﻿WEBVTT

00:00:17.923 --> 00:00:34.656
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <font color="#ff9800">www.bolboljan.net</font> ::.

00:00:34.951 --> 00:00:36.794
سربازها تطبیق پیدا میکردن.

00:00:36.911 --> 00:00:38.959
شما به اونجا با یک طرز تفکری میرین،میدونی

00:00:39.080 --> 00:00:40.502
و بعد شما خودتونو وفق میدین

00:00:40.624 --> 00:00:42.592
شما خودتونو با بیرحمیهای جنگ وفق میدین

00:00:42.709 --> 00:00:44.177
شما خودتونو با

00:00:46.546 --> 00:00:50.722
کشتن و مردن ،میدونی
<font color="#ff8040">راجر هریس،از تفنگداران دریایی</font>

00:00:50.884 --> 00:00:52.727
بعد از مدتی اون شما رو آزار نمیده

00:00:55.555 --> 00:00:57.475
خب باید بگم اون شما رو زیاد آزار نمیده

00:00:58.933 --> 00:01:02.437
زمانیکه من برای اولین بار به ویتنام رسیدم،یک مقدار

00:01:03.855 --> 00:01:05.374
یک مقدار چیزای جالبی بود که اتفاق افتاد

00:01:05.398 --> 00:01:08.572
و من از برخی تفنگداران دریایی پرسیدم.

00:01:08.735 --> 00:01:13.332
من مجبور شدم درک کنم که این جنگه و اینکاریه که ما میکنیم

00:01:14.991 --> 00:01:16.618
و اون تو سرم فرو رفته

00:01:16.743 --> 00:01:17.619
این جنگه

00:01:17.744 --> 00:01:19.838
این کاریه که ما میکنیم

00:01:19.954 --> 00:01:23.675
و پس از مدتی شما اونرو میپذیرید

00:01:25.460 --> 00:01:27.178
این جنگه

00:01:27.295 --> 00:01:28.638
این همون کاریه که میکنیم

00:01:34.857 --> 00:01:38.557
<font face="Microsoft Sans Serif">جنگ ویتنام</font>

00:01:42.852 --> 00:01:45.901
امروز عصر من باینجا اومدم تا با شما در مورد ویتنام صحبت کنم

00:01:46.022 --> 00:01:48.946
در خود جنگ پیشرفتی وجود داره

00:01:49.109 --> 00:01:52.363
بیشتر پیشرفت چشمگیری با توجه به این وضعیت

00:01:52.487 --> 00:01:57.118
که حقیقتا زمانیکه ما سربازانمون را در 1965 به اونجا فرستادیم،پیروزی بوده است.

00:01:57.242 --> 00:02:01.622
چنگال ویت کنگ بر مردم در حال شکسته شدن است

00:02:01.746 --> 00:02:07.253
<font color="#ffff00">اگر شما میتونید حواستونو جمع کنین#</font>

00:02:08.461 --> 00:02:13.467
<i><font color="#ffff00">#بعدا پیش من بیاید#</font></i>

00:02:13.633 --> 00:02:16.261
در تابستان 1967

00:02:16.386 --> 00:02:18.764
آن مردی که بر جنگ در ویتنام نظارت داشت

00:02:18.888 --> 00:02:20.890
ظاهرا خوش بین باقی ماند

00:02:21.015 --> 00:02:24.690
هر چند باوجود تردیدهای شخصی که ممکن بود داشته باشند

00:02:24.811 --> 00:02:27.314
<i><font color="#ffff00"># ولی اول #</font></i>

00:02:27.439 --> 00:02:30.192
<i><font color="#ffff00">#آیا آزموده میشوی؟#</font></i>

00:02:32.819 --> 00:02:36.824
<i><font color="#ffff00"># آیا تو هرگز آزموده شده ای؟#</font></i>

00:02:36.990 --> 00:02:41.245
فرماندهی نظامی آمریکا در ویتنام، MACV

00:02:41.369 --> 00:02:44.839
ادعا کرد که 200 هزار سرباز دشمن را کشته است

00:02:44.956 --> 00:02:46.674
و به رئیس جمهور گفته بوده است که:

00:02:46.833 --> 00:02:49.837
به  "نقطه تقاطع"آن همه مهم

00:02:49.961 --> 00:02:53.181
زمانیکه قوای ایالات متحده و ارتش ویتنام جنوبی سربازان

00:02:53.298 --> 00:02:56.347
ویت کنگ و ویتنام شمالی را بیشتر از انی

00:02:56.468 --> 00:03:00.018
کشته اند که دشمن بتواند جایگزین کند،به نظر میرسد که در تقریبا

00:03:00.138 --> 00:03:03.062
همه ویتنام جنوبی رسیده اند.

00:03:03.183 --> 00:03:05.436
ولی ایالات متحده متحمل

00:03:05.560 --> 00:03:09.235
نزدیک به 75000 نفر تلفات (کشته،زخمی،مفقود)شده بود

00:03:09.355 --> 00:03:15.829
تا چهارم جولای(تیرماه)،آمریکائیها 14624 نفر کشته داده بودند

00:03:15.945 --> 00:03:17.572
و بطور ثبت نشده ای

00:03:17.697 --> 00:03:22.043
بسیاری از افسران بسیار کمتر از فرماندهانشان خوش بین بودند.

00:03:22.202 --> 00:03:27.584
R.W. Apple از روزنامه نیویورک تایمز در سایگون

00:03:27.707 --> 00:03:32.304
دیدگاههایشان را چنین خلاصه کرد:پیروزی نزدیک نیست

00:03:32.420 --> 00:03:36.220
در حقیقت،آن ممکن است فراتر از دسترس باشد.

00:03:46.392 --> 00:03:48.770
درست بود که دشمن از لحاظ  سنت نظامی

00:03:48.895 --> 00:03:51.739
که آمریکائیها را از یک منطقه به عقب برانند

00:03:51.856 --> 00:03:53.733
به ندرت در یک نبرد پیروز میشد.

00:03:53.900 --> 00:03:57.154
ولی این همچنین حقیقت داشت که هیچ پیروزی امریکایی

00:03:57.278 --> 00:03:58.996
به نظر اهمیتی نداشت

00:03:59.113 --> 00:04:04.745
یگانهای متلاشی شده دشمن بسرعت تجدید قوا و تجدید تسلیحات میشدند.

00:04:04.869 --> 00:04:08.419
سیاست آرام سازی،فتح قلوب و اذهان

00:04:08.540 --> 00:04:12.170
مردم ویتنام جنوبی جواب نمیداد.

00:04:12.293 --> 00:04:16.594
سایگون هنوز تنها بخشی از کشور را

00:04:16.714 --> 00:04:18.591
تقریبا به اندازه ایالت فلوریدا (170 هزار کیلومتر مربع)را در اختیار داشت

00:04:18.758 --> 00:04:20.476
و دولتش نا محبوب

00:04:20.593 --> 00:04:24.814
و مملو از فساد باقی ماند

00:04:24.931 --> 00:04:28.526
رئیس جمهور جانسون تحت فشار بود تا مالیاتها را افزایش دهد

00:04:28.643 --> 00:04:31.988
تا بتواند هزینه همواره در حال صعود جنگ را جبران کند

00:04:32.105 --> 00:04:36.235
برنامه اجتماعی جاه طلبانه اش...جنگش با فقر

00:04:36.359 --> 00:04:38.862
در حال عقب نشینی بود

00:04:38.987 --> 00:04:43.788
<i><font color="#ffff00">#میتونم صدای ترومپت و ویالون رو از دور دست بشنوم#</font></i>

00:04:43.908 --> 00:04:48.789
در ان تابستان ناآرامیهای نژادی شهرهای آمریکا را دربر گرفت.

00:04:48.913 --> 00:04:52.292
<i><font color="#ffff00"># شاید حالا تو نتونی اونا رو بشنوی#</font></i>

00:04:52.417 --> 00:04:54.294
<i><font color="#ffff00">#ولی خواهی شنید#</font></i>

00:04:54.460 --> 00:04:58.465
رئیس جمهور ارتش را به دیترویت فرستاد

00:04:58.590 --> 00:05:00.809
تا شورش 5 روزه ای را پایان دهد که

00:05:00.967 --> 00:05:05.268
43 کشته و صدها ساختمان ویران برجا گذاشته بود

00:05:06.556 --> 00:05:10.481
26 نفر دیگر در نیوآرک،نیوجرسی کشته شدند

00:05:10.643 --> 00:05:13.192
هنوز بار دیگر نشان میداد که چقدر شکاف باقیمانده

00:05:13.313 --> 00:05:17.819
بین آمریکائیهای سفید و سیاه وسیع بود.

00:05:17.984 --> 00:05:23.662
تنها یک سوم کشور نشانی از پیشرفت در ویتنام میدید

00:05:23.823 --> 00:05:26.827
و نیمی از کشور حالا سبک اداره جنگ

00:05:26.951 --> 00:05:31.127
توسط رئیس جمهور را رد میکردند

00:05:31.247 --> 00:05:34.342
در همین اثنا،لی زوان و رفقایش

00:05:34.500 --> 00:05:37.800
که امور را در هانوی اداره میکردند،بطور محرمانه در حال طراحی

00:05:37.921 --> 00:05:42.427
تهاجم جدیدی بودند که انها باور داشتند آنچه را که آنها آنرا

00:05:42.550 --> 00:05:45.349
دولت آلت دست در سایگون مینامیدند،نابود میکند

00:05:45.511 --> 00:05:49.232
و ایالات متحده را متقاعد میکند که جنگ را هرگز نمیتوانند در میدان نبرد

00:05:49.349 --> 00:05:52.193
پیروز شوند

00:05:54.062 --> 00:05:57.111
یک داستان قدیمی مشکوک وجود داره که  در 1967

00:05:57.231 --> 00:05:59.199
اونا به زیرزمین پنتاگون زمانیکه

00:05:59.317 --> 00:06:01.536
اون کامپیوترهای پردازنده مرکزی کل زیرزمین رو گرفته بود رفتن

00:06:01.694 --> 00:06:03.788
و اونا روی اون کارتهای قدیمی سوراخدار همه اطلاعاتو بارگذاری میکردن

00:06:03.905 --> 00:06:05.425
شما میتونستی تعداد کشتیها،تعداد هواپیماها

00:06:05.531 --> 00:06:07.843
تعداد تانکها،تعداد هلیکوپترها
<font color="#ff8040">
جیمز ویلبانکس،مشاور ارتش</font>

00:06:07.867 --> 00:06:11.747
توپخانه،مسلسل،مهمات..همه چیزی که شما بتونین کمی کنین
<font color="#ff8040">
جیمز ویلبانکس،مشاور ارتش</font>

00:06:11.871 --> 00:06:14.875
رو در شکاف ورودی دستگاه میگذاشتن و میگفتن:کی ما در ویتنام پیروز خواهیم شد؟

00:06:15.041 --> 00:06:16.634
روز جمعه ازونجا میرفتن.

00:06:16.751 --> 00:06:18.594
اون دستگاه کل آخر هفته اون اطلاعات رو تجزیه و تحلیل میکرد.

00:06:18.711 --> 00:06:21.681
دوشنبه برمیگشتن و یک کارت خروجی دستگاه وجود میداشت

00:06:21.798 --> 00:06:24.677
و اون میگفت:شما در 1965 پیروز میشین

00:06:24.801 --> 00:06:26.599
تنها مشکل اینه که دشمن همراهی کنه

00:06:26.719 --> 00:06:28.346
و اونا روی کارتهای سوراخدار نبودن.

00:06:30.134 --> 00:06:34.734
<font color="#ffff00"><u>قسمت پنجم</u>
این همون کاریه که میکنیم
(جولای(تیر ماه)-دسامبر(آذر)1967)</font>

00:06:36.187 --> 00:06:40.533
تقریبا نیم میلیون سرباز آمریکایی تا اواسط

00:06:40.650 --> 00:06:42.869
1967 در ویتنام حضور داشتند

00:06:42.986 --> 00:06:45.705
در حالیکه هزاران نفر دیگر در راه بودند

00:06:45.822 --> 00:06:50.077
تنها 20 درصد آنها هرگز در نبرد حضور میافتند.

00:06:50.243 --> 00:06:53.713
مابقی در یگانهای پشتیبانی خدمت میکردند.

00:06:53.830 --> 00:06:57.425
هیچ کدام از آنها در مورد مردمیکه از آنان خواسته شده بود

00:06:57.542 --> 00:07:00.421
برعلیه آنها و به نفع انها بجنگند،خیلی زیاد فکر نکرده بودند

00:07:02.505 --> 00:07:05.349
سربازان ویتنامیها را "گوک"مینامیدند

00:07:05.466 --> 00:07:08.766
واژه ای که اولین بار توسط تفنگداران دریایی ایالات متحده برای اشاره به

00:07:08.886 --> 00:07:11.105
مردم هائیتی و نیکاراگوئه

00:07:11.222 --> 00:07:14.772
طی اشغال کشورهایشان توسط آمریکا استفاده شد

00:07:14.934 --> 00:07:18.609
و بعد برای دشمن آسیاییشان در کره به کار بردند

00:07:18.771 --> 00:07:23.698
یا "اسلوپها"،لقبی برای ژاپنیها طی جنگ اقیانوس آرام

00:07:23.818 --> 00:07:28.745
یا "دینکها"یک واژه استرالیایی برای چینیها.

00:07:28.865 --> 00:07:31.368
و بنابراین در دوره آموزشی اونا به شما میاموختن که
<font color="#ff8040">رایان  کوزی،ارتشی</font>

00:07:31.492 --> 00:07:33.620
شما قراره با گوکها بجنگین.
<font color="#ff8040">رایان  کوزی،ارتشی</font>

00:07:33.786 --> 00:07:36.630
اون بخشی از سرودی بود که شما وقتی داشتید

00:07:36.789 --> 00:07:38.962
آهسته در جاده میدویدید میخوندین.

00:07:39.083 --> 00:07:41.302
شما وقتی داشتید تمرین سرنیزه میکردین

00:07:41.461 --> 00:07:43.714
در مورد ویتنامیها صحبت نمیکردین

00:07:43.838 --> 00:07:47.138
شما همیشه داشتید در مورد گوکها حرف میزدین

00:07:47.258 --> 00:07:50.762
ویتنامیها میتونن ادم باشن ولی گوکها

00:07:50.887 --> 00:07:52.264
نزدیک حیوانات هستن

00:07:52.388 --> 00:07:56.643
نظامیها خانه های ویتنامیها را "هوچز"(به انگلیسی معادل فاحشه خانه)

00:07:56.768 --> 00:07:59.647
یک کلمه ژاپنی تحریف شده برای مکانهای اقامت مینامیدند

00:07:59.771 --> 00:08:03.071
که آنها در طی نبرد اوکیناوا

00:08:03.191 --> 00:08:05.364
در جنگ دوم جهانی یاد گرفته بودند.

00:08:05.485 --> 00:08:10.662
سربازان زنان ویتنامی مسنتر را بعنوان"ماما سانز" مینامیدند

00:08:10.782 --> 00:08:13.331
واژه ای که انها برای زنانیکه فاحشه خانه ها را

00:08:13.493 --> 00:08:16.246
در ژاپن اشغالی اداره میکردند،استفاده میکردند.

00:08:16.370 --> 00:08:19.123
ویت کنگ و ویتنام شمالیها

00:08:19.248 --> 00:08:23.503
نظامیان آمریکایی را "متجاوزین"،"امپریالستها"

00:08:23.669 --> 00:08:25.342
و...

00:08:25.505 --> 00:08:27.348
"راهزنان آمریکایی." مینامیدند.

00:08:32.595 --> 00:08:37.351
ویتنام جنوبی به چهار منطقه تاکتیکی تقسیم شده بود

00:08:37.475 --> 00:08:41.776
تا تابستان 1967،سربازان آمریکایی در همه آن

00:08:41.896 --> 00:08:43.523
چهار منطقه در حال نبرد بودند

00:08:45.942 --> 00:08:48.695
در منطقه سپاه 4،"نیروی دریایی آب قهوه ای"

00:08:48.820 --> 00:08:51.539
در رودخانه ها و کانالها و مردابهای

00:08:51.697 --> 00:08:54.871
دلتای مکونگ با تراکم جمعیتی بالا

00:08:54.992 --> 00:08:58.121
در جستجوی دشمن گشتزنی میکرد.

00:08:58.246 --> 00:09:02.922
در منطقه سپاه 3،ارتش به عملیات جستجوی جنگلهای متراکم

00:09:03.042 --> 00:09:06.512
مثلث آهنین،پناهگاه ویت کنگ

00:09:06.629 --> 00:09:10.179
نزدیک سایگون ادامه میداد که فکر میشد بطور دائم

00:09:10.299 --> 00:09:15.726
مانع از دسترسی دشمن به آن توسط عملیاتهای بزرگ آمریکا قبلتر در همان سال شده است

00:09:15.847 --> 00:09:18.896
در منطقه سپاه 2،یکسری از نبردهای خونین

00:09:19.058 --> 00:09:23.655
در ارتفاعات مرکزی اطراف داکتو بطور موقت سربازان

00:09:23.771 --> 00:09:28.902
ویتنام شمالی را به درون کامبوج و لائوس عقب رانده بود

00:09:29.026 --> 00:09:33.497
ولی برخی از شدیدترین نبردها در منطقه

00:09:33.614 --> 00:09:37.960
سپاه 1 رخ میداد..از 5 ایالت شمالی ویتنام جنوبی تشکیل میشد

00:09:38.077 --> 00:09:41.081
که تفنگداران دریایی در انجا متحمل

00:09:41.247 --> 00:09:43.545
فشار اصلی جنگ بودند.

00:09:43.666 --> 00:09:46.920
بیش از دو و نیم میلیون نفر در انجا زندگی میکردند

00:09:47.086 --> 00:09:49.180
که همه بجز دو درصد آنان درون

00:09:49.297 --> 00:09:51.595
دره های رودخانه ای باریک کشتزار برنج

00:09:51.716 --> 00:09:54.390
در امتداد دریای چین جنوبی زندگی میکردند

00:09:54.510 --> 00:09:58.265
تفنگداران دریایی میخواستند که ویت کنگ را در آنجا ریشه کن کنند

00:09:58.389 --> 00:10:00.642
و امنیت را برای مردم

00:10:00.766 --> 00:10:03.645
روستا به روستا،دهکده به دهکده فراهم کنند

00:10:03.769 --> 00:10:07.444
ارتفاعات وسیع عمدتا خالی از سکنه که

00:10:07.565 --> 00:10:10.785
به سمت غرب تا لائوس گسترده شده بود،تفنگداران دریایی استدلال میکردند که

00:10:10.902 --> 00:10:13.621
میتوانست برای دشمن باقی گذاشته شود.

00:10:13.779 --> 00:10:16.248
سپهبد تفنگدار دریایی ویکتور کرولاک گفت:

00:10:16.365 --> 00:10:19.209
جنگ واقعی در بین مردم است

00:10:19.327 --> 00:10:21.955
و نه در بین کوهها.

00:10:22.079 --> 00:10:24.457
ولی ژنرال ویلیام وستمورلند

00:10:24.582 --> 00:10:27.552
فرمانده آمریکایی،میترسید که هزاران

00:10:27.668 --> 00:10:31.389
نیروی ارتشی منظم ویتنام شمالی

00:10:31.505 --> 00:10:35.681
برنامه داشته باشند تا دوتا از شمالی ترین ایالات را تصرف کنند.

00:10:35.801 --> 00:10:40.978
یافتن و نابودی آنان اولین هدف او باقی ماند

00:10:42.808 --> 00:10:45.561
او پافشاری میکرد که لشکر سوم تفنگداران دریایی

00:10:45.686 --> 00:10:47.905
به شمال حرکت کنند تا با آن چالش مقابله کنند

00:10:48.022 --> 00:10:53.404
پایگاهی در دانگها و استحکامات کلیدی در جیو لین

00:10:53.527 --> 00:11:01.002
Con Thien, Cam Lo, Camp Carroll,  Rockpile و Khe Sanh تاسیس کنند.

00:11:01.118 --> 00:11:04.668
کیسان بر مسیر 9 اشراف داشت،بزرگراه شرقی-غربی

00:11:04.830 --> 00:11:08.425
که وستمورلند امید داشت روزی سربازان آمریکایی را

00:11:08.542 --> 00:11:12.547
از طریق مرز وارد لائوس کند،جایی که افراد ویتنام شمالی

00:11:12.672 --> 00:11:16.518
و تدارکات از طریق مسیر هوشی مین به جنوب میرفتند.

00:11:19.845 --> 00:11:22.849
ولی هزاران تفنگدار دریایی که در حال پایش مرز بودند

00:11:22.974 --> 00:11:26.023
خودشان را در تیررس توپخانه  و راکت اندازهای

00:11:26.185 --> 00:11:29.780
بسیار دقیق  ویتنام شمالیها

00:11:29.897 --> 00:11:31.695
مخفی شده درون منطقه غیرنظامی شده یافتند

00:11:40.741 --> 00:11:41.617
به من بگو

00:11:41.742 --> 00:11:42.844
با تمام قوا اینجا اومدین؟

00:11:42.868 --> 00:11:44.541
وقتی اومدم 13 نفر داشتم.

00:11:44.704 --> 00:11:47.207
و حالا چهار روز بعده و هنوز چند نفر اینجان؟

00:11:47.373 --> 00:11:48.373
شش نفر

00:11:53.671 --> 00:11:57.346
تفنگها گیر میکنن،گل و لای

00:11:57.466 --> 00:11:58.934
همه چیزو کند میکنه

00:11:59.051 --> 00:12:00.644
و گلوله های توپ از همه جا فرود میاد

00:12:00.761 --> 00:12:03.184
و آه اوضاع گاهی اوقات خیلی پوچ

00:12:03.306 --> 00:12:04.558
و نا امید کننده میشه

00:12:08.686 --> 00:12:11.405
نمیتونم بگم ترسیدم،رفیق ،ولی من ترسیدم

00:12:11.564 --> 00:12:14.613
منظورم اینه که بعد از مدتی،تو میدونی که اون قراره بیاد(مرگ)

00:12:14.734 --> 00:12:16.054
و تو نمیتونی هیچ کاری در موردش انجام بدی

00:12:16.152 --> 00:12:17.449
و تو فقط به خدا نگاه میکنی

00:12:17.570 --> 00:12:19.214
<i><font color="#ffff00">#خب،جام خیلی بهم ریختس #</font></i>

00:12:19.238 --> 00:12:20.831
<i><font color="#ffff00"># و موهایی روی چونم هست#</font></i>

00:12:20.948 --> 00:12:23.918
سرباز یکم جان ماسگریو

00:12:24.035 --> 00:12:26.663
از فیرمونت ایالت میزوری،که داوطلب شده بود تا به لشکر

00:12:26.787 --> 00:12:28.585
سوم تفنگداران دریایی بپیوندد

00:12:28.706 --> 00:12:32.506
به منطقه روستایی جنگزده اطراف کانتین

00:12:32.626 --> 00:12:36.005
در چند کیلومتری جنوب منطقه غیر نظامی شده فرستاده شد

00:12:38.758 --> 00:12:42.433
برای تفنگداران دریایی در شمال،سپاه 1 در لشکر سوم تفنگداران دریایی

00:12:42.553 --> 00:12:46.148
در بهار و تابستان 1967،ما منطقه غیرنظامی شده رو
<font color="#ff8040">جان ماسگریو،از  تفنگداران دریایی</font>

00:12:46.265 --> 00:12:47.687
منطقه تفنگداران دریایی مرده مینامیدیم

00:12:47.808 --> 00:12:51.608
گردان یکم ماسگریو از قبل متحمل

00:12:51.771 --> 00:12:55.275
تلفات بسیاری در یکسری از  عملیاتهای پاکسازی خونین شده بود

00:12:55.399 --> 00:12:58.994
که اعتقاد بر این شده بود که یک یگان بد شانس است.

00:12:59.111 --> 00:13:02.615
آنها مرده متحرک نامیده میشدند

00:13:02.782 --> 00:13:05.626
<i><font color="#ffff00">#من ی مردم،بله من ی مردم و نمیتونم#</font></i>

00:13:05.785 --> 00:13:09.460
من به سپاه تفنگداران دریایی ملحق شدم تا نقش عمده ای داشته باشم

00:13:09.580 --> 00:13:13.005
و حس میکردم فرد مهمی نیستم مگر اینکه به شمال برم

00:13:13.125 --> 00:13:14.422
و با ارتش ویتنام شمالی بجنگم

00:13:14.543 --> 00:13:17.638
من هرگز از اون تصمیم پشیمون نشدم

00:13:17.797 --> 00:13:22.098
اوقاتی بود که ما زیر آتش توپخانه  بودیم

00:13:22.218 --> 00:13:25.813
جایی که من فکر میکردم،میدونی تو داری به چی فکر میکنی؟

00:13:25.930 --> 00:13:31.528
مختصر کلام اینه:اگه من زندگی میکردم تا 63 ساله بشم،

00:13:31.644 --> 00:13:33.738
نمیخواستم یک روز صبح به آئینه نگاه کنم

00:13:33.854 --> 00:13:36.254
و یک یارو رو داشته باشم که داره بهم نگاه میکنه که هیچ کاری

00:13:36.315 --> 00:13:38.113
برای اونچه که بهش اعتقاد داشته نکرده باشه

00:13:38.234 --> 00:13:41.989
اینکه به یکی دیگه اجازه بده بخش سخت تره کار رو انجام بده

00:13:46.700 --> 00:13:49.670
هر برخورد عمده ای که من بیاد میارم که با ارتش ویتنام شمالی داشتم بوسیله

00:13:49.787 --> 00:13:51.289
اونا شروع میشد که به ما کمین میزدن.

00:13:51.414 --> 00:13:54.714
اونا به ما حمله نمیکردن مگر اینکه اونا تعدادشون از ما بیشتر بود.

00:13:54.834 --> 00:13:56.711
و ما داشتیم تو زمین اونا میجنگیدیم

00:13:59.797 --> 00:14:01.174
اونا زمین رو میشناختن ما نمیشناختیم

00:14:05.010 --> 00:14:06.933
اونا واقعا خیلی خوب بودن

00:14:17.416 --> 00:14:20.083
آمریکاییها یک نقطه ضعف داشتن

00:14:21.559 --> 00:14:25.590
اونا سیگار میکشیدن و مسیری رو بجا میگذاشتن که ما میتونستیم بسادگی دنبال کنیم.
<font color="#ff8040">لی وان چو،ارتش ویتنام شمالی</font>

00:14:25.614 --> 00:14:28.538
ویتنام شمالیها تفنگهای ای کی47(کلاشینکف) ساخت شوروی

00:14:28.659 --> 00:14:31.538
بظاهر نابود نشدنی را حمل میکردند

00:14:32.997 --> 00:14:37.878
تفنگداران دریایی مجبور بودند با تفنگهای تازه تولید شده ام-16 بجنگند که

00:14:38.002 --> 00:14:42.178
که برای مدت زمانی یک نقص طراحی بالقوه مرگبار داشت:

00:14:42.298 --> 00:14:45.017
آنها نیاز به تمیزکاری مداوم داشتند

00:14:45.134 --> 00:14:48.229
و اغلب در وسط تیراندازی گیر میکردند

00:14:48.387 --> 00:14:51.391
تفنگهای اونا کار میکرد، مال ما نه.

00:14:51.557 --> 00:14:54.902
ام-16 یک تیکه آشغال بود

00:14:55.060 --> 00:14:56.660
شما نمیتونید گلوله هاتونو به دشمن شلیک کنین

00:14:56.729 --> 00:14:58.026
و اونا رو کارامد داشته باشین

00:14:58.147 --> 00:15:02.618
و اون تفنگ مدام  تو دستمون خراب میشد

00:15:15.145 --> 00:15:17.745
وقتی یکی از سربازاشون زخمی یا کشته میشد

00:15:18.870 --> 00:15:23.037
و اون یکی بالا میدوید تا جسد رو برگردونه
<font color="#ff8040">هو هوو لان،از ارتش ویتنام شمالی</font>

00:15:24.683 --> 00:15:26.950
ما قادر بودیم به اونا هم شلیک کنیم

00:15:28.260 --> 00:15:31.264
تنفرم از اونا از صمیم قلب بود

00:15:31.430 --> 00:15:32.977
از صمیم قلب

00:15:33.098 --> 00:15:34.975
من از اونا خیلی زیاد بدم میومد

00:15:36.352 --> 00:15:37.695
و از اونا خیلی میترسیدم

00:15:38.854 --> 00:15:41.107
پسر، من از اونا وحشت داشتم

00:15:41.273 --> 00:15:43.571
و ترسی که از اونا داشتم از تنفرم بیشتر بود

00:15:49.360 --> 00:15:52.560
همدردی و تنفر در هم تنیده بودن

00:15:53.526 --> 00:15:55.659
ولی در میدان نبرد

00:15:57.760 --> 00:15:59.860
تنفر غلبه داشت

00:16:01.424 --> 00:16:03.524
اون امریکاییها مصمم بودن تا ما رو بکشن.

00:16:03.603 --> 00:16:05.937
و ما هم مصمم بودیم تا اونا رو بکشیم

00:16:10.636 --> 00:16:13.936
من فقط یک نفر رو در ویتنام کشتم

00:16:14.056 --> 00:16:17.310
و اون اولین نفری بود که کلا کشتم

00:16:17.434 --> 00:16:21.359
و من با احساس گناه در مورد کشتن اون مرد ناخوش بودم

00:16:21.480 --> 00:16:23.482
و فکر باینکه من قراره این کارو

00:16:23.649 --> 00:16:24.775
برای 13 ماه بعدی انجام بدم

00:16:24.900 --> 00:16:27.323
من قراره دیوونه بشم

00:16:27.486 --> 00:16:30.239
و من یک تفنگدار دریایی رو دیدم که روی یک مین جهنده(مینی که تا 130 سانتیمتر پیش از انفجار میجهد)پا گذاشت

00:16:30.364 --> 00:16:33.493
و اون زمانی بود که من با شیطان معامله ام رو انجام دادم

00:16:33.617 --> 00:16:37.338
و گفتم:من هرگز هیچ آدم دیگه ایو تا زمانیکه

00:16:37.454 --> 00:16:39.673
در ویتنام هستم نمیکشم

00:16:39.790 --> 00:16:44.887
بهر حال من هر تعداد گوک(عبارت توهین آمیز برای ویتنامیها)که بتونم پیدا کنم تلف خواهم کرد.

00:16:45.004 --> 00:16:48.349
هر تعداد دینک(عبارت توهین آمیز برای ویتنامیها)که پیدا کنم میکشمشون

00:16:48.507 --> 00:16:51.511
هر تعداد از این پوچها رو که بتونم پیدا کنم دود میدم

00:16:51.635 --> 00:16:54.684
ولی نمیخوام کسیو بکشم،میدونی؟

00:16:54.805 --> 00:16:58.105
شخص رو به شی تبدیل کنین

00:16:58.225 --> 00:17:00.193
اون نژاد پرستی 101 است

00:17:00.352 --> 00:17:02.480
معلوم شد که یک ابزار خیلی ضروریه

00:17:02.605 --> 00:17:05.154
برای زمانیکه شما بچه هایی دارین که دارن در جنگهاتون مبارزه میکنن

00:17:05.274 --> 00:17:07.993
برای اینکه اونا عاقل بمونن و کارشونو انجام بدن

00:17:14.408 --> 00:17:16.957
ماسگریو در یکی از اولین گشتها،

00:17:17.077 --> 00:17:21.708
یک جنگنده آمریکایی را دید که بسرعت پایین امد تا بر روی سربازان دشمن بمب ناپالم بیندازد

00:17:21.832 --> 00:17:24.130
در حالیکه پشت یک ردیف بوته مخفی شده بود.

00:17:24.251 --> 00:17:27.926
او  میتوانست صدای کلاشینکفهایشان را بشنود که به هواپیما تیراندازی میکردند

00:17:28.047 --> 00:17:31.642
تا زمانی که به یکباره انها در شعله های آتش بلعیده شدند

00:17:31.759 --> 00:17:35.480
او اندیشید:"اگر دشمن میخواهد تا مثل آن بمیرد

00:17:35.596 --> 00:17:38.475
قرار است که آن یک جنگ بسیار طولانی شود"

00:17:41.018 --> 00:17:43.237
اونا میدونستن که اگه اونا از فاصله نزدیک ناگهان کمین بزنن

00:17:43.354 --> 00:17:44.901
و بعد بین شما بیان

00:17:45.064 --> 00:17:48.568
ما  نمیتونستیم پشتیبانی هوایی برای خودمون درخواست کنیم یا برای اون مردد میشدیم.

00:17:51.737 --> 00:17:55.867
بنابراین...تیراندازیهایی مثل اونرو ما جنجال مینامیدیم

00:17:55.991 --> 00:17:57.834
اونا خیلی نزدیک بودن

00:17:57.951 --> 00:17:59.419
و خیلی کشنده.

00:17:59.578 --> 00:18:02.422
و اونا کاملا وحشتناک بودن

00:18:06.502 --> 00:18:10.678
تفنگداران دریایی  برای حفظ یک قلمرو که  آنها

00:18:10.798 --> 00:18:13.267
برای گرفتنش بسیار سخت جنگیده بودند، بطور کم تعداد پراکنده میشدند.

00:18:13.384 --> 00:18:17.855
بارها و بارها آنها از یک پناهگاه

00:18:17.971 --> 00:18:21.976
یا دیگری در امتداد منطقه غیر نظامی شده،در جستجوی سربازان دشمن فرستاده میشدند

00:18:22.101 --> 00:18:25.776
این خارج شدن از توهم برای من زمانی شروع شد که به عقب برمیگشتم

00:18:25.896 --> 00:18:28.945
تا در جاهایی بجنگم که ما قبلا جنگیده بودیم

00:18:29.066 --> 00:18:32.570
ما جنگیده بودیم،اونجا رو گرفته بودیم و بعد ترک میکردیم

00:18:32.695 --> 00:18:34.743
و ارتش ویتنام شمالی بعدش اونجا برمیگشتن

00:18:34.863 --> 00:18:36.991
شما نمیخواید در جاهایی که

00:18:37.116 --> 00:18:38.834
شما از قبل اونجا بوده اید زخمی شوید.

00:18:41.120 --> 00:18:43.464
جنگ یک کسب و کار معامله املاک واقعیه

00:18:43.580 --> 00:18:46.424
ما قراره ملکیو دور از دشمن بگیریم

00:18:46.542 --> 00:18:50.388
و بعد مانع از دسترسی دشمن به اون ملک بشیم

00:18:50.504 --> 00:18:56.682
در صبح دوم جولای(تیر ماه)1967،گردان یکم

00:18:56.802 --> 00:19:01.182
یکبار دیگر عملیات پاکسازی منطقه ای در شمال شرق کانتین را
شروع کرد.

00:19:01.306 --> 00:19:05.061
زمانیکه انها به تقاطع جاده ها موسوم به "بازار"رسیدند

00:19:05.185 --> 00:19:09.531
حدود دو کیلومتری پایگاهشان،آنها کمین خوردند.

00:19:09.648 --> 00:19:13.027
یک گروهان تقریبا نابود شد

00:19:16.739 --> 00:19:21.495
گروهان جان ماسگریو برای نجات بازماندگان حمله کرد

00:19:21.660 --> 00:19:24.504
و انها هم در انجا به زمین دوخته شدند

00:19:27.332 --> 00:19:32.088
آن یکی از بدترین روزهایی بود که سپاه تفنگداران دریایی در ویتنام متحمل شد

00:19:32.212 --> 00:19:38.390
53 نفر کشته و 190 نفر زخمی از میدان نبرد خارج شدند

00:19:38.510 --> 00:19:42.560
34 کشته دیگر،مجبور شدند در پشت سر بجا بگذارند

00:19:42.681 --> 00:19:46.402
و زمانیکه تفنگداران دریایی  دو روز بعد برای بازپسگیری

00:19:46.518 --> 00:19:49.362
اجسادشان راهشان را  باجنگ گشودند و برگشتند،فهمیدند که تعدادی

00:19:49.480 --> 00:19:55.533
بخاطر این کشته شده اند که تفنگهای ام-16 شان زمانیکه دشمن نزدیک میشد گیر کرده بود.

00:19:55.652 --> 00:19:58.826
بسیاری اعدام شده بودند،به صورت

00:19:58.947 --> 00:20:01.700
یا پشت سرشان از فاصله نزدیک شلیک شده بود

00:20:01.867 --> 00:20:04.791
برخی اجساد تبدیل به تله انفجاری شده بودند

00:20:04.912 --> 00:20:07.756
مابقی تکه تکه شده بودند

00:20:07.873 --> 00:20:11.093
سرفرماندهی نیروی آبی خاکی تفنگداران دریایی

00:20:11.210 --> 00:20:14.965
بقدری از اسیر گرفتن ویتنام شمالیها ناامید شده بود که

00:20:15.088 --> 00:20:18.262
اونها به ما پیشنهاد سه روز استراحت و تجدید قوا در کشور رو دادن

00:20:18.383 --> 00:20:20.477
اگه ما اسیری بیاریم.

00:20:20.594 --> 00:20:21.937
اره موفق باشید

00:20:22.054 --> 00:20:23.431
میدونی؟

00:20:23.555 --> 00:20:25.853
تو که نمیدونی ما اینجا چیکار میکنیم؟

00:20:25.974 --> 00:20:27.647
تو میدونی با کی داریم میجنگیم؟

00:20:29.436 --> 00:20:31.939
میخوام به صراحت بگم،ما اسرا رو شکنجه نکردیم

00:20:32.064 --> 00:20:34.943
و ما اونا رو ناقص العضو نکردیم

00:20:40.489 --> 00:20:44.039
ولی اگه اسیری باشه که تو باید به عقب برگردونی،میدونی

00:20:44.159 --> 00:20:47.459
اگه اون به دستمون بیفته

00:20:47.579 --> 00:20:49.456
اون فقط ی مادر مرده بدبخت بود

00:21:00.300 --> 00:21:02.678
نمیدونم چجوری توصیفش کنم که معنی داشته باشه

00:21:10.853 --> 00:21:12.080
راکسبری جایی که من بزرگ شدم

00:21:12.104 --> 00:21:13.777
ی محله آفریقایی-آمریکایی بود

00:21:13.939 --> 00:21:17.739
و جنوب بوستون یک قلعه ایرلندی-کاتولیکی بود

00:21:17.860 --> 00:21:19.578
میدونی،یک عالمه نفرت وجود داشت

00:21:19.695 --> 00:21:23.290
مردم جنوب بوستون از ما بدشون میومد،ما از اونا متنفر بودیم

00:21:23.448 --> 00:21:24.665
و بطور طعنه امیزی
<font color="#ff8040">راجر هریس،از تفنگداران دریایی</font>

00:21:27.369 --> 00:21:29.087
میدونی،شما قاطی جنگ میشین
<font color="#ff8040">راجر هریس،از تفنگداران دریایی</font>

00:21:30.873 --> 00:21:33.092
و ویتنامیها اهمیتی نمیدادن

00:21:33.208 --> 00:21:35.008
که شما اهل راکسبری باشین یا جنوب بوستون
<font color="#ff8040">راجر هریس،از تفنگداران دریایی</font>

00:21:35.043 --> 00:21:37.011
اونا شما رو به عنوان آمریکایی میدیدند

00:21:37.129 --> 00:21:40.349
و میخواستن  شما رو بکشن چون شما آمریکایی هستین

00:21:40.465 --> 00:21:44.811
سرباز راجر هریس،میگفت که او  به تفنگداران دریایی ملحق شده بود بخشی بخاطر اینکه

00:21:44.928 --> 00:21:47.272
او میخواست یک گلادیاتور باشد

00:21:47.389 --> 00:21:50.484
قاتل دشمنان کشورش.

00:21:50.642 --> 00:21:53.816
در 28 جولای(مرداد ماه)دو هفته پس از

00:21:53.979 --> 00:21:57.984
اینکه گردان یکم بشدت در هم کوبیده شد، جان ماسگریو برای استراحت

00:21:58.150 --> 00:21:59.823
و بهبودی به عقب برده شد

00:21:59.985 --> 00:22:04.035
راجر هریس و گردان دوم به خارج از کانتین

00:22:04.156 --> 00:22:07.911
و به داخل نیمه جنوبی خود منطقه غیر نظامی شده حرکت کرد

00:22:10.120 --> 00:22:11.723
ما میخواستیم ارتش ویتنام جنوبی

00:22:11.747 --> 00:22:14.045
خودشونو نشون بدن

00:22:14.166 --> 00:22:17.090
بنابراین اساسا شما اونجا طعمه میگذارین

00:22:17.210 --> 00:22:21.511
و بعد ما فراخونده میشدیم و جهنمو اونجا رو سرشون خراب میکردیم

00:22:21.632 --> 00:22:25.933
گردان راجر هریس به درون منطقه غیرنظامی شده

00:22:26.053 --> 00:22:30.524
در امتداد مسیر ناهموار ارابه رو که به رود بنهای منتهی میشد،پیشروی کردند.

00:22:30.682 --> 00:22:34.812
اما طراحان در فهمیدن این شکست خوردند که یک پل بتونی

00:22:34.937 --> 00:22:36.814
بر روی جریان بسیار شدید رودخانه

00:22:36.939 --> 00:22:41.319
برای عبور وسایل نقلیه زرهی بسیار باریک و بسیار ضعیف بود.

00:22:41.443 --> 00:22:46.199
حالا تفنگداران دریایی چاره ای نداشتند جز اینکه از یک قانون اصلی

00:22:46.323 --> 00:22:47.825
تاکتیکهای پیاده نظام تخطی کنند..

00:22:47.950 --> 00:22:53.002
برگردند و سعی کنند راهی که آمده بودند را بازگردند.

00:22:53.121 --> 00:22:56.216
دشمن منتظرشان بود

00:23:02.381 --> 00:23:05.225
کمینهای گسترده و

00:23:06.885 --> 00:23:10.856
کشتار زیاد

00:23:10.973 --> 00:23:12.850
و

00:23:14.393 --> 00:23:16.020
جنون

00:23:16.144 --> 00:23:20.945
تفنگداران دریایی مجبور شدند تا جنگ ضربات خونین خمپاره اندازها

00:23:21.066 --> 00:23:24.912
آتش مسلسلها و نارنجک اندازها را راه بیاندازند

00:23:25.070 --> 00:23:29.746
من بیشترین احترامو برای سربازان ارتش ویتنام شمالی قائل بودم

00:23:29.866 --> 00:23:36.044
وقتی شما میبینین یکی بالا میپره و با یک تانک مقابله میکنه،میدونی

00:23:36.164 --> 00:23:38.258
در حالیکه اون تانک مجهز به مسلسل کالیبر 50

00:23:38.417 --> 00:23:41.296
و یک توپ 90 میلیمتری هست

00:23:41.420 --> 00:23:45.596
و یک نفر با تانک مقابله میکنه

00:23:45.757 --> 00:23:47.350
فکر میکنم چیزایی برای گفتن داره

00:23:49.011 --> 00:23:51.764
گروهان راجر هریس گیر افتاد

00:23:51.930 --> 00:23:55.776
و توسط سربازان دشمن از همه جهات به ان حمله میشد

00:23:58.103 --> 00:24:01.448
تفنگداران دریایی از نفس افتاده از منطقه غیر نظامی شده

00:24:01.606 --> 00:24:04.655
در کنار وسایل نقلیه زرهی درهم شکسته

00:24:04.776 --> 00:24:08.576
مملو از کشتگان و زخمیهای آمریکایی به عقب برگشتند.

00:24:08.697 --> 00:24:11.576
گردان متحمل 214 نفر تلفات شد

00:24:14.745 --> 00:24:18.124
به هیچ وجه روز خوبی برای تفنگداران دریایی نبود

00:24:18.248 --> 00:24:19.465
آدمهای زیادی مردن

00:24:19.624 --> 00:24:20.864
افراد پاهاشون بر اثر شلیک قطع شده بود

00:24:20.917 --> 00:24:22.794
افرادی زیر تانک له شدن

00:24:25.464 --> 00:24:28.308
نمیخوام در موردش صحبت کنم چون اون

00:24:31.553 --> 00:24:34.022
اون روز خوبی نیست،روز خوبی نبود

00:24:42.036 --> 00:24:44.436
ما دو گروهان آمریکایی رو بمدت سه روز

00:24:45.233 --> 00:24:46.933
تعقیب کردیم

00:24:48.080 --> 00:24:49.080
اونا دنبال ما میگشتن
<font color="#ff8040">لو کاک تام،از ارتش ویتنام شمالی</font>

00:24:49.756 --> 00:24:53.889
ولی ما  به اونا غافلگیرانه حمله کردیم
<font color="#ff8040">لو کاک تام،از ارتش ویتنام شمالی</font>

00:24:54.744 --> 00:24:57.844
گروهان من به وسط مواضع امریکاییها نفوذ کرد

00:25:00.044 --> 00:25:03.178
و ما هر دو گروهان رو نابود کردیم

00:25:04.860 --> 00:25:07.527
ولی هزینه ای که ما پرداخت کردیم گزاف بود

00:25:09.225 --> 00:25:10.725
من 90 نفر داشتم

00:25:11.612 --> 00:25:14.445
60-70 نفرشون کشته یا زخمی شدن

00:25:17.075 --> 00:25:18.942
وقتی ما به پایگاهمون برگشتیم

00:25:19.465 --> 00:25:23.498
ما روزهای متمادی عزادار بودیم

00:25:26.043 --> 00:25:29.643
من از روی غصه از دست دادن افرادم نمیتونستم چیزی بخورم یا بخوابم

00:25:29.768 --> 00:25:30.768
فقط گریه میکردم

00:25:32.099 --> 00:25:33.999
من مدال گرفتم

00:25:34.797 --> 00:25:36.130
قاتل قهرمان امریکایی

00:25:36.977 --> 00:25:39.711
ولی ما بهاشو با خون رفقایمان پرداخت کردیم

00:25:42.916 --> 00:25:46.261
امروز "بائوکو"هست،روز رای گیری در ویتنام

00:25:46.378 --> 00:25:49.257
و اون یک روز رسمی در روستای هانگ تائو فو

00:25:49.381 --> 00:25:52.009
و در سایر روستاها در سراسر کشوره.

00:25:52.134 --> 00:25:54.557
و این مردم با بهترین لباسهای روز یکشنبشون برای اون تیپ زدن.

00:25:57.472 --> 00:26:00.442
نخست وزیر ویتنام جنوبی وین کائو کی

00:26:00.559 --> 00:26:04.530
مخالفین بودائیش را در 1966 در هم کوبیده بود

00:26:04.646 --> 00:26:07.024
ولی او توسط آمریکاییها

00:26:07.149 --> 00:26:10.449
و رقبای سیاسیش محبور شده بود تا گامهای حداقلی مرددانه ای

00:26:10.569 --> 00:26:14.244
به سمت دموکراسی،انتخاب مجلس ملی

00:26:14.406 --> 00:26:17.535
قانون اساسی جدید و وعده انتخابات

00:26:17.659 --> 00:26:20.754
برای ریاست جمهوری و نخست وزیری بردارد

00:26:20.912 --> 00:26:25.668
ولی وقتی مخالف دیرین"کی"،وین وان تیو اعلام کرد

00:26:25.792 --> 00:26:28.591
که میخواهد "کی" را برای کسب بالاترین مقام به چالش بکشد

00:26:28.712 --> 00:26:31.761
اوضاع در سایگون بار دیگر در خطر فروپاشی قرار گرفت

00:26:34.259 --> 00:26:36.859
ما شاهد رقابت بین تیو و "کی"بودیم

00:26:36.928 --> 00:26:38.930
و اون یک بازی بود

00:26:39.097 --> 00:26:41.941
در ویتنام کشور انگار که داشت

00:26:42.100 --> 00:26:44.853
ما داشتیم یک فیلم تماشا میکردیم

00:26:44.978 --> 00:26:47.151
و تیو و "کی"  هم داشتن نگاه میکردن

00:26:47.272 --> 00:26:50.071
نه اینکه چه کسی حمایت مردمو داشته باشه
<font color="#ff8040">فان کوانگ تو،سایگون</font>

00:26:50.192 --> 00:26:54.493
بلکه چه کسی حمایت آمریکائیها و کاخ سفید رو داشته باشه

00:26:54.613 --> 00:26:57.958
السورث بانکر،سفیر آمریکا

00:26:58.074 --> 00:27:01.578
هر دو مرد را به اقامتگاهش فراخواند و هشدار داد که

00:27:01.703 --> 00:27:05.458
ایالات متحده یک جنگ قدرت دیگر را تحمل نخواهد کرد:

00:27:05.582 --> 00:27:09.132
تیو و "کی" باید با ژنرالهای همفکرشان ملاقات کنند

00:27:09.252 --> 00:27:11.721
و تصمیم بگیرند چه کسی رئیس جمهور

00:27:11.838 --> 00:27:14.341
و چه کسی معاونش میشود.

00:27:14.466 --> 00:27:16.889
تیو قدرت اول را بدست گرفت

00:27:17.010 --> 00:27:19.934
او فروتن،خونسرد

00:27:20.055 --> 00:27:22.604
عمدتا به تجمع قدرت

00:27:22.724 --> 00:27:25.819
و ثروت شخصی علاقه داشت و اعتقاد بر این بود که نامحتمل

00:27:25.977 --> 00:27:28.651
است که هیچوقت واشنگتن را خجالت زده کند

00:27:28.813 --> 00:27:32.158
"کی"معاون رئیس جمهورش میشد

00:27:32.317 --> 00:27:37.244
آنها همراه با هم تنها 35 درصد آرا را تصاحب کردند

00:27:37.364 --> 00:27:40.459
هیچ کسی که خواستار پایان جنگ بود

00:27:40.575 --> 00:27:42.794
اجازه داده نشد تا برنده شود

00:27:42.911 --> 00:27:45.414
بسیاری از بودائیها  آن انتخابات را تحریم کردند

00:27:45.538 --> 00:27:50.669
و تهدیدات ویت کنگ بسیاری دیگر را از رای دادن بازداشت

00:27:50.794 --> 00:27:53.718
ولی وزارت خارجه سریعا اعلام کرد

00:27:53.838 --> 00:27:56.717
انتخابات گام مهمی رو به جلو است

00:27:58.677 --> 00:28:02.147
برخی ویتنام جنوبیها باور داشتند که یک معیار

00:28:02.264 --> 00:28:05.359
ثبات نهایتا حاصل شده است.

00:28:05.517 --> 00:28:08.521
دیگران انقدر مطمئن نبودند

00:28:10.105 --> 00:28:14.326
برحسب فاسد بودن،بله اونا فاسد بودن

00:28:14.442 --> 00:28:19.039
تیو و "کی" هر دو از موقعیتشون سوء استفاده میکردند

00:28:19.155 --> 00:28:23.001
ما بهای بسیار زیادی برای داشتن رهبرانی مثل

00:28:23.118 --> 00:28:25.792
"کی" و تیو پرداخت کردیم

00:28:25.912 --> 00:28:28.290
و ما هنوز داریم اون بها رو پرداخت میکنیم

00:28:33.670 --> 00:28:36.469
پدرم در ارتش ایالات متحده بود

00:28:36.589 --> 00:28:39.217
و بعد وقتی قضیه نیروی هوایی پیش اومد او

00:28:39.342 --> 00:28:41.640
به نیروی هوایی پیوست

00:28:41.761 --> 00:28:46.562
من بیرون از شهر در محیط بدون تبعیض نژادی بزرگ شدم
<font color="#ff8040">اوا جفرسون پترسون،از ایالت ایلینویز</font>

00:28:46.683 --> 00:28:49.527
من معمولا تنها دختر سیاه کوچولو تو کلاس بودم

00:28:49.644 --> 00:28:51.612
اگه شما به تصاویر کلاسم نگاه کنین

00:28:51.730 --> 00:28:55.325
من شبیه یک تکه شکلات کوچک در بستنی وانیلی هستم

00:28:55.442 --> 00:28:58.366
من همیشه دانش اموز خوبی بودم

00:28:58.486 --> 00:29:01.205
یادم میاد مردم میگفتند:اوه،تو چقدر خوب حرف میزنی

00:29:01.323 --> 00:29:03.246
و بخش ناگفتش اینه:(خوب)برای یک دختر سیاه پوست

00:29:03.366 --> 00:29:06.040
احتمالا یک دختر کاکا سیاه یا دختر رنگین پوست،در اون موقع

00:29:06.161 --> 00:29:10.758
پدر اوا جفرسون یک سال در پایگاه های هوایی

00:29:10.915 --> 00:29:14.465
در ویتنام خدمت کرده بود و با این اعتقاد به خانه بازگشت  که ایالات متحده

00:29:14.586 --> 00:29:17.089
منافعی در انجا ندارد که بماند.

00:29:17.255 --> 00:29:20.759
ولی زمانیکه دخترش وارد دانشگاه شمال غربی

00:29:20.884 --> 00:29:25.936
در اوانستون واقع در حومه شهر شیکاگو در سپتامبر 1967 شد

00:29:26.056 --> 00:29:30.311
جنگ در اذهان دانشجویان جایگاه بالایی نداشت

00:29:30.435 --> 00:29:33.689
جنگ واقعا مساله ای نبود

00:29:33.813 --> 00:29:35.611
اون مثل این میمونه که خوب،نه،رئیس جمهور

00:29:35.774 --> 00:29:37.697
قلبا بدنبال بیشترین منافع ماست

00:29:37.817 --> 00:29:39.615
او البته تنها جنگ رو تا جایی دنبال میکنه

00:29:39.736 --> 00:29:41.079
که معقول باشه

00:29:41.196 --> 00:29:43.949
و فکر میکنم اکثریت آمریکائیها اونجوری فکر میکردن

00:29:46.117 --> 00:29:48.119
در دانشگاه نبراسکا

00:29:48.286 --> 00:29:51.165
جک تاد همچنین از جنگ حمایت میکرد

00:29:51.289 --> 00:29:55.635
او انقدر حس قویی در مورد آن داشت که در 1966 او برای دوره آموزشی

00:29:55.794 --> 00:29:58.718
افسری تفنگداران دریایی ثبت نام کرده بود

00:29:58.838 --> 00:30:01.432
من وارد سپاه تفنگداران دریایی با این فکر شدم که
<font color="#ff8040">جک تاد،دانشگاه نبراسکا</font>

00:30:01.549 --> 00:30:03.802
این همه اونکاریه که میخوام بکنم.
<font color="#ff8040">جک تاد،دانشگاه نبراسکا</font>

00:30:03.968 --> 00:30:05.891
منظورم اینه که هدفم فرماندهی

00:30:06.012 --> 00:30:07.309
یک جوخه در ویتنام بود

00:30:08.848 --> 00:30:12.148
ولی با گذشت زمان و با ادامه جنگ

00:30:12.310 --> 00:30:14.654
تاد و بسیاری از همکلاسیهایش

00:30:14.771 --> 00:30:16.398
افکارشان شروع به تغییر کرد

00:30:17.774 --> 00:30:20.152
همه افراد جوان تغییر میکردن

00:30:20.318 --> 00:30:23.117
ولی ما در حال تغییرات بسیار زیادی

00:30:23.238 --> 00:30:25.457
با چنان سرعت بالایی شدیم

00:30:27.367 --> 00:30:30.962
همه اون موسیقی،اون فرهنگ ،همه چیزی که ما بهش گوش میکردیم

00:30:31.079 --> 00:30:33.173
همه اونچیزی که ما فکر میکردیم در حال تغییر شکل بود

00:30:33.289 --> 00:30:37.044
و مرکز همه اونها ویتنام ،ویتنام،ویتنام بود

00:30:37.168 --> 00:30:39.011
اون مدام داشت به پس زمینه همه چیز وارد میشد.

00:30:39.170 --> 00:30:40.930
در ابتدا اون یجوری مثل یک صدای خش خش بود

00:30:40.964 --> 00:30:42.807
و بعد اون تبدیل به فیلی در اتاق شد

00:30:42.924 --> 00:30:44.847
و بعد اون فیلی بود که روی سرتون مینشست

00:30:45.009 --> 00:30:46.602
و ما...ما نمیتونستیم از این فرار کنیم

00:30:46.719 --> 00:30:50.019
تاد  در اموزشگاه افسری

00:30:50.181 --> 00:30:52.855
در اردوگاه آپشور در کوانتیکوی ویرجینیا حضور یافت

00:30:52.976 --> 00:30:55.855
ولی شک و تردیدها در مورد جنگ آنجا هم از او دست بردار نبود

00:30:58.940 --> 00:31:00.793
فکر میکنم مسائل عاطفی که در اونجا رخ میداد،

00:31:00.817 --> 00:31:03.366
عکسهایی که ما میدیدیم،تصاویر خبری

00:31:03.486 --> 00:31:06.410
و این حقیقت که در اونجا هیچ پیشرفت قابل توجهی نبود

00:31:06.531 --> 00:31:09.876
واقعا اونچه رو که فکر میکردیم تحلیل میبرد و از بین میبرد

00:31:09.993 --> 00:31:13.088
در تابستان 1967،من در اردوگاه اپشور بودم،میدونی

00:31:13.204 --> 00:31:15.582
میخواستم برم مردم ویتنامو بکشم

00:31:15.707 --> 00:31:20.008
و در اکتبر(مهر ماه)من کاملا ضد جنگ شدم

00:31:23.339 --> 00:31:25.888
وستمورلند دیشب پیشم اومد

00:31:26.009 --> 00:31:30.014
و او میگفت که اون قدرت آتش و بمباران
<font color="#ff8040">لیندون جانسون،رئیس جمهور آمریکا</font>

00:31:30.138 --> 00:31:33.608
بیشتری رو هفته پیش روی منطقه غیر نظامی شده متمرکز کرده
<font color="#ff8040">لیندون جانسون،رئیس جمهور آمریکا</font>

00:31:33.725 --> 00:31:37.571
و اونا هم (ویتنامیها)حملات بیشتری رو روی ما

00:31:37.687 --> 00:31:39.735
نسبت به هر دوره مشابهی در تاریخ جنگ

00:31:39.898 --> 00:31:41.400
متمرکز کرده اند

00:31:41.524 --> 00:31:42.650
اره
<font color="#ff8040">اورت دیرکسن،رهبر اقلیت جمهوریخواه سنا</font>

00:31:42.775 --> 00:31:44.044
خیلی بیشتر از اون چیزی که در کل جنگ دوم جهانی

00:31:44.068 --> 00:31:45.411
بر روی برلین و توکیو فرو ریخته شده

00:31:45.528 --> 00:31:49.908
و اینکه تنها دفاع اون از منطقه غیر نظامی شده برای متوقف کردن

00:31:50.033 --> 00:31:52.912
این تهاجم به اونجا با وجود سعی ویتنام شمالیها

00:31:53.036 --> 00:31:56.666
برای ورود به اونجا،بمباران مواضع توپخانه اوناست.

00:31:56.789 --> 00:31:58.257
اره

00:31:58.374 --> 00:32:00.227
و اگه ما بمباران رو همونطور که این احمقها

00:32:00.251 --> 00:32:02.549
در موردش صحبت میکنن متوقف کنیم،خودکشی محضه

00:32:02.670 --> 00:32:04.297
وقتی شما میگین بمباران رو متوقف کنین

00:32:04.422 --> 00:32:07.175
شما دارید میگین:"تفنگدارهای آمریکایی بیشتری رو بکشین"

00:32:07.300 --> 00:32:08.176
معنیش فقط همینه

00:32:08.301 --> 00:32:09.553
اره
<font color="#ff8040">اورت دیرکسن،رهبر اقلیت جمهوریخواه سنا</font>

00:32:09.677 --> 00:32:12.897
حالا اگه ما بمباران رو متوقف کنیم،بدون مذاکره با اونها

00:32:13.014 --> 00:32:15.767
و بدون عمل متقابل در قسمت اونها،

00:32:15.892 --> 00:32:17.894
معنیش فقط همینه که ما آمریکاییهای بیشتریو میکشیم،همش همینه.

00:32:18.019 --> 00:32:19.019
اره
<font color="#ff8040">اورت دیرکسن،رهبر اقلیت جمهوریخواه سنا</font>

00:32:26.069 --> 00:32:29.619
نه بمباران در حال انجام شمال

00:32:29.739 --> 00:32:33.084
نه بمباران متمرکز شده اطراف منطقه غیرنظامی شده

00:32:33.201 --> 00:32:35.124
نه پیشنهادهای پشت صحنه

00:32:35.245 --> 00:32:37.794
رئیس جمهور جانسون برای توقف آن

00:32:37.956 --> 00:32:40.835
هیچ تاثیر قابل توجهی روی لی زوان

00:32:40.959 --> 00:32:44.304
و افراد دیگری که ویتنام شمالی را اداره میکردند نگذاشت.

00:32:44.462 --> 00:32:47.386
ولی لی زوان مثل لیندون جانسون

00:32:47.507 --> 00:32:49.475
در ان تابستان به دردسر افتاده بود

00:32:49.592 --> 00:32:52.471
جنگ با آمریکاییها نتیجه کمی بهتر

00:32:52.595 --> 00:32:54.472
از یک بن بست خونین داشت.

00:32:54.639 --> 00:32:57.563
برخی فرماندهان ویت کنگ در جنوب

00:32:57.684 --> 00:33:01.985
از پافشاری هانوی برای اداره تاکتیکهای جنگیشان منزجر بودند

00:33:02.146 --> 00:33:06.322
بسیاری از غیرنظامیان ویتنام شمالی از جنگ و بمبارانی که

00:33:06.442 --> 00:33:09.321
زندگی آنها را مختل کرده بود

00:33:09.445 --> 00:33:12.949
و انقدر زیاد زیرساختهایشان را ویران کرده بود،خسته شده بودند

00:33:13.074 --> 00:33:15.623
محترمترین چهره های کشور

00:33:15.743 --> 00:33:20.169
هوشی مین و وو وین زاپ،که بر صبر

00:33:20.290 --> 00:33:24.340
و ادامه جنگ فرسایشی اصرار داشتند،هنوز معتقد بودند

00:33:24.502 --> 00:33:27.551
که در پایان نتیجه بخش است

00:33:27.672 --> 00:33:31.142
حامیان شوروی و چینی هانوی همچنین

00:33:31.259 --> 00:33:34.138
توصیه به جنگ میکردند

00:33:34.262 --> 00:33:38.483
لی زوان برای خاموش کردن منتقدانش و شکستن بن بست

00:33:38.600 --> 00:33:41.023
شروع به برنامه ریزی و پیشبرد

00:33:41.185 --> 00:33:44.530
نوع خطرناکتر و جدید آن طرح پیروزی کرد که

00:33:44.647 --> 00:33:48.072
که در 1964 آزموده بود

00:33:48.192 --> 00:33:53.665
او آنرا "تهاجم همه جانبه،شورش فراگیر" خواند.

00:33:53.781 --> 00:33:57.536
یگانهای ویتنام شمالی و ویت کنگ تعداد زیادی

00:33:57.660 --> 00:34:01.915
حملات هماهنگ بر شهرها و شهرکها

00:34:02.040 --> 00:34:05.169
و پایگاههای نظامی ویتنام جنوبی اجرا میکردند

00:34:05.293 --> 00:34:07.512
لی زوان معتقد بود که آن تهاجمات

00:34:07.629 --> 00:34:11.133
یک شورش گسترده غیرنظامیان را شعله ور میکند

00:34:11.257 --> 00:34:15.728
این ضربات همزمان رژیم سایگون را نابود میکرد

00:34:15.845 --> 00:34:19.691
و برای واشنگتن هیچ چاره ای جز عقب نشینی باقی نمیگذاشت

00:34:21.705 --> 00:34:25.138
فکر میکنم لی زوان کاملا به پیروزی اطمینان داشت
<font color="#ff8040">هوی دوک ،از ویتنام شمالی</font>

00:34:25.319 --> 00:34:28.386
هانوی اماده بود تا حکومت رو در جنوب تصرف بکنه.

00:34:28.927 --> 00:34:29.927
اونا پول چاپ کردند

00:34:31.752 --> 00:34:35.985
و یونیفرمهای جدید برای پوشش پلیس تولید کردند

00:34:38.716 --> 00:34:42.183
برای وقتی که اونا کنترل شهرهای جنوب رو به دست میگیرن

00:34:44.108 --> 00:34:48.975
ما اعتقاد داشتیم که شهرها توسط آمریکاییها
<font color="#ff8000">گوین گوک،از ارتش ویتنام شمالی</font>

00:34:49.576 --> 00:34:51.643
و ویتنام جنوبیها سرکوب شده بودن

00:34:53.592 --> 00:34:55.825
اینکه مردم آماده قیام بودن

00:34:57.554 --> 00:35:01.787
یک رهبر به ما گفت که شهرها مثل ماهی باردار پر از

00:35:02.689 --> 00:35:03.689
تخم بودن

00:35:05.714 --> 00:35:08.214
ما فقط لازم بود تا اون ماهیو یک کم غلغلک بدیم

00:35:08.278 --> 00:35:10.144
و همه اون تخمها بیرون میریخت

00:35:10.942 --> 00:35:12.502
ما در مورد غرورمون حرف میزنیم

00:35:12.568 --> 00:35:14.662
همچنین مقداری غرور در سمت اونا بود

00:35:14.779 --> 00:35:16.622
و زمانی که اونا خودشون رو متقاعد کردن

00:35:16.781 --> 00:35:19.409
که این قرار بود یک موفقیت بزرگ باشه
<font color="#ff8040">
جیمز ویلبانکس،مشاور ارتش</font>

00:35:19.534 --> 00:35:22.504
این اونچیزیه که برخی افراد شوخ طبع نوشیدن از آب وان خودتون تعبیر کردن(تکیه بر اطلاعات خود)

00:35:23.955 --> 00:35:25.349
اونا تصمیم گرفتند که اون قراره یک پیروزی باشه

00:35:25.373 --> 00:35:27.341
حتی باوجود اینکه مردمی در ویتنام جنوبی هستن که میگن
<font color="#ff8040">
دفتر سیاسی حزب کمونیست،هانوی</font>

00:35:27.458 --> 00:35:28.880
"هی این نظر جالبی نیست"
<font color="#ff8040">
دفتر سیاسی حزب کمونیست،هانوی</font>

00:35:29.001 --> 00:35:32.676
ولی این افراد متهم به ذهنیت گرایی میشدن

00:35:32.797 --> 00:35:35.425
و اساسا بهشون گفته میشد خفه شن و به حرکتشون ادامه بدن

00:35:35.550 --> 00:35:39.851
لی زوان هرکسی که مخالف نقشه اش بود را بی اثر کرد

00:35:39.971 --> 00:35:43.100
اعضای ستاد ژنرال زاپ بازداشت شدند

00:35:43.224 --> 00:35:45.773
همچنین منشی هوشی مین بازداشت شد

00:35:47.937 --> 00:35:49.604
ژنرال زاپ ناخوش احوال بود

00:35:50.203 --> 00:35:53.669
او در جولای به مجارستان برای معالجه پزشکی فرستاده شد

00:35:54.972 --> 00:35:57.872
هو شی مین در سپتامبر

00:35:58.943 --> 00:36:01.376
برای درمان پزشکی به چین فرستاده شد

00:36:02.535 --> 00:36:07.211
صدها تن از چهره های کمتر برجسته-روزنامه نگاران،دانشجویان

00:36:07.331 --> 00:36:10.551
حتی قهرمانان بسیار صاحب مدال جنگ با فرانسه

00:36:10.668 --> 00:36:12.841
جمع آوری شدند

00:36:12.962 --> 00:36:15.761
بسیاری  در زندان قدیمی فرانسه

00:36:15.882 --> 00:36:19.512
که اسرای جنگی آمریکایی زندانی در آنجا آنرا

00:36:19.635 --> 00:36:22.058
هتل هیلتون هانوی مینامیدند،محبوس شدند.

00:36:22.180 --> 00:36:25.901
روزی که نهایتا برای حمله انتخاب شد

00:36:26.017 --> 00:36:29.567
31 ژانویه 1968(بهمن ماه)

00:36:29.687 --> 00:36:33.658
اولین روز جشن سال قمری جدید ویتنامیها

00:36:33.775 --> 00:36:36.619
موسوم به تت بود

00:36:36.736 --> 00:36:40.707
صدها متعاقبا هزاران نیروی منظم ویتنام شمالی

00:36:40.823 --> 00:36:43.872
با لباسهای غیر نظامی شروع به نفوذ بسمت جنوب

00:36:44.035 --> 00:36:48.632
برای الحاق به دهها هزار ویت کنگی شدند که از قبل در محل مستقر بودند

00:36:50.889 --> 00:36:54.856
ناگهان به ما دستور داده شد تا سربازانمان را از میدان نبرد فرا بخوانیم

00:36:55.021 --> 00:37:01.388
برامون سلاح و مهمات
<font color="#ff8040">هو هوو لان،از ارتش ویتنام شمالی</font>

00:37:02.933 --> 00:37:05.066
برنج،نمک،ماهی خشک

00:37:05.280 --> 00:37:07.080
حتی شکر و شیر خشک  بیشتری ارسال شد.

00:37:08.698 --> 00:37:10.232
ما داشتیم به جبهه جنوب

00:37:10.883 --> 00:37:12.683
برای مدت زمان زیادی میرفتیم

00:37:13.770 --> 00:37:16.103
تشریفات وداعی که من در روستایم دیدم

00:37:17.817 --> 00:37:20.350
واقعا مشتاقانه بودند

00:37:21.366 --> 00:37:23.966
که توسط کمونیستها سازمان داده شده بودند

00:37:24.205 --> 00:37:26.938
سربازها  برای رفتن به جنوب برای جنگ بسیار هیجانزده بودند

00:37:26.993 --> 00:37:29.827
بزرگترین برادرم وقتی از لحاظ بدنی پذیرفته شد و برای ارتش

00:37:31.022 --> 00:37:33.322
قبول شد،از خوشحالی

00:37:33.695 --> 00:37:35.662
فریاد میکشید

00:37:35.849 --> 00:37:39.749
برخی مردان در روستای من که وزن کافی نداشتن

00:37:42.090 --> 00:37:45.490
برای قبولی تو جیبهاشون سنگ میگذاشتن.

00:37:48.691 --> 00:37:49.791
هیچ کس ناراحت نبود

00:37:49.850 --> 00:37:53.617
هیچ کس تصور نمیکرد که اونا ممکنه برنگردن

00:37:54.370 --> 00:37:56.036
یا تراژدی پیشرو رو ببینه

00:37:59.735 --> 00:38:02.033
ویتنام شمالیها برای کسب امادگی برای تهاجم در پیش

00:38:02.154 --> 00:38:04.828
امید داشتند تا قوای آمریکایی

00:38:04.949 --> 00:38:08.123
و ویتنام جنوبی را بفریبند که از شهرها

00:38:08.244 --> 00:38:10.463
و پایگاههای نظامی بزرگ دور شوند

00:38:10.621 --> 00:38:14.000
آنها برای رسیدن به این هدف،یکسری از حملات

00:38:14.125 --> 00:38:19.598
به پاسگاههای مرزی دور افتاده در نزدیکی کامبوج،لائوس و منطقه غیرنظامی شده انجام میدادند

00:38:19.714 --> 00:38:24.686
این حملات مقدماتی به"نبردهای مرزی"معروف شد

00:38:24.802 --> 00:38:28.147
کانتین باید اولین هدف میبود.

00:38:31.434 --> 00:38:33.607
در سپتامبر و اکتبر(شهریور و مهر ماه)

00:38:33.728 --> 00:38:36.698
همچنانکه ویتنام شمالیها

00:38:36.814 --> 00:38:39.283
حلقه تله را در اطراف آنها محکم میکردند،

00:38:39.400 --> 00:38:43.280
نوبت یگانهای جان ماسگریو و راجر هریس برای دفاع از کانتین شد.

00:38:43.404 --> 00:38:46.999
تنها راه ورود یا خروج توسط هلیکوپتر بود

00:38:49.327 --> 00:38:53.673
کانتین به ویتنامی به معنی تپه فرشتگان است

00:38:55.833 --> 00:38:59.337
بودن در کانتین مثل بودن در یک بشکه بود

00:39:03.758 --> 00:39:06.762
ما ماهی بودیم،اونا تفنگ شاتگان داشتن

00:39:06.886 --> 00:39:08.934
که در بشکه فرو کرده بودن و  میترکوندن

00:39:09.055 --> 00:39:11.729
و اونا میخواستن در هر شلیک چیزیو بزنن

00:39:11.849 --> 00:39:14.853
چون کانتین اینچنین منطقه کوچکی بود

00:39:14.977 --> 00:39:16.854
و اونا اونجا رو با توپخانه

00:39:17.021 --> 00:39:18.898
از ویتنام شمالی میکوبیدند،نمیشد اونا خطا بزنن

00:39:20.560 --> 00:39:22.027
اوضاع اونا وحشتناک بود

00:39:22.293 --> 00:39:25.881
اونا نمیتونستن تجدید تدارکات بشن یا کشته هاشونو جابجا کنن

00:39:25.905 --> 00:39:30.081
من هیچوقت اونجوری نترسیده بودم

00:39:30.201 --> 00:39:32.420
در حقیقت اون دلیلیه که من حالا از هیچ چیزی نمیترسم

00:39:32.536 --> 00:39:34.880
منظورم اینه که

00:39:35.039 --> 00:39:36.336
هیچ کاری نیست که شما بتونین انجام بدین

00:39:36.457 --> 00:39:40.087
شما فقط به صداهای راکتهایی که دارن میان اونجا گوش میدین

00:39:40.211 --> 00:39:43.715
و شما فقط دعا میکنین که روی سر شما فرود نیان

00:39:43.881 --> 00:39:46.475
سوال بزرگ در حقیقت به نظر میرسه که این باشه آیا
<font color="#ff8040">جان لورنس،از شبکه سی بی اس نیوز</font>

00:39:46.592 --> 00:39:49.846
ویتنام شمالیها قصد دارند به کانتین حمله کنند یا نه
<font color="#ff8040">جان لورنس،از شبکه سی بی اس نیوز</font>

00:39:49.971 --> 00:39:52.770
تفنگداران دریایی تعداد سربازان

00:39:52.890 --> 00:39:54.233
محافظ اون پاسگاه رو سه برابر کردند

00:39:54.350 --> 00:39:55.911
و گردانهای بیشتری رو

00:39:55.935 --> 00:39:57.482
برای تجدید قوا آماده کرده اند

00:39:57.603 --> 00:39:59.526
من تو آب مینشستم

00:39:59.647 --> 00:40:01.399
در آب میخوابیدم

00:40:01.565 --> 00:40:05.240
در آب غذا میخوردم چون همه سوراخها پر از آب بود

00:40:05.361 --> 00:40:07.489
منظورم اینه که یک سنگر حفره روباه پر از آب میتونه ی زخمیو غرق کنه

00:40:07.613 --> 00:40:10.207
شما در روز مشغول پر کردن کیسه های شن بودین

00:40:10.324 --> 00:40:13.954
سعی داشتین سدی بسازین،شما فقط اونا رو روی هم میچیدین

00:40:14.078 --> 00:40:15.751
لایه دیگه ای میچیدین

00:40:15.871 --> 00:40:20.297
گل و لای بسیار ،خون

00:40:20.418 --> 00:40:21.590
و توپخانه.

00:40:22.795 --> 00:40:24.092
خاک رس قرمزی اونجاست

00:40:24.213 --> 00:40:26.807
و اون واقعا چسبناکه و میتونست شما رو فرو ببره

00:40:26.924 --> 00:40:28.722
و چکمه هاتونو از پا در بیاره.

00:40:28.843 --> 00:40:30.186
دویدن در همچون چیزی سخته

00:40:30.302 --> 00:40:31.929
و دویدن،زمانیکه شما در محل هستین

00:40:32.054 --> 00:40:33.657
جایی که اونا دارن آتیش سنگین توپخانه روی شما میریزن،

00:40:33.681 --> 00:40:34.853
دویدن خیلی مهمه

00:40:36.642 --> 00:40:38.736
طی اون محاصره  در پاییز 1967

00:40:38.853 --> 00:40:40.947
ما مقالات روزنامه رو با پست

00:40:41.105 --> 00:40:44.405
از طرف خانواده هامون دریافت میکردیم و ما بعنوان آلامو(دژی که در ان در سال 1836،آمریکائیها طی نبرد تگزاس در آنجا بدست مکزیکیها قتل عام شدند)خطاب میشدیم.

00:40:44.525 --> 00:40:47.369
میدونی،هی ما میدونستیم آلامو چی بود

00:40:47.486 --> 00:40:49.534
ما میدونستیم اونجا چه اتفاقی افتاده

00:40:57.580 --> 00:41:00.459
تقریبا در هر ساعت یک آتشباری توپخانه رخ میداد

00:41:02.626 --> 00:41:06.256
افراد با انفجار قطعه قطعه میشدن،واقعا تکه تکه میشدن

00:41:06.380 --> 00:41:10.055
شما یک چکمه با پایی در اون پیدا میکردین

00:41:10.176 --> 00:41:12.599
و بعد اینکه آیا اون پا سفید بود یا سیاه؟

00:41:12.720 --> 00:41:14.643
خب کدوم..کدوم تفنگدار دریایی سفید اینجا بوده؟

00:41:14.764 --> 00:41:15.811
کدوم سیاه بوده؟

00:41:15.931 --> 00:41:17.933
بعدا شما سعی میکردین بخاطر بیارین و برچسبش بزنین

00:41:18.059 --> 00:41:19.402
و بعد اونرو در کیسه سبز بزارین

00:41:19.518 --> 00:41:22.146
و این اونچیزی بود که برمیگشت،میدونی

00:41:22.313 --> 00:41:24.532
بعنوان سرجوخه وظیفه تفنگدار دریایی و همینجوری

00:41:24.648 --> 00:41:27.652
و بعد اما گاهی اوقات شما حتی مطمئن نبودین چرا که اون جسد

00:41:27.818 --> 00:41:29.858
به معنی واقعی کلمه متلاشی شده بود و تنها چیزی که

00:41:29.904 --> 00:41:32.373
باقیمونده یک پا یا قطعه ای از یک بازو است

00:41:32.490 --> 00:41:37.041
من یک تقویم جیبی از شرکت بیمه کلیفورد فورلو با خودم حمل میکردم

00:41:37.161 --> 00:41:39.289
اون مامور بیمه پدرم بود

00:41:39.413 --> 00:41:42.917
و من هر روزی که میگذشت رو خط میزدم

00:41:43.042 --> 00:41:47.639
و بعد در اکتبر،ما مجددا به کانتین رفتیم

00:41:47.755 --> 00:41:52.602
من این کارو متوقف کردم چونکه فکر کردم:اینکار بی معنیه

00:41:52.718 --> 00:41:54.846
من قرار نیست خونه برم

00:41:54.970 --> 00:41:56.347
من قرار نیست کاری کنم که خونه برم

00:41:56.472 --> 00:41:58.349
میدونی،منظور از این کار چیه؟.

00:41:58.516 --> 00:42:00.359
بنابراین من خط زدن روزها رو متوقف کردم

00:42:02.019 --> 00:42:04.300
من این فرصت رو داشتم تا به مادرم تلفن کنم میدونی

00:42:04.355 --> 00:42:06.904
و من داشتم به مادرم میگفتم اونجا داره چه اتفاقی میفته

00:42:07.024 --> 00:42:09.152
و داشتم به اون میگفتم چطور نباید به اونچه که در

00:42:09.276 --> 00:42:13.031
روزنامه میدید و در تلویزیون میبینه باور داشته باشه

00:42:13.197 --> 00:42:15.370
چون ما داریم جنگو میبازیم

00:42:15.491 --> 00:42:17.994
و من گفتم:تو احتمالا هرگز دوباره منو نخواهی دید

00:42:18.119 --> 00:42:21.293
چون ما شمالی ترین پاسگاه مرزی هستیم که تفنگداران دریایی دارن

00:42:21.413 --> 00:42:22.790
میدونی

00:42:22.915 --> 00:42:25.115
ما به معنی واقعی کلمه میتونستیم به داخل ویتنام شمالی نگاه کنیم

00:42:25.167 --> 00:42:27.590
ما میتونستیم جرقه ها رو زمانی که توپها روی ما آتش میکردن ببینیم

00:42:27.711 --> 00:42:30.885
و من گفتم:و همه در یگان من دارن میمیرن،میدونی

00:42:31.048 --> 00:42:32.891
و من احتمالا برنخواهم گشت

00:42:33.008 --> 00:42:35.056
و مادرم گفت:نه،تو قراره برگردی

00:42:35.219 --> 00:42:38.018
او گفت:من هر روز با خدا حرف میزنم و تو خاصی

00:42:38.139 --> 00:42:40.358
تو برخواهی گشت

00:42:40.474 --> 00:42:42.818
و من گفتم:مامان،مادر هر کسی فکر میکنه که

00:42:42.935 --> 00:42:44.528
پسراشون خاصن،میدونی

00:42:44.645 --> 00:42:46.568
من دارم قطعات بدن افراد خاص رو تو کیسه میگذارم

00:42:48.732 --> 00:42:50.492
و من حس میکردم که مادرم در حال انکاره

00:42:50.609 --> 00:42:52.907
اون فقط نمیخواست تا با این حقیقت مواجه بشه که تنها پسرش

00:42:53.028 --> 00:42:54.905
قراره در ویتنام بمیره

00:42:55.072 --> 00:42:56.540
و من گفتم:مامان،این شوخی نیست

00:42:56.657 --> 00:42:58.343
گفتم:همه دارن اینجا میمیرن،میدونی

00:42:58.367 --> 00:42:59.414
همه دارن میمیرن

00:42:59.535 --> 00:43:01.037
و اون گفت که تو قرار نیست بمیری

00:43:01.162 --> 00:43:02.584
تو قرار نیست بمیری

00:43:02.746 --> 00:43:04.919
و آخرین چیزی که اون به من گفت این بود:

00:43:05.082 --> 00:43:07.084
خدا برای تو برنامه ای داره

00:43:07.251 --> 00:43:08.343
و گفتم:اره ،درسته

00:43:08.460 --> 00:43:09.460
و تلفونو  قطع کردم

00:43:14.341 --> 00:43:17.060
آقای استات شما در کدام مقطع زمانی در ویتنام بودید؟

00:43:17.178 --> 00:43:20.273
من از سپتامبر 1966 تا سپتامبر 1967
<font color="#ff8040">دنیس استات،گزارشگر جنگ</font>

00:43:20.389 --> 00:43:22.562
بمدت یکسال در ویتنام بودم
<font color="#ff8040">دنیس استات،گزارشگر جنگ</font>

00:43:22.683 --> 00:43:24.026
و با کدام یگان؟

00:43:24.143 --> 00:43:25.941
همراه گردان یکم از هوابرد صد و یکم

00:43:26.061 --> 00:43:28.405
طی اون مدت که شما  در ویتنام بودین

00:43:28.522 --> 00:43:30.445
آیا شما شخصا شاهد هر گونه بیرحمی

00:43:30.608 --> 00:43:32.485
از جانب سربازان آمریکایی بودید؟

00:43:32.610 --> 00:43:33.610
بله،بودم

00:43:35.196 --> 00:43:38.575
دنیس استات اهل فونیکس،آریزونا در ارتش

00:43:38.699 --> 00:43:43.455
در سن 20 سالگی ثبت نام کرد و 9 ماه را در نبرد خدمت کرد

00:43:43.621 --> 00:43:47.091
او سه بار مجروح شد و گزارشگر ارتش شد که

00:43:47.208 --> 00:43:52.965
اخبار هنگ 327 از هوابرد صد و یکم را پوشش میداد

00:43:53.088 --> 00:43:57.389
او اغلب اوقاتش را همراه با یک جوخه کوماندویی بی همتا

00:43:57.509 --> 00:43:58.931
موسوم به "نیروی ببر"میگذراند

00:43:59.053 --> 00:44:02.307
تیمهای کوچک دست چین شده که قادر به ماندن در جنگل

00:44:02.473 --> 00:44:05.147
بمدت چند هفته پشت سرهم

00:44:05.309 --> 00:44:07.903
سریع السیر و کشنده بودند

00:44:08.020 --> 00:44:11.775
به منظور:"چریکهایی که چریکها(ی دشمن)را میکشند

00:44:13.150 --> 00:44:15.824
نیروی ببر در شش ایالت مختلف میجنگید

00:44:15.945 --> 00:44:18.949
مکررا متحمل تلفات سنگین میشد

00:44:22.201 --> 00:44:25.455
اگه شما بهترین دوستتونو از دست میدادین و شما میخواستین انتقام بگیرین

00:44:25.579 --> 00:44:28.799
این همون چیزیه که افسرها میگن:نه،تو نمیتونی اون کارو بکنی

00:44:28.916 --> 00:44:31.965
و اگه شما این کارو بکنبن،متعاقبا عواقبی وجود خواهد داشت

00:44:32.086 --> 00:44:34.805
ولی زمانیکه افسران و اون سرجوخه رو هم شامل میشه

00:44:34.922 --> 00:44:37.846
و فرمانده گردان به شما میگن که این کاریه که
<font color="#ff8040">
رایون کازی،پزشکیار نیروی ببر</font>

00:44:37.967 --> 00:44:42.564
شما قراره انجام بدین،پس اون کاملا از کنترل خارج میشه

00:44:42.680 --> 00:44:46.685
برخی در فرماندهی نظامی آمریکا در ویتنام نگران این بودند که چنین
یگان با آزادی عمل

00:44:46.809 --> 00:44:50.530
که سرخود عملیات میکند،کنترلش سخت میشود.

00:44:52.356 --> 00:44:55.860
ولی ژنرال وستمورلند و فرماندهانش در میدان

00:44:56.026 --> 00:45:00.532
نیروی ببر را بخاطر ددمنشی قابل اطمینانش میستودند

00:45:00.656 --> 00:45:04.752
در تابستان 1967،نیروی ببر  به دره

00:45:04.868 --> 00:45:07.371
حاصلخیز سانگوی فرستاده شد

00:45:07.496 --> 00:45:10.375
کل جمعیت این منطقه از قبل از خانه هایشان

00:45:10.541 --> 00:45:15.047
جمع آوری شده و در اردوگاه پناهندگان گردآوری شده بودند.

00:45:15.212 --> 00:45:18.341
ولی برخی برای ادامه کشاورزی که

00:45:18.465 --> 00:45:20.718
همیشه انجام داده بودند بازگشته بودند.

00:45:22.219 --> 00:45:25.393
آن دره رسما یک منطقه آتش آزاد اعلام شده بود

00:45:25.514 --> 00:45:29.564
و افسران نیروی ببر آنرا دقیقا اعمال کردند

00:45:29.727 --> 00:45:33.482
یک ستوان به افرادش گفت :هیچ دوستی وجود ندارد

00:45:33.605 --> 00:45:36.404
به هرچیزی که تکان میخورد تیراندازی کنید.

00:45:39.987 --> 00:45:42.911
طی یک دوره هفت ماهه،آنها تعداد زیادی

00:45:43.073 --> 00:45:45.542
از غیرنظامیان غیر مسلح را کشتند

00:45:45.659 --> 00:45:49.129
در بین قربانیانشان دو برادر کور

00:45:49.246 --> 00:45:53.752
یک راهب بودایی مسن،زنان،کودکان،و افراد پیر

00:45:53.876 --> 00:45:56.004
که در پناهگاههای زیرزمینی پنهان میشدند

00:45:56.128 --> 00:45:59.382
و سه کشاورز که سعی داشتند برنج بکارند،وجود داشتند.

00:45:59.506 --> 00:46:03.932
همگی بعنوان دشمنانی که در طی عملیات کشته شدند گزارش شدند

00:46:06.847 --> 00:46:10.772
این بیرحمیهایی که توسط سربازان یگانهایی انجام میشد

00:46:10.893 --> 00:46:13.112
که من در آنها بعنوان گزارشگر  برای روزنامه های ارتش

00:46:13.270 --> 00:46:15.068
گمارده شدم،مثل

00:46:15.189 --> 00:46:18.568
نیروی ببر تنها جوخه ای نبود که

00:46:18.692 --> 00:46:22.242
دنیس استات گزارش کرد که از حدشان گذشته بودند.

00:46:22.363 --> 00:46:25.412
یکی از چنین وقایعی،تجاوز و قتل

00:46:25.532 --> 00:46:27.284
یک دختر ویتنامی بود

00:46:27.451 --> 00:46:32.127
اون اسیر شد و برای بازجویی نگه داشته شد

00:46:32.289 --> 00:46:35.133
طی یک دوره دو روزه،به او تجاوز میشد و سپس

00:46:35.250 --> 00:46:37.062
در صبح روز سوم او به قتل رسید

00:46:37.086 --> 00:46:40.465
به او توسط بیش از یک نفر تجاوز شد؟

00:46:40.589 --> 00:46:44.139
بله،همه بجز پزشکیار و خود من

00:46:44.259 --> 00:46:45.979
و احتمالا یک نفر دیگر از جوخه.

00:46:46.136 --> 00:46:47.136
آیا شما اعتراض کردید؟

00:46:47.221 --> 00:46:49.269
آیا شما سعی کردید به هر طریقی جلوی اونا رو بگیرین؟

00:46:49.390 --> 00:46:52.644
بله،پس از واقعه تجاوز من به

00:46:52.768 --> 00:46:57.148
گروهبان یکم گردان شکایت کردم و پاسخش این بود که

00:46:57.272 --> 00:46:59.491
از این قبیل امور در همه جنگها رخ میده

00:46:59.650 --> 00:47:02.995
و اینکه من نباید به اون اشاره ای کنم،اون یک واقعه عادی بود

00:47:03.112 --> 00:47:07.367
بعد از اون من پیش کشیش ارتش رفتم و در موردش با اون صحبت کردم

00:47:07.491 --> 00:47:09.710
او خودش تحقیقاتی کرد

00:47:09.827 --> 00:47:12.080
فهمید قضیه صحت داره و همراه من پیش

00:47:12.204 --> 00:47:13.626
اون گروهبان یکم رفت

00:47:13.747 --> 00:47:17.843
اون گروهبان یکم گفت که

00:47:17.960 --> 00:47:19.813
خب اون به کشیش ارتش گفت که به مذهب بچسبه

00:47:19.837 --> 00:47:23.341
اونرو فرستاد رفت و بعد به من گفت تا ساکت بمونم

00:47:23.507 --> 00:47:27.137
اینکه من حق ندارم  از عملیات بعدی برگردم.

00:47:28.679 --> 00:47:31.683
سالها بعد سرباز دیگری با اتهامات بیشتری

00:47:31.807 --> 00:47:34.481
از جنایات جنگی پیش آمد
<font color="#ffff00">آنها گلوی آن دختر را بریدند و او را کشتند.</font>

00:47:34.601 --> 00:47:38.026
و یک تحقیقات ارتش دلایل متقنی برای گناهکار بودن آنها یافت
<font color="#ffff00">گوشهایش را بریدند</font>

00:47:38.188 --> 00:47:43.035
تا 18 عضو نیروی ببر را بخاطر قتل یا تجاوز محاکمه کند
<font color="#ffff00">ما ده نفر از کشاورزان را پس از توقف تیراندازی کشتیم </font>

00:47:43.504 --> 00:47:44.170
<font color="#ffff00">پوست سر سرباز ارتش ویتنام شمالی را کندیم</font>

00:47:44.194 --> 00:47:46.663
ولی رسما هیچ اتهامی هرگز وارد نشد

00:47:46.780 --> 00:47:49.875
آن پرونده های رسمی در بایگانیها دفن شد

00:47:51.869 --> 00:47:53.712
اونا همشون باید به زندان میفتادن

00:47:53.871 --> 00:47:55.293
اونا بخاطر قتل گناهکار بودن

00:47:55.414 --> 00:47:56.757
ختم کلام

00:47:56.874 --> 00:48:00.299
در همون زمان،من به اون واقعه فکر میکردم

00:48:00.419 --> 00:48:03.639
که من فکر میکنم یک انحراف و واقعه غیر طبیعی بود نه یک هنجار
<font color="#ff8040">
جیمز ویلبانکس،مشاور ارتش</font>

00:48:03.755 --> 00:48:06.349
حیثیت همه کهنه سربازهارو لکه دار کرد،صدها هزار

00:48:06.467 --> 00:48:08.219
کهنه سربازی که رفتن و وظیفشونو انجام دادن

00:48:08.343 --> 00:48:10.721
و تا اونجایی که تونستن شریف و محترم باقی موندن

00:48:10.888 --> 00:48:12.606
و اونها هم چوب اونکارهایی رو خوردن که تقصیری درش نداشتن.

00:48:14.725 --> 00:48:17.979
یکی از چیزهایی که در جنگ یاد گرفتم اینه که

00:48:18.103 --> 00:48:22.654
ما اشرف مخلوقات در این سیاره نیستیم به این دلیل که ما خوبیم

00:48:22.774 --> 00:48:25.948
ما گونه های بسیار مهاجمی هستیم

00:48:26.069 --> 00:48:27.742
این در ذات ماست
<font color="#ff8040"> کارل مارلنتز،تفنگداران دریایی</font>

00:48:27.863 --> 00:48:31.163
و مردم حرفهای زیادی در مورد این میزنن که چجوری خوب،ارتش
<font color="#ff8040"> کارل مارلنتز،تفنگداران دریایی</font>

00:48:31.283 --> 00:48:34.253
پسر بچه ها رو به ماشینها و ابزار کشتار تبدیل میکنه.

00:48:35.871 --> 00:48:38.590
و من همیشه استدلال میارم که اون فقط آموزشگاهی برای ورود به جامعست

00:48:38.707 --> 00:48:43.304
آنچه که ما با تمدن میکنیم اینه که ما یاد میگیریم تا جلوی این تمایلات

00:48:43.420 --> 00:48:46.765
تهاجمیو بگیریم و مهارش کنیم.

00:48:46.882 --> 00:48:49.180
و ما باید اونا رو بشناسیم

00:48:49.301 --> 00:48:53.101
من در مورد کل کشور نگرانم که اونو نشناسه

00:48:53.222 --> 00:48:55.158
علتی که باعث میشه شما فکر کنین چند بار ما خودمونو

00:48:55.182 --> 00:48:58.527
بعنوان یک کشور گرفتار کردیم چون ما همیشه آدم خوبا هستیم

00:48:58.644 --> 00:49:01.488
گاهی اوقات فکر میکنم اگه ما به این فکر میکردیم که ما همیشه

00:49:01.605 --> 00:49:03.983
آدم خوبا نبودیم ممکن بود ما واقعا در جنگهای کمتری وارد میشدیم

00:49:08.445 --> 00:49:09.697
آقای روبین

00:49:09.821 --> 00:49:12.540
چگونه شما عملا انتظار دارید تا پنتاگون را تعطیل کنید؟

00:49:12.658 --> 00:49:15.753
پنتاگون نمایانگر قتل مردم
<font color="#ff8040">جری روبین،فعال ضد جنگ</font>

00:49:15.869 --> 00:49:17.121
در سراسر جهانه.

00:49:17.246 --> 00:49:19.294
و مردم آمریکا هیچ کنترلی

00:49:19.414 --> 00:49:20.791
بر آنچه حکومتشان انجام میدهد ندارند

00:49:20.916 --> 00:49:24.341
پس ما قراره آنجا بریم به تعداد هزاران نفر

00:49:24.461 --> 00:49:27.510
و درها رو ببندیم و راهروها رو پر کنیم

00:49:27.631 --> 00:49:29.633
تا اینکه کار پنتاگون متوقف بشه

00:49:29.800 --> 00:49:31.848
چون کار پنتاگون باید متوقف شود

00:49:31.969 --> 00:49:34.250
تنها کاری که باید با پنتاگون کرد اینه که تعطیلش کرد.

00:49:36.974 --> 00:49:39.648
<i><font color="#ffff00">#اون به 1942 برمیگرده#</font></i>

00:49:39.768 --> 00:49:41.987
<i><font color="#ffff00"># من عضو یک جوخه خوب بودم#</font></i>

00:49:42.145 --> 00:49:45.319
<i><font color="#ffff00">#ما داشتیم در لوئیزیانا مانور برگزار میکردیم#</font></i>

00:49:45.482 --> 00:49:47.325
<i><font color="#ffff00"># شبی زیر نور ماه#</font></i>

00:49:47.484 --> 00:49:50.988
<i><font color="#ffff00">#اون سروان به ما گفت تا از قسمت کم عمق رودخانه رد بشیم #</font></i>

00:49:51.154 --> 00:49:53.703
<i><font color="#ffff00">#اینجوری همه اون اتفاقات شروع شد#</font></i>
<font color="#ff8040">تابلو نوشته:عمرا ما برویم</font>

00:49:53.824 --> 00:49:56.247
<i><font color="#ffff00"># ما تا زانو در آب گل الود وسیع بودیم #</font></i>
<font color="#ff8040">تابلو نوشته:مرد سیاهپوست:با نژادپرستی سفیدها بجنگید نه ویتنام</font>

00:49:56.368 --> 00:49:59.121
<i><font color="#ffff00"># اون احمق بزرگ میگه با وجود مشکلات پیش برید#</font></i>
<font color="#ff8040">تابلونوشته:من زمانی خواهم رفت(به ویتنام)که لیندا برد(دختر لیندون جانسون) بره</font>

00:49:59.246 --> 00:50:02.876
یک تظاهرات عظیم در نیویورک
<font color="#ff8040">تابلونوشته:من زمانی خواهم رفت(به ویتنام)که لیندا برد(دختر لیندون جانسون) بره</font>

00:50:03.000 --> 00:50:07.597
یا در واشنگتن هر پاییز و هر بهار برگزار میشد

00:50:07.713 --> 00:50:10.717
ما تصمیم گرفتیم تا به اون تظاهرات

00:50:10.841 --> 00:50:14.391
در واشنگتن در محل بنای یادبود لینکلن در پاییز 1967  بریم
<font color="#ff8040">بیل زیمرمان،فعال ضد جنگ</font>

00:50:14.511 --> 00:50:17.105
ولی ما باید تا جایی که میتونستیم از مردم در اون تظاهرات

00:50:17.222 --> 00:50:21.022
جمع میکردیم و اونا رو بسمت پنتاگون هدایت میکردیم

00:50:21.143 --> 00:50:25.569
و در پنتاگون سعی میکردیم تا کاری بیشتر تهاجمی

00:50:25.689 --> 00:50:29.319
انجام بدیم تا اینکه بسادگی اون دوروبر بایستیم و در مخالفت با جنگ سخنرانی کنیم ,

00:50:29.443 --> 00:50:32.322
که اونچیزی بود که تظاهرات بهش تبدیل شده بود

00:50:32.446 --> 00:50:33.923
<i><font color="#ffff00"># هیچ مردی قادر نخواهد بود شنا کند#</font></i>

00:50:33.947 --> 00:50:37.201
و زمانی که وقتش رسید تا مردم رو از بنای یادبود

00:50:37.367 --> 00:50:39.540
لینکلن بسمت پنتاگون هدایت کنیم

00:50:39.661 --> 00:50:42.210
50 هزار نفر تظاهرات میکردن

00:50:42.331 --> 00:50:44.584
<i><font color="#ffff00">#افراد دنبالم بیاید من رهبری میکنم#</font></i>

00:50:44.708 --> 00:50:47.632
<i><font color="#ffff00">#ما تا گردن در اون آب گلالود وسیع بودیم#</font></i>

00:50:47.753 --> 00:50:50.723
<i><font color="#ffff00"># اون احمق بزرگ میگه با وجود مشکلات پیش برید#</font></i>

00:50:50.881 --> 00:50:54.636
بیل زیمرمن،حالا یک استادیار روانشناسی

00:50:54.760 --> 00:50:57.388
در دانشگاه بروکلین،از آغاز

00:50:57.512 --> 00:50:59.310
ضد جنگ شده بود

00:50:59.431 --> 00:51:03.902
بعدا ما زمانیکه اونجا رسیدیم دیدیم که موانع دفاعی تو در تو و متعدد

00:51:04.061 --> 00:51:07.110
که اطراف پنتاگون قرار داده شده بود تا ما رو

00:51:07.230 --> 00:51:08.823
با فاصله از ساختمان نگه بداره

00:51:08.940 --> 00:51:13.366
ما به اونها فشار اوردیم و حصارهاشون رو پاره کردیم

00:51:13.487 --> 00:51:15.330
<i><font color="#ffff00">#همراه اون سروان مرده و رفته بود#</font></i>

00:51:15.447 --> 00:51:17.133
<font color="#ffff00"><i># ما لخت شدیم و در آب شیرجه زدیم و جسدشو پیدا کردیم #</i></font>

00:51:17.157 --> 00:51:19.876
من داشتم در اون روز آخر هفته کار میکردم

00:51:19.993 --> 00:51:24.248
منشیهایی که در محل کارم داشتن کار میکردن تا حد مرگ وحشتزده شدن
<font color="#ff8040">لزلی گلب،از پنتاگون(وزارت دفاع آمریکا)</font>

00:51:24.373 --> 00:51:28.879
از اینکه این معترضین به جنگ ویتنام چیکار میکنن
<font color="#ff8040">لزلی گلب،از پنتاگون(وزارت دفاع آمریکا)</font>

00:51:29.002 --> 00:51:30.396
اونا فکر میکردن که معترضین قراره وارد ساختمان میشن

00:51:30.420 --> 00:51:31.467
و به اونا تجاوز کنن

00:51:31.588 --> 00:51:33.932
بعضی از اونا واقعا بالای دیوارها اومدن

00:51:34.091 --> 00:51:35.968
<i><font color="#ffff00"># اون احمق بزرگ میگه با وجود مشکلات پیش برید#</font></i>

00:51:36.093 --> 00:51:39.472
اون حس انقلاب بود

00:51:40.722 --> 00:51:42.520
<i><font color="#ffff00"># تا کمر در اون آب گلالود وسیع#</font></i>

00:51:42.641 --> 00:51:44.518
<i><font color="#ffff00"># اون احمق بزرگ میگه با وجود مشکلات پیش برید#</font></i>

00:51:44.643 --> 00:51:47.442
<i><font color="#ffff00"># تا کمر در اون آب گلالود وسیع#</font></i>

00:51:47.604 --> 00:51:49.606
<i><font color="#ffff00"># اون احمق بزرگ میگه با وجود مشکلات پیش برید#</font></i>

00:51:49.731 --> 00:51:53.952
خدا میدونه موقعی که به ساختمان رسیدیم میخواستیم چیکار کنیم

00:51:54.069 --> 00:51:55.946
بعضی از مردم،هیپیها

00:51:56.113 --> 00:51:57.913
میگفتن اونا میخوان تا اون ساختمون رو با خاک یکسان کنن

00:51:58.031 --> 00:52:01.376
بقیه مردم میخواستن در ساختمان دست به خرابکاری بزنن

00:52:01.493 --> 00:52:03.916
بعضیها میخواستن نوشتجات ضد جنگ در ساختمان

00:52:04.037 --> 00:52:06.290
پخش کنن و با مردم حرف بزنن

00:52:06.415 --> 00:52:09.794
فقط به این فکر میکردن تا وارد سرفرماندهی

00:52:09.918 --> 00:52:11.966
ارتش ایالات متحده بشن

00:52:13.797 --> 00:52:17.051
اون اولین باری بود که تظاهرکنندگان ضد جنگ

00:52:17.175 --> 00:52:21.521
با پرسنل نظامی فعال تمام وقت مواجه شده بودند

00:52:21.638 --> 00:52:24.232
ما اونها رو دشمن در نظر نمیگرفتیم

00:52:24.349 --> 00:52:27.819
ما اونها رو بعنوان قربانیان جنگ تلقی میکردیم

00:52:27.936 --> 00:52:32.942
ولی ما شروع کردیم به اینکه دولت خودمونو بعنوان دشمن ببینیم.

00:52:33.066 --> 00:52:37.321
رئیس جمهور جانسون باور داشت که کمونیسم بین المللی

00:52:37.446 --> 00:52:39.915
بطریقی در پشت این تظاهرات است

00:52:40.031 --> 00:52:43.376
او به سیا دستور داد تا شواهدی در این مورد بیابد

00:52:43.493 --> 00:52:47.248
و وقتی هیچ چیزی نیافت خشمگین شد

00:52:48.412 --> 00:52:49.517
<font color="#ffff00">4 نوامبر 1967(آبان ماه)</font>

00:52:49.541 --> 00:52:50.417
آقای رئیس جمهور؟
<font color="#ff8000">دوایت آیزنهاور،رئیس جمهور پیشین ایالات متحده</font>

00:52:50.542 --> 00:52:51.418
بله
<font color="#ff8040">لیندون جانسون،رئیس جمهور آمریکا</font>

00:52:51.543 --> 00:52:52.419
من ژنرال آیزنهاور هستم

00:52:52.544 --> 00:52:53.744
حال شما چطوره آقای رئیس جمهور؟

00:52:53.795 --> 00:52:56.674
من تحت این شرایط خوب عمل میکنم

00:52:56.840 --> 00:52:59.434
ولی ما تازه یک بدبختی داشتیم و این دانشجویان کالج

00:52:59.551 --> 00:53:01.394
من هوور(رئیس اف.بی.آی)رو دنبالشون فرستادم

00:53:01.511 --> 00:53:05.015
اونا به اینجا راهپیمایی کردن و ما 600 نفرشون رو دستگیر کردیم
<font color="#ffff00">تابلو نوشته:اتلاف جانها دیگه بسه</font>

00:53:05.140 --> 00:53:08.189
و 29 نفر از اونها رو تحت فشار سختی گذاشتیم

00:53:08.351 --> 00:53:11.651
ما فهمیدیم که اکثر اونا واقعا بیماری روانی داشتن

00:53:11.772 --> 00:53:15.822
هوور 256 نفرشون رو گرفته که ظاهرا کارت خدمتشون رو تحویل داده بودن

00:53:15.942 --> 00:53:18.195
پس شما با روانیها سر و کار دارین

00:53:18.361 --> 00:53:20.455
فکر میکنم که ما در مورد آزادیهای شهروندی

00:53:20.572 --> 00:53:22.745
و حقوق قانون اساسی فردی خیلی زیاده روی کردیم

00:53:22.866 --> 00:53:24.334
و به اندازه کافی در مورد حقوق

00:53:24.451 --> 00:53:25.873
جمعی کاری نکردیم

00:53:26.036 --> 00:53:27.346
این همین دلیلیه که اون داریم

00:53:27.370 --> 00:53:29.338
ما افرادو آزادانه انتخاب کرده ایم و ما باید

00:53:29.456 --> 00:53:30.833
پشتشون بایستیم

00:53:30.957 --> 00:53:33.335
فکر میکنم دولتتون تو دردسر افتاده ژنرال

00:53:33.460 --> 00:53:35.303
فکر میکنم درسته..نمیخوام اینو بگم

00:53:35.420 --> 00:53:37.093
ولی فکر میکنم که ما حالا در خطر بیشتری
<font color="#ffff00">تابلو نوشته:خدمت سربازی را پایان دهید-از مردانی که نه میگویند حمایت کنید،جنگ را حالا متوقف کنید</font>

00:53:37.214 --> 00:53:39.091
از جانب این تاثیرات جناح چپ
<font color="#ffff00">تابلو نوشته:خدمت سربازی را پایان دهید-از مردانی که نه میگویند حمایت کنید،جنگ را حالا متوقف کنید</font>

00:53:39.216 --> 00:53:42.060
نسبت به اونچه داریم که در 37 سالی که اینجا بوده ام باهاش مواجه بودم
<font color="#ffff00">تابلو نوشته:زندگیها را نجات دهید نه چهره ها را</font>

00:53:42.219 --> 00:53:45.223
و اونا دارن در حزبم از داخل فعالیت میکنن

00:53:45.347 --> 00:53:47.896
و بابی(مک نامارا)فکر میکنه که اون قراره کاندید بشه

00:53:48.016 --> 00:53:52.237
الورد لونستین،یک وکیل 38 ساله از نیویورک

00:53:52.354 --> 00:53:55.358
در التهاب ضد جنگ معترضین سهیم بود

00:53:55.482 --> 00:53:57.234
ولی او معتقد بود موثرترین راه

00:53:57.400 --> 00:54:01.075
برای پایان دادن به جنگ،فعالیت درون نظام سیاسی است

00:54:01.238 --> 00:54:03.081
نه خارج از ان.

00:54:03.198 --> 00:54:05.917
او گفت که پاسخ،مانع شدن از انتخاب لیندون جانسون

00:54:06.034 --> 00:54:09.584
در دوره دوم ریاست جمهوریش است.

00:54:09.704 --> 00:54:13.834
او کل سال را در کشور مشغول سفر بود تا کسی را بیابد

00:54:13.959 --> 00:54:16.587
که بخواهد رئیس جمهور را در انتخابات آتی

00:54:16.711 --> 00:54:18.554
حزب دموکرات به چالش بکشد

00:54:18.672 --> 00:54:21.846
او از سناتور رابرت کندی از نیویورک

00:54:21.967 --> 00:54:24.937
که شروع به انتقاد از دولت جانسون در طی جنگ

00:54:25.095 --> 00:54:26.438
کرده بود،این درخواست را مطرح کرد

00:54:26.596 --> 00:54:29.850
او از سپهبد جیمز گاوین درخواست کرد

00:54:29.975 --> 00:54:33.900
او از سناتور جرج مک گاورن از داکوتای جنوبی این درخواست را کرد

00:54:34.020 --> 00:54:36.114
آنها همگی درخواست او را رد کردند

00:54:36.273 --> 00:54:39.868
لونستین به جستجو ادامه داد

00:54:44.906 --> 00:54:49.958
در 17 نوامبر 1967 در فورتسیل اوکلاهوما

00:54:50.120 --> 00:54:53.294
دوستان و خانواده یک سرباز درگذشته برای تشییع جنازه

00:54:53.456 --> 00:54:56.881
یکی از 5 تشییع جنازه نظامی که در آن ماه

00:54:57.002 --> 00:54:59.380
برگزار شد گردهم جمع شدند.

00:54:59.504 --> 00:55:04.305
گروهبان یکم پاسکال پلیتوس پولاو  درحالی که

00:55:04.426 --> 00:55:06.929
سعی داشت یکی از افراد مجروحش را

00:55:07.053 --> 00:55:11.809
از میدان نبرد نزدیک روستای لوکنین عقب بکشد،کشته شده بود

00:55:11.933 --> 00:55:17.030
او سرباز برجسته ای بود که یک مدال ستاره نقره ای

00:55:17.147 --> 00:55:22.529
در جنگ دوم جهانی و دو مدال دیگر را در کره و چهارمی را

00:55:22.652 --> 00:55:26.873
پس از مرگ بخاطر شجاعتش در ویتنام دریافت کرده بود

00:55:26.990 --> 00:55:30.039
او یک سرخپوست کایوا(قبیله ای در شمال آمریکا)بود.

00:55:30.160 --> 00:55:32.959
او و سه پسرش در بین

00:55:33.079 --> 00:55:38.085
43هزار بومی آمریکایی بودند که در ویتنام خدمت کردند

00:55:38.209 --> 00:55:41.884
بالاترین میزان خدمت بر حسب جمعیت هر گروه نژادی

00:55:42.005 --> 00:55:44.178
در ایالات متحده.

00:55:44.299 --> 00:55:49.180
بیوه پاسکال پولاو در مراسم ختم صحبت کرد

00:55:49.346 --> 00:55:52.941
او گفت که "شوهرش راه روسای بزرگ را دنبال کرده است.

00:55:53.058 --> 00:55:58.235
مردمش یاد او را با افتخار و بالاترین احترام حفظ میکنند

00:55:58.355 --> 00:56:02.531
او جانش را برای مردم و کشوری که

00:56:02.692 --> 00:56:06.868
خیلی زیاد دوستشان میداشت فدا کرد."

00:56:11.701 --> 00:56:12.953
# When the truth is found #

00:56:13.078 --> 00:56:17.083
# To be hes #

00:56:17.207 --> 00:56:19.960
# And all the joy #

00:56:20.085 --> 00:56:24.386
# Within you dies #

00:56:24.547 --> 00:56:26.891
# Don't you want somebody
to love? #

00:56:27.008 --> 00:56:30.478
# Don't you need somebody
to love? #

00:56:30.595 --> 00:56:34.190
# Wouldn't you love somebody
to love? #

00:56:34.307 --> 00:56:38.653
# You better find somebody
to love #

00:56:38.770 --> 00:56:40.568
# Love. #

00:56:45.402 --> 00:56:48.281
من کلمه هیپی رو تا زمانیکه در کانتین بودم نشنیدم

00:56:48.405 --> 00:56:49.840
و ما مجله پلی بوی داشتیم،یکی با پست این مجله رو گرفت

00:56:49.864 --> 00:56:52.743
که واضح بود خیلی برامون مهم بود

00:56:52.867 --> 00:56:54.915
و مقاله ای در مورد محله "های-اشبوری"(واقع در سن فرانسیسکو کالیفرنیا)
<font color="#ff8040">جان ماسگریو،از  تفنگداران دریایی</font>

00:56:55.078 --> 00:56:56.638
و عکسهایی از دخترانی که اطراف بدون

00:56:56.746 --> 00:56:58.339
پیراهنهاشون میدویدند،میدونی،عشق آزاد
<font color="#ff8040">جان ماسگریو،از  تفنگداران دریایی</font>

00:56:58.456 --> 00:56:59.833
و اونا هیپیها بودن

00:56:59.958 --> 00:57:02.427
و ما فکر میکردیم که اونhip pie(کیک کفل)بود که باعث شده بود دو تا حرف p  داشته باشه.

00:57:02.585 --> 00:57:04.383
میدونی،هی،من میخوام برم خونه

00:57:04.504 --> 00:57:05.801
و یکی از این کیکهای کفل(hip pie)بشم

00:57:05.922 --> 00:57:07.522
چون این دخترا هیچ لباسی نمیپوشیدن

00:57:07.549 --> 00:57:09.927
میدونی و اونا با هرکسی به رختخواب میرن

00:57:10.051 --> 00:57:11.268
میدونی،حتی میتونستم بشمرمشون

00:57:11.428 --> 00:57:15.308
ولی تنها اطلاعاتی که من از جنبش صلح داشتم

00:57:15.432 --> 00:57:17.059
از روزنامه ستاره ها و نوارها(پرچم ایالات متحده) میومد

00:57:17.183 --> 00:57:20.653
و اون یک روزنامه واقعا بیطرف نبود

00:57:20.770 --> 00:57:23.114
بنابراین من از اونا بدم میومد

00:57:23.231 --> 00:57:25.108
پیش ازینکه حتی هیچوقت چیزی در مورد اونا بدونم

00:57:31.448 --> 00:57:35.453
بارانهای موسمی داشت زندگی را برای

00:57:35.577 --> 00:57:38.956
جان ماسگریو و دیگر تفنگداران دریایی در کانتین فلاکت آمیز میکرد.

00:57:39.080 --> 00:57:43.051
ولی تا اوایل نوامبر(آبانماه)،بدترین گلوله باران توپخانه ای پایان یافته بود

00:57:43.168 --> 00:57:46.638
حملات هوایی،توپخانه ای و آتش نیروی دریایی آمریکا

00:57:46.796 --> 00:57:50.050
تلفات بسیار وحشتناکی بر دشمن محاصره کننده تحمیل کرده بود

00:57:51.926 --> 00:57:57.353
پیش از سپیده دم 7 نوامبر(آبان)دو گروهان از یگان ماسگریو

00:57:57.474 --> 00:58:00.193
800 متر بداخل روستایی

00:58:00.310 --> 00:58:03.655
در شمال غرب پایگاه فرستاده شدند تا منطقه را بار دیگر پاکسازی کنند

00:58:05.565 --> 00:58:09.160
ما داخل منطقه ای رسیدیم که ردیفهایی از بوته های پرچین قدیمی بود که

00:58:09.319 --> 00:58:11.367
که با جنگل پوشیده شده بود

00:58:11.488 --> 00:58:13.832
خیلی مشکل بود تا بشه خیلی دوردست رو دید

00:58:13.990 --> 00:58:16.994
در اون منطقه باز ما سه نیروی ارتش ویتنام شمالی رو داشتیم که خودشونو نشون دادن

00:58:17.160 --> 00:58:20.539
و شروع به شلیک گلوله های 30 تایی کلاشینکفهاشون کردن

00:58:20.663 --> 00:58:21.664
و بعد ناگهان رفتند

00:58:22.999 --> 00:58:26.970
فرمانده گروهان خودش گفت:"من اجسادشونو میخوام"

00:58:27.087 --> 00:58:28.509
"جنازه هاشونو برام بیارین"

00:58:28.630 --> 00:58:31.850
همه چیز در مورد شمارش اجساد بود،خوب؟

00:58:32.008 --> 00:58:34.978
ما گفتیم:پسر این به اندازه (ژنرال)کاستر(ژنرال آمریکایی که بهمراه افرادش در کمین سرخپوستان قتل عام شد)قدیمیه.

00:58:35.095 --> 00:58:37.473
این افراد دارن خودشونو نشون میدن تا ما رو به یک

00:58:37.597 --> 00:58:38.689
کمین بکشونن

00:58:38.848 --> 00:58:41.351
ستوان این کارو نکن.میدونی

00:58:41.476 --> 00:58:45.026
خواهش میکنم،این افراد طعمه هستن

00:58:45.188 --> 00:58:47.361
خوب، فرمانده گروه گفت:ما باید بریم

00:58:47.482 --> 00:58:49.484
ما باید بریم

00:58:49.609 --> 00:58:52.863
و ما رفتیم

00:58:55.865 --> 00:58:58.209
و نمیتونم برای شما خیلی زیاد در مورد اون کمین حرف بزنم

00:58:58.368 --> 00:59:00.370
من اولین نفری بودم که تیر خورد

00:59:00.495 --> 00:59:02.247
یک گلوله منو زمین انداخت

00:59:04.082 --> 00:59:07.552
و نارنجک اندازم تیر خورد و افتاد،ما داشتیم سعی میکردیم تا اونو به عقب برگردونیم

00:59:07.669 --> 00:59:11.719
و تفنگداران دریایی از روز اول در اردوگاه آموزشی

00:59:11.881 --> 00:59:14.350
یاد میگیرن که تفنگداران دریایی کشته هاشونو رها نمیکنن

00:59:14.467 --> 00:59:17.892
و اونا هرگز،هرگز زخمیهاشونو جا نمیگذارن

00:59:19.389 --> 00:59:22.063
و این دلیلیه که من امروز زنده ام

00:59:22.183 --> 00:59:26.404
اولین نفری که بسمتم اومد،من روی صورت افتاده بودم

00:59:28.064 --> 00:59:30.442
اون دولا شد و بازوهاشو زیر شونه هام گرفت

00:59:30.567 --> 00:59:34.913
و منو بلند کرد و اون تیرباری که دور نبود

00:59:35.029 --> 00:59:40.581
شاید در فاصله 3-3/5 متری حداکثرش از من بود

00:59:40.743 --> 00:59:42.245
این کمین خیلی نزدیکی بود

00:59:42.370 --> 00:59:43.370
اون درگیری شدیدی بود

00:59:44.956 --> 00:59:49.006
و اون به قفسه سینه من شلیک کرد که منو از بازوان

00:59:49.127 --> 00:59:52.631
اون تفنگدار که منو نگه داشته بود بیرون پرت کرد و بعد اون تیر خورد

00:59:55.341 --> 01:00:01.565
دیگر تفنگدار دریایی جوان بسیار شجاع،این مرد 18 ساله از لوئیزیانا

01:00:01.681 --> 01:00:04.730
اولین درگیری مسلحانه اش بود،اونچه که اتفاق افتاد رو دیده بود

01:00:04.851 --> 01:00:07.980
و هنوز بسمت من میومد

01:00:08.104 --> 01:00:12.780
و اون به من رسید و او تیر خورد فکر میکنم به ساعد دستش.

01:00:12.901 --> 01:00:15.654
و اون کنار من دراز کشیده بود

01:00:15.778 --> 01:00:17.631
حالا من یک حفره در قفسه سینم داشتم که باندازه ای بزرگ بود

01:00:17.655 --> 01:00:19.202
که میتونستی مشتتو داخلش کنی

01:00:20.200 --> 01:00:21.372
من دارم میمیرم و من میدونم

01:00:22.744 --> 01:00:25.293
و من صدای اون جیغ وحشتناکو میشنیدم

01:00:25.455 --> 01:00:29.085
و سعی کردم تا بفهمم کی داشت اونطوری جیغ میزد

01:00:29.209 --> 01:00:30.461
چون اون صدای خیلی بلندی بود

01:00:36.382 --> 01:00:38.009
و بعد فهمیدم که اون من بودم

01:00:40.803 --> 01:00:43.226
وقتی اونا شروع کردند به بیرون کشیدن ما،اونا توسط ویتنام شمالیها

01:00:43.348 --> 01:00:47.148
مورد تعقیب قرار میگرفتن و اونا ما رو زمین مینداختن

01:00:47.268 --> 01:00:48.895
و روی ما دراز میکشیدن

01:00:49.020 --> 01:00:50.317
اونا میدونستن..که هر دوی ما در حال مرگیم

01:00:50.480 --> 01:00:53.780
نارنجک انداز سمت راست سینش تیر خورده بود

01:00:53.900 --> 01:00:55.994
اونا میدونستن که هر دوی ما مرده ایم

01:00:56.110 --> 01:00:58.738
ولی ما هنوز زنده بودیم

01:00:58.863 --> 01:01:00.365
پس اونا نمیخواستن ما رو رها کنن

01:01:00.490 --> 01:01:02.584
اونا قبل ازینکه ما رو رها کنن میمردن

01:01:02.700 --> 01:01:04.740
و اونا ما رو با بدنهاشون میپوشوندن و متقابلا به ارتش ویتنام شمالی

01:01:04.827 --> 01:01:08.047
تیراندازی میکردن و بعد اونا بالا میپریدن و ما رو کمی بیشتر میکشیدن

01:01:08.164 --> 01:01:10.508
و بعد ما رو زمین مینداختن دوباره روی ما دراز میکشیدن

01:01:10.625 --> 01:01:13.504
و من مدام به اونا میگفتم که منو ول کنین

01:01:13.628 --> 01:01:15.221
و واقعا همینو میخواستم،همینو میخواستم

01:01:15.338 --> 01:01:19.388
بعد یک مرتبه ترسیدم که اونا ممکنه واقعا منو ول کنن

01:01:21.886 --> 01:01:24.355
من سه بار ارزیابی درمانی شدم

01:01:24.472 --> 01:01:27.271
و پزشک ارشد نظامی گفت

01:01:27.392 --> 01:01:29.119
اون به قلبش یا به ریه هاش تیر خورده

01:01:29.143 --> 01:01:30.329
هیچ کاری نیست که بتونم براش بکنم

01:01:30.353 --> 01:01:31.946
و اون گذاشت و رفت

01:01:32.063 --> 01:01:34.157
من مردم،خوب باشه

01:01:35.149 --> 01:01:38.779
و بعد یک هلیکوپتر اومد

01:01:38.903 --> 01:01:40.450
و اونا منو تو اون پرنده پرتاب کردن

01:01:42.991 --> 01:01:46.211
و اون پزشک نظامی تو اون پرنده اومد،پاهاش در حالیکه دو طرفم بود روی من ایستاد

01:01:46.369 --> 01:01:49.339
و سرشو اورد پایین بمن نگاه کرد و بعد به تیربارچی هلیکوپتر نگاه کرد

01:01:49.455 --> 01:01:53.210
و رفت...من دیگه رفتنی بودم

01:01:53.376 --> 01:01:54.436
چون اون نمیتونست کاری برام بکنه

01:01:54.460 --> 01:01:55.962
من یک مرد مرده بودم

01:01:58.047 --> 01:01:59.924
و اونا منو با هلیکوپتر به دلتا مد در دانگها بردن

01:02:00.049 --> 01:02:04.145
و فکرمیکردم:خیلی خوب،من تا انقدر دور دووم اوردم

01:02:04.262 --> 01:02:05.902
و این دکتر پیشم اومد و بمن نگاه کرد

01:02:06.014 --> 01:02:07.561
و من هوشیار بودم

01:02:07.682 --> 01:02:09.901
عقلم سرجاش بود

01:02:10.018 --> 01:02:11.395
و اون چندتا چیزو کنترل کرد

01:02:11.519 --> 01:02:12.788
و من این حفره بزرگ رو تو تنم داشتم

01:02:12.812 --> 01:02:14.373
و اون بمن نگاه کرد،درست تو چشمهام و گفت:

01:02:14.397 --> 01:02:16.115
مذهبت چیه ،تفنگدار؟

01:02:16.232 --> 01:02:18.234
و گفتم خوب من پروتستانم

01:02:18.401 --> 01:02:19.545
و اون گفت:کشیش ارتشو اینجا بیارین

01:02:19.569 --> 01:02:21.116
من نمیتونم به این مرد کمکی کنم

01:02:21.237 --> 01:02:22.237
و بعد اون راهشو گرفت و رفت

01:02:23.614 --> 01:02:28.871
جراح دیگه ای اومد و بمن نگاه کرد

01:02:28.995 --> 01:02:33.000
و من تربیت شده بودم تا همیشه با مردم مهربون باشم

01:02:33.124 --> 01:02:36.924
و وقتی اون بمن نگاه کرد من بهش لبخند زدم و سرمو تکان دادم

01:02:37.045 --> 01:02:41.175
و اون گفت:چرا هیچکس به این مرد کمکی نمیکنه؟

01:02:41.299 --> 01:02:42.596
و با خودم گفتم

01:02:42.717 --> 01:02:44.437
اره چرا هیچکس به این مرد کمک نمیکنه؟

01:02:45.553 --> 01:02:48.432
وقتی اونا بیهوشم کردن فکر میکردم

01:02:48.598 --> 01:02:51.602
پسر،این واقعا همونه،میدونی

01:02:51.768 --> 01:02:54.317
و اون یجوری  معنیش این بود:باشه خدایا

01:02:54.437 --> 01:02:57.031
من روح خودمو به دستت میسپرم

01:02:58.274 --> 01:03:00.117
و من فکر میکردم که همین اتفاق داره میفته

01:03:02.111 --> 01:03:04.364
و وقتی که در بخش مراقبتهای ویژه جراحی بیدار شدم

01:03:04.489 --> 01:03:06.867
که یک اتاقک پیش ساخته فلزی بود

01:03:06.991 --> 01:03:09.494
فکر کردم:خدای من

01:03:09.619 --> 01:03:13.624
من نمیتونستم،نمیتونستم باور کنم.

01:03:17.377 --> 01:03:18.799
دیروز بر فراز هانوی

01:03:18.920 --> 01:03:20.638
سه هواپیمای امریکایی سرنگون شدند
<font color="#ff8040">دیوید برینکلی،ان.بی.سی نیوز</font>

01:03:20.797 --> 01:03:23.391
و حداقل دو خلبان آنها اسیر شدند
<font color="#ff8040">دیوید برینکلی،ان.بی.سی نیوز</font>

01:03:23.508 --> 01:03:27.058
یکی از انان دریابان جان مک کین سوم

01:03:27.178 --> 01:03:30.273
پسر فرمانده نیروی دریایی ایالات متحده در اروپاست.

01:03:31.786 --> 01:03:33.820
یادم میاد یکشنبه بود

01:03:36.111 --> 01:03:39.044
آسمان هانوی پر از هواپیماهای جنگی آمریکا بود

01:03:39.321 --> 01:03:40.788
و خیلیهاشون سرنگون شدن

01:03:42.501 --> 01:03:44.701
خلبانها معمولا در فاصله دور اجکت میکردن

01:03:44.745 --> 01:03:46.745
ولی این یکی خیلی نزدیک جاییکه داشت بمباران میکرد،سقوط کرد

01:03:47.688 --> 01:03:49.354
من همشو از خیابانمون دیدم

01:03:50.270 --> 01:03:52.203
هرچند بمباران هنوز ادامه داشت
<font color="#ff8040">باو نین،از هانوی</font>

01:03:52.350 --> 01:03:54.450
ما بیرون دویدیم تا اون خلبان رو دستگیر کنیم
<font color="#ff8040">باو نین،از هانوی</font>

01:03:54.507 --> 01:03:57.440
ولی وقتی رسیدیم،سربازها قبلا اونو گرفته بودن

01:04:00.355 --> 01:04:02.622
خلبانهای آمریکایی زیادی دستگیر شدن

01:04:03.940 --> 01:04:06.674
ولی رادیو برای جان مک کین،اسمشو اعلام کرد

01:04:07.969 --> 01:04:11.519
هانوی انقدر خوشنود بود که پسر یک

01:04:11.639 --> 01:04:15.018
دریاسالار آمریکایی را بازداشت کرده که آنها به یک روزنامه نگار فرانسوی اجازه دادند

01:04:15.143 --> 01:04:17.646
تا با مک کین در بیمارستان مصاحبه کند

01:04:17.770 --> 01:04:21.991
او که تازه استخوانهایش شکسته بود بدون حتی یک آسپرین

01:04:22.108 --> 01:04:23.530
برای دردش نشسته بود

01:04:23.651 --> 01:04:24.851
اسمت چیه؟

01:04:24.944 --> 01:04:27.993
دریابان جان مک کین
<font color="#ff8040">سناتور و رقیب اوباما در انتخابات ریاست جمهوری 2008 از حزب جمهوریخواه</font>

01:04:28.114 --> 01:04:31.084
پیش از این حمله آخر چه تعداد حملات را انجام داده ای؟
<font color="#ff8040">سناتور و رقیب اوباما در انتخابات ریاست جمهوری 2008 از حزب جمهوریخواه</font>

01:04:31.200 --> 01:04:32.998
حدود 23 تا
<font color="#ff8040">سناتور و رقیب اوباما در انتخابات ریاست جمهوری 2008 از حزب جمهوریخواه</font>

01:04:33.119 --> 01:04:37.795
در چه شرایطی هواپیمای تو سرنگون شد؟
<font color="#ff8040">سناتور و رقیب اوباما در انتخابات ریاست جمهوری 2008 از حزب جمهوریخواه</font>

01:04:37.915 --> 01:04:42.671
من داشتم روی شهر هانوی پرواز میکردم

01:04:42.795 --> 01:04:49.895
و من مشغول بمباران بودم و توسط یک موشک

01:04:50.011 --> 01:04:51.684
یا پدافند ضد هوایی مورد اصابت قرار گرفتم

01:04:51.804 --> 01:04:58.779
من مطمئن نیستم کدومش بود و  هواپیما مستقیم بسمت پایین حرکت میکرد

01:04:58.895 --> 01:05:07.576
و من بیرون پریدم و پام و هر دو بازوم شکست

01:05:07.695 --> 01:05:14.419
و توی دریاچه رفتم،با چتر توی یک دریاچه رفتم

01:05:14.577 --> 01:05:19.333
و توسط تعدادی از ویتنام شمالیها از آب گرفته شدم

01:05:19.457 --> 01:05:25.510
و به بیمارستانی برده شدم که تقریبا مردم

01:05:25.630 --> 01:05:27.883
من فقط میخوام بگم

01:05:32.220 --> 01:05:34.598
به همسرم

01:05:35.431 --> 01:05:37.980
من خوب خواهم شد

01:05:40.603 --> 01:05:47.282
و اونو دوست دارم و امیدوارم بزودی ببینمش

01:05:48.819 --> 01:05:51.413
بعد از مصاحبه،مک کین بدلیل عدم ابراز

01:05:51.531 --> 01:05:55.581
قدردانی کافی از اسیرکنندگانش کتک خورد

01:06:03.417 --> 01:06:07.888
در سراسر پاییز 1967،ویتنام شمالیها

01:06:08.005 --> 01:06:11.760
و ویت کنگ به سری نبردهای مرزیشان

01:06:11.884 --> 01:06:14.387
برای آماده سازی تهاجم غافلگیرانه شان

01:06:14.512 --> 01:06:16.435
هنوز  در چند ماه دیگر ادامه میدادند

01:06:16.556 --> 01:06:20.277
کانتین جایی که جان ماسگریو مجروح شد

01:06:20.393 --> 01:06:21.815
اولین هدف شده بود

01:06:21.978 --> 01:06:25.653
بعد نوبت پایگاه ارتش ویتنام جنوبی در سانگبی رسید

01:06:25.815 --> 01:06:28.238
پاسگاه مرزی ویتنام جنوبیها مجاور

01:06:28.359 --> 01:06:31.408
مرکز ایالتی لوکنین بود

01:06:31.529 --> 01:06:34.453
در انجا یگانهای بزرگ ویتنام شمالی

01:06:34.574 --> 01:06:38.329
و نیروهای منظم ویت کنگ،حمله هماهنگی را  اجرا کردند

01:06:38.494 --> 01:06:41.839
و بعد بمدت 5 روز برای حفظ زمینی که

01:06:41.956 --> 01:06:45.836
که گرفته بودند جنگیدند،کاری که آنها هرگز قبلا انجام نداده بودند

01:06:45.960 --> 01:06:49.510
فرماندهان آمریکایی گیج شدند

01:06:49.672 --> 01:06:54.269
بعد در اوایل نوامبر (آبانماه)،گزارشهایی به فرماندهی نظامی آمریکا در ویتنام رسید که

01:06:54.385 --> 01:06:56.638
که 5 هنگ ویتنام شمالی

01:06:56.762 --> 01:07:01.017
و یک گردان ویت کنگ،حدود 7 هزار نفر در کل

01:07:01.183 --> 01:07:03.811
باری دیگر شروع به تجمع در ارتفاعات مرکزی

01:07:03.936 --> 01:07:08.567
در اطراف اردوگاه نیروهای مخصوص ایالات متحده در داکتو نموده اند

01:07:08.691 --> 01:07:13.322
در بین نیروهای منظم ویتنام شمالی وین تان سان قرار داشت

01:07:13.446 --> 01:07:16.700
که انقدر مشتاق جنگیدن بود که او هم جیبهایش را

01:07:16.866 --> 01:07:20.871
با سنگ پر کرده بود تا تایید آمادگی جسمانیش را بگیرد

01:07:22.102 --> 01:07:24.502
استراتژی فرماندهانمان

01:07:25.306 --> 01:07:28.972
این بود که آمریکاییهای اونجا رو فریب بدن

01:07:29.896 --> 01:07:34.062
تا ما بتونیم اونا رو در ارتفاعات مرکزی نابود کنیم
<font color="#ff8040">وین تان سان،از ارتش ویتنام شمالی</font>

01:07:35.009 --> 01:07:38.434
زمانیکه ارتش ویتنام شمالی سربازانشان را مستقر کردند

01:07:38.554 --> 01:07:41.478
وستمورلند نیروهای خودش را به داکتو فرستاد

01:07:41.599 --> 01:07:45.149
دقیقا انچه که دشمن از او میخواست تا انجام دهد

01:07:45.269 --> 01:07:50.491
در میان آمریکائیها افرادی از یگان نخبه هوابرد 173 بودند

01:07:50.608 --> 01:07:54.203
تیپ آتش وستمورلند.

01:07:58.658 --> 01:08:02.834
ما همگی حس کلیمون این بود که اگه حادثه بزرگی اتفاق نیفته

01:08:02.953 --> 01:08:05.923
برگردونده نمیشیم

01:08:06.082 --> 01:08:11.464
شما فقط میدونستین که  در اون منطقه ویتنام شمالیهای زیادی جمع شدن
<font color="#ff8040">مت هریسون،ارتشی</font>

01:08:11.587 --> 01:08:16.093
و اینکه اونا اونجا بودن نه برای اجتناب از رویارویی با ما

01:08:16.258 --> 01:08:18.886
بلکه اونا اونجا بودن تا با ما درگیر بشن

01:08:20.304 --> 01:08:22.557
ستوان یکم متیو هریسون حالا همراه

01:08:22.682 --> 01:08:25.435
گروهان آلفا از گردان دوم بود

01:08:25.601 --> 01:08:28.104
همان گروهان تفنگداری که کمین خورده بود

01:08:28.229 --> 01:08:33.451
و در ژوئن(خرداد) در سراشیبهای تپه 1338 بسیار بد آسیب دیده بود

01:08:33.567 --> 01:08:36.195
درست در 22 کیلومتری شرق آنجا.

01:08:36.320 --> 01:08:39.950
اینجوری نبود که اگه شما جای ویت کنگ رو پیدا میکردین

01:08:40.074 --> 01:08:41.291
میتونستین اونا رو بکشین

01:08:41.450 --> 01:08:42.730
مشکل ما پیدا کردنشون نبود

01:08:42.827 --> 01:08:45.067
مشکل ما این بود که وقتی اونا رو پیدا میکنیم چیکارشون بکنیم

01:08:45.162 --> 01:08:50.293
هنگ 174 ام منتظر بود

01:08:50.459 --> 01:08:54.214
وین تان سان و افرادش از قبل روی

01:08:54.338 --> 01:08:57.387
زمین مرتفعی که آنها میدانستند آمریکاییها

01:08:57.508 --> 01:09:02.264
میخواهند آن را بگیرند یعنی تپه 875 چاله کندند

01:09:02.827 --> 01:09:04.694
ما یکماه قبل به اونجا رسیدیم

01:09:05.198 --> 01:09:09.864
تا سنگرهای حفره روباه،پناهگاههای زیرزمینی و یک خندق در اطراف تپه حفر کنیم

01:09:09.895 --> 01:09:11.428
افرادمون از ما میپرسیدن

01:09:12.536 --> 01:09:15.136
این جنگل خیلی آرام و زیباست

01:09:15.584 --> 01:09:18.251
چرا ما اینجا هستیم؟

01:09:19.098 --> 01:09:20.165
ما به اونا گفتیم

01:09:20.600 --> 01:09:21.733
به کار ادامه بدید

01:09:22.456 --> 01:09:23.456
اونا خواهند آمد

01:09:23.492 --> 01:09:28.669
روز یکشنبه صبح،19 نوامبر 1967

01:09:28.831 --> 01:09:32.256
گروهانهای آلفا،چارلی و دلتا دستور یافتند

01:09:32.376 --> 01:09:35.255
تا تپه 875 را تصرف کنند

01:09:35.379 --> 01:09:38.849
مت هریسون در نبردی قبلتر زخمی شده بود

01:09:38.966 --> 01:09:41.765
و اجازه نداشت تا افرادش را همراهی کند

01:09:41.886 --> 01:09:46.187
اضطراب او همراه با پیشرفت افرادش که در بیسیم گزارش داده میشد ادامه داشت

01:09:46.307 --> 01:09:50.983
آتش توپخانه سنگین و بمباران هواپیماهای اف-100،دامنه های تپه

01:09:51.103 --> 01:09:54.903
روبرویشان را درهم کوبید تا مواضع دشمن را

01:09:55.024 --> 01:09:58.198
پیش از اینکه چتربازها به برد آتش قرار بگیرند،از بین ببرند

01:10:00.354 --> 01:10:02.287
نوک تپه 875 لم یزرع و بایر شد

01:10:02.829 --> 01:10:05.262
هیچ درختی برجا نموند

01:10:06.912 --> 01:10:09.312
آمریکاییها اونها را کلا از بین بردند

01:10:10.402 --> 01:10:12.002
زمانیکه بمبها فرود میومد

01:10:12.930 --> 01:10:15.145
ما در پناهگاههای زیرزمینیمون در امان بودیم

01:10:15.169 --> 01:10:17.547
آن سه گروهان به بالای سراشیبی حرکت کردند

01:10:17.671 --> 01:10:20.049
چارلی و دلتا در جلو

01:10:20.216 --> 01:10:23.390
آلفا عقب را پوشش میداد

01:10:23.511 --> 01:10:26.936
چتربازان با احتیاط در یک منطقه باز

01:10:27.056 --> 01:10:30.276
پر از درختان سقوط کرده از بمباران صبح قدم برمیداشتند

01:10:30.392 --> 01:10:35.114
و تنها کمی بیش از 300 متر از قله فاصله داشتند

01:10:36.263 --> 01:10:39.996
وقتی اونا داشتن برای بالا اومدن از تپه تقلا میکردن،ما شلیک نکردیم

01:10:40.016 --> 01:10:42.749
اونا تونستن درست به 5 متری خندقهامون برسن

01:10:43.954 --> 01:10:46.054
زمانیکه ما تونستیم صورتهاشونو ببینیم

01:10:46.104 --> 01:10:47.704
ما فریاد زدیم:"آتش کنید"

01:10:50.412 --> 01:10:53.382
هزاران گلوله سلاحهای خودکار هوا را شکافت

01:10:53.499 --> 01:10:56.548
نارنجکهای ساخت چین غلت زنان

01:10:56.669 --> 01:10:58.046
به پایین شیب میامدند و منفجر میشدند

01:10:58.170 --> 01:11:02.391
آمریکاییها بدنبال حفاظی بودند که بتوانند پشت درختهای افتاده پیدا کنند

01:11:02.508 --> 01:11:05.136
تقلا میکردند که در زمین با کلاه خودهایشان

01:11:05.261 --> 01:11:07.434
تا حفره های جان پناه بکنند

01:11:14.311 --> 01:11:17.190
گروهانهای چارلی و دلتا به زمین دوخته شدند

01:11:17.314 --> 01:11:20.113
و در حال تکه تکه شدن بودند

01:11:21.610 --> 01:11:23.408
در همین اثنا،نزدیک دامنه تپه

01:11:23.529 --> 01:11:26.624
دیگر سربازان ویتنام شمالی گروهان آلفا را از پشت سر

01:11:26.740 --> 01:11:28.037
غافلگیر کردند

01:11:28.158 --> 01:11:31.207
آنها ابتدا حرکتی در میان درختان

01:11:31.328 --> 01:11:34.958
را توسط سربازی اهل برانکس به نام کارلوس لوزادا شناسایی کردند

01:11:35.082 --> 01:11:38.211
لوزادا زمانیکه افراد گروهانش داشتند با زحمت از شیب تپه بالا میرفتند

01:11:38.335 --> 01:11:40.133
و زخمیهایشان را با خود میکشیدند

01:11:40.254 --> 01:11:42.803
آنچه را در توان داشت برای پوشش هم قطارانش انجام داد

01:11:42.923 --> 01:11:45.676
با مسلسل ام-60 خود از کفلش شلیک میکرد

01:11:45.801 --> 01:11:48.520
پیش ازینکه گلوله ای به سرش اصابت کند.

01:11:49.930 --> 01:11:54.731
به او یک مدال افتخار پس از مرگش اهدا شد
<font color="#ffff00">نوشته روی لوح:کارلوس جی لوزاندا
</font>

01:11:54.852 --> 01:11:58.732
در داخل کشور،آن نبرد سرتیتر اخبار شبانه بود

01:12:00.566 --> 01:12:03.445
نبرد داکتو حالا در نوزدهمین روز خود است

01:12:03.569 --> 01:12:05.913
و از قبل در میان خونین ترین عملیاتهای جنگ ویتنام

01:12:06.030 --> 01:12:07.452
رتبه بالایی کسب کرده است

01:12:07.573 --> 01:12:09.166
هنوز هیچ نشانی از فروکش کردن این نبرد وجود ندارد

01:12:09.325 --> 01:12:10.827
طی آخر هفته،سه گروهان

01:12:10.951 --> 01:12:14.922
از تیپ هوابرد 173،به پایین این دره رودخانه حرکت کردند

01:12:15.039 --> 01:12:17.838
بالای جایی که ویتنام شمالیها معمولا نفوذ میکنند

01:12:18.000 --> 01:12:21.049
تا اینکه آنها به این پایین یعنی تپه 875  رسیدند

01:12:21.170 --> 01:12:23.514
بعد آنها زیر آتش سنگین از تپه رسیدند

01:12:23.631 --> 01:12:25.679
دو تا از سه گروهان به تپه حمله کردند

01:12:25.841 --> 01:12:27.684
بقیه در عقب بعنوان گارد محافظ پشت سر باقی ماندند

01:12:29.219 --> 01:12:32.268
تا اوایل بعد از ظهر،اون سه گروهان

01:12:32.389 --> 01:12:34.642
اساسا سر از تنشون جدا شده بود

01:12:34.767 --> 01:12:36.519
فرماندهان گروهان مرده بودند

01:12:36.685 --> 01:12:39.689
اغلب افسران کادر و اغلب افسران وظیفه مرده بودند

01:12:41.649 --> 01:12:44.323
بازماندگان همه سه گروهان در فضای بازی

01:12:44.443 --> 01:12:47.117
جمع شدند و تمام تلاششان را برای ایجاد

01:12:47.237 --> 01:12:48.864
یک حلقه دفاعی بکار بستند

01:12:49.031 --> 01:12:53.662
بمبها و ناپالم آمریکا مواضع دشمن را

01:12:53.786 --> 01:12:57.256
تا زمانیکه تقریبا انقدر تاریک شد که نمیشد دید میکوبیدند

01:12:58.775 --> 01:13:00.641
ناپالم سنگرهای ما رو میبلعید

01:13:01.988 --> 01:13:04.322
و مثل یک اژدها میسوزوند

01:13:05.124 --> 01:13:08.091
اغلب مواضعمون کاملا سوخته شد

01:13:09.695 --> 01:13:11.695
من خودم سوختم

01:13:12.306 --> 01:13:15.539
صورتم،بینی،دستها و پام آتیش گرفت

01:13:16.344 --> 01:13:17.877
من تبدیل به یک مشعل شدم

01:13:18.590 --> 01:13:20.456
من اطراف میدویدم

01:13:21.299 --> 01:13:24.299
سربازهام روم خاک میپاشیدن تا شعله ها کمتر بشن

01:13:25.609 --> 01:13:30.410
بعد هواپیمای امریکایی دیگری غرش کنان وارد شد و دو بمب انداخت

01:13:30.572 --> 01:13:33.451
یکی در میان سربازان مخفی شده دشمن فرود آمد

01:13:34.743 --> 01:13:39.249
دیگری مستقیما روی آمریکاییها فرود امد

01:13:39.415 --> 01:13:44.171
در کسری از ثانیه،42 نفر کشته شدند

01:13:44.294 --> 01:13:48.219
یک ستوان که به شدت آسیب دیده بود سعی کرد تا یک بیسیم سالم پیدا کند

01:13:48.340 --> 01:13:51.765
او در آن فریاد زد:دیگه اون هواپیماهای کوفتیو نفرستین

01:13:51.885 --> 01:13:54.604
شما دارین مارو در اینجا میکشین.

01:13:56.181 --> 01:13:58.434
نبرد روی دامنه های تپه ادامه یافت

01:13:58.600 --> 01:14:02.980
افراد آبشان تمام شده بود،مهماتشون هم داشت تمام میشد

01:14:03.105 --> 01:14:07.906
هلیکوپترهایی که سعی داشتند تدارکات برسانند سرنگون میشدند

01:14:09.278 --> 01:14:15.376
روز بعد مت هریسون قادر شد تا سوار هلیکوپتری شود

01:14:15.492 --> 01:14:17.085
اون هرج و مرج بود

01:14:17.202 --> 01:14:19.921
اون مجموعه ای از افرادی بود که زیر درختها

01:14:20.039 --> 01:14:22.212
تونل زده بودند و گودال کنده بودند

01:14:22.332 --> 01:14:25.757
افرادی بودند که بدون آب در اون گرما

01:14:25.878 --> 01:14:27.346
بمدت دو روز رفته بودند

01:14:27.463 --> 01:14:31.388
و تقریبا هر کدام از آنها مجروح بود

01:14:31.508 --> 01:14:35.558
و بعد همه اطراف اجساد قرار داشت

01:14:35.679 --> 01:14:39.980
افرادی که تیر خورده و منفجر شده بودن

01:14:40.100 --> 01:14:41.693
اون حلقه سوم جهنم بود

01:14:44.480 --> 01:14:48.951
در 23 نوامبر(آذر ماه)،دو گردان  تازه نفس از تیپ هوابرد 173

01:14:49.068 --> 01:14:51.571
نهایتا موفق شدند تا به نوک تپه برسند

01:14:51.695 --> 01:14:54.494
که برای ان بسیاری کشته شده بودند

01:14:54.656 --> 01:14:56.374
ولی شب قبل

01:14:56.492 --> 01:14:59.371
سربازان بازمانده ویتنام شمالی به سمت دیگر

01:14:59.495 --> 01:15:05.844
تپه خزیده بودند و در کامبوج و لائوس ناپدید شدند

01:15:05.959 --> 01:15:08.553
اون قدرتها بودند که تصمیم  گرفتند برای

01:15:08.670 --> 01:15:13.141
روحیمون مهمه که قله اون تپه رو بگیریم

01:15:13.258 --> 01:15:18.389
من 26 نفر بازمانده از یک گروهان رو داشتم که در ابتدا 140 نفر داشت

01:15:18.514 --> 01:15:21.188
و همه اون 26 نفر مجروح بودند

01:15:21.308 --> 01:15:25.563
بعد هریسون و افراد از رمق افتاده اش به نوک تپه

01:15:25.687 --> 01:15:27.439
دیگری هلیبرن شدند

01:15:33.153 --> 01:15:35.372
آن روز شکرگذاری بود<font color="#ff8040">(روز شکر گذاری روز تعطیل ملی که آمریکاییها انرا در چهارمین پنجشنبه ماه نوامبر به شکرانه برداشت محصول جشن میگیرند)</font>

01:15:35.489 --> 01:15:38.743
هلیکوپترهای شنوک با سر و صدا از آسمان پایین آمدند
<font color="#ff8040"> روز شکر گذاری روز تعطیل ملی که آمریکاییها انرا در چهارمین پنجشنبه ماه نوامبر به شکرانه برداشت محصول جشن میگیرند)</font>

01:15:38.867 --> 01:15:42.497
کانتینرهای بزرگی از بوقلمون و پوره سیب زمینی داغ

01:15:42.621 --> 01:15:47.092
و سس قره قاط با خود حمل میکردند تا اینکه هوابرد 173 بتوانند

01:15:47.209 --> 01:15:49.132
شام روز شکرگذاری بخورند

01:15:49.253 --> 01:15:51.802
اگر نقاط دور افتاده یا خطرناکتری در ویتنام

01:15:51.922 --> 01:15:53.922
برای گذراندن روز شکرگذاری نسبت به این یکی وجود داشته باشد

01:15:54.007 --> 01:15:56.101
بنابراین اغلب این افراد هرگز اونرو ندیده اند

01:15:56.218 --> 01:15:59.597
یک فیلمبردار و گزارشگر تلویزیونی نزدیک اون محل بود

01:15:59.721 --> 01:16:01.314
که از ما بعنوان پشت صحنه استفاده میکرد

01:16:01.431 --> 01:16:04.105
و من بخاطر میارم که اون گزارشگر داره میگه:

01:16:04.226 --> 01:16:07.355
امروز 23 نوامبر، روز شکرگزاریه.

01:16:07.479 --> 01:16:11.234
و من واقعا عصبانی بودم

01:16:11.358 --> 01:16:15.238
اون مثل این بود که ما داشتیم خوش میگذروندیم

01:16:16.780 --> 01:16:22.503
107 آمریکایی در جریان تسخیر تپه 875 کشته شده بودند

01:16:22.619 --> 01:16:25.463
282 نفر دیگر مجروح شدند

01:16:25.581 --> 01:16:27.299
ده نفر دیگر مفقود شدند

01:16:27.416 --> 01:16:31.171
تعداد تلفات ویتنام شمالیها نامعلوم است

01:16:31.295 --> 01:16:35.266
ولی گمان میرود تعداد تلفاتشان حیرت انگیز باشد

01:16:36.842 --> 01:16:41.188
در ژوئن(خرداد) هریسون دو هم کلاسی دانشگاه وست پوینتش را

01:16:41.305 --> 01:16:43.933
در تپه 1338 از دست داده بود

01:16:44.057 --> 01:16:47.106
او دو همکلاسی دیگرش را در تپه 875 از دست داد

01:16:47.227 --> 01:16:50.822
از هشت نفری که او با آنها در گردان دوم خدمت کرده بود

01:16:50.939 --> 01:16:55.240
حالا چهار نفر مرده بودند و دو نفر مجروح شده بودند

01:16:57.821 --> 01:17:01.291
برای گرفتن قلل کوهها در یک جنگل سه سایبانه

01:17:01.408 --> 01:17:04.582
در امتداد مرز کامبوج-لائوس موفق شدن

01:17:04.703 --> 01:17:06.831
کوچکترین اهمیتی نداره

01:17:08.624 --> 01:17:13.130
نبرد تپه 875 امروز به گمان من

01:17:13.295 --> 01:17:16.640
یک نمونه کوچک از انچه هست که داشتیم در ویتنام انجام میدادیم و اونچه که

01:17:16.757 --> 01:17:18.100
به اشتباه داشت پیش میرفت.

01:17:18.217 --> 01:17:21.972
هیچ دلیلی برای گرفتن اون تپه وجود نداشت

01:17:22.095 --> 01:17:25.770
ما دقیقا به نوک اون تپه

01:17:25.891 --> 01:17:32.570
تقریبا اواسط روز 23 نوامبر رسیدیم و اونجا به مدت

01:17:32.689 --> 01:17:34.487
نمیدونم نیم ساعت،یک ساعت نشستیم

01:17:34.650 --> 01:17:38.575
درست به نوعی هممون و همه چیز دور هم جمع شدیم

01:17:38.695 --> 01:17:41.949
هلیکوپترهای شینوک میومدن و ما رو از روی تپه میبردن

01:17:42.074 --> 01:17:45.920
و من شک دارم که یک آمریکایی روی تپه 875

01:17:46.036 --> 01:17:48.084
از 23 نوامبر به بعد وجود داشته باشه

01:17:48.205 --> 01:17:50.458
ما هیچ کاری انجام ندادیم

01:17:50.582 --> 01:17:54.132
حالا مرحله جدید شروع میشه

01:17:54.253 --> 01:17:57.177
ما زمانیکه پایان در دیدرس قرار میگیره

01:17:57.297 --> 01:17:59.516
به نقطه مهمی رسیدیم

01:18:01.260 --> 01:18:04.855
زمانیکه مت هریسون و افرادش برای تپه 875 جنگیدند

01:18:05.013 --> 01:18:07.607
دولت جانسون در میانه

01:18:07.724 --> 01:18:09.522
یک "تهاجم موفقیت آمیز"بود

01:18:09.643 --> 01:18:14.490
یک کارزار روابط عمومی با هدف کسب حمایت برای جنگ

01:18:14.606 --> 01:18:17.075
و نحوه ادامه آن.

01:18:17.192 --> 01:18:21.413
فرماندهی نظامی امریکا در ویتنام یک تخمین دست کم جدید و غافلگیرانه ای

01:18:21.530 --> 01:18:25.501
از قوای دشمن منتشر کرد تا نشان دهد چه میزان آسیبی ایالات متحده

01:18:25.617 --> 01:18:26.960
بر آنان وارد کرده است

01:18:27.077 --> 01:18:31.423
تنها دو سوم از کل تخمین سازمان سیا را شامل میشد،

01:18:31.540 --> 01:18:33.963
چون بعد از یک بحث و  جدل سخت و طولانی

01:18:34.084 --> 01:18:36.928
در پشت صحنه،وستمورلند تصمیم گرفته بود تا

01:18:37.045 --> 01:18:40.094
از ان چریکهای پاره وقت

01:18:40.215 --> 01:18:44.220
کشاورزان،پیرمردان،زنان و حتی کودکانی که

01:18:44.386 --> 01:18:48.061
به کارگذاری مینها،نارنجکها و تله های انفجاری کمک میکردند

01:18:48.223 --> 01:18:50.225
که مسئول بیش از یک سوم

01:18:50.392 --> 01:18:52.895
کل تلفات آمریکاییها بودند را از لیست خارج کند

01:18:53.020 --> 01:18:56.024
ژنرال وستمورلند همچنین به رسانه ها گفت که

01:18:56.148 --> 01:18:59.698
تعداد اجساد تاثیرگذاری که فرماندهانش گزارش میکردند

01:18:59.818 --> 01:19:02.412
بسیار بسیار محافظه کارانه بودند

01:19:02.529 --> 01:19:05.032
او گفت که آن احتمالا بیانگر

01:19:05.157 --> 01:19:09.708
50 درصد یا حتی کمتر از تعداد دشمنی است که کشته شده است

01:19:09.828 --> 01:19:13.503
سفیر السورث بانکر با این گروه همنوا شد

01:19:13.623 --> 01:19:17.298
و از تشبیهی استفاده کرد که برای اولین بار 13 سال قبل

01:19:17.419 --> 01:19:19.888
توسط فرمانده فرانسه در ویتنام استفاده شد

01:19:20.005 --> 01:19:24.556
مدت کمی پیش از شکستشان در دین بین فو.

01:19:24.676 --> 01:19:27.896
و فکر میکنم ما حالا در آغاز رویت

01:19:28.013 --> 01:19:29.356
نور در انتهای تونل هستیم.

01:19:29.473 --> 01:19:32.568
آقای سفیر شما در مورد نوری در انتهای تونل صحبت کردید

01:19:32.684 --> 01:19:34.186
طول این تونل چقدره؟

01:19:34.311 --> 01:19:36.860
خب من فکر نمیکنم که شما بتونین برای اون

01:19:36.980 --> 01:19:42.783
در وضعیتی مثل این بازه زمانی خاصی تعیین کنین

01:19:44.321 --> 01:19:48.622
کارزار تبلیغاتی تهاجم موفقیت آمیز لیندون جانسون پیروز شد
<font color="#ffff00">تابلو نوشته:از پسرانمان در ویتنام حمایت کنید</font>

01:19:48.784 --> 01:19:52.084
تعداد آمریکائیانی که معتقد بودند ایالات متحده

01:19:52.204 --> 01:19:56.835
در حال پیشرفت واقعی در جنگ بود  زیاد شد

01:19:56.958 --> 01:20:00.303
وزیر دفاع رابرت مک نامارا

01:20:00.420 --> 01:20:04.470
در این کارزار روابط عمومی شرکت نکرد

01:20:04.591 --> 01:20:08.221
او انقدر از توهم جنگی که انقدر زیاد برایش کار کرده بود خارج شده بود

01:20:08.345 --> 01:20:10.814
که او را واداشت یادداشت سری دیگری

01:20:10.972 --> 01:20:13.270
برای رییس جمهور طراحی کند و بفرستد

01:20:13.392 --> 01:20:17.317
که در آن به رئیس جمهور توصیه میکرد تا سطح سربازان در ویتنام را افزایش ندهد

01:20:17.437 --> 01:20:21.032
عملیاتهای زمینی را به سمت ویتنام جنوبی تغییر مسیر دهد

01:20:21.149 --> 01:20:23.527
و بمباران ویتنام شمالی را متوقف کند برای اینکه

01:20:23.652 --> 01:20:26.656
آنرا به مذاکرات بکشاند

01:20:26.780 --> 01:20:30.375
مک نامارا نوشت:هیچ دلیلی وجود ندارد تا باور کنیم

01:20:30.492 --> 01:20:34.122
که تحمیل تلفات شدید بلند مدت

01:20:34.246 --> 01:20:36.874
یا مجازات شدید با بمباران هوایی

01:20:36.998 --> 01:20:40.002
برای درهم شکستن اراده ویتنام شمالیها

01:20:40.127 --> 01:20:41.504
و ویت کنگ کافی باشد

01:20:41.670 --> 01:20:44.765
ادامه نحوه عملکرد فعلیمان

01:20:44.881 --> 01:20:49.728
در آسیای جنوب شرقی،خطرناک،به قیمت جانهای بسیار

01:20:49.845 --> 01:20:53.065
و برای مردم امریکا نامطلوب خواهد بود.

01:20:53.181 --> 01:20:56.355
جانسون هرگز پاسخی نداد

01:20:56.518 --> 01:20:59.522
بجایش او کاری کرد تا  مک نامارا

01:20:59.646 --> 01:21:02.525
رئیس بانک جهانی شود

01:21:02.691 --> 01:21:06.537
مک نامارا در مورد تردیدهایی که از ابتدای

01:21:06.695 --> 01:21:08.743
جنگ زمینی با خود داشت

01:21:08.864 --> 01:21:12.368
تا 28 سال بعد ساکت باقی ماند

01:21:12.534 --> 01:21:15.504
جانشینش بعنوان وزیر دفاع

01:21:15.620 --> 01:21:16.837
کلارک کلیفورد بود

01:21:16.955 --> 01:21:20.425
یک وکیل برجسته اهل واشنگتن و مشاور مورد اعتماد

01:21:20.542 --> 01:21:24.012
برای روسای جمهور حزب دموکرات،که جانسون مطمئن بود

01:21:24.129 --> 01:21:25.847
حامی ان جنگ است

01:21:25.964 --> 01:21:28.012
دانشجویان هاروارد

01:21:28.133 --> 01:21:31.353
در همین اثنا،جستجوی یکساله آلارد لونستاین

01:21:31.470 --> 01:21:33.893
برای یک چالشگر حزب دموکرات برای رئیس جمهور

01:21:34.014 --> 01:21:36.016
نهایتا موفق شد

01:21:36.141 --> 01:21:42.069
در 30 نوامبر 1967،سناتور مینه سوتا، یوجیمن مک کارتی

01:21:42.230 --> 01:21:44.073
اعلام کرد که کاندید میشود

01:21:44.191 --> 01:21:46.819
این مساله ای هست که باید برای مردم

01:21:46.943 --> 01:21:50.368
این کشور در  کارزار انتخاباتی 1968 انجام شود

01:21:53.575 --> 01:21:56.579
تا پایان 1967

01:21:56.703 --> 01:22:02.130
20057 آمریکایی در ویتنام کشته شده بودند

01:22:02.250 --> 01:22:05.595
زمانیکه ژنرال وستمورلند درموردش گفته بود

01:22:05.712 --> 01:22:09.558
"یک تهاجم همه جانبه از تمام جبهه ها"فرا رسیده بود

01:22:13.220 --> 01:22:16.815
ولی دشمن فقط یک ماه از انجام

01:22:16.932 --> 01:22:19.902
حمله همه جانبه خودش فاصله داشت

01:22:21.457 --> 01:22:26.091
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <font color="#ff9800">Telegram: @bollbolljan</font> ::.
.:: <font color="#ff9800">Instagram: @bollbolljan_Com</font> ::.

01:22:34.991 --> 01:22:40.873
<i><font color="#ffff00">#من یک در قرمز میبینم و میخوام سیاه رنگش کنم#</font></i>

01:22:40.997 --> 01:22:46.879
<i><font color="#ffff00">#دیگه هیچ رنگی نمیخوام،میخوام اونا رو سیاه کنم#</font></i>

01:22:47.003 --> 01:22:49.176
<i><font color="#ffff00">#من اون دخترا رو قدم زنان#</font></i>

01:22:49.297 --> 01:22:53.018
<i><font color="#ffff00"># با لباسهای تابستانی به تنشون میبینم#</font></i>

01:22:53.134 --> 01:22:59.232
<i><font color="#ffff00">#من باید سرمو بچرخونم تا زمانیکه سیاهیهام بره#</font></i>

01:22:59.349 --> 01:23:05.106
<i><font color="#ffff00">#من یک صف ماشین میبینم و اونا همه سیاه رنگ شدن#</font></i>

01:23:05.230 --> 01:23:11.112
<i><font color="#ffff00">#همراه گلها و عشقم که هردو هرگز برنمیگردن#</font></i>

01:23:11.236 --> 01:23:17.164
<font color="#ffff00"><i>#من افرادیو میبینم که سرشونو میچرخونن و بسرعت نگاهشونو منحرف میکنن#</i></font>

01:23:17.325 --> 01:23:23.298
<font color="#ffff00"><i>#مثل یک نوزاد تازه متولد،اون هر روز رخ میده#</i></font>

01:23:23.415 --> 01:23:29.343
<i><font color="#ffff00"># من به درون خودم نگاه میکنم و قلبمو سیاه میبینم#</font></i>

01:23:29.462 --> 01:23:35.265
<i><b><font color="#ffff00"># من درب قرمزمو میبینم و باید اونو سیاه رنگ کنم#</font></b></i>

01:23:35.385 --> 01:23:41.313
<i><font color="#ffff00">#شاید بعدا ناپدید بشم و مجبور نباشم با اون حقایق روبرو بشم#</font></i>

01:23:41.433 --> 01:23:47.531
<i><font color="#ffff00">#ساده نیست زمانیکه کل دنیای تو سیاهه با اون مواجه بشم#</font></i>

01:23:47.647 --> 01:23:53.745
<i><font color="#ffff00">#دیگه دریای سبزم به آبی عمیقتر تبدیل نخواهد شد#</font></i>

01:23:53.862 --> 01:24:00.040
<i><font color="#ffff00"># نتونستم پیش بینی کنم که این اتفاق برات میفته#</font></i>

01:24:00.160 --> 01:24:06.008
<i><font color="#ffff00"># اگه به اندازه کافی زیاد به خورشید در حال غروب نگاه کنم#</font></i>

01:24:06.124 --> 01:24:12.052
<i><font color="#ffff00">#عشقم پیش ازینکه صبح فرا برسه با من خواهد خندید#</font></i>

01:24:12.213 --> 01:24:18.061
<i><font color="#ffff00">#من یک در قرمز میبینم و میخوام سیاه رنگش کنم#</font></i>

01:24:18.219 --> 01:24:24.101
<i><font color="#ffff00">#دیگه هیچ رنگی نمیخوام،میخوام اونا رو سیاه کنم#</font></i>

01:24:24.225 --> 01:24:26.227
<i><font color="#ffff00">#من اون دخترا رو قدم زنان#</font></i>

01:24:26.394 --> 01:24:30.194
<i><font color="#ffff00"># با لباسهای تابستانی به تنشون میبینم#</font></i>

01:24:30.315 --> 01:24:36.243
<i><font color="#ffff00">#من باید سرمو بگردونم تا زمانیکه سیاهیهام بره#</font></i>

01:24:41.242 --> 01:24:42.585
<i><font color="#ffff00">#من میخوام اونو رنگ شده ببینم#</font></i>

01:24:42.702 --> 01:24:46.377
<i><font color="#ffff00">#رنگ شده،رنگ شده،رنگ شده با سیاه#</font></i>

01:24:46.498 --> 01:24:48.375
<i><font color="#ffff00">#اره#</font></i>

01:25:00.099 --> 01:25:12.233
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <font color="#ff9800">www.bolboljan.net</font> ::.
