﻿WEBVTT

00:00:02.000 --> 00:00:22.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:54.800 --> 00:01:00.300
<i>داستان مینگ لان</i>

00:01:00.300 --> 00:01:03.000
<i>قسمت 73 _ قسمت آخر</i>

00:01:22.000 --> 00:01:23.000
سریع ، اون قسمتو بزن

00:01:23.000 --> 00:01:26.100
سریع حمله کنید ! عجله کنید

00:01:26.900 --> 00:01:29.200
دروازه های جلویی نمیتونن بیشتر از این تحمل کنند

00:01:29.200 --> 00:01:33.900
"تو دوم" سریع خانم رو به دروازه های پشتی ببر . من هواتونو دارم . عجله کن

00:01:34.800 --> 00:01:37.040
خانم ، سریع برید

00:01:46.800 --> 00:01:48.800
خانم ، سریع برید

00:02:44.900 --> 00:02:47.700
چرا اینقدر دیر اومدی؟

00:02:47.700 --> 00:02:51.900
تو ... واسه چی اینقدر دیر اومدی؟

00:02:51.900 --> 00:02:54.200
من گذاشتم عذاب بکشی

00:02:56.800 --> 00:02:59.600
واسه چی اینقدر دیر اومدی؟

00:03:01.800 --> 00:03:04.200
...درست کردن یه همچین صحنه بزرگی

00:03:04.200 --> 00:03:06.400
جالب نیست؟

00:03:06.400 --> 00:03:07.800
..تو

00:03:09.000 --> 00:03:10.600
کون لقت

00:03:10.600 --> 00:03:12.600
.آره ، من دیر اومدم

00:03:12.600 --> 00:03:14.400
من باعث شدم تو رنج بکشی

00:03:33.200 --> 00:03:34.700
مارکیز گو برگشته

00:03:34.700 --> 00:03:37.800
مارکیز گو برگشته

00:03:37.800 --> 00:03:41.000
مارکیز گو نمرده . مارکیز گو برگشته

00:03:41.000 --> 00:03:44.600
تو ... اگه جراتشو داری دوباره بهم دروغ بگو

00:03:44.600 --> 00:03:47.800
اون موقع من ... یه درخواست طلاق مینویسم

00:03:47.800 --> 00:03:49.600
جراتشو ندارم . جراتشو ندارم

00:03:49.600 --> 00:03:52.200
من جرات ندارم دوباره حتی یه کلمه به تو دروغ بگم

00:03:54.400 --> 00:03:58.000
تو حتی بهم گفتی من روباهم . تو خودت جد روباهی
(قضیه همون شیطون درس دادنه)

00:03:58.000 --> 00:04:00.200
هستم . جدا من جد روباهم

00:04:00.200 --> 00:04:02.100
جد روباه

00:04:07.200 --> 00:04:10.400
جد روباهت بیشتر از این نمیتونه اینجا بمونه

00:04:10.400 --> 00:04:12.600
من باید به قصر برم تا امپراطور رو نجات بدم

00:04:12.600 --> 00:04:14.600
من منتظر برگشتت میمونم

00:04:19.600 --> 00:04:20.900
من منتظر برگشتت میمونم

00:04:20.900 --> 00:04:22.400
جینگ لی

00:04:22.400 --> 00:04:25.800
خوب از خونه مراقبت کنید . مطمئن بشید که همسرم در امانه

00:04:25.800 --> 00:04:28.400
بله ، مارکیز ، نگران نباشید

00:04:33.400 --> 00:04:35.600
خوب ازش مراقبت کنید

00:04:53.800 --> 00:04:55.700
عقب

00:04:55.700 --> 00:04:57.560
بزنید

00:04:57.560 --> 00:04:59.570
عقب

00:05:26.800 --> 00:05:28.100
ملکه بیوه دیگه نمیاد ؟

00:05:28.100 --> 00:05:30.000
ملکه بیوه بهم گفتند که پیام رو همونطوری که گفتند به شما برسونم

00:05:30.000 --> 00:05:32.600
ایشون گفتند که شما میتونید خودتون تصمیم بگیرید

00:05:32.600 --> 00:05:35.800
یه بیوه پیر مثل ایشون با همه چی موافقت میکنند

00:05:35.800 --> 00:05:39.000
خوبه . خوبه . این یعنی ملکه بیوه

00:05:39.000 --> 00:05:40.700
میزارن تا امپراطوری رو بچرخونی . خیلی خوبه

00:05:40.700 --> 00:05:42.700
<i>ما یه مشکل داریم</i>

00:05:42.700 --> 00:05:44.300
<i>قربان</i>

00:05:45.200 --> 00:05:47.300
قربان
 چیه ؟

00:05:47.300 --> 00:05:49.200
گو ... گو تینگ یه داره به اینجا حمله میکنه

00:05:49.200 --> 00:05:50.380
کی؟

00:05:50.400 --> 00:05:52.700
گو تینگ یه زنده است

00:06:11.500 --> 00:06:13.400
حمله

00:06:22.400 --> 00:06:24.000
<i>زود باش</i>

00:06:29.000 --> 00:06:30.030
<i>شیتو</i>

00:06:30.030 --> 00:06:32.100
مارکیز برگشته

00:06:32.100 --> 00:06:33.900
مارکیز برگشته

00:06:33.900 --> 00:06:36.000
مارکیز برگشته؟
رونگ اِر ، سریع بیا

00:06:36.000 --> 00:06:37.100
مارکیز برگشته

00:06:37.100 --> 00:06:40.800
این یه تجدید دیداره . سریع برو . عجله کن
این یه تجدید دیداره

00:06:40.800 --> 00:06:43.300
بیا بیرون ، مراقب باش . دایه

00:06:49.800 --> 00:06:51.600
اعلیحضرت

00:06:51.600 --> 00:06:53.200
پدر سلطنتی

00:06:54.400 --> 00:06:55.960
دستگیرش کنید

00:06:58.800 --> 00:07:00.000
..شما

00:07:03.490 --> 00:07:06.390
..شما

00:07:07.430 --> 00:07:08.920
...شما همتون

00:07:09.600 --> 00:07:12.300
تو دستیار مورد اعتماد امپراطور پیشین بودی

00:07:12.300 --> 00:07:17.000
من اولش امیدوار بودم که تو با من همونطوری که با امپراطور قبلی رفتار کردی ، رفتار میکنی

00:07:18.400 --> 00:07:20.700
تو ناامیدم کردی

00:07:21.540 --> 00:07:24.090
شما امپراطور پیشین نیستید

00:07:25.000 --> 00:07:27.000
امپراطور پیشین خیلی دلسوز بود

00:07:27.000 --> 00:07:31.600
چطور ایشون هیچ بچه ای از خودشون نداشتند تا

00:07:31.600 --> 00:07:36.100
امپراطوری رو به ارث ببره؟
چه خبره؟

00:07:38.200 --> 00:07:41.600
مگه شما قرار نبود تو اون تپه های شنی مرده باشید؟

00:07:41.600 --> 00:07:44.000
خوابشو ببینی

00:07:45.100 --> 00:07:47.400
...ملکه بیوه ... ایشون گفتند که

00:07:47.400 --> 00:07:49.600
ایشون گفتند که -
ملکه بیوه گفتند

00:07:49.600 --> 00:07:54.600
که من فاسد و بی عرضه ام . من باید خلع و جایگزین بشم

00:07:54.600 --> 00:07:58.600
کسی که جایگزین من میشه ، پسرت ، جائو یونگ

00:07:58.600 --> 00:08:04.000
یونگ اِر ... اون پسر شما هم هست

00:08:04.000 --> 00:08:08.200
آیا ملکه بیوه حتی یه کلمه از اون حرفا رو بهت زد؟

00:08:08.200 --> 00:08:10.200
اون گفت

00:08:10.200 --> 00:08:14.600
اون گفت که شما عهد رو شکستید و از راه درست دور شدید . اینکه شما از امپراطور پیشین پیروی نمیکنید

00:08:14.600 --> 00:08:17.100
,ازونجایی که این ملکه بیوه بوده که تو رو تحریک کرده

00:08:17.100 --> 00:08:19.600
 پس بیایید بریم از خودش بپرسیم

00:08:19.600 --> 00:08:23.300
اگه اون چیزی نگفت ، همسر سلطنتی من

00:08:23.300 --> 00:08:26.950
این جرمیه که بهاش اعدام خاندانتونه

00:08:29.400 --> 00:08:33.000
ملکه بیوه گفتش . اون گفتش

00:08:33.000 --> 00:08:34.400
مطمئنا گفتش

00:08:34.400 --> 00:08:38.200
اون گفتش . جرات ندارم دروغ بگم علیاحضرت

00:08:38.200 --> 00:08:40.400
ملکه بیوه قطعا گفتش

00:08:40.400 --> 00:08:42.000
علیاحضرت

00:08:43.200 --> 00:08:46.400
من دیگه بیشتر از این تو مسائله خانوادگی شما دخالت نمیکنم

00:08:46.400 --> 00:08:50.400
خونه من کلی آسیب دیده . باید برم تا اوضاع روبه راه کنم
_علیاحضرت نجاتم بدید

00:09:00.100 --> 00:09:02.220
برو

00:09:02.220 --> 00:09:04.800
اون شراب ابدی من رو بیار

00:09:06.820 --> 00:09:08.600
سریع برو

00:09:10.000 --> 00:09:11.900
علیا حضرت

00:09:11.900 --> 00:09:15.000
حتی اگه اون یه چاقو بیخ گلوتون گذاشته باشه

00:09:15.000 --> 00:09:17.200
بازم شانس زنده موندن هست

00:09:17.200 --> 00:09:20.900
علاوه بر این هنوز به آخرش نرسیدیم

00:09:23.200 --> 00:09:26.600
واسه اینکه قدرت اداره کردن جهان رو داشته باشی

00:09:26.600 --> 00:09:29.700
باید ارتش و پول داشته باشی

00:09:29.700 --> 00:09:32.500
من هیچکدومشون ندارم

00:09:32.500 --> 00:09:34.900
چقد احمق بودم که فکر میکردم

00:09:34.900 --> 00:09:39.900
فقط با فرستادن دستیارای معتمد و ژنرال های ارتش امپراطور

00:09:39.900 --> 00:09:43.800
و بعد غلبه بر اون حامیان ارشد امپراطور که بیان طرف من

00:09:43.800 --> 00:09:46.200
و گذاشتن شوهر خواهر همسر سلطنتی لیو

00:09:46.200 --> 00:09:50.400
به عنوان فرمانده ارتش امپراطوری جین ، میتونم همه چیزم رو بزارم وسط و باهاشون بجنگم

00:09:50.400 --> 00:09:55.200
الان افتادم تو دامشون

00:09:55.200 --> 00:09:58.400
اونها همه چیز رو از قبل برنامه ریزی کرده بودند

00:09:58.400 --> 00:10:03.900
چطور میتونم هنوزم شانسی واسه نجات پیدا کردن داشته باشم؟

00:10:05.400 --> 00:10:06.800
علیا حضرت

00:10:06.800 --> 00:10:11.000
علیاحضرت ، به عنوان ملکه بیوه ، شما قدرت خلع و نصب امپراطور جدید رو دارید

00:10:11.000 --> 00:10:15.000
امپراطور ... ایشون جرات ندارند تا به شما آسیب بزنند

00:10:15.590 --> 00:10:18.590
ببینم اون شراب ابدی رو واسه من درست نکردی؟

00:10:18.600 --> 00:10:20.800
علیاحضرت هیچوقت هیچ چیزی رو اشتباه پیش بینی نکردین

00:10:20.800 --> 00:10:23.800
چرا باید نیاز به شراب ابدی داشته باشید؟

00:10:24.600 --> 00:10:27.700
من میدونم که بهم اهمیت میدی

00:10:27.700 --> 00:10:31.200
اما بدون همچین سم خوبی

00:10:31.200 --> 00:10:34.600
میترسم که نتونم با بدن سالم و کامل بمیرم

00:10:35.540 --> 00:10:37.920
<i>علیاحضرت ملکه بیوه ، شما اشتباه میکنید</i>

00:11:05.300 --> 00:11:09.800
علیاحضرت اینقدر از اعلیحضرت متنفرید

00:11:13.620 --> 00:11:15.820
که مجبور بودید بکشیدش؟

00:11:17.340 --> 00:11:18.940
آره

00:11:21.060 --> 00:11:24.840
امپراطور قبلی اون بزرگ کرده بود

00:11:24.840 --> 00:11:28.150
تا بتونه صلاحیت به ارث بردن تاج و تخت رو داشته باشه

00:11:28.150 --> 00:11:33.000
اما بعد تاج گذاری ، اون پدر اصلیشو به عنوان پدر سلطنتی صدا کرد

00:11:33.760 --> 00:11:36.570
عوضی و بی شرم

00:11:36.570 --> 00:11:41.030
بزار ازت بپرسم ، هیچ پسری توی این دنیا هست که دو تا پدر داشته باشه؟

00:11:41.030 --> 00:11:44.130
با انجام اینکارت امپراطور قبلی رو در چه جایگاهی قرار دادی؟

00:11:46.390 --> 00:11:50.430
امپراطور پیشین خیلی شخصیت  خیرخواه و سخاوتمندی داشت

00:11:50.430 --> 00:11:54.760
اون بیشتر از سی سال صلح و آرامش این امپراطوری رو حفظ کرد

00:11:54.760 --> 00:11:59.860
به محض اینکه تاج گذاری کردی ، فورا از خواسته اش سرپیچی کردی

00:11:59.860 --> 00:12:03.300
تو اسبا و سربازا رو واسه

00:12:03.300 --> 00:12:06.080
تحریک مرزامون ، به حرکت درآوردی

00:12:06.080 --> 00:12:09.170
من بیشتر از پنجاه سال همسر امپراطور بودم

00:12:09.170 --> 00:12:12.940
امپراطور پیشین در کمتر از یکسال فوت کردند

00:12:12.940 --> 00:12:16.190
من مجبور بودم نگاه کنم در حالی که شما

00:12:16.190 --> 00:12:20.320
داشتین موقعیتی که اون به سختی جمعش کرده بود رو خراب میکردین

00:12:20.320 --> 00:12:23.620
اون موقع نمیتونم ازش متنفر باشم؟

00:12:26.110 --> 00:12:27.750
به خاطر همین

00:12:29.710 --> 00:12:32.620
میخواستید من رو خلع کنید ، ملکه بیوه؟

00:12:37.000 --> 00:12:40.280
من اون حرفا رو زدم؟

00:12:40.280 --> 00:12:45.350
من هیچی در این مورد نشنیدم . اما به همسر سلطنتی لیو گفتم

00:12:45.350 --> 00:12:47.830
که مراقب چیزی که زیر پاهاشه باشه
(منظور همون تسلط داشتن روی چیزی هستش)

00:12:55.450 --> 00:13:00.990
این یعنی ، کسی که میخواسته امپراطور رو خلع کنه

00:13:00.990 --> 00:13:04.120
همسر سلطنتی لیو هستش

00:13:15.930 --> 00:13:21.040
من قطعا داشتم واسه جنگیدن تو یه جنگ آماده میشم

00:13:21.800 --> 00:13:25.220
فقط اینکه همین الانه ، الان جنگ بین مرزهای ماست

00:13:29.060 --> 00:13:30.770
چی؟

00:13:32.900 --> 00:13:37.100
چیزی که شما دیدی جزئی از یک صحنه بود

00:13:37.800 --> 00:13:40.430
خواجه لی کنار دست من بود

00:13:40.430 --> 00:13:44.060
و بهتون هر چیزی که اتفاق می افتاد رو میگفت

00:13:44.060 --> 00:13:47.000
شما از اینکه از قدرت کناره گیری کنید خودداری کردید

00:13:47.000 --> 00:13:50.560
شما حتی مهر یشمی رو هم تو دستتون داشتید

00:13:50.560 --> 00:13:56.820
من توی جلسات دربار مثل یه بچه سه ساله شرکت میکردم ، توانایی اینکه آرمان های بزرگ خودم رو عملی کنم نداشتم

00:14:01.040 --> 00:14:03.610
... از همون اولش

00:14:04.680 --> 00:14:09.570
از همون اولِ اول ، مارکیز گو

00:14:09.570 --> 00:14:12.790
تظاهر میکرد که مغروره

00:14:12.790 --> 00:14:15.470
تو هم تظاهر میکردی که بهش شک کردی

00:14:18.550 --> 00:14:24.020
مارکیز گو تو شرایط سختی قرار داشت ، بازم تونست نجات پیدا کنه ، اون وقت چرا؟

00:14:24.020 --> 00:14:29.030
چون اون ممکنه که بی کله و بی احتیاط به نظر برسه ، اما اون دقیق ترین ومحتاط ترین فردی که من میشناسم

00:14:29.030 --> 00:14:33.410
و در مورد شاهزاده هوآن ،  اون یه بچه آرمان گرای خوبه

00:14:33.410 --> 00:14:36.230
من ازش خیلی راضیم

00:14:37.000 --> 00:14:40.420
تو گذاشتی خواجه لی و همسر سلطنتی لیو

00:14:40.420 --> 00:14:43.350
اطلاعات غلط ردو بدل کنند

00:14:43.350 --> 00:14:45.870
حواس منو پرت کردی

00:14:45.870 --> 00:14:51.450
تو باعث شدی که من به اشتباه باور کنم که تو به پسر بزرگ و ژنرال دلیرت شک داری

00:14:52.390 --> 00:14:55.550
پس ، هیچوقت سردرد نداشتی؟

00:14:55.550 --> 00:15:00.100
اینجوری شما و همسر سلطنتی لیو فکر میکردید که من خیلی عمر نمیکنم

00:15:00.100 --> 00:15:04.450
و شاهزاده هوآن خیلی زود تاج و تخت رو به ارث میبره ، به خاطر همین ، شما ها باید سریع یه حرکتی میزدید

00:15:07.620 --> 00:15:11.010
حکومت الان مشکلات زیادی داره

00:15:11.010 --> 00:15:16.320
من واقعا وقت نداشتم که این جنگ بین خودمون رو هفت هشت سال دیگه هم ادامه بدم

00:15:23.790 --> 00:15:27.160
طعمه الان به لبه دام رسیده

00:15:27.160 --> 00:15:30.970
تو فقط لازمه که یکم هُلش بدی تا بیوفته تو دام

00:15:30.970 --> 00:15:37.490
پس، هیچ جنگی تو مرزها اتفاق نیوفتاده بود

00:15:37.490 --> 00:15:39.780
من نیروهای کاربلد

00:15:39.780 --> 00:15:44.870
 به فرماندهی مارکیز گو و ژنرال شن الکی به بیرون از شهر فرستادم

00:15:44.870 --> 00:15:47.130
تا شما ها رو گول بزنم

00:15:47.130 --> 00:15:51.040
اما دوک یینگ به مرزها رفت

00:15:52.340 --> 00:15:54.570
,بعد اینکه تو مرز کمپ زدن

00:15:54.570 --> 00:15:58.170
من منتظر جاسوس های شما موندم که آخرین پیام رو بفرستند

00:15:58.170 --> 00:16:00.730
و بعدش همشون رو دستگیر کردم

00:16:01.770 --> 00:16:05.870
من همیشه فکر میکردم که تو صلاحیت پادشاه بودن رو نداری

00:16:06.540 --> 00:16:11.840
اما امروز ، تو واقعا خیلی دقیق این صحنه رو چیدی

00:16:12.760 --> 00:16:16.020
خیلی من رو تحت تاثیر قرار دادی

00:16:18.510 --> 00:16:20.900
من یه دام پهن کردم

00:16:22.460 --> 00:16:25.040
اما اگه شما نمیوفتادید توش

00:16:25.040 --> 00:16:28.710
همه زحماتم هدر میرفت

00:16:28.710 --> 00:16:35.120
اگرچه آخرشم ، شما گیر افتادید

00:16:35.120 --> 00:16:36.590
..من

00:16:38.510 --> 00:16:41.090
من خیلی در این مورد ناراحتم

00:16:46.860 --> 00:16:49.910
تو یه پیروزی جانانه داشتی

00:16:49.910 --> 00:16:53.520
چرا به خودت زحمت تظاهر کردن رو میدی

00:16:53.520 --> 00:16:55.890
شراب سمی

00:16:57.780 --> 00:17:00.050
یا دار زدن با لباس سفید

00:17:01.120 --> 00:17:03.170
یکیش رو انتخاب کن

00:17:07.390 --> 00:17:09.400
ملکه بیوه

00:17:12.190 --> 00:17:15.780
ما تو یه همچین سنی مادر و پسر شدیم

00:17:15.780 --> 00:17:19.400
مطمئنا رابطه مون مثل مادر و پسر واقعی نیست

00:17:21.300 --> 00:17:26.920
شما نمیتونید با من راحت باشید ، منم نگران شما هستم

00:17:26.920 --> 00:17:30.870
ما هر دومون کورمال کورمال تو تاریکی همدیگرو دنبال میکنیم

00:17:30.870 --> 00:17:33.260
به هم دیگه شک داریم

00:17:36.940 --> 00:17:41.230
ما هردومون مرتکب اشتباه شدیم

00:17:46.990 --> 00:17:49.100
پس یعنی

00:17:51.060 --> 00:17:53.860
من باید ازت متشکر باشم

00:17:53.860 --> 00:17:59.860
و باید یه اقرار نامه بنویسم

00:18:00.820 --> 00:18:05.130
اعلیحضرت فقط امید دارن که علیاحضرت

00:18:05.860 --> 00:18:08.710
بتونن بیرون از قصر زندگی کنند

00:18:16.630 --> 00:18:18.160
...تو

00:18:21.800 --> 00:18:24.180
نمیخوای من رو اعدام کنی؟

00:18:24.180 --> 00:18:27.500
,من میخوام قدرتمو متحد کنم

00:18:27.500 --> 00:18:31.310
واقعا نمیخوام با شما بجنگم

00:18:31.310 --> 00:18:34.690
فقط اینکه بچه ها خیلی وقته که واسه

00:18:34.690 --> 00:18:39.290
به عهده گرفتن کل امپراطوری برنامه ریزی کردن

00:18:46.450 --> 00:18:49.410
تو ... تو با لباس جنگی وارد قصر من شدی

00:18:49.410 --> 00:18:52.080
اومدی تا من رو بکشی؟

00:19:00.440 --> 00:19:05.370
مادربزرگ ، حکومت الان داره پیشرفت میکنه و ما سود خیلی زیادی داریم به دست میاریم

00:19:05.370 --> 00:19:09.370
تمام این دست آورد ها نتیجه 30 سال تلاش امپراطور هست که از هیچ تلاشی واسه کامیابی این کشور فروگذار نکردند

00:19:09.370 --> 00:19:12.960
به خاطر همین ، ما تونستیم از بازار تجارت دوطرفه برای کنترل مرزها مون استفاده کنیم

00:19:12.960 --> 00:19:16.640
اما مردم نمیتونند واسه همیشه روزای خوب داشته باشند .یه گل هیچوقت نمیتونه قرمز بمونه

00:19:16.640 --> 00:19:21.570
اگه حکومت هر ضعفی از خودش نشون بده ، مردمی که تو مرزهای ما زندگی میکنند فورا مورد حمله قرار خواهند گرفت

00:19:21.570 --> 00:19:25.890
اگه اون موقع، 16 ناحیه از یان یون هنوز تو دستای اونا باشه

00:19:25.890 --> 00:19:29.620
بعدش امپراطوری ما فقط مورد بخشش اونها قرار میگیره

00:19:30.490 --> 00:19:35.350
به خاطر همین ، من میخوام از این فرصت عالی استفاده کنم تا شهرهای ازدست رفته مون رو بازپس بگیریم

00:19:35.350 --> 00:19:39.950
دوباره مرزهامون رو امن کنیم و تو امپراطوری مون جایی قرار بدیم که اسب ها رو پرورش بدیم

00:19:39.950 --> 00:19:42.730
جایی که بتونیم از شهرامون محافظت کنیم

00:19:52.170 --> 00:19:54.610
,بعد دیدن اون

00:19:55.330 --> 00:19:58.960
من بلاخره حس کردم که چقد پیرم

00:20:03.780 --> 00:20:07.650
مطمئنا الان وقتش رسیده که بیرون قصر برم و بازنشسته بشم

00:20:10.060 --> 00:20:11.630
.مراقب باشید

00:20:12.450 --> 00:20:15.720
- آب رو تو اون بشکه های اونجا ریختی؟
-ریختیم . ریختیم

00:20:24.400 --> 00:20:26.540
چطوره که اوضاع بیرون

00:20:26.540 --> 00:20:29.490
آروم شده؟

00:20:30.350 --> 00:20:33.920
احتمالا ملکه بیوه اوضاع رو تو دستش گرفته

00:20:33.920 --> 00:20:37.900
به خاطر همین اوضاع مثل قبل به هم ریخته نیست

00:20:40.700 --> 00:20:42.580
اون گروهی هم که به خونه همسایه رفته بودند

00:20:42.580 --> 00:20:45.390
تا خانواده مقامات رو دستگیر کنند

00:20:45.390 --> 00:20:47.860
هیچ سر و صدایی نمیکنند

00:20:48.560 --> 00:20:52.560
پس ، باید بعد دستگیر کردن دختر اون صیغه

00:20:52.560 --> 00:20:54.910
تا الان دیگه برگشته باشن به قصر تا گزارش کامل شدن ماموریتشون بدن

00:20:54.910 --> 00:20:57.110
اونها واقعا افراد ما رو دستگیر نکردند

00:20:57.110 --> 00:21:00.540
پس چرا بیان خبری بهمون بدن؟

00:21:02.800 --> 00:21:04.840
درسته

00:21:04.840 --> 00:21:08.380
مادر. مادر
درسته

00:21:08.380 --> 00:21:10.030
مادر
-ارباب جوان سوم

00:21:10.030 --> 00:21:13.160
برادر دوم نمرده . اون نمرده

00:21:15.820 --> 00:21:17.310
چی؟

00:21:18.110 --> 00:21:21.480
یکم پیشتر رفتم کمک کنم تا آتیش رو خاموش کنم . شنیدم که مردم میگن اون و دایی سلطنتی شن رو دیدن

00:21:21.480 --> 00:21:24.310
که دارن میرن تو قصر تا آتیش رو خاموش کنند و شورشیا رو سرکوب کنند

00:21:25.400 --> 00:21:27.090
بانوی بزرگ

00:21:28.300 --> 00:21:31.030
هیچ جنگی تو مرزا نیست

00:21:33.940 --> 00:21:36.160
اونها اصلا جای دوری نرفته بودن

00:21:36.920 --> 00:21:40.250
- درسته
- دراصل هیچ شورشی تو مرزا نبوده

00:21:45.080 --> 00:21:47.940
- ما ..مادر
- بانوی بزرگ

00:21:51.160 --> 00:21:53.000
مادر ، شما

00:21:53.000 --> 00:21:55.250
نه . مادر

00:21:55.250 --> 00:21:57.040
بانوی بزرگ

00:21:58.070 --> 00:22:01.840
پسره عوضی

00:22:01.840 --> 00:22:05.150
نه تو ادبیات خوبی نه تو مهارتای جنگی

00:22:05.150 --> 00:22:08.240
من سعی کردم واسه کل آینده تو برنامه ریزی کنم

00:22:08.240 --> 00:22:11.870
هنوزم اینقدر بی عرضه ای که هیچ موفقیتی به دست نیاوردی

00:22:11.870 --> 00:22:13.880
,اون خونه بای

00:22:13.880 --> 00:22:16.350
یه خانواده پستی مثل اونها

00:22:16.350 --> 00:22:20.290
تونستن یه پسر مثل گوتینگ یه به دنیا بیارن

00:22:23.800 --> 00:22:29.550
خونه دونگ چوآنگ من ، که یک خانواده نمونه و اشراف زاده بود

00:22:29.550 --> 00:22:32.320
به جاش آدمی مثل تو به دنیا آورده

00:22:36.490 --> 00:22:40.060
تو پسر منی . پسر من

00:22:40.060 --> 00:22:44.660
من کلی خون و عرق به خاطر تو ریختم

00:22:44.660 --> 00:22:49.080
پسرم

00:22:49.080 --> 00:22:51.500
بانوی بزرگ . بانوی بزرگ

00:22:51.500 --> 00:22:54.300
مادر . مادر ، من همچنین به شما گفتم که پسر دوم یه مرد عالیه

00:22:54.300 --> 00:22:56.650
من نبودم که بهت گفتم علیه اش باشی

00:22:56.650 --> 00:22:59.460
به علاوه من هیچوقت ازتون نخواستم که واسم برنامه ریزی کنید

00:22:59.460 --> 00:23:02.530
ارباب جوان سوم ، کمتر حرف بزن

00:23:05.670 --> 00:23:07.190
خدمتکار

00:23:07.190 --> 00:23:09.860
این پسره بیشعور ببندین

00:23:09.860 --> 00:23:11.720
تا اینقدر دیگه حرف مفت نزنه

00:23:11.720 --> 00:23:14.250
بانوی بزرگ
مادر ، واقعا میخواهید منو چوب بزنید؟

00:23:14.250 --> 00:23:17.130
خدمتکارا ، ببندینش

00:23:17.130 --> 00:23:19.830
بانوی بزرگ شما نباید اینکار بکنید ، بانوی بزرگ
مادر

00:23:19.830 --> 00:23:21.420
...من

00:23:21.420 --> 00:23:23.680
من میندازمش تو این چاه

00:23:23.680 --> 00:23:26.230
درسته ! برو فکر کن

00:23:26.230 --> 00:23:28.640
!برو فکر کن ببین چقد احمقی

00:23:28.640 --> 00:23:30.730
بانوی بزرگ
مادر

00:23:30.730 --> 00:23:32.250
خدمتکارا

00:23:32.250 --> 00:23:33.920
ببندینش

00:23:34.660 --> 00:23:37.800
اینکارو نکنید
مادر ، دیوونه شدی؟

00:23:37.800 --> 00:23:40.700
شما میخواهید منو بندازید تو چاه ؟ میخواهید منو بکشید ، مادر؟

00:23:40.700 --> 00:23:43.390
بندازینش پایین
 جرات دارید؟

00:23:43.390 --> 00:23:45.840
اگرچه که چاه خشک شده ، اما خیلی عمیقه

00:23:45.840 --> 00:23:48.660
ارباب جوان سوم ممکنه به خاطر سقوطشون خیلی آسیب ببینند

00:23:48.660 --> 00:23:50.460
اون از افراد خونه گوعه

00:23:50.460 --> 00:23:53.720
اگر به خاطر افتادنش خیلی آسیب ببینه دیگه به من ربطی نداره

00:23:53.720 --> 00:23:57.670
مادر . مادر

00:23:57.670 --> 00:24:00.590
دایه شیانگ . دایه شیانگ

00:24:00.590 --> 00:24:04.400
-بانوی بزرگ
- فامیلی اون گوعه

00:24:04.400 --> 00:24:09.820
اما ... اون پسر واقعی شماست ، بانوی بزرگ

00:24:11.620 --> 00:24:14.770
نباید اینکار انجام بشه ! نباید اینکارو بکنید! ارباب جوان سوم

00:24:14.770 --> 00:24:16.740
ارباب جوان سوم

00:25:16.070 --> 00:25:18.620
"شاخه هایی آرام از ریشه های یکسان"

00:25:18.620 --> 00:25:20.980
"مثل دو برادر واقعی علاقه مند به هم"

00:25:20.980 --> 00:25:25.130
"با تقوی و مسئولیت برادرانه . وفادار بوده و موفقیت هایی را برای جهان و قصر به ارمغان آوردند"

00:25:25.130 --> 00:25:27.930
"روح خاندان را تا ابد حفظ کردند"

00:25:51.390 --> 00:25:55.420
اینجاست . این در اصل یه چاه خشکه که ما تنبلی کردیم پرش کنیم

00:25:55.420 --> 00:25:58.280
من نمیتونم این سنگ رو تکون بدم

00:25:59.070 --> 00:26:00.320
شیتو
بله

00:26:00.320 --> 00:26:01.790
بیا

00:26:04.950 --> 00:26:06.530
ارباب جوان سوم

00:26:08.990 --> 00:26:11.630
برادر دوم ، منو نجات بده ، منو از اینجا بیار بیرون

00:26:11.630 --> 00:26:14.990
!ارباب جوان سوم . ارباب جوان سوم

00:26:17.070 --> 00:26:19.180
ارباب جوان سوم
-تینگ وی

00:26:19.180 --> 00:26:22.020
برادر دوم . فکر کردم هرگز دوباره نمیبینمت

00:26:22.020 --> 00:26:24.030
حالت خوبه؟

00:26:24.030 --> 00:26:26.600
- درد داشت؟
- خیلی دردناک بود

00:26:26.600 --> 00:26:28.510
بی مصرف

00:26:29.390 --> 00:26:30.900
ارباب جوان دوم

00:26:30.900 --> 00:26:33.120
..سالن اجدادی

00:26:33.120 --> 00:26:37.240
شیتو مگه کل دشمنا تا حالا شرشون کم نشده بود ؟ چطوره که اونجا آتیش گرفته؟

00:26:37.240 --> 00:26:41.490
بانوی اعظم ... اون به سمت سالن اجدادی رفت

00:26:41.490 --> 00:26:42.620
...مادر

00:26:42.620 --> 00:26:44.460
ارباب جوان دوم

00:26:45.850 --> 00:26:47.900
ارباب جوان سوم

00:26:47.900 --> 00:26:50.060
آروم . آروم . ارباب جوان سوم
مادر

00:26:53.690 --> 00:26:55.730
مادر

00:26:55.730 --> 00:26:57.550
-مادر . مادر
-...تو

00:26:57.550 --> 00:27:00.850
مادر بیا بیرون

00:27:00.850 --> 00:27:03.020
- تینگ وی
- شیتو برگرد . برگرد

00:27:03.020 --> 00:27:06.670
من بهت گفتم روی کارات فکر کن . چرا خودت اومدی بیرون؟

00:27:06.670 --> 00:27:08.840
گو تینگ یه

00:27:08.840 --> 00:27:10.980
تو هنوز زنده ای

00:27:10.980 --> 00:27:15.130
تو کسی هستی که باید تو اپرای جنوب بازی کنه

00:27:16.340 --> 00:27:21.610
این عمارت مارکیز لونه شیاطین خون خواره

00:27:22.390 --> 00:27:25.540
خواهر بزرگ من یه آدم خیلی مهربون بود

00:27:25.540 --> 00:27:27.040
مادر

00:27:27.040 --> 00:27:29.560
برادر دوم بهم اجازه داده که فردا عنوان مارکیز رو به ارث ببرم

00:27:29.560 --> 00:27:31.460
,فقط واسه محافظت از خودشون

00:27:31.460 --> 00:27:33.650
با یه خانم از خانواده بای وصلت کردند

00:27:33.650 --> 00:27:35.810
حتی یه بچه هم به دنیا آورد

00:27:35.810 --> 00:27:38.570
بعدش اونو گذاشت کنار و حتی دیگه بهش فکرهم نکرد

00:27:38.570 --> 00:27:42.050
شما خانواده بای رو نابود کردید ، خواهر بزرگ منو نابود کردید

00:27:42.050 --> 00:27:43.590
الانم میخواهید منو نابود کنید

00:27:43.590 --> 00:27:47.370
من فردا عنوان مارکیز رو به ارث میبرم . بیا بیرون

00:27:47.370 --> 00:27:51.790
من کل زندگیمو تو این عمارت بزرگ نقش بازی کردم

00:27:51.790 --> 00:27:56.150
من مثل یه کرم توی فاضلابم

00:27:56.150 --> 00:28:00.580
...حتی واسه یه روز مثل خودم زندگی نکردم

00:28:00.580 --> 00:28:04.390
مادر شوهر . مادر شوهر . کوته فکر نباشید ! بیایید بیرون

00:28:04.390 --> 00:28:08.160
برگردید اینجا ، ارباب جوان سوم
-مادر . مادر

00:28:08.160 --> 00:28:12.550
اگه تو یه فاحشه خونه زندگی میکردم خیلی راضی کننده تر بود

00:28:12.550 --> 00:28:15.360
خانم

00:28:15.360 --> 00:28:21.410
الان دیگه میخوام مثل خودم باشم

00:28:24.950 --> 00:28:27.640
خانم

00:28:48.680 --> 00:28:52.240
<i>[ سالن اجدادی خانواده گو ]</i>

00:29:13.800 --> 00:29:17.660
- بکشیدشون
- پدر

00:29:17.660 --> 00:29:20.480
- بکشیدشون
- پدر

00:29:20.480 --> 00:29:23.860
پدر . پدر

00:29:23.860 --> 00:29:29.620
- بکشیدشون .بکشیدشون . بکشیدشون

00:29:35.590 --> 00:29:39.310
تا حد مرگ بزنیدشون

00:29:59.780 --> 00:30:02.120
سرگرم درو کردن محصول

00:30:02.120 --> 00:30:04.600
و کاشت جوونه ها

00:30:06.280 --> 00:30:10.870
با این وجود ، سال های درو خوب کم و بیش تر سال ها بده

00:30:12.000 --> 00:30:17.470
سختی های یه کشاورز غیرقابل اجتنابه

00:30:41.390 --> 00:30:42.900
عالیجناب

00:30:42.900 --> 00:30:44.440
اومدین

00:30:49.870 --> 00:30:51.550
دستاتو بیار جلو

00:30:58.020 --> 00:31:00.680
نگاه کن

00:31:05.320 --> 00:31:09.020
اعلیحضرت ، بهش فکر کنید . شما فقط یه کوچولو از من قدردانی کردید

00:31:09.020 --> 00:31:13.190
و الانم که منو دور میکنید . خیلی کم لطفی نمیکنید؟

00:31:14.070 --> 00:31:18.010
توی میمون خیلی موذی شدی

00:31:19.640 --> 00:31:22.830
این میتونه مثل غذای کامل هرکسی رو سیر کنه

00:31:22.830 --> 00:31:26.510
این ارزشمند ترین گنج دنیاست

00:31:26.510 --> 00:31:28.110
بله

00:31:30.180 --> 00:31:32.970
بیا . بیا بزار امتحانش کنم

00:31:34.290 --> 00:31:36.060
یه گنج

00:31:43.850 --> 00:31:45.780
یونگ اِر کوچولو ، بیا

00:31:45.780 --> 00:31:48.050
بیا با این بازی کنیم . بیا اینجا

00:31:48.050 --> 00:31:52.310
بیا ببین چی دارم

00:31:52.310 --> 00:31:54.980
بیا پیش عزیز جوون . بیا بگیر مال تو

00:31:54.980 --> 00:31:58.100
هی ... به اون دست نزن . سریع بیا اینور

00:31:59.730 --> 00:32:04.540
علیاحضرت ، عالیجناب واستون یکم گندم تازه درو شده فرستادن

00:32:06.460 --> 00:32:09.820
 فصل درو گندم رسیده؟

00:32:09.820 --> 00:32:11.040
بله

00:32:11.040 --> 00:32:13.610
الان فصل درو گندمه

00:32:18.240 --> 00:32:22.290
علیاحضرت ، عالیجناب از من پرسیدند که

00:32:22.290 --> 00:32:25.230
حالتون اخیرا خوب بوده یا نه

00:32:25.230 --> 00:32:29.100
پرسیدند که خوب غذا میخورید یا نه

00:32:29.100 --> 00:32:32.470
 ایشون شنیدن که شما میخواهید یکم بستنی شیری بخورید

00:32:32.470 --> 00:32:38.010
به خاطر همین مخصوصا یکم واستون فرستادن . به آشپزخونه دستور دادم تا واستون آمادش کنند

00:32:38.680 --> 00:32:41.780
اون واقعا با ملاحظه است

00:32:44.150 --> 00:32:45.760
شیرینه

00:32:48.400 --> 00:32:52.260
گندم های امسال بزرگتر از سال پیشند

00:32:52.260 --> 00:32:55.000
حتی شیرین تر از سال پیشه

00:33:12.060 --> 00:33:15.250
هر سال داره بزرگتر میشه

00:33:15.950 --> 00:33:18.670
ما فقط باید از فرمان بهشت پیروی کنیم

00:33:24.370 --> 00:33:27.440
علیاحضرت به سلامت باشند

00:33:28.390 --> 00:33:33.030
یونگ اِر . بیا . بدو بیا پیش من

00:33:34.730 --> 00:33:37.680
بیا اینجا بازی کنیم

00:33:37.680 --> 00:33:39.640
سریع بیارش اینجا

00:33:39.640 --> 00:33:41.730
بیا

00:33:48.030 --> 00:33:50.000
.تو خیلی خوبی

00:33:52.020 --> 00:33:53.770
نیستم

00:33:54.570 --> 00:33:56.970
من اصلا آدم خوبی نیستم

00:33:56.970 --> 00:33:58.790
,از وقتی که بچه بودم

00:33:59.870 --> 00:34:02.310
خانواده ام آرزو داشتن که من یه چیزی بشم

00:34:03.650 --> 00:34:05.710
والدینم

00:34:05.710 --> 00:34:08.310
خیلی منو عزیز بار آوردن

00:34:08.310 --> 00:34:11.420
اونها کلی واسه من زحمت کشیدن و کلی به فکر من بودن

00:34:12.330 --> 00:34:14.490
به خاطر همین ، اگرچه من برادر دوم رو خیلی تحسین میکنم

00:34:14.490 --> 00:34:15.900
اما

00:34:16.640 --> 00:34:20.670
واقعا نمیتونم کاملا مثل اون باشم

00:34:21.430 --> 00:34:23.740
حتی تا حدی که خانواده ام رو بزارم تو خط مقدم

00:34:27.800 --> 00:34:31.900
اگه نمیخوای درموردش حرف بزنی ، حرف نزن

00:34:35.000 --> 00:34:36.600
متشکرم

00:34:37.790 --> 00:34:42.560
متشکرم که به من اعتماد کردی . اعتماد کردی که من هیچ قصد شومی ندارم

00:34:45.600 --> 00:34:48.600
من باور دارم که تو یه مرد صادقی

00:34:49.200 --> 00:34:51.800
اینکه حرفای بی خود بزنی و یا مردم گول بزنی

00:34:51.800 --> 00:34:54.100
و بعدش طوری رفتار کنی که هیچ اتفاقی نیوفتاده

00:34:55.200 --> 00:34:57.500
هیچ وقت ازینکارا نکردی

00:35:02.810 --> 00:35:05.070
چی شده؟

00:35:11.400 --> 00:35:16.300
اون روزی که رفتم تا آتیش رو خاموش کنم ، از توی شعله ها

00:35:17.800 --> 00:35:20.000
عموی دوم و خواهر ششم رو دیدم

00:35:20.000 --> 00:35:23.900
خیلی عاشقانه به نظر میومدن ، همون لحظه فهمیدم

00:35:26.210 --> 00:35:28.190
چیو فهمیدی؟

00:35:30.600 --> 00:35:32.800
فهمیدم که چرا عموی دوم گفت

00:35:32.800 --> 00:35:35.200
که من یه جهان متفاوت خواهم داشت

00:35:36.400 --> 00:35:38.500
و تو همون جهانی

00:35:46.300 --> 00:35:48.600
بیا از این به بعد به خوبی با هم زندگی کنیم

00:35:49.800 --> 00:35:52.200
هر چی که قبل بهت بدهکار بودم رو

00:35:52.200 --> 00:35:54.200
.همشون رو جبران میکنم

00:35:55.200 --> 00:35:57.300
اما تو اشتباه میکنی

00:35:59.630 --> 00:36:01.880
تو هرگز به من بدهکار نبودی

00:36:09.600 --> 00:36:12.400
بی خیال اوضاع خوب و بد پایتخت

00:36:12.400 --> 00:36:14.500
بیا خوب زندگی کنیم

00:36:31.500 --> 00:36:35.900
پس منظورت اینه که ،تو تمام این مدت از اولش همه چیز رو میدونستی؟

00:36:35.900 --> 00:36:40.200
چطوری میتونستن بزارن که من از همون اول همه چیز رو بدونم؟ اونها از همون اول منو گول زدن

00:36:40.200 --> 00:36:44.500
فقط بعدش ، موقعی که من از شدت طبل زدن غش کردم

00:36:44.500 --> 00:36:47.700
ملکه نگرانم شدند که من واقعا بعد به دنیا آوردن بچه ام خیلی قلبم بشکنه و ناراحت بشم

00:36:47.700 --> 00:36:51.100
به خاطر همین من رو به داخل قصر برد تا حقیقت رو به من بگه

00:36:52.100 --> 00:36:56.900
<i>اگه میخوای شوهر عزیزت ارتقا بگیره و یه عنوان اشرافی بهش اعطا بشه </i>

00:36:56.900 --> 00:37:00.600
<i> باید بزاری که عالیجناب رو همراهی کنه</i>

00:37:00.600 --> 00:37:03.300
<i>تا این نمایش رو تموم کنند</i>

00:37:06.300 --> 00:37:07.800
<i>نمایش؟ </i>

00:37:07.800 --> 00:37:11.200
<i>   مگه مارکیز گو اغلب داخل یا بیرون خونه</i>

00:37:11.200 --> 00:37:15.000
<i>حرفای خشن بدون ملاحظه نمیزنه؟</i>

00:37:15.000 --> 00:37:20.100
<i>توی قصر ما تک تک اون حرفا رو شنیدیم</i>

00:37:22.600 --> 00:37:27.400
<i>شوهر من یه مرد بیتربیت پرروئه </i>

00:37:27.400 --> 00:37:31.200
<i>حرفایی که موقع اسب سواری و تیراندازی میزنه </i>

00:37:31.200 --> 00:37:33.500
<i> همشون چرت و پرت و احمقانه است</i>

00:37:33.500 --> 00:37:36.600
<i>میشه لطفا جدیشون نگیرید </i>

00:37:48.900 --> 00:37:52.800
<i>شوهرت تقریبا تو آزمون سلطنتی نفر اول شد </i>

00:37:52.800 --> 00:37:56.500
<i>تو میدونای جنگ از همه دقیق تره  </i>

00:37:56.500 --> 00:37:58.880
<i>چطور اون احمق و دست و پا چلفتیه؟</i>

00:38:12.000 --> 00:38:14.900
<i>هر حرفی که اون زده </i>

00:38:14.900 --> 00:38:19.390
<i> قبلش توسط عالیجناب </i>

00:38:19.390 --> 00:38:22.000
<i> توی قصر مورد تایید قرار گرفته بوده</i>

00:38:24.300 --> 00:38:27.600
بانو چین اون زن کانگ رو آورد تو خونه تحریکش کرد تا من رو بکشه

00:38:27.600 --> 00:38:31.200
و خانم بزرگ وانگ رو تشویق کرد که به ملکه بیوه التماس کنه

00:38:31.200 --> 00:38:34.400
میخواستند که دستای راست و چپ عالیجناب رو قطع کنند

00:38:34.400 --> 00:38:39.300
عالیجناب هم از فرصت استفاده کردن تا با طعمه گذاشتن مار رو از لونه اش بکشن بیرون

00:38:43.800 --> 00:38:46.600
پس همه اون حرفای بدی که تو خیابون جلوی قصر زدی

00:38:46.600 --> 00:38:49.400
و اون کولی بازیا رو درآوردی

00:38:54.000 --> 00:38:57.400
همش نقشه بود؟

00:38:58.100 --> 00:39:00.000
,اگه من ناراحت نمیبودم و درد نمیکشیدم

00:39:00.000 --> 00:39:03.000
و نمیذاشتم که کل مردم بیانجینگ بفهمن که من از غم زیاد عقلم رو از دست دادم

00:39:03.000 --> 00:39:07.000
اون بانو چین و ملکه بیوه شوهر من رو باور نمیکردن

00:39:07.000 --> 00:39:09.500
 و اینجوری واقعا خیلی ناامید کننده میشد

00:39:14.200 --> 00:39:18.800
مارکیز گو ، ای ناقلا ، واقعا خیلی ظالمانست

00:39:18.800 --> 00:39:22.600
یه همچین قضیه بزرگی بوده و  اون حتی به همسرشم نگفته

00:39:22.600 --> 00:39:27.100
اون باعث شد تو از این آشفتگی عظیم درست بعد زایمانت رنج بکشی

00:39:27.100 --> 00:39:29.000
اگه تو آخرش مریض میشدی

00:39:29.000 --> 00:39:31.740
همش تقصیر اون لات بود

00:39:32.400 --> 00:39:35.600
اون خیلی وقت پیش از من عذرخواهی کرد

00:39:35.600 --> 00:39:40.400
اما مسائل دربار سلطنتی ، مسائل جهانی هستند

00:39:40.400 --> 00:39:43.700
اون از من پنهونش کرد ، اما من درک میکنم

00:39:49.800 --> 00:39:51.900
خوبه پس

00:39:53.400 --> 00:39:57.830
در آینده ما فقط روز های خوبو در پیش رو  داریم

00:39:58.400 --> 00:40:00.500
نگران نباشید پدر

00:40:01.400 --> 00:40:03.370
بعد از سر گذروندن این مصیبت

00:40:03.370 --> 00:40:06.300
کل خانوادمون میتونن در امنیت و آرامش باشند

00:40:06.300 --> 00:40:08.800
و ما منتظر بانوی بزرگ میمونیم تا از خونه قدیمی تو یویانگ برگرده

00:40:08.800 --> 00:40:11.700
اینجوری خونوادمون دوباره دور هم جمع میشن

00:40:17.500 --> 00:40:19.000
این ببر کوچولو رو میخوای؟

00:40:19.030 --> 00:40:20.800
نمیخوام

00:40:20.800 --> 00:40:23.000
این چطوره؟ ببر کوچولو؟

00:40:23.000 --> 00:40:24.800
نه

00:40:24.800 --> 00:40:26.200
تابلو رو بِبر بالاتر

00:40:26.200 --> 00:40:28.000
آره ، بالاتر

00:40:28.000 --> 00:40:30.390
<i>معبد خاندان گو</i>

00:40:40.600 --> 00:40:42.200
خانم چهارم

00:40:45.050 --> 00:40:48.400
بانوی بزرگ میدونستن که شما میایین به خاطر همین من رو فرستادن تا بهتون خوش آمد بگم

00:40:48.400 --> 00:40:52.400
من فکر نمیکردم که بانوی بزرگتون من رو هم دعوت کنه

00:40:52.400 --> 00:40:54.800
شما عضوی از خانواده پدریشون هستید ، البته که لازم بود که بیایید

00:40:54.800 --> 00:40:56.900
لطفا بفرمایید داخل

00:41:00.400 --> 00:41:03.400
بانوی بزرگ ، خانم چهارم اینجان

00:41:04.400 --> 00:41:05.700
تقریبا موقع غذا خوردنه

00:41:05.700 --> 00:41:07.300
صافه؟
آره صافه

00:41:07.300 --> 00:41:10.600
 ببین خوب محکم شده

00:41:18.200 --> 00:41:19.800
سمت چپش . یکم بالاتره

00:41:19.800 --> 00:41:22.200
پدر
آروم تر

00:41:23.300 --> 00:41:25.900
بانوی بزرگ

00:41:25.900 --> 00:41:28.200
مواظب باش پات گیر نکنه. چطور شده؟

00:41:28.200 --> 00:41:31.000
بانوی بزرگ ، خانم چهارم اینجا هستند

00:41:31.000 --> 00:41:35.100
خواهر چهارم اومدی . اگه دیر میومدی ماهی مرکبای سرخ شده تموم میشدن

00:41:36.400 --> 00:41:40.200
آره . میتونم عطر خوش غذا رو حس کنم

00:41:42.200 --> 00:41:44.800
دختر چهارم هم اینجاست؟

00:41:44.800 --> 00:41:47.000
احوال شما مادربزرگ

00:41:48.210 --> 00:41:49.260
تو هم شنیدی که

00:41:49.260 --> 00:41:52.790
من امروز شخصا غذا پختم؟

00:41:52.800 --> 00:41:56.000
به خاطر همین اومدی که دستپخت منو بخوری؟

00:41:57.570 --> 00:41:59.390
سالن گل برای پذیرایی آماده شده

00:41:59.400 --> 00:42:02.800
لطفا همگی تشریف ببرید به سالن گل تا پذیرایی بشید

00:42:02.800 --> 00:42:05.100
باشه
ارباب توآن

00:42:05.100 --> 00:42:08.200
مادربزرگ ، من همراهیتون میکنم

00:42:08.200 --> 00:42:12.300
ای جوون ، توآن کوچولو

00:42:13.300 --> 00:42:15.900
توآن کوچولو

00:42:21.200 --> 00:42:23.100
آروم تر

00:42:23.100 --> 00:42:24.800
عزیزم

00:42:27.600 --> 00:42:30.000
آروم تر
خودت آرومتر

00:42:30.000 --> 00:42:35.000
میگم که این شاوتائو رو مرخصش کن تا بتونه استراحت کنه

00:42:35.000 --> 00:42:36.800
,وگرنه هر روز این شیتو

00:42:36.800 --> 00:42:41.200
جوری ازش مراقبت میکنه انگار که روحش رو از دست داده

00:42:41.200 --> 00:42:44.700
از این ور . آروم تر ، شیتو کوچولوی من

00:42:47.300 --> 00:42:51.400
نگاش کن . نگاش کن تروخدا حتی نمیدونه از کدوم در بره

00:42:51.400 --> 00:42:54.800
مارکیز نذارید بیشتر از این استراحت کنم . من حوصله ام تو خونه خیلی سر رفته

00:42:54.800 --> 00:42:58.200
من فقط میخوام روزامو با بانوی بزرگ با خنده و صحبت کردن، بگذرونم

00:42:58.200 --> 00:43:00.820
برید غذا بخورید

00:43:05.200 --> 00:43:07.800
هیچکس به مراقبتای تو اهمیت نمیده

00:43:07.800 --> 00:43:11.000
همین که تو اهمیت بدی کافیه

00:43:13.000 --> 00:43:15.800
دوک جوان ، حتی هنوز برنگشته

00:43:15.800 --> 00:43:19.300
اما گزارش مالیات چای شینان اینجاست

00:43:19.300 --> 00:43:23.800
اخیرا صدراعظم هان همه جا رو به دقت چک میکنه و در مورد جزئیات میپرسه

00:43:23.800 --> 00:43:26.000
شما چی فکر میکنید ، پدر؟

00:43:27.200 --> 00:43:31.500
فقط یه روز رو استراحت کن ، باور کن هیچ اتفاقی تو دربار سلطنتی نمیوفته

00:43:31.500 --> 00:43:35.400
درسته . به اندازه کافی از لرد هان سوال نکردی؟

00:43:35.400 --> 00:43:38.400
فقط این نیست که ، صدراعظم هان اخیرا از من خواست که برم پیشش

00:43:38.400 --> 00:43:40.800
و شخصا از من در مورد پرورش اسب ها پرسید

00:43:40.800 --> 00:43:42.700
برادرت دیگه به مزرعه نمیره؟

00:43:42.700 --> 00:43:47.100
شوهرخواهر ششممون همه نشان های اعلیحضرت رو برداشته نمیذاره کارکنان مختلف وارد قصر بشن

00:43:47.100 --> 00:43:49.320
برادرش هنوزم جرات داره که بره؟

00:43:52.200 --> 00:43:54.400
چه سر و صدایی تو اینجا راه انداختین

00:43:54.400 --> 00:43:56.600
خیلی بی احترامیه

00:44:00.000 --> 00:44:03.800
درسته . این زندگیه

00:44:03.800 --> 00:44:07.300
من فقط عاشق این زندگی ساده و آروم ام

00:44:07.300 --> 00:44:10.700
خیلی خوب میشه که هیچوقت چیزی اتفاق نیوفته

00:44:11.800 --> 00:44:14.000
نگران نباش خوشگلم

00:44:14.000 --> 00:44:16.400
من یه شمشیر میگیرم دستم و اون بیرون نگهبانی میدم

00:44:16.400 --> 00:44:20.700
حتی اگه آسمونم به زمین بیاد ، من نمیذارم آب تو دلت تکون بخوره

00:44:23.000 --> 00:44:24.800
خوبه . بیا بریم غذا بخوریم

00:44:24.800 --> 00:44:27.000
عزیزم

00:44:27.000 --> 00:44:29.000
آروم تر برو

00:44:48.000 --> 00:45:18.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:45:18.024 --> 00:46:03.024
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.