﻿WEBVTT

00:00:00.090 --> 00:00:54.760
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:54.760 --> 00:01:00.220
<i>داستان مینگ لان</i>

00:01:00.220 --> 00:01:02.960
<i>قسمت 60</i>

00:01:07.210 --> 00:01:10.770
عروست از هر راهی سعی کرد حرف بزنه

00:01:10.770 --> 00:01:13.650
اما خواهرم خیلی مصممه

00:01:13.650 --> 00:01:17.100
و اصلا به من گوش نمیداد

00:01:17.100 --> 00:01:23.120
فراموشش کن. به هرحال انتظار نداشتم اینو درک کنی

00:01:24.150 --> 00:01:29.690
پس فراموشش کن. تو این موضوع دخالت نکن

00:01:30.540 --> 00:01:33.060
..حتما در آینده

00:01:33.760 --> 00:01:36.140
مینگ لان دختر تنیت نیست

00:01:36.140 --> 00:01:39.600
نمیتونی جدی بهش توجه کنی و من نمیتونم مجبورت کنم

00:01:39.600 --> 00:01:44.920
این عادیه که یه زن ملاحظه ی خونه پدریشو بکنه پس میتونم بیخیالش بشم

00:01:44.920 --> 00:01:50.320
اما اون جوری که پیشش ضعف داری خیلی زیاده رویه

00:01:50.320 --> 00:01:54.380
زیادی برای خونه کانگ دست و دلبازی

00:01:54.380 --> 00:01:56.890
آخه چطور؟

00:01:56.890 --> 00:01:58.760
پاشو

00:02:05.810 --> 00:02:07.650
اونجا وایسا

00:02:21.080 --> 00:02:24.560
خودمو خسته نمیکنم که قوانین دیگه رو برات توضیح بدم

00:02:24.560 --> 00:02:26.410
چون به هر حال درک نمیکنی

00:02:26.410 --> 00:02:28.550
همین حالاشم بارها و بارها بهت گفتم

00:02:28.550 --> 00:02:30.510
که با خونواده کانگ رفت و آمد نداشته باش

00:02:30.510 --> 00:02:32.210
و به هر قیمتی شده نذار بیاد خونه مون

00:02:32.210 --> 00:02:34.680
اما دور از چشم من گذاشتی بیاد

00:02:34.680 --> 00:02:36.410
اینجوری تو روی بزرگترت وایمیسی

00:02:36.410 --> 00:02:40.470
به من بی احترامی کردی. زانو بزن

00:02:41.020 --> 00:02:42.680
چی؟

00:02:43.920 --> 00:02:46.240
اینجا زانو بزنم؟

00:02:46.240 --> 00:02:47.780
زانو بزن

00:02:54.120 --> 00:02:57.640
اون موقع که اون لین هنوز زنده بود

00:02:57.640 --> 00:03:00.280
واقعا سازش میکردی

00:03:00.280 --> 00:03:02.830
برای همین هر بی حرمتی ای میکردی

00:03:02.830 --> 00:03:06.980
فقط چند کلمه میگفتم و هیچوقت شدت به خرج نمیدادم

00:03:06.980 --> 00:03:11.290
اما حالا میبینم که زیادی لوست کردم

00:03:12.210 --> 00:03:14.160
یه روز اینجا زانو بزن

00:03:14.160 --> 00:03:18.560
اگه جرات کنه دوباره پاشو بذاره اینجا، میری تو حیاط زانو میزنی

00:03:18.560 --> 00:03:23.460
مادر. مادر. قبول دارم که باید تنبیه بشم

00:03:23.460 --> 00:03:26.630
اما این زیادی سخت گیرانه نیست؟

00:03:26.630 --> 00:03:29.580
من زن اصلی این خونه ام

00:03:29.580 --> 00:03:32.600
اگه قبول نداری برو شوهرتو پیدا کن

00:03:32.600 --> 00:03:36.400
اگه باز قبول نداری، برگرد خونه پدریت

00:05:30.790 --> 00:05:32.540
بانوی بزرگ

00:05:46.820 --> 00:05:48.330
گم شید

00:05:50.560 --> 00:05:54.180
فکر نکنین نمیفهمم که دارین به من میخندین

00:05:54.180 --> 00:05:56.050
گم شید

00:06:04.160 --> 00:06:06.750
واقعا فرستادنش بره؟

00:06:06.750 --> 00:06:08.230
<i>[ معبد خانواده گو ]</i>

00:06:08.230 --> 00:06:09.920
همین جوری فرستادنش بیرون

00:06:09.920 --> 00:06:15.660
 آدمای ما دنبالش کردن و دیدن خانواده شنگ توی بارون
با عجله دختره رو با کالسکه فرستادن خارج از شهر

00:06:15.660 --> 00:06:19.830
نه صبر کردن هوا خوب بشه، نه منتظر روشنایی روز شدن

00:06:22.120 --> 00:06:24.790
بچه تخس شنگ

00:06:24.790 --> 00:06:30.150
فلفل نبین چه ریزه. دختره ی نامشروع

00:06:30.150 --> 00:06:32.420
اما واقعا حریف قدریه

00:06:32.420 --> 00:06:37.410
آره. یهو زیر پاتو خالی میکنه

00:06:37.410 --> 00:06:42.790
حتی اگه لوش بدیم، اون کانگ جائواِر رو دیگه فرستادن رفته

00:06:42.790 --> 00:06:46.350
اون زنیکه ی خونه کانگ بی مصرفه

00:06:46.350 --> 00:06:49.220
انرژیمو با حرف زدن الکی هدر دادم

00:06:49.220 --> 00:06:52.960
فقط بلده جیغ و ویغ کنه، به جز اون بدرد آشغالی میخوره

00:06:53.910 --> 00:06:58.490
هیچوقت فکر نمیکردم بانو شنگ انقدر جوون باشه

00:06:58.490 --> 00:07:01.030
ولی انقدر باتفکر و زیرکانه عمل کنه

00:07:01.030 --> 00:07:04.330
نصف روزنه ای هم نداشت و قشنگ دستمون رو گذاشت تو حنا

00:07:04.330 --> 00:07:07.090
و همینجوری همه چیزو حل کرد

00:07:08.410 --> 00:07:14.550
بانوی بزرگ. به نظرم این وروجک حریف آسونی نیست

00:07:14.550 --> 00:07:16.920
شاید فقط باید بی خیال بشیم

00:07:16.920 --> 00:07:19.300
مهم نیست چی بشه فقط دو راه وجود داره

00:07:19.300 --> 00:07:23.990
یا بذارم عروس دوم منو تو آتیش جیلیز ویلیز کنه

00:07:23.990 --> 00:07:29.140
یا خودم سرانجامم رو انتخاب میکنم

00:07:29.140 --> 00:07:31.290
بانوی بزرگ

00:07:45.540 --> 00:07:51.070
یه مجسمه بودا توی اتاقم دارم. میتریا

00:07:51.870 --> 00:07:57.720
درواقع مارکیز بزرگ از یه راهب بزرگ خواسته بودش

00:07:58.270 --> 00:08:01.990
هر روز تو اتاق به این مجسمه دعا میکرد

00:08:01.990 --> 00:08:03.960
میدونی

00:08:05.390 --> 00:08:08.120
برای چی دعا میکرد؟

00:08:08.120 --> 00:08:12.590
حتما برای بیشتر شدن شکوه و افتخار خانواده

00:08:17.660 --> 00:08:19.300
اشتباه میکنی

00:08:20.510 --> 00:08:23.460
میتریا بوداسف آینده ست

00:08:23.460 --> 00:08:25.310
دعا میکرد

00:08:25.310 --> 00:08:31.880
که تو زندگی بعدی دوباره خواهر بزرگم رو ببینه

00:08:31.880 --> 00:08:35.300
این که قطعی نیست

00:08:42.320 --> 00:08:46.130
درواقع مارکیز بزرگ خیلی خوب میدونست

00:08:46.130 --> 00:08:50.480
خواهر بزرگ واقعا همسر خوبی نبود

00:08:51.410 --> 00:08:53.470
به درد بچه آوردن و بچه داری نمیخورد

00:08:54.820 --> 00:08:57.080
تو مدیریت خونه استعداد نداشت

00:08:59.790 --> 00:09:02.180
و عمرش هم کوتاه بود

00:09:06.830 --> 00:09:09.300
اما مارکیز بزرگ عاشقش بود

00:09:09.300 --> 00:09:14.900
بقیه هر چقدر هم عالی و بی عیب و نقص بودن مهم نبود

00:09:16.550 --> 00:09:18.860
همش بی فایده بود

00:09:18.860 --> 00:09:21.320
اینا همش مال گذشته ست

00:09:21.320 --> 00:09:25.350
مارکیز بزرگ شما رو هم دوست داشت

00:09:27.530 --> 00:09:32.640
مارکیز بزرگ واقعا عاشق خواهر بزرگ بود

00:09:36.570 --> 00:09:38.870
بعد از مرگ خواهر بزرگ

00:09:38.870 --> 00:09:46.420
فقط تبدیل به یه پوسته ی خالی توی این خونه شد

00:09:46.420 --> 00:09:50.120
که راحت با جزر و مد به این سو و اون سو برده میشد

00:09:55.600 --> 00:09:57.810
این روزا

00:09:58.690 --> 00:10:03.520
این همه عشق و علاقه پسر دوم نسبت به زنش رو که میبینم

00:10:03.520 --> 00:10:08.150
دقیقا مثه پدرشه

00:10:08.640 --> 00:10:12.650
هر دو تا کله خر بدنیا اومدن

00:10:19.910 --> 00:10:23.020
اگه این شنگ مینگ لان بمیره

00:10:23.020 --> 00:10:26.380
پسر دوم فلج میشه

00:10:26.380 --> 00:10:31.830
درسته. واقعا فلج میشه

00:10:31.830 --> 00:10:35.050
پس این دفعه، هیچ چیز دیگه ای نمیخوام

00:10:35.050 --> 00:10:36.880
فقط جون شنگ مینگ لان رو میخوام

00:10:36.880 --> 00:10:38.770
بانوی بزرگ

00:10:38.770 --> 00:10:41.590
اینجا معبده، و نمیتونین اینو بگین

00:10:41.590 --> 00:10:44.920
باید از این چوبهای بدردنخور بترسم؟

00:10:44.920 --> 00:10:46.750
بانوی بزرگ

00:10:48.150 --> 00:10:53.500
بانوی بزرگ. بهتره مواظب باشین

00:10:54.180 --> 00:10:56.080
اگه واقعا این کارو بکنین

00:10:56.080 --> 00:10:59.110
هیچ راهی نیست که بدون آسیب عقب نشینی کنین

00:10:59.110 --> 00:11:01.770
چطوره فقط صبر کنیم

00:11:01.770 --> 00:11:04.550
و ممکنه خودش دچار مصیبت بشه

00:11:04.550 --> 00:11:08.260
صبر؟ کی دوباره همچین فرصت عالی ای گیرم میاد؟

00:11:08.260 --> 00:11:11.250
خیلیا سعی دارن توی جنوب پسر دوم رو بکشن

00:11:11.250 --> 00:11:14.360
فکر کرده دفاع شخصیش خیلی کامله

00:11:14.360 --> 00:11:16.310
اما اونایی که اطرافشن

00:11:16.310 --> 00:11:18.860
اگه کوچیکترین رخنه ای نشون بدن

00:11:18.860 --> 00:11:21.800
فقط تماشا کن! تماشا کن به دست کی میمیره

00:11:21.800 --> 00:11:23.860
حتی اگه تو راه نمیره

00:11:23.860 --> 00:11:26.460
اشکالی نداره. میتونه برگرده

00:11:26.460 --> 00:11:29.890
برگرده و تنها جسد شنگ مینگ لان رو میبینه

00:11:29.890 --> 00:11:31.690
بانوی بزرگ

00:11:31.690 --> 00:11:37.400
اون موقع، قشنگ دل گو تینگیه میشکنه

00:11:37.400 --> 00:11:39.290
اونوقت فقط میتونه با یه دختره ی بدردنخور ازدواج کنه

00:11:39.290 --> 00:11:44.000
و سر و کار داشتن با اون به اندازه شنگ مینگ لان سخت نیست

00:11:45.100 --> 00:11:49.480
حتی اگه بتونه یه وارث مشروع دیگه بدست بیاره

00:11:49.480 --> 00:11:53.480
کی میدونه چقدر طول میکشه

00:11:53.480 --> 00:11:56.100
این شوهری که هوای زن مرحومش رو کرده

00:11:56.100 --> 00:12:00.030
یه زن دوم که نمیتونه هیچوقت قلب شوهرشو به چنگ بیاره

00:12:00.030 --> 00:12:02.860
و این خونه دیگه هیچوقت رنگ آرامش رو نمیبینه

00:12:02.860 --> 00:12:08.700
و اون موقع، ما هم از آب گل آلود ماهی میگیریم
و خیلی آسونتر از الان میشه

00:12:08.700 --> 00:12:10.600
حتی اگه

00:12:11.220 --> 00:12:17.650
..حتی اگه بچه شنگ مینگ لان توی رحمش

00:12:17.650 --> 00:12:20.230
اگه اون بچه نمیره

00:12:20.230 --> 00:12:23.310
اونوقت گیر یه نامادری میوفته

00:12:23.310 --> 00:12:26.360
و این هم نمایش تماشایی ای میشه

00:12:28.600 --> 00:12:30.630
اون موقع این خونه

00:12:30.630 --> 00:12:35.180
این خانواده خیلی شلوغ پلوغ میشه

00:12:36.570 --> 00:12:40.250
عروس دوم الان چطوره؟

00:12:40.250 --> 00:12:42.350
رنگ و روش چطوره؟

00:12:42.350 --> 00:12:44.520
بااینکه این موضوع تموم شده

00:12:44.520 --> 00:12:47.240
طبق گفته ی فنگ شیان، موقعی که رفته بود ادای احترام کنه

00:12:47.240 --> 00:12:49.980
دیده که رنگ و روش باز نیست-
عالیه-

00:12:49.980 --> 00:12:54.330
فنگ شیان گفت تازگیا خوب نمیخوره-
عالیه-

00:12:54.330 --> 00:12:58.580
میگه حالت تهوع داره. و یه کم پیش هم حالت تهوع داشت

00:12:58.580 --> 00:13:03.890
اما باز بیشتر از الان میخورد، پس باید به خاطر استرسِ این مسائل باشه

00:13:03.890 --> 00:13:05.500
عالیه

00:13:05.500 --> 00:13:10.920
مشکلات بیشتر و اشتهای کمتر. هیچکدوم نشانه ی عمر دراز نیستن

00:13:34.540 --> 00:13:36.250
جی‌آن
(معنی اسمش خوش شانسی و صلح و صفاست)

00:13:44.920 --> 00:13:46.760
من پیرم

00:13:49.420 --> 00:13:55.660
اما این زن و شوهر بهار جوونیشونه

00:13:57.020 --> 00:13:59.820
اگه واقعا

00:13:59.820 --> 00:14:02.340
آخرین نفسام باشه

00:14:05.140 --> 00:14:08.090
من

00:14:09.050 --> 00:14:12.810
نمیتونم راضی باشم

00:14:19.470 --> 00:14:21.580
باشه. باشه

00:14:22.690 --> 00:14:24.400
خیله خب

00:14:25.650 --> 00:14:28.400
خانوم ارشد، خواهش میکنم باهاش حرف بزنین

00:14:28.400 --> 00:14:32.030
بانوی بزرگ بدجوری وجهه اش رو ازدست داد

00:14:32.790 --> 00:14:34.570
گمش شید

00:14:34.570 --> 00:14:37.010
فقط میخواین من بمیرم! همتون گم شید

00:14:37.010 --> 00:14:38.740
مادر

00:14:38.740 --> 00:14:42.290
ای بچه بدردنخور بی عاطفه

00:14:42.290 --> 00:14:45.840
کجا بودی؟-
مادر-

00:14:45.840 --> 00:14:50.980
دارن مادرت رو به کشتن میدن

00:14:50.980 --> 00:14:56.610
و تو هنوز نیومدی، بعدا باید بیای استخونامو جمع کنی

00:14:56.610 --> 00:14:58.420
مادر

00:14:59.700 --> 00:15:01.450
مادر

00:15:02.280 --> 00:15:03.840
مادر

00:15:04.420 --> 00:15:06.140
مادر، دیگه گریه نکن

00:15:06.140 --> 00:15:10.630
بقیه بهت میخندن و وجهه ات رو از دست میدی

00:15:12.570 --> 00:15:14.620
وجهه؟

00:15:15.270 --> 00:15:17.710
کدوم وجهه؟

00:15:19.010 --> 00:15:22.950
دهه هاست که با خانواده شنگ وصلت کردم

00:15:22.950 --> 00:15:26.510
تا امروز تحمل کردم

00:15:26.510 --> 00:15:29.530
و شما سه تا خواهر و برادر رو دارم

00:15:29.530 --> 00:15:34.170
یکی از مقاماته و بقیه ازدواج کردن

00:15:34.170 --> 00:15:37.870
حالا تو این اندرونی تک و تنهام

00:15:38.690 --> 00:15:43.250
و بقیه هر جور دلشون میخواد ازم سواستفاده میکنن

00:15:44.810 --> 00:15:50.070
خاله ات پر از ایده های بزرگه و من نمیتونم
متقاعدش کنم، پس چه کار دیگه ای میتونم بکنم؟

00:15:50.600 --> 00:15:54.380
نمیتونم زندگی کنم

00:15:55.850 --> 00:16:01.060
مادر. مادربزرگ به خاطر اینکه نمیتونی
 خاله رو متقاعد کنی سرزنشت نمیکنه

00:16:01.060 --> 00:16:06.960
به خاطر اینکه نمیتونی درست رو از غلط
و بد و خوب رو تشخیص بدی سرزنشت میکنه

00:16:06.960 --> 00:16:12.010
فکر کن. جوری که خاله قبلا مینگ لان رو سرزنش و بهش توهین میکرد

00:16:12.010 --> 00:16:15.130
چرا مینگ لان باید بهش احترام بذاره؟

00:16:15.130 --> 00:16:20.250
حتی تو ملاحظه اشو میکنی و از روی احترام
نمیری خونه گو ازشون تقاضای لطفی کنی

00:16:20.250 --> 00:16:23.460
دلت نمیخواست تو زحمت بندازیش و
بذاری خانواده شوهرش تحقیرش کنن

00:16:23.460 --> 00:16:25.310
اما حالا خاله

00:16:25.310 --> 00:16:28.790
میره اونجا هیاهو و جار و جنجال به پا میکنه که ازش سواستفاده کنه

00:16:28.790 --> 00:16:30.470
یه روباه که از قدرت ببر سواستفاده میکنه

00:16:30.470 --> 00:16:34.730
از اعتبار خانواده شنگ ما به نفع خانواده کانگ خودش استفاده میکنه

00:16:35.550 --> 00:16:38.220
تو چی میدونی؟

00:16:38.220 --> 00:16:40.930
این مینگ تخس با من رابطه خونی نداره

00:16:40.930 --> 00:16:43.990
به اون بالا بالاها رسیده و دیگه حرف شنو نیست

00:16:43.990 --> 00:16:46.280
جائواِر خیلی سربراه تر از این دختره مینگه

00:16:46.280 --> 00:16:48.080
بعدا خیلی راحتتر میشه ازش استفاده کرد

00:16:48.080 --> 00:16:52.750
گیج شدی. مثه یه بچه حرف میزنی

00:16:52.750 --> 00:16:55.310
مینگ لان باهات رابطه خونی نداره

00:16:55.310 --> 00:16:59.420
اما هر چی باشه خواهر ما برادر خواهراست

00:16:59.420 --> 00:17:02.810
اگه اتفاقی بیوفته، به خاطر خانواده شنگ

00:17:02.810 --> 00:17:06.700
به خاطر مادربزرگ، مینگ لان کمکمون میکنه

00:17:06.700 --> 00:17:11.280
کانگ جائواِر که از مینگ لان بهمون نزدیکتر نیست

00:17:16.170 --> 00:17:20.690
خاله تون بی عیب و نقص نیست

00:17:20.690 --> 00:17:23.450
اما شما بچه ها چی میدونین؟

00:17:24.610 --> 00:17:27.400
از وقتی برادرت یکی از مقامات شده

00:17:27.400 --> 00:17:31.890
سرش هی شلوغ و شلوغتر میشه و حالا بیرونه

00:17:31.890 --> 00:17:35.150
تو و رواِر خانواده خودتون رو دارین که بهش برسین

00:17:35.150 --> 00:17:42.050
من هیچ وقت با پدر و مادربزرگت تفاهم نداشتم

00:17:43.070 --> 00:17:48.250
تو این اندرونی بزرگ همه منو یه آفت میبینن

00:17:51.120 --> 00:17:54.530
به جز خاله ات کی حاضره به من گوش بده

00:17:54.530 --> 00:17:57.710
و من و اون راحت میتونیم باهم حرف بزنیم

00:17:57.710 --> 00:18:03.120
جز اون، کی حاضره به من توجه کنه؟

00:18:10.210 --> 00:18:12.310
اما اشکالی نداره

00:18:13.480 --> 00:18:18.250
تا دو سه ماه دیگه، خانواده وانگ من دارن میان

00:18:18.250 --> 00:18:19.730
مادرم

00:18:19.730 --> 00:18:22.220
برادر بزرگم. همشون میان

00:18:22.220 --> 00:18:27.240
منم تو پایتخت یه پشتیبان پیدا میکنم

00:18:47.690 --> 00:18:50.490
خواهر بزرگ، سالهاست همدیگرو ندیدیم

00:18:50.490 --> 00:18:54.320
بیاین باهم یه ناهار خانوادگی بخوریم. بیاین

00:18:54.320 --> 00:18:57.200
بیاین. بیاین

00:18:57.200 --> 00:19:01.070
مادرزن، برادر زن بزرگ اینجا نیست

00:19:01.070 --> 00:19:02.980
چند روز دیگه هم طول میکشه

00:19:02.980 --> 00:19:08.140
قبل از اینکه اون کارشو ترک کنه
به مسائلی که در دستشه باید خوب رسیدگی کنه

00:19:08.140 --> 00:19:11.950
تو بهترین بچه ای

00:19:11.950 --> 00:19:14.480
و تازگی ترفیع گرفتی؟

00:19:15.410 --> 00:19:21.160
 همش به خاطر توجه بالاییه که اون موقع بهم میکردین
 و با ازدواجم موافقت کردین

00:19:21.160 --> 00:19:23.340
مدام میگفت وقتی شما اومدین

00:19:23.340 --> 00:19:26.660
و وقتی برادر بزرگم میاد، باید خوب بهتون خوشامد بگیم

00:19:26.660 --> 00:19:28.850
چه خوشامد بگین یا نه

00:19:28.850 --> 00:19:31.180
با دیدن همه شما بچه ها

00:19:31.180 --> 00:19:34.520
حس میکنم از خوشحالی دارم بال درمیارم

00:19:35.860 --> 00:19:37.540
بیاین، بیاین

00:19:38.130 --> 00:19:41.020
امروز همه اینجان

00:19:41.020 --> 00:19:44.660
اما خانوم ششم رو با اون دختر از خونه شما نمیبینم

00:19:44.660 --> 00:19:48.240
بیرون یه صندلی اضافه برای میز بچه ها هست

00:19:48.240 --> 00:19:50.500
مگه بچه اش تو شکمش نیست؟

00:19:50.500 --> 00:19:52.670
و اینم اینجاست

00:19:52.670 --> 00:19:55.310
مادر. دختر پنجم توی خونه ما

00:19:55.310 --> 00:19:58.960
امروز با شوهرش به شهر زادگاهش رفته
که ادای احترام کنه برای همین نمیتونه بیاد اینجا

00:19:58.960 --> 00:20:03.120
گفت ازت میخواد مقداری کیک کنجدی که دوست داره براش نگه داری

00:20:03.120 --> 00:20:06.750
باشه، باشه. براش نگهش میداریم

00:20:06.750 --> 00:20:09.580
منظورم اون دختر نامشروع از بیرون خونه ست

00:20:09.580 --> 00:20:13.350
اسمش رونگجی اِر یا فنگ اِر بود، درسته؟

00:20:13.350 --> 00:20:17.260
باید باهاش مهربون باشی و بیاریش از این جور چیزا رو ببینه

00:20:17.260 --> 00:20:20.320
که به عنوان یه مادر اصلی بافضیلت ستایشت کنه

00:20:20.320 --> 00:20:23.960
مادرزن، اون بچه یه ذره سرماخورده

00:20:23.960 --> 00:20:27.620
برای همین نیاوردیمش که مریضی رو پخش کنه

00:20:27.620 --> 00:20:30.490
بچه واجبتره. باید ازش پرستاری کنه

00:20:30.490 --> 00:20:35.340
بله. دخترا مثه پسرا قوی نیستن

00:20:35.340 --> 00:20:37.490
بدنشون ظریفه

00:20:38.250 --> 00:20:40.490
چقدر عزیزه؟ کی عزیز نیست؟

00:20:40.490 --> 00:20:42.870
..فکر کنم شما فقط

00:20:42.870 --> 00:20:44.990
بچه کدوم خونواده ای عزیز نیست؟

00:20:44.990 --> 00:20:47.840
یه دختر نه یا ده ساله خیلی حساسه

00:20:47.840 --> 00:20:50.620
حتی اینم حالیت نیست؟

00:20:54.010 --> 00:20:55.950
زود بخور

00:20:55.950 --> 00:20:58.000
حالا اینو امتحان کن

00:20:58.000 --> 00:21:00.390
بیا

00:21:02.210 --> 00:21:05.200
مادرزن، بذارین به سلامتیتون بنوشیم

00:21:06.380 --> 00:21:07.410
بیا

00:21:07.410 --> 00:21:09.300
از عمارت ژنرال ویبی یکی اومده

00:21:09.300 --> 00:21:13.510
میگه بانو جانگ زایمان سختی داره و میخواد منو ببینه

00:21:13.510 --> 00:21:15.030
یا بودا

00:21:15.030 --> 00:21:17.990
شما دوستای نزدیک همین پس بهتره بری و ببینیش

00:21:17.990 --> 00:21:20.490
این سفر بانو به دروازه جهنمه

00:21:20.490 --> 00:21:25.750
مینگ‌اِر. باید مواظب بدن خودت باشی

00:21:25.750 --> 00:21:27.590
بله

00:21:36.320 --> 00:21:40.110
بیا. بیا. بخور-
مادرزن-

00:21:40.110 --> 00:21:42.260
داماد خوبم

00:21:51.820 --> 00:21:54.430
این بانو وانگ پیر

00:21:54.430 --> 00:21:58.790
سالها خیلی دور زندگی میکرد و سن رونگجی اِر من رو میدونه

00:21:58.790 --> 00:22:01.690
اینم میدونه که من و خواهر جانگ دوستای خوبی هستیم

00:22:01.690 --> 00:22:04.160
خیلی خبرای به روز داره

00:22:04.670 --> 00:22:07.980
کی میدونه بانو کانگ پشت سرتون چی میگه

00:22:15.960 --> 00:22:18.970
فکر کنم مریضیت خیلی بهتره

00:22:18.970 --> 00:22:22.310
عجله نکن که بری سراغ اون اسناد رسمیت. اول خوب شو

00:22:22.310 --> 00:22:26.240
از قبل به مادربزرگت گفتم. بعد از درخواست این پست

00:22:26.240 --> 00:22:28.900
میذاریم داییت برات یه پست خارج از پایتخت پیدا کنه

00:22:28.900 --> 00:22:31.680
مادر. انقدر از دایی خواسته نداشته باش

00:22:31.680 --> 00:22:35.240
خواهر خیلی وقت پیش نبود که یه نامه برام فرستاد
که مادرشوهر زن دایی خیلی سختگیره

00:22:35.240 --> 00:22:38.970
اگه دوباره از دایی خواسته ای داشته باشی، براش سخت میشه

00:22:38.970 --> 00:22:40.750
فراموشش کن

00:22:40.750 --> 00:22:42.730
لازم نیست نگرانش باشی
285
00:22:42,730 --&gt; 00:22:47,140.
تاوقتیکه مادربزرگ مادریت زندست، نوبت زن داییت نیست که مسئول باشه

00:22:47.140 --> 00:22:50.950
مادر نمیشه برای همیشه تقاضای لطف داشته باشی

00:22:50.950 --> 00:22:54.830
همینطور، منم سخت کار میکنم و میتونم موفق بشم

00:22:54.830 --> 00:22:58.530
از قبل مقدمات رو برات چیدم

00:23:00.240 --> 00:23:01.760
پدر

00:23:03.590 --> 00:23:06.580
من با مادرت حرف میزنم تو اول برو

00:23:06.580 --> 00:23:08.280
چشم

00:23:24.510 --> 00:23:27.040
چه مهمون نادری

00:23:27.040 --> 00:23:29.020
با بیرون سر و کله زدی

00:23:29.020 --> 00:23:32.500
و واقعا میتونی فکر اومدن به اینجا رو کنی؟

00:23:32.500 --> 00:23:34.820
فکر کنم مادرمو دیدی

00:23:34.820 --> 00:23:37.940
و فهمیدی که برادرم هم داره میاد پایتخت

00:23:37.940 --> 00:23:40.810
و به خانواده وانگ ما داری امید میبندی؟

00:23:42.740 --> 00:23:45.760
همه تو این خانواده میدونن که تو دخترمو فروختی

00:23:45.760 --> 00:23:48.660
به جز من

00:23:51.480 --> 00:23:54.170
من یه آینده عالی مثه خونه گو برای جائواِر پیدا کردم

00:23:54.170 --> 00:23:57.180
این به صلاح خانواده کانگ هم نیست؟

00:23:57.180 --> 00:23:59.940
قبلا خونواده شنگ رو کوچیک میکردی

00:23:59.940 --> 00:24:04.160
میگفتی شوهر خواهرم پاچه خواری میکنه و آبروی اهل علم رو برده

00:24:04.160 --> 00:24:07.330
حالا ما هم پاچه خواری میکنیم

00:24:07.330 --> 00:24:09.370
چه چرت و پرتی

00:24:11.010 --> 00:24:13.960
برادر شنگ تازه چند روز پیش به درجه چهارم ترفیع گرفت

00:24:13.960 --> 00:24:16.740
و رفته تو خط غلات

00:24:16.740 --> 00:24:18.840
میدونی خط غلات چیه؟

00:24:20.050 --> 00:24:23.340
یه کار چاق و چله ست. یه کار مهم

00:24:23.340 --> 00:24:26.490
الان دامادش بااعتبار و پسرش موفقه

00:24:26.490 --> 00:24:28.460
کل خونواده موفقن

00:24:28.460 --> 00:24:30.990
چقدر حاضرن یه کاسه خورشت با بقیه سهیم بشن؟

00:24:30.990 --> 00:24:35.230
و فکر کردی یه دختر بفرستی که جایگاه دخترشون رو بقاپه؟

00:24:37.080 --> 00:24:39.560
کاری که کردی این بود که سعی کردی یه مرغ بدزدی
و آخرش فقط برنج خودتو از دست دادی

00:24:39.560 --> 00:24:42.910
نتونستی هیچ گوشت بزی بخوری اما سر تا پات بوی گند بز گرفت

00:24:42.910 --> 00:24:44.570
حالا که دیگه دلخورشون کردم

00:24:44.570 --> 00:24:48.740
پس دست نکشیم و این موضوع رو تموم کنیم

00:24:48.740 --> 00:24:50.950
قبلا

00:24:50.950 --> 00:24:54.050
ما و خانواده گو بستگان دور بودیم

00:24:54.050 --> 00:24:57.000
و باید مواظب حال و حوصله خواهر و شوهرخواهرم میشدم

00:24:57.000 --> 00:25:01.330
اما الان، اگه خوانده گو جائواِر رو قبول کنه

00:25:01.330 --> 00:25:05.970
آره. آوازه اش به گوش خوش نیست
اما لقمه چرب و نرم واقعی گیرمون میاد

00:25:05.970 --> 00:25:08.920
میتونیم در آینده با خوانواده گو مستقیما فامیل بشیم

00:25:08.920 --> 00:25:11.480
فکر کردی موفق میشی؟

00:25:11.480 --> 00:25:14.560
جائواِر رو دیگه فرستادن یویانگ

00:25:15.360 --> 00:25:18.570
چی؟ الان چی گفتی؟

00:25:18.570 --> 00:25:21.920
برادر شنگ یه کم پیش منو کشید کنار

00:25:21.920 --> 00:25:24.760
گفت طاقت نداشت ببینه دخترم یه صیغه بشه

00:25:24.760 --> 00:25:29.080
برای همین یه شوهر خوب توی یویانگ براش پیدا میکنن

00:25:29.080 --> 00:25:32.550
و گفت، دیگه به مادر واقعی جائواِر سخت نگیرم

00:25:32.550 --> 00:25:34.640
گفت اینو یه عمل خیر درنظر بگیرم

00:25:34.640 --> 00:25:39.630
با شنیدش، از خجالت آب شدم رفتم تو زمین

00:25:42.630 --> 00:25:45.010
اگه به خاطر

00:25:45.010 --> 00:25:48.190
از خود گذشتگیت تو سه سال سوگواری پدرم نبود

00:25:48.810 --> 00:25:50.980
الان طلاقت میدادم

00:25:50.980 --> 00:25:54.630
طلاقم میدادی؟ جرات داری بفرما این کارو بکن

00:25:54.630 --> 00:25:56.730
فکر میکنی از طلاقت میترسم؟

00:25:59.610 --> 00:26:02.480
فکر نکنم بتونی از کمک خانواده وانگ من  چشم پوشی کنی

00:26:02.480 --> 00:26:05.820
فکر کردی از این زندگی کانگم راضیم؟

00:26:05.820 --> 00:26:08.110
پشت سرهم یه صیغه میگیری

00:26:08.110 --> 00:26:12.360
و اگه میتونستی منو از نگرانی برای
آینده پسرت و پول خونه نجات بدی

00:26:12.360 --> 00:26:15.780
هیچ صدایی ازم درنمیومد حتی اگه چند صد تا زن میگرفتی

00:26:15.780 --> 00:26:17.930
اما فقط بلد حرفای گنده گنده بزنی

00:26:17.930 --> 00:26:19.950
و از داخل توخالی هستی

00:26:19.950 --> 00:26:22.750
امروز باید به برادرم التماس کنم

00:26:22.750 --> 00:26:26.810
فردا باید از شوهرخواهرم خواهش کنم
و کسری بودجه رو با جهیزیه ام پر کنم

00:26:26.810 --> 00:26:30.080
کانگ هایفنگ. ای بدبخت دیوث

00:26:30.080 --> 00:26:32.760
چطور اون موقع اینقدر کور بودم که با تو ازدواج کنم؟

00:26:35.040 --> 00:26:37.780
اگه جرات کنی باز حرف مفت بزنی گزارش میدم که دیوونه شدی

00:26:37.780 --> 00:26:40.600
و در اتاقت رو میخ میزنم و اون تو حبست میکنم

00:26:44.660 --> 00:26:46.000
..عه

00:26:46.830 --> 00:26:50.650
هیچوقت نمیذارم اونا قسر در برن

00:26:50.650 --> 00:26:53.090
فقط تماشا کن

00:27:17.600 --> 00:27:18.590
چطوره؟

00:27:18.590 --> 00:27:21.400
خوب نیست. بانوی من اینو گفت

00:27:21.400 --> 00:27:23.500
فقط وقتی بانو شنگ بیاد میتونه قوت قلب بگیره

00:27:23.500 --> 00:27:26.870
برای همین باید اینجوری یهویی دعوتتون میکردیم

00:27:26.870 --> 00:27:30.310
دفعه قبل که اومدم، دکتر گفت ده روز دیگه یا بیشتر

00:27:30.310 --> 00:27:34.160
چطور یهو-
امروز صبح اون جو کوچیک هرزه اصرار کرد بیاد عرض احترام کنه-

00:27:34.160 --> 00:27:36.120
بانوی من گفت نمیخواد ببینتش

00:27:36.120 --> 00:27:40.300
اما قبل از رفتن ژنرال برای گشت اردوگاه گفت
و اونم بهش گفت باید بیاد

00:27:40.300 --> 00:27:44.500
پس دو طرف کشمکش کردن و خانومم ضربه دید

00:27:46.080 --> 00:27:48.620
دایه فن، نگران نباش

00:27:48.620 --> 00:27:51.900
وقتی وضعیت اینجوری باشه بیشتر باید خونسرد باشی

00:27:51.900 --> 00:27:55.600
وگرنه اگه هل کنیم، بانوی بزرگت به کی تکیه کنه؟

00:27:55.600 --> 00:27:57.200
بله

00:27:57.200 --> 00:28:00.240
ماما اومده؟ و طبیب؟-
عجله ای دو تا ماما پیدا کردیم-

00:28:00.240 --> 00:28:04.530
و از قصر امپراتوری طبیبی دعوت کردیم که متخصص زنانه، طبیب جائو

00:28:04.530 --> 00:28:06.360
مواظب باشین

00:28:10.700 --> 00:28:12.290
تحمل کن

00:28:15.260 --> 00:28:18.850
چطوره؟-
به خاطر من صبر کن-

00:28:18.850 --> 00:28:21.040
پدر و مادرم رو خبر نکن

00:28:21.040 --> 00:28:24.050
توی سن بالا منو بدنیا آوردن و الان حسابی پیرن

00:28:24.050 --> 00:28:26.830
طاقتشو ندارن

00:28:26.830 --> 00:28:30.240
اما منم تکی نمیتونم کاری کنم

00:28:30.240 --> 00:28:32.150
باید پدر و مادرت بیان

00:28:32.150 --> 00:28:35.780
اگه بیان و منو اینجوری ببینن، فقط دلشون میشکنه

00:28:41.030 --> 00:28:43.970
تو.. تو

00:28:43.970 --> 00:28:47.670
گیج شدی. نصف جون

00:28:47.670 --> 00:28:51.360
نیمه ی راه دروازه جهنمی، دیگه این فکرا چیه میکنی؟

00:28:53.230 --> 00:28:55.750
به خاطر من تحملش کن

00:28:57.460 --> 00:29:00.790
نترس. هر کسی که بچه میاره باید این کارو بکنه

00:29:00.790 --> 00:29:04.830
از بیرون به اوضاع سر و سامون میدم و تو به حرف ماما گوش بده

00:29:11.630 --> 00:29:15.450
بانوی بزرگ، بازم تحمل کنین. هنوز پایین نیومده

00:29:15.450 --> 00:29:17.730
آره، بیشتر طاقت بیارین

00:29:26.200 --> 00:29:29.240
ماما قابل اعتماده؟-
همشون کمک های باتجربه برای دوشسن-
(دوشس: زن دوک)

00:29:29.240 --> 00:29:32.830
خونه پدری یا قراردادهای بچه هاشون توی خونه دوکه

00:29:32.830 --> 00:29:36.310
دوک کجاست؟-
دوک سر گشت اردوگاهه-

00:29:36.310 --> 00:29:40.250
زود یکی رو بفرستین هم دوک هم دوشس رو دعوت کنن

00:29:40.250 --> 00:29:42.780
اما خانوممون گفت نه

00:29:42.780 --> 00:29:45.890
یه کم پیش گفتم دعوتشون کنیم و اون جنجال به پا کرد

00:29:45.890 --> 00:29:50.810
چیزی نیست. بعد از اینکه بچه رو بدنیا آورد، میتونه عصبانیتش رو
 سر من خالی کنه. تو فقط یکی رو بفرست الان بره

00:29:50.810 --> 00:29:52.150
بله

00:29:52.150 --> 00:29:55.320
بهم گفتن ژنرال سر گشت اردوگاهه. با دوکه؟

00:29:55.320 --> 00:29:57.630
سر وظیفه رسمیه یا گشت شخصیه؟

00:29:57.630 --> 00:29:59.760
ژنرال امروز صبح از اندرونیمون رفتن

00:29:59.760 --> 00:30:01.630
گفتن میترسن زیردستا سستی کنن برای همین باید میرفتن سرکشی کنن

00:30:01.630 --> 00:30:05.070
نشنیدم بگن موضوع رسمی بود یا همراه دوک هستن

00:30:05.070 --> 00:30:08.590
چون موضوع رسمی نیست، ژنرال هم دعوت کن برگرده

00:30:08.590 --> 00:30:10.370
با اسب سریع. زود

00:30:10.370 --> 00:30:13.880
زود، زود. برید ژنرال رو دعوت کنین

00:30:13.880 --> 00:30:16.140
به طبیب بگو بیاد با من حرف بزنه

00:30:17.410 --> 00:30:20.870
آدمای معشوقه جو طبیب امپراتوری رو معطل کردن

00:30:20.870 --> 00:30:23.400
چی؟ معطل؟

00:30:23.400 --> 00:30:26.120
یه کم پیش طبیب رفت بیرون دستشویی و تو راه برگشت

00:30:26.120 --> 00:30:29.110
به معشوقه جو برخورد و اون ازش خواست نبضش رو بگیره

00:30:29.110 --> 00:30:32.620
اما کی میدونست برادر بزرگ معشوقه جو و زنش هم اونجا بودن

00:30:32.620 --> 00:30:34.410
شنیدن طبیب امپراتوری از قصر اومده

00:30:34.410 --> 00:30:37.160
برای همین مجبورش کردن بره اتاقشون

00:30:37.160 --> 00:30:39.330
لانچائو هنوز اونجا منتظره

00:30:39.330 --> 00:30:41.620
پشکل های ملعون

00:30:41.620 --> 00:30:45.000
خدمتکار مرد رو خبر کنین که برش گردونه

00:30:45.000 --> 00:30:46.920
زود

00:30:52.940 --> 00:30:56.820
بانوی بزرگ چند بار بچه بدنیا اورده پس باتجربه این؟

00:30:56.820 --> 00:31:02.220
هیچوقت بچه بدنیا نیاوردم. اما
دیدم کسی سر زایمان جونشو از دست داده

00:31:02.220 --> 00:31:05.390
همتون گوش کنین. باید جون بانوی بزرگ جانگ رو نجات بدین

00:31:05.390 --> 00:31:09.670
بانوی بزرگ یه ضربه خورده و بچه افقی شده

00:31:11.500 --> 00:31:15.340
میفهمم. این موضوع خیلی سخته؟

00:31:15.340 --> 00:31:17.980
اگه دکتر بتونه سوزن بذاره، ممکنه بهتر بشه

00:31:17.980 --> 00:31:21.230
میدونم که بعضی از دکترا این مهارت خاص رو دارن

00:31:21.230 --> 00:31:24.750
و میتونن زنی که سر زایمان غش کرده رو فقط با طب سوزنی برگردونن

00:31:24.750 --> 00:31:29.280
و بعضیا حتی ماهرترن و فقط با یه سوزن، میتونن موقعیت جنین رو درست کنن

00:31:32.320 --> 00:31:34.840
خوبه. دکتر رو پیدا میکنم

00:31:34.840 --> 00:31:37.190
دایه هو، شما خانومها مواظبش باشین

00:31:37.190 --> 00:31:40.790
اگه بتونیم اینو رد کنیم، دوک و دوشس

00:31:40.790 --> 00:31:43.540
کل خانواده دایی امپراتوری ممنونتون میشن

00:31:43.540 --> 00:31:46.360
شما خانوما بدون نگرانی از دیگران روی کارتون تمرکز کنین

00:31:46.360 --> 00:31:48.650
حتما ازش خوب مراقبت میکنیم

00:31:54.930 --> 00:31:57.560
چی؟ طبیب جائو کجاست؟

00:31:58.470 --> 00:32:01.050
با دو تا خدمتکار مرد رفتم پیش معشوقه جو

00:32:01.050 --> 00:32:04.570
بهش گفتیم اینجا منتظر بدنیا آوردن بچه ایم و ازش خواستیم طبیب رو بیارن بیرون

00:32:04.570 --> 00:32:07.530
اما اون دایی جو بهم سیلی زد

00:32:07.530 --> 00:32:10.130
و گفت هیچ طبیب امپراتوری ای ندیده

00:32:10.130 --> 00:32:13.170
به شیائولی و شیائومو گفتم برن تو و پیداش کنن اما تعداد و قدرت اونا بیشتر بود

00:32:13.170 --> 00:32:15.900
حبسون کردن و زدنشون

00:32:15.900 --> 00:32:17.520
طبیب امپراتوری جائو رو دیدی؟

00:32:17.520 --> 00:32:19.490
نه. حتی اصلا ندیدمش

00:32:19.490 --> 00:32:22.460
نمیدونم واقعا از اندرونیشون رفته

00:32:22.460 --> 00:32:25.930
دعوت شده بود اینجا که به زایمان بانوی بزرگتون کمک کنه

00:32:25.930 --> 00:32:29.130
اگه رفته بود، میومد این طرف

00:32:29.130 --> 00:32:31.360
شخصا دیدی که اونا طبیب جائو رو بردن؟

00:32:31.360 --> 00:32:35.830
بله. شخصا دیدم. حتی اگه باید توی دادگاه کیفنگ شهادت بدم، بازم همینو میگم

00:32:35.830 --> 00:32:37.450
اصلا هیچ قانونی باقی مونده؟

00:32:37.450 --> 00:32:39.930
خانوم ما یه بانوی نجیب زادست، زن اصلی قانونی

00:32:39.930 --> 00:32:43.220
و باید همچین ظلم شرورانه و کثیفی رو تحمل کنه؟

00:32:57.830 --> 00:32:59.980
بانوی بزرگ

00:32:59.980 --> 00:33:02.910
بانوی بزرگ

00:33:07.470 --> 00:33:10.330
بانوی بزرگ، درست جلوتون

00:33:10.330 --> 00:33:12.480
درست برید جلو و میرسیم

00:33:14.360 --> 00:33:16.950
اون جلو؟

00:33:19.870 --> 00:33:21.980
طبیب سلطنتی جائو

00:33:25.910 --> 00:33:30.220
طبیب سلطنتی جائو

00:33:30.220 --> 00:33:33.230
چرا داد میزنی؟

00:33:33.230 --> 00:33:36.940
زنی مثه تو داره چی کار میکنه؟
 طبیب سلطنتی جائو خیلی وقته رفته

00:33:36.940 --> 00:33:38.940
واقعا. بعد از اینکه طبیب سلطنتی جائو نبض منو چک کرد

00:33:38.940 --> 00:33:41.890
کاملا درخور و شایسته فرستادیمش بره

00:33:43.250 --> 00:33:45.740
اندرونی رو سرچ کنین-
همونجا وایسین-
فکر کردی کجایی؟-

00:33:45.740 --> 00:33:48.010
جلوشون رو بگیرین-
چطور جرات میکنی-

00:33:48.010 --> 00:33:49.430
بگردین-
گمشو-

00:33:49.430 --> 00:33:51.990
جرات میکنی عمارت ژنرال رو بگردی؟

00:33:51.990 --> 00:33:54.910
دیگه از جونت سیر شدی، آره؟-
مادر-

00:33:54.910 --> 00:33:56.550
تکون نخور

00:33:56.550 --> 00:34:00.160
زن برادر

00:34:00.160 --> 00:34:02.080
طبیب سلطنتی جائو

00:34:02.080 --> 00:34:06.460
جلوشو بگیرین-
طبیب سلطنتی جائو کجاست؟-

00:34:06.460 --> 00:34:09.880
بانوی بزرگ، طبیب سلطنتی جائو رو بردن به

00:34:09.880 --> 00:34:13.680
اندرونی پشتی که چای بخوره. وقتی من رسیدم، طبیب سلطنتی
 اینقدر مضطرب بود که داشت پاشو میکوبید به زمین

00:34:13.680 --> 00:34:15.530
بانوی بزرگ داره زایمان میکنه؟

00:34:15.530 --> 00:34:18.130
بله. طبیب سلطنتی، وقت تلف نکنیم. ببریدش

00:34:18.130 --> 00:34:20.060
باشه. باشه

00:34:27.820 --> 00:34:31.610
فکر میکنی کی هستی؟ جرات میکنی آدما رو از اندرونی خواهرم بکشی بیرون؟

00:34:31.610 --> 00:34:34.130
من بدجور مریضم و تو جرات میکنی دکتر رو ببری؟

00:34:34.130 --> 00:34:37.690
میخوای منو بکشی؟

00:34:37.690 --> 00:34:39.850
حالتون خوبه؟

00:34:39.850 --> 00:34:42.100
حالتون خوبه؟

00:34:42.720 --> 00:34:46.480
وقتی هنوز بچه بودم این حقه رو دیدم، اما من دیگه بچه نیستم

00:34:52.790 --> 00:34:55.290
<i>[ عمارت شن ]</i>

00:34:56.080 --> 00:34:58.960
چطور از بانوی بزرگ جانگ هیچ صدایی درنمیاد؟

00:34:59.670 --> 00:35:03.980
این کاریه که قدرت زیادی میخواد. اگه تمام قدرتت رو روی داد زدن بذاری

00:35:03.980 --> 00:35:06.480
بعدا هیچ انرژی ای برای بدنیا آوردن بچه نداری

00:35:06.480 --> 00:35:09.300
فکر میکنی خانوادت کیه؟-
بانوی بزرگ، شما خیلی میدونین-

00:35:09.300 --> 00:35:11.980
بهم بگو. بهم بگو

00:35:11.980 --> 00:35:15.200
بله. بله. اول آروم باشین

00:35:15.890 --> 00:35:18.380
دخترم با این سرنوشت سخت

00:35:18.380 --> 00:35:21.400
وقتی دیگه خیلی پیر شده بودم این دختر نصیبم شد

00:35:21.400 --> 00:35:24.270
یه نعمت از طرف خدایان بالای سر ماست

00:35:24.270 --> 00:35:27.510
چه تعدادی بهم خندیدن که یه صدف پیرم که یه مروارید در خودم دارم

00:35:27.510 --> 00:35:29.290
از خنده هاشون نمیترسیدم

00:35:29.290 --> 00:35:31.880
فقط این دختر رو میخواستم

00:35:31.880 --> 00:35:35.400
فکر میکنی دخترم جای خونه ات رو گرفته؟

00:35:35.400 --> 00:35:37.830
فکر میکنی دخترم نمیتونست شوهر پیدا کنه

00:35:37.830 --> 00:35:41.590
و باید به خونواده شما آویزون میشد؟

00:35:41.590 --> 00:35:44.400
بعدا، ممکنه سخنرانیشو پیش علیاحضرت ملکه ببره

00:35:45.820 --> 00:35:48.960
بیاین این چای و میوه ها رو برای دوشس ببریم

00:35:48.960 --> 00:35:52.090
که حرفشون رو قطع کنیم و ژنرال شن رو نجات بدیم

00:35:56.320 --> 00:35:58.640
دوشس و ژنرال، گرسنه اید؟

00:35:58.640 --> 00:36:02.220
بی ادبیم رو ببخشید. بزودی نصف شب میشه

00:36:02.220 --> 00:36:04.830
از یکی خواستم برام مقداری میوه آماده کنه. امتحانشون کنین

00:36:04.830 --> 00:36:08.780
اول شکمتون رو با اینا پر کنین. بچه به دنیا آوردن خیلی طول میکشه

00:36:11.830 --> 00:36:15.540
بچه خوب. دوشس چیه؟

00:36:15.540 --> 00:36:17.560
فقط خاله صدام کن

00:36:17.560 --> 00:36:21.360
خودتم حتی حامله ای، اما همه این کارا رو برای دخترم کردی

00:36:21.360 --> 00:36:24.190
دخترم، تو رو یادم میمونه

00:36:25.700 --> 00:36:28.360
دخترم واقعا زندگی سختی داره

00:36:28.360 --> 00:36:32.760
حتی الان داره با مرگ دست و پنجه نرم میکنه. واقعا نمیدونم

00:36:32.760 --> 00:36:35.390
مگه چه گناهی مرتکب شدم

00:36:35.390 --> 00:36:37.260
تو.. من

00:36:37.260 --> 00:36:39.680
اگه بلایی سر دختر من بیاد، تو

00:36:39.680 --> 00:36:42.810
خاله. خاله. یه کم آروم باشید

00:36:42.810 --> 00:36:46.580
آروم باشید. الان خواهر سر زایمانه

00:36:46.580 --> 00:36:48.760
این خونه به شما تکیه کرده

00:36:48.760 --> 00:36:51.350
نباید وحشت کنین

00:36:52.970 --> 00:36:55.820
..وای نه! وای نه، بانو! خانوم

00:36:55.820 --> 00:36:58.410
خانوم داره میمیره

00:36:59.680 --> 00:37:01.890
دخترم-
چه خبره؟-

00:37:01.890 --> 00:37:04.290
چطور ممکنه؟-
دختر! دختر-

00:37:04.290 --> 00:37:07.330
مادر-
طاقت بیار-
بیا! بیا-

00:37:09.230 --> 00:37:13.620
مادر-
مادر اینجاست-

00:37:14.240 --> 00:37:15.910
دخترم، طاقت بیار

00:37:15.910 --> 00:37:18.590
پدرت بزودی میاد

00:37:19.960 --> 00:37:22.990
یه کم طاقت بیار، دخترم

00:37:25.450 --> 00:37:29.150
یه کم بیشتر زور بزن! یه کم بیشتر زور بزن

00:37:38.420 --> 00:37:41.460
یه کم بیشتر زور بزن-
دخترم-

00:37:41.460 --> 00:37:43.420
زور بزن

00:37:43.420 --> 00:37:46.410
نگاه! خونریزی داره

00:37:47.530 --> 00:37:48.900
زود باش. زود باش

00:37:48.900 --> 00:37:53.160
پارچه بیشتری بیارین-
پدر! مادر-

00:37:53.160 --> 00:37:56.360
برای آخرین بار دارم به وظیفه فرزندیم عمل میکنم

00:38:02.030 --> 00:38:04.240
خانومم

00:38:14.230 --> 00:38:19.220
داره بدنیا میاره! بدنیا آورد-
بچه بیرونه-

00:38:46.370 --> 00:38:51.550
بانوی کوچک جو رو از خونه ات بنداز بیرون

00:38:53.400 --> 00:38:54.760
اون

00:38:55.590 --> 00:38:59.430
اشتباه بزرگی مرتکب شد. مطمئنا به شدت مجازاتش میکنم

00:38:59.430 --> 00:39:01.600
اما به پدرزن التماس میکنم

00:39:02.240 --> 00:39:04.900
واقعا نمیتونم به خاطر خواهر بزرگش این کارو بکنم

00:39:06.830 --> 00:39:10.070
دلسوزی برای خدمتکارت به خاطر علاقه گذشته

00:39:10.070 --> 00:39:13.190
همینطور دست کشیدن از ثروت به خاطر یه رویا

00:39:14.090 --> 00:39:16.910
به یاد آوردن زنت نشون میده عشق و وفاداریت چقدر عمیقه

00:39:16.910 --> 00:39:19.730
من یه مردم، برای همین درک میکنم

00:39:21.690 --> 00:39:25.280
حالا که اینطوره، دایی سلطنتی، فقط یه نامه جدایی برای ما بنویس

00:39:25.280 --> 00:39:29.580
دو خانوادمون جدا میشن و هر کدوم جداگانه برای آینده تلاش میکنه

00:39:29.580 --> 00:39:34.320
چی دارین میگین؟

00:39:34.320 --> 00:39:39.420
بهت گفتم که دخترم التماست نکرد که باهاش ازدواج کنی

00:39:39.420 --> 00:39:42.820
و اینطور نیست که نشه شوهرش داد و برای همین باید توی خونه تو بچپونیمش

00:39:42.820 --> 00:39:46.170
خوبه که زن قبلیتو فراموش نکردی

00:39:46.170 --> 00:39:48.570
اما نگه داشتن یه مار توی خونه ات که در آینده مشکل درست میکنه

00:39:48.570 --> 00:39:51.980
یعنی از قصد جون دخترمو میخوای بگیری

00:39:51.980 --> 00:39:53.860
امروز، تونست نصف عمرش رو حفظ کنه

00:39:53.860 --> 00:39:56.360
این به خاطر اینه که شانس آورد با زن مارکیز آشنا شد

00:39:56.360 --> 00:40:01.400
وگرنه، الان باید جسدش رو میدیدیم

00:40:01.400 --> 00:40:06.010
دایی سلنتی، بذار خانواده هامون دوستانه از هم جدا بشن

00:40:06.010 --> 00:40:11.250
بعد از نوشتن نامه جدایی، بازم میتونیم وقتی همدیگرو
اینجا توی پایتخت دیدیم متمدنانه رفتار کنیم

00:40:11.250 --> 00:40:15.630
وگرنه، اگه همه ظاهر سازی ها رو جلوی امپراتور کنار بذاریم
برای هممون سخت میشه که باز یه رابطه خوب رو حفظ کنیم

00:40:16.440 --> 00:40:17.890
نه

00:40:18.580 --> 00:40:20.320
من جدا نمیشم

00:40:21.060 --> 00:40:22.590
من جدا نمیشم

00:40:22.590 --> 00:40:23.900
نه

00:40:24.850 --> 00:40:26.530
دوستانه جدا نمیشی؟

00:40:26.530 --> 00:40:29.190
بااینحال قصد داری طلاقش بدی؟

00:40:29.190 --> 00:40:33.100
نه! نه! طلاقش نمیدم

00:40:34.080 --> 00:40:37.080
از حالا به بعد، حتما باهاش خوب رفتار میکنم و بادقت عزیز نگهش میدارم

00:40:37.080 --> 00:40:39.550
دیگه اجازه نمیدم هیچ اتفاق بدی براش بیوفته

00:40:39.550 --> 00:40:42.400
بسه! الان گفتن همه اینا

00:40:42.400 --> 00:40:45.490
دیگه هیچ ارزشی نداره

00:40:45.490 --> 00:40:47.130
دایه فن-
بله-

00:40:47.130 --> 00:40:49.200
کالسکه آماده شده؟

00:40:49.910 --> 00:40:52.960
کار آماده شدن کالسکه تموم شده

00:40:52.960 --> 00:40:54.710
یه لایه ضخیم تشک داخلش قرار دادیم

00:40:54.710 --> 00:40:58.490
همینطور داخلش روغن گاو زدیم، مطمئنا هیچ بادی به داخل نفوذ نمیکنه

00:40:58.490 --> 00:41:01.670
مطمئنا هیچ سرمایی خانوم رو اذیت نمیکنه

00:41:02.430 --> 00:41:04.260
بریم

00:41:05.660 --> 00:41:07.370
پدرزن

00:41:08.000 --> 00:41:09.450
پدرزن

00:41:09.450 --> 00:41:11.690
بچه خوب، به خاطر امروز ممنونم

00:41:11.690 --> 00:41:15.030
الان یه کم اوضاع شلوغ پلوغه. حتما دفعه دیگه به عمارت مارکیز سر میزنیم

00:41:15.030 --> 00:41:17.500
که ازت به خاطر تمام تلاشی که برای کمک به ما کردی تشکر کنیم

00:41:17.500 --> 00:41:20.510
خواهش میکنم. تا وقتیکه خواهر خوب بشه

00:41:20.510 --> 00:41:22.430
نیازی نیست نگران چیز دیگه ای باشین

00:41:22.430 --> 00:41:25.650
پدرزن، بیاین بیشتر راجع بهش حرف بزنیم
نذارین زنم در معرض باد سرد  قرار بگیره

00:41:25.650 --> 00:41:28.270
هنوز از تولد بچه اونقدرا نگذشته

00:41:30.230 --> 00:41:32.720
هر قدمی که منو متوقف میکنی، یه قدم آرومتر برمیدارم

00:41:32.720 --> 00:41:36.910
هر دفعه که قدمم رو آروم میکنم، فن اِر یه قدم بیشتر
 از بالا و پایین رفتن و درد رنج میکشه

00:41:36.910 --> 00:41:40.240
اگه هنوز وجدان داری گمشو

00:41:46.120 --> 00:41:50.170
پدرزن! زن

00:41:54.850 --> 00:41:58.660
چون سیل تو اردوگاه اصلی غربی فرونشسته

00:41:58.660 --> 00:42:02.250
کارکنان و اسبهای اونجا دیگه تا الان باید مستقر شده باشن

00:42:02.250 --> 00:42:06.750
چند روز پیش، ژنرال شن رفت اونا رو چک کنه

00:42:06.750 --> 00:42:08.550
ژنرال شن

00:42:10.330 --> 00:42:14.210
به اطلاع اعلیحضرت میرسونم، ژنرال شن امروز غایبن

00:42:17.100 --> 00:42:20.430
دوک یینگ برای سازماندهی سربازا به شرق رفته

00:42:20.430 --> 00:42:22.680
وضعیت شرق چطوره؟

00:42:22.680 --> 00:42:27.110
دوک یینگ دیشب به وزارت نیروهای کار نامه دادن که مرخصی بخوان

00:42:27.110 --> 00:42:29.440
ایشون هم امروز غایبن

00:42:32.500 --> 00:42:34.600
چه خبره؟

00:42:34.600 --> 00:42:39.260
به اطلاع اعلیحضرت میرسونم، دوک یینگ چند روز گذشته
داشتن سربازای اردوگاه نظامی شرق رو سازماندهی میکردن

00:42:39.260 --> 00:42:42.680
دیشب، یهو باعجله با اسب به پایتخت برگشتن

00:42:42.680 --> 00:42:44.610
و رفتن خونه ژنرال شن

00:42:44.610 --> 00:42:48.790
خیلی طول نکشید که برگشتن خونه یهو بیماری شدیدی گرفتن و الان بسترین

00:42:48.790 --> 00:42:57.010
مجبور شدن تمام شب رو طبیب بخوان و بالاخره نجات پیدا کردن
طبیب گفت به خاطر چندین روز خستگی و بعد شنیدن خبر بد بوده

00:42:57.010 --> 00:43:00.620
برای همین، گردش خونشون خوب نبوده
 و به ارگانهای داخلیشون آسیب زده

00:43:00.620 --> 00:43:02.330
چه خبر بدی؟

00:43:02.330 --> 00:43:08.120
زن ژنرال شن زایمان سختی داشته و
کم مونده بود قبل از بدنیا آوردن یه پسر از دنیا بره

00:43:08.120 --> 00:43:10.850
دوک بزرگ دختر و نوه اشون رو به خونه شون برگردوندن

00:43:10.850 --> 00:43:14.180
 که مراقبشون باشن. گفتن

00:43:14.180 --> 00:43:15.800
چی گفت؟

00:43:15.800 --> 00:43:18.860
گفتن میخوان از خانواده شن جدایی دوستانه داشته باشن

00:43:29.140 --> 00:43:59.140
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:43:59.164 --> 00:44:44.164
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.