﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:01:30.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:33.910 --> 00:01:37.210
‫کو شوره که به عنوان استاندار
‫استان سا منصوب شده بود...

00:01:37.280 --> 00:01:39.840
‫...در حال حاضر به سمت محل
‫مأموریت خودش در حرکته.

00:01:40.750 --> 00:01:45.420
‫در حال حاضر، با یک مشکل جدی روبه‌رو شده...

00:01:45.790 --> 00:01:48.350
‫...که می‌تونه تأثیر عمیقی روی آینده‌ش بذاره.

00:01:51.430 --> 00:01:54.590
‫من قراره با پسر خاندان سا ازدواج کنم؟

00:01:55.640 --> 00:02:00.600
‫یک تشابه تصادفی

00:02:01.280 --> 00:02:04.300
‫چی شده؟ صدای سازت
‫بهم می‌گه ذهنت جای دیگه‌ست.

00:02:05.580 --> 00:02:07.550
‫مـ-متوجه شدین؟

00:02:08.150 --> 00:02:10.240
‫دلم یکمی میوه می‌خواد.

00:02:11.120 --> 00:02:12.520
‫باشه، براتون میارم.

00:02:19.990 --> 00:02:22.760
‫نگران ازدواج دختر استاندار
‫با خاندان سا هستی؟

00:02:24.230 --> 00:02:28.670
‫شنیدم تقریباً همسن خودمه،
‫و ازدواجشم سیاسیـه، نه؟

00:02:29.340 --> 00:02:31.070
‫این اتفاق زیاد می‌افته.

00:02:31.140 --> 00:02:35.400
‫بله، اما این یکی اجباری به نظر میاد.

00:02:35.910 --> 00:02:36.880
‫نه تنها از خودش چیزی نپرسیدن...

00:02:36.940 --> 00:02:39.410
‫...بلکه حتی نرفتن دنبال
‫رضایت خانواده‌ش.

00:02:40.510 --> 00:02:42.980
‫به خاطر اینکه اون عزیزترین
‫بانوی خاندان کوـه، نه؟

00:02:43.580 --> 00:02:44.920
‫اگه می‌خواستن مستقیماً وارد عمل شن...

00:02:44.920 --> 00:02:46.890
‫...خاندان کو ترجیح می‌داد اصلاً
‫با خاندان سا برخوردی نداشته باشه.

00:02:47.450 --> 00:02:49.820
‫عـ-عزیزترین بانو؟

00:02:50.860 --> 00:02:53.350
‫اعضای خانواده‌ی سلطنتی، یا
‫خاندان ران، تنها کسایی هستن...

00:02:53.430 --> 00:02:54.390
‫...که زوج درخوری براش هستن.

00:02:54.530 --> 00:02:55.390
‫اوه؟

00:02:56.060 --> 00:02:59.590
‫با توجه به غرور زیادشون، به
‫نظر نمیاد خاندان کو همچین اجازه‌ای بده، نه؟

00:03:00.330 --> 00:03:01.770
‫تنها شانسی که خاندان سا داره...

00:03:01.770 --> 00:03:03.170
‫...اینه که بعد از ازدواج رضایت
‫خاندان کو رو بگیره.

00:03:04.340 --> 00:03:07.100
‫اسم خاندان کو ارزش زیادی داره.

00:03:07.810 --> 00:03:10.780
‫حتی خاندان کو هم به احتمال
‫زیاد اینطور نیستن که...

00:03:10.780 --> 00:03:12.540
!پشت هیمه رو بعد از «اون» کار خالی کنن

00:03:12.810 --> 00:03:13.610
‫اون؟

00:03:13.680 --> 00:03:18.120
‫طبق شایعه‌ها، اون دختر اشرافی
‫خیلی زیبا و...باوقاره.

00:03:18.790 --> 00:03:20.910
‫می‌گن یه دختر اشرافیه!

00:03:20.990 --> 00:03:24.010
‫...بنابراین اگه همچین اتفاقی
‫بیفته حتماً سازش می‌کنن.

00:03:24.460 --> 00:03:26.980
‫حتی اگه برگرده هم، دیگه
‫کسی باهاش ازدواج نمی‌کنه.

00:03:27.660 --> 00:03:31.720
‫-و-واو...یه دختر اشرافی...
<i>‫از طرفی هم درسته.</i>

00:03:32.300 --> 00:03:37.570
‫کورینی که داره تظاهر می‌کنه ‫جای منه،
‫خیلی بیشتر از من بهش میاد شاهزاده باشه.

00:03:38.340 --> 00:03:43.240
‫اما من تو رو به هر دختر
‫اشرافی دیگه‌ای ترجیح می‌دم.

00:03:47.110 --> 00:03:49.080
‫ازتون خیلی ممنونم.

00:03:50.680 --> 00:03:52.050
‫می‌گم کورین.

00:03:52.120 --> 00:03:53.140
‫بله؟

00:03:53.720 --> 00:03:55.780
‫چرا انقدر از خودت محافظت می‌کنی؟

00:03:57.260 --> 00:03:59.920
‫وقتی بحث عاشق شدن می‌شه
‫به نظر خیلی خجالتی میای.

00:04:01.530 --> 00:04:03.500
‫وقتی سعی می‌کنم یه‌ذره بهت نزدیک شم...

00:04:03.760 --> 00:04:07.200
‫...تظاهر می‌کنی متوجه نشدی و
‫قلبت رو پشت یه زره قوی مخفی می‌کنی.

00:04:07.870 --> 00:04:10.770
‫برای همینه که منو ارباب صدا می‌زنی، نه؟

00:04:11.570 --> 00:04:13.970
‫احیاناً یه مرد بی‌رحم ردت کرده؟

00:04:14.310 --> 00:04:16.830
‫نه! فقط...

00:04:17.880 --> 00:04:21.080
‫لطفاً فراموش نکن
‫که من دوستت دارم.

00:04:23.180 --> 00:04:25.380
‫من اصلاً آمادگی رابطه رو ندارم.

00:04:25.450 --> 00:04:26.680
‫آمادگی؟

00:04:26.750 --> 00:04:29.810
‫در حال حاضر، کارهای زیادی دارم که
‫بخوام قلبم رو وقف عشق بکنم.

00:04:31.060 --> 00:04:33.030
‫از عاشق شدن می‌ترسی؟

00:04:34.390 --> 00:04:36.160
‫راستش رو بگم، بله.

00:04:36.700 --> 00:04:38.660
‫خیلی شبیهیم، منم می‌ترسم.

00:04:38.970 --> 00:04:39.760
‫چی؟

00:04:39.870 --> 00:04:44.390
‫ارباب، شما روی هر دختر
‫زیبایی که می‌بینین، حرکت می‌زنین.

00:04:44.640 --> 00:04:47.110
‫فقط به این خاطر می‌تونم این کار رو
‫بکنم، چون به چشم بازی بهش نگاه می‌کنم.

00:04:48.040 --> 00:04:51.310
‫اما اگه قرار باشه اون شخص خاص رو پیدا کنم...

00:04:51.410 --> 00:04:53.140
‫...دیگه نمی‌تونم تعلل کنم.

00:04:55.880 --> 00:04:56.970
‫کورین.

00:04:57.580 --> 00:04:59.580
‫برام ارهو میزنی؟

00:05:01.290 --> 00:05:02.760
‫بله.

00:05:04.590 --> 00:05:07.890
‫گردباد کوچیک، اون‌موقع‌ها اینکه...

00:05:08.460 --> 00:05:12.130
‫...می‌تونستی با سردی و با اون ‫صورت خوشگلت، آدم بکشی رو خیلی دوست داشتم.

00:05:12.700 --> 00:05:16.000
‫می‌دونستی چقدر افتخار می‌کردم
‫که تو رو برای خودم دارم؟

00:05:17.940 --> 00:05:20.700
‫حتی یه‌ذره هم عوض نشدی، نه میشو؟

00:05:21.310 --> 00:05:26.580
‫دیوونه بازی در تمومش کن و گورت
‫رو گم کن، انقدر مایه‌ی نفرتی که ممکنه بکشمت.

00:05:27.380 --> 00:05:30.750
‫اوه، ارباب جوان اون خاندان
‫تاجر به چه روزی افتاده.

00:05:31.220 --> 00:05:32.880
‫شدی شبیه اوباشای امروزی.

00:05:32.950 --> 00:05:35.420
‫با اینکه فقط یه بچه بودم، اما هنوز...

00:05:35.490 --> 00:05:38.190
‫...چهره‌ی نقاشی که به خونمون اومد
‫و مدعی بود معروفه رو فراموش نکردم.

00:05:38.460 --> 00:05:40.150
‫صورت تو!

00:05:58.010 --> 00:06:00.170
‫تنها اشتباه رئیسمون...

00:06:00.250 --> 00:06:03.810
‫...این بود که وقتی حمله کردیم، از
‫سر هوس تصمیم گرفت تو رو نکشه.

00:06:04.720 --> 00:06:08.450
‫و فقط به خاطر اینکه از جون یه بچه
‫گذشتیم، همه‌ی شمشیرهای قاتل از بین رفت.

00:06:09.120 --> 00:06:12.090
‫تنها اشتباه من این بود که
‫بعد از فرار تو...

00:06:12.160 --> 00:06:15.360
‫...تا ته جهنم دنبالت نیومدم و نکشتمت.

00:06:16.260 --> 00:06:18.230
‫یالا بنال و بگو چیکار داری.

00:06:18.470 --> 00:06:20.900
‫خیلی راحت می‌تونم الان کارت
‫رو تموم کنم، خودتم می‌دونی.

00:06:21.600 --> 00:06:24.400
‫امروز فقط اومدم ببینمتون، گوش کنید.

00:06:24.910 --> 00:06:27.970
‫برعکس رئیس قبلی، من تا ‫به اینجا از
.چیزی که اینجا داشتم استفاده کردم

00:06:28.610 --> 00:06:30.610
‫به کینکا بیاین و ببینین.

00:06:30.610 --> 00:06:32.480
‫اون‌موقع منظورم رو می‌فهمین.

00:06:33.210 --> 00:06:35.340
‫حواست باشه برای خودت
‫قبر تابوت آماده داشته باشی.

00:06:35.780 --> 00:06:38.510
‫برعکس یه شخص
‫خاص من آدم خوبی‌ام...

00:06:38.690 --> 00:06:41.210
‫...اما دیگه انقدری خوب نیستم که
‫برات قبر و تابوت آماده کنم.

00:06:41.790 --> 00:06:45.020
‫بررسی می‌کنم ببینم هست
‫یا نه، اگه بود برای شما.

00:06:45.660 --> 00:06:48.290
‫چون برعکس یه نفر
‫من ملاحظه می‌کنم.

00:06:53.270 --> 00:06:55.260
!چه آدم آشغالیه بابا

00:06:56.840 --> 00:07:00.240
‫بریم. یه فنجون چای گان‌لو مهمونت می‌کنم.

00:07:02.280 --> 00:07:04.570
‫هر چیزی جز چای گان‌لو رو قبول می‌کنم.

00:07:04.640 --> 00:07:06.610
‫چرا؟ خب، آره.

00:07:06.850 --> 00:07:09.640
‫چای گان‌لو چیزیـه که ترجیح
‫می‌دی هیمه-سان برات دم کنه.

00:07:10.520 --> 00:07:13.010
‫من از اون‌هام که خوب‌ها رو می‌ذارم برای آخر سر.

00:07:13.450 --> 00:07:17.410
‫آره؟ خب، من چیزی رو برای
‫بعد نمی‌ذارم، همون موقع شرش رو می‌کنم.

00:07:17.920 --> 00:07:19.390
‫شکی هم نداشتم.

00:07:29.170 --> 00:07:30.300
‫می‌گم، کورین.

00:07:30.400 --> 00:07:31.130
‫بله؟

00:07:31.440 --> 00:07:32.840
‫به زودی به کینکا می‌رسیم.

00:07:32.910 --> 00:07:36.140
‫وقتی رفتیم اونجا، اسم واقعیت رو بهم می‌گی؟

00:07:38.650 --> 00:07:42.410
‫اسم کورین بهت نمیاد، زیادی نازه.

00:07:43.550 --> 00:07:46.140
‫خب عذر می‌خوام که به حد
‫کافی ناز نیستم.

00:07:46.850 --> 00:07:49.520
‫یه اسم باوقارتر بیشتر بهت میاد.

00:08:03.400 --> 00:08:04.870
‫ارباب!

00:08:06.840 --> 00:08:07.970
‫کورین.

00:08:08.540 --> 00:08:10.440
‫شب بخیر، کورین.

00:08:26.160 --> 00:08:28.630
‫وقتی به کینکا برسم،
‫می‌تونم بچه‌ها رو ببینم.

00:08:28.800 --> 00:08:30.760
فقط یکم دیگه باید
.این اوضاع رو تحمل کنم

00:08:32.500 --> 00:08:34.430
‫به زودی به کینکا می‌رسیم.

00:08:34.500 --> 00:08:36.470
‫ازت خواستم توی درس‌هام کمکم کنی...

00:08:36.540 --> 00:08:38.800
‫...اما دانش‌آموز خوبی نیستم، عذر می‌خوام.

00:08:39.440 --> 00:08:41.430
‫با اینکه این‌همه هم ازت بزرگترم.

00:08:42.180 --> 00:08:44.670
‫کوکوجون-سان، شما می‌خواین یه کارمند دولتی بشین؟

00:08:45.310 --> 00:08:50.610
‫می‌خواستم آزمون سراسری رو
‫قبول شم، و مثل عموی بزرگم انجون-ساما باشم.

00:08:51.420 --> 00:08:54.750
‫و حس کردم اگه کسی که با رتبه‌ی
‫جوگن توی آزمون سراسری قبول شده...

00:08:55.120 --> 00:08:58.150
‫...توی درس‌هام کمکم کنه، موفق می‌شم.

00:08:59.130 --> 00:09:01.590
‫عذر می‌خوام که همچین
.درخواست عجیبی ازت داشتم

00:09:01.960 --> 00:09:04.790
‫خب، چیزه...از انجون...

00:09:05.670 --> 00:09:08.100
‫...منظورتون مشاور سایی
‫هست که به تازگی فوت کردن؟

00:09:08.500 --> 00:09:11.270
‫بله! عموی بزرگ شخص بی نظیری بودن.

00:09:12.040 --> 00:09:14.400
‫ایشون احتمالاً از اون دست آدم‌هایی
‫هستن که مردم بهش می‌گن، نابغه.

00:09:14.470 --> 00:09:17.930
‫عموی بزرگ غرور خاندان سا بودن،
‫و من همیشه تحسینشون می‌کردم.

00:09:18.880 --> 00:09:21.110
‫تا همینجا هم خیلی درس خوندین، درسته؟

00:09:21.180 --> 00:09:23.550
‫به نظر میاد از تمامی پایه‌ها
‫درک خیلی خوبی دارین.

00:09:24.750 --> 00:09:29.210
‫فقط در مورد اعداد سال‌ها،
‫اما اصلاً با تو قابل مقایسه نیستم.

00:09:30.060 --> 00:09:32.790
‫درست می‌گین. بالأخره
‫نابغه نیستین.

00:09:33.090 --> 00:09:34.860
‫اگتسو-سان! چطور می‌تونین!؟

00:09:34.930 --> 00:09:37.120
‫نه، حقیقته.

00:09:37.900 --> 00:09:39.890
‫من هم نابغه نیستم.

00:09:40.030 --> 00:09:42.400
‫آه، خب، اگه یکی هم بخواد
‫نابغه باشه، اون شخص تویی.

00:09:49.640 --> 00:09:51.630
‫من با همه‌ی وجودم درس خوندم.

00:09:52.610 --> 00:09:54.440
‫چه زمان داشتم چه پول...

00:09:54.510 --> 00:09:56.140
‫...و این امتحان باید بود اولین و آخرین تلاش من،

00:09:56.220 --> 00:09:57.310
‫...توی آزمون سراسری باشه.

00:09:58.220 --> 00:10:01.280
‫من همه‌ی زمانم رو گذاشتم تا
‫چیزایی که می‌خونم رو حفظ کنم.

00:10:01.690 --> 00:10:05.180
‫مطالب رو بارها و بارها تا وقتی که
خیالم راحت بشه، رونویسی ‫می‌کردم.

00:10:05.860 --> 00:10:08.850
‫نمی‌خواستم پولم رو با خرید کاغذ
هدر بدم ‫برای همین، توی زمستون...

00:10:09.300 --> 00:10:11.260
‫...با چوب توی مزارع معبد می‌نوشتم.

00:10:11.330 --> 00:10:13.300
‫توی فصل‌های دیگه هم، توی
‫جاده‌ی بین شالیزارای برنج می‌نوشتم.

00:10:13.370 --> 00:10:15.830
‫با این کار، در نهایت موفق ‫شدم
.همه‌چیز رو به حافظه بسپرم

00:10:16.140 --> 00:10:18.100
‫اما هنوزم اعتماد به نفس نداشتم.

00:10:18.810 --> 00:10:23.370
باید بود برای قبول شدن انقدر
تلاش کنم، حالا من یه نابغه‌م؟

00:10:25.580 --> 00:10:29.980
‫متأسفم. من واقعاً رقت‌انگیزم. نه؟
‫با اینکه دیگه هجده‌سالمه.

00:10:30.920 --> 00:10:34.250
‫لطفاً عذرخواهی نکنید.
‫بحق نمی‌کنم.

00:10:34.850 --> 00:10:37.820
‫با اینکه حرفام گستاخانه بنظرم
‫میان، ولی می‌خوام اینو بدونید که...

00:10:37.890 --> 00:10:40.860
‫...شاید شما یه نابغه نباشید،
‫اما راه‌های زیادی برای موفقیت هست.

00:10:45.230 --> 00:10:47.200
‫دوتا بچه رو بکشیم؟

00:10:47.270 --> 00:10:49.930
‫بله. دستور کسیـه که استخداممون کرده.

00:10:50.570 --> 00:10:53.510
‫نمی‌خواستین دختره رو به
‫عقد ساکوجون در بیارین؟

00:10:54.040 --> 00:10:56.410
‫گویا اون دختر تقلبیه.

00:10:56.540 --> 00:10:57.340
‫تقلبیه؟

00:10:58.410 --> 00:11:01.350
‫یعنی می‌گی یه دختر معمولی
‫اینطور منو خر فرض کرد؟

00:11:04.380 --> 00:11:07.440
‫نمی‌بخشمشون!
‫اون دوتا بچه‌ دماغو رو می‌کشم.

00:11:07.950 --> 00:11:12.690
‫هر کاری دلت می‌خواد بکن. اما
‫گویا باید یکمی صبر کنی.

00:11:13.190 --> 00:11:15.890
‫قبل از کشتنشون حسابی
‫ازشون استفاده می‌کنیم.

00:11:16.360 --> 00:11:17.160
‫استفاده می‌کنیم؟

00:11:17.230 --> 00:11:19.160
‫آره، اما از این بگذریم.

00:11:19.230 --> 00:11:20.890
‫یه چیز جالب افتاده تو دستمون.

00:11:25.470 --> 00:11:27.670
‫اون رو برگردون.

00:11:30.210 --> 00:11:32.180
‫این...مهر استانداریه!

00:11:32.310 --> 00:11:34.010
‫این یکی یه قسمتی از طلسمه.

00:11:34.710 --> 00:11:36.510
‫گفتم دنبال تیکه‌های دیگه بگردن.

00:11:37.020 --> 00:11:39.180
‫مهر توی یه
‫مانجوی بخارپز بود.

00:11:39.850 --> 00:11:43.020
‫طلسم به عنوان تزئین به
‫یه گلدان مجلسی طلایی چسبیده بود.

00:11:43.560 --> 00:11:44.990
‫یه گلدان مجلسی؟

00:11:45.060 --> 00:11:49.050
‫شک دارم توقع داشتن که ما وسط
‫دونه دونه‌ی مانجوها رو نگاه کنیم.

00:11:49.700 --> 00:11:51.060
‫تا وقتی اینا دست ما باشه...

00:11:51.430 --> 00:11:52.760
‫...هیچ نیازی به استاندارها نداریم.

00:11:53.270 --> 00:11:55.730
‫الان تنها کاری که باید
‫بکنیم اینه که منتظر رسیدنشون باشیم.

00:11:56.100 --> 00:11:57.070
‫درسته.

00:11:58.070 --> 00:12:00.940
‫ولی، اون دختر اصلی ‫که از خاندان کوـه، کجاست؟

00:12:01.170 --> 00:12:05.470
‫خیلی زود برای گرفتن مهر
‫و طلسم، سروکله‌ش پیدا می‌شه.

00:12:05.980 --> 00:12:08.210
‫حالا، تنها چیزی که باقی مونده...

00:12:08.280 --> 00:12:10.180
‫...اینه که برای شب عروسی‌ـش
‫با ساکوجون-ساما، اتاقی آماده کنیم.

00:12:11.150 --> 00:12:13.120
‫اما این ساکوجون، دقیقاً کجاست؟

00:12:13.520 --> 00:12:16.050
‫گفت از اینکه با شمشیرهای
‫قاتل بمونه، می‌ترسه...

00:12:16.460 --> 00:12:18.920
‫...برای همین براش یه
‫اقامتگاه جدا ترتیب دادیم.

00:12:19.360 --> 00:12:22.800
‫لعنتی. اون یه ترسوـه، هیچ‌وقت
‫باورت نمی‌شه اون برادر من باشه.

00:12:23.460 --> 00:12:25.730
‫خب، بی‌خیال اینا. می‌گم میشو.

00:12:26.170 --> 00:12:28.760
‫نظرت چیه به جای پدربزرگ
‫به خودم خدمت کنی؟

00:12:29.100 --> 00:12:31.470
‫دارین نقشه می‌کشین
‫چوشو رو کنار بزنین؟

00:12:32.240 --> 00:12:33.400
‫خب، نظرت چیه؟

00:12:33.470 --> 00:12:36.440
‫این موضوع و سودی که درآینده
‫برام داره رو در نظر می‌گیرم.

00:12:45.820 --> 00:12:48.450
‫بیا، یه نگاه بنداز.
‫اینجا کینکاست.

00:12:50.760 --> 00:12:52.850
‫پس کینکا اینجاست.

00:13:04.670 --> 00:13:06.300
‫چی شده؟

00:13:06.370 --> 00:13:09.100
‫اینجا مرکز بازرگانی استان سا هست؟

00:13:09.840 --> 00:13:11.330
‫درسته.

00:13:12.280 --> 00:13:14.080
‫یه جای کار می‌لگنه.

00:13:15.080 --> 00:13:17.050
‫چرا اینجا اصلاً انرژی نداره.

00:13:18.690 --> 00:13:21.280
‫می‌خوای چیکار کنی؟ همونطور
‫که قول داده بودم، به کینکا رسیدیم.

00:13:22.020 --> 00:13:24.220
‫می‌خوای به جایی که می‌مونم بیای؟

00:13:24.290 --> 00:13:27.020
‫نه، چندجایی هست که باید برم.

00:13:27.290 --> 00:13:29.450
‫وقتی کارم تموم شد، میام و
‫ازتون خداحافظی می کنم.

00:13:29.960 --> 00:13:31.930
‫شما کجا می‌مونین؟

00:13:32.270 --> 00:13:35.670
‫خانواده‌م اینجا خونه‌ای دارن،
‫برای همین به مسافرخونه نمی‌رم.

00:13:36.270 --> 00:13:38.330
‫از هر کسی بپرسی منزل
‫گل داوودی کجاست...

00:13:38.400 --> 00:13:39.800
‫...نشونت می‌دن.

00:13:39.870 --> 00:13:40.770
‫بسیار خب.

00:13:41.010 --> 00:13:42.030
‫کورین.

00:13:44.240 --> 00:13:46.010
‫بله؟

00:13:46.080 --> 00:13:49.740
‫هیچی. فقط، حس می‌کنم خیلی
‫بهتر می‌شد، اگه انقدر سرد نبودی.

00:13:50.320 --> 00:13:52.440
‫اما ارباب! شما عذرخواهی نمی‌کنین!

00:13:53.120 --> 00:13:56.150
‫من عذرخواهی نمی‌کنم، چون
‫هیچ کار اشتباهی انجام ندادم.

00:14:01.690 --> 00:14:05.130
‫نمی‌دونم چرا دیدن این
‫مرد منو یاد ریووکی میندازه.

00:14:05.970 --> 00:14:09.830
‫یه تشابه تصادفیـه؟
‫نه، این دوتا اصلاً شبیه نیستن.

00:14:12.410 --> 00:14:14.870
‫گفتین منزل گل داوودی، درسته؟

00:14:14.940 --> 00:14:17.210
‫احتمالاً تا فردا میام.

00:14:17.340 --> 00:14:18.440
‫منتظرت می‌مونم.

00:14:18.510 --> 00:14:19.380
‫تا بعد.

00:14:23.850 --> 00:14:25.820
‫منتظرت...می‌مونم.

00:14:32.060 --> 00:14:34.530
‫یه سری اراذل و اوباش
‫توی خیابونا گشت می‌زنن.

00:14:34.990 --> 00:14:37.390
‫مشخصه از شهر محافظت نمی‌کنن.

00:14:37.460 --> 00:14:39.490
‫واضحه که سعی دارن
‫محیط ترسناکی درست کنن.

00:14:40.530 --> 00:14:43.000
‫علاوه بر اون، تعدادشون خیلی زیاده.

00:14:43.540 --> 00:14:45.500
‫مثل اینکه ما رو زیر نظر دارن.

00:14:46.870 --> 00:14:49.100
‫آه، خدا رو شکر، بالأخره رسیدم.

00:14:50.510 --> 00:14:53.480
‫الکی بهش نمی‌گن انجمن بازرگانی
‫کینکا، خیلی بزرگه.

00:14:55.010 --> 00:14:57.140
‫اما خیلی هم ساکته.

00:14:58.650 --> 00:15:02.140
‫یه جای کار می‌لنگه.
‫اول باید اطلاعات جمع کنم.

00:15:04.660 --> 00:15:05.850
‫آه، متأسفم!

00:15:08.530 --> 00:15:11.050
‫خانوم جوان، احتمالاً از خارج  شهر اومدین.

00:15:12.330 --> 00:15:14.300
‫اولین بارتونه به کینکا میایم؟

00:15:14.670 --> 00:15:16.830
‫توی انجمن بازرگانی دنبال کار می‌گردین؟

00:15:16.900 --> 00:15:18.770
‫چیزه..

00:15:21.410 --> 00:15:23.600
‫لباسش چیزای غیرعادی‌ زیاد داره.

00:15:23.680 --> 00:15:26.140
‫چیزایی که به وسع یه آدم
.از طبقه‌ی متوسط نمی‌رسه

00:15:26.210 --> 00:15:28.650
‫شما توی انجمن بازرگانی کار می‌کنید؟

00:15:28.720 --> 00:15:34.450
‫اوه اوه شما خیلی فهیمین، پس یعنی
 ،یه گذرنامه‌ی خاص هم دستتونه

00:15:35.120 --> 00:15:37.110
که روش هفت رنگ درخشان داره؟

00:15:38.790 --> 00:15:40.760
‫از کجا می‌دونین؟

00:15:43.930 --> 00:15:45.860
‫شمشیرهای قاتل کنترل...

00:15:45.930 --> 00:15:49.030
‫...پایتخت بازرگانی کینکا رو به دست گرفتن.

00:15:50.040 --> 00:15:53.200
‫ایشون رئیس انجمن بازرگانی
‫شعبه‌ی کینکا هستن؟

00:16:02.380 --> 00:16:04.470
‫تالار انجمنی که الان درش بودیم...

00:16:04.550 --> 00:16:06.610
‫...یه مدت لانه‌ی دزد ‌ها بوده.

00:16:07.290 --> 00:16:09.120
‫منظورتون چیه؟

00:16:09.190 --> 00:16:10.250
‫چندماه پیش...

00:16:10.320 --> 00:16:13.920
‫...شمشیرهای قاتل دسته‌جمعی و
‫خیلی ناگهانی وارد شهر شدن.

00:16:14.730 --> 00:16:16.700
‫واقعاً ذکاوت به خرج دادن.

00:16:17.100 --> 00:16:19.790
‫با اینکه به زور وارد شهر شدن، هیچ غارتی نکردن.

00:16:20.870 --> 00:16:23.340
‫میشو، کسی که خودش رو
‫رهبرشون معرفی کرد...

00:16:23.500 --> 00:16:28.200
‫اعلام کرد اگه اهالی شهر قبولشون
‫کنن، به هیچ‌کسی آسیبی نمی‌رسونن.

00:16:28.940 --> 00:16:31.770
‫و شهردار کینکا هم این شرایط رو پذیرفت؟

00:16:32.610 --> 00:16:34.600
‫ایشون زندگی مردم رو در
‫اولویت قرار دادن.

00:16:35.450 --> 00:16:38.010
‫اون افراد توی دستوری که گرفته
‫بودن، هیچ تعللی نداشتن.

00:16:38.850 --> 00:16:42.120
‫هرچند، مطمئن شدن که همه تحت کنترلشونن...

00:16:42.920 --> 00:16:45.360
‫...و آروم و رفته رفته
‫به مردم کینکا فشار روانی وارد کردن.

00:16:45.360 --> 00:16:46.890
‫...و آروم و به بیش از پیش
‫به مردم کینکا فشار روانی وارد کردن.

00:16:47.490 --> 00:16:50.620
‫شهردار رو دستگیر کردن، توی شهر گشت می‌زنن و...

00:16:51.330 --> 00:16:54.060
‫...همه‌ش به این موضوع اشاره می‌کنن
‫که تحت حمایت خاندان سا هستن.

00:16:54.230 --> 00:16:55.960
‫خاندان سا؟

00:16:56.040 --> 00:16:58.500
‫بازرگانان با این چشم‌انداز که
‫بتونن با خاندان سا ارتباط بگیرن...

00:16:58.570 --> 00:17:01.040
‫...یکی یکی، شروع به حمایت از اون‌ها کردن.

00:17:01.310 --> 00:17:03.710
‫پس می‌شه گفت در ظاهر
‫ما انجمن بازرگانی هستیم.

00:17:06.210 --> 00:17:08.180
‫درسته. ما بازرگانیم.

00:17:09.050 --> 00:17:11.310
‫ما هیچ‌وقت دست از حساب و کتاب
‫سود و منفعت دست نمی‌کشیم.

00:17:11.650 --> 00:17:14.750
‫و بسته به شرایط، با هر کسی متحد می‌شیم.

00:17:16.160 --> 00:17:19.060
‫الان وقت حساب و کتابه،
‫این می‌شه اولین کارم به عنوان استاندار.

00:17:19.860 --> 00:17:22.330
‫باید هرطور شده، انجمن بازرگانی
‫رو بیارم سمت خودمون.

00:17:23.860 --> 00:17:26.330
‫اگه نتونم این کار رو بکنم،
‫اون‌موقع هیچ ‌شانسی...

00:17:26.400 --> 00:17:28.870
‫...برای روبه‌رو شدن با شمشیرهای قاتل
‫یا خاندان سا نداریم.

00:17:28.940 --> 00:17:30.900
‫لطفاً شرایطتتون رو بگید.

00:17:31.000 --> 00:17:34.600
‫برای اینکه مزدورهای انجمن بازرگانی
‫رو بسیج کنید، باید چیکار کنم؟

00:17:37.710 --> 00:17:40.040
‫پس لطفاً کارتهایی که دارین رو، رو کنید.

00:17:40.350 --> 00:17:43.800
‫بعد از اینکه کارت‌های شما و
‫شرایط خودمون رو بررسی کردیم...

00:17:44.080 --> 00:17:46.550
‫...اگه تشخیص بدیم احتمال
،موفقیتتون، هشتاد درصده

00:17:46.820 --> 00:17:48.790
‫...در اون صورت ازتون حمایت می‌کنیم.

00:17:49.820 --> 00:17:51.650
‫طبق منابع ما...

00:17:51.720 --> 00:17:56.390
‫...شمشیرهای قاتل مهر و طلسم
‫استانداری سا رو به دست آوردن.

00:17:57.330 --> 00:18:00.660
‫پس اون دوتا هم دیگه ارزشی توی
‫معامله‌مون نخواهند داشت.

00:18:01.300 --> 00:18:04.030
‫این کاملاً غیرممکنه، اون‌ها تقلبی‌ان.

00:18:06.770 --> 00:18:08.740
چرا فکر می‌کنید تقلبی‌ان؟

00:18:08.980 --> 00:18:10.440
‫حقیقت اینه که...

00:18:10.510 --> 00:18:12.440
‫مهر و طلسم استانداری سا
‫باید همزمان با شما...

00:18:12.510 --> 00:18:14.210
‫...به کینکا برسه.

00:18:15.180 --> 00:18:18.210
‫حتی بدون هیچ اطلاع اضافه‌ای،
‫به محض اینکه ببینینشون متوجه می‌شین.

00:18:18.550 --> 00:18:22.750
‫من می‌ذارمشون یه جای امن
‫که هیچ‌کس دیگه‌ای نتونه پیداشون کنه.

00:18:23.860 --> 00:18:27.760
‫این‌ها صحبت‌های خود امپراتور بود.
‫فکر می‌کنم می‌تونیم حرف‌هاشون رو باور کنیم.

00:18:29.430 --> 00:18:31.560
‫خب، الان دقیقاً کجا هستن؟

00:18:31.800 --> 00:18:34.390
‫خب...هنوز نمی‌دونم.

00:18:36.100 --> 00:18:38.070
‫تحت هر شرایطی پیداشون می‌کنم.

00:18:40.570 --> 00:18:44.510
‫ما هرگز توی همچین سیستم
‫احمقانه و بی‌مسئولیتی کار نمی‌کنیم.

00:18:46.710 --> 00:18:48.840
‫اما، قصد دارین چطور پیداشون کنید؟

00:19:00.660 --> 00:19:02.150
‫پس کینکا اینجاست؟

00:19:02.560 --> 00:19:04.260
‫گـ-گذرنامه‌ت رو نشون بده.

00:19:04.960 --> 00:19:08.330
‫آه، باشه.
‫خب کجا گذاشتمش؟

00:19:15.110 --> 00:19:17.370
‫هی! صفو نگه داشتی! زود باش.

00:19:18.540 --> 00:19:22.380
‫توی زندگیم تا حالا
‫هیچ‌وقت بهم نگفتن زود باش.

00:19:24.750 --> 00:19:27.340
‫شاید یبارم تو زندگیم عجله
‫کنم خوش بگذره.

00:19:37.030 --> 00:19:38.620
‫آه، ایناهاش.

00:19:39.300 --> 00:19:42.030
‫لعنتی این‌همه دردسر درست کردی!

00:19:43.500 --> 00:19:47.270
‫اژدهاهای دوقلو؟
‫تو از اعضای خاندان رانی؟

00:19:57.320 --> 00:20:00.010
‫خب حالا، نظرتون چیه به مناسبت
‫ورودم به کینکا قطعه‌ای بنوازم؟

00:20:04.120 --> 00:20:05.780
‫او-اون فلوت!

00:20:05.860 --> 00:20:10.120
‫این همون یارو ران ریوورنه.

00:20:11.130 --> 00:20:13.100
‫برادر.

00:20:17.670 --> 00:20:20.900
‫تحت یک روز، مهر و طلسم
‫استاندار رو پیدا می‌کنم.

00:20:21.740 --> 00:20:25.300
‫به علاوه، معاون استاندار، رو انسه، در حال سفر با...

00:20:25.780 --> 00:20:28.250
‫... افسر مخصوص استاندار،
‫شی سه‌ران، که از طرف خود عالیجناب،

00:20:28.410 --> 00:20:31.180
‫...شمشیر دریافت کردن، و همچنین،

00:20:31.680 --> 00:20:34.240
‫از فرماندگان استان سا هم مقام بالاتری دارن، هستن.

00:20:35.150 --> 00:20:41.060
‫این دو، به علاوه‌ی استاندار دیگه،
‫تو اگتسو، به زودی به کینکا می‌رسن.

00:20:42.090 --> 00:20:46.030
‫که اینطور. و این‌ها کارت‌های شمان؟

00:20:46.470 --> 00:20:47.760
‫نه.

00:20:48.230 --> 00:20:51.400
‫تحت هیچ شرایطی نباید ببازم. اگه اینجا
‫شکست بخورم، هیچ شانسی برام نمی‌مونه.

00:20:52.070 --> 00:20:54.440
‫باید هر کاری ازم بر میاد
‫انجام بدم تا توی این مبارزه پیروز شم.

00:20:55.940 --> 00:20:58.600
‫کارت نهایی من...زندگی خودمه!

00:21:01.550 --> 00:21:04.610
‫اگه اوضاع به اون حد برسه،
‫با زندگی خودم معامله می‌کنم.

00:21:05.180 --> 00:21:06.310
‫منظور؟

00:21:06.390 --> 00:21:08.350
‫اگه اینجا توی استان سا بمیرم...

00:21:08.790 --> 00:21:13.250
‫...تأثیر شدیدی روی نام‌خانوادگی‌ من یعنی «کو» می‌ذاره.

00:21:14.260 --> 00:21:16.730
‫خاندان سا نمی‌تونن یه بانو که
‫مستقیماً از وارثین خاندان کو هست رو بکشه.

00:21:17.100 --> 00:21:18.960
‫این عمل واکنش شدیدی رو در پیش داره.

00:21:19.030 --> 00:21:24.560
‫و برای همینه که زندگی من
‫توی این معامله ارزش زیادی داره.

00:21:29.080 --> 00:21:31.200
‫ قطعیتی توی کارت نهاییتون وجود نداره.

00:21:32.680 --> 00:21:36.440
‫تا وقتش نرسه، نمی‌دونیم خاندان
‫کو چطور واکنش نشون می‌دن.

00:21:37.180 --> 00:21:38.580
‫اما...!

00:21:40.420 --> 00:21:42.440
‫ما شرایط خودمون رو براتون می‌گیم.

00:21:43.220 --> 00:21:46.680
‫از شر رهبر اصلی شمشیرهای قاتل
‫به اضافه‌ی افسران ارشدش خلاص بشید.

00:21:47.360 --> 00:21:49.350
‫اگه بگین می‌تونین این کار رو بکنید...

00:21:49.430 --> 00:21:52.360
‫...اون‌وقت من هم بهتون قول می‌دم تا
‫ارتش زبده‌ی خودمون رو همراهتون می‌فرستیم.

00:21:53.130 --> 00:21:55.190
‫من ارزش رو توی روحیه‌ی شما می‌بینم.

00:21:56.800 --> 00:21:58.770
‫ازتون خیلی ممنونم!

00:21:58.970 --> 00:22:00.530
‫استاندار کو.

00:22:00.610 --> 00:22:01.160
‫بله.

00:22:01.570 --> 00:22:05.030
‫قول می‌دین به امید مردم
‫استان سا خیانت نکنین؟

00:22:07.610 --> 00:22:09.480
‫بله.

00:22:15.290 --> 00:22:17.550
‫بالأخره به کینکا رسیدیم.

00:22:17.620 --> 00:22:18.020
‫بله.

00:22:22.830 --> 00:22:23.890
‫کوکوجون-سان؟

00:22:26.870 --> 00:22:28.700
‫منتظرتون بودم!

00:22:31.500 --> 00:22:37.070
‫به کینکا خوش اومدین، استاندار ‫تو و دختر تقلبی.

00:22:47.590 --> 00:22:50.080
‫برای امشب، براتون اتاقی بگیریم؟

00:22:50.360 --> 00:22:51.790
‫آه، نیازی نیست.

00:22:51.860 --> 00:22:55.190
‫خونه‌ی یکی از پسرهای
‫خاندان رین می‌مونم.

00:22:58.400 --> 00:23:00.370
‫ببخشید، مشکلی هست؟

00:23:01.300 --> 00:23:05.070
‫چند روز پیش، شمشیرهای قاتل
‫کل خاندان رین رو قتل عام کردن.

00:23:05.500 --> 00:23:07.670
‫هیچ کسی زنده نموند.

00:23:09.840 --> 00:23:11.810
‫چطور ممکنه؟

00:23:16.620 --> 00:23:18.880
‫پس، اون مرد کیه؟

00:23:22.920 --> 00:23:26.260
‫اون مرد...دقیقاً کیه؟

00:23:30.000 --> 00:24:00.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:24:00.001 --> 00:24:45.001
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:31.100 --> 00:23:36.190
<c.colorc1c3c5>‫تو همیشه زندگی رو با بی‌خیالی گذروندی و حالا...</c>

00:23:36.340 --> 00:23:42.900
‫داری بین بارون چه رویایی رو دنبال می‌کنی؟

00:23:43.010 --> 00:23:48.070
‫و در حالی که یه جایی داری با تنهایی می‌جنگی..

00:23:48.180 --> 00:23:53.170
‫حتماً هر لحظه بغضت رو فرو می‌خوری...

00:23:54.250 --> 00:23:58.710
<c.colorc1c3c5>‫می‌گی تنهایی از پسش برمیای...</c>

00:24:00.260 --> 00:24:05.390
‫...<c.colorc1c3c5>تو هم درست مثل خودمی</c>

00:24:06.130 --> 00:24:10.660
<c.colorc1c3c5>‫حتی اگه مجبور باشیم راه طولانی تر رو طی کنیم...</c>

00:24:10.740 --> 00:24:16.640
<c.colorc1c3c5>‫باز هم یه طورایی این مسیر رو ترجیح می‌دیم...</c>

00:24:17.610 --> 00:24:23.410
<c.colorc1c3c5>‫هر وقت که احساس شادی و یا خوشحالی می‌کنم...</c>

00:24:23.520 --> 00:24:28.380
<c.colorc1c3c5>‫همیشه به تو فکر می‌کنم.</c>

00:24:29.520 --> 00:24:42.200
<c.colorc1c3c5>‫می‌دونم که این فصل رنگارنگ ‫این احساس من رو بهت می رسونه...</c>

00:24:48.650 --> 00:24:54.980
‫کلاغ‌ها در شب بدون ماه...

00:24:46.900 --> 00:24:51.740
‫قول دادم که سه‌رن، انسه
‫کورین و اگتسو رو توی کینکا ببینم.

00:24:51.880 --> 00:24:54.110
‫اما چیزی که بیشتر از همه‌ی اینا
‫منو می‌ترسونه هویت رین سنیاست.

00:24:54.550 --> 00:24:57.470
‫یعنی از اون‌موقع با یه آدم
‫خطرناک سفر می‌کردم؟

00:00:02.530 --> 00:00:10.540
‫Hajimari no kaze yo todoke message

00:00:02.530 --> 00:00:10.540
‫اولین نفس باد، پیامی برای من به همراه داره

00:00:11.010 --> 00:00:20.060
‫"Itsudemo anata wo shijiteiru kara."

00:00:11.010 --> 00:00:20.060
‫"من همیشه بهت باور دارم"

00:00:20.700 --> 00:00:29.680
‫داستان‌های سائیونکوکو

00:00:21.330 --> 00:00:29.170
‫Ano toki yume ni miteita sekai ni tatteiru no ni

00:00:21.330 --> 00:00:29.170
‫قبلا اون رویا رو توی این دنیا می‌دیدم

00:00:29.770 --> 00:00:37.080
‫miwatsu keshiki ni ashi wo sukoshi sukumase

00:00:29.770 --> 00:00:37.080
‫اما حالا که به ‌این منظره نگاه می‌کنم، دچار تردید می‌شم!

00:00:37.280 --> 00:00:41.370
‫dakedo ushiro furimukanaide

00:00:37.280 --> 00:00:41.370
‫ولی من نباید به عقب نگاه کنم

00:00:41.580 --> 00:00:45.570
‫aruite yuku koto kimeta kara

00:00:41.580 --> 00:00:45.570
‫تصمیمم رو گرفتم که رو به جلو قدم بردارم

00:00:45.850 --> 00:00:49.970
‫Miageta sora nanairo no niji

00:00:45.850 --> 00:00:49.970
‫وقتی به آسمون نگاه می‌کنم، رنگین کمانی می‌بینم

00:00:50.160 --> 00:00:53.440
‫anata mo mitemasu ka?

00:00:50.160 --> 00:00:53.440
‫تو هم می‌تونی ببینیش؟

00:00:53.900 --> 00:01:02.030
‫Hajimari no kaze yo todoke message

00:00:53.900 --> 00:01:02.030
‫اولین نفس باد، پیامی برای من به همراه داره

00:01:02.420 --> 00:01:10.470
‫yume ni kakedashita senaka mimamoru kara

00:01:02.420 --> 00:01:10.470
‫چون من همیشه وقتی به سمت رویاهات میری از پشت سر بدرقه‌ات می‌کنم

00:01:11.040 --> 00:01:19.150
‫Maiagaru kaze yo  hi no hikari matoi

00:01:11.040 --> 00:01:19.150
‫طوفان نور خورشید رو هدایت می‌کنه تا بالای سر ما بتابه

00:01:19.560 --> 00:01:29.320
‫jiyuu no tsubasa de tsuyoku tobitatou

00:01:19.560 --> 00:01:29.320
‫و بال‌های آزادی به من فرصت پرواز برفراز آسمون‌ها رو می‌دن

00:24:57.470 --> 00:24:59.470
‫