﻿WEBVTT

00:00:17.519 --> 00:00:29.519
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <font color="#ff9800">www.bolboljan.net</font> ::.

00:00:35.643 --> 00:00:39.443
<font color="#ffff00">#اوه،اسمم هيچکسه#</font>

00:00:39.605 --> 00:00:41.917
خب،من ميخواستم اونو باسم پدرش نامگذاري کنم

00:00:41.941 --> 00:00:44.740
دنتون وينسلو کراکر

00:00:44.861 --> 00:00:48.491
بنابراين اون اسمي بود که ما انتخاب کرديم

00:00:48.614 --> 00:00:50.867
اون پسر کوچيکي بود که از مشکلات روده رنج ميبرد
<font color="#ff8040">ژان-ماري کراکر،ساراتاگا اسپرينگز،نيويورک</font>

00:00:50.992 --> 00:00:54.872
و خب ما روز و شب با اون بوديم
<font color="#ff8040">ژان-ماري کراکر،ساراتاگا اسپرينگز،نيويورک</font>

00:00:54.996 --> 00:00:58.250
و شوهرم يک پدر فوق العاده بود

00:00:58.374 --> 00:01:00.593
و خيلي با محبت و با دقت  بود

00:01:00.710 --> 00:01:02.553
اون در اتاق همراه پسرم قدم ميزد

00:01:02.670 --> 00:01:06.470
و بعد روزي گفت:"اون به اين طريقي که بر ما حکمفرمايي ميکنه

00:01:06.591 --> 00:01:09.595
يک مغول کوچيک منظمه"

00:01:09.719 --> 00:01:11.892
خب اين دليليه که اونو به اون اسم ناميديم

00:01:12.013 --> 00:01:13.481
ما اونو موگي(مخفف مغول)ناميديم

00:01:13.598 --> 00:01:18.104
موگي کراکر در 3 ژوئن 1947 متولد شد.

00:01:18.227 --> 00:01:20.571
بزرگترين 4 کودک.

00:01:20.688 --> 00:01:22.486
پدرش يک معلم زيست شناسي بود

00:01:22.648 --> 00:01:25.743
و موگي در شهرهاي دانشگاهي:

00:01:25.860 --> 00:01:30.161
ايتاکا،امهرست و نهايتا ساراتوگا اسپرينگز رشد يافت.

00:01:30.281 --> 00:01:34.878
که خانواده در 1960 زمانيکه او 13 ساله بود به آنجا نقل مکان کردند.

00:01:34.994 --> 00:01:38.840
مادرم براي هممون کتاب ميخوند
<font color="#ff8040">کارول کراکر،ساراتوگا اسپرينگز،نيويورک</font>

00:01:38.998 --> 00:01:41.171
برادرم قطعا کسي بود که
<font color="#ff8040">کارول کراکر،ساراتوگا اسپرينگز،نيويورک</font>

00:01:41.334 --> 00:01:43.962
که احتمالا بيشتر از من جلب اون کتابا شد

00:01:44.087 --> 00:01:46.181
اون واقعا با کتابا خوشگذروني ميکرد

00:01:46.297 --> 00:01:49.016
موگي پسري غيرمعمولي بود

00:01:49.133 --> 00:01:52.478
باهوش،با ذهني مستقل و بسيار نزديک بين

00:01:52.595 --> 00:01:54.643
تا بخوبي در تيمهاي ورزشي بتواند عمل کند

00:01:54.764 --> 00:01:58.610
او کتابهايي در مورد تاريخ امريکا و قهرمانان آمريکايي را دوست ميداشت

00:01:58.726 --> 00:02:01.104
او در 12 سالگي شروع به نوشتن خاطرات روزانه اش کرد که در آن

00:02:01.229 --> 00:02:04.358
او وقايع جنگ سرد را تعقيب ميکرد

00:02:04.482 --> 00:02:06.701
او نوشت:من از سرخها متنفرم

00:02:06.859 --> 00:02:09.487
و او اغلب کساني که اثبات کرده بودند که خواهان

00:02:09.612 --> 00:02:13.412
قرباني کردن خود براي آن هدف هستند را تمجيد ميکرد.

00:02:13.533 --> 00:02:16.412
فراخوان رئيس جمهور جان اف کندي براي همه آمريکائيان

00:02:16.536 --> 00:02:20.166
که از خود بپرسند چه کاري ميتوانند براي کشورشان انجام دهند

00:02:20.289 --> 00:02:24.840
عقايدي که او از زمانيکه پسر کوچکي بود داشت را بازتاب داده بود.

00:02:24.961 --> 00:02:27.965
يک روز عصر زمانيکه من براي دنتون پيش از اينکه

00:02:28.089 --> 00:02:33.812
بخوابه کتاب ميخوندم،پاراگرافيو از هنري پنجم انتخاب کردم

00:02:33.928 --> 00:02:39.185
که اينه:"مردي که امروز همراه من خونش را نثار کرد

00:02:39.308 --> 00:02:41.402
بايد که برادرم باشد.

00:02:41.561 --> 00:02:46.362
و نجيب زاده اي در انگليس که حالا در تختخوابه

00:02:46.482 --> 00:02:48.951
بايد خودشان را ملعون فرض کنند

00:02:49.068 --> 00:02:53.198
آنها اينجا نبودند و مردانگي خودشان را پست کردند

00:02:53.322 --> 00:02:58.203
درحاليکه همه از نبرد همراه ما در روز سنت کريسپين صحبت ميکنند."
<font color="#ffff00">نبرد روز سنت کريسپين:يکي از بزرگترين پيروزيهاي انگليس بر فرانسه در جريان جنگهاي صد ساله در شمال فرانسه.</font>

00:02:59.620 --> 00:03:03.090
<i><font color="#ff8040">#اگر جنگ ديگري رخ دهد #</font></i>
<font color="#ffff00">نبرد روز سنت کريسپين:يکي از بزرگترين پيروزيهاي انگليس بر فرانسه در جريان جنگهاي صد ساله در شمال فرانسه.</font>

00:03:03.207 --> 00:03:05.505
من فکر ميکنم که اون چيزي بود که

00:03:05.626 --> 00:03:07.469
واداشت دنتون بخواهد

00:03:07.587 --> 00:03:13.094
بخشي از کاري مهم و شجاعانه باشه

00:03:13.259 --> 00:03:16.229
<i><font color="#ffff00">#خدا طرف آنهاست #</font></i>

00:03:16.637 --> 00:03:20.337
<font face="Microsoft Sans Serif"><b>جنگ ويتنام</b></font>

00:03:29.317 --> 00:03:31.962
من ديشب بيدار موندم و داشتم به اين فکر ميکردم.
<font color="#ff8040">ليندون جانسون،رئيس جمهور آمريکا</font>

00:03:31.986 --> 00:03:35.616
هر چه بيشتر باون فکر ميکردم،
نميدونم اون چه کوفتيه
<font color="#ff8040">ليندون جانسون،رئيس جمهور آمريکا</font>

00:03:35.740 --> 00:03:37.993
براي من شبيه اينه که ما داريم درگير (جنگ)کره ديگه اي ميشيم

00:03:38.117 --> 00:03:39.790
اون انقدر منو نگران ميکنه انگار جهنم روي سرم خراب شده

00:03:39.952 --> 00:03:42.455
من نميفهمم ما هرگز بتونيم به چيزي اميد داشته باشيم تا از  زمانيکه درگير ميشيم

00:03:42.622 --> 00:03:43.748
بتونيم ازونجا بيرون بيايم.

00:03:43.873 --> 00:03:45.875
من فکر نميکنم اون ارزش جنگيدن  را داشته باشه

00:03:46.000 --> 00:03:47.422
و فکر نميکنم بتونيم ازش خارج بشيم.

00:03:47.543 --> 00:03:49.188
و اون فقط بزرگترين گند لعنتيه که من تابحال ديدم.

00:03:49.212 --> 00:03:50.814
اون ،اون ي گند وحشتناکه
<font color="#ff8040">مک جورج باندي،مشاور امنيت ملي</font>

00:03:50.838 --> 00:03:53.637
من در مورد فرمان دادن به اون بچه ها در اونجا فکر کردم

00:03:53.799 --> 00:03:55.485
و به چه دليل کوفتي به اونا دستور بدم ازونجا خارج بشن؟

00:03:55.509 --> 00:03:56.945
چيزي که برام رخ داده

00:03:56.969 --> 00:03:58.447
اين ويتنام کوفتي چه ارزشي  براي من داره؟

00:03:58.471 --> 00:04:00.144
چه ارزشي براي اين کشور داره؟

00:04:00.306 --> 00:04:01.649
اره،اره

00:04:01.766 --> 00:04:03.952
حالا البته اگر تو شروع به فرار از دست کمونيستها کني

00:04:03.976 --> 00:04:05.954
اونا ممکنه تو رو درست تا آشپزخونه خودت تعقيب کنن.

00:04:05.978 --> 00:04:08.606
اره،مشکل اونه

00:04:08.731 --> 00:04:11.575
و اون چيزيه که مابقي اون نصف دنيا

00:04:11.692 --> 00:04:15.117
قراره فکر کنن اگه اين چيز ما رو متلاشي کنه.

00:04:15.238 --> 00:04:16.757
خيلي آسونه که وارد جنگ شد

00:04:16.781 --> 00:04:18.425
ولي قراره خيلي سختتر از هميشه بشه اگه بخواي خودتو خلاص کني

00:04:18.449 --> 00:04:19.450
اگه واردش بشي

00:04:19.575 --> 00:04:20.827
خيلي آسونه

00:04:20.993 --> 00:04:22.554
من دوست داشتم ارزيابي اين چيزو از مک نامارا و والتر بشنوم

00:04:22.578 --> 00:04:23.578
تا درموردش بحث بشه؟

00:04:23.621 --> 00:04:24.838
اره

00:04:24.997 --> 00:04:26.717
خيلي خب،زمان تخميني کيه؟
<font color="#ffff00">قسمت سوم</font>

00:04:27.228 --> 00:04:28.352
<font color="#ffff00">رودخانه استيکس
ژانويه 1964-دسامبر 1965
رودخانه اي که طبق افسانه ها  ارواح مردگان را به در عالم زيرين (اموات)ميبرد.</font>

00:04:28.376 --> 00:04:31.346
يک تراژدي ليندون جانسون را در نوامبر 1963(آبانماه)

00:04:31.504 --> 00:04:34.599
به رياست جمهوري رساند

00:04:34.715 --> 00:04:37.343
و او خودش را مسئول کامل نميدانست

00:04:37.510 --> 00:04:41.390
تا زمانيکه سال بعد با راي دهندگان مواجه شد

00:04:41.514 --> 00:04:44.859
ولي جاه طلبيهايش براي اين کشور باندازه جاه طلبيهاي قهرمانش

00:04:45.017 --> 00:04:48.271
فرانکلين روزولت زياد بود.

00:04:48.396 --> 00:04:50.364
طي سالهاي حضورش در کاخ سفيد

00:04:50.481 --> 00:04:52.654
او رهبري کشمکش براي تصويب بيش از

00:04:52.775 --> 00:04:56.825
200 بند مهم قانوني از

00:04:56.946 --> 00:05:02.453
قانون  حقوق شهروندي 1964،قانون حقوق انتخاباتي 1965

00:05:02.576 --> 00:05:06.922
کمک فدرال براي آموزش,اعطاي مزايا،بيمه سلامت

00:05:07.039 --> 00:05:10.213
و يکسري کامل از لوايحي را برعهده داشت  که در جهت خاتمه دادن به  فقر

00:05:10.376 --> 00:05:13.380
در امريکا همگي به قصد ايجاد

00:05:13.504 --> 00:05:16.303
آنچه که او آنرا "جامعه عالي"ميناميد ،بود.

00:05:16.424 --> 00:05:21.021
جانسون در امور خارجي کمتر اعتماد بنفس داشت.

00:05:21.137 --> 00:05:23.265
او يکبار گفت:خارجيها شبيه مردميکه من ميشناختم

00:05:23.389 --> 00:05:24.982
نيستند.

00:05:25.099 --> 00:05:27.693
او براي مواجهه با آنان،همه مشاوران ارشد جان کندي

00:05:27.810 --> 00:05:30.484
را برسر کار نگهداشت

00:05:30.604 --> 00:05:32.572
دين راسک در وزارت امور خارجه

00:05:32.690 --> 00:05:35.113
رابرت مک نامارا در وزارت دفاع

00:05:35.234 --> 00:05:39.159
مک جورج باندي بعنوان مشاور امنيت مليش.

00:05:39.280 --> 00:05:44.411
او به آنها گفت که من بشما بيش از آنچه که سلفش نياز داشت،نياز دارم.

00:05:44.577 --> 00:05:46.250
جانسون بطور عمومي متعهد شد که

00:05:46.370 --> 00:05:48.748
"اين کشور تعهدات خود را از ويتنام جنوبي

00:05:48.914 --> 00:05:51.918
تا برلين غربي حفظ خواهد کرد."

00:05:52.084 --> 00:05:55.634
اما در خفا،ويتنام او را سرشار از وحشت ميکرد.

00:05:55.755 --> 00:05:58.099
قرار است آنجا به درجه نابودي کامل برسد.

00:05:58.257 --> 00:06:00.976
سفيرش آنرا به او گفت

00:06:01.093 --> 00:06:04.267
رئيس جمهور گفت:من ميخوام ويتنام جنوبيها ماتحتشان را

00:06:04.430 --> 00:06:06.057
بلند کنند و به درون آن جنگلها بروند

00:06:06.182 --> 00:06:10.358
و با شلاق گروهي کمونيست را به جهنم برانند"

00:06:10.478 --> 00:06:13.152
و بعد من از آنها ميخواهم تا مرا تنها بگذارند

00:06:13.272 --> 00:06:15.320
چون من کارهاي مهمتري براي انجام دادن

00:06:15.441 --> 00:06:17.443
درست اينجا در خانه دارم."

00:06:19.278 --> 00:06:22.452
جانسون با کودتاي نظامي که رئيس جمهور ويتنام جنوبي نو دين زيم

00:06:22.615 --> 00:06:26.745
سرنگون و به قتل رسانده بود

00:06:26.869 --> 00:06:30.248
با وحشت از اينکه آن وضعيت بد را بدتر ميکند،مخالفت کرده بود.

00:06:31.957 --> 00:06:33.550
در واقع همين طور بود.

00:06:37.880 --> 00:06:42.511
جبهه آزادي بخش ملي يا ويت کنگ

00:06:42.635 --> 00:06:45.684
حملات هماهنگ شده اي را در سراسر مناطق روستايي انجام ميداد

00:06:45.805 --> 00:06:49.230
حدود 400 تا از حملات در تنها دو هفته.

00:06:51.799 --> 00:06:53.199
زمانيکه زيم سرنگون شد

00:06:53.626 --> 00:06:55.093
ما خيلي هيجانزده بوديم

00:06:55.455 --> 00:06:57.822
ما فکر ميکرديم به آزادسازي کل کشور نزديک شده ايم.
<font color="#ff8040">لي کوان کونگ،ويت کنگ</font>

00:06:57.823 --> 00:07:02.223
ما شروع به حمله به دشمن در روز و شب کرديم.
<font color="#ff8040">لي کوان کونگ،ويت کنگ</font>

00:07:03.600 --> 00:07:06.467
سربازان آلت دست بيشتر و بيشتري تسليم شده يا به ما پيوستند.

00:07:07.053 --> 00:07:10.253
جوانان بيشتر و بيشتري به نيروهاي مسلح ما پيوستند

00:07:13.958 --> 00:07:17.087
تخمين زده ميشود 40 درصد نواحي روستايي ويتنام جنوبي

00:07:17.211 --> 00:07:19.680
و بيش از 50 درصد جمعيت آن،

00:07:19.797 --> 00:07:23.597
بطور موثري در دست ويت کنگ بودند.

00:07:23.717 --> 00:07:27.438
و ژنرالهاي ويتنامي که نو دين زيم را سرنگون کرده بودند

00:07:27.555 --> 00:07:31.185
در حال ستيز با همديگر بودند.

00:07:31.308 --> 00:07:34.232
ترور نو دين زيم يکسري از
<font color="#ff8040">رابرت ريالت،از نيروهاي مخصوص</font>

00:07:34.353 --> 00:07:36.276
کودتاها را به راه انداخت.
<font color="#ff8040">رابرت ريالت،از نيروهاي مخصوص</font>

00:07:36.397 --> 00:07:40.618
هر دولت از قبلي نا کارامدتر بود.

00:07:40.734 --> 00:07:44.113
در ژانويه 1964(ديماه)

00:07:44.238 --> 00:07:45.740
با تشويق ايالات متحده

00:07:45.865 --> 00:07:50.541
ژنرال وين کان کودتاي ديگري براه انداخت

00:07:50.661 --> 00:07:55.258
جانسون در ماه مارس(اسفند)،مک نامارا را با دستورالعملهايي

00:07:55.374 --> 00:07:58.719
براي اينکه به مردم نشان دهد کان فرد مورد نظر ماست،به ويتنام فرستاد.

00:08:00.713 --> 00:08:04.058
جانسون گفت:بياييم بيرونش بياريم و وادارش کنيم با مردم حرف بزنه

00:08:04.216 --> 00:08:07.720
و بزاريم همچنين مک نامارا با اون بره.

00:08:07.887 --> 00:08:10.265
تا اون مردم بتونن ببينن که ايالات متحده
<font color="#ff8040">سم ويلسون،ارتشي</font>

00:08:10.389 --> 00:08:11.561
با قدرت پشت سر اين مرده.
<font color="#ff8040">سم ويلسون،ارتشي</font>

00:08:11.682 --> 00:08:14.902
ما بطور کامل از مردم ويتنام جنوبي حمايت ميکنيم.

00:08:15.137 --> 00:08:16.537
براي  اون آمريکايي طبيعي بود

00:08:17.052 --> 00:08:19.186
تا از اون مرد در آنجا حمايت کنن.

00:08:19.864 --> 00:08:23.931
بنابراين اون همراه ژنرال کان
<font color="#ff8040">بوي ديم ،ديپلمات ويتنام جنوبي</font>

00:08:24.424 --> 00:08:26.798
در يک نوع سفر به جايي در نواحي روستايي رفت.

00:08:26.822 --> 00:08:33.421
زمانيکه کان سخنراني ملالت آور طولاني پرزحمتشو خاتمه ميداد ،گفت:

00:08:33.579 --> 00:08:36.298
"Vietnam, Vietnam,

00:08:36.415 --> 00:08:37.962
ويتنام هزار ساله

00:08:38.083 --> 00:08:41.337
مک نامارا به ميکروفون تکيه داد و گفت

00:08:44.450 --> 00:08:48.383
طرز تلفظ اون آمريکايي،معني متفاوتي در زبان ويتنامي داشت.

00:08:50.846 --> 00:08:52.326
چيزي که اون داشت ميگفت چيزي شبيه

00:08:52.389 --> 00:08:55.893
"اردک کوچک،اون ميخواهد استراحت کند" بود.

00:08:57.311 --> 00:09:00.611
او از اختلاف مربوط به آهنگ صدا غافل بود.

00:09:00.731 --> 00:09:06.079
و مک نامارا يک مشت اونو را گرفت و اونا رو بالا نگهداشت.

00:09:06.195 --> 00:09:07.412
و جمعيت عملا

00:09:07.530 --> 00:09:09.624
روي سنگفرش پراکنده شد.

00:09:11.784 --> 00:09:13.502
رئيس جمهور جانسون به مشاورانش گفت:

00:09:13.619 --> 00:09:16.168
ديگر از اين کودتاهاي مزخرف در کار نباشد.

00:09:16.288 --> 00:09:20.134
اما کان هم فاقد مشروعيت مردمي بود

00:09:20.292 --> 00:09:23.796
و ساير ژنرالها با تمام توان به کشمکش براي قدرت ادامه دادند.

00:09:23.963 --> 00:09:27.388
واشنگتن فريادهاي بودائيها را براي

00:09:27.508 --> 00:09:30.011
دولتي به نمايندگي واقعي از مردم

00:09:30.135 --> 00:09:33.890
که انها اميد داشتند زماني که زيم سرنگون شد انرا بدست بياورند نشنيده گرفت.

00:09:34.014 --> 00:09:39.316
بين ژانويه 1964(ديماه) وژوئن 1965(خرداد)

00:09:39.478 --> 00:09:43.324
8 دولت مختلف برسر کار آمد

00:09:43.482 --> 00:09:45.905
همه رهبرانش چنان به آمريکاييها نزديک بودند که

00:09:46.026 --> 00:09:48.495
که به آنها همچون عروسکهاي خيمه شب بازي نگريسته ميشد.

00:09:50.489 --> 00:09:52.491
يک دستيار خسته و فرومانده جانسون پيشنهاد کرد که

00:09:52.658 --> 00:09:55.377
که نماد ملي ويتنام جنوبي

00:09:55.494 --> 00:09:57.292
بايد يک در گردان باشد(کنايه از ورود و خروج سريع دولتمردان)

00:09:57.413 --> 00:10:00.337
بنظر ميرسد اين دانشجويان تظاهر کننده  نماد نوعي

00:10:00.457 --> 00:10:04.257
از هرج و مرج هستند که در اين روزها بر سايگون نازل شده اند.

00:10:04.378 --> 00:10:06.847
اين نوع از نزاعهاي سياسي حامل

00:10:06.964 --> 00:10:09.012
عواقب وخيمي در روستاها هستند

00:10:09.174 --> 00:10:11.347
تا زمانيکه يک دولت قوي اينجا در سايگون

00:10:11.468 --> 00:10:12.845
شروع بکار کند

00:10:12.970 --> 00:10:15.223
جنگ عليه کمونيستها تا زمان فروپاشي ادامه خواهد يافت.

00:10:20.280 --> 00:10:23.014
خيلي سخت بود تا در مورد عمو هو صحبت کنيم.

00:10:25.546 --> 00:10:28.879
من به اون نزديک بودم

00:10:31.820 --> 00:10:33.887
يکبار يک کادر ارشد از اون پرسيد

00:10:35.285 --> 00:10:37.618
عمو،چگونه تو سندلهاي لاستيکي

00:10:37.709 --> 00:10:39.709
و چنين لباسهاي خاکي رو ميپوشي؟

00:10:40.950 --> 00:10:43.617
و هو از اون پرسيد:اگه مردمت پابرهنه باشن

00:10:45.808 --> 00:10:47.308
تو چيکار ميکني؟
<font color="#ff8040">دونگ سي وين،از ويتنام شمالي</font>

00:10:47.335 --> 00:10:50.401
کي مافوق کيه؟
<font color="#ff8040">دونگ سي وين،از ويتنام شمالي</font>

00:10:53.677 --> 00:10:57.853
هوشي مين هنوز يک چهره محبوب در ويتنام شمالي بود

00:10:57.973 --> 00:11:01.728
هنوز نگران بود که کشورش شکننده باقي ماند

00:11:01.894 --> 00:11:05.273
هنوز در اين مورد محتاط بود که پيشبرد درگيريها در جنوب

00:11:05.397 --> 00:11:09.493
ممکن است آمريکائيها را مجبور کند تا نقش فعالتري بگيرند

00:11:09.610 --> 00:11:14.787
اما هو حالا قدرترا با رهبران جوانتر و ناشکيباتر سهيم بود

00:11:14.907 --> 00:11:18.753
تغيير و آشفتگي در ويتنام شمالي هم وجود داشت

00:11:18.869 --> 00:11:22.294
درست همانطور که در سايگون و واشنگتن وجود داشت

00:11:22.414 --> 00:11:25.293
با اينوجود آمريکائيها هيچ چيز در مورد آن نميدانستند

00:11:28.096 --> 00:11:29.763
دو گروه در شمال وجود داشت

00:11:32.039 --> 00:11:35.439
هر چند که آنها در مورد آزادسازي جنوب هم عقيده بودند

00:11:35.951 --> 00:11:40.484
اونا هنوز در مورد مقدار خشونتي که بايد استفاده ميشد ،بحث داشتند.
<font color="#ff8040">هوي دوک ،ويتنام شمالي</font>

00:11:40.599 --> 00:11:43.193
در گردهمايي نهم حزب که در هانوي آغاز شد

00:11:43.310 --> 00:11:46.689
در 22 نوامبر 1963(آذرماه)

00:11:46.814 --> 00:11:49.693
همان روزي که رئيس جمهور کندي در دالاس بقتل رسيد

00:11:49.817 --> 00:11:54.789
اداره سياسي حزب کمونيست در مورد بهترين راهکار ادامه جنگ بحث کرد

00:11:54.905 --> 00:11:58.284
دو حامي کمونيست ويتنام شمالي

00:11:58.409 --> 00:12:04.007
اتحاد شوروي و چين به آنها مشاوره نظامي ميدادند.

00:12:04.418 --> 00:12:06.118
ما اونارو دو برادر بزرگ ميناميديم

00:12:06.289 --> 00:12:08.289
اتحاد شوروي يک سياست جديد

00:12:08.365 --> 00:12:10.031
کاهش شدت جنگ سرد را داشت.

00:12:11.786 --> 00:12:14.052
درحاليکه چين اصرار بر انقلاب جهاني

00:12:14.965 --> 00:12:17.298
از طريق راههاي خشونت آميز داشت.
<font color="#ff8040">وين گوک(از ارتش ويتنام شمالي)</font>

00:12:18.762 --> 00:12:21.481
در دو هفته اي که گاهي به بحث و جدل تند و تيز ميانجاميد

00:12:21.640 --> 00:12:24.439
هوشي مين که طرفدار استراتژي شوروي بود

00:12:24.560 --> 00:12:28.315
توسط دبير اول حزب لي زوان که طرفدار

00:12:28.439 --> 00:12:31.818
چينيها بود کنار گذاشته شد.

00:12:32.221 --> 00:12:34.688
خب زمانيکه اونا راي مخفيشون رو ميدادن

00:12:35.053 --> 00:12:36.186
هو خودشو معاف کرد

00:12:36.481 --> 00:12:37.548
و اتاقو ترک کرد.

00:12:37.956 --> 00:12:38.956
پس از اون

00:12:39.958 --> 00:12:42.224
قدرت واقعي هوشي مين

00:12:42.934 --> 00:12:44.334
بطور چشمگيري محدود شد

00:12:45.202 --> 00:12:47.102
از آن به بعد،فردي که تمام قدرت را در اختيار داشت

00:12:47.246 --> 00:12:49.379
و جنگ را کنترل ميکرد

00:12:50.143 --> 00:12:51.143
لي زوان بود

00:12:51.712 --> 00:12:54.841
لي زوان معتقد بود که با رفتن زيم

00:12:54.965 --> 00:12:57.138
و آشفتگي دولت سايگون

00:12:57.259 --> 00:13:01.685
زمان آن بود که بسرعت در 1964 دست به عمل زد.

00:13:01.847 --> 00:13:06.944
او يک طرح دو مرحله اي براي پيروزي در ويتنام جنوبي مطرح کرد.

00:13:07.060 --> 00:13:09.688
مرحله اول نابودي قواي ارتش ويتنام جنوبي

00:13:09.813 --> 00:13:12.532
از طريق نبردهاي بزرگ قاطعانه

00:13:12.691 --> 00:13:16.366
و مرحله دوم حمله به شهرها بود،
که لي زوان باور داشت

00:13:16.487 --> 00:13:20.208
بعد از آن شورشهاي مردمي درون آنها به راه مينداخت.

00:13:20.324 --> 00:13:22.326
رهبران حزب و بقيه

00:13:22.451 --> 00:13:24.920
مشکوک بودند که مخالفت با اين نقشه،

00:13:25.037 --> 00:13:28.337
سبب شود تا بعنوان "تجديد نظرطلبان" تقبيح،تنزل رتبه

00:13:28.457 --> 00:13:30.710
مطرود و زنداني شوند.

00:13:30.876 --> 00:13:34.346
صدها نفر به اردوگاههاي بازآموزي فرستاده شدند.

00:13:34.463 --> 00:13:39.469
لي زوان گفت:عمو هو مردد است ولي من تنها يک هدف دارم

00:13:39.593 --> 00:13:41.345
پيروزي نهايي.

00:13:43.847 --> 00:13:45.520
وزير مک نامارا روي خط او است

00:13:45.641 --> 00:13:46.642
باب؟
<font color="#ff8040">ليندون جانسون،رئيس جمهور آمريکا</font>

00:13:46.767 --> 00:13:48.235
بله آقاي رئيس جمهور.

00:13:48.393 --> 00:13:49.788
از اينکه مزاحمت بشم متنفرم ولي
<font color="#ff8040">ليندون جانسون،رئيس جمهور آمريکا</font>

00:13:49.812 --> 00:13:50.688
به هيچ وجه مزاحمتي نيست.
<font color="#ff8040">رابرت مک نامارا،وزير دفاع</font>

00:13:50.813 --> 00:13:52.440
به من بگو آيا ما کسيو داريم

00:13:52.564 --> 00:13:55.408
که يک تفکر نظامي داشته باشه تا بتونه بما برخي نقشه هاي نظامي
<font color="#ff8040">ليندون جانسون،رئيس جمهور آمريکا</font>

00:13:55.567 --> 00:13:57.069
براي پيروزي در جنگ بده؟
<font color="#ff8040">ليندون جانسون،رئيس جمهور آمريکا</font>

00:13:57.236 --> 00:13:59.159
بزار چيز بيشتري بده دوست من

00:13:59.279 --> 00:14:00.839
چون اگه تو بمن چيزي ندي

00:14:00.906 --> 00:14:02.050
سکته قلبي خواهم کرد.
<font color="#ff8040">ليندون جانسون،رئيس جمهور آمريکا</font>

00:14:02.074 --> 00:14:04.168
ما به يکي اونجا نياز داريم که بتونه بما نقشه هاي

00:14:04.284 --> 00:14:05.627
بهتري از اونچيزي که داريم بده

00:14:05.744 --> 00:14:08.668
چون اون چيزي که داريم همون نقشه هايي که از 1954 داشتيمه

00:14:08.789 --> 00:14:10.291
اگه بدست نياريم کارش تمومه

00:14:10.415 --> 00:14:11.792
ما داريم ميبازيم

00:14:11.917 --> 00:14:13.919
خب اون يک دليليه که من ميخوام برگردم

00:14:14.044 --> 00:14:15.313
يکذره دهنشونو سرويس کنم

00:14:15.337 --> 00:14:16.397
دراين لحظه اينجا کمک خواهد کرد

00:14:16.421 --> 00:14:17.422
اره

00:14:17.589 --> 00:14:19.717
اونچيزي که من ميخوام اون کسيه که نقشه هايي ارائه بده

00:14:19.842 --> 00:14:22.766
تا اين ياروها رو گير بندازيم و
شلاقشون بزنيم گورشونو گم کنن.

00:14:22.928 --> 00:14:24.054
برخي از اونا رو بکشيم

00:14:24.179 --> 00:14:25.726
اين کاريه که ميخوام بکنم

00:14:25.848 --> 00:14:27.816
سعيمو ميکنم و چيزيو ميارم

00:14:27.933 --> 00:14:28.952
تا به اون هدف برسيم.

00:14:28.976 --> 00:14:30.273
خيلي خب،باب

00:14:30.435 --> 00:14:31.435
ممنون

00:14:34.147 --> 00:14:36.991
جانسون زمانيکه مشاورانش به او اصرار کردند تا همان کار را بکند

00:14:37.109 --> 00:14:41.285
تعداد کارکنان ارتش آمريکا را از

00:14:41.446 --> 00:14:46.373
16 هزار نفر به بيش از 23 هزار نفر تا پايان همانسال افزايش داد .

00:14:46.493 --> 00:14:49.497
ولي او تيم خودش را در سايگون ميخواست.

00:14:49.621 --> 00:14:52.044
او ژنرال مکسول تايلور را بجاي هنري کابوت لوج

00:14:52.165 --> 00:14:55.669
بعنوان سفيرش جايگزين کرد.

00:14:55.794 --> 00:15:00.550
و ژنرال 49 ساله ويليام وستمورلند،

00:15:00.674 --> 00:15:04.395
يک فرمانده پر مدال از جنگ دوم جهاني و جنگ کره

00:15:04.511 --> 00:15:07.355
براي رهبري تلاش نظامي را برگزيد

00:15:07.472 --> 00:15:11.693
رئيس جمهور اميد داشت تا هانوي را به ترک حمايتش از

00:15:11.810 --> 00:15:13.858
نبرد چريکي در جنوب  از طريق

00:15:13.979 --> 00:15:17.904
افزايش تدريجي فشار نظامي وا دارد.

00:15:18.025 --> 00:15:22.496
او به خلبانان آمريکايي اجازه داد تا سربازان ويتنام شمالي

00:15:22.613 --> 00:15:27.164
و تاسيسات انها در کشور همسايه لائوس را بمباران کنند

00:15:27.326 --> 00:15:29.124
و او به ارتش دستور داد

00:15:29.244 --> 00:15:31.372
تا بر گلوله باران توپخانه اي ويتنام جنوبي

00:15:31.496 --> 00:15:36.969
بر جزاير ويتنام شمالي و حملات به پايگاههاي ساحلي نظارت کند.

00:15:37.085 --> 00:15:40.555
همه آنها بايد بطور سري انجام ميشد.

00:15:40.672 --> 00:15:43.266
به مردم آمريکا قرار نبود چيزي گفته شود.

00:15:43.383 --> 00:15:46.557
آن سال انتخابات بود.

00:15:46.678 --> 00:15:50.353
در همين اثنا روساي ستاد  مشترک ارتش بشدت حس ميکردند

00:15:50.515 --> 00:15:52.017
که ايالات متحده طبق شرايط دشمن

00:15:52.184 --> 00:15:53.857
ميجنگيد

00:15:53.977 --> 00:15:57.732
و بر عمليات بسيار جدي و تاثيرگذار تر

00:15:57.856 --> 00:16:02.202
حملات هوايي عليه"اهداف حياتي"در خود ويتنام شمالي

00:16:02.319 --> 00:16:06.495
و موضع گيري قواي ايالات متحده

00:16:06.615 --> 00:16:08.413
در خاک ويتنام جنوبي اصرار کردند.

00:16:08.533 --> 00:16:12.709
جانسون از ترس اينکه چنين تحرکات تهاجمي

00:16:12.829 --> 00:16:14.957
چين را به درگيري ميکشاند

00:16:15.082 --> 00:16:19.883
درست همانطور که در 1950 وارد جنگ کره شده بود،نپذيرفت.

00:16:20.921 --> 00:16:22.106
اونا ميگن وارد يا خارج بشيم
<font color="#ff8040">ليندون جانسون،رئيس جمهور آمريکا</font>

00:16:22.130 --> 00:16:23.006
اره
<font color="#ff8040">مک جورج باندي،مشاور امنيت ملي</font>

00:16:23.131 --> 00:16:24.383
و من به اونا گفتم

00:16:24.508 --> 00:16:26.556
ما هيچ کنگره اي که با ما همراه باشه رو نداريم

00:16:26.718 --> 00:16:28.971
و هيچ مادري که با ما در جنگ همراه بشه نداريم

00:16:29.096 --> 00:16:31.019
و من بايد انتخاباتو ببرم

00:16:31.139 --> 00:16:35.019
و بعد شما ميتونيد تصميمي بگيريد.

00:16:37.229 --> 00:16:38.915
نظرسنجيها برتري موقعيت او

00:16:38.939 --> 00:16:41.033
بر مخالف محتمل حزب جمهوريخواهش

00:16:41.149 --> 00:16:44.744
سناتور بري اف گلدواتر از آريزونا
را نشان داد که

00:16:44.903 --> 00:16:48.533
در برابر آنچه که او آنرا ضعف حکومت در برابر

00:16:48.657 --> 00:16:50.705
تهاجم کمونيستي متهم ميکرد،

00:16:50.826 --> 00:16:53.420
يک منتقد صريح مصالحه ناپذير بود.

00:16:53.537 --> 00:16:55.737
چرا او از مواجهه با اين سوال که در مورد

00:16:55.789 --> 00:16:58.759
ويتنام چه ميکند طفره ميرود؟

00:16:58.917 --> 00:17:02.091
آيا او اميد دارد که ميتواند تا بعد از انتخابات براي مواجهه

00:17:02.212 --> 00:17:04.681
با مردم آمريکا منتظر بماند؟

00:17:04.798 --> 00:17:08.177
اينجا کمونيستهايي بودن که در حال تاخت وتاز در جنوب شرق آسيا بودن

00:17:08.301 --> 00:17:11.430
و جانسون در مورد اون کاري انجام نميداد

00:17:11.596 --> 00:17:12.722
حريف من به شما نگفته است که

00:17:12.848 --> 00:17:14.368
او براي جنگ سرد چه نقشه اي براي انجام دادن دارد.

00:17:14.433 --> 00:17:17.607
من پشت يک کاميون بدون ديواره در  شهر پرکيز

00:17:17.769 --> 00:17:19.487
همراه مشتي از همکلاسي هام سوار بودم
<font color="#ff8000">بيل ارهارت،پرکيز،ايالت پنسيلوانيا</font>

00:17:19.604 --> 00:17:21.857
سرودهاي کمپين بري گلدواتر رو ميخونديم
<font color="#ff8000">بيل ارهارت،پرکيز،ايالت پنسيلوانيا</font>

00:17:21.982 --> 00:17:25.202
چون ليندون جانسون به اندازه کافي در برابر

00:17:25.318 --> 00:17:26.945
اون کمونيستها سرسخت نبود

00:17:29.322 --> 00:17:32.417
جانسون فکر ميکرد که او هنوز  سرمايه سياسي

00:17:32.534 --> 00:17:37.131
براي انجام عمليات بيشتر در ويتنام ندارد ولي او از دستيارش

00:17:37.247 --> 00:17:40.968
ويليام باندي خواست طرحي را براي تصويب کنگره آماده کند که

00:17:41.084 --> 00:17:44.088
به او مجوز اعمال زور در صورت لزوم را ميداد

00:17:44.212 --> 00:17:47.466
تا در زمان مناسب آنرا به کنگره بفرستد.

00:17:51.303 --> 00:17:55.649
در 30 جولاي 1964(مرداد)کشتيهاي ويتنام جنوبي

00:17:55.766 --> 00:17:58.360
تحت هدايت ارتش ايالات متحده

00:17:58.477 --> 00:18:03.699
دو جزيره ويتنام شمالي در خليج تونکين را به توپ بستند.

00:18:03.815 --> 00:18:08.696
ناوگان کوچک ويتنام شمالي به حال اماده باش کامل در امد.

00:18:08.820 --> 00:18:11.790
آنچه که در پي آن اتفاق افتاد يکي از بحث برانگيزترين

00:18:11.907 --> 00:18:15.286
و سرنوشت سازترين وقايع در تاريخ آمريکاست

00:18:15.410 --> 00:18:18.163
در بعد ازظهر دو اوت(مرداد)

00:18:18.288 --> 00:18:21.667
ناوشکن يو اس اس مدوکس به آرامي در حال حرکت در

00:18:21.833 --> 00:18:24.086
در آبهاي بين المللي در خليج در يک

00:18:24.211 --> 00:18:27.932
ماموريت جمع اوري اطلاعات در حمايت از

00:18:28.048 --> 00:18:31.894
عمليات بيشتر ويتنام جنوبي عليه شمال در حال حرکت بود.

00:18:32.010 --> 00:18:36.311
فرمانده اسکادران قايقهاي اژدر افکن ويتنام شمالي

00:18:36.431 --> 00:18:39.025
براي حمله به مدوکس به حرکت در امد.

00:18:39.142 --> 00:18:43.989
آمريکاييها اتش گشودند و به خطا زدند

00:18:44.106 --> 00:18:47.952
اژدرهاي ويتنام شمالي نيز به خطا رفت

00:18:48.068 --> 00:18:51.823
ولي هواپيماهاي ناو هواپيمابر آمريکايي به دو قايق

00:18:51.947 --> 00:18:53.870
ويتنام شمالي آسيب زدند

00:18:54.032 --> 00:18:57.002
و سومي را خراب و از کار افتاده در آب باقي گذاشتند.

00:18:57.119 --> 00:19:01.499
هوشي مين از شنيدن خبر حمله ناوگانش شوکه شد و

00:19:01.623 --> 00:19:05.048
خواستار اطلاع از اين شد که چه کسي دستور انرا داده بود.

00:19:05.210 --> 00:19:07.804
افسر  مسئول رسما بخاطر

00:19:07.921 --> 00:19:09.844
عمل بدون دورانديشي توبيخ شد.

00:19:09.965 --> 00:19:14.562
ممکن است هيچکس هرگز نداند که چه کسي دستور حمله را داد

00:19:14.678 --> 00:19:18.558
تا امروز حتي ويتناميها برسر ان توافق ندارند

00:19:18.682 --> 00:19:22.403
ولي برخي معتقدند کار لي زوان بود

00:19:22.871 --> 00:19:24.904
شخص پشت اين تصميم

00:19:26.737 --> 00:19:27.871
بايد دبير اول لي زوان بوده باشد.

00:19:27.961 --> 00:19:30.161
لي زوان در 1964

00:19:31.730 --> 00:19:35.230
ميخواست که جنگ
<font color="#ff8040">هوي دوک ،ويتنام شمالي</font>

00:19:37.221 --> 00:19:39.155
را به سطح جديدي بالا برد.
<font color="#ff8040">هوي دوک ،ويتنام شمالي</font>

00:19:39.268 --> 00:19:44.002
چرا يک رهبر زيرک محاسبه گر
<font color="#ff8000">وين گوک،از ارتش ويتنام شمالي</font>

00:19:44.438 --> 00:19:46.538
مثل لي زوان بايد اون کار رو بکنه؟
<font color="#ff8000">وين گوک،از ارتش ويتنام شمالي</font>

00:19:46.732 --> 00:19:48.832
روستاها در دست ما بود

00:19:52.736 --> 00:19:56.403
و اگر آمريکاييها با يک نيروي نظامي بزرگ

00:19:57.869 --> 00:20:00.102
مستقيما مداخله نکرده بودند

00:20:00.154 --> 00:20:02.054
شايد تا 1965

00:20:03.061 --> 00:20:05.428
رژيم ويتنام جنوبي فروميپاشيد

00:20:07.772 --> 00:20:08.892
در واشنگتن

00:20:08.940 --> 00:20:11.910
روساي ستاد مشترک بر تلافي فوري

00:20:12.027 --> 00:20:13.779
عليه ويتنام شمالي اصرار کردند.

00:20:13.904 --> 00:20:16.623
رئيس جمهور نپذيرفت

00:20:16.740 --> 00:20:19.209
کاخ سفيد به جايش هشداري در مورد

00:20:19.326 --> 00:20:22.296
عواقب خطرناکي صادر کرد که درپي آنچه که آنرا

00:20:22.454 --> 00:20:26.129
هرگونه حملات اعلام نشده ناميد، بيشتر پيش ميايد

00:20:26.249 --> 00:20:30.299
حتي با وجود اينکه جانسون ميدانست آن حمله  از

00:20:30.462 --> 00:20:35.059
تهاجمات ويتنام جنوبي به جزاير ويتنام شمالي ناشي شده بود.

00:20:35.175 --> 00:20:38.975
هر دو طرف بازي خطرناکي را انجام ميدادند.

00:20:39.095 --> 00:20:43.976
در چهارم اوت(مرداد) کاربران بيسيم آمريکا،پيامهاي بيسيم

00:20:44.100 --> 00:20:45.727
ويتنام شماليها را به اشتباه ترجمه کردند

00:20:45.852 --> 00:20:51.655
و نتيجه گرفتند که يک عمليات نظامي، قريب الوقوع است.

00:20:51.775 --> 00:20:53.823
در واقع هانوي بسادگي از فرماندهان قايقهاي اژدر افکن

00:20:53.944 --> 00:20:57.994
خواسته بود تا براي يک حمله جديد

00:20:58.114 --> 00:21:00.458
از طرف ويتنام جنوبيها آماده باشند.

00:21:00.575 --> 00:21:05.206
مدوکس و ديگر ناوشکن ترنر جوي،

00:21:05.330 --> 00:21:08.334
آماده يک حمله جديد شدند.

00:21:08.458 --> 00:21:10.051
همينطور هم  کاخ سفيد عمل کرد.

00:21:10.168 --> 00:21:11.761
مک بفرما
<font color="#ff8040">9:43 دقيقه صبح</font>

00:21:11.878 --> 00:21:14.347
من-من شخصا به شما بعد از حمله دوم
<font color="#ff8040">رابرت مک نامارا،وزير دفاع</font>

00:21:14.464 --> 00:21:16.307
به کشتيهايمان توصيه ميکنم
<font color="#ff8040">رابرت مک نامارا،وزير دفاع</font>

00:21:16.424 --> 00:21:20.145
که ما عليه ساحل ويتنام شمالي

00:21:20.262 --> 00:21:21.684
به طريقي تلافي کنيم

00:21:21.846 --> 00:21:25.350
وقتي داشتم صبحانه ميخوردم داشتم به موضوعي فکر ميکردم:
<font color="#ff8040">ليندون جانسون،رئيس جمهور آمريکا</font>

00:21:25.475 --> 00:21:28.194
وقتي اونها به ما حمله کنن و به ما تيراندازي کنند

00:21:28.353 --> 00:21:29.997
فکر ميکنم که ما نه تنها بايد بسمت اونا شليک کنيم

00:21:30.021 --> 00:21:32.274
بلکه تقريبا بطور همزمان به يکي از اين چيزها

00:21:32.399 --> 00:21:34.460
که شما   قبلا انجام ميداديد،  به پلهايشان يا چيز ديگر حمله کنيم.

00:21:34.484 --> 00:21:35.531
دقيقا

00:21:35.694 --> 00:21:37.321
من کاملا با شما هم عقيده ام آقاي رئيس جمهور

00:21:37.445 --> 00:21:39.090
ولي اي کاش ميتونستيم چيزيو داشته باشيم

00:21:39.114 --> 00:21:40.912
که از قبل شناسايي کرده بوديم

00:21:41.032 --> 00:21:44.502
و درست به سه تا از اونا خيلي سريع يکي بعد از ديگري حمله کنيم

00:21:44.619 --> 00:21:47.919
هيچ حمله ثانويه اي هرگز رخ نداد

00:21:48.039 --> 00:21:52.169
ولي در انزمان،کاربران مضطرب سونار آمريکايي

00:21:52.294 --> 00:21:57.016
سوار بر مدوکس و ترنر جوي،خودشان را متقاعد کردند که حمله اي رخ داده است.

00:21:57.132 --> 00:22:01.808
به جانسون گفته شد که حمله محتمل ولي غير قطعي بود

00:22:01.928 --> 00:22:04.898
و از آنجايي که آن احتمالا رخ داده بود

00:22:05.056 --> 00:22:09.106
رئيس جمهور تصميم گرفت آن نبايد بي پاسخ بماند.

00:22:11.521 --> 00:22:14.866
تهاجم از طريق ترور عليه روستائيان صلح جو

00:22:14.983 --> 00:22:19.409
ويتنام جنوبي حالا با تهاجم علني

00:22:19.529 --> 00:22:23.625
در درياهاي آزاد عليه ايالات متحده امريکا ترکيب شده است.

00:22:23.742 --> 00:22:27.497
با اين وجود پاسخ ما در حال حاضر

00:22:27.620 --> 00:22:30.089
محدود و متناسب خواهد بود.

00:22:30.206 --> 00:22:35.588
ما امريکائيها هر چند سايرين به نظر ميرسد که فراموش کرده اند،

00:22:35.712 --> 00:22:38.306
خطر درگيري گسترده را ميدانيم

00:22:38.423 --> 00:22:43.930
ما هنوز بدنبال جنگ گسترده تر نيستيم

00:22:44.054 --> 00:22:47.399
اگرجايي فراخوانده شويم

00:22:47.515 --> 00:22:50.359
تا به مسئوليتهايمان عمل کنيم

00:22:50.477 --> 00:22:53.071
و براي ان خوب اموزش ديده باشم
<font color="#ff8040">اورت آلوارز،خلبان نيروي دريايي</font>

00:22:53.188 --> 00:22:54.735
من هرگز در مورد آن زياد فکر نميکنم.

00:22:54.856 --> 00:22:57.109
اون بخشي از وظيفمه

00:22:57.233 --> 00:23:00.658
ستوان اورت آلوارز اهل ساليناس ايالت کاليفرنيا

00:23:00.779 --> 00:23:04.409
سوار ناو هواپيمابر يو.اس.اس کانستيليشن بود

00:23:04.532 --> 00:23:08.082
به اسکادرانش شامل هواپيماهاي اسکاي هاوک A-4

00:23:08.203 --> 00:23:10.797
دستور داده شد تا به تاسيسات قايقهاي اژدر فکن

00:23:10.914 --> 00:23:15.420
و تاسيسات نفتي نزديک بندر هون گاي حمله کنند

00:23:15.543 --> 00:23:20.219
خلبانان امريکايي براي اولين بار براي بمباران ويتنام شمالي

00:23:20.340 --> 00:23:22.342
حرکت ميکردند.

00:23:23.635 --> 00:23:24.945
وقتي ما به هدف نزديک شديم

00:23:24.969 --> 00:23:26.596
ارتفاع را کاهش ميداديم

00:23:26.721 --> 00:23:29.816
واضح بود که اونا ميتونستن ما رو روي رادارهاشون رهگيري کنن

00:23:29.933 --> 00:23:32.356
يادم مياد زانوهام ميلرزيدن

00:23:32.477 --> 00:23:35.356
و داشتم ميگفتم:اي واي،دارم وارد جنگ ميشم

00:23:37.315 --> 00:23:39.317
اين جنگه

00:23:40.485 --> 00:23:42.078
يکذره ترسيده بودم

00:23:42.195 --> 00:23:46.917
وقتي ما رفتيم و اونا شروع به تيراندازي به ما کردن

00:23:47.033 --> 00:23:49.331
اون ترس از بين رفت

00:23:49.452 --> 00:23:54.083
همه چيز بطور مرگباري در کابين خلبان ساکت و اروم ميشد

00:23:54.207 --> 00:23:56.926
اون يکجور شبيه سمفوني بود

00:23:57.043 --> 00:24:02.516
حسي که هواپيمام درست شبيه رقص باله در هوا بود

00:24:02.632 --> 00:24:06.102
و من فقط در حال اجراي انچه که بايد انجام ميدادم بودم.

00:24:08.346 --> 00:24:09.347
و بعد مورد اصابت قرار کرفتم

00:24:09.472 --> 00:24:10.519
حالت اضطراري،حالت اضطراري

00:24:11.933 --> 00:24:15.608
نظاميان ساحلي آلوارز را دستگير کردند

00:24:15.728 --> 00:24:18.151
و او را به ارتش ويتنام شمالي تحويل دادند

00:24:18.273 --> 00:24:23.905
يک مرد داشت سر من به ويتنامي داد ميکشيد و  چيزي ميگفت

00:24:24.028 --> 00:24:26.998
من شروع کردم با اون به اسپانيايي حرف زدن.

00:24:27.115 --> 00:24:28.958
از من نپرسيد چرا

00:24:29.075 --> 00:24:32.079
اون لحظه اون يک فکر خوب بنظر ميرسيد

00:24:34.038 --> 00:24:39.169
بعدا وقتي اونا کلمه يو.اس.آ رو روي کارت شناساييم پيدا کردن

00:24:39.294 --> 00:24:44.221
و بعد اونا شروع به صحبت با من به انگليسي کردن.

00:24:44.340 --> 00:24:48.390
آلوارز فکر ميکرد که با او بعنوان يک اسير جنگي رفتار ميشود

00:24:48.553 --> 00:24:50.726
من طبق دستورالعمل رفتاري عمل ميکردم که

00:24:50.889 --> 00:24:53.108
به اونا اسم،درجه،شماره خدمت

00:24:53.224 --> 00:24:54.441
و تاريخ تولد رو بديم.

00:24:56.019 --> 00:24:59.990
ولي اونا به سرعت به من ياداور شدند که هيچ وضعيت جنگي وجود نداره

00:25:00.106 --> 00:25:02.700
هيچ اعلان جنگي وجود نداره

00:25:02.817 --> 00:25:06.538
بنابراين من نميتونستم اسير جنگي تلقي بشم.

00:25:08.072 --> 00:25:09.449
من در مورد اون فکر ميکنم

00:25:09.574 --> 00:25:11.167
و با خودم ميگم:ميدوني چيه

00:25:11.284 --> 00:25:12.706
حق با اوناست

00:25:12.827 --> 00:25:16.081
اورت الوارز اولين هوانورد امريکايي بود که

00:25:16.206 --> 00:25:19.506
در آسمان ويتنام شمالي سرنگون ميشد

00:25:19.626 --> 00:25:22.300
و اولين امريکايي بود که در انجا زنداني ميشد.

00:25:24.881 --> 00:25:27.134
حالا رئيس جمهور مصوبه اي که

00:25:27.258 --> 00:25:30.888
او از دستيارش ويليام باندي خواسته بود تا دو ماه قبل پيش نويسش را تهيه کند

00:25:31.012 --> 00:25:33.435
به کنگره فرستاد.

00:25:33.556 --> 00:25:37.356
جانسون به هرحال از قبل آماده حرکت بود

00:25:37.477 --> 00:25:41.232
و اون واقعه به اون حقيقتا چيزي که نياز داشت

00:25:41.356 --> 00:25:43.905
تا به کنگره برود و تقاضاي يک مصوبه را بکند را داد

00:25:44.025 --> 00:25:46.027
که به اون اجازه ميداد تا با انچه که او بعنوان تجاوز در ويتنام ميديد

00:25:46.152 --> 00:25:47.779
مواجه شود.

00:25:47.946 --> 00:25:50.244
و اونچه که او گرفت،مصوبه خليج تونکين

00:25:50.365 --> 00:25:53.960
که اونچيزيه که او ميگه:مثل لباس خواب مامان بزرگ
<font color="#ff8040">
جيمز ويلبانکس،مشاور ارتش</font>

00:25:54.118 --> 00:25:55.495
همه چيز رو ميپوشونه.(منظور اختيارات گسترده است)

00:25:55.620 --> 00:25:59.966
فکر ميکنم جانسون بدنبال فرصتيه

00:26:00.124 --> 00:26:03.970
زمان درستش تا پياميو به ويتنام شمالي بفرسته

00:26:04.087 --> 00:26:08.012
که ما در مورد حمايت از ويتنام جنوبي جدي هستيم

00:26:08.132 --> 00:26:10.226
اون پيغام فرستاده شد

00:26:10.343 --> 00:26:12.061
فکر ميکنم ما دشمن رو درست براورد نکرديم

00:26:12.178 --> 00:26:14.431
چون اونها هم باندازه ما جدي هستند

00:26:15.848 --> 00:26:18.852
در7  اوت 1964(مرداد)

00:26:18.977 --> 00:26:22.652
با اراي 88 به 2،مجلس سنا

00:26:22.772 --> 00:26:26.822
انچه که مصوبه خليج تونکين ناميده شد را تصويب کرد.

00:26:26.943 --> 00:26:31.164
در کنگره،يک نماينده هم با آن مخالفت نکرد.

00:26:31.322 --> 00:26:34.997
سناتور گلدواتر ديگر نميتوانست حق بجانب ادعا کند که

00:26:35.159 --> 00:26:37.161
جانسون در مقاومت در مقابل ويتنام شمالي

00:26:37.328 --> 00:26:41.003
در حال شکست خوردن است
در حاليکه آن دسته از راي دهندگان

00:26:41.165 --> 00:26:43.167
نگران بودند که ايالات متحده در خطر

00:26:43.293 --> 00:26:45.591
درگيري بيشتر  است

00:26:45.712 --> 00:26:49.592
پاسخ سنجيده رئيس جمهور را ميستودند.

00:26:49.716 --> 00:26:53.437
حمايت از روش اداره جنگ جانسون يک شبه

00:26:53.553 --> 00:26:57.023
از 42 به 72 درصد افزايش يافت.

00:26:57.140 --> 00:27:00.110
مردم آمريکا  به رئيس جمهورشان باور داشتند

00:27:01.352 --> 00:27:04.856
لي زوان و رفقايش در هانوي
اينچنين نبودند.

00:27:04.981 --> 00:27:07.575
آنها باور کمي به اين ادعاي رئيس جمهور آمريکا داشتند

00:27:07.692 --> 00:27:09.694
او بدنبال جنگ گسترده تر نيست

00:27:09.861 --> 00:27:12.705
آنان مصمم به افزايش تلاشهايشان

00:27:12.864 --> 00:27:14.332
براي پيروزي در ستيز در جنوب بودند

00:27:14.449 --> 00:27:17.453
پيش ازينکه ايالات متحده حضورش را با ارسال

00:27:17.577 --> 00:27:19.830
سربازان جنگي افزايش دهد.

00:27:21.122 --> 00:27:23.090
براي اولين بار

00:27:23.207 --> 00:27:25.801
هانوي شروع به فرستادن نيروهاي منظم ويتنام شمالي

00:27:25.918 --> 00:27:28.546
به جنوب ،پائين شبکه معابري کردند

00:27:28.671 --> 00:27:31.845
که آنها از جنگل لائوس جدا کرده بودند.

00:27:31.966 --> 00:27:33.934
مسير هوشي مين.

00:27:35.219 --> 00:27:36.971
اين پايگاه هوايي بين هوا

00:27:37.096 --> 00:27:38.598
بزرگترين پايگاه هوايي در ويتنام جنوبي است

00:27:38.723 --> 00:27:42.398
ساعتها پس از مورد اصابت قرار گرفتن توسط آتشباري خمپاره کمونيستها.

00:27:42.518 --> 00:27:45.567
در اول نوامبر(آبانماه)،چريکهاي ويت کنگ پايگاه هوايي

00:27:45.688 --> 00:27:49.738
بين هوا نزديک سايگون را با خمپاره گلوله باران کردند.

00:27:49.859 --> 00:27:52.112
پنج آمريکايي کشته شدند

00:27:52.236 --> 00:27:54.238
سي نفر زخمي شدند

00:27:54.405 --> 00:27:58.535
پنج بمب افکن ب-57 روي زمين نابود شدند

00:27:58.660 --> 00:28:00.537
و 15 هواپيماي ديگر آسيب ديد

00:28:00.662 --> 00:28:02.414
آقاي سفير

00:28:02.538 --> 00:28:04.586
آيا شما فکر ميکنيد که اين يک نوع جديدي از قابليتهاي
<font color="#ff8000">مکسول تايلور،سفير  آمريکا</font>

00:28:04.707 --> 00:28:06.709
را نشان ميدهد که ويت کنگ بدست آورده اند؟
<font color="#ff8000">مکسول تايلور،سفير  آمريکا</font>

00:28:06.834 --> 00:28:09.132
اوه من بسادگي ميگم که اونها هرگز قبلا اين کار را نکرده بودند

00:28:11.923 --> 00:28:14.301
روساي ستاد مشترک به رئيس جمهور توصيه کردند که

00:28:14.425 --> 00:28:18.851
يک حمله هوايي فوري همه جانبه بر 94 هدف در شمال انجام دهد

00:28:18.971 --> 00:28:22.191
و ارتش منظم و يگانهاي تفنگداران دريايي

00:28:22.308 --> 00:28:26.279
و نه مشاوران بيشتر را  همچنين به ويتنام جنوبي بفرستد.

00:28:26.396 --> 00:28:27.773
او آنرا انجام نداد

00:28:27.897 --> 00:28:30.366
انتخابات تنها دو روز ديگر بود

00:28:32.735 --> 00:28:36.831
ليندون بين جانسون در انتخابات رياست جمهوري با تلاشهاي خودش پيروز شد

00:28:36.948 --> 00:28:38.950
و او آنرا با اکثريت مطلق آرا برنده شد

00:28:40.827 --> 00:28:43.171
رئيس جمهور طي يک ماه آنچه را که

00:28:43.287 --> 00:28:45.881
يک "پاسخ تدريجي" ناميده شد،تائيد کرد:

00:28:45.998 --> 00:28:49.878
حملات هوايي محدود بر مسير هوشي مين در لائوس

00:28:50.002 --> 00:28:52.972
و حملات تلافي جويانه بر

00:28:53.089 --> 00:28:55.968
اهدافي در ويتنام شمالي.

00:28:56.092 --> 00:28:59.972
ولي او از بمباران مداوم شمال

00:29:00.096 --> 00:29:04.146
تا زمانيکه ويتنام جنوبيها نظم را در خانه خود برقرار کنند،سرباز زد.

00:29:05.977 --> 00:29:11.108
جانسون در خفا شک داشت  که نيروي هوايي به تنهايي هرگز موثر باشد

00:29:11.232 --> 00:29:13.655
و اعتقاد داشت که او نهايتا مجبور ميشود سربازان نيروي زميني

00:29:13.818 --> 00:29:15.035
به آنجا بفرستد

00:29:15.153 --> 00:29:18.703
هرچند که او هنوز تمايل نداشت که انرا بطور عمومي بگويد.

00:29:24.704 --> 00:29:28.459
دنتون در  پاييز 1964،هفده سالش بود

00:29:28.583 --> 00:29:32.838
و او مصمم بود که به خدمت برود

00:29:32.962 --> 00:29:36.808
موگي کراکر از تابستان بي قرار شده بود

00:29:36.924 --> 00:29:39.973
او بعد از واقعه خليج تونکين بطور محرمانه

00:29:40.094 --> 00:29:42.597
به خواهرش گفته بود که او ميخواهد به نيروي دريايي ملحق شود

00:29:42.722 --> 00:29:46.192
ولي او ميدانست والدينش فرم رضايت نامه را امضا نميکنند

00:29:46.350 --> 00:29:50.821
که به يک جوان 17 ساله اجازه ميداد به سربازي برود.

00:29:50.938 --> 00:29:54.659
او در مورد تمايلش براي رفتن به خدمت سربازي صحبت ميکرد
<font color="#ff8040">کارول کراکر،ساراتوگا اسپرينگز،نيويورک</font>

00:29:54.776 --> 00:29:57.199
و اينکه تلاشهايش براي رفتن به خدمت زير سن قانوني شکست خورده بود.

00:29:57.320 --> 00:30:00.699
و اينکه او ميخواست والدينم از او در اين مورد حمايت کنن

00:30:00.865 --> 00:30:03.209
والدينش سعي داشتند تا او را متقاعد کنند

00:30:03.367 --> 00:30:05.369
که او با آموزش دانشگاهي تا اينکه تنها يک

00:30:05.536 --> 00:30:10.042
سرباز ديگر باشد،ميتوانست براي کشورش بيشتر مفيد باشد.

00:30:10.208 --> 00:30:12.927
موگي يک دنده بود

00:30:13.044 --> 00:30:16.594
صبح دوشنبه او خانه را بسمت مدرسه ترک کرد

00:30:16.714 --> 00:30:19.388
و من رفتنشو نظاره ميکردم

00:30:19.509 --> 00:30:21.386
ولي اون شب براي شام نيامد
<font color="#ff8040">ژان-ماري کراکر،ساراتوگا اسپرينگز،نيويورک</font>

00:30:21.552 --> 00:30:22.599
و تماسي هم نگرفته بود

00:30:22.720 --> 00:30:26.065
روزي که برادرم فرار کرد قرار بود

00:30:26.224 --> 00:30:30.479
يکي از عجيبترين تجارب زندگيم باشه.

00:30:30.603 --> 00:30:33.652
من اتفاقي به قلکم نگاه کردم

00:30:33.773 --> 00:30:37.277
و اون پول رو برداشته بود و يادداشتي برام بجا گذاشته بود

00:30:37.401 --> 00:30:40.075
او قول داده بود که پولم رو پس ميده

00:30:40.196 --> 00:30:42.915
او بمدت 4 ماه رفت

00:30:43.032 --> 00:30:46.286
و گفت که تا زمانيکه ما براي امضاي رضايتنامه اش موافقت نکنيم

00:30:46.410 --> 00:30:48.833
به خانه بازنخواهد گشت.

00:30:48.955 --> 00:30:53.210
و اون تا ژوئن(خرداد)18 سالش نميشد.

00:30:53.334 --> 00:30:56.679
ولي ما موافقت کرديم و اون به خانه برگشت

00:30:56.796 --> 00:31:01.347
شوهرم حس ميکرد که اون يک موافقتنامه تعهدآميز بود

00:31:01.467 --> 00:31:04.437
من اميد داشتم که بتونم عقيدشو عوض کنم

00:31:09.392 --> 00:31:13.147
از نظر من سپاه تفنگداران دريايي به بهترين نحو خودشو نشون ميداد.

00:31:13.271 --> 00:31:14.614
و اون حقيقتا همونجور بود.

00:31:14.772 --> 00:31:17.241
اونا بهترين هستند

00:31:17.358 --> 00:31:19.736
و من ميخواستم بخشي از بهترين باشم
<font color="#ff8000">فليپ بردي،مشاور تفنگداران دريايي</font>

00:31:19.861 --> 00:31:21.488
من رقابتجو بودم
<font color="#ff8000">فليپ بردي،مشاور تفنگداران دريايي</font>

00:31:21.612 --> 00:31:22.659
من ستيزه گر بودم

00:31:22.780 --> 00:31:24.782
ولي ميخواستم وارد سپاه تفنگداران دريايي بشم

00:31:24.949 --> 00:31:27.498
و به اولين جنگي برم که ميتونستم پيدا کنم

00:31:27.618 --> 00:31:30.872
ستوان فليپ بردي،از واشنگتون پورت،نيويورک

00:31:30.997 --> 00:31:33.671
درست چند روز بعد از

00:31:33.791 --> 00:31:36.010
انتخاب ليندون جانسون به سايگون رسيد

00:31:36.127 --> 00:31:38.755
يکي از مشاوران جديد فرستاده شده براي کمک به حمايت از

00:31:38.880 --> 00:31:41.679
ارتش ويتنام جنوبي.

00:31:41.799 --> 00:31:46.054
ما بايد مطمئن بشيم که زنان و کودکان آسيب نميبينند.

00:31:46.178 --> 00:31:49.478
ژنرال وستمورلند خودش به تازه واردين خوشامد ميگفت

00:31:49.599 --> 00:31:53.445
او مرد تاثيرگذاري بنظر ميرسيد با رزومه اي تحسين برانگيز.

00:31:53.561 --> 00:31:57.737
بسياري از افرادي که او آنها را در تونس،سيسيل و نورماندي

00:31:57.857 --> 00:32:01.532
طي جنگ دوم جهاني فرماندهي کرده بود او را سوپرمن ميناميدند.

00:32:01.652 --> 00:32:03.825
او بطور برجسته اي در کره جنگيده بود

00:32:03.946 --> 00:32:06.665
يگان هوابرد صد و يکم را فرماندهي کرده بود,

00:32:06.782 --> 00:32:09.501
بعنوان سرپرست دانشکده نظامي وست پوينت خدمت کرده بود.

00:32:09.619 --> 00:32:10.916
مجله تايم او را

00:32:11.037 --> 00:32:15.417
"تجسم شخصيت نيرومند مرد رزمنده آمريکايي"ناميد.

00:32:15.541 --> 00:32:16.667
ولي در همان زمان

00:32:16.792 --> 00:32:18.794
قلبها و اذهان مردم را تصاحب کند.

00:32:18.920 --> 00:32:21.548
ژنرال وستمورلند به ما گفت که ما پائين

00:32:21.672 --> 00:32:24.346
خط 4/5 متري(آخرين حد فاصل تا خط گل در فوتبال آمريکايي) هستيم و ما تنها مدت زمان کمي براي

00:32:24.467 --> 00:32:28.347
کسب گل 6 امتيازي(در راگبي) نياز داريم.

00:32:28.471 --> 00:32:31.441
بعد من بيرون رفتم و بعد روي زمين نشستم

00:32:31.557 --> 00:32:34.151
و بعد فهميدم:"نگرفتي چي شد؟

00:32:34.268 --> 00:32:36.521
ما داريم اين جنگو ميبازيم

00:32:36.687 --> 00:32:41.193
ستوان بردي براي کمک به سروان فرانک الر

00:32:41.359 --> 00:32:43.578
مشاور ارشد گردان چهارم

00:32:43.694 --> 00:32:46.868
سپاه تفنگداران دريايي ويتنام منصوب شد,يک يگان نخبه

00:32:47.031 --> 00:32:51.207
که اعضايش خود را کوسه هاي قاتل ميناميدند

00:32:51.369 --> 00:32:55.090
به شما گفته شد که شما به اونجا ميريد تا در امور آموزشي

00:32:55.206 --> 00:32:59.336
راهنمايي کنيد و اساسا اين همقطاران کوچولو رو ارتقا بديد

00:32:59.460 --> 00:33:01.462
که چجوري بجنگند

00:33:01.587 --> 00:33:04.636
زمانيکه در حقيقت اونا ميدونستن که چجوري بجنگن.

00:33:04.757 --> 00:33:06.885
شما در حقيقت نقش فرعيو داشتين

00:33:07.009 --> 00:33:10.559
شما بسادگي اونجا بودين تا  دارائيهاييو راهنمايي کنين که اونها نداشتن

00:33:10.721 --> 00:33:15.022
توپخانه آمريکايي،حملات هوايي آمريکايي.

00:33:15.142 --> 00:33:17.736
بردي تمام توانش را بکار برد تا
تفنگداران دريايي

00:33:17.853 --> 00:33:20.026
ويتنام جنوبي در يگانش را بشناسد.

00:33:21.942 --> 00:33:25.442
فيل بردي بعنوان دستيار مشاور ارشد وارد شد.

00:33:27.253 --> 00:33:29.987
من گفتم که:تو مشاور من نيستي.تو ياور مني.

00:33:32.105 --> 00:33:34.305
و همچنين"تو خيلي دراز و گنده اي."

00:33:34.982 --> 00:33:36.982
از من دور بمون

00:33:37.397 --> 00:33:39.897
چون اگه تو بمن نزديک بشي

00:33:40.805 --> 00:33:43.939
برخي تک تيراندازهاي ويت کنگ شليک خواهند کرد
<font color="#ff8040">تران گوک توان
از تفنگداران دريايي ويتنام جنوبي</font>

00:33:44.140 --> 00:33:45.607
به تو شليک ميکنن و بعد به تو   نميخوره

00:33:45.678 --> 00:33:46.678
و بعد منو ميزنن

00:33:47.258 --> 00:33:51.013
ستوان تران گاک توان،پسر يک راننده کاميون

00:33:51.137 --> 00:33:53.435
او از زندگي با يک نامادري متخاصم

00:33:53.597 --> 00:33:58.103
از طريق ورود به دانشگاه نظامي ويتنام جنوبي در دالات گريخت

00:33:58.269 --> 00:34:02.615
او بمدت بيش از دوسال مشغول جنگ با ويت کنگ بود

00:34:02.773 --> 00:34:04.167
توان يکي از افسران دون پايه بود.

00:34:04.191 --> 00:34:05.534
فکر ميکنم اون..

00:34:05.651 --> 00:34:07.011
فکر ميکنم اون فرمانده يک گروهان بود

00:34:07.111 --> 00:34:09.284
اونو ميشناختم،دوسش داشتم

00:34:09.405 --> 00:34:12.454
او فارغ التحصيل دالاته که چيزي مثل دانشگاه نظامي وست پوينت اوناست.

00:34:12.616 --> 00:34:14.368
خيلي متعهد بود

00:34:14.883 --> 00:34:19.016
بعدا ما فهميديم که همديگه رو ازون بهتر ميشناسيم

00:34:20.707 --> 00:34:22.873
چون ما از يک نسل هستيم

00:34:24.420 --> 00:34:28.971
بريدي ،توان و گردان چهارم تفنگداران دريايي ويتنام جنوبي

00:34:29.133 --> 00:34:32.228
در نزديکي بين هوا،پايگاه هوايي در احتياط،مستقر بودند

00:34:32.344 --> 00:34:36.190
منتظر فراخوانده شدن به صحنه نبرد بودند

00:34:36.307 --> 00:34:38.105
حالا شايعات جديدي

00:34:38.225 --> 00:34:42.731
از يگانهاي بزرگتر در حال حرکت دشمن از طريق مناطق روستايي وجود داشت

00:34:42.855 --> 00:34:45.779
نقشه لي زوان براي کسب يک  پيروزي سريع و قاطعانه

00:34:45.900 --> 00:34:47.618
در حال انجام بود

00:34:52.798 --> 00:34:55.398
اسم جوونترين برادرم گويان تان هوانگ بود

00:34:56.922 --> 00:34:58.522
اون يک پيشاهنگ بود

00:35:00.512 --> 00:35:02.212
اون بقتل رسيد

00:35:04.420 --> 00:35:07.287
اگه شما وارد قبرستان بشيد،قبرش سمت چپ شماست
<font color="#ff8040">وين وان تانگ،از قواي ويت کنگ</font>

00:35:08.823 --> 00:35:12.689
اون قبر ششم در رديف ششمه
<font color="#ff8040">وين وان تانگ،از قواي ويت کنگ</font>

00:35:13.779 --> 00:35:17.246
ما يکبار در سال براي ديدن از قبرش براي يادبودش ميريم

00:35:19.305 --> 00:35:21.639
دوست داشتم که يک بار ديگه حرفي بزنه

00:35:22.461 --> 00:35:24.394
برادرم نامزد داشت

00:35:25.279 --> 00:35:28.346
برادرم اونو براي ديدار با مادرمون به خونه اورد

00:35:28.781 --> 00:35:32.547
مادرم خيلي خيلي خوشحال بود تا اون عروسش بشه

00:35:35.734 --> 00:35:37.800
وقتي برادرم کشته شد

00:35:38.305 --> 00:35:41.238
اون از اينکه با مرد ديگه اي ازدواج کنه سرباز زد

00:35:41.359 --> 00:35:43.192
و بجاش خودکشي کرد

00:35:46.043 --> 00:35:48.512
وين وان تانگ،در لشکر نهم تازه تاسيس ويت کنگ

00:35:48.629 --> 00:35:51.678
يک افسر سياسي بود

00:35:51.799 --> 00:35:55.724
يکي از شايد 2000 سرباز ويت کنگ و ويتنام شمالي که

00:35:55.886 --> 00:36:00.608
که مجبور بودند  هفته ها ساکت بمانند و به داخل فوک توي

00:36:00.724 --> 00:36:02.726
يک ايالت فرضا آرام سازي شده

00:36:02.852 --> 00:36:06.197
کمتر از 65 کيلومتري جنوب شرقي سايگون نفوذ کنند.

00:36:08.186 --> 00:36:09.986
ديدگاهم در جنگ

00:36:10.796 --> 00:36:14.096
اين بود که اگه شما نتونيد نيروهاي اصلي دشمن رو نابود کنيد

00:36:14.275 --> 00:36:15.475
ستون فقرات دشمن رو

00:36:16.259 --> 00:36:17.793
شما نميتونين پيروز بشين

00:36:19.751 --> 00:36:22.084
اگه ما اون نيروها رو نابود نميکرديم

00:36:22.875 --> 00:36:24.541
جنگ براي هميشه طول ميکشيد

00:36:27.334 --> 00:36:30.554
هدف تانگ و هم قطارانش

00:36:30.671 --> 00:36:33.390
دهکده استراتژيک بين جا

00:36:33.507 --> 00:36:37.887
منزلگاه حدود 6000 پناهنده ضد کمونيست کاتوليک بود

00:36:39.555 --> 00:36:42.229
نقشه شان تصرف دهکده

00:36:42.349 --> 00:36:46.070
و بعد نابود سازي نيروهاي سايگون بود که مطمئنا براي بازپس گيري آن

00:36:46.187 --> 00:36:47.655
اعزام ميشدند

00:36:47.771 --> 00:36:50.115
براي اطمينان از موفقيت

00:36:50.274 --> 00:36:53.619
چندين تن از سلاحهاي سنگين تحت پوشش تاريکي

00:36:53.777 --> 00:36:55.620
مخفيانه برده شد

00:36:55.738 --> 00:36:58.787
خمپاره اندازها،تيربارها،تفنگهاي
ضد تانک

00:36:58.949 --> 00:37:01.793
که قادر بودند تانکها را منفجر کنند

00:37:01.911 --> 00:37:04.460
کمونيستها هرگز  پيش از اين هيچ عملياتي

00:37:04.622 --> 00:37:07.466
در ابعاد اين انجام نداده بودند

00:37:07.583 --> 00:37:10.757
پيش از سپيده دم 28 دسامبر(ديماه)

00:37:10.878 --> 00:37:14.974
يگانهاي پيشروي ويت کنگ بسادگي نظاميان روستا را مغلوب کردند

00:37:15.090 --> 00:37:16.808
و بينجا را اشغال کردند

00:37:19.720 --> 00:37:22.644
زمانيکه دو گروهان کارازموده تکاور ويتنام جنوبي

00:37:22.806 --> 00:37:24.900
روز بعد با هليکوپتر به محل منتقل شدند

00:37:25.017 --> 00:37:28.988
کمين خوردند و متلاشي شدند

00:37:29.104 --> 00:37:31.357
در صبح روز سي ام دسامبر

00:37:31.482 --> 00:37:34.702
فليپ بردي،دوستش تران ناک توان

00:37:34.818 --> 00:37:38.664
و گردان چهارم تفنگداران دريايي براي خلاصي و تقويت

00:37:38.781 --> 00:37:41.330
تکاوران از طريق هوا اعزام شدند

00:37:41.450 --> 00:37:44.875
دشمن بسمت شرق روستا عقب نشست

00:37:49.780 --> 00:37:53.247
حدود 5 بعد از ظهر يک هليکوپتر روي موقعيت ما چرخ ميزد

00:37:54.136 --> 00:37:57.303
درست بالاي پست فرماندهي هنگ.

00:37:59.260 --> 00:38:03.160
فرمانده هنگ پرسيد"ميتونيد اونو سرنگون کني؟"

00:38:05.636 --> 00:38:07.036
ما گفتيم:بله ،ميتونيم

00:38:08.182 --> 00:38:09.182
و يک دقيقه بعد

00:38:09.817 --> 00:38:12.617
هليکوپتر مورد اصابت قرار گرفت و شعله ور شد

00:38:14.566 --> 00:38:18.946
يکهو شما ميتونيد ببينيد گلوله هاي رسام

00:38:19.071 --> 00:38:22.541
از مزرعه خارج ميشن به هليکوپتر ميخورن و اون سرنگون ميشه

00:38:22.700 --> 00:38:25.670
ما دستور داشتيم که پايين بريم و بقاياي نيروها رو

00:38:25.786 --> 00:38:27.584
صبح روز بعد بازيابي کنيم

00:38:29.094 --> 00:38:31.894
من به محلي که هليکوپتر سرنگون شده بود رفتم

00:38:32.288 --> 00:38:34.955
و ديدم که چهار آمريکايي مردن

00:38:36.623 --> 00:38:38.523
من در اون لحظه

00:38:39.478 --> 00:38:42.078
ارزش زندگي مستشاران آمريکايي رو نفهميدم

00:38:42.448 --> 00:38:44.948
افسر فرماندهي از سايگون
<font color="#ff8040">تران گوک توان
از تفنگداران دريايي ويتنام جنوبي</font>

00:38:46.416 --> 00:38:50.716
به گردان گفت که شما بايد وارد شين و همه چهار

00:38:51.729 --> 00:38:53.996
جسد آمريکاييهاي در خدمت رو بياريد.

00:38:55.806 --> 00:38:57.773
اونا يک گردان کامل رو

00:38:57.934 --> 00:39:00.934
براي بدست اوردن چهار مستشار آمريکايي فرستادند

00:39:01.905 --> 00:39:04.408
گروهان پيشرو بقايا رو بدست اورد

00:39:04.533 --> 00:39:08.333
و بعد اونا بشدت گرفتار و درهم کوبيده شدند.

00:39:12.708 --> 00:39:16.087
12 تفنگدار ويتنام جنوبي از يگان توان  در حين رسيدن

00:39:16.211 --> 00:39:18.589
به هليکوپتر سرنگون شده کشته شدند.

00:39:18.756 --> 00:39:20.474
رفقايشان آنها را  در کتهاي باراني پيچيدند

00:39:20.591 --> 00:39:24.767
و انها را در کنار اجساد آمريکاييها خواباندند

00:39:24.928 --> 00:39:27.647
يک هليکوپتر آمريکايي در محل پاکسازي فرود آمد

00:39:27.765 --> 00:39:30.268
خدمه آمريکايي آن زير آتش بيرون پريدند

00:39:30.434 --> 00:39:32.436
اجساد آن چهار آمريکايي را برداشتند

00:39:32.603 --> 00:39:36.233
آنها را بدرون هليکوپتر بردند و مجددا پرواز کردند

00:39:37.734 --> 00:39:42.334
و ما به اونا گفتيم"هي،براي بردن اجساد ما از اينجا هم دوباره سعي کنين"

00:39:42.874 --> 00:39:46.274
ولي اونا از بردن جنازه هاي ما(ويتناميها)سر باز زدند

00:39:47.368 --> 00:39:52.545
توان و افرادش بمدت سه ساعت با جنازه هاي خودشان باقي ماندند

00:39:52.664 --> 00:39:56.794
و براي يک هليکوپتر که آنها را از ميدان نبرد خارج کند منتظر ماندند

00:39:58.629 --> 00:40:01.803
در همين حين من يکذره مضطرب شدم

00:40:01.965 --> 00:40:04.263
چون اول از همه ما داشتيم روشنايي رو از دست ميداديم

00:40:04.385 --> 00:40:07.980
دوم اينکه حالا ما خارج از برد توپخانه(خودي)بوديم

00:40:08.138 --> 00:40:10.436
ما بايد ازونجا خارج ميشديم

00:40:10.630 --> 00:40:12.497
ما بايد از اينجا خارج ميشديم

00:40:13.614 --> 00:40:15.014
چون اونا داشتن ميومدن

00:40:17.104 --> 00:40:18.804
و ما فرصتي نداشتيم

00:40:20.901 --> 00:40:23.950
من پيش سرگرد نو رفتم و گفتم

00:40:24.071 --> 00:40:27.166
"سرگرد ما بايد حالا از اينجا خارج بشيم"

00:40:27.282 --> 00:40:31.662
و نو گفت"فراموش نکن که من يک سرگردم

00:40:31.787 --> 00:40:32.827
و تو يک ستواني

00:40:32.871 --> 00:40:36.000
بر روي پاشنه پاش چرخيد و دور شد

00:40:36.125 --> 00:40:40.426
ده دقيقه بعد کل جهنم رو سرمون خراب شد

00:40:43.330 --> 00:40:45.997
اونا شروع به گلوله باران توپخانه اي کردن

00:40:46.647 --> 00:40:50.180
اونا شروع به گلوله باران با توپخانه بر روي اجسادمون کردن

00:40:50.265 --> 00:40:52.532
اون اولين بار در جنگ ويتنام بود که

00:40:54.208 --> 00:40:57.541
اونا شروع به گلوله باران توپخانه اي پيش از حمله به ما کردند

00:41:00.649 --> 00:41:03.528
گلوله باران توپخانه اي نهايتا متوقف شد

00:41:03.694 --> 00:41:06.038
ولي بعد در شيپورها دميده شد

00:41:06.196 --> 00:41:08.665
و موج بعد از موج از سربازان دشمن

00:41:08.782 --> 00:41:10.910
بسمت مردان بسيار کم تعدادتر پيشروي کردند

00:41:14.288 --> 00:41:17.713
اون مثل اين بود که شما يک نوار موسيقي از شليک رو روشن کني

00:41:21.086 --> 00:41:23.088
و درست مثل اين بود

00:41:23.213 --> 00:41:24.260
درست مثل اون

00:41:24.381 --> 00:41:26.054
يکهو ناگهاني از  ناکجا خارج شد

00:41:29.761 --> 00:41:32.981
ما از حملات هوايي کمي که همراه هليکوپترها باقي گذاشته بوديم استفاده کرديم

00:41:33.098 --> 00:41:37.319
درخواست حمله بر موقعيتمون براي کند کردن حمله اونا کرديم.

00:41:37.436 --> 00:41:40.485
هيچ راهي باقي نمانده بود

00:41:40.972 --> 00:41:41.972
ما محاصره شديم

00:41:42.893 --> 00:41:44.293
و اونا همينطور ميومدن

00:41:46.554 --> 00:41:48.254
من تير خوردم

00:41:48.587 --> 00:41:50.287
اولين گلوله درست اينجا خورد

00:41:50.315 --> 00:41:51.315
و بعد

00:41:52.850 --> 00:41:56.050
دومين گلوله درست اينجا خورد

00:41:58.724 --> 00:42:02.590
گلوله کلاشينکوف درست از اينجا گذشت

00:42:03.273 --> 00:42:05.273
يک سوراخ بزرگ مثل اين درست کرد

00:42:06.322 --> 00:42:08.055
ولي من هنوز داشتم ميجنگيدم

00:42:10.237 --> 00:42:12.604
من بهيچوجه احساس درد نميکردم

00:42:12.955 --> 00:42:15.222
من هيچ وقت نداشتم در موردش فکر کنم

00:42:17.976 --> 00:42:20.980
آنچه ما کرديم اين بود که سعي کرديم ازونجا بيايم بيرون

00:42:21.104 --> 00:42:24.028
26 نفر از ما از خط محاصره خارج شديم

00:42:24.149 --> 00:42:26.902
11 نفر نهايتا موفق شدن

00:42:28.070 --> 00:42:29.242
همه ان شب

00:42:29.363 --> 00:42:31.365
ويت کنگ در بين درختان حرکت ميکردند

00:42:31.490 --> 00:42:33.242
زخميهاي خودشان را بيرون ميبردند

00:42:33.367 --> 00:42:36.246
و به هر سرباز ويتنام جنوبي که زنده ميافتند

00:42:36.370 --> 00:42:38.498
شليک ميکردند

00:42:39.124 --> 00:42:40.457
من خودمو به مردن زدم

00:42:40.781 --> 00:42:42.381
و ويت کنگ وارد شد و اونا

00:42:43.435 --> 00:42:45.202
به بدنم لگد زدند

00:42:45.655 --> 00:42:47.855
يک گلوله درست از اينجا گذشت

00:42:48.405 --> 00:42:49.471
و ناگهان حس کردم

00:42:51.021 --> 00:42:53.087
اوه من هنوز زندم

00:42:54.127 --> 00:42:55.527
مشکلي نيست

00:42:55.566 --> 00:42:58.933
بنابراين من هنوز نقش بازي ميکردم،هنوز خودمو به مردن زدم

00:42:59.092 --> 00:43:00.225
و بعد اونا برگشتن

00:43:01.355 --> 00:43:03.088
و عقب نشيني کردند

00:43:05.190 --> 00:43:07.192
توان در حاليکه تفنگش را با بازوانش در آغوش گرفته بود

00:43:07.317 --> 00:43:10.947
سعي کرد تا بسمت بينجا سينه خيز برود

00:43:11.071 --> 00:43:14.245
او بمدت سه روز پيدا نشد

00:43:15.335 --> 00:43:18.601
و يکي از چتر بازان آمد و مرا بلند کرد و گفت

00:43:20.355 --> 00:43:22.955
اوه خيلي وحشتناکه،اون بوي خيلي بدي ميده

00:43:23.773 --> 00:43:25.773
مثل يک موش مرده

00:43:26.906 --> 00:43:33.473
و من به عقب نگاه کردم  و همه اون کرمها و مورچه هاي اطراف زخمام رو ديدم

00:43:35.624 --> 00:43:39.191
از اونوقت به بعد من فرصت داشتم تا احساس درد کنم

00:43:41.076 --> 00:43:44.076
چون همه اون سه روز سعي داشتم تا نجات پيدا کنم

00:43:47.274 --> 00:43:51.780
وقتي همه چيز به پايان رسيد،آمريکائيها در بينجا 5 کشته داده بودند

00:43:51.903 --> 00:43:56.784
اجساد 32 ويت کنگي در ميدان نبرد بجا مانده بود

00:43:56.908 --> 00:44:00.412
دويست نفر از ويتنام جنوبي
کشته شدند

00:44:00.537 --> 00:44:05.134
200 نفر ديگر هم زخمي شدند

00:44:05.318 --> 00:44:08.251
من اون مناظرو هرگز فراموش نميکنم

00:44:10.375 --> 00:44:12.608
هرجايي که ما ميرفتيم

00:44:14.887 --> 00:44:18.154
اجساد سربازان ويتنام جنوبي رو ميديديم

00:44:20.057 --> 00:44:22.731
نتيجه اي که از اون واقعه ميشد گرفت اين بود که

00:44:22.851 --> 00:44:27.106
اونا قادر بودند که اين نيرو رو فراهم کنن

00:44:27.230 --> 00:44:29.390
افسران ويتنامي که من با اونها در سپاه تفنگداران دريايي صحبت ميکردم

00:44:29.441 --> 00:44:32.035
فکر ميکردن که اونا 6 ماه تا انتهاي کارشون زمان دارن

00:44:32.152 --> 00:44:35.577
سوال بزرگ بعد از "بين جا"

00:44:35.739 --> 00:44:37.992
که يک افسر آمريکايي در سرفرماندهي گفت:

00:44:38.116 --> 00:44:41.086
اين بود که چگونه هزار نفر يا بيشتر از سربازان دشمن

00:44:41.203 --> 00:44:44.582
توانستند در روستايي انقدر نزديک به سايگون

00:44:44.748 --> 00:44:46.591
بدون اينکه پيدا بشوند،پرسه ميزدند؟

00:44:46.750 --> 00:44:51.551
ان به شما چيزهايي در مورد اين جنگ ميگويد.

00:44:51.672 --> 00:44:54.050
هانوي شادمان بود

00:44:54.174 --> 00:44:57.269
هوشي مين آنرا "يک دين بين فوي کوچک"خواند

00:44:57.386 --> 00:45:01.732
لي زوان متقاعد شد که استراتژيش جواب ميدهد

00:45:01.848 --> 00:45:05.148
او گفت:"جنگ آزاديبخش ويتنام جنوبي

00:45:05.268 --> 00:45:07.771
با پرش و جهش پيشرفت کرده است

00:45:07.896 --> 00:45:11.275
بعد از نبرد اپ بک در دوسال قبل

00:45:11.441 --> 00:45:15.241
دشمن ميدانست که شکست دادن ما سخت است

00:45:15.362 --> 00:45:18.286
بعد از بين جا،دشمن ميفهمد که

00:45:18.407 --> 00:45:23.379
آنها در حال شکست خوردن توسط ما ميباشند"

00:45:23.598 --> 00:45:27.864
من معتقدم که نبرد بينجا يک نقطه عطف تاريخي در جنگه.

00:45:30.637 --> 00:45:32.637
اگه آمريکائيها درگير نشده بودن

00:45:33.352 --> 00:45:35.552
ما در 1966 وارد سايگون شده بوديم.

00:45:37.968 --> 00:45:39.278
من،ليندون بينز جانسون
<font color="#ffff00"> 20ژانويه 1965</font>

00:45:39.302 --> 00:45:41.225
رسما سوگند ميخورم

00:45:41.346 --> 00:45:44.600
بيست و شش روز پس از پايان نبرد بينجا

00:45:44.725 --> 00:45:47.945
و درست يک هفته پس از شروع به کار رئيس جمهور جانسون

00:45:48.061 --> 00:45:51.315
مک جرج باندي يادداشتي تسليم رئيس جمهور کرد

00:45:51.440 --> 00:45:53.488
من همه توانم را بکار خواهم گرفت

00:45:53.650 --> 00:45:57.325
او گفت که استراتژي فعلي به وضوح جواب نميدهد.

00:45:57.487 --> 00:46:00.832
ويت کنگ در حال تحرک و خيزش بودند

00:46:00.991 --> 00:46:04.370
حالا مدام توسط سربازان ويتنام شمالي

00:46:04.494 --> 00:46:07.213
در حال پشتيباني و تجديد قوا بودند

00:46:07.330 --> 00:46:11.961
اگر قرار بود يک ويتنام جنوبي مستقل نجات يابد

00:46:12.085 --> 00:46:15.214
ايالات متحده بايد سريعا وارد عمل ميشد.

00:46:15.338 --> 00:46:19.184
باندي گفت که دولت با دو گزينه روبرو بود

00:46:19.301 --> 00:46:21.724
آن ميتوانست به روند فعلي ادامه دهد

00:46:21.845 --> 00:46:25.770
و تلاش کند به گونه اي براي يک موافقتنامه بمنظور حفظ ظاهر مذاکره کند

00:46:25.891 --> 00:46:30.692
يا اينکه ميتوانست هنوز از قدرت نظامي بيشتر آمريکا

00:46:30.854 --> 00:46:34.358
براي مجبور کردن ويتنام شمالي بر دست برداشتن از هدفش در يکپارچه کردن کشور استفاده کند.

00:46:34.524 --> 00:46:38.654
باندي و مک نامارا گزينه آخر را ميپسنديدند.

00:46:38.779 --> 00:46:41.623
آنها گفتند اگر رئيس جمهور آنرا انتخاب نکند

00:46:41.740 --> 00:46:43.617
ويتنام جنوبي سقوط ميکرد.

00:46:43.742 --> 00:46:47.372
جانسون به مک نامارا گفت:من  فکر نميکنم هيچ چيزي

00:46:47.537 --> 00:46:50.290
باندازه شکست بد باشد.

00:46:55.212 --> 00:46:57.681
بعد کمي بيش از يک هفته بعد

00:46:57.798 --> 00:47:01.302
چريکها به يک پايگاه هليکوپتر در  پليکو

00:47:01.426 --> 00:47:03.178
در ارتفاعات مرکزي حمله کردند

00:47:03.303 --> 00:47:07.979
هشت مستشار آمريکايي را کشتند و بيش از 100 نفر ديگر را مجروح کردند

00:47:08.099 --> 00:47:10.022
تقريبا 24 ساعت قبل

00:47:10.143 --> 00:47:12.521
اولين حمله  در منطقه پليکو

00:47:12.646 --> 00:47:15.240
جانسون فورا با يک حمله هوايي

00:47:15.357 --> 00:47:18.076
بر پادگانهاي ارتش ويتنام شمالي موافقت کرد.

00:47:19.319 --> 00:47:22.698
در 10 فوريه 1965(بهمن ماه)

00:47:22.823 --> 00:47:25.952
ويت کنگ هتلي را در کوينان منفجر کردند

00:47:26.076 --> 00:47:32.425
که 23 آمريکايي کشته و 21 نفر ديگر زير آوار ماندند

00:47:32.582 --> 00:47:35.927
جانسون دستور حمله هوايي ديگري داد

00:47:36.086 --> 00:47:39.431
اضطراب و تشويش در مورد آنچه که بنظر ميرسيد در حال رخ دادن است

00:47:39.589 --> 00:47:42.058
در سراسر جهان پخش شد

00:47:42.175 --> 00:47:44.974
فرانسه که تقريبا يک قرن را در ويتنام صرف کرده بود

00:47:45.095 --> 00:47:49.350
حالا خواستار پايان دادن به همه مداخلات خارجي در انجا شد

00:47:49.474 --> 00:47:52.978
نخست وزير بريتانيا اصرار بر خويشتن داري داشت

00:47:53.103 --> 00:47:56.733
بسياري از رهبران حزب خود رئيس جمهور  هرچند نه بطور

00:47:56.857 --> 00:47:59.326
عمومي،موافق ان بودند.

00:47:59.442 --> 00:48:01.490
معاون رئيس جمهور در يک يادداشت محرمانه

00:48:01.611 --> 00:48:04.205
هوبرت هامفري،به او هشدار داد

00:48:04.322 --> 00:48:07.622
که گسترش جنگ

00:48:07.742 --> 00:48:12.339
برنامه حذف فقر و تبعيض نژادي و کاهش جرم  دولت را تضعيف ميکند،به وجهه آمريکا در آنسوي درياها آسيب ميزند

00:48:12.455 --> 00:48:16.881
و هرگونه اميدي در بهبود روابط با اتحاد شوروي از بين ميبرد

00:48:18.253 --> 00:48:20.506
جانسون هرگز به آن جوابي نداد

00:48:20.630 --> 00:48:23.634
بجايش در دوم مارس 1965 (اسفند ماه)

00:48:23.800 --> 00:48:27.304
ايالات متحده شروع به بمباران نظام مند

00:48:27.429 --> 00:48:29.306
اهدافي در ويتنام شمالي

00:48:29.431 --> 00:48:33.311
با اسم رمز عمليات رعد و برق کرد

00:48:35.353 --> 00:48:38.402
منظور از آن  حملات هوايي رو به تزايد

00:48:38.523 --> 00:48:39.991
همانطور که سفير تيلور نوشت

00:48:40.150 --> 00:48:43.154
با هدف تقويت روحيه در جنوب

00:48:43.320 --> 00:48:47.996
و تخريب روحيه در شمال بود

00:48:48.116 --> 00:48:51.040
نظريه پشت عمليات رعد و برق

00:48:51.161 --> 00:48:56.759
همانطور که من فهميدم  اين بود که  همانطور که ما مدام سرعت

00:48:56.875 --> 00:49:01.426
و حجم اين تلاش عليه ويتناميهاي شمالي رو افزايش ميديم

00:49:01.546 --> 00:49:04.470
دير يا زود اونا عمو رو صدا ميکنن

00:49:07.177 --> 00:49:09.851
و يک وقفه اي ايجاد ميشد
<font color="#ff8040">سم ويلسون،ارتشي</font>

00:49:09.971 --> 00:49:14.522
و ما شروع به مذاکره درمورد راه حل  خودمون براي خروج از اين مشکل ميکرديم.
<font color="#ff8040">سم ويلسون،ارتشي</font>

00:49:14.643 --> 00:49:17.396
اين يک عقيده راسخ شده بود

00:49:17.520 --> 00:49:21.195
و اين عقيده راسخ يک فرض اشتباه بود

00:49:21.358 --> 00:49:23.736
اونا قرار نبود تسليم بشن

00:49:23.860 --> 00:49:28.115
اونا دست ما رو بهتر از  اون چيزي که ما از اونا ميدونستيم خوندند

00:49:28.239 --> 00:49:32.085
رئيس جمهور بر رازداري مطلق پافشاري کرد

00:49:32.202 --> 00:49:35.376
به مردم آمريکا  قرار نبود گفته شود که

00:49:35.538 --> 00:49:38.792
دولت سياستش را از حملات هوايي انتقام جويانه

00:49:38.917 --> 00:49:42.717
به بمباران نظام مند تغيير داده بود

00:49:42.879 --> 00:49:46.053
که آن در حقيقت جنگ را گسترش ميداد

00:49:46.216 --> 00:49:49.811
آنها مشترکا توافق کردند که عمليات مشترک تلافي جويانه

00:49:49.928 --> 00:49:51.396
مورد نياز بود.

00:49:51.554 --> 00:49:55.229
ژنرال وستمورلند که از ابتدا در مورد دخالت

00:49:55.392 --> 00:49:58.066
نيروي زميني در ويتنام مردد شده بود

00:49:58.186 --> 00:50:02.737
حالا خواستار دو گردان از تفنگداران دريايي..3500 نفر

00:50:02.899 --> 00:50:05.197
براي محافظت از پايگاه هوايي داننگ بود

00:50:05.318 --> 00:50:08.743
که از آن جنگنده بمب افکنها شمال را هدف ميگرفتند

00:50:08.905 --> 00:50:12.785
سفير تيلور که زماني خواستار نيروي زميني بود

00:50:12.909 --> 00:50:15.503
حالا با کل اين نظر مخالف بود

00:50:15.620 --> 00:50:19.045
او نوشت:زمانيکه شما اولين سرباز را در ساحل ميگذاريد

00:50:19.165 --> 00:50:23.090
شما هرگز نخواهيد دانست چه تعداد سرباز ديگر قرار است پشت سرش بيايند.

00:50:23.211 --> 00:50:27.091
اما رئيس جمهور حس ميکرد که هيچ چاره ديگري بجز دادن آنچه که وستمورلند

00:50:27.215 --> 00:50:29.217
خواستارش بود ندارد

00:50:29.342 --> 00:50:34.189
او ميدانست که اگر مستشاران آمريکايي بيشتري کشته شوند،شماتت خواهد شد

00:50:34.305 --> 00:50:38.276
او شکايت کرد:من حس ميکنم مثل يک کله خر در توفان تگرگ

00:50:38.393 --> 00:50:39.861
تگزاس گير افتاده ام

00:50:39.978 --> 00:50:45.109
نميتونم در برم،نميتونم مخفي بشم و نميتونم متوقفش کنم.

00:50:46.693 --> 00:50:48.570
در مارس 1965(اسفند)

00:50:48.695 --> 00:50:51.448
جانسون نهايتا دست به عملي زد که که مدتها قصد داشته بود

00:50:51.614 --> 00:50:53.616
از   آن اجتناب کند

00:50:53.783 --> 00:50:55.956
<i><font color="#ffff00"># براي خداحافظي مرا ببوس#</font></i>

00:50:56.119 --> 00:50:59.089
او سربازان نيروي زميني را به ويتنام فرستاد

00:51:01.875 --> 00:51:07.382
<i><font color="#ffff00"># خداحافظ عزيزم،سلام ويتنام#</font></i>

00:51:07.505 --> 00:51:11.226
دولت ويتنام جنوبي حتي مورد مشورت قرار نگرفت

00:51:11.342 --> 00:51:15.813
ايالات متحده آمريکا ملاحظات بزرگتري داشت

00:51:17.974 --> 00:51:22.320
بوضوح ما اونرو از لحاظ جنگ سرد ميديدم

00:51:22.479 --> 00:51:26.484
معاون وزير دفاع جان مک ناتون گفت

00:51:26.649 --> 00:51:28.151
او گفت که منافع ما در  اونجا

00:51:28.276 --> 00:51:33.578
70 درصد اجتناب از تحقير شدن
<font color="#ff8040">رابرت گارد،از پنتاگون(وزارت دفاع)</font>

00:51:33.698 --> 00:51:37.419
20 درصد محدود نگاه داشتن چين

00:51:37.535 --> 00:51:40.914
و ده درصد کمک به ويتناميها بودند.
<font color="#ffff00">فوق محرمانه:ضميمه عمليات در ويتنام جنوبي</font>

00:51:43.249 --> 00:51:45.877
جانسون بي سرو صدا به دوست خوبش

00:51:46.002 --> 00:51:48.175
سناتور ريچارد راسل از جورجيا گفت که

00:51:48.338 --> 00:51:50.636
چه چيزي قرار بود اتفاق بيفتد

00:51:50.757 --> 00:51:53.518
من فکر ميکنم که ما هيچ چاره اي جز اونچيزي که منو تا حد مرگ ميترسونه نداريم.

00:51:53.551 --> 00:51:54.904
فکر ميکنم همه قراره ذهنيتشون اين باشه که
<font color="#ff8040">ليندون جانسون،رئيس جمهور آمريکا</font>

00:51:54.928 --> 00:51:56.350
ما داريم تفنگداران دريايي رو (در ويتنام)پياده ميکنيم
<font color="#ff8040">ليندون جانسون،رئيس جمهور آمريکا</font>

00:51:56.513 --> 00:51:58.140
ما از نبرد خارج هستيم
<font color="#ff8040">ليندون جانسون،رئيس جمهور آمريکا</font>

00:51:58.264 --> 00:51:59.766
البته اگه اونا اونجا بيان

00:51:59.891 --> 00:52:01.160
اونا قراره با اونا(ويتناميها)بجنگند

00:52:01.184 --> 00:52:02.481
و اگه اونا اون هواپيماها رو نابود کنند

00:52:02.602 --> 00:52:04.663
همه به من لعنت ميفرستن که از اونا حفاظت نکردم

00:52:04.687 --> 00:52:06.487
درست مثل همون حمله آخر که اونا انجام دادند

00:52:06.523 --> 00:52:07.775
اره

00:52:07.899 --> 00:52:09.168
تو..تو چي فکر ميکني؟

00:52:09.192 --> 00:52:10.865
خب آقاي رئيس جمهور
<font color="#ff8040">سناتور ريچارد راسل (از ايالت جورجيا)</font>

00:52:10.985 --> 00:52:12.129
اون تمام عمر منو ميترسونه

00:52:12.153 --> 00:52:13.553
نميدونم چجوري حالا ازش حمايت کنم

00:52:13.655 --> 00:52:15.828
اون براي من مثل اينه که ما در اين چيز درگير بشيم

00:52:15.949 --> 00:52:17.041
و هيچ راه خروجي وجود نداره

00:52:17.158 --> 00:52:18.330
نميدونم

00:52:18.451 --> 00:52:21.330
ديک،مشکل بزرگ اينه که من تحت..

00:52:21.454 --> 00:52:24.503
يک مرد زماني ميتونه بجنگه که روشنايي روز رو
<font color="#ffff00">دانانگ،ويتنام جنوبي،8 مارس 1965</font>

00:52:24.624 --> 00:52:26.126
جايي پايين جاده بتونه ببينه

00:52:26.251 --> 00:52:28.094
ولي هيچ روشناي روزي در ويتنام وجود نخواهد داشت

00:52:28.211 --> 00:52:30.134
يکذره هم وجود نداره

00:52:32.674 --> 00:52:36.474
در 8 مارس 1965(اسفند)،دکتر فان هوي کوات

00:52:36.594 --> 00:52:39.598
که هنوز نخست وزير ديگر ويتنام جنوبي بود

00:52:39.722 --> 00:52:43.568
رئيس ستادش بوي زيم را فراخواند

00:52:44.061 --> 00:52:45.061
و دکتر کوات گفت

00:52:45.487 --> 00:52:49.287
سه گردان از تفنگداران دريايي همين حالا دارند در دانانگ پياده ميشند
<font color="#ff8040">بوي زيم،ديپلمات ويتنام جنوبي</font>

00:52:50.097 --> 00:52:52.597
من مبهوت شدم.گفتم "ولي چرا؟"
<font color="#ff8040">بوي زيم،ديپلمات ويتنام جنوبي</font>

00:52:52.759 --> 00:52:56.959
خب اون منو آروم کرد.اون گفت که "نه .مشکلي نيست.ما درمورد اون بعدا صحبت ميکنيم."
<font color="#ff8040">بوي زيم،ديپلمات ويتنام جنوبي</font>

00:52:57.023 --> 00:53:01.656
ولي حالا سعي کن که توجيه باشي و بيانيه رسمي حاضر کني

00:53:03.449 --> 00:53:06.182
که  پياده شدن سه گردان تفنگداران دريايي رو اعلام کني

00:53:07.200 --> 00:53:10.567
و همزمان از اون پياده شدن استقبال کني

00:53:11.722 --> 00:53:14.288
من خيلي ناراحت بودم

00:53:17.427 --> 00:53:19.646
تفنگداران دريايي در دانانگ،در ساحل شرقي

00:53:19.762 --> 00:53:23.938
ويتنام جنوبي،حدود 160 کيلومتري جنوب منطقه غيرنظامي شده

00:53:24.058 --> 00:53:26.026
پياده ميشدند

00:53:26.144 --> 00:53:29.148
که شمال را از جنوب جدا ميکرد

00:53:29.272 --> 00:53:32.742
آنها آمده بودند که به محض پياده شدن در ساحل بجنگند

00:53:32.859 --> 00:53:34.782
آنها به آن نيازي پيدا نکردند

00:53:36.529 --> 00:53:37.649
چيزي که براي من شوکه کننده بود

00:53:37.780 --> 00:53:42.786
چقدر ويتنامي که ميديدم زيبا بودند

00:53:44.829 --> 00:53:47.833
تنها اين هکتارها زمين بي پايان

00:53:47.957 --> 00:53:50.255
از اين شاليزارهاي برنج سبز رنگ مايل به يشمي وجود داشت

00:53:50.376 --> 00:53:54.426
و اين روستاهاي دوست داشتني درون اين بيشه هاي

00:53:54.547 --> 00:53:57.096
بامبو و درختان نخل قرار داشتند

00:53:57.217 --> 00:54:02.314
و در انتها در دوردست اين کوههاي جنگلي آبي رنگ قرار داشت

00:54:02.430 --> 00:54:05.525
و اونا شبيه شانگري لا(سرزمين آرماني تبتي در رمان افق گمشده)بودند

00:54:05.642 --> 00:54:09.738
و من ديدن اين صف زنان ويتنامي
<font color="#ff8040">فليپ کاپوتو،از تفنگداران دريايي</font>

00:54:09.854 --> 00:54:11.652
يا فکر کنم دختر مدرسه ايهارو که اونجا بودن بياد ميارم.
<font color="#ff8040">فليپ کاپوتو،از تفنگداران دريايي</font>

00:54:11.773 --> 00:54:14.868
اونا واقعا شبيه فرشتگاني بودن که به زمين اومده بودن

00:54:14.984 --> 00:54:16.281
يا چيزي مثل اون.

00:54:16.402 --> 00:54:21.659
خب اون واقعا قابل توجه بود ولي يکذره ناراحت کننده بود

00:54:21.783 --> 00:54:22.830
چون..

00:54:22.951 --> 00:54:24.453
خب چجوري مکاني مثل اين

00:54:24.577 --> 00:54:27.956
انقدر زيبا و انقدر دلربا ميتونه در جنگ باشه؟

00:54:29.374 --> 00:54:31.547
پدرم خيلي خوشحال بود

00:54:31.668 --> 00:54:34.547
ما که انقدر کشور فقير و کوچکي هستيم

00:54:34.671 --> 00:54:39.142
و آمريکاييها تصميم گرفته اند تا وارد بشن تا ما رو نجات بدن

00:54:39.259 --> 00:54:42.763
نه تنها با پول و منابعشان
<font color="#ffff00">پارچه نوشته:زنده باد دوستي ويتنام-ايالات متحده</font>

00:54:42.887 --> 00:54:45.731
بلکه حتي با جانهاي خودشان.

00:54:45.848 --> 00:54:47.646
ما خيلي قدردان بوديم.
<font color="#ff8040">دونگ وان ماي، سايگون</font>

00:54:47.767 --> 00:54:49.019
ما فکر ميکرديم که
<font color="#ff8040">دونگ وان ماي، سايگون</font>

00:54:49.185 --> 00:54:52.029
مطمئنا با اين قدرت به حد کفايت،آمريکائيها قراره پيروز بشن.
<font color="#ff8040">دونگ وان ماي، سايگون</font>

00:54:52.188 --> 00:54:56.068
يک پيرمرد با ديدن سربازان خارجي که از روستايش قدم رو عبور ميکردند

00:54:56.192 --> 00:55:01.744
از خانه اش بيرون آمد و فرياد ميزد   "زنده باد فرانسه"

00:55:01.864 --> 00:55:04.959
او فکر کرده بود که فرانسويان بازگشته اند

00:55:06.369 --> 00:55:07.712
مشکل دوروبر اينجا اينه

00:55:07.870 --> 00:55:12.171
يک سروان تفنگداران دريايي که يک واحد گشتي را سرپرستي ميکرد به يک گزارشگر اينرا گفت

00:55:12.292 --> 00:55:15.091
"کي کدوم خريه"

00:55:15.211 --> 00:55:19.011
بعنوان يک عضو صاحب راي شوراي ماموريت سايگون

00:55:19.132 --> 00:55:23.558
من مخالف ورود نيروهاي رزمي زميني آمريکايي بودم

00:55:25.722 --> 00:55:29.943
حس ميکنم اگه ويتناميها مجبور بودن که اونا رو
<font color="#ff8040">سم ويلسون،ارتشي</font>

00:55:30.059 --> 00:55:33.188
در يک نبرد خونين و سخت شکست بدن،اونا بايد اونرو خودشون انجام ميدادند.
<font color="#ff8040">سم ويلسون،ارتشي</font>

00:55:33.313 --> 00:55:37.363
ما بايد هرکار بشر دوستانه اي براي کمک به اونا انجام ميداديم
<font color="#ff8040">سم ويلسون،ارتشي</font>

00:55:37.483 --> 00:55:40.157
ولي نميتونستيم جنگ رو براي اونا پيروز بشيم

00:55:41.821 --> 00:55:45.792
خب من فکر ميکنم که از رود استيکس(طبق افسانه ها رودي در جهان زيرين(اموات) که ارواح را با خود به عالم اموات ميبرد)در اون لحظه رد شديم.

00:55:47.967 --> 00:55:50.400
در اعماق ذهن هر ويتنامي

00:55:51.548 --> 00:55:53.615
بيگانه يک مهاجمه

00:55:54.173 --> 00:55:55.973
خب وقتي آمريکائيها وارد شدن

00:55:56.923 --> 00:55:59.757
ويت کنگ ميتونست افراد بيشتريو
<font color="#ff8040">تران گوک توان
از تفنگداران دريايي ويتنام جنوبي</font>

00:56:01.668 --> 00:56:04.535
براي جنگ عليه متجاوز به خدمت بگيره

00:56:13.102 --> 00:56:15.863
اولين اعتراضي که من عليه جنگ در ويتنام در اون شرکت کردم

00:56:15.938 --> 00:56:19.943
اعتراض در تاسيسات شيميايي داو بود

00:56:23.029 --> 00:56:25.623
داو مشغول توليد ناپالم بود

00:56:25.740 --> 00:56:28.744
اونا ناپالم رو بر روي روستاها در ويتنام فرو ميريختند

00:56:28.868 --> 00:56:31.371
اون يک تجربه بسيار مايوس کننده اي بود

00:56:31.496 --> 00:56:34.466
چون فقط 40 نفر در اون شرکت داشتند.
<font color="#ff8040">بيل زيمرمان،از دانشگاه شيکاگو </font>

00:56:34.624 --> 00:56:37.173
و ما بنظر خيلي عقب افتاده

00:56:37.293 --> 00:56:40.342
و خيلي بدون تاثير و ناتوان ميرسيديم

00:56:40.463 --> 00:56:44.513
که اون بيرون با 40 نفر ايستاده بوديم

00:56:44.634 --> 00:56:49.185
اغلب آمريکائيها چيز کمي در مورد هندو چين ميدانستند

00:56:49.305 --> 00:56:52.935
بندرت کسي را ميشناختند که حقيقتا درگير نبرد شده باشد

00:56:53.059 --> 00:56:56.313
دليلي نميديدند تا ادعاي دولت را

00:56:56.479 --> 00:56:59.153
که ايالات متحده منافع حياتي،13000 کيلومتر

00:56:59.315 --> 00:57:01.864
دورتر از کشور داشت را زير سوال ببرند

00:57:03.653 --> 00:57:06.657
با اينوجود هنوز تعداد اندک ولي روبه تزايدي از مردم بودند که

00:57:06.823 --> 00:57:10.669
شروع به مخالفت با جنگ به هر دليلي کرده بودند

00:57:10.785 --> 00:57:15.165
چون آنها فکر ميکردند که آن ناعادلانه يا غير اخلاقي است

00:57:15.331 --> 00:57:18.005
معتقد بودند که ان برخلاف قانون اساسي است

00:57:18.167 --> 00:57:21.671
يا بسادگي طبق منافع ملي کشور نيست.

00:57:21.838 --> 00:57:25.138
<i><font color="#ffff00">#اوه من بسمت نبرد نيو اورلئان قدم رو رفتم #</font></i>

00:57:25.258 --> 00:57:28.102
دو هفته پس ازينکه تفنگداران دريايي در دانانگ پياده شدند

00:57:28.219 --> 00:57:31.974
اعضاي هيات علمي دانشگاه ميشيگان

00:57:32.098 --> 00:57:34.897
يک مباحثه شبانه بين اساتيد

00:57:35.017 --> 00:57:40.444
و حدود 3000 دانشجو درمورد تشديد جنگ به راه انداختند

00:57:40.565 --> 00:57:42.192
اين تظاهرات حاصل فراخوان يک سخنراني عمومي بود

00:57:42.358 --> 00:57:44.031
چون که اين ايده از گروهي

00:57:44.193 --> 00:57:45.866
از اساتيد دانشگاه منشا گرفته است.

00:57:45.987 --> 00:57:49.207
شما اميد داريد که چه چيزي رخ بده؟

00:57:49.365 --> 00:57:51.868
من دوست دارم که ارتباطي بين مردم

00:57:52.034 --> 00:57:54.162
و دولت گشوده بشه چون من باور دارم

00:57:54.287 --> 00:57:56.164
که اونا به ما نميگن که چه خبره

00:57:56.289 --> 00:57:58.649
و مردم حق اينو دارن که بدونن و ما اين حق رو داريم

00:57:58.749 --> 00:58:00.467
تا به حکومت بگيم نظرمون چيه

00:58:00.585 --> 00:58:05.557
بزودي سخنرانيهاي عمومي در اغلب محوطه هاي دانشگاههاي اصلي
برگزار شد.

00:58:05.673 --> 00:58:08.847
هيچ راه حل اخلاقي فوق العاده اي براي خروج وجود نداره

00:58:08.968 --> 00:58:13.895
دانشگاه نيويورک در منهتن،دانشگاه ويسکانسين در مديسون

00:58:14.015 --> 00:58:18.646
دانشگاه کاليفرنيا در برکلي.

00:58:18.769 --> 00:58:21.898
سخنرانيها واقعا کارهاي پر سر و صدايي بودن

00:58:22.023 --> 00:58:24.526
مشاجره زياد.

00:58:24.650 --> 00:58:25.947
ما ميخوايم بحث کنيم

00:58:26.068 --> 00:58:28.867
که چه چيزي در مورد جنگ ويتنام غلطه و ..

00:58:28.988 --> 00:58:30.786
<i><font color="#ffff00"># و بسياري ديگر #</font></i>

00:58:30.907 --> 00:58:32.500
<i><font color="#ffff00"># ولي من ديگر قدم رو نخواهم رفت #</font></i>

00:58:32.617 --> 00:58:33.994
آيا شما سياست دولت

00:58:34.118 --> 00:58:35.995
در ويتنام جنوبي را تاييد ميکنيد؟

00:58:36.120 --> 00:58:37.713
کاملا از صميم قلب

00:58:37.830 --> 00:58:39.266
اوقات زيادي بود

00:58:39.290 --> 00:58:41.167
مردمي که از جنگ حمايت ميکردند

00:58:41.292 --> 00:58:42.589
به اين سخنرانيها ميومدن

00:58:42.752 --> 00:58:45.756
تا سعي کنن که يک ديدگاه جايگزين ضد کمونيستي ارائه بدن.

00:58:45.880 --> 00:58:48.053
اونا اغلب ساکت ميشدند

00:58:50.134 --> 00:58:53.980
بمباران ويتنام شمالي و رسيدن تفنگداران دريايي
<font color="#ffff00">جنگ در ويتنام را حالا متوقف کنيد</font>

00:58:54.096 --> 00:58:58.101
همچنين معترضان را  در آن بهار به واشنگتن کشاند
<font color="#ffff00">ويتنام براي ويتناميها</font>

00:58:58.226 --> 00:58:59.819
اين تظاهرات توسط  دانشجويان

00:58:59.936 --> 00:59:04.737
براي يک جامعه دموکراتيک يا اس دي اس سازماندهي شد

00:59:04.857 --> 00:59:09.613
من ديدم که اس دي اس فراخوان يک تظاهرات در کاخ سفيد

00:59:09.779 --> 00:59:12.282
در بهار 1965 ميدادند.

00:59:12.406 --> 00:59:15.455
من نميخواستم برم چون نميخواستم مجددا همانطور

00:59:15.576 --> 00:59:17.078
مايوس بشم و ميدوني

00:59:17.203 --> 00:59:18.671
همه اون راهو تا واشنگتن برم

00:59:18.788 --> 00:59:20.708
و بيرون کاخ سفيد همراه 40 نفر بايستم.

00:59:22.250 --> 00:59:25.174
25000 نفر در اون گردهمايي شرکت داشتند.

00:59:27.630 --> 00:59:29.507
و اون ناگهان بمن و سايريني که

00:59:29.632 --> 00:59:33.057
در اونزمان باهاشون کار ميکردم

00:59:33.177 --> 00:59:36.852
گفت که ايجاد يک جنبش ضد جنگ ممکنه

00:59:41.435 --> 00:59:43.413
قکر کردن به ميزات تعهد اون

00:59:43.437 --> 00:59:46.156
کاملا اعجاب انگيز بود

00:59:46.274 --> 00:59:48.402
و اون با آنچه که ما  از اون ميدونستيم
<font color="#ff8040">ژان-ماري کراکر،ساراتوگا اسپرينگز،نيويورک</font>

00:59:48.526 --> 00:59:53.748
همون اندازه که افراطي بود جور در ميومد.

00:59:55.366 --> 00:59:57.915
از زماني که موگي به خونه اومده بود

00:59:58.035 --> 01:00:00.003
والدين موگي کراکر هيچ چيزي نميتونستن بگن يا کاري نميتونستن انجام بدن

01:00:00.121 --> 01:00:02.544
برانگيختگي عزمش براي خدمت

01:00:02.665 --> 01:00:04.588
و تحولات اخير ويتنام

01:00:04.709 --> 01:00:07.337
تنها عزمش را راسخ کرده بود.

01:00:07.461 --> 01:00:11.557
او ميخواست که چترباز شود و وارد نبرد شود

01:00:11.674 --> 01:00:14.143
والدينش نهايتا با اکراه

01:00:14.260 --> 01:00:17.104
موافقت کردن تا اجازه دهند او برود و در 15 مارس

01:00:17.221 --> 01:00:20.896
يک هفته پس ازينکه اولين تفنگداران دريايي در دانانگ پياده شدند

01:00:21.017 --> 01:00:26.194
دنتون کراکر پسر وارد ارتش ايالات متحده شد.

01:00:26.355 --> 01:00:29.529
خب دنتون يکروز صبح از پله ها پايين امد

01:00:29.692 --> 01:00:32.787
و به فورت ديکس رفت

01:00:32.903 --> 01:00:36.498
اون به هرحال يکجور آرامش بود واقعا

01:00:36.616 --> 01:00:39.460
اينکه کشمکش و اضطراب

01:00:39.577 --> 01:00:42.877
برسر اينکه اون بره يا نره تموم شد.

01:00:42.997 --> 01:00:44.340
و اون خوشحال بود

01:00:44.457 --> 01:00:47.882
و ما فقط سعي کرديم باور کنيم که اين کار درستي براي اون

01:00:48.002 --> 01:00:49.845
بود که انجام داديم

01:00:57.216 --> 01:00:59.483
من در روزهاي اول خيلي نترسيده بودم

01:01:01.683 --> 01:01:04.816
ولي وقتي من مردم مرده رو ديدم

01:01:05.889 --> 01:01:08.789
که منو وحشتزده کرد

01:01:17.477 --> 01:01:21.810
آمريکائيها يک روستا رو چندين ساعت بمباران کردند

01:01:23.729 --> 01:01:26.663
ما رفتيم ببينيم چه اتفاقي افتاده

01:01:27.969 --> 01:01:31.203
روستا قابل شناسايي نبود
<font color="#ff8040">لي مين کويي،از ويتنام شمالي</font>

01:01:32.345 --> 01:01:33.345
از اون به بعد

01:01:35.042 --> 01:01:37.042
من فهميدم که جنگ فرا رسيده بود

01:01:40.179 --> 01:01:43.524
لي مين کويي زماني که دختر کوچکي بود يتيم شد

01:01:43.641 --> 01:01:46.565
والدينش قربانيان اصلاحات ارضي بيرحمانه اي بودند

01:01:46.686 --> 01:01:49.314
که کمونيستها اعمال ميکردند.

01:01:49.438 --> 01:01:51.941
او توسط خاله و شوهرخاله اش بزرگ شد

01:01:52.066 --> 01:01:56.116
که او را تشويق کردند تا ادبيات آمريکايي بخواند

01:01:56.278 --> 01:02:00.954
او 16 ساله بود که عمليات رعد و برق شروع شد

01:02:01.284 --> 01:02:04.650
خانه ام مجاور خانه سالمندان بود

01:02:06.517 --> 01:02:07.717
اون کاملا نابود شد

01:02:08.323 --> 01:02:10.390
بمبها روي بازار و مدرسه ميفتادن

01:02:14.456 --> 01:02:16.123
بعد يک استخدام کننده اومد

01:02:18.082 --> 01:02:20.082
دنبال داوطلب ميگشت

01:02:23.802 --> 01:02:27.735
سرم پر از روحيه ماجراجويي نيرومندي بود

01:02:28.776 --> 01:02:31.910
ولي من خيلي جوون بودم.شما بايد 17 ساله ميبوديد.

01:02:32.469 --> 01:02:35.602
بنابراين من درمورد سنم دروغ گفتم و ثبت نام کردم

01:02:36.402 --> 01:02:38.951
کويي به سازماني موسوم به

01:02:39.071 --> 01:02:41.824
"گردانهاي ضربت جوانان عليه آمريکائيها

01:02:41.991 --> 01:02:43.868
براي نجات ملي" مامور شد

01:02:43.993 --> 01:02:47.338
و همراه با هزاران افراد جوان ديگر

01:02:47.496 --> 01:02:51.672
بسمت جنوب براي کار بازنگهداشتن مسير هوشي مين فرستاده شد

01:02:54.087 --> 01:02:56.087
پيش از اينکه برم شوهر خالم گفت

01:02:57.958 --> 01:03:00.091
"ادبيات آمريکايي خيلي بي همتاست

01:03:01.594 --> 01:03:04.127
تو بايد مقداري با خودت بياري"

01:03:04.597 --> 01:03:07.964
من هميشه عاشق ادبيات آمريکايي بودم

01:03:09.211 --> 01:03:10.877
و بخصوص عاشق همينگوي بودم

01:03:12.531 --> 01:03:16.131
من از کتاب "زنگها براي که به صدا در ميايند"(اثر همينگوي)چيزها آموختم.

01:03:16.207 --> 01:03:19.707
مثل زيرکي مردي که پل را منهدم ميکنه.

01:03:20.572 --> 01:03:23.372
من ديدم چگونه اون از پس جنگ براومد

01:03:23.962 --> 01:03:26.662
و من از اون شخصيت ياد گرفتم

01:03:31.373 --> 01:03:33.171
همانطور که جانسون از آن وحشت داشته بود

01:03:33.292 --> 01:03:37.013
بسرعت آشکار شد که
عمليات جنگي بمباران به تنهايي

01:03:37.129 --> 01:03:38.756
اثري ندارد

01:03:38.881 --> 01:03:43.102
جريان مداوم سربازان و تدارکات بسمت پايين

01:03:43.219 --> 01:03:45.392
از طريق مسير هوشي مين ادامه داشت

01:03:45.554 --> 01:03:48.228
ژنرال وست مورلند و روساي ستاد مشترک

01:03:48.390 --> 01:03:51.894
خواستار افراد بيشتر،دهها هزار نفر از آنها شدند

01:03:52.019 --> 01:03:55.239
رئيس جمهور محتاط بود

01:03:55.356 --> 01:03:58.075
او گفت که او ميخواست به اندازه کافي کار انجام دهد ولي نه خيلي زياد.

01:03:58.192 --> 01:04:02.072
ولي او کاملا با ارسال دو گردان تفنگداران دريايي ديگر موافق بود

01:04:02.196 --> 01:04:07.703
و ماموريتشان را از حفاظت پايگاه به نبرد فعالانه تغيير داد.

01:04:07.827 --> 01:04:09.079
براي اولين بار

01:04:09.203 --> 01:04:11.581
از سربازان آمريکائي خواسته ميشد

01:04:11.747 --> 01:04:14.796
تا خودشان  در ويتنام بجنگند

01:04:14.917 --> 01:04:18.296
جانسون نميخواست که آن حقيقت

01:04:18.420 --> 01:04:20.843
براي مردم آمريکا آشکار شود

01:04:20.965 --> 01:04:22.683
ولي بمباران ويتنام شمالي

01:04:22.800 --> 01:04:25.269
و شايعات اقدامات خشنتر که پخش ميشد

01:04:25.386 --> 01:04:28.686
نگرانيها را در سراسر دنيا افزايش داد

01:04:28.806 --> 01:04:31.525
دبيرکل سازمان ملل اوتانت
يک آتش بس

01:04:31.642 --> 01:04:33.861
سه ماهه را مطرح کرده بود

01:04:33.978 --> 01:04:36.777
بريتانياي کبير،نزديکترين متحد آمريکا

01:04:36.897 --> 01:04:40.618
علنا پيشنهاد داد تا مذاکرات ژنو

01:04:40.734 --> 01:04:43.613
که ويتنام را در 1954 تقسيم کرده بود

01:04:43.779 --> 01:04:47.249
با هدف اتحاد مجدد آن  بار ديگر برگزار شود

01:04:47.366 --> 01:04:50.461
به مردم ويتنام جنوبي اجازه داده شود تا کشور

01:04:50.619 --> 01:04:51.916
خودشان را بدست بگيرند

01:04:52.037 --> 01:04:55.291
در 7 آوريل(فروردين ماه)در دانشگاه جان هاپکينز

01:04:55.416 --> 01:04:57.589
جانسون تلاش کرد تا دنياي

01:04:57.710 --> 01:04:59.963
مقاصد خيرخواهانه آمريکا را متقاعد کند

01:05:00.087 --> 01:05:04.467
و باري ديگر ترسهاي امريکائيان را از جنگ وسيعتر برطرف کند.

01:05:06.135 --> 01:05:09.981
در ماههاي اخير،حملات بر ضد ويتنام جنوبي تشديد يافت.

01:05:10.097 --> 01:05:14.944
بنابراين ما بايد پاسخمان را افزايش دهيم

01:05:15.060 --> 01:05:18.155
و حملات هوايي انجام دهيم

01:05:18.314 --> 01:05:21.864
اين يک تغيير هدف نيست

01:05:21.984 --> 01:05:27.411
اين تغييري در آن چيزي است که ما معتقديم آن هدف نيازمند آن است.

01:05:27.531 --> 01:05:31.331
هيچ چيزي در مورد فرامين جديدي که تفنگداران دريايي را مستقيما به نبرد

01:05:31.452 --> 01:05:34.001
مي فرستاد گفته نشد

01:05:34.121 --> 01:05:38.797
بجاي آن رئيس جمهور خواستار مذاکرات بي قيد و شرط

01:05:38.918 --> 01:05:42.218
با هانوي شد
و بعنوان يک تاجر جديد قديمي

01:05:42.338 --> 01:05:45.057
يک برنامه توسعه گسترده براي همه

01:05:45.174 --> 01:05:47.142
آسياي جنوب شرقي پيشنهاد کرد

01:05:47.259 --> 01:05:49.853
رود مکونگ وسيع ميتواند غذا

01:05:50.012 --> 01:05:51.514
و آب و برق در مقياسي فراهم کند که

01:05:51.680 --> 01:05:55.150
که حتي شرکت توسعه آب وبرق دره رود تنسي خود ما را  ناچيز جلوه ميدهد.

01:05:57.353 --> 01:05:59.447
من بيرون از روستا بودم

01:05:59.563 --> 01:06:01.816
به ما از اون روستا شليک ميشد

01:06:01.941 --> 01:06:04.194
من يک راديو ترانزيستوري کوچک داشتم

01:06:04.360 --> 01:06:07.364
و اونجا نشسته بودم و داشتم به حرفهاي ليندون جانسون گوش ميدادم.

01:06:07.529 --> 01:06:09.372
از قدرتمان با خويشتنداري استفاده خواهيم کرد

01:06:09.490 --> 01:06:11.458
و با تمام خرد ورزي

01:06:11.575 --> 01:06:15.000
در همون زمان ما بايد از پشت سر در روستا دراز ميکشيديم
<font color="#ff8000">فليپ بردي،مشاور تفنگداران دريايي</font>

01:06:15.120 --> 01:06:16.872
بنابراين من داشتم از پشت سر فرياد ميکشيدم

01:06:17.039 --> 01:06:20.339
و به سخنان صلح طلبانه رئيس جمهور گوش ميدادم

01:06:20.459 --> 01:06:23.463
ما سعي خواهيم کرد تا جلوي گسترش درگيري را بگيريم

01:06:23.587 --> 01:06:26.261
اون عجيب و غريب بود

01:06:26.382 --> 01:06:28.384
ما ميل نداريم تا آنچه را که

01:06:28.550 --> 01:06:32.726
مردم ويتنام شمالي با رنج و زحمت و فداکاري

01:06:32.846 --> 01:06:35.975
ساخته اند ويران کنيم

01:06:36.100 --> 01:06:42.107
اين جنگ مثل اغلب جنگها با طنز وحشتناکي آکنده است

01:06:42.231 --> 01:06:43.904
مردم ويتنام شمالي چه چيزي ميخواهند؟

01:06:48.946 --> 01:06:52.996
هانوي پيشنهاد رئيس جمهور را بعنوان يک فريب تقبيح کرد.

01:06:53.117 --> 01:06:56.087
مشاورين جانسون و روساي ستاد مشترک

01:06:56.245 --> 01:07:00.295
به بحث در مورد اينکه چند نفر واقعا مورد نياز است

01:07:00.416 --> 01:07:03.795
و با چه سرعتي آنان بايد مستقر شوند ادامه ميدادند

01:07:03.919 --> 01:07:08.265
در همين ضمن رئيس جمهور اولين سربازان رزمي ارتش  را

01:07:08.424 --> 01:07:09.596
به آن کشور فرستاد

01:07:09.717 --> 01:07:11.890
بطور فزاينده اي روشن ميشد که

01:07:12.011 --> 01:07:15.766
ايالات متحده براي مدت طولاني درگير آن ميشد

01:07:19.601 --> 01:07:26.826
شما نميتونيد  در مورد چيزي مثل جنگ فقط شاهد بيطرف باشيد.
<font color="#ff8040">
جو گالووي،روزنامه نگار</font>

01:07:34.616 --> 01:07:38.541
اون از گلوي شما پائين ميخزه

01:07:38.662 --> 01:07:43.793
اون شما رو از درون و بيرون زنده زنده ميخوره .

01:07:48.213 --> 01:07:52.844
اونچيزي نيست که شما بتونين در موردش عقب ايستيد و بيطرف باشيد

01:07:52.968 --> 01:07:59.226
و معترض باشيد و همه اون چيزهايي که ما سعي کرديم

01:07:59.349 --> 01:08:02.853
بعنوان گزارشگر،روزنامه نگار و عکاس باشيم

01:08:05.564 --> 01:08:08.283
اونجوري پيش نميره

01:08:14.990 --> 01:08:18.585
حضور رو به رشد سربازان جنگي آمريکايي در ويتنام

01:08:18.702 --> 01:08:22.673
گروهي از روزنامه نگاران را به خود جذب کرد

01:08:22.790 --> 01:08:24.838
سانسور مطبوعات به آن صورت که  در جنگ دوم جهاني

01:08:25.000 --> 01:08:28.300
رخ داده بود وجود نداشت

01:08:28.420 --> 01:08:32.675
گزارشگران فقط محبور بودند تا موافقت کنند که از دستورالعملهاي نظامي

01:08:32.841 --> 01:08:35.139
بقدري که امنيت عملياتهاي جاري

01:08:35.260 --> 01:08:37.513
را به خطر نيندازند پيروي کنند.

01:08:37.638 --> 01:08:39.891
آن کار خطرناکي بود

01:08:40.015 --> 01:08:44.361
بيش از 200 روزنامه نگار و عکاس در حين پوشش خبري

01:08:44.520 --> 01:08:47.569
جنگ  در آسياي جنوب شرقي کشته شدند

01:08:47.689 --> 01:08:50.943
جوزف لي گالووي يک گزارشگر جوان آژانس خبري يونايتد پرس

01:08:51.068 --> 01:08:54.368
از روفيگوي تگزاس بود

01:08:54.488 --> 01:08:58.209
او در سايگون فقط به اندازه اي توقف کرد تا براي گرفتن اعتبارنامه اش کافي باشد

01:08:58.325 --> 01:09:01.295
بعد بسمت دانانگ رفت

01:09:01.411 --> 01:09:04.665
تفنگداران دريايي در اصل آنجا به ساحل مي آمدند

01:09:04.790 --> 01:09:07.293
تا از پايگاه هواي حفاظت کنند

01:09:07.417 --> 01:09:13.390
و اونا به سرعت مي فهميدند که شما نميتونيد فقط از يک پايگاه هوايي حفاظت کنيد

01:09:13.549 --> 01:09:15.222
شما بايد پخش بشيد

01:09:15.384 --> 01:09:16.736
چون اونا قراره شما رو با خمپاره بزنن

01:09:16.760 --> 01:09:18.512
اونا قرار بسمتتون راکت شليک کنند

01:09:18.637 --> 01:09:22.312
بنابراين شما مجبوريد تا به
25 يا 30 کيلومتري اونجا برسيد

01:09:22.432 --> 01:09:26.357
اون معنيش اينه که شما مجبوريد تا عملياتها رو تا انقدر دور انجام بديد

01:09:26.478 --> 01:09:27.900
و زماني که شما داشتيد اون کارو انجام ميدادين

01:09:28.063 --> 01:09:30.316
شما ديگه از يک پايگاه هوايي حفاظت نميکرديد

01:09:32.192 --> 01:09:35.366
شما مشغول انجام عمليات در قلمرو دشمن بوديد

01:09:44.330 --> 01:09:46.396
اهميتي نداشت شما چقدر قوي هستيد

01:09:47.332 --> 01:09:49.332
اگه شما با ميدان نبرد آشنا نبوديد

01:09:49.417 --> 01:09:50.417
با آب و هوا

01:09:51.795 --> 01:09:53.062
با آداب و رسوم محلي

01:09:54.854 --> 01:09:56.787
اون خيلي سخت ميشد

01:09:58.200 --> 01:10:01.900
آمريکائيها خيلي بلند قد و کند بودن
<font color="#ff8040">وين تان سان،از ارتش ويتنام شمالي</font>

01:10:01.929 --> 01:10:04.195
اونا باندازه سربازان ما سريع نبودن

01:10:05.976 --> 01:10:10.277
انقدر که عوارض زمين  در ان محل مرعوب کننده بود

01:10:10.397 --> 01:10:13.617
ويت کنگ ترسناک نبود.

01:10:13.775 --> 01:10:18.372
رفتن از نقطه آ به ب در جنگل
<font color="#ff8040">فليپ کاپوتو،از تفنگداران دريايي</font>

01:10:18.488 --> 01:10:19.785
خيلي دشوار بود

01:10:19.907 --> 01:10:24.253
همانطور که يکبار براي من اتفاق افتاد،چهار ساعت وقت برد

01:10:24.369 --> 01:10:26.463
تا 800 متر حرکت کنيم

01:10:26.580 --> 01:10:29.754
از ميان اين بيشه با قمه بايد راهمان را باز ميکرديم

01:10:32.044 --> 01:10:37.847
ويت کنگ عوارض زمين را بهتر از تفنگداران دريايي ميشناختند

01:10:37.966 --> 01:10:41.641
و حلقه هاي(محاصره)  در اطراف  انها تشکيل ميدادند

01:10:53.982 --> 01:10:59.330
فورت ديکس،10 ژوئن 1965

01:10:59.488 --> 01:11:00.990
مادر عزيزم

01:11:01.156 --> 01:11:05.081
دوره مقدماتي حالا تمام شده و من حالا منتظر دستوراتم

01:11:05.202 --> 01:11:07.375
انتظار براي فرامين ميتوانست بسيار کند باشد

01:11:07.496 --> 01:11:09.216
ولي من فهميده ام که آنجا فرصتهاي عالي

01:11:09.331 --> 01:11:11.049
براي برخي مطالعات وجود دارد.

01:11:11.166 --> 01:11:13.339
اخيرا من کتابهاي بلنديهاي بادگير

01:11:13.460 --> 01:11:18.136
مزرعه حيوانات،هفت ستون خرد و ارباب جيم را مطالعه کرده ام

01:11:18.257 --> 01:11:19.930
اميدوارم شما همگي خوب باشيد

01:11:20.050 --> 01:11:21.518
دوستتان دارم،موگي

01:11:23.345 --> 01:11:25.973
موگي کراکر اجازه يافت تا پيش از انتقال به ويتنام

01:11:26.098 --> 01:11:28.851
دو هفته در خانه باشد

01:11:30.769 --> 01:11:32.538
ما يک روز عصر مشغول صرف شام بوديم

01:11:32.562 --> 01:11:35.816
داشتيم فکر ميکنم در کل در مورد جنگ

01:11:35.941 --> 01:11:38.160
و وضعيت کلي صحبت ميکرديم.

01:11:38.277 --> 01:11:42.953
و موگي گفت البته اگه من يک ويتنامي ميبودم

01:11:43.073 --> 01:11:45.872
من در طرف ويت کنگ ميبودم

01:11:45.993 --> 01:11:49.714
من گيج شدم

01:11:49.830 --> 01:11:53.130
فکر ميکنم مثل انقلاب کشورمون

01:11:53.250 --> 01:11:56.720
اون نيازشون براي آزاديشون رو درک ميکرد

01:11:56.837 --> 01:11:58.965
ولي بعنوان يک شهروند آمريکايي

01:11:59.089 --> 01:12:03.970
او تصوير بزرگتري از تلاش براي مقاومت در برابر کمونيسم رو ميديد.

01:12:04.094 --> 01:12:06.813
به ياد ميارم يک شب بخصوص

01:12:06.930 --> 01:12:08.557
او و من تا ديروقت بيدار مونديم

01:12:08.724 --> 01:12:13.730
و او ناگهان سرش رو به دستهايش تکيه داد

01:12:13.895 --> 01:12:16.990
و گفت:من نميخوام که برگردم

01:12:18.191 --> 01:12:20.489
من مات و مبهوت شدم

01:12:20.610 --> 01:12:26.208
و بهش گفتم:اما اين همون کاريه که تو ميخواي انجام بدي

01:12:26.325 --> 01:12:29.750
هيچ وقت براي من پيش نيامده بود که اون در مورد
اين مردد باشه

01:12:29.870 --> 01:12:33.249
اينکه اون ميترسيد و هنوز مصمم بود که بره

01:12:43.925 --> 01:12:47.646
در ويتنام جنوبي،اوضاع مدام بدتر ميشد

01:12:49.765 --> 01:12:52.268
<i><font color="#ffff00">#خب تو الماستو بدست اورده اي#</font></i>

01:12:52.392 --> 01:12:55.441
ويت کنگ در ماه مي(ارديبهشت)

01:12:55.562 --> 01:12:59.237
حالا با حمايت چهار هنگ از نيروهاي منظم ويتنام شمالي

01:12:59.358 --> 01:13:01.827
تقريبا 5000 نفر

01:13:01.943 --> 01:13:05.789
در حال نابودي  معادل با يک گردان ويتنام جنوبي

01:13:05.906 --> 01:13:07.624
در هر هفته بودند

01:13:07.741 --> 01:13:09.539
<font color="#ffff00"><i># ولي با من بازي نکن#</i></font>

01:13:09.659 --> 01:13:11.787
<i><font color="#ffff00">#چون تو داري با آتش بازي ميکني#</font></i>

01:13:11.953 --> 01:13:16.925
ويتنام جنوبي حالا بنظر ميرسيد تنها چند هفته تا فروپاشي کامل فاصله دارد

01:13:17.042 --> 01:13:20.637
از روي ناچاري ژنرال وستمورلند فورا خواستار

01:13:20.754 --> 01:13:25.681
دهها هزار نفر ديگر از سربازان آمريکايي شد

01:13:25.801 --> 01:13:28.520
ولي نه بمباران مداوم

01:13:28.637 --> 01:13:32.267
و نه احتمال رو به فزون درگيري تمام عيار آمريکا

01:13:32.391 --> 01:13:35.645
به نظر نميرسيد که هانوي را ترسانده باشد

01:13:35.811 --> 01:13:38.655
لي زوان با وجود شکست در پيروزي در جنگ

01:13:38.772 --> 01:13:41.446
پيش ازينکه ايالات متحده نيروي زميني خود را بفرستد

01:13:41.566 --> 01:13:44.695
حالا   مردم آمريکا را

01:13:44.820 --> 01:13:48.245
مثل مردم فرانسه پيش از آنها،

01:13:48.365 --> 01:13:53.997
متقاعد کرد که يک جنگ پر هزينه خونين،  حالا در حال شروع بسيار دور از خانه است.

01:13:54.121 --> 01:13:59.173
او در مقابل گفت:شمال هزينه ها را حساب نخواهد کرد

01:13:59.292 --> 01:14:01.841
اعتماد به نفس لي زوان با کمک

01:14:01.962 --> 01:14:04.556
مداخله آمريکا که اتحاد شوروي و چين را مجبور کرده بود

01:14:04.673 --> 01:14:08.223
به او پيشنهاد کمک ارائه دهند،تقويت شده بود

01:14:08.343 --> 01:14:12.519
مسکو موافقت کرد که مقادير زيادي از تسليحات و تجهيزات مدرن

01:14:12.639 --> 01:14:13.982
را براي ويتنام شمالي تدارک ببيند

01:14:14.099 --> 01:14:18.855
هانوي نهايتا بيشترين امکانات دفاعي نسبت به هرشهر ديگري

01:14:19.020 --> 01:14:20.237
در زمين را پيدا کرد.

01:14:20.355 --> 01:14:23.484
و چين موافقت کرد که سربازان پشتيباني را بفرستد که

01:14:23.608 --> 01:14:26.828
سربازان ويتنام شمالي را براي نبرد

01:14:26.945 --> 01:14:28.492
در جنوب آزاد ميکرد.

01:14:28.613 --> 01:14:33.710
320 هزار چيني نهايتا پشت خطوط در شمال

01:14:33.869 --> 01:14:36.918
خدمت کردند

01:14:37.038 --> 01:14:39.132
لي زوان وعده داد:ما به هر طريقي که ايالات متحده

01:14:39.249 --> 01:14:42.503
بخواهد خواهيم جنگيد

01:14:43.712 --> 01:14:46.886
در ژوئن 1965(خرداد ماه)

01:14:47.048 --> 01:14:49.471
وزير مک نامارا،وزير دفاع
<font color="#ff8040">جان نگروپونته،سفارت  ايالات متحده</font>

01:14:49.593 --> 01:14:50.890
به سايگون آمد

01:14:51.011 --> 01:14:54.515
تعداد زيادي سروان و سرگرد  و ستوان اونجا بودن.

01:14:54.639 --> 01:14:58.564
و همه به مک نامارا ميگفتن

01:14:58.727 --> 01:15:01.071
وضعيت خيلي وخيمه

01:15:01.229 --> 01:15:03.903
ما بايد نيروهاي ايالات متحده رو وارد کنيم

01:15:04.024 --> 01:15:06.948
بنابراين،با وجود همه شک وشبهه ها،که ما ممکنه داشته باشيم

01:15:07.068 --> 01:15:08.866
هرچه که مردم ممکن باشه پس از اون واقعه بگن

01:15:08.987 --> 01:15:11.740
من مشخصا در اون زمان بخاطر ميارم

01:15:11.907 --> 01:15:14.660
که داشتم به وزير دفاع ميگفتم که من فکر ميکنم ما بايد

01:15:14.784 --> 01:15:15.831
سربازان رو به اونجا بياريم

01:15:17.162 --> 01:15:18.505
بمدت سه هفته

01:15:18.622 --> 01:15:21.842
رئيس جمهور و مشاورانش در مورد چگونگي پاسخگويي به  درخواست فوري

01:15:21.958 --> 01:15:25.588
وستمورلند براي نيروهاي بيشتر بحث ميکردند

01:15:25.712 --> 01:15:30.263
و اغلب در مورد اينکه چه تعداد نيرو و با چه سرعتي بايد ارسال شود اختلاف داشتند.

01:15:30.383 --> 01:15:34.763
معاون وزارت خارجه جرج بال بر ضد تشديد بيشتر جنگ

01:15:34.930 --> 01:15:37.558
استدلال اورد.

01:15:37.682 --> 01:15:41.607
او به رئيس جمهور گفت که اين جنگ را نميتوان برنده شد

01:15:41.770 --> 01:15:44.774
مردم آمريکا  از آن بيزار تر خواهند شد

01:15:44.898 --> 01:15:46.946
سربازان ما در جنگلها و کشتزارهاي برنج

01:15:47.067 --> 01:15:49.445
زمين گير خواهند شد.او هشدار داد:

01:15:49.611 --> 01:15:53.115
در همين حين ما به آرامي کشور را متلاشي خواهيم کرد

01:15:53.281 --> 01:15:55.625
هيچ کس ديگري با او موافق نبود

01:15:55.742 --> 01:15:58.837
<i><font color="#ffff00"># ولي با من بازي نکن#</font></i>

01:15:58.954 --> 01:16:04.461
جانسون در نهايت 50 هزار نفر را براي وستمورلند فرستاد.

01:16:04.626 --> 01:16:10.008
ولي او تا پايان 1965،تعهد کرد که 50 هزار نفر ديگر را ميفرستد

01:16:10.131 --> 01:16:13.055
و هنوز اگر تعداد بيشتري مورد نياز باشد،باز هم نيرو ميفرستد

01:16:13.176 --> 01:16:15.520
<i><font color="#ffff00"># چون تو داري با آتش بازي ميکني#</font></i>

01:16:17.305 --> 01:16:21.151
# Gory, gory, what
a hell of a way to die #

01:16:21.279 --> 01:16:23.612
زمانيکه آمريکائيها در 1965 وارد شدن

01:16:25.276 --> 01:16:28.476
همه چيز در ويتنام جنوبي آشفته و بي سر وسامان بود

01:16:29.532 --> 01:16:32.932
هيچ کس در مورد اون کشور ،مردمش
<font color="#ff8040">تران گوک توان
از تفنگداران دريايي ويتنام جنوبي</font>

01:16:38.205 --> 01:16:41.005
زميني که اونها درش ميجنگيدند،چيزي نميدونست

01:16:41.073 --> 01:16:42.073
فکر ميکنم

01:16:42.910 --> 01:16:45.376
اون يک اشتباه بزرگ بود

01:16:49.796 --> 01:16:51.514
شليک نکنيد

01:16:51.631 --> 01:16:52.723
شليک نکنيد

01:16:53.967 --> 01:16:55.594
آيا اين حقيقت که

01:16:55.719 --> 01:16:58.643
شما در حال ارسال نيروهاي اضافي به ويتنام  هستيد

01:16:58.763 --> 01:17:01.687
نشان دهنده تغييري در سياست موجود

01:17:01.808 --> 01:17:05.403
در استفاده از نيروهاي امريکايي براي حفاظت از تاسيسات آمريکا

01:17:05.520 --> 01:17:07.693
و عمل کردن به عنوان يک نيروي پشتيبان  اضطراري است؟

01:17:07.814 --> 01:17:10.988
اون نشاندهنده هيچ تغييري در  سياست موجود نيست

01:17:11.109 --> 01:17:14.079
اون نشاندهنده هيچ تغييري در اهداف نيست

01:17:17.532 --> 01:17:19.372
ماه ژوئن سربازان اينجا

01:17:19.451 --> 01:17:20.623
در حال گرفتن آنچه بنظر...

01:17:20.744 --> 01:17:23.247
اغلب گزارشهاي تلويزيوني از ويتنام

01:17:23.371 --> 01:17:26.716
بازتابي از فيلمهاي کوتاه خبري بود که آمريکائيها را براي ديدنش

01:17:26.833 --> 01:17:31.134
طي جنگ دوم جهاني گردهم مياورد،مشتاقانه،غير قابل سوال

01:17:31.254 --> 01:17:36.055
آدمهاي خوب در حال نبرد و شکست دادن آدم بدها بودند.

01:17:36.217 --> 01:17:40.563
اما در زمان صرف شام در 5 اوت 1965(مرداد ماه)

01:17:40.722 --> 01:17:43.475
آمريکائيها روي ديگر جنگ را ديدند

01:17:45.143 --> 01:17:47.737
ما در حومه روستاي کم ني

01:17:47.854 --> 01:17:49.572
با افرادي از گردان يکم

01:17:49.731 --> 01:17:53.156
گزارشگر سي.بي.اس مورلي سيفر و  همکارانش

01:17:53.276 --> 01:17:56.496
در حال گشتزني همراه تفنگداران دريايي در نزديکي دانانگ بودند

01:17:56.613 --> 01:17:59.708
دستوراتشان در درجه اول جستجو در مجموعه اي از

01:17:59.824 --> 01:18:03.704
چهار روستا براي مخفيگاههاي اسلحه و برنج

01:18:03.828 --> 01:18:08.709
فراهم شده براي دشمن و بعد نابودي همه آنها بود.

01:18:12.128 --> 01:18:15.132
اين چيزيه که جنگ در ويتنام همش بخاطر اونه

01:18:18.968 --> 01:18:22.393
پير و خيلي جوان

01:18:22.514 --> 01:18:25.267
تفنگداران دريايي اين دو

01:18:25.392 --> 01:18:27.269
کلبه روستايي قديمي را سوزانده اند

01:18:27.394 --> 01:18:29.112
چون از اينجا شليک ميشد

01:18:29.270 --> 01:18:30.863
حالا زمانيکه شما بدرون روستا قدم ميگذاريد

01:18:30.980 --> 01:18:32.607
شما به هيچ وجه فرد جواني را نميبينيد

01:18:37.404 --> 01:18:40.533
عمليات انروز 150 خانه را سوزانيد

01:18:40.657 --> 01:18:43.911
سه زن را مجروح،يک بچه را کشت

01:18:44.035 --> 01:18:49.462
يک تفنگدار دريايي را مجروح و اين 4 اسير را به دام انداخت

01:18:49.582 --> 01:18:52.506
عمليات امروز نااميد کردن ويتنام

01:18:52.627 --> 01:18:54.425
در يک مقياس کوچک است.

01:18:54.546 --> 01:18:56.844
ترديد اندکي وجود دارد که قدرت آتش امريکايي

01:18:56.965 --> 01:18:59.184
بتواند يک پيروزي نظامي در اينجا کسب کند

01:18:59.300 --> 01:19:04.056
اما براي يک دهقان ويتنامي که خانه اش

01:19:04.180 --> 01:19:06.478
سرمايه يک عمر کار پرزحمت است

01:19:06.599 --> 01:19:09.352
آن چيزي بيشتر از وعده هاي رياست جمهوري

01:19:09.477 --> 01:19:12.321
براي متقاعد کردن او باينکه ما در جبهه او هستيم،هزينه دارد.

01:19:14.107 --> 01:19:15.987
صبح روز بعد رئيس جمهور با دوستش

01:19:16.067 --> 01:19:20.197
فرانک استانتون،رئيس سي.بي.اس تماس گرفت

01:19:20.321 --> 01:19:23.495
سلام فرانک،من رئيس جمهورت هستم

01:19:23.616 --> 01:19:25.744
آيا تو داري سعي ميکني که منو بگايي؟

01:19:27.203 --> 01:19:30.548
جانسون گفت:سيفر  پرچم آمريکايي را از ريخت انداخت.

01:19:30.665 --> 01:19:34.966
او احتمالا عامل کرملين بود ،بايد اخراج شود

01:19:35.086 --> 01:19:39.216
تفنگداران دريايي ادعا کردند که سيفر يک فندک مارک زيپو ارائه کرده

01:19:39.340 --> 01:19:43.095
و از تفنگداران درياي خواسته که آن کلبه را جلوي دوربين آتش بزنند

01:19:43.219 --> 01:19:45.517
يک سرگرد در اداره رسانه اي تفنگداران دريايي دانانگ

01:19:45.638 --> 01:19:49.643
سي.بي.اس را سيستم خبرپراکني کمونيستي خواند.

01:19:50.852 --> 01:19:52.195
ولي پس از آن عمليات

01:19:52.353 --> 01:19:57.575
سيفر با برخي از تفنگداران دريايي که کم ني را سوزانده بودند مصاحبه کرد

01:19:57.692 --> 01:19:59.911
آيا تو هرگز هيچ افکار شخصي

01:20:00.028 --> 01:20:02.531
کوچکترين افسوس شخصي درمورد برخي از اين مردميکه

01:20:02.655 --> 01:20:03.907
تو اونها رو بي خانمان ول کردي داشته اي؟

01:20:04.032 --> 01:20:05.249
من احساس هيچ پشيماني ندارم

01:20:05.366 --> 01:20:06.552
من فکر نميکنم هيچ کس ديگه اي افسوس بخوره

01:20:06.576 --> 01:20:07.816
شما نميتونيد انتظار داشته باشيد که وظيفتون رو انجام بدين

01:20:07.869 --> 01:20:09.246
و براي اين افراد حس تاسف داشته باشيد

01:20:11.372 --> 01:20:13.670
زمانيکه برخي بينندگان،شوکه شدنشان را ابراز کردند

01:20:13.792 --> 01:20:17.797
وستمورلند تاييد کرد:ما يک مشکل واقعي داريم

01:20:17.921 --> 01:20:21.767
که تا زمانيکه در ويتنام هستيم با ما خواهد بود

01:20:21.883 --> 01:20:26.935
فرماندهان بايد خويشتن داري غير طبيعي

01:20:27.055 --> 01:20:30.901
و قضاوتي که اغلب مطلوب مردان جوان نيست،نسبت به جنگ اعمال کنند

01:20:35.063 --> 01:20:37.782
شما اوايل تاحدي  فکر ميکرديد

01:20:37.899 --> 01:20:40.527
اون قراره مثل برنامه شبيه سازي کامپيوتري باشه،ميدوني

01:20:40.652 --> 01:20:43.246
گردش از ميان پاريس پس از آزادسازي

01:20:45.406 --> 01:20:48.159
خب ،ميدوني اون مطمئنا اونجوري کار نميکرد

01:20:50.328 --> 01:20:52.547
ميتونم بخاطر بيارم يکبار داشتم به اون شهرک ميرفتم

01:20:52.664 --> 01:20:55.918
و ميتونم بخاطر بيارم کل يک خانواده ويتنامي رو

01:20:56.042 --> 01:20:58.761
که از ترس در يک پناهگاه زيرزميني جمع شده بودند.

01:21:00.129 --> 01:21:02.427
و اونا از ما وحشت داشتند

01:21:06.219 --> 01:21:08.768
و به ياد ميارم داشتم فکر ميکردم که به خودم گفتم

01:21:08.888 --> 01:21:13.018
خب برام سواله اگه به دوران مستعمراتي برگرديم
<font color="#ff8040">فليپ کاپوتو،از تفنگداران دريايي</font>

01:21:13.142 --> 01:21:16.237
زمانيکه کت قرمزها(نيروهاي بريتانيايي) به شهر ايپسويچ ماساچوست
<font color="#ff8040">فليپ کاپوتو،از تفنگداران دريايي</font>

01:21:16.354 --> 01:21:17.355
يا هر جاي ديگه اي با قايق وارد ميشدند

01:21:17.480 --> 01:21:20.984
اين همون حسيه که آمريکائيها اون موقع بايد داشته باشند؟

01:21:21.109 --> 01:21:24.659
به اين سربازان خارجي نگاه ميکردن که به اينجا وارد ميشن

01:21:24.779 --> 01:21:26.059
ويت کنگ

01:21:26.114 --> 01:21:31.371
شما رو به وحشت انداخته اند و خونه هاتون رو سوزانده اند

01:21:31.494 --> 01:21:34.498
ما اينجا هستيم تا به شما کمک کنيم

01:21:34.622 --> 01:21:38.877
تا به شما نشون بديم که چقدر ما قادر هستيم از شما محافظت کنيم

01:21:39.002 --> 01:21:44.224
ما ميخوايم نيروي هوايي رو واداريم تا

01:21:44.340 --> 01:21:49.471
برخي از اين ويت کنگها رو در سمت ديگر اين روستا مورد هدف قرار بده

01:21:49.637 --> 01:21:51.480
اون در ساعت 10:30 خواهد بود

01:21:57.542 --> 01:22:02.775
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <font color="#ff9800">Telegram: @bollbolljan</font> ::.
.:: <font color="#ff9800">Instagram: @bollbolljan_Com</font> ::.

01:22:14.579 --> 01:22:16.627
پدر و مادر عزيزم

01:22:16.748 --> 01:22:19.718
من حالا همراه گردان اول از لشکر هوابرد 101 ام در ويتنام

01:22:19.834 --> 01:22:21.632
هستم

01:22:22.658 --> 01:22:26.858
<font color="#ffff00">تابلو نوشته ها:از شکنجه و قتل اجتناب کنيد
قبلا خيليها مرده اند</font>

01:22:27.360 --> 01:22:27.735
<font color="#ffff00">مردم ويتنام صلح نياز دارند</font>

01:22:27.759 --> 01:22:29.557
چه چيزي داره در آمريکا رخ ميده؟
<font color="#ffff00">مردم ويتنام صلح نياز دارند</font>

01:22:29.677 --> 01:22:32.476
ما کساني هستيم که در ويتنام اين معترضين را پيدا کرده ايم

01:22:32.597 --> 01:22:34.224
درکش خيلي سخته

01:22:34.349 --> 01:22:37.944
و خيلي از مردم اينجا خيلي از اونها متنفرند

01:22:38.061 --> 01:22:41.406
<i><font color="#ffff00">#بزار من به تو داستاني در ويتنام جنوبي تعريف کنم#</font></i>

01:22:41.522 --> 01:22:43.167
باوري که من نسبت به سياست حال حاضرمون دارم

01:22:43.191 --> 01:22:47.037
کاملا با آنچه که من اينجا ديده ام تاييد شده است.

01:22:47.195 --> 01:22:50.199
نگراني عمده ام اينه که اين بع بع کنندگان صلح طلب

01:22:50.323 --> 01:22:53.202
ممکن باشد که  تغييري هرچند کوچک در سياست حکومت

01:22:53.326 --> 01:22:55.954
در زمانيکه بنظر ميرسد ما به موفقيت نزديک هستيم بگذارد.

01:22:56.079 --> 01:23:00.676
<i><font color="#ffff00"># و اين جنگ بسوي خود ميکشد #</font></i>

01:23:02.835 --> 01:23:07.090
زمانيکه ويتنام بيشتر و بيشتر آشوبزده ميشد

01:23:07.215 --> 01:23:11.891
من مطمئنا خيلي زياد برام جاي سوال بود که آيا ما بايد اونجا باشيم

01:23:12.011 --> 01:23:14.389
ولي هرگز اينو براي پسرم آشکار نکردم

01:23:14.514 --> 01:23:17.859
اين يکي از اون کشمکشهايي که انقدر  سخته که نميشه در موردش

01:23:17.976 --> 01:23:20.570
بحث کرد يا حداقل براي من اينجور بود.

01:23:26.901 --> 01:23:32.499
<i><font color="#ffff00">#حالا من آموخته ام که بيد مجنون  چجوري گريه ميکنه #</font></i>

01:23:32.615 --> 01:23:37.496
<i><font color="#ffff00">#و به ابرها نشون بدم چجوري يک آسمان آبي صاف رو بپوشونن#</font></i>

01:23:37.620 --> 01:23:39.543
ما همگي در مورد رسيدن لشکر سواره نظام يکم

01:23:39.664 --> 01:23:44.261
يک يگان تجربي،هيجانزده بوديم

01:23:44.419 --> 01:23:48.595
اونا در جنگ متحرک هوايي

01:23:48.756 --> 01:23:55.310
با استفاده از اين هليکوپترها براي سود حداکثري مطلق آموزش ديده بودند

01:23:55.430 --> 01:24:01.403
اونها توپخانشون رو با هليکوپتر جابجا ميکردند،اون رو ميپروندند

01:24:01.519 --> 01:24:06.446
سربازاني که ميجهيدند،دشمن رو تعقيب ميکردند و اونو ديوونه ميکردند

01:24:08.776 --> 01:24:10.778
اين يک چيز جديده

01:24:10.903 --> 01:24:14.533
و قراره سبک جنگيدن ما رو تغيير بده
<font color="#ff8040">
جو گالووي،روزنامه نگار</font>

01:24:14.657 --> 01:24:17.285
<i><font color="#ffff00">#من اونو در حال راه رفتن در راه ممفيس پيدا کردم#</font></i>

01:24:17.452 --> 01:24:19.955
در سپتامبر 1965(شهريور)

01:24:20.079 --> 01:24:22.628
لشکر سواره نظام  يکم تازه تشکيل شده

01:24:22.790 --> 01:24:30.790
مرکب از 1600 نفر،16000 وسيله نقليه،435 هليکوپتر

01:24:31.174 --> 01:24:35.975
شروع به رسيدن به ان کي،يک پايگاه عظيم

01:24:36.137 --> 01:24:38.981
قرار گرفته در چمنزارهاي مرز ارتفاعات مرکزي کردند

01:24:40.516 --> 01:24:43.816
فرودگاه هليکوپتر ان موسوم به "زمين گلف"شد

01:24:47.523 --> 01:24:51.027
همچنانکه سواره نظام يکم با محيط جديد اطرافش آشنا ميشد

01:24:51.152 --> 01:24:54.952
هزاران سرباز منظم ويتنام شمالي از طريق مسير

01:24:55.073 --> 01:24:58.418
هوشي مين مخفيانه وارد ارتفاعات جنوبي شدند

01:24:58.534 --> 01:25:01.913
و به يگانهاي ويت کنگي که از قبل در محل بودند ميپيوستند

01:25:02.038 --> 01:25:05.417
آنان پايگاه خودشانرا در محل و اطراف

01:25:05.541 --> 01:25:08.795
کوهستانهاي پوشيده با جنگلهاي انبوه و دره هاي عميق

01:25:08.920 --> 01:25:11.639
در جنوب رود يادرانگ بنا کردند.

01:25:11.756 --> 01:25:14.305
در عصر 19 اکتبر(مهر ماه)

01:25:14.425 --> 01:25:17.554
کماندوهايي کمونيست مخفيانه به 40 متري

01:25:17.678 --> 01:25:21.182
سيم خاردار احاطه کننده پاسگاه مرزي نيروهاي مخصوص ايالات متحده

01:25:21.307 --> 01:25:22.650
در پلي مي رسيدند

01:25:22.767 --> 01:25:27.398
که توسط 12 نفر از تيم کلاه سبزهاي ايالات متحده

01:25:27.522 --> 01:25:33.325
14 نفر از ارتش ويتنام جنوبي و حدود 400 نفر از قبايل کوهستاني حفاظت ميشد

01:25:39.408 --> 01:25:42.082
9 نفر از 12 کلاه سبز هدف قرار گرفتند

01:25:42.203 --> 01:25:44.922
آنها بمدت دو روز

01:25:45.039 --> 01:25:51.422
پيش از اينکه 15 کلاه سبز و 160 تکاور ويتنام جنوبي

01:25:51.546 --> 01:25:56.097
به فرماندهي سرگرد چارلز بکويث،با هليکوپتر وارد شوند،مقاومت کردند

01:25:56.217 --> 01:26:00.222
چارلز بکويث نزد سربازان زيردستش مشهور به چارلي حمله ور بود
<font color="#ff8040"> چارلز بکويث:فرمانده عمليات شکست خورده طبس براي آزادسازي گروگانهاي آمريکايي در 1359</font>

01:26:01.389 --> 01:26:02.686
روز بعد

01:26:02.807 --> 01:26:05.401
جو گالوي هماهنگ کرد تا با يک خلبان هليکوپتر
<font color="#ff8040"> چارلز بکويث:فرمانده عمليات شکست خورده طبس براي آزادسازي گروگانهاي آمريکايي در 1359</font>

01:26:05.560 --> 01:26:08.905
به اردوگاه محاصره شده پرواز کند

01:26:09.063 --> 01:26:13.819
اون جايي بود که من با سرگرد چارلز بکويث ملاقات کردم
<font color="#ff8040"> چارلز بکويث:فرمانده عمليات شکست خورده طبس براي آزادسازي گروگانهاي آمريکايي در 1359</font>

01:26:13.943 --> 01:26:17.288
او گفت:من به همه چيز در دنيا نياز دارم

01:26:17.405 --> 01:26:21.251
و اونچه که ارتش به عقلش ميرسه براي من بفرسته

01:26:21.409 --> 01:26:24.458
يک گزارشگر فلک زدس؟

01:26:24.579 --> 01:26:27.583
اون منو بالا برد و يک

01:26:27.748 --> 01:26:31.423
تيربار 30 ميليمتري خنک شونده با هوا رو نشونم داد.

01:26:31.544 --> 01:26:34.138
اون نشونم داد که چجوري اون تيربارو پر کنم و چجوري گيرشو رفع کنم

01:26:34.255 --> 01:26:38.260
بکويث به گالوي گفت:تو ميتوني

01:26:38.384 --> 01:26:40.261
به اون پيراهن قهوه ايهاي کوچولوي بيرون سيم خاردار شليک کني

01:26:40.386 --> 01:26:42.263
تو نميتوني به پيراهن قهوه ايهاي کوچولوي

01:26:42.430 --> 01:26:45.980
درون سيم خاردار شليک کني،اونا مال من هستن.

01:26:46.100 --> 01:26:47.898
و من اونجا مينشستم و فکر ميکردم

01:26:48.019 --> 01:26:50.818
آه من يک غيرنظامي غير مبارز هستم

01:26:50.938 --> 01:26:54.192
من اينو به بکويث گفتم و اون گفت

01:26:54.317 --> 01:26:57.116
چنين چيزي در اين کوهها وجود نداره، فرزند(منظور غيرنظامي غير رزمنده است)

01:26:57.278 --> 01:27:01.328
ويتنام شماليها بمدت نزديک يک هفته،حمله پس از حمله

01:27:01.449 --> 01:27:04.077
بر پلي مي اجرا کردند.

01:27:04.202 --> 01:27:08.378
تنها بعد ازينکه بمبها و ناپالم آمريکايي

01:27:08.497 --> 01:27:11.592
عوارض زميني اطراف را تبديل به منظره اي شبيه کره ماه کرد(منظور پر از حفره و چاله است)

01:27:11.709 --> 01:27:14.758
دشمن عقب نشيني کرد

01:27:14.879 --> 01:27:18.759
رزمندگان ويت کنگي که تو اينجا ديدي چجوري هستند؟

01:27:18.883 --> 01:27:24.606
من حاضرم هرچيزيو بدم که 200 نفر از اونها رو تحت فرمانم داشته باشم
<font color="#ff8040">سرگرد چارلز بکويث</font>

01:27:24.722 --> 01:27:26.599
اونها بهترين سربازاني هستند که تا بحال ديده ام

01:27:26.724 --> 01:27:27.896
ويت کنگ

01:27:28.017 --> 01:27:29.314
درسته

01:27:29.435 --> 01:27:31.121
اونها خيلي متعهد هستند و اونا سربازان خوبي هستند

01:27:31.145 --> 01:27:32.522
اونها بهترين سربازاني هستند که من ديده ام

01:27:35.524 --> 01:27:38.528
با وجود از دست دادن افرادش در پلي مي

01:27:38.653 --> 01:27:41.998
فرمانده ويتنام شمالي ژنرال چو هوي من

01:27:42.114 --> 01:27:43.991
مشتاق مواجهه ديگري

01:27:44.116 --> 01:27:45.834
با آمريکائيها بود

01:27:45.993 --> 01:27:49.418
او مصمم بود تا ياد بگيرد چگونه با آنان بجنگد

01:27:49.538 --> 01:27:52.838
جريان تجديد قواکننده بسمت پايين مسير هو شي مين

01:27:52.959 --> 01:27:55.007
به طرف دره لا درانگ

01:27:55.169 --> 01:27:59.265
يک ستوان دوم تازه کار به نام لو کاک تام را شامل ميشد

01:27:59.382 --> 01:28:02.511
که داوطلب شده بود تا در جنوب بجنگد

01:28:03.609 --> 01:28:07.109
من يک دوست دختر داشتم ولي بهش چيزي در مورد اون نگفتم
<font color="#ff8040">لو کاک تام،از ارتش ويتنام شمالي</font>

01:28:07.160 --> 01:28:09.226
چون اون يک ماموريت مخفيانه بود.

01:28:10.527 --> 01:28:13.193
بعد از اينکه ما به کوههاي چو پانگ رسيديم

01:28:13.880 --> 01:28:17.547
من فهميدم که بعنوان يک افسر بايد ياد بگيرم که فرماندهي کنم

01:28:17.549 --> 01:28:21.282
و بهترين راه براي يادگيري، شرکت در جنگه

01:28:22.292 --> 01:28:23.292
<font color="#ffff00">دره لا درانگ</font>

01:28:24.156 --> 01:28:27.000
در صبح 14 نوامبر 1965(آبان)

01:28:27.118 --> 01:28:31.214
هليکوپترهاي سواره نظام يکم متعلق به گردان يکم

01:28:31.372 --> 01:28:33.420
هنگ هفتم

01:28:33.541 --> 01:28:36.340
يگان نظامي قديمي جرج آرمسترانگ کاستر

01:28:36.460 --> 01:28:40.055
بسمت غرب در امتداد لا درانگ  بسمت رشته کوههاي چو پانگ در جستجوي

01:28:40.214 --> 01:28:42.057
دشمن پرواز کردند

01:28:44.260 --> 01:28:47.560
فرمانده شان متولد ايالت کنتاکي و کهنه سرباز جنگ کره

01:28:47.680 --> 01:28:49.728
سرهنگ دوم هال مور بود

01:28:49.890 --> 01:28:52.484
که به او گفته شده بود که يک اردوگاه پايگاه بزرگ دشمن

01:28:52.601 --> 01:28:54.399
جايي در شيبهاي آن کوهها قرار دارد

01:28:54.520 --> 01:28:58.241
فرامينش بردن يگان نظامي کم توانش

01:28:58.357 --> 01:29:04.911
شامل 29 افسر و تنها 411 نفر و پيدا کردن و کشتن دشمن بود.

01:29:05.031 --> 01:29:08.956
دو منطقه خالي از درخت بزرگ کافي براي مور وجود داشت تا هشت  هليکوپتر را

01:29:09.076 --> 01:29:10.953
با هم بنشاند

01:29:11.078 --> 01:29:16.005
او نزديکترين آنها را به کوهستان، منطقه فرود  اشعه ايکس را انتخاب کرد

01:29:19.587 --> 01:29:22.932
مور نقطه اي را در جبهه براي فرماندهي انتخاب کرد

01:29:23.090 --> 01:29:25.764
او اولين نفري بود که از اولين هليکوپتر پياده شد

01:29:30.306 --> 01:29:34.607
او چهار جوخه شش نفره را به فاصله صدمتري در هر جهت فرستاد

01:29:34.769 --> 01:29:37.488
دره   اي درنگ  خيلي زيبا بود

01:29:37.605 --> 01:29:39.607
يک سرباز بخاطر مياورد

01:29:39.774 --> 01:29:42.778
آن او را بياد پارک ملي در خانه اش مينداخت

01:29:42.943 --> 01:29:47.119
طي چند دقيقه افراد مور يک فراري را دستگير کردند

01:29:47.281 --> 01:29:48.658
او ترسان و لرزان

01:29:48.783 --> 01:29:51.582
گفت که سه گردان سرباز

01:29:51.702 --> 01:29:55.252
شامل 1600 نفر در کوهستان وجود دارد

01:29:55.373 --> 01:29:58.126
او گفت که آنها بسيار طالب اين بودند که آمريکائيها را بکشند

01:29:58.292 --> 01:30:01.922
ولي تاکنون قادر نبودند که حتي يک نفر از آنان(آمريکاييها) را بيابند

01:30:02.046 --> 01:30:04.970
مور بسرعت يک پست فرماندهي

01:30:05.091 --> 01:30:09.312
پشت يکي از تپه هاي عظيم موريانه بنا نهاد که  بر منطقه ديد داشت

01:30:09.470 --> 01:30:11.598
تا اواسط بعد از ظهر طول کشيد تا

01:30:11.722 --> 01:30:15.147
همه افرادش برسند

01:30:16.310 --> 01:30:18.187
او هيچ زماني براي تلف کردن نداشت

01:30:18.312 --> 01:30:20.735
مور بخاطر مياورد:ما بايد از منطقه فرود دور ميشديم و پيش ازينکه

01:30:20.856 --> 01:30:24.952
آنها بتوانند ما رو بزنند به اونها برسيم

01:30:25.069 --> 01:30:29.040
او دو گروهان را به بالاي شيب کوه بسمت دشمن مخفي شده فرستاد

01:30:29.156 --> 01:30:32.786
اغلب ويتنام شماليها مثل آمريکائيها

01:30:32.910 --> 01:30:34.503
براي اولين بار ميجنگيدند

01:30:35.996 --> 01:30:38.249
به آنها دستور داده شد تا سرنيزه ها را نصب کنند

01:30:40.254 --> 01:30:41.520
آن يک نبرد مدرن بود

01:30:42.700 --> 01:30:44.767
ولي به ما گفته بودند تا سرنيزه که

01:30:45.689 --> 01:30:48.789
روحيه رزمندگي ما را نمادسازي ميکند
<font color="#ff8040">لو کاک تام،از ارتش ويتنام شمالي</font>

01:30:48.811 --> 01:30:49.811
به لوله هاي تفنگهايمان وصل شود
<font color="#ff8040">لو کاک تام،از ارتش ويتنام شمالي</font>

01:30:53.013 --> 01:30:55.766
سرهنگ مور هيچ راهي نداشت تا بداند

01:30:55.891 --> 01:30:59.316
که بجاي 1600 نفر سربازان دشمن در کوهستان

01:30:59.437 --> 01:31:05.160
3000 نفر قرار داشت،هفت برابر قوايش.

01:31:19.373 --> 01:31:22.047
طي چند دقيقه،آمريکاييها خودشان را زير حملات

01:31:22.168 --> 01:31:26.548
از جانب صدها سرباز ويتنام شمالي يافتند

01:31:26.714 --> 01:31:30.184
در طي نبرد،يک ستوان دوم خيلي مشتاق

01:31:30.301 --> 01:31:33.271
جوخه 28 نفره اش را بسيار دورتر

01:31:33.387 --> 01:31:36.766
از مابقي گروهانش برد و محاصره شد

01:31:39.393 --> 01:31:40.986
آن ستوان کشته شد

01:31:41.103 --> 01:31:45.233
گروهباني که جايش را گرفت به سرش تير خورد

01:31:45.399 --> 01:31:49.905
تا اواخر بعد از ظهر ،تنها هفت نفر از مردان جوخه به دام افتاده

01:31:50.029 --> 01:31:53.283
هنوز قادر بودند که مقاومت کنند

01:32:01.957 --> 01:32:06.679
مور حالا درگير سه نبرد همزمان شده بود

01:32:06.795 --> 01:32:10.766
دفاع از منطقه فرود،حمله به ويتنام شماليها

01:32:10.925 --> 01:32:14.771
و يافتن راهي براي نجات گشتيهاي به دام افتاده اش.

01:32:17.723 --> 01:32:21.773
در آن شب،جو گالوي مجددا سوار بر

01:32:21.894 --> 01:32:24.613
هليکوپتري شد که مهمات و آب براي آمريکاييهاي

01:32:24.730 --> 01:32:26.482
محاصره شده ميبرد

01:32:26.607 --> 01:32:29.736
همچنانکه هليکوپتر به ميدان نبرد نزديک ميشد

01:32:29.860 --> 01:32:32.283
گالوي روي صندوق نارنجکها نشسته بود

01:32:32.446 --> 01:32:35.666
و به تاريکي خيره شده بود

01:32:35.783 --> 01:32:40.789
و ميتونستم اين  سوزنهاي کوچک از نور رو ببينم

01:32:40.913 --> 01:32:43.462
که بسمت پايين کوه ميامد

01:32:43.582 --> 01:32:48.338
اين دشمني بود که داشت براي حملات روز بعد نزديک ميشد

01:32:49.964 --> 01:32:52.717
ما به اونجا پرواز کرديم

01:32:52.841 --> 01:32:56.971
همين که اونا پياده شدند،هوا تاريک محض بود

01:32:57.137 --> 01:33:00.266
و ما اونجا دراز کشيديم و منتظر کسي بوديم که بياد و بما بگه

01:33:00.391 --> 01:33:01.643
چيکار کنيم

01:33:04.812 --> 01:33:09.739
و صبح روز بعد همه چيز يکهو بهم ريخت

01:33:14.154 --> 01:33:18.079
انفجار اتش بود

01:33:19.535 --> 01:33:24.006
سر وصدا وحشتناک بود،غير قابل تصور.

01:33:36.302 --> 01:33:39.021
و در ميانه همه اينها،ميدوني

01:33:39.179 --> 01:33:41.898
من فقط روي زمين پهن شده بودم

01:33:42.016 --> 01:33:46.192
چون بنظر ميرسيد حدود دو، دو ونيم پايي زمين

01:33:46.353 --> 01:33:49.607
همه چيز در حال آتيش گرفتن بود

01:33:56.655 --> 01:33:59.374
صدها سرباز دشمن خودشان را

01:33:59.533 --> 01:34:00.785
روي آمريکاييها پرتاب کردند

01:34:02.328 --> 01:34:06.128
آنها کلاه خودهاي مشبک،استتار شده با علف بر سر داشتند

01:34:06.248 --> 01:34:11.049
و همين که آنها امدند،سوت ميزدند،فرياد ميزدند

01:34:11.211 --> 01:34:15.387
يک آمريکايي به خاطر مياورد:آنها شبيه درختان کوچک بودند

01:34:15.507 --> 01:34:18.101
اونا سعي داشتند که ما رو درهم بکوبند

01:34:18.218 --> 01:34:20.471
و اونا نزديک شدند

01:34:20.596 --> 01:34:22.769
اونا نزديک شدند

01:34:38.739 --> 01:34:42.084
ولي ما دو چيز داشتيم که برامون تعيين کننده بود

01:34:43.410 --> 01:34:46.789
ما يک فرمانده بزرگ و سربازان بزرگي داشتيم

01:34:46.914 --> 01:34:53.422
و ما پشتيباني هوايي و توپخانه اي داشتيم

01:34:53.587 --> 01:34:56.215
ما اونو داشتيم و اونا نداشتن

01:35:00.219 --> 01:35:04.941
ولي استفاده از ان پشتيباني هوايي و توپخانه اي ميتوانست خطرناک باشد

01:35:05.057 --> 01:35:09.028
هر کدام از يگانهاي مور با دقت موضع خود را با دود

01:35:09.144 --> 01:35:12.023
براي جلوگيري از اشتباه گرفته شدن با دشمن

01:35:12.147 --> 01:35:14.400
توسط هوانوردان آمريکايي در بالاي سر  مشخص کرده بودند

01:35:17.451 --> 01:35:19.584
ما بايد نزديک ميشديم

01:35:20.179 --> 01:35:21.779
اگه اين کارو نميکرديم

01:35:21.863 --> 01:35:23.963
ما همونجا کشته ميشديم

01:35:25.911 --> 01:35:29.916
حدود 18 هزار گلوله توپخانه در طي

01:35:30.040 --> 01:35:31.292
دوره نبرد درخواست شد

01:35:31.417 --> 01:35:36.298
برخي از انها درست در 25 متري افراد خود مور فرود آمدند

01:35:36.422 --> 01:35:41.849
هليکوپترهاي توپدار 3 هزار راکت بسمت دشمن شليک کردند

01:35:41.969 --> 01:35:44.392
ديده بان هوايي در جلو

01:35:44.513 --> 01:35:48.017
خواستار هر هواگرد در دسترس در ويتنام جنوبي شد

01:35:48.142 --> 01:35:49.610
تا بيايند و کمک کنند

01:35:49.727 --> 01:35:55.154
هواپيماهاي جنگي از جمله بمب افکنهاي استراتژيک دور برد ب-52

01:35:55.315 --> 01:35:59.445
در فواصل 330 متري بالاي ميدان نبرد

01:35:59.570 --> 01:36:02.665
از ارتفاع 2300 تا 11600 متري مجتمع شده بودند

01:36:02.823 --> 01:36:07.294
بي صبرانه منتظر اهداف بودند تا زير رگبار مسلسل يا بمب بگيرند يا بسوزانندشان.

01:36:09.663 --> 01:36:14.294
مور گفت:آنها به ياري خدا ما را اينجا فرستادند تا کمونيستها را بکشيم

01:36:14.418 --> 01:36:15.886
و اين آنچيزي است که داريم انجام ميدهيم.

01:36:22.009 --> 01:36:23.682
من به بالا نگاه کردم

01:36:25.596 --> 01:36:32.855
و دو جت جنگي داشتند مستقيما به سمت مقر فرماندهي ما ميامدند

01:36:32.978 --> 01:36:39.076
اون دو بشکه ناپالم رو رها کرد و داشت بسمت ما ميامد

01:36:39.193 --> 01:36:43.118
يکي پس از ديگري.

01:36:43.238 --> 01:36:47.914
و دو يا سه تا از اين بچه ها بهمراه يک گروهبان

01:36:48.035 --> 01:36:52.256
يک يا دو چاله کنده بودن

01:36:52.372 --> 01:36:57.299
و من وقتي اونچيز منفجر شد نگاه ميکردم

01:37:01.465 --> 01:37:06.062
و دوتا از اونا شعله ور در آتش داشتن ميرقصيدند

01:37:06.220 --> 01:37:10.066
و هوا يک حرکت شديد و غرشي داشت

01:37:10.182 --> 01:37:14.232
و در حال بلعيده شدن بود

01:37:14.353 --> 01:37:20.201
و انگار جهنم روي زمين اومد

01:37:20.317 --> 01:37:21.944
اونجا داشت ميسوخت

01:37:22.069 --> 01:37:27.246
و اندکي بعد،شما ميتونستيد صداي اون فريادها رو بشنويد

01:37:29.451 --> 01:37:34.298
و يکي داد ميزد:پاي اين مردو بگير

01:37:34.414 --> 01:37:41.298
و من به پايين رسيدم و اون چکمه هاي تکه پاره شده

01:37:41.421 --> 01:37:45.517
و گوشت پخته شده از مچ پاش کنده شده بود

01:37:45.634 --> 01:37:49.730
و من اون استخوانها رو در کف دستام حس ميکردم

01:37:49.847 --> 01:37:52.521
هنوزم ميتونم حسش کنم

01:37:53.934 --> 01:37:56.528
اون دو روز بعد مرد

01:37:56.645 --> 01:38:00.946
اسم اون پسر جيم ناکاياما از ريگبي آيداهو بود
<font color="#ffff00">جيمي دي ناکاياما</font>

01:38:15.747 --> 01:38:18.296
تا ساعت 10 آن روز صبح

01:38:18.417 --> 01:38:21.967
نيروي هوايي آمريکا حمله دشمن را درهم شکست

01:38:23.380 --> 01:38:25.474
بازماندگان از آن جوخه بدام افتاده

01:38:25.632 --> 01:38:27.634
بعداز ظهر آنروز نجات يافتند

01:38:27.759 --> 01:38:31.480
آنها انقدر به زمين ميخکوب شده بودند و در زير آتش قرار گرفته بودند که

01:38:31.638 --> 01:38:34.357
که مجبور بودند با زحمت

01:38:34.474 --> 01:38:36.693
دوباره روي پاهاي خود بايستند

01:38:43.358 --> 01:38:45.360
صبح روز بعد

01:38:45.485 --> 01:38:48.864
سربازان دشمن خودشان را دوباره به همان قسمت

01:38:48.989 --> 01:38:52.084
خط مور چهار بار ديگر پرتاب کردند

01:38:52.200 --> 01:38:55.579
و توسط اتش توپخانه و  تيربار متوقف شدند

01:38:57.831 --> 01:39:00.550
بازماندگان ويتنام شمالي و ويت کنگ

01:39:00.667 --> 01:39:02.669
به درون جنگل عقب نشيني کردند

01:39:02.794 --> 01:39:05.673
و در پشت سر يک حلقه وحشتناک از مردگانشان را بجا گذاشتند

01:39:05.839 --> 01:39:07.591
که منطقه فرود را احاطه ميکرد

01:39:07.716 --> 01:39:14.019
634 جسد تير خورده،تکه پاره از انفجار و جزغاله شده با آتش .

01:39:17.431 --> 01:39:20.364
وقتي من ديدم که سربازانم ميميرند

01:39:21.403 --> 01:39:24.003
من احساس اندوه عميقي در مورد انها داشتم

01:39:26.061 --> 01:39:27.561
گريه نکردم

01:39:29.055 --> 01:39:31.055
سعي کردم تا جلوي اشکهامو بگيرم

01:39:31.681 --> 01:39:34.548
ما از لحاظ رواني ضربه خورديم

01:39:39.706 --> 01:39:42.550
بعد از سه روز و دو شب نبرد،

01:39:42.709 --> 01:39:45.838
هليکوپترها شروع به برداشتن بازماندگان آمريکايي

01:39:45.963 --> 01:39:48.807
و جمع اوري کشتگان کردند

01:39:48.924 --> 01:39:50.551
زمانيکه به اونا نگاه ميکردي

01:39:50.717 --> 01:39:53.846
اون حتي شبيه جسد يک انسان نبود

01:39:53.971 --> 01:39:57.100
اون فقط شبيه يک مانکن و مدل عروسکي شده بود

01:39:57.224 --> 01:40:00.068
تو به اونا نگاه ميکردي و ميگفتي:اين ممکن نيست براي من اتفاق بيفته

01:40:02.938 --> 01:40:05.908
من اونا رو ديديم که در يادرانگ جنگيدند

01:40:06.066 --> 01:40:09.036
اون هميشه وقتي در مورد نسل جنگ دوم جهاني
<font color="#ff8040">نيل شيهان،روزنامه نگار</font>

01:40:09.152 --> 01:40:11.246
بعنوان بزرگترين نسل ميخونم يا ميشنوم
<font color="#ff8040">نيل شيهان،روزنامه نگار</font>

01:40:11.363 --> 01:40:13.115
من رو آزار ميده
<font color="#ff8040">نيل شيهان،روزنامه نگار</font>

01:40:13.240 --> 01:40:16.164
اين پسرهاي جوان انقدر شجاع و انقدر دلير بودند

01:40:16.284 --> 01:40:18.457
که هيچ فردي که در جنگ دوم جهاني جنگيده بود شبيه آونها نيست

01:40:20.080 --> 01:40:22.879
79 نفر از افراد مور در منطقه فرود اشعه ايکس

01:40:23.000 --> 01:40:26.425
در دره يادرانگ جان خود را از دست دادند

01:40:26.545 --> 01:40:31.767
و 121 نفر ديگر مجروح شدند

01:40:31.925 --> 01:40:35.270
لطفا به مردم آمريکا انتقال بدين
<font color="#ff8040">سرهنگ دوم هال مور</font>

01:40:35.387 --> 01:40:39.483
چه مردان رزمنده فوق العاده اي اينجا داريم.
<font color="#ff8040">سرهنگ دوم هال مور</font>

01:40:39.599 --> 01:40:44.947
شجاعت اونها،روحيه تهاجمي اونها و مهرباني اونها.

01:40:45.105 --> 01:40:48.826
و اونا هر جايي که بهشون بگي ميرن.

01:40:48.942 --> 01:40:51.445
و اونا خود منضبط هستند

01:40:51.570 --> 01:40:54.790
و اونها نظم و انضباط يگان رو خوب فرا گرفته اند.

01:40:54.948 --> 01:40:57.121
و اونها مردان ممتازي هستند

01:40:57.242 --> 01:40:58.710
و

01:41:00.287 --> 01:41:03.211
با فرماندهي اين يگان بمدت 18 ماه

01:41:06.001 --> 01:41:07.844
شما بايد ابراز احساسات منو در اينجا ببخشيد

01:41:07.961 --> 01:41:13.468
ولي وقتي ميبينم برخي ازين مردان جايي رفته اند

01:41:21.183 --> 01:41:23.185
که من نرفتم

01:41:23.310 --> 01:41:25.608
نميتونم عمق احساسات خودمو در مورد اونها براتون توصيف کنم

01:41:25.729 --> 01:41:28.323
اونها فوق العاده هستن

01:41:28.482 --> 01:41:30.701
هال مور نپذيرفت تا زمانيکه همه افراد

01:41:30.817 --> 01:41:35.414
تحت فرمانش شمارش شوند(و بروند)،آن محل را ترک کند

01:41:35.530 --> 01:41:40.627
او اولين نفر از افرادش بود که به منطقه فرود اشعه ايکس پا گذاشت

01:41:40.744 --> 01:41:43.998
و مطمئن شد که او آخرين نفري است که آنرا ترک ميکند

01:41:51.797 --> 01:41:56.597
اون جنگي که ما درش مبارزه کرديم،انقدر وحشيانه بود

01:41:58.079 --> 01:42:01.812
که من کلامي براي توصيف اون پيدا نميکنم

01:42:05.023 --> 01:42:07.090
من نگرانم که چگونه ميتونيم حتي

01:42:07.741 --> 01:42:09.841
براي نسل جوانتر

01:42:12.626 --> 01:42:19.026
بهايي که والدين و پدربزرگ و مادر بزرگهاي اونا پرداخت کردند را توضيح داد؟

01:42:21.034 --> 01:42:23.583
ويتنام شماليها تلفات وحشتناکي را

01:42:23.703 --> 01:42:25.125
در دره يادرانگ متحمل شدند

01:42:25.247 --> 01:42:28.877
و بسياري از نجات يافتگان آسيب ديده بودند

01:42:29.042 --> 01:42:32.637
يک سرهنگ ويتنام شمالي بخاطر مياورد:

01:42:32.754 --> 01:42:34.722
يگانها در جوي از افسردگي و اندوه پيچيده شده بودند

01:42:34.840 --> 01:42:39.095
برخي از افراد  ننوهاي طنابي خود را ترک نميکردند

01:42:39.219 --> 01:42:41.187
برخي از شستشو سرباز ميزدند

01:42:41.304 --> 01:42:46.481
يک سرباز شعري نوشت که بدبختي آنان را بيان ميکرد:

01:42:46.601 --> 01:42:49.229
خرچنگ هنوز روي تخته قصابي دراز کشيده

01:42:49.396 --> 01:42:53.401
هرگز نميداند که کي چاقو فرو خواهد افتاد

01:42:59.156 --> 01:43:04.834
ما در يادرانگ ده نفر از اونا رو در ازاي يک نفر از خودمون کشتيم

01:43:06.580 --> 01:43:10.710
اون نسبت کشتار ده به يک  نشون ميده که چجوري ارتش عمل کرده.

01:43:14.171 --> 01:43:20.429
ولي اون دشمن کاملا حاضر بود که اون بها رو و بيشتر از اون رو

01:43:20.594 --> 01:43:24.940
براي ارزش درسهايي که آموخته بود رو پرداخت کنه

01:43:26.413 --> 01:43:29.080
براي جنگيدن با آمريکاييها

01:43:29.290 --> 01:43:31.357
ما مجبور بوديم بهشون نزديک بشيم

01:43:31.669 --> 01:43:33.269
اونا رو از کمربند بگيريم

01:43:33.793 --> 01:43:35.259
اگه ما اينکارو نميکردم

01:43:35.585 --> 01:43:37.852
نميتونستيم با اونا بجنگيم

01:43:37.868 --> 01:43:39.935
و ما کشته ميشديم

01:43:40.697 --> 01:43:43.701
اونا رو از سگک کمربندشون بگير

01:43:43.825 --> 01:43:47.170
که بمعني اينه که شما بايد انقدر نزديک بشين

01:43:47.287 --> 01:43:53.795
که اونا نتونن از توپخانه و بمبارانهاي هواييشون بر ضد شما

01:43:53.960 --> 01:43:56.338
از ترس کشتن خودشون استفاده کنند

01:43:56.463 --> 01:44:01.310
انقدر نزديک شدن  جنگ تن به تنه

01:44:01.426 --> 01:44:04.475
و بعد همه چيز برابر ميشه

01:44:05.722 --> 01:44:09.192
ويتناميها متحمل صدها کشته

01:44:09.309 --> 01:44:12.153
در هنگام حمله به گردان هال مور در منطقه فرود اشعه ايکس شدند

01:44:12.270 --> 01:44:17.902
و بعد اونها به گردان ديگري چند روز بعد کمين زدند

01:44:18.026 --> 01:44:21.200
و اون رو محو کردند.

01:44:21.321 --> 01:44:23.870
در نبردي در آلباني در نزديکي منطقه فرود

01:44:23.990 --> 01:44:27.870
دشمن انقدر نزديک شده بود که نميشد درخواست آتش توپخانه کرد

01:44:29.329 --> 01:44:35.553
از حدود 425 آمريکايي درگير،155 نفر کشته شدند

01:44:35.669 --> 01:44:40.266
124 نفر ديگر مجروح شدند

01:44:40.382 --> 01:44:45.183
هر دو طرف ادعاي پيروزي در دره يادرانگ کردند

01:44:45.345 --> 01:44:48.019
آمريکاييها  در مورد تعداد کشتگان دشمن

01:44:48.181 --> 01:44:49.728
در منطقه فرود اشعه ايکس سخنسرايي کردند

01:44:49.849 --> 01:44:51.977
نسبت تلفات به کشتگان شما

01:44:53.520 --> 01:44:55.522
ويتنام شماليها درسهاي خود را از

01:44:55.689 --> 01:44:57.783
منطقه فرود آلباني فراگرفتند

01:45:05.031 --> 01:45:07.375
من پيشبيني نميکنم که

01:45:07.534 --> 01:45:12.882
اين نبرد بزودي خاتمه يابد

01:45:13.039 --> 01:45:17.545
و ما توانستيم اينرا بفهميم که روزهاي دشوارتري در پيش است
<font color="#ffff00">ژنرال وستمورلند</font>

01:45:17.711 --> 01:45:20.385
ما مطمئنا بايد براي اين آماده باشيم

01:45:25.814 --> 01:45:28.197
<font color="#ffff00">نظاميهاي آمريکايي  هنگ نيروهاي منظم هانوي را درهم کوبيدند
پرتلفات ترين نبرد تاکنون براي يانکيها</font>

01:45:28.221 --> 01:45:33.022
در پاييز سال آخر دبيرستانم در نوامبر 1965 بود

01:45:33.143 --> 01:45:36.443
که آن نبرد عظيم  در دره يادرانگ در گرفت

01:45:36.563 --> 01:45:39.442
که براي اولين بار بود که حقيقتا تاييد شد که

01:45:39.566 --> 01:45:41.944
نيروهاي منظم ويتنام شمالي هم مثل

01:45:42.068 --> 01:45:43.695
ويت کنگ دشمن هستند.

01:45:43.820 --> 01:45:46.699
و البته برداشت من اين بود که
<font color="#ff8000">بيل ارهارت،پرکيز،ايالت پنسيلوانيا</font>

01:45:46.823 --> 01:45:48.291
همينه،اين همون مدرکه
<font color="#ff8000">بيل ارهارت،پرکيز،ايالت پنسيلوانيا</font>

01:45:48.408 --> 01:45:50.285
ويتنام شماليها اينجا متجاوز هستند

01:45:50.410 --> 01:45:54.790
و اين همونجايي بود که من شروع به اين فکر کردم که

01:45:54.914 --> 01:45:57.292
ممکنه نخوام دقيقا به دانشگاه برم

01:45:57.417 --> 01:46:00.591
شايد به تفنگداران دريايي ملحق شدم

01:46:00.754 --> 01:46:01.897
و اون فکر هميشه تفنگداران دريايي بود

01:46:01.921 --> 01:46:03.639
من هرگز...هيچ شکي درش نبود

01:46:03.757 --> 01:46:05.401
سپاه تفنگداران دريايي پر از افراد کوچکي مثل من بود

01:46:05.425 --> 01:46:06.642
که چيپس روي شونه هامون ريخته بود

01:46:08.303 --> 01:46:10.601
<i><font color="#ffff00">#دنياي شرقي داره منفجر ميشه#</font></i>

01:46:10.764 --> 01:46:13.608
نبردها در دره يادرانگ ممکن است با پيروزيهاي

01:46:13.767 --> 01:46:17.897
آمريکاييان اعلام شده باشد ولي ژنرال وستمورلند

01:46:18.021 --> 01:46:21.116
و دولت جانسون در خفا نگران بودند

01:46:21.232 --> 01:46:24.702
با وجود تحرک هوابرد جديد آمريکاييها

01:46:24.819 --> 01:46:27.242
دشمن قادر شده بود تا مکان

01:46:27.364 --> 01:46:30.038
و زمان نبرد را انتخاب کند

01:46:30.158 --> 01:46:33.628
اطلاعاتي که بر مبناي آن تصميمات اساسي  در واشنگتن گرفته ميشد

01:46:33.787 --> 01:46:38.133
همگي بد و نادرست بودند

01:46:38.249 --> 01:46:41.253
حالا اعتقاد براين بود که 12 هنگ ويت کنگ

01:46:41.378 --> 01:46:44.097
در جنوب ويتنام قرار دارد نه فقط  5 هنگ

01:46:44.214 --> 01:46:47.559
9 هنگ ويتنام شمالي وجود دارد نه سه هنگ.

01:46:48.802 --> 01:46:50.554
با وجود ماهها بمباران

01:46:50.678 --> 01:46:53.397
سه برابر نيروهاي منظم ويتنام شمالي نسبت

01:46:53.515 --> 01:46:57.019
به آنچه که در ابتدا فکر ميشد،در حال ورود به جنوب منطقه غيرنظامي

01:46:57.143 --> 01:46:59.487
بودند

01:46:59.604 --> 01:47:03.780
هانوي هم بنظر متلاطم ميامد

01:47:03.900 --> 01:47:08.076
و تلفات آمريکاييها در حال صعود بود

01:47:08.196 --> 01:47:11.325
زمانيکه سناتور فريتز هالينگز اندکي بعد از

01:47:11.491 --> 01:47:13.869
نبردهاي يادرانگ از سايگون ديدن کرد

01:47:13.993 --> 01:47:17.668
ژنرال وستمورلند به او گفت:ما در حال کشتن اين مردم

01:47:17.789 --> 01:47:19.917
به نسبت ده به يک هستيم

01:47:20.041 --> 01:47:21.338
هالينگز به او هشدار داد:

01:47:21.501 --> 01:47:25.005
وستي،مردم آمريکا به آن ده نفر اهميتي نميدهند

01:47:25.171 --> 01:47:27.173
آنها به آن يک نفر اهميت نشان ميدهند

01:47:29.134 --> 01:47:31.853
وستمورلند که گفته بود او ميتواند جنگ را  در مدت سه سال

01:47:31.970 --> 01:47:35.895
ببرد حالا يک تلگراف اضطراري به واشنگتن فرستاد

01:47:36.015 --> 01:47:38.859
و خواستار 200 هزار نفر سرباز ديگر شد.

01:47:39.018 --> 01:47:41.020
<i><font color="#ffff00">#اره،خون من خيلي ديوونس #</font></i>

01:47:41.146 --> 01:47:43.695
رابرت مک نامارا بخاطر مياورد:

01:47:43.815 --> 01:47:45.909
آن پيام مثل يک ضربه خرد کننده رسيد

01:47:46.025 --> 01:47:51.031
يکبار ديگر او به جانسون دو گزينه را پيشنهاد داد:

01:47:51.156 --> 01:47:54.330
تلاش براي يک مذاکره مصالحه جويانه با هانوي

01:47:54.451 --> 01:47:58.046
يا تن دادن به خواسته وستمورلند براي افراد بيشتر

01:47:58.163 --> 01:48:01.383
وزير دفاع گفت که هرچند شانس پيروزي

01:48:01.541 --> 01:48:05.591
ممکن است از يک به سه بهتر نباشد

01:48:05.712 --> 01:48:08.386
و بعد اونا همه نشستن

01:48:08.548 --> 01:48:11.392
و به گزينه دوم راي دادند.

01:48:11.509 --> 01:48:13.386
# بيشتر و بيشتر و بيشتر#

01:48:13.553 --> 01:48:17.603
خشم من درمورد قدرتهاي سياسي  در آنزمان

01:48:17.724 --> 01:48:22.571
در درجه اول از دروغگويي انان بود
<font color="#ff8040"> کارل مارلنتز،تفنگداران دريايي </font>

01:48:22.687 --> 01:48:26.032
منظورم اينه که من ميتونم يک اشتباه سياسي رو درک کنم
<font color="#ff8040"> کارل مارلنتز،تفنگداران دريايي </font>

01:48:26.149 --> 01:48:28.743
که خيلي خيلي دردناکه

01:48:28.860 --> 01:48:30.783
و خيلي از مردم رو بر اثر اون اشتباه به کشتن ميده

01:48:30.904 --> 01:48:33.999
اگر اونا اين تصميمو با دلهاي خوش نيت بگيرند.

01:48:34.115 --> 01:48:36.459
اون ميدوني زمانيکه آيزنهاور و کندي

01:48:36.576 --> 01:48:39.125
داشتن سعي ميکرد تا اون مشکلات رو حل کنند.

01:48:39.245 --> 01:48:43.466
و شما اينو ميخونيد ميدوني،مک نامارا تا 1965 ميدونست

01:48:43.583 --> 01:48:45.381
اون درست سه سال پيش از زماني بود که من اونجا بودم

01:48:45.502 --> 01:48:46.719
که جنگ غيرقابل بردن است.

01:48:46.836 --> 01:48:48.634
اين اونچيزيه که منو ديوونه ميکنه.

01:48:48.755 --> 01:48:50.928
کاري که يک ادم اشتباه ميتونه انجام بده

01:48:51.090 --> 01:48:52.717
ولي سرپوش گذاري روي اشتباهات

01:48:52.842 --> 01:48:56.972
بعد شما داري مردم رو بخاطر نفس خودت به کشتن ميدي.

01:48:57.096 --> 01:49:00.270
و اين شما رو ديوونه ميکنه

01:49:02.435 --> 01:49:03.996
دهها هزار سرباز آمريکايي

01:49:04.020 --> 01:49:07.866
به اماده شدن براي اعزام به ويتنام

01:49:07.982 --> 01:49:09.074
از کل کشور ادامه دادند

01:49:09.192 --> 01:49:12.617
و ژنرال وستمورلند و فرماندهانش

01:49:12.737 --> 01:49:14.785
نقشه هايي براي تهاجمهاي اصلي

01:49:14.948 --> 01:49:17.997
در سال جديد 1966 ترسيم کردند

01:49:21.871 --> 01:49:25.341
د رهمين اثنا،مک نامارا با اميد اينکه شورويها ممکن است به آوردن هانوي

01:49:25.458 --> 01:49:29.304
به ميز مذاکره کمک کنند،به رئيس جمهور اصرار کرد

01:49:29.462 --> 01:49:33.592
تا توقف بمباران ويتنام شمالي را اعلام کند

01:49:33.716 --> 01:49:36.219
جانسون با وجود اعتراضات ارتش

01:49:36.344 --> 01:49:38.972
که نگران بود که آن به دشمن فرصت بازسازي خطوط دفاعيش را ميدهد

01:49:39.138 --> 01:49:43.359
با توقف بمباران

01:49:43.476 --> 01:49:46.195
در شب کريسمس موافقت کرد.

01:49:46.312 --> 01:49:48.440
او گفت :اگر ان هيچ فايده ديگري نداشته باشد

01:49:48.565 --> 01:49:50.738
به مردم آمريکا نشان ميدهد که

01:49:50.858 --> 01:49:54.158
پيش ازينکه او فرزندانشان را به نبرد بفرستد

01:49:54.320 --> 01:49:57.324
ما آخرين راه را پيموده ايم

01:50:00.743 --> 01:50:06.170
خب کريسمس هميشه موضوع يزرگي در خانواده ما بوده است

01:50:06.332 --> 01:50:10.678
ما البته بسته هايي رو براي دنتون فرستاديم

01:50:10.837 --> 01:50:12.839
بعد يکي از همسايه ها بمن ياداور شد که

01:50:13.006 --> 01:50:17.386
او از يک ايستگاه تلويزيون محلي شنيده که داشته پيشنهاد

01:50:17.510 --> 01:50:21.310
نوارهاي مجاني براي پرشدن براي فرستادن به سربازان آنطرف آبها ميداده

01:50:21.431 --> 01:50:26.062
ما براي دوربين لباس پوشيديم

01:50:26.185 --> 01:50:28.938
فکرمون اين بود که ما هر کدام فقط چيزي درمورد

01:50:29.063 --> 01:50:32.192
آنچه داشتيم انجام ميداديم بگيم و آرزوي خوشبختي براي اون کنيم

01:50:34.402 --> 01:50:36.871
اون يکروز وحشتناک براي من بود

01:50:37.030 --> 01:50:41.911
اون قضيه اينرو که اون خيلي دوره رو بسيار واقعي ميکرد.

01:50:42.035 --> 01:50:45.289
خب موگي ما اينجا هستيم

01:50:45.413 --> 01:50:49.088
بزار ببينم امروز چند شنبس

01:50:49.208 --> 01:50:50.380
امروز اينجا شنبس

01:50:50.543 --> 01:50:51.543
13 نوامبر

01:50:51.586 --> 01:50:53.680
13 نوامبر

01:50:53.796 --> 01:50:58.848
و ايستگاه wten بما اين فرصت رو داده که با تو صحبت کنيم

01:50:58.968 --> 01:51:01.391
ما همه کريسمس رو به تو تبريک ميگيم

01:51:01.554 --> 01:51:02.726
تا اون رو با خوشي آغاز کني

01:51:04.223 --> 01:51:06.567
رند،تو چي ميخواي به موگي بگي؟

01:51:06.726 --> 01:51:09.070
کريسمس مبارک باشه

01:51:11.022 --> 01:51:12.239
کريسمس مبارک عزيزم

01:51:12.357 --> 01:51:13.574
ما برات بسته هايي فرستاديم

01:51:13.733 --> 01:51:15.544
و يکيشون منتظر تو در خانه هست

01:51:15.568 --> 01:51:17.161
اون يک ضبط موسيقي فلون و طبله

01:51:17.278 --> 01:51:19.781
که ما برات در ويليامسبورگ گرفتيم

01:51:19.906 --> 01:51:20.906
کندي؟

01:51:22.742 --> 01:51:28.420
معلمم خيلي خوب نيست و هميشه تند مزاجه

01:51:28.581 --> 01:51:30.925
و من اصلا مدرسه رو بهيچوجه دوست ندارم

01:51:31.084 --> 01:51:32.961
حالا من يک پيشاهنگم

01:51:33.086 --> 01:51:34.633
کريسمس مبارک

01:51:36.214 --> 01:51:37.431
کريسمست مبارک موگي

01:51:37.590 --> 01:51:39.308
فکر ميکنم کفشهاي اسکي جديد براي کريسمس بگيرم

01:51:39.425 --> 01:51:41.427
خب وقتي تو خونه اومدي ما ميتونيم گاهي اوقات با هم بپوشيم

01:51:41.594 --> 01:51:45.019
ما همه ارزوي يک کريسمس خيلي خوب و خوش برات داريم

01:51:45.139 --> 01:51:47.312
و ما به تو در روز کريسمس فکر ميکنيم

01:51:50.269 --> 01:51:51.989
ما دلمون برات تنگ ميشه عزيزم

01:51:54.065 --> 01:51:58.115
<i><font color="#ffff00"># من و طبلم#</font></i>

01:52:17.588 --> 01:52:22.139
<i><font color="#ffff00">#براي هرچيز،بچرخ،بچرخ،بچرخ #</font></i>

01:52:22.260 --> 01:52:26.891
<i><font color="#ffff00"># يک فصلي هست،بگرد،بگرد،بگرد#</font></i>

01:52:27.014 --> 01:52:32.987
<i><font color="#ffff00"># و زماني براي هر کاري زير آسمان#</font></i>

01:52:34.856 --> 01:52:39.657
<i><font color="#ffff00">#زماني براي متولد شدن،زماني براي مردن#</font></i>

01:52:39.819 --> 01:52:42.288
<i><font color="#ffff00">#زماني براي کاشتن,زماني براي درو کردن#</font></i>

01:52:42.405 --> 01:52:46.160
<font color="#ffff00">#زماني براي کشتن،زماني براي شفا دادن#</font>

01:52:46.284 --> 01:52:53.589
<i><font color="#ffff00"># زماني براي خنده،زماني براي گريه #</font></i>

01:52:53.708 --> 01:52:58.885
<i><font color="#ffff00">#براي هرچيز،بچرخ،بچرخ،بچرخ #</font></i>

01:52:59.005 --> 01:53:04.182
<i><font color="#ffff00"># يک فصلي هست،بگرد،بگرد،بگرد#</font></i>

01:53:04.302 --> 01:53:09.854
<i><font color="#ffff00"># و زماني براي هر کاري زير آسمان#</font></i>

01:53:11.684 --> 01:53:15.405
<font color="#ffff00"><i>#زماني براي ساختن،زماني براي ويراني#</i></font>

01:53:15.521 --> 01:53:19.992
<i><font color="#ffff00"># زماني براي رقص،زماني براي عزاداري#</font></i>

01:53:20.109 --> 01:53:23.454
<i><font color="#ffff00">#زماني براي سنگهاي دور افتاده#</font></i>

01:53:23.571 --> 01:53:29.374
<i><font color="#ffff00">#زماني براي جمع کردن سنگها دور هم#</font></i>

01:53:31.162 --> 01:53:36.339
<i><font color="#ffff00">#براي هرچيز،بچرخ،بچرخ،بچرخ #</font></i>

01:53:36.459 --> 01:53:41.556
<i><font color="#ffff00"># يک فصلي هست،بگرد،بگرد،بگرد#</font></i>

01:53:41.672 --> 01:53:47.145
<i><font color="#ffff00"># و زماني براي هر کاري زير آسمان#</font></i>

01:53:49.222 --> 01:53:52.772
<i><font color="#ffff00">#زماني براي عشق ورزيدن،زماني براي نفرت داشتن#</font></i>

01:53:52.892 --> 01:53:58.023
<i><font color="#ffff00">#زماني براي جنگ ،زماني براي صلح#</font></i>

01:53:58.147 --> 01:54:00.821
<i><font color="#ffff00">#زماني که تو ممکنه درآغوش بگيري#</font></i>

01:54:00.942 --> 01:54:07.245
<i><font color="#ffff00">#زماني براي بازداشتن خود از در آغوش گرفتن#</font></i>

01:54:08.783 --> 01:54:13.539
<i><font color="#ffff00">#براي هرچيز،بچرخ،بچرخ،بچرخ #</font></i>

01:54:13.663 --> 01:54:18.635
<i><font color="#ffff00"># يک فصلي هست،بگرد،بگرد،بگرد#</font></i>

01:54:18.751 --> 01:54:24.633
<i><font color="#ffff00"># و زماني براي هر کاري زير آسمان#</font></i>

01:54:26.884 --> 01:54:30.354
<i><font color="#ffff00">#زماني براي گرفتن،زماني براي از دست دادن#</font></i>

01:54:30.471 --> 01:54:34.351
<i><font color="#ffff00"># زماني براي پاره کردن،زماني براي دوختن#</font></i>

01:54:34.475 --> 01:54:38.400
<i><font color="#ffff00">#زماني براي عشق ورزيدن،زماني براي نفرت داشتن#</font></i>

01:54:38.521 --> 01:54:44.779
<i><font color="#ffff00">#زماني براي صلح،قسم ميخورم که خيلي دور نيست#</font></i>

01:54:45.293 --> 01:54:58.226
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <font color="#ff9800">www.bolboljan.net</font> ::.
