﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:01:30.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:33.410 --> 00:01:34.900
‫ریووکی...

00:01:37.170 --> 00:01:42.450
‫برادر شوئه رفته، شوسویی گم شده،
‫ و شوره-چان هم این اطراف نیست،

00:01:42.450 --> 00:01:43.450
‫احساس تنهایی می‌کنی، نه؟

00:01:45.120 --> 00:01:46.250
‫اوهوم...

00:01:52.920 --> 00:01:59.580
‫خوشحالم. ریووکی می‌تونه احساساتش رو پیش جیوسان-هیمه بیان کنه.

00:01:59.580 --> 00:02:05.330
‫حتی اگه منم اینجا نباشم، مجبور نیست شبا رو تنهایی بگذرونه.

00:02:05.330 --> 00:02:08.510
‫دیگه مجبور نیست تنهایی رو تحمل کنه.

00:02:14.530 --> 00:02:19.490
‫آبی تر از نیلی

00:02:31.100 --> 00:02:34.860
‫مثل یه تخم بلدرچین کوچولو شدی.

00:02:39.570 --> 00:02:41.460
‫ولی گریه نمی‌کنم.

00:02:41.460 --> 00:02:43.060
‫جدی؟

00:02:53.580 --> 00:02:57.000
‫انسه، بی‌خیال آزمون سراسری امسال شو...

00:02:57.000 --> 00:02:59.730
‫و با من به رانشوو بیا.

00:02:59.730 --> 00:03:01.240
‫حتماً.

00:03:02.510 --> 00:03:03.530
‫چی؟

00:03:04.320 --> 00:03:07.210
‫«حتماً»؟ اصلا فهمیدی چی گفتم، انسه؟

00:03:07.210 --> 00:03:09.450
‫منم فقط از روی اشتیاق زیادم برای اینکه...

00:03:09.450 --> 00:03:13.620
‫کارمند دولتی بشم، نمی‌خواستم آزمون بدم.

00:03:13.620 --> 00:03:16.420
‫پس برای چی می‌خواستی آزمون بدی؟

00:03:16.750 --> 00:03:18.990
‫برای کمک به یووشون-سان اومده بودی؟

00:03:18.990 --> 00:03:21.970
‫یووشون به من احتیاجی نداره.

00:03:21.970 --> 00:03:23.860
‫حداقل الان نداره.

00:03:23.860 --> 00:03:25.800
‫اما هیمه-سان...؟

00:03:25.800 --> 00:03:27.960
‫من بهت احتیاج دارم.

00:03:30.260 --> 00:03:34.410
‫بازم آخرش تو می‌تونی آزمونت رو بدی‌ـ

00:03:34.410 --> 00:03:37.630
‫«ازت ممنونم انسه، خیلی خوشحال شدم!»

00:03:37.630 --> 00:03:39.140
‫«تو بهترینی!»

00:03:39.140 --> 00:03:40.650
منظورت این بود دیگه؟

00:03:40.650 --> 00:03:42.970
‫بهت فرصت دوباره نمی‌دم.

00:03:42.970 --> 00:03:44.030
‫نظرت چیه؟

00:03:44.030 --> 00:03:46.280
‫من رو می‌خوای یا نه؟

00:03:50.220 --> 00:03:53.790
‫خب، اگه مشکلی نداری، اینو بگیر.

00:03:57.920 --> 00:04:00.590
‫نامه‌ی انتصاب توی بخش بازرسی دولتی،

00:04:00.590 --> 00:04:04.050
‫خیلی شیک هم با مهر خود فرمانده‌ی کل مهر شده.

00:04:05.830 --> 00:04:07.580
‫خیلی آب زیرکاهی، هیمه-سان.

00:04:07.580 --> 00:04:09.710
‫یعنی خودت نمی‌‌خوای درست ازم خواهش کنی؟

00:04:12.910 --> 00:04:15.370
‫لطفاً با من بیا.

00:04:16.320 --> 00:04:18.450
!اطاعت

00:04:18.450 --> 00:04:21.270
‫راستی، هیمه-سان...خوب نخوابیدی نه؟

00:04:21.270 --> 00:04:22.980
‫خب، انسه...چیزه...

00:04:22.980 --> 00:04:24.150
‫می‌دونستم.

00:04:24.150 --> 00:04:28.990
‫ببینم این سه‌ران نمی‌تونه مجبورت کنه بخوابی؟

00:04:28.990 --> 00:04:31.790
‫زیادی بهت آسون می‌گیره.

00:04:31.790 --> 00:04:33.620
‫بهت گفتم سلامتیت مهم‌ترین دارایی‌ـته.

00:04:42.480 --> 00:04:47.890
‫دیگه اجتناب ناپذیر بود،
‫ازم عصبانی نشو، سه‌ران.

00:04:50.380 --> 00:04:51.850
‫کشتمت!

00:04:55.550 --> 00:04:58.900
‫شنیدم فرمانده‌ی کل بخش بازرسی دولتی احضارت کرده.

00:04:58.900 --> 00:05:01.030
‫جالبه، خبرا زود می‌رسه.

00:05:01.030 --> 00:05:05.800
‫کی کوکی-دونو استخدامت نکرده تا مستقیم زیر دستش کار کنی؟

00:05:05.800 --> 00:05:06.970
‫چرا کرده.

00:05:06.970 --> 00:05:08.740
‫هرچند من رد کردم.

00:05:10.530 --> 00:05:14.480
‫اما در نهایت تصمیم اینکه من پا توی چه مسیری بذارم،گرفته شده.

00:05:14.480 --> 00:05:17.450
‫دیگه هیچ قصد ندارم برای کسی کار کنم.

00:05:17.450 --> 00:05:21.840
‫بی‌خیال، خودت برنامه‌شو ریختی،
‫حالا چرا انقدر ترش می‌کنی؟

00:05:21.840 --> 00:05:23.530
‫دست خودم نیست.

00:05:23.530 --> 00:05:28.960
‫الان دیگه بیشتر از هر وقت دیگه‌ای بهش نزدیکی،
‫همین فکر کردن بهش هم باعث میشه اینطوری شم.

00:05:28.960 --> 00:05:33.390
‫انسه، هر اتفاقی هم که بیفته خانوم رو صحیح و سالم برگردون.

00:05:34.480 --> 00:05:40.020
‫هی سه‌ران، یه‌بار بهت گفتم تو و هیمه‌-سان
‫باید زن و شوهر بشین.

00:05:40.020 --> 00:05:41.840
‫حرفمو پس می‌گیرم.

00:05:41.840 --> 00:05:43.940
‫منظورت چیه؟

00:05:44.830 --> 00:05:49.280
‫وقتی دختری که برات عزیزه یه گوشه تنهایی کز کرده،
‫عقب واینسا و نگاش کن احمق جون.

00:05:49.280 --> 00:05:53.950
.صرف نظر از امپراتور، انقدر راه رو برای من باز نذار

00:05:53.950 --> 00:05:55.680
.زیادی خوشبینی

00:05:55.680 --> 00:05:58.250
.هیچوقت نمی‌دونی چی ممکنه در آینده پیش بیاد

00:06:21.210 --> 00:06:22.610
‫ارباب؟

00:06:23.800 --> 00:06:25.380
‫چرا؟

00:06:32.840 --> 00:06:35.840
‫لطفاً مراقب امپراتور باشید.

00:06:36.870 --> 00:06:39.920
‫حتماً، بسپرش  به خودم.

00:06:40.230 --> 00:06:42.830
‫سفر لذت بخشی داشته باشید، سرورم.

00:06:42.830 --> 00:06:44.630
‫لطفاً سالم برگردید.

00:06:50.660 --> 00:06:53.690
‫خب دیگه، بریم.

00:07:06.370 --> 00:07:07.190
‫چی؟

00:07:07.460 --> 00:07:10.020
‫مجبورم نکن اطلاعات محرمانه رو تکرار کنم.

00:07:10.020 --> 00:07:13.860
‫امپراتور همراه جیوسان-هیمه به طور ناشناس به رانشوو رفتن.

00:07:13.860 --> 00:07:17.420
‫به علاوه، حتی یه سرباز هم همراه خودشون نبردن.

00:07:17.420 --> 00:07:20.170
‫مأموریتت اینه که بری و امپراتور رو سالم برگردونی.

00:07:20.170 --> 00:07:24.820
از این قضیه خبر داشتین برای همین گفتین صبر کنم؟

00:07:24.820 --> 00:07:26.760
‫لابد.

00:07:26.760 --> 00:07:31.130
‫به علاوه، شنیدم دلیل رفتنشون رو هم نگفتن.

00:07:31.130 --> 00:07:34.460
‫فهمیدم، الساعه راه میفتم.

00:07:34.460 --> 00:07:37.010
‫در حینی که اونجایی، در مورد این مرد تحقیق کن.

00:07:37.350 --> 00:07:38.740
‫شیبا جین.

00:07:38.740 --> 00:07:41.620
‫پسر ارشد خانواده‌ی شیبا،
‫مهم‌ترین طایفه‌ی تحت حمایت خانواده‌ی ران

00:07:41.620 --> 00:07:45.230
‫ازش انتظار می‌رفت ولی پنج سال پیش،

00:07:45.230 --> 00:07:48.610
‫وقتی که 21 ساله بوده، پدر خودش رو به قتل رسونده.

00:07:49.570 --> 00:07:54.580
‫حتی پسر خانواده‌ی اشرافی برجسته‌ای مثل شیبا
‫هم نمی‌تونه بابت همچین جرمی از مجازات پایتخت در امان باشه.

00:07:54.580 --> 00:07:58.200
‫حتی اگه نامزد جیوسان-هیمه بوده باشه.

00:07:58.200 --> 00:08:00.190
‫چرا انقدر مهمه؟

00:08:00.190 --> 00:08:02.350
‫اگه پنج سال پیش اتفاق افتاده، باید تا الان اعدام می‌شده.

00:08:02.350 --> 00:08:04.000
‫مهمل نگو.

00:08:04.000 --> 00:08:07.500
‫خودت نبودی که روی پرونده‌ی « ارواح زندان» تحقیق می‌کردی؟

00:08:09.610 --> 00:08:17.880
‫یه نفر زندانی‌های محکوم به اعدام رو انتخاب و
‫به آدمکش تبدیلشون می‌کنه.

00:08:17.880 --> 00:08:21.020
‫کاملاً با سرگذشت شیبا جین می‌خونه، نه؟

00:08:21.320 --> 00:08:22.150
‫این...

00:08:22.150 --> 00:08:26.100
‫حتی اگه یه درصد احتمال زنده بودنش باشه،
‫موضوع خیلی مهمی می‌شه.

00:08:26.100 --> 00:08:30.090
‫کی فراریش داده، خانواد‌ه‌ی ران دستی توی این قضیه داشتن؟

00:08:30.830 --> 00:08:33.050
‫اگه داشته باشن چی می‌شه؟

00:08:33.050 --> 00:08:35.550
‫اونوقت می‌تونیم از خانواده‌ی ران حساب پس بگیریم.

00:08:35.550 --> 00:08:41.160
‫اگه توی قضیه‌ی کشتن جیوسان-هیمه نامزد امپراتور دست داشته باشن

00:08:41.160 --> 00:08:43.870
‫می‌تونیم آشکارا به مرگ محکومشون کنیم.

00:08:46.100 --> 00:08:49.350
‫وقتشه که شرایط رو برای خانواده‌های ران و کو سخت‌ کنیم.

00:08:49.350 --> 00:08:53.730
‫این دو خانواده‌ همیشه از پول و قدرتشون استفاده کردن،

00:08:53.730 --> 00:08:57.100
‫تا قانون رو هرجور که دلشون می‌خواد زیر پا بگذارن.

00:08:57.100 --> 00:09:00.000
‫تو باید توی این مدت روی این پرونده کار کنی.

00:09:00.000 --> 00:09:02.560
‫پس حواست باشه درحینی که دنبال امپراتور می‌ردی، کارت رو درست انجام بدی.

00:09:02.560 --> 00:09:05.620
‫بله، دیگه مرخص می‌شم.

00:09:06.650 --> 00:09:09.490
‫اگه برنگشتی هم اهمیتی نداره.

00:09:09.490 --> 00:09:11.390
‫در واقع، برنگرد.

00:09:11.390 --> 00:09:13.490
‫حتماً برمی‌گردم.

00:09:13.490 --> 00:09:15.750
‫دوست دارین از رانشو سوغات براتون چی بیارم؟

00:09:15.750 --> 00:09:20.610
‫برام سوغات محلی رانشوو، تخم‌ اردک نیلی بیار.

00:09:20.610 --> 00:09:22.110
‫تخم اردک؟

00:09:22.110 --> 00:09:25.000
.تخم‌ها توی گل و نمک می‌مونن

00:09:25.000 --> 00:09:26.700
‫برای همین با ساکه خوشمزه می‌شن.

00:09:26.700 --> 00:09:29.460
‫پس به یه‌دردی بخور و یه‌کمی ترشی تخم‌ اردک برام بیار.

00:09:29.460 --> 00:09:33.600
‫فرمانده من دارم برای کار می‌رم.

00:09:33.600 --> 00:09:35.400
‫وقت برای ترشی انداختن ندارم.

00:09:35.400 --> 00:09:40.180
‫جدای از اینا، یه نوع قارچ هست که
‫شبیه به سر میمونه، با همین اسم هم معروفه.

00:09:40.180 --> 00:09:41.640
‫از توی کوهستان یه‌کمی هم از اون برام جمع کن.

00:09:41.640 --> 00:09:43.270
‫و مورد آخر.

00:09:44.260 --> 00:09:46.270
‫و مورد آخر.

00:09:47.400 --> 00:09:51.410
‫اگه امپراتور وارد خلیج کیوسای شدن، دنبالشون نرو.

00:09:51.410 --> 00:09:54.000
‫خلیج کیوسای؟

00:09:54.000 --> 00:09:56.390
‫وقتی برسی اونجا، خودت می‌فهمی چه‌جور جاییه.

00:09:56.390 --> 00:09:58.240
‫تکرار می‌کنم، دنبالشون نرو.

00:09:58.240 --> 00:10:02.120
‫این یه دستوره، اگه پیروی نکنی اخراجی.

00:10:05.450 --> 00:10:08.850
‫ریووکی...باید هرچه سریع‌تر راه بیفتم.

00:10:35.820 --> 00:10:39.250
‫می‌گم هیمه-سان، شوکا-سان و سه‌ران چی پس؟

00:10:39.250 --> 00:10:41.090
‫یه یادداشت گذاشتم.

00:10:41.090 --> 00:10:43.080
‫هرچند دوست داشتم قبل از راه افتادنم ببینمشون.

00:10:43.080 --> 00:10:45.340
‫حیف شد، ولی وقت نداریم.

00:10:45.340 --> 00:10:47.710
‫متأسفم تان‌تان. همه چیز یهویی شد.

00:10:47.710 --> 00:10:51.960
‫خب، یه جورایی انتظارش رو داشتم.

00:10:52.590 --> 00:10:55.090
‫نه! تندتر برو، انسه!

00:10:55.400 --> 00:10:55.930
‫چی؟

00:10:55.930 --> 00:10:56.760
‫زودباش!

00:10:56.760 --> 00:10:58.090
‫زود باش! زود باش! زود باش!

00:11:00.600 --> 00:11:02.760
‫سوئو!

00:11:03.050 --> 00:11:05.350
‫اومدم بدرقه‌ت کنم!

00:11:06.270 --> 00:11:08.440
‫انسه، صبر کن!

00:11:11.900 --> 00:11:14.490
‫یه عالمه کیک برنجی برات درست کردم.

00:11:14.490 --> 00:11:15.880
‫اینا رو با همکار‌هات بخور.

00:11:15.880 --> 00:11:19.000
‫سفر کردن خسته کننده‌ست، بهشون نمک زدم
‫و یه‌کمی هم ترشی آلو گذاشتم.

00:11:19.000 --> 00:11:22.600
‫اوه، مادرت هم برات املت گذاشته.

00:11:23.820 --> 00:11:27.340
‫من خیلی بهتون مدیونم.

00:11:27.340 --> 00:11:30.090
‫اوه نه اصلاً من هم به شما مدیونم.

00:11:30.090 --> 00:11:32.470
‫خیله‌خب، عالیه، ممنون!

00:11:32.470 --> 00:11:34.730
‫میشه دیگه بری خونه پدر؟

00:11:35.400 --> 00:11:40.990
‫پدرت خیلی بهت افتخار می‌کنه که داری برای کار به رانشوو می‌ری.

00:11:40.990 --> 00:11:42.500
‫منم تا وقتی که تو نیستی سخت کار می‌کنم،

00:11:42.500 --> 00:11:44.130
‫تا بتونم هرچقد هم که کم باشه،

00:11:44.130 --> 00:11:47.980
‫پولی رو که از شوره-سان گرفتیم رو برگردونیم.

00:11:47.980 --> 00:11:51.130
‫مادرت یه جایی قایم شده، ولی اون هم داره بدرقه‌ت می‌کنه.

00:11:51.130 --> 00:11:54.400
‫اونموقع که داشتم میومدم، توی اتاق نبود.

00:11:57.320 --> 00:12:01.860
‫لطفاً مراقب پسرم باشید و سفر خوبی داشته باشید.

00:12:02.170 --> 00:12:04.070
‫ممنونم.

00:12:04.070 --> 00:12:05.420
‫خب دیگه ما میریم.

00:12:08.890 --> 00:12:12.020
‫پدر خیلی خوبی داری.

00:12:12.020 --> 00:12:13.290
‫هوم؟

00:12:16.660 --> 00:12:19.800
‫خب دیگه بریم رانشوو!

00:12:26.460 --> 00:12:29.580
‫رانشوو...خیلی وقته که اینجا نبودم.

00:12:29.580 --> 00:12:32.520
‫فکر نمی‌کردم دوباره به اینجا برگردم.

00:12:42.450 --> 00:12:44.480
‫حالت خوبه، شوسویی؟

00:12:46.660 --> 00:12:47.960
‫میشه گفت...

00:12:47.960 --> 00:12:51.940
‫هیچ راهی نیست که بشه اون طلسم رو شکست؟

00:12:52.500 --> 00:12:57.610
‫اگه نشه شکستش، استفاده کردن از من برات راحت‌تر نیست؟

00:12:57.610 --> 00:13:02.240
‫من زیردستی که به‌ حرفام گوش نده و هروقت
‫دلش خواست دعوا راه بندازه، نمی‌خوام.

00:13:02.240 --> 00:13:07.970
‫از طرفی من برای خانواده‌ی هیو کار نمی‌کنم و
‫ولی هنوز اونان که دارن بهم دستور می‌دن.

00:13:07.970 --> 00:13:10.880
‫بهم گفت به خلیج کیوسای بفرستمت.

00:13:10.880 --> 00:13:12.660
‫خلیج کیوسای...

00:13:13.250 --> 00:13:17.410
‫توی زمان‌های قدیم، امپراتور سو گِن به همراه خواهرش سو یوکی،

00:13:17.410 --> 00:13:22.360
‫108 هیولا رو شکست دادن و توی یه آینه‌ی باارزش گیر انداختن.

00:13:22.360 --> 00:13:25.020
‫هرچند، آینه نتونست تاب بیاره و خرد شد.

00:13:26.730 --> 00:13:30.370
‫در اون لحظه سو یوکی به همراه ساز ارهوی خودش...

00:13:30.370 --> 00:13:33.840
‫تکه‌های آینه‌ی شکسته شده رو یکی
‫بعد از دیگری تبدیل به دریاچه کرد.

00:13:33.840 --> 00:13:39.820
‫هیولاهایی که نزدیک بود از هر تکه بیرون
‫بزنن توی این دریاچه‌ها گیر افتادن.

00:13:42.180 --> 00:13:45.670
‫همون سو یوکی بنیان‌گذار خانواده‌ی هیو هست.

00:13:45.920 --> 00:13:49.470
‫چرا قبول کردی بیای؟

00:13:49.470 --> 00:13:53.310
‫چون تا زمانی که این طلسم روم باشه، هرجایی هم که باشم،

00:13:53.310 --> 00:13:58.600
‫اگه روکا-ساما بخواد که من به خلیج کیوسای برم،
‫ بالاخره به یه طریقی به اونجا برده می‌شم.

00:13:58.600 --> 00:14:03.440
‫برای همین به‌جای اینکه به اجبار باشه
‫با اختیار خودم به اونجا می‌رم.

00:14:13.380 --> 00:14:16.040
‫رسیدیم به خلیج کیوسای.

00:14:23.330 --> 00:14:24.460
‫هی...

00:14:25.760 --> 00:14:27.300
‫حالت خوبه؟

00:14:30.160 --> 00:14:31.590
‫روکا-ساما اینجاست.

00:14:31.590 --> 00:14:32.820
‫هی...

00:14:34.150 --> 00:14:39.030
‫لطفا...اگه شرایطی پیش اومد...

00:14:39.030 --> 00:14:41.110
‫من رو بکش...

00:14:45.480 --> 00:14:48.650
‫ران شوئه هم داشت به سمت خلیج کیوسای می‌رفت.

00:14:52.280 --> 00:14:56.530
‫تعداد کمی از مردم خبر داشتند که خانه‌ی اصلی
‫خانواده‌ی ران توی گیوکویو پایتخت رانشوو...

00:14:56.530 --> 00:14:59.960
‫نیست، بلکه توی خلیج کیوسای هست.

00:15:02.970 --> 00:15:05.220
‫برادر شوئه، رسیدی.

00:15:05.220 --> 00:15:06.820
‫برگشتم، ریوورن.

00:15:06.820 --> 00:15:07.460
‫آره.

00:15:08.550 --> 00:15:09.970
‫به خونه خوش اومدی.

00:15:09.970 --> 00:15:12.430
‫ریوورن الان گفت «به خونه خوش اومدی»؟

00:15:12.430 --> 00:15:15.850
‫حتماً شوره-دونو و اگتسو-کون خوب ترتبیتش کردند.

00:15:16.880 --> 00:15:18.890
‫نشان زنبق‌ـت رو نمی‌بینم.

00:15:18.890 --> 00:15:20.600
‫آه، پسش دادم.

00:15:21.780 --> 00:15:24.570
‫ریوورن، تو کاری نکن باشه؟

00:15:24.570 --> 00:15:26.330
‫این مشکل منه.

00:15:26.330 --> 00:15:29.440
‫باشه، اگه برادر شوئه میگه که اوکی.

00:15:29.760 --> 00:15:32.100
‫راستی برادر ستسو خونه نیست.

00:15:32.100 --> 00:15:34.990
‫خواهر گیوکوکا هست ولی.

00:15:36.430 --> 00:15:39.230
‫کجا داری می‌ری آخه برادر احمق من؟

00:15:39.230 --> 00:15:41.810
‫می‌رم 2000 سال دیگه برگردم.

00:15:41.810 --> 00:15:44.760
‫تو می‌تونی قضیه رو واسه‌م حلی کنی،نه؟ نظرم عوض شد.

00:15:44.760 --> 00:15:46.050
‫روت حساب می‌کنم، داداش کوچیکه!

00:15:46.050 --> 00:15:47.590
‫خیلی خجالت‌آوره، احمق.

00:15:47.590 --> 00:15:49.570
‫نمی‌شه شجاعت به خرج بدی و یه‌بار برای همیشه باهاش رو‌به‌رو شی؟

00:15:49.570 --> 00:15:52.880
‫اگه انقدر کمک نیاز داری، برات یه قطعه‌ی فلبداهه می‌زنم
‫تا همین الان مجذوبت کنم که جنم داشته باشی

00:15:53.230 --> 00:15:55.990
‫منظورت اینه که مجبورم کنی دیگه؟

00:15:55.990 --> 00:16:00.540
‫حتی اگه از آسمون نیزه بباره،
 .خوک و پاندا ببره، من برنمی‌گردم! هرچی بشه برنمی‌گردم

00:16:00.540 --> 00:16:03.020
‫اوه، داری می‌ری؟

00:16:09.490 --> 00:16:13.170
‫به خونه خوش اومدی، شوئه-سان.

00:16:13.170 --> 00:16:15.170
‫خواهر گیوکوکا....

00:16:18.250 --> 00:16:21.120
‫عظمت این طبیعت داره فلوت من رو فرا می‌خونه.

00:16:25.870 --> 00:16:27.980
‫یکی طلبت ریوورن.

00:16:27.980 --> 00:16:33.130
‫وقتش که شد رازهای کوچولوت رو پیش شوره‌-دونو و اگتسو-کون می‌گم.

00:16:44.990 --> 00:16:47.540
‫اینجا چیزی عوض نشده.

00:16:50.010 --> 00:16:53.820
‫حیفه که توی همچین روز زیبایی خونه بمونیم.

00:16:55.500 --> 00:16:58.030
‫شوئه-سان تو هم به عنوان محافظم باهام بیا.

00:17:02.120 --> 00:17:06.040
‫پوست من به کک‌ومک حساسه، ولی من ترجیح
‫میدم زیر آفتاب باشم، پس چاره‌ای نداریم.

00:17:11.220 --> 00:17:14.580
‫شوئه-سان، صبحانه آماده‌ست.

00:17:17.680 --> 00:17:20.140
‫نوش جان.

00:17:26.690 --> 00:17:29.360
‫تخم‌مرغ شیرین خواهر.

00:17:29.690 --> 00:17:36.650
‫شوئه-سان یه بار ازم تعریف کردی و گفتی مثل املت نرمم.

00:17:36.650 --> 00:17:38.730
‫یادته؟

00:17:38.730 --> 00:17:42.900
‫اوه، ولی برادر ستسو هم اینو نگفته بود؟

00:17:42.900 --> 00:17:47.560
‫حرفی که زدید یکی بود، ولی ستسو-سان با غرغر گفت...

00:17:47.560 --> 00:17:53.320
‫«معشوقه‌ی جدید پدر مثل املته، خیلی بی رنگ‌ و روـه»

00:17:53.320 --> 00:17:56.260
‫پـ-پس یعنی اولین برخورد دو نفری
‫که عشق زندگی همدیگه هستن، اینطوری بوده؟

00:17:56.260 --> 00:17:58.900
‫خیلی ناراحت بودم رای همین به خودم قول دادم،

00:17:58.900 --> 00:18:02.500
‫«به عنوان مادر جدید ستسونا-سان و برادرانش،

00:18:02.500 --> 00:18:06.320
‫قوی می‌مونم و اجازه نمی‌دم پسرهام برام قلدری کنند.»

00:18:06.320 --> 00:18:07.530
‫یا انجامش بده، یا بمیر!

00:18:07.530 --> 00:18:12.530
‫ولی در نهایت به جای اینکه مادرِ ستسونا
‫بشی، همسرش شدی.

00:18:12.530 --> 00:18:13.980
‫نه، خواهر؟

00:18:13.980 --> 00:18:18.320
...درسته، همه‌ش با هم دعوا می‌کردیم، واقعاً عجیبه

00:18:18.320 --> 00:18:21.200
‫مخصوصاً در مورد تو خیلی دعوا می‌کردیم.

00:18:21.200 --> 00:18:23.100
‫چی؟ من؟

00:18:23.100 --> 00:18:24.760
‫چـ-چرا؟

00:18:24.760 --> 00:18:29.230
‫هر دفعه با تو می‌رفتم بیرون، عصبانی می شد.

00:18:29.230 --> 00:18:31.970
‫«شوئه رو هم به یکی از قربانیات تبدیل نکن.»

00:18:31.970 --> 00:18:34.870
‫«انقدر اونو اینطرف اونطرف نبر، اون هنوز بچه‌ست.»

00:18:34.870 --> 00:18:37.670
‫«اگه می‌خوای اینکارا رو بکنی، چرا از اول از من خواستی؟»

00:18:38.530 --> 00:18:39.720
‫یعنی...

00:18:40.040 --> 00:18:42.690
‫هر دفعه می‌دیدمش، بهم طعنه می‌زد.

00:18:42.690 --> 00:18:46.660
‫خب معلومه بودن با تو بیشتر خوش می‌گذشت.

00:18:46.660 --> 00:18:49.930
‫برادر ستسونا به من حسودی می‌کرده؟

00:18:49.930 --> 00:18:52.980
‫تازه بیشتر هم هست.

00:18:53.720 --> 00:18:58.390
‫فقط اون می‌تونه برادر منو تبدیل به یه مرد معمولی کنه.

00:18:58.390 --> 00:19:00.250
‫چرا می‌خندی، شوئه-سان؟

00:19:00.250 --> 00:19:01.620
‫هیچی.

00:19:04.130 --> 00:19:10.250
‫برادر من سخت تلاش کرد، به شانسش چنگ زد و
‫در نهایت با این دختر ازدواج کرد.

00:19:11.990 --> 00:19:15.650
‫خواهر، تو خوشحالی؟

00:19:17.950 --> 00:19:19.220
‫این یه رازه.

00:19:20.050 --> 00:19:23.720
‫اگه ستسونا-سان و بقیه بفهمن خیلی پررو می‌شن.

00:19:27.640 --> 00:19:29.380
‫من خوشحالم.

00:19:34.800 --> 00:19:38.100
‫من به برادرم باختم.

00:19:38.100 --> 00:19:39.610
‫ولی اشکالی نداره.

00:19:39.610 --> 00:19:43.070
‫کاریش نمی‌شد کرد.

00:19:49.330 --> 00:19:52.200
‫بالاخری کسی که بتونی با همه‌ی وجود بهش اهمیت بدی رو پیدا کردی؟

00:19:52.200 --> 00:19:53.210
‫چی؟

00:19:53.210 --> 00:19:56.410
‫از چهره‌ت مشخصه.

00:19:56.410 --> 00:19:59.230
‫صاحب اون بادبزنه؟

00:20:00.930 --> 00:20:02.930
‫بادبزن زیبایی‌ـه.

00:20:03.210 --> 00:20:07.390
‫احساس می‌کنم خودش هم به زیبایی این بادبزنه.

00:20:07.710 --> 00:20:09.070
‫هست.

00:20:09.070 --> 00:20:11.360
‫ولی مثل اینکه من فقط عصبانی‌ـش می‌کنم.

00:20:11.360 --> 00:20:15.940
‫خب خب، اگه اینطوره باید خیلی تلاش کنی.

00:20:16.200 --> 00:20:18.560
‫بله، همین کارم می‌کنم.

00:20:18.560 --> 00:20:20.640
‫برای همینه که برگشتم.

00:20:20.640 --> 00:20:24.770
‫همه‌ی مدارکی که توی نامه‌ت گفته بودی رو آماده کردم.

00:20:24.770 --> 00:20:27.710
‫اگه چیز دیگه‌ای هست که نیاز داری،
‫بی تعارف بهم بگو.

00:20:27.710 --> 00:20:29.290
‫یه سوال دارم.

00:20:29.290 --> 00:20:32.510
‫کسی به عنوان دوشیزه‌ی معبد به معبد خانوادگی هیو وارد شده؟

00:20:32.510 --> 00:20:38.210
‫بله، ستسو-سان برای خوش‌آمدگویی به ایشون رفته.

00:20:38.210 --> 00:20:39.920
خودش رفته؟

00:20:40.730 --> 00:20:46.230
.پس باید رهبر خانواده‌ی کیو یا کسی با همچین مقامی باشه

00:20:47.500 --> 00:20:50.780
‫برادر ستسونا پیغامی نذاشت؟

00:20:50.780 --> 00:20:54.270
‫چرا، گفت هیچ قصد نداره ببینتت.

00:20:54.750 --> 00:20:55.650
‫من منتظر می‌مونم.

00:20:56.770 --> 00:21:02.360
‫خواهر، لطفاً هر خبری از کیو می‌رسه رو بهم بگو.

00:21:02.360 --> 00:21:05.040
‫علی‌الخصوص همه‌ی اخبار مربوط به
‫کو شوره و امپراتور.

00:21:05.040 --> 00:21:07.370
‫باشه، می‌گم.

00:21:07.370 --> 00:21:11.540
‫تستونا-سان و بقیه، آدم‌های سختگیری هستن،
‫همه‌ی تلاشت رو بکن.

00:21:23.520 --> 00:21:25.390
‫تان‌تان، حالت خوبه؟

00:21:25.390 --> 00:21:28.940
‫شما دوتا چطوری حالتون خوبه؟

00:21:30.600 --> 00:21:32.630
‫نمی‌شه یه طوری کمکش کنیم؟

00:21:32.630 --> 00:21:34.940
‫هیچی نخورده.

00:21:34.940 --> 00:21:39.750
‫خب، بهت نشون می‌دم چقدر توی همچین موقعیت‌هایی قابل اعتمادم.

00:21:44.410 --> 00:21:46.940
‫ا-انسه!

00:21:47.910 --> 00:21:50.060
‫بخوابه براش بهتره.

00:21:50.060 --> 00:21:54.160
‫انرژیش رو نگه می‌داره، اینطوری با یه‌کم غذا هم زنده می‌مونه.

00:21:54.420 --> 00:21:57.890
‫من اسمشو گذاشتم «مأموریت خواب زمستونی»

00:21:57.890 --> 00:22:01.360
‫اینطوری دیگه توی رودخونه هم نمیفته...

00:22:01.360 --> 00:22:03.200
‫ها؟

00:22:03.200 --> 00:22:05.470
‫چرا مانجوها رو میندازن دور؟

00:22:05.470 --> 00:22:06.740
‫حیفه!

00:22:06.740 --> 00:22:09.150
‫تمومش کن انسه! احمق بازی رو بذار کنار!

00:22:12.860 --> 00:22:15.020
‫جریان آب داره سریع‌تر می‌شه.

00:22:15.330 --> 00:22:19.670
‫کشتی‌رونی توی این منطقه همیشه خیلی سخت بوده، خیلی‌ها اینجا مردن.

00:22:19.670 --> 00:22:25.900
‫قدیم‌ها، برای رودخونه قربانی‌های آدم
‫پیشکش می‌کردیم تا آب‌ها رو آروم نگه داریم، ولی...

00:22:26.700 --> 00:22:29.620
‫چند دهه پیش، یه بازرس مخفی گفت،

00:22:29.620 --> 00:22:34.460
‫«قربانی کردن آدم‌ها بی‌فایده‌ست، مانجو بهتره.»

00:22:34.460 --> 00:22:36.620
‫و مانجویی که داشت می‌خورد رو توی رودخونه ریخت.

00:22:36.620 --> 00:22:39.270
‫اینطوری موج‌ها ناپدید شدن...

00:22:41.630 --> 00:22:43.220
‫واو.

00:22:43.220 --> 00:22:46.580
‫بعد از اون، مردم این منطقه دیگه انسان قربانی نکردن،

00:22:46.580 --> 00:22:50.010
‫و مانجوهایی به شکل انسان توی رودخونه پرت کردن.

00:22:50.020 --> 00:22:51.370
‫جالبه.

00:22:51.370 --> 00:22:54.220
‫ببخشید، اسم اون بازرس مخفی رو می‌دونین؟

00:22:54.520 --> 00:22:55.480
‫اسمش؟

00:22:55.480 --> 00:22:57.850
‫نمی ‌دونم.

00:23:06.840 --> 00:23:08.690
‫اینجا بدترین تیکه‌ست!

00:23:10.700 --> 00:23:13.680
‫هیمه‌-سان منو محکم بچسب.

00:23:13.680 --> 00:23:14.450
‫باشه.

00:23:30.000 --> 00:24:00.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:24:00.024 --> 00:24:45.024
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.

00:24:45.820 --> 00:24:47.920
‫اوه نه! تان‌تان‌ افتاد توی رودخونه!

00:24:47.920 --> 00:24:49.150
‫لطفاً یکی نجاتش بده!

00:24:49.150 --> 00:24:51.710
‫چی؟ چون به طناب بسته شده بود حالش خوبه؟

00:24:51.710 --> 00:24:52.640
‫اوه درست می‌گی!

00:24:52.640 --> 00:24:54.420
‫داره با کشتی کشیده میشه.

00:24:54.420 --> 00:24:58.360
‫خب، دیگه داریم به گیوکوریوو، پایتخت رانشوو می‌رسیم.

00:00:02.530 --> 00:00:10.540
‫Hajimari no kaze yo todoke message

00:00:02.530 --> 00:00:10.540
‫اولین نفس باد، پیامی برای من به همراه داره

00:00:11.010 --> 00:00:20.060
‫"Itsudemo anata wo shijiteiru kara."

00:00:11.010 --> 00:00:20.060
‫"من همیشه بهت باور دارم"

00:00:20.700 --> 00:00:29.680
‫داستان‌های سائیونکوکو

00:00:21.330 --> 00:00:29.170
‫Ano toki yume ni miteita sekai ni tatteiru no ni

00:00:21.330 --> 00:00:29.170
‫قبلا اون رویا رو توی این دنیا می‌دیدم

00:00:29.770 --> 00:00:37.080
‫miwatsu keshiki ni ashi wo sukoshi sukumase

00:00:29.770 --> 00:00:37.080
‫اما حالا که به ‌این منظره نگاه می‌کنم، دچار تردید می‌شم!

00:00:37.280 --> 00:00:41.370
‫dakedo ushiro furimukanaide

00:00:37.280 --> 00:00:41.370
‫ولی من نباید به عقب نگاه کنم

00:00:41.580 --> 00:00:45.570
‫aruite yuku koto kimeta kara

00:00:41.580 --> 00:00:45.570
‫تصمیمم رو گرفتم که رو به جلو قدم بردارم

00:00:45.850 --> 00:00:49.970
‫Miageta sora nanairo no niji

00:00:45.850 --> 00:00:49.970
‫وقتی به آسمون نگاه می‌کنم، رنگین کمانی می‌بینم

00:00:50.160 --> 00:00:53.440
‫anata mo mitemasu ka?

00:00:50.160 --> 00:00:53.440
‫تو هم می‌تونی ببینیش؟

00:00:53.900 --> 00:01:02.030
‫Hajimari no kaze yo todoke message

00:00:53.900 --> 00:01:02.030
‫اولین نفس باد، پیامی برای من به همراه داره

00:01:02.420 --> 00:01:10.470
‫yume ni kakedashita senaka mimamoru kara

00:01:02.420 --> 00:01:10.470
‫چون من همیشه وقتی به سمت رویاهات میری از پشت سر بدرقه‌ات می‌کنم

00:01:11.040 --> 00:01:19.150
‫Maiagaru kaze yo  hi no hikari matoi

00:01:11.040 --> 00:01:19.150
‫طوفان نور خورشید رو هدایت می‌کنه تا بالای سر ما بتابه

00:01:19.560 --> 00:01:29.320
‫jiyuu no tsubasa de tsuyoku tobitatou

00:01:19.560 --> 00:01:29.320
‫و بال‌های آزادی به من فرصت پرواز برفراز آسمون‌ها رو می‌دن

00:23:30.610 --> 00:23:36.620
‫Tooku de uta ga kikoeru

00:23:30.610 --> 00:23:36.620
‫صدای آوازی از دور به گوشم می‌خوره

00:23:37.700 --> 00:23:43.040
‫Yozora ni ukabu omoi

00:23:37.700 --> 00:23:43.040
‫افکارم غرق در آسمون شبانگاهی می‌شن...

00:23:44.490 --> 00:23:49.860
‫Toki no yukue ni

00:23:44.490 --> 00:23:49.860
‫و همراه با قلب سرکشم

00:23:51.350 --> 00:23:57.020
‫aragau kokoro

00:23:51.350 --> 00:23:57.020
‫ ...از زمان هم فراتر می‌رن

00:24:00.080 --> 00:24:09.010
‫Taisetsu na hito to asu no yume wo

00:24:00.080 --> 00:24:09.010
‫در کنار کسی که برام ارزشمنده سعی دارم رویاهام رو درک کنم

00:24:09.480 --> 00:24:12.880
‫mirareru youni

00:24:09.480 --> 00:24:12.880
‫اینطوری شاید بتونم پیداشون کنم.

00:24:13.720 --> 00:24:20.900
‫ikiru yorokobi wo

00:24:13.720 --> 00:24:20.900
‫من زندگی شادی خواهم داشت.

00:24:21.590 --> 00:24:26.420
‫mune ni fumidasu yo ima

00:24:21.590 --> 00:24:26.420
‫و حالا با همین تصمیم توی ذهنم زندگی جدیدی رو شروع می‌کنم.

00:24:26.860 --> 00:24:29.830
‫Kurushimi wo koe

00:24:26.860 --> 00:24:29.830
‫از پس غم و غصه‌ها برمیام

00:24:30.370 --> 00:24:38.360
‫subarashii hi e

00:24:30.370 --> 00:24:38.360
‫و به امید روزهای شادتر ادامه می‌دم.

00:24:47.670 --> 00:24:54.090
‫خــــــــــطر کـــــــــــــــــــــن