﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:01:30.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:32.240 --> 00:01:34.400
‫سه‌ران، انسه، اگتسو...

00:01:35.110 --> 00:01:37.910
‫...و همچنین کورین، که خودش رو
‫به جای شوره جا زده.

00:01:38.350 --> 00:01:40.180
‫توسط سا سوجون دستگیر شدن.

00:01:40.250 --> 00:01:43.190
‫پدر بزرگ اون، سا چوشو،
‫به دنبال رهبری خاندان سا هست.

00:01:43.850 --> 00:01:45.910
‫اون‌ها در شهر سائیری...

00:01:46.460 --> 00:01:50.660
‫...ایستگاه مرزی ورود ‫به استان سا هستن.

00:02:02.670 --> 00:02:03.830
‫کوکوجون-سا!

00:02:03.970 --> 00:02:05.240
‫می‌شناسینش؟

00:02:06.180 --> 00:02:09.630
‫ایشون برادر کوچکتر سوجون-سان،
‫و پسر سوم خانواده‌ی سا هستن.

00:02:18.060 --> 00:02:20.020
‫خیلی وقته ندیدمت کورین.

00:02:22.560 --> 00:02:24.530
!بد شد، می‌دونه

00:02:25.700 --> 00:02:30.460
‫سورپرایز غافلگیرکننده

00:02:32.040 --> 00:02:34.000
‫شوره تنها کسی‌ـه که
‫از خطر نجات پیدا کرد.

00:02:34.170 --> 00:02:35.140
‫با استفاده از اسم کورین...

00:02:35.210 --> 00:02:39.900
‫... همراه با بازرگانی به
‫اسم رین سنیا سفر می‌کنه.

00:02:40.840 --> 00:02:44.340
‫الان شیش روزه که به
‫به استان سا و سائیری رسیدیم.

00:02:45.480 --> 00:02:47.510
‫یعنی بقیه حالشون خوبه؟

00:02:48.950 --> 00:02:51.420
‫هر اتفاقی که بیفته، باید به کینکا بری.

00:02:51.920 --> 00:02:57.420
‫این ارباب جوون ولخرجمون کی
‫می‌خواد به کینکا بره؟

00:03:01.570 --> 00:03:04.030
‫صبح بخیر، اربـ...

00:03:06.070 --> 00:03:08.040
‫صبح بخر کورین.

00:03:09.240 --> 00:03:11.670
‫ارباب! می‌شه لطفاً درست لباس بپوشید؟

00:03:13.440 --> 00:03:15.910
‫امروز خیلی زودتر بیدار شدین.

00:03:16.280 --> 00:03:18.440
‫خیلی گرمه نمی‌شه خوابید.

00:03:18.720 --> 00:03:21.180
.اینطور وقتا که باید بیشتر بخواین بخوابین

00:03:21.790 --> 00:03:25.080
‫شرمنده ولی درست متوجه حرفت نشدم.

00:03:25.490 --> 00:03:27.550
اصلاً چیزی هست که شما بخواین؟

00:03:28.960 --> 00:03:32.190
‫براتون یخ و میوه آماده
‫کردم و بادبزن آوردم.

00:03:33.130 --> 00:03:35.100
‫نه، ترجیح می‌دم برام ارهو بزنی.

00:03:35.570 --> 00:03:38.560
‫لطفاً یه چیزی بنواز که
‫حداقل کمی احساس خنکی کنم.

00:03:39.270 --> 00:03:41.330
‫تعجب می‌کنم که بعد از اینکه کل دیشب براتون...

00:03:41.410 --> 00:03:43.200
‫...ارهو زدم، هنوز ازش خسته نشدین.

00:03:43.270 --> 00:03:47.640
تا به حال ساز زدن هیچ‌کسی
.به اندازه‌ی نواختن تو برام لذت‌بخش نبوده

00:03:48.580 --> 00:03:50.010
‫باشه باشه.

00:03:50.080 --> 00:03:53.810
‫ولی مهم‌تر از همه‌‌ی اینا،
‫کی قراره به کینکا بریم؟

00:03:55.750 --> 00:03:57.720
...کم کم

00:03:58.090 --> 00:04:00.060
کم کم...؟

00:04:00.860 --> 00:04:02.720
‫خب بزن.

00:04:18.010 --> 00:04:20.000
‫به نظر میاد توی دردسر افتادین.

00:04:22.850 --> 00:04:23.840
‫مشاور سو.

00:04:23.910 --> 00:04:27.280
‫کسی توی خاندان سا هست
‫که به با استعدادی مشاور سا باشه؟

00:04:27.850 --> 00:04:30.080
‫الان چرا دارین همچین سوالی ازم می‌پرسین؟

00:04:31.090 --> 00:04:33.560
‫مشاور شو گفت خودش شخصاً
‫اینهمه را تا استان سا می‌ره...

00:04:33.620 --> 00:04:35.150
‫...برای همین فکرم رو درگیر کرده.

00:04:35.230 --> 00:04:38.190
‫رفت تا حلقه‌ی خاندان سا رو برگردونه؟

00:04:38.730 --> 00:04:40.820
‫شما می‌دونستی که
‫حلقه پیش مشاور شوئه؟

00:04:44.370 --> 00:04:48.130
‫در مورد خاندان سا، حدود
‫چهارده پونزده سال پیش...

00:04:48.210 --> 00:04:51.170
‫...مشاور سا، انجون، به خونه برگشت
‫تا به چندتا کار رسیدگی کنه.

00:04:52.510 --> 00:04:55.030
‫وقتی از استان سا برگشت...

00:04:56.380 --> 00:04:57.750
‫حرفی در این مورد زد که...

00:04:58.520 --> 00:05:00.640
‫...احتمالاً هیولایی توی خانواده‌ی سا هست.

00:05:02.020 --> 00:05:03.420
‫هیولا؟

00:05:03.490 --> 00:05:06.120
‫این تنها چیزی بود که گفت،
‫اما نه سال پیش...

00:05:06.320 --> 00:05:10.620
‫...در طی جنگ داخلی که عروس
‫و پسر انجون به قتل رسیدن،

00:05:11.200 --> 00:05:13.290
‫...اون حرف‌ها دوباره به ذهنم اومدن.

00:05:15.130 --> 00:05:17.100
‫درسته، انجون اینجا توی استان شی بود.

00:05:17.500 --> 00:05:19.470
‫اما چطور کسی که پسر و عروسش رو کشته بود...

00:05:19.540 --> 00:05:21.830
‫...از دست ایکی فرار کرد؟

00:05:23.010 --> 00:05:24.740
‫منظورتون همسر مشاور سا هست؟

00:05:25.410 --> 00:05:26.070
‫بله.

00:05:26.280 --> 00:05:29.800
‫ایکی دختر خاندان هیو هست،
‫خاندانی که قدرت‌های ماوراءطبیعی داره.

00:05:30.180 --> 00:05:32.150
‫و توانایی این رو داره که آینده رو ببینه.

00:05:33.350 --> 00:05:37.050
‫اینکه با وجود حضور ایکی،
‫موفق به کشتن پسر و عروسش شدن...

00:05:37.490 --> 00:05:39.750
‫...کاری‌ـه که هیچ‌کسی توی خاندان
‫سا از پسش برنمیاد.

00:05:40.220 --> 00:05:42.990
‫برای همین به این نتیجه رسیدن
‫که توی خاندان سا باید هیولایی باشه.

00:05:43.960 --> 00:05:45.930
‫نمی‌دونیم هیولایی هست یا نه.

00:05:46.260 --> 00:05:50.220
‫هرچند، اگه باشه، اون شخص
‫باید خیلی خطرناک باشه.

00:05:51.570 --> 00:05:53.540
‫هیولا.

00:06:03.850 --> 00:06:07.580
‫واقعاً عالی می‌نوازی.
‫از کجا یاد گرفتی؟

00:06:08.590 --> 00:06:11.490
‫از مادرم. اون توی نواختن ارهو ماهر بود.

00:06:12.490 --> 00:06:16.820
‫اما، با اینکه بهتون گفتم و یه چیزی هم پوشیدین...

00:06:17.730 --> 00:06:20.130
‫...اما بازم بیشتر انگار یه
‫چیزی دور خودتون پیچیدین.

00:06:20.300 --> 00:06:23.160
‫خودت هم اون لباس نازی
‫که برات خریده بودم رو نپوشیدی.

00:06:23.870 --> 00:06:26.700
‫ارباب، من یه شاهزاده نیستم.

00:06:27.300 --> 00:06:29.670
‫چرا باید همچین لباسی بپوشم؟

00:06:29.740 --> 00:06:31.640
‫چون چشم‌نوازه.

00:06:31.710 --> 00:06:34.230
‫قبول کنین دارین این کارها رو
‫برای مخالفت با من انجام میدین.

00:06:34.750 --> 00:06:39.440
‫چه حرف عجیبی، تو استعداد
‫زیادی برای زیبا شدن داری.

00:06:39.750 --> 00:06:41.010
‫چی...؟

00:06:41.080 --> 00:06:43.550
‫هرچند الان کلمه‌ی ناز بیشتر بهت می‌خوره.

00:06:55.170 --> 00:06:57.630
‫گمونم امروز فقط برای
‫غذا دادن بهمون نیومدی.

00:06:58.170 --> 00:07:02.130
‫الان هفت روز شده. دیگه حال
.کورین-سان خیلی بهتر شده

00:07:03.410 --> 00:07:05.270
‫مطمئنی کوکوجون؟

00:07:06.540 --> 00:07:09.540
‫منتظر بودین کورین-سان حالش
‫خوب بشه، درسته؟

00:07:10.450 --> 00:07:12.810
‫به هر حال تو رو می‌شناسم هر وقت
‫که می‌خواستی می‌تونستی فرار کنی.

00:07:13.280 --> 00:07:14.440
‫خب آره.

00:07:14.520 --> 00:07:18.180
‫اما اگه بتونم بدون انرژی هدر
‫دادن فرار کنم که خیلی بهتر می‌شه.

00:07:19.420 --> 00:07:20.620
‫هی‌ سه‌ران...

00:07:20.720 --> 00:07:23.990
‫....بهتره بریم و اون شمشیری که
‫عالیجناب بهت داده رو پس بگیریم.

00:07:24.290 --> 00:07:27.820
‫بالأخره زیاد قشنگ نمی‌شه
‫اگه آخر سر بفروشنش.

00:07:28.500 --> 00:07:32.200
‫نگران نباش، اون شمشیر خیلی خاصه.

00:07:33.540 --> 00:07:35.510
‫به راحتی‌ها فروخته نمی‌شه.

00:07:36.370 --> 00:07:38.600
‫به علاوه، این شمشیرم چندان بد نیست.

00:07:39.080 --> 00:07:41.270
‫خب پس، فرار کنیم؟

00:07:41.780 --> 00:07:45.340
‫منظورتون اینه قصد ندارین
‫استاندارها رو نجات بدین؟

00:07:45.750 --> 00:07:48.050
‫اگتسو گفت «نجاتم بدین»؟

00:07:48.550 --> 00:07:49.610
‫نـ-نه!

00:07:49.720 --> 00:07:52.750
‫صرفاً ازم خواست بهتون بگم حال
‫کورین-سان خوب شده، همین.

00:07:53.360 --> 00:07:56.330
‫-پس، مشکلی براشون پیش نمیاد.
‫-اما اونا گیر افتادن.

00:07:56.560 --> 00:08:00.190
‫اگه الان گیر افتادن، یعنی
‫دیگه خطر گیر افتادن تهدیدشون نمی‌کنه.

00:08:00.560 --> 00:08:02.260
‫برای همین مشکلی براشون پیش نمیاد.

00:08:02.330 --> 00:08:04.300
‫این منطقت یه مشکلی داره.

00:08:04.740 --> 00:08:07.200
‫من فکر می‌کردم تا زمانی که از زندان
‫فراریـتون بدم، اونوقت...

00:08:07.340 --> 00:08:09.530
‫اونوقت همه چی خوب پیش می‌ره؟

00:08:11.480 --> 00:08:15.710
‫فکر می‌کردی من اگتسو، کورین
‫و شونکی رو نجات می‌دم؟

00:08:18.550 --> 00:08:20.140
‫زندگی اونقدرا آسون نیست کوکوجون.

00:08:20.220 --> 00:08:23.050
‫تو یه طور رفتار می‌کنی انگار داری کاری
‫می‌کنی، اما در حقیقت هیچ‌کاری نمی‌کنی.

00:08:23.120 --> 00:08:29.120
‫فقط امیدواری یه شخص
‫قوی‌تر یه کاری بکنه.

00:08:29.830 --> 00:08:33.920
‫شونکی از تو خیلی شجاع‌تره.

00:08:36.100 --> 00:08:38.000
‫شونکی.

00:08:38.540 --> 00:08:41.900
‫به جای اینکه نگران شونکی باشی،
‫چرا خودت یه کاری نمی‌کنی؟

00:08:42.970 --> 00:08:44.440
‫منظورت چیه؟

00:08:44.510 --> 00:08:46.640
‫با اینکه اون‌ها جوون‌ترن،
‫اگتسو و کورین...

00:08:46.710 --> 00:08:49.010
‫...خودشون رو خیلی بهتر از
‫تو آماده کردن.

00:08:49.080 --> 00:08:53.210
‫اون دو نفر هنوز زنده‌ن،
‫چون هیچ ترسی از این ندارن که...

00:08:53.850 --> 00:08:57.290
‫...روی طناب کنار پرتگاه راه برن و
‫در همین حین عقلشونم به کار بگیرن.

00:09:00.320 --> 00:09:03.120
‫حرفم اینه قبل از اینکه منتظر
‫باشی، کسی برای نجاتت بیاد...

00:09:03.190 --> 00:09:05.060
‫...سعی کن خودت یه کاری کنی.

00:09:05.900 --> 00:09:07.390
‫هی، کوکوجون.

00:09:07.460 --> 00:09:09.020
‫من شجاعتت رو تحسین می‌کنم...

00:09:09.100 --> 00:09:11.430
‫...تو نه تنها کل این هفت روز رو
‫برامون غذا آوردی،

00:09:11.870 --> 00:09:13.770
‫..بلکه الان هم داری ‫ما رو از زندان فراری می‌دی،

00:09:13.840 --> 00:09:16.810
‫...با اینکه خودت سومین پسر
‫خاندان سا هستی.

00:09:18.540 --> 00:09:20.510
‫اگه برادر بزرگترت، سوجون بفهمه،

00:09:20.580 --> 00:09:23.380
‫...توی خطر خیلی بزرگتری
‫میفتی، کارت خوب بود.

00:09:24.250 --> 00:09:26.220
‫هیچ‌کسی ازت نمی‌خواد
‫زندگیت رو به خطر بندازی.

00:09:26.520 --> 00:09:29.180
‫اما، یه فرقی بین چیزایی که کاملاً غیرممکنه...

00:09:29.250 --> 00:09:32.220
‫...و دست کشیدن از چیزایی ‫که
‫ از اول هم ممکن بودن، هست.

00:09:35.290 --> 00:09:37.260
‫بعداً می‌بینمت.

00:09:45.340 --> 00:09:47.130
‫گاهی وقتا خیلی فضولی.

00:09:47.200 --> 00:09:49.170
‫نه تنها بهش گفتی یه کاری بکنه...

00:09:49.570 --> 00:09:52.040
‫...نصیحتش هم کردی و
‫تحریکش هم کردی.

00:09:52.340 --> 00:09:55.830
‫اگه یکی یه ذره تحریکش کنه بهتره، نه؟

00:09:58.010 --> 00:09:59.980
از اون واقعاً کاری برمیاد؟

00:10:00.120 --> 00:10:02.090
‫اونجان! خودشونن.

00:10:02.290 --> 00:10:04.250
‫نذارید فرار کنن.

00:10:04.650 --> 00:10:05.950
‫خب، تکون نخورید!

00:10:06.020 --> 00:10:08.920
‫بیا زودی اوضاع اینجا رو راست
‫و ریس کنیم و بریم ساغ هیمه-سان.

00:10:09.330 --> 00:10:11.090
‫فقط به کارمندای رسمی آسیب نزن!

00:10:11.430 --> 00:10:12.020
‫باشه.

00:10:22.110 --> 00:10:24.200
‫بچه‌ها، خوب باشین.

00:10:26.410 --> 00:10:28.930
‫اون رو انسه‌ی لعنتی!

00:10:29.680 --> 00:10:31.670
‫واقعاً فرار کرد!

00:10:32.850 --> 00:10:35.610
‫شما دو تا واقعاً استاندارین؟

00:10:36.150 --> 00:10:39.520
‫انسه چرا شما دو تا رو
‫گذاشت و فرار کرد؟

00:10:39.960 --> 00:10:43.450
‫چون ما واقعاً استانداریم.

00:10:43.790 --> 00:10:45.190
‫چی؟

00:10:45.260 --> 00:10:50.700
‫اگه ما استاندارای واقعی باشیم،
‫بعد تو نمی‌تونی مارو بکشی، علتش اینه.

00:10:51.430 --> 00:10:53.060
‫برو بابا!

00:10:55.710 --> 00:10:58.670
‫تنه کسی که نمی‌تونم بکشم، اون دختره، ‫چون خاندان کوـه.

00:10:58.940 --> 00:11:02.400
‫هوا برت نداره، ما تو رو صرفاً
‫همینطوری زنده نگه داشتیم، همین.

00:11:03.050 --> 00:11:06.170
‫هر وقت که دلم بخواد می‌تونم
‫بکشمت، مثل الان.

00:11:06.820 --> 00:11:08.780
‫تمومش کن!

00:11:20.460 --> 00:11:22.520
‫اگه بهمون شک داری، زود
‫باش بکشش.

00:11:22.600 --> 00:11:24.930
‫اما، حواست باشه آماده‌ی
‫روبه‌رو شدن با عواقبش باشی.

00:11:25.470 --> 00:11:26.660
‫چی؟

00:11:26.740 --> 00:11:30.370
‫اگه تو فرماندار تو رو بکشی،
‫اون وقت من هم بلافاصله خودم رو می‌کشم.

00:11:30.910 --> 00:11:33.970
‫اگه من بمیرم، خانواده‌ی کو
‫به سرعت واکنش نشون می‌دن.

00:11:34.840 --> 00:11:38.540
‫اگه جفتمون وقتی پیش شماییم
‫کشته بشیم، کی مقصر می‌شه؟

00:11:39.620 --> 00:11:41.980
‫ و وقتی شدت انتقام‌گیری خاندان کو رو ببینی...

00:11:42.050 --> 00:11:45.350
‫...انقدری پیشمون می‌شی که حتی مرگ
‫هم از اون بدبختی نجاتت نمی‌ده.

00:11:46.890 --> 00:11:50.020
‫اگه آماده‌ی روبه‌روشدن با
‫همچین چیزی هستی، بکشش.

00:11:51.460 --> 00:11:57.800
‫به علاوه، اون مرد بهت نگفت انسه-سان فرار می‌کنه؟

00:11:58.370 --> 00:11:59.560
‫اون مرد؟

00:11:59.700 --> 00:12:00.600
‫فرار؟

00:12:00.700 --> 00:12:03.140
‫اون بدون شک فرار می‌کنه.

00:12:04.140 --> 00:12:05.770
‫میشو.

00:12:07.740 --> 00:12:08.440
‫لعنتی!

00:12:09.810 --> 00:12:13.650
‫آره، من باید شما دو نفر رو
‫بعد از فرار انسه به کینکا ببرم.

00:12:14.350 --> 00:12:18.340
‫لعنتی! دلم می‌خواد اون
‫پسر رو تیکه‌تیکه کنم!

00:12:19.060 --> 00:12:24.080
‫پس نظرت چیه من
ببرمشون کینکا، برادر؟

00:12:24.660 --> 00:12:26.630
‫کوکوجون. تو؟

00:12:27.030 --> 00:12:28.220
‫اما از وقتی که تحت
‫تأثیر شونکی قرار گرفتی...

00:12:28.300 --> 00:12:29.770
‫...چیزی جز خزعبلات از اون
‫دهنت بیرون نیومده.

00:12:30.230 --> 00:12:33.960
‫یه فرصت می‌خوام تا غرور خودم
‫به عنوان پسر سوم خاندان سا رو برگردونم.

00:12:35.710 --> 00:12:38.500
‫حالا هم که اون احمق ساکوجون
‫هنوز از کینکا بیرون نیومده.

00:12:38.810 --> 00:12:42.110
‫خب فکر کنم حتی تو هم از
‫پس بچه‌داری بربیای.

00:12:43.410 --> 00:12:47.110
‫باشه پس، کوکوجون. یالا هرچه
‫سریعتر این دوتا رو به کینکا ببر.

00:12:51.860 --> 00:12:53.820
‫کوکوجون-سان.

00:12:55.390 --> 00:12:58.380
‫ازتون خیلی ممنونم که انسه-‌سان
‫و سه‌ران-سان رو نجات دادین.

00:12:58.930 --> 00:13:01.620
‫تو چت شده؟ انقدر کوچیکی وای همیشه بی‌احتیاطی

00:13:01.900 --> 00:13:05.890
‫می‌دونی من سرسخت‌تر از چیزی
‫هستم که به نظر میاد، خوبم.

00:13:06.470 --> 00:13:09.460
‫هر چقدر هم که سرسخت باشی
‫اگه با نیزه بزننت، می‌میری.

00:13:10.270 --> 00:13:14.640
‫اون دوتا هنوز خیلی جوون،
‫اما از اینکه با یه طناب...

00:13:15.110 --> 00:13:18.600
‫...روی طناب کنار پرتگاه راه برن و
‫در همین حین عقلشونم به کار بگیرن.

00:13:21.720 --> 00:13:23.020
‫کوکوجون-سان.

00:13:23.090 --> 00:13:26.210
!‫الان تا یه مدت با همیم، امیدوارم اوضاع خوب باشه

00:13:27.520 --> 00:13:29.990
‫بالأخره می‌تونیم یکمی آروم بگیریم.

00:13:30.260 --> 00:13:33.990
‫مشکلی ندارین؟ می‌دونین که
‫منم پسر کوچیک خاندان ساام.

00:13:35.270 --> 00:13:39.460
‫شما می‌دونستین کورین، تقلبی‌ـه،
‫اما باز هم به کسی نگفتین.

00:13:40.700 --> 00:13:44.700
‫من قوی نیستم. ممکنه آخرش بهتون خیانت کنم.

00:13:45.380 --> 00:13:48.170
‫پس خیانت کنین، شما هم
.شرایط خودتون رو دارین

00:13:48.980 --> 00:13:51.910
‫هر اتفاقی که بیفته، ما باز
‫هم هر کاری ازمون برمیاد انجام می‌دیم.

00:13:52.980 --> 00:13:55.950
‫حداقل یه ماه طول می‌کشه تا از
‫سائیری به کینکا برسیم.

00:13:56.020 --> 00:13:57.920
‫لطفاً خودتون رو برای
‫سفر آماده کنید.

00:13:58.920 --> 00:14:00.390
‫بله!

00:14:07.800 --> 00:14:09.770
‫هفت روز از زمانی که وارد
‫سائیری شدیم می‌گذره.

00:14:09.830 --> 00:14:11.490
‫دقیقاً کی قراره راه بیفتیم؟

00:14:19.240 --> 00:14:21.400
.وقتی موهات بازه خیلی بهتره

00:14:21.910 --> 00:14:25.040
‫یا اصلاً، من دوست داشتم
‫همیشه همینطوری بودی.

00:14:25.450 --> 00:14:26.940
‫لطفاً گیره‌ی مویی‌م رو پس بدین.

00:14:27.020 --> 00:14:29.580
‫هیچ قصد ندارم تو این
‫گرما موهامو باز بذارم.

00:14:36.560 --> 00:14:38.530
‫واقعاً که ارباب!

00:14:39.960 --> 00:14:41.990
‫می‌شه موهای منم ببندی؟

00:14:42.500 --> 00:14:44.560
‫خودتون که همینطوری ساده می‌بندینش.

00:14:45.270 --> 00:14:47.240
‫اما خیلی سخته.

00:14:49.370 --> 00:14:51.340
‫براتون می‌بندم.

00:14:52.880 --> 00:14:55.340
‫درسته که تجارت خانواده‌تون رو به ارث بردین...

00:14:55.480 --> 00:14:58.310
‫...اما اگه بخواین اینطوری باشین،
‫کار اون تجارت تموم می‌شه.

00:14:59.020 --> 00:15:01.350
‫تو واقعاً رکی، نه؟ چرا اینطوره؟

00:15:01.420 --> 00:15:05.480
‫مهم‌ترین چیز برای یه تاجر اینه
‫که کارها رو به سرعت انجام بده.

00:15:06.020 --> 00:15:07.990
‫اما شما اینطور نیستین ارباب.

00:15:08.930 --> 00:15:11.890
‫خیلی‌خب، امروز راه میفتیم.

00:15:12.760 --> 00:15:16.820
‫حدود ظهر راه میفتیم.
‫سریع آماده شو، باشه؟

00:15:17.670 --> 00:15:19.600
‫خب، باشه...اما...

00:15:19.670 --> 00:15:22.370
‫به علاوه، ممکنه اوضاع اینجا
‫یکمی ناخوشایند بشه.

00:15:22.840 --> 00:15:24.140
‫ناخوشایند؟

00:15:24.210 --> 00:15:26.680
‫به نظر میاد دو نفر از زندان مرزی فرار کردن.

00:15:28.410 --> 00:15:30.880
‫می‌گن این دو نفری که فرار
‫کردن خیلی قدرتمندن.

00:15:31.110 --> 00:15:33.080
.واقعاً که اتفاق ناخوشایندی‌ـه

00:15:33.420 --> 00:15:34.410
‫ترسناکه نه؟

00:15:35.220 --> 00:15:36.150
‫دقیقاً.

00:15:36.450 --> 00:15:38.980
‫از طرفی هم اخیراً استان سا بخاطر دو استاندار
‫جدید دچار اختلافات زیادی بوده.

00:15:39.060 --> 00:15:41.350
‫علاوه بر اون اخیراً راهزن‌ها
‫هم خیلی حمله می‌کنن.

00:15:42.030 --> 00:15:43.790
‫همه‌ی اینا به اضافه‌ی اون
‫موضوع فرار...

00:15:46.530 --> 00:15:51.260
‫اشکالی نداره، من تو رو به سلامت
‫به کینکا می‌برم، خیالت راحت باشه.

00:15:52.340 --> 00:15:56.670
‫به هر حال از همون لحظه که دیدمت ازت خوشم اومد.

00:15:59.780 --> 00:16:02.680
‫می‌شه من یکمی برم بیرون ارباب؟

00:16:09.320 --> 00:16:11.290
‫سلام خوش اومدین.

00:16:11.450 --> 00:16:14.120
‫من همه‌ی چای گان‌لوهایی که
‫دارین رو می‌خوام.

00:16:15.120 --> 00:16:16.090
‫همه‌ش رو؟

00:16:16.560 --> 00:16:17.580
‫بله.

00:16:17.790 --> 00:16:20.390
‫هزینه‌ش رو امروز بعدازظهر...

00:16:20.860 --> 00:16:22.800
‫...ارباب ولخرجم، رین سنیا پرداخت می‌کنن.

00:16:23.130 --> 00:16:25.760
‫آه، یه لحظه صبر کنید لطفاً.

00:16:28.200 --> 00:16:30.170
‫بالأخره دارم جلو می‌رم.

00:16:30.770 --> 00:16:36.140
‫سه‌ران، انسه، اگتسو-کون، کورین، همدیگه
‫رو حتماً توی کینکا می‌بینیم! حتماً!

00:16:41.580 --> 00:16:46.210
‫بیست روز و اندی بعد، شوره
‫به شهر کوچکی رسید.

00:16:46.920 --> 00:16:49.150
‫این دفعه توی شهر روسن پیداشون شده؟

00:16:49.390 --> 00:16:51.360
.‫این دوقلوی جایزه بگیر

00:16:51.760 --> 00:16:53.750
‫می‌گن الان دارن اعضای شمشیرهای
‫قاتل رو یکی یکی می‌گیرین و...

00:16:53.830 --> 00:16:55.800
‫جایزه می‌برن.

00:16:55.870 --> 00:16:58.230
‫ولی یکیشون خیلی خوش‌قیافه‌ست، نه؟

00:16:59.270 --> 00:17:01.670
‫اون یکی اصلاً شبیه آدمیزاد نیست.

00:17:01.740 --> 00:17:04.710
‫شنیدم یه طور هیولای نصف
‫آدم نصف خرسه.

00:17:06.480 --> 00:17:09.670
‫عجب راهی برای درآوردن خرج
‫سفرشون پیدا کردن.

00:17:10.510 --> 00:17:14.140
‫به علاوه، حالا که اگتسو-کون و کورین باهاشون نیست...

00:17:14.780 --> 00:17:16.750
‫...نشون می‌ده اون دوتا هم جاشون امنه.

00:17:16.820 --> 00:17:19.580
‫اگه حالشون خوب نبود، سه‌ران
‫و انسه نجاتشون می‌دادن.

00:17:25.460 --> 00:17:27.900
‫این نقاشی خیلی ظالمانه‌ست.

00:17:28.700 --> 00:17:31.570
‫منم اگه ریشمو بزنم قیافه‌م خوبه.

00:17:32.400 --> 00:17:35.840
‫اما هیمه-سان خوب ردی
‫از جای خودش برامون گذاشت.

00:17:36.070 --> 00:17:38.040
‫خیلی خفنه، مگه نه؟

00:17:38.610 --> 00:17:40.510
‫همه‌ی چای گان‌لوهامون رو فروختیم.

00:17:40.580 --> 00:17:43.770
‫یه دختر جوون که خیلی خوب
‫ارهو می‌زدن همه‌ش رو ازمون خرید.

00:17:44.710 --> 00:17:47.910
‫تنها کاری که باید می‌کردیم این بود که
‫به هر تاجر چایی که می‌شد سر بزیم...

00:17:48.280 --> 00:17:50.310
‫...و بپرسیم چای گان‌لو دارن یا
‫نه و ازش اطلاعات بگیریم.

00:17:50.750 --> 00:17:52.310
‫اینطوری توجهی رو به خودمون جلب نمی‌کنیم.

00:17:52.390 --> 00:17:54.860
‫به علاوه، خیلی ایمن‌تره و اینطوری به جای اینکه...

00:17:54.920 --> 00:17:58.450
‫...همینطوری یه پیام یا یه یادداشت پیش
‫مغازه‌دار بذاره، بیشتر توی ذهنش می‌مونه.

00:17:59.260 --> 00:18:01.230
‫باهوش به این می‌گن.

00:18:02.000 --> 00:18:04.060
‫انقدر که برای خانوم کاری نداره.

00:18:05.000 --> 00:18:08.900
‫بازم با وجود اون همه صرفه‌جو بودن
‫کار خیلی تأثیرگذاری انجام داده.

00:18:09.310 --> 00:18:12.870
بخاطرمون داره حسابی
.ولخرجی می‌کنه

00:18:13.310 --> 00:18:15.680
‫خیلی دوستمون داره، نه؟

00:18:21.720 --> 00:18:23.690
‫شمشیرهای قاتل.

00:18:29.460 --> 00:18:31.760
‫استان سا تحت قلمروی من و یووشونه.

00:18:32.360 --> 00:18:34.330
‫پس شما شمشیرهای قاتلین؟ احمقین؟

00:18:34.400 --> 00:18:36.960
‫خیلی دل و جرئت داشتین این مدت که
‫ من نبودم اینطور سروکله‌تون پیدا شده.

00:18:37.400 --> 00:18:39.370
‫پشیمون می‌شین.

00:18:56.620 --> 00:18:58.090
‫کورین.

00:18:58.150 --> 00:18:59.950
‫اوه نه ارباب.

00:19:00.660 --> 00:19:02.630
‫منظورت از «اوه، نه» چیه؟

00:19:02.730 --> 00:19:07.490
‫اولین باره موقع حرف زدن
‫با یه دختر همچین جوابی می‌گیرم.

00:19:09.130 --> 00:19:11.070
‫خیلی شوکه‌م کردین، برای همین...

00:19:11.370 --> 00:19:15.000
‫اومدم حواسم بهت باشه، تا دیگه
‫بیشتر از این چای نخری، اما...

00:19:15.440 --> 00:19:18.430
‫اوه، اگه اینطوره، یکمی دیر کردین.

00:19:19.140 --> 00:19:20.800
‫گویا اینطوریه.

00:19:21.410 --> 00:19:24.470
‫همه‌ی چای گان ‌لوهای همه‌جا
‫رو خریدی، می‌خوای چیکار کنی؟

00:19:25.450 --> 00:19:26.640
‫می‌خوای چایخونه باز کنی؟

00:19:26.880 --> 00:19:28.080
‫نه.

00:19:28.320 --> 00:19:31.510
‫بعداً، می‌خوام برام کسایی که
‫برام عزیزن چای درست کنم.

00:19:33.760 --> 00:19:36.020
‫پس تو هم آدم‌هایی رو داری
‫که برات عزیزن؟

00:19:36.690 --> 00:19:38.660
‫بله دارم.

00:19:40.700 --> 00:19:42.670
‫خب حسودیم شد.

00:19:43.300 --> 00:19:44.560
‫روسن؟

00:19:45.470 --> 00:19:48.700
‫مثل اینکه اون جایزه‌بگیرا رو دستمون زدن.

00:19:49.310 --> 00:19:50.500
‫آه، حق با شماست.

00:19:51.070 --> 00:19:53.700
‫شمشیرهای قاتل و این
‫دوتا جایزه بگیر مرموز...

00:19:54.440 --> 00:19:57.350
‫...هر دو دارن به همون جایی
‫می‌رن که ما می‌ریم.

00:19:57.410 --> 00:19:59.280
‫یه طوری‌ـه انگار دارن
‫دنبال ما میاین.

00:19:59.550 --> 00:20:01.280
‫ایـ-اینطور فکر می‌کنین؟

00:20:02.020 --> 00:20:03.990
‫بی‌خیال بودن حتماً خیلی خوبه.

00:20:04.750 --> 00:20:08.090
‫اما بیا عجله به خرج ندیم و راحت باشیم.

00:20:08.890 --> 00:20:11.290
‫حداقل ده روز دیگه
‫طول می‌کشه تا به کینکا برسیم.

00:20:12.800 --> 00:20:16.130
‫این کاری که شما می‌کنین، عجله
‫نکردن نیست، تنبلی کردنه.

00:20:16.700 --> 00:20:18.760
‫که اینطور، تو هم ادبیات خاص خودت رو داری.

00:20:21.970 --> 00:20:23.060
‫می‌گم.

00:20:23.140 --> 00:20:24.700
‫هیچ‌ زنی نبوده که توی این مدت کم...

00:20:24.770 --> 00:20:27.110
‫...منو انقدر خوب درک کنه.

00:20:27.780 --> 00:20:30.800
‫فکر کنم دیگه تنها چیزی که باقی
‫می‌مونه اینه که من و تو باهم ازدواج کنیم.

00:20:31.750 --> 00:20:34.080
‫مـ-می‌دونین، ارباب.

00:20:34.680 --> 00:20:36.910
‫ای کاش دیگه منو ارباب صدا نکنی.

00:20:38.760 --> 00:20:42.820
‫به جای اینکه منو ارباب جوان خاندان رین
‫ببینی، می‌خوام خود من رو ببینی.

00:20:44.930 --> 00:20:47.400
‫به جای امپراتور، می‌خوام خودم رو ببینی.

00:20:48.870 --> 00:20:50.630
‫این مرد...

00:20:50.700 --> 00:20:56.370
‫سنیا...دوست دارم اسمم
‫رو با اون صدای بامزه‌ت بگی.

00:21:00.910 --> 00:21:05.010
‫من شما رو همون ارباب صدا می‌زنم.

00:21:05.480 --> 00:21:08.180
‫به علاوه، امیدوارم دیگه در مورد ازدواج
‫و این طور چیزا هم شوخی نکنین.

00:21:09.650 --> 00:21:11.590
‫به نظرم من و تو زوج خوبی می‌شیم.

00:21:12.120 --> 00:21:14.280
‫لطفاً قبل از گفتن این حرف اختلاف
‫سنی‌مون رو در نظر بگیرید.

00:21:14.360 --> 00:21:16.330
‫واقعاً؟ اختلاف سنی؟

00:21:17.330 --> 00:21:18.290
‫حالا که بهش فکر می‌کنم...

00:21:18.360 --> 00:21:22.060
‫...تفاوت سنی این ازدواجی که
‫جدیداً قراره صورت بگیره هم همینقدره.

00:21:22.530 --> 00:21:24.430
‫ازدواج بین استاندار و پسر خاندان سا.

00:21:24.500 --> 00:21:28.440
‫واقعاً. استاندار جدید و خاندان سا...

00:21:30.370 --> 00:21:31.840
‫چی؟

00:21:33.580 --> 00:21:39.210
‫یعنی من؟ جریان
‫این ازدواج چیه؟

00:21:42.320 --> 00:21:44.650
‫راستی، یه شایعه‌ای توی شهر هست.

00:21:45.350 --> 00:21:46.510
‫چه شایعه‌ای؟

00:21:46.590 --> 00:21:49.080
‫شایعه‌ی ازدواج هیمه-سان با
‫پسر دوم خاندان سا.

00:21:49.860 --> 00:21:52.730
‫به نظر میاد غافلگیر شدی،
‫سوپرایز غافلگیرکننده‌ای بود خب.

00:21:53.830 --> 00:21:56.160
‫اما خیلی بالا بالا می‌پرن، نه؟

00:21:56.230 --> 00:21:58.390
‫اینطوری سعی می‌کنن هیمه-سان
‫رو با ازدواج بکشنونن سمت خودشون.

00:21:59.000 --> 00:22:02.160
‫پسر اول سوجون و آخرین هم کوکوجونه..

00:22:02.470 --> 00:22:03.800
‫...پس پسری سومی می‌شه ساکوجون.

00:22:03.870 --> 00:22:07.810
‫حدوداً 29 سالشه،
‫پس یکمی از ما بزرگتره،

00:22:08.280 --> 00:22:10.770
‫...و تفاوت سنیش با هیمه-سان
‫حدود 12 ساله.

00:22:10.880 --> 00:22:12.850
‫هر طوری هم که به این جریان نگاه کنی...

00:22:12.920 --> 00:22:13.850
‫...این ازدواج هیچ‌وقت عملی نمی‌شه.

00:22:14.550 --> 00:22:17.850
‫بر فرض محال که اتفاق بیفته،
‫آدمکش‌هایی که ری‌شین-ساما...

00:22:18.120 --> 00:22:20.550
‫می‌فرستن، اون یارو ساکوجون رو به قتل می‌رسونن.

00:22:21.220 --> 00:22:23.190
‫در کسری از ثانیه از این دنیا می‌ره.

00:22:23.930 --> 00:22:26.720
‫ترسناکه و ابداً شوخی بردار نیست.

00:22:28.500 --> 00:22:31.360
‫هیمه-سان و اگتسو-کون
‫استاندارهای خوبی می‌شن.

00:22:32.270 --> 00:22:34.570
‫منتظر روزی‌ام که باهاشون کار کنم.

00:22:35.140 --> 00:22:36.000
‫آره.

00:22:36.870 --> 00:22:38.840
.تو هم حتماً همینطوری

00:22:43.110 --> 00:22:44.810
‫متأسفم ولی...

00:22:46.020 --> 00:22:48.680
‫...باید این خواسته رو به گور ببرین.

00:22:51.520 --> 00:22:53.490
‫میشو!

00:22:54.390 --> 00:22:55.790
‫خب، پس رئیس شمشیرهای قاتل...

00:22:55.860 --> 00:22:57.590
‫...خودش شخصاً به دیدنمون اومده.

00:22:58.960 --> 00:23:03.460
‫چهارده سالی می‌شه، گردباد
‫کوچیک، شاه حقه‌!

00:23:30.000 --> 00:24:00.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:24:00.001 --> 00:24:45.001
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:31.030 --> 00:23:36.120
<c.colorc1c3c5>‫تو همیشه زندگی رو با بی‌خیالی گذروندی و حالا...</c>

00:23:36.330 --> 00:23:42.670
‫داری بین بارون چه رویایی رو دنبال می‌کنی؟

00:23:42.970 --> 00:23:47.930
‫و در حالی که یه جایی داری با تنهایی می‌جنگی..

00:23:48.140 --> 00:23:53.240
‫حتماً هر لحظه بغضت رو فرو می‌خوری...

00:23:54.250 --> 00:23:58.650
<c.colorc1c3c5>‫می‌گی تنهایی از پسش برمیای...</c>

00:24:00.190 --> 00:24:05.320
‫...<c.colorc1c3c5>تو هم درست مثل خودمی</c>

00:24:06.100 --> 00:24:16.660
<c.colorc1c3c5>‫حتی اگه مجبور باشیم راه طولانی تر رو طی کنیم...</c>

00:24:17.540 --> 00:24:23.140
<c.colorc1c3c5>‫باز هم یه طورایی این مسیر رو ترجیح می‌دیم...</c>

00:24:23.550 --> 00:24:28.610
<c.colorc1c3c5>‫هر وقت که احساس شادی و یا خوشحالی می‌کنم...</c>

00:24:29.490 --> 00:24:35.050
<c.colorc1c3c5>‫همیشه به تو فکر می‌کنم.</c>

00:24:35.420 --> 00:24:42.230
<c.colorc1c3c5>‫می‌دونم که این فصل رنگارنگ ‫این احساس من رو بهت می رسونه...</c>

00:24:45.840 --> 00:24:49.040
‫دختر اشرافی از خاندان کو
‫قراره با پسره استان سا ازدواج کنه؟

00:24:48.600 --> 00:24:54.640
‫یک تشابه اتفاقی

00:24:49.970 --> 00:24:52.480
‫دقیقاً دارن در مورد من حرف می‌زنن.

00:24:53.040 --> 00:24:54.870
‫چطور همه‌ی این اتفاقا افتاد؟

00:24:55.580 --> 00:24:57.940
‫ساکوجون سا؟ چطور آدمیه؟

00:00:02.530 --> 00:00:10.540
‫Hajimari no kaze yo todoke message

00:00:02.530 --> 00:00:10.540
‫اولین نفس باد، پیامی برای من به همراه داره

00:00:11.010 --> 00:00:20.060
‫"Itsudemo anata wo shijiteiru kara."

00:00:11.010 --> 00:00:20.060
‫"من همیشه بهت باور دارم"

00:00:20.700 --> 00:00:29.680
‫داستان‌های سائیونکوکو

00:00:21.330 --> 00:00:29.170
‫Ano toki yume ni miteita sekai ni tatteiru no ni

00:00:21.330 --> 00:00:29.170
‫قبلا اون رویا رو توی این دنیا می‌دیدم

00:00:29.770 --> 00:00:37.080
‫miwatsu keshiki ni ashi wo sukoshi sukumase

00:00:29.770 --> 00:00:37.080
‫اما حالا که به ‌این منظره نگاه می‌کنم، دچار تردید می‌شم!

00:00:37.280 --> 00:00:41.370
‫dakedo ushiro furimukanaide

00:00:37.280 --> 00:00:41.370
‫ولی من نباید به عقب نگاه کنم

00:00:41.580 --> 00:00:45.570
‫aruite yuku koto kimeta kara

00:00:41.580 --> 00:00:45.570
‫تصمیمم رو گرفتم که رو به جلو قدم بردارم

00:00:45.850 --> 00:00:49.970
‫Miageta sora nanairo no niji

00:00:45.850 --> 00:00:49.970
‫وقتی به آسمون نگاه می‌کنم، رنگین کمانی می‌بینم

00:00:50.160 --> 00:00:53.440
‫anata mo mitemasu ka?

00:00:50.160 --> 00:00:53.440
‫تو هم می‌تونی ببینیش؟

00:00:53.900 --> 00:01:02.030
‫Hajimari no kaze yo todoke message

00:00:53.900 --> 00:01:02.030
‫اولین نفس باد، پیامی برای من به همراه داره

00:01:02.420 --> 00:01:10.470
‫yume ni kakedashita senaka mimamoru kara

00:01:02.420 --> 00:01:10.470
‫چون من همیشه وقتی به سمت رویاهات میری از پشت سر بدرقه‌ات می‌کنم

00:01:11.040 --> 00:01:19.150
‫Maiagaru kaze yo  hi no hikari matoi

00:01:11.040 --> 00:01:19.150
‫طوفان نور خورشید رو هدایت می‌کنه تا بالای سر ما بتابه

00:01:19.560 --> 00:01:29.320
‫jiyuu no tsubasa de tsuyoku tobitatou

00:01:19.560 --> 00:01:29.320
‫و بال‌های آزادی به من فرصت پرواز برفراز آسمون‌ها رو می‌دن

00:24:57.940 --> 00:24:59.940