﻿WEBVTT

00:00:03.971 --> 00:00:05.971
<font color=#FFFF00>..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:05.995 --> 00:00:11.995
‫[این برنامه حاویِ تصاویر و گفتگوهایی]
‫[در ارتباط با آزار و اذیت کودکان است]

00:00:11.996 --> 00:00:17.996
‫[که ممکن است برای برخی بینندگان آزاردهنده باشد]

00:00:27.360 --> 00:00:28.737
‫فرناندز

00:00:28.820 --> 00:00:31.197
‫چی زری زدی؟
‫به من نگو فرناندز!

00:00:31.281 --> 00:00:32.949
‫بهم نگو فرناندز!

00:00:33.033 --> 00:00:35.535
‫- دارم باهات حرف می‌زنم.
‫- چیه؟

00:00:35.618 --> 00:00:37.871
‫چیه؟
‫[سال 2013]

00:00:37.954 --> 00:00:39.289
‫بهت بی‌احترامی کردم؟

00:00:39.372 --> 00:00:41.958
‫برام مهم نیست که
‫بهم بی‌احترامی نمی‌کنی

00:00:42.042 --> 00:00:46.004
‫- چی؟ فرناندز، چی؟ چی؟
‫- باید باهات حرف بزنم

00:00:46.838 --> 00:00:49.883
‫چی، بهم بگو چرا داری
‫منو از اتاقم می‌بری؟

00:00:49.966 --> 00:00:52.218
‫خودت می‌ری می‌بینی. آروم باش

00:00:52.302 --> 00:00:55.013
‫آره، می‌رم اونجا می‌بینم. دقیقاً.
‫بعد از اینکه شماها برین

00:00:55.096 --> 00:00:57.849
‫می‌خوام بدونم برای چی دارین
‫منو از اتاقم می‌برین

00:01:03.224 --> 00:01:05.185
‫هی، دستبندها رو بده من

00:01:05.518 --> 00:01:07.771
‫دستبند رو بده من،
‫یا اینکه دردناک می‌شه

00:01:07.937 --> 00:01:09.606
‫دستت رو از اینجا بیار بیرون

00:01:09.689 --> 00:01:12.442
‫خب، درشون بیار

00:01:12.525 --> 00:01:15.612
‫- شما می‌خواین ناخنم رو بشکونین...
‫- چرا اینجوری می‌کنی؟

00:01:15.695 --> 00:01:16.738
‫...تا خونریزی کنه

00:01:16.821 --> 00:01:19.199
‫گوش کن، چرا اینطوری
‫رفتار می‌کنی؟ نمی‌فهمم

00:01:19.282 --> 00:01:21.826
‫چرا شما عوضی‌ها
‫ناخنم رو شکستین...

00:01:21.910 --> 00:01:25.622
‫من نمی‌خوام این کار رو بکنم، هیچکس نمی‌خواد
‫این کار رو بکنه. دستبند رو بده من

00:01:25.705 --> 00:01:27.165
‫دستم اونجاست

00:01:27.248 --> 00:01:29.334
‫شما کاری کردن که من 31...

00:01:29.417 --> 00:01:31.795
‫30 روز کوفتی رو...

00:01:31.878 --> 00:01:34.089
‫- دستت رو ببر داخل.
‫- 30 روز کوفتی رو...

00:01:34.172 --> 00:01:36.758
‫- دستت رو ببر داخل
‫- 31 روز بمونم...

00:01:36.841 --> 00:01:39.886
‫همه‌ی لوازم آرایشی که
‫بالاش پول داده بودم رو داغون کردین...

00:01:39.969 --> 00:01:41.304
‫دستت رو ببر داخل

00:01:42.388 --> 00:01:43.807
‫همه‌تون عوضی هستین

00:01:43.890 --> 00:01:46.893
‫برای همینه که مجبور شدین بیاین اینجا

00:01:46.976 --> 00:01:50.230
‫برای همینه که شما احمق‌ها
‫مجبور شدین بیاین اینجا

00:03:21.404 --> 00:03:24.157
‫امروز یه روز دردناک دیگه در دادگاه...

00:03:24.240 --> 00:03:25.950
‫محاکمه‌ی گابریل فرناندز بود...

00:03:26.034 --> 00:03:27.911
‫شهادت‌های آزاردهنده‌ی بیشتری...

00:03:27.994 --> 00:03:29.245
‫امروز در محاکمه‌ی این کشتار بزرگ...

00:03:29.329 --> 00:03:31.831
‫هیچ تعویقی توی این پرونده نیست

00:03:31.915 --> 00:03:34.667
‫هر روز این محاکمه، سخت‌تر می‌شه...

00:03:34.751 --> 00:03:38.504
‫مدارک و شهادت‌ها توی این پرونده
‫بسیار جزئی و ناراحت کننده‌اَن

00:03:38.588 --> 00:03:40.381
‫ما امکان اینکه تمام عکس‌های این...

00:03:40.465 --> 00:03:42.634
‫پسر هشت ساله گابریل فرناندز رو
‫بهتون نشون بدیم رو نداریم

00:03:42.717 --> 00:03:45.678
‫گابریل فرناندز 8 سال
‫در سال 2013 مُرده

00:03:45.762 --> 00:03:47.472
‫حالا دوست‌پسر مادرش،

00:03:47.555 --> 00:03:50.892
‫ایزارو آگوایر،
‫داره بخاطر مرگ اون دادگاهی می‌شه

00:03:51.434 --> 00:03:53.937
‫- گرفتین؟
‫- آره. صبر کنین. وایسین

00:03:54.020 --> 00:03:56.981
‫اولین نحوه‌ی به تصویر
‫در اومدنش اینطور بود که،

00:03:57.065 --> 00:04:00.235
‫این دو تا هیولان،
‫توی این حادثه‌ای که رخ داده

00:04:02.278 --> 00:04:05.531
‫اما همینطوری که دادگاه پیش می‌رفت، شما می‌فهمیدین،
‫[ملیسا چادبرن، روزنامه‌نگار]

00:04:05.615 --> 00:04:07.533
‫اوضاع پیچیده‌تر از این حرفاست

00:04:08.409 --> 00:04:11.955
‫مردمی که اینجان...
‫اونا می‌خوان حقیقت رو بدونن

00:04:12.413 --> 00:04:14.582
‫می‌خوان بدونن واقعاً چه اتفاقی افتاده

00:04:14.666 --> 00:04:16.834
‫و می‌خوان اونا به کاری که
‫کردن اعتراف کنن

00:04:26.135 --> 00:04:27.887
‫و در پس‌زمینه،

00:04:27.971 --> 00:04:31.474
‫اون یکی فرد حضور داره، پریل فرناندز

00:04:32.392 --> 00:04:34.227
‫نقش اون توی این موضوع چیه؟

00:04:35.144 --> 00:04:36.354
‫می‌خوام بهتون صفحه‌ی سوم چیزی...

00:04:36.980 --> 00:04:39.816
‫که در ابتدا دفترچه مدارک
‫دادستان گفته می‌شه رو نشون بدم

00:04:42.735 --> 00:04:43.945
‫و این عکس کیه؟

00:04:44.696 --> 00:04:45.571
‫پریل

00:04:45.822 --> 00:04:47.240
‫و پریل خواهر شماست؟
‫[ملیسا فرناندز، خواهر پریل]

00:04:47.323 --> 00:04:48.157
‫آره

00:04:49.325 --> 00:04:50.493
‫مادر گابریل؟

00:04:50.827 --> 00:04:51.703
‫بله

00:04:52.704 --> 00:04:55.248
‫و شما...

00:04:57.292 --> 00:04:59.836
‫دوست‌پسر پریل رو توی دادگاه می‌بینین؟

00:04:59.919 --> 00:05:00.753
‫بله

00:05:00.837 --> 00:05:02.922
‫می‌شه نشونش بدین و به دادگاه بگین،

00:05:03.006 --> 00:05:05.383
‫کجاست؟

00:05:05.466 --> 00:05:07.343
‫اونجاست با اون لباس چهارخونه

00:05:07.427 --> 00:05:09.178
‫آیا متهم رو می‌شناسین؟

00:05:09.262 --> 00:05:10.263
‫بله

00:05:14.017 --> 00:05:18.146
‫در طول زمانی که گابریل
‫با متهم و پریل زندگی می‌کرد،

00:05:18.229 --> 00:05:20.148
‫جراحات دیگه‌ای رو
‫روی بدن گابریل دیدین؟

00:05:20.315 --> 00:05:23.192
‫یه بار با چشم کبود اومد پیش من،

00:05:24.068 --> 00:05:25.611
‫و یکی از دندونانش نبود

00:05:26.904 --> 00:05:28.239
‫با توجه به اون چشم کبود،

00:05:28.323 --> 00:05:30.700
‫از گابریل پرسیدین،
‫چطوری چشمش سیاه شده؟

00:05:30.867 --> 00:05:33.036
‫آره، همه این کار رو کردیم

00:05:33.953 --> 00:05:36.331
‫گفت داشته با برادرش
‫مشت بازی می‌کرده

00:05:36.414 --> 00:05:38.583
‫و با توجه به اون چشم کبود،

00:05:38.791 --> 00:05:40.543
‫گابریل هرگز بهتون،

00:05:40.626 --> 00:05:43.755
‫داستان دیگه‌ای رو گفته بود،
‫که چطور چشمش اینطوری شده؟

00:05:44.964 --> 00:05:45.798
‫بله

00:05:47.258 --> 00:05:49.010
‫در نهایت بهتون گفته بود چی شده؟

00:05:49.093 --> 00:05:50.803
‫- آره.
‫- و چی گفته بود؟

00:05:50.970 --> 00:05:52.972
‫گفته بود که مامانش زده توی چشمش

00:05:54.849 --> 00:05:57.101
‫- اون عکس رو شما گرفتین؟
‫- آره

00:05:57.602 --> 00:05:59.395
‫این که لبش باد کرده...

00:05:59.479 --> 00:06:01.856
‫و مدل موهاش اینطوریه،
‫شما رو نگران نکرد؟

00:06:02.148 --> 00:06:02.982
‫بله

00:06:04.025 --> 00:06:04.984
‫بهتون اشاره‌ای کرده بود که،

00:06:05.068 --> 00:06:07.820
‫وقتی مامانش زده بود توی چشمش،
‫کسی خوابونده بودش زمین؟

00:06:07.904 --> 00:06:10.281
‫نه، فقط گفت مامانش زده‌تش

00:06:10.365 --> 00:06:13.242
‫فکر می‌کنین، اگه رونوشت اظهاریه‌ای رو
‫بهتون نشون بدم...

00:06:13.326 --> 00:06:16.162
‫که به هیئت منصفه دادین،
‫اونم توی پرونده‌ی مددکارهای اجتماعی،

00:06:16.245 --> 00:06:18.998
‫ممکنه دوباره به یادتون بندازه
‫که دقیقاً چی گفته بودین؟

00:06:19.082 --> 00:06:21.292
‫- آره.
‫- و ممکنه پیش بیام، عالیجناب؟

00:06:25.046 --> 00:06:28.800
‫و خانم فرناندز وقتی سوال این بود که،
‫"آیا گابریل بهتون گفته،

00:06:28.883 --> 00:06:31.260
‫چطوری چشمش کبود شده؟"

00:06:31.344 --> 00:06:33.429
‫جواب شما این بود، "بله اون گفته بود...

00:06:33.513 --> 00:06:36.432
‫دوست‌پسر خواهرم، ایزارو،
‫اونو روی زمین خوابونده بوده،

00:06:36.599 --> 00:06:38.059
‫و داشتن کتکش می‌زدن"

00:06:38.476 --> 00:06:40.561
‫وقتی گفتین داشتن
‫کتکش می‌زنن،

00:06:40.770 --> 00:06:41.896
‫"کی داشته این کار رو می‌کرد؟"

00:06:41.979 --> 00:06:43.815
‫سوال این بود، "خواهرم"

00:06:47.151 --> 00:06:49.404
‫و خب... در چندین مورد بوده...

00:06:49.487 --> 00:06:51.531
‫که شما دیدین گابریل چشمش کبود بوده،

00:06:51.614 --> 00:06:54.325
‫زمانی که با متهمه پریل زندگی می‌کرده

00:06:54.450 --> 00:06:56.411
‫- آره.
‫- شما ازش پرسیدین چی شده؟

00:06:57.787 --> 00:07:01.374
‫فکر کنم اون گفت،
‫مامانش کتکش زده. درسته؟

00:07:01.457 --> 00:07:04.127
‫این اولین بار بود،
‫اما همونطوری که گفتم،

00:07:04.210 --> 00:07:06.879
‫یادم نمیاد،
‫چون یه بار نبود

00:07:07.713 --> 00:07:09.632
‫- دفعات زیادی بود.
‫- دفعات متعدد

00:07:09.715 --> 00:07:10.633
‫باشه

00:07:10.716 --> 00:07:14.720
‫من نمی‌تونستم کمک کنم...
‫چون زیر سن قانونی بودم

00:07:16.514 --> 00:07:18.141
‫برای شما هم ترسناک بود؟

00:07:18.224 --> 00:07:19.934
‫اعتراض دارم. نامربوطه

00:07:20.101 --> 00:07:21.769
‫- من اجازه می‌دم.
‫- اون موقع نه

00:07:21.853 --> 00:07:24.856
‫چون اون موقع فکر نمی‌کردم
‫قراره این کار رو باهاش بکنن

00:07:25.314 --> 00:07:26.983
‫تا وقتی که ما...

00:07:27.066 --> 00:07:28.985
‫اعتراض دارم. پرسیده شد
‫و جواب داده شد، عالیجناب

00:07:29.068 --> 00:07:32.196
‫چیزی که اتفاق افتاد.
‫اون وقت بود که نگران شدیم

00:07:35.867 --> 00:07:39.078
‫پس هر چی جراحت‌های بیشتری
‫روی گابریل دیدین، بیشتر نگران شدین

00:07:39.162 --> 00:07:43.875
‫آره، خب من رفتم خونه‌شون خوابیدم
‫تا مطمئن بشم آسیبی نمی‌بینه

00:07:45.251 --> 00:07:47.253
‫توی آپارتمان‌شون خوابیدین؟

00:07:47.336 --> 00:07:48.171
‫بله

00:07:48.921 --> 00:07:50.214
‫تا از گابریل محافظت کنین؟

00:07:50.756 --> 00:07:51.757
‫همه‌شون

00:07:52.300 --> 00:07:53.468
‫همه‌ی بچه‌ها

00:07:53.885 --> 00:07:54.760
‫بله

00:07:57.388 --> 00:07:59.932
‫دفاعیه داشت برای این موقعیت
‫آماده می‌شد...

00:08:00.016 --> 00:08:03.186
‫که ایزارو یک...

00:08:03.269 --> 00:08:05.980
‫آدم خام، جوون، بی‌خرد،

00:08:06.063 --> 00:08:09.275
‫دوست داشتنی بوده،
‫و بعد با پریل آشنا می‌شه

00:08:10.902 --> 00:08:12.528
‫صبح بخیر، ملیسا

00:08:12.612 --> 00:08:13.613
‫صبح بخیر

00:08:13.696 --> 00:08:17.950
‫بذار بگم، قبل از اینکه سوال بپرسیم...
‫[جان آلن، وکیل ایزارو آگوایر]

00:08:18.409 --> 00:08:21.245
‫فکر کنم برای همه‌ی مایی که
‫توی این دادگاه هستیم...

00:08:21.537 --> 00:08:23.581
‫و داریم شهادت رو می‌بینیم واضحه،

00:08:23.664 --> 00:08:27.710
‫که خیلی برات سخته به گذشته فکر کنی،
‫و برات...

00:08:27.793 --> 00:08:28.628
‫دردناکه

00:08:29.420 --> 00:08:31.547
‫زمانی که برده شد تا با...

00:08:31.631 --> 00:08:33.883
‫خواهرت و تونی زندگی کنه،

00:08:33.966 --> 00:08:35.426
‫در اون لحظه،

00:08:35.510 --> 00:08:36.677
‫تو نگران...

00:08:36.761 --> 00:08:38.429
‫امنیت گابریل بودی، درسته؟

00:08:39.597 --> 00:08:40.431
‫بله

00:08:40.598 --> 00:08:43.518
‫و، در اون لحظه نگران امنیتش بودی،

00:08:43.601 --> 00:08:46.437
‫چون می‌دونستی خواهرت پریل
‫بداخلاقه؟

00:08:46.521 --> 00:08:47.355
‫بله

00:08:48.356 --> 00:08:52.568
‫تونی اسمی بود که تمام
‫افراد خانواده‌ات...

00:08:52.652 --> 00:08:54.904
‫برای آقای آگوایر بکار می‌بردن، درسته؟

00:08:54.987 --> 00:08:55.821
‫بله

00:08:56.239 --> 00:08:57.740
‫اون با شما خوب بود، اینطور نیست؟

00:08:57.823 --> 00:08:58.658
‫آره

00:08:59.909 --> 00:09:01.661
‫بعضی وقتا یه چیزای برات می‌خرید

00:09:02.578 --> 00:09:03.412
‫بله

00:09:07.458 --> 00:09:10.378
‫حقیقتش، من فکر می‌کردم
‫اون آدم خوبیه

00:09:10.461 --> 00:09:12.171
‫اون کار می‌کرد، ماشین داشت

00:09:13.589 --> 00:09:17.677
‫درگیر مواد یا گروه‌های خلافکاری یا چیزی نبود
‫[الیزابت کارانزا]

00:09:18.344 --> 00:09:21.931
‫و فکر می‌کردم، خب،
‫شاید این یه شروع جدید براش باشه

00:09:22.390 --> 00:09:24.350
‫شاید براش یه تغییری باشه

00:09:26.978 --> 00:09:29.897
‫اما، مشخصاً، اشتباه بود

00:09:32.942 --> 00:09:36.112
‫حس می‌کردم، یجورایی،
‫اگه دیده باشینش،

00:09:36.195 --> 00:09:37.738
‫اگه می‌دیدین چه شکلیه،

00:09:38.281 --> 00:09:40.199
‫و می‌دیدین پریل چجوری بوده...

00:09:41.909 --> 00:09:45.371
‫اون همیشه لباس‌های کوتاه می‌پوشید، و...

00:09:45.621 --> 00:09:48.749
‫سینه‌هاش معلوم بود
و آرایش غلیظ می‌کرد

00:09:50.543 --> 00:09:55.131
‫اون فکر می‌کرد که شاید،
‫نتونه دختر دیگه‌ای شبیه پریل رو بدست بیاره

00:09:56.632 --> 00:09:58.968
‫و بهتره هر کاری اون می‌گه رو انجام بده

00:10:01.554 --> 00:10:03.139
‫خواهرزاده‌ی من همیشه...
‫[جرج کارانزا]

00:10:03.514 --> 00:10:04.974
‫روی دوست‌پسرهاش کنترل داشت

00:10:07.059 --> 00:10:08.853
‫اونا هر کاری می‌گفت رو انجام می‌دادن

00:10:09.145 --> 00:10:10.771
‫اگه اینطور نبود ول‌شون می‌کرد

00:10:11.689 --> 00:10:13.816
‫کلی از افراد خانواده می‌خوان...

00:10:15.067 --> 00:10:15.985
‫فقط تونی رو سرزنش کنن

00:10:17.361 --> 00:10:19.614
‫خیلی کم می‌شنوم مردم بگن،

00:10:19.905 --> 00:10:22.617
‫اون یه قربانی بوده،
‫و نمی‌دونسته چطوری خودش رو رها کنه

00:10:23.951 --> 00:10:26.495
‫اگه پریل رو بشناسین،
‫پریل هرگز قربانی نبوده

00:10:27.330 --> 00:10:28.873
‫وقتی اون و تونی با هم دعوا می‌کردن،

00:10:29.373 --> 00:10:31.459
‫اون کسی بود که آزار و اذیت می‌کرد

00:10:32.376 --> 00:10:33.294
‫نسبت به اون

00:10:33.878 --> 00:10:36.631
‫- جلوی ما می‌زدش.
‫- می‌زدش

00:10:36.714 --> 00:10:38.341
‫بهش چنگ می‌نداخت

00:10:38.924 --> 00:10:40.301
‫اون کسی بود که آزار می‌داد

00:10:40.926 --> 00:10:44.680
‫و همونطوری که همسرم گفت،
‫اولین کسی نبود که این کار رو باهاش می‌کرد

00:10:46.015 --> 00:10:49.560
‫و من حس می‌کردم اون هر کاری بخواد
‫می‌تونه باهاش انجام بده

00:10:54.523 --> 00:10:55.858
‫پریل مشکل عصبی داشت؟

00:10:55.941 --> 00:10:57.860
‫اعتراض دارم، مرتبط نیست

00:10:58.194 --> 00:11:00.112
‫اجازه می‌دم. فقط همین بخش

00:11:02.073 --> 00:11:02.948
‫بله

00:11:03.699 --> 00:11:05.201
‫هیچوقت به ویرجینیا حمله کرده بود،

00:11:05.284 --> 00:11:07.912
‫- که شما در جریان باشین؟ شما دیده بودین؟
‫- نه

00:11:08.537 --> 00:11:13.084
‫- خب، شما... شنیده بودین؟
‫- آره
[لوئیس - دوست‌پسر سابق پریل]

00:11:14.168 --> 00:11:15.336
‫چطوری با پریل آشنا شدی؟

00:11:18.047 --> 00:11:20.549
‫از طریق یکی از دایی‌هاش،
‫[لوئیس]

00:11:21.342 --> 00:11:22.176
‫جرج

00:11:23.511 --> 00:11:27.181
‫توی قبرستون کار می‌کردیم،
‫ماشین‌ها رو اوراق می‌کردیم

00:11:28.224 --> 00:11:30.351
‫اون داشت 23 ساله می‌شد

00:11:30.434 --> 00:11:32.144
‫- تو چند سالت بود؟
‫- 21

00:11:34.271 --> 00:11:37.775
‫در حقیقت گابریل رو باردار بود،
‫وقتی با هم قرار می‌ذاشتیم

00:11:38.734 --> 00:11:40.194
‫وقتی به دنیا اومد من اونجا بودم،

00:11:40.277 --> 00:11:42.655
‫و هر چیزی که حس می‌کرد رو
‫منم باهاش حس می‌کردم،

00:11:42.738 --> 00:11:44.448
‫و وقتی گریه می‌کرد
‫گریه می‌کردم،

00:11:44.532 --> 00:11:45.658
‫می‌دونین، بغلش می‌کردم

00:11:47.159 --> 00:11:48.285
‫پس برای من یجورایی سوال بود،

00:11:48.577 --> 00:11:51.997
‫طبق چه روندی این اتفاق افتاد؟
‫کجا تغییر کرد؟

00:11:54.750 --> 00:11:56.335
‫من عاشق فرشته‌هام، می‌دونین،

00:11:56.419 --> 00:11:58.212
‫یه خدایی هست و فرشته‌هایی

00:11:59.422 --> 00:12:01.507
‫اونا یجورایی به شکل
‫روحانی کمک‌مون می‌کنن

00:12:02.717 --> 00:12:07.430
‫چیزی که در مورد گابریل دوست داشتم،
‫این بود که اون فرشته‌ی سلامتی بود

00:12:09.140 --> 00:12:10.558
‫به شما ایمان می‌ده

00:12:11.851 --> 00:12:13.477
‫می‌دونستم اون اسم قویه،

00:12:13.561 --> 00:12:16.188
‫پس برای همین گفتم اسمش رو
‫بذاره گابریل
[گابریل = جبرئیل]

00:12:16.564 --> 00:12:17.481
‫و اونم این کار رو کرد

00:12:21.699 --> 00:12:23.284
چه جوری توصیفش می‌کنم؟

00:12:24.952 --> 00:12:26.370
شکسته و گم شده

00:12:28.247 --> 00:12:30.916
خیلی چیزها هست
که با عقل جور در نمیاد

00:12:34.789 --> 00:12:36.916
‫در مورد پیشینه‌ی پریل چی می‌دونیم؟

00:12:38.125 --> 00:12:42.254
‫با توجه به گزارش ارزیابی عصب‌شناسی،
‫[وندی اسمیت]

00:12:42.338 --> 00:12:44.298
‫توسط یه کلینیک روان‌شناسی،

00:12:44.381 --> 00:12:48.803
‫که بیش از ده ساعت،
‫در طول چهار روز با پریل گفتگو کردن،

00:12:49.470 --> 00:12:52.681
‫برخی از مهم‌ترین یافته‌ها اینه که،

00:12:52.765 --> 00:12:56.811
‫اولاً پریل میزان بسیار پایینی...

00:12:57.394 --> 00:12:59.271
‫صلاحیت عقلانی داره

00:12:59.897 --> 00:13:02.441
‫و عملکردش...

00:13:02.525 --> 00:13:06.320
‫توی پایین‌ترین سطح ممکنه در...

00:13:06.403 --> 00:13:10.199
‫تمام آزمایش‌های هوشی بوده،
‫که ازش گرفته شده

00:13:11.283 --> 00:13:14.912
‫بعد از مقطع هشتم
‫مدرسه رو ادامه نداده

00:13:16.038 --> 00:13:20.584
‫و از همون سنین ابتدایی
‫مواد مصرف می‌کنه

00:13:22.378 --> 00:13:26.507
‫پس، زمانی که ذهن در حال
‫تکمیل شدنه،

00:13:27.258 --> 00:13:29.593
‫ممکنه که تداومش،

00:13:29.677 --> 00:13:32.513
‫می‌دونین، آسیبی رو بابت
‫موادی که استفاده می‌کرده موجب شده

00:13:34.682 --> 00:13:37.768
‫اون، خودش،
‫به طور خاصی تشخیص داده شده بود،

00:13:37.852 --> 00:13:40.396
‫در طول زندگیش،

00:13:40.479 --> 00:13:42.106
‫اختلال افسردگی داره،

00:13:42.189 --> 00:13:44.233
‫نارسایی رشدی،

00:13:44.316 --> 00:13:46.443
‫احتمال اختلال شخصیتی،

00:13:46.527 --> 00:13:48.445
‫پی‌تی‌اس‌دی،

00:13:48.529 --> 00:13:52.741
‫اختلالات لُب پیشین مغز
‫توی اسکن‌های اخیر از مغزش،

00:13:52.825 --> 00:13:54.535
‫و اختلال غذا خوردن

00:13:56.704 --> 00:13:57.538
‫خب...

00:13:58.247 --> 00:14:00.416
‫اون مشخصاً،

00:14:00.499 --> 00:14:02.501
‫مشکلات زیادی داشته

00:14:02.585 --> 00:14:04.920
‫می‌دونین، هر روز، تمام روزها

00:14:05.504 --> 00:14:07.840
‫در مورد سوءاستفاده‌های
‫جنسی چی؟

00:14:10.217 --> 00:14:13.137
‫اون گزارش اشاره می‌کنه
‫به یک تجاوز دست جمعی،

00:14:13.637 --> 00:14:16.098
‫و یه اقدام به تعرض از سمت عموش،

00:14:16.181 --> 00:14:18.559
‫بعلاوه‌ی در معرض
‫خشونت خانگی بودن،

00:14:19.059 --> 00:14:20.853
‫چه به عنوان کودک و چه بزرگ‌سال

00:14:23.981 --> 00:14:24.940
‫پریل،

00:14:25.316 --> 00:14:26.567
‫مورد سوء‌استفاده قرار گرفته،

00:14:27.067 --> 00:14:30.654
‫من از اعضای دیگه‌ی خانواده
‫شنیده بودم،

00:14:30.738 --> 00:14:34.283
‫عمه و دختر عمه‌هام وقتی که بچه بودیم،
‫[امیلی کارانزا]

00:14:35.659 --> 00:14:37.828
‫اونا بهم گفتن، که
‫ازش سوء‌استفاده شده

00:14:38.579 --> 00:14:42.708
‫بعد از اینکه ال‌ای تایمز رو خوندم فهمیدم،

00:14:42.791 --> 00:14:47.004
‫که پریل اظهار کرده ساندرا،
‫مادرش، ازش متنفر بوده

00:14:47.963 --> 00:14:50.257
‫وقتی 11 سالش بود ول کرد و رفت،

00:14:50.674 --> 00:14:53.886
‫که دو روز بهش تجاوز شده بود

00:14:54.470 --> 00:14:57.097
‫پس الان داره،

00:14:58.098 --> 00:15:00.517
‫چیزی که در کودکی با پدر و مادرش...

00:15:01.352 --> 00:15:02.478
‫بهش گذشته رو بروز می‌ده،

00:15:08.067 --> 00:15:11.236
‫فکر کنم تمام اینا کمی...

00:15:11.695 --> 00:15:13.948
‫این ایده از...

00:15:14.031 --> 00:15:15.991
‫دیدگاه اون نسبت
‫به دنیای بیرون رو بهمون می‌ده،

00:15:16.075 --> 00:15:18.243
‫و خطراتش برای اون،

00:15:18.494 --> 00:15:22.247
‫و پتانسیل قربانی شدنش

00:15:25.250 --> 00:15:27.878
‫پریل، که خودش یک قربانی بوده،

00:15:27.962 --> 00:15:30.130
‫اون بچه رو به عنوان...

00:15:30.214 --> 00:15:32.716
‫کسی که باید ازش مراقبت بشه نمی‌بینه،

00:15:33.550 --> 00:15:35.052
‫که بجاش...

00:15:35.135 --> 00:15:37.680
‫در مواجهه با قسمتی از خودش می‌بینه...

00:15:37.763 --> 00:15:39.139
‫که ازش محافظت نشده،

00:15:39.390 --> 00:15:42.810
‫و، می‌دونین، احتمالاً خیلی عصبانیش می‌کنه

00:15:42.893 --> 00:15:46.939
‫و درگیر رفتارهای خشونت‌بار خودشه

00:15:48.524 --> 00:15:49.942
‫مثل پسرش،

00:15:50.234 --> 00:15:53.696
‫اون، احتمالاً، کسی رو
‫نداشته که بره پیشش

00:15:54.154 --> 00:15:55.155
‫و شاید...

00:15:55.239 --> 00:15:59.451
‫ایزارو، با اون رفتارهای مردونه‌اش،

00:15:59.535 --> 00:16:01.745
‫براش یجورایی حامی بوده

00:16:04.665 --> 00:16:06.750
‫این آزار و اذیت،

00:16:06.834 --> 00:16:08.836
‫که پریل و ایزارو

00:16:08.919 --> 00:16:12.214
‫متحمل شدن، احتمالاً چیزهایی رو باعث شده،

00:16:13.090 --> 00:16:14.925
‫که ما ازشون اطلاعی نداریم

00:16:19.054 --> 00:16:21.306
‫و فکر می‌کنم، می‌دونین، پریل،

00:16:21.557 --> 00:16:24.059
‫هرگز احساس ارزشمند بودن نکرده،

00:16:24.143 --> 00:16:26.228
‫و مطمئنم گابریل هم همینطور بوده

00:16:36.447 --> 00:16:38.615
‫این تیا ملیسا و مادربزرگشه

00:16:39.533 --> 00:16:41.160
‫و گابریل

00:16:41.702 --> 00:16:42.995
‫توی اولین کریسمسش

00:16:46.081 --> 00:16:47.833
‫پریل نمی‌خواست باردار بشه

00:16:47.916 --> 00:16:49.334
‫نمی‌خواست ادامه بده

00:16:51.128 --> 00:16:54.298
‫و وقتی بدنیاش آورد،
‫بیمارستان رو ول کرد و اونو ول کرد رفت

00:16:56.091 --> 00:16:59.094
‫اولش، تمام حقوق رو به برادرم مایکل داد
‫[مایکل لمون کارانزا]

00:17:01.597 --> 00:17:03.891
‫فکر کنم، حدود یک سال و نیم،

00:17:03.974 --> 00:17:05.517
‫اون با مایکل و دیوید بود

00:17:07.478 --> 00:17:09.980
‫اونا خیلی باهاش خوب بودن

00:17:10.439 --> 00:17:13.984
‫همه جا می‌بردنش.
‫همیشه تمیز و شاد بود

00:17:14.902 --> 00:17:18.614
‫اگه عکس‌های دوران بچگیش رو ببینین،
‫همیشه داشت می‌خندید

00:17:20.491 --> 00:17:23.202
‫اونا دوست داشتن پیشش باشن
‫و بزرگش کنن،

00:17:23.285 --> 00:17:25.788
‫و گابریل جفت‌شون رو خیلی دوست داشت

00:17:26.872 --> 00:17:30.459
‫وقتی تحت تکلف پریل بود،

00:17:30.542 --> 00:17:32.461
‫یکی گزارش داد که...

00:17:32.544 --> 00:17:34.963
‫که اونا فکر می‌کنن
‫داییش اون رو مورد آزار قرار داده

00:17:35.964 --> 00:17:40.761
‫هیچکس نه می‌تونه رد کنه
‫نه می‌تونه تاییدش کنه

00:17:42.554 --> 00:17:46.141
‫باور نمی‌کنم شوهرم برادرم دیوید هرگز...

00:17:46.225 --> 00:17:49.770
‫دستی به گابریل زده باشن،
‫خیلی دوستش داشتن

00:17:51.028 --> 00:17:54.740
پرونده رو اینجوری شروع کردن که
...ایزارو و پریل هر دو

00:17:54.823 --> 00:17:56.408
اون رو هم‌جنس‌گرا صدا می‌کردن

00:17:57.785 --> 00:18:00.662
شاید دنبال بهانه برای

00:18:01.121 --> 00:18:02.664
اذیتش کردنش بودن

00:18:02.748 --> 00:18:05.751
شایعه شده بود که
کتکش می‌زنن

00:18:13.100 --> 00:18:16.500
[سان سالوادور، پایتخت کشور السالوادور]

00:18:17.333 --> 00:18:19.085
‫آیس منو گرفته بود

00:18:20.127 --> 00:18:22.671
‫من داغون بودم.
‫وقتی که دیپورت می‌شین،

00:18:22.755 --> 00:18:24.715
‫یا اونا سعی می‌کنن
‫شما رو دیپورت کنن،

00:18:24.799 --> 00:18:28.135
‫کل موقعیت برای شما تنش‌زاست

00:18:29.608 --> 00:18:32.861
من به مدت 38 سال اینجا نبودم

00:18:35.364 --> 00:18:38.325
هیچی در مورد این کشور نمی‌دونم

00:18:40.805 --> 00:18:44.600
‫خانواده‌ای هم اینجا نداشتم،
‫از اونجایی که همجنس‌گرا بودم

00:18:46.227 --> 00:18:48.479
‫داغون شده بودم چون...
‫[دیوید مارتینز - دوست‌پسر مایکل لموس]

00:18:48.813 --> 00:18:51.357
‫مایکل و گابریل رو پشت سر می‌ذاشتم

00:18:52.650 --> 00:18:55.027
‫اما حالا حس...

00:18:57.404 --> 00:18:59.573
‫حس نمی‌کنم اینجا تنهام

00:18:59.824 --> 00:19:02.284
‫حس می‌کنم اونام با منن...

00:19:04.411 --> 00:19:05.579
‫توی این لحظه

00:19:07.665 --> 00:19:11.877
‫ما در مورد تولد گابریل می‌دونستیم

00:19:13.129 --> 00:19:15.965
‫به پریل نزدیک بودیم،
‫و اون نمی‌خواستش

00:19:16.048 --> 00:19:18.551
‫و خانواده هم نمی‌خواست اونو داشته باشه

00:19:18.926 --> 00:19:21.303
‫ما متقاعدش کردیم
‫که گابریل رو داشته باشیم،

00:19:21.387 --> 00:19:23.139
‫و اینکه اونو به ما بده،

00:19:24.014 --> 00:19:25.516
‫تا بتونیم بزرگش کنیم

00:19:26.267 --> 00:19:29.770
‫و وقتی گابریل سه روزش بود
‫که اونو از بیمارستان گرفتیم

00:19:30.396 --> 00:19:32.982
‫اون به مایکل زنگ زد و گفت
‫بیا بچه‌ات رو بردار ببر،

00:19:33.065 --> 00:19:34.608
‫داره روی مخم می‌ره

00:19:36.152 --> 00:19:38.112
‫- اینو گفت؟
‫- دقیقاً اینو گفت

00:19:38.195 --> 00:19:41.907
‫- به یه بچه‌ی سه ساله...
‫- بچه‌ی سه روزه

00:19:41.991 --> 00:19:43.826
‫گفت، زیادی گریه می‌کنه

00:19:44.410 --> 00:19:47.496
‫و خنده‌دار بود، چون به محض
‫اینکه من گرفتمش،

00:19:47.580 --> 00:19:51.417
‫بدنم، می‌دونی،
‫انرژی‌ای داشت که آرومش کرد

00:19:53.210 --> 00:19:55.754
‫تقریباً برای 4 سال پیش ما بود

00:19:57.047 --> 00:20:00.092
‫تا موقعی که بابا بزرگش، رابرت، گفت که...

00:20:00.176 --> 00:20:02.178
‫دو تا آدم هم‌جنس‌گرا
‫نباید یه بچه رو بزرگ کنن

00:20:03.095 --> 00:20:05.764
‫من جلوش وایسادم و گفتم،
‫چرا اینو می‌گی؟

00:20:05.848 --> 00:20:07.558
‫تو نمی‌خواستی به دنیا بیاد،

00:20:07.641 --> 00:20:09.643
‫وقتی بدنیا اومد نمی‌خواستیدش

00:20:10.144 --> 00:20:11.770
‫هیچکس توی خانواده اونو نمی‌خواست

00:20:11.854 --> 00:20:12.688
‫هیچکس

00:20:13.564 --> 00:20:16.525
‫همه می‌تونستن ببینن که
‫بچه پیش ما خیلی خوشحاله

00:20:16.859 --> 00:20:17.693
‫اون...

00:20:18.194 --> 00:20:19.320
‫به ندرت گریه می‌کرد

00:20:19.612 --> 00:20:23.324
‫به ندرت مریض می‌شد و خوشحال بود،
‫تمام مدت می‌خندید

00:20:26.118 --> 00:20:27.494
‫سال‌های زندگیش،

00:20:27.578 --> 00:20:29.538
‫خیلی برای من لذت بخش بود

00:20:30.206 --> 00:20:31.999
‫و بابتش از پریل ممنونم،

00:20:32.082 --> 00:20:34.084
‫می‌دونی، که اونو به دنیا آورد

00:20:35.294 --> 00:20:37.046
‫هرچند که اونو ازمون گرفت

00:20:39.715 --> 00:20:43.886
‫زمانی که گابریل مُرد، یه تحقیق
‫باز دی‌سی‌اف‌سی وجود داشت،

00:20:43.969 --> 00:20:47.223
‫در مورد این مسئله که تو و مایکل
‫گابریل رو مورد سوء‌استفاده جنسی قرار دادین

00:20:48.098 --> 00:20:49.683
‫اتهامات دروغ بودن

00:20:50.059 --> 00:20:53.938
‫ما هرگز این کار رو با گابریل نکردیم.
‫ما...

00:20:54.021 --> 00:20:56.148
‫همچین والدینی نبودیم

00:20:57.066 --> 00:20:59.318
‫می‌دونی، ما تا سر حد مرگ
‫دوستش داشتیم، اما...

00:20:59.777 --> 00:21:01.946
‫هرگز به ذهن‌مون،

00:21:02.029 --> 00:21:04.907
‫خطور نکرد که همچین کاری بکنیم

00:21:06.659 --> 00:21:08.494
‫شایعاتی بود که اون هم‌جنس‌گراست

00:21:08.911 --> 00:21:12.665
‫و ما می‌گفتیم، نه بچه‌ی ما هم‌جنس‌گرا نیست.
‫چرا همچین حرفی می‌زنین؟

00:21:13.249 --> 00:21:16.585
‫رابرت مدام می‌گفت، چون
‫اون همش می‌گه شماها رو دوست داره

00:21:17.086 --> 00:21:18.087
‫شما دو تا کونی‌ها رو

00:21:18.545 --> 00:21:20.714
‫می‌دونی، اینکه باعث نمی‌شه
‫اون هم‌جنس‌گرا باشه

00:21:23.008 --> 00:21:25.135
‫آخرین باری که
‫گابریل رو دیدی کی بود؟

00:21:26.303 --> 00:21:28.764
‫توی نیمه شب،
‫وقتی مایکل خواب بود،

00:21:28.847 --> 00:21:30.683
‫و گابریل اومد پیش من

00:21:31.684 --> 00:21:33.143
‫و منو ترسوند،

00:21:33.227 --> 00:21:36.772
‫چون منظورم اینه که، چیزی نمی‌گفت،
‫همونجا وایساده بود

00:21:36.855 --> 00:21:38.065
‫و منو بیدار کرد

00:21:38.148 --> 00:21:40.109
‫و دیدم که اینطوری شد،

00:21:40.192 --> 00:21:42.569
‫و گفتم، عزیزم، چی شده؟

00:21:42.653 --> 00:21:43.821
‫اون گفت، من می‌ترسم

00:21:44.196 --> 00:21:45.698
‫گفتم، از چی می‌ترسی؟

00:21:45.781 --> 00:21:47.700
‫گفت از تونی می‌ترسم

00:21:47.783 --> 00:21:49.868
‫گفتم، چرا؟ اون که تو رو نمی‌زنه،
‫می‌زنه؟

00:21:49.952 --> 00:21:51.328
‫و هیچی نگفت

00:21:53.414 --> 00:21:55.207
‫هیچ چیز دیگه‌ای بهم نگفت

00:21:56.709 --> 00:21:58.836
‫من حس می‌کنم نتونستم
‫کاری براش بکنم، چونکه،

00:21:58.919 --> 00:22:01.171
‫اون سرنخی که بهم داد رو نگرفتم

00:22:02.464 --> 00:22:04.800
‫بابت این قضیه احساس
‫درد و گناه فراوونی دارم

00:22:07.386 --> 00:22:10.431
‫توی بیمارستان، ساندرا دستگاه
‫علائم حیاتی رو ازش کشیده بود

00:22:11.682 --> 00:22:13.600
‫و ما اجازه نداشتیم ببینیمش

00:22:15.894 --> 00:22:19.106
‫وقتی روز قبلش به بیمارستان رسیدیم،
‫هنوز زنده بود،

00:22:19.189 --> 00:22:21.108
‫و می‌خواست با من حرف بزنه

00:22:22.651 --> 00:22:24.862
‫و می‌دونستم چطور باید...

00:22:25.779 --> 00:22:26.739
‫از کما بهوشش بیارم

00:22:26.822 --> 00:22:29.366
‫با گفتن اینکه قراره با ما
‫به خونه بیاد

00:22:32.911 --> 00:22:34.455
‫خیلی منو تحت تاثیر قرار داد

00:22:38.709 --> 00:22:40.002
‫اون بچه‌ام بود

00:22:51.680 --> 00:22:53.682
‫من تا قبل از مرگش هرگز...

00:22:54.975 --> 00:22:56.602
‫معنای درد رو نمی‌دونستم

00:22:57.353 --> 00:22:59.271
‫تا وقتی بمیرم دوستش دارم

00:23:11.033 --> 00:23:12.117
‫من...

00:23:13.327 --> 00:23:14.578
‫هیچ عکسی رو ندیده بودم...

00:23:14.661 --> 00:23:17.039
‫تا وقتی تلویزیون نشون‌شون داد

00:23:18.791 --> 00:23:20.793
‫وقتی کبودی‌ها رو دیدم و...

00:23:22.628 --> 00:23:24.380
‫و بلایی که سرش آورده بودن،

00:23:26.173 --> 00:23:27.883
‫و فهمیدم که اون...

00:23:28.509 --> 00:23:29.885
‫توی این کمد کوچیک بوده،

00:23:30.803 --> 00:23:33.055
‫تا الانم نمی‌تونم تصور کنم
‫اون تو بوده

00:23:34.598 --> 00:23:36.225
‫تو کله‌ام نمی‌ره،

00:23:37.101 --> 00:23:38.644
‫می‌دونین، پسر من نه

00:23:39.228 --> 00:23:40.251
‫پسر من نه

00:23:48.314 --> 00:23:51.150
‫اون اولش با مایکل و دیوید زندگی می‌کرد

00:23:52.402 --> 00:23:55.238
‫و بعدش خواهرم گابریل رو می‌خواست، پس...
‫[ساندرا فرناندز]

00:23:55.905 --> 00:23:57.865
‫رفت با مادربزرگش زندگی کنه

00:24:00.576 --> 00:24:02.120
‫می‌تونین شاهد بعدی رو فرابخونین

00:24:02.203 --> 00:24:03.663
‫دادستان رابرت فرناندز رو فرامی‌خونه

00:24:04.038 --> 00:24:05.373
‫خیلی خب، آقای فرناندز

00:24:05.456 --> 00:24:07.583
‫می‌شه دست راست‌تون رو بالا بیارین
‫و به ایشون نگاه کنین؟

00:24:08.501 --> 00:24:09.419
‫باید اینطور در نظر بگیریم،

00:24:10.002 --> 00:24:13.631
‫گابریل، توسط شما
‫و ساندرا بزرگ شد؟

00:24:14.382 --> 00:24:15.508
‫بله، عملاً

00:24:16.175 --> 00:24:17.468
‫مثل پسرتون بود؟

00:24:17.760 --> 00:24:18.678
‫آره

00:24:18.761 --> 00:24:23.099
‫ایزیکیل و ویرجینا هم با شما
‫و ساندار توی این مدت زندگی کردن؟

00:24:23.558 --> 00:24:26.018
‫بله گهگداری، بیشتر زندگی‌شون، آره
‫[خواهر و برادر گابریل]

00:24:26.769 --> 00:24:30.314
‫و بعدش رفتن با دخترتون،
‫پریل و تونی زندگی کنن

00:24:31.107 --> 00:24:31.983
‫بله

00:24:33.818 --> 00:24:37.947
‫خواهر و برادر بزرگ‌تر گابریل
‫ایزیکل و ویرجینیا هستن

00:24:39.115 --> 00:24:41.909
‫و هر سه پدر و مادرشون یکیه

00:24:41.993 --> 00:24:44.829
‫آرنولد کونتراراس و پریل فرناندز

00:24:45.830 --> 00:24:49.584
‫مدرک زیادی وجود نداره که
‫ایزیکیل و ویرجینیا مورد سوء‌استفاده قرار گرفته باشن

00:24:49.667 --> 00:24:52.128
‫یه باری بوده که پریل ویرجینیا رو می‌زنه،

00:24:52.211 --> 00:24:56.299
‫اما نه اونطوری که
‫گابریل مورد آزار قرار گرفته

00:24:57.091 --> 00:25:00.094
‫یه چیزی هست به اسم
‫سندروم سپر بلای خانواده،

00:25:00.261 --> 00:25:02.054
‫که یه بچه...

00:25:02.221 --> 00:25:06.392
‫سوژه‌ی تمام بدبختی‌های خانواده می‌شه،

00:25:06.601 --> 00:25:08.561
‫نگرانی‌شون یا پشیمونی‌هاشون

00:25:10.062 --> 00:25:11.939
‫بنا بر هر دلیلی توی این پرونده،

00:25:12.023 --> 00:25:13.983
‫این گابریل فرناندز بوده

00:25:14.275 --> 00:25:15.401
‫در سال 2011،

00:25:15.485 --> 00:25:19.614
‫ایزارو آگوایر و پریل فرناندز
‫ایزیکل و ویرجینیا رو هم پذیرفتن،

00:25:19.780 --> 00:25:21.991
‫و در سال 2012 هم گابریل رو

00:25:23.367 --> 00:25:25.786
‫و تئوری‌مون، طبق شواهد،

00:25:25.870 --> 00:25:28.372
‫این بود که بخاطر پول بهزیستی
‫قبولش کردن،

00:25:28.539 --> 00:25:31.042
‫که از اکتبر تا می دریافتش کردن

00:25:38.174 --> 00:25:40.218
‫آگوایر در نهایت دروغ گفت...

00:25:40.301 --> 00:25:42.303
‫که قراره گابریل رو به مهمونی
‫باربیکیو...

00:25:42.386 --> 00:25:44.680
‫تو خونه‌ی پدر و مادر آگوایر ببرن،

00:25:44.764 --> 00:25:47.099
‫و رابرت فهمیده باربیکیویی در کار نیست

00:25:47.183 --> 00:25:49.393
‫بعدش ساندرا به پلیس زنگ زده
‫و گفته اونو دزدیدن

00:25:51.020 --> 00:25:53.856
‫قطعاً، رابرت و ساندرا
‫نمی‌خواستن گابریل...

00:25:53.940 --> 00:25:56.192
‫از کنترل یا حضانت‌شون دور بشه

00:25:57.401 --> 00:26:01.197
‫می‌دونین، درک تمام اینا برای بچه‌ها سخته

00:26:01.280 --> 00:26:04.492
‫چرا یه نفر ناپدید می‌شه و معناش چیه،

00:26:04.575 --> 00:26:06.160
‫اصلاً قراره برگردن؟

00:26:06.744 --> 00:26:10.665
‫همه‌ی ماها به عنوان موجودات بیولوژیک،

00:26:10.748 --> 00:26:15.169
‫باید خودمون رو به یه نفر وصل کنیم،

00:26:15.253 --> 00:26:16.128
‫بهش وابسته‌‎ایم

00:26:16.629 --> 00:26:18.548
‫خب اگه درست پیش نره،

00:26:19.257 --> 00:26:21.634
‫اگه بچه گریه کنه و جوابی نباشه،

00:26:22.134 --> 00:26:27.139
‫و در حالت شکننده‌گی
‫و احتیاج و گرسنگی بمونه،

00:26:28.349 --> 00:26:30.184
‫اونم برای یه مدت طولانی،

00:26:30.726 --> 00:26:33.145
‫نمی‌تونه این احساسات رو کنترل کنه

00:26:35.690 --> 00:26:37.525
‫یادمه یه باری من...

00:26:38.943 --> 00:26:41.070
‫نمی‌دونم، فکر کنم
‫توی مغازه بودم،

00:26:41.571 --> 00:26:44.282
‫و اون به من گفت که
‫می‌خواد بیاد خونه

00:26:44.532 --> 00:26:46.993
‫- چی گفت؟
‫- گفت می‌خواد برگرده خونه

00:26:53.708 --> 00:26:55.042
‫آوردینش خونه؟

00:26:56.460 --> 00:26:57.587
‫بهش گفتم که،

00:27:00.840 --> 00:27:04.302
‫که اونا... که دی‌اف‌اس داره روی پرونده...

00:27:05.219 --> 00:27:06.304
‫تحقیق می‌کنه،

00:27:06.637 --> 00:27:08.139
‫و نمی‌تونم بیارمش خونه،

00:27:08.681 --> 00:27:11.058
‫اما قراره توی یکی از همین روزا...

00:27:11.976 --> 00:27:12.977
‫اجازه بدن بیاد خونه

00:27:14.145 --> 00:27:15.396
‫و قول دادم...

00:27:15.479 --> 00:27:16.731
‫اینو قول دادم

00:27:17.398 --> 00:27:18.232
‫بهش

00:27:18.816 --> 00:27:21.027
‫اعتراض دارم.
‫سوال پرسیده شد و جواب داده شد، جناب قاضی

00:27:21.110 --> 00:27:22.945
‫رده. چیز دیگه‌ای هم هست،
‫جناب مشاور؟

00:27:23.029 --> 00:27:24.989
‫بهش قول دادین ببرینش خونه؟

00:27:25.072 --> 00:27:26.324
‫گفت این کار رو کرده

00:27:33.789 --> 00:27:35.166
‫سوال دیگه‌ای ندارم

00:27:36.917 --> 00:27:40.254
‫و این آغازی بر پایان گابریل بود

00:27:44.467 --> 00:27:46.886
‫فهمیدم قراره شاهد
‫بعدی‌تون رو فرابخونین

00:27:46.969 --> 00:27:49.180
‫بله، جناب قاضی.
‫دادستان آرنولد کونتراراس رو فرامی‌خونه

00:27:49.263 --> 00:27:51.557
‫خیلی خب. آقا، اگه ممکنه
‫دست راست‌تون رو بالا بیارین

00:27:51.641 --> 00:27:56.103
‫آرنولد یک سال و نیم پیش
‫از زندان آزاد شده،

00:27:56.854 --> 00:27:57.813
‫و به من زنگ زد

00:27:58.814 --> 00:28:00.900
‫و گفت، سلام، من بابای گابریلم

00:28:01.609 --> 00:28:03.027
‫و می‌خوام بیام ببینمت
‫[آرنولد کونتراراس، پدر بیولوژیکیِ گابریل]

00:28:04.111 --> 00:28:05.071
‫و منم تعجب کردم

00:28:05.655 --> 00:28:07.990
‫آرنولد توسط دفتر ما محکوم شده،

00:28:08.074 --> 00:28:09.992
‫و بیش از یک بار، و خب،

00:28:10.076 --> 00:28:13.162
‫می‌دونین، آرنولد گفت
‫می‌خوام ببینم دقیقاً کی هستی،

00:28:13.245 --> 00:28:16.040
‫می‌دونی، چجور دادستانی هستی

00:28:16.123 --> 00:28:18.542
‫و اعتماد کمی وجود داشت،
‫چون، می‌دونین،

00:28:18.626 --> 00:28:22.588
‫من دادستانم، با پلیس کار می‌کنم،
‫و اون تازه آزاد شده و...

00:28:22.672 --> 00:28:23.547
‫با هم حرف زدیم

00:28:24.674 --> 00:28:27.259
‫آقای کونتراراس می‌خوام
‫یه سری عکس،

00:28:27.343 --> 00:28:29.804
‫از دفترچه‌ی مدارک
‫شماره‌ی هشت نشون‌تون بدم،

00:28:29.970 --> 00:28:31.847
‫صفحه‌ی 18

00:28:34.600 --> 00:28:36.936
‫این عکس شماست؟

00:28:37.436 --> 00:28:39.063
‫- بله.
‫- و اون کیه؟

00:28:39.772 --> 00:28:41.190
‫گابریل و آرنولد

00:28:41.524 --> 00:28:43.317
‫- و گابریل بالاست؟
‫- آره

00:28:45.027 --> 00:28:48.614
‫می‌تونم بهتون بگم اون گابریل رو
‫دوست داشت و هنوزم دوست داره

00:28:51.534 --> 00:28:53.411
‫و می‌تونم بهتون بگم که قلبش شکسته

00:28:54.829 --> 00:28:57.331
‫می‌تونم بهتون بگم حس می‌کنه تقصیر اونه

00:28:57.415 --> 00:29:00.251
‫و اینکه اگه توی حبس نبود،
‫می‌تونست گابریل رو نجات بده

00:29:01.419 --> 00:29:03.462
‫چطور متوجه شدین...

00:29:04.130 --> 00:29:05.631
‫که...

00:29:07.216 --> 00:29:08.843
‫گابریل به قتل رسیده؟

00:29:09.885 --> 00:29:10.970
‫من توی...

00:29:11.429 --> 00:29:13.806
‫توی زندان بخش ریورساید بودم و...

00:29:14.557 --> 00:29:16.225
‫رئیس زندان منو کشید بیرون،

00:29:16.308 --> 00:29:17.518
‫بردم به اتاق ملاقات

00:29:17.893 --> 00:29:18.769
‫و...

00:29:20.980 --> 00:29:22.106
‫گفت که...

00:29:22.815 --> 00:29:25.526
‫که دستگاه حفظ علائم حیاتی بهش وصله،
‫و اینکه اونا می‌خوان...

00:29:26.736 --> 00:29:28.112
‫قراره که...

00:29:28.195 --> 00:29:29.697
‫قراره که اونو روز بعد...

00:29:30.948 --> 00:29:31.824
‫ازش بکشن

00:29:40.374 --> 00:29:41.542
‫و اون یه پدره

00:29:41.625 --> 00:29:44.170
‫درست مثل همه‌مون،
‫می‌دونین، تمام پدرها

00:29:44.336 --> 00:29:46.297
‫فقط راهش رو اشتباه رفته،

00:29:46.422 --> 00:29:47.423
‫اما همه این کار رو نمی‌کنیم؟

00:29:48.048 --> 00:29:49.216
‫این کار رو نمی‌کنیم؟

00:29:50.050 --> 00:29:53.179
‫فکر نمی‌کنم بتونم به اندازه‌ی اون قوی باشم،
‫نمی‌تونستم توی اون دادگاه بشینم

00:29:53.262 --> 00:29:55.973
‫نمی‌تونستم انجامش بدم،
‫چون من به یکی حمله می‌کردم

00:29:56.056 --> 00:29:57.433
‫آره، نمی‌تونم این کار رو بکنم

00:29:58.142 --> 00:29:59.310
‫دلت براش تنگ شده؟

00:29:59.477 --> 00:30:00.394
‫زیاد

00:30:02.229 --> 00:30:05.232
‫اگه این شانس رو داشتی که بهش چیزی بگی،
‫هر چیزی،

00:30:07.193 --> 00:30:09.320
‫اگه هنوزم زنده بود،
‫چی می‌گفتی؟

00:30:09.403 --> 00:30:10.613
‫متاسفم

00:30:15.826 --> 00:30:17.369
‫ببخشید که پیشت نبودم

00:30:34.261 --> 00:30:38.724
‫یه بازه‌ی زمانی بود،
‫قبل از اینکه پرونده‌ها رو جدا کنن،

00:30:38.808 --> 00:30:41.435
‫زمانی که قرار بود
‫جفت‌شون توی یه پرونده باشن

00:30:41.519 --> 00:30:43.938
‫اما هر باری که توی دادگاه بودیم،

00:30:44.021 --> 00:30:48.275
‫پریل سر ایزارو داد می‌زد که
‫تو دروغ‌گویی، داری دروغ می‌گی

00:30:48.359 --> 00:30:51.487
‫چرا باید شایعه پخش کنی، هان؟

00:30:51.612 --> 00:30:53.405
‫بیا... بیا.... بیا...

00:30:53.489 --> 00:30:56.408
‫- چرا باید بری و بهشون بگی...
‫- خانم فرناندز...

00:30:56.492 --> 00:30:59.036
‫که تو بچه‌ی منو نکشتی؟

00:30:59.411 --> 00:31:00.996
‫هر روزی که پیش می‌رفت...

00:31:01.080 --> 00:31:03.791
‫شما قسمت‌های بیشتری از
‫داستان رو می‌فهمیدین

00:31:04.625 --> 00:31:05.501
‫هر دفعه،

00:31:05.584 --> 00:31:08.128
‫جوابی برای یه سوالی پیدا می‌کردی بنظر...

00:31:08.212 --> 00:31:10.798
‫بازم به سوالات بیشتری می‌رسیدی

00:31:11.966 --> 00:31:16.303
‫اون ایزارو آگوایر رو
‫مسئول مرگ بچه‌اش می‌دونه

00:31:17.096 --> 00:31:21.267
‫و مدارکی هست که نه تنها
‫شکنجه شدن گابریل رو تماشا کرده،

00:31:21.350 --> 00:31:23.561
‫که توش شرکت هم کرده

00:31:23.644 --> 00:31:27.106
‫کارآگاه، اُ کویین،
‫می‌تونین برید و بشینین

00:31:27.189 --> 00:31:28.023
‫ممنون

00:31:28.524 --> 00:31:32.361
‫توی زندان آنتلوپ ولی، توی زیرزمین،
‫[کارآگاه تیم اُ کویین. معاون کلانتر]

00:31:32.444 --> 00:31:34.864
‫دادگاه آنتونلوپ ولی،
‫سلول‌هایی هست

00:31:35.948 --> 00:31:37.908
‫اون دو...

00:31:38.701 --> 00:31:40.744
‫آدمی که توی این پرونده دخیلن

00:31:40.828 --> 00:31:42.371
‫که شامل متهم هم می‌شه،

00:31:42.746 --> 00:31:45.708
‫به دادگاه آورده شده بودن

00:31:46.292 --> 00:31:48.335
‫من برنامه‌ریزی کردم...

00:31:48.502 --> 00:31:49.461
‫با تکنولوژی بالا...

00:31:49.837 --> 00:31:52.882
‫دپارتمان کلانتری بخش ال‌ای...

00:31:53.257 --> 00:31:56.760
‫که دو تا سلول کناری رو شنود بذارن...

00:31:57.261 --> 00:31:59.221
‫برای ضبط، ضبط صدا

00:31:59.305 --> 00:32:01.473
‫خب توی یکی از سلول‌ها پریل فرناندز بود؟

00:32:01.640 --> 00:32:02.725
‫- آره.
‫- خب

00:32:02.808 --> 00:32:05.227
‫- و توی یکی دیگه از سلول‌ها ایزارو آگوایر.
‫- بله

00:32:05.311 --> 00:32:08.731
‫تجهیزاتی که در سلول متهم آگوایر بود...

00:32:08.939 --> 00:32:10.900
‫به درستی کار نکرد

00:32:10.983 --> 00:32:14.194
‫وسیله‌ای که توی سلول پریل فرناندز بود چرا

00:32:14.278 --> 00:32:17.239
‫و با اجازه‌ی دادگاه،
‫جناب قاضی، ما می‌خوایم...

00:32:17.323 --> 00:32:23.913
‫چیزی که توی دفترچه‌ی مدارک هشت
‫صفحه‌ی 57 هست رو ارائه کنیم

00:32:23.996 --> 00:32:25.164
‫عزیزم!

00:32:26.290 --> 00:32:27.124
‫تو...

00:32:28.500 --> 00:32:30.336
‫وقتی که با..

00:32:31.337 --> 00:32:34.048
‫گفتی یه مرگ اتفاقی بوده؟

00:32:35.591 --> 00:32:36.508
‫هان؟

00:32:37.426 --> 00:32:38.802
‫وقتی که با...

00:32:40.220 --> 00:32:43.557
‫بهشون گفتی که یه مرگ اتفاقی بوده؟

00:32:45.893 --> 00:32:48.896
‫می‌دونی چرا به من اتهام
‫قتل زدن؟

00:32:50.522 --> 00:32:53.442
‫می‌دونی چرا به من اتهام
‫قتل زدن؟

00:32:55.402 --> 00:32:58.364
‫چون تو گفتی من داخل اتاق بودم

00:33:00.491 --> 00:33:03.619
‫و من گفتم نه، که اونجا نبودم.
‫من توی اتاق نبودم

00:33:03.702 --> 00:33:05.746
‫که اولش رفته بودم توی اتاق،

00:33:05.829 --> 00:33:07.206
‫که لباس بپوشم

00:33:07.289 --> 00:33:09.833
‫بعدش من و ویرجینیا
‫رفتیم اتاق پذیرایی

00:33:11.502 --> 00:33:14.046
‫خب پریل داره ازش می‌پرسه که، می‌دونین،

00:33:14.129 --> 00:33:15.422
‫عزیزم، چی بهشون گفتی؟

00:33:15.506 --> 00:33:17.424
‫گفتی که ما توی اتاق بغلی بودیم؟

00:33:17.508 --> 00:33:19.218
‫بهشون گفتی که من توی اون اتاق بودم؟

00:33:19.301 --> 00:33:22.721
‫می‌دونین، می‌خواست مطمئن بشه
‫داستان‌شون مطابقت داره

00:33:24.056 --> 00:33:26.225
‫اما اونا در مورد شکنجه
‫چیزی نمی‌دونن

00:33:26.892 --> 00:33:30.813
‫اونا می‌گن چطور اینجوری شده
‫چطوری اونجوری شده؟

00:33:31.146 --> 00:33:36.514
‫و، می‌دونی، منم گفتم،
‫اون قبول کرده که از دوچرخه‌اش افتاده پایین

00:33:38.237 --> 00:33:40.435
‫یادت میاد اون سری رو
‫که از دوچرخه افتاده بود؟

00:33:42.228 --> 00:33:43.688
...یهو همه چی

00:33:43.771 --> 00:33:46.774
شکل جنسی به خودش گرفت

00:33:47.358 --> 00:33:49.944
...اینجور به نظر میومد که انگار

00:33:50.111 --> 00:33:53.865
داشت کاری می‌کرد که ارضا بشه

00:33:54.877 --> 00:33:57.046
‫باید از تخیلت استفاده کنی

00:33:57.129 --> 00:34:00.758
‫یادته وقتی روی تخت دراز کشیده بودم
و با اونجام ور می‌رفتم؟

00:34:02.843 --> 00:34:04.804
‫و تو ازم فیلم گرفتی؟

00:34:06.305 --> 00:34:07.681
‫یادته؟

00:34:10.309 --> 00:34:12.394
‫به محض اینکه پریل و ایزارو دستگیر شدن،

00:34:12.478 --> 00:34:15.189
‫پلیس چیزای زیادی رو...

00:34:15.272 --> 00:34:16.107
‫از خونه‌شون ضبط کرد

00:34:16.607 --> 00:34:20.402
‫و همچنین چیزایی رو از توی
‫گوشی‌شون پیدا کرد،

00:34:20.486 --> 00:34:22.071
‫و پیام‌هاشون بررسی کردن

00:34:24.782 --> 00:34:27.159
‫بنظر میاد که اونا باهم...

00:34:27.243 --> 00:34:28.202
‫یجورایی...

00:34:28.702 --> 00:34:32.581
‫از این بچه سوء‌استفاده می‌کردن

00:34:33.916 --> 00:34:35.292
‫15 آوریل،

00:34:35.376 --> 00:34:37.753
‫تونی: "داری چیکار می‌کنی عزیزم؟"

00:34:38.420 --> 00:34:40.131
‫پریل: "هنوزم اینجا با گب هستم"
[گب = گابریل]

00:34:40.631 --> 00:34:43.634
‫تونی: "هنوزم به نتیجه نرسیدی؟
‫اوضاعش خیلی بی‌ریخته"

00:34:44.468 --> 00:34:45.302
‫7 می،

00:34:45.386 --> 00:34:48.597
‫تونی: "دوستت دارم عزیزم.
‫اینقدر بهش توجه نکن"

00:34:49.098 --> 00:34:51.725
‫پریل: "نمی‌کنم. ولی دردناکه"

00:34:52.101 --> 00:34:55.604
‫تونی: "می‌دونم، برای همین بهت گفتم
‫ردیفش می‌کنم"

00:34:56.397 --> 00:34:57.356
‫9 می،

00:34:57.439 --> 00:34:59.525
‫تونی: "داری چیکار می‌کنی، عزیزم؟"

00:34:59.775 --> 00:35:02.444
‫پریل: "دارم به پرونده‌های قتل نگاه می‌کنم.
‫و تو چی عزیزم؟"

00:35:03.487 --> 00:35:06.365
‫می‌تونی بفهمی که یه اتفاقی
‫داشته می‌افتاده...

00:35:06.448 --> 00:35:08.826
‫از لحاظ هماهنگی‌ها

00:35:09.994 --> 00:35:13.789
‫می‌دونی، اگه یکی‌شون رو حذف کنی
‫این اتفاق می‌افتاده؟

00:35:15.833 --> 00:35:18.460
‫هر دو این کار رو کردن،
‫هر دو آزارش دادن

00:35:20.087 --> 00:35:21.714
‫اون کسی بوده که این کار رو کرده

00:35:21.797 --> 00:35:23.424
‫اون کسی بوده که کتکش زده

00:35:24.216 --> 00:35:28.345
‫کی سوزونده‌تش،
‫کی اون کارها رو کرده، شکنجه دادن رو؟

00:35:28.888 --> 00:35:32.975
‫خود شکنجه، می‌دونین،
‫سوزوندن و تفنگ بادی؟

00:35:33.756 --> 00:35:36.425
و من حس می‌کنم
که کار پریل بوده

00:35:37.927 --> 00:35:39.887
...اون بود که

00:35:40.805 --> 00:35:42.390
...توانایی این رو داشت

00:35:43.307 --> 00:35:45.601
...این مرض رو داشت که

00:35:45.685 --> 00:35:48.729
می‌خواستن تا رنج کشیدن یک نفر رو ببینن

00:35:58.514 --> 00:36:02.935
‫کارمن ل نورجنت،
‫کسی که توی بخش کودکان آنتلوپ ولی بود

00:36:03.019 --> 00:36:06.731
‫پریل و گابریل رو ملاقات کرده،

00:36:06.814 --> 00:36:09.609
‫به عنوان بخشی از فعالیت داوطلبانه‌ی
‫حفاظت از بنیان خانواده،

00:36:09.692 --> 00:36:11.944
‫یه بنیاد خدماتیِ حمایتیه

00:36:12.570 --> 00:36:16.199
‫خب، کارمن ل نورجنت،
‫خانواده رو دیده،

00:36:16.282 --> 00:36:18.993
‫و همه چیز بنظر خوب میاد

00:36:19.076 --> 00:36:20.828
‫و درست زمانی که داره می‌ره،

00:36:20.912 --> 00:36:23.706
‫پریل می‌گه، یه چیز دیگه هست
‫که می‌خوام نشونت بدم

00:36:23.789 --> 00:36:26.542
‫و می‌ره اتاق پشتی و یه نامه میاره

00:36:28.085 --> 00:36:31.047
‫یه یادداشت خودکشی بوده، اما چند تا
‫یادداشت کوچولوی دیگه هم بوده

00:36:31.130 --> 00:36:32.798
‫در کل سه چهار تا بوده

00:36:33.591 --> 00:36:35.384
‫پریل این یادداشت‌ها رو می‌ده به...

00:36:35.468 --> 00:36:39.805
‫کارل ل نورجنت موقعی
‫که داشته خونه رو ترک می‌کرده

00:36:39.889 --> 00:36:41.265
‫کارمن واقعاً نگران می‌شه

00:36:41.349 --> 00:36:43.184
‫با خط ویژه‌ی حمایت
‫از کودکان تماس می‌گیره

00:36:45.144 --> 00:36:48.147
‫خط ویژه‌ی حمایت از کودکان. جین همیلتون هستم،
‫چطور می‌تونم کمک‌تون کنم؟

00:36:48.231 --> 00:36:51.150
‫سلام، اسم من کارمنه، و من یه مشاوره‌ی خانگی‌ام
‫[87 روز پیش از مرگ گابریل]

00:36:51.234 --> 00:36:52.318
‫- خب.
‫- و...

00:36:52.401 --> 00:36:55.529
‫یه بچه‌ی 6 ساله به اسم گابریل هست،

00:36:55.613 --> 00:36:57.698
‫و مادرش نوشته‌ای رو نشونم داده
‫که اون توش نوشته،

00:36:57.782 --> 00:36:59.492
‫می‌خواسته خودش رو بکشه

00:36:59.575 --> 00:37:01.452
‫و وقتی ازش پرسیدم،

00:37:01.535 --> 00:37:05.206
‫می‌خواد این کار رو امروز انجام بده
‫گفت، آره

00:37:06.165 --> 00:37:07.875
‫اونا شروع کردن به سوال پرسیدن

00:37:08.751 --> 00:37:11.921
‫می‌خواستن بدونن اقدام
‫خودکشی واقعی بوده

00:37:12.797 --> 00:37:14.882
‫ازش می‌پرسن نقشه‌ای هم داره،

00:37:15.174 --> 00:37:18.844
‫آیا، می‌دونین، بخواد عمداً به
‫خودش آسیب بزنه

00:37:19.595 --> 00:37:21.847
‫اما از گابریل نمی‌پرسن.
‫از پریل می‌پرسن

00:37:21.931 --> 00:37:24.350
‫مشکلی نداره اگه
‫تلفن رو بدم به مادرش؟

00:37:24.433 --> 00:37:26.018
‫خیلی خب، گوشی رو نگه دار

00:37:26.352 --> 00:37:27.186
‫سلام؟

00:37:27.270 --> 00:37:30.022
‫خب،گفتین یادداشت‌هایی که
‫پسرتون نوشته رو دیدین

00:37:30.106 --> 00:37:30.982
‫کی بوده؟

00:37:31.065 --> 00:37:34.235
‫- پریروز بود.
‫- چطور یادداشت‌ها به دستت رسیده؟

00:37:34.360 --> 00:37:36.654
‫بچه‌ی بزرگم...

00:37:36.737 --> 00:37:39.699
‫بهم نشونش داد. گفت، مامان،
‫ببین گابریل چی نوشته

00:37:40.074 --> 00:37:43.661
‫خب توی این هفته اتفاق بدی نیفتاده،

00:37:43.744 --> 00:37:46.205
‫که هیچ رفتار غیرعادی‌ای ببینی؟

00:37:46.289 --> 00:37:47.123
‫نه

00:37:47.615 --> 00:37:49.950
‫اون بنظر خیلی راحت بود،
‫چون باهوشه

00:37:50.034 --> 00:37:52.244
‫و خیلی مرتبطه با،

00:37:52.328 --> 00:37:55.080
‫درگیریش با دی‌سی‌اف‌س
‫در این طول سال‌ها‌

00:37:55.164 --> 00:37:57.541
‫و فقط همین هشت ماه رو با گابریل نبوده

00:37:57.625 --> 00:37:58.792
‫خیلی بیشتر از این حرفا بوده

00:37:58.876 --> 00:38:01.420
‫یاد گرفته چطوری باهاشون
‫برخورد کنه و چی بگه

00:38:02.129 --> 00:38:04.340
‫شما در مورد یادداشت باهاش حرف زدین؟

00:38:04.423 --> 00:38:07.968
‫آره. حرف زدیم،
‫و اون، همین الان،

00:38:08.344 --> 00:38:09.803
‫تراپیست داشت پای
‫تلفن باهاش حرف می‌زد

00:38:09.887 --> 00:38:13.516
‫اون گفت چون اخیراً،
‫می‌خواسته بره پیش مامانم

00:38:14.350 --> 00:38:16.894
‫می‌خواد بره پیش مامان‌تون؟

00:38:16.977 --> 00:38:19.271
‫پریل می‌‌گه، نه، حقیقتش می‌دونین چیه،

00:38:19.355 --> 00:38:21.690
‫فکر می‌کنم،
‫نیاز به توجه داره

00:38:21.774 --> 00:38:23.526
‫اون قبلاً خونه‌ی مامانم زندگی می‌کرد

00:38:23.609 --> 00:38:25.110
‫می‌خواد برگرده اونجا

00:38:25.194 --> 00:38:27.154
‫و برای همین این یادداشت رو نوشته

00:38:27.780 --> 00:38:30.157
‫خب الان که داریم
‫حرف می‌زنیم چیکار می‌کنه؟

00:38:30.241 --> 00:38:32.034
‫- خوبه.
‫- بنظر نمیاد...

00:38:32.117 --> 00:38:35.704
‫خطر آنی انجام
‫همچین کاری باشه، درسته؟

00:38:35.788 --> 00:38:38.249
‫نه. فکر کنم اگه می‌خواست کاری بکنه،

00:38:38.332 --> 00:38:39.833
‫خیلی وقت پیش این کار رو کرده بود

00:38:39.917 --> 00:38:42.336
‫درسته. و یه هفته و نیم می‌گذره
‫از زمانی که نوشته رو...

00:38:42.419 --> 00:38:44.672
‫- دو هفته شده.
‫- خیلی خب

00:38:44.755 --> 00:38:47.216
‫خب، کل چیزی که به من می‌گه
‫اینه که می‌خواد...

00:38:47.299 --> 00:38:48.259
‫بره پیش مامان‌بزرگش

00:38:48.342 --> 00:38:51.136
‫و متاسفه که منو توی این وضع قرار داده

00:38:52.346 --> 00:38:55.933
‫برام عجیبه که پریل اینو به
‫کارمن نشون می‌ده...

00:38:56.016 --> 00:38:57.184
‫وقتی داشته می‌رفته

00:38:57.601 --> 00:39:00.521
‫اون هرگز سعی نکرد به گابریل کمک کنه

00:39:00.604 --> 00:39:02.273
‫و حالا چرا،

00:39:02.356 --> 00:39:04.984
‫داری چیزی رو به کارمن
‫نشون می‌دی که بهش کمک کنی؟

00:39:05.404 --> 00:39:09.283
‫شادی پریل داشته
‫طرحی می‌ریخته اینطوری که...

00:39:09.700 --> 00:39:11.410
‫"ببینین این یادداشت‌های خودکشیشه"

00:39:11.493 --> 00:39:13.245
‫چون توی ذهنش داره فکر می‌کنه،

00:39:13.329 --> 00:39:15.539
‫قراره از شرش خلاص بشن

00:39:19.460 --> 00:39:22.504
‫می‌دونم که حقیقت
‫جالب‌ترین داستانه،

00:39:22.588 --> 00:39:25.591
‫و اینم می‌دونم
‫که حقیقت خیلی پیچیده‌اس، خب؟

00:39:25.674 --> 00:39:28.010
‫و خب اگه بخوام
‫به حقیقت این داستان برسم،

00:39:28.093 --> 00:39:30.012
‫نمی‌تونه همینطور ظاهری باشه

00:39:30.095 --> 00:39:34.516
‫این دوتا آدم شیطانن و
‫این بچه رو به قتل رسوندن،

00:39:34.600 --> 00:39:37.686
‫خب، فاکتورهای مداخله کننده
‫توی این وضعیت چی هستن؟

00:39:38.729 --> 00:39:40.773
‫چطور این اتفاق افتاده؟

00:39:42.816 --> 00:39:44.651
‫می‌تونین، شاهد بعدی رو فرابخونید

00:39:45.110 --> 00:39:46.695
‫دادستان جنیفر گارسیا رو فرامی‌خونه

00:39:53.118 --> 00:39:54.161
‫بین اکتبر 2012...

00:39:54.244 --> 00:39:56.747
‫و می 2013، کجا کار می‌کردین؟

00:39:57.206 --> 00:39:58.916
‫مدرسه‌ی ابتداییِ سامرویند

00:39:59.416 --> 00:40:01.543
‫- هنوزم اونجا کار می‌کنین؟
‫- بله

00:40:02.419 --> 00:40:04.671
‫- هنوزم توی مقطع اول تدریس می‌کنین؟
‫- آره

00:40:15.808 --> 00:40:17.518
‫اولین بار گابریل رو وقتی که...

00:40:17.601 --> 00:40:20.187
‫منو به دفتر خواستن دیدم،
‫و اونا گفتن یه دانش‌آموز جدید داری

00:40:20.396 --> 00:40:23.232
‫و گفتن، "می‌خوای بیای پدر و
‫مادرش رو هم ببینی؟"

00:40:24.274 --> 00:40:25.651
‫خب، من خودم رو بهشون معرفی کردم،

00:40:25.734 --> 00:40:27.653
‫به صورت ذهنی برام اینطوری بود که،

00:40:27.736 --> 00:40:29.863
‫نمی‌خوام باهاشون در بیفتم

00:40:30.823 --> 00:40:33.033
‫بنظر آدمای ترسناکی می‌اومدن

00:40:53.178 --> 00:40:56.765
‫اولین حادثه‌ای که من توسطش آگاه شدم
‫یه چیزی عادی نیست...

00:40:56.849 --> 00:40:58.851
‫این بود که اون شروع کرد
‫چند تا سوال ازم پرسیدن

00:40:59.601 --> 00:41:02.855
‫"این عادیه که مامانت با کمربند کتکت بزنه؟"

00:41:03.439 --> 00:41:05.190
‫منم گفتم، "خب، آره، می‌دونی،

00:41:05.274 --> 00:41:06.608
‫بعضی پدر و مادرها این کار رو می‌کنن"

00:41:07.818 --> 00:41:11.780
‫و اون گفت، می‌دونی،
‫اما طبیعیه خونریزی کنی؟

00:41:15.200 --> 00:41:19.163
‫و فکر کنم اونجا بودش که
‫فهمیدم باید بعد از مدرسه...

00:41:19.246 --> 00:41:20.914
‫به خط ویژه زنگ بزنم،
‫و همین کار رو کردم

00:41:23.542 --> 00:41:26.628
‫ممنون که پشت خط موندین. استیو رید هستم.
‫چطور می‌تونم کمک‌تون کنم؟

00:41:26.879 --> 00:41:30.340
‫سلام، خب، من می‌خوام بدونم
‫باید گزارشی بدم یا نه

00:41:30.424 --> 00:41:32.509
‫- آیا ملزم به دادن این گزارش هستین؟
‫- آره

00:41:32.593 --> 00:41:35.554
‫خیلی خب. می‌خواین اول با من چک کنین
‫ببینین قابل گزارش هست یا نه؟

00:41:35.637 --> 00:41:37.806
‫آره. من یه معلمم،

00:41:37.890 --> 00:41:40.851
‫و یه دانش‌آموزی اومد
‫پیش من و بهم گفت...

00:41:41.268 --> 00:41:43.937
‫که مامانش با کمربند کتکش می‌زنه

00:41:44.021 --> 00:41:46.690
‫و گفت، طبیعیه با کمربند بزننت؟

00:41:46.899 --> 00:41:51.069
‫و من گفتم، خب، نمی‌دونم،
‫می‌دونی. دیگه چی شده؟

00:41:51.153 --> 00:41:54.364
‫و اون گفت، خب، گاهی وقتا
‫مامانم منو تا سر حد خونریزی کردن کتک می‌زنه

00:41:54.448 --> 00:41:57.284
‫و من گفتم، کجات خونریزی می‌کنه،
‫و اون گفتش که پشتم،

00:41:57.367 --> 00:41:58.619
‫چون منو با کمربند کتک می‌زنه

00:41:58.702 --> 00:42:00.871
‫و گفتش که، می‌دونین
‫با اون قسمتی که آهن داره

00:42:00.954 --> 00:42:02.956
‫می‌دونین، اونجا

00:42:03.040 --> 00:42:05.125
‫خیلی خب. یه لحظه صبر کنین

00:42:05.209 --> 00:42:07.336
‫بله، این قابل گزارشه

00:42:10.130 --> 00:42:14.593
‫کسی اون روز یا روز بعد
‫با شما تماس نگرفت،

00:42:15.177 --> 00:42:16.053
‫می‌دونین،

00:42:16.136 --> 00:42:19.014
‫بگن که پرونده‌ای تشکیل دادن،
‫یا... چی یادتونه؟

00:42:19.097 --> 00:42:20.849
‫بله، یه تماسی با من گرفته شد،

00:42:21.016 --> 00:42:24.561
‫از سمت کسی که خودش رو
‫استفانی رودریگز معرفی کرد،

00:42:24.811 --> 00:42:27.272
‫و گفت که پرونده بهش سپرده شده

00:42:29.566 --> 00:42:32.194
‫استفانی یه مددکار اورژانسی بود،

00:42:32.277 --> 00:42:34.446
‫که به یه ناظری جواب می‌داد،

00:42:34.780 --> 00:42:38.075
‫و عملاً توی اون دپارتمان تازه‌کار بود

00:42:39.117 --> 00:42:41.870
‫متاسفانه، این یکی از...
‫[شلبی دارلین استار، مددکار اجتماعی]

00:42:42.329 --> 00:42:44.456
‫کارهای غیرهوشمندانه‌ایه
‫که اون دپارتمان انجام می‌ده

00:42:44.915 --> 00:42:47.543
‫اونا مددکارهای جدید رو
‫برای بخش اورژانس می‌ذارن،

00:42:47.626 --> 00:42:51.338
‫که احتمالاً یکی از مهم‌ترین
‫بخش‌ها توی اون آژانسه،

00:42:51.421 --> 00:42:54.216
‫چون تو اولین کسی هستی
‫که توی صحنه حاضر می‌شی

00:42:54.299 --> 00:42:56.134
‫شما اولین کسی هستین که باید...

00:42:56.218 --> 00:42:58.387
‫هر اتفاقی توی اون خانواده
‫می‌افته رو بررسی کنین

00:42:58.470 --> 00:43:01.890
‫توی اورژانس باید کسایی باشن
‫که مدتی تجربه داشته باشن،

00:43:01.974 --> 00:43:04.184
‫کسایی که سیستم رو می‌شناسن،
‫کسایی که...

00:43:04.268 --> 00:43:07.938
‫بتونن جلوی این خانواده‌ها وایسن،
‫و این کارها رو انجام بدن

00:43:08.730 --> 00:43:11.024
‫تا جایی که من می‌دونم،
‫استفانی کارمند خوبی بود

00:43:11.108 --> 00:43:12.818
‫من چیز بدی در موردش نمی‌دونم

00:43:12.901 --> 00:43:14.695
‫چیز بدی نمی‌تونم بهتون بگم

00:43:14.778 --> 00:43:19.658
‫یه بچه‌ای که از معلمش می‌پرسه که
‫آیا طبیعیه که با بخش فلزی کمربند کتک بخوری،

00:43:19.741 --> 00:43:23.662
‫حتماً باید با بخش تماس گرفته بشه،
‫که معلم این کار رو کرده

00:43:24.204 --> 00:43:28.458
‫اگه به درستی تحقیقات انجام می‌شد،
‫و خدمات به نحو احسن انجام می‌شد،

00:43:28.542 --> 00:43:32.713
‫ممکن بود به قدم بعدی
‫و جراحات بعدش نرسیم

00:43:32.796 --> 00:43:33.922
‫به عنوان یه مددکار،

00:43:34.298 --> 00:43:37.884
‫یه مددکار با تجربه یا یه ناظر، وظایفی داره...
‫[فیلیپ بونینگ، مدیر سابق دی‌ای‌اف‌اس]

00:43:37.968 --> 00:43:39.803
‫تا بچه رو پیش یه دکتر ببره

00:43:39.886 --> 00:43:43.348
‫که اون بچه رو به یه پرستار نشون بده.
‫که تاییدیه‌ی سوم شخص بگیره

00:43:43.432 --> 00:43:47.853
‫و این توقعیه که شکی در موردش نیست

00:43:50.022 --> 00:43:54.651
‫من یه دکتر آزار و اذیت کودکانم،
‫که در دوره‌ای این کار رو انجام دادم،

00:43:54.735 --> 00:43:57.279
‫که برنامه‌ی آموزشی‌ای...
‫[آسترید هپنستال، مدیر بخش تحقیقات خشونت خانگی]

00:43:57.362 --> 00:43:58.655
‫در زمینه‌ی آزار و اذیت کودکان نبود

00:43:58.739 --> 00:44:00.657
‫اما من توسط...

00:44:00.907 --> 00:44:03.910
‫رئیس مرکز پزشکی یواس‌سی
‫انتخاب شدم،

00:44:03.994 --> 00:44:07.497
‫تا یه برنامه‌ای در مورد موضوع آزار اذیت کودکان تبیین کنم،
‫که به مشکلات زیادی خورده بود

00:44:08.248 --> 00:44:10.250
‫خب، من گفتم، ما سیستمی رو درست می‌کنیم

00:44:10.334 --> 00:44:12.919
‫که اولین شاخه‌اش همینجا،
‫در مرکز پزشکی شروع بشه

00:44:13.295 --> 00:44:14.671
‫ایده این بود که...

00:44:14.755 --> 00:44:16.131
‫ما هر بچه‌ای که...

00:44:16.214 --> 00:44:19.551
‫توی این بخشه رو ملاقات کنیم،
‫مهم هم نیست چی باشه

00:44:20.052 --> 00:44:22.512
‫24 ساعت، 7 روز هفته،

00:44:22.596 --> 00:44:23.680
‫ما همیشه خواهیم بود

00:44:23.972 --> 00:44:26.350
‫و بعد، دی‌سی‌اف‌اس رو حمایت می‌کنیم

00:44:26.725 --> 00:44:30.395
‫وقتی که مددکار اجتماعی کنار زده شد
‫کاری که باید در مورد این بچه کرد...

00:44:30.854 --> 00:44:32.648
‫اینه که بیاریدش من ببینم

00:44:33.231 --> 00:44:36.902
‫نمی‌خوام اشتباهی کنین که نتیجه‌اش
‫مرگ یه بچه باشه،

00:44:37.152 --> 00:44:38.862
‫یا از پدر و مادرش دور بشه

00:44:38.945 --> 00:44:42.324
‫و خب مددکارهای اجتماعی
‫می‌دونستن همکاری دارن

00:44:42.407 --> 00:44:44.660
‫چیزایی که زندگی
‫گابریل رو نجات می‌داد

00:44:45.619 --> 00:44:49.665
‫مثل زمانی که یه گزارشگر مکلف،
‫مثل یه معلم، پرونده رو گزارش می‌کنه،

00:44:50.332 --> 00:44:54.294
‫شما باید حتماً ببرین تا ببیننش

00:44:55.921 --> 00:44:57.714
‫اگه یافته‌های جسمانی‌ای باشه،

00:44:57.798 --> 00:44:59.049
‫بچه باید بازرسی بشه

00:44:59.132 --> 00:45:00.509
‫کار ما دقیقاً همینه

00:45:00.592 --> 00:45:02.260
‫برای همینه که می‌خوایم
‫حضور داشته باشیم

00:45:03.428 --> 00:45:05.639
‫اگه گابریل با یه
‫مرکز پزشکی در ارتباط بود،

00:45:06.014 --> 00:45:09.184
‫احتمالاً زندگیش رو نجات می‌داد
‫[گرت ترلوف، خبرنگار پیشین لس آنجلس تایمز]

00:45:09.267 --> 00:45:11.603
‫توی اون قطع،
‫جراحات خیلی جدی‌ای داشت

00:45:11.687 --> 00:45:14.898
‫یه دکتر حتماً متوجه می‌شد
‫اون قربانی یه مورد...

00:45:14.981 --> 00:45:16.149
‫آزار و اذیت جدیِ کودکانه

00:45:16.233 --> 00:45:19.194
‫مددکارهای اجتماعی‌ای
‫که در مورد گابریل فرناندز بکار گرفته شدن...

00:45:19.277 --> 00:45:21.613
‫این دست برتری رو داشتن،

00:45:21.697 --> 00:45:25.075
‫و در عین حال در هیچ لحظه‌ای،
‫هیچ حکمی نگرفتن،

00:45:25.158 --> 00:45:27.035
‫که پریل رو مجبور کنه
‫که به اونجا ببرتش

00:45:43.615 --> 00:45:46.577
واو -
من شیش تا رفتم -

00:45:46.660 --> 00:45:47.786
...یک، دو

00:45:47.911 --> 00:45:49.747
من همکلاسی گابریل بودم

00:45:50.038 --> 00:45:51.498
...و

00:45:53.292 --> 00:45:54.543
همیشه با من مهربون بود

00:45:55.085 --> 00:45:56.879
دوستم بود

00:45:58.922 --> 00:45:59.798
...اون

00:45:59.882 --> 00:46:01.717
‫مهربون، دوست داشتنی بود

00:46:03.552 --> 00:46:04.678
‫اون...
‫[کایرا مور، 12 ساله. دوست گابریل]

00:46:06.722 --> 00:46:08.849
‫همیشه توی کلاس شاگرد اول می‌شد

00:46:08.974 --> 00:46:10.517
‫- شاگرد زنگ بود؟
‫- آره

00:46:10.601 --> 00:46:12.603
‫جایزه هم گرفت

00:46:13.897 --> 00:46:16.900
‫فکر کنم جایزه‌ی خوانش بود

00:46:17.776 --> 00:46:19.319
‫بغل من وایساده بود

00:46:20.696 --> 00:46:23.449
‫خوشحال بود،
‫خیلی خوشحال بود

00:46:24.575 --> 00:46:26.994
‫اما بعدش حس بدی براش داشتم چون،

00:46:27.369 --> 00:46:29.288
‫گفت که مامانش
‫نمی‌تونه بیاد

00:46:30.372 --> 00:46:31.206
‫اما...

00:46:31.540 --> 00:46:33.876
‫ناراحتش نکرده بود،
‫بازم خوشحال بود

00:46:35.711 --> 00:46:36.545
‫خب، انگار...

00:46:36.628 --> 00:46:39.339
‫حداقل تونسته یه کاری بکنه

00:46:43.969 --> 00:46:46.013
‫با بقیه خوب بود

00:46:47.055 --> 00:46:49.099
‫مخصوصاً دانش‌آموزهایِ توی کلاس

00:46:54.772 --> 00:46:55.606
‫اما...

00:46:55.856 --> 00:46:57.399
‫این تا وقتی بود...

00:46:58.650 --> 00:47:00.736
‫که شروع کرد به غیبت کردن،

00:47:00.819 --> 00:47:02.321
‫و می‌گفت،

00:47:02.988 --> 00:47:05.199
‫به، بچه‌های توی کلاس،

00:47:05.491 --> 00:47:06.325
‫که...

00:47:06.742 --> 00:47:08.786
‫دوست‌پسر مادرش اونو کُتک می‌زنه

00:47:11.455 --> 00:47:13.582
‫و اون موقعی بود که شروع کرد...

00:47:13.665 --> 00:47:16.627
‫یکم بدجنس شدن،
‫بخاطر اتفاقی که داشت می‌افتاد

00:47:17.669 --> 00:47:20.547
‫اما منظورم این نبود که
‫قلدری می‌کرد یا همچین چیزی،

00:47:20.631 --> 00:47:23.550
‫اما اینطوری بود که... بد اخلاق شده بود

00:47:26.178 --> 00:47:28.972
‫من متوجه شدم هر جایی می‌بردمش،
‫اتفاقاتی می‌افتاد

00:47:29.807 --> 00:47:32.518
‫یه بار، مشخصاً یادمه بهش گفتم،
‫"می‌تونی اون مداد رو برداری؟"

00:47:32.601 --> 00:47:35.729
‫و اون داد زد،
‫"اون مداد من نیست!" و عصبانی شد

00:47:35.813 --> 00:47:38.649
‫و من گفتم، "باشه، بیخیال"
‫خودم برش‌ داشتم. گفتم، "مشکلی نیست"

00:47:40.108 --> 00:47:43.111
‫یادمه یه باری بیرون
‫داشت به دیوار لگد می‌زد

00:47:43.695 --> 00:47:45.322
‫ناراحت بود...

00:47:45.405 --> 00:47:48.367
‫یه چیزی که نشون دهنده‌ی
‫این بود که خیلی عصبانیه

00:47:57.876 --> 00:47:59.711
‫یه روزی اومد توی کلاس،

00:48:00.087 --> 00:48:02.673
‫و یه مشت مو دستش بود
‫که انگار کوتاه کرده بود،

00:48:02.756 --> 00:48:04.758
‫به شکل تصادفی،
‫توی سراسر سرش

00:48:05.300 --> 00:48:06.426
‫و بعد زیرش...

00:48:06.510 --> 00:48:08.929
‫توی هر تیکه،
‫جاهای خونی بود،

00:48:09.012 --> 00:48:10.806
‫که در حال خشک شدن بود،
‫و پوسته پوسته شده بود

00:48:16.019 --> 00:48:18.355
‫خانم گارسیا،
‫می‌تونین اون...

00:48:18.438 --> 00:48:19.690
‫عکس رو ببینین؟

00:48:20.065 --> 00:48:20.899
‫بله

00:48:21.191 --> 00:48:23.610
‫حداقل کمی از اون مدل مو،

00:48:23.694 --> 00:48:26.488
‫که توی اون عکس
‫به تصویر کشیده شده، بنظرتون مطابقت داره...

00:48:26.572 --> 00:48:28.615
‫با اون مدل مویی که از
‫گابریل حدود...

00:48:28.699 --> 00:48:30.909
‫- 29 نوامبر 2012 دیده بودین؟
‫- بله

00:48:31.493 --> 00:48:33.495
‫هیچ خراش یا چیزی روی
‫سرش دیدین،

00:48:33.579 --> 00:48:36.081
‫با توجه به نبودن موهاش،
‫یا همچین چیزی رو یادتون میاد؟

00:48:36.164 --> 00:48:39.042
‫بله، جراحات زیادی زیر
‫بخش‌های اصلاح شده بود...

00:48:39.126 --> 00:48:40.961
‫خیلی کوتاه و...

00:48:41.211 --> 00:48:43.463
‫یه زخم بزرگ نزدیک گوشش بود

00:48:44.464 --> 00:48:47.634
‫و این عکس یجورایی نشون دهنده‌ی
‫یه لب باد کرده‌اس

00:48:47.718 --> 00:48:49.928
‫- بله.
‫- همچین چیزی رو حول و حوش...

00:48:50.012 --> 00:48:52.097
‫- اون تاریخ 29 نوامبر داشت؟
‫- بله

00:48:53.432 --> 00:48:55.642
‫از گابریل پرسیدین؟
‫گابریل بهتون گفت که...

00:48:56.602 --> 00:48:57.853
‫چه اتفاقی برای لبش افتاده؟

00:48:58.478 --> 00:49:01.273
‫بله. گفت مامانش با مُشت زده
‫توی صورتش

00:49:07.112 --> 00:49:09.031
‫مدیر رو صدا کردم بیاد توی کلاس

00:49:09.114 --> 00:49:10.574
‫خواستم گابریل بیاد دم در،

00:49:11.199 --> 00:49:13.702
‫و گفتم، "بیا اینجا،"
‫و داشتم به مدیر می‌گفتم...

00:49:13.785 --> 00:49:15.954
‫"باید ببینی، می‌تونیم عکس بگیریم؟"

00:49:16.038 --> 00:49:17.831
‫اون یه لحظه وایساد و گفت،

00:49:17.915 --> 00:49:19.917
‫"بشین پسرم، بشین"

00:49:20.918 --> 00:49:24.504
‫و بعدش گفت، می‌دونی،
‫"ما تحقیقی نمی‌کنیم، این تحقیق کردنه"

00:49:24.588 --> 00:49:25.756
‫ما این کار رو نمی‌کنیم

00:49:26.089 --> 00:49:28.675
‫می‌دونی، "اگه چیزی ببینیم،
‫فقط گزارش می‌کنیم"

00:49:28.759 --> 00:49:30.052
‫اما تحقیقی نمی‌کنیم

00:49:32.304 --> 00:49:34.640
‫بعد از اون دیگه ازش
‫کمکی نخواستم

00:49:37.184 --> 00:49:40.228
‫توی اون زمان،
‫به استفانی رودریگز زنگ زدم

00:49:40.646 --> 00:49:44.274
‫بهش گفتم، می‌دونین،
‫هر چیزی که در مورد مدل مو دیده بودم،

00:49:44.358 --> 00:49:45.359
‫با لب باد کرده

00:49:46.026 --> 00:49:47.444
‫اون چیز زیادی نگفت

00:49:48.278 --> 00:49:49.988
‫شاید چیزایی که من گفتم رو
‫تکرار کرد،

00:49:50.072 --> 00:49:51.615
‫و بعدش فقط گفت...

00:49:51.907 --> 00:49:52.783
‫"باشه"

00:49:52.908 --> 00:49:55.786
‫اینطوری که، می‌دونین،
‫فقط داشت اطلاعات رو می‌گرفت

00:50:01.875 --> 00:50:04.878
‫این وقتی بود که گابریل از تمام
‫بچه‌ها جدا شده بود

00:50:04.962 --> 00:50:06.880
‫نمی‌خواست بره بیرون و بازی کنه

00:50:12.386 --> 00:50:14.346
‫یجورایی وامیستاد. من می‌گفتم،
‫"کمکی می‌خوای؟"

00:50:14.429 --> 00:50:15.764
‫و بعدش یه کارهایی
‫بهش می‌دادم انجام بده

00:50:22.688 --> 00:50:25.315
‫روزهایی بود که نمی‌خواست
‫بره خونه

00:50:25.440 --> 00:50:28.318
‫نمی‌خواست سوار اتوبوس بشه.
‫داد می‌زد،

00:50:28.402 --> 00:50:29.861
‫"نمی‌خوام برم"

00:50:33.865 --> 00:50:36.702
‫بهم می‌گفت،
‫"می‌شه به اون خانم زنگ بزنی؟"

00:50:37.577 --> 00:50:40.580
‫و من می‌گفتم...
‫هرگز بهش نگفتم به اون خانم زنگ زدم

00:50:40.956 --> 00:50:43.750
‫خب، دو تا چیز توی ذهنم می‌گذشت،
‫یکیش این که...

00:50:43.834 --> 00:50:46.503
‫استفانی رودریگز رفته اونجا

00:50:47.587 --> 00:50:50.048
‫چون اون می‌دونست، اون زن کیه

00:50:51.091 --> 00:50:54.970
‫و دومیش، می‌دونین، اون ازم می‌خواست
‫بهش زنگ بزنم، که انگار کمکی می‌کنه

00:51:00.600 --> 00:51:03.311
‫چیز بعدی که اتفاق افتاد،
‫این بود که اومد مدرسه

00:51:04.604 --> 00:51:05.897
‫دیر رسید سر کلاس،

00:51:06.398 --> 00:51:09.151
‫و همه نگاش کردیم،
‫و تمام بچه‌ها شوکه شده بودن

00:51:09.985 --> 00:51:12.529
‫وحشتناک شده بود

00:51:13.989 --> 00:51:16.366
‫چشماش ورم کرده بود...

00:51:17.075 --> 00:51:19.286
‫می‌گم شبیه گربه شده بود،
‫یجورایی،

00:51:19.369 --> 00:51:21.872
‫عجیب و غریب،
‫و کبودی‌های کوچیکی داشت،

00:51:21.955 --> 00:51:23.415
‫روی سراسر صورتش

00:51:26.501 --> 00:51:28.712
‫تا وقت استراحت صبر کردم،

00:51:29.504 --> 00:51:31.089
‫بعد صداش کردم،

00:51:31.173 --> 00:51:33.508
‫و گفتم، "چه اتفاقی افتاده؟"

00:51:33.592 --> 00:51:37.888
‫و اون گفت، "داشتم بازی
‫می‌کردم افتادم زمین،" یا همچین چیزی،

00:51:37.971 --> 00:51:41.808
‫و می‌دونستم زمین افتادن
‫این شکلی نیست

00:51:42.309 --> 00:51:43.560
‫و گفتم...

00:51:43.643 --> 00:51:44.895
‫"واقعاً چه اتفاقی افتاده؟"

00:51:45.103 --> 00:51:46.480
‫و بعدش عصبانی شد

00:51:46.563 --> 00:51:51.109
‫یادمه گفت، "مامانم با تفنگ
‫بادی توی صورتم شلیک کرد. خب؟"

00:51:51.193 --> 00:51:54.279
‫و من گفتم،
‫"خدای من!"

00:51:58.283 --> 00:52:02.662
‫و گفتم، می‌دونین، "چرا دروغ گفتی؟
‫چرا اینو بهم نگفتی؟"

00:52:02.746 --> 00:52:06.291
‫و گفت، "چون وقتی بهت می‌گم
‫و بعدش اون خانمه میاد،

00:52:06.374 --> 00:52:07.667
‫بعدش بیشتر آسیب می‌بینم"

00:52:09.544 --> 00:52:11.755
‫- اون خانمه همون مددکار اجتماعی بود.
‫- بله

00:52:11.838 --> 00:52:13.465
‫حداقل اون موقع اینطور فکر می‌کردم

00:52:15.592 --> 00:52:19.721
‫پس به شما گفت... هر باری
‫که مددکار اجتماعی می‌اومد،

00:52:19.805 --> 00:52:21.139
‫- بیشتر صدمه می‌دیده؟
‫- بله

00:52:21.598 --> 00:52:22.849
‫شما چه حسی داشتین؟

00:52:22.933 --> 00:52:25.560
‫نمی‌خواستم زنگ بزنم.
‫نمی‌دونستم باید چیکار کنم

00:52:26.144 --> 00:52:29.064
‫نمی‌دونم، نمی‌تونستم توی صورتش
‫نگاه کنم، می‌دونین...

00:52:31.733 --> 00:52:33.068
‫قادر نبودم بهش اطمینان بدم،

00:52:33.151 --> 00:52:36.238
‫که این اتفاق دوباره نمی‌افته
‫وقتی نمی‌تونم اینو بگم

00:52:36.530 --> 00:52:38.406
‫یجورایی توی موقعیت بدی
‫گیر کرده بودم بدون دونستن اینکه...

00:52:38.490 --> 00:52:40.534
‫بهترین کار چی می‌تونه باشه...

00:52:40.742 --> 00:52:41.785
‫که ازش محافظت کنم

00:52:45.622 --> 00:52:47.582
‫اون روز بعد از مدرسه،

00:52:47.999 --> 00:52:50.836
‫سخت بود، چون فکر می‌کردم
‫شاید بهتر باشه...

00:52:51.211 --> 00:52:53.004
‫دیگه زنگ نزنم

00:52:55.215 --> 00:52:56.216
‫اما زنگ زدم

00:52:56.967 --> 00:52:58.135
‫به هر حال

00:53:01.847 --> 00:53:04.891
‫معلم زنگ زده و گزارش داده
‫که اون اومده مدرسه و گفته،

00:53:04.975 --> 00:53:06.434
‫توسط اسلحه‌ی بادی بهش شلیک شده

00:53:06.518 --> 00:53:10.689
‫این از اون دفعاتی نیست که
‫یه آدم حرفه‌ای توی بحث پزشکی بخواد تحقیق کنه

00:53:10.897 --> 00:53:13.066
‫مددکار اجتماعی هیچ...

00:53:13.150 --> 00:53:15.026
‫می‌دونی، اون می‌گه اتفاق بوده

00:53:15.527 --> 00:53:17.112
‫برای همین زنه قسر در می‌ره

00:53:17.195 --> 00:53:18.572
‫حتی اگه سانحه هم بوده باشه،

00:53:18.655 --> 00:53:21.032
‫اون به توجهات پزشکی نیاز داشته

00:53:22.284 --> 00:53:25.787
‫پس هیچ تمهیداتی پزشکی‌ای در کار نبوده،
‫حتی در مورد جراحاتی که...

00:53:25.871 --> 00:53:28.081
‫خود دپارتمان
‫در موردش اطلاع کسب می‌کنه

00:53:28.165 --> 00:53:31.585
‫من نمی‌دونم چند بار
‫یا اینکه جنیفر گارسیا به کی زنگ زده،

00:53:31.668 --> 00:53:33.170
‫و این ناکارآمدی از کجا شروع شده،

00:53:33.253 --> 00:53:34.212
‫هیچ ایده‌ای ندارم،

00:53:34.296 --> 00:53:37.424
‫اما اینو بهتون می‌گم،
‫بدون هیچ شکی،

00:53:37.507 --> 00:53:39.843
‫اگه من می‌دونستم یه بچه‌ای
‫اینطوری داره مورد آزار قرار می‌گیره،

00:53:39.926 --> 00:53:42.179
‫اون بچه از کلاسم بیرون نمی‌رفت

00:53:42.262 --> 00:53:43.722
‫اون بچه به خونه نمی‌رفت

00:53:50.103 --> 00:53:52.189
‫بعد از اتفاقی که با تفنگ بادی افتاد،

00:53:52.772 --> 00:53:54.649
‫یه غیبت طولانی مدت داشت

00:53:56.193 --> 00:53:59.196
‫و یادمه وقتی اومد
‫گفتم وای

00:54:00.488 --> 00:54:04.951
‫که اونجا بود، می‌دونین، اما هنوزم
‫هولناک بنظر می‌رسید

00:54:05.035 --> 00:54:08.872
‫منظورم اینه که، چشماش کاسه‌ی خون بود
‫جوری که سفیدی این قسمت...

00:54:08.955 --> 00:54:10.874
‫چشمش معلوم نبود

00:54:10.957 --> 00:54:14.961
‫روی پیشونیش، پوستی بود که
‫انگار کنده شده

00:54:16.087 --> 00:54:18.173
‫گفت که از دوچرخه افتاده،

00:54:18.256 --> 00:54:20.842
‫و بعدش سرش
‫روی زمین کشیده شده،

00:54:20.926 --> 00:54:22.469
‫و، می‌دونین، خورده به چشمش

00:54:22.802 --> 00:54:26.389
‫و اینکه پرستار می‌دونه
‫که اون چشمش کبود شده

00:54:27.390 --> 00:54:29.559
‫بچه‌ها ترسیده بودن،
‫می‌گفتن...

00:54:29.643 --> 00:54:31.144
‫"چه بلایی سرت اومده؟"

00:54:31.228 --> 00:54:33.605
‫منظورم اینه که، وحشتناک‌ترین
‫حالت ممکن رو داشت

00:54:33.688 --> 00:54:37.400
‫اما بهبود هم پیدا کرده بود،
‫می‌دونستم که 13 روزه نیومده

00:54:37.609 --> 00:54:41.780
‫پس می‌دونستم این نسخه‌ی
‫بهبود پیدا کرده‌ی اون جراحاته

00:54:42.989 --> 00:54:43.865
‫برای همین زنگ زدم...

00:54:43.949 --> 00:54:47.494
‫و برای استفانی رودریگز پیغام گذاشتم،
‫و گفتم، "می‌دونی، اون...

00:54:47.577 --> 00:54:51.873
‫می‌گه از روی دوچرخه افتاده...
‫و بنظر وحشتناک میاد"

00:54:51.957 --> 00:54:54.584
‫دیگه نیازی نبود چیز بیشتری بگم،
‫فقط گفتم، "وحشتناک بنظر میاد"

00:54:55.502 --> 00:54:57.045
‫و دیگه هیچ تماسی با من گرفته نشد

00:55:01.466 --> 00:55:02.509
‫خیلی عصبانی بودم

00:55:02.592 --> 00:55:04.135
‫و سرخورده شده بودم

00:55:04.427 --> 00:55:06.096
‫چرا هنوز می‌ره خونه؟

00:55:06.805 --> 00:55:08.890
‫چرا کسی نمیاد ببرتش؟

00:55:08.974 --> 00:55:12.143
‫چرا هیچکس
‫جراحاتش رو جدی نمی‌گیره؟

00:55:16.690 --> 00:55:18.817
‫گابریل بنظر از دست
‫مامانش عصبانی نبود

00:55:20.652 --> 00:55:25.615
‫حتی توی اواخرش که توی وحشتناک‌ترین
‫حالتش بود

00:55:26.574 --> 00:55:28.618
‫داشتیم روی
‫کاردستی روز مادر کار می‌کردیم،

00:55:28.702 --> 00:55:29.828
‫و ازش پرسیدم،

00:55:30.203 --> 00:55:31.913
‫"می‌خوای... می‌دونی،

00:55:31.997 --> 00:55:34.457
‫کاردستی رو درست کنی؟"
‫و گفت، "آره، آره"

00:55:34.708 --> 00:55:36.001
‫و منم گفتم، "باشه"

00:55:43.967 --> 00:55:46.386
‫خب این کاردستی روز مادر بود
‫که ما انجام دادیم،

00:55:46.469 --> 00:55:49.347
‫این کارتیه که اون درست کرد،
‫می‌دونین، نوشته، در رو باز کن تا ببینی...

00:55:49.431 --> 00:55:51.975
‫کی دوستت داره، و بعدش،
‫مامانش در رو باز می‌کنه،

00:55:52.058 --> 00:55:53.685
‫و عکس رو گذاشتیم اونجا

00:55:54.185 --> 00:55:57.272
‫و بعدش یه چیزایی داخلش نوشت

00:55:57.897 --> 00:55:59.065
‫یجورایی پرش کرده،

00:55:59.149 --> 00:56:01.067
‫می‌دونی، "مامان من خاصه چون که،"

00:56:01.276 --> 00:56:04.904
‫نوشته، "اون یه مامان دوست داشتنیه
‫و دوستش دارم چون زیباست"

00:56:06.698 --> 00:56:09.826
‫"مامانم لبخند زیبایی داره.
‫دوست دارم خوشحالش کنم،"

00:56:09.909 --> 00:56:11.828
‫و بعدش نوشته،
‫"و یه صورت زیبا"

00:56:12.495 --> 00:56:14.789
‫و نوشته،
‫"مامانم زیباست به اندازه‌ی،"

00:56:14.873 --> 00:56:16.666
‫و بعدش یه گل و قلب کشیده

00:56:16.750 --> 00:56:19.044
‫و بعدش اسمش رو نوشته،
‫"امضا، گابریل"

00:56:19.127 --> 00:56:23.965
‫و تاریخش 7 می 2013 ‍ه

00:56:24.049 --> 00:56:26.426
‫این چه وقتیه؟
‫دو هفته قبل از مرگش؟

00:56:26.509 --> 00:56:27.385
‫آره

00:56:30.722 --> 00:56:32.724
‫و بعد این کوپن‌های
‫کوچیک رو درست کرد

00:56:33.391 --> 00:56:36.895
‫و توی این یکی نوشته،
‫"من ظرف‌ها رو می‌شورم"

00:56:37.479 --> 00:56:39.397
‫"زمانی برای من و تو"

00:56:40.648 --> 00:56:43.401
‫که یه چیز خیلی منحصر به‌فرده

00:56:43.485 --> 00:56:45.945
‫و بعدش توی این نوشته،
‫"من خوب خواهم بود"

00:56:47.614 --> 00:56:49.991
‫همیشه یه چیزی پشت خوب بودن هست

00:56:51.201 --> 00:56:53.995
‫اینطوری که انگار همیشه
‫سعی داشته ثابت کنه خوبه

00:56:57.207 --> 00:57:00.043
‫من یه عکس ازش گرفتم
‫که کلمات مادر رو دستش گرفته بود،

00:57:00.377 --> 00:57:02.629
‫در حالی که صورتش پُر از کبودی بود

00:57:05.507 --> 00:57:07.592
‫اون موقع اصلاً نمی‌دونستم
‫موضوع چیه

00:57:07.675 --> 00:57:09.928
‫من هرگز جراحات
‫این شکلی ندیده بودم

00:57:11.096 --> 00:57:14.474
‫اما وقتی عکس رو می‌گرفتم،
‫اون همینطور اونجا وایساده بود،

00:57:14.557 --> 00:57:17.227
‫حروف رو نگه داشته بود، و هنوزم،

00:57:17.310 --> 00:57:19.604
‫بهش گفتم "ادا در بیار"

00:57:19.687 --> 00:57:22.857
‫و این کار رو کرد،
‫با وجود اینکه،

00:57:22.941 --> 00:57:26.444
‫می‌دونین، جوری که قیافه‌اش شده بود،
‫می‌دونست این کار رو برای مامانش می‌کنه

00:57:28.405 --> 00:57:31.157
‫حس کردم، می‌خواد این کار رو بکنه،
‫چون...

00:57:31.491 --> 00:57:34.828
‫می‌دونین، توی عمق وجودش،
‫می‌خواسته کاری کنه اون دوستش داشته باشه

00:57:36.621 --> 00:57:38.873
‫می‌خواست اونو خوشحال کنه

00:57:41.126 --> 00:57:42.293
‫و...

00:57:43.378 --> 00:57:45.588
‫این آخرین چیزی بود که
‫روی میزش بود، در حقیقت،

00:57:45.672 --> 00:57:48.216
‫کاردستی روز مادرش بود،
‫وقتی فهمیدم مُرده

00:57:51.594 --> 00:57:54.264
‫می‌دونین، من گریه کردم
‫و گریه کردم و گریه کردم،

00:57:56.099 --> 00:57:57.725
‫فکر کنم آدم بی‌حس می‌شه

00:57:57.809 --> 00:58:00.019
‫نمی‌دونی چیکار کنی و چی فکر کنی

00:58:13.434 --> 00:58:15.311
‫خانم گارسیا به همه‌مون گفت...

00:58:15.394 --> 00:58:17.271
‫کنارش بشینیم،

00:58:18.898 --> 00:58:20.316
‫و به ما گفت که...

00:58:21.150 --> 00:58:24.612
‫گابریل فوت کرده،
‫و همه ناراحت شدن

00:58:27.615 --> 00:58:29.617
‫اون دوستم بود و...

00:58:30.951 --> 00:58:36.415
‫خیلی ناراحتم کرد چون
‫این پدر و مادرش بودن که این کار رو کردن

00:58:38.042 --> 00:58:40.503
‫نه کسی که توی خیابون بود،

00:58:40.586 --> 00:58:42.630
‫یا راننده یه ماشین،

00:58:42.713 --> 00:58:44.048
‫یا یه آدم همینطوری

00:58:44.131 --> 00:58:45.716
‫پدر و مادرش بودن

00:58:55.392 --> 00:58:58.103
‫یجورایی دردناکه وقتی نمی‌تونی...

00:58:58.812 --> 00:59:03.317
‫با یکی خداحافظی کنی،
‫و این چیزیه که اتفاق افتاد

00:59:03.943 --> 00:59:05.903
‫من ازش خداحافظی نکردم

00:59:07.530 --> 00:59:08.697
‫ناراحت بودم

00:59:13.035 --> 00:59:14.036
‫و...

00:59:14.620 --> 00:59:16.163
‫اذیت شدم

00:59:23.546 --> 00:59:24.922
‫چون...

00:59:28.133 --> 00:59:29.009
‫من...

00:59:29.677 --> 00:59:31.428
‫نمی‌دونم

00:59:39.103 --> 00:59:42.815
‫قلبم به درد میاد
‫که می‌بینم دوستم مُرده...

00:59:47.611 --> 00:59:49.196
‫اونم بخاطر یه چیز احمقانه

01:00:02.001 --> 01:00:05.004
‫احساس می‌کردم هر کسی که می‌دونست
‫چه اتفاقی افتاده،

01:00:05.588 --> 01:00:07.590
‫هیچکس نمی‌تونه با وجدان آسوده‌ای بگه،

01:00:07.673 --> 01:00:10.301
‫"هر کاری که باید رو کردیم
‫و حالا هم حس خوبی داریم"

01:00:10.384 --> 01:00:12.886
‫نمی‌تونم اینو بگم، می‌دونی،
‫چون خیلی احساس گناه می‌کنم

01:00:13.846 --> 01:00:15.931
‫برای من، مددکارهای اجتماعی...

01:00:16.015 --> 01:00:17.099
‫من عصبانیم

01:00:17.182 --> 01:00:18.684
‫چرا چیزی که من
‫می‌دیدم رو اون نمی‌دید؟

01:00:18.767 --> 01:00:21.937
‫چرا حرفش رو باور نمی‌کرد
‫و نمی‌فهمید حالش خوب نیست؟

01:00:25.774 --> 01:00:29.903
‫امیدوارم مددکارهای اجتماعی
‫جزای کارشون رو ببینن

01:00:31.905 --> 01:00:34.074
‫چون مرگ اون بخاطر اوناست

01:00:35.909 --> 01:00:37.453
‫مخصوصاً اون زن

01:00:39.204 --> 01:00:42.082
‫من چهار تا همکار دارم
‫که قراره محاکمه بشن

01:00:43.208 --> 01:00:44.543
‫حسم اینه که...

01:00:45.336 --> 01:00:47.963
‫که اونا بره‌هایی هستن
‫که قربانی می‌شن،

01:00:48.547 --> 01:00:50.174
‫بخاطر بقیه

01:00:51.258 --> 01:00:52.718
‫شما تحقیق کردین؟

01:00:52.801 --> 01:00:57.598
‫واقعاً جزئیات اتفاقی که افتاده رو
‫فهمیدین؟

01:00:58.015 --> 01:01:01.602
‫این کاری می‌کنه شما خوب بنظر بیاین
‫و اونا وجه‌شون بد بشه،

01:01:01.685 --> 01:01:04.438
‫یا اینکه چیزیه که واقعاً
‫بهش باور دارین؟

01:01:05.439 --> 01:01:09.360
‫پس، تا وقتی که شما
‫دارین انسان‌ها رو مورد تحقیق می‌دین،

01:01:09.443 --> 01:01:11.195
‫اشتباهاتی خواهید کرد

01:01:12.029 --> 01:01:14.448
‫خب، این اشتباهات چقدر جدی هستن؟

01:01:15.032 --> 01:01:18.077
‫این بزرگ‌ترین اشتباهیه
‫که ممکنه بکنین

01:01:19.620 --> 01:01:22.665
‫ممکنه جبران بشه
‫نه، جبران شدنی نیست

01:01:24.041 --> 01:01:26.669
‫می‌شه بخشیدش؟
‫نه، هرگز این اتفاق نمی‌افته

01:01:29.046 --> 01:01:31.340
‫این آدما باید تا آخر عمر
‫با این مسئله زندگی کنن

01:01:31.364 --> 01:01:33.364
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.
