﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:01:30.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:33.220 --> 00:01:36.750
‫اخیراً امپراتور سائیونکوکو، شی ریووکی...

00:01:36.890 --> 00:01:39.830
‫...همه وقت مشغول نوشتن پیش‌نویس
‫برای یه لایحه‌ی مشخص بود.

00:01:39.900 --> 00:01:42.260
‫امشب هم گویا سخت مشغول کاره.

00:01:42.330 --> 00:01:44.300
‫خیلی‌خب، تموم شد.

00:01:44.600 --> 00:01:47.500
‫بالأخره حالا که تموم شد می‌تونم
‫به دیدن شوره برم.

00:01:50.270 --> 00:01:53.870
‫همه‌ی این مدت میل شدید دیدنش رو
‫کنترل کردم تا کارم تموم بشه.

00:01:55.580 --> 00:01:58.780
‫چون صبح‌ها باید توی جلسات دربار
‫شرکت کنم، بعد از ظهرها می‌تونم به دیدنش برم.

00:01:59.580 --> 00:02:02.310
‫ملاقات بعدازظهری به همین می‌گن دیگه؟

00:02:02.520 --> 00:02:07.050
‫با این نامه، هیچ شکی نیست که
‫شوکا با کمال میل اجازه می‌ده.

00:02:07.600 --> 00:02:12.390
‫گر صبر کنی ز قوره حلوا سازی

00:02:17.900 --> 00:02:19.490
‫هی هیمه-سان.

00:02:19.700 --> 00:02:22.700
‫فکر می‌کردم فصل سر زدن
‫به مزارهای خانوادگی تموم شده.

00:02:22.840 --> 00:02:25.070
‫چرا الان داری قبر رو تمیز می‌کنی؟

00:02:25.810 --> 00:02:29.300
‫فردا سالگرد فوت مادرمه.

00:02:30.150 --> 00:02:31.270
‫که اینطور.

00:02:40.290 --> 00:02:43.590
‫-انسه، تو خانواده‌ای نداری؟
‫-چرا داشتم، یه بزرگشو.

00:02:44.160 --> 00:02:48.150
‫ولی وقتی بچه‌ بودم، راهزن‌ها به
‫خونه‌مون حمله کردن و همه رو کشتن.

00:02:49.870 --> 00:02:51.200
‫متأسفم.

00:02:51.270 --> 00:02:52.960
‫مال خیلی وقت پیشه.

00:02:54.510 --> 00:02:56.870
‫اما در مورد مادرت...

00:02:56.940 --> 00:03:00.070
‫...حتماً زن مسئولیت پذیری بوده
‫و دستپخت خیلی خوبی هم داشته.

00:03:01.650 --> 00:03:03.580
‫مسئولیت‌پذیر بود...

00:03:03.650 --> 00:03:06.480
‫...ولی احتمالاً از اون مدل
‫آدم‌هایی که فکر می‌کنی، نبود.

00:03:06.950 --> 00:03:09.080
‫مترجم: منظورش در زمینه‌ی خونه‌داری هست

00:03:06.950 --> 00:03:09.080
‫به اندازه‌ی پدر بی‌عرضه بود.

00:03:09.790 --> 00:03:13.690
‫اما کارش توی چیدن میوه
‫از روی درخت خوب بود.

00:03:13.760 --> 00:03:16.060
‫این کار مردا نیست؟

00:03:16.130 --> 00:03:18.720
‫خیلی دوست داشت از این کارها بکنه.

00:03:18.800 --> 00:03:20.630
‫با همه چی خوش می‌گذروند.

00:03:20.700 --> 00:03:23.760
‫همیشه می‌خندید، پر انرژی بود
‫و خیلی باهام بازی می‌کرد.

00:03:24.440 --> 00:03:28.300
‫از اونجایی که مریض بودم
‫همیشه ازم مراقبت می‌کرد.

00:03:28.540 --> 00:03:30.700
‫مریض؟ کی؟

00:03:30.770 --> 00:03:34.340
‫من! وقتی بچه بودم ضعیف بودم.

00:03:34.410 --> 00:03:36.880
‫-داری شوخی می‌کنی.
‫-راست می‌گم.

00:03:37.410 --> 00:03:40.780
‫بعد از اینکه مادرم مرد،
‫به طور عجیبی حالم خوب شد.

00:03:41.890 --> 00:03:44.220
‫پس حتماً مادرت ازت محافظت کرده.

00:03:48.060 --> 00:03:51.080
‫اون روز، رعد و برق می‌زد.

00:03:52.130 --> 00:03:55.460
‫مامانم همیشه پر انرژی و سالم بود.

00:03:56.330 --> 00:04:00.130
‫و باز هم، یهویی...
‫حتی روز قبلش هم داشت می‌خندید.

00:04:00.940 --> 00:04:07.040
‫اون موقع من حالم خوب نبود،
‫ولی به محض اینکه مادر مرد، بهتر شدم.

00:04:08.510 --> 00:04:10.710
‫مادرت ازت محافظت کرده.

00:04:12.550 --> 00:04:14.040
‫نریز توی خودت.

00:04:19.460 --> 00:04:22.980
‫من زندگی مادرم رو ازش گرفتم.

00:04:23.430 --> 00:04:24.790
‫مزخرف نگو!

00:04:24.860 --> 00:04:27.920
‫مادرم به جای من مرد.

00:04:31.500 --> 00:04:34.470
‫از تابستون متنفرم از
‫رعد و برق متنفرم.

00:04:34.910 --> 00:04:37.340
‫اونا همه‌ی چیزایی که برام
‫اهمیت داشتن رو ازم گرفتن.

00:04:39.480 --> 00:04:41.670
‫اگه هر دفعه که تابستون می‌رسه اینطوری باشی...

00:04:41.750 --> 00:04:43.940
‫...مادرت هم توی قبر گریه می‌کنه.

00:04:44.380 --> 00:04:47.580
‫من هم تابستون خانواده‌م رو از دست دادم...

00:04:48.390 --> 00:04:50.320
‫...ولی من تابستونا رو دوست دارم.

00:04:50.390 --> 00:04:53.690
‫چون خاطرات خیلی مهمی از
‫تابستون دارم.

00:04:54.430 --> 00:04:56.150
‫تو چی هیمه-سان؟

00:04:56.230 --> 00:04:58.530
‫من دیگه اون چیزا رو فراموش کردم.

00:04:58.930 --> 00:05:00.730
‫می‌تونی به یاد بیاریشون.

00:05:00.800 --> 00:05:03.700
‫و وقتی این کار رو بکنی، شک ندارم
‫خیلی زود از تابستونا خوشت میاد.

00:05:04.300 --> 00:05:06.790
‫دیگه وقتشه بزرگ بشی.

00:05:08.070 --> 00:05:11.800
‫نگران کردن آدم‌های اطرافت
‫نشون می‌ده هنوز بچه‌ای.

00:05:12.180 --> 00:05:15.150
‫حالا که پیش من بابتش گریه کردی،
‫دیگه از پسش برمیای، نه؟

00:05:17.310 --> 00:05:20.480
‫تو آدم مهربون و محکمی هستی.

00:05:21.020 --> 00:05:23.180
‫از ویژگی‌های یه مرد خوبه دیگه.

00:05:25.220 --> 00:05:27.490
‫اینو بعد از اینکه این ریش بهم ریخته‌ت رو زدی بگو.

00:05:28.760 --> 00:05:31.420
‫اینکه جذب این چهره‌ی وحشی نمی‌شی هم...

00:05:31.500 --> 00:05:33.830
‫...نشون می‌ده هنوز بچه‌ای.

00:05:33.900 --> 00:05:35.160
‫تا فردا.

00:05:36.300 --> 00:05:39.240
‫تا سالگرد فوت مادرم خوب می‌شم.

00:05:39.640 --> 00:05:40.870
‫قول می دم.

00:05:43.240 --> 00:05:46.070
‫یه قدم به اینکه زن خوبی
‫بشی نزدیکتر شدی، هیمه-سان.

00:05:49.010 --> 00:05:50.240
‫کویوو.

00:05:50.650 --> 00:05:53.580
‫این نامه رو دوباره بررسی کردم.

00:05:53.650 --> 00:05:55.410
‫حالا کدومش؟

00:05:55.790 --> 00:05:58.120
‫به طور عجیبه حالش خوبه.

00:05:58.190 --> 00:05:59.780
‫یه طورایی، حس بدی می‌گیرم.

00:05:59.860 --> 00:06:01.120
‫کویوو.

00:06:01.390 --> 00:06:04.730
‫عالیجناب، چیز عجیبی که نخوردی که؟

00:06:04.800 --> 00:06:06.700
‫مثلا یه قارچی رو از جایی کنده باشی...

00:06:06.760 --> 00:06:09.790
‫...یا یه نوع گیاه عجیب، یا حشره،
‫یا آشغالی چیزی؟

00:06:10.300 --> 00:06:12.270
‫جدی منو چی حساب می‌کنی؟

00:06:13.870 --> 00:06:16.740
‫فردا یه قرار ملاقات عصرونه دارم.

00:06:17.210 --> 00:06:18.400
‫ملاقات عصرونه؟

00:06:18.480 --> 00:06:19.670
‫بله.

00:06:19.910 --> 00:06:24.110
‫برای شوکا نامه نوشتم، و در
‫جوابم گفت مشکلی نیست.

00:06:24.450 --> 00:06:26.780
‫می‌شه بپرسم، توی اون
‫نامه چی نوشتی؟

00:06:26.850 --> 00:06:30.950
‫«اگه امکانش باشه، امروز عصر به اونجا میام،
‫می‌خوام شوره برام غذا بپره.»

00:06:31.020 --> 00:06:32.780
‫«همچنین می‌خوام به صدای ارهو
‫زدنش گوش بدم.»

00:06:32.860 --> 00:06:36.160
‫«خیلی ممنون می‌شم اگه بتونم بعدازظهر
‫رو با شما و سه‌ران بگذرونم.»

00:06:36.230 --> 00:06:39.220
‫«روزها جلسات دربار دارم ولی شب‌ها آزادم،
‫اگه مشکلی نیست بهم اطلاع بده»

00:06:39.860 --> 00:06:41.330
‫به اینکه دیگه نمی‌گن ملاقات.

00:06:41.400 --> 00:06:44.460
‫داری می‌ری خونه‌شون پلاس شی دیگه، عالیجناب.

00:06:46.040 --> 00:06:48.800
‫پس یعنی می‌تونم اینطور برداشت کنم
‫که عالیجناب به این علت به دیدن....

00:06:48.870 --> 00:06:51.810
‫...شوره-دونو می‌رن، چون پیش‌نویس رو تموم کردن، درسته؟
‫-آه آره تمومش کردم.

00:06:52.140 --> 00:06:56.480
‫که اینطور. اما اگه می‌خواین شوره-دونو بیان پیشتون...

00:06:56.680 --> 00:07:00.340
‫...نظرتون چیه به طور رسمی دستور
‫بدین تا وارد اقامتگاه امپراتوری بشن؟

00:07:00.950 --> 00:07:03.820
‫شوره خودش به میل خودش
‫اقامتگاه امپراتوری رو ترک کرد.

00:07:04.120 --> 00:07:07.680
‫اگه مجبورش کنم برگرده،
‫بدون شک ازم عصبانی می‌شه.

00:07:07.960 --> 00:07:10.830
‫قبلاً زیاد خودتون رو توی
‫دردسر انداختین، نه؟

00:07:11.630 --> 00:07:14.030
‫فکر می‌کنم این یکی فرق داره.

00:07:15.100 --> 00:07:18.160
‫اگه این کار رو بکنم، حس می‌کنم
‫یه چیزی می‌شکنه.

00:07:18.870 --> 00:07:20.840
‫چقدر خوب فهمیدی.

00:07:22.810 --> 00:07:25.300
‫خب، طاقت بیارین.

00:07:25.380 --> 00:07:27.970
‫هر چی نباشه یه عالمه پتانسیل دارین.

00:07:29.650 --> 00:07:34.640
‫این اتاق بدون اون دو نفر خیلی
‫خلوته، نه هوجو؟

00:07:35.020 --> 00:07:37.710
‫-منو با اون اسم صدا نزن.
‫-چرا که نه؟

00:07:37.790 --> 00:07:39.850
‫فقط خودمون دوتا اینجاییم.

00:07:40.660 --> 00:07:45.120
‫نمی‌شه از دستیار ری بخوایم
‫دائماً برامون کار کنن؟

00:07:45.430 --> 00:07:48.360
‫هرچند در مورد انسه-سان غیرممکنه،
‫اما شاید شو-کون بتونه.

00:07:48.430 --> 00:07:49.990
‫اونم غیرممکنه.

00:07:50.070 --> 00:07:51.300
‫چرا؟

00:07:51.840 --> 00:07:54.200
‫تو واقعاً هنوز متوجه نشدی؟

00:07:54.440 --> 00:07:56.240
‫ها؟ چی رو؟

00:07:56.310 --> 00:07:58.270
‫-اون‌طرفی رفتن!
‫-بگیرینشون.

00:08:02.310 --> 00:08:04.940
‫-لعنتی.
‫-هی، اینجا چخبره؟

00:08:09.690 --> 00:08:12.310
‫اون زخم روی صورت...تو...!

00:08:23.570 --> 00:08:25.540
‫لعنتی. فرار کرد.

00:08:26.700 --> 00:08:27.830
‫واو!

00:08:31.440 --> 00:08:34.470
‫خب من می‌رم توضیحات لازم رو بدم.

00:08:38.180 --> 00:08:40.310
‫جات رو فهمیدن.

00:08:40.980 --> 00:08:44.920
‫امروز بعدازظهر خیلی‌ها میان سراغت.

00:08:46.390 --> 00:08:48.360
‫می‌تونی خونه‌ی من بمونی.

00:08:49.560 --> 00:08:53.120
‫نمی‌خوای جایی که می‌مونی
‫دردسر درست کنی که، می‌خوای؟

00:08:53.400 --> 00:08:55.130
‫واقعاً ممنونم.

00:08:55.730 --> 00:08:58.430
‫حالا که اینطوریه، تو هم با من میای، شو.

00:09:00.100 --> 00:09:02.570
‫یه پیغام می‌فرستم خونه‌تون.

00:09:03.470 --> 00:09:05.970
چی چی یعنی چی؟

00:09:06.040 --> 00:09:07.670
‫متأسفم.

00:09:07.740 --> 00:09:09.680
‫می‌خواستم بعد از اینکه دخترم به خونه اومد...

00:09:09.750 --> 00:09:12.810
‫...بهش بگم که عالیجناب به اینجا میان.

00:09:14.420 --> 00:09:16.580
‫زمانبندی بد به این می‌گن.

00:09:16.650 --> 00:09:18.590
‫بهتر نیست بی‌خیال شیم و برگردیم قصر؟

00:09:18.660 --> 00:09:20.180
‫خفه شین!

00:09:20.260 --> 00:09:22.780
‫اصلاً وایسین ببینم، شما
‫دوتا برای چی اومدین؟

00:09:22.960 --> 00:09:24.430
‫خـ-خب...!

00:09:24.500 --> 00:09:27.060
‫مشخصه چون خوش می‌گذشت.

00:09:27.130 --> 00:09:29.690
‫من به این خونه می‌رم.

00:09:30.100 --> 00:09:32.300
‫این انسه کیه دقیقاً؟

00:09:32.570 --> 00:09:34.970
‫یکی از دوست‌های قدیمی منه.

00:09:35.040 --> 00:09:37.030
‫یه مدته که اینجا می‌مونه.

00:09:37.110 --> 00:09:39.080
‫خب پس، منم میام.

00:09:41.140 --> 00:09:44.580
‫اگه شماها هم میاین،
‫لطفاً با خودتون شمشیر بیارید.

00:09:44.950 --> 00:09:46.350
‫چرا؟

00:09:46.420 --> 00:09:49.210
‫به نظر می‌رسه راهزن‌هایی که از استان سا به اینجا اومدن...

00:09:49.290 --> 00:09:51.190
‫...دنبال کسی‌ان.

00:09:51.260 --> 00:09:54.490
‫مترجم: منظورش زخم روی صورت انسه‌ست

00:09:51.260 --> 00:09:54.490
‫مهمون ما هم یه نشونه‌ی
‫مهم مشترک با اون فرد داره.

00:09:55.130 --> 00:09:57.750
‫برای همین با اون فرد
‫اشتباه گرفته می‌شه.

00:10:00.400 --> 00:10:03.800
من چرا باید اینجا بشینم چای بخورم؟

00:10:04.700 --> 00:10:08.360
‫چقدر عالی وزیر کو،
‫عجب خونه‌ی بی‌نظیری دارین.

00:10:08.940 --> 00:10:12.380
‫باغچه‌تون خیلی قشنگه.

00:10:12.440 --> 00:10:15.000
‫می‌شه برم یه قدمی بزنم؟

00:10:15.380 --> 00:10:17.850
‫-انسه!
‫-هرکاری می‌خوای بکن.

00:10:18.880 --> 00:10:20.470
‫با اجازه پس...!

00:10:27.860 --> 00:10:29.830
‫واقعاً معذبم.

00:10:30.330 --> 00:10:32.820
‫قرارداد یه ماهه دیگه داره تموم می‌شه، نه؟

00:10:34.230 --> 00:10:35.290
‫بـ-بله.

00:10:35.600 --> 00:10:38.160
‫هرچند نتونستم کمک زیادی بکنم.

00:10:40.000 --> 00:10:42.130
‫-خیلی بد شد.
‫-ها؟

00:10:42.210 --> 00:10:43.830
‫چیزی گفتین؟

00:10:43.910 --> 00:10:45.310
‫نه هیچی.

00:10:49.380 --> 00:10:51.780
‫پس تو هم اومدی سه‌ران.

00:10:51.850 --> 00:10:55.380
‫ولی فکر نمی‌کردم همه‌ی
‫این آدم‌ها رو هم با خودت بیاری.

00:10:55.690 --> 00:10:57.350
‫پس انسه تویی؟

00:10:57.420 --> 00:10:59.220
‫اوه؟ چهره‌ی جدید می‌بینم.

00:10:59.290 --> 00:11:03.280
‫دقیقاً مشکلت با ما..با من
‫چیه که برنامه‌هام رو به هم می‌ریزی؟

00:11:03.360 --> 00:11:05.390
‫آه، آروم باشید عالیجناب.

00:11:05.460 --> 00:11:06.720
‫عالیجناب؟

00:11:07.830 --> 00:11:09.200
.آخ آخ

00:11:09.270 --> 00:11:11.700
‫اوه، دستیار ری.

00:11:12.540 --> 00:11:15.440
‫ببخشید، اما هیمه-سان و وزیر کو
‫الان داخلن.

00:11:15.510 --> 00:11:18.030
‫ممنون می‌شم براشون توضیح
‫بدی چه اتفاقی داره می‌افته.

00:11:18.380 --> 00:11:19.740
‫باشه.

00:11:21.350 --> 00:11:23.640
‫منم می‌رم شوره رو ببینم.

00:11:24.110 --> 00:11:26.810
‫تو دقیقاً برای چی اومده بودی؟

00:11:28.590 --> 00:11:30.380
‫برای کمک.

00:11:32.220 --> 00:11:33.850
‫اومدن.

00:11:47.340 --> 00:11:50.500
‫واقعاً که! بهت گفتم دردسر درست نکن.

00:11:52.910 --> 00:11:56.070
‫برای همین این خونه رو قرض کردم دیگه.

00:11:56.150 --> 00:11:58.140
‫ولی خانوم رو هم درگیر کردی.

00:11:58.220 --> 00:12:00.310
‫آخه ما رو با هم دیدن.

00:12:01.350 --> 00:12:03.820
‫ممکن بود به عنوان گروگان بگیرنش.

00:12:03.890 --> 00:12:06.080
‫اصلاً بگو ببینم تو کی هستی؟

00:12:06.160 --> 00:12:08.520
‫آه، سوال منم بود.

00:12:09.190 --> 00:12:11.490
‫آره خب در اون مورد...

00:12:13.130 --> 00:12:14.360
‫بعداً صحبت می‌کنیم، باشه؟

00:12:20.400 --> 00:12:22.130
الان چی گفتی؟

00:12:22.210 --> 00:12:25.230
‫افرادی که الان توی حیاط خونه‌تون
‫دارن می‌جنگن، ملازم خانودگی کو شوکا-ساما...

00:12:25.310 --> 00:12:30.970
‫...شی سه‌ران، فرمانده‌ی ارتش
‫چپ اورین، ران شوئه و عالیجناب هستن.

00:12:34.320 --> 00:12:36.180
‫امپراتور احمق.

00:12:36.250 --> 00:12:40.310
‫دختر شوکا-دونو توی اتاق بغلی‌ـه،
‫توصیه می‌کنم بری ببینیش.

00:12:41.160 --> 00:12:43.150
‫وزیر کو. اون دختر...

00:12:43.930 --> 00:12:47.660
‫برو. تو کسی  نیستی که باید
‫در این مورد باهاش حرف بزنم.

00:12:52.200 --> 00:12:54.330
‫-دستیار ری.
‫-بله.

00:12:54.400 --> 00:12:56.960
‫اون دو نفر خیلی کمک حال بودن.

00:12:58.680 --> 00:13:00.540
‫خوشحالم که این رو می‌شنوم.

00:13:02.880 --> 00:13:04.640
‫مثل اینکه کارتون تموم شد.

00:13:04.720 --> 00:13:05.680
‫آره.

00:13:06.680 --> 00:13:08.170
‫اینجا چه خبره؟

00:13:09.050 --> 00:13:10.350
‫شوره!

00:13:11.720 --> 00:13:13.710
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

00:13:13.790 --> 00:13:15.050
‫منظورت چیه؟

00:13:15.130 --> 00:13:19.490
‫اینجا دقیقاً چه خبره؟
‫انسه کجاست؟

00:13:19.560 --> 00:13:21.960
‫ها؟ راست می گی...!

00:13:22.400 --> 00:13:25.700
‫کسی که این همه دردسر درست کرده
‫چطور روش می‌شه فرار کنه؟

00:13:26.240 --> 00:13:27.640
‫من فرار نکردم.

00:13:32.710 --> 00:13:34.900
‫-تو کی هستی؟
‫-منم دیگه.

00:13:34.980 --> 00:13:37.880
‫ریشمو زدم و موهامو هم کوتاه کردم.

00:13:38.010 --> 00:13:39.880
‫انسه؟

00:13:40.820 --> 00:13:42.550
‫چـ-چیه؟

00:13:44.290 --> 00:13:45.910
‫به دلایل مشخصی...

00:13:45.990 --> 00:13:48.390
‫...دستیارم رو برای شرکت توی
‫مراسم تاجگذاریـتون فرستادم.

00:13:48.460 --> 00:13:50.430
‫...برای همین این اولین باره که همدیگه رو می‌بینیم.

00:13:50.590 --> 00:13:53.150
‫من فرماندار استان سا، رو انسه هستم.

00:13:53.230 --> 00:13:55.270
‫فرماندار استان سا؟

00:13:55.270 --> 00:13:56.430
‫اون...؟

00:13:56.500 --> 00:13:58.160
‫با وجودی که توی آزمون سراسری شرکت نکرده...

00:13:58.240 --> 00:14:00.530
‫...به عنوان رئیس اداره‌ی کل استان انتخاب شده.

00:14:00.600 --> 00:14:02.700
.این دیگه استثناییِ استثنایی‌هاست

00:14:02.770 --> 00:14:05.900
‫آزمون سراسری؟ ممکنه اصلا؟

00:14:06.340 --> 00:14:09.400
‫و؟ فرماندار استان سا اینجا چیکار می‌کنن؟

00:14:09.480 --> 00:14:12.640
‫از پیشینه‌ی استان سا در مورد تلاش برای
 به دست‌آوردن ‫همه‌ی قدرت منطقه‌ای برای...

00:14:12.720 --> 00:14:16.880
‫...سرپیچی از تسلط دولت مرکزی
‫امپراتوری خبر دارین؟

00:14:17.090 --> 00:14:21.050
‫ولی من شنیدم وقتی مشاور سا، یا همون
‫سا انجون بزرگ خاندان سا شدن...

00:14:21.120 --> 00:14:24.180
‫...با موفقیت تونستن این موضوع رو فیصله بدن.

00:14:24.260 --> 00:14:26.230
‫برای یه مدت بله.

00:14:26.500 --> 00:14:29.990
‫وقتی انجون-ساما به استان شی،
‫پیش امپراتور فرستاده شدن...

00:14:30.600 --> 00:14:33.630
‫...دیگه نتونستن به امور استان سا رسیدگی کنن.

00:14:33.700 --> 00:14:38.800
‫...در نتیجه، خانواده‌ی سا موفق شد
‫تا علیه مقامات ارشد استانی نقشه بکشه.

00:14:39.310 --> 00:14:42.180
‫بعضی‌ـشون رو خریدن و مقامات
‫دست نشونده‌ی خودشون رو سر کار آوردن...

00:14:42.250 --> 00:14:44.110
‫...و بقیه‌ـشون رو هم به قتل رسوندن.

00:14:44.180 --> 00:14:45.910
‫نه...

00:14:45.980 --> 00:14:47.680
‫شرایط وحشتناکیه، نه؟

00:14:47.750 --> 00:14:51.380
‫و در نتیجه، دیگه هیچکس مایل
‫نبود تا رئیس دولت استانی بشه.

00:14:51.450 --> 00:14:54.320
‫برای همین، گویا مشاور سا گفتن...

00:14:54.390 --> 00:14:57.260
‫...هر کسی که بتونی هر گونه آدمکشی رو شکست بده.

00:14:57.330 --> 00:14:59.300
‫...باید به عنوان استاندار منصوب بشه.

00:15:00.100 --> 00:15:01.290
‫و اون شخص هم تویی؟

00:15:01.830 --> 00:15:03.490
‫درسته.

00:15:03.570 --> 00:15:06.330
‫درسته، من از لحاظ قدت بدنی قوی‌ام...

00:15:06.570 --> 00:15:10.100
‫...اما من توی هیچ امتحان تعیین سطح و یا
‫آزمون سراسری شرکت نکردم.

00:15:10.370 --> 00:15:13.310
‫بنابراین این پست به طور
‫موقت به من محول شده.

00:15:13.380 --> 00:15:17.140
‫موقت باشه یا نباشه، مشاور سا
‫موضوع رو به درستی درک کردن.

00:15:17.710 --> 00:15:20.270
‫استاندار تازه منصوب شده،
‫قادر بوده هر آدمکشی رو که...

00:15:20.350 --> 00:15:23.410
‫...قصد نفوذ داشته شکست بده.
‫ولی فقط همین نیست.

00:15:23.490 --> 00:15:24.820
‫شنیدم مدیریتش توی امور سیاسی عالی بوده.

00:15:24.820 --> 00:15:26.520
‫شنیدم مدیریتش توی امور سیاسی عالی بوده.

00:15:26.590 --> 00:15:29.680
‫البته، یه دستیار فوق‌العاده توانا هم
‫همراهش فرستاده شد...

00:15:29.760 --> 00:15:32.090
‫...ولی این خودش بوده که همه‌ی
‫تصمیم‌های نهایی رو می‌گرفته.

00:15:32.160 --> 00:15:35.220
‫...و به همه نشون داده فرماندار سا کیه.

00:15:35.930 --> 00:15:39.100
‫جدای همه‌ی اینا همه‌ی تلاش‌های
‫خانواده‌ی سا برای ...

00:15:39.170 --> 00:15:40.760
‫...رشوه‌ دادن و یا تهدید کردنش رو نادیده گرفت.

00:15:40.840 --> 00:15:43.030
‫اینطوری گفتنش یکم خجالت‌زده‌م می‌کنه.

00:15:44.370 --> 00:15:46.670
‫خب، حالا برم سر اصل مطلب.

00:15:46.740 --> 00:15:48.440
‫دلیل اصلی‌ای که به پایتخت اومدم...

00:15:48.510 --> 00:15:51.210
‫...به این خاطره که می‌خواستم
‫این‌ها رو به امپراتور بسپرم.

00:15:51.280 --> 00:15:55.080
‫اینا بج و مهر فرماندار استان سا هستن.

00:15:55.820 --> 00:15:57.510
‫با مرگ انجون-ساما...

00:15:57.590 --> 00:16:00.450
‫...خانواده‌ی سا دوباره خیلی فعال شدن.

00:16:00.720 --> 00:16:02.720
‫پس تو چرا به اینجا اومدی؟

00:16:02.790 --> 00:16:05.990
‫الان باید اونجا باشی و خاندان سا رو سرکوب کنی.

00:16:06.060 --> 00:16:09.790
‫اگر می‌تونستم خودم رو استاندار
‫واقعی استان سا بدونم...

00:16:09.870 --> 00:16:11.890
‫...همین کار رو می‌کردم.
‫-چی؟

00:16:12.440 --> 00:16:15.230
‫ضامن من، انجون-ساما.
‫دیگه بینمون نیستن.

00:16:15.310 --> 00:16:17.070
‫و از اونجایی که من توی آزمون سراسری شرکت نکردم...

00:16:17.140 --> 00:16:19.110
‫...فقط کافیه یه نفر بگه،

00:16:19.180 --> 00:16:21.870
‫...من رو به همین دلیل به عنوان
‫یک مقام رسمی قبول نداره.

00:16:21.950 --> 00:16:24.140
‫و من هم برای همین به اینجا اومدم.

00:16:24.210 --> 00:16:26.440
‫تا ببینم امپراتور چطور آدمی‌ان...

00:16:26.520 --> 00:16:28.980
‫...و چطور آدم‌هایی در کنارشون هستن.

00:16:29.050 --> 00:16:31.780
‫بعد از اینکه از این موضوع درک درستی
‫پیدا کردم، خواستم باهاش صحبت کنم.

00:16:31.860 --> 00:16:34.150
‫راهزن‌ها چرا دنبالتن؟

00:16:34.220 --> 00:16:37.590
‫مثل اینکه واسه سرم جایزه گذاشتن.

00:16:38.030 --> 00:16:41.660
‫خودم از خوابم زدم تا شکارشون کنم، ولی...

00:16:42.370 --> 00:16:43.700
‫متوجه شدم.

00:16:43.770 --> 00:16:45.760
‫فوراً برات یه اختیارنامه‌ی رسمی می‌نویسم.

00:16:45.840 --> 00:16:49.200
‫بهتون گفتم. من توی آزمون سراسری شرکت نکردم.

00:16:49.270 --> 00:16:51.470
‫نیازی به تکرار اوضاع نیست.

00:16:52.110 --> 00:16:54.370
‫فرصت خوبیه.
‫این دفعه...

00:16:54.440 --> 00:16:58.740
‫...یه استاندار قانونی تعیین کنید
‫که کسی نتونه اعتراضی بکنه.

00:16:58.920 --> 00:17:00.970
‫بعد تو چیکار می‌کنی؟

00:17:01.050 --> 00:17:06.050
‫من به استان سا برمی‌گردم. بدون
‫استاندار بودن هم خیلی کارها ازم برمیاد.

00:17:08.530 --> 00:17:09.430
‫انسه.

00:17:09.430 --> 00:17:11.390
‫-یه دستور دارم.
‫-بله.

00:17:11.460 --> 00:17:13.430
‫حداقل امتحان تعیین سطح رو قبول شو.

00:17:13.500 --> 00:17:16.590
‫اینطوری، می‌تونم به عنوان معاون فرماندار منصوبت کنم.

00:17:16.800 --> 00:17:19.460
‫همین الانش هم یه معاون فرماندار با کفایت داریم.

00:17:19.540 --> 00:17:21.470
‫...ولی خودم هم قصد شرکت توی آزمون‌های
‫تعیین سطح رو داشتم.

00:17:22.010 --> 00:17:25.440
‫چون همیشه رویای این رو داشتم که
‫مدیر استان سا بشم.

00:17:26.080 --> 00:17:30.170
‫دیگه کم کم حس می‌کنم،
‫می‌شه از اول شروع کرد.

00:17:33.050 --> 00:17:36.210
‫واقعاً که...من چرا باید این موقع شب...

00:17:36.290 --> 00:17:37.950
‫...اونم تو خونه‌ی یه نفر دیگه آشپزی کنم؟

00:17:38.020 --> 00:17:41.790
‫من نامه فرستاده بودم که امشب برای شام میام.

00:17:42.130 --> 00:17:43.850
‫من اصلاً خبر نداشتم.

00:17:44.960 --> 00:17:47.590
‫شوره، از دیدنم خوشحال نشدی؟

00:17:49.070 --> 00:17:52.630
‫بخاطر همه‌ی اون نامه‌های عجیب و هدیه‌هایی که می‌فرستادی...

00:17:52.700 --> 00:17:55.800
‫...این حس رو که خیلی وقته ندیدمت نداشتم،

00:17:56.140 --> 00:17:58.470
‫...اما خوشحالم که خودت رو دیدم.

00:17:58.980 --> 00:18:01.970
‫-نامه‌‌هام رو خوندی؟
‫-می‌خوندمشون.

00:18:02.480 --> 00:18:05.680
‫ولی یعنی چی که توی کاغذ به اون
‫گرونی فقط یه جمله می نوشتی...؟

00:18:05.750 --> 00:18:09.850
‫مثلا «امروز بارون اومد، محصولات مزرعه حتماً خوشحالن.» یعنی چی؟

00:18:09.920 --> 00:18:13.580
‫شوئه گفت هر چه صادقانه‌تر بنویسم بهتره.

00:18:13.890 --> 00:18:15.980
‫محتواست که مهمه.

00:18:16.490 --> 00:18:19.020
‫و هدیه‌ها؟
‫یخه چطور بود؟

00:18:19.430 --> 00:18:22.160
‫یخ‌ رو تراشیدیم و با بچه‌ها خوردیم.

00:18:22.230 --> 00:18:24.290
‫خنک و خوشمزه بود.

00:18:24.370 --> 00:18:27.700
‫و تخم‌مرغ‌ها؟ گفته بودی تخم‌مرغ آبپز دوست داری.

00:18:27.770 --> 00:18:30.400
‫با همسایه‌ها تقسیمشون کردم،
‫اونا هم خوشمزه بودن.

00:18:30.740 --> 00:18:33.070
‫گل‌‌های قرمز چی؟
‫خوشگل نبودن؟

00:18:33.140 --> 00:18:36.840
‫آره، گذاشتمشون لای کتاب‌هام.

00:18:37.210 --> 00:18:40.010
‫-عروسک حصیری چی؟
‫-گذاشتمش توی اتاقم.

00:18:40.550 --> 00:18:43.310
‫عروسک حصیری رو شوخی کرد دیگه؟

00:18:43.690 --> 00:18:47.180
‫نه عالیجناب جداً فکر
‫می‌کنن یه هدیه‌ی مناسبه.

00:18:47.490 --> 00:18:50.290
‫راستش، امروز هم برات یه هدیه آوردم.

00:18:55.900 --> 00:18:57.090
‫این...!

00:18:57.170 --> 00:18:59.260
‫این نهال به این زودی‌ها رشد نمی‌کنن...

00:18:59.340 --> 00:19:01.770
‫...ولی گفتم برات فعلاً یه شاخه بیارم.

00:19:02.010 --> 00:19:05.200
‫قبلاً گفته بودی درخت‌های گیلاس
‫توی باغتون دیگه شکوفه نمی‌کنن.

00:19:09.880 --> 00:19:14.610
‫ممنونم، واقعاً خوشحال شدم.
‫این از همه‌شون بهتر بود.

00:19:14.680 --> 00:19:17.590
‫حتماً این نهال رو می‌کارم ازش
‫مراقبت می‌کنم، تا یه روز...

00:19:17.690 --> 00:19:19.550
‫...گل‌های خوشگلی شکوفه کنن.

00:19:35.510 --> 00:19:38.130
‫الان من توهم زدم یا واقعاً یه اتفاق عجیب افتاد؟

00:19:38.810 --> 00:19:40.470
‫ریووکی.

00:19:40.540 --> 00:19:41.700
‫چیه؟

00:19:41.780 --> 00:19:43.970
‫پسر خوبی باش و بذار بزنمت.

00:19:44.210 --> 00:19:46.440
‫چـ-چرا عصبانی هستی؟

00:19:47.880 --> 00:19:50.820
‫حتی اگه توضیح بدم هم نمی‌فهمی.

00:19:50.890 --> 00:19:52.650
‫بی‌خیال داری غیرمنطقی می‌شی.

00:19:52.720 --> 00:19:56.920
‫-شاید بعد از اینکه زدمت بفهمی.
‫-اوه پسر این دوتا هیچ‌وقت عوض نمی‌شن.

00:19:57.260 --> 00:20:01.130
‫هی، الان عصبانی نیستی
‫که روی هیمه-سان عزیزت حرکت زد؟

00:20:01.200 --> 00:20:03.320
‫چیز مهمی نیست.

00:20:03.400 --> 00:20:06.100
‫به علاوه، اینطوری دیگه خانوم
‫هروقت که به باغ نگاه کنه...

00:20:06.170 --> 00:20:08.190
‫...گریه نمی‌کنه.

00:20:08.270 --> 00:20:10.600
‫-هی، ولم کن.
‫-تسلیم شو، ریووکی.

00:20:14.410 --> 00:20:17.850
‫بعداً می‌بینمت ریووکی.
‫توی قصر درست رفتار کن.

00:20:30.960 --> 00:20:33.900
‫شوره، دوست داری توی آزمون سراسری شرکت کنی؟

00:20:35.400 --> 00:20:37.700
‫من و عالیجناب قصد داریم یه لایحه...

00:20:37.770 --> 00:20:40.670
‫...مبنی بر شرکت زن‌ها توی آزمون سراسری  امسال ارائه بدیم.

00:20:41.270 --> 00:20:45.260
‫اما حتی اگه قبول بشی، بدون شک مسیری
‫که توش قدم می‌ذاری مسیر خیلی سختی خواهد بود.

00:20:45.340 --> 00:20:48.170
‫ممکنه کار درستی بهت ندن،
‫نظراتت نادیده گرفته بشه...

00:20:48.240 --> 00:20:50.300
‫...و ممکنه تحقیر بشی
‫یا مسخره‌ت کنن.

00:20:50.950 --> 00:20:54.140
‫...احتمالاً مجبور شی خودت به تنهایی سخت کار کنی.

00:20:54.650 --> 00:20:57.380
‫با وجود همه‌ی اینا،
‫توی آزمون شرکت می‌کنی؟

00:21:00.290 --> 00:21:02.880
‫می‌کنم، لطفاً بذارید شرکت کنم.

00:21:02.960 --> 00:21:05.150
‫من می‌خوام یه کارمند دولتی بشم!

00:21:06.330 --> 00:21:07.590
‫جواب خوبی بود.

00:21:08.900 --> 00:21:11.370
‫لطفاً راهنمایی‌ـم کنید!

00:21:20.480 --> 00:21:23.880
‫مادر، تماشام کن!
‫همه‌ی تلاشم رو می‌کنم.

00:21:29.950 --> 00:21:32.180
‫خب دیگه، هیمه-سان
‫وقت خداحافظیه.

00:21:33.120 --> 00:21:35.490
‫اگه بازم قرار بود کنار جاده از هوش بری...

00:21:35.560 --> 00:21:37.250
‫...جلوی خونه‌ی ما از هوش برو.

00:21:37.330 --> 00:21:39.230
‫هر جا جز اونجا لطفاً.

00:21:39.660 --> 00:21:42.320
‫مثلاً ما دوستیم‌ها چقدر نامردی.

00:21:42.400 --> 00:21:45.770
‫عوضش هیمه-سان خیلی دختر خوبیه.

00:21:46.370 --> 00:21:50.070
‫اگه تو مافوق من بشی خیلی جالب می‌شه.

00:21:51.910 --> 00:21:53.310
‫هیچی.

00:21:53.380 --> 00:21:55.740
‫مهم‌ترین چیز اینه که همه‌ی تلاشت
‫رو توی امتحان سراسری بکنی.

00:21:55.810 --> 00:21:57.710
‫نیازی نیست بهم بگی.

00:21:57.780 --> 00:22:00.250
‫از قدیم گفتن گر صبر کنی ز قوره حلوا سازی...

00:22:00.320 --> 00:22:02.610
‫...و اینم فرصتیه که مدت‌های منتظرش بودم.

00:22:02.690 --> 00:22:06.380
‫درسته، خب هیمه-سان و سه‌ران مراقبت کنید.

00:22:12.560 --> 00:22:16.730
‫اواخر تابستان، یک لایحه به دربار امپراتوری ارائه شد...

00:22:16.900 --> 00:22:19.530
‫...این لایحه مبنی بر این بود که به زنان اجازه
‫داده بشه تا در آزمون سراسری شرکت کنند.

00:22:19.870 --> 00:22:22.360
‫از اونجایی که هر دو وزیر ارشد
‫از امور داخلی و خزانه‌داری...

00:22:22.440 --> 00:22:25.640
‫...که شایعه شده بود کاندیداهای
‫نخست وزیر بعدی هستن،

00:22:26.010 --> 00:22:29.740
‫موافقت خودشون رو اعلام کردن، همه‌ی
‫رأی‌های منفی منکوب و لایحه تصویب شد.

00:22:33.950 --> 00:22:36.080
‫ازت ممنونم ریووکی.

00:22:56.310 --> 00:23:01.770
‫شو، احمق. چطور جرئت می‌کنی
‫همچین کار احمقانه‌ای بکنی؟

00:23:02.780 --> 00:23:08.120
‫انجون.از وقتی ترکمون کردی،
‫اوضاع اینجا آشفته شده.

00:23:08.750 --> 00:23:10.910
‫علی‌الخصوص اوضاع استان سا.

00:23:15.060 --> 00:23:17.390
‫خوش اومدی، دوست من.

00:23:30.000 --> 00:24:00.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:24:00.001 --> 00:24:45.001
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:30.910 --> 00:23:36.000
<c.colorc1c3c5>‫تو همیشه زندگی رو با بی‌خیالی گذروندی و حالا...</c>

00:23:36.210 --> 00:23:42.550
‫داری بین بارون چه رویایی رو دنبال می‌کنی؟

00:23:42.850 --> 00:23:47.810
‫و در حالی که یه جایی داری با تنهایی می‌جنگی..

00:23:48.020 --> 00:23:53.120
‫حتماً هر لحظه بغضت رو فرو می‌خوری...

00:23:54.130 --> 00:23:58.530
<c.colorc1c3c5>‫می‌گی تنهایی از پسش برمیای...</c>

00:24:00.070 --> 00:24:05.200
‫...<c.colorc1c3c5>تو هم درست مثل خودمی</c>

00:24:05.980 --> 00:24:16.540
<c.colorc1c3c5>‫حتی اگه مجبور باشیم راه طولانی تر رو طی کنیم...</c>

00:24:17.420 --> 00:24:23.020
<c.colorc1c3c5>‫باز هم یه طورایی این مسیر رو ترجیح می‌دیم...</c>

00:24:23.430 --> 00:24:28.490
<c.colorc1c3c5>‫هر وقت که احساس شادی و یا خوشحالی می‌کنم...</c>

00:24:29.370 --> 00:24:34.930
<c.colorc1c3c5>‫همیشه به تو فکر می‌کنم.</c>

00:24:35.300 --> 00:24:42.110
<c.colorc1c3c5>‫می‌دونم که این فصل رنگارنگ ‫این احساس من رو بهت می رسونه...</c>

00:24:46.050 --> 00:24:48.350
‫من تب کردم و مریض شدم.

00:24:48.420 --> 00:24:54.420
‫مرض عشق درمانی نداره

00:24:48.950 --> 00:24:54.050
‫پدر، سه‌ران؟ ها؟
‫ریووکی چرا اینجاست؟

00:24:54.760 --> 00:24:57.590
‫تبم باعث شده توهم بزنم؟

00:00:02.530 --> 00:00:10.540
‫Hajimari no kaze yo todoke message

00:00:02.530 --> 00:00:10.540
‫اولین نفس باد، پیامی برای من به همراه داره

00:00:11.010 --> 00:00:20.060
‫"Itsudemo anata wo shijiteiru kara."

00:00:11.010 --> 00:00:20.060
‫"من همیشه بهت باور دارم"

00:00:20.700 --> 00:00:29.680
‫داستان‌های سائیونکوکو

00:00:21.330 --> 00:00:29.170
‫Ano toki yume ni miteita sekai ni tatteiru no ni

00:00:21.330 --> 00:00:29.170
‫قبلا اون رویا رو توی این دنیا می‌دیدم

00:00:29.770 --> 00:00:37.080
‫miwatsu keshiki ni ashi wo sukoshi sukumase

00:00:29.770 --> 00:00:37.080
‫اما حالا که به ‌این منظره نگاه می‌کنم، دچار تردید می‌شم!

00:00:37.280 --> 00:00:41.370
‫dakedo ushiro furimukanaide

00:00:37.280 --> 00:00:41.370
‫ولی من نباید به عقب نگاه کنم

00:00:41.580 --> 00:00:45.570
‫aruite yuku koto kimeta kara

00:00:41.580 --> 00:00:45.570
‫تصمیمم رو گرفتم که رو به جلو قدم بردارم

00:00:45.850 --> 00:00:49.970
‫Miageta sora nanairo no niji

00:00:45.850 --> 00:00:49.970
‫وقتی به آسمون نگاه می‌کنم، رنگین کمانی می‌بینم

00:00:50.160 --> 00:00:53.440
‫anata mo mitemasu ka?

00:00:50.160 --> 00:00:53.440
‫تو هم می‌تونی ببینیش؟

00:00:53.900 --> 00:01:02.030
‫Hajimari no kaze yo todoke message

00:00:53.900 --> 00:01:02.030
‫اولین نفس باد، پیامی برای من به همراه داره

00:01:02.420 --> 00:01:10.470
‫yume ni kakedashita senaka mimamoru kara

00:01:02.420 --> 00:01:10.470
‫چون من همیشه وقتی به سمت رویاهات میری از پشت سر بدرقه‌ات می‌کنم

00:01:11.040 --> 00:01:19.150
‫Maiagaru kaze yo  hi no hikari matoi

00:01:11.040 --> 00:01:19.150
‫طوفان نور خورشید رو هدایت می‌کنه تا بالای سر ما بتابه

00:01:19.560 --> 00:01:29.320
‫jiyuu no tsubasa de tsuyoku tobitatou

00:01:19.560 --> 00:01:29.320
‫و بال‌های آزادی به من فرصت پرواز برفراز آسمون‌ها رو می‌دن

00:24:57.590 --> 00:24:59.590