﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:01:30.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:31.680 --> 00:01:33.770
‫توی یک شب تاریک،
‫اولین روز از ماه...

00:01:33.840 --> 00:01:36.310
‫...مراسم انتخاب رهبر استان سا برگزار شد.

00:01:37.920 --> 00:01:39.820
‫بعد از نامگذاری کوکوجون به عنوان رهبر خاندان...

00:01:39.880 --> 00:01:42.350
‫...اعضای اصلی خاندان دستگیر شدن.

00:01:43.850 --> 00:01:47.150
‫به علاوه ساکوجون، شرطش رو با شوره باخت...

00:01:47.890 --> 00:01:50.450
‫...و زندگیش در آستانه‌ی به پایان رسیدنه.

00:01:53.500 --> 00:01:58.360
‫همه‌چیز دنیا درسته

00:02:00.240 --> 00:02:02.670
‫همه‌جا رو گشتیم ولی توی این منطقه نبود.

00:02:03.510 --> 00:02:06.770
‫شوره-سان می‌دونم نگران ساکوجون-سانی...

00:02:08.050 --> 00:02:10.310
‫...اما ما الان کارای دیگه‌ای برای انجام دادن داریم.

00:02:13.120 --> 00:02:15.090
‫شوره-سان؟

00:02:16.790 --> 00:02:18.760
‫ما استاندار‌های استان سا‌ایم.

00:02:20.620 --> 00:02:22.590
‫اگتسو-کون.

00:02:30.230 --> 00:02:31.760
‫بریم.

00:02:31.840 --> 00:02:35.830
‫می‌ریم و تی یووشون رو نجات
‫می‌دیم و این آشوب رو تموم می‌کنیم.

00:02:46.380 --> 00:02:48.350
‫شوره-سان! ببین!

00:02:53.390 --> 00:02:55.260
‫یووشون-سان.

00:03:10.110 --> 00:03:12.470
‫درست سر موقع. عالیه.

00:03:13.040 --> 00:03:15.570
‫انسه ما میریم معاون تی رو نجات بدیم.

00:03:16.180 --> 00:03:19.340
‫سربازهای خاندان سا
‫همه جای زندان رو محاصره کردن.

00:03:20.180 --> 00:03:21.150
‫سای شو-سان.

00:03:21.220 --> 00:03:22.740
‫به کمک سربازهاتون از
‫انجمن بازرگانی احتیاج داریم.

00:03:23.690 --> 00:03:25.660
‫داری چیکار می‌کنی انسه؟ زود باش!

00:03:26.460 --> 00:03:28.720
‫خب، یکمی صبر کنید هیمه-سان، اگتسو کن!

00:03:28.860 --> 00:03:30.450
‫نمی‌تونیم صبر کنیم.

00:03:30.530 --> 00:03:32.690
‫اگه هرچه سریعتر عجله نکنیم
‫و نجاتش ندیم، معاون تی...

00:03:33.160 --> 00:03:35.600
‫نیازی نیست برید داخل و نجاتش بدید.

00:03:37.900 --> 00:03:39.100
‫کارمند یو.

00:03:39.900 --> 00:03:42.370
‫منظورتون چیه نیازی نیست؟

00:03:43.240 --> 00:03:48.200
‫تی یووشون از زندان بیرون اومده
‫و تو راه قلعه‌ی کورینه.

00:03:49.150 --> 00:03:53.110
‫یووشون-سان حالش خوبه؟
‫اما، الان کجاست؟

00:03:53.620 --> 00:03:55.520
‫درست همینجا.

00:03:56.190 --> 00:03:58.210
‫الان دقیقاً جلوته هیمه-سان.

00:03:58.320 --> 00:04:00.290
‫درست جلومه؟

00:04:16.310 --> 00:04:17.770
‫شو یوسن.

00:04:18.940 --> 00:04:21.270
‫تو کسی بودی که انجون رو کشتی درسته؟

00:04:22.350 --> 00:04:24.310
‫درسته.

00:04:24.750 --> 00:04:26.910
‫اگه اینطوری باشم راحت‌تر
‫می‌تونی بزنیم، درسته؟

00:04:26.980 --> 00:04:28.580
‫ترجیح می‌دم تو همون حالت پیرمردیت بزنمت...

00:04:28.650 --> 00:04:30.850
‫...چون اونطوری امکان مردنت بیشتر بود.

00:04:30.920 --> 00:04:32.890
‫مثل همیشه زن ترسناکی هستی.

00:04:36.030 --> 00:04:37.990
‫می‌دونستم.

00:04:39.860 --> 00:04:43.630
.که آخرش...تو انجون رو می‌کشی

00:04:44.740 --> 00:04:50.300
‫می‌دونستم! برای همین انقدر ازت متنفر بودم!

00:04:51.040 --> 00:04:53.510
‫تو تنها کسی بودی که نگاه انجون بهش بود.

00:04:54.850 --> 00:04:58.280
‫اون فقط گاه و بی گاه بر می‌گشت و
‫به من نگاهی مینداخت.

00:04:59.820 --> 00:05:04.150
‫ولی حتی به اون هم قانع بودم.
‫همین که انجون رو دوست داشتم برام کافی بود.

00:05:05.860 --> 00:05:07.410
‫ایکی

00:05:07.520 --> 00:05:08.220
‫اما...

00:05:09.560 --> 00:05:12.960
‫...اونقدری خوش‌قلب نیستم که وجود تو رو ببخشم.

00:05:13.500 --> 00:05:16.830
‫تو همیشه و همیشه توی رابطه‌ی
‫من و انجون دخالت کردی.

00:05:19.200 --> 00:05:21.670
‫انجون یه بار یه چیزی بهم گفت.

00:05:25.680 --> 00:05:28.740
‫احساس می‌کنم از همین الان
.مشخصه قراره چطور بمیرم

00:05:30.080 --> 00:05:32.050
‫انجون...؟

00:05:33.020 --> 00:05:35.880
‫حتی اگه اون موقع رسید هم،
‫ازت می‌خوام برام گریه نکنی.

00:05:37.150 --> 00:05:39.210
‫چون مطمئنم جوری مردم که راضی بودم.

00:05:47.830 --> 00:05:51.860
‫انجون...جوری مرد که انتظارش رو داشت؟

00:05:55.510 --> 00:05:57.970
‫اون تا آخرین لحظه جوری زندگی
‫کرد که دوست داشت.

00:05:58.310 --> 00:06:02.040
‫واقعاً؟ چیزی هم در مورد من گفت؟

00:06:04.750 --> 00:06:06.880
‫برای همینه که بدترین معشوقه.

00:06:08.620 --> 00:06:12.350
‫انجون تو رو دوست داشت.
‫بیشتر از هرکسی توی این دنیا.

00:06:12.860 --> 00:06:15.320
‫اینو خودم بدون اینکه نیازی به
‫گفتن تو باشه، می‌دونم.

00:06:15.660 --> 00:06:20.650
‫برای همین که همچین مردی بود
‫انجون رو دوست داشتم! حسرتی هم ندارم.

00:06:22.970 --> 00:06:24.930
‫زندگی طولانی‌ای داشته باش ایکی.

00:06:25.840 --> 00:06:28.100
‫بعداً برات چندتا داروی ضد چروک...

00:06:28.170 --> 00:06:30.640
‫...که حسابی توی پایتخت معروفه
‫و تاثیر داره، می‌فرستم.

00:06:31.440 --> 00:06:33.840
‫دیگه جلوی چشمام پیدات نشه!

00:06:34.980 --> 00:06:36.950
‫یه چیزی هست که یادم رفت بهت بگم.

00:06:37.650 --> 00:06:39.620
‫کوکوجون کسی رو نکشت.

00:06:40.680 --> 00:06:42.680
‫خودت می‌دونی، درسته؟

00:06:53.860 --> 00:06:55.700
‫الان سحر می‌شه.

00:07:00.100 --> 00:07:01.700
‫ولی همه‌ی اینا به کنار...

00:07:01.770 --> 00:07:04.740
‫...کی فکرش رو می‌کرد کارمند یو
‫همون معاون تی باشه؟

00:07:08.580 --> 00:07:11.380
‫خب، آخه می‌گن، «اگه می‌خوای دشمن رو
‫گول بزنی، اول باید دوستت رو گول بزنی.»

00:07:13.550 --> 00:07:16.040
‫واقعاً متأسفم که فریبتون دادم.

00:07:19.020 --> 00:07:21.620
‫ولی دقیقاً چطوری از اون برج فرار کردین؟

00:07:22.360 --> 00:07:24.660
‫راستش رو بگم، خودم هم نمی‌دونم.

00:07:25.100 --> 00:07:27.760
‫این موضوع رو به استاد نان سپرده بودم، اما...

00:07:28.270 --> 00:07:29.600
‫استاد نان؟

00:07:29.770 --> 00:07:31.200
‫ایشون استاد انسه هستن.

00:07:34.040 --> 00:07:37.300
‫استاد نان خیلی ناگهانی از
‫پشت زدن توی سرم.

00:07:40.380 --> 00:07:42.350
‫از پشت زدن تو سرتون؟

00:07:42.550 --> 00:07:44.510
‫استادم یکم نامردن.

00:07:44.950 --> 00:07:47.420
‫بیهوش شدم و وقتی به هوش اومدم...

00:07:48.790 --> 00:07:51.880
‫...توی کینکا ولم کرده بودن.
‫-ولتون کرده بود؟

00:07:52.390 --> 00:07:54.360
‫استادم خیلی سخاوتمندن ولی.

00:07:54.420 --> 00:07:55.950
‫اما موضوع الان این نیست.

00:07:56.790 --> 00:07:58.020
‫منم غافلگیر شدم.

00:07:59.130 --> 00:08:01.860
‫با حس سرما از خواب بیدار شدم،
‫و بعد متوجه شدم توی کینکام.

00:08:07.340 --> 00:08:07.960
‫معاون تی.

00:08:08.040 --> 00:08:10.440
‫شما بودین که برامون سربازای
‫استانی رو اعزام کردین؟

00:08:11.040 --> 00:08:12.070
‫بله.

00:08:12.140 --> 00:08:14.610
‫فکر کردم کسایی که دستور
‫سا چووشو رو اجرا کردن...

00:08:14.680 --> 00:08:18.640
‫...و سعی کردن برج داخل کورین رو
‫به آتش بکشن، تا الان دیگه دستگیر شدن.

00:08:19.620 --> 00:08:22.810
‫دو عضو عقاب‌های کچل استان سا
‫هم کمک زیادی بهم کردن.

00:08:27.560 --> 00:08:29.290
‫با تصمیم رهبر جدید خاندان سا...

00:08:29.360 --> 00:08:31.660
‫...دو استاندار، تو امنیت کامل وارد قلعه‌ی کورین شدن،

00:08:32.430 --> 00:08:34.730
و شهر هم دیگه در معرض به
.آتیش کشیده شدن، نیست

00:08:34.800 --> 00:08:36.890
‫...حالا دیگه می‌تونیم با آرامش به
‫صبح خوش‌آمد بگیم.

00:08:38.170 --> 00:08:40.140
‫واقعاً همه‌چیز دنیا درسته.

00:08:42.140 --> 00:08:44.940
‫

00:08:53.150 --> 00:08:55.380
‫تله‌ی چووشو ویران شد.

00:08:56.690 --> 00:08:59.150
‫دوره‌ی طولانی تاریکی بالأخره به پایان رسید.

00:09:03.990 --> 00:09:05.930
‫یه روز جدید داره شروع می‌شه.

00:09:21.880 --> 00:09:25.640
‫فکر می‌کنم برای مجازاتم تصمیم
‫گرفته شده، استاندار کو، استاندار تو.

00:09:26.520 --> 00:09:29.710
‫حالا برای اینکه تاوان گناهان بیشماری که...

00:09:30.520 --> 00:09:32.490
‫...خاندان سا مرتکب شدن، متواضعانه
‫هر مجازاتی رو قبول می‌کنم.

00:09:38.400 --> 00:09:40.990
‫ببخشید...مشکلی نداره که من اینطوری
‫اینجاها می‌گردم.

00:09:44.500 --> 00:09:46.470
.تو برای هیچ جرمی متهم نشدی

00:09:46.800 --> 00:09:49.700
امـ-اما اگه کارهایی که خاندان سا
...تا الان انجام دادن رو ببینین

00:09:49.940 --> 00:09:52.310
‫...بدون هیچ سوالی باید سر منو بزنین.

00:09:52.810 --> 00:09:55.610
‫اگه سرت رو بزنیم، هیچ چیزی عوض نمی‌شه.

00:09:56.550 --> 00:10:00.110
‫کاری که شما باید انجام بدین،
‫ساختن دوباره‌ی خاندان سا‌ـه.

00:10:02.450 --> 00:10:03.420
‫کوکوجون-ساما.

00:10:06.260 --> 00:10:08.820
‫من بهت اعتماد دارم همه‌ی تلاشت
‫روهمراه شونکی-سان انجام میدی.

00:10:32.480 --> 00:10:33.450
‫مادربزرگ.

00:10:38.720 --> 00:10:42.350
‫حتماً سرتون با همه‌ی اشتباهاتی که ما، اعضای خاندان سا...

00:10:43.260 --> 00:10:46.560
‫...مرتکب شدیم، شلوغه. پس منو ببخشین
‫که ازتون خواستم این همه راه تا اینجا بیاید.

00:10:49.100 --> 00:10:51.070
‫می‌‌خواستین در چه مورد صحبت کنید؟

00:10:51.170 --> 00:10:55.940
‫فکر کردم باید باهاتون در مورد
‫حقیقت اتفاقی که افتاد صحبت کنم.

00:10:56.810 --> 00:10:58.500
‫حقیقت؟

00:10:58.580 --> 00:11:02.880
‫برای اون‌هایی که خاندان سا و
‫کسایی که استان سا رو رهبری می‌کنن.

00:11:04.510 --> 00:11:06.540
‫-کوکوجون.
‫-بـ-بله؟

00:11:06.620 --> 00:11:09.050
‫سا چووشو و پدرت مردن.

00:11:12.160 --> 00:11:13.520
‫درسته.

00:11:13.590 --> 00:11:15.560
‫اما تو هیچ کدومشون رو نکشتی.

00:11:16.830 --> 00:11:22.230
‫تا این حد رو مطمئنم. که تو هیچ‌کسی
‫رو نکشتی، و همه‌ی این‌ها نقشه‌ی...

00:11:23.700 --> 00:11:25.670
‫...ساکوجون بود.

00:11:28.710 --> 00:11:33.970
‫همه‌ی اون مدت توی زندان زیر
‫معبد، عود روشن می‌شد.

00:11:35.050 --> 00:11:36.480
‫ساکوجون اون عود رو روشن می‌کرد.

00:11:36.550 --> 00:11:38.810
‫تنفس اون عود، توانایی ذهنی رو از آدم می‌گرفت.

00:11:39.450 --> 00:11:41.420
‫اون بوی شیرین...!

00:11:41.550 --> 00:11:43.520
‫درسته، و بعد...

00:12:12.380 --> 00:12:13.910
‫کوکوجون.

00:12:46.820 --> 00:12:50.220
‫برخلاف نقشه‌ی ساکوجون، اون چووشوی لعنتی...

00:12:50.290 --> 00:12:52.920
‫...توسط همون پسرش کشته شد
‫که همیشه فکر می‌کرد یه احمقه.

00:12:55.130 --> 00:12:58.190
‫پدرت، حتی وقتی که ضربه‌ی چووشو رو می خورد...

00:12:58.460 --> 00:13:00.590
‫...تا آخرین لحظه داشت از تو محافظت می‌کرد.

00:13:02.630 --> 00:13:04.600
‫پدر این کار رو برای من کرد؟

00:13:05.640 --> 00:13:10.600
‫تو هیچ‌کسی رو نکشتی. اما همچنان
‫سعی داشتی همه‌ی این مسئولیت‌ها رو گردن بگیری.

00:13:12.610 --> 00:13:14.840
‫تو واقعاً شبیه انجونی.

00:13:19.180 --> 00:13:21.650
‫همه گفتن انجون همه‌ی اعضای
‫خانواده‌ی اصلی خاندان سا رو کشت...

00:13:21.720 --> 00:13:23.880
‫...تا خودش رهبر خاندان بشه.

00:13:24.520 --> 00:13:26.490
‫همه فکر می‌کردن این حرف حقیقت داره.

00:13:27.920 --> 00:13:29.890
‫اما حقیقت نداشت.

00:13:30.190 --> 00:13:33.030
‫انجون حتی یک نفر رو هم نکشته بود.

00:13:33.500 --> 00:13:35.960
‫پیرمرد انجون کسی رو نکشته بود؟

00:13:36.700 --> 00:13:39.290
‫پس، کی همه‌ی اعضای خانواده‌ی
‫اصلی خاندان سا رو کشت؟

00:13:40.200 --> 00:13:44.000
‫یکی از اعضای همون خانواده
‫بود که انجون رو تحسین می‌کرد.

00:13:44.710 --> 00:13:46.680
‫چی؟

00:13:46.840 --> 00:13:51.210
‫اون مرد همه رو کشت تا خاندان
‫رو به انجون بسپره.

00:13:52.720 --> 00:13:54.310
‫بدون این که کلامی برای
‫دفاع از خودش به زبون بیاره...

00:13:54.380 --> 00:13:57.980
‫...انجون همه‌ی سرزنش‌ها رو به دوش کشید.

00:13:59.260 --> 00:14:00.750
‫عموی بزرگ همچین کاری کردن؟

00:14:01.290 --> 00:14:05.250
‫اما مشاور سا چرا باید این کار رو می‌کردن؟

00:14:06.360 --> 00:14:08.350
‫احساس می‌کنم بالأخره فهمیدم.

00:14:10.030 --> 00:14:12.000
‫مدتها بهش فکر کردم.

00:14:12.300 --> 00:14:14.670
‫به اینکه مشاور سا
‫چرا کودتا کردن.

00:14:16.770 --> 00:14:19.240
‫مگه برای به دست‌ آوردن قدرت این کار رو نکردن؟

00:14:19.510 --> 00:14:21.980
‫بله. به طور کلی اینطور برداشت می‌شه.

00:14:23.280 --> 00:14:25.580
‫اما حقیقت در نهایت چیز دیگه‌ای بود.

00:14:26.850 --> 00:14:29.750
‫مشاور سا برای پیش‌برد جاه‌طلبی
‫خودش، کودتا نکرد...

00:14:30.220 --> 00:14:33.160
‫...یا حتی برای اینکه تاج‌وتخت رو از ریووکی بگیره.

00:14:34.560 --> 00:14:36.920
‫مشاور سا به خاندان سا اهمیت زیادی می‌داد.

00:14:37.360 --> 00:14:39.990
‫نه فقط اون. بلکه به استان سا...

00:14:40.060 --> 00:14:42.530
‫...و شهروندانش هم بیشتر از
‫هرکسی اهمیت می‌داد، نه؟

00:14:43.370 --> 00:14:47.430
‫برای همین می‌خواست تا اون رو دوباره از نو بسازه،
‫حتی اگه این کار به ازای از دست دادن جونش می‌بود.

00:14:48.810 --> 00:14:51.370
‫حتماً، مدت‌های طولانی بهش فکر کرده.

00:14:52.610 --> 00:14:54.580
‫برای همین، رهبر خاندان سا...

00:14:54.780 --> 00:14:59.480
‫...مشاور سا بر علیه امپراتور کودتا کرد.

00:15:00.720 --> 00:15:03.150
‫اگر رهبر یه خاندان
‫آغازگر یه کودتا باشه...

00:15:03.220 --> 00:15:05.810
‫...امپراتور می‌تونه در مورد اون خاندان
‫تحقیق کنه، و محکومشون کنه.

00:15:06.490 --> 00:15:09.930
‫برای همین ایشون در تلاش بودن،
‫تا آلودگی‌ها رو از خاندان سا پاک کنن.

00:15:11.060 --> 00:15:13.790
‫کودتای مشاور سا، تنها شانسش...

00:15:13.860 --> 00:15:16.330
‫...برای این بود که خاندان رو از نو بسازه.

00:15:17.600 --> 00:15:20.330
‫و در نهایت، خواسته‌ی مشاور سا محقق شد.

00:15:21.040 --> 00:15:23.510
‫بیماری‌ای که استان سا
‫رو مسموم کرده بود، درمان شد...

00:15:23.910 --> 00:15:27.210
‫... اون دمل چرکین کنده شد و زمین دوباره زنده شده.

00:15:29.650 --> 00:15:31.740
‫دوره‌ی جدیدی از راه رسیده.

00:15:33.920 --> 00:15:35.480
‫پدربزرگ.

00:15:36.450 --> 00:15:39.320
‫انجون واقعاً مرد احمقی بود.

00:15:40.820 --> 00:15:43.420
‫ولی این کاری بود که از هیچ‌کسی برنمیومد.

00:15:44.530 --> 00:15:46.500
‫این کاری بود که فقط از انجون برمیومد.

00:15:50.230 --> 00:15:52.200
‫متأسفم، انجون-ساما.

00:15:52.670 --> 00:15:57.000
.هیچ نفهمیدم چه فکری داشتین

00:15:57.970 --> 00:16:01.240
‫اصلاً احتمالش نیست که حتی
‫ذره‌ای بتونم به ایشون نزدیک شم.

00:16:01.910 --> 00:16:03.400
‫کوکوجون-ساما.

00:16:03.480 --> 00:16:05.970
‫هدف خیلی بزرگیه.

00:16:06.920 --> 00:16:08.880
‫اما باز هم قسم می‌خورم.

00:16:09.620 --> 00:16:12.880
‫همه‌ی عمرم تلاش می‌کنم، تا حتی
‫برای یه ذره هم که شده، بهشون نزدیک شم.

00:16:13.620 --> 00:16:15.850
‫درسته، من هم کمکت می‌کنم.

00:16:17.960 --> 00:16:20.120
‫اوه راستی. شونکی، کوکوجون.

00:16:20.500 --> 00:16:21.260
‫بله؟

00:16:22.230 --> 00:16:23.200
‫زود برین سراغ یه طالع بین...

00:16:23.270 --> 00:16:25.260
‫...تا یه روز خوش‌یمن برای
‫شب عروسی‌تون تعیین کنه.

00:17:10.850 --> 00:17:13.610
‫-خانوم، هنوز بیدار نشدی؟
‫-بله.

00:17:14.520 --> 00:17:16.990
‫باید برای مراسم تحلیف آماده شی.

00:17:17.890 --> 00:17:19.860
‫الان آماده میشم، سه‌ران.

00:17:24.060 --> 00:17:27.660
‫متأسفم که از شما خواستم بهم
‫کمک کنید، یووشون-سان.

00:17:28.000 --> 00:17:29.970
‫نه، من مشکلی ندارم.

00:17:30.400 --> 00:17:32.200
‫به علاوه، بهتره کورین-سان...

00:17:32.270 --> 00:17:35.140
‫...به استاندار تو کمک کنن تا آماده‌
‫شن، اینطور فکر نمی‌کنین؟

00:17:35.770 --> 00:17:36.900
‫درسته.

00:17:38.010 --> 00:17:42.270
‫من دقیقاً چرا باید به تو کمک کنم؟

00:17:43.550 --> 00:17:45.450
‫متأسفم.

00:17:47.480 --> 00:17:49.680
‫-یووشون-سان؟
‫-چیزی نیست.

00:17:50.550 --> 00:17:52.820
‫فقط داشتم به این فکر می‌کردم اون
‫دختر بچه، کی انقدر بزرگ شد؟

00:17:52.890 --> 00:17:55.080
‫از این بابت خیلی خوشحالم.

00:17:56.090 --> 00:17:58.060
‫ما قبلاً همدیگه رو دیدیم؟

00:17:58.430 --> 00:18:01.690
‫بهتره بگم یه سری از دوستان زوری
‫منو می‌کشوندن تا مخفیانه...

00:18:02.500 --> 00:18:04.470
‫...شما رو تماشا کنیم.

00:18:17.850 --> 00:18:19.440
‫شوره-سان!

00:18:19.850 --> 00:18:21.780
‫اوه، مثل اینکه آماده شدین.

00:18:22.890 --> 00:18:25.790
‫-مثل اینکه تو هم آماده شدی.
‫-شوره-ساما.

00:18:26.220 --> 00:18:30.060
‫-خیلی خیلی زیبا شدین.
‫-بی‌خیال داری اغراق می‌کنی.

00:18:30.130 --> 00:18:35.330
‫اونوقت...این دوستمون حتی نمی‌تونه
‫بند کفشش رو ببنده.

00:18:36.930 --> 00:18:40.390
‫-واقعاً که به خودت بیا.
‫-خب دیگه راه بیفتیم؟

00:18:40.700 --> 00:18:43.260
‫-اینطور نمی‌شه.
‫-لطفاً تا قبل از اینکه بریم.

00:18:44.140 --> 00:18:46.110
‫اوه، هی...!

00:18:46.840 --> 00:18:49.310
‫من، کو شوره، برای اینکه
‫مسیر شما رو دنبال کنم...

00:18:49.380 --> 00:18:51.540
‫...و دستور سلطنتی‌ای که بهم
‫محول شده رو به انجام برسونم،

00:18:51.610 --> 00:18:54.080
‫...می‌خوام هر روز با تلاش و
‫کوشش روز‌افزون کار کنم.

00:18:54.980 --> 00:18:58.010
‫لطفاً راهنمایی‌ها و تشویقتون رو ازم دریغ نکنید.

00:18:59.590 --> 00:19:02.220
‫به همین ترتیب، من تو اگتسو،
‫با وجودی بی‌تجربه‌ بودنم...

00:19:02.630 --> 00:19:07.060
‫...می‌خوام همه‌ی تلاشم رو به کار بگیرم.
‫خواهش می‌کنم لطف کنید و راهنماییم کنید.

00:19:08.970 --> 00:19:11.830
‫دارین خجالتم می‌دین! بسه دیگه
‫دیگه می‌تونین بلند شین.

00:19:12.440 --> 00:19:13.770
‫حق با اونه.

00:19:15.810 --> 00:19:18.430
‫نباید توی جمع همچین کاری بکنین.

00:19:18.910 --> 00:19:21.380
‫حواستون به سلسله مراتب رتبه‌هامون باشه.

00:19:21.840 --> 00:19:23.180
‫واقعاً که.

00:19:24.280 --> 00:19:25.680
‫خب دیگه بریم.

00:19:26.020 --> 00:19:26.740
‫بله.

00:19:39.160 --> 00:19:41.630
‫گویا آنچنان تحویلمون نمی‌گیرن.

00:19:42.030 --> 00:19:44.630
‫کارمند‌ای استانی‌مون یه مقداری خشن‌ان.

00:19:45.370 --> 00:19:47.840
‫اما در اصل،خوشحالن که می‌تونن برعکس
‫استاندار قبلی، خوش‌آمدگوی...

00:19:48.300 --> 00:19:51.400
.‫...دوتا استاندان دوست‌داشتنی باشن

00:19:52.010 --> 00:19:53.340
‫واقعاً؟

00:19:53.440 --> 00:19:55.430
‫خب، ببخشید که بنده دوست‌داشتنی نبودم.

00:19:57.780 --> 00:20:01.340
‫استاندار کو و استاندار تو.
‫اعلام می‌کنیم، از صمیم قلب...

00:20:01.520 --> 00:20:02.610
‫...خوشحالیم که شما دو نفر،

00:20:02.690 --> 00:20:03.950
‫...پذیرای این سمت جدید شدید.

00:20:04.020 --> 00:20:07.890
‫از حالا به بعد، همه‌ی کارمندان،
‫به علاوه‌ی دولت استانی استان سا...

00:20:08.220 --> 00:20:10.590
‫...شما دو نفر رو حمایت و هدایت می‌کنه،
‫و همچنین با کمال میل بهتون خدمت می‌کنن.

00:20:10.690 --> 00:20:12.390
‫من کو شوره..

00:20:12.600 --> 00:20:14.320
‫و من تو اگتسو....

00:20:15.260 --> 00:20:16.700
‫...از حالا به بعد،

00:20:16.770 --> 00:20:19.330
‫...خودمون رو وقف استانداری استان سا می‌کنیم.

00:20:26.780 --> 00:20:29.240
‫-چـ-چی شد؟
‫-چه خبره؟

00:20:29.310 --> 00:20:32.840
‫من که گفتم، از اینکه شما
‫دو نفر اومدین، خیلی خوشحالن.

00:20:35.890 --> 00:20:39.750
‫بالأخره همه‌مون اینجاییم!
‫بیاید همه‌ی تلاشمون رو بکنیم.

00:21:04.810 --> 00:21:08.840
‫خب دیگه بالأخره اومدی، پس همه چی تموم شد؟

00:21:09.290 --> 00:21:10.680
‫تموم شد.

00:21:11.020 --> 00:21:12.080
‫که اینطور.

00:21:15.630 --> 00:21:17.490
‫پس تموم شد.

00:21:18.460 --> 00:21:20.430
‫استاندارها رفتن سر پستشون...

00:21:20.500 --> 00:21:22.660
‫...و رهبرخاندان سا هم انتخاب شد.

00:21:24.170 --> 00:21:26.140
‫شبیه انجونه؟

00:21:26.340 --> 00:21:30.700
‫هنوز خیلی مونده تا به انجون برسه،
‫اما خیلی شبیهشه.

00:21:31.110 --> 00:21:33.080
.هرچند خیلی متمایل به مهربانیه

00:21:34.580 --> 00:21:37.600
‫اینطوری، انجون بالأخره می‌تونه در آرامش بخوابه.

00:21:40.820 --> 00:21:45.850
‫شو. می‌دونی که من زودتر از تو
‫و در آینده‌ای نه چندان دور میمیرم.

00:21:46.720 --> 00:21:48.690
‫از این حرفای زشت نزن.

00:21:49.760 --> 00:21:54.090
‫من و انجون برای مدت طولانی زندگی
‫کردیم و زندگی کردیم و زندگی کردیم.

00:21:55.160 --> 00:21:57.130
‫حتی اگه بمیریم...

00:21:57.200 --> 00:21:59.670
‫...زمانی که با هم سپری کردیم از بین نمی‌ره.

00:22:03.070 --> 00:22:04.940
‫وقتی خسته شدی، استراحت کن.

00:22:05.210 --> 00:22:08.770
‫اگه یه وقت از زندگی کردن خسته شدی،
‫انجون و من میایم و می‌بریمت.

00:22:10.650 --> 00:22:12.440
‫قوله؟

00:22:14.080 --> 00:22:15.950
‫یه گزارش از استان سا داریم.

00:22:16.750 --> 00:22:19.220
‫مراسم تحلیف بی‌دردسر برگزار شد.

00:22:19.720 --> 00:22:22.420
‫می‌گن هر دو نفرشون حالشون
‫خوبه و دارن کارشون رو به خوبی انجام می‌دن.

00:22:22.960 --> 00:22:27.860
‫واقعاً؟ پس آینده‌ی استان سا روشنه...شاید.

00:22:28.830 --> 00:22:32.460
‫با شناختی که ازشون داریم به
‫نظرم می‌تونیم روشون حساب کنیم.

00:22:33.640 --> 00:22:35.730
‫و رو انسه و تی‌ یووشون رو هم...

00:22:35.810 --> 00:22:38.600
‫...به عنوان دستیارشون دارن، به علاوه‌ی سه‌ران.

00:22:39.340 --> 00:22:41.900
‫درسته. راستی...

00:22:43.310 --> 00:22:45.180
‫یعنی کی از طرف استان سا...

00:22:45.250 --> 00:22:46.980
‫...برای مراسم سال نو میاد؟

00:22:49.520 --> 00:22:51.750
‫الان استان سا دوتا استاندار داره...

00:22:51.820 --> 00:22:55.350
‫...به احتمال زیاد یکی از این دو نفر.

00:22:56.830 --> 00:22:58.790
‫واقعاً؟

00:23:30.000 --> 00:24:00.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:24:00.001 --> 00:24:45.001
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:30.990 --> 00:23:36.090
<c.colorc1c3c5>‫تو همیشه زندگی رو با بی‌خیالی گذروندی و حالا...</c>

00:23:36.300 --> 00:23:42.640
‫داری بین بارون چه رویایی رو دنبال می‌کنی؟

00:23:42.940 --> 00:23:47.900
‫و در حالی که یه جایی داری با تنهایی می‌جنگی..

00:23:48.110 --> 00:23:53.210
‫حتماً هر لحظه بغضت رو فرو می‌خوری...

00:23:54.220 --> 00:23:58.620
<c.colorc1c3c5>‫می‌گی تنهایی از پسش برمیای...</c>

00:24:00.160 --> 00:24:05.290
‫...<c.colorc1c3c5>تو هم درست مثل خودمی</c>

00:24:06.060 --> 00:24:16.630
<c.colorc1c3c5>‫حتی اگه مجبور باشیم راه طولانی تر رو طی کنیم...</c>

00:24:17.510 --> 00:24:23.100
<c.colorc1c3c5>‫باز هم یه طورایی این مسیر رو ترجیح می‌دیم...</c>

00:24:23.510 --> 00:24:28.580
<c.colorc1c3c5>‫هر وقت که احساس شادی و یا خوشحالی می‌کنم...</c>

00:24:29.450 --> 00:24:35.020
<c.colorc1c3c5>‫همیشه به تو فکر می‌کنم.</c>

00:24:35.390 --> 00:24:42.190
<c.colorc1c3c5>‫می‌دونم که این فصل رنگارنگ ‫این احساس من رو بهت می رسونه...</c>

00:24:46.300 --> 00:24:49.710
‫خیلی‌خب، اگتسو-کون!
‫بیا استان سا رو بندازیم رو غلتک.

00:24:48.300 --> 00:24:54.500
‫اشک‌های چشم‌ها و باران بهشت.

00:24:49.740 --> 00:24:52.780
‫به عنوان استاندارهای استان سا
‫هر دقیقه‌ای که دستمونه رو کار می‌کنیم.

00:24:53.010 --> 00:24:54.500
‫بدون اینکه متوقف بشیم، تلاش می‌کنیم.

00:24:54.580 --> 00:24:56.880
‫وقت برای فکر کردن به
‫چیزای غیر ضروری نداریم.

00:00:02.530 --> 00:00:10.540
‫Hajimari no kaze yo todoke message

00:00:02.530 --> 00:00:10.540
‫اولین نفس باد، پیامی برای من به همراه داره

00:00:11.010 --> 00:00:20.060
‫"Itsudemo anata wo shijiteiru kara."

00:00:11.010 --> 00:00:20.060
‫"من همیشه بهت باور دارم"

00:00:20.700 --> 00:00:29.680
‫داستان‌های سائیونکوکو

00:00:21.330 --> 00:00:29.170
‫Ano toki yume ni miteita sekai ni tatteiru no ni

00:00:21.330 --> 00:00:29.170
‫قبلا اون رویا رو توی این دنیا می‌دیدم

00:00:29.770 --> 00:00:37.080
‫miwatsu keshiki ni ashi wo sukoshi sukumase

00:00:29.770 --> 00:00:37.080
‫اما حالا که به ‌این منظره نگاه می‌کنم، دچار تردید می‌شم!

00:00:37.280 --> 00:00:41.370
‫dakedo ushiro furimukanaide

00:00:37.280 --> 00:00:41.370
‫ولی من نباید به عقب نگاه کنم

00:00:41.580 --> 00:00:45.570
‫aruite yuku koto kimeta kara

00:00:41.580 --> 00:00:45.570
‫تصمیمم رو گرفتم که رو به جلو قدم بردارم

00:00:45.850 --> 00:00:49.970
‫Miageta sora nanairo no niji

00:00:45.850 --> 00:00:49.970
‫وقتی به آسمون نگاه می‌کنم، رنگین کمانی می‌بینم

00:00:50.160 --> 00:00:53.440
‫anata mo mitemasu ka?

00:00:50.160 --> 00:00:53.440
‫تو هم می‌تونی ببینیش؟

00:00:53.900 --> 00:01:02.030
‫Hajimari no kaze yo todoke message

00:00:53.900 --> 00:01:02.030
‫اولین نفس باد، پیامی برای من به همراه داره

00:01:02.420 --> 00:01:10.470
‫yume ni kakedashita senaka mimamoru kara

00:01:02.420 --> 00:01:10.470
‫چون من همیشه وقتی به سمت رویاهات میری از پشت سر بدرقه‌ات می‌کنم

00:01:11.040 --> 00:01:19.150
‫Maiagaru kaze yo  hi no hikari matoi

00:01:11.040 --> 00:01:19.150
‫طوفان نور خورشید رو هدایت می‌کنه تا بالای سر ما بتابه

00:01:19.560 --> 00:01:29.320
‫jiyuu no tsubasa de tsuyoku tobitatou

00:01:19.560 --> 00:01:29.320
‫و بال‌های آزادی به من فرصت پرواز برفراز آسمون‌ها رو می‌دن

00:24:56.880 --> 00:24:58.880