﻿WEBVTT

00:00:00.110 --> 00:01:30.110
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:48.470 --> 00:01:53.470
‫مــــار تــــو آســـتـــــین

00:01:31.230 --> 00:01:32.140
‫بانری!

00:01:32.140 --> 00:01:34.030
‫مامان!

00:01:34.030 --> 00:01:36.620
‫خیلی طول کشید تا بیای مامان!

00:01:36.620 --> 00:01:39.280
‫یه عالمه نقاشی کشیدم تا تو و بقیه تأییدشون کنید.

00:01:39.280 --> 00:01:41.890
‫چرا انقدر طول کشید تا بیای؟

00:01:41.890 --> 00:01:45.550
‫فکر کردم رفتی خونه‌ی هاکومه،
‫ برای همین فکر می‌کردم جات امنه.

00:01:54.430 --> 00:01:59.340
‫همه‌ی اینه...نگو که اون بچه اینا رو کشیده...

00:01:59.340 --> 00:02:02.130
‫چه استعداد باورنکردنی‌ای.

00:02:02.130 --> 00:02:05.970
‫ولی، چی شد که اینجا گیر افتادی؟

00:02:05.970 --> 00:02:09.110
‫وقتی داشتم می‌رفتم خونه‌ی دایی هاکومه،

00:02:09.110 --> 00:02:15.050
‫یه غریبه بهم گفت اگه برم خونه‌ش
‫ هرچقدر دلم بخواد می‌تونم نقاشی کنم.

00:02:20.240 --> 00:02:22.630
‫واقعاً خوشحال بودم.

00:02:26.500 --> 00:02:30.230
‫خیلی تلاش کردم، ولی هنوز نتونستم به سطح تو برسم، مامان.

00:02:30.230 --> 00:02:33.890
‫اگه توی نقاشی کشیدن بهتر نشم،
‫ منو هم مثل بابا دور میندازی نه؟

00:02:33.890 --> 00:02:38.300
‫چـ-چی داری می‌گی؟ من اونو ننداختم دور.

00:02:38.300 --> 00:02:42.140
‫اون بی‌دست‌وپا زیادی لفتش داده تا پیدام کنه.

00:02:42.140 --> 00:02:43.760
پیدا کنه؟

00:02:43.760 --> 00:02:45.050
‫نگو اون پسره...

00:02:50.420 --> 00:02:54.050
‫من فقط دلم می‌خواست مثل تو نقاشی بکشم.

00:02:54.050 --> 00:02:56.240
‫که بتونم نقاشی‌های مثل تو داشته باشم.

00:02:56.240 --> 00:03:01.830
‫نه، با خودم فکر می‌کردم دوست دارم یه چیزی
‫ برای خودم بکشم، یه کاری که فقط از من بربیاد.

00:03:04.080 --> 00:03:06.620
‫ولی کم‌کم  این فکر اومد تو سرم که نکنه دارم اشتباه می‌کنم.

00:03:06.620 --> 00:03:12.760
‫اتاق قفل بود و منم نمی‌تونستم از خونه بیرون برم.

00:03:12.760 --> 00:03:14.480
‫اشکالی نداره، همه‌چی خوبه.

00:03:14.480 --> 00:03:16.750
‫تو کار اشتباهی نکردی.

00:03:16.750 --> 00:03:23.090
‫می‌خواستم تو متوجه بشی برای همین
‫کم‌کم سبک خودم رو هم توی کار اضافه کردم.

00:03:24.120 --> 00:03:29.320
‫وقتی مجبورم کردن از روی کارای اصلی بکشم،
‫ فهمیدم که دارن کارای بد بد می‌کنن.

00:03:30.210 --> 00:03:32.820
‫پس از قصد این کار رو کردی؟

00:03:33.100 --> 00:03:36.070
‫آره، می‌دونستم مامان پیدام می‌کنه.

00:03:36.070 --> 00:03:41.950
‫پس برای همین بود که کارین-سان
‫ کل دیروز رو دنبال آثار جعلی می‌گشت.

00:03:41.950 --> 00:03:45.700
‫با یه سرعت فوق‌العاده کل شهر رو گشت.

00:03:45.700 --> 00:03:47.760
‫مثل یه گراز.

00:03:47.760 --> 00:03:48.590
‫آره.

00:03:48.590 --> 00:03:51.340
‫واقعاً؟ واقعاً انقدر دنبالم گشتی؟

00:03:51.340 --> 00:03:55.170
‫معلومه، ولی نتونستم پیدات کنم.

00:03:55.170 --> 00:03:59.350
‫هرچند، وقتی این نقاشی رو دیدم،
‫ فهمیدم که تو اینجایی.

00:03:59.650 --> 00:04:02.620
‫هاا، من اونو کشیدم!

00:04:02.620 --> 00:04:05.300
‫این نقاشی یه منظره‌‌ی این خونه‌ست که
‫می‌تونستم از این پنجره ببینم.

00:04:05.900 --> 00:04:08.880
‫برای همینم دنبال باغ‌آرا و باغبون بود.

00:04:08.880 --> 00:04:13.460
‫از همه‌جا در مورد اینکه باغ توی
‫ نقاشی رو می شناسن یا نه پرسیدم!

00:04:13.460 --> 00:04:15.990
‫یه‌کم طول کشید، ولی بالاخره پیداش کردم.

00:04:16.240 --> 00:04:18.200
‫از روی حرفاشون میشه فهمید که...

00:04:18.200 --> 00:04:20.380
‫آره، شکی توش نیست.

00:04:20.380 --> 00:04:23.080
‫اولش باورم نمی‌شد، ولی هکی یوکوکو...

00:04:40.070 --> 00:04:40.890
‫این...

00:04:41.230 --> 00:04:43.390
‫قالب برای سکه‌های تقلبی؟

00:04:45.260 --> 00:04:49.150
‫بانری، نگو که تو این رو حک کردی

00:04:50.160 --> 00:04:55.560
‫آ-آره، بهم پیشنهاد دادن محض تنوع اینو حک کنم.

00:04:55.560 --> 00:05:01.500
‫تو کارت توی حکاکی هم خوبه،
‫ برای همین خواستم منم امتحان کنم.

00:05:01.500 --> 00:05:04.620
.هرچند بهترینش رو با خودشون بردن

00:05:04.970 --> 00:05:07.120
‫میگم...من...

00:05:10.850 --> 00:05:12.620
‫باورم نمیشه.

00:05:12.620 --> 00:05:14.770
‫چی؟ مشکل چیه؟

00:05:14.770 --> 00:05:17.450
‫جعل پول جرم سنگینیه.

00:05:17.450 --> 00:05:19.920
‫فرقی هم نمی‌کنه بچه مجرم باشه یا یکی دیگه،

00:05:19.920 --> 00:05:22.600
‫بدون هیچ استثنایی حکمشون اعدامه.

00:05:28.650 --> 00:05:34.480
‫همه‌ی این جعل‌ها زیر سر هکی یوکوکوـه.

00:05:34.480 --> 00:05:38.240
‫هکی یوکوکو مسئول همه‌ی این‌هاست، سرورم.

00:05:39.650 --> 00:05:41.570
‫سرور-

00:05:41.570 --> 00:05:45.490
‫مامان، یوکوکو اسم مستعار من نیست، مال توـه.

00:05:45.490 --> 00:05:50.640
‫بانری، خوب گوش کن، من باید
‫ تو رو تنها بذارم و به یه سفر خیلی طولانی برم.

00:05:50.640 --> 00:05:55.380
‫فعلاً هاکومه ازت مراقبت می‌کنه،
‫ و بعد هم که بابا برسه میری خونه.

00:05:55.380 --> 00:05:57.920
‫چـ-چرا؟

00:05:57.920 --> 00:06:00.840
‫بخاطر اینکه آدم بدا دزدیدنم؟

00:06:00.840 --> 00:06:02.390
‫برای همین ازم عصبانی هستی؟

00:06:02.390 --> 00:06:06.140
‫متأسفم، دیگه هیچوقت اینکار رو نمی‌کنم، لطفاً از پیشم نرو!

00:06:07.270 --> 00:06:09.640
‫بذار پیشت بمونم، لطفاً!

00:06:09.640 --> 00:06:13.720
‫مامان!

00:06:20.420 --> 00:06:22.710
‫نمی‌خوام از پیشم بری!

00:06:31.410 --> 00:06:32.830
!مشکلی نیست

00:06:32.830 --> 00:06:35.100
‫نیازی نیست که شما دونفر از هم جدا بشین.

00:06:36.940 --> 00:06:39.170
‫این یه قطعه‌ی آزمایشیه.

00:06:39.170 --> 00:06:40.670
‫چی؟

00:06:40.670 --> 00:06:45.760
‫من دنبال یه هنرمند سرشناس به اسم هکی یوکوکو می‌گشتم.

00:06:45.760 --> 00:06:49.360
‫برای همین قصد داشتم سکه‌های
‫ جدیدی بزنم که جعل‌کردنش کار آسونی نباشه.

00:06:49.360 --> 00:06:53.310
‫هیچکسی خبر نداشت که ایشون
‫ توی زمینه‌ی حکاکی هم به اندازه‌ی نقاشی خوبن.

00:06:54.420 --> 00:06:59.120
‫برای همین هم، من از شما، هکی یوکوکو
‫ خواستم تا قالبی برای سکه‌های جدید بسازید.

00:06:59.120 --> 00:07:02.360
‫شما هم خواسته‌ی من رو قبول کردید و شروع به حکاکی قالب کردید.

00:07:02.360 --> 00:07:05.280
‫این هم یه نمونه‌ی آزمایشی بود.

00:07:05.280 --> 00:07:07.330
‫درست نمی‌گم، هکی یوکوکو-دونو؟

00:07:08.640 --> 00:07:09.870
‫تو...

00:07:09.870 --> 00:07:14.130
‫درسته ما دنبال شما می‌گشتیم
‫ تا یه همچین چیزی ازتون بخوایم.

00:07:14.920 --> 00:07:17.710
‫می‌خواستم تا قبل از تولید انبوه سکه‌های جعلی

00:07:17.710 --> 00:07:20.760
‫به طور عمومی اعلام کنم که مسئله ساخت سکه‌های جدیده.

00:07:20.760 --> 00:07:26.120
‫اگه از هکی یوکوکو می‌خواستیم که
‫ یه قالب بسازن، تیزهوش‌ها سریع متوجه می‌شدند.

00:07:26.120 --> 00:07:31.710
‫برا همین، در ظاهر داشتیم
‫ دنبالتون می‌گشتم تا بهتون سفارش پرتره بدم.

00:07:33.410 --> 00:07:36.270
‫دقیقاً همونطور پیش نرفت، ولی نظرتون چیه؟

00:07:42.190 --> 00:07:44.420
‫چاره‌ای ندارم جز اینکه قبول کنم.

00:07:44.420 --> 00:07:46.910
‫نه، بهتره ازتون تشکر کنم.

00:07:47.260 --> 00:07:48.600
‫ممنونم.

00:07:50.410 --> 00:07:53.910
‫مامان، منو تنها نذار، خواهش می‌کنم.

00:07:55.140 --> 00:07:56.880
‫بانری...

00:07:58.300 --> 00:07:59.620
‫قیافه‌ت خیلی خنده دار شده!

00:07:59.620 --> 00:08:01.050
‫بعدا!ً یادم باشه این قیافه رو بکشم.

00:08:00.520 --> 00:08:01.050
‫چی؟

00:08:01.350 --> 00:08:03.290
‫تو خیلی بدجنسی مامان!

00:08:03.290 --> 00:08:06.330
‫من فقط سوبژه‌ی نقاشی‌هاتم؟

00:08:06.330 --> 00:08:08.240
‫نمی‌خوام!

00:08:04.860 --> 00:08:08.240
‫نقاشی برای من زندگیه!

00:08:08.240 --> 00:08:09.550
‫خیلی طبیعیه!

00:08:09.550 --> 00:08:12.640
‫کارت همیشه برات مهم‌تر از من بود!

00:08:10.350 --> 00:08:11.980
!خشنه

00:08:11.980 --> 00:08:14.480
‫ولی بچه‌هه دیگه گریه نمی‌کنه.

00:08:12.640 --> 00:08:15.350
‫واقعاً من هیچوقت ازتماشای بچه‌ها خسته نمی‌شم.

00:08:17.230 --> 00:08:19.900
‫چـ-چه خبره؟

00:08:19.900 --> 00:08:22.480
‫شماها تو خونه‌ی من چیکار می‌کنید؟

00:08:22.480 --> 00:08:23.810
‫اوه، پدر!

00:08:23.810 --> 00:08:25.110
‫سـ-سـوئو...

00:08:25.110 --> 00:08:26.370
‫اینجا چه خبره؟

00:08:26.370 --> 00:08:29.580
‫پدر، اون سرمایه‌گذاری متواضعانه‌ت فاش شد، جریان اینه.

00:08:29.580 --> 00:08:30.370
‫چی؟

00:08:30.370 --> 00:08:33.030
‫اون دلالی که جعلی‌ها رو می‌فروخت!

00:08:33.030 --> 00:08:37.040
‫احتمالاً الان دیگه توی خونه‌ی هکی هاکومه گیر افتاده.

00:08:37.500 --> 00:08:40.430
‫بعدازظهر که رسیدم خونه، بهش به دروغ گفتم،

00:08:40.430 --> 00:08:43.210
‫هکی هاکومه یکی از نقاشی‌های این بچه رو برای کلکسیونش می‌خواد.

00:08:43.210 --> 00:08:46.490
‫به محض اینکه حرفم تموم شد به سرعت از خونه بیرون زد.

00:08:46.490 --> 00:08:48.670
‫چـ-چی؟

00:08:50.300 --> 00:08:52.350
‫جریان چیه؟

00:08:52.350 --> 00:08:55.990
‫یعنی بابای تان‌تان پشت همه‌ی این قضایاست...

00:08:55.990 --> 00:08:58.570
‫پس یعنی، من...

00:09:00.650 --> 00:09:02.250
‫تان‌تان...

00:09:02.250 --> 00:09:05.630
‫اوه، همون لحظه که کار جعلی رو از نزدیک دیدم فهمیدم.

00:09:05.630 --> 00:09:12.760
‫پدر یه احمقیه مثل خودم، چون که همه‌ی این مدت
‫ اصلی‌ها رو همه‌جای خونه زده بود به دیوار.

00:09:14.820 --> 00:09:16.410
‫تو خودت بودی که گفتی،

00:09:16.410 --> 00:09:20.250
‫" اونی که اصلی‌ها  رو داره مظنون اصلیه"

00:09:20.250 --> 00:09:24.970
‫درواقع،  پدر تا همین چندوقت پیش توی دپارتمان هنری بود.

00:09:24.970 --> 00:09:28.670
به خاطر گم شدن یکی از نقاشی‌های
‫ با ارزش اخراج شد، اما حالا که بهش فکر می‌کنم...

00:09:28.670 --> 00:09:32.750
‫اونا رو میورده خونه تا از روشون کپی بزنه.

00:09:32.750 --> 00:09:34.980
‫سوئو...تو...

00:09:35.990 --> 00:09:38.690
‫اینم جبران من، کو شوره.

00:09:38.690 --> 00:09:42.660
‫اگه این یکی رو به جای اینکه فقط یه گزارش پر کنی
‫ با همه ی جزئیات بنویسی و به دادگاه امپراتوری تحویل بدی،

00:09:42.660 --> 00:09:45.440
‫ممکنه تعلیقت زودتر تموم بشه.

00:09:46.480 --> 00:09:48.190
‫تان‌تان...

00:09:49.000 --> 00:09:53.480
‫ولی می‌دونی، گمون نمی‌کنم بابام از قضیه‌ی پول‌های جعلی خبر داشته باشه.

00:09:53.480 --> 00:09:54.490
‫پول‌های جعلی؟

00:09:54.490 --> 00:09:58.730
‫بابای من یه بزدله، برای همین فکر نمی‌کنم تا این حد پیش بره.

00:09:58.730 --> 00:10:00.330
‫منظورم اینه، اگه گیرت بندازن...

00:10:02.000 --> 00:10:03.590
‫مجازاتش مرگه.

00:10:05.230 --> 00:10:07.090
‫تا این حد پیش رفتن...

00:10:07.090 --> 00:10:09.470
‫چی؟ چه پول جعلی‌ای؟

00:10:09.470 --> 00:10:11.410
‫من از هیچی خبر ندارم!

00:10:11.410 --> 00:10:13.940
‫می‌دونی که فقط چون «هیچی نمی‌دونستی» نمی‌بخشنت، نه؟

00:10:13.940 --> 00:10:17.040
‫اونا احتمالاً فقط ازش استفاده کردن.

00:10:17.040 --> 00:10:18.850
‫ازش سوءاستفاده کردن؟

00:10:18.850 --> 00:10:23.060
‫وقتی بابا گفت که یه مقام دولتی بالا
‫ بهش دستور داده تا من از تو خواستگاری کنم،

00:10:23.060 --> 00:10:26.490
‫خودش از اینکه شانس داشتن پول و مقام بهش رو کرده خوشحال بود.

00:10:26.490 --> 00:10:29.250
‫اما من با خودم گفتم: «این قضیه بو داره»

00:10:29.250 --> 00:10:31.070
‫یه مقام دولتی بالا؟

00:10:31.070 --> 00:10:35.410
‫من خبر ندارم کیه، و احتمالاً پدرم هم خبر نداره.

00:10:35.410 --> 00:10:38.940
‫قضیه ازدواج ساختگی بود تا تو مجبور بشی استعفا بدی.

00:10:38.940 --> 00:10:43.460
‫چه جواب می‌داد یا نمی‌داد گمونم
‫ در هر صورت من و پدرم از دور خارج می‌شدیم.

00:10:43.460 --> 00:10:45.980
‫اگه از همه‌ی اینا خبر داشتی، پس چرا ما رو همراهی کردی؟

00:10:45.980 --> 00:10:48.830
‫چون همه‌ی اینا فقط یه حدس بود.

00:10:48.830 --> 00:10:53.150
‫توی همین حین هم قضیه‌ی نقاشی‌ها و پولای جعلی پیش اومد.

00:10:53.150 --> 00:10:54.590
‫همه‌ی این جریانات دیگه زیادی تصادفی بود.

00:10:54.590 --> 00:10:58.130
‫برای همین هم خواستم خودم قضیه رو روشن کنم.

00:10:58.130 --> 00:11:00.850
‫به هرحال که دیر یا زود خودش اتفاق میفتاد، نه؟

00:11:02.980 --> 00:11:05.310
‫کویو، فکر می‌کنی بشه در این مورد کاری کرد؟

00:11:05.310 --> 00:11:09.350
‫خب اگه همه‌شون رو تحت اسم امپراتور دستگیر کنیم،

00:11:09.350 --> 00:11:11.750
‫و همه‌ی جریانات پشت مشکل رو هم روشن کنیم.

00:11:11.750 --> 00:11:15.120
‫اومم، به‌نظرم فایده نداره.

00:11:15.450 --> 00:11:18.670
‫چون که...بیا ..اونا دیگه این‌جان.

00:11:23.180 --> 00:11:24.620
‫موضوع چیه؟

00:11:25.430 --> 00:11:26.830
‫امپراتور؟

00:11:26.830 --> 00:11:30.760
‫بخش بازرسی دولتی به ما دستور دادن متهم‌ها رو دستگیر کنیم.

00:11:30.760 --> 00:11:33.540
‫ما دستور داریم تا

00:11:33.540 --> 00:11:38.810
‫شین انسای و شین سوئو رو فوراً به
‫جرم جعل دستگیر کنیم.

00:11:43.360 --> 00:11:44.890
‫تو باید شین سوئو باشی.

00:11:45.130 --> 00:11:46.190
‫بله.

00:11:46.190 --> 00:11:47.900
‫پس منو می‌بخشین.

00:11:52.890 --> 00:11:55.660
‫همون‌طور که بهمون دستور داده شده،
‫ همه‌ی این‌ها رو به عنوان بخشی از غرامت مصادره می‌کنیم.

00:11:55.940 --> 00:11:57.980
‫ها؟ چرا؟

00:11:59.190 --> 00:12:02.750
‫نکنه ...اون دستفروش مرموز...

00:12:02.750 --> 00:12:05.400
‫یعنی اونم یه بازرس مخفی بود؟

00:12:05.400 --> 00:12:06.760
‫که اینطور.

00:12:08.670 --> 00:12:10.670
‫اونم یه بازرس مخفی بود.

00:12:11.600 --> 00:12:15.560
‫برای اینکه پول خانواده‌ی شین تا
‫ قبل از اینکه همه‌چیز رو به عنوان غرامت

00:12:15.560 --> 00:12:19.890
‫مصادره نکردن گم نمیشه، عمداَ به تان‌تان-کون جواهرات گران قیمت فروختن.

00:12:20.180 --> 00:12:22.790
‫ما همچنین دستور داریم که هکی کارین-ساما و هکی-بانری ساما،

00:12:22.790 --> 00:12:24.680
‫که قربانیان این جریان بودن رو هم...

00:12:24.680 --> 00:12:26.390
‫تحت حمایت خودمون با نهایت دقت همراهی کنیم.

00:12:26.390 --> 00:12:30.400
‫از کجا...از این هم خبر دارن؟

00:12:42.440 --> 00:12:43.160
‫صبر کنید!

00:12:43.440 --> 00:12:45.210
‫اتهاماتشون چیه؟

00:12:45.430 --> 00:12:49.950
‫اونایی که پول جعل کنند، مجازاتشون مرگه، قانون اینه.

00:12:49.950 --> 00:12:52.040
‫دیدی بهت گفتم؟

00:12:52.040 --> 00:12:54.920
‫جامعه بهت آسون نمی‌گیره.

00:12:55.260 --> 00:12:58.930
‫جرم، جرمه! گمونم خود هم می‌دونی.

00:13:00.350 --> 00:13:01.650
‫اما...

00:13:02.640 --> 00:13:06.320
‫همین لحظه، شبیه دختر‌های معمولی هستی.

00:13:25.350 --> 00:13:30.310
‫پس همون‌طور که شک داشتیم، بخش بازرسی
‫ اون شب به خونه‌ی رین-دونو هم رفته‌ن، درسته؟

00:13:30.310 --> 00:13:36.050
‫بله، گفت تمام اسنادی که برای شوره-دونو جمع کرده بود، مصادره شد.

00:13:36.050 --> 00:13:42.300
‫انگار ابتکار عمل به‌خرج دادن و
‫ هرچی که شوره پیدا کرده بود رو دزدیدن.

00:13:43.450 --> 00:13:44.680
‫که اینطور.

00:13:45.790 --> 00:13:52.030
‫و یه چیز دیگه ذهنم رو درگیر کرده،
‫ و اونم اینه که هنوز بهترین قالب رو پیدا نکردیم.

00:13:52.030 --> 00:13:53.490
‫آره.

00:13:56.750 --> 00:13:58.530
‫منو ببخشید!

00:14:01.460 --> 00:14:04.950
‫لطفاً عذرخواهی من رو بابت همه‌ی  مشکلاتی که
‫ خواهرم و بقیه درست کردن، قبول کنید.

00:14:05.230 --> 00:14:10.460
‫آه، نه، تو خیلی توی این مورد کمکون کردی، من باید ازت تشکر کنم.

00:14:10.460 --> 00:14:11.710
‫نه اصلاً

00:14:12.960 --> 00:14:19.260
‫میگم...خواهر که احیاناً...چیز بدی...بهتون نگفت؟

00:14:19.880 --> 00:14:22.350
‫پیــف! برید گمشید!

00:14:23.550 --> 00:14:25.860
‫مـ-می‌دونستم.

00:14:26.320 --> 00:14:28.260
‫من واقعاً متأسفم!

00:14:28.260 --> 00:14:30.060
‫اشکالی نداره، نگرانش نباش.

00:14:30.950 --> 00:14:34.860
‫ولی، کارین-دونو از کجا فهمیدن من امپراتورم؟

00:14:35.380 --> 00:14:37.480
‫آه، با جمجمه‌خوانی.

00:14:37.720 --> 00:14:43.700
‫اگه از یه خانواده‌ی شناخته شده باشید،
‫ خواهرم می‌تونه تشخیص بده از کدوم خانواده‌اید.

00:14:43.700 --> 00:14:46.000
‫چه خفن.

00:14:53.190 --> 00:14:54.960
‫ها؟

00:14:54.960 --> 00:14:56.530
‫تان‌تان! نمردی؟

00:14:58.090 --> 00:14:58.960
ها

00:15:00.320 --> 00:15:02.440
‫نگو که مخفیانه اومدین توی زندان؟

00:15:02.440 --> 00:15:03.970
‫همه‌ی روندای اداری رو رد کردیم..

00:15:03.970 --> 00:15:07.340
‫همه‌ی روندای اداری رو رد کردیم..

00:15:08.120 --> 00:15:10.010
‫و اومدیم پیشت.

00:15:10.010 --> 00:15:14.660
‫خانوم هرکاری تونست کرد تا بی‌گناهی‌ت رو ثابت کنه.

00:15:14.660 --> 00:15:17.980
‫برعکس پدرت، فقط یه مدرک غیرمستقیم علیه تو وجود داشت،

00:15:18.320 --> 00:15:20.380
‫واسه همین هم ما همه‌ی تلاشمون رو کردیم تا تبرئه‌ت کنیم.

00:15:20.380 --> 00:15:21.530
...عـــه

00:15:22.620 --> 00:15:24.490
‫تان‌تان...

00:15:25.990 --> 00:15:29.240
‫به چه دلیل کوفتی‌ای حتی یه‌بار
‫ هم سعی نکردی از خودت دفاع کنی!

00:15:29.240 --> 00:15:31.030
‫احمق! راکون! تان‌تان!

00:15:31.030 --> 00:15:32.920
‫حداقل یه کلمه می‌گفتی، «کار من نبود»

00:15:32.920 --> 00:15:36.500
‫اما پدرم درگیر بود!

00:15:36.500 --> 00:15:41.510
‫رتبه‌ی قبلی‌ت رو ازت گرفتن، ولی هنوز یه جوکان رو هستی!

00:15:41.510 --> 00:15:45.850
‫پس، اگه تا قبل از اعدام پدرت
‫ چندتا کار برجسته بکنی،

00:15:45.850 --> 00:15:49.000
‫احتمال داره اون هم عفو بخوره.

00:15:50.070 --> 00:15:54.250
‫و اینکه، دیگه می‌تونی بری خونه‌ی خودتون، تان‌تان.

00:15:54.250 --> 00:15:57.790
‫خانواده‌ی هکی بخشی از غرامت رو پرداخت کردند.

00:15:57.790 --> 00:16:00.020
‫مثل اینکه بانری خیلی واسه‌ش تلاش کرد.

00:16:00.020 --> 00:16:03.030
‫انگار که باهاش بازی می‌کردی، نه تان‌تان؟

00:16:05.540 --> 00:16:09.260
‫بازی که...فقط پیشش بودم.

00:16:09.260 --> 00:16:12.460
‫گهگاه از اون پنجره بیرون رو
‫ نگاه می‌کرد و یهو شروع به گریه کردن می‌کرد.

00:16:12.460 --> 00:16:15.880
‫راستی حالا یادم اومد، یه پرتره هم از من کشید.

00:16:15.880 --> 00:16:19.180
‫در آینده احتمالاً خدا تومن بیارزه.

00:16:19.180 --> 00:16:22.420
‫خب، حالا فعلاً نظرت چیه بری خونه؟

00:16:22.420 --> 00:16:25.050
‫هروقت احساس تنهایی کردی،
‫ می‌تونی بیای خونه‌ی ما.

00:16:25.380 --> 00:16:30.630
‫بله، اگه اون پرتره‌ی بانری-کون رو به‌عنوان هزینه‌ی
‫ مصاحبت بدی به ما، قدمت هم به روی چشمه.

00:16:31.640 --> 00:16:34.310
‫شیطانه...این شیطانه.

00:16:34.310 --> 00:16:39.170
‫ببین هروقت تو باهامونی سه‌ران بیشتر
‫ خودش رو ابراز می‌کنه، تازه شوخی هم می‌کنه.

00:16:39.170 --> 00:16:40.240
‫عمراً!

00:16:40.240 --> 00:16:44.760
‫این ملازمت فقط منو اینور اونور
‫ می‌کشونه و بامبو سمتم پرت می‌کنه.

00:16:44.760 --> 00:16:46.150
‫چی داری می‌گی؟

00:16:46.150 --> 00:16:48.470
‫سه‌ران هیچوقت همیچن کاری نمی‌کنه، مگه نه؟

00:16:48.470 --> 00:16:50.250
‫معلومه که نمی‌کنم، خانوم.

00:16:50.250 --> 00:16:52.960
‫مثل اینکه یه سوءتفاهم ناخوشایند بین ما پیش اومده.

00:16:52.960 --> 00:16:54.690
‫همونطور که گفتم...

00:16:58.230 --> 00:16:59.770
‫ها؟ چت شد، تان‌تان؟

00:16:59.770 --> 00:17:04.560
‫خب...میام..میام خونه‌تون!

00:17:06.840 --> 00:17:09.310
‫اون موقع داشتیم در مورد چی حرف می‌زدیم؟

00:17:09.310 --> 00:17:10.520
‫خب، چی بود؟

00:17:10.520 --> 00:17:14.270
‫اون روزی که با هم به دیدن کوچو-سان رفتیم رو یادته؟

00:17:14.570 --> 00:17:16.400
‫اوه، اون موقع!

00:17:16.400 --> 00:17:18.920
‫یه چیزایی در مورد پیشنهاد و اینا گفتی!

00:17:23.310 --> 00:17:26.150
‫شوره، لطفاً زن من شو.

00:17:32.000 --> 00:17:33.700
‫ممنونم، سانتا...

00:17:35.730 --> 00:17:37.500
‫جمله‌ت یه «اما» داره نه؟

00:17:39.480 --> 00:17:43.070
‫ببین سانتا، چیزی که اون روز بهم گفتی...

00:17:43.070 --> 00:17:48.290
‫انقدر صادقانه و بدون هیچ کلمه‌ی
‫قلبمه سلبمه‌ای گفتی که قلبم رو سوراخ کرد.

00:17:49.550 --> 00:17:51.750
‫حرفم رو پس نمی‌گیرم.

00:17:51.750 --> 00:17:53.050
‫می‌دونم.

00:17:53.050 --> 00:17:56.840
‫منم حرفت رو انکار نمی‌کنم، به نظرم حق با توـه.

00:17:57.360 --> 00:18:00.150
‫ولی هنوزم ترجیح می‌دی کارمند دولت باشی.

00:18:00.150 --> 00:18:02.860
‫من می‌خوام یه کارمند توی دربار امپراتوری بشم.

00:18:02.860 --> 00:18:06.440
‫الان می‌خوام، تا جایی که در توانمه توی اون راه پیش برم.

00:18:08.440 --> 00:18:10.410
‫برای همین هم، سانتا...

00:18:10.410 --> 00:18:12.850
‫نه، دیگه به ادامه‌ی حرفت گوش نمی‌دم.

00:18:12.850 --> 00:18:14.820
‫نگه‌ش دار.

00:18:14.820 --> 00:18:16.070
‫نگه‌ش دارم؟

00:18:16.070 --> 00:18:18.940
‫درست نبود تا الان اینو بگم، برای همین هم نگفتم،

00:18:18.940 --> 00:18:21.420
‫ولی من امروز دارم به ساشو می‌رم.

00:18:21.420 --> 00:18:22.060
‫چی؟

00:18:22.060 --> 00:18:23.720
‫چـ-چرا؟

00:18:23.720 --> 00:18:25.460
‫میشه گفت تقصیر خودته

00:18:26.800 --> 00:18:29.210
‫چندوقت پیش، چندتا دکتر با استفاده از فرمانداری ساشو...

00:18:29.210 --> 00:18:32.110
.به انجمن بازرگانی یه اطلاعیه دادن

00:18:32.110 --> 00:18:36.810
‫گویا دنبال پژوهشگرای جوونن تا
‫ الکلی بسازن که مناسب ضدعفونی باشه .

00:18:36.810 --> 00:18:38.590
‫من امروز اومدم، که اگه جوابت بله بود،

00:18:38.590 --> 00:18:41.850
‫مستقیم برم پیش عمو شوکا و سه‌ران،

00:18:41.850 --> 00:18:44.890
‫تا ازشون رسماً خواستگاری کنم و
‫ تو رو هم با خودم به ساشو ببرم.

00:18:44.890 --> 00:18:51.840
‫اما اگه خواستی ردم کنی،
‫ تظاهر کنم اتفاقی نیفتاده و به ساشو فرار کنم.

00:18:51.840 --> 00:18:53.480
‫چـ-چرا؟

00:18:53.480 --> 00:18:56.630
‫هیچ قصد ندارم به این راحتی‌ها جا بزنم.

00:18:57.530 --> 00:19:00.750
‫وقتی برات یه آدم مناسب شدم، برمی‌گردم.

00:19:01.760 --> 00:19:04.070
‫سانتا...

00:19:04.070 --> 00:19:05.610
‫این برای توـه.

00:19:05.610 --> 00:19:06.620
‫چیه؟

00:19:06.620 --> 00:19:09.340
‫اولین دسته‌ی ساکه‌ای که خودم درست کردم.

00:19:09.340 --> 00:19:12.110
‫نگه‌ش نداری، بخورش، باشه؟

00:19:15.020 --> 00:19:17.440
‫ازت ممنونم سانتا.

00:19:17.440 --> 00:19:19.370
‫بذار فقط یه چیزی بگم.

00:19:20.650 --> 00:19:23.900
‫وقتی برگشتم حواست باشه دیگه کچو صدام کنی.

00:19:24.350 --> 00:19:25.150
‫می‌بینمت.

00:19:29.790 --> 00:19:32.420
‫غافلگیرکننده بود.

00:19:32.420 --> 00:19:36.160
‫نسبت به تان‌تان خواستگار سرسخت‌تریه که بشه ردش کرد.

00:19:38.440 --> 00:19:42.540
‫میگم، سه‌ران، اگه اومد باهات حرف بزنه، میشه بهش مشت بزنی؟

00:19:42.540 --> 00:19:45.420
‫حتماً، یه کاری می‌کنم بیشتر شبیه مرده‌ها باشه تا زنده‌ها.

00:19:45.420 --> 00:19:48.230
‫وقتی عصبانی میشی ترسناک میشی.

00:19:48.230 --> 00:19:51.720
‫بهتره به‌خاطر اونم که شده ازدواج کنم.

00:19:55.430 --> 00:19:59.180
‫خانوم، حرفی که چندوقت پیش گفتی رو یادته؟

00:19:59.180 --> 00:20:00.420
‫یه‌بار گفتی،

00:20:00.420 --> 00:20:02.640
‫« من می‌خوام نخست‌وزیر آینده بشم،

00:20:02.640 --> 00:20:05.770
‫پس سه‌ران هم بهتره یه ژنرال بشه و بزنه در کون امپراتور.

00:20:05.770 --> 00:20:07.520
‫اونوقت دوتایی با هم از این کشور محافظت می‌کنیم!

00:20:07.520 --> 00:20:10.790
‫سه‌ران برای همینه که باید سخت تلاش کنی تا ارتقاء بگیری!»

00:20:10.790 --> 00:20:11.970
‫اینطوری گفتی!

00:20:12.440 --> 00:20:14.950
‫ا-انگاری که گفتم.

00:20:16.590 --> 00:20:19.680
‫یه کمی شک کردم...

00:20:20.270 --> 00:20:27.480
‫بگم...نتونستم برم؟
‫ یا بگم نتونستم بیکار بشینم؟...

00:20:27.480 --> 00:20:28.800
‫چی؟

00:20:32.650 --> 00:20:35.550
‫با خودم گفتم خوب میشه یه‌کم ارتقاء رتبه بگیرم.

00:20:37.370 --> 00:20:41.050
‫بعد منم دیگه از این به بعد به جای سبزیجات گوشت می‌پزم.

00:20:41.050 --> 00:20:42.490
.حساب‌کتاب‌ها رو هم درست می‌کنم

00:20:42.490 --> 00:20:46.360
‫اوه ولی شاید سرت انقدر شلوغ بشه
‫ نتونی بیای خونه و با ما غذا بخوری.

00:20:46.360 --> 00:20:48.280
‫نگران اون نباش.

00:20:48.280 --> 00:20:51.070
‫اگه تو خونه باشی، میام خونه.

00:20:51.070 --> 00:20:51.940
‫واقعاً؟

00:20:51.940 --> 00:20:56.030
‫از چیزی که انتظارش رو داشتم خوشحال‌تر شدی.

00:20:56.030 --> 00:21:02.760
‫چون که دیگه من و پدرم به جای اینکه برات
‫ باری باشیم، می‌تونیم همراهت باشیم.

00:21:18.290 --> 00:21:19.840
‫خوش اومدی!

00:21:21.630 --> 00:21:23.470
‫ازت ممنونم که منتظر موندی.

00:21:25.740 --> 00:21:27.730
‫شنیدم درخت گیلاست شکوفه کرده.

00:21:27.730 --> 00:21:30.490
‫آره، فقط سه‌تا شکوفه..

00:21:47.500 --> 00:21:49.670
‫ازت معذرت‌خواهی نمی‌کنم.

00:21:50.440 --> 00:21:52.920
‫آره، احتیاجی هم بهش نیست.

00:21:53.870 --> 00:21:58.940
‫معذرت‌خواهی نمی‌کنم،
‫ اگه هم نیاز باشه دوباره همون‌کار رو می‌کنم.

00:21:59.380 --> 00:22:00.860
‫می‌دونم.

00:22:01.700 --> 00:22:04.440
‫کار امپراتور همینه.

00:22:09.280 --> 00:22:12.090
‫خب دیگه از الان به بعد شی ریووکی صحبت می‌کنه.

00:22:12.090 --> 00:22:13.440
‫چی؟

00:22:15.310 --> 00:22:17.510
‫من با امپراتور آشنام.

00:22:18.150 --> 00:22:20.200
‫اگه چیزی می‌خوای بهش بگی، بگو من بهش می‌گم.

00:22:29.020 --> 00:22:30.210
‫باشه.

00:22:30.210 --> 00:22:32.990
‫پس بهش بگو.

00:22:32.990 --> 00:22:33.710
ها

00:22:34.510 --> 00:22:38.210
‫حرومزاده! تعلیق؟ چرت و پرت نگو!

00:22:44.750 --> 00:22:47.260
‫همین‌ها کافیه...

00:22:48.070 --> 00:22:50.100
‫همینا رو به امپراتو بگو.

00:22:50.540 --> 00:22:51.980
‫همین؟

00:22:51.980 --> 00:22:52.890
‫بله.

00:22:52.890 --> 00:22:57.270
‫راستی، همونطور که بهت قول دادم
‫ غذای سبزیجات ساشو رو پختم.

00:22:57.270 --> 00:22:59.150
‫میای بخوریم، نه؟

00:22:59.150 --> 00:23:01.430
‫آره، میام.

00:23:01.430 --> 00:23:02.480
‫تربچه‌های تندم داره؟

00:23:02.480 --> 00:23:03.780
‫نه اونا رو نریختم!

00:23:03.780 --> 00:23:04.570
‫ارهو واسم می‌زنی؟

00:23:04.570 --> 00:23:06.100
‫هر قطعه‌ای که بخوای.

00:23:06.100 --> 00:23:07.010
‫باهام قدم می‌زنی؟

00:23:07.010 --> 00:23:09.530
‫کل باغ رو.

00:23:09.530 --> 00:23:10.400
‫باهام ازدواج می‌کنی؟

00:23:10.400 --> 00:23:13.030
‫یادم نمیاد همچین قولی بهت داده باشم.

00:23:19.080 --> 00:23:21.700
‫چـ-چرا می‌خندی؟

00:23:22.390 --> 00:23:24.510
‫شوره خیلی بدجنسی!

00:23:30.000 --> 00:24:00.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:24:00.024 --> 00:24:45.024
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.

00:24:45.850 --> 00:24:47.960
‫تو دردسر افتادیم، تان‌تان!

00:24:47.960 --> 00:24:51.760
‫اگه جوکانا تا یه ماه دیگه کار پیدا نکنند، اخراج می‌شن!

00:24:51.760 --> 00:24:53.470
‫باید یه‌کاری بکنیم.

00:24:53.470 --> 00:24:57.850
‫ولی چرا بقیه‌ی جوکان‌ها هیچ تمایلی نشون نمیدن؟

00:00:02.580 --> 00:00:10.590
‫Hajimari no kaze yo todoke message

00:00:02.580 --> 00:00:10.590
‫اولین نفس باد، پیامی برای من به همراه داره

00:00:11.060 --> 00:00:20.110
‫"Itsudemo anata wo shijiteiru kara."

00:00:11.060 --> 00:00:20.110
‫"من همیشه بهت باور دارم"

00:00:20.750 --> 00:00:29.730
‫داستان‌های سائیونکوکو

00:00:21.380 --> 00:00:29.220
‫Ano toki yume ni miteita sekai ni tatteiru no ni

00:00:21.380 --> 00:00:29.220
‫قبلا اون رویا رو توی این دنیا می‌دیدم

00:00:29.820 --> 00:00:37.130
‫miwatsu keshiki ni ashi wo sukoshi sukumase

00:00:29.820 --> 00:00:37.130
‫اما حالا که به ‌این منظره نگاه می‌کنم، دچار تردید می‌شم!

00:00:37.330 --> 00:00:41.420
‫dakedo ushiro furimukanaide

00:00:37.330 --> 00:00:41.420
‫ولی من نباید به عقب نگاه کنم

00:00:41.630 --> 00:00:45.620
‫aruite yuku koto kimeta kara

00:00:41.630 --> 00:00:45.620
‫تصمیمم رو گرفتم که رو به جلو قدم بردارم

00:00:45.900 --> 00:00:50.020
‫Miageta sora nanairo no niji

00:00:45.900 --> 00:00:50.020
‫وقتی به آسمون نگاه می‌کنم، رنگین کمانی می‌بینم

00:00:50.210 --> 00:00:53.490
‫anata mo mitemasu ka?

00:00:50.210 --> 00:00:53.490
‫تو هم می‌تونی ببینیش؟

00:00:53.950 --> 00:01:02.080
‫Hajimari no kaze yo todoke message

00:00:53.950 --> 00:01:02.080
‫اولین نفس باد، پیامی برای من به همراه داره

00:01:02.470 --> 00:01:10.520
‫yume ni kakedashita senaka mimamoru kara

00:01:02.470 --> 00:01:10.520
‫چون من همیشه وقتی به سمت رویاهات میری از پشت سر بدرقه‌ات می‌کنم

00:01:11.090 --> 00:01:19.200
‫Maiagaru kaze yo  hi no hikari matoi

00:01:11.090 --> 00:01:19.200
‫طوفان نور خورشید رو هدایت می‌کنه تا بالای سر ما بتابه

00:01:19.610 --> 00:01:29.370
‫jiyuu no tsubasa de tsuyoku tobitatou

00:01:19.610 --> 00:01:29.370
‫و بال‌های آزادی به من فرصت پرواز برفراز آسمون‌ها رو می‌دن

00:23:30.660 --> 00:23:36.670
‫Tooku de uta ga kikoeru

00:23:30.660 --> 00:23:36.670
‫صدای آوازی از دور به گوشم می‌خوره

00:23:37.750 --> 00:23:43.090
‫Yozora ni ukabu omoi

00:23:37.750 --> 00:23:43.090
‫افکارم غرق در آسمون شبانگاهی می‌شن...

00:23:44.540 --> 00:23:49.910
‫Toki no yukue ni

00:23:44.540 --> 00:23:49.910
‫و همراه با قلب سرکشم

00:23:51.400 --> 00:23:57.070
‫aragau kokoro

00:23:51.400 --> 00:23:57.070
‫ ...از زمان هم فراتر می‌رن

00:24:00.130 --> 00:24:09.060
‫Taisetsu na hito to asu no yume wo

00:24:00.130 --> 00:24:09.060
‫در کنار کسی که برام ارزشمنده سعی دارم رویاهام رو درک کنم

00:24:09.530 --> 00:24:12.930
‫mirareru youni

00:24:09.530 --> 00:24:12.930
‫اینطوری شاید بتونم پیداشون کنم.

00:24:13.770 --> 00:24:20.950
‫ikiru yorokobi wo

00:24:13.770 --> 00:24:20.950
‫من زندگی شادی خواهم داشت.

00:24:21.640 --> 00:24:26.470
‫mune ni fumidasu yo ima

00:24:21.640 --> 00:24:26.470
‫و حالا با همین تصمیم توی ذهنم زندگی جدیدی رو شروع می‌کنم.

00:24:26.910 --> 00:24:29.880
‫Kurushimi wo koe

00:24:26.910 --> 00:24:29.880
‫از پس غم و غصه‌ها برمیام

00:24:30.420 --> 00:24:38.410
‫subarashii hi e

00:24:30.420 --> 00:24:38.410
‫و به امید روزهای شادتر ادامه می‌دم.

00:24:48.550 --> 00:24:54.680
‫قوز بالا قوز