﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:01:30.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:34.430 --> 00:01:38.260
‫استان سا، یکی از هشت استانی‌ـه
‫که سائیونکوکو رو تشکیل می‌ده.

00:01:38.900 --> 00:01:42.270
‫توی پایتخت این استان، کورین،
‫در یکی از اتاق‌های یک خانه‌ی خاص...

00:01:42.740 --> 00:01:45.540
‫...مردی در حال شکایت دیده می‌شه.

00:01:46.110 --> 00:01:50.340
‫این مرد، برادر کوچکتر مشاور سا،
‫سا چوشو هست.

00:01:51.550 --> 00:01:56.280
‫دیگه وقتش رسیده برادر،
‫الان یک سال از مرگت می‌گذره.

00:01:56.750 --> 00:02:00.710
‫نمی‌تونی تصور کنی چقدر درگیری
‫سر ریاست خاندان سا به وجود اومد.

00:02:01.160 --> 00:02:03.460
‫ولی دیگه به زودی تموم می‌شد.

00:02:03.790 --> 00:02:05.830
‫با تحت کنترل گرفتن اون دو تا استاندار جدید،
‫کسی که کنترل مهر و طلسم رو...

00:02:05.830 --> 00:02:08.200
‫با تحت کنترل گرفتن اون دو تا استاندار جدید،
‫کسی که کنترل مهر و طلسم رو...

00:02:08.630 --> 00:02:11.100
‫...به دست بگیره، می‌شه رهبر خاندان سا.

00:02:13.600 --> 00:02:16.440
‫برای شروع با حذف رو انسه شروع می‌کنم.

00:02:17.210 --> 00:02:20.110
‫ما از پاسگاه مرزی سائیری
‫هستیم، تکون نخورید!

00:02:28.520 --> 00:02:30.750
‫نمی‌تونی از جرمی که دوبار...

00:02:30.820 --> 00:02:32.810
‫در تابستان و بهار سال پیش...

00:02:32.890 --> 00:02:34.860
‫...با عبور غیرقانونی از مرزهای
.استانی مرتکب شدی، قسر در بری

00:02:35.960 --> 00:02:37.550
‫و اتهامات بیشتری هم علیه‌ت هست.

00:02:37.630 --> 00:02:40.060
‫ماه گذشته، به شهرهای همسایه حمله کردی...

00:02:40.130 --> 00:02:42.560
‫..و ازشون پول و اشیاء باارزش
‫دزدیدی و حتی مرتکب قتل شدی.

00:02:42.630 --> 00:02:44.260
‫باید به همه‌ی جرم‌هایی که
‫مرتکب شدی اعتراف کنی...

00:02:44.330 --> 00:02:46.630
‫..شاه حقه‌ی شمشیرهای قاتل.

00:02:48.500 --> 00:02:51.770
‫به جز اینکه غیرقانونی از مرز
‫رد شدم از بقیه‌شون خبر ندارم.

00:02:52.380 --> 00:02:54.840
‫خب، فکر کنم راهی برای فرار نداریم.
‫فعلاً باهاشون می‌رم.

00:02:55.110 --> 00:02:57.510
‫متأسفانه فقط تو نیستی
‫که باید باهامون بیای.

00:02:57.850 --> 00:03:00.320
‫تو همون گردباد شمشیرهای قاتلی، نه؟

00:03:01.120 --> 00:03:03.480
‫نه! مقاومت نکن سه‌ران.

00:03:06.320 --> 00:03:08.290
‫و بعدش می‌ریم سراغ استاندارای جدید.

00:03:09.330 --> 00:03:15.160
‫برام مهم نیست اگه اون بچه‌هه
‫بمیره، مشکل اصلی اون یکی‌ـه.

00:03:18.370 --> 00:03:20.930
‫خاندان کو به این راحتی از
‫مرگ اون نمی‌گذره...

00:03:21.600 --> 00:03:25.800
‫پس فقط باید توی آغوش خودمون ‫به دام
 بندازیمش، ساکوجون به درد این‌کار می‌خوره.

00:03:27.080 --> 00:03:29.010
‫زمانش رسیده!

00:03:29.080 --> 00:03:31.550
‫... وقتی از شر تنها نوه‌ی برادر هم خلاص بشیم.

00:03:31.610 --> 00:03:33.580
‫...نسلش به طور کامل منقرض می‌شه.

00:03:34.150 --> 00:03:35.340
‫از طرفی، من حتی اگه بمیرم هم...

00:03:35.420 --> 00:03:37.650
‫....هر کاری می‌کنم تا نسلم ادامه پیدا کنه.

00:03:37.850 --> 00:03:40.290
‫تو که اول مردی، باختی.

00:03:41.490 --> 00:03:44.590
‫ازت جلو می‌زنم، سا انجون.

00:03:48.600 --> 00:03:53.500
‫همنشینی در سفر، ‫شفقت در زندگی

00:04:12.690 --> 00:04:14.180
‫تو یه کارمند دولتی رو زدی...

00:04:14.260 --> 00:04:16.230
‫...و وقتی بیهوش بوده بدون
‫اجازه از مهرش استفاده کردی؟

00:04:16.360 --> 00:04:19.060
‫بهش گفتم عجله دارم و باید
‫مستقیم به دیدن امپراتور برم.

00:04:19.430 --> 00:04:22.560
‫ولی همه‌ش دنبال یه بهونه
‫می‌گشت تا نذاره رد شم.

00:04:22.970 --> 00:04:24.930
‫احمق دیوونه.

00:04:25.570 --> 00:04:28.230
‫اگه اتفاقی برای خانوم بیفته، می‌کشمت.

00:04:28.710 --> 00:04:33.470
‫یکمی بهش ایمان داشته باش.
‫هیمه-سان خودشو مخفی کرد و بیرون نیومد.

00:04:34.240 --> 00:04:36.210
‫اگه اون باهامون بود، هر دوی استاندارها...

00:04:36.280 --> 00:04:38.650
‫...به راحتی میفتن تو دستای خاندان سا.

00:04:39.980 --> 00:04:42.680
‫خودش فهمید بهترین
‫کاری که باید بکنه چیـه.

00:04:43.390 --> 00:04:46.910
‫به خاطر همین هم هیمه‌-سان
‫رو استاندار کردن.

00:04:47.520 --> 00:04:50.890
‫ما صرفاً دستیارشیم، اونی که
‫تصمیم می‌گیره خودشه.

00:04:52.760 --> 00:04:55.930
‫موقعیت من با تو یکی نیست.
‫کار من محافظت از استاندارهاست.

00:04:56.600 --> 00:04:58.620
‫چرا منو کشوندی توی داستان؟

00:05:00.940 --> 00:05:03.630
‫اگه خود واقعی‌ت بودی، مشکلی نبود، اما...

00:05:04.110 --> 00:05:05.070
‫چی؟

00:05:05.170 --> 00:05:06.730
‫شمشیرهای قاتل.

00:05:10.010 --> 00:05:13.450
‫کی فکرش رو می‌کرد الان
‫این اسم رو بشنویم ها؟

00:05:14.080 --> 00:05:15.910
‫اگه کنترلت رو از دست بدی
‫ و وحشی‌بازی در بیاری...

00:05:15.990 --> 00:05:18.480
‫...من تنها کسی‌ام که می‌تونم آرومت کنم.

00:05:19.190 --> 00:05:22.160
‫اگه می‌ذاشتم تو اون وضعیت
‫با هیمه-‌سان فرار کنی فقط نگران‌تر می‌شدم.

00:05:23.060 --> 00:05:25.080
‫مثل همیشه رو اعصابمی.

00:05:25.500 --> 00:05:29.090
‫نگران نباش، با شناختی که از هیمه-سان
‫دارم، می‌دونم توی کینکا همدیگه‌ رو می‌بینیم.

00:05:40.740 --> 00:05:43.340
‫هی، هیمه-سان، اون‌جا غذاهای خوشمزه‌ای هست.

00:05:43.650 --> 00:05:44.740
‫برم یکمی بخرم؟

00:05:46.280 --> 00:05:50.720
‫این شهر خیلی سرزنده‌ست، نه؟
‫واو یه کتاب‌فروشی دست‌دوم هم هست.

00:05:51.290 --> 00:05:55.190
‫خانوم، خسته نیستی؟
‫برم یکم یخ بخرم؟

00:05:56.290 --> 00:06:01.290
‫شوره-ساما، هر وقت حالم
‫بهتر شد، دوباره بهتون خدمت می‌کنم.

00:06:11.710 --> 00:06:14.440
‫اومدن، خیلی سریع بود

00:06:18.650 --> 00:06:21.850
‫اولش باورم نمیشد، ولی
‫جدی جدی خودتی، رو انسه.

00:06:22.350 --> 00:06:25.340
‫یو! سو-چانـه!
‫خیلی وقته ندیدمت!

00:06:26.060 --> 00:06:27.720
‫بهم بگو سوجو-ساما!

00:06:27.790 --> 00:06:32.490
‫از اون‌جایی که اون بچه و اون دختر با تو بودن،
پس ‫حتماً همون دوتا استاندار جدیدن.

00:06:33.360 --> 00:06:35.330
‫چرا از خودشون نمی‌پرسی؟

00:06:35.970 --> 00:06:37.930
‫حتی اگه تقلبی باشن هم اهمیتی نداره.

00:06:38.170 --> 00:06:40.140
‫تنها چیزی که مهمه مهر و طلسمه.

00:06:40.400 --> 00:06:44.270
‫تا وقتی که اونا دستم باشه،
‫هر کسی رو بخوام می‌تونم استاندار کنم.

00:06:45.370 --> 00:06:47.670
.اما نتونستیم پیداشون کنیم

00:06:48.040 --> 00:06:50.040
‫بگو ببینم! کجا قایمشون کردی؟

00:06:50.450 --> 00:06:52.410
‫خدا داند؟

00:06:54.320 --> 00:06:56.310
‫تهدید کردنت کاری از پیش نمی‌بره.

00:06:57.020 --> 00:06:58.150
‫چی شده؟

00:06:58.220 --> 00:07:01.490
‫از آخرین باری که دیدمت
‫خیلی عاقل‌تر شدی.

00:07:05.290 --> 00:07:07.520
‫خفه شو! تا وقتی تو رو زندانی نگه دارم...

00:07:07.600 --> 00:07:10.000
‫...مهم نیست استاندار جدید کی باشه.

00:07:10.530 --> 00:07:12.400
‫و برام هم اهمیتی نداره اگه بهم
‫نگی کجا گذاشتی‌شون.

00:07:12.470 --> 00:07:14.300
‫می‌تونی مخفیانه بفروشیشون،
‫یا هر غلط دیگه‌ای که می‌خوای...

00:07:14.370 --> 00:07:17.000
‫...در هر صورت آخرش به کورین
‫میان و اونجا هم قلمروی ماست.

00:07:17.110 --> 00:07:19.270
‫تا وقتی که بتونم از شر تو و
‫اون تی یوشوون خلاص بشم...

00:07:19.340 --> 00:07:23.370
‫...می‌تونم هر چیزی که میلمون
‫می‌کشه رو از اون دوتا بگیریم.

00:07:24.250 --> 00:07:28.620
‫جدی جدی عاقل شدی.
‫سو-چان کی اینا رو یادت داده؟

00:07:31.090 --> 00:07:35.550
‫لعنتی! اگه می‌تونستم دلم
‫می‌خواست با همین دستام بکشمت.

00:07:36.160 --> 00:07:39.290
‫با اون مهارت‌‌های تو یکمی احتمالش وجود نداره.

00:07:41.360 --> 00:07:43.300
‫پس، یکاری می‌کنم از گشنگی بمیری.

00:07:43.370 --> 00:07:45.860
‫ها؟ اما این مرگ ظالمانه‌ای‌ـه.

00:07:46.300 --> 00:07:48.530
‫یه خبری دارم که
‫شاید دلت بخواد بدونی.

00:07:48.600 --> 00:07:52.560
‫کینکا در حال حاضر تحت کنترل
‫شمشیر‌های قاتل‌ـه.

00:07:53.610 --> 00:07:59.380
‫درسته. اون گروه افسانه‌ای دزد
‫الان برای ما کار می‌کنن.

00:08:00.120 --> 00:08:02.450
‫ولی من شنیده بودم اون
‫گروه خیلی وقته از بین رفتن.

00:08:02.520 --> 00:08:06.050
‫یه نفر نجات پیدا کرد.
‫رئیس دوم.

00:08:06.620 --> 00:08:08.090
‫میشو.

00:08:11.130 --> 00:08:13.790
‫خب، اگه فکر کردی می‌تونی
‫فرار کنی، امتحانش کن.

00:08:18.630 --> 00:08:20.430
‫خب پس اون سا سوجون‌ـه.

00:08:20.500 --> 00:08:22.470
‫آره. و مثل اینکه یه آدم دردساز...

00:08:22.540 --> 00:08:24.130
‫...داره بهش خط می‌ده.

00:08:24.570 --> 00:08:26.170
‫اینطور به نظر می‌رسه.

00:08:26.240 --> 00:08:30.040
‫سو-چان، اولین بار بود که اون جمله‌ی
‫ «از گشنگی مردن» از دهنش درمیومد.

00:08:32.520 --> 00:08:37.480
‫گفت میشو نه؟ پس لقب شاه حقه رو از اون شنیده.

00:08:39.490 --> 00:08:39.850
‫سه‌ران؟

00:08:40.460 --> 00:08:41.450
‫چیه؟

00:08:41.790 --> 00:08:44.020
‫با اون خاطرات بد گذشته‌ روبه‌رو می‌شی، نه؟

00:08:44.330 --> 00:08:48.630
‫می‌شم، هر کسی که قصد داشته باشه
...گذشته‌م رو برای خانوم افشاء کنه

00:08:49.230 --> 00:08:51.200
‫...می‌فرستم ته جهنم.

00:08:52.070 --> 00:08:55.370
‫همونطور که برنامه ریختیم، هیمه-سان
‫رو توی شهر کینکا می‌بینیم.

00:08:56.070 --> 00:08:58.270
‫اگه شمشیرهای قاتل اونجا
‫رو تحت کنترل داشته باشن...

00:08:58.340 --> 00:09:01.330
‫...به عنوان دستیار استاندار
‫باید از بین ببرمشون.

00:09:02.110 --> 00:09:03.840
‫اگتسو-کون و کورین چی؟

00:09:03.910 --> 00:09:06.910
‫مشکلی داری یکم دیگه اینجا
‫بمونیم تا براش یه نقشه بکشیم؟

00:09:08.380 --> 00:09:11.180
‫وقتی همه چیز تموم شد، می‌ریم و
‫باهم دیکه از اون چای‌ گان‌لو‌های...

00:09:11.750 --> 00:09:13.850
‫...خوشمزه‌ای که هیمه-سان
‫درست می‌کنه می‌خوریم.

00:09:24.270 --> 00:09:26.240
‫حالت بهتره؟

00:09:26.500 --> 00:09:28.270
‫شوره-ساما کجاست؟

00:09:28.340 --> 00:09:32.240
‫فرار کرد. سه‌ران-سان و انسه-سان
‫هم الان توی سیاه‌چالن.

00:09:33.310 --> 00:09:36.900
‫باید منو می‌ذاشتین و فرار می‌کردین.

00:09:38.280 --> 00:09:39.840
‫کورین-سان.

00:09:40.120 --> 00:09:43.610
‫فکر می‌کنی انسه-سان
‫برای چی فقط شوره-سان رو مخفی کرد؟

00:09:44.620 --> 00:09:45.180
‫نمی‌دونم.

00:09:45.790 --> 00:09:47.050
‫اگه ما گیر میفتادیم...

00:09:47.120 --> 00:09:49.350
‫...پس بهتر بود چهار نفرمون گیر بیفته.

00:09:49.960 --> 00:09:51.930
‫استاندارهای جدید یه
‫پسربچه‌ی سیزده‌ساله...

00:09:51.990 --> 00:09:54.260
‫...و یه دختر هفده‌ساله‌ن.

00:09:54.800 --> 00:09:57.060
‫به اضافه‌ی دستیارهاشون که
‫استاندار قبلی، انسه-سان...

00:09:57.600 --> 00:09:59.760
‫...و یه افسر ویژه، یعنی سه‌ران-سان هستن.

00:09:59.840 --> 00:10:02.000
‫خاندان سا دنبال این چهار نفر می‌گرده.

00:10:02.810 --> 00:10:05.140
‫یعنی الان من جای شوره-ساماام؟

00:10:06.940 --> 00:10:09.270
‫شوره-سان یه دختر از وارث‌های
‫مستقیم خاندان کو هست.

00:10:10.010 --> 00:10:12.480
‫طبیعتاً الان به تو به چشم یه دختر که تو یه خانواده‌ی
‫خوب تربیت شده و ازش محافظت می‌شه، نگاه می‌کنن.

00:10:13.420 --> 00:10:16.350
‫با اینکه شوره-سان خوشش
‫نمیاد من اینو بگم...

00:10:16.820 --> 00:10:19.290
‫...ولی این تصویر به تو بیشتر میاد.

00:10:22.090 --> 00:10:24.390
‫به لطف این جریان، دارن حسابی ازت مراقبت می‌کنن...

00:10:24.990 --> 00:10:26.960
‫و ما هم دیگه مجبور نیستیم
‫پول اقامت بدیم.

00:10:27.030 --> 00:10:29.290
‫اینطوری دیگه کسی هم دنبال شوره-سان نمی‌افته....

00:10:29.370 --> 00:10:31.830
‫...پس همه‌ش برامون سود داشته، نه؟

00:10:31.970 --> 00:10:35.100
‫می‌دونی، الان کم کم دارم متوجه می‌شم.

00:10:35.710 --> 00:10:37.670
‫بیا همه‌ی تلاشمون رو
‫بکنیم و گولشون بزنیم.

00:10:38.340 --> 00:10:42.780
‫باشه. من همه‌ی تلاشم رو
‫برای شوره-ساما می‌کنم.

00:10:46.320 --> 00:10:48.080
‫چـ-چیه؟

00:10:48.150 --> 00:10:51.920
‫کورین-سان. اینطوری
‫که می‌شی خیلی خوشگل‌تری.

00:10:52.320 --> 00:10:54.290
‫گسـ-گستاخ..

00:11:09.140 --> 00:11:11.770
‫عالیجناب، یه خواهش از‌تون دارم.

00:11:12.070 --> 00:11:13.060
‫رد می‌کنم.

00:11:13.140 --> 00:11:16.240
‫خب، اصلاً نیازی هم نیست بهتون بگم.
‫در هر صورت خودم می‌رم و انجامش می‌دم.

00:11:17.050 --> 00:11:18.670
‫میری؟ کجا؟

00:11:18.750 --> 00:11:21.310
‫به استان سا. تا اینو تحویل بدم.

00:11:23.850 --> 00:11:25.820
‫حلقه‌ی رهبری خاندان سا!

00:11:26.490 --> 00:11:30.190
‫پس این دست تو بود؟ ای
‫پیرمرد مکار شیطان صفت.

00:11:30.590 --> 00:11:32.560
‫خب دیگه من می‌رم.

00:11:33.430 --> 00:11:35.490
‫می‌خوای این اون حلقه رو به کی بدی؟

00:11:35.930 --> 00:11:37.630
‫نیازی به نگرانی نیست.

00:11:37.700 --> 00:11:39.670
‫هیچ کار ناپسندی در حق
‫کارمندهای جدیدمون که همچین...

00:11:39.740 --> 00:11:41.860
‫آینده‌ی روشنی جلوی
‫چشمشونه رو نمی‌کنم.

00:11:42.610 --> 00:11:47.570
‫من اون کسی نیستم که در این مورد ‫تصمیم
 .می‌گیره، تا این حد رو می‌تونم بهت قول بدم

00:11:49.350 --> 00:11:52.970
‫خدایا خیلی وقته شوره-دونو رو ندیدم.

00:11:53.580 --> 00:11:57.310
‫شاید یکمی از اون مانجوهای خمیر
‫لوبیای قرمز آبپزش بخورم.

00:12:04.330 --> 00:12:07.780
‫این همه‌ی پولی‌ـه که برام باقی مونده.
‫باید حواسم به خرج کردنم باشه.

00:12:08.300 --> 00:12:10.600
‫هر اتفاقی هم که بیفته، تو
‫باید به کینکا بری، گرفتی؟

00:12:12.170 --> 00:12:14.360
‫هر طور که شده باید به کینکا برم.

00:12:18.270 --> 00:12:19.210
!ها

00:12:19.280 --> 00:12:20.210
‫متأسفم!

00:12:20.280 --> 00:12:24.410
‫احمق! ببین چیکار کردی!
‫این ساکه 20 سکه‌ی نقره ارزش داره.

00:12:25.050 --> 00:12:27.480
‫20 سکه‌ی نقره؟
‫هیچ‌وقت انقدر نمی‌ارزه.

00:12:27.650 --> 00:12:29.620
‫خب، این می‌ارزید.

00:12:32.320 --> 00:12:34.290
‫لعنتی. فقط همینقدر پول داری؟

00:12:34.420 --> 00:12:36.650
‫پسش بده!
‫پول ساکه‌ت رو می‌دم...

00:12:37.290 --> 00:12:40.520
‫...ولی فکر نمی‌کنم اون ساکه انقدر قیمت داشته باشه.

00:12:40.660 --> 00:12:41.990
‫چی؟

00:12:43.370 --> 00:12:46.230
‫من هم فکر نمی‌کنم انقدر ارزش داشته باشه.

00:12:47.270 --> 00:12:50.800
‫تو خر کی باشی؟
‫تو کی هستی؟

00:12:51.370 --> 00:12:55.170
‫من کی‌ام؟ خیلی واضحه من یه تاجرم...

00:12:55.410 --> 00:12:56.940
‫...و یکی از اعضای
‫انجمن بازرگانی هستم.

00:12:57.010 --> 00:12:58.640
‫انجمن بازرگانان؟

00:13:03.250 --> 00:13:05.280
‫همینه! انجمن بازرگانان!

00:13:11.160 --> 00:13:13.220
‫شما استاندارهای جدیدین؟

00:13:13.530 --> 00:13:15.430
‫ولی شما که دوتا بچه‌این.

00:13:15.500 --> 00:13:19.370
‫برای شروع، امتحانشون می‌کنیم
‫تا ببینیم واقعاً خودشون هستن یا نه.

00:13:20.670 --> 00:13:23.140
‫نه اصل اساسی برای حکومت برکشور...

00:13:23.210 --> 00:13:25.830
‫...که توی کتاب مقدسی که کیشی
‫به امپراتور یو داد چی بود؟

00:13:26.840 --> 00:13:28.970
‫پنج عنصر، پنج تجارت،
‫و هشت هدف حکومت داری...

00:13:29.040 --> 00:13:31.510
‫...پنح قرارداد، کمال سلطنتی، سه فضیلت،

00:13:31.580 --> 00:13:34.240
‫...بررسی شبهات، تأییدیه‌های متفاوت
‫و پنج خوشحالی.

00:13:34.320 --> 00:13:36.340
‫اسم کتاب، بخش و شماره‌ی صفحه‌ی...

00:13:36.420 --> 00:13:37.780
‫...توی کتاب مقدس که اینا
‫توش هست رو بگو.

00:13:38.390 --> 00:13:40.320
‫کتاب تاریخ، بخش نقشه‌های بزرگ...

00:13:40.390 --> 00:13:44.290
‫...از خط سوم صفحه‌ی چهل و دو
‫تا خط بیستم از صفحه‌ی چهل سه.

00:13:45.390 --> 00:13:47.860
‫که اینطور. خب دختر.

00:13:48.230 --> 00:13:51.530
‫اینجا مقدمه‌ی شعر بی‌نظیر...

00:13:51.870 --> 00:13:53.060
‫...از می سنشی رو بنویس.

00:13:53.140 --> 00:13:53.970
‫غیر ممکنه.

00:13:54.040 --> 00:13:56.370
‫ازش می‌خواین کل همچین قطعه‌ی بزرگی رو بنویسه؟

00:13:56.440 --> 00:13:58.340
‫مشکلی هست؟

00:13:58.410 --> 00:14:02.430
‫اوه، خب...ایشون حالش خوب نیست.

00:14:02.650 --> 00:14:04.610
‫لطفاً بدینش به من.

00:14:18.990 --> 00:14:23.290
‫دیگه کافیه. فکر می‌کنم می‌تونیم
‫مطمئن باشیم که خود واقعی‌ـشون هستن.

00:14:23.630 --> 00:14:24.530
‫سوجون-دونو؟

00:14:24.700 --> 00:14:25.960
‫آره.

00:14:28.000 --> 00:14:30.770
‫تنها چیزی که می‌مونه،
‫طلسم و مهر سلطنتی استانداره.

00:14:31.310 --> 00:14:33.800
‫نظرت چیه مجبورشون
‫کنیم تحویلشون بدن؟

00:14:34.540 --> 00:14:36.510
‫نه. احتمالاً بی‌خبرن.

00:14:36.810 --> 00:14:40.300
‫گویا بهشون کمترین اطلاعات ممکن رو دادن.

00:14:40.750 --> 00:14:43.010
‫مثلاً «به کینکا برید».

00:14:43.950 --> 00:14:45.920
‫یا یه همچین چیزی.

00:14:46.790 --> 00:14:48.520
‫همونطور که فکرش رو می‌کردم.

00:14:48.590 --> 00:14:51.820
‫از اولش هم انتظار نداشتم همچین
‫شی ارزشمندی دست شما دو نفر باشه.

00:14:52.190 --> 00:14:55.130
‫برای همینم بود که ما پیش‌دستی
‫کردیم و کنترل کینکا رو به دست گرفتیم.

00:14:56.100 --> 00:14:58.620
‫پایتخت تجاری استان سا، کینکا.

00:14:59.030 --> 00:15:02.600
‫همه‌ی مواد و محصولاتی که وارد
‫کورین می‌شه از کینکا می‌گذره.

00:15:03.210 --> 00:15:05.610
‫احتمالاً با خودتون گفتین توی
‫یه سری از محصولات مخفی‌شون کنید...

00:15:05.670 --> 00:15:07.640
‫...و اینطوری واردشون کنید.

00:15:07.710 --> 00:15:11.010
‫الحق که ریاست جدید شمشیرهای قاتل، لیاقتته، میشو.

00:15:11.580 --> 00:15:16.480
‫حتی بدون طلسم و مهر،
‫هنوزم برامون منفعت دارین.

00:15:17.090 --> 00:15:19.050
‫بخصوص اون دختر.

00:15:19.890 --> 00:15:21.880
‫سوجون-دونو، برادرتون کجان؟

00:15:22.490 --> 00:15:25.430
‫ساکوجون؟ هنوز توی کینکاست.

00:15:25.730 --> 00:15:28.700
‫گفت می‌ترسه بیاد چون گفتن
.جاده‌ی اصلی راهزن داره

00:15:29.800 --> 00:15:32.630
‫در این صورت، اگه این دو نفر رو
‫بفرستیم پیششون، سریعتر می‌شه.

00:15:33.170 --> 00:15:35.640
‫خانوم، برادر آینده‌ت...

00:15:35.700 --> 00:15:38.970
‫...تو رو به سلامت به کینکا می‌رسونه،
‫پس خوب استراحت کن.

00:15:40.080 --> 00:15:42.040
‫منظورتون چیه؟

00:15:42.140 --> 00:15:46.910
‫خانواده‌ی اصلی خاندان سا،
‫مشتاق اینن که تو همسر ساکوجون-دونو بشی.

00:15:49.050 --> 00:15:52.710
.خب دیگه من زودتر به کینکا برمی‌گردم

00:15:53.160 --> 00:15:57.320
‫تو باید تا وقتی که رو انسه فرار
‫می‌کنه اینجا بمونی.

00:15:57.630 --> 00:15:58.650
‫فرار؟

00:15:58.730 --> 00:16:00.990
‫اوه شک نکن که اون فرار می‌کنه.

00:16:03.300 --> 00:16:06.930
‫ها، می‌خواین تنهایی به کینکا برین؟ اما...

00:16:07.070 --> 00:16:09.300
‫بله، می‌دونم خطرناکه.

00:16:09.870 --> 00:16:12.100
‫برای همین داشتم به این فکر
‫می‌کردم که همراه با انجمن بازرگانی برم...

00:16:12.170 --> 00:16:14.700
‫...و می‌خوام شما منو به کاروانی
‫معرفی کنید که به کینکا می‌ره.

00:16:14.780 --> 00:16:16.240
‫که اینطور.

00:16:16.550 --> 00:16:19.010
‫انجمن بازرگانی در هر صورت قابل اعتماده.

00:16:19.080 --> 00:16:21.950
‫علاوه بر اون خطر حمله‌ی راهزن
‫هم اونا رو تهدید نمی‌کنه.

00:16:22.890 --> 00:16:25.290
‫چون همه می‌گن انجمن شما
‫حتماً قصاص می‌کنه.

00:16:25.690 --> 00:16:26.750
‫بله.

00:16:26.820 --> 00:16:29.550
‫طبیعیه که تلاش کنیم گروه‌های
‫دزد رو از بین ببریم.

00:16:30.160 --> 00:16:33.190
‫به علاوه، می‌تونیم هر شی با ارزشی
‫که مخفی کردن رو هم مصادره کنیم.

00:16:33.960 --> 00:16:36.430
‫پس یعنی مگه اینکه یه گروه
‫دزد احمق باشن...

00:16:36.770 --> 00:16:39.790
‫...که به کاروان‌‌های انجمن
‫بازرگانان حمله کنن.

00:16:40.800 --> 00:16:42.500
‫دقیقاً.

00:16:56.450 --> 00:16:58.650
‫خانوم! شما واقعاً خوش‌سلیقه‌اید!

00:16:59.020 --> 00:17:02.080
‫اون ارهو یکی از سازهای
‫استثنایی از کوکو هست.

00:17:03.160 --> 00:17:04.750
‫می‌شه یه ذره امتحانش کنم؟

00:17:04.930 --> 00:17:06.360
‫معلومه که می‌تونین. بفرمایید.

00:17:33.490 --> 00:17:36.720
‫عالی بود! واقعاً
‫نوازنده‌ی حرفه‌ای هستین.

00:17:37.090 --> 00:17:39.930
‫بی احترامی به مهارت‌هاتون نباشه،
‫من بهتون یه تخفیف اساسی می‌دم.

00:17:40.460 --> 00:17:42.430
‫فقط پنج سکه‌ی نقره نظرتون چیه؟

00:17:42.830 --> 00:17:45.660
‫نمی‌خوامش. من اصلاً انقدر پول ندارم، اما...

00:17:46.870 --> 00:17:47.490
‫اما؟

00:17:48.100 --> 00:17:49.730
‫اگه یه سکه بدی می‌خرمش.

00:17:50.070 --> 00:17:52.040
‫خانوم، این خیلی بی‌رحمی‌ـه.

00:18:02.820 --> 00:18:04.790
‫عذرمی‌خوام که دخالت می‌کنم.

00:18:06.590 --> 00:18:08.560
‫تو این ارهو رو می‌خوای؟

00:18:08.990 --> 00:18:13.330
‫اگه برام پنج قطعه‌ای که می‌خوام رو
‫بنوازی، برات می‌خرمش.

00:18:14.260 --> 00:18:15.750
‫و اون قطعه‌ها چی‌ان؟

00:18:15.830 --> 00:18:21.060
‫توشو کی، اوئو دن، سایگا شو،
‫بیوا کی، سویو کی.

00:18:22.040 --> 00:18:24.010
‫قطعه‌های سختی‌ هستن.

00:18:24.410 --> 00:18:25.600
‫نمی‌تونی بنوازی؟

00:18:25.670 --> 00:18:27.400
‫معلومه که می‌تونم.
‫معامله رو قبول می‌کنم.

00:18:34.250 --> 00:18:35.810
‫عالی بود.

00:18:36.080 --> 00:18:37.070
.خیلی ممنونم

00:18:37.790 --> 00:18:39.380
‫منظورم فقط اجرات نبود.

00:18:39.450 --> 00:18:42.450
‫حسابی باهاش چونه زدی
‫و ارهو رو به دو سکه‌ی نقره خریدی...

00:18:42.520 --> 00:18:44.990
‫...و سه‌ سکه‌ی باقیمونده رو گذاشتی جیبت.

00:18:45.460 --> 00:18:49.900
‫خودتون قول دادین پنج سکه‌ی نقره،
‫پس منم عمراً پسشون نمی‌دم.....

00:18:51.030 --> 00:18:53.870
‫رین سنیا. می‌تونی سنیا صدام کنی.

00:18:59.580 --> 00:19:01.740
‫این دفتر انجمن بازرگانان شعبه‌ی ساکیو هست.

00:19:02.340 --> 00:19:04.310
‫خب دیگه، بریم داخل؟

00:19:04.650 --> 00:19:06.480
‫شما هم اینجا کاری دارین؟

00:19:06.550 --> 00:19:10.950
‫کار من اینجا تموم شده و دارم
‫به استان سا برمی‌گردم.

00:19:11.690 --> 00:19:14.160
‫برای همین بهشون سپردم
‫تا کارهای لازم رو انجام بدن.

00:19:15.390 --> 00:19:19.090
‫پس یعنی اون هم جزء
‫انجمن بازرگانی‌ـه؟

00:19:19.630 --> 00:19:20.750
‫نمیای داخل؟

00:19:21.060 --> 00:19:22.500
‫یه لحظه!

00:19:28.540 --> 00:19:33.570
‫آه،رین-ساما، خیلی خوش آمدین.
‫یه نفر الساعه به خدمتتون می‌رسه.

00:19:36.080 --> 00:19:40.310
‫خب دیگه، ان ارهو رو به جای من
‫ببین و حسابی ازش محافظت کن.

00:19:40.980 --> 00:19:42.950
‫اوه، باشه.

00:19:44.290 --> 00:19:47.520
‫خب دیگه، خانوم جوان،
‫شما اینجا کاری دارین؟

00:19:48.090 --> 00:19:51.650
‫بله. می‌خواستم اگه میشه به یکی از
‫کاروان‌هایی که به کینکا می‌ره ملحق شم.

00:19:53.360 --> 00:19:55.730
‫عذر می‌خوام، گذرنامه‌ای دارین؟

00:19:56.030 --> 00:19:59.430
‫آه، بله، بفرمایید.

00:20:01.840 --> 00:20:06.210
‫ایـ-این چرا...! واقعاً عذر می‌خوام!
‫الان راهنمایی‌ـتون می‌کنم.

00:20:09.880 --> 00:20:12.750
‫الان به دیدن مدیر انجمن بازرگانیِ...

00:20:12.810 --> 00:20:14.580
‫...شعبه‌ی ساکیوِ استان شی می‌رید.

00:20:14.650 --> 00:20:16.620
‫چرا باید به دیدن
‫همچین مرد مهمی برم؟

00:20:18.420 --> 00:20:21.150
‫من این گذرنامه رو از
‫وزیر کو گرفتم.

00:20:21.960 --> 00:20:24.650
‫که نشان خانوادگی خاندان کو از
‫گل‌ها و اردک‌های ماندارین روش هک شده.

00:20:25.160 --> 00:20:27.130
‫بهم گفتن با این می‌تونم...

00:20:27.200 --> 00:20:29.660
‫...بدون تجسس از بیشتر
‫پست‌های بازرسی رد بشم.

00:20:34.240 --> 00:20:36.200
‫لطفاً بفرمایید داخل. من کاکو...

00:20:36.270 --> 00:20:39.240
‫...مدیر شعبه‌ی ساکیو هستم.

00:20:44.680 --> 00:20:47.150
‫شنیدم همراهانتون دستگیر شدن.

00:20:48.720 --> 00:20:51.880
‫هیچ اتفاقی نیست که توی این
‫شهر بیفته و ما ازش بی‌خبر باشیم.

00:20:53.860 --> 00:20:55.820
‫خواسته‌تون چیه؟

00:20:56.360 --> 00:20:59.620
‫من فقط می‌خوام با کاروانی همراه
‫شم که به کینکا می‌ره، همین.

00:21:01.730 --> 00:21:04.200
‫همراهانتون رو تنها می‌ذارید؟

00:21:07.170 --> 00:21:10.230
‫در حال حاضر، تنها کاری که ازم
‫برمیاد اینه که به کینکا برم.

00:21:11.770 --> 00:21:16.770
‫متوجه‌م. اگه این خواسته‌ی شماست
‫پس باید برآورده‌ش کنم.

00:21:18.750 --> 00:21:22.710
‫به نظر میاد گیج شدین.
‫توضیحش توی گذرنامه‌تون هست.

00:21:24.550 --> 00:21:27.020
‫ولی من فکر کردم این یه
‫نوع گذرنامه‌ی عادی‌ـه.

00:21:28.020 --> 00:21:32.690
‫اشتباهاتون همینه.
‫اون نشان یه ویژگی خاص داره.

00:21:39.600 --> 00:21:40.830
‫این...!

00:21:40.900 --> 00:21:43.370
‫بهش هفت رنگ درخشان گفته می‌شه.

00:21:43.510 --> 00:21:44.870
‫این یک شی خیلی خاصه
‫که فقط بازرگان‌هایی که...

00:21:44.940 --> 00:21:46.640
...برای خاندان کو کار می‌کنن

00:21:46.710 --> 00:21:49.180
‫...با موفقیت به دست آوردن.

00:21:49.810 --> 00:21:51.300
‫خاندان کو.

00:21:51.380 --> 00:21:53.350
‫اگه کسی...

00:21:53.420 --> 00:21:55.880
‫...با نشان خانوادگی خاندان کو
‫با این رنگ، به دیدنمون بیاد،

00:21:55.950 --> 00:21:58.420
‫...باید صرف نظر از موقعیتی که
‫درش هستیم به ان شخص کمک کنیم.

00:21:59.120 --> 00:22:02.920
،رهبر اصلی و رهبر نیابتی خاندان کو
.شخصاً این درخواست رو ازمون داشتن

00:22:06.930 --> 00:22:10.830
‫در عوض، خاندان کو فرآیند تولید...

00:22:11.230 --> 00:22:14.760
‫...و حق فروش آثار فرعی رو
‫به انجمن بازرگانی داده.

00:22:15.740 --> 00:22:18.710
‫بعد از اینکه بعد از سال‌ها مذاکره
‫این درخواست رو مصرانه رد ‌می‌کردن،

00:22:18.770 --> 00:22:22.300
‫...این‌دفعه پذیرفتن تا در ازای محافظت از
‫شما این حقوق رو به ما برگردونن.

00:22:23.780 --> 00:22:25.750
‫عمو کورو.

00:22:26.880 --> 00:22:28.850
‫حالا شما از ما می‌خواین چیکار کنیم؟

00:22:31.820 --> 00:22:36.310
‫خواسته‌ی من عوض نشده. لطفاً ترتیب جایی
‫رو بدید تا بتونم با کاروانی که به کینکا می‌ره همراه شم.

00:22:37.160 --> 00:22:39.130
‫حتی اگه مربوط به کارهای
‫خدمت‌رسانی باشه هم مهم نیست.

00:22:40.530 --> 00:22:42.390
‫بسیار ‌خب.

00:22:54.210 --> 00:22:56.180
‫اینجا چیکار می‌کنین؟

00:22:56.240 --> 00:22:59.300
‫شنیدم یه دختر می‌خواد با
‫کاروان به کنیکا بره...

00:22:59.920 --> 00:23:03.150
‫...برای همین گفتم من به عنوان
‫ندیمه‌ی شخصیم با خودم می‌برمش.

00:23:03.490 --> 00:23:05.480
‫ندیمه‌ی شخصی؟
‫خدمتکاری نمی‌کنم؟

00:23:06.220 --> 00:23:08.880
‫می‌گن با همنشینی توی سفر،
‫به شفقت توی زندگی دست پیدا می‌کنیم.

00:23:10.030 --> 00:23:11.990
‫امیدوارم با هم کنار بیایم.

00:23:12.830 --> 00:23:14.590
‫متوجه‌م. ندیمه‌ی شخصی‌تون شدم.

00:23:15.800 --> 00:23:18.790
‫آه راستی. من اسمت رو نپرسیدم.

00:23:20.370 --> 00:23:24.030
‫مـ-من؟ اسم من کورینه.

00:23:25.140 --> 00:23:28.510
‫که اینطور. از آشنایی‌ت خوشوقتم، کورین.

00:23:30.000 --> 00:24:00.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:24:00.001 --> 00:24:45.001
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:31.150 --> 00:23:36.240
<c.colorc1c3c5>‫تو همیشه زندگی رو با بی‌خیالی گذروندی و حالا...</c>

00:23:36.380 --> 00:23:42.950
‫داری بین بارون چه رویایی رو دنبال می‌کنی؟

00:23:43.060 --> 00:23:48.120
‫و در حالی که یه جایی داری با تنهایی می‌جنگی..

00:23:48.230 --> 00:23:53.220
‫حتماً هر لحظه بغضت رو فرو می‌خوری...

00:23:54.300 --> 00:23:58.760
<c.colorc1c3c5>‫می‌گی تنهایی از پسش برمیای...</c>

00:24:00.310 --> 00:24:05.440
‫...<c.colorc1c3c5>تو هم درست مثل خودمی</c>

00:24:06.180 --> 00:24:10.710
<c.colorc1c3c5>‫حتی اگه مجبور باشیم راه طولانی تر رو طی کنیم...</c>

00:24:10.790 --> 00:24:16.690
<c.colorc1c3c5>‫باز هم یه طورایی این مسیر رو ترجیح می‌دیم...</c>

00:24:17.660 --> 00:24:23.460
<c.colorc1c3c5>‫هر وقت که احساس شادی و یا خوشحالی می‌کنم...</c>

00:24:23.570 --> 00:24:28.430
<c.colorc1c3c5>‫همیشه به تو فکر می‌کنم.</c>

00:24:29.570 --> 00:24:42.250
<c.colorc1c3c5>‫می‌دونم که این فصل رنگارنگ ‫این احساس من رو بهت می رسونه...</c>

00:24:46.120 --> 00:24:49.860
‫برای رفتن به کینکا، من ندیمه‌ی
‫شخصی یه ارباب جوون از خاندان رین شدم...

00:24:48.090 --> 00:24:54.530
‫یه سورپرایز بزرگ

00:24:49.860 --> 00:24:52.630
‫...اما این ارباب جوان منو یاد کسی میندازه

00:24:52.990 --> 00:24:54.530
‫جذابه، و یه طورایی با بقیه فرق داره...

00:24:55.800 --> 00:24:58.100
!‫...و همه‌ش هم می‌خواد مخمو بزنه

00:00:02.530 --> 00:00:10.540
‫Hajimari no kaze yo todoke message

00:00:02.530 --> 00:00:10.540
‫اولین نفس باد، پیامی برای من به همراه داره

00:00:11.010 --> 00:00:20.060
‫"Itsudemo anata wo shijiteiru kara."

00:00:11.010 --> 00:00:20.060
‫"من همیشه بهت باور دارم"

00:00:20.700 --> 00:00:29.680
‫داستان‌های سائیونکوکو

00:00:21.330 --> 00:00:29.170
‫Ano toki yume ni miteita sekai ni tatteiru no ni

00:00:21.330 --> 00:00:29.170
‫قبلا اون رویا رو توی این دنیا می‌دیدم

00:00:29.770 --> 00:00:37.080
‫miwatsu keshiki ni ashi wo sukoshi sukumase

00:00:29.770 --> 00:00:37.080
‫اما حالا که به ‌این منظره نگاه می‌کنم، دچار تردید می‌شم!

00:00:37.280 --> 00:00:41.370
‫dakedo ushiro furimukanaide

00:00:37.280 --> 00:00:41.370
‫ولی من نباید به عقب نگاه کنم

00:00:41.580 --> 00:00:45.570
‫aruite yuku koto kimeta kara

00:00:41.580 --> 00:00:45.570
‫تصمیمم رو گرفتم که رو به جلو قدم بردارم

00:00:45.850 --> 00:00:49.970
‫Miageta sora nanairo no niji

00:00:45.850 --> 00:00:49.970
‫وقتی به آسمون نگاه می‌کنم، رنگین کمانی می‌بینم

00:00:50.160 --> 00:00:53.440
‫anata mo mitemasu ka?

00:00:50.160 --> 00:00:53.440
‫تو هم می‌تونی ببینیش؟

00:00:53.900 --> 00:01:02.030
‫Hajimari no kaze yo todoke message

00:00:53.900 --> 00:01:02.030
‫اولین نفس باد، پیامی برای من به همراه داره

00:01:02.420 --> 00:01:10.470
‫yume ni kakedashita senaka mimamoru kara

00:01:02.420 --> 00:01:10.470
‫چون من همیشه وقتی به سمت رویاهات میری از پشت سر بدرقه‌ات می‌کنم

00:01:11.040 --> 00:01:19.150
‫Maiagaru kaze yo  hi no hikari matoi

00:01:11.040 --> 00:01:19.150
‫طوفان نور خورشید رو هدایت می‌کنه تا بالای سر ما بتابه

00:01:19.560 --> 00:01:29.320
‫jiyuu no tsubasa de tsuyoku tobitatou

00:01:19.560 --> 00:01:29.320
‫و بال‌های آزادی به من فرصت پرواز برفراز آسمون‌ها رو می‌دن

00:24:58.100 --> 00:25:00.100