﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:01:30.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:31.550 --> 00:01:36.450
‫درست همون‌موقع که برادر کوچکتر شوکا،
‫کو کورو به دیدنش اومده بود...

00:01:36.520 --> 00:01:40.380
‫...شوره با موقعیت سختی مواجه شد.

00:01:41.490 --> 00:01:43.180
‫آبجی کوچو.

00:01:43.260 --> 00:01:44.520
‫شوره-چان.

00:01:44.590 --> 00:01:48.150
‫دوست ندارم مجبورت کنم، ولی
‫ازت می‌خوام یکمی اینجا بمونی.

00:01:48.460 --> 00:01:50.730
‫شخصی هست که این رو می‌خواد.

00:01:51.800 --> 00:01:54.160
حق رد کردن هم نداری

00:01:54.230 --> 00:01:58.030
‫اون کسی نیست که شما دو نفری که هیچ
‫رتبه و مقامی ندارین، بتونین باهاش مخالفت کنید.

00:01:58.110 --> 00:02:00.800
‫به ‌علاوه، تو که نمی‌خوای اتفاق بدی برای...

00:02:00.870 --> 00:02:03.870
‫...پدر عزیزت بیفته، می‌خوای؟

00:02:07.350 --> 00:02:09.680
‫-بسیار‌خب.
‫-خانوم!

00:02:13.620 --> 00:02:14.850
‫سه‌ران-سان.

00:02:15.860 --> 00:02:19.520
‫عالیجناب این رو به من سپردن.
‫اگه به دردتون خورد ازش استفاده کنید.

00:02:29.440 --> 00:02:31.700
‫زود باش! برگرد خونه.

00:02:33.210 --> 00:02:37.540
‫پسر جون، به نظر ترسناک میای
‫ولی از تو کاری برنمیاد.

00:02:37.740 --> 00:02:39.740
‫هرچند اگه تو مثل ران-ساما یک
‫مقام دولتی با قدرت بودی...

00:02:39.810 --> 00:02:42.650
‫...اوضاع فرق می‌کرد.

00:02:44.220 --> 00:02:45.810
‫خیلی بد شد.

00:02:46.150 --> 00:02:49.820
‫در شرایط فعلیت نمی‌تونی از چیزی
‫که برات اهمیت داره، محافظت کنی.

00:02:55.360 --> 00:03:00.320
‫پا روی دم شیر نذاز

00:03:01.600 --> 00:03:04.730
‫که اینطور. پس همه‌چی طبق
‫نقشه پیش رفته.

00:03:04.810 --> 00:03:07.830
‫با این شرایط، می‌تونم اون دختر رو
‫از دربار بیرون بندازم.

00:03:07.910 --> 00:03:09.930
‫دوست دارین با اون بچه چیکار کنیم؟

00:03:10.010 --> 00:03:14.540
‫اون همون کسیــه که بعد از اون همه محبتی
‫که بهش  کردم، توی صورتم گل پرت کرد.

00:03:14.950 --> 00:03:17.850
‫یکاری می‌کنیم تا به زودی جایگاهش
‫رو به عنوان یه مقام دولتی از دست بده...

00:03:17.920 --> 00:03:21.080
‫...اما باز هم، شما بچه‌ها می‌تونین
‫باهاش یکمی خوش بگذرونین.

00:03:21.460 --> 00:03:22.580
‫بله.

00:03:23.120 --> 00:03:26.790
‫ولی اون کو ری‌شینی که داوطلبانه
‫ضامن اون دختر شده،

00:03:26.860 --> 00:03:30.020
‫واقعاً احمقه.

00:03:30.100 --> 00:03:33.090
‫این الان فرصت مناسبیـه تا یک بار
برای ‫همیشه از شرش خلاص بشم.

00:03:41.070 --> 00:03:44.010
‫مثل اینکه انتظار اومدنم رو داشتی.

00:03:44.380 --> 00:03:47.140
‫آره. اگتسو-کون بهم گفت.

00:03:47.210 --> 00:03:51.120
‫بعد از اینکه همه‌ی پولهاش رو به
‫زادگاهش فرستاد و دیگه پولی نداشت...

00:03:51.350 --> 00:03:54.290
‫...تو بهش غذا و جای خواب دادی، درسته؟

00:03:55.360 --> 00:03:58.120
‫می‌دونم که به اگتسو-کون در ازای
‫سوالاتی که در مورد شوره می‌پرسیدی...

00:03:58.530 --> 00:04:01.190
‫غذا دادی.

00:04:01.460 --> 00:04:03.450
‫اون بچه دهنش خیلی گشاده.

00:04:03.760 --> 00:04:06.100
‫و فقط هم از شوره اطلاعات نمی‌خواستی.

00:04:06.170 --> 00:04:09.190
‫می‌دونم که از پشت پرده فعال بودی
‫و یک عالمه کارهای مختلف کردی.

00:04:09.270 --> 00:04:14.000
‫تو واقعاً می‌دونی دختر جوونت
‫الان توی چه موقعیتیـه؟

00:04:14.070 --> 00:04:16.700
‫فکر کن اگه من کاری نمی‌کردم...

00:04:16.780 --> 00:04:18.610
‫...اون دختر باید چه آزار و اذیت‌ها که تحمل نمی‌کرد.

00:04:19.080 --> 00:04:21.050
.من از تو متنفرم

00:04:22.420 --> 00:04:26.150
‫حتی یه ذره هم از اینکه تو رو از
‫خونه پرت کردم بیرون، پشیمون نیستم.

00:04:27.420 --> 00:04:29.250
‫منم همین احساس رو دارم.

00:04:29.320 --> 00:04:34.020
‫اما باز هم تو برادر بزرگترمون و
‫فرزند ارشد خاندان کو هستی.

00:04:35.300 --> 00:04:39.630
‫و اون دختر، اولین کارمند دولتی مؤنث این کشور...

00:04:39.700 --> 00:04:42.000
‫...شاهزاده‌ی مستقیم خاندان کو هست.

00:04:43.470 --> 00:04:46.770
‫من شوره و ری کویوو رو برای آینده‌ی خاندان کو...

00:04:49.010 --> 00:04:51.480
‫...به عقد هم در میارم.

00:04:52.450 --> 00:04:53.850
‫کورو-ساما.

00:04:54.380 --> 00:04:55.510
‫چی شده؟

00:04:55.580 --> 00:04:58.450
‫مثل اینکه ری‌شین-ساما توی
‫قصر سلطنتی حبس شدن.

00:04:58.520 --> 00:04:59.750
‫به چه علت؟

00:04:59.820 --> 00:05:01.880
‫به ظن تخلف در...

00:05:01.960 --> 00:05:03.920
‫...قبول شدن شوره-هیمه توی آزمون سراسری.

00:05:04.260 --> 00:05:05.750
‫چقدر احمقانه.

00:05:05.830 --> 00:05:08.920
‫به نظر من برادر ری خودش با
‫اختیار خودش دستگیر شده.

00:05:09.430 --> 00:05:12.460
‫همچنین، در مورد شوره-هیمه...

00:05:12.530 --> 00:05:13.520
‫چی شده؟

00:05:13.600 --> 00:05:17.130
‫ایشون و اگتسو-کون به عنوان زندانی
‫توی کاگور نگه داشته شدن.

00:05:17.470 --> 00:05:19.500
‫به علاوه، گویا فردا در قصر سلطنتی...

00:05:19.570 --> 00:05:21.940
قراره جلسه‌ی بازرسی در مورد
.آزمون ایشون صورت بگیره

00:05:22.010 --> 00:05:26.410
‫که اینطور. پس زندانیـش کردن تا
‫نتونه حضور پیدا کنه.

00:05:27.350 --> 00:05:28.780
‫خوبه.

00:05:28.850 --> 00:05:33.050
‫بهشون نشون می‌دیم در افتادن با
‫خاندان کو چه تبعاتی به دنبال داره.

00:05:35.990 --> 00:05:39.150
‫عالیجناب. نامه‌ای با مهر تاج بنفس
‫از طرف سه‌ران رسیده.

00:05:40.390 --> 00:05:44.260
‫تاج بنفش؟ ولی من داده بودمش به اگتسو.

00:05:47.600 --> 00:05:49.330
‫موضوع چیه؟

00:05:49.570 --> 00:05:51.400
‫شوره رو گرفتن.

00:05:51.470 --> 00:05:54.130
‫اوه؟ شوره-دونو رو هم؟

00:05:54.210 --> 00:05:55.110
‫هم؟

00:05:55.180 --> 00:05:58.270
‫کو ری‌شین-دونو هم دستگیر شد.

00:05:58.350 --> 00:05:59.970
‫چطور این اتفاق افتاده؟

00:06:00.050 --> 00:06:02.910
‫اون شایعه دیگه همه‌جا پخش شده.

00:06:03.150 --> 00:06:05.910
‫منظورت همون شایعه‌ی قبول شدن
‫غیرقانونی شوره‌ست؟

00:06:06.350 --> 00:06:08.840
‫مثل اینکه شروعش از
‫وزرات تشریفات بوده...

00:06:08.920 --> 00:06:10.290
‫...که خودش مسئول آزمونه،

00:06:10.360 --> 00:06:12.520
‫...پس احتمالاً به طور عجیبی
‫باورپذیر به نظر رسیده.

00:06:12.960 --> 00:06:15.590
‫هیچ شکی نیست که اون احمق
‫فکر کرده شانسش از راه رسیده.

00:06:15.830 --> 00:06:18.300
‫همچنین، با حماقت تمام علیه
‫ری‌شین-دونو هم اقداماتی انجام داده...

00:06:18.730 --> 00:06:21.330
‫هیچ‌کس نه و ری‌شین!

00:06:22.170 --> 00:06:27.110
‫راستی، یه چیز دیگه هم هست که شبکه‌ی
‫اطلاعاتی خانواده‌ی ران به دست آورده.

00:06:27.470 --> 00:06:28.300
‫چی؟

00:06:28.380 --> 00:06:32.140
‫اون کو کورو-دونو، رئیس نیابتی خاندان
‫کو در حال حاضر پایتخت هستن...

00:06:33.450 --> 00:06:36.380
‫می‌دونم که در حال حاضر دارن
‫به خونه‌ی شوکا-ساما سر می‌زنن.

00:06:37.550 --> 00:06:39.580
‫چه زمان‌بندی افتضاحی.

00:06:39.650 --> 00:06:44.560
‫دقیقاً، باید یه کاری بکنید تا
‫آسیب رو به حداقل برسونید.

00:06:45.090 --> 00:06:47.460
‫اگه اون مرد یه ذره دیگه با همین
‫شرایط هیجان‌زده می‌شد...

00:06:47.530 --> 00:06:49.320
‫...راهی بود تا بتونیم
‫ادبش کنیم، اما...

00:06:49.400 --> 00:06:51.960
‫نگران نباشید. یه کاری کردم
‫که باز هم زیاده‌روی کنه.

00:06:53.800 --> 00:06:55.170
‫چی؟

00:06:55.240 --> 00:06:58.670
‫این یه درخواست برای اینه که
‫کو شوره از مقام کارآموزیـش استعفاء بده.

00:06:58.740 --> 00:07:00.830
‫اسم اون واضحاً اینجا نوشته شده.

00:07:00.910 --> 00:07:03.540
‫این کار به نیازمند اینه که
‫هرچه‌ سریع‌تر یک جلسه‌ی بازرسی برگزار بشه.

00:07:04.280 --> 00:07:05.970
‫آفرین بهت کویوو!

00:07:06.080 --> 00:07:10.450
‫خوبه! می‌تونیم فردا ظهر اون جلسه‌ی
‫بازرسی رو برگزار کنیم.

00:07:10.520 --> 00:07:11.920
‫اما قبل از اون...

00:07:13.650 --> 00:07:15.850
‫...من شخصاً می‌رم ببینم شوره کجاست.

00:07:16.590 --> 00:07:20.050
‫امشب اوضاع اینجا شلوغ‌پلوغ
‫میشه پس زود برگرد.

00:07:20.960 --> 00:07:22.930
‫فـ-فـهمیدم.

00:07:24.330 --> 00:07:26.770
‫تو! پس بالأخره پیدات شد!

00:07:27.170 --> 00:07:30.430
‫صورتت رو دوست دارم.
‫خب، تصمیمت رو گرفتی؟

00:07:31.570 --> 00:07:34.370
‫فرمانده‌ی ارشد هاکو. یه
‫خواهشی ازتون دارم.

00:07:35.010 --> 00:07:38.740
‫حتماً. خواسته‌ت رو می‌شنوم، چی می‌خوای؟

00:07:39.950 --> 00:07:41.740
‫یه شمشیر.

00:07:41.820 --> 00:07:45.180
‫رتبه، مقام و اختیار تام اینکه
‫شمشیر به دست بگیرم رو می‌خوام.

00:07:45.420 --> 00:07:47.350
‫...تا بتونم از چیزی که
‫برام مهمه محافظت کنم!

00:07:49.060 --> 00:07:53.490
‫حتی آبجی کوچو هم مثل بقیه‌ی
‫مردم شهر از من متنفره.

00:07:54.360 --> 00:07:57.460
‫اونا فقط یه مقدار غافلگیر شدن.

00:07:58.900 --> 00:08:00.130
‫می‌گم...

00:08:00.730 --> 00:08:03.930
‫اگتسو-کون، تو چرا یه مقام دولتی شدی؟

00:08:04.240 --> 00:08:07.000
‫چون اینطوری می‌تونستم
‫یه عالمه پول دربیارم.

00:08:07.070 --> 00:08:07.730
‫چی؟

00:08:07.810 --> 00:08:10.370
‫راستش، من می‌خواستم پزشک بشم...

00:08:10.510 --> 00:08:16.210
‫...و به بیمارها کمک کنم.
‫اما دکترها فقیرن مگه نه؟

00:08:16.280 --> 00:08:18.180
‫عـ-عجب؟

00:08:18.250 --> 00:08:20.850
‫راهبی که من رو بزرگ کرد فقیر بود.

00:08:21.450 --> 00:08:25.820
‫اون بیشتر از مبلغی که از بیمارهاش می‌گرفت
‫برای مواد اولیه‌ی داروهاش هزینه می‌کرد.

00:08:26.290 --> 00:08:27.560
‫از اول هم...

00:08:27.630 --> 00:08:30.530
‫...تقریباً هیچ پولی از بیمارهایی
‫که درمانشون می‌کرد نمی‌گرفت.

00:08:31.400 --> 00:08:34.300
‫واقعاً اهمیتی نداشت که ما چیزی
‫برای خوردن نداشتیم.

00:08:34.370 --> 00:08:36.340
‫فقط زمان‌هایی بود...

00:08:36.400 --> 00:08:39.240
‫...که دیگه اصلاً نمی‌تونست به افرادی که
‫نیاز دارن، کمک کنه، چون که خودمون پولی نداشتیم.

00:08:39.670 --> 00:08:42.730
‫توی اون مواقع، اون نگاه دردناک رو
‫توی چشم‌هاش داشت.

00:08:44.210 --> 00:08:48.670
‫پول همه چیز نیست ولی اگه
‫داشته باشیش، خیلی کارها می‌تونی بکنی.

00:08:49.420 --> 00:08:52.510
‫من دیگه نمی‌خوام اون نگاه رو توی
‫چشم‌های دوشو-ساما ببینم.

00:08:55.360 --> 00:08:57.320
‫ممنونم اگتسو-کون.

00:08:58.660 --> 00:09:00.630
‫حالا یادم اومد...

00:09:00.990 --> 00:09:06.190
‫...چرا می‌خواستم یه کارمند دولتی بشم و
‫می‌خواستم بعد از اینکه کارمند شدم چیکار کنم.

00:09:06.270 --> 00:09:08.430
‫مردم شهر هر فکری هم که توی سرشون باشه...

00:09:08.500 --> 00:09:11.300
‫...من برای همه سخت تلاش می‌کنم.

00:09:16.410 --> 00:09:19.610
‫این همون بچه‌ایـه که به
‫ارباب بی‌احترامی کرد؟

00:09:20.410 --> 00:09:21.900
‫چـ-چی شده؟

00:09:21.980 --> 00:09:24.850
‫بهمون دستور دادن یه ذره باهات بازی کنیم.

00:09:25.250 --> 00:09:27.620
‫شنیدم نمی‌تونی الکل بخوری.

00:09:27.690 --> 00:09:31.890
‫هوی، جالب می‌شه. بیاید ببینیم
‫بعد از خوردن الکل چطوری می‌شه.

00:09:32.030 --> 00:09:34.320
‫چی؟ نه نمی‌شه! الکل نمی‌شه!

00:09:34.760 --> 00:09:37.130
‫تو همین الان باهامون میای!

00:09:37.200 --> 00:09:38.660
‫اگتسو-کون!

00:09:38.870 --> 00:09:40.730
‫می‌دونی، تو خیلی احمق بودی.

00:09:40.800 --> 00:09:44.460
‫باید قبول می‌کردی شوهر دختر ارباب بشی.

00:09:45.910 --> 00:09:49.470
‫خب حالا نظرت چیه با
‫مزه‌ی الکل آشنات کنیم؟

00:09:51.210 --> 00:09:52.680
‫اگتسو-کون!

00:09:54.680 --> 00:09:58.310
‫تو همین جا بمون و ساکت باش.

00:09:58.390 --> 00:09:59.350
‫ولم کن!

00:09:59.420 --> 00:10:02.350
‫اگه ترجیحت اینه تنها نباشی،
‫می‌تونم پیشت بمونم.

00:10:02.660 --> 00:10:04.890
‫هر چی نباشه، اینجا همچین جاییـه.

00:10:08.730 --> 00:10:11.250
‫-خب یالا!
‫-شوره-سان!

00:10:11.930 --> 00:10:13.230
‫شوره-سان!

00:10:31.620 --> 00:10:34.180
‫مثل اینکه زودتر چیزی که برنامه
‫ریخته بودیم، می‌رسیم.

00:10:34.450 --> 00:10:36.720
‫تو واقعاً طاقت آوردی کورین.

00:10:37.490 --> 00:10:41.790
‫باید هرچه‌ سریعتر برسیم و شوره-ساما رو ببینیم.

00:10:42.500 --> 00:10:45.190
‫از دیدن کسی که می‌خواستی
‫بکشیش نمی‌ترسی؟

00:10:46.230 --> 00:10:49.960
‫می‌ترسم. ولی دیگه فرار نمی‌کنم.

00:10:50.600 --> 00:10:53.700
‫من به خانوم و خودم یه قول بزرگ دادم...

00:10:53.910 --> 00:10:56.600
‫...تا دیگه از کارهایی که کردم فرار نکنم.

00:10:56.810 --> 00:10:59.540
‫به علاوه، با توجه به کاری که با شوره-ساما کردم...

00:11:00.450 --> 00:11:02.540
‫هیمه-سان رو دوست داشتی نه؟

00:11:03.150 --> 00:11:06.380
‫توی موقعیت فعلیم، نمی‌تونم با
‫گفتن اون حرف قسر در برم.

00:11:06.890 --> 00:11:09.980
‫می‌خوام بقیه‌ی عمرم رو برای جبران
‫کاری که کردن سپری کنم.

00:11:10.320 --> 00:11:14.820
‫خب آره. حتی اگه هیمه-سان تو رو
‫ببخشه بهترین کار همینه.

00:11:15.460 --> 00:11:18.490
‫مهم نیست اون شخص تو رو می‌بخشه یا نه.

00:11:18.570 --> 00:11:21.090
‫جرمی که مرتکب شدی تا
‫آخر عمرت باهات می‌مونه.

00:11:22.000 --> 00:11:24.730
‫خیلی بی‌رحمی بود. اما الان...

00:11:24.800 --> 00:11:27.270
‫...وقتی بهش فکر می‌کنم
‫بیشتر احساس آرامش می‌کنم.

00:11:29.910 --> 00:11:32.540
‫خب، بیا یکم دیگه تلاش کنیم.

00:11:32.610 --> 00:11:33.580
‫بله.

00:11:36.950 --> 00:11:38.080
‫تمومش کن!

00:11:38.220 --> 00:11:40.580
‫وا بده دیگه!

00:11:41.050 --> 00:11:42.520
‫نه!

00:11:43.990 --> 00:11:45.960
‫تخس که می‌گن به این می‌گن.

00:11:52.100 --> 00:11:56.260
‫بازم تو. تو واقعاً دختر احمقی هستی.

00:11:57.470 --> 00:12:00.270
‫همون موقع که مجبورم کردین مشروب
‫بخورم قبر خودتون رو کندین.

00:12:00.740 --> 00:12:01.930
‫تو!

00:12:07.450 --> 00:12:09.310
‫-حرومی!
‫-دختر!

00:12:10.450 --> 00:12:12.710
‫من مثل اون اگتسوی خوش قلب نیستم.

00:12:13.150 --> 00:12:15.280
‫ازم توقع نداشته باش هر دفعه
‫بیام و نجاتت بدم.

00:12:17.560 --> 00:12:21.620
‫اما امروز خاصه. هرچی
‫نباشه اگتسو هم عصبانی بود.

00:12:21.760 --> 00:12:23.350
‫لعنتی!

00:12:23.560 --> 00:12:25.620
‫این همه هیاهو برای چیه؟

00:12:27.900 --> 00:12:29.300
‫آبجی کوچو.

00:12:30.040 --> 00:12:33.840
!‫به موقع اومدی، کوچو زود نگهبان‌هات رو خبر کن

00:12:35.070 --> 00:12:37.300
‫احمق نشو.

00:12:37.380 --> 00:12:38.210
‫چی؟

00:12:38.280 --> 00:12:40.750
‫در مورد من دقیقاً چه فکری می‌کنی؟

00:12:41.550 --> 00:12:43.210
‫تو!

00:12:50.390 --> 00:12:51.410
‫اگتسو-کون.

00:12:51.490 --> 00:12:52.890
‫من یوگتسوام.

00:12:53.460 --> 00:12:55.790
‫مـ-ممنونم یوگتسو-کون.

00:12:57.030 --> 00:13:00.330
‫اگه می‌خوای تشکر کنی،
‫می‌تونی با بدنت تشکر کنی.

00:13:03.200 --> 00:13:05.030
‫صـ-صبر کن!

00:13:05.940 --> 00:13:08.000
‫لعنتی، وقتم تموم شد.

00:13:17.050 --> 00:13:20.180
‫کوچو! حرومی...! تو چطور جرئت
‫می‌کنی به ما خیانت کنی؟

00:13:20.250 --> 00:13:22.690
.اوم بعد از اون‌همه لطفی که ارباب بهت کرد

00:13:23.690 --> 00:13:26.020
‫من همیشه به این طرف وفادار بودم.

00:13:26.260 --> 00:13:29.850
‫و، دقیقاً چه غلطی کرد که بهم لطف کرد؟

00:13:29.930 --> 00:13:32.020
‫دقیقاً فکر می‌کنه خر کیه؟

00:13:36.540 --> 00:13:40.100
‫چطور جرئت می‌کنی کوچوی
‫کوگارو رو دست کم بگیری؟

00:13:40.470 --> 00:13:43.670
‫و از همه‌ی اینا بدتر شماها  حتی جرئت
‫کردین و رفتین سراغ شوره‌ی عزیز من.

00:13:44.210 --> 00:13:45.770
‫من عزیزم؟

00:13:46.380 --> 00:13:47.370
‫بگیرینش.

00:13:50.120 --> 00:13:51.910
‫خوب طاقت آوردی.

00:13:51.990 --> 00:13:53.510
‫آبجی کوچو.

00:13:53.590 --> 00:13:56.050
‫تو همون آبجی کوچویی هستی
‫که همیشه می‌شناختم.

00:13:56.890 --> 00:13:58.980
‫دیوونه نشو، من چطور می‌تونم...

00:13:59.060 --> 00:14:01.820
‫دختری که ده سال خودم ازش
‫مراقبت کردم رو کنار بذارم.

00:14:02.330 --> 00:14:06.860
‫اما...اما...من نمی‌دونستم اگه شما هم
‫ازم متنفر باشین دیگه باید چیکار کنم.

00:14:08.400 --> 00:14:10.700
‫متأسفم. واقعاً متأسفم.

00:14:10.770 --> 00:14:14.260
‫فقط بخاطر این بهت گفتم به اینجا نیای...

00:14:14.340 --> 00:14:15.930
‫...چون نمی‌خواستم اینجا
.ببیننت و به خطر بیفتی

00:14:19.180 --> 00:14:21.150
‫لطفاً گریه نکن.

00:14:21.610 --> 00:14:25.070
‫اینطور نیست، فقط الان یه دفعه
‫خیالم راحت شد...

00:14:25.550 --> 00:14:27.920
‫حتی با اینکه تا اینجا تونستم
‫بدون گریه کردن دووم بیارم.

00:14:27.990 --> 00:14:30.010
‫آره تو بی‌نظیری.

00:14:30.220 --> 00:14:32.780
‫فهمیدی که برای جنگیدن با مردا...

00:14:32.860 --> 00:14:36.450
‫...نباید حتی یه قطره اشک
‫بریزی، نه؟ حتی جلوی سه‌ران.

00:14:37.160 --> 00:14:40.790
‫بهت افتخار می‌کنم دختر کوچولو.

00:14:41.370 --> 00:14:45.900
‫اما حالا دیگه اشک‌هات رو پاک کن. هنوز
‫خیلی کارها هست که باید انجام بشه.

00:14:46.370 --> 00:14:47.430
‫کار؟

00:14:47.510 --> 00:14:51.640
‫من درخواستی که ران-ساما داشتن
‫رو قبول کردم چون گفتن برای توئه.

00:14:51.710 --> 00:14:54.770
‫ران-ساما؟ منظورتون اینه
‫فرمانده ران هم دست داشتن؟

00:14:55.250 --> 00:14:57.220
‫من هم گیج شدم.

00:14:57.520 --> 00:15:00.450
‫مثل اینکه اون دو نفری که بهتر
‫می‌تونن توضیح بدن رسیدن.

00:15:00.750 --> 00:15:01.690
‫شوره!

00:15:01.850 --> 00:15:02.950
‫خانوم!

00:15:03.360 --> 00:15:05.790
‫ریووکی. سه‌‌ران.

00:15:07.930 --> 00:15:11.450
‫این نامه رو به دست تک تک اعضای
‫خاندان کو که توی پایتخت زندگی می‌کنن برسون.

00:15:11.860 --> 00:15:12.830
‫اطاعت می‌شه.

00:15:13.870 --> 00:15:15.800
‫واقعاً می‌خوای این کار رو بکنی؟

00:15:15.870 --> 00:15:18.230
‫آره. من خیلی عصبانی‌ام.

00:15:19.240 --> 00:15:23.400
‫این واقعاً همونه که می‌گن
‫«پا روی دم شیر نذاز»

00:15:24.440 --> 00:15:26.640
‫حلقه‌ی خاندان سا؟

00:15:26.710 --> 00:15:27.680
‫درسته.

00:15:27.750 --> 00:15:30.220
‫از زمان مرگ مشاور سا،
‫یه نفر سعی داشته...

00:15:30.280 --> 00:15:34.240
‫...تا از اون حلقه‌ی گم شده برای
‫حرص و منفعت خودش سوء استفاده کنه.

00:15:34.590 --> 00:15:36.850
‫اما به همینجا ختم نمی‌شه.
‫با استفاده از جایگاهش...

00:15:36.920 --> 00:15:38.890
‫...توی کارهای غیرقانونی زیادی دست داشته.

00:15:38.960 --> 00:15:40.690
‫تا فقط جیب خودش رو پر کنه.

00:15:40.760 --> 00:15:42.660
‫هرچند، صرف‌نظر از اینکه با کی طرفیم...

00:15:42.730 --> 00:15:44.960
‫...نمی‌تونیم کسی رو بدون مدرک
‫و شواهد دستگیر کنیم.

00:15:45.700 --> 00:15:48.830
‫برای همین ازم استفاده کردین
‫تا علیه اون مرد مدرک جمع کنید؟

00:15:49.370 --> 00:15:52.270
‫متأسفم. توی موقعیت وحشتناکی قرارت دادم.

00:15:52.510 --> 00:15:53.490
‫اشکالی نداره.

00:15:54.910 --> 00:15:59.240
‫ولی با اینجا زندانی کردن
‫من می‌خواد چیکار کنه؟

00:15:59.710 --> 00:16:02.700
‫فردا ظهر یه جلسه‌ی بازرسی
‫در مورد تو برگزار می‌شه.

00:16:02.780 --> 00:16:04.180
‫واقعاً می‌گی؟

00:16:04.250 --> 00:16:06.880
‫اون طرفدار ایده‌ی ورود زن‌ها
‫به دربار امپراتوری نبود.

00:16:07.190 --> 00:16:11.380
‫بنابراین، با ادعای اینکه تو
‫با تخلف آزمون رو قبول شدی...

00:16:11.460 --> 00:16:14.260
اقدامات لازم رو انجام داد تا یه جلسه‌ی
.بازرسی در موردن برگزار بشه

00:16:14.330 --> 00:16:16.960
‫و حالا با اینجا نگه داشتنت، مدعی
‫می‌تونه روی عدم حضورت دست بذاره...

00:16:17.030 --> 00:16:20.490
‫...و روی این موضوع که تو از ترس برملا
‫شدن حقیقت فرار کردی، تأکید کنه.

00:16:21.100 --> 00:16:23.500
‫چقدر بزدل! فهمیدم.

00:16:23.700 --> 00:16:25.570
‫پس باید فردا توی جلسه‌ی
‫بازرسی حضور داشته باشم...

00:16:25.640 --> 00:16:27.700
‫...و بهشون نشون بدم از پس
‫چه کارهایی برمیام.

00:16:28.310 --> 00:16:29.540
‫انجامش می‌دم.

00:16:30.740 --> 00:16:35.040
‫هرچند، من پیشنهاد می‌کنم سه‌ران
‫اگتسو امشب اینجا پیشت بمونن.

00:16:35.580 --> 00:16:37.980
‫گارد امنیتیت قابل اعتماده درسته کوچو؟

00:16:38.050 --> 00:16:40.020
‫بله. بسپردیش به خودمون.

00:16:40.950 --> 00:16:44.390
‫بدون شک فردا مانع
‫اومدنت به قصر می‌شن.

00:16:44.460 --> 00:16:47.720
‫هرچند، بابت اینکه می‌خوایم شواهد
‫جمع کنیم، برات نگهبانی نمی‌ذارم.

00:16:47.790 --> 00:16:51.160
‫-می‌خوام با قدرت خودت بیای.
‫-اما من از لحاظ فیزیکی قدرتی ندارم.

00:16:51.660 --> 00:16:54.460
‫برای همین سه‌ران از
‫پیشت جم نمی‌خوره.

00:16:54.530 --> 00:16:57.030
‫سه‌ران با جایگاهی که الان داره
‫نیازی نداره در برابر کسی کوتاه بیاد.

00:16:57.100 --> 00:16:58.570
‫منظورت چیه؟

00:16:58.740 --> 00:17:00.570
‫خودت به زودی می‌فهمی.

00:17:04.510 --> 00:17:08.970
‫خیلی‌خب. راستی من
‫متوجه یه چیزی شدم.

00:17:09.420 --> 00:17:10.880
‫منظورت اینه؟

00:17:11.050 --> 00:17:12.350
چطور...؟

00:17:12.750 --> 00:17:14.410
‫خیلی خوب نوشتیش.

00:17:14.490 --> 00:17:18.220
‫اگه کاملش کنی، شواهد تکمیلی
‫از فسادش می‌شه.

00:17:20.630 --> 00:17:22.060
‫ریووکی.

00:17:22.130 --> 00:17:25.930
‫یکی از مهرهای خانواده‌ی سلطنتی دست
‫سه‌رانـه، از اون استفاده کن و بفرستشون.

00:17:26.300 --> 00:17:28.270
‫هر نامه‌ای که اون مهر رو داشته باشه...

00:17:28.330 --> 00:17:31.570
‫...که به مهر تاج بنفش معروفه، در بالاترین
‫اولویت برای رسیدن به دست من قرار می‌گیره.

00:17:34.240 --> 00:17:35.430
‫موضوع چیه؟

00:17:36.310 --> 00:17:40.210
‫هیچی. فهمیدم. تا فردا ظهر آره؟

00:17:40.680 --> 00:17:41.770
‫خانوم.

00:17:42.320 --> 00:17:45.050
‫اشکالی داره من فعلاً برگردم خونه؟

00:17:45.120 --> 00:17:46.780
‫نگران اربابم.

00:17:46.850 --> 00:17:48.510
‫درست می‌گی، لطفاً برو.

00:17:48.890 --> 00:17:51.620
‫پس منم می‌رم این پسر رو
‫بذارم توی تخت.

00:17:52.560 --> 00:17:54.530
‫منم دیگه می‌رم.

00:17:58.100 --> 00:17:59.560
‫می‌گم...

00:17:59.930 --> 00:18:01.060
‫ممنونم.

00:18:02.340 --> 00:18:05.200
‫تو، کویوو-ساما و فرمانده ران...

00:18:05.270 --> 00:18:08.830
‫...شماها از وقتی که وارد دربار شدم در هیچ
‫موردی باهام لطافت به خرج ندادین.

00:18:09.280 --> 00:18:12.770
‫بهم واضحاً گفتین ممکنه کسی
‫دنبالم باشه...

00:18:12.850 --> 00:18:14.640
‫...و حتی ازم استفاده کردین.

00:18:15.410 --> 00:18:17.380
‫برعکس یک سال گذشته.

00:18:18.320 --> 00:18:21.120
‫یک سال پیش، هیچکسی بهم هیچی نگفت.

00:18:22.420 --> 00:18:26.790
‫ازم محافظت می‌شد، نه؟
‫مثل یه شاهزاده‌‌خانوم پناه‌گرفته.

00:18:27.790 --> 00:18:29.230
‫شوره.

00:18:29.460 --> 00:18:33.060
‫ولی اوضاع الان فرق داره.
‫و واقعاً بابتش خوشحالم.

00:18:33.130 --> 00:18:34.690
‫ممنونم که باهام مثل یه کارمند دربار رفتار کردین...

00:18:34.770 --> 00:18:36.630
‫...و به طور برابر باهام
‫درمورد مسائل حرف زدین.

00:18:36.700 --> 00:18:39.170
‫و واقعاً خوشحالم که برای نجاتم اومدی.

00:18:41.210 --> 00:18:45.670
‫فقط یه چیزی رو بهم بگو، منم دیگه این
‫سوال رو نمی‌پرسم، پس دروغ نگو.

00:18:47.310 --> 00:18:51.720
‫من می‌تونم با افتخار یه کارمند دولتی بشم ؟
‫واقعاً تخلفی صورت نگرفته؟

00:18:52.120 --> 00:18:53.180
‫هیچی.

00:18:54.650 --> 00:18:57.350
‫در این صورت، دیگه چیزی
‫نیست که ازش بترسم.

00:18:58.260 --> 00:19:01.350
‫اگه برای من یکاری کنی خوشحال می‌شم.

00:19:01.630 --> 00:19:02.990
‫چی؟

00:19:03.060 --> 00:19:05.260
‫تا بعد از اینکه منصوب
‫شدی منتظر می‌مونم.

00:19:05.330 --> 00:19:07.820
‫ازت می‌خوام برام یه
‫زمانی رو خالی بذاری.

00:19:11.800 --> 00:19:12.960
‫شوره؟

00:19:13.770 --> 00:19:16.040
‫زمانش رو می‌تونم خالی کنم.

00:19:16.440 --> 00:19:18.380
‫یه لحظه، عالیجناب.

00:19:18.610 --> 00:19:19.700
‫چی شده؟

00:19:20.110 --> 00:19:21.700
‫یه پیام گرفتیم.

00:19:21.780 --> 00:19:25.770
‫نوشته، «پونزده دقیقه‌ی پیش، نیمی از
‫کارهای بیرون قصر اعتصاب کردن،

00:19:25.850 --> 00:19:30.480
‫اگه هرچی سریعتر برنگردی،
‫می‌کشمت، ری کویوو.»

00:19:33.890 --> 00:19:36.020
‫امشب دلم نمی‌خواد برگردم.

00:19:37.130 --> 00:19:39.150
‫همه‌ی اینا درخواست‌نامه برای نیروان؟

00:19:39.230 --> 00:19:40.390
‫درسته.

00:19:41.370 --> 00:19:43.700
‫فکر نمی‌کردم تا این حد پیش بره.

00:19:43.770 --> 00:19:47.030
‫همه‌ی اعضای خاندان کو اعتصاب کاری کردن.

00:19:47.110 --> 00:19:49.200
‫در نتیجه، الان کل پایتخت
‫توی آشفتگی مطلقه.

00:19:49.280 --> 00:19:51.900
‫و بدون وقفه هم داریم درخواست
‫کمک دریافت می‌کنیم.

00:19:52.380 --> 00:19:54.640
‫اینا همه کارهای کوروـه؟

00:19:54.710 --> 00:19:56.940
‫ولی همچنان داره بهت آسون می‌گیره.

00:19:57.020 --> 00:19:59.810
‫راستش اگه می‌خواست جدی باشه،
‫الان کل کشور سقوط کرده بود.

00:20:00.520 --> 00:20:03.450
‫پس اینه قدرت خاندان کو؟

00:20:03.520 --> 00:20:05.420
‫الان اوضاع وزیر کو چطوره؟

00:20:05.490 --> 00:20:08.020
‫خودش تنهایی به یکی از عمارت‌های
‫خیلی دورش برده شده...

00:20:08.090 --> 00:20:10.560
‫...و درحال حاضر تحت بازداشت
‫خانوادگی خودخواسته‌ست.

00:20:10.630 --> 00:20:12.030
‫خود‌خواسته؟

00:20:12.100 --> 00:20:15.500
‫-داره به خواست خودش اینکار رو
‫می‌کنه تا کله‌شقیـش رو نشون بده.
‫-این که فقط به بدختی‌های ما اضافه می‌کنه.

00:20:15.900 --> 00:20:19.460
‫دقیقاً همینطوره، عجیب نیست که هروقت
‫شرایط سخت‌تر و فشار بیشتر می‌شه...

00:20:19.540 --> 00:20:23.100
‫...دیگه فشار و سختی‌ای رو حس نمی‌کنی؟

00:20:23.380 --> 00:20:26.280
‫شوئه، اوضاع تا چه حد دیگه قراره
‫به همین منوال پیش بره؟

00:20:26.650 --> 00:20:30.880
‫اگه اصرار دارید می‌تونم با استفاده از قدرت
‫خاندان ران اوضاع رو به کل تحت کنترل دربیارم.

00:20:30.950 --> 00:20:34.580
‫...اما در کل انتظار می‌ره اوضاع تا یک الی دو روز
‫آینده درست بشه، چه ما دخالتی بکنیم، چه نکنیم.

00:20:34.650 --> 00:20:38.780
‫به عبارتی ، کورو داره بهتون می‌گه اوضاع
‫رو تا نهایت یه روز دیگه درست کنید.

00:20:39.390 --> 00:20:41.920
‫که اینطور. پس بیاید دیگه تمومش کنیم.

00:20:42.860 --> 00:20:47.930
‫ولی اون یارو جدی چه فکری با خودش
‫می‌کرد که با ری‌شین در افتاد؟

00:20:48.970 --> 00:20:53.130
‫نکنه نمی‌دونه ری‌شین رهبر خانواده‌ی کو هست؟

00:20:53.340 --> 00:20:54.240
‫چی؟

00:20:54.310 --> 00:20:55.800
‫حالا که بهش فکر می‌کنم...

00:20:55.880 --> 00:20:58.970
‫...اون هیچ‌وقت علناً اعلام نکرد رهبر
‫خانواده‌ی کو هست.

00:20:59.210 --> 00:21:01.810
‫چه حماقتی بوده!

00:21:02.250 --> 00:21:08.150
‫اوه راستی. از انسه بهمون خبر رسیده
‫که تا غروب فردا به پایتخت می‌رسه.

00:21:08.590 --> 00:21:11.250
‫براش دستور بفرست که باید تا
‫فردا ظهر برسه!

00:21:11.320 --> 00:21:12.810
‫متأسفم ولی...

00:21:13.760 --> 00:21:15.690
‫...زودتر فرستادم.

00:21:18.200 --> 00:21:22.500
‫هیچ شرابی برای فروش ندارین؟ شما تاجر
‫شراب‌این! چطور همچین چیزی ممکنه؟

00:21:22.570 --> 00:21:26.470
‫من از کجا بدونم؟ همه‌ی
‫توضیع‌کننده‌های شراب اعتصاب کردن.

00:21:26.540 --> 00:21:28.700
‫دقیقاً چه اتفاقی داره می‌افته؟

00:21:28.770 --> 00:21:31.710
‫آه، امروز نمی‌تونم اینجا رو باز کنیم.

00:21:31.780 --> 00:21:33.900
‫کل ایالت دچار آشفتگی شده.

00:21:35.650 --> 00:21:38.050
‫متأسفم! خیلی خوابیدم.

00:21:38.320 --> 00:21:40.510
‫اگتسو-کون، دوباره خود همیشگیت شدی.

00:21:40.590 --> 00:21:43.520
‫آره...چیزه، کمکی کردم؟

00:21:46.430 --> 00:21:47.920
‫آره عالی بودی.

00:21:47.990 --> 00:21:50.260
‫اون مکث عجیبی که
‫کردین، نگرانم می‌کنه.

00:21:50.330 --> 00:21:51.850
‫بی‌خیال اینا.

00:21:53.770 --> 00:21:56.360
‫لازمه که تا فردا ظهر اینا رو تموم کنیم.

00:21:56.440 --> 00:22:00.430
‫چی؟ آه، خیلی زوده نه؟
‫بیا زودتر شروع کنیم.

00:22:01.110 --> 00:22:02.670
‫هی اگتسو-کون!

00:22:02.740 --> 00:22:03.800
‫بله؟

00:22:03.880 --> 00:22:05.900
‫کی متوجه شدی؟

00:22:05.980 --> 00:22:11.210
‫وقتی داشتم کفش‌ها رو تمیز می کردم
‫شایعات متفاوتی شنیدم.

00:22:12.220 --> 00:22:15.310
‫با کسایی که توی آزمون سراسری
‫جزء رتبه‌های برتر شده بودن و...

00:22:15.390 --> 00:22:16.880
‫...حقوق گرفته بودن بررسیـش کردم.

00:22:20.530 --> 00:22:22.290
‫آفرین بهت اگتسو-کون.

00:22:23.460 --> 00:22:25.160
‫خب حالا، شروع کنیم.

00:22:25.230 --> 00:22:26.200
‫بله!

00:22:29.640 --> 00:22:33.570
‫غیرممکنه! ری‌شین چطور انقدر قدرت داره؟

00:22:33.710 --> 00:22:36.970
‫نه، هنوزم اتفاقی برام نیفتاده.

00:22:37.040 --> 00:22:39.700
‫استان شی رو به بهانه‌ی به دست‌آوردن
‫سلامتیم ترک می‌کنم.

00:22:40.150 --> 00:22:44.980
‫برای بقیه‌ش هم تا وقتی این حلقه
‫دستم باشه، همه‌چیز میفته گردن اون دختر.

00:22:45.050 --> 00:22:47.750
‫تحت هیچ شرایطی نمی‌ذارم فردا
‫ظهر توی جلسه‌ی بازرسی پیداش بشه!

00:22:52.360 --> 00:22:53.990
‫هوجو! بـ-بیا!

00:22:54.290 --> 00:22:56.420
‫پروژه‌ی شو-کون و اگتسو رسید.

00:22:56.630 --> 00:22:59.330
‫تحسین برانگیزه که تونستن توی این مدت کم
‫برگه‌هایی که بهم گفتی بین کارشون بذارم رو...

00:22:59.400 --> 00:23:01.590
‫انقدر دقیق و کامل بررسی کنند.

00:23:04.200 --> 00:23:07.260
‫خب! آماده شو! امروز
‫به میدون مبارزه می‌ریم.

00:23:07.770 --> 00:23:10.640
‫شوئه! کویوو! بریم!

00:23:11.180 --> 00:23:12.140
‫بله.

00:23:30.000 --> 00:24:00.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:24:00.001 --> 00:24:45.001
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:31.100 --> 00:23:36.190
<c.colorc1c3c5>‫تو همیشه زندگی رو با بی‌خیالی گذروندی و حالا...</c>

00:23:36.340 --> 00:23:42.900
‫داری بین بارون چه رویایی رو دنبال می‌کنی؟

00:23:43.010 --> 00:23:48.070
‫و در حالی که یه جایی داری با تنهایی می‌جنگی..

00:23:48.180 --> 00:23:53.170
‫حتماً هر لحظه بغضت رو فرو می‌خوری...

00:23:54.250 --> 00:23:58.710
<c.colorc1c3c5>‫می‌گی تنهایی از پسش برمیای...</c>

00:24:00.260 --> 00:24:05.390
‫...<c.colorc1c3c5>تو هم درست مثل خودمی</c>

00:24:06.130 --> 00:24:10.660
<c.colorc1c3c5>‫حتی اگه مجبور باشیم راه طولانی تر رو طی کنیم...</c>

00:24:10.740 --> 00:24:16.640
<c.colorc1c3c5>‫باز هم یه طورایی این مسیر رو ترجیح می‌دیم...</c>

00:24:17.610 --> 00:24:23.410
<c.colorc1c3c5>‫هر وقت که احساس شادی و یا خوشحالی می‌کنم...</c>

00:24:23.520 --> 00:24:28.380
<c.colorc1c3c5>‫همیشه به تو فکر می‌کنم.</c>

00:24:29.520 --> 00:24:42.200
<c.colorc1c3c5>‫می‌دونم که این فصل رنگارنگ ‫این احساس من رو بهت می رسونه...</c>

00:24:46.510 --> 00:24:49.340
‫آخرش هم آبجی کوچو طرف خودمه.

00:24:49.580 --> 00:24:52.080
‫ببخشید که برای یه لحظه
‫هم که شده بهت شک کردم.

00:24:48.700 --> 00:24:55.150
‫عقلی که نصفه نیمه کار می‌کنه

00:24:52.310 --> 00:24:54.750
‫خب دیگه سه‌ران باید عجله
‫کنیم و به قصر بریم.

00:24:54.780 --> 00:24:57.250
‫اوضاع با شکست ما تموم نمی‌شه.

00:00:02.530 --> 00:00:10.540
‫Hajimari no kaze yo todoke message

00:00:02.530 --> 00:00:10.540
‫اولین نفس باد، پیامی برای من به همراه داره

00:00:11.010 --> 00:00:20.060
‫"Itsudemo anata wo shijiteiru kara."

00:00:11.010 --> 00:00:20.060
‫"من همیشه بهت باور دارم"

00:00:20.700 --> 00:00:29.680
‫داستان‌های سائیونکوکو

00:00:21.330 --> 00:00:29.170
‫Ano toki yume ni miteita sekai ni tatteiru no ni

00:00:21.330 --> 00:00:29.170
‫قبلا اون رویا رو توی این دنیا می‌دیدم

00:00:29.770 --> 00:00:37.080
‫miwatsu keshiki ni ashi wo sukoshi sukumase

00:00:29.770 --> 00:00:37.080
‫اما حالا که به ‌این منظره نگاه می‌کنم، دچار تردید می‌شم!

00:00:37.280 --> 00:00:41.370
‫dakedo ushiro furimukanaide

00:00:37.280 --> 00:00:41.370
‫ولی من نباید به عقب نگاه کنم

00:00:41.580 --> 00:00:45.570
‫aruite yuku koto kimeta kara

00:00:41.580 --> 00:00:45.570
‫تصمیمم رو گرفتم که رو به جلو قدم بردارم

00:00:45.850 --> 00:00:49.970
‫Miageta sora nanairo no niji

00:00:45.850 --> 00:00:49.970
‫وقتی به آسمون نگاه می‌کنم، رنگین کمانی می‌بینم

00:00:50.160 --> 00:00:53.440
‫anata mo mitemasu ka?

00:00:50.160 --> 00:00:53.440
‫تو هم می‌تونی ببینیش؟

00:00:53.900 --> 00:01:02.030
‫Hajimari no kaze yo todoke message

00:00:53.900 --> 00:01:02.030
‫اولین نفس باد، پیامی برای من به همراه داره

00:01:02.420 --> 00:01:10.470
‫yume ni kakedashita senaka mimamoru kara

00:01:02.420 --> 00:01:10.470
‫چون من همیشه وقتی به سمت رویاهات میری از پشت سر بدرقه‌ات می‌کنم

00:01:11.040 --> 00:01:19.150
‫Maiagaru kaze yo  hi no hikari matoi

00:01:11.040 --> 00:01:19.150
‫طوفان نور خورشید رو هدایت می‌کنه تا بالای سر ما بتابه

00:01:19.560 --> 00:01:29.320
‫jiyuu no tsubasa de tsuyoku tobitatou

00:01:19.560 --> 00:01:29.320
‫و بال‌های آزادی به من فرصت پرواز برفراز آسمون‌ها رو می‌دن

00:24:57.250 --> 00:24:59.250