﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:01:30.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:33.250 --> 00:01:35.220
‫روز موعود از راه رسید.

00:01:35.560 --> 00:01:38.020
‫این شب ماه نو، شب تاریکی.

00:01:38.530 --> 00:01:40.290
‫امشب مراسم انتخاب...

00:01:40.360 --> 00:01:41.950
‫...رهبر خاندان سا برگزار می‌شه.

00:01:43.830 --> 00:01:47.790
‫شوره و شونکی برای از بین
‫بردن اختلافات پیرامون خاندان سا...

00:01:47.870 --> 00:01:51.900
‫...به حیاط معبد سای‌هاسن رفتن.

00:01:57.610 --> 00:01:58.870
‫کوکوجون-ساما!

00:02:00.920 --> 00:02:05.880
‫سم را با سم بکش

00:02:20.900 --> 00:02:25.170
‫خوش می‌گذشت، ولی به زودی تموم می‌شه.

00:02:29.780 --> 00:02:32.110
‫تو اگتسو-دونو، استاندار استان سا...

00:02:33.150 --> 00:02:36.010
‫...و معاون استاندار، رو انسه-دونو، وارد می‌شوند.

00:02:45.960 --> 00:02:46.980
‫کوکوجون-ساما...

00:02:57.610 --> 00:02:59.000
‫کوکوجون-ساما!

00:03:01.110 --> 00:03:03.080
‫کاری که من باید اینجا انجام بدم...

00:03:03.140 --> 00:03:05.610
‫...اینه که با نگاه یه استاندار
‫اوضاع رو در نظر بگیرم و قضاوتش کنم.

00:03:07.080 --> 00:03:09.520
‫کوکوجون-ساما. کوکوجون-ساما!

00:03:10.720 --> 00:03:12.690
‫کوکوجون-ساما!

00:03:14.020 --> 00:03:15.990
‫به خودت بیا!

00:03:21.330 --> 00:03:23.300
‫کوکوجون-ساما.

00:03:25.170 --> 00:03:27.070
‫شونـ...کی؟

00:03:36.340 --> 00:03:39.580
‫من...پدرم رو کشتم.

00:03:41.350 --> 00:03:43.720
‫من...پدربزرگ چووشو رو زدم.

00:03:47.320 --> 00:03:51.310
‫دیگه...دیگه چیزی برام نمونده.

00:03:53.030 --> 00:03:55.500
‫حتی همون چیزی که مال خودم
‫بود، حتی قلبم...

00:04:06.810 --> 00:04:08.830
‫غیرممکنه تو همچین کاری بکنی.

00:04:08.910 --> 00:04:11.340
‫امکان نداره تو بتونی همچین کاری بکنی.

00:04:12.910 --> 00:04:14.440
‫تو آدمی هستی که...

00:04:14.520 --> 00:04:16.810
‫...گل رو از ریشه بیرون می‌کشی
‫و برای من میاری،

00:04:17.520 --> 00:04:19.990
‫...چون جرئت نمی‌کنی ساقه‌ش رو بشکنی.

00:04:21.520 --> 00:04:22.610
‫بعد از اون، هر دو با هم...

00:04:22.690 --> 00:04:25.450
‫...گل رو گوشه‌ی باغمون کاشتیم.

00:04:27.860 --> 00:04:31.490
‫برای همین، تو آدمی نیستی که
‫بتونی کسی رو بکشی.

00:04:39.810 --> 00:04:44.610
‫من دیوونه شده‌م، به هیچ‌چیزی
‫جز کشتن فکر نمی‌کردم.

00:04:45.650 --> 00:04:48.640
‫احساس می‌کردم تنها راه اینه که همه
‫چیز رو خراب کنم و از نو شروع کنم.

00:04:51.020 --> 00:04:55.250
‫نه، من بهت باور دارم
‫کوکوجون-ساما، من بهت باور دارم!

00:04:56.220 --> 00:05:00.920
‫تو هیچ‌کسی رو نکشتی. و راه‌های
‫دیگه‌ای هم برای شروع دوباره هست.

00:05:04.330 --> 00:05:06.300
‫اگه واقعاً به از نو شروع کردن باور داری...

00:05:07.670 --> 00:05:09.640
‫...پس لطفاً رهبر خاندان سا شو.

00:05:12.340 --> 00:05:14.400
‫مسخره‌ست.

00:05:14.510 --> 00:05:15.530
‫چرا مسخره‌ست؟

00:05:15.610 --> 00:05:19.510
‫تو همیشه همه‌چیزت رو
‫برای خاندان سا دادی.

00:05:20.780 --> 00:05:22.510
‫اما آخرش، نتونستم هیچ‌کاری بکنم.

00:05:22.580 --> 00:05:25.250
‫و حالا هم کاری کردم که
‫نمی‌تونم ازش برگردم.

00:05:25.390 --> 00:05:27.350
‫لطفاً دیگه کافیه!

00:05:28.220 --> 00:05:31.620
‫برای تو، موضوع این نیست
‫که کی اون رو کشت.

00:05:32.330 --> 00:05:36.130
‫حسرت واقعی تو اینه که نتونستی قبل از
‫اینکه اوضاع به اینجا برسه، نجاتش بدی.

00:05:36.900 --> 00:05:38.870
‫هرجایی که حقیقت وجود داشته باشه...

00:05:39.300 --> 00:05:41.770
‫...تو تا آخر عمرت اینطوری
‫خودت رو سرزنش می‌کنی،

00:05:42.440 --> 00:05:44.900
‫...و به خودت می‌گی کار نکردی.

00:05:45.670 --> 00:05:47.800
‫حتی در حینی که احساس
‫گناه و حسرت زیادی رو روی...

00:05:47.910 --> 00:05:49.140
‫...شونه‌هات حس می‌کنی،
‫تا وقتی زنده باشی،

00:05:49.210 --> 00:05:51.540
‫...کارهایی هست که می‌تونی انجامشون
‫بدی و می‌تونی از نو شروع کنی.

00:05:51.610 --> 00:05:53.050
‫اشتباه می‌گم؟

00:05:54.520 --> 00:05:57.040
‫اما اگه حرفت اینه که این
‫بار زیادی سنگینه...

00:05:57.120 --> 00:05:59.590
‫...و نمی‌تونی یه قدم دیگه برداری،
‫پس دیگه کاریش نمی‌شه کرد.

00:06:00.120 --> 00:06:03.250
‫لطفاً همینجا بمون. چون من می‌رم.

00:06:04.090 --> 00:06:06.060
‫من رهبر خاندان سا می شم...

00:06:06.530 --> 00:06:10.360
‫...و هرکاری می‌کنم تا تاوان جنایاتی
‫که خاندان سا مرتکب شده رو بدم.

00:06:15.340 --> 00:06:19.400
‫این تصمیمی‌ـه که بعد از پیدا
‫کردن این حلقه گرفتم.

00:06:23.240 --> 00:06:26.840
‫حلقه‌ی رهبر خاندان سا؟
‫اما اینکه گم شده بود.

00:06:28.080 --> 00:06:29.170
‫هیچ شکی ندارم...

00:06:29.250 --> 00:06:32.080
‫...این همون حلقه‌ای‌ـه که
‫پدربزرگ انجون تو دستش می‌کرد.

00:06:34.490 --> 00:06:38.580
‫از این لحظه به بعد، من سا شونکی
‫این حلقه رو به ارث می‌برم.

00:06:48.400 --> 00:06:50.370
‫صبر کن!

00:06:53.270 --> 00:06:58.940
‫نمی‌تونم اجازه بدم تو تاوان
‫گناه‌ها و حسرت‌های من رو بدی.

00:07:06.990 --> 00:07:10.150
‫عموی بزرگ انجون همیشه این
‫رو توی این انگشت می‌کردن، نه؟

00:07:16.300 --> 00:07:18.270
‫همونطور که گفتی، بدون شک من...

00:07:18.330 --> 00:07:20.800
‫....تا آخر عمرم حسرت اتفاقی که
‫امروز افتاد رو می‌خورم.

00:07:21.400 --> 00:07:26.700
اگه بفهمی تا الان چه مسیری
...رو طی کردم تا به اینجا برسم

00:07:28.010 --> 00:07:31.070
حقیقت هر چی هم که باشه، در واقع
.من کسی بودم که کشتش

00:07:32.110 --> 00:07:34.450
‫اگه زودتر اقدام می‌کردم...

00:07:36.620 --> 00:07:39.090
‫...اوضاع اینطوری نمی‌شد.

00:07:40.490 --> 00:07:42.460
‫بارها...و بارها...

00:07:43.520 --> 00:07:47.120
‫به امروز فکر می‌کنم. مطمئنم تا روزی
‫ که بمیرم، خوابش رو می‌بینم.

00:07:47.560 --> 00:07:49.530
‫هیچ‌وقت نباید فراموشش کنم.

00:07:50.060 --> 00:07:53.800
‫اما تو داری بهم می‌گی این کار
‫به تنهایی کمکی به اوضاع نمی‌کنه، نه؟

00:07:57.870 --> 00:08:01.870
‫توی همون مسیری که قبلاً عموی بزرگت
‫انجون، طی کرده، قدم بذار.

00:08:19.090 --> 00:08:21.190
‫من این مرد رو قبلاً دیدم.

00:08:22.000 --> 00:08:24.730
‫عموی‌بزرگ...انجون...؟

00:08:26.000 --> 00:08:27.160
‫مشاور سا؟

00:08:28.640 --> 00:08:30.800
‫پس در نهایت تو پا
.پیش گذاشتی، کوکوجون

00:08:31.640 --> 00:08:34.610
‫با توجه به جوانی و مهربانی‌ت
‫حتماً برات تصمیم دردناکی بود.

00:08:36.440 --> 00:08:38.410
‫اگه تو رهبر خاندان سا بشی...

00:08:38.480 --> 00:08:41.000
‫...احساسات دردآور زیادی رو تجربه می‌کنی.

00:08:41.420 --> 00:08:44.080
‫هرچقدر مهربان‌تر باشی،
‫بیشتر اشک می‌ریزی.

00:08:44.850 --> 00:08:49.020
‫اما همه‌ی این‌ها خوبه. حواست باشه تحت
 .هیچ‌ شرایطی، از مهربانیت دست نکشی

00:08:50.890 --> 00:08:52.950
‫مردی نشو که هیچ‌وقت احساساتش
‫رو بروز نمی‌ده.

00:08:53.560 --> 00:08:56.050
‫هروقت که قلبت آسیبی دید، گریه کن...

00:08:56.130 --> 00:08:58.100
‫...و بعد دوباره بلند شو به پیش برو.

00:08:59.300 --> 00:09:01.770
‫کسی که باید ازش
‫محافظت کنی رو اشتباه نگیر.

00:09:02.100 --> 00:09:04.300
‫هرچقدر هم که توی خون غرق شدی...

00:09:04.370 --> 00:09:07.340
‫...حواست باشه به کسایی که باید
‫ازشون محافظت کنی، آسیب نزنی.

00:09:08.380 --> 00:09:10.610
‫مرد مهربان و قوی‌ای شو.

00:09:11.150 --> 00:09:14.380
‫شونکی در کنارت می‌مونه،
‫همونطور که ایکی کنار من بود.

00:09:21.090 --> 00:09:23.060
‫پدربزرگ.

00:09:25.660 --> 00:09:27.890
‫من هیچ وقت آدم به درد بخوری نبودم...

00:09:27.960 --> 00:09:30.120
‫...و هیچ‌وقت توی چیزی موفق نشدم.

00:09:31.570 --> 00:09:34.530
‫اما حتی اگه کند باشم...

00:09:35.000 --> 00:09:37.470
‫...می‌تونم توی مسیری که عموی
‫بزرگ انجون، طی کردن،

00:09:38.410 --> 00:09:40.370
‫...پیش برم و تلاش کنم.

00:09:43.080 --> 00:09:48.280
‫مسیر خیلی خیلی طولانی‌ایه،
‫شونکی، مثل خود ابدیت.

00:09:49.250 --> 00:09:50.110
‫بله.

00:09:51.320 --> 00:09:56.920
‫من آدم ضعیفی‌ام، برای همین
‫اگه تنها باشم، له می‌شم، پس...

00:10:01.200 --> 00:10:06.860
‫من همیشه کنارت می‌مونم ازت
‫حمایت می‌کنم، کوکوجون-ساما.

00:10:10.910 --> 00:10:12.870
‫ممنونم.

00:10:22.120 --> 00:10:25.750
‫سا کوکوجون-دونو، تصمیم
‫خودتون رو گرفتید؟

00:10:26.550 --> 00:10:30.320
‫معنای تصمیمی که گرفتید رو می‌دونید؟

00:10:31.360 --> 00:10:32.120
‫بله.

00:10:35.730 --> 00:10:37.820
‫پس من بدین‌ وسیله، انتصاب
‫سا کوکوجون-دونو را...

00:10:37.900 --> 00:10:39.200
‫...به عنوان رهبری خاندان سا،
‫به رسمیت می‌شناسم.

00:10:39.970 --> 00:10:41.160
‫من، استاندار سا...

00:10:41.240 --> 00:10:44.600
‫...کو شوره، از صمیم قلبم
‫بهتون تبریک می‌گم.

00:10:46.110 --> 00:10:49.510
‫با توجه به شرایط فعلی، بعد
‫از اینکه اوضاع شفاف شد...

00:10:49.810 --> 00:10:52.280
‫...بعداً باهاتون در مورد،

00:10:52.350 --> 00:10:55.470
‫...مسئولیت‌هایی که به عنوان رهبری
‫خاندان سا، به عهده‌دارین، صحبت می‌کنم.

00:10:56.550 --> 00:10:58.680
‫به تصمیمتون پایبند می‌مونم.

00:11:04.430 --> 00:11:07.760
‫پدر. من رهبر خاندان سا می شم.

00:11:08.860 --> 00:11:10.830
‫تا آخر عمرم تاوان جنایاتی
‫که مرتکب شدن رو می‌دم.

00:11:11.630 --> 00:11:13.600
‫حالا دیگه، بیا بریم.

00:11:15.040 --> 00:11:17.630
‫زیر نور خورشید، با آرامش بخواب.

00:11:54.340 --> 00:11:56.040
‫زن‌عمو ایکی.

00:11:56.340 --> 00:11:58.240
‫اون حلقه! آماده‌ای...

00:11:58.310 --> 00:12:01.650
...توی همون مسیری پا بذاری
که شوهرم طی کرد؟

00:12:02.880 --> 00:12:05.680
‫آماده‌م! خب، تصمیمم رو گرفتم!

00:12:06.350 --> 00:12:09.120
‫پس لطفاً توی مسیری که باید
‫قدم بردارم کمکم کنید.

00:12:18.000 --> 00:12:22.400
‫خوب گفتی. تو یه مرد معمولی هستی.

00:12:23.240 --> 00:12:24.230
‫بله.

00:12:24.310 --> 00:12:27.270
‫اما چون ضعف خودت رو می‌دونی،
‫می‌تونی قوی بشی.

00:12:27.780 --> 00:12:30.070
‫چون هیچ وابستگی‌ای نداری، می‌تونی...

00:12:30.140 --> 00:12:32.140
‫...بدون دور انداختن چیزهایی که برات
‫مهم‌ان، رو به جلو حرکت کنی.

00:12:32.210 --> 00:12:34.240
‫تو هیچ‌چیزی کم ندار.

00:12:37.480 --> 00:12:41.280
‫خب دیگه...منتظر چی هستی؟
‫زود باش برو آماده شو!

00:12:41.520 --> 00:12:42.490
‫آماده شم؟

00:12:43.090 --> 00:12:44.080
‫ای احمق!

00:12:45.160 --> 00:12:47.420
‫امروز روز انتخاب رهبر
‫برای خاندان سا‌ـه!

00:12:47.490 --> 00:12:49.090
‫عجله کن و برو آماده شو!

00:12:49.230 --> 00:12:50.160
‫بـ-بله!

00:12:52.470 --> 00:12:54.370
‫خیلی غیرقابل اتکاست.

00:12:56.340 --> 00:12:58.310
‫مادربزرگ.

00:12:59.840 --> 00:13:02.970
‫این زن باید زن مشاور سا،
‫هیو ایکی-ساما باشه.

00:13:07.310 --> 00:13:09.710
‫من از صمیم قلبم ازتون...

00:13:10.320 --> 00:13:12.790
‫...بابت همه‌ی مشکلاتی که خاندان سا
‫براتون درست کردن، عذر می‌خوام.

00:13:12.920 --> 00:13:16.720
‫اما، می‌شه ازتون بخوام کمی
‫بیشتر پیشمون بمونید؟

00:13:17.590 --> 00:13:20.030
‫بله، حتماً. قصد خودم هم همین بود.

00:13:21.230 --> 00:13:24.160
‫ازتون خیلی ممنونم. راستی شونکی...

00:13:24.730 --> 00:13:27.530
‫...مطمئنی از انتخاب اون مرد، پشیمون نمی‌شی؟

00:13:28.170 --> 00:13:31.800
‫مطمئنم حداقل به اندازه‌ی
‫شما خوشبخت می‌شم، مادربزرگ.

00:13:32.910 --> 00:13:34.870
‫گفتی به اندازه‌ی من؟

00:13:37.040 --> 00:13:40.540
‫خب، شک دارم، اما تشویقت
‫می‌کنم که براش تلاش کنی.

00:13:40.950 --> 00:13:41.410
‫بله.

00:13:57.970 --> 00:14:00.560
‫یعنی اون بچه شده استاندار استان سا.

00:14:00.800 --> 00:14:03.030
‫بهش نمیاد به هیچ دردی بخوره.

00:14:03.100 --> 00:14:05.070
‫در واقع، اینطوری برای ما هم بهتره.

00:14:05.270 --> 00:14:08.370
‫اینطوری احتمالاً هرکاری که ما، خاندان سا
‫بهش دستور بدیم، انجام می‌ده.

00:14:08.880 --> 00:14:10.840
‫نگران نباشید.

00:14:10.910 --> 00:14:13.810
‫همونطور که انتظارش می‌رفت، نه
‫ساکوجون-سان و نه کوکوجون-سان اینجا نیستن.

00:14:14.180 --> 00:14:15.210
‫درسته.

00:14:27.330 --> 00:14:29.630
‫حالا یادم میاد، سا انجون...

00:14:29.700 --> 00:14:32.930
‫...همه‌ی وارثین خانواده‌ی اصلی خاندان سا
‫رو، توی یک همچین دور‌همی‌ای کشت.

00:14:33.400 --> 00:14:36.370
‫حماقت کرد و فکر کرد اعتماد
‫امپراتور رو پشت خودش داره.

00:14:36.570 --> 00:14:39.040
‫اما چووشو، اون حرومزاده. چقدر گستاخه...

00:14:39.110 --> 00:14:42.440
‫...طوری ما رو به اینجا احضار
‫کرد، انگار خودش رهبر خاندان سا‌ـه.

00:14:42.780 --> 00:14:45.040
‫نیازی نیست منتظر چووشو بمونیم.

00:14:45.350 --> 00:14:48.440
‫بیاید لیوان‌هامون رو به
‫سلامتی خودمون بالا ببریم.

00:14:48.720 --> 00:14:50.680
‫-فکر خوبیه.
‫-بیاید همین کار رو بکنیم.

00:14:51.050 --> 00:14:52.810
‫این ساختمون ساخت خیلی عجیبی داره.

00:14:52.890 --> 00:14:55.350
‫دیوارها نازکن، و تعداد ستون‌هاش هم کمه.

00:15:00.290 --> 00:15:03.260
‫-معاون استاندار رو!
‫-نیا جلو، شو!

00:15:04.730 --> 00:15:06.700
‫تحت هیچ‌ شرایطی حتی یه
‫قدم هم جلوتر نیا.

00:15:08.000 --> 00:15:11.100
‫-یه طرفش کج شده.
‫-نکنه اون پیری چووشو...

00:15:12.510 --> 00:15:15.000
‫خیلی بدم میاد به یه همچین
‫دختر‌های زیبایی دستور بدم...

00:15:15.610 --> 00:15:17.870
‫...اما همه‌تون همین الان
‫از اینجا برید بیرون.

00:15:17.950 --> 00:15:20.940
‫وگرنه، این ساختمون فرو می‌ریزه...
‫و همه چیز رو با خاک یکسان می‌کنه...

00:15:21.010 --> 00:15:22.980
‫...و همه‌مون با همدیگه می‌میریم.

00:15:24.450 --> 00:15:26.420
‫می‌بینین، سقفش به
‫یه طرف میل کرده.

00:15:26.620 --> 00:15:29.990
‫و تعداد ستون‌هاش هم
‫خیلی کمه، متوجه حرفم هستین؟

00:15:30.560 --> 00:15:33.420
‫علاوه بر اون ضخامت کفش خیلی کمه،
‫و مرکز ثقل جاذبه‌ی زمین هم از یه طرف جدا شده.

00:15:34.030 --> 00:15:35.650
‫این ساختمون با این هدف ساخته شده تا....

00:15:35.730 --> 00:15:37.630
‫...با یه قدم یا حرکت، کلش فرو بریزه.

00:15:37.700 --> 00:15:41.630
‫-لعنت بهت چوشوو!
‫-می‌خواد یه دفعه از دست همه‌مون خلاص بشه.

00:15:41.900 --> 00:15:43.560
‫خودتو نشون بده!

00:15:43.640 --> 00:15:46.110
‫شو. با چووشو حرف زدی؟

00:15:46.440 --> 00:15:47.570
‫بله.

00:15:47.640 --> 00:15:49.610
‫خب حال اون پیری چطوره؟

00:15:50.980 --> 00:15:53.710
‫فکر می‌کنم تا الان دیگه مرده.

00:15:54.520 --> 00:15:57.350
‫-چی گفتی؟
‫-منظورت از این حرف چیه؟

00:15:58.490 --> 00:16:01.350
‫اوه، چه زمان‌بندی‌ای.
‫دمت گرم یووشون.

00:16:09.200 --> 00:16:10.490
‫تا این لحظه...

00:16:10.560 --> 00:16:12.930
‫...مدارک زیادی از جرم‌هایی که
‫که خاندان سا مرتکب شدن،

00:16:13.730 --> 00:16:16.290
‫...از طرف شهردارهای مناطق
‫استان سا، ارائه شدن.

00:16:16.840 --> 00:16:18.930
‫بعد از مشورت در مورد
‫مدارکی که دریافت شده...

00:16:19.010 --> 00:16:21.000
‫...دربار به این نتیجه رسید که
‫دلایل زیادی برای دستگیر کردن...

00:16:21.070 --> 00:16:22.740
.همه‌ی شماها وجود داره

00:16:22.810 --> 00:16:24.000
‫امروز، و از حالا...

00:16:24.080 --> 00:16:26.410
‫...ما روی همه‌ی اعضای خاندان
‫سا تحقیقات لازم رو به جا میاریم.

00:16:26.480 --> 00:16:28.710
‫چی داری می‌گی بچه؟
‫فکر کردی کی هستی؟

00:16:28.780 --> 00:16:31.220
‫حواست باشه کی هستی و توی چه
‫جایگاهی هستی، تو هیچ ارزشی نداری.

00:16:31.290 --> 00:16:33.750
‫چطور جرئت می‌کنی به یکی از
‫هفت خاندان رنگین جسارت کنی؟

00:16:34.150 --> 00:16:36.180
‫من استاندار استان سا ام.

00:16:37.090 --> 00:16:40.220
‫به عنوان استاندار، حکم منصفانه
.و درستی صادر می‌کنم

00:16:40.690 --> 00:16:42.660
.و نمی‌تونین از این حکم قسر در برین

00:16:43.660 --> 00:16:46.290
‫رهبر خاندان سا، این فرصت
‫رو داره تا با من صحبت کنه.

00:16:46.970 --> 00:16:51.500
‫البته،  همون شخص باید بار همه‌ی
‫مسئولیت‌ها و گناهان رو به دوش بکشه.

00:16:52.970 --> 00:16:54.530
‫خوشبختانه، امروز روز انتخاب...

00:16:54.610 --> 00:16:55.770
‫...و انتصاب رهبری خاندانه.

00:16:56.280 --> 00:16:57.540
‫پس لطفاً انتخاب کنید و تصمیم بگیرید...

00:16:57.610 --> 00:16:59.840
‫...کی قراره رهبر خاندان بشه؟

00:17:04.080 --> 00:17:06.990
‫خب، مسئله‌ی انتخاب رهبر...

00:17:07.050 --> 00:17:10.020
‫...برای یکی از خاندان‌های رنگین، مسئله‌ی مهمیه.

00:17:11.160 --> 00:17:15.560
‫می‌شه بهمون وقت بدین، حداقل مثلاً تا فردا؟

00:17:18.530 --> 00:17:21.500
‫شما پیرمرد‌های بدبخت نمی‌دونین
‫کی باید تسلیم بشین، نه؟

00:17:22.270 --> 00:17:25.070
‫تا فردا صبر کنن؟
‫نیازی به صبر کردن نیست!

00:17:27.410 --> 00:17:29.380
‫من جایگاه رو به ارث می‌برم.

00:17:30.480 --> 00:17:33.070
‫با پوشیدن این حلقه، نشان قانونی رهبر خاندان سا...

00:17:33.550 --> 00:17:35.110
‫...از حالا به بعد، من سا کوکوجون،

00:17:35.180 --> 00:17:38.050
‫...جایگاه رهبری خاندان سا
‫رو به عهده می‌گیرم.

00:17:38.750 --> 00:17:40.740
‫پس همه‌ی این مدت پیش تو
‫بود، هیو ایکی!

00:17:40.920 --> 00:17:42.450
‫نه، حتماً تقلبیه.

00:17:42.720 --> 00:17:46.180
‫خفه شو! واقعی‌ـه!
‫غرغر نکن!

00:17:46.830 --> 00:17:49.800
‫از حالا به بعد، من مشاور سا کوکوجون می‌شم.

00:17:50.460 --> 00:17:52.930
‫هروقت این پسر بابت جوونیش
‫نقصی داشته باشه، من جبرانش می‌کنم.

00:17:53.830 --> 00:17:56.330
‫حالا، شما پیرمردها‌یی که اینجایین...

00:17:56.400 --> 00:17:59.340
‫...کسی بین شما هست که جرئت این
‫رو داشته باشه تا رهبر خاندان بشه؟

00:18:02.010 --> 00:18:03.940
‫من بدین وسیله، سا ساکوجون-دونو را...

00:18:04.010 --> 00:18:05.640
‫...به عنوان رهبر خاندان سا، منصوب می‌کنم،

00:18:06.810 --> 00:18:09.610
‫...و به عنوان استاندار استان سا،
‫از صمیم قلبم بهتون تبریک می‌گم.

00:18:10.480 --> 00:18:12.320
‫ممنونم.

00:18:13.720 --> 00:18:18.250
‫پس بالأخره رسیدن دستگیرشون کنید، اما مهربون باشید!

00:18:19.490 --> 00:18:23.430
‫سعی نکنید مقاومت کنید! یه حرکت
‫اشتباه کنید، با خاک یکی می‌شید.

00:18:27.230 --> 00:18:29.200
‫اون مرد اینجا نیست.

00:18:29.640 --> 00:18:31.600
‫برای مدتی از هم جدا می‌شیم شونکی.

00:18:32.040 --> 00:18:33.130
‫به عنوان رهبر خاندان...

00:18:33.210 --> 00:18:35.870
‫...باید این مسئولیت رو به عهده
‫بگیرم، و شریک حبسشون باشم.

00:18:37.040 --> 00:18:39.310
‫نه، من کنارت می‌مونم.

00:18:42.180 --> 00:18:44.740
‫می‌گم...احتمالاً برای گفتنش دیره...

00:18:45.920 --> 00:18:49.450
‫...اما صدای زیبایی داری.
‫خوشحالم که می‌تونم بشنومش.

00:19:03.800 --> 00:19:05.600
‫انجون!

00:19:05.670 --> 00:19:08.000
‫دیگه تموم شد، شو.
‫به موقع اومدی.

00:19:08.840 --> 00:19:12.070
‫من تو رو برای همچین
‫چیزی به اینجا نیوردم.

00:19:13.180 --> 00:19:17.780
‫فقط می‌خواستم مردی که
‫خواسته‌های تو رو به ارث می‌بره...

00:19:18.550 --> 00:19:21.520
‫...و عصر جدیدی رو شروع می‌کنه بهت نشون
‫بدم، تا دیگه بتونی در آرامش بخوابی.

00:19:22.320 --> 00:19:24.290
‫این آخرین چیزی بود که باید
‫بهش رسیدگی می‌کردم.

00:19:24.560 --> 00:19:27.990
‫ترجیح می‌دم وقتی در آرامش بخوابم
‫که تا جایی که در توانم بوده، کمک کرده باشم.

00:19:28.600 --> 00:19:29.930
‫انجون.

00:19:30.430 --> 00:19:32.360
‫چیزی هست که می‌خوام برات شفافش کنم.

00:19:32.430 --> 00:19:33.900
‫کوکوجون کسی رو نکشته.

00:19:34.500 --> 00:19:39.340
‫می‌دونم، می‌دونم. دیگه نگران چیزی نباش.

00:19:40.110 --> 00:19:43.270
‫شاید مرده باشی، اما این
‫حماقتت هنوز درمان نشده.

00:19:43.980 --> 00:19:45.970
‫تو هیچ‌وقت به دیدن ایکی نرفتی.

00:19:46.050 --> 00:19:49.380
‫خب، حماقت کی بود که نذاشت
‫یه مرد مرده، در آرامش بخوابه؟

00:19:50.150 --> 00:19:53.780
‫تو هیچ‌وقت عوض نمی‌شی.
‫حتی تا آخرین لحظه.

00:19:55.660 --> 00:19:57.620
‫خدانگهدار، شو.

00:19:57.990 --> 00:19:59.580
‫انجون!

00:20:02.700 --> 00:20:05.460
‫در آرامش بخواب، انجون.
‫خواب‌های شیرین ببین.

00:20:13.540 --> 00:20:15.510
‫واو، خیلی حرفه‌ای هستی.

00:20:15.710 --> 00:20:18.180
‫هیج انتظار نداشتم شاهزاده‌ی سابق که اونقدر...

00:20:19.110 --> 00:20:22.100
‫....توی زمینه‌ی هنر زیبا، مستعدن
‫ازم اینطور تعریف کنن.

00:20:22.820 --> 00:20:25.150
‫ولی به یاد نمیارم به اینجا دعوتت کرده باشم.

00:20:28.160 --> 00:20:30.120
‫چطور می‌تونم کمکت کنم؟

00:20:32.590 --> 00:20:34.560
‫با خودم گفتم مجبورت کنم اینو بخوری.

00:20:35.530 --> 00:20:37.500
‫اوه اوه.

00:20:38.330 --> 00:20:42.790
‫ولی به جای این کارها، چرا زود
‫ با اون شمشیر کارم رو تموم نمی‌کنی.

00:20:43.670 --> 00:20:44.690
‫دوست دارم این کار رو بکنم...

00:20:44.810 --> 00:20:46.830
‫اما خب حداقل باید برات یه
‫دادگاهی برگزار بشه.

00:20:47.440 --> 00:20:50.770
‫هرچند، هرچقدر هم که زندانی که
‫تو رو توش میندازیم امنیتی باشه...

00:20:51.710 --> 00:20:54.510
‫...غیرفعال نگه داشتن توانایی‌های
‫ذهنی‌ت خیلی خطرناکه.

00:20:55.550 --> 00:21:00.680
‫خیلی بی‌ذوقی که سعی داری از من
‫یه عروسک بی‌اراده بسازی.

00:21:01.590 --> 00:21:03.560
‫من می‌خوام سم رو با سم از بین ببرم.

00:21:05.360 --> 00:21:07.950
‫می‌خوای چطوری منو وادار
‫کنی اینو بخورم؟

00:21:08.660 --> 00:21:11.060
‫تصمیم داشتم انقدر بزنمت
‫که بیهوش بشی...

00:21:11.130 --> 00:21:13.660
‫...و بعد به زور بریزمش توی گلوت.

00:21:14.530 --> 00:21:17.060
‫اما این خیلی زمان می‌بره.

00:21:18.210 --> 00:21:19.800
‫پس بی‌خیالش شدم. به علاوه...

00:21:19.870 --> 00:21:22.030
‫...می‌خواستم باهات حرف بزنم.

00:21:24.410 --> 00:21:25.380
‫بیا یه بازی کوچیک بکنیم.

00:21:25.450 --> 00:21:27.970
‫روی چیزی که هر کدوم از
‫اون یکی می‌خوایم، شرط می‌بندیم.

00:21:28.950 --> 00:21:32.980
‫چیزی که من از تو بخوام؟
‫تو چیزی داری که من بخوام؟

00:21:34.150 --> 00:21:36.490
‫یعنی می‌گی اون دختر مال توئه؟

00:21:36.690 --> 00:21:41.350
‫نه. اما تا وقتی که من باشم،
‫اون هیچ‌وقت تو دستای تو نمیفته.

00:21:41.660 --> 00:21:47.260
‫تو که واقعاً یه مانعی. چون
‫من می‌خوام اون فقط منو ببینه.

00:21:48.400 --> 00:21:52.700
‫پس، تو هم از من می‌خوای یه عروسک
‫خیمه‌شب بازی بشم، که اینطور.

00:21:52.910 --> 00:21:55.670
‫معامله‌ی منصفانه‌ایه. خیلی‌خب
‫هستم.

00:21:59.380 --> 00:22:02.110
‫سمی که آورده بودی رو توی یکی
‫از این فنجون‌ها ریختم.

00:22:02.520 --> 00:22:05.040
‫معلومه، خودمم نمی‌دونم توی کدوم فنجونه.

00:22:05.350 --> 00:22:07.150
‫اما یه سوال، چقدر سریع تأثیر می‌ذاره؟

00:22:07.550 --> 00:22:10.790
‫بدنت ظرف مدتی که طول می‌کشه تا
‫آب جوش بیاد، شروع به بی‌حس شده می‌کنه.

00:22:11.590 --> 00:22:14.990
‫خب دیگه، نظرت چیه حین
‫نوشیدن، حرف بزنیم؟

00:22:15.760 --> 00:22:18.390
‫اوه، جدای سمی که آوردی...

00:22:18.470 --> 00:22:21.870
‫...توی پنج فنجون دیگه هم یه سم کشنده هست.

00:22:22.440 --> 00:22:25.530
‫که تقریباً توی همون مدت تأثیرش رو می‌ذاره.

00:22:27.510 --> 00:22:32.000
‫حواست خوب جمعه. از این کارا زیاد می‌کنی؟

00:22:32.880 --> 00:22:37.210
‫توی زندگی هیجان مهمه.
‫بخصوص برای آدمی مثل من.

00:22:38.450 --> 00:22:40.720
‫اینطوری که جالب نمی‌شه.

00:22:41.020 --> 00:22:43.750
‫اینو واسه‌م بنویس یه
‫گوشه داشته باشم،

00:22:44.590 --> 00:22:47.150
‫«از زندگی رقت‌انگیز خودم خسته شدم،
‫برای همین تصمیم گرفتم، بمیرم.»

00:22:47.590 --> 00:22:50.790
‫پس می‌شه تو هم بنویسی...

00:22:50.900 --> 00:22:54.260
‫...«ببخشید حواسم نبود اشتباهی سم رو خوردم»؟

00:22:57.970 --> 00:23:01.930
‫خب، به نشانی از مهمان‌نوازی
‫اول خودم شروع می‌کنم.

00:23:04.880 --> 00:23:06.850
‫پنج-سه.

00:23:18.390 --> 00:23:20.360
‫نوبت توئه.

00:23:30.000 --> 00:24:00.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:24:00.024 --> 00:24:45.024
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.

00:24:46.280 --> 00:24:47.880
‫کوکوجون-سان به عنوان...

00:23:31.070 --> 00:23:36.170
<c.colorc1c3c5>‫تو همیشه زندگی رو با بی‌خیالی گذروندی و حالا...</c>

00:23:36.380 --> 00:23:42.710
‫داری بین بارون چه رویایی رو دنبال می‌کنی؟

00:23:43.020 --> 00:23:47.980
‫و در حالی که یه جایی داری با تنهایی می‌جنگی..

00:23:48.190 --> 00:23:53.290
‫حتماً هر لحظه بغضت رو فرو می‌خوری...

00:23:54.290 --> 00:23:58.700
<c.colorc1c3c5>‫می‌گی تنهایی از پسش برمیای...</c>

00:24:00.230 --> 00:24:05.360
‫...<c.colorc1c3c5>تو هم درست مثل خودمی</c>

00:24:06.140 --> 00:24:16.710
<c.colorc1c3c5>‫حتی اگه مجبور باشیم راه طولانی تر رو طی کنیم...</c>

00:24:17.580 --> 00:24:23.180
<c.colorc1c3c5>‫باز هم یه طورایی این مسیر رو ترجیح می‌دیم...</c>

00:24:23.590 --> 00:24:28.650
<c.colorc1c3c5>‫هر وقت که احساس شادی و یا خوشحالی می‌کنم...</c>

00:24:29.530 --> 00:24:35.090
<c.colorc1c3c5>‫همیشه به تو فکر می‌کنم.</c>

00:24:35.470 --> 00:24:42.270
<c.colorc1c3c5>‫می‌دونم که این فصل رنگارنگ ‫این احساس من رو بهت می رسونه...</c>

00:24:47.710 --> 00:24:54.620
‫هر دیداری محکوم به جدا شدنه

00:24:47.910 --> 00:24:50.020
‫...رهبر خاندان سا انتخاب شد.

00:24:50.050 --> 00:24:52.190
‫از حالا به بعد اوضاع به هم می‌ریزه.

00:24:52.220 --> 00:24:54.620
‫...اما اگه شونکی-سان کنارش
‫باشه مشکلی پیش نمیاد.

00:24:54.690 --> 00:24:57.990
‫ها؟ سه‌ران و اون مرد پیداشون نیست.

00:00:02.530 --> 00:00:10.540
‫Hajimari no kaze yo todoke message

00:00:02.530 --> 00:00:10.540
‫اولین نفس باد، پیامی برای من به همراه داره

00:00:11.010 --> 00:00:20.060
‫"Itsudemo anata wo shijiteiru kara."

00:00:11.010 --> 00:00:20.060
‫"من همیشه بهت باور دارم"

00:00:20.700 --> 00:00:29.680
‫داستان‌های سائیونکوکو

00:00:21.330 --> 00:00:29.170
‫Ano toki yume ni miteita sekai ni tatteiru no ni

00:00:21.330 --> 00:00:29.170
‫قبلا اون رویا رو توی این دنیا می‌دیدم

00:00:29.770 --> 00:00:37.080
‫miwatsu keshiki ni ashi wo sukoshi sukumase

00:00:29.770 --> 00:00:37.080
‫اما حالا که به ‌این منظره نگاه می‌کنم، دچار تردید می‌شم!

00:00:37.280 --> 00:00:41.370
‫dakedo ushiro furimukanaide

00:00:37.280 --> 00:00:41.370
‫ولی من نباید به عقب نگاه کنم

00:00:41.580 --> 00:00:45.570
‫aruite yuku koto kimeta kara

00:00:41.580 --> 00:00:45.570
‫تصمیمم رو گرفتم که رو به جلو قدم بردارم

00:00:45.850 --> 00:00:49.970
‫Miageta sora nanairo no niji

00:00:45.850 --> 00:00:49.970
‫وقتی به آسمون نگاه می‌کنم، رنگین کمانی می‌بینم

00:00:50.160 --> 00:00:53.440
‫anata mo mitemasu ka?

00:00:50.160 --> 00:00:53.440
‫تو هم می‌تونی ببینیش؟

00:00:53.900 --> 00:01:02.030
‫Hajimari no kaze yo todoke message

00:00:53.900 --> 00:01:02.030
‫اولین نفس باد، پیامی برای من به همراه داره

00:01:02.420 --> 00:01:10.470
‫yume ni kakedashita senaka mimamoru kara

00:01:02.420 --> 00:01:10.470
‫چون من همیشه وقتی به سمت رویاهات میری از پشت سر بدرقه‌ات می‌کنم

00:01:11.040 --> 00:01:19.150
‫Maiagaru kaze yo  hi no hikari matoi

00:01:11.040 --> 00:01:19.150
‫طوفان نور خورشید رو هدایت می‌کنه تا بالای سر ما بتابه

00:01:19.560 --> 00:01:29.320
‫jiyuu no tsubasa de tsuyoku tobitatou

00:01:19.560 --> 00:01:29.320
‫و بال‌های آزادی به من فرصت پرواز برفراز آسمون‌ها رو می‌دن

00:24:57.990 --> 00:24:59.990