00:04:57.860
بیا . بیا . بزار واست بخونمش . کمکت میکنم تا بخونیش

00:05:32.990 --> 00:05:36.010
من ... بذار کمکت کنم ! بذار کمکت کنم ! بیا

00:05:36.010 --> 00:05:38.950
متشکرم ، خواهر

00:05:40.420 --> 00:05:42.560
خیلی سنگینه؟
 یه همچین جعبه کوچیکی

00:05:42.560 --> 00:05:44.260
 واقعا سنگینه

00:05:44.260 --> 00:05:46.910
<i>نکنه با طلا و نقره پر شده؟</i>

00:05:46.910 --> 00:05:50.850
نه تنها اونا ، بلکه داخلش کلی الماس گرانبها هم هست

00:05:50.850 --> 00:05:53.130
اون بیرون گاری ، گاری پارچه است

00:05:53.130 --> 00:05:56.610
ما باید تک تکشون رو به انبار داخلی منتقل کنیم

00:05:56.610 --> 00:05:58.710
مطمئنا امروز کل روزو مشغول میشم

00:05:58.710 --> 00:06:01.520
این همه جنس خوب از کجا اومده؟

00:06:01.520 --> 00:06:04.190
جهیزیه بانوی بزرگه؟

00:06:04.190 --> 00:06:07.060
هنوز اسباب کشیش تموم نشده؟-
شوخی میکنی دیگه نه-

00:06:07.060 --> 00:06:12.190
چطور ممکنه ؟
اینا همه هدیه هایی هستش که مردم به ژنرال دادن

00:06:12.190 --> 00:06:16.040
فقط اینا که نیست ، هنوز کلی آدم
 اون بیرون تو صف وایستادن و منتظرن

00:06:16.040 --> 00:06:20.110
یه عالمه چیز یه گوشه منتظرمونن تا جابه جاشون کنیم

00:06:22.300 --> 00:06:24.940
بانوی بزرگ همینجوری همشو قبول کرده؟

00:06:24.940 --> 00:06:28.330
شاید . با این همه چیز خوبی که واسش فرستادن

00:06:28.330 --> 00:06:31.720
مگه احمقه که ردشون کنه؟

00:06:32.880 --> 00:06:34.550
<i>خواهر عجله کن</i>

00:06:34.550 --> 00:06:36.420
اومدم . اومدم

00:06:38.160 --> 00:06:41.000
آدمایی که از عمارت مارکیز فرستاده
 شده بودن رو سرو سامونشون دادی؟

00:06:41.000 --> 00:06:45.300
کم و بیش . بهشون یه سری وظیفه های الکی و غیر مهم دادم

00:06:45.300 --> 00:06:48.720
واسه جاهای مهم ، افراد معتمدمو گذاشتم

00:06:49.770 --> 00:06:54.100
بعدا به خواهر بزرگم میگم تا چند تا آدم جدید واسم پیدا کنه

00:06:54.100 --> 00:06:56.690
خدمتکارای جدید به هیچ جا وصل نیستن

00:06:56.690 --> 00:06:59.830
هر دستوری که من بدم رو طبیعتا انجام میدن

00:07:01.540 --> 00:07:04.410
واسه عمارت مارکیز کار نخواهند کرد

00:07:05.430 --> 00:07:09.460
با این اعصابی که من دارم ، همشونو
یکباره برمیگردونم به عمارت مارکیز

00:07:11.600 --> 00:07:15.710
فقط همه تقصیرا بیوفته گردن من
 چون من از خدمتکارای پیر خوشم نمیاد

00:07:15.710 --> 00:07:19.830
شوهر جان ، تو فقط موقتی

00:07:19.830 --> 00:07:22.380
و نه درست درمون مشکلو حل میکنی

00:07:23.440 --> 00:07:26.540
با پس فرستادنشون به عمارت مارکیز

00:07:26.540 --> 00:07:30.220
 بدون اینکه اجازه بدی  زن عموها و نامادریت انتقادی بکنن

00:07:30.220 --> 00:07:32.920
نمیتونی از زور استفاده کنی

00:07:32.920 --> 00:07:36.930
بعضی از افراد تو دربار سلطنتی
 ممکنه بگن که تو آدم با اخلاقی نیستی

00:07:37.400 --> 00:07:39.480
و به بزرگترات بی احترامی میکنی

00:07:39.480 --> 00:07:42.320
قبلا اینقدر ازت سوء استفاده کردن هنوزم راضی نشدی؟

00:07:43.690 --> 00:07:45.040
...خانوم جانم

00:07:45.040 --> 00:07:48.270
تو تبدیل به یه مشاور ارتشی شدی که توی
چادرش راحت نشسته و داره نقشه میریزه

00:07:49.960 --> 00:07:52.310
اینقدر پر حرفی نکن

00:07:52.310 --> 00:07:53.840
خوبه

00:07:59.450 --> 00:08:01.170
حالا خوب شد

00:08:02.790 --> 00:08:05.100
تمومی دیگه . سریع برو

00:08:05.100 --> 00:08:06.910
اینو بگیر

00:08:08.990 --> 00:08:11.170
هنوزم منو لازم داری تا ازت محافظت کنم؟

00:08:11.170 --> 00:08:13.690
نه نیازی نیست . سریع برو

00:08:17.190 --> 00:08:18.680
دارم میرم

00:08:35.110 --> 00:08:37.200
یه کالسکه از عمارت مارکیز؟

00:08:37.200 --> 00:08:39.380
بانوی بزرگ چین اومده؟

00:08:43.530 --> 00:08:46.320
حتما باز میخواد بیاد کرم بریزه

00:08:46.320 --> 00:08:48.110
شما چند تا ، بیایین اینجا

00:08:49.580 --> 00:08:52.350
به اردوگاه آموزشی برید و به ژنرال گنگ و دوآن بگید

00:08:52.350 --> 00:08:55.750
که من باید به یه سری مسائل خونه
رسیدگی کنم و دیر میرسم. یه ساعت دیگه میام

00:08:55.750 --> 00:08:57.500
چشم

00:08:59.430 --> 00:09:02.850
ارباب جوان-
الان تو قسمت بیرونی سالن مطالعه منتظر میمونم-

00:09:02.850 --> 00:09:05.290
 بی سر و صدا تو حیاط داخلی نگهبانی بده

00:09:05.290 --> 00:09:09.350
به محض اینکه بانوی بزرگ از پسش برنیومد فورا
 بیا بهم بگو تا برم کمکش تا از مخمصه نجات پیدا کنه

00:09:09.350 --> 00:09:11.640
چشم ارباب جوان . بریم

00:09:14.800 --> 00:09:18.800
احوال شما مادر شوهر جان
من اول باید خدمتتون میرسیدم تا سلامی بکنم

00:09:18.800 --> 00:09:20.930
این چند روز گذشته همش درگیر تمیزکاری و اسباب کشی بودم

00:09:20.930 --> 00:09:23.220
مادر شوهر ، امیدوارم به دل نگیرید

00:09:33.060 --> 00:09:37.360
چون میدونستم این چند روزه درگیر اسباب کشی بودی مزاحمت نشدم

00:09:37.360 --> 00:09:42.320
اون خدمتکارای پیر و جوونی که واست فرستادم به درد بخور بودن؟

00:09:42.320 --> 00:09:46.990
شما خیلی به فکر منید ، البته که همون خوباشو واسم انتخاب کردید

00:09:46.990 --> 00:09:49.850
خیلی مچکرم ، مادر شوهر جان

00:09:49.850 --> 00:09:51.580
اگه اونا درستکار و قابلن

00:09:51.580 --> 00:09:54.960
چطوره که هنوز به دایه لای و دایه دیائو هیچ وظیفه ای ندادی؟

00:09:54.960 --> 00:09:56.730
میتونه به خاطر این باشه که اونها پیرن

00:09:56.730 --> 00:10:00.290
پس فکر میکنی تو کاراشون فرز نیستن؟

00:10:00.290 --> 00:10:02.260
نه بابا همچین چیزی نیست

00:10:02.260 --> 00:10:05.700
دایه دیائو بدن ضعیفی داره. میترسیدم که خودشو خسته کنه

00:10:05.700 --> 00:10:09.740
دایه لای یه خدمتکار خیلی باتجربه اس

00:10:09.740 --> 00:10:14.130
دارم فکر میکنم که من باید بهش یه کار مهم و در شأنش بدم ، درسته؟

00:10:14.130 --> 00:10:17.450
پس هنوز هی دارم سبک سنگین میکنم و نتونستم تصمیم بگیرم

00:10:18.930 --> 00:10:22.890
ازونجایی که میدونی باید چیکار کنی ، خیالم راحته

00:10:22.890 --> 00:10:26.630
وگرنه اگه بقیه بفهمن ، ممکنه فکر کنن که من یه آدم خسیسم

00:10:26.630 --> 00:10:30.090
که بهت خدمتکارای پیر و ضعیف و ناتوان دادم

00:10:30.090 --> 00:10:32.030
مادر شوهر ، شما همیشه به تقوا شهره بودین

00:10:32.030 --> 00:10:35.980
کی توی شهر بیانجینگ هست که قلب پاک و مثل بودای شما رو نشناسه؟

00:10:35.980 --> 00:10:39.070
حتی اگه یکی بره همچین حرفایی بزنه ، بقیه باورش نمیکنن

00:10:39.070 --> 00:10:42.590
شهرت یه بیوه اونقدرا هم مهم نیست

00:10:42.590 --> 00:10:46.580
اون چیزی که مهمه شهرت و آبروی خانوادگیه گو هستش

00:10:47.860 --> 00:10:51.550
اگه هر کم و کسری داشتی افرادتو بفرست تا بیان از من بگیرن

00:10:51.550 --> 00:10:55.630
چرا باید قایمکی از مردم هدیه هاشون
 قبول کنی و از شوهرت پنهونشون کنی؟

00:10:55.630 --> 00:10:59.890
چی دارید میگید؟ همچین چیزی نیست

00:10:59.890 --> 00:11:02.740
هنوزم میخوای از من پنهونش کنی ، مگه نه؟

00:11:02.740 --> 00:11:06.230
از وقتی پسرم "یه" ارتقا پیدا کرده
 مردم یه سره واسش کادو میفرستن

00:11:06.230 --> 00:11:08.150
تو در موردشون هیچ سوالی نپرسیدی
 و فقط همینطوری قبولشون کردی

00:11:08.150 --> 00:11:09.720
اگه عالیجناب در موردش بپرسند

00:11:09.720 --> 00:11:12.900
اونوقت شوهرت و خانواده گو تحت فشار قرار نمیگیرن؟

00:11:15.200 --> 00:11:16.970
اگرچه اُبهت عمارت مارکیز

00:11:16.970 --> 00:11:19.670
مثل گذشته عالی نیست

00:11:19.670 --> 00:11:24.220
اما آبرو و شهرتمون همیشه تر و تمیز بوده

00:11:24.220 --> 00:11:26.440
حالا باید با دستای تو

00:11:27.040 --> 00:11:29.760
کثیف بشه؟

00:11:33.850 --> 00:11:37.110
من .... واقعا هیچ هدیه ای رو قبول نکردم

00:11:37.110 --> 00:11:41.160
ژنرال گفتند که در حال حاضر
 وضعیت دربار اونقدرا ثابت نیست

00:11:41.160 --> 00:11:44.790
اگه من همشو قبول نکنم ، همه باهامون دشمن میشن

00:11:44.790 --> 00:11:48.820
اگه فقط گلچین کنم و بعضیاشون انتخاب کنم
ممکنه باعث ایجاد اتحاد با یکی و نفاق با دیگری بشه

00:11:48.820 --> 00:11:51.470
بهتره که فقط همشونو قبول کنیم

00:11:51.470 --> 00:11:54.890
اما بازشون نکنیم
 اون حتما در این مورد به عالیجناب اطلاع میده

00:11:54.890 --> 00:11:57.310
وسیله ها همشون تو انباری حیاط گذاشته شدن

00:11:57.310 --> 00:12:01.610
و همونطوری که هست تقدیم عالیجناب میشن

00:12:12.760 --> 00:12:17.000
این پسره "یه " واقعا بزرگ شده

00:12:17.000 --> 00:12:19.640
اون واقعا خیلی باتدبیر و زیرکه

00:12:19.640 --> 00:12:22.220
اگه نمیدونستم ، با خودم فکر میکردم که

00:12:22.220 --> 00:12:26.740
که اون تو گذشته فقط تظاهر میکرده

00:12:27.460 --> 00:12:30.570
مادر شوهر ، شما نباید اینقدر ستایشش کنید

00:12:30.570 --> 00:12:34.720
اگه اون واقعا زیرک بود ، این همه سال
 تو کوچه ها حیرون و سرگردون نمیبود

00:12:34.720 --> 00:12:40.430
 نتونست آزمونو قبول بشه .مجبور بود به خودش متکی
 باشه و به کمک شمشیر و سپرش موفقیت به دست بیاره

00:12:40.430 --> 00:12:43.950
خیلی واسه شوهر عزیزم سخت بوده
تا تبدیل به اینی که الان هست بشه

00:12:43.950 --> 00:12:47.270
,اگرچه به عنوان همسرش قطعا یکم نادونم

00:12:47.270 --> 00:12:52.210
اما اصول زناشویی رو میدونم ، زن و شوهر باید با هم همراه
و همگام باشن و تو خوشی و ناخوشی شریک هم باشن

00:12:55.460 --> 00:12:57.530
من فقط یه جمله میگم

00:12:57.530 --> 00:13:00.120
تو ده تا دیگه هم میذاری روش میگی

00:13:07.350 --> 00:13:09.190
ارباب جوان

00:13:09.190 --> 00:13:12.360
اوضاع چطوره؟-
نگران نباشید.  رفتش-

00:13:12.360 --> 00:13:14.290
رفتش؟-
رفتش-

00:13:14.290 --> 00:13:16.450
هیچ دردسری درست نکرد؟-
نه-

00:13:16.450 --> 00:13:19.360
حیاط داخلی خیلی ساکت بود من مخصوصا
پشت درخت وایستاده بودم تا نگاهشون کنم

00:13:19.360 --> 00:13:23.300
خانم عمارت مارکیز وقتی داشت میرفت اینقدر
صورتش آویزون شده بود که تقریبا چسبیده بود به زمین

00:13:24.100 --> 00:13:27.750
نامادری من بلاخره جفتشو پیدا کرد

00:13:27.750 --> 00:13:31.700
حرکت قبلی من که مشت مستقیم به سمتشون بود
واقعا به پای روشِ با پنبه سر بریدن نمیرسه

00:13:31.700 --> 00:13:33.990
بیا به اردوگاه آموزشی بریم-
بریم-

00:13:38.980 --> 00:13:40.850
واسه چی میخندی؟

00:13:41.500 --> 00:13:43.460
ارباب جوان ، یکم قبلتر قیافتون

00:13:43.460 --> 00:13:45.810
واقعا شبیه مرغی بود که داره از جوجه هاش مراقبت میکنه

00:13:45.810 --> 00:13:47.620
گمشو بابا

00:14:01.740 --> 00:14:04.580
واسم ازین کاسه های کوچیک نیار
سریع با یه کاسه بزرگتر عوضش کن

00:14:04.580 --> 00:14:07.880
خانم ، بانوی بزرگ ، اینطوری که خیلی بد میشه

00:14:07.880 --> 00:14:11.160
من فقط یکم واستون بیشتر میریزم

00:14:11.160 --> 00:14:13.130
بانوی بزرگ چه مشکلی دارن؟

00:14:13.850 --> 00:14:16.880
 اون عجوزه ... ،دایه لای

00:14:16.880 --> 00:14:20.160
خوش خوشان داره واسه خودش تو عمارتمون میگرده
و هی بقیه رو بازجویی میکنه و به عمارت مارکیز گزارش میده

00:14:20.160 --> 00:14:22.690
وگرنه ، چجوری میتونست اینقدر سریع بیاد؟
(مادر شوهر)

00:14:26.210 --> 00:14:28.560
چیکار میتونیم بکنیم؟

00:14:29.310 --> 00:14:32.790
واقعا نمیتونم دست و پاشو ببندم ، درسته؟ تازه

00:14:32.790 --> 00:14:37.050
به غیر اون ، هنوز خدمتکارای پیر و جوون دیگه ای هم هستن

00:14:37.050 --> 00:14:40.630
همشون جاسوسایی هستن که از عمارت مارکیز فرستاده شدن

00:14:41.290 --> 00:14:43.930
من واقعا نمیتونم همشون شوت کنم بیرون ، درسته؟

00:14:43.930 --> 00:14:45.810
اون دایه لای حتی دوست داره تظاهر کنه که آدم خوبیه

00:14:45.810 --> 00:14:48.100
همیشه یه گروه از خدمتکارای ارشدو
 واسه قمار و نوشیدن دعوت میکنه

00:14:48.100 --> 00:14:50.800
فقط تو چند روز ، حسابی با هم دختر خاله شدن

00:14:50.800 --> 00:14:52.670
همه میگن اون یه آدم خیلی سخاوتمند و صادقه

00:14:52.670 --> 00:14:55.210
همشون تو هر چیزی ازش پیروی میکنن

00:14:55.210 --> 00:14:58.260
اون دهه ها تو عمارت مارکیز کار کرده

00:14:58.260 --> 00:15:00.460
این واسه اون یعنی اینکه

00:15:00.460 --> 00:15:03.360
حسابی مهارت داره

00:15:03.360 --> 00:15:08.140
اون مادر شوهر منم همچینم خنگ نیست
چجوری میتونسته یه آدم بی کفایتو بفرسته؟

00:15:08.140 --> 00:15:13.580
اون مثل یه جوجه تیغی پر تیغ میمونه ، تا وقتی اینجاست
نه میتونی بزنیش ، نه تنبیهش کنی و نه بیرون بندازیش

00:15:13.580 --> 00:15:16.530
هیچوقت فکرشم نمیکردم که با بیرون اومدن از عمارت مارکیز
 هنوزم با این مسائل بخوام دست و پنجه نرم کنم

00:15:18.650 --> 00:15:20.490
خیلی آزاردهنده اس

00:15:20.490 --> 00:15:22.350
شاوتائو قاطی کرده

00:15:22.350 --> 00:15:26.480
مواظب باشید تو گلوتون نپره خدایی نکرده
بانوی بزرگ هنوز یه عالمه سوپ گلابی مونده

00:15:26.480 --> 00:15:30.900
راستی ، هنوز یه کپه دفتر اونجاست
 بانوی بزرگ لطفا یه نگاهم بهشون بندازید

00:15:34.080 --> 00:15:35.970
چویوی

00:15:36.680 --> 00:15:40.360
واقعا حس میکنم بهتره فقط یه دوشیزه خانم تو سالن شوآن باشم

00:15:40.360 --> 00:15:42.800
,خانم خوب من ، بانوی بزرگ قشنگم

00:15:42.800 --> 00:15:46.190
شما حالا خیلی قدرتمندید . همه بیانجینگ بهتون حسودی میکنن

00:15:46.190 --> 00:15:48.330
بیایید بریم . بیایید بریم . سریع برید و بخونیدشون

00:15:51.820 --> 00:15:54.710
این عمارت خیلی بزرگه

00:15:54.710 --> 00:15:58.340
همین باغشو ببین نمیشه کامل توش قدم زد

00:15:58.340 --> 00:16:03.180
اینکه فقط از ما چند نفر بخوان تو نصف روز تمیزش کنیم

00:16:03.180 --> 00:16:05.850
مثل این میمونه که واقعا قصد جونمون کرده باشن

00:16:06.580 --> 00:16:09.200
بانوی بزرگ گفتند

00:16:09.200 --> 00:16:12.860
که قراره چند نفر قابل اعتماد انتخاب کنند
 اما الان نصف روز گذشته

00:16:12.860 --> 00:16:15.870
و هنوز هیچکس نیومده

00:16:16.330 --> 00:16:19.720
میتونه به این خاطر باشه که عمارت
پول کافی واسه خرج و مخارجش نداره

00:16:19.720 --> 00:16:22.430
به خاطر همین ،اون نمیتونه خدمتکار دیگه ای بخره؟

00:16:22.430 --> 00:16:25.700
اون فقط حرف میزنه

00:16:25.700 --> 00:16:28.280
بگو ببینم ، بین این همه آدمی که توی این عمارت کار میکنن

00:16:28.280 --> 00:16:30.250
کیه که خواهر برادری ، خواهر/ برادر زاده ای

00:16:30.250 --> 00:16:32.780
تو خونه نداشته باشه، ها ؟

00:16:32.780 --> 00:16:35.800
همه اونایی که کاری واسه انجام دادن ندارنو صدا بزنه

00:16:35.800 --> 00:16:37.850
تا بیان اینجا واسه کار کردن

00:16:37.850 --> 00:16:40.130
اونایی که زرنگ و فرزن رو انتخاب کنه

00:16:40.130 --> 00:16:42.260
اونا نسبت به خدمتکارایی که از بیرون خریده میشن

00:16:42.260 --> 00:16:45.040
قابل اعتماد تر نیستن ؟ دروغ میگم بگو دروغ میگی؟-
راس میگی-

00:16:45.040 --> 00:16:47.310
خیلی بهتره که توی عمارت مارکیز کار کنیم

00:16:47.310 --> 00:16:49.390
بانوی بزرگ یه الهه است یه بوداست

00:16:49.390 --> 00:16:53.260
همچنین اون این همه قوانین عجیب غریب نداره

00:16:53.260 --> 00:16:56.210
اونایی که تو باغ کار میکنن اجازه ندارن وارد حیاط جلویی بشن

00:16:56.210 --> 00:16:57.940
اجازه ندارن همینجوری واسه خودشون ول بچرخن

00:16:57.940 --> 00:17:01.500
محکومین به مرگ هم ممکنه یه زندگی خیلی
راحت تری نسبت به ما داشته باشن

00:17:01.500 --> 00:17:05.060
بهتره صداتو بیاری پایین

00:17:05.060 --> 00:17:09.100
این بانوی بزرگ ما واقعا میتونه کینه به دل بگیره

00:17:09.100 --> 00:17:13.120
چند روز پیش که دیده بودیمش
 چند دفعه اشتباهشو بهش گوشزد کردم

00:17:13.120 --> 00:17:16.090
اون فورا دخترمو تنبیه کرد

00:17:16.090 --> 00:17:21.670
 اون خدمتکارای زن درجه یک رو وادار کرد
به ارباب جوان توی درخت کاشتن کمک کنن

00:17:21.670 --> 00:17:24.060
اینکه هیچکسو نذاری وارد اتاق ارباب بشه

00:17:24.060 --> 00:17:27.320
کار زنی از یه خانواده اشرافی عالی نیست

00:17:27.320 --> 00:17:30.600
اون شاید میترسه که اگه ارباب ببینه دخترت چقدر خوشگله

00:17:30.600 --> 00:17:33.350
ممکنه ارباب پی ببره که چطور در مقایسه با دختر تو رنگ و رو رفته اس-
آره همینطوره-

00:17:33.350 --> 00:17:35.850
نمیدونم چی بگم والا

00:17:35.850 --> 00:17:38.620
اما روی هم رفته

00:17:38.620 --> 00:17:41.000
اون از یه خانواده تحصیل کرده اس

00:17:41.000 --> 00:17:44.130
,اگرچه اون یه دختر نامشروعه

00:17:44.130 --> 00:17:47.760
اون نباید اینقدر حسود باشه ، درسته؟

00:17:47.760 --> 00:17:50.190
شما ها چه زر زری میکنید ؟

00:17:57.330 --> 00:18:01.730
شما ها حتی ارزش اینو دارید که ارباب بخواد شما رو ببینه؟
 اصن تو جایگاهی هستین که پشت سر بانوی بزرگ غیبت کنید؟

00:18:01.730 --> 00:18:06.700
پتیاره های کثیف ، اگه شما رو بگیرن و اخراجتون کنن و بندازنتون تو برفا
حتی گدا گدولا هم یه نگاه دوباره به شما نمیندازن

00:18:06.700 --> 00:18:08.280
مگه من چی گفتم؟

00:18:08.280 --> 00:18:12.460
خانم شاوتائو ، الکی بهم تهمت نزنید

00:18:12.460 --> 00:18:15.930
پس تو الان ارباب این خونه ای آره ؟
هر کیو که دوست داشته باشی میتونی استخدام کنی

00:18:15.930 --> 00:18:20.010
یا هر کیو که دلت بخواد بذاری تا به ارباب خدمت کنن ؟
 اگه انقدر ازت برمیاد پس چرا هنوز به دخترت دستور میدی؟

00:18:20.010 --> 00:18:24.970
چرا نمیری بیرون دور بزنی و سر راهت
 یه مردیو پیدا کنی تا باهاش ازدواج کنه؟

00:18:25.560 --> 00:18:28.820
بگو خانم ببینم , چرا اینقدر گستاخ و بی منطقی؟

00:18:28.820 --> 00:18:33.020
حداقلش اینقدر سنم هست که جای مادربزرگت باشم

00:18:33.020 --> 00:18:35.640
وقتی داشتم زمینو تمیز میکردم

00:18:35.640 --> 00:18:37.950
فقط چند تا شوخی کردم

00:18:37.950 --> 00:18:40.520
چجوری اونا شما رو ناراحت کرد خانم؟

00:18:40.520 --> 00:18:43.100
راس میگه خانم حتما اشتباه شنیدید

00:18:43.100 --> 00:18:44.920
ما که چیزی نگفتیم

00:18:44.920 --> 00:18:46.260
برین سر خودتون شیره بمالین

00:18:46.260 --> 00:18:48.640
اگه دوباره بشنوم ، نیازی ندارم که به اطلاع بانوی بزرگ برسونم

00:18:48.640 --> 00:18:52.120
فقط با اردنگی میندازمتون بیرون

00:18:58.150 --> 00:19:00.570
اون نمیره که به بانوی بزرگ راجب ما بگه نه؟

00:19:00.570 --> 00:19:03.480
خب که چی؟ اون بانوی بزرگ میتونه

00:19:03.480 --> 00:19:06.740
ما رو با چماق خاردار بزنه؟

00:19:07.360 --> 00:19:11.710
اینجوری تبدیل به یه آدم ظالم که نسبت به
بزرگتراش بی احترامی کرده نمیشه؟

00:19:12.520 --> 00:19:15.750
به عنوان یه خدمتکار ، ما نباید خودمون رو دست کم بگیریم

00:19:15.750 --> 00:19:17.810
و بذاریم ارباب هر جور که اون میخواد باهامون تا کنه، درسته؟

00:19:17.810 --> 00:19:20.520
اون وقت ما مثل سگ و خوک نمیشیم؟

00:19:20.520 --> 00:19:25.850
اکه نمیخوایم که واسمون قلدری کنن و زور بگن
باید مثل دونه های تسبیح کنار هم باشیم و متحدانه با هم کار کنیم

00:19:25.850 --> 00:19:29.410
فقط اون موقع اس که میتونیم جای پامون اینجا محکم کنیم

00:19:29.410 --> 00:19:32.280
راست میگی .پس  از این بعد ما به حرفت گوش میدیم

00:19:32.280 --> 00:19:35.120
به حرفت از این به بعد گوش میدیم

00:19:38.980 --> 00:19:43.840
دیروز تولد دوک یینگ بود
 من و رولان همراه مادر رفتیم تا بهش تبریک بگیم

00:19:43.840 --> 00:19:47.350
اونجا حرف تو نقل مجلس بود

00:19:48.680 --> 00:19:53.400
اونها میگفتن که تو اصلا به بزرگترات اهمیت نمیدی
 و اینکارت بی احترامی به مادر مشروعته

00:19:53.400 --> 00:19:57.710
بانوی بزرگ چین به عنوان یه بیوه زندگی سختی داشته
 با اینحال بازم تونسته اخلاق خوبشو نگه داره

00:19:57.710 --> 00:20:01.760
میگن اولین روز بعد از عروسیت دیر رفتی بهشون سلام بگی

00:20:01.760 --> 00:20:05.670
یه مادر مشروع هست اما بااینحال
باید اسباب کشی میکردی و میرفتی عمارت خودت

00:20:05.670 --> 00:20:08.060
همه میگن بی عاطفه ای

00:20:08.060 --> 00:20:10.350
دیگه چی؟

00:20:10.350 --> 00:20:14.490
 هنوز خیلی هست. حتی گفتن که
 شما دو تا به خدمتکاراتون سخت میگیرین

00:20:14.490 --> 00:20:17.460
از عمد خدمتکارای پیر رو میزنین و دعوا میکنین

00:20:17.460 --> 00:20:19.490
به کسایی که بزرگتراتون بهتون دادن هیچ اهمیتی نمیدین

00:20:19.490 --> 00:20:23.760
این برابر با خودخواهی و ناسپاسی نسبت به بزرگتراست

00:20:24.590 --> 00:20:28.590
بازم کلی چیزای بد بد هست. دیگه نمیخوام بگمشون

00:20:28.590 --> 00:20:31.860
وقتی مادر و رولان اونا رو شنیدن، خیلی عصبانی بودن
اما نمیتونستن آشکارا بحث کنن

00:20:31.860 --> 00:20:34.620
اینقدر عصبانی بودن که بدون خوردن چیزی رفتن

00:20:35.640 --> 00:20:37.670
همش تقصیر منه؟

00:20:37.670 --> 00:20:40.930
بانوی بزرگ چین اصلا هیچ تقصیری نداره؟

00:20:40.930 --> 00:20:42.910
معلومه

00:20:44.600 --> 00:20:47.290
چطور هر چی گفتی درباره من بود

00:20:47.830 --> 00:20:50.470
شوهرم یه آدم کامله؟

00:20:50.470 --> 00:20:53.510
هر دو تاتون باید مورد انتقاد قرار بگیرین

00:20:53.510 --> 00:20:55.300
که بس کنی؟

00:20:55.300 --> 00:20:58.130
همش تقصیر اونه که پای منو وسط این گرفتاری ها کشید

00:20:58.130 --> 00:21:00.690
فقط من نباید باشم که پشت سرم حرف میزنن، درسته؟

00:21:00.690 --> 00:21:03.530
بدی ها در مورد شوهرت همون حرفای قبلیه

00:21:03.530 --> 00:21:06.690
چیزایی مثه از بچگی سرکش بودن
 مشتری دائم فاحشه خونه ها

00:21:06.690 --> 00:21:09.400
خدای مرگ جلوی کوهی از جنازه ها

00:21:10.500 --> 00:21:14.140
اونا چیزی نیستن. چیز دیگه ای نیست؟

00:21:14.760 --> 00:21:18.780
این ژنرال یونهوی تو امپراتور قبلی و جدید رو نجات داده

00:21:18.780 --> 00:21:21.920
دو تا فرمان امپراتوری گفتن اون به امپراتور وفاداره
نسبت به امپراتور باملاحظه

00:21:21.920 --> 00:21:25.610
شریف، در خور فرزندی، بلند پایه، و پاکه
دیگه کی جرات میکنه چیز بیشتری بگه؟

00:21:26.340 --> 00:21:28.930
واقعا زره محافظ خوبی بدست آورد

00:21:28.930 --> 00:21:33.560
این براش عالیه. وگرنه نمیدونم
 مردم دیگه چی دربارش میگفتن

00:21:34.670 --> 00:21:38.250
هیچوقت به اون مهمونی ها دعوت نشدم

00:21:39.440 --> 00:21:43.690
حتی وقتی فقط یه دختر توی خونه مون بودم
هیچوقت اینجوری باهام سرد برخورد نشده بود

00:21:44.510 --> 00:21:48.420
روش های مادرشوهرت استادانه تر از اهالی خونه مونه

00:21:48.420 --> 00:21:51.850
تعجبی نداره مادربزرگ اولش
نمیخواست تو با اونا وصلت کنی

00:21:51.850 --> 00:21:54.300
معلومه کار اونه که این خبرا رو پخش کرده

00:21:54.300 --> 00:21:57.040
اونوقت باید قیافه مظلوما رو بگیره

00:21:57.040 --> 00:21:59.690
من و شوهرم که نمیتونیم واقعا بریم
اینو به تک تک مردم توضیح بدیم، درسته؟

00:21:59.690 --> 00:22:02.690
حتی اگه این کارو بکنیم، هیچکس ما رو باور نمیکنه

00:22:02.690 --> 00:22:07.260
خواهر ششم، اینجوری فایده نداره

00:22:07.260 --> 00:22:09.720
چون توی این مسیر قدم گذاشتیم

00:22:09.720 --> 00:22:13.560
هرچقدر هم که ازش متنفر باشم فایده ای نداده
نمیتونم جلوشو بگیرم، درسته؟

00:22:15.400 --> 00:22:19.170
حتی اگه نخوام تو این مسیر راه برم
یکی منو هل میده که راه برم

00:22:19.170 --> 00:22:23.230
حالا که اینطوره، چرا با لبخند راه نرم؟

00:22:23.230 --> 00:22:25.820
در هر صورت، تاابد باید راه برم

00:22:37.790 --> 00:22:40.960
وظیفه خرید آشپزخونه کاری نیست
که آدم بتونه سرسری بگیره

00:22:40.960 --> 00:22:45.470
دایه لای، تو یه خدمتکار باتجربه ای

00:22:45.470 --> 00:22:47.780
این کارو توی عمارت مارکیز هم انجام میدادی

00:22:47.780 --> 00:22:50.860
پس این وظیفه رو بهت میسپرم

00:22:50.860 --> 00:22:54.250
حتما تمام تلاشمو میکنم

00:22:55.680 --> 00:22:59.920
دایه دیائو، مریض احوالی، پس وظیفه دیگه ای بهت نمیدم

00:22:59.920 --> 00:23:04.260
دایه هوآ و دایه تیان قبلا توی عمارت مارکیز
مسئول شستن لباسا و نظافت عمارت بودن

00:23:04.260 --> 00:23:08.400
اینجا هم همین کارو میکنیم. چوی توی این وظایف
 باتجربه این، خیالم راحته که بسپرمشون به شما

00:23:08.400 --> 00:23:10.630
بله. بله

00:23:10.630 --> 00:23:13.690
از قبل نوشتم بقیه چه کاری دارن

00:23:13.690 --> 00:23:16.100
بعدا چویوی براتون میخونه

00:23:16.100 --> 00:23:19.260
و بعد، همه فقط وظیفه ای که بهتون داده شده رو دنبال کنین

00:23:19.260 --> 00:23:21.430
که نشان و کلیدهاتون رو بگیرین

00:23:21.430 --> 00:23:25.460
 من جوونم، پس سازماندهیم ممکنه اونقدرا مناسب نباشه

00:23:25.460 --> 00:23:28.140
بیاین فقط برای یه سال امتحانش کنیم

00:23:28.140 --> 00:23:32.800
اگه واقعا نمیتونین انجامش بدین یا هر وظیفه نامناسبی
 داده شده، فقط برید کارتون رو عوض کنید

00:23:32.800 --> 00:23:35.580
یا بیاین به من بگین

00:23:35.580 --> 00:23:37.170
چشم

00:23:37.170 --> 00:23:39.530
صبح زود بیدار شدم و یه کم خسته ام

00:23:39.530 --> 00:23:41.220
حالا برمیگردم و استراحت میکنم

00:23:41.220 --> 00:23:43.200
همتون برید سرکار خودتون

00:23:43.200 --> 00:23:45.110
باشه. باشه

00:23:54.000 --> 00:23:55.900
بریم. بریم

00:24:05.400 --> 00:24:08.300
میبینی؟ واقعا هنوز جوونه

00:24:08.300 --> 00:24:11.000
بعد از سه روز باابهت بودن، دیگه نمیتونه اونجوری ادامه بده

00:24:11.000 --> 00:24:12.840
چقدر صاف و ساده

00:24:12.840 --> 00:24:15.200
فقط بلده بخوره و بخوابه

00:24:15.200 --> 00:24:16.200
راحت میشه باهاش کنار اومد

00:24:16.200 --> 00:24:17.400
خوشحال نیستی؟

00:24:17.400 --> 00:24:19.200
بریم. بریم. بیا بریم کلیدهامون رو بگیریم

00:24:19.200 --> 00:24:21.100
زود برو

00:24:26.200 --> 00:24:29.400
<i>[ اندرونی جیاشی ]</i>

00:24:32.200 --> 00:24:35.400
یه جور بارون میاد انگار آسمون داره میریزه

00:24:35.400 --> 00:24:38.400
خوبه دستور دادی بعدازظهر لباسا رو بیارن داخل

00:24:38.400 --> 00:24:40.400
واقعا خوب پیش بینی میکنی

00:24:40.400 --> 00:24:43.300
حس میکنم حرفتون خیلی درسته

00:24:44.200 --> 00:24:47.700
اشتباهه. باید بگی خوب نصیحتت کردم

00:24:47.700 --> 00:24:49.200
همش به لطف بانوی بزرگه که خوب بهم یاد داده

00:24:49.200 --> 00:24:51.600
همش به خاطر اینه که پیش بینی شما خوبه

00:24:51.600 --> 00:24:53.200
درسته

00:24:53.200 --> 00:24:56.800
حس میکنم حرفت خیلی درسته

00:24:56.800 --> 00:25:00.200
اونوقت پیش بینی کردی که شوهرت
 توی بارون موش آب کشیده میشه؟

00:25:06.400 --> 00:25:09.200
زود بیا تو

00:25:45.700 --> 00:25:47.760
پیش بینی کردم بارون میاد

00:25:47.760 --> 00:25:51.600
و به یکی دستور دادم برات چتر بیاره. چطور

00:25:54.400 --> 00:25:57.500
سوار اسب شدم که تو جلسه دربار امپراتوری شرکت کنم

00:25:57.500 --> 00:26:00.500
اگه یه کلاه حجاب دار بهم میدادی بهتر بود

00:26:06.800 --> 00:26:13.400
چرا دفعه بعد برای رفتن به قصر سوار کالسکه نمیشی؟

00:26:17.600 --> 00:26:20.200
دفعه بعد، با یه کالسکه میام دنبالت

00:26:20.200 --> 00:26:22.300
نمیذارم خیس بشی

00:26:23.300 --> 00:26:25.200
مگه به خاطر این عصبانیم؟

00:26:25.200 --> 00:26:27.100
پس چی؟

00:26:33.000 --> 00:26:34.400
فراموشش کن

00:26:35.700 --> 00:26:38.000
فقط صبورانه منتظر میمونم

00:26:38.000 --> 00:26:39.400
منتظر چی؟

00:26:39.400 --> 00:26:42.700
منتظر میمونم تا بدونی توی روزهای بارونی
 باید با شوهرت چطور رفتار کنی

00:26:43.600 --> 00:26:45.800
یه کالسکه بازم خوب نیست؟

00:26:51.800 --> 00:26:54.600
به خاطر اینکه تازگی بحث های مردم درباره ما رو شنیدی

00:26:54.600 --> 00:26:57.100
یه کم ناراحتی؟

00:27:00.200 --> 00:27:02.400
توی تولد زن دوک یینگ

00:27:02.400 --> 00:27:06.700
همه خانواده های برجسته رو دعوت کرد، جز ما

00:27:06.700 --> 00:27:09.200
نه تنها ما رو دعوت نکرد

00:27:09.200 --> 00:27:12.000
به غیر از دامادش دایی شِن
(برادر ملکه رو میگه)

00:27:12.000 --> 00:27:16.500
دوآن کوچیک، ارشد گنگ، و بقیه از یوجو هم دعوت نشدن

00:27:16.500 --> 00:27:19.200
فقط میخوای تماشا کنی؟

00:27:19.200 --> 00:27:22.000
اون یکی از مقامات قدیمیه که به سه امپراتور خدمت کرده

00:27:22.000 --> 00:27:26.700
دوک یینگ و زنش شخصیتهای خیلی قوی ای دارن توی اداره ی
خونه شون خیلی سختگیرن، و به آداب و رسوم خیلی اهمیت میدن

00:27:26.700 --> 00:27:30.400
قبلا شهرت خیلی بدی داشتم

00:27:30.400 --> 00:27:32.200
و الان تازه یه افسر مورد علاقه شدم

00:27:32.200 --> 00:27:35.500
یه پیرمردی مثه اون هیچوقت به مردا اهمیتی نمیده

00:27:36.500 --> 00:27:39.800
هر چی بیشتر مردم یک کلاغ چهل کلاغ کنن
 شایعه ها ترسناکتر میشه

00:27:39.800 --> 00:27:42.600
مهم نیست چقدر قهرمان و شجاع باشی

00:27:42.600 --> 00:27:44.800
اگه کل دنیا بگن آدم پست فطرتی هستی

00:27:44.800 --> 00:27:48.500
با گذشت زمان، کل دنیا شروع میکنن به باورش

00:27:48.500 --> 00:27:51.700
قبلا دقیقا از همین حقه ها عذاب نکشیدی؟

00:27:52.700 --> 00:27:55.000
من یه پست فطرتم

00:27:55.000 --> 00:27:57.700
خانومم میخواد برام دنبال عدالت باشه؟

00:27:59.700 --> 00:28:03.600
به عنوان یه زوج متاهل، ما یک بدنیم
 شکوه یا نابودی هر کدوم روی هر دو تاثیر میذاره

00:28:03.600 --> 00:28:06.420
معلومه که باید به صلاحت فکر کنم

00:28:07.000 --> 00:28:08.000
نیازی نیست

00:28:08.000 --> 00:28:10.200
از کوهی از تیغها و دریایی از آتش جون سالم بدر بردم

00:28:10.200 --> 00:28:12.600
هنوز به همچین چیزایی اهمیت میدم؟

00:28:14.420 --> 00:28:16.640
دوباره عصبانی هستی؟

00:28:22.350 --> 00:28:24.420
به هرحال، نمیتونی فرار کنی

00:28:25.600 --> 00:28:27.400
روزها طولانین

00:28:30.400 --> 00:28:33.000
وسط روزه

00:28:33.800 --> 00:28:36.200
بیا بعدا باهم شام بخوریم

00:28:38.800 --> 00:28:40.900
شام بعدا

00:28:45.000 --> 00:28:47.600
عجب گردن کلفتیه

00:28:47.600 --> 00:28:49.600
چقدر دمدمی

00:28:49.600 --> 00:28:51.700
یه لحظه، خیلی خوشحاله

00:28:51.700 --> 00:28:55.100
یه لحظه، بدون هیچ دلیلی عصبانی میشه

00:28:55.100 --> 00:28:58.000
حتی کنار اومدن با بودا انقدر سخت نیست

00:29:01.700 --> 00:29:03.000
لباسا رو اتو زدین؟

00:29:03.000 --> 00:29:06.100
فکر میکنی کی هستی؟

00:29:06.100 --> 00:29:09.400
من بیشتر از اون برنجی که خوردی نمک خوردم
(همون چند تا پیرهن بیشتر پاره کردنِ خودمون)

00:29:09.400 --> 00:29:11.600
نوبت توئه که تو این موضوع دخالت کنی؟

00:29:11.600 --> 00:29:15.000
داری از سنت برای سواستفاده ازمون میکنی
 بستگانت رو سر کارای خوب میذاری

00:29:15.000 --> 00:29:16.600
و رشوه میگیری

00:29:16.600 --> 00:29:19.600
و حتی نمیذاری آدم دهن باز کنه؟
 فکر نکن که ما خریم نمیفهمیم

00:29:19.600 --> 00:29:22.000
حالا که اینجوره، برو چغلیمو بکن

00:29:22.000 --> 00:29:26.000
برو! اندرونی بانوی بزرگ از این طرفه
 جون خودت راهشو بلد نیستی آخه

00:29:26.000 --> 00:29:28.000
برو چغلیمو بکن! برو

00:29:28.000 --> 00:29:30.400
به خاطر این نیست که میدونی بانوی بزرگ اخلاق خوبی داره

00:29:30.400 --> 00:29:33.000
که چی؟-
و تو از عمارت مارکیزی-

00:29:33.000 --> 00:29:36.800
پس هیچکس نمیتونه بهت آسیبی بزنه، درسته؟
خجالت هم نمیکشی هی به آدم زور میگی

00:29:36.800 --> 00:29:40.400
این دو تا خدمتکار جوون و بی تجربه ان

00:29:40.400 --> 00:29:42.800
وقتی یه چیزایی گم شد، فقط انداختی تقصیر اونا

00:29:42.800 --> 00:29:45.600
این قدر سنته، باز به یه بچه زور میگی

00:29:45.600 --> 00:29:47.700
آخه وجدان داری؟

00:29:47.700 --> 00:29:49.600
این دو تا بچه کوچیک

00:29:49.600 --> 00:29:51.800
معلومه که دستشون کجه

00:29:51.800 --> 00:29:53.800
هنوز ازشون دفاع میکنی؟

00:29:53.800 --> 00:29:56.420
حتما همدستشونی

00:29:57.100 --> 00:30:00.300
اگه پول نادرستی از این عمارت برداشته باشم

00:30:00.300 --> 00:30:02.200
ایشالا به مرگ فجیعی بمیرم

00:30:02.200 --> 00:30:04.400
حالا نمیخواد اینجا نفرین کنی

00:30:04.400 --> 00:30:08.000
خرید آشپزخونه در اختیار منه

00:30:08.000 --> 00:30:10.400
همینطور مسئول وسایل اونجا هم هستم

00:30:10.400 --> 00:30:13.900
هر کیو دلم بخواد میتونم بازجویی کنم. به تو ربطی نداره

00:30:13.900 --> 00:30:15.400
تو-
چی؟-

00:30:15.400 --> 00:30:17.800
عفریته

00:30:17.800 --> 00:30:20.600
جنده-
چه حرفای قشنگی میزنی-
چی؟-

00:30:20.600 --> 00:30:22.400
هر کدومتون

00:30:22.400 --> 00:30:26.700
اون دایه لای قبلا وانمود میکرد عادله

00:30:26.700 --> 00:30:28.930
دیده هیچکس جرات نداره باهاش در بیوفته

00:30:28.930 --> 00:30:31.200
کم کم پررو شده

00:30:32.400 --> 00:30:34.000
حدسم درست بود

00:30:34.000 --> 00:30:37.600
مهم  نیست یه روباه چقدر موذی باشه
دیر یا زود دمش رو نشون میده

00:30:37.600 --> 00:30:41.000
کسی که یه کم پیش داشت باهاش
دعوا میگرفت زن وانگ ووئه، نه؟

00:30:41.000 --> 00:30:43.200
الان تو کل باغ چنگ فقط اون

00:30:43.200 --> 00:30:45.800
جرات داره با دایه لای بحث کنه

00:30:46.800 --> 00:30:49.600
یه آدم خیلی بی شیله پیله هم هست

00:30:49.600 --> 00:30:52.400
بانوی بزرگ، شما باید مداخله کنین

00:30:52.400 --> 00:30:54.400
اگه بازم این کارو نکنین، اون آدم بی شیله پیله

00:30:54.400 --> 00:30:57.400
بزودی یه گوشه کشیده میشه که
راهی برای بیرون رفتن نداشته باشه

00:30:57.400 --> 00:31:01.000
مداخله میکم، اما وقت درستش هنوز نرسیده

00:31:03.600 --> 00:31:06.400
بعد از ناهار، به اون زن وانگ وو بگو

00:31:06.400 --> 00:31:09.000
  بیاد پیش من-
چشم-

00:31:17.500 --> 00:31:21.320
<i>[ اندرونی جیاشی ]</i>

00:31:35.300 --> 00:31:38.000
چه وظیفه ای داری؟

00:31:38.000 --> 00:31:42.200
به عرض بانوی بزرگ میرسونم، فقط یه سری کار دستی
وقتی دیگه هیچ کاری نمیکنم

00:31:42.200 --> 00:31:46.200
به باغبونها کمک میکنم گلها رو آب بدن و خاک رو شخم بزنن

00:31:47.200 --> 00:31:49.800
میتونم ببینم گیاهای توی باغ خوب رشد میکنن

00:31:49.800 --> 00:31:53.400
خیلی تمیز بود. خیلی بااستعدادی

00:31:53.400 --> 00:31:57.700
یه آدم ناپخته و بی شیله پیله ام. فقط میتونم
کارایی که قدرت دست لازم دارن رو انجام بدم

00:31:57.700 --> 00:32:01.800
جسارت نمیکنم به عنوان بااستعداد توصیف بشم

00:32:01.800 --> 00:32:05.600
طرف شرقی باغ برهوته، برای همین، به چشم قشنگ نمیاد

00:32:05.600 --> 00:32:08.200
حس میکنم تعداد کسایی که میتونن گل و گیاه بکارن کمه

00:32:08.200 --> 00:32:11.000
میتونم ببینم که توی این کار دانش داری و آدم صادقی هستی

00:32:11.000 --> 00:32:14.000
پس این موضوع رو به تو میسپرم

00:32:14.000 --> 00:32:17.200
بانوی بزرگ، جدی میگین؟

00:32:17.200 --> 00:32:19.800
معلومه

00:32:19.800 --> 00:32:22.400
چیه؟ مایل نیستی؟

00:32:22.400 --> 00:32:23.800
نه. نه

00:32:23.800 --> 00:32:28.200
فقط کاشت گل و گیاه هزینه های زیادی داره

00:32:28.200 --> 00:32:30.480
من.. فقط کار دستیش رو بلدم انجام بدم

00:32:30.480 --> 00:32:32.400
و تا حالا همچین کار مهمی رو انجام ندادم

00:32:32.400 --> 00:32:35.000
میترسم نتونم خوب انجامش بدم

00:32:35.000 --> 00:32:38.100
هنوز انجامش ندادی، پس چطور
میدونی نمیتونی خوب انجامش بدی؟

00:32:40.000 --> 00:32:42.400
میترسم بازار رو نشناسم

00:32:42.400 --> 00:32:44.900
اگه چیزای زیادی گرون بخرم، هزینه های اضافی میشه

00:32:44.900 --> 00:32:48.200
اگه چیزای بی کیفیت بخرم، باعث میشم
عمارتمون وجهه اش رو از دست بده

00:32:48.200 --> 00:32:51.500
تا وقتیکه افکارت صادقانه باشه، حتی اگه
نتونی این کارو خوب انجام بدی اشکالی نداره

00:32:51.500 --> 00:32:54.400
هرکی جرات کنه سرزنشت کنه و به دستوراتت گوش نده

00:32:54.400 --> 00:32:57.000
به راحتی ازش نمیگذرم

00:32:57.000 --> 00:32:58.880
چون بانوی بزرگ مایلن به من اعتماد کنن

00:32:58.880 --> 00:33:00.800
حتما تمام تلاشم رو میکنم

00:33:00.800 --> 00:33:03.900
که قشنگ از پس این کار بربیام

00:33:03.900 --> 00:33:07.500
به شرطی که دو تا چیز یادت بمونه. اول

00:33:07.500 --> 00:33:11.600
این کارو خوب انجام بده و نذار کسی عیبی پیدا کنه

00:33:11.600 --> 00:33:15.300
دوم، دایه لای یه خدمتکار خیلی باتجربه از عمارت مارکیزه

00:33:15.300 --> 00:33:19.000
اخلاق خوبی داره و خیلی آدم دوستانه ایه

00:33:19.000 --> 00:33:22.000
باید بهش احترام بذاری

00:33:22.000 --> 00:33:25.800
معلومه، دایه لای محترمه

00:33:25.800 --> 00:33:29.000
میفهمم. همه چیزو درک میکنم

00:33:29.000 --> 00:33:31.200
خب. حالا برو

00:33:31.200 --> 00:33:32.600
چشم

00:33:57.500 --> 00:34:02.000
خانوم، از عمد گذاشتین بیرون همه بشنون؟

00:34:04.100 --> 00:34:07.600
امروز صبح زود، زن وانگ وو و دایه لای باهم دعوا گرفتن

00:34:07.600 --> 00:34:11.000
امروز بعدازظهر، فوری یه وظیفه تپل بهش دادم

00:34:11.000 --> 00:34:15.600
حتما همه میفهمن باد از کجا میوزه، درسته؟

00:34:16.400 --> 00:34:20.200
امیدوارم منظورتون رو درک کرده باشه

00:34:49.600 --> 00:34:52.800
بانوی بزرگ، پدر گفت

00:34:52.800 --> 00:34:55.800
اگه نمیتونی خوب بنویسی اشکالی نداره
 فقط باید بیشتر تمرین کنی

00:34:55.800 --> 00:34:57.800
کی گفته نوشتن من بده؟

00:34:57.800 --> 00:35:00.000
فقط یه کم پیش اشتباه قلم زدم

00:35:00.000 --> 00:35:04.000
قلم زدنت اشتباه نیست. دیدمش

00:35:06.200 --> 00:35:09.000
بچه خوب، بیا فردا به نوشتن ادامه بدیم

00:35:09.000 --> 00:35:11.800
بیا برای یه مدت فقط کتاب بخونیم

00:35:13.100 --> 00:35:16.200
این.. از قبل خوندن این کتابو تموم کردم

00:35:16.200 --> 00:35:18.500
میتونم همشو از حفظ بخونم

00:35:19.400 --> 00:35:22.400
تو.. توی این سن کم

00:35:22.400 --> 00:35:25.800
چطور این همه لغت بلدی؟ شعر خوندن هم بلدی؟

00:35:26.600 --> 00:35:29.200
وقتی قبلا توی کشتی زنگی میکردم

00:35:29.200 --> 00:35:32.400
پدرم میداد هر روز شعر حفظ کنم

00:35:32.400 --> 00:35:35.600
بعدا،  به کلاس خونگی زن عموی دوم هم رفتم

00:35:35.600 --> 00:35:37.500
زن عموی دوم کیه؟

00:35:38.200 --> 00:35:40.800
زن عموی دوم  خانواده شنگ. زن عمو های

00:35:40.800 --> 00:35:43.400
اینم نمیدونی؟

00:35:46.000 --> 00:35:50.600
برادر و زن برادرم چیزی بهم نگفتن

00:35:50.600 --> 00:35:55.500
همه چیزو بهت یاد دادن و
هیچی برای من نمونده که بهت یاد بدم

00:35:55.500 --> 00:35:58.400
بانوی بزرگ، دلم میخواد چوگان بازی کنم

00:35:58.400 --> 00:36:00.800
میتونم بهت یادش بدم

00:36:00.800 --> 00:36:03.800
اما، هنوز نه چون خیلی سنت کمه

00:36:03.800 --> 00:36:06.000
نمیتونی اسب سواری کنی

00:36:06.000 --> 00:36:09.200
بذار یه چند سال دیگه صبر کنیم و من حتما بهت یاد میدم

00:36:09.200 --> 00:36:13.000
میتونی اول ماهیگیری رو یاد بگیری

00:36:13.000 --> 00:36:15.600
میتونیم اول سوار یه اسب کوچولو بشیم

00:36:15.600 --> 00:36:17.200
نگاش کن

00:36:17.200 --> 00:36:20.400
انگار از قبل تصمیمتو گرفتی

00:36:20.400 --> 00:36:25.000
باشه. پس به پدرت میگم یه اسب کوچولو برات بخره

00:36:26.000 --> 00:36:29.200
اما اول ماهیگیری رو یاد میگیری. میتونی یاد بگیریش، درسته؟

00:36:29.200 --> 00:36:33.000
آره، یه ماهی کپور میگیرم و خورشت ماهی درست میکنم

00:36:41.800 --> 00:36:44.700
آروم، دایه چانگ-
بانوی بزرگ-

00:36:46.800 --> 00:36:48.600
بانوی بزرگ

00:36:50.900 --> 00:36:53.700
شما و خانوم مثه همین

00:36:54.550 --> 00:36:58.200
خانوم رونگ ما هنوز تو مهارتهای خانومانه کامل نیست

00:36:58.200 --> 00:37:00.000
باید سه روز قربون صدقه اش بریم که یه بار گلدوزی کنه

00:37:00.000 --> 00:37:03.800
یه سوزن دست میگیره و
فقط با سوختن یه عود میگه خوابش گرفته

00:37:03.800 --> 00:37:07.200
به اندازه خانوم شیانِ همسایه موقر نیست

00:37:07.200 --> 00:37:09.000
اشکالی نداره

00:37:09.000 --> 00:37:11.600
وقتی بزرگتر بشه، موقر میشه

00:37:11.600 --> 00:37:14.400
وقتی کوچیک بودم، خیلی بازیگوشتر از اون بودم

00:37:14.400 --> 00:37:17.400
فقط اینکه خونه مون زیاد آروم نبود

00:37:17.400 --> 00:37:21.600
برای همین خودمو مجبور میکردم سر به راه تر باشم
 اما ببین الان چقدر عالیه

00:37:21.600 --> 00:37:25.100
کل این اتاق مال خودمونه و اگه دلش بخواد
 میتونه جار و جنجال راه بندازه

00:37:25.100 --> 00:37:28.600
با دخترعمو شیان بازی میکنه
و خود به خود ازش یاد میگیره

00:37:28.600 --> 00:37:32.000
جاری شائو هم مهربونه

00:37:32.760 --> 00:37:36.000
مسائل بزرگترا ربطی به بچه ها ندارن

00:37:36.800 --> 00:37:41.000
درواقع، خانوم رونگ خوش شانسه

00:37:41.000 --> 00:37:45.800
ارباب جوان من همیشه نگران چانگه

00:37:45.800 --> 00:37:49.800
بانوی بزرگ، به دل نگیریدا. این تنها غمشه

00:37:49.800 --> 00:37:52.200
چرا باید به دل بگیرم؟

00:37:52.200 --> 00:37:55.100
یه پدر باید اینطوری رفتار کنه

00:37:56.600 --> 00:37:59.800
اگه وقتی کوچیک بودم میتونستم پدری مثه اون داشته باشم

00:37:59.800 --> 00:38:02.500
خیلی از درد و رنج ها رو نمیکشیدم

00:38:03.450 --> 00:38:05.400
شما خیلی فهمیده این، بانوی بزرگ

00:38:05.400 --> 00:38:10.200
ارباب جوان من خیلی خوش شانسه که با شما ازدواج کرد

00:38:10.200 --> 00:38:14.000
منم هر روز دعا میکنم که زودتر چانگ اِر رو پیدا کنه

00:38:14.000 --> 00:38:17.600
و خونه مون شلوغتر بشه

00:38:18.400 --> 00:38:20.900
کی گفت دزدیدمشون؟

00:38:20.900 --> 00:38:23.000
فکر کردم فقط شاخه های به درد نخورن

00:38:23.000 --> 00:38:26.200
برای همین داشتم تمیزشون میکردم که بندازمشون دور

00:38:26.200 --> 00:38:30.000
همیشه داری درباره اینکه یه بزرگترِ باتجربه
 از عمارت مارکیزی هارت و پورت میکنی

00:38:30.000 --> 00:38:33.200
اینکه قبلا همه چیزو اداره کردی و همه چیزو بلدی

00:38:33.200 --> 00:38:36.200
اما حتی نمیتونی ریشه های درخت رو تشخیص بدی؟

00:38:36.200 --> 00:38:40.200
واقعا که! میخوای ما رو خر کنی؟

00:38:40.200 --> 00:38:42.400
این یه جنس اعلاست که از جیانگنان اومده

00:38:42.400 --> 00:38:44.400
قیمت هر ریشه یه رشته پوله

00:38:44.400 --> 00:38:46.700
سعی داری برش داری که بیرون بفروشیش

00:38:46.700 --> 00:38:49.900
کدوم یکی چشمت دیدش که دارم میدزدمش؟

00:38:49.900 --> 00:38:54.500
بذار بهت بگم. حتی اگه به بانوی بزرگ خبر بدی
 من اعتراف نمیکنم

00:38:54.500 --> 00:38:57.400
فکر میکنی جلوی بانوی بزرگ ارزشی داری؟

00:38:57.400 --> 00:39:01.100
اون یه بانو از یه خانواده نجیب زادست
 خودشو هم سطح تو پایین نمیاره

00:39:01.100 --> 00:39:05.100
اما تو میچرخی و فکر میکنی کسی هستی

00:39:05.100 --> 00:39:08.600
دایه لای، خدا بالای سرته

00:39:08.600 --> 00:39:11.900
انقدر کارای شر نکن وگرنه کارما گرفتارت میکنه

00:39:11.900 --> 00:39:13.860
تو! تو

00:39:14.600 --> 00:39:16.600
نزن-
جلومو نگیرین-

00:39:16.600 --> 00:39:19.400
باید به این هرزه درسی بدم

00:39:22.400 --> 00:39:24.700
انقدر منو نکِشین-
همتون توبیخ میشین-

00:39:24.700 --> 00:39:27.700
تو چی هستی

00:39:27.700 --> 00:39:30.000
من حداقل از عمارت مارکیزم

00:39:30.000 --> 00:39:33.600
شماها؟ همتون چی کار میتونین با من بکنین، ها؟

00:39:33.600 --> 00:39:35.000
تو از عمارت مارکیزی

00:39:35.000 --> 00:39:38.200
و دختر دومت رو وادار کردی بره ارباب ما رو از راه بدر کنه

00:39:38.200 --> 00:39:42.000
کیه که نفهمه؟ اگه بانوی ما بفهمه

00:39:42.000 --> 00:39:43.300
تو اولین کسی هستی که مرخص میشه

00:39:43.300 --> 00:39:45.600
میکشمت

00:39:45.600 --> 00:39:47.600
ما حواسمون بهت هست

00:39:47.600 --> 00:39:50.000
هنوزم فکر میکنی کسی هستی؟

00:39:50.000 --> 00:39:51.400
انقدر منو نکِشین

00:39:51.400 --> 00:39:53.200
بیخیالش

00:39:53.200 --> 00:39:58.200
دارن دعوا میگیرن! دارن دعوام میگیرن

00:39:58.200 --> 00:40:00.200
پس نرو بیرون که آسیب نبینی

00:40:00.200 --> 00:40:03.000
آسیب نمیبینم. جرات ندارن بهم آسیب بزنن

00:40:03.000 --> 00:40:04.600
اون

00:40:07.300 --> 00:40:11.000
اون بچه. درست مثه پدرشه. مثه اون جسوره

00:40:13.200 --> 00:40:15.490
منو ببخشین، بانوی بزرگ

00:40:15.490 --> 00:40:18.000
اینجوری نیست که بخوام فضولی کنم

00:40:18.000 --> 00:40:22.600
اما این روزا، توی این عمارت مارکیز

00:40:22.600 --> 00:40:25.000
همیشه یکی یه گوشه داره دعوا میگیره

00:40:25.000 --> 00:40:27.400
به طور مسخره ای هرج و مرجه

00:40:27.400 --> 00:40:29.790
بذارین یه چیزی بهتون بگم

00:40:30.400 --> 00:40:34.200
اون موقعها، توی اندرونی خونه بای توی یانگجو

00:40:34.200 --> 00:40:37.200
حتی مطیع تر از این عده بودن

00:40:38.400 --> 00:40:41.600
حتما لرد خونه بای قانون سفت و سختی گذاشته

00:40:41.600 --> 00:40:43.000
معلومه

00:40:43.000 --> 00:40:46.800
همچین عمارت بزرگی نمیشه بدون قوانین باشه

00:40:46.800 --> 00:40:49.200
اون موقعها وقتی مادربزرگ مادری "یه" زنده بود

00:40:49.200 --> 00:40:52.500
خدمتکارا حتی جرات نداشتن با صدای بلند حرف بزنن

00:40:52.500 --> 00:40:54.790
بعدا، متاسفانه فوت شد

00:40:54.790 --> 00:40:57.200
و خانوم من اوضاع رو به دست گرفت

00:40:57.200 --> 00:40:59.650
خودش قوانین سفت و سختی گذاشت

00:40:59.650 --> 00:41:01.600
اگه کسی اشتباه بزرگی بکنه

00:41:01.600 --> 00:41:05.500
بدون هیچ رحمی به شدت تنبیه میشه

00:41:05.500 --> 00:41:07.200
درسته

00:41:07.200 --> 00:41:10.000
برای اینکه این دردسرسازهای حقیر رو به شدت تنبیه کنم

00:41:10.000 --> 00:41:12.500
اول باید منتظر بشم اشتباه بزرگی بکنن

00:41:13.370 --> 00:41:16.600
بانوی بزرگ، نمیفهمم

00:41:16.600 --> 00:41:18.600
اگه خدمتکارای خودمون

00:41:18.600 --> 00:41:21.600
خطا کنن هرجور دلمون بخواد میتونیم برخورد کنیم

00:41:21.600 --> 00:41:25.000
اما همه اینا رو عمارت مارکیز فرستاده

00:41:25.000 --> 00:41:26.800
دعواهای کوچیک و بزرگ

00:41:26.800 --> 00:41:30.200
دو سه تا زخم زبون امروز و دو تا زخم فردا

00:41:30.200 --> 00:41:34.180
و هرکس میدونه مسئله بزرگی نیست

00:41:34.800 --> 00:41:37.600
حالا، هیچکس به دایه لای اعتماد نداره

00:41:37.600 --> 00:41:41.200
اما بدون دایه لای، هنوز دایه هوآ و دایه تیان رو داریم

00:41:41.200 --> 00:41:43.310
کی همه اینا تموم میشه؟

00:41:44.000 --> 00:41:48.600
بهتره با یه چوب بزنیم بکشیمشون که قال قضیه کنده بشه

00:41:49.600 --> 00:41:53.000
بانوی بزرگ، اگه کاری هست

00:41:53.000 --> 00:41:56.000
که احیانا بتونم کمک کنم

00:41:57.000 --> 00:42:01.900
یه موضوعی هست که واقعا توش به کمکت نیاز دارم

00:42:03.000 --> 00:42:04.700
عالیه

00:42:04.700 --> 00:42:07.500
شنیدم دختر نامشروع خانواده شنگ

00:42:07.500 --> 00:42:11.500
به محضی که ازدواج کرد، گوی دوم رو
 وادار به اسباب کشی کرد

00:42:11.500 --> 00:42:15.400
حتی یه دایه مسن رو که سالها اونجا بوده رو دعوا کرده

00:42:15.400 --> 00:42:19.000
گوی دوم هم خودش آدم ولگردیه

00:42:19.000 --> 00:42:21.110
همیشه اون بیرون این ور اون ور میدوئه

00:42:21.110 --> 00:42:24.100
دنبال همه جور چیزای تازه که زنه بخوره

00:42:25.100 --> 00:42:29.900
یه ژنرال بزرگ مثه یه خدمتکار کوچیک
 این ور اون ور فرستاده میشه

00:42:29.900 --> 00:42:32.600
بدون هیچ مراعات آداب و نزاکتی

00:42:32.600 --> 00:42:34.700
جنازه مارکیز بزرگ هنوز سرد نشده بود

00:42:34.700 --> 00:42:38.600
و اون گوی دوم پایتخت رو ترک کرد رفت دنبال آزادی خودش

00:42:38.600 --> 00:42:41.600
اما نمیدونم چه شانسی نصیبش شد

00:42:41.600 --> 00:42:44.400
یه جورایی یه نجیب زاده جدید برگشت

00:42:44.400 --> 00:42:46.800
موفق شد و برگشت که بی اعتنایی کنه

00:42:46.800 --> 00:42:49.600
و اینجوری بزرگای گو رو مسخره کن

00:42:49.600 --> 00:42:53.200
فکر کنم اون و دختر خانواده شنگ

00:42:53.200 --> 00:42:55.600
خوب باهم جور میان

00:42:55.600 --> 00:42:58.000
نمیدونم یوان رئو تحت چه طلسمی بود

00:42:58.000 --> 00:43:00.200
که تحت تاثیر همچین آدمی قرار گرفته بود

00:43:00.200 --> 00:43:03.000
خواست خدا بود که با اینجا وصلت نکرد

00:43:03.000 --> 00:43:05.600
وگرنه، خانواده "چی" ما

00:43:05.600 --> 00:43:08.600
معلوم نبود الان تو چه گرفتاری ای بود

00:43:18.600 --> 00:43:20.400
چطور بلند شدی؟

00:43:20.400 --> 00:43:24.400
خیلی وقته مریضی و تازه خوب شدی

00:43:24.400 --> 00:43:26.200
دوباره سرما نخوری

00:43:26.200 --> 00:43:28.600
خواهر ششم فقط یه کم عاشق خوردنه

00:43:28.600 --> 00:43:32.200
به نظرم اینکه گوی دوم لوسش میکنه مشکل بزرگی نیست

00:43:32.200 --> 00:43:34.600
چیش جای حرف زدن داره؟

00:43:34.600 --> 00:43:37.800
اخلاقش بیشتر محتاط و سخت کوشه

00:43:37.800 --> 00:43:40.200
کسی نیست که با به دست آوردن قدرت از کنترل خارج بشه

00:43:40.200 --> 00:43:43.200
مردم فقط زیادی حرف مفت میزنن و فکر کنم دروغ باشه

00:43:43.200 --> 00:43:45.000
پس حرفشو نمیاریم

00:43:48.000 --> 00:43:50.800
اومدم به پدر و مادر اطلاع بدم

00:43:50.800 --> 00:43:53.000
الان حالم خوبه

00:43:53.000 --> 00:43:56.000
قبلا مریض بودم و انجام وظیفم به تعویق افتاد

00:43:56.000 --> 00:43:59.500
از فردا شروع میکنم

00:44:01.600 --> 00:44:03.800
خوشحالم که فکرشو کردی

00:44:03.800 --> 00:44:07.700
هممون باید به جلو نگاه کنیم که زندگی کنیم

00:44:12.400 --> 00:44:15.700
یوان رئو، یوان رئو، درباره ی، اگه میخوای دوباره

00:44:16.400 --> 00:44:18.200
دیگه حرفشو نزن

00:44:18.200 --> 00:44:20.300
پس هیچوقت حرفشو نزنیم؟

00:44:20.300 --> 00:44:22.700
دو سه سال دیگه حرفشو میزنیم

00:44:29.200 --> 00:44:33.700
پدر. میخواید یه مورد ازدواج برام پیدا کنید؟

00:44:36.400 --> 00:44:38.300
ببین، چون دیگه اونقدرا بچه نیستی

00:44:38.300 --> 00:44:41.000
و آزمون رو قبول شدی و اون خانواده شن

00:44:42.000 --> 00:44:44.400
هنوز جوونی پس عجله ای نیست

00:44:44.400 --> 00:44:48.570
دو سه سال دیگه حرفشو میزنیم
فقط روی حرفه رسمیت تمرکز کن

00:44:49.300 --> 00:44:54.400
اگه پدر و مادر فکر میکنن ضروریه، خواهش میکنم اقدام کنید

00:45:10.000 --> 00:45:40.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:45:40.024 --> 00:46:25.024
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.