﻿WEBVTT

00:00:00.016 --> 00:00:20.016
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <font color="#ff9800">www.bolboljan.net</font> ::.

00:00:23.440 --> 00:00:26.068
اونها در وزن خاطرات سهيم بودن

00:00:27.611 --> 00:00:31.457
اونها مسئوليتيو قبول کردن که ديگران ديگه نميتونستن تحمل بکنن

00:00:33.784 --> 00:00:38.961
اغلب اونها همديگه رو، افراد مجروح يا ضعيف رو حمل ميکردن

00:00:39.081 --> 00:00:40.628
اونها عفونتهايي در بدنشون داشتن

00:00:40.791 --> 00:00:42.919
اونها صفحات شطرنج،بسکتبال
تيم اوبراين،مولفچيزهايي که آنها حمل ميکردند

00:00:43.043 --> 00:00:45.137
لغتنامه هاي ويتنامي به انگليسي
تيم اوبراين،مولفچيزهايي که آنها حمل ميکردند

00:00:45.295 --> 00:00:48.799
درجات نظاميشون،مدالهاي ستاره هاي برنزي و قلبهاي بنفش
تيم اوبراين،مولفچيزهايي که آنها حمل ميکردند

00:00:48.966 --> 00:00:52.971
کارتهاي پلاستيکي همراه با
آئين نامه رفتار حرفه اي با خودشون حمل ميکردن

00:00:55.806 --> 00:00:59.606
اونها بيماريهايي با خودشون حمل ميکردن که در بينشون مالاريا و اسهال خوني بود

00:01:03.397 --> 00:01:07.903
اونها شپش و کرم حلقه دار(نوعي عفونت قارچي پوستي)و زالو و خزه شاليزار

00:01:08.026 --> 00:01:10.324
و قارچهاي انگلي و عفونتهاي مختلف  با خودشون حمل ميکردن

00:01:14.658 --> 00:01:18.162
اونها خود اون سرزمين رو با خودشون جابجا ميکردن

00:01:18.328 --> 00:01:20.126
ويتنام

00:01:38.223 --> 00:01:41.102
ممنون

00:01:56.742 --> 00:02:02.169
وقتي به گذشته ها طي اون ماهها و سالها نگاه ميکنم ميتونم بهتون بگم

00:02:02.289 --> 00:02:05.543
که ما با همسران و مادران

00:02:05.709 --> 00:02:10.089
اون دسته از شماهايي که اسراي جنگي بودين ملاقات ميکنيم

00:02:10.213 --> 00:02:15.891
اونها شجاعترين،با عظمت ترين زناني بودند و هستند که

00:02:16.011 --> 00:02:17.433
من در طول عمرم ديده ام

00:02:19.056 --> 00:02:21.296
و حالا اگه اونها به من جام به سلامتي نوشيدن رسمي منو بدن

00:02:21.350 --> 00:02:22.647
من با اون آرزوي سلامتي خواهم کرد

00:02:24.186 --> 00:02:25.186
امشب..

00:02:25.270 --> 00:02:28.490
در 24 مي 1973(خرداد)

00:02:28.607 --> 00:02:30.405
رئيس جمهور نيکسون

00:02:30.525 --> 00:02:33.699
همه اسراي جنگي بازگشته
و خانواده هايشان را

00:02:33.820 --> 00:02:35.572
به واشنگتن دعوت کرد

00:02:35.697 --> 00:02:38.621
در ميان آنها اورت آلوارز بود

00:02:38.742 --> 00:02:43.122
اولين خلبان سرنگون شده برفراز ويتنام شمالي.

00:02:43.246 --> 00:02:45.326
گاهي اوقات حس ميکنم که توجه بسيار زيادي

00:02:45.415 --> 00:02:48.385
به ما ميشد،اسراي جنگي.

00:02:48.502 --> 00:02:51.176
و در مورد اون ادماي بيچاره اي که در نبرد جنگيدند چي؟اون بچه ها؟
اورت آلوارز،اسير جنگي

00:02:51.296 --> 00:02:56.427
ميدوني،که به خونه اومدن،ميدوني، مقطوع العضو ها.
اورت آلوارز،اسير جنگي

00:02:56.593 --> 00:03:02.441
مجروح شده با صدمات جنگ

00:03:02.557 --> 00:03:04.605
در مورد اونها چي؟

00:03:04.726 --> 00:03:07.229
ما چالشهاي خودمونو داشتيم

00:03:07.354 --> 00:03:09.777
و راه حل مواجه شدن با اينها

00:03:09.940 --> 00:03:12.614
هنوز حفظ افتخار و شرافتمون بود

00:03:12.776 --> 00:03:14.449
اين همون چيزيه که بود

00:03:16.405 --> 00:03:18.908
دکتر هال کوشنر

00:03:19.032 --> 00:03:21.751
که براي بيش از 5 سال اسير جنگي بود

00:03:21.868 --> 00:03:24.291
قادر نبود تا حضور يابد

00:03:24.413 --> 00:03:28.463
او همراه خانواده اش باري ديگر در ولي فورج گرد هم جمع شده بودند

00:03:28.583 --> 00:03:32.554
ما به ولي فورج در پنسيلوانيا پرواز کرديم

00:03:32.671 --> 00:03:36.642
و من نزديک هليکوپتر اومدم و همسرم

00:03:39.678 --> 00:03:42.352
و دخترمو ديدم

00:03:42.472 --> 00:03:44.224
که از وقتي 2/5 ساله بود نديده بودمش
هال کوشنر،اسير جنگي

00:03:44.349 --> 00:03:46.317
و اون متولد 1963 بود
هال کوشنر،اسير جنگي

00:03:52.816 --> 00:03:57.492
خب اون دهسالش بود

00:03:57.612 --> 00:03:59.285
و پسرم که هرگز نديده بودمش

00:03:59.406 --> 00:04:01.534
يک هفته پيش از تولد پنجسالگيش بود

00:04:01.658 --> 00:04:05.333
و اون يک کراوات کوچک و يک کت کوچک پوشيده بود

00:04:08.874 --> 00:04:10.547
و مامان و بابام.

00:04:10.667 --> 00:04:15.468
و مادرم تنها کسي بود که بر عواطفش غلبه کرد

00:04:18.717 --> 00:04:22.347
و من فقط

00:04:22.512 --> 00:04:26.107
اون يک لحظه درک ناشدني محض بود

00:04:26.224 --> 00:04:28.443
و ما همديگه رو بغل کرديم

00:04:28.560 --> 00:04:31.359
و پسر کوچکم يک پرچم داشت،پرچم،پرچم امريکا.

00:04:34.524 --> 00:04:37.744
مثل بسياري از ازدواجهاي اسراي جنگي

00:04:37.861 --> 00:04:42.037
ازدواج هال کوشنر ادامه نيافت

00:04:47.965 --> 00:04:53.765
جنگ ويتنام

00:05:02.219 --> 00:05:06.099
در 29 مارس 1973(فروردين)

00:05:06.223 --> 00:05:10.228
آخرين سربازان آمريکايي ويتنام جنوبي را ترک کردند

00:05:10.393 --> 00:05:13.988
کمتر از 200 تفنگدار دريايي باقي ميماندند

00:05:14.105 --> 00:05:16.608
با ماموريت حفاظت از دفاتر کنسولي

00:05:16.733 --> 00:05:18.280
و سفارت امريکا

00:05:18.401 --> 00:05:21.575
و ديگر تاسيسات در سايگون.

00:05:21.738 --> 00:05:27.416
هزاران آمريکايي ديگر،از جمله ماموران سيا

00:05:27.577 --> 00:05:29.579
ديپلماتها و پيمانکاران

00:05:29.704 --> 00:05:31.581
همچنين در آنجا باقي ميماندند

00:05:34.084 --> 00:05:35.927
طي دو سال بعدي

00:05:36.086 --> 00:05:38.339
قواي ويتنام شمالي و جنوبي

00:05:38.463 --> 00:05:42.513
به توحش عليه يکديگر ادامه ميدادند

00:05:42.634 --> 00:05:47.105
و مردم ويتنام خودشان را

00:05:47.222 --> 00:05:49.190
همانجايي ميديدند که در ابتدا بودند

00:05:49.307 --> 00:05:53.813
دچار يک جنگ داخلي بظاهر بي پايان

00:05:53.937 --> 00:05:58.534
و تقلا برسر نوع آينده اي که انها ميداشتند

00:06:02.195 --> 00:06:06.621
براي ايالات متحده نبرد خاتمه يافته بود

00:06:06.783 --> 00:06:11.880
ولي جنجال برسر جنگ نه.

00:06:11.997 --> 00:06:14.625
بهترين چيزي که شما ميتونيد راجع ويتنام بگين

00:06:14.791 --> 00:06:18.136
اين بود که خونهاي قطعي براي دلايل
تيم اوبراين،ارتشي

00:06:18.295 --> 00:06:20.548
نامعلوم و غير قطعي در حال ريخته شدن بود

00:06:20.672 --> 00:06:22.470
اون خونها قطعا ريخنه شد

00:06:22.591 --> 00:06:24.093
اون اجساد،اون بيوه ها،اون يتيمها.

00:06:24.217 --> 00:06:25.594
اونها معلوم و قطعي بودن

00:06:25.719 --> 00:06:30.350
هيچکس مخالف اون نيست،آدمهاي مرده ،مرده بودن

00:06:30.473 --> 00:06:35.024
ولي بر سر درستي جنگ مناقشه بزرگي بود

00:06:35.145 --> 00:06:36.647
مردم باهوش درستکار

00:06:36.813 --> 00:06:38.690
نميتونستن افکارشون رو با جنگ وفق بدن

00:06:47.532 --> 00:06:50.081
و بياد ميارم که از خودم ميپرسيدم

00:06:55.165 --> 00:06:58.385
ارزشش رو داشت؟
استوارت هرينگتون،افسر اطلاعاتي

00:06:58.501 --> 00:07:03.678
ممکنه همش يک اشتباه بزرگ بود و ميدوني

00:07:03.840 --> 00:07:06.434
همش در مورد چي بود؟

00:07:06.551 --> 00:07:09.475
ما يک فراخوان رو پاسخ گفتيم

00:07:09.596 --> 00:07:12.440
من و احتمالا 2/5 ميليون آمريکايي جوان ديگه

00:07:12.557 --> 00:07:14.651
که به اونجا رفتيم

00:07:14.768 --> 00:07:20.525
اين هدفي بود که به اون تلاش مي ارزيد

00:07:20.649 --> 00:07:24.153
و گاهي اوقات،کارها موفقيت آميز به پايان نميرسن

00:07:24.277 --> 00:07:26.530
و اون افراد با کلاههاي سفيد پيروز نميشن

00:07:26.655 --> 00:07:28.999
ولي اون موفق نميشه

00:07:29.115 --> 00:07:32.369
يا اينکه اساسا

00:07:32.535 --> 00:07:35.379
از درستي هدف جدا نميشه

00:07:51.295 --> 00:07:54.361
قسمت ده
وزن خاطرات
(مارس 1973(اسفند)-به بعد)

00:07:59.896 --> 00:08:02.319
کميته فرعي رسمي ميشه
سناتور سم اروين،از کاروليناي شمالي

00:08:02.440 --> 00:08:04.613
شب در پي شب،طي بهار،تابستان

00:08:04.734 --> 00:08:07.157
و پاييز 1973

00:08:07.278 --> 00:08:10.077
آمريکاييها شاهد بودند که دولت نيکسون

00:08:10.198 --> 00:08:12.451
به آرامي فرو ميپاشيد

00:08:12.575 --> 00:08:14.077
اخاذي
رسوايي واترگيت

00:08:14.244 --> 00:08:16.042
فهرستهاي دشمنان(ليست سياه)

00:08:16.162 --> 00:08:18.085
حقه هاي کثيف
روزنامه:هدف تفرقه افکني بين دموکراتها بود،يک شاهد اين را ميگويد

00:08:18.248 --> 00:08:21.297
يک معاون رئيس جمهور وادار به استعفا شد

00:08:21.418 --> 00:08:24.342
شهادت کذب،لاپوشاني

00:08:24.462 --> 00:08:27.762
سواستفاده از قدرت رياست جمهوري
نوارهاي(ضبط) نيکسون

00:08:27.882 --> 00:08:31.102
نوارهاي ضبط سري کاخ سفيد

00:08:31.219 --> 00:08:32.571
آقاي باترفيلد آيا شما از نصب

00:08:32.595 --> 00:08:34.597
هرگونه وسايل شنود

00:08:34.764 --> 00:08:36.607
در دفتر بيضي رئيس جمهور آگاه بوديد؟

00:08:40.395 --> 00:08:44.491
من از وسايل شنود(استراق سمع)آگاه بودم

00:08:44.607 --> 00:08:46.234
بله،قربان

00:08:46.359 --> 00:08:47.781
عصر بخير

00:08:47.902 --> 00:08:50.451
امشب کشور در ميان آنچه ممکن است

00:08:50.572 --> 00:08:52.995
جديترين بحران قانون اساسي

00:08:53.116 --> 00:08:54.618
در تاريخش باشد است.

00:08:54.743 --> 00:08:56.541
من به رئيس جمهور درمورد اين حقيقت که

00:08:56.661 --> 00:08:58.914
تقاضاهاي طلب پول در حال مطرح شدن
جان دين،مشاور حقوقي اسبق کاخ سفيد

00:08:59.039 --> 00:09:00.882
توسط هفت متهم محکوم شده هستند گفتم
جان دين،مشاور حقوقي اسبق کاخ سفيد

00:09:00.999 --> 00:09:03.127
او از من پرسيد هزينه اون چقدره؟

00:09:03.251 --> 00:09:05.424
من بهش گفتم من ميتونم تنها  تخمين بزنم

00:09:05.545 --> 00:09:08.970
ممکنه باندازه يک ميليون دلار يا بيشتر زياد باشه

00:09:09.132 --> 00:09:11.976
او بمن گفت که مشکلي نيست

00:09:12.135 --> 00:09:15.981
من هيچ اطلاع قبلي از ورود بي اجازه به واترگيت نداشتم

00:09:16.097 --> 00:09:19.317
من نه در آن مشارکت داشتم نه درمورد

00:09:19.434 --> 00:09:22.233
هرگونه فعاليتهاي لاپوشاني بعدي اطلاعي داشتم

00:09:24.314 --> 00:09:25.634
يک موضوع مايوس کننده در مورد

00:09:25.690 --> 00:09:26.987
رفتن به کانادا اين بود که
جک تاد،مونترال(کانادا)

00:09:27.108 --> 00:09:29.657
اون منو خارج از اون مناقشات اينجا رها کرد
جک تاد،مونترال(کانادا)

00:09:29.819 --> 00:09:32.493
من تا امروز درموردش حس دلسردي و ياس دارم

00:09:32.614 --> 00:09:36.835
زمانيکه رسوايي واترگيت آشکار شد،جک تاد

00:09:36.951 --> 00:09:39.124
که از ارتش ايالات متحده فرار کرده بود

00:09:39.245 --> 00:09:40.246
و به کانادا فرار کرده بود

00:09:40.371 --> 00:09:42.669
هيچوقت انقدر عصباني

00:09:42.832 --> 00:09:45.210
انقدر از شيفتگي خارج شده،انقدر دور از آگاهي و اطلاعات به روز

00:09:45.335 --> 00:09:48.214
با آنچه ايالات متحده بنظر ميرسيد دچارش شده نبود

00:09:48.338 --> 00:09:54.061
او از خودش ميپرسيد:"چط.ر ما گذاشتيم اين گروه جنايتکار به قدرت برسند؟"

00:09:54.177 --> 00:09:59.559
بعد او تصميمي گرفت که هميشه از بابتش پشيمان است:

00:09:59.682 --> 00:10:03.778
او شهروندي آمريکاييش را انکار کرد

00:10:03.895 --> 00:10:05.863
من فکر ميکردم اون يک عمل سياسي بود

00:10:05.980 --> 00:10:08.859
انکار کردن شهروندي آمريکاييم

00:10:09.025 --> 00:10:13.496
و اون احمقانه ترين کاري بود که در عمرم مرتکب شدم

00:10:13.613 --> 00:10:15.866
من يک شهروند کاناداييم و بهش افتخار ميکنم

00:10:15.990 --> 00:10:19.711
اون يک کشور فوق العادس ولي اينجا من يک آمريکاييم

00:10:27.544 --> 00:10:28.938
خوب اون موافقتنامه موسوم شد

00:10:28.962 --> 00:10:30.885
به موافقتناتمه پايان جنگ

00:10:31.047 --> 00:10:33.596
و بازگرداندن صلح در ويتنام.

00:10:33.716 --> 00:10:37.437
و البته که يک حسن تعبير بزرگ بود

00:10:37.554 --> 00:10:40.728
اون نه به جنگ پايان داد نه صلح رو برگردوند.

00:10:40.890 --> 00:10:43.393
و اگه شما به مفهوم اون نگاه کنيد
جان نگروپونته،وزارت خارجه

00:10:43.518 --> 00:10:44.912
اون واقعا يک موافقتنامه عقبنشيني بود

00:10:44.936 --> 00:10:46.734
ما نيروهامون رو در ازاي

00:10:46.896 --> 00:10:49.740
اسراي جنگي عقب ميکشيديم

00:10:49.899 --> 00:10:54.621
اونها دو موضوعي هستند که با موافقتنامه صلح

00:10:54.737 --> 00:10:56.239
قطعي بودند

00:10:56.364 --> 00:11:01.291
ما سربازامون رو خارج کرديم و اسرامون رو پس گرفتيم

00:11:01.411 --> 00:11:07.885
مابقي فقط قالبي از ابهام و  عدم وضوح بودن

00:11:08.001 --> 00:11:10.345
و حتي يک موضوع لعنتيو حل نميکرد

00:11:11.421 --> 00:11:13.844
آمريکاييها موافقت کردند

00:11:14.827 --> 00:11:17.493
تا اجازه بدن 145 هزار سرباز ويتنام شمالي

00:11:18.356 --> 00:11:20.890
پس از اتش بس در جنوب بمونن

00:11:23.222 --> 00:11:29.255
چطور ما ميتونيم بگيم اون يک  اتش بس خوب
يام کوانگ تي،ارتش ويتنام جنوبي

00:11:30.998 --> 00:11:32.998
بود در صورتيکه 145 هزار سرباز

00:11:35.316 --> 00:11:36.916
در کشورمون باقي ميموندن؟

00:11:37.107 --> 00:11:38.440
و بعد از  اون آتش بس

00:11:38.605 --> 00:11:41.005
ويتنام شمالي فورا شروع به حمله گردند

00:11:42.452 --> 00:11:44.546
نه ويتنام شمالي يا جنوبي

00:11:44.662 --> 00:11:47.916
هيچ قصدي بر نظارت بر اتش بس

00:11:48.041 --> 00:11:50.510
که در معاهده صلح امضا شده در پاريس

00:11:50.627 --> 00:11:54.928
در 27 ژانويه 1973 آنرا ملزم کرده بود نداشته بودند

00:11:55.048 --> 00:11:57.301
حتي قبل ازينکه مرکب معاهده خشک شود

00:11:57.467 --> 00:12:01.722
هر طرف بدنبال اين بود تا هرچقدر که ميتوانست قلمرو بيشتري را تصاحب کند

00:12:01.846 --> 00:12:06.067
در آنچه که معروف به "جنگ پرچمها "شد

00:12:06.184 --> 00:12:08.607
طي سه هفته از آتش بس

00:12:08.728 --> 00:12:14.030
از قبل حدود 3 هزار مورد نقض معاهده از دو طرف اتفاق افتاده بود

00:12:14.150 --> 00:12:17.450
رئيس جمهور ويتنام جنوبي وين وان تيو

00:12:17.570 --> 00:12:21.040
که حالا پنجمين ارتش بزرگ دنيا را رهبري ميکرد

00:12:21.157 --> 00:12:26.630
اصرار داشت که ارتش ويتنام جنوبي هر سانتيمتر از ويتنام جنوبي را بگيرد و حفظ کند

00:12:26.746 --> 00:12:28.669
چيزي که آنها قادر نبودند تا آنرا

00:12:28.831 --> 00:12:34.179
حتي با کمک تقريبا 600 هزار سرباز آمريکايي انجام دهند

00:12:36.130 --> 00:12:39.179
در همين حين،ويتنام شمالي به تاينين

00:12:39.342 --> 00:12:41.470
نزديک مرز کامبوج حمله کرده بود

00:12:41.594 --> 00:12:44.473
به اين اميد که يک پايتخت رقيب خودشانرا در جنوب

00:12:44.597 --> 00:12:46.520
تاسيس کنند

00:12:46.641 --> 00:12:51.112
هانوي موشکهاي سطح به هوا در نزديک کيسان

00:12:51.229 --> 00:12:54.358
درست زير منطقه غيرنظامي شده مستقر کرد

00:12:54.482 --> 00:12:57.907
در همان زمان سربازان ارتش ويتنام جنوبي به مناطق تحت محاصره

00:12:58.027 --> 00:13:00.496
ويتنام شمالي حمله کردند

00:13:00.613 --> 00:13:04.663
نبرد بمدت چندين ماه ادامه يافت

00:13:04.784 --> 00:13:07.958
هانوي يک بزرگراه آسفالته جديد

00:13:08.079 --> 00:13:10.377
درون خود ويتنام جنوبي ساخت

00:13:10.540 --> 00:13:14.636
که از طريق ان کاروانهاي 200-300 وسيله نقليه

00:13:14.752 --> 00:13:16.504
بزودي شروع به حرکت ميکردند

00:13:16.629 --> 00:13:22.432
کاميونها،تانکها،توپهاي سنگين در روشناي روز حرکت ميکردند

00:13:22.552 --> 00:13:26.398
و شروع به نصب يک خط لوله غول آسا

00:13:26.514 --> 00:13:30.894
براي سوخت رساني به وسايل نقليه شان در جنوب کردند

00:13:31.019 --> 00:13:34.319
نيکسون بطور خصوصي به رئيس جمهور تيو وعده داد

00:13:34.439 --> 00:13:37.488
که او با نيروي هوايي آمريکا

00:13:37.608 --> 00:13:41.829
در صورتيکه سايگون به نظر برسد که بطور جدي تهديد ميشود تلافي ميکند

00:13:43.656 --> 00:13:46.000
ولي در واشنگتن،هفته هاي متمادي

00:13:46.117 --> 00:13:49.121
همزمان با اينکه اسرار واترگيت مدام فاش ميشد

00:13:49.245 --> 00:13:55.423
نفوذ نيکسون بر کنگره مدام تضعيف ميشد

00:13:55.585 --> 00:14:00.136
در ژوئن 1973،يک کنگره با انرژي

00:14:00.256 --> 00:14:03.385
که ديدگاههاي اکثريت آمريکاييان را بازتاب ميداد

00:14:03.509 --> 00:14:06.683
به توقف همه عملياتهاي نظامي در زمين

00:14:06.804 --> 00:14:11.605
يا آسمان ويتنام،لائوس يا کامبوج تا 15 اوت

00:14:11.726 --> 00:14:13.444
راي داد

00:14:13.561 --> 00:14:15.780
و تاکيد کرد که آنها بدون تاييد کنگره
روزنامه:منابع مالي جنگ متوقف شد،کنگره،نيکسون تا 15 اوت مهلت داد

00:14:15.938 --> 00:14:18.737
از سر گرفته نشوند

00:14:18.858 --> 00:14:20.952
"آمريکا خواستار صلح است"

00:14:21.069 --> 00:14:24.539
سناتور ادوارد کندي از ماساچوست اينرا اعلام کرد

00:14:24.655 --> 00:14:30.287
"کنگره در عزم خود براي پايان کشتار راسخ است"

00:14:30.453 --> 00:14:33.582
براي ترک ويتنام جنوبي

00:14:33.706 --> 00:14:37.461
وقتي همه چيزي که داشتيم در پايان بهشون ارائه ميکرديم پول بود

00:14:37.585 --> 00:14:39.462
سزاوار سرزنش بودن بود

00:14:39.587 --> 00:14:43.217
و بيحرمتي به فداکاريهاي همه سربازان

00:14:43.341 --> 00:14:45.935
خودمون و ويتنام جنوبي بود

00:14:46.052 --> 00:14:47.645
فکر ميکنم اون وظيفه اخلاقي

00:14:47.762 --> 00:14:50.811
از يک تعهد فلسفي
لوئيس سورلي،ارتش

00:14:50.932 --> 00:14:52.149
براي توقف کمونيسم منشا ميگرفت
لوئيس سورلي،ارتش

00:14:52.266 --> 00:14:55.190
حالا اون از وفاي به عهدهامون
لوئيس سورلي،ارتش

00:14:55.311 --> 00:14:59.282
به اين متفق بدبخت سابقمون منشا ميگيره
لوئيس ورلي،ارتش

00:14:59.399 --> 00:15:01.072
که اونها ما رو بعنوان متفق داشتند

00:15:01.192 --> 00:15:03.411
جايي که اون يکيها، اتحاد شوروي

00:15:03.528 --> 00:15:05.997
و چين کمونيست رو داشتند

00:15:06.114 --> 00:15:07.741
فکر ميکنم اغلب آمريکاييها

00:15:07.865 --> 00:15:09.802
دوست نداشتند تا اينو بشنوند که گفته بشه کمونيستها

00:15:09.826 --> 00:15:11.999
متفقين وفادار تري نسبت به ايالات متحده بودن

00:15:12.161 --> 00:15:15.210
ولي اين در حقيقت همون مساله بود

00:15:15.331 --> 00:15:18.710
وقتي يکي افسوس ميخوره که ما ناگهان حمايتمون رو قطع کرديم

00:15:18.835 --> 00:15:20.587
از برخي جهات

00:15:20.711 --> 00:15:24.716
فکر ميکنم نتيجه نهايي همون ميبود

00:15:24.841 --> 00:15:29.517
اگه ما به جنگ ادامه داده بوديم اون احتمالا
رابرت گارد،از ارتش

00:15:29.637 --> 00:15:32.390
به قيمت زندگيهاي بيشتر در طولاني مدت

00:15:32.515 --> 00:15:35.064
بدون هيچ تغييري در نتيجه ميشد

00:15:35.184 --> 00:15:37.357
در 18 ماه خونين

00:15:37.520 --> 00:15:39.864
متعاقب امضاي موافقتنامه صلح

00:15:39.981 --> 00:15:45.078
موقعيت ويتنام جنوبي بيشتر و بيشتر پرمخاطره شد

00:15:45.194 --> 00:15:48.539
ولي تا تابستان 1974

00:15:48.656 --> 00:15:51.375
آمرکاييهاي اندکي توجه نشان ميدادند

00:15:51.534 --> 00:15:56.040
آنها ميخکوب چيزي شده بودند که داشت در کشور خودشان رخ ميداد

00:15:56.205 --> 00:15:58.708
براي تحقيقات تمام و کمال

00:15:58.833 --> 00:16:01.427
اينکه زمينه هاي کافي براي
پيتر رودينک،رئيس،شوراي قضايي کنگره(از ناحيه نيوجرسي)

00:16:01.544 --> 00:16:03.717
مجلس بمنظور اعمال
پيتر رودينک،رئيس،شوراي قضايي کنگره(از ناحيه نيوجرسي)

00:16:03.880 --> 00:16:06.929
قدرت مبتني بر قانون اساسي

00:16:07.049 --> 00:16:09.393
براي اعلام جرم عليه ريچارد ام .نيکسون

00:16:09.510 --> 00:16:12.730
رئيس جمهور ايالات متحده امريکا وجود دارد؟

00:16:12.847 --> 00:16:15.396
آقاي دنيلسون؟
آري

00:16:15.516 --> 00:16:19.566
آقاي دراينان؟
آري

00:16:19.687 --> 00:16:22.486
آقاي رنگل؟
آري

00:16:22.607 --> 00:16:24.484
خانم جوردن؟
آري

00:16:24.609 --> 00:16:27.112
آقاي لات؟
نه

00:16:27.236 --> 00:16:30.991
در 27 جولاي 1974(مرداد)

00:16:31.115 --> 00:16:33.834
شوراي قضايي کنگره توصيه کرد

00:16:33.951 --> 00:16:38.752
که رئيس جمهور به سواستفاده از دفترش متهم شود

00:16:38.873 --> 00:16:42.503
در 9 اوت(مرداد) بجاي مواجهه با اتهامات

00:16:42.627 --> 00:16:46.507
ريچارد نيکسون اولين رئيس جمهور در تاريخ آمريکا

00:16:46.631 --> 00:16:48.429
شد که استعفا ميداد

00:16:48.591 --> 00:16:50.434
هميشه بياد داشته باشيد

00:16:50.551 --> 00:16:52.679
ديگران شايد از شما متنفر باشند

00:16:52.803 --> 00:16:56.433
ولي آنهايي که از شما متنفرند پيروز نميشوند

00:16:56.599 --> 00:16:59.443
مگر اينکه شما از آنها متنفر شويد

00:16:59.560 --> 00:17:02.279
و بعد شما خودتان را ويران ميکنيد

00:17:02.438 --> 00:17:05.567
در کاخ رياست جمهوري در سايگون

00:17:05.691 --> 00:17:08.365
رئيس جمهور تيو در دفترش را بست

00:17:08.486 --> 00:17:10.784
و از ديدن ديگران اجتناب کرد

00:17:10.905 --> 00:17:13.533
او بقاي ويتنام جنوبي را

00:17:13.658 --> 00:17:15.752
بر قول شخصي نيکسون شرط بسته بود

00:17:15.868 --> 00:17:17.996
که تجاوز ويتنام شمالي با

00:17:18.120 --> 00:17:21.294
نيروي هواي آمريکاي تجديد شده مواجه ميشود

00:17:21.415 --> 00:17:25.966
تنها پس از چند روز از رفتن رئيس جمهور جديد جرالد فورد

00:17:26.128 --> 00:17:27.630
به کاخ سفيد

00:17:27.755 --> 00:17:29.678
کنگره بودجه کمک نظامي

00:17:29.799 --> 00:17:32.643
و اقتصادي که نيکسون

00:17:32.802 --> 00:17:36.272
قول داده بود تا به سايگون برساند را نصف کرد

00:17:37.807 --> 00:17:41.812
اوضاع در ويتنام جنوبي مدام وخيمتر ميشد

00:17:41.978 --> 00:17:44.481
همراه با عدم حضور نظامي آمريکا

00:17:44.647 --> 00:17:49.153
يکي از هر پنج کارگر شهري بيکار شد

00:17:49.277 --> 00:17:51.951
قيمتها سر به فلک کشيد

00:17:55.825 --> 00:17:58.749
اشتباهات بسياري توسط آمريکاييها انجام شد

00:17:58.869 --> 00:18:00.746
ولي بزرگترين اشتباه

00:18:00.871 --> 00:18:05.092
ايجاد حس وابستگي بود

00:18:05.209 --> 00:18:08.679
اشتباه ديگه ايجاد ارتشي مبتني بر تصوري بود که از خودشون داشتند

00:18:08.796 --> 00:18:15.054
ارتشي که براي نبرد در يک جنگ افراد ثروتمند ايجاد شده بود
زوانگ وان ماي اليوت، سايگون

00:18:15.177 --> 00:18:16.645
و ويتنام جنوبي انقدر فقير بود

00:18:16.762 --> 00:18:19.481
که قادر نبود اون نوع از جنگ رو تاب بياره

00:18:19.599 --> 00:18:23.695
تيو مدام استبدادش را با بستن روزنامه ها

00:18:23.811 --> 00:18:27.782
محدود کردن احزاب مخالف

00:18:27.898 --> 00:18:32.699
فروش مناصب سياسي و نظامي بيشتر کرده بود

00:18:32.820 --> 00:18:36.791
ائتلاف کاتوليکها و بودائيها او را به

00:18:36.907 --> 00:18:40.286
فساد در همه جنبه هاي زندگي ويتنام جنوبيها متهم ميکردند

00:18:40.411 --> 00:18:43.540
و خواستار استعفايش شدند

00:18:43.664 --> 00:18:45.462
هزاران تظاهرکننده

00:18:45.583 --> 00:18:48.553
به خيابانهاي سايگون ريختند

00:18:51.422 --> 00:18:55.552
در همين اثنا،ارتش ويتنام جنوبي با حقوقي که بطور مزمن کمتر از استحقاقش  ميگرفت

00:18:55.676 --> 00:18:58.896
حقوقش کمتر شد

00:18:59.013 --> 00:19:02.062
ارتش شروع به متلاشي شدن کرد

00:19:02.183 --> 00:19:06.108
20 هزار سرباز هر ماه از خدمت فرار ميکردند

00:19:06.228 --> 00:19:09.653
اغلب به خانه ميگريختند تا به خانواده هاشان کمک کنند در چنين

00:19:09.774 --> 00:19:12.573
زمانه سختي زنده بمانند

00:19:12.735 --> 00:19:15.739
آن دسته از افراد ارتش ويتنام جنوبي که ايستادند و جنگيدند

00:19:15.863 --> 00:19:19.117
اغلب مجبور بودند تا بدون تسليحات پيشرفته اي بجنگند

00:19:19.241 --> 00:19:22.962
که استفاده از ان را توسط آمريکاييها آموزش ديده بودند

00:19:23.079 --> 00:19:25.832
اغلب تجهيزاتي که نيکسون فراهم کرده بود

00:19:25.956 --> 00:19:29.961
نامناسب براي جنگي بود که حالا ويتنام جنوبي درگير آن بود

00:19:30.086 --> 00:19:32.930
هواپيما که براي آن خلبانان يا خدمه زميني

00:19:33.089 --> 00:19:34.762
آموزش ديده وجود نداشت

00:19:34.924 --> 00:19:37.143
توپخانه و وسايل نقليه نظامي

00:19:37.259 --> 00:19:40.058
که براي آن قطعات يدکي وجود نداشت

00:19:40.179 --> 00:19:45.151
و کنگره ايالات متحده خيال اينرا نداشت که بيشتر از اين فراهم کند

00:19:45.267 --> 00:19:47.611
سوخت کم شد

00:19:47.728 --> 00:19:50.607
همينطور مهمات کاهش يافت

00:19:50.773 --> 00:19:54.448
بزودي توپچيها در ارتفاعات مرکزي

00:19:54.610 --> 00:19:57.784
ميتوانستند تنها چهار گلوله توپ در روز شليک کنند

00:19:57.905 --> 00:20:03.457
و افراد پياده نظام فشنگهايشان به 85 گلوله در ماه محدود شد

00:20:04.745 --> 00:20:09.125
با يک نارنجک و 85 فشنگ در ماه

00:20:10.340 --> 00:20:11.740
چجوري ميتونيد بجنگيد؟

00:20:12.292 --> 00:20:13.859
بعد ازينکه شما همه 85 فشنگتون رو شليک ميکرديد

00:20:13.859 --> 00:20:15.459
شما ديگه نميتونيد بجنگيد
يام کوانگ تي،ارتش ويتنام جنوبي

00:20:16.889 --> 00:20:20.489
شکست اجتناب ناپذير بود
يام کوانگ تي،ارتش ويتنام جنوبي

00:20:21.929 --> 00:20:23.977
در نوامبر 1974(آبان)

00:20:24.140 --> 00:20:28.441
اداره سياسي حزب کمونيست و شوراي نظامي مرکزي در هانوي

00:20:28.561 --> 00:20:30.814
بمنظور بحث پيرامون استراتژي تشکيل جلسه دادند

00:20:30.938 --> 00:20:33.487
برخي اعضا بر رعايت احتياط اصرار داشتند

00:20:33.649 --> 00:20:35.617
آنها نگران اين بودند که درصورتيکه سعي کنند

00:20:35.735 --> 00:20:38.488
سايگون را به مرحله فروپاشي خيلي زود هول بدهند

00:20:38.654 --> 00:20:41.328
آمريکاييها باز ميگردند

00:20:41.449 --> 00:20:47.206
آنها محاسبه کردند که پيروزي نهايي در 1976 فرا ميرسيد

00:20:47.329 --> 00:20:51.880
لي زوان دبيرکل حزب موافق نبود

00:20:52.001 --> 00:20:54.925
او گفت:"حالا که ايالات متحده خارج شده است

00:20:55.045 --> 00:20:58.720
براي آنها سخت خواهد بود که به عقب برگردند"

00:20:58.841 --> 00:21:01.014
او دستور يک حمله آزمايشي داد

00:21:01.177 --> 00:21:04.522
تا بفهمد آيا آمرکاييها با نيروي هوايي

00:21:04.680 --> 00:21:06.648
همانطور که آنها طي تهاجم عيد پاک 2/5 سال

00:21:06.766 --> 00:21:09.440
قبل عمل کرده بودند مداخله ميکنند؟

00:21:11.103 --> 00:21:13.401
در دسامبر 1974(آذر)

00:21:13.522 --> 00:21:15.695
قواي ويتنام شمالي به فوکلانگ

00:21:15.858 --> 00:21:17.735
در شمال شرق سايگون حمله کردند

00:21:19.862 --> 00:21:23.787
آنها طي سه هفته کل ايالت را تسخير کردند

00:21:23.908 --> 00:21:29.085
و هزاران مدافع ارتش ويتنام جنوبي را کشته يا اسير کرده بودند

00:21:29.205 --> 00:21:34.177
ايالات متحده در پاسخ هيچ کاري نکرد

00:21:34.293 --> 00:21:39.550
رئيس جمهور فورد گرفتار ساير مشکلات

00:21:39.673 --> 00:21:43.678
تورم،بيکاري،تنشها در خاور ميانه...

00:21:43.803 --> 00:21:45.396
يک کنفرانس خبري برگزار کرد

00:21:45.554 --> 00:21:49.559
که هيچ کمکي به ويتنام جنوبي نميکرد

00:21:49.683 --> 00:21:51.060
آيا شما هرگونه

00:21:51.185 --> 00:21:52.996
اقدامات اضافي فراتر از اقدامات تکميلي

00:21:53.020 --> 00:21:55.944
براي کمک به دولت ويتنام جنوبي در نظر داريد؟

00:21:56.065 --> 00:21:59.569
من هيچ گونه اقدامات بيشتري

00:21:59.735 --> 00:22:02.534
فراتر از مواضع تکميلي

00:22:02.655 --> 00:22:03.907
در اين زمان پيشبيني نميکنم

00:22:04.073 --> 00:22:06.622
واشنگتن به نظر ميرسيد که هيچ علاقه اي

00:22:06.742 --> 00:22:08.710
در برآورده کردن قولهاي سري نداشت

00:22:08.828 --> 00:22:12.048
که نيکسون مکررا به تيو داده بود

00:22:12.164 --> 00:22:15.008
تيو حيرت زده شد

00:22:15.125 --> 00:22:17.093
با پرچم کمونيستي

00:22:17.211 --> 00:22:21.432
که در يک مرکز ايالتي نزديک شمال سايگون کاشته شد

00:22:21.549 --> 00:22:24.177
از نظر من علامت واضحي بود

00:22:24.301 --> 00:22:27.646
بعد من با خانوادم تماس گرفتم و به اونها گفتم

00:22:27.763 --> 00:22:30.937
که حتي باوجود اينکه ماموريتم قرار بود تا ماه اوت(مرداد) طول بکشد
استوارت هرينگتون،افسر اطلاعاتي

00:22:31.100 --> 00:22:32.943
من زودتر درخانه خواهم بود
استوارت هرينگتون،افسر اطلاعاتي

00:22:33.102 --> 00:22:37.699
و بعد بي سرو صدا در هر مرحله يک جعبه کوچک

00:22:37.815 --> 00:22:41.194
از وسايلم رو به خارج از ويتنام پست ميکردم

00:22:45.906 --> 00:22:48.000
حالا ويتنام شمالي يک حمله جديد را

00:22:48.117 --> 00:22:51.166
بر شهرهاي ارتفاعات مرکزي انجام دادند

00:22:51.287 --> 00:22:53.585
از جمله آنها بنميتوت بود

00:22:53.706 --> 00:22:56.926
که در آن نيروهايشان تعدادشان از ارتش ويتنام جنوبي بيش از حد پراکنده شده بسيار بيشتر بود

00:22:57.042 --> 00:22:59.090
به نسبت تقريبا شش به يک.

00:23:05.134 --> 00:23:09.480
بنميتوت طي دو روز سقوط کرد

00:23:09.638 --> 00:23:13.233
و اينجا دومين ايالتي بود که سقوط ميکرد

00:23:13.350 --> 00:23:16.900
و آن نسبتا سريع سقوط کرد

00:23:17.021 --> 00:23:18.489
اون موقع،اونها فهميدند که

00:23:18.606 --> 00:23:20.083
خب،ما مجبور نيستيم تا 1976 منتظر بمونيم
جيمز ويلبانکس،مشاور ارتش

00:23:20.107 --> 00:23:21.324
ما ميتونيم همين حالا براش اقدام کنيم
جيمز ويلبانکس،مشاور ارتش

00:23:21.442 --> 00:23:23.319
هانوي از فقدان پاسخ

00:23:23.485 --> 00:23:26.489
آمريکاييها خوشنود بود

00:23:26.655 --> 00:23:31.786
ولي همه تهاجمات قبلي که لي زوان باعثش شده بود

00:23:31.911 --> 00:23:33.788
در 1964

00:23:33.913 --> 00:23:36.587
در 1968

00:23:36.707 --> 00:23:38.835
در 1972

00:23:38.959 --> 00:23:42.714
با شکست پايان يافته بود

00:23:42.838 --> 00:23:46.513
در اين زمان او بسمت ژنرال وو وين زاپ

00:23:46.634 --> 00:23:49.478
معمار پيروزي بزرگ بر فرانسه

00:23:49.595 --> 00:23:51.017
در دين بين فو متمايل شد

00:23:51.180 --> 00:23:56.311
که طي تهاجم تت به حاشيه رانده شده بود

00:23:57.963 --> 00:23:58.963
لي زوان فهميد

00:23:59.915 --> 00:24:01.182
که به يک ژنرال بزرگ نياز داره

00:24:01.915 --> 00:24:02.915
تا جنگ رو

00:24:04.988 --> 00:24:06.855
به يک پايان ظفرمندانه برسونه.

00:24:07.633 --> 00:24:12.266
وقايع در سرفرماندهي نشون داد که از اون به بعد
هوي دوک ،از ويتنام شمالي

00:24:12.267 --> 00:24:15.267
ژنرال زاپ فرماندهي کامل جنگ رو در اختيار داشت

00:24:18.374 --> 00:24:20.047
سرفرماندهي ارتش ويتنام جنوبي بمدت چند هفته

00:24:20.167 --> 00:24:23.216
به تيو هشدار داده بود که نيروهاي از قبل ضعيفش

00:24:23.337 --> 00:24:25.089
به تعداد چنان کمي گسترش يافته اند

00:24:25.214 --> 00:24:29.264
که ديگر ممکن نبود از کل کشور دفاع کرد

00:24:29.385 --> 00:24:32.059
او با عصبانيت حرف آنها را رد کرده بود

00:24:32.179 --> 00:24:36.525
ولي حالا ناگهان او نظرش را تغيير داد

00:24:36.642 --> 00:24:40.272
تيو به سربازانش دستور داد تا ارتفاعات را رها کنند

00:24:40.396 --> 00:24:42.148
تا زير آتش عقبنشيني کنند

00:24:42.272 --> 00:24:46.072
و بعد به منظور بازپس گيري بانميتات مجتمع شوند

00:24:46.193 --> 00:24:48.662
آن تقريبا يک وظيفه غيرممکن

00:24:48.779 --> 00:24:51.407
با وجود يک طرح به دقت محاسبه شده بود

00:24:51.532 --> 00:24:53.534
تيو هيچکدام را نداشت

00:24:59.373 --> 00:25:01.671
نتيجه فاجعه بار بود

00:25:04.061 --> 00:25:06.294
اون يک وضعيت گيج کننده بود

00:25:07.407 --> 00:25:09.207
دستورات نامناسب صادر ميشدند
فام دوي تات،ارتش ويتنام جنوبي

00:25:11.685 --> 00:25:13.151
که باعث هرج و مرج ميشد

00:25:14.405 --> 00:25:15.405
و سرانجام

00:25:15.998 --> 00:25:18.731
همه چيز فرو پاشيد

00:25:19.768 --> 00:25:21.190
طي يک هفته

00:25:21.311 --> 00:25:24.906
پليکو و کانتوم به دست دشمن افتاد

00:25:27.245 --> 00:25:32.379
بعد از 30 سال جنگ بي نتيجه

00:25:32.440 --> 00:25:34.274
ناگهان ما فهميديم
باو نين،از ارتش ويتنام شمالي

00:25:35.667 --> 00:25:39.267
سايگون داشت از دست ميرفت
باو نين،از ارتش ويتنام شمالي

00:25:40.810 --> 00:25:42.142
حتي يک سرباز معمولي مثل من ميتونست اينو ببينه

00:25:42.166 --> 00:25:44.794
به نقل از ديپلماتهاي غربي اينجا در سايگون

00:25:44.960 --> 00:25:47.463
ويتنام جنوبي در حال ترک ارتفاعات مرکزي است

00:25:47.629 --> 00:25:50.382
چون آنها اميد دارند تا از شکست کامل اجتناب کنند

00:25:50.507 --> 00:25:52.027
گفته ميشود عقبنشيني تلاشي است

00:25:52.134 --> 00:25:55.058
تا افراد و تجهيزاتي که ممکن است در ديگر مناطق بسيار پرجمعيت تر

00:25:55.179 --> 00:25:58.058
کشور به شدت مورد نياز باشند حفظ شود

00:26:00.303 --> 00:26:03.303
رئيس جمهور تيو فراميني صادر کرد تا غيرنظاميها

00:26:03.998 --> 00:26:06.265
و نيروهاي محلي به حال خود رها شوند

00:26:07.508 --> 00:26:10.842
وقتي هرکسي سربازان ما رو ميديد که عقب نشيني ميکنند

00:26:10.962 --> 00:26:13.362
و ميشنيد کمونيستها در حال آمدن هستند

00:26:13.634 --> 00:26:15.568
وحشتزده ميشدند و فرار ميکردند

00:26:15.927 --> 00:26:20.194
همچنين بسياري از سربازان ما خويشاوندانشون رو همراه خودشون داشتند

00:26:21.264 --> 00:26:24.664
اونها هم بايد خارج ميشدن

00:26:25.000 --> 00:26:28.004
همزمان با فرار ارتش ويتنام جنوبي به سمت جنوب

00:26:28.128 --> 00:26:31.382
400 هزار غيرنظامي همراه آنها گريختند

00:26:38.097 --> 00:26:40.691
دشمن جاده هاي اصلي را مسدود کرد

00:26:40.808 --> 00:26:44.108
بنابراين آنها مجبور بودند تا از جاده هاي فرعي متروکه استفاده کنند

00:26:44.228 --> 00:26:46.230
هزاران نفر براثر آتش توپها

00:26:46.355 --> 00:26:48.824
و مسلسل ويتنام شماليها

00:26:48.941 --> 00:26:50.568
مردند و کشته شدند

00:26:50.692 --> 00:26:53.195
زير دست و پاي پناهندگان همراهشان  له شدند

00:26:53.362 --> 00:26:55.865
زير تانکهاي در حال عقب نشيني له شدند

00:26:55.989 --> 00:26:59.209
توسط بمبهاي ويتنام جنوبي منفجر شدند

00:26:59.326 --> 00:27:03.797
که توسط خلباناني فرو ريخته ميشد که انها را با دشمن اشتباه ميگرفتند

00:27:03.914 --> 00:27:07.885
گزارشگران آن را کاروان اشکها ناميدند

00:27:10.045 --> 00:27:13.720
بعد هوي سقوط کرد

00:27:15.153 --> 00:27:16.953
ما مستقيما به سمت هوي رفتيم
هو هوو لان،از ارتش ويتنام شمالي

00:27:17.822 --> 00:27:20.622
ما هوي رو آزاد کرديم و يه سمت دانانگ رفتيم

00:27:20.740 --> 00:27:22.606
نيروهاي آلت دست پراکنده شدند

00:27:22.714 --> 00:27:25.514
و يونيفرمهاشون رو در ميوردند و رها ميکردند

00:27:27.938 --> 00:27:31.738
در 29 مارس 1975(فروردين)

00:27:31.859 --> 00:27:34.829
ويتنام شماليها وارد دانانگ

00:27:34.945 --> 00:27:37.198
دومين شهر بزرگ ويتنام جنوبي شدند

00:27:39.449 --> 00:27:42.874
غيرنظاميان و سربازان مثل هم تلاش کردند تا فرار کنند

00:27:52.212 --> 00:27:56.388
يک گزارشگر آمريکايي به ياد مياورد:"دانانگ تسخير نشد

00:27:56.508 --> 00:28:00.604
آن بدليل ترس خودش فروپاشيد".

00:28:11.570 --> 00:28:14.837
ما پس از اينکه دانانگ سقوط کرده بود به اون رسيديم

00:28:15.075 --> 00:28:17.508
من مامور يک خونه شدم

00:28:18.343 --> 00:28:21.076
که به يک افسر ارتش ويتنام جنوبي تعلق داشت

00:28:24.304 --> 00:28:26.637
چمدونهاشون در وسط خونه افتاده بودند
لي مين خويي،ارتش ويتنام شمالي

00:28:27.015 --> 00:28:30.082
اونها نتونسته بودن با خودشون ببرن
لي مين خويي،ارتش ويتنام شمالي

00:28:30.140 --> 00:28:31.806
من وارد يک اتاق کوچيک شدم

00:28:32.255 --> 00:28:35.755
دختر خونه مشغول خياطي يک لباس بود

00:28:36.924 --> 00:28:38.590
ولي نتونسته بود تمومش کنه

00:28:41.650 --> 00:28:47.150
يک همسايه بعدا بمن گفت که اون خانواده سوار يک لنج فرار کردند

00:28:48.162 --> 00:28:50.429
اون کرجي اونها رو به يک کشتي ميبرد

00:28:51.758 --> 00:28:53.758
ولي لنج غرق شد

00:28:54.664 --> 00:28:56.797
اونها همشون مردند

00:28:57.264 --> 00:28:59.364
کل خانواده.

00:29:00.558 --> 00:29:04.758
من از اينکه شب در اون خونه باشم وحشت داشتم

00:29:07.132 --> 00:29:12.132
من اعتقاد داشتم که اون ارواح مرده به اون خونه برميگردن

00:29:14.990 --> 00:29:17.482
من خيلي وحشتزده بودم ، از بعضي دوستهام خواستم با من بمونن

00:29:17.506 --> 00:29:20.350
در همون ساحلي که تفنگداران دريايي ايالات متحده

00:29:20.467 --> 00:29:22.970
نزديک ده سال قبل پياده شده بودند

00:29:23.095 --> 00:29:26.645
و درگيري نظامي آمريکا در ويتنام را آغاز کردند

00:29:26.765 --> 00:29:30.815
16 هزار سرباز ارتش ويتنام جنوبي مشغول نبرد برسر جا

00:29:30.936 --> 00:29:34.236
با 75 هزار غيرنظامي وحشتزده

00:29:34.356 --> 00:29:38.202
سوار بر ناوگان سردستي آماده شده از کشتيهاي باري و قايقهاي ماهيگيري

00:29:38.360 --> 00:29:43.161
به مقصد جنوب به سمت خليج کمران,وونگ تاو و سايگون بودند

00:29:43.282 --> 00:29:48.413
هرجايي که آنها فکر ميکردند سربازان شمالي ممکن است تعقيبشان نکنند

00:29:54.376 --> 00:29:58.256
هزازان نفر در حال تلاش براي رسيدن به قايقها غرق شدند

00:29:58.380 --> 00:30:01.634
هزاران نفر ديگر با توپهاي دشمن

00:30:01.758 --> 00:30:04.386
که بر آن ساحل ميباريد کشته شدند

00:30:06.240 --> 00:30:08.806
اون عروسکهاي خيمه شب بازي در حال فرار بودند

00:30:08.807 --> 00:30:12.207
قبلا،ما کل يکسال رو با استفاده از يک نقشه ميجنگيديم
هو هوو لان،از ارتش ويتنام شمالي

00:30:12.575 --> 00:30:17.775
در سال 1975،ما نقشه ها رو هر روز عوض ميکردم
هو هوو لان،از ارتش ويتنام شمالي

00:30:17.960 --> 00:30:19.693
ما پيشروي بيشتري در يک روز

00:30:19.707 --> 00:30:20.712
نسبت به 20 سال  داشتيم

00:30:20.736 --> 00:30:23.239
دانانگ،تامکي

00:30:23.363 --> 00:30:25.582
کوانگ گاي،کوينون

00:30:25.741 --> 00:30:29.666
نانرانگ،خليج کمران.

00:30:29.786 --> 00:30:33.040
ويتنام شماليها مدام نزديک و نزديکتر

00:30:33.165 --> 00:30:34.838
به سايگون ميشدند

00:30:34.958 --> 00:30:40.089
گيج کننده بود که در سايگون نشست
جو گالووي،روزنامه نگار

00:30:40.213 --> 00:30:42.762
سرتيترهاي روزانه رو
جو گالووي،روزنامه نگار

00:30:42.924 --> 00:30:46.679
با موضوع سقوط همه اين نواحي نوشت

00:30:46.803 --> 00:30:49.773
شما با دهسال ارزش تاريخي
چهارمين شهر بزرگ ويتنام جنوبي رها شد

00:30:49.931 --> 00:30:52.650
از رمق ميفتاديد
چهارمين شهر بزرگ ويتنام جنوبي رها شد

00:30:52.768 --> 00:30:56.864
و ميديديد همه اون متلاشي ميشد
چهارمين شهر بزرگ ويتنام جنوبي رها شد،نوشته جوزف گالوي

00:30:58.273 --> 00:30:59.820
در پايان مارس(فروردين)

00:30:59.941 --> 00:31:03.662
18 لشکر ويتنام شمالي

00:31:03.779 --> 00:31:06.123
همراه با 5 لشکر احتياط

00:31:06.239 --> 00:31:07.365
حالا  عليه در اصل

00:31:07.491 --> 00:31:12.372
6 لشکر ويتنام جنوبي آرايش گرفته بودند

00:31:12.496 --> 00:31:15.249
عدم تعادل نيروها
فرانک اسنيپ،سيا

00:31:15.374 --> 00:31:19.095
حدود 3 يا چهار به يک،به نفع کمونيستها بود
فرانک اسنيپ،سيا

00:31:19.211 --> 00:31:21.213
اون نفس گير بود

00:31:21.338 --> 00:31:24.057
ويتنام شماليها حالا تصميم داشت

00:31:24.174 --> 00:31:25.972
تا بسمت سايگون حرکت کنند

00:31:26.093 --> 00:31:30.815
و آنرا قبل از روز تولد هوشي مين در 19 مي بگيرند

00:31:30.972 --> 00:31:33.600
براي توماس پولگار

00:31:33.725 --> 00:31:36.649
رئيس مقر سيا در سايگون روشن بود

00:31:36.812 --> 00:31:40.442
که زمان آغاز آماده شدن براي تخليه فرا رسيده است

00:31:40.565 --> 00:31:44.365
هنوز حدود 5 هزار آمريکايي در سايگون وجود داشت

00:31:44.486 --> 00:31:46.204
و همچنين باندازه

00:31:46.321 --> 00:31:49.825
200 هزار ويتنام جنوبيايي  و خانواده هاشان بودند که

00:31:49.950 --> 00:31:53.625
با ايالات متحده همکاري داشته بودند

00:31:53.745 --> 00:31:57.545
ولي گراهام مارتين سفير موافق نبود

00:31:57.666 --> 00:31:59.964
او يک جنگجوي جنگ سرد مصمم بود

00:32:00.085 --> 00:32:02.179
که منصوب شده بود تا به تيو اطمينان دهد

00:32:02.337 --> 00:32:04.931
که حمايت آمريکا ادامه ميابد

00:32:05.048 --> 00:32:07.642
و احساساتش تنها با مرگ پسرش

00:32:07.759 --> 00:32:10.433
در ويتنام شدت گرفته بود

00:32:10.554 --> 00:32:12.682
او به يک دستيار گفت:او سفير

00:32:12.848 --> 00:32:14.350
نشده است تا ويتنام را

00:32:14.516 --> 00:32:18.020
به کمونيستها بدهد.

00:32:18.145 --> 00:32:21.615
او گفت:سيا داشت هشدار غيرضروري ميداد

00:32:21.731 --> 00:32:23.859
هيچ حمله اي به سايگون درکار نبود

00:32:24.025 --> 00:32:27.245
و بنابراين هيچ تخليه اي انجام نميشد

00:32:27.362 --> 00:32:32.493
رئيس جمهور تيو همچنان به اصرار به اينکه همه چيز از دست نرفته است ادامه ميداد

00:32:32.617 --> 00:32:35.666
او گفت:ارتش ويتنام جنوبي آماده بود تا آخرين فشنگ

00:32:35.787 --> 00:32:38.540
و تا آخرين دانه برنج بجنگد.

00:32:40.500 --> 00:32:43.299
درست در 65 کيلومتري شرق سايگون

00:32:43.420 --> 00:32:45.593
نيروهاي ويتنام شمالي به شهر

00:32:45.714 --> 00:32:48.888
زوان لاک در بزرگراه شماره يک حمله کردند

00:32:49.009 --> 00:32:53.105
آخرين مانع در راهشان بسمت سايگون.

00:32:53.221 --> 00:32:55.895
هرچند تعداد نفرات و تسليحات ويتنام جنوبي بسيار کمتر بود

00:32:56.057 --> 00:33:00.187
فرمانده آنها از عقب نشيني سرباز زد

00:33:00.312 --> 00:33:04.909
او مصمم بود تا دشمن را از پايتختش دور نگه دارد

00:33:05.025 --> 00:33:07.699
تو مطمئني که ميتوني زوانلاک رو حفظ کني؟

00:33:07.819 --> 00:33:09.241
قطعا،قطعا

00:33:09.362 --> 00:33:10.955
من به شما اطمينان ميدم

00:33:11.072 --> 00:33:13.746
من به شما اطمينان ميدم که ميتونم زوانلاک رو حفظ کنم

00:33:13.909 --> 00:33:16.833
حتي باوجود اينکه دشمن ،ميدوني،از دو برابر

00:33:16.953 --> 00:33:19.752
يا شايد سه برابر قواي من استفاده ميکنه

00:33:19.915 --> 00:33:21.087
ولي مشکلي نيست،قربان

00:33:21.249 --> 00:33:22.626
مشکلي نيست

00:33:24.044 --> 00:33:26.593
يک تراژدي انساني عظيم

00:33:26.755 --> 00:33:31.431
براي دوستانمان در ويتنام و کامبوج رخ داده

00:33:31.551 --> 00:33:33.144
در 10 آوريل(فروردين)

00:33:33.261 --> 00:33:36.811
رئيس جمهور فورد درخواست کرد تا به يک جلسه مشترک کنگره

00:33:36.932 --> 00:33:39.606
براي کمک اضطراري به سايگون بپيوندد

00:33:39.768 --> 00:33:42.237
اگر آنها نپذيرند و سايگون سقوط کند

00:33:42.354 --> 00:33:45.949
کنگره و نه کاخ سفيد بايد سرزنش شود

00:33:46.066 --> 00:33:48.694
در زمان 5 رئيس جمهور و 12 دوره کنگره

00:33:48.818 --> 00:33:53.039
ايالات متحده درگير هندو چين بوده

00:33:53.156 --> 00:33:56.626
ميليونها آمريکايي خدمت کردند

00:33:56.743 --> 00:33:58.711
هزاران نفر کشته شدند

00:33:58.828 --> 00:34:03.459
و تعداد بيشتري مجروح ،اسير يا مفقود شدند

00:34:03.625 --> 00:34:08.005
رئيس جمهور از کنگره 722 ميليون دلار

00:34:08.129 --> 00:34:09.802
کمک نظامي درخواست کرد

00:34:09.965 --> 00:34:11.683
هيچ تشويق و تحسيني درکار نبود

00:34:11.800 --> 00:34:15.054
اغلب قانون گذاران و راي دهندگانشان

00:34:15.178 --> 00:34:18.227
فکر ميکردند که براي ايجاد هرگونه تغييري خيلي دير شده است

00:34:18.348 --> 00:34:23.354
کنگره در پايان عليه هرگونه کمک نظامي راي داد

00:34:23.478 --> 00:34:25.981
فکر نميکردم براي ملت بزرگي

00:34:26.147 --> 00:34:30.323
مثل ايالات متحده رفتاري مثل اون خوب باشه

00:34:30.443 --> 00:34:31.990
چون تا آنزمان

00:34:32.153 --> 00:34:35.874
ما درخواست خون سربازان آمريکايي رو نکرده بوديم
بوي زيم،ديپلمات ويتنام جنوبي

00:34:35.991 --> 00:34:40.337
منظورم اينه که در لحظه آخر اونها اونجوري از ما دست شستن

00:34:40.495 --> 00:34:43.374
برازنده يک ديپلمات نيست تا از کلمات زشت

00:34:43.498 --> 00:34:44.920
عليه آمريکا استفاده کنه

00:34:45.041 --> 00:34:48.295
ولي من در موردش عميقا احساس تاسف ميکنم

00:34:50.922 --> 00:34:53.721
ما همه قوانين کتابيو در مورد بيرون بردن مردم شکستيم

00:34:53.842 --> 00:34:56.812
اون افسران جوان اين کارو کردن

00:34:56.928 --> 00:35:02.059
درحاليکه سفير به مانع تراشي
فرانک اسنيپ،سيا

00:35:02.183 --> 00:35:04.311
در مقابل سفارت و واشنگتن ادامه ميداد

00:35:04.436 --> 00:35:08.282
طرحهاي تخليه نهايتا برنامه ريزي شدند

00:35:08.398 --> 00:35:11.527
چهار گزينه وجود داشت:

00:35:11.693 --> 00:35:17.041
انتقال از طريق دريا با کشتيهاي باري لنگر انداخته در بندر سايگون

00:35:17.157 --> 00:35:20.377
انتقال از طريق پرواز با خطوط هوايي تجاري

00:35:20.535 --> 00:35:23.209
انتقال با پرواز نظامي

00:35:23.371 --> 00:35:25.590
و بعنوان اخرين چاره

00:35:25.707 --> 00:35:28.130
تخليه از طريق هليکوپترها

00:35:28.251 --> 00:35:31.346
به يک ناوگان کوچک از کشتيهاي نيروي دريايي ايالات متحده

00:35:31.463 --> 00:35:34.216
در درياي چين جنوبي.

00:35:34.341 --> 00:35:38.562
سفير مارتين همچنان علاقه کمي نشان ميداد

00:35:38.720 --> 00:35:40.563
او گفت:کوچکترين علامتي که ايالات متحده

00:35:40.680 --> 00:35:43.479
براي ترک ويتنام جنوبي نشان دهد

00:35:43.600 --> 00:35:47.400
باعث ايجاد ترس و وحشت در خيابانها ميشد

00:35:48.730 --> 00:35:50.403
در 21 آوريل

00:35:50.523 --> 00:35:53.948
زوان لاک سرانجام بدست ويتنام شمالي افتاد

00:35:54.069 --> 00:35:59.166
ارتش ويتنام جنوبي دليرانه بمدت 12 روز خونين مقاومت کرد

00:35:59.282 --> 00:36:04.960
بزرگراه شماره يک اکنون تمام راه به سمت سايگون باز شده بود

00:36:05.080 --> 00:36:10.257
آن روز عصر رئيس جمهور تيو استعفا کرد

00:36:10.377 --> 00:36:15.304
سيا چهار روز بعد تيو را مخفيانه به تايوان برد

00:36:15.423 --> 00:36:17.346
در آنجا يک ديپلمات آمريکايي براي او يک

00:36:17.467 --> 00:36:20.186
پيام خصوصي از جانب رئيس جمهور فورد رساند

00:36:20.303 --> 00:36:24.103
برا ي او زمان خوبي نبود تا از آمريکا ديدن کند

00:36:24.224 --> 00:36:27.899
احساسات ضد جنگ خيلي قوي بودند

00:36:28.019 --> 00:36:31.319
تيو گفت:دشمن ايالات متحده بودن خيلي راحت است

00:36:31.439 --> 00:36:32.816
ولي

00:36:32.941 --> 00:36:36.536
دوست آن بودن خيلي مشکل است.

00:36:36.653 --> 00:36:39.497
اخبار استعفاي تيو

00:36:39.614 --> 00:36:42.458
هزاران ويتنامي وحشت زده را

00:36:42.617 --> 00:36:44.790
با عجله به فرودگاه تان سون نات فرستاده بود

00:36:44.911 --> 00:36:47.460
با اميد اينکه از کشورشان خارج شوند

00:36:47.622 --> 00:36:53.049
برخي ويزاي خروج داشتند،بسياري نداشتند

00:36:53.169 --> 00:36:57.720
تفنگداران دريايي آنچه در توان داشتند براي ايجاد نظم به کار گرفتند

00:36:57.841 --> 00:37:02.187
سرگروهبان خوان والدز افسر وظيفه

00:37:02.303 --> 00:37:06.683
مسئول گارد حفاظتي سپاه تفنگداران دريايي در سايگون بود

00:37:06.808 --> 00:37:08.810
او يکي از اولين تفنگداراني بود که

00:37:08.977 --> 00:37:12.902
در 1965 در ويتنام پياده شده بود

00:37:13.022 --> 00:37:15.992
مردم سعي ميکردند تا به تفنگداران دريايي رشوه بدن

00:37:16.109 --> 00:37:19.488
ميدوني،اونها پول ،جواهرات رو اونجا ميوردن

00:37:19.612 --> 00:37:21.660
تا اونها رو از کشور خارج کنن

00:37:21.823 --> 00:37:23.634
من فکر ميکنم تقريبا هر تفنگدار دريايي که کنار دروازه بود
خوان والدز،تفنگداران دريايي

00:37:23.658 --> 00:37:25.660
با اين نوع از رشوه ها مواجه شد
خوان والدز،تفنگداران دريايي

00:37:25.785 --> 00:37:28.083
ولي اونها مجبور بودند جلوي اونها رو بگيرن،اره اره

00:37:28.204 --> 00:37:31.458
خانواده زوانگ وان ماي اليوت

00:37:31.583 --> 00:37:34.257
در 1954 از هانوي فرار کرده بودند

00:37:34.377 --> 00:37:37.347
در پشت سر خواهر بزرگترش تانگ

00:37:37.505 --> 00:37:40.304
که به قواي هوشي مين ملحق شده بود بجا گذاشته بودند

00:37:40.425 --> 00:37:42.678
حالا 20 سال بعد

00:37:42.844 --> 00:37:45.814
با نزديک شدن ويتنام شماليها به سايگون

00:37:45.930 --> 00:37:47.682
آنها با چشم انداز

00:37:47.807 --> 00:37:50.856
فرار بار ديگر مواجه شدند

00:37:50.977 --> 00:37:54.197
مادرم نميخواست بريم

00:37:54.355 --> 00:37:57.029
او گفت که نميخواست تا بار ديگه يک پناهنده بشه
زوانگ وان ماي اليوت، سايگون

00:37:57.192 --> 00:37:59.820
او دفعات خيلي زيادي پناهنده شده بود
زوانگ وان ماي اليوت، سايگون

00:37:59.944 --> 00:38:02.663
علاوه بر اين خواهرم تانگ داشت ميرسيد

00:38:02.781 --> 00:38:06.206
و ما رو بعد از اين همه سال ملاقات ميکرد

00:38:06.326 --> 00:38:11.207
مادرم گفت که ميخواست بمونه و تانگو ببينه

00:38:11.372 --> 00:38:14.717
پدرم مصمم بود که بريم

00:38:14.834 --> 00:38:18.805
ولي اون ميترسيد که اگه بمونيم کشته بشيم

00:38:18.922 --> 00:38:23.428
اون از دست مادرم عصباني شد و با هم بحث و جدل کردند

00:38:23.551 --> 00:38:25.724
ولي در پايان مادرم تسليم پافشاري

00:38:25.887 --> 00:38:29.391
پدرم شد که ما بايد..اونها بايد از ويتنام برن

00:38:31.059 --> 00:38:33.482
ميدونستم که پايان داشت نزديک ميشد

00:38:33.603 --> 00:38:36.698
وقتي شما در مرکز توفان هستيد

00:38:36.815 --> 00:38:38.863
مجبوريد بيرون بريد

00:38:38.983 --> 00:38:44.080
وقتي خودم و خانواده نزديکم

00:38:44.239 --> 00:38:46.162
و پدرم و خانواده نزديکش

00:38:46.282 --> 00:38:48.785
به فرودگاه تان سان نات رفتيم

00:38:48.910 --> 00:38:52.756
در تمام مدت ميگفتم اين ديوانگيه،ميدوني

00:38:52.914 --> 00:38:56.339
چرا چرا ما مجبوريم تحت چنين شرايطي کشورو ترک کنيم؟

00:38:56.459 --> 00:38:57.927
خيلي تحقير آميز بود
فان کوانگ تو،سايگون

00:38:58.044 --> 00:39:03.175
و من اون تحقيرو با خودم به ايالات متحده ميبرم
فان کوانگ تو،سايگون

00:39:03.299 --> 00:39:06.018
وقتي تو صف رفتم تا براي شغلي ثبت نام کنم

00:39:06.135 --> 00:39:08.012
ميدوني،من

00:39:08.137 --> 00:39:11.482
من به اونها جنگ در ويتنام رو يادآور ميشدم

00:39:11.599 --> 00:39:14.148
که امريکاييها ازش متنفر بودن

00:39:14.269 --> 00:39:17.113
شما بايد يک کشور و يک رويا رو  از دست بديد

00:39:17.272 --> 00:39:20.742
تا اون حقارتو حس کنيد

00:39:29.876 --> 00:39:33.943
والدينم 9 تا بچه داشتن

00:39:34.735 --> 00:39:36.735
8 پسر و من

00:39:40.278 --> 00:39:43.545
چهار برادرم در جنگ با فرانسه کشته شدن

00:39:46.882 --> 00:39:50.015
تا زمان پيروزيمان،همه هشت برادرم کشته شده بودند

00:39:51.841 --> 00:39:53.774
من نخواسته بودم تا ازدواج کنم

00:39:53.873 --> 00:39:57.473
ولي مافوقهام منو متقاعد کردن:
وين وان تانگ،از قواي ويت کنگ

00:39:57.524 --> 00:39:59.057
"اگه تو فقط روي جنگ بدون توليد مثل
وين وان تانگ،از قواي ويت کنگ

00:39:59.153 --> 00:40:00.153
تمرکز کني

00:40:02.396 --> 00:40:04.929
رزمندگان آينده مان از کجا خواهند آمد؟"

00:40:07.255 --> 00:40:08.855
خوشبختانه من ازدواج کردم

00:40:10.025 --> 00:40:11.025
و دو پسر داشتم

00:40:12.621 --> 00:40:15.554
وقتي اونها بزرگ شدن اونها هم به ارتش پيوستند

00:40:17.493 --> 00:40:21.193
و بعد در 1975

00:40:23.196 --> 00:40:26.696
وقتي ما در آستانه پيروزي بوديم

00:40:29.244 --> 00:40:31.244
در اول فوريه

00:40:31.982 --> 00:40:34.749
دو پسرم کشته شدن

00:40:41.189 --> 00:40:44.409
ما هميشه يک تاج گل

00:40:44.525 --> 00:40:48.701
براي قبرش در آرلينگتون ميفرستاديم

00:40:48.821 --> 00:40:51.745
بخشي به خاطر يادبودش البته
ژان-ماري کراکر، مادر ستاره طلايي

00:40:51.866 --> 00:40:55.746
ولي همچنين به اين فکر ميکرديم اگه ديگر مردم عزادار اونجا هستن

00:40:55.870 --> 00:40:59.920
يا فقط افرادي که فقط مشغول ديدار از اونجا هستند تا اداي احترام کنن

00:41:00.041 --> 00:41:04.217
براي اونها خوبه که بدونن اون افراد

00:41:04.337 --> 00:41:06.590
اون سربازان به خاطر آورده ميشن

00:41:20.019 --> 00:41:22.397
امروز...

00:41:22.522 --> 00:41:26.447
آمريکا ميتواند حس غرورش را که پيش از

00:41:26.567 --> 00:41:29.320
ويتنام وجود داشته پس بگيرد

00:41:29.445 --> 00:41:34.201
ولي به آن با دوباره جنگيدن در يک نبرد نميتوان دست پيدا کرد

00:41:34.325 --> 00:41:38.296
که تا آنجاييکه به آمريکا مربوط است تمام شده است

00:41:44.252 --> 00:41:47.506
در 27 آوريل 1975(ارديبهشت)

00:41:47.630 --> 00:41:50.759
راکتها در قلب سايگون فرود آمدند

00:41:50.925 --> 00:41:54.020
اين علامتي براي ويتنام شماليها بود تا حمله اصليشان را

00:41:54.137 --> 00:41:56.435
به شهر آغاز کنند

00:41:56.556 --> 00:41:59.901
آنها از 5 طرف حمله کردند

00:42:00.018 --> 00:42:02.942
فرمانده شان گفت:مثل  هوريکان(توفان سهمگين).

00:42:03.062 --> 00:42:06.612
کاخ سفيد دستور داد همه کشتيهاي باري آمريکايي

00:42:06.733 --> 00:42:09.077
بدون انتظار به دريا بروند

00:42:09.193 --> 00:42:11.412
تا همه مسافران را سوار کنند

00:42:11.529 --> 00:42:15.124
حالا هيچ گونه انتقال  سازمان يافته با کشتي  ممکن نبود

00:42:26.919 --> 00:42:29.342
وقتي کمونيستها شروع به گلوله باران توپخانه اي

00:42:29.464 --> 00:42:33.514
شهر ساحلي وونگتا درست در جنوب شرقي سايگون کردند

00:42:33.634 --> 00:42:35.477
هزاران نفر از مرد وحشت زده

00:42:35.636 --> 00:42:37.980
به سختي به هر شناوري که ميتوانستند پيدا کنند

00:42:38.139 --> 00:42:40.938
در آرزوي نجات توسط آمريکاييها وارد ميشدند

00:42:41.059 --> 00:42:43.528
پيش ازينکه مهاجرت دسته جمعي خاتمه يابد

00:42:43.644 --> 00:42:46.739
بيش از 60 هزار پناهجو از وونگتا

00:42:46.856 --> 00:42:48.483
برداشته شدند

00:42:48.608 --> 00:42:51.782
ولي هزاران نفر ديگر در پشت سر رها شدند

00:42:51.903 --> 00:42:55.533
درحاليکه درمانده روي دريا شناور بودند

00:42:55.656 --> 00:42:57.579
در سفارت آمريکا

00:42:57.700 --> 00:43:00.624
سفير مارتين به هنري کسينجر تلگراف زد

00:43:00.745 --> 00:43:02.292
که حالا وزير خارجه بود

00:43:02.413 --> 00:43:04.586
که "نظر متفق القول

00:43:04.707 --> 00:43:06.550
کارکنان عاليرتبه اينجا اين است که

00:43:06.667 --> 00:43:11.673
هيچ حمله مستقيم يا جدي به سايگون وجود نخواهد داشت"

00:43:11.798 --> 00:43:13.846
خيلي از ماها به اين فکر افتاديم که

00:43:14.008 --> 00:43:17.012
آيا اون درکشو از واقعيت از دست داده بود

00:43:17.178 --> 00:43:21.934
اون در روزهاي اخر با ذات الريه افتاده بود
فرانک اسنپ،سازمان سيا

00:43:22.058 --> 00:43:24.402
اون به شدت ضعيف شده بود

00:43:24.519 --> 00:43:27.489
و احتمالا اون حس قضاوتشو تحت تاثير قرار داده بود

00:43:27.605 --> 00:43:31.530
طراحان برنامه تخليه، بي سر و صدا دو نقطه را

00:43:31.692 --> 00:43:33.444
درون سفارتخانه بعنوان

00:43:33.569 --> 00:43:36.118
مناطق فرود بالقوه هليکوپتر طراحي کرده بودند

00:43:36.239 --> 00:43:39.413
يک حياط داخلي که ميتوانست پذيراي هليکوپترهاي بزرگ باشد

00:43:39.534 --> 00:43:41.832
و فرودگاه هليکوپتر روي سقف سفارتخانه

00:43:41.953 --> 00:43:44.376
بمنظور هليکوپترهاي کوچک.

00:43:44.539 --> 00:43:48.840
يک درخت تمبر هندي قديمي در مرکز حياط سفارت ايستاده بود

00:43:48.960 --> 00:43:52.385
بارها و بارها تفنگداران دريايي از سفير مارتين خواستار

00:43:52.547 --> 00:43:54.470
اجازه براي قطع آن شده بودند

00:43:54.590 --> 00:43:57.719
بخاطر اينکه با نشست و برخاست هليکوپترهايي که

00:43:57.885 --> 00:44:00.729
آنها مطمئن بودند بزودي آغاز خواهد شد،تداخل نداشته باشد

00:44:00.888 --> 00:44:03.562
او هميشه اين تقاضاها را رد ميکرد

00:44:03.724 --> 00:44:07.274
او گفت آن درخت نماد عزم آمريکايي بود

00:44:07.395 --> 00:44:11.320
قطع آن پيام اشتباه ارسال ميکرد

00:44:11.440 --> 00:44:14.239
در همين ضمن،ژنرال دونگ وان مين

00:44:14.360 --> 00:44:15.907
که در کودتايي مشارکت کرده بود

00:44:16.028 --> 00:44:19.578
که رئيس جمهور زيم را 12 سال قبل سرنگون کرده بود

00:44:19.740 --> 00:44:23.415
بعنوان رئيس جمهور جديد ويتنام جنوبي سوگند خورد

00:44:23.536 --> 00:44:26.289
او خواستار آتش بس فوري شد

00:44:26.414 --> 00:44:32.387
و از امريکاييها خواست ظرف 24 ساعت ويتنام جنوبي را ترک کنند

00:44:33.796 --> 00:44:36.766
در 29 آوريل(ارديبهشت) در 3:58 بامداد

00:44:36.924 --> 00:44:39.598
راکتهاي ويتنام شمالي شروع به اصابت

00:44:39.760 --> 00:44:41.933
به فرودگاه سان نوت کردند

00:44:42.096 --> 00:44:44.269
ويتنام شماليها فقط داشتن

00:44:44.432 --> 00:44:46.025
اين گلوله هاي توپ رو
فليپ کاپوتو،روزنامه نگار

00:44:46.142 --> 00:44:48.270
اين گلوله هاي توپ بزرگ 130 ميليمتريو
فليپ کاپوتو،روزنامه نگار

00:44:48.436 --> 00:44:49.858
به سراسر پايگاه هوايي پرتاب ميکردن
فليپ کاپوتو،روزنامه نگار

00:44:49.979 --> 00:44:51.731
که اساسا باند فرود رو نابود ميکرد

00:44:51.856 --> 00:44:53.108
اون انقدر نزديک بود

00:44:53.232 --> 00:44:54.992
که شما ميتونستين بالا سرتون صداي فرودشو بشنوين

00:44:56.027 --> 00:44:58.200
دو تفنگدار محافظ

00:44:58.321 --> 00:45:02.042
سرجوخه داروين جاج از مارشال تاون، آيوا

00:45:02.158 --> 00:45:06.334
و سرجوخه چارلز مک ماون جونيور از وابورن، ماساچوست

00:45:06.454 --> 00:45:08.582
در آن گلوله باران کشته شدند

00:45:08.706 --> 00:45:12.961
انها آخرين سربازاني بودند که در ويتنام کشته شدند

00:45:13.127 --> 00:45:16.051
# All along the watchtower... #

00:45:16.172 --> 00:45:18.266
من هنوز اون سفير رو مقصر ميدونم

00:45:18.382 --> 00:45:19.599
اين واقعه نبايد رخ ميداد

00:45:19.717 --> 00:45:21.765
ميدوني،اگه اون سفير دست به عمل زده بود
خوان والدز،از تفنگداران دريايي

00:45:21.886 --> 00:45:25.015
و افراد رو بيرون از اونجا برده بود که او قرار بود اينکارو بکنه
خوان والدز،از تفنگداران دريايي

00:45:25.139 --> 00:45:28.109
اين اتفاق هرگز نميفتاد

00:45:28.226 --> 00:45:30.604
باندهاي فرورد براثر گلوله باران سوراخ سوراخ شدند

00:45:30.728 --> 00:45:32.401
و توسط لاشه هاي هواپيماها مسدود شدند

00:45:32.521 --> 00:45:36.651
روي اون باندها ،بمبها و مخازن سوخت رها شده پراکنده شده بود

00:45:36.776 --> 00:45:41.327
آمريکاييها گزينه هاي تخليه شان باتمام رسيده بود

00:45:41.447 --> 00:45:44.326
زمان آن بود تا هليکوپترها

00:45:44.492 --> 00:45:46.836
از ناوگان نزديک ساحل فرا خوانده شوند

00:45:46.953 --> 00:45:48.205
امکان نداشت تا

00:45:48.329 --> 00:45:50.331
همه ويتنام جنوبيهاي باقيمانده

00:45:50.456 --> 00:45:52.629
تخليه شوند

00:45:56.671 --> 00:45:59.299
آن درخت تمبر هندي در سفارت

00:45:59.423 --> 00:46:01.175
سرانجام قطع شد

00:46:01.342 --> 00:46:04.186
بنابراين هليکوپترها شروع به فرود آمدن کردند

00:46:04.345 --> 00:46:07.440
بنابراين اونها مجبور شدند اين درخت بزرگ تمبر هنديو قطع کنند

00:46:07.556 --> 00:46:09.934
قطعه قطعش کردند و کناري انداختن

00:46:10.059 --> 00:46:11.936
و بعد اونها مجبور شدن تا از سازمان آتش نشاني

00:46:12.061 --> 00:46:14.655
بخوان تا همه خرده ريزها و همه چيز اون درخت رو بشوره

00:46:14.772 --> 00:46:16.024
تا وقتي هليکوپترها فرود ميان

00:46:16.190 --> 00:46:17.737
اونها همه اون خرده ريزها رو

00:46:17.858 --> 00:46:20.281
به درون موتورهاشون نکشن

00:46:20.403 --> 00:46:23.202
درست بعد از 11 صبح

00:46:23.364 --> 00:46:25.958
يک پيام از پيش اماده شده براي تخليه، از يک فرکانس

00:46:26.075 --> 00:46:29.955
راديويي مخصوص در پايتخت پخش شد:

00:46:30.079 --> 00:46:34.710
"دماي هوا در سايگون 105 درجه است و در حال افزايش است"

00:46:36.460 --> 00:46:38.178
# I'm dreaming... #

00:46:38.296 --> 00:46:40.674
قرار بود پس از آن آواز "کريسمس سفيد"

00:46:40.798 --> 00:46:42.892
از بينگ کراسبي پخش شود

00:46:43.050 --> 00:46:45.644
ولي مسئول پخش موسيقي نتوانست آنرا پيدا کند

00:46:45.761 --> 00:46:50.892
و بجايش ورژن تنسي ارني فورد را پخش کرد

00:46:51.017 --> 00:46:54.897
آمريکاييها و ويتناميها با مدارک مناسب

00:46:55.021 --> 00:46:57.740
در مناطق از قبل آماده شده جمع آوري گرد آمدند

00:46:57.857 --> 00:47:00.326
و سوار کاروانهاي اتوبوسها شدند

00:47:00.443 --> 00:47:04.198
ويتنام جنوبيهاي خشمگين وقتي انها از ميان

00:47:04.322 --> 00:47:06.666
خيابانهاي شلوغ به سمت فرودگاه حرکت ميکردند

00:47:06.782 --> 00:47:08.784
به وسايل نقليه ضربه ميزدند

00:47:08.909 --> 00:47:13.335
فليپ کاپوتو حالا مشغول پوشش خبري سقوط سايگون

00:47:13.456 --> 00:47:16.084
در ميان تخليه شوندگان بود

00:47:16.250 --> 00:47:19.254
ما از پايگاه هوايي سانوت تخليه شديم.

00:47:19.420 --> 00:47:23.345
ولي به سفارت رفتيم و شما فقط اين هنگامه و بلوا رو ميديديد

00:47:23.466 --> 00:47:28.267
اين جمعيت بيشمار مردم که به ديوارها فشار ميوردن

00:47:28.387 --> 00:47:31.186
و تفنگداران دريايي روي ديوارها بودن

00:47:31.307 --> 00:47:36.564
و مردم رو با قنداق تفنگ ميزدند تا مانع از اونها بشن
فليپ کاپوتو،روزنامه نگار

00:47:36.687 --> 00:47:38.985
تا مانع از اونها بشن از رو ي ديوارها توي سفارت بريزن
فليپ کاپوتو،روزنامه نگار

00:47:39.106 --> 00:47:41.950
افراد در حال تخليه در فرودگاه به گروههاي

00:47:42.109 --> 00:47:44.908
50 نفري در هر هليکوپتر تقسيم شدند

00:47:45.029 --> 00:47:48.203
و از يک راهروي دراز به سمت يک محوطه آسفالته در فرودگاه هدايت شدند

00:47:48.324 --> 00:47:50.702
برخي در گروه کاپوتو در مورد

00:47:50.826 --> 00:47:55.878
اينکه سرانجام"نور را در انتهاي تونل"ميبينند شوخي ميکردند

00:47:55.998 --> 00:47:57.966
هليکوپترها بلند شدند

00:47:58.084 --> 00:48:01.463
و در حال پرواز بسمت ساحل بودند

00:48:01.629 --> 00:48:05.133
وشما ميتونستيد به پايين نگاه کنيد و همه چيزي که ميتونستيد ببينيد

00:48:05.257 --> 00:48:07.385
همه اطراف سايگون،همه اطراف پايگاه هوايي

00:48:07.510 --> 00:48:10.980
فقط اين ستونهاي عظيم دود بود که از ساختمانهاي در حال سوختن بلند ميشد

00:48:11.097 --> 00:48:13.395
که ناشي از انفجار گلوله هاي توپ بود

00:48:13.516 --> 00:48:16.315
و هرگز فراموش نميکنم که روي نوار ساحلي ميرفتيم

00:48:16.435 --> 00:48:20.315
و کل ناوگان هفتم رو ميديدم..دهها و دهها

00:48:20.481 --> 00:48:23.451
و اين ناوگان عظيم اونجا مثل اين بود

00:48:23.567 --> 00:48:28.414
و اين صحنه رو فقط بعنوان يک حيرت محض به ياد ميارم

00:48:28.531 --> 00:48:31.580
حس باور نکردن و آسايش در يک زمان.

00:48:34.745 --> 00:48:36.945
همه جا از 10 هزار تا 12 هزار نفر ز مردم وجود داشتند

00:48:36.997 --> 00:48:39.216
که سفارت رو محاصره کرده بودن

00:48:39.333 --> 00:48:42.633
ما بنا بود امريکاييها رو از اونجا خارج کنيم

00:48:42.753 --> 00:48:44.972
و ما قرار بود ويتنام جنوبيهايي که

00:48:45.089 --> 00:48:47.888
برامون در سفارت کار ميکردن ببريم

00:48:48.008 --> 00:48:50.227
عوامل سيا پشت سرمون بودن

00:48:50.344 --> 00:48:51.655
و اونها به افرادي که قرار بود

00:48:51.679 --> 00:48:53.477
بيرون ببريم اشاره ميکردن

00:48:53.597 --> 00:48:56.271
ولي هر بار که شما دستتونو دراز ميکردين تا فرد خاصيو بگيرين

00:48:56.392 --> 00:48:58.144
بقيه مردم دستاتونو ميگرفتن

00:48:58.269 --> 00:49:00.192
و سعي داشتن شما رو با خودشون پايين بکشن،ميدوني

00:49:00.354 --> 00:49:01.651
تا شما بتونين بهشون کمک کنين بيرون برن

00:49:01.772 --> 00:49:05.322
برخي امريکاييها چنان به سرعت رفته بودند

00:49:05.443 --> 00:49:08.037
که بيسيمها رو جا گذاشته بودن

00:49:08.154 --> 00:49:12.159
بنابراين دوستاي ويتناميشون در اون بيسيمها

00:49:12.283 --> 00:49:13.956
التماس ميکردن تا نجات پيدا کنن

00:49:14.076 --> 00:49:16.329
من هان هستم،رانندت

00:49:16.454 --> 00:49:19.549
من آقاي ناگ هستم،مترجمت

00:49:19.707 --> 00:49:24.383
من فهميدم که امريکاييها اغلب در ويتنام چکار کرده بودن

00:49:24.545 --> 00:49:29.426
اونها فراموش کرده بودن که اينها انسان بودن

00:49:31.594 --> 00:49:33.892
تجارب من در ويتنام

00:49:34.013 --> 00:49:40.111
اغلب مثل حمله بمب افکن ب-52 از بالاست.
فرانک اسنپ،سازمان سيا

00:49:40.227 --> 00:49:44.073
من هرگز مجبور نبودم تا با عواقب عملياتم مواجه بشم

00:49:44.231 --> 00:49:47.326
من ميتونستم فقط اجازه بدم درهاي پرتاب بمب باز بشه

00:49:47.443 --> 00:49:51.664
و همچنان باز بمونه

00:49:51.780 --> 00:49:53.999
جاي ديگر در سفارت

00:49:54.116 --> 00:49:58.166
تفنگداران دريايي ديوانه وار اسناد محرمانه را نابود کردند

00:49:58.287 --> 00:50:01.257
بالاي سقف دو کوره بزرگ وجود داشت

00:50:01.415 --> 00:50:03.793
که درست زير سکوي فرود هليکوپتر قرار داشت

00:50:03.918 --> 00:50:06.387
و تفنگداران دريايي مدارک محرمانه رو

00:50:06.504 --> 00:50:08.427
مدام ميسوزوندن

00:50:08.589 --> 00:50:10.591
اما طبق نظر من حتي وقتي که ما رفتيم

00:50:10.758 --> 00:50:14.262
هنوز اسناد محرمانه پشت سر جا گذاشته بوديم

00:50:14.428 --> 00:50:17.978
خب وقتي هليکوپترها سرانجام شروع به رسيدن کردن

00:50:18.098 --> 00:50:20.817
جريان هواي ايجاد شده به سمت پايين توسط اونها،اون کيسه ها رو پاره کرد

00:50:20.935 --> 00:50:23.233
و اسناد محرمانه

00:50:23.354 --> 00:50:26.608
در سراسر محوطه پارکينگ افتاده بودن

00:50:26.732 --> 00:50:28.530
وقتي ويتنام شماليها رسيدن

00:50:28.651 --> 00:50:34.329
اونها ظاهرا اون مدارک رو به هم چسبوندن

00:50:34.448 --> 00:50:36.621
و اون يک فهرست خونيني شد که تونستن در دستگيري

00:50:36.742 --> 00:50:39.962
افراد ويتنامي که براي ما کار کرده بودن استفاده کنن

00:50:40.079 --> 00:50:43.800
مقامات سفارت کيسه هاي پول رو

00:50:43.958 --> 00:50:45.301
در بشکه هاي نفت انداختن

00:50:45.417 --> 00:50:47.135
و آتيشش زدن

00:50:47.253 --> 00:50:49.927
ميليونها دلار از منابع مالي براي شرايط اضطراري

00:50:50.047 --> 00:50:52.141
تبديل به دود شد

00:50:52.258 --> 00:50:55.853
رئيس سيا توماس پولگار به واشنگتن اين را تلگرام کرد:

00:50:55.970 --> 00:51:00.020
"اين پيام نهايي از مقر سايگون خواهد بود

00:51:00.140 --> 00:51:04.896
اين نبردي طولاني بوده است و ما شکست خورده ايم

00:51:05.020 --> 00:51:07.819
آنهايي که در يادگيري از تاريخ شکست خورده اند

00:51:07.982 --> 00:51:09.905
مجبورند آن را تکرار کنند

00:51:10.025 --> 00:51:14.155
بياييد اميدوار باشيم که ما تجربه ويتنام ديگري نخواهيم داشت

00:51:14.321 --> 00:51:16.949
و اينکه ما درسهايمان را ياد گرفته ايم

00:51:17.074 --> 00:51:20.374
پايان پيام از سايگون."

00:51:23.998 --> 00:51:26.672
بيش از 50 هليکوپتر آمريکايي

00:51:26.834 --> 00:51:29.838
حالا در آسمان سايگون در حال رفت و آمد بودند

00:51:30.004 --> 00:51:33.383
افرادي که قرار بود تخليه شوند را از پشت بامهاي برنامه ريزي شده

00:51:33.507 --> 00:51:35.726
همچنين سفارت  برميداشتند

00:51:35.843 --> 00:51:39.063
و آنها را به ناوگان دور دست در دريا انتقال ميدادند

00:51:39.179 --> 00:51:40.977
بعد براي انتقال افراد بيشتر برميگشتند

00:51:42.725 --> 00:51:45.524
برخي افسران درمانده ويتنام جنوبي

00:51:45.644 --> 00:51:47.442
همچنين هليکوپترها را براي خودشان

00:51:47.563 --> 00:51:49.816
و خانواده هايشان مصادره ميکردند

00:51:49.940 --> 00:51:51.863
بطور خطرناکي در عرشه هاي

00:51:51.984 --> 00:51:54.453
ناوهاي هواپيما بر آمريکايي ازدحام ميکردند

00:51:54.570 --> 00:51:57.414
هيچ اتاقي براي آنان وجود نداشت

00:51:57.531 --> 00:52:00.125
تصويري که در ذهنم مونده

00:52:00.242 --> 00:52:02.085
عکس اون هليکوپتره

00:52:02.202 --> 00:52:04.921
که داشتن به زور از کنار ناو هواپيما بر مينداختنش پايين

00:52:05.039 --> 00:52:08.168
اون هليکوپتر نمايانگر همه چيز در ويتنام بود

00:52:08.292 --> 00:52:11.045
منظورم اينه که اون آماده سازي،تجديد تدارکات رساني

00:52:11.211 --> 00:52:13.509
آتش پشتيباني بود.اون همه چيز بود

00:52:13.631 --> 00:52:18.558
به همه چيزي که ميتونستم فکر کنم اين بود:چه هدر رفت،چه هدر رفت

00:52:18.719 --> 00:52:21.097
وقتي شاهد بودم همه اون امور آشکار شد

00:52:21.221 --> 00:52:25.226
من حس مسئوليت ميکردم
جيمز ويلبانکس،مشاور ارتش

00:52:25.351 --> 00:52:26.443
شرمنده بودم

00:52:26.560 --> 00:52:28.562
ما به اين مردم گفته يوديم

00:52:28.687 --> 00:52:30.815
که ما اونجا هستيم تا از اونها حمايت کنيم

00:52:30.939 --> 00:52:32.407
و نکرديم

00:52:37.571 --> 00:52:41.292
حدود 9:15 شب آخر

00:52:41.408 --> 00:52:44.537
پولگار اومد و گفت:ما همه بايد بريم

00:52:44.662 --> 00:52:46.348
به ما دستور داده شده که با هليکوپترها اونجا رو ترک کنيم

00:52:46.372 --> 00:52:47.919
بيا بريم

00:52:48.082 --> 00:52:52.132
سفير مارتين خواسته بود تا آخرين نفري باشه که آنجا رو ترک ميکنه

00:52:52.252 --> 00:52:55.927
ولي حدود ساعت چهار صبح 30 آوريل

00:52:56.090 --> 00:53:00.311
يک هليکوپتر CH-46 روي سقف سفارت نشست

00:53:00.427 --> 00:53:04.307
خلبان آن فراميني از خود رئيس جمهور با خود داشت

00:53:04.431 --> 00:53:08.231
مارتين بايد همين حالا انجا را ترک ميکرد

00:53:08.352 --> 00:53:10.730
او گفت:"داره اتفاق ميفته"

00:53:10.854 --> 00:53:12.902
وقتي به مارتين کمک ميشد که سوار بشود

00:53:13.023 --> 00:53:15.492
به او پرچم تا شده امريکا داده شد که

00:53:15.609 --> 00:53:19.785
که روز قبل از ميله پرچم به اهتزاز در آمده بود

00:53:19.905 --> 00:53:25.787
او در 4:58 دقيقه صبح از زمين بلند شد و به سمت دريا حرکت کرد

00:53:25.911 --> 00:53:29.836
رئيس جمهور فورد همچنين دستور داده بود که از اين به بعد

00:53:29.957 --> 00:53:34.258
تنها آمريکاييها تخليه شوند

00:53:34.378 --> 00:53:38.178
دهها هزار ويتنام جنوبيايي

00:53:38.298 --> 00:53:40.141
پشت سر رها ميشدند

00:53:40.300 --> 00:53:42.894
و بيش از 400 نفر هنوز در حياط

00:53:43.011 --> 00:53:44.604
سفارتخانه منتظر بودند

00:53:44.722 --> 00:53:47.396
بارها و بارها به آنها اطمينان داده شده بود که

00:53:47.516 --> 00:53:51.362
هليکوپترها در راهند تا آنها را بردارند

00:53:51.478 --> 00:53:54.027
به من دستور داده شده بود

00:53:54.148 --> 00:53:57.322
که با ويتناميها بمانم و دلگرم نگهشون دارم

00:53:57.484 --> 00:54:00.033
به اين معني که "کوچکترين اشاره اي به اين نکن که

00:54:00.154 --> 00:54:05.661
همه اين قولها و وعده هايي که ما به اونها داده ايم هيچ و پوچه"

00:54:05.784 --> 00:54:07.832
من قلبا ناراحت بودم،اوقات سختي داشتم.

00:54:07.995 --> 00:54:09.838
هوا تاريک بود بنابراين من مجبور نبودم در مورد

00:54:09.997 --> 00:54:13.001
درمورد نگاه کردن به چشمهاي اين افراد نگران باشم
استوارت هرينگتون،افسر اطلاعاتي

00:54:13.125 --> 00:54:16.049
ولي من توجيهي تراشيدم

00:54:16.170 --> 00:54:18.013
"بايد برم دستشويي."

00:54:18.172 --> 00:54:21.392
و به محوطه باز سفارت رفتم

00:54:21.508 --> 00:54:24.307
يک مسير غيرمستقيم به در پشتي سفارت

00:54:24.428 --> 00:54:26.021
به سمت دفتر دبيرخانه سفارت داشت

00:54:26.180 --> 00:54:28.433
و من راهمو به پشت بام پيدا کردم

00:54:28.557 --> 00:54:33.313
حدود 129 تفنگدار دريايي درساختمان سفارت باقي مانده بودند

00:54:33.437 --> 00:54:34.609
انها نهايت تلاششان را کردند

00:54:34.730 --> 00:54:38.030
تا به سفارتخانه عقب بکشند و به بالاي بام بروند

00:54:38.192 --> 00:54:39.614
طوري که ويتناميها را هشيار نکنند که

00:54:39.735 --> 00:54:42.830
آنها قرار است جا بمانند

00:54:42.946 --> 00:54:46.041
ما خودمون رو درون سفارت محبوس کرديم

00:54:46.158 --> 00:54:49.412
و خودمون رو بالا روي سقف رسونديم

00:54:49.536 --> 00:54:51.880
دقيقا بعد ازينکه ما به پشت بام رسيديم

00:54:52.039 --> 00:54:53.975
همه اين توده هاي انساني رو مشاهده ميکرديم

00:54:53.999 --> 00:54:56.343
بعضي از اونها از قبل به ساختمان سفارت اومده بودند

00:54:56.460 --> 00:54:57.928
و اون درها رو شکسته بودن

00:54:58.045 --> 00:55:00.764
و اينطوري بود که ويتنام جنوبيها

00:55:00.881 --> 00:55:04.306
تونستن داخل سفارت بشن

00:55:06.678 --> 00:55:11.229
اين عمليات فصلي رو در تجارب آمريکا به اتمام رسوند

00:55:11.391 --> 00:55:15.771
رئيس جمهور از همه آمريکاييها ميخواهد که در يک صف واحد قرار بگيرند

00:55:15.896 --> 00:55:20.072
از اتهام زنيهاي متقابل درمورد گذشته اجتناب کنند

00:55:20.234 --> 00:55:23.033
و براي انجام وظايف بزرگ که براي

00:55:23.153 --> 00:55:26.123
انجام رسيدن باقي مانده به هم بپيوندند

00:55:26.240 --> 00:55:30.620
حالا براي ارائه اطلاعات مشروح درمورد وقايع چند روز گذشته
ران نسن،دبير رسانه اي کاخ سفيد

00:55:30.744 --> 00:55:32.496
و پاسخگويي به سوالات شما
ران نسن،دبير رسانه اي کاخ سفيد

00:55:32.621 --> 00:55:33.964
وزير امور خارجه کسينجر.

00:55:34.081 --> 00:55:35.391
آقاي وزير آيا شما مطمئنيد

00:55:35.415 --> 00:55:37.588
که همه ان آمريکاييهايي که ميخواستند بيرون بيايند

00:55:37.751 --> 00:55:39.424
خارج از سايگون هستند

00:55:39.545 --> 00:55:41.013
و آيا شما اطلاعي از

00:55:41.129 --> 00:55:42.889
تعداد آمريکاييهايي که پشت سر باقي مانده اند داريد؟

00:55:42.923 --> 00:55:45.551
من هيچ اطلاعي از تعداد آمريکاييهايي که

00:55:45.676 --> 00:55:47.269
پشت سر باقي مانده اند ندارم

00:55:47.427 --> 00:55:50.852
من مطمئنم که همه آمريکاييهايي که

00:55:50.973 --> 00:55:52.225
که خواستار خروج بودند

00:55:52.349 --> 00:55:55.444
بيرون از ويتنام هستند

00:55:55.561 --> 00:55:58.440
آنچه که حالا در اين کشور به آن احتياج داريم

00:55:58.564 --> 00:56:02.444
التيام زخمها و پشت سر گذاشتن ويتنام است

00:56:04.194 --> 00:56:07.243
يک دستيار به کسينجر يادداشتي داد

00:56:07.364 --> 00:56:10.288
که ميگفت 129 تفنگدار دريايي

00:56:10.409 --> 00:56:14.459
به طريقي روي بام سفارت جا مانده اند

00:56:14.621 --> 00:56:17.966
هليکوپترها براي برداشتن آنها اعزام شدند

00:56:18.083 --> 00:56:20.962
سرانجام تنها گروهبان والدز

00:56:21.086 --> 00:56:25.808
و ده نفر از واحد امنيتي سفارت باقي ماندند

00:56:25.924 --> 00:56:28.347
ولي بعد پس از گذشت يکساعت

00:56:28.468 --> 00:56:30.971
هيچ نشاني از هليکوپترهاي ديگري نبود

00:56:31.096 --> 00:56:33.519
بيسيمهايشان باتريش تمام شده بود

00:56:33.640 --> 00:56:36.735
تفنگداران دريايي هيچ راهي نداشتند تا با ناوگان دريايي تماس بگيرند

00:56:36.852 --> 00:56:40.152
تا بفهمند آيا هليکوپتري در راه است يا نه.

00:56:40.314 --> 00:56:41.987
همه چيز متوقف شد

00:56:42.107 --> 00:56:43.780
ما جا مونده بوديم

00:56:43.901 --> 00:56:46.745
افراد دوروبر در افکار خودشون نشسته بودن

00:56:46.862 --> 00:56:49.536
زياد صحبت نميکردند

00:56:49.656 --> 00:56:52.660
ما تقريبا تصميم گرفتيم که قراره بجنگيم

00:56:52.784 --> 00:56:54.081
از اين سلاحهاي سبک که داشتيم استفاده کنيم

00:56:54.202 --> 00:56:56.546
و فقط تا پايان بجنگيم

00:56:56.663 --> 00:57:01.339
ما دو ستون دود ديديم که داره از دريا مياد

00:57:01.501 --> 00:57:04.596
وقتي نزديکتر شدن بعد ما تونستيم تشخيص بديم که

00:57:04.713 --> 00:57:06.340
اونها هليکوپتر بودن

00:57:06.465 --> 00:57:08.593
اون مايه آرامش بود

00:57:08.717 --> 00:57:11.112
يکي از تفنگدارها فکر کنم گروهبان دوم سوليوان بود

00:57:11.136 --> 00:57:12.183
دستيارم

00:57:12.304 --> 00:57:13.851
منو گرفت و شروع کرد به کشيدن من به داخل

00:57:14.014 --> 00:57:15.357
وقتي سطح شيبدار هليکوپتر بالا رفت

00:57:15.515 --> 00:57:21.943
در ساعت 7:53 دقيقه 30 آوريل 1975

00:57:22.064 --> 00:57:26.365
آخرين هليکوپتر از سقف سفارت بلند شد

00:57:26.485 --> 00:57:29.034
سرگروهبان خوان والدز

00:57:29.154 --> 00:57:33.751
آخرين آمريکايي بود که سوار هليکوپتر شد

00:57:36.370 --> 00:57:38.668
دولت ويتنام جنوبي

00:57:38.789 --> 00:57:41.292
کمتر از 5 ساعت براي ادامه حيات فرصت داشت

00:57:45.587 --> 00:57:50.559
رئيس جمهور مين از کاخ رياست جمهوري در اواسط صبح سخنراني کرد

00:57:50.676 --> 00:57:54.351
او اصرار داشت آنچه که از ارتش ويتنام جنوبي باقي مانده بود

00:57:54.471 --> 00:57:56.189
به جنگيدن پايان دهد

00:57:56.306 --> 00:58:00.777
او گفت:ما اينجا منتظر هستيم تا قدرت را به خاطر توقف

00:58:00.894 --> 00:58:05.070
خونريزي بيهوده واگذار کنيم

00:58:06.244 --> 00:58:08.877
اگر مين دستور تسليم نداده بود
باو نين،از ارتش ويتنام شمالي

00:58:11.904 --> 00:58:15.137
اوضاع وحشتناک ميشد
باو نين،از ارتش ويتنام شمالي

00:58:15.368 --> 00:58:17.468
ما همه ميمرديم

00:58:17.554 --> 00:58:20.287
دوستام که در ارتش ويتنام جنوبي خدمت کردند

00:58:20.452 --> 00:58:22.519
رئيس جمهور مين رو نفرين ميکردند

00:58:22.638 --> 00:58:26.238
اونها ازش متنفر بودن چون به اونها دستور داد تسليم شوند

00:58:26.487 --> 00:58:28.753
که اجازه ميداد کمونيستها پيروز بشن

00:58:29.091 --> 00:58:32.824
دوستهام در آمريکا هنوز مين رو نفرين ميکنن

00:58:34.607 --> 00:58:36.074
ولي اونها فراموش ميکنن

00:58:36.741 --> 00:58:38.174
اگه اون دستور رو نداده بود

00:58:38.246 --> 00:58:40.846
اونها زنده نميموندن و به آمريکا نميرفتن

00:58:41.482 --> 00:58:44.182
و شهروند آمريکايي نميشدن

00:58:45.386 --> 00:58:47.452
اونها همراه من در سايگون ميمردن

00:58:48.699 --> 00:58:53.232
وقتي رئيس جمهور مين اعلام تسليم کرد
فام دوي تات،ارتش ويتنام جنوبي

00:58:54.095 --> 00:58:56.628
من هنوز هليکوپتر فرماندهي شخصيمو داشتم

00:58:57.330 --> 00:58:59.397
هنوز يک خلبان داشتم

00:59:01.873 --> 00:59:05.006
سرانجام تصميم گرفتم تا فرار نکنم

00:59:07.906 --> 00:59:10.406
من مجبور بودم اونچه اتفاق ميفتاد رو بپذيرم

00:59:11.097 --> 00:59:14.164
همه درمورد حمام خون صحبت ميکردن

00:59:15.945 --> 00:59:18.678
من بعنوان يک کاتوليک نميتونستم خودکشي کنم

00:59:19.500 --> 00:59:21.667
همچنانکه خيليهاي ديگه اينکارو کردن

00:59:21.764 --> 00:59:24.631
بنابراين من سرنوشتمو پذيرفتم

00:59:26.563 --> 00:59:28.361
هنگام ظهر

00:59:28.482 --> 00:59:32.328
تانکهاي ويتنام شمالي که پرچمهاي ويت کنگ همراهشان در اهتزاز بود

00:59:32.444 --> 00:59:34.196
دروازه هاي کاخ

00:59:34.321 --> 00:59:36.244
رياست جمهوري را له کردند و وارد شدند

00:59:38.533 --> 00:59:41.582
طي چند ساعت سربازان فاتح

00:59:41.703 --> 00:59:45.503
سايگون را "شهر هوشي مين"ناميدند

00:59:48.460 --> 00:59:52.840
در سراسر شهر،سربازان ويتنام جنوبي يونيفرمهايشان را پاره کردند

00:59:53.006 --> 00:59:56.636
و نهايت تلاششان را کردند تا در جمعيت گم شوند

00:59:56.760 --> 00:59:58.888
خانواده ها آلبومهاي عکسشان را ميسوزاندند

00:59:59.012 --> 01:00:00.764
تا مدرکي نباشد که

01:00:00.889 --> 01:00:05.770
پسران يا شوهرانشان هرگز براي ويتنام جنوبي جنگيده اند

01:00:08.105 --> 01:00:12.201
سرهنگ تران ناک توان  بيش از

01:00:12.359 --> 01:00:14.327
12 سال با کمونيستها جنگيده بود

01:00:14.444 --> 01:00:16.242
و از زخمهاي وحشتناکي نجات پيدا کرده بود که

01:00:16.363 --> 01:00:19.037
در نبرد بينجا متحمل شده بود

01:00:19.157 --> 01:00:21.410
او انچه را که از

01:00:21.535 --> 01:00:24.709
گردان تفنگداران دريايي چهارم ويتنام جنوبي بجا مانده بود

01:00:24.830 --> 01:00:29.802
در نزديکي بينهوا،30 کيلومتري شرق سايگون فرماندهي ميکرد

01:00:29.918 --> 01:00:32.592
ژنرال فرمانده اش مدتها قبل

01:00:32.712 --> 01:00:36.967
با رشوه خودش را به عرشه يک کشتي رسانده بود و از کشور فرار کرده بود

01:00:37.092 --> 01:00:41.768
يک دوست آمريکاييش به توان اصرار کرده بود که او هم بيرون برود

01:00:41.888 --> 01:00:43.765
او نپذيرفت

01:00:46.633 --> 01:00:47.633
ولي من گفتم نه

01:00:48.835 --> 01:00:50.702
من نميتونم از کشورم فرار کنم

01:00:52.317 --> 01:00:55.851
سعي کردم با پاي پياده پيش خانواده ام در سايگون برگردم

01:00:56.243 --> 01:00:57.243
ميخواستم بميرم
تران گوک توان
از تفنگداران دريايي ويتنام جنوبي

01:00:59.240 --> 01:01:01.374
اون موقع ميخواستم فورا بميرم
تران گوک توان
از تفنگداران دريايي ويتنام جنوبي

01:01:04.658 --> 01:01:06.325
ديگه نميخواستم زنده بمونم

01:01:09.912 --> 01:01:11.845
فکز ميکنم خانوادم هنوز اونجان

01:01:12.362 --> 01:01:13.962
بچه هام فقط حدود نه سال

01:01:17.470 --> 01:01:18.603
و چهار سالشون بود

01:01:19.550 --> 01:01:23.350
خب به اونها فکر ميکردم و داشتم پياده پيش خانوادم برميگشتم

01:01:24.598 --> 01:01:27.522
يک افسر پليس ويتنام جنوبي

01:01:27.642 --> 01:01:29.736
به سمت يک بناي يادبود به افتخار

01:01:29.853 --> 01:01:33.278
آنهايي که در دفاع از ويتنام جنوبي کشته شده بودند رفت

01:01:33.398 --> 01:01:36.402
به آن سلام نظامي داد،مدتي آنجا ايستاد

01:01:36.526 --> 01:01:39.996
و بعد به سر خود شليک کرد و مرد.

01:01:40.113 --> 01:01:43.367
اون يک پايان خيلي کثيف

01:01:43.491 --> 01:01:46.370
به يک جنگ خيلي کثيف بود

01:01:46.494 --> 01:01:48.792
احساس آرامش ميکردم

01:01:48.955 --> 01:01:52.710
ولي همچنين حس اندوه داشتم وقتي تمام شد

01:01:52.834 --> 01:01:57.715
حس آرامش داشتم چون اون کشتار،ويراني

01:01:57.839 --> 01:01:59.967
سرانجام به پايان رسيد

01:02:00.133 --> 01:02:02.135
و اهميت نميدادم که کدوم طرف برده

01:02:02.260 --> 01:02:04.604
از نظر من ويتنام پيروز شد

01:02:04.721 --> 01:02:06.564
مردم ويتنام پيروز شدن

01:02:06.681 --> 01:02:09.901
چون اونها نهايتا ميتونستن طبيعي زندگي کنند

01:02:10.018 --> 01:02:15.491
و ناراحت بودم چون ميديدم خانواده ام دوباره درحال فرار بود

01:02:15.607 --> 01:02:17.530
و اين بار از وطنشون فرار ميکردن

01:02:17.651 --> 01:02:20.996
و آيندشون خيلي نامطمئن بود

01:02:21.154 --> 01:02:24.158
و ميدونستم که با پيروزي کمونيستها
زوانگ وان ماي اليوت، سايگون

01:02:24.282 --> 01:02:28.662
جامعه ويتنام خيلي زياد تغيير ميکرد
زوانگ وان ماي اليوت، سايگون

01:02:28.787 --> 01:02:31.290
لوکاک تام حالا در ارتش

01:02:31.414 --> 01:02:35.009
ويتنام شمالي نزديک ده سال بود که جنگيده بود

01:02:35.168 --> 01:02:38.422
که با درگيري خونين در روستاي يادرانگ

01:02:38.546 --> 01:02:42.642
اولين جنگ در مقياس کامل جنگ آمريکا آغاز ميشد

01:02:42.759 --> 01:02:47.230
حالا او ناظر پايان آن جنگ بود

01:02:49.419 --> 01:02:51.486
نميتونستم بيرون به خيابانها برم

01:02:51.575 --> 01:02:54.975
ياد همرزمان مرده ام ميفتادم

01:02:57.398 --> 01:02:58.598
من زنده مونده بودم

01:02:59.672 --> 01:03:02.338
ولي بر مرگشون ميگريستم

01:03:04.298 --> 01:03:08.098
هروقت صداي اين آوازو  ميشنوم
لو کاک تام،از ارتش ويتنام شمالي

01:03:08.739 --> 01:03:14.006
"تو رفته اي،سه بار رفته اي و هرگز برنميگردي"
لو کاک تام،از ارتش ويتنام شمالي

01:03:14.049 --> 01:03:16.716
نميتونم جلوي اشکامو بگيرم

01:03:17.811 --> 01:03:20.211
چون برادرهاي درگذشته ام رو دوست دارم

01:03:20.839 --> 01:03:24.309
ما سرانجام در ويتنام به پايان آن تونل رسيديم

01:03:24.426 --> 01:03:26.645
و هيچ نوري آنجا نيست

01:03:26.761 --> 01:03:30.231
آنچه آنجاست شايد به بهترين نحو توسط رئيس جمهور فورد گفته شد

01:03:30.390 --> 01:03:32.688
"جنگي که تمام شد"

01:03:32.809 --> 01:03:36.313
من اتفاقا در کنفرانسي در

01:03:36.438 --> 01:03:37.815
دانشگاه تافت بودم

01:03:37.939 --> 01:03:40.533
و رئيس دانشگاه اونجا سفير سابق بود

01:03:40.650 --> 01:03:42.493
که برامون در اواخر اونروز سخنراني کرد

01:03:42.610 --> 01:03:44.908
که معلوم شد يک روز سرنوشتساز بود

01:03:45.030 --> 01:03:48.284
و اون گفت که بتازگي از واشنگتن

01:03:48.408 --> 01:03:52.038
جايي که هواي بهاري زيبا بود
لوئيس سورلي،ارتشي

01:03:52.162 --> 01:03:54.756
و گلهاي نرگس زرد داشتن شکوفا ميشدند
لوئيس سورلي،ارتشي

01:03:54.873 --> 01:04:01.097
به بوستون که غم افزا و خاکستري مثل همان حسي که در قلبش داشت برگشته بود

01:04:03.006 --> 01:04:06.101
و مردم اونو هو کرده بودن

01:04:06.259 --> 01:04:09.513
من اونجا يونيفرم پوشيده بودم

01:04:09.637 --> 01:04:11.935
يکي از بزرگترين پشيمونيهام اين بود که بلند نشدم

01:04:12.057 --> 01:04:13.900
و  اون افرادي که

01:04:14.017 --> 01:04:15.269
به اون سفير و اندوهش

01:04:15.435 --> 01:04:18.359
از سقوط ويتنام بي حرمتي کرده بودن سرجاشون ننشوندم

01:04:18.480 --> 01:04:20.858
من از دفتر ملي سازمان کهنه سرابازان ويتنام عليه جنگ(يک سازمان غير انتفاعي براي مخالفت با سياستها و مشارکت آمريکا در جنگ ويتنام)تماسي

01:04:20.982 --> 01:04:23.531
از برخي دوستهاي ايام قديمم داشتم

01:04:23.651 --> 01:04:25.619
اونها داشتن جشن بزرگي ميگرفتن
جان ماسگريو،از  تفنگداران دريايي

01:04:25.779 --> 01:04:28.783
مشروب خوريو و گفتن"روز بزرگيه،اينجور نيست؟"
جان ماسگريو،از  تفنگداران دريايي

01:04:28.907 --> 01:04:31.786
و من گفتم"شما خليد؟"

01:04:31.951 --> 01:04:34.795
گفتم:نه ،روز بزرگي نيست که ببيني

01:04:34.954 --> 01:04:37.798
آمريکا داشت اونجوري از ويتنام ميرفت

01:04:37.957 --> 01:04:42.588
بعد ازينکه ما حدود 60 هزار نفر از پسران و دخترانمون رو داده بوديم

01:04:42.712 --> 01:04:46.262
اين چيزي براي جشن گرفتن نبود

01:04:46.383 --> 01:04:48.260
ميدونستم ما داشتيم ميليونها ويتنام جنوبيايي که

01:04:48.385 --> 01:04:51.810
به ما اعتماد کرده بودن رو ترک ميکرديم

01:04:51.971 --> 01:04:54.724
کسايي که تمام اميدشون براي پيروزي به ما بود.

01:04:54.849 --> 01:04:57.978
هيچ چيزي براي جشن گرفتن وجود نداشت

01:04:58.103 --> 01:05:00.447
فکر ميکردم اون فقط يکي از اندوهبارترين لحظاتيه

01:05:00.563 --> 01:05:04.113
که در تاريخ آمريکا ديده بودم

01:05:04.234 --> 01:05:06.236
بنابراين وقتي برخي سياستمداران آينده به دلايلي

01:05:06.361 --> 01:05:10.332
فکر ميکنن لازمه اين کشور رو به جنگ بکشونن
ديويد برينکلي،ان.بي.سي نيوز

01:05:10.490 --> 01:05:12.242
اون ميتونه اينجا به قبرستان ملي آرلينگتون بياد

01:05:12.367 --> 01:05:14.369
و ممکنه درست جايي اونجا بايسته

01:05:14.494 --> 01:05:18.340
تا بيانيه بده و اونچه که در ذهن داره رو بگه

01:05:24.256 --> 01:05:28.256
جنگ ويتنام 30 سال از 1945 تا 1975 طول کشيد

01:05:31.776 --> 01:05:33.910
من يکي از افراد بسيار اندکي بودم

01:05:35.884 --> 01:05:38.484
که  شادي به خانه برگشتن رو تجربه ميکرد

01:05:39.064 --> 01:05:40.597
من جلوي در پس از شش سال

01:05:40.998 --> 01:05:43.098
جنگ ظاهر شدم

01:05:43.383 --> 01:05:45.550
شش سال بدون يک نامه

01:05:45.996 --> 01:05:50.696
بمدت شش سال مادرم بهيچوجه نميدونست من زندم يا مردم.

01:05:52.276 --> 01:05:54.809
شما ميتونيد تصور کنيد شادي يک مادر رو؟

01:05:57.331 --> 01:06:00.464
اون جنگ زنان رو بدبخت ترين

01:06:01.104 --> 01:06:03.337
و خوشحال ترين افراد کرد

01:06:03.609 --> 01:06:04.609
مادرم گريه کرد

01:06:05.357 --> 01:06:06.957
ولي ما برامون معقول نبود

01:06:08.217 --> 01:06:10.584
ويتناميها اونجوري هستن

01:06:14.646 --> 01:06:17.113
مادرم فورا به همسايه هامون فکر ميکرد

01:06:17.718 --> 01:06:20.318
که فقط يک اطلاعيه مرگ دريافت کرده بودند

01:06:22.095 --> 01:06:23.562
در ساختمان آپارتمانمون

01:06:24.127 --> 01:06:25.927
شش مرد جوان به خدمت سربازي رفته بودن

01:06:27.252 --> 01:06:29.185
و من تنها کسي بودم که برميگشت

01:06:30.799 --> 01:06:33.366
ما جرات نکرديم جشن بگيريم

01:06:38.004 --> 01:06:40.470
جرات نداشتيم خوشحاليمون رو ابراز کنيم

01:06:40.872 --> 01:06:43.872
چون همسايه هامون بچه هاشونو از دست داده بودند

01:06:51.090 --> 01:06:54.435
در ويتنام حزب کمونيست پيروزي را جشن ميگرفت

01:06:54.594 --> 01:06:57.268
و آنها استثناگرايي(عقيده اي که سيستم سياسي کشور يا...را مجاز ميداند که متفاوت باشد و از ديگران بهتر ميداند) داشتند

01:06:57.388 --> 01:07:01.063
و استثناگراييشون براشون مشکل ساز شد

01:07:01.184 --> 01:07:04.814
درست همونطور که استثناگرايي ما برامون مشکل ساز شد

01:07:04.938 --> 01:07:08.738
بنابراين اونها کشور رو در مفهوم نظامي يکپارچه کردند
تام والي،تفنگدار دريايي

01:07:08.858 --> 01:07:13.113
و بعد اونها واقعا کشور رو بعد از اون يکپارچه نکردند
تام والي،تفنگدار دريايي

01:07:13.279 --> 01:07:17.750
اونها سعي کردند ولي شکست خوردند

01:07:17.867 --> 01:07:20.620
در پايان هيچ حمام  خوني

01:07:20.745 --> 01:07:23.669
در مقياسي که بسياري از آن وحشت داشتند،درکار نبود

01:07:23.790 --> 01:07:28.261
ولي صدها شايد هزاران نفر از مردم در نواحي روستايي

01:07:28.378 --> 01:07:29.971
گمان ميرود که در اعمال انتقام جويانه

01:07:30.088 --> 01:07:35.310
يا تلافي سياسي فردي کشته شده باشند

01:07:35.468 --> 01:07:38.472
آنهايي که در رژيم تيو خدمت کرده بودند

01:07:38.638 --> 01:07:41.141
از ژنرالها گرفته تا کارمندان دفتري معمولي

01:07:41.307 --> 01:07:44.902
خواسته شد که تحت بازآموزي قرار بگيرند

01:07:45.019 --> 01:07:46.896
به  سربازان غير درجه دار اطمينان داده شد

01:07:47.021 --> 01:07:50.571
آنها بايد  تنها با سه روز مطالعه موافقت کنند

01:07:50.692 --> 01:07:55.198
افسران لازم نبود که بيش از يک ماه در اين جلسات شرکت کنند

01:07:57.508 --> 01:07:59.474
برخي فکر ميکردند اونها قرار بود

01:07:59.529 --> 01:08:01.796
به اردوگاهها براي مدت کوتاهي بروند

01:08:02.393 --> 01:08:04.126
ولي من اينجوري فکر نميکردم

01:08:06.675 --> 01:08:10.209
من در يک اردوگاه بازاموزي بمدت

01:08:12.511 --> 01:08:14.178
هفده و نيم سال توقيف بودم

01:08:14.806 --> 01:08:18.873
من در ميان آخرين 100 نفري بودم که آزاد شدند

01:08:19.551 --> 01:08:23.351
وقتي به اون اردوگاهها اشاره ميشد،رسانه ها صحبت از "رفتن براي مطالعه"ميکردند
هوي دوک ،روزنامه نگار

01:08:25.480 --> 01:08:27.162
هيچ کسي هرگز نگفت"رفتن به زندان"

01:08:27.186 --> 01:08:29.280
اعتقاد بر اين است يک و نيم ميليون نفر

01:08:29.397 --> 01:08:34.073
به شکلي تحت شستشوي مغزي  قرار گرفتند

01:08:34.193 --> 01:08:38.699
قبرستانهاي ارتش ويتنام جنوبي با بولدوزر با خاک يکسان شدند يا بسته شدند

01:08:38.823 --> 01:08:41.702
همچنانکه ياد و خاطره يک ويتنام جنوبي مستقل

01:08:41.826 --> 01:08:44.579
و افرادي که براي آن هدف مرده بودند

01:08:44.704 --> 01:08:47.878
هر دو نابود شدند

01:08:48.041 --> 01:08:49.521
اون کمونيستها

01:08:49.626 --> 01:08:52.926
در تلاششون براي ريشه کني آثار و بقاياي

01:08:53.046 --> 01:08:54.639
رژيم سابق

01:08:54.756 --> 01:08:58.727
به ويتنام جنوبياييهايي که پسرانشان را

01:08:58.885 --> 01:09:02.185
در جنگ از دست داده بودند اجازه

01:09:02.305 --> 01:09:07.732
سوگواري،داشتن قبرهايشان و افتخار به ياد و خاطره شان نميدادند

01:09:07.894 --> 01:09:11.444
آن باعث شکافي شد که تا امروز طول کشيده

01:09:11.564 --> 01:09:16.411
که فاتحان با مغلوبان به نحوي

01:09:16.527 --> 01:09:18.404
سازشي ندارند

01:09:21.534 --> 01:09:24.834
ما يک کشور شده ايم

01:09:26.531 --> 01:09:28.764
ولي من اينو ميگم:
وين گوک(از ارتش ويتنام شمالي)

01:09:28.844 --> 01:09:31.560
مردم ويتنامي هرگز بيش از وضعيتي که حالا دارند از هم متفرق نبوده اند
وين گوک(از ارتش ويتنام شمالي)

01:09:31.584 --> 01:09:36.932
اغلب ويتنام پس از 30 سال جنگ ويرانه است

01:09:37.048 --> 01:09:39.642
گمان ميرود 3 ميليون نفر از شمال

01:09:39.759 --> 01:09:41.932
و جنوب کشته شده باشند

01:09:42.095 --> 01:09:45.770
با اين وجود تعداد بيشتري مجروح شده اند

01:09:45.890 --> 01:09:50.111
هزاران کودک که پدرشان نظاميان آمريکايي بودند

01:09:50.228 --> 01:09:53.027
پشت سر رها شده بودند

01:09:53.147 --> 01:09:59.450
روستاها لازم بود بازسازي شود،زمين بايد دوباره احيا ميشد

01:09:59.612 --> 01:10:02.957
شهرها از پناهندگان در حال انفجار بود

01:10:03.074 --> 01:10:05.827
ميليونها نفر بيکار بودند

01:10:05.952 --> 01:10:10.207
رئيس جمهور فورد يک تحريم اقتصادي اعمال کرد

01:10:10.331 --> 01:10:16.134
واشنگتن از به رسيمت شناختن دولت جديد ويتنام سر باز زد

01:10:16.254 --> 01:10:18.973
ولي ليزوان و همپيمانانش در دفتر سياسي حزب کمونيست

01:10:19.132 --> 01:10:21.430
خوشبين ماندند

01:10:21.551 --> 01:10:24.771
يکي از اعضاي کميته گفت:"هيچ چيز ديگري اتفاق نميفتد

01:10:24.887 --> 01:10:27.481
مشکلاتي که حالا با آن مواجهيم در مقايسه با

01:10:27.598 --> 01:10:30.818
پيش از اين،ناچيزند."

01:10:30.977 --> 01:10:33.696
ليزوان دست به دامان کمک شوروي شد

01:10:33.813 --> 01:10:36.783
تا کل ويتنام را به آنچه که او انرا

01:10:36.899 --> 01:10:41.655
"يک پاسگاه مرزي غير قابل نفوذ نظام سوسياليستي"ميناميد تبديل کند

01:10:41.821 --> 01:10:45.997
هانوي به زور کشاورزي را در جنوب در اولويت قرار داد

01:10:46.117 --> 01:10:48.495
واقعا سرمايه داري را منسوخ کرد

01:10:48.661 --> 01:10:51.164
صنايع را ملي کرد

01:10:51.289 --> 01:10:53.667
و برنامه ريزاني را منصوب کرد تا آنرا در کل

01:10:53.833 --> 01:10:57.212
در راستاي چارچوبهاي کمونيستي سفت و سخت اداره کنند

01:10:57.336 --> 01:11:01.307
نتيجه يک فاجعه اقتصادي بود

01:11:01.424 --> 01:11:06.271
تورم به ميزان زياد 700 درصد در سال افزايش يافت

01:11:06.387 --> 01:11:09.015
مردم گرسنه شدند

01:11:10.978 --> 01:11:12.445
هيچ چيزي وحشتناکتر از

01:11:12.976 --> 01:11:14.576
آن ده سال پس از جنگ نبود

01:11:15.049 --> 01:11:18.149
استاندارد زندگي ما کاملا فروپاشيد

01:11:19.071 --> 01:11:21.071
اوضاع از اين بدتر نميشد

01:11:21.256 --> 01:11:22.789
کاملا اوضاع وحشتناک بود

01:11:23.345 --> 01:11:26.445
طي جنگ مردم ميتونستن سختيو بپذيرن

01:11:27.934 --> 01:11:28.934
ولي بعد از جنگ

01:11:30.611 --> 01:11:31.823
سياستهاي اقتصادي استاليني

01:11:31.847 --> 01:11:35.314
اشتباهات بزرگي بودن

01:11:35.835 --> 01:11:37.835
اون مشکلات اقتصادي کمونيسم بود

01:11:38.044 --> 01:11:40.888
براي پيچيده کردن مشکلاتشان,

01:11:41.047 --> 01:11:44.551
ويتنام خودش را بار ديگر در جنگ ديد

01:11:44.717 --> 01:11:48.267
گرفتار بين منافع دو قدرت کمونيستي

01:11:48.387 --> 01:11:51.266
که زماني وفادارترين متحدانش بوده اند

01:11:51.390 --> 01:11:53.893
چين و اتحاد شوروي.

01:11:55.394 --> 01:11:58.443
بعد ازينکه رژيم بيرحم مائوئيستي در کامبوج

01:11:58.564 --> 01:12:00.066
به مناطق مرزي حمله کرد

01:12:00.191 --> 01:12:04.162
سربازان ويتنامي با تشويق و تسليحات شوروي

01:12:04.278 --> 01:12:08.875
در 1978 از مرز عبور کردند و ان رژيم را سرنگون کردند

01:12:08.991 --> 01:12:11.085
يک سلسله عملياتهاي ضدشورش

01:12:11.244 --> 01:12:13.622
بي حاصل دهساله متعاقب آن رخ داد

01:12:13.746 --> 01:12:18.377
که برخي انرا "ويتنام ويتنام"ناميدند

01:12:18.501 --> 01:12:20.299
پيش از تمام شدن آن

01:12:20.419 --> 01:12:24.219
ويتناميها حدود 50 هزار مرد ديگر را از دست دادند

01:12:24.340 --> 01:12:29.392
تقريبا به همان  اندازه اي که آمرکاييها در جنگشان از دست داده بودند

01:12:30.930 --> 01:12:32.773
چين کمونيست در همين ضمن

01:12:32.932 --> 01:12:36.778
مصمم بود تا ويتنام را بخاطر تجاوز به کامبوج مجازات کند

01:12:36.894 --> 01:12:39.443
و به مسکو نشان دهد آزادي عمل

01:12:39.605 --> 01:12:41.278
در آسياي جنوب شرقي ندارد

01:12:41.399 --> 01:12:45.870
85 هزار سرباز را براي حمله به شمال ويتنام فرستاد

01:12:45.987 --> 01:12:49.287
آنها نواحي در امتداد مرز را

01:12:49.448 --> 01:12:53.203
پيش ازينکه ويتناميها آنها را به عقب برانند ويران کردند

01:12:55.246 --> 01:12:58.796
درياي چين جنوبي 1978،

01:12:58.916 --> 01:13:02.466
آنها به تعداد 10 هزار نفر در ماه به ساحل ميرسند

01:13:02.587 --> 01:13:05.056
خيلي سريعتر ازينکه ايالات متحده يا هر کشور ديگري

01:13:05.172 --> 01:13:06.970
بخواهند آنها را بپذيرند

01:13:07.091 --> 01:13:11.062
آنها بدنبال يک خاطره دست نيافتني هستند

01:13:11.178 --> 01:13:13.272
وعده آمريکا

01:13:13.389 --> 01:13:18.611
يک و نيم ميليون نفر از مردم نهايتا از ويتنام فرار کردند:

01:13:18.728 --> 01:13:21.698
حاميان رژيم گذشته سايگون

01:13:21.814 --> 01:13:23.737
پناهندگان مناطق جنگي جديد

01:13:23.858 --> 01:13:25.826
در امتداد مرز کامبوج

01:13:25.943 --> 01:13:28.662
و ساکنان چيني تبار ويتنام

01:13:28.821 --> 01:13:33.167
که حکومت جديد بطور مخصوص با آنها بدرفتاري ميکرد

01:13:33.326 --> 01:13:37.456
صدها هزار نفر از مردم سوار بر قايق مردند

01:13:37.580 --> 01:13:39.833
سايرين در اردوگاههاي پناهندگان

01:13:39.957 --> 01:13:42.210
در سراسر آسياي جنوب شرقي رنج کشيدند

01:13:46.505 --> 01:13:51.602
حدود 400 هزار نفر سرانجام توانستند به آمريکا برسند

01:13:51.719 --> 01:13:54.438
جايي که آنها در نزديکي هر ايالت اقامت گزيدند

01:13:54.555 --> 01:13:57.354
آنها سخت کوش،مبتکر و ريسک پذير در کار

01:13:57.475 --> 01:14:01.105
مشتاقتر در مشارکت در زندگي سياسي آمريکا

01:14:01.228 --> 01:14:04.698
و بيشتر احتمال داشت تا شهروند آمريکا

01:14:04.857 --> 01:14:08.202
نسبت به ساير گروههاي نژادي از آسيا بشوند

01:14:08.361 --> 01:14:12.332
ولي براي نسل اول آمريکاييهاي ويتنامي تبار

01:14:12.448 --> 01:14:17.375
خاطرات وطنشان هرگز نميشد که از بين برود

01:14:19.617 --> 01:14:23.350
من حالا بعد از تقريبا 30 سال خيلي خوشحالم

01:14:24.696 --> 01:14:28.296
که يک انتخاب خوب براي خودم ،براي خانواده ام انجام دادم

01:14:30.593 --> 01:14:34.193
هرچند اي کاش ميتونستم به ويتنام برگردم تا همانجا بميرم
تران گوک چائو،لوس آنجلس

01:14:38.613 --> 01:14:40.213
ميخوام به بچه هام بگم که

01:14:40.632 --> 01:14:44.432
خوب،ميخوام به ويتنام برگردم تا بقيه عمرمو اونجا زندگي کنم

01:14:45.965 --> 01:14:47.365
ولي همچين جراتي ندارم

01:14:48.232 --> 01:14:50.699
چون احساساتشون رو جربحه دار خواهم کرد

01:14:51.913 --> 01:14:52.913
و نميخوام اونها

01:14:54.029 --> 01:14:55.563
از من دچار سوءتفاهم بشن

01:15:04.625 --> 01:15:06.343
بخاطر ميارم

01:15:06.460 --> 01:15:08.462
همراه يکي از دخترهام

01:15:08.587 --> 01:15:10.806
در يک چهار راه بودم و يک يارويي اومد پشت سر من

01:15:10.923 --> 01:15:13.893
و بوق بلندي زد
کارل مارلنتز،تفنگداران دريايي

01:15:14.010 --> 01:15:16.104
وقتي به خودم اومدم
کارل مارلنتز،تفنگداران دريايي

01:15:16.220 --> 01:15:18.097
روي کاپوت ماشينش بودم
کارل مارلنتز،تفنگداران دريايي

01:15:18.264 --> 01:15:21.234
داشتم سعي ميکردم  شيشه جلو رو با لگد خورد کنم

01:15:21.350 --> 01:15:23.550
و رفتم و ...مردمي بودن که همه داشتن به من نگاه ميکردن

01:15:23.602 --> 01:15:25.275
منظورم اينه که ديوانه واره،اين ديوونگيه

01:15:25.396 --> 01:15:27.249
و بعد من شروع به گفتن کردم"خب،اين عجيبه"

01:15:27.273 --> 01:15:29.526
من يجوري يواشکي به ماشينم برگشتم و ميدوني

01:15:29.650 --> 01:15:31.336
دخترم که حدود چهارسالش بود به من نگاه ميکرد

01:15:31.360 --> 01:15:32.462
"واو،موضوع چيه؟"

01:15:32.486 --> 01:15:33.846
و من گفتم"همش بخاطر چي بود؟"

01:15:33.946 --> 01:15:35.038
هيچ نظري نداشتم

01:15:35.156 --> 01:15:37.500
هيچ فکر نميکردم که اون حتي به جنگ مربوط باشه

01:15:39.618 --> 01:15:43.418
آن به اندازه خود جنگ قديمي است

01:15:43.539 --> 01:15:46.463
يونانيان باستان آنرا "جنون الهي"ميناميدند

01:15:49.378 --> 01:15:54.475
در جنگ داخلي آن "قلب سرباز "ناميده ميشد

01:15:54.592 --> 01:15:59.143
طي جنگ اول جهاني "موج انفجار"

01:15:59.305 --> 01:16:01.524
و "فرسودگي جنگ"در جنگ دوم جهاني ناميده ميشد

01:16:05.519 --> 01:16:08.568
پس از جنگ ويتنام به آن نام جديدي داده شد

01:16:08.689 --> 01:16:11.989
اختلال استرس پس از ضربه

01:16:12.151 --> 01:16:14.654
PTSD.

01:16:14.820 --> 01:16:19.417
و اونچه که شما ميدونيد اينه که اختلال استرس پس از ضربه از بين نميره

01:16:19.533 --> 01:16:22.787
ولي حالا اگه کسي بوق بزنه

01:16:22.912 --> 01:16:24.289
و اون منو از جا بپرونه،من هنوز

01:16:24.413 --> 01:16:26.006
هنوز ضربان قلبم بالا ميره

01:16:26.165 --> 01:16:28.143
و من اونجا 5 دقيقه ميمونم و مثل اينم

01:16:28.167 --> 01:16:30.795
ولي"ده ،نه..اون فقط ي عوضيه

01:16:30.920 --> 01:16:33.014
اون يک روز بد کاري داشته،هشت،هفت،شش

01:16:33.130 --> 01:16:34.983
هيچ کس به تو شليک نميکنه،تو در اماني

01:16:35.007 --> 01:16:36.610
هفت،شش،پنج،چهار،سه،دو،يک.

01:16:36.634 --> 01:16:38.136
و ميتونم کنترلش کنم

01:16:38.260 --> 01:16:39.512
درحاليکه قبل ازين نميتونستم انجامش بدم

01:16:39.637 --> 01:16:41.685
چون نميفهميدم چه خبره

01:16:43.307 --> 01:16:45.685
درد اضافي که بسياري از کهنه سربازها حس ميکردند

01:16:45.851 --> 01:16:50.027
اشتياق کشورشان به فراموشي جنگ بود

01:16:50.189 --> 01:16:52.692
تعداد کمي بودند که رژه ميرفتند

01:16:54.193 --> 01:16:59.791
به روشهاي بسياري همه از ويتنام به خانه به تنهايي امدند

01:17:01.575 --> 01:17:03.168
وقتي خونه رسيدم

01:17:03.285 --> 01:17:04.628
و مامان و بابام
وينسنت اوکاموتو،ارتشي

01:17:04.745 --> 01:17:07.214
برادرهام،خواهرهام،همسرم اونجا بودن
وينسنت اوکاموتو،ارتشي

01:17:07.331 --> 01:17:09.004
و همديگرو در اغوش گرفتيم و

01:17:11.710 --> 01:17:16.216
نميتونستم با همسرم يا مادرم اونچه که ديده بودم رو

01:17:16.382 --> 01:17:19.636
اون کارايي که در ويتنام کرده بودم در ميون بگذارم

01:17:19.760 --> 01:17:21.979
ميتونستم با  برادرهام درموردش حرف بزنم

01:17:22.096 --> 01:17:25.225
ولي اونها،اونها ميدونستن که من نميخواستم اينکارو بکنم

01:17:25.391 --> 01:17:28.190
و اينطوري شد که بعضي چيزها ناگفته موند،ميدوني

01:17:28.310 --> 01:17:30.233
خوش برگشتي،وينس

01:17:30.396 --> 01:17:33.320
تو تجربه دردناکي رو پشت سر گذاشتي ولي خوش برگشتي

01:17:36.318 --> 01:17:38.571
در آوريل 1981

01:17:38.696 --> 01:17:41.245
مجموعه اي از هشت معمار و مجسمه ساز

01:17:41.365 --> 01:17:43.288
در يک آشيانه هواپيما در پايگاه نيروي هوايي

01:17:43.409 --> 01:17:46.959
اندروز خارج از واشنگتن گرد هم جمع شدند

01:17:47.079 --> 01:17:49.958
آنها آنجا بودند تا طرح برنده شده

01:17:50.082 --> 01:17:53.131
براي يک يادبود ويتنام براي پايتخت کشور را از

01:17:53.252 --> 01:17:55.971
بيش از 1400 طرح پيشنهادي انتخاب کنند

01:17:59.800 --> 01:18:03.771
اين طرح يادبود، نظر يک کهنه سرباز تنهاي کله شق

01:18:03.888 --> 01:18:06.812
تفنگدار سابق به اسم جان اسکراگز بود

01:18:06.932 --> 01:18:10.311
که بعد از  يک يادآوري خاطره دردناک جنگ

01:18:10.436 --> 01:18:13.189
به همسرش گفت که او ميخواسته تا "يک بناي يادبود

01:18:13.314 --> 01:18:16.534
براي همه افرادي که در ويتنام خدمت کرده بودند بسازد

01:18:16.650 --> 01:18:19.654
آن اسامي همه افراد کشته شده را دربر خواهد داشت"

01:18:19.778 --> 01:18:21.280
او همراه با ساير کهنه سربازان,

01:18:21.405 --> 01:18:24.204
يک سازمان غيرانتفاعي تاسيس کرد

01:18:24.325 --> 01:18:26.919
صندوق بناي يادبود کهنه سربازان ويتنام

01:18:27.036 --> 01:18:31.086
عازم جمع آوري پول و طراحي شد

01:18:31.207 --> 01:18:35.758
در پايان حدود 650 هزار آمريکايي

01:18:35.878 --> 01:18:39.348
بيش از 8 ميليون دلار کمک کردند

01:18:39.465 --> 01:18:44.141
داوران طرح شماره 1026 را انتخاب کردند

01:18:45.471 --> 01:18:47.439
مايا لين يينگ 21 ساله

01:18:47.556 --> 01:18:49.604
يک دانشجوي معماري از دانشگاه ييل

01:18:49.725 --> 01:18:51.853
20 هزار دلار جايزه را برنده شد

01:18:51.977 --> 01:18:53.820
طرح برنده شده او شامل

01:18:53.938 --> 01:18:56.361
دو مثلث طويل از گرانيت سياه ميباشد که

01:18:56.482 --> 01:18:58.951
درون يک تپه قرار داده ميشود و اسامي

01:18:59.068 --> 01:19:03.744
57692 مرد يا زني که در جنگ کشته شده اند در ان حک ميشود

01:19:03.864 --> 01:19:08.165
لين که والدينش از چين در دهه 40 به اوهايو مهاجرت کرده اند

01:19:08.285 --> 01:19:09.707
فکر ميکرد که او برنده نميشد

01:19:09.828 --> 01:19:12.297
چون طرحش خيلي عجيب و خيلي قوي بود

01:19:12.414 --> 01:19:15.463
من يک ايده کلي داشتم که ميخواستم تا يک سفر رو شرح بدم

01:19:15.584 --> 01:19:18.713
سفري که باعث ميشد شما مرگ رو تجربه کنيد

01:19:18.837 --> 01:19:21.306
و جايي که شما بعنوان يک ناظر بوديد

01:19:21.423 --> 01:19:24.051
جايي بود که شما هرگز نميتونستيد کاملا همراه مردگان باشيد

01:19:24.176 --> 01:19:26.238
اون قرار نبود چيزي باشه که ميخواد بگه

01:19:26.262 --> 01:19:28.014
"هيچ مشکلي نيست،همه چيز تموم شده"

01:19:28.138 --> 01:19:29.185
چون اينطوري نيست

01:19:29.306 --> 01:19:32.059
تفاوتها در مورد جنگ

01:19:32.184 --> 01:19:36.234
احساسات مردم درمورد طرح پيشنهادي را متنوع ميکرد

01:19:36.355 --> 01:19:39.734
برخي که معتقد بودند جنگ ناروا و غيراخلاقي بوده است

01:19:39.858 --> 01:19:43.408
ميترسيدند که آن بناي يادبود به طريقي به معني ستايش کردن از آن باشد

01:19:44.905 --> 01:19:48.375
سايرين ميترسيدند که طرح افراطي و خشن آن در توجيه

01:19:48.534 --> 01:19:52.380
هدفي که براي آن آمريکاييها جنگيده بودند ناکام باشد

01:19:52.496 --> 01:19:55.045
تام ولف نويسنده آنرا بعنوان

01:19:55.207 --> 01:19:58.177
باجي به جين فوندا رد کرد

01:19:58.294 --> 01:20:00.272
من به ادراکات هنري اهميتي نميدم

01:20:00.296 --> 01:20:02.298
کسي که نيازي به آموزش هنر ندارد

01:20:02.423 --> 01:20:04.892
تا اين طرح بناي يادبود را براي اونچه که هست ببيند:
تام کارهارت،کهنه سرباز ويتنام

01:20:05.009 --> 01:20:07.478
يک جاي زخم سياه

01:20:07.594 --> 01:20:09.392
سياه اين رنگ جهاني

01:20:09.555 --> 01:20:11.899
نشانه اندوه و شرمساري و  تحقير

01:20:12.057 --> 01:20:14.685
در همه نژادها و همه جوامع در سطح جهان.

01:20:14.810 --> 01:20:17.780
در يک سوراخ مخفي شده براي اينکه انگار  از شرمساري فرار کند

01:20:17.896 --> 01:20:20.570
آقاي رئيس،اعضاي شورا

01:20:20.733 --> 01:20:22.280
من بعنوان يک فرد صحبت ميکنم
جانيس کانلي،شهروند

01:20:22.401 --> 01:20:24.904
يک عضو مردم معمولي.
جانيس کانلي،شهروند

01:20:25.029 --> 01:20:29.535
تصاوير گراميداشت از جنگ در ويتنام چه چيزهايي هستند؟

01:20:29.658 --> 01:20:31.126
يک چريک

01:20:31.243 --> 01:20:33.746
در چند قدمي تير خورده

01:20:33.871 --> 01:20:36.374
يک دختر لخت،شعله ور،در حال دويدن

01:20:36.498 --> 01:20:38.592
جيغ زنان به سمت پايين يک جاده خاکي

01:20:40.169 --> 01:20:42.171
فکر ميکنم حق با مايا لين باشه

01:20:42.296 --> 01:20:45.596
که به ماوراي اين جور تصاوير رفته

01:20:45.716 --> 01:20:50.517
او  همه اون دردها و کشمکشهاي آن دوران ناخوشايند رو

01:20:50.637 --> 01:20:55.313
در يک پيام ساده از فداکاري و قهرماني خاموش اورده

01:20:55.434 --> 01:21:00.235
در يک راي گيري رسمي حمايت از طرح مايا لين

01:21:00.356 --> 01:21:03.906
مادران ستاره طلايي آمريکايي براي بسياري صحبت کردند

01:21:04.026 --> 01:21:05.778
آنها گفتند:"اين روزها

01:21:05.944 --> 01:21:08.788
ميهن پرستي يک موضوع پيچيده است

01:21:08.906 --> 01:21:10.908
ولي شايد اين دليلي باشد که

01:21:11.033 --> 01:21:12.910
آن خطوط گرانيتي سياه وي شکل

01:21:13.035 --> 01:21:16.289
به آرامي به آن زمين شيبدار ميپيوندد

01:21:16.455 --> 01:21:18.833
تنها اين موضوع را درمورد جنگ ميرساند که

01:21:18.957 --> 01:21:21.005
مردم ممکن است در مورد آن موافق باشند:

01:21:21.126 --> 01:21:24.346
اينکه کسانيکه کشته شده اند بايد به ياد آورده شوند"

01:21:46.652 --> 01:21:50.498
# When you're weary #

01:21:53.158 --> 01:21:55.411
# Feeling small #

01:21:58.080 --> 01:22:05.339
# When tears are in your eyes #

01:22:05.504 --> 01:22:13.504
# I'll dry them all. #

01:22:13.679 --> 01:22:18.150
وقتي شما از ماشين خارج ميشيد و به اون ديوار نزديک ميشيد

01:22:18.267 --> 01:22:22.818
انرژي و قدرت اون شما رو ميگيره
رايان  کوزي،ارتشي

01:22:24.106 --> 01:22:25.483
شما بلند ميشيد

01:22:28.819 --> 01:22:30.196
شما اون اساميو ميبينيد

01:22:30.362 --> 01:22:31.614
اون اساميو لمس ميکنيد

01:22:34.366 --> 01:22:36.289
اون قويه

01:22:36.410 --> 01:22:43.339
# Bridge over troubled water #

01:22:43.459 --> 01:22:46.963
# I will lay me down. #

01:22:56.180 --> 01:22:57.306
من ديوار ويتنام رو

01:22:57.431 --> 01:22:59.149
رو دوست نداشتم

01:22:59.266 --> 01:23:02.941
من اونرو يک چاله سياه زشت ميديدم

01:23:03.061 --> 01:23:06.736
و اينکه گفته ميشه تنها افرادي که
لوئيس سورلي،ارتش

01:23:06.899 --> 01:23:08.993
يادشون گرامي داشته ميشه مردگان هستند

01:23:09.109 --> 01:23:13.489
نه به اين دليل که قهرمان هستند بلکه چون اونها قربانيند

01:23:15.032 --> 01:23:17.911
من نرفتم

01:23:18.076 --> 01:23:21.205
تا

01:23:21.330 --> 01:23:23.424
يک سال

01:23:23.540 --> 01:23:26.544
اونها داشتن ميرفتن تا يک حلقه گل در جلوي

01:23:26.668 --> 01:23:28.670
اسم هم اتاقيم يگذارن

01:23:28.795 --> 01:23:31.423
من بايد،بايد ميرفتم

01:23:31.548 --> 01:23:34.848
بنابراين من هر سال  از اون به بعد

01:23:34.968 --> 01:23:38.768
براي يادبود اونهايي که ما ،ما از دست داده بوديم رفته ام

01:23:38.889 --> 01:23:40.766
و

01:23:40.933 --> 01:23:42.435
من به سمت چپ پايين ميرم

01:23:42.559 --> 01:23:47.315
و انگشتامو روي اون اسم ميکشم

01:23:54.154 --> 01:23:56.282
شما به سمت اون ديوار ميريد

01:23:56.448 --> 01:23:59.497
و حتي پسرم که زمانيکه اولين بار بردمش نه سالش بود
وينسنت اوکاموتو،ارتشي

01:23:59.618 --> 01:24:02.588
و شما بيش از 58 هزار اسم ميبينيد
وينسنت اوکاموتو،ارتشي

01:24:02.704 --> 01:24:07.961
و شما ميدونيد که نانوشته پشت يا کنار هر اسم

01:24:08.085 --> 01:24:12.135
يک مادر يا يک پدر يا يک همسر يا يک دختر

01:24:12.297 --> 01:24:16.302
هست که زندگيهاشون براي هميشه توسط

01:24:16.468 --> 01:24:19.096
اون جنگ لعنتي متلاشي شده

01:24:23.517 --> 01:24:28.023
من کنار اون ديوار بيش از يکبار بوده ام

01:24:28.146 --> 01:24:29.989
وقتي به گذشته به اون جنگ نگاه ميکنم و ميدوني

01:24:30.148 --> 01:24:32.116
به اونچيزهاي وحشتناک فکر ميکنم ،ميدوني
نانسي بايبرمان،فعال ضد جنگ

01:24:32.234 --> 01:24:35.613
ما به اون،ميدوني،کهنه سربازاني که از جنگ برميگشتند
نانسي بايبرمان،فعال ضد جنگ

01:24:35.737 --> 01:24:39.492
ميدوني،اونها رو بچه کشها و بدتر از اين خطاب ميکرديم

01:24:39.616 --> 01:24:45.419
من،ميدوني،من درموردش احساس خيلي بدي دارم

01:24:45.539 --> 01:24:49.169
ميتونم تنها بگم که ،ميدوني،ما هم بچه بوديم

01:24:49.334 --> 01:24:51.632
ميدوني،درست مثل اونها که بچه بودن

01:24:51.753 --> 01:24:54.472
اون منو ناراحت ميکنه،اون منو امروز هم ناراحت ميکنه

01:24:54.590 --> 01:24:58.094
اون درد باعث ميشه فکر کنم  به چيزهايي که گفتم

01:24:58.218 --> 01:24:59.686
و به چيزهايي که ما در موردشون گفتيم

01:24:59.803 --> 01:25:03.182
و من متاسفم

01:25:05.559 --> 01:25:07.607
متاسفم

01:25:18.697 --> 01:25:20.415
نميخواستم برم

01:25:21.825 --> 01:25:28.424
و اون يک صبح تابستاني زيبا بود
کارول کراکر،ساراتوگا اسپرينگز،نيويورک

01:25:28.540 --> 01:25:33.842
اول به بناي يادبود آبراهام لينکلن رفتم.

01:25:33.962 --> 01:25:38.183
يک مکان تسلي بخش براي بودن بود

01:25:38.300 --> 01:25:40.302
و

01:25:40.427 --> 01:25:45.354
و بعد از اون خيابون رد شدم و به سمت ورودي قدم زدم

01:25:45.474 --> 01:25:48.819
و همونطور که ميدونيد در ابتدا،شما نميتونيد واقعا اون ديوارو ببينيد

01:25:48.935 --> 01:25:52.530
و شما پايين ميريد و وارد يک تپه پوشيده از چمن ميشيد

01:25:52.648 --> 01:25:57.449
و من وقتي چشمم به اون افتاد

01:25:57.569 --> 01:26:00.618
من واقعا نفسم بند اومد

01:26:01.782 --> 01:26:04.410
البته من گريه کردم

01:26:06.578 --> 01:26:10.924
من رو کمک کردن بلند شدم و تونستم لمسش کنم

01:26:11.041 --> 01:26:13.635
اسم برادرمو پيدا کردم

01:26:17.839 --> 01:26:19.807
به اسم برادرم در گروهاني

01:26:19.925 --> 01:26:24.101
که همه اون افراد ديگه بودن نگاه کردم

01:26:26.264 --> 01:26:28.858
حس غم و اندوه بود

01:26:28.975 --> 01:26:33.446
ولي حالا اون به هرحال تنها نيست

01:26:33.563 --> 01:26:37.033
اون در گروهان اون افراد بود

01:26:37.150 --> 01:26:39.744
و اون اونجا بود

01:26:39.861 --> 01:26:44.207
براي مردم که در موردشون بدونن و فکر کنن

01:26:44.324 --> 01:26:45.951
و اون فراموش نميشد

01:26:46.118 --> 01:26:47.836
و گم نميشد

01:26:47.953 --> 01:26:52.254
و اون بطور فوق العاده اي بري من شفابخش و تسلي بخش بود

01:27:00.173 --> 01:27:02.253
همينطور که من از  استخر  بازتاب دهنده به سمت اون ديوار ميرفتم
جان ماسگريو،از  تفنگداران دريايي

01:27:02.342 --> 01:27:05.141
تعداد بسيار زيادي اسم روي اون ديوارها بود
جان ماسگريو،از  تفنگداران دريايي

01:27:05.262 --> 01:27:09.142
و يکهو بغض کردم

01:27:09.307 --> 01:27:11.105
و فکر کردم"نميتونم اينکارو بکنم"

01:27:11.226 --> 01:27:13.320
من نميتونم اينکارو همين حالا بکنم

01:27:13.437 --> 01:27:16.566
و افتادم

01:27:19.985 --> 01:27:24.035
و همه اون اشکهايي که جلوشونو گرفته بودم

01:27:26.158 --> 01:27:28.081
گريه نميکردم،بي اختيار اشک ميريختم

01:27:28.201 --> 01:27:32.081
روي زانوهام افتاده بودم و بي اختيار اشک ميريختم

01:27:32.205 --> 01:27:35.675
نميتونستم جلوشو بگيرم،نميتونستم نفس بگيرم

01:27:38.503 --> 01:27:43.475
و از خدا خيلي سپاسگذار بودم که اون اونجا بود

01:27:43.592 --> 01:27:46.391
فکر ميکردم

01:27:46.511 --> 01:27:49.185
اين قراره جانها رو نجات بده

01:27:49.347 --> 01:27:52.191
اين زندگيها رو نجات ميده

01:28:35.393 --> 01:28:37.691
من تحت تاثير زيباييش قرار گرفتم

01:28:37.813 --> 01:28:40.692
و اينکه ويتنام در هنگام صلح از آسمون چجور به نظر ميرسيد

01:28:40.816 --> 01:28:43.410
من يک حس اميد در وجودم داشتم

01:28:43.527 --> 01:28:45.746
من به سختي بمدت چندين ماه با ديگران
تام واللي

01:28:45.862 --> 01:28:50.333
براي سازماندهي اين سفر و براي مذاکره در مورد رسيدنمون با
تام واللي

01:28:50.450 --> 01:28:51.552
با دولت ويتنام کار کرده بودم

01:28:51.576 --> 01:28:52.577
چطوري؟

01:28:52.744 --> 01:28:53.836
دره تويي تنتوم

01:28:53.954 --> 01:28:56.673
من به ويتنام بعنوان يک کهنه سرباز برگشتم

01:28:56.790 --> 01:28:58.918
تا از تاريخ درس بگيرم

01:28:59.042 --> 01:29:01.921
و ببينم چطور اونجا تغيير کرده بود

01:29:04.047 --> 01:29:06.095
تنها 200 آمريکايي

01:29:06.216 --> 01:29:07.763
از 1975 به ويتنام اومده بودن

01:29:07.884 --> 01:29:09.444
و اغلب اونها گزارشگرها بودن

01:29:09.511 --> 01:29:11.058
و در جنوب بودن

01:29:13.723 --> 01:29:16.602
خيلي از اون بچه ها،شما در اون خيابون قدم ميزديد

01:29:16.726 --> 01:29:18.399
و اونها ميگفتن
"Lien Xo, lien Xo,"

01:29:18.520 --> 01:29:19.897
به معني "روسي"هست

01:29:20.021 --> 01:29:21.364
و شما ميگفتيد “No lien Xo,من روسي نيستم

01:29:21.481 --> 01:29:23.950
toi la nguoi My"...
"من آمريکاييم"

01:29:24.067 --> 01:29:26.616
و صورتشون باز ميشد و ميگفتن"آمريکايي"

01:29:26.736 --> 01:29:28.613
و اون  بسرعت از ميان

01:29:28.738 --> 01:29:30.615
حياط مدرسه يا خيابون منتشر ميشد

01:29:30.782 --> 01:29:32.625
که امريکاييها اينجا بودن

01:29:32.742 --> 01:29:35.120
و اونها بيرون ميومدن و رفتارشون خيلي خيلي دوستانه بود

01:29:38.915 --> 01:29:39.962
خداحافظ

01:29:40.125 --> 01:29:42.594
خداحافظ
خداحافظ

01:29:47.632 --> 01:29:52.479
تام واللي با تفنگداران دريايي در ويتنام خدمت کرده بود

01:29:52.637 --> 01:29:58.189
16 سال بعد،آن کشور او را دوباره به خود جذب کرد

01:29:58.310 --> 01:30:00.779
و او برنامه ويتنام

01:30:00.896 --> 01:30:03.149
دانشکده کندي در دانشگاه هاروارد را پايه گذاري کرد

01:30:03.315 --> 01:30:09.493
و به آموزش برخي از رهبران آينده کشور کمک کرد

01:30:09.613 --> 01:30:12.662
من خيلي خيلي درگير ارتباط مجدد

01:30:12.782 --> 01:30:14.955
بين ايالات متحده و ويتنام شدم
تام واللي،تفنگدار دريايي

01:30:15.076 --> 01:30:17.704
و اينکه اون رابطه چجوري اتفاق بيفته

01:30:17.829 --> 01:30:22.835
من يک دهه از عمرمو صرف درست کردن اينکار گذاشتم

01:30:22.959 --> 01:30:25.132
هرچند ايالات متحده

01:30:25.253 --> 01:30:28.382
روابط ديپلماتيک با ويتنام نداشت

01:30:28.506 --> 01:30:32.352
کهنه سربازان خودشان شروع به برگشتن کردند

01:30:32.510 --> 01:30:37.516
از جاهايي که آنها جنگيده بودند بازديد ميکردند

01:30:38.683 --> 01:30:41.732
با دشمنان قديمي ديدار ميکردند

01:30:43.855 --> 01:30:47.576
درختان را ميکاشتند و مدارس را بنا ميکردند

01:30:47.692 --> 01:30:51.697
سعي داشتند جنگ را پشت سر بگذارند

01:30:53.281 --> 01:30:56.205
واللي بطور نزديکي با ساير کهنه سربازان

01:30:56.368 --> 01:30:59.872
از جمله سه سناتور ايالات متحده کار ميکرد

01:30:59.996 --> 01:31:03.626
که در ميان تاثيرگذارترين حاميان آمريکايي

01:31:03.750 --> 01:31:06.378
براي عادي کردن روابط قرار داشتند

01:31:06.544 --> 01:31:09.218
جان مک کين از آريزونا

01:31:09.339 --> 01:31:14.095
که شش سال را بعنوان يک اسير جنگي دوام اورده بود

01:31:14.219 --> 01:31:17.223
جان کري از ماساچوست

01:31:17.389 --> 01:31:20.734
فرمانده سابق يک قايق تند رو

01:31:20.892 --> 01:31:23.941
و باب کري از نبراسکا

01:31:24.062 --> 01:31:27.532
از اعضاي سابق يگان ويژه نيروي دريايي آمريکا.

01:31:27.649 --> 01:31:30.778
وظيفه شان آسان نبود

01:31:30.902 --> 01:31:34.156
هانوي اصرار داشت ايالات متحده با وعده

01:31:34.280 --> 01:31:38.786
فراهم کردن بودجه براي بازسازي غرامت دهد

01:31:38.910 --> 01:31:41.880
ايالات متحده به سهم خود خواستار

01:31:41.997 --> 01:31:43.624
يک گزارش کامل

01:31:43.748 --> 01:31:46.877
از 2500 آمريکايي شد که بقايايشان

01:31:47.002 --> 01:31:49.551
هرگز پيدا نشده بود

01:31:49.671 --> 01:31:55.053
هانوي که خود بيش از 300 هزار مفقودي داشت

01:31:55.176 --> 01:31:59.727
از همکاري سرباز زد
نوشته روي قبر:سرباز گمنام

01:31:59.848 --> 01:32:04.604
ولي وقايع هم در داخل ويتنام و هم بسيار فراتر از مرزهايش

01:32:04.769 --> 01:32:09.024
به آرامي قضايا را جفت و جور کرد

01:32:10.461 --> 01:32:12.461
کي مشکلات رو ميدونست؟
باو نين،از هانوي

01:32:12.537 --> 01:32:14.937
اون کهنه سربازها
باو نين،از هانوي

01:32:16.098 --> 01:32:18.698
اونها خونشون رو در ميدان جنگ ريخته بودن

01:32:19.205 --> 01:32:21.472
و حالا اونها به روستاهاشون برگشتند

01:32:21.872 --> 01:32:24.539
و مجبور بودند تا به اون سبک ديوانه وار

01:32:25.091 --> 01:32:27.091
در اون مزارع اشتراکي زندگي کنن

01:32:30.367 --> 01:32:33.501
اون کشاورز-سربازان بودن که اين کشورو تغيير دادن

01:32:36.718 --> 01:32:42.020
ليزوان در 1986 مرد

01:32:42.140 --> 01:32:46.441
جانشينانش آنچه که آنرا دوي موي ميناميدند اقتباس کردند

01:32:46.561 --> 01:32:50.156
يک اصلاحات عمل گرايانه تر در سياست اقتصادي.

01:32:52.734 --> 01:32:56.830
زمانيکه جنگ سرد به پايان رسيد،کمک شوروي ناپديد شد

01:32:56.988 --> 01:33:01.994
و هانوي سرانجام شروع به کمک به تيمهاي نظامي ايالات متحده

01:33:02.118 --> 01:33:05.839
در جستجوي بقاياي آمريکاييها کرد

01:33:05.955 --> 01:33:10.506
معماران عادي سازي روابط

01:33:10.627 --> 01:33:12.800
ويتناميها هستند

01:33:12.921 --> 01:33:15.845
آمريکاييها نيستن

01:33:16.007 --> 01:33:18.180
و عادي سازي ويتنام

01:33:18.343 --> 01:33:23.349
يک راهبرد حزب کمونيست ويتنام

01:33:23.473 --> 01:33:25.692
براي الحاق به جهان است

01:33:25.850 --> 01:33:27.318
اونها ميخوان به جهان بپيوندند

01:33:27.435 --> 01:33:30.564
و ايالات متحده اونرو براي اونها به منظور پيوستن به جهان سخت ميکنه

01:33:30.688 --> 01:33:33.532
بنابراين جان مک کين اصرار داره

01:33:33.691 --> 01:33:35.534
اره،شما ميخواين عادي سازي داشته باشين؟

01:33:35.652 --> 01:33:38.872
همه زندانيان شما لازمه که از اردوگاههاي باز آموزي بيرون بيان

01:33:39.030 --> 01:33:41.374
شما عادي سازي ميخواين؟

01:33:41.533 --> 01:33:44.537
جان کري..."من همه اطلاعات درمورد مفقودينو لازم دارم"

01:33:46.579 --> 01:33:49.128
در سال 1994

01:33:49.249 --> 01:33:52.048
بعد ازينکه ويتناميها تقاضاهاي آمريکاييها را براورده کردند

01:33:52.210 --> 01:33:56.386
ايالات متحده تحريم تجاري خود را تعليق کرد

01:33:56.548 --> 01:34:01.054
عادي سازي کامل در سال بعد رخ داد

01:34:01.219 --> 01:34:04.519
سفير جديد آمريکا پت پترسون بود

01:34:04.639 --> 01:34:09.736
که شش سال را بعنوان اسير جنگي در هانوي گذرانده بود

01:34:12.230 --> 01:34:14.324
در نوامبر 2000

01:34:14.440 --> 01:34:17.614
رئيس جمهور بيل کلينتون به ويتنام سفر کرد

01:34:17.735 --> 01:34:21.615
اولين بازديد رئيس جمهور آمريکا  از آن کشور

01:34:21.739 --> 01:34:25.289
از زمانيکه ريچارد نيکسون از سربازان آمريکايي آنجا

01:34:25.410 --> 01:34:28.289
در 31 سال پيش،ديدن کرده بود

01:34:30.248 --> 01:34:32.091
حالا ميتونيم چيزي بگيم که
رئيس جمهور باراک، اوباما،هانوي،2016

01:34:32.250 --> 01:34:33.923
که زماني غيرقابل تصور بود:
رئيس جمهور باراک، اوباما،هانوي،2016

01:34:34.043 --> 01:34:38.093
امروز،ويتنام و ايالات متحده شرکاي هم هستند
رئيس جمهور باراک، اوباما،هانوي،2016

01:34:38.214 --> 01:34:42.811
ما نشان داده ايم که دلها ميتوانند تغيير کنند

01:34:42.927 --> 01:34:44.600
واينکه يک آينده متفاوت زماني ممکنه

01:34:44.721 --> 01:34:48.601
که ما زندانيان گذشته نباشيم

01:34:54.752 --> 01:34:57.086
برخي از هم رزمهام که در شهرها زندگي ميکنن

01:34:57.119 --> 01:34:59.786
اغلب کهنه سربازان آمريکاييو ملاقات ميکنن

01:35:00.269 --> 01:35:02.403
اونها به زبون همديگه صحبت نميکنن

01:35:02.924 --> 01:35:05.390
ولي اونها از ديدن همديگه انقدر خوشحالن

01:35:05.569 --> 01:35:06.836
که همديگه رو بغل ميکنن

01:35:09.215 --> 01:35:12.148
اونها با همديگه مثل کهنه سربازها رفتار ميکنن

01:35:12.318 --> 01:35:15.385
ما گذشته رو پشت سرمون گذشتيم

01:35:19.534 --> 01:35:23.934
حتي باوجود اينکه هنوز گلوله هايي در بدنم دارم
لي کونگ هوان(ويت کنگ)

01:35:26.204 --> 01:35:29.070
ميخوام تا اون فصل جنگ رو ببندم
لي کونگ هوان(ويت کنگ)

01:35:29.249 --> 01:35:31.315
حالا ما بايد به آينده نگاه کنيم

01:35:32.664 --> 01:35:36.930
وقتي بچه هامون بتونن براي درس خوندن به آمريکا برن

01:35:38.219 --> 01:35:41.019
و بهترين،زيباترين چيزها رو از آمريکاييها

01:35:41.298 --> 01:35:42.298
ياد بگيرن

01:35:43.558 --> 01:35:45.158
و با مردم اونجا اشنا بشن

01:35:53.748 --> 01:35:56.501
من به ويتنام برگشتم

01:35:56.668 --> 01:36:00.343
من با سازمان کهنه سربازهاي ايالتي تماس گرفتم

01:36:04.676 --> 01:36:07.020
اين يک سازمان عظيم از کهنه سربازهاي ويتناميه

01:36:07.136 --> 01:36:10.515
همه دشمنان قبلي

01:36:10.640 --> 01:36:12.062
همه دشمنان قبلي

01:36:12.183 --> 01:36:14.902
ولي حالا يک ذره مسنتر شديم،مثل من
مايک هيني،ارتش

01:36:15.019 --> 01:36:17.488
ميدوني،اونا آدمايي در سن من هستن،پدربزرگها

01:36:17.605 --> 01:36:23.487
و بعد ازينکه وارسي اوليه همديگه رو انجام داديم

01:36:23.611 --> 01:36:27.036
و اين يک موضوع سياسيه يا نه

01:36:27.156 --> 01:36:34.882
اونها نميشد ازين مهربانتر و دوست داشتني تر باشن

01:36:34.998 --> 01:36:39.925
اونها منو زير بال و پرشون مثل يک سرباز برادر گرفتن

01:36:40.044 --> 01:36:45.642
ما خاطرات دردناکمون،داستانهامون رو با همديگه مبادله کرديم

01:36:48.761 --> 01:36:52.857
و من يک کم مراسم گرفتم،به افتخار افرادي که از دست داده بودم

01:36:52.974 --> 01:36:56.399
به افتخار دشمنان ويتنامي که کشته بوديم

01:36:56.519 --> 01:37:00.399
و فقط به اونها ميگفتيم،ميدوني،اونها ميتونستن حالا در آرامش باشن

01:37:05.903 --> 01:37:09.749
اون يک سفر فوق العاده بود

01:37:11.868 --> 01:37:13.586
ميدوني،

01:37:13.703 --> 01:37:16.297
شما نزديکتر نميشديد،ولي تا حدي به آرامش ميرسيديد

01:37:16.414 --> 01:37:18.758
تا حدي به آرامش ميرسيديد.
تا حدي به آرامش ميرسيديد

01:37:28.926 --> 01:37:33.682
در ويتنام،زمين به ميزان زيادي ترميم شد

01:37:33.806 --> 01:37:37.527
دشمنيهاي قديمي عمدتا دفن شده است

01:37:39.645 --> 01:37:42.319
ولي ارواح باقي مانده اند

01:37:44.984 --> 01:37:46.406
آمريکاييها و ويتناميها

01:37:46.527 --> 01:37:48.621
با هم کار ميکنند تا مکانهايي که

01:37:48.780 --> 01:37:52.080
عامل نارنجي زمين را مسموم کرده است پاکسازي کنند

01:37:52.200 --> 01:37:56.455
مهمات منفجر نشده،نيمه پنهان در زمين

01:37:56.579 --> 01:38:00.755
هنوز هر ساله جانهايي را ميگيرد

01:38:00.875 --> 01:38:04.630
مادران و پدران مسن از ويتنام شمالي

01:38:04.796 --> 01:38:07.015
هنوز در جنوب پرسه ميزنند

01:38:07.131 --> 01:38:08.303
بدنبال کشف

01:38:08.424 --> 01:38:10.927
آنچه که برسر پسران و دخترانشان آمده هستند

01:38:15.657 --> 01:38:19.157
سربازان در يگان من

01:38:20.396 --> 01:38:23.396
والدينشون به من اعتماد کردن تا دنبالشون بگردم

01:38:24.689 --> 01:38:30.322
برخي از اجسادشون هرگز پيدا نشده

01:38:31.333 --> 01:38:34.633
و من روز و شب احساس گناه ميکنم

01:38:36.821 --> 01:38:37.821
در روياهام

01:38:38.390 --> 01:38:42.890
من توسط صحنه هاي بيرحمانه جنگ و مرگ تسخير ميشم
لو کاک تام،ارتش ويتنام شمالي

01:38:42.979 --> 01:38:47.113
فکر ميکنم به اين خاطره که من به تعهدم عمل نکرده ام
لو کاک تام،ارتش ويتنام شمالي

01:38:47.121 --> 01:38:50.054
من اونها رو براي خانواده هاشون پيدا نکرده ام

01:38:50.792 --> 01:38:52.825
هر روز مردم با من تماس ميگيرن و ميپرسن

01:38:52.889 --> 01:38:55.489
پسرم در اين گروهان از اون هنگ خدمت کرده

01:38:58.095 --> 01:38:59.761
اون در ميدان جنگ کشته شده

01:39:00.879 --> 01:39:01.879
آيا پيداش کردي؟

01:39:03.384 --> 01:39:05.717
من مجبورم جواب بدم که پيدا نکرده ام

01:39:12.089 --> 01:39:14.822
فکر ميکنم شما ميتونستيد بگيد که جنگ ويتنام

01:39:16.044 --> 01:39:17.444
يک سرود قهرمانانه است

01:39:19.972 --> 01:39:21.972
ولي اون همچنين يک تراژدي بزرگه

01:39:23.884 --> 01:39:27.518
حالا در ويتنام ما شروع به تفکر دوباره در مورد جنگ ميکنيم
وين گوک،ارتش ويتنام شمالي

01:39:27.643 --> 01:39:29.676
تا سوالاتيو بپرسيم
وين گوک،ارتش ويتنام شمالي

01:39:29.833 --> 01:39:34.233
آيا جنگ براي رسيدن به عدالت لازم بود؟
وين گوک،ارتش ويتنام شمالي

01:39:35.886 --> 01:39:37.019
آيا جنگ درست بود؟

01:39:40.638 --> 01:39:42.138
جنگ تموم شده

01:39:43.208 --> 01:39:45.308
حالا ما لازمه تا بر زندگي تمرکز کنيم

01:39:45.366 --> 01:39:48.500
اون چيزي که بيشترين اهميتو داره پيدا کردن برخي  معاني

01:39:49.763 --> 01:39:52.029
برخي درسها در جنگ براي زندگيهامونه

01:40:08.085 --> 01:40:12.431
وقتي ما نهايتا به سرعت از ويتنام خارج شديم

01:40:13.799 --> 01:40:18.976
ما شروع کرديم به شک کردن در مورد خودمون

01:40:19.096 --> 01:40:23.693
و اون يک احساس غريبه براي يک آمريکايي بود
سم ويلسون،ارتشي

01:40:23.809 --> 01:40:27.780
ما بندرت در مورد خودمون شک ميکنيم

01:40:27.897 --> 01:40:32.869
اين تبديل به تلخ ترين ،تفرقه انگيزترين

01:40:32.985 --> 01:40:35.704
يا تلخ ترين در درجه دوم و تفرقه انگيزترين در درجه دوم

01:40:35.821 --> 01:40:38.370
جنگ در کل تاريخمون شد

01:40:38.491 --> 01:40:42.962
و ما هنوز از اون آسيب ميبينيم

01:40:45.248 --> 01:40:49.048
ما در مورد ويتنام احساس گناه ميکنيم

01:40:51.170 --> 01:40:54.595
بيش از چهار دهه بعد از پايان جنگ
تابلو نوشته:پسرم در ويتنام براي چي کشته شد؟آمريکا

01:40:54.715 --> 01:40:57.969
چنددستگيهايي که آن بين آمريکاييها ايجاد کرد
تابلو نوشته:پسرم در ويتنام براي چي کشته شد؟آمريکا

01:40:58.094 --> 01:41:01.473
هنوز کاملا التيام پيدا نکرده است
تابلو نوشته:پسرم در ويتنام براي چي کشته شد؟آمريکا

01:41:01.597 --> 01:41:05.773
درسهايي که آموخته شد و بعد فراموش شد

01:41:05.893 --> 01:41:10.774
تفرقه هايي که کمتر شد و بعد گسترده شد

01:41:10.898 --> 01:41:17.031
اسرار قديمي که فاش شد و اسرار جديدي که مخفي شدند

01:41:17.154 --> 01:41:21.284
جنگ ويتنام يک تراژدي

01:41:21.409 --> 01:41:25.289
بي اندازه  و غيرقابل جبران بود

01:41:28.332 --> 01:41:31.677
ولي معاني ميتواند در داستانهاي فردي

01:41:31.836 --> 01:41:34.180
افرادي که از آن زنده بيرون آمدند يافت شود

01:41:34.297 --> 01:41:37.392
داستانهاي شجاعت و  رفاقت

01:41:37.508 --> 01:41:39.476
و استقامت

01:41:39.594 --> 01:41:42.973
درک و بخشش

01:41:43.097 --> 01:41:47.944
و نهايتا مصالحه

01:41:52.398 --> 01:41:55.823
اونها در وزن خاطرات سهيم بودند

01:41:55.943 --> 01:41:59.197
اونها باريو بردوش کشيدند که ديگران نميتونستن تحملش کنن

01:41:59.322 --> 01:42:02.952
اغلب اونها همديگه رو حمل ميکردند،زخميها يا ضعيفها رو.
تيم اوبراين:يک نويسنده است و هنوز در حال تقلا براي درک کردن آنچه هست که پشت سر گذاشته است

01:42:03.075 --> 01:42:06.875
اونها عفونتهايي با خودشون داشتن
کارول کراکر
يک مشاور خانواده در شمال نيويورک

01:42:06.996 --> 01:42:09.090
اونها صفحات شطرنج
کارول کراکر
يک مشاور خانواده در شمال نيويورک

01:42:09.206 --> 01:42:11.629
توپهاي بسکتبال
هوي دوک:يک مورخ پرخواننده شد و در شهر هوشي مين زندگي ميکند

01:42:11.751 --> 01:42:15.221
ديکشنريهاي ويتنامي به انگليسي
هوي دوک:يک مورخ پرخواننده شد و در شهر هوشي مين زندگي ميکند

01:42:15.338 --> 01:42:21.892
درجات نظامي،مدالهاي ستاره  برونزي و قلب بنفش
بيل ارهارت:
يک معلم،شاعر و نويسنده در فيلادلفيا

01:42:22.053 --> 01:42:26.086
کارتهاي پلاستيکي نوشته شده با آيين نامه حرفه اي با خودشون حمل ميکردن
دونگ وان ماي اليوت:مجددا به خواهرش ملحق شد،داستاني در مورد خانواده از هم جدا شده اش نوشت و در کاليفرنيا زنگي ميکند

01:42:26.099 --> 01:42:28.785
دونگ وان ماي اليوت:مجددا به خواهرش ملحق شد،داستاني در مورد خانواده از هم جدا شده اش نوشت و در کاليفرنيا زنگي ميکند

01:42:28.809 --> 01:42:31.733
اونها بيماريهايي با ودشون حمل ميکردن
راجر هريس:
يک آموزگار شد و 41 سال در مدارس دولتي بوستون کار کرد

01:42:31.896 --> 01:42:35.196
که از جمله اونها مالاريا و اسهال خوني بود
راجر هريس:
يک آموزگار شد و 41 سال در مدارس دولتي بوستون کار کرد

01:42:35.316 --> 01:42:41.665
اونها با خودشون شپش و کرم حلقوي و زالو
مت هريسون:بعد از 20 سال از ارتش بازنشسته شد و در کانيتيکت زندگي ميکند

01:42:41.781 --> 01:42:47.788
جلبک شاليزار و انواع قارچها رو با خود حمل ميکردند
لي مين خويي:يک روزنامه نگار و داستان نويس در هانوي است

01:42:47.912 --> 01:42:54.340
اونها با خودشون خود زمين رو حمل ميکردند...ويتنام
هال کوشنر:مجددا ازدواج کرد و يک چشم پزشک است و در فلوريدا زندگي ميکند

01:42:54.460 --> 01:42:58.260
اون مکان...اون خاک رو.
کارل مارلنتز:نزديک سياتل زندگي ميکند و 30 سال را صرف نوشت يک داستان در مورد جنگ خود کرد

01:42:58.422 --> 01:43:00.766
يک گرد و خاک قرمز-نارنجي پودري
کارل مارلنتز:نزديک سياتل زندگي ميکند و 30 سال را صرف نوشت يک داستان در مورد جنگ خود کرد

01:43:00.925 --> 01:43:07.399
که چکمه هايشان و  لباسهاي کار و صورتهاشونو ميپوشاند
ژنرال مريل مکپک:نيروي هوايي را طي جنگ اول خليج فارس فرماندهي کرد و در اورگون زندگي ميکند

01:43:07.515 --> 01:43:10.769
اونها آسمون رو با خودشون حمل ميکردند
جان ماسگريو:در کانزاس زندگي ميکند و به رزمندگان   جنگهاي آمريکا مشاوره ميدهد

01:43:10.935 --> 01:43:13.779
کل جو رو.
جان ماسگريو:در کانزاس زندگي ميکند و به رزمندگان   جنگهاي آمريکا مشاوره ميدهد

01:43:13.938 --> 01:43:16.612
اونها آب و هوا را با خودشون حمل ميکردن
وين گوک:يک معلم و نويسنده محترم در ويتنام است

01:43:16.732 --> 01:43:20.487
رطوبت،بارانهاي موسمي
وين گوک:يک معلم و نويسنده محترم در ويتنام است

01:43:20.611 --> 01:43:24.741
بوي گند قارچها و پوسيدگي،همش رو.
بو نين:اولين سرباز پياده نظام ويتنام شمالي شد که در مورد جنگ ويتنام نوشت.او در هانوي زندگي ميکند

01:43:24.865 --> 01:43:26.959
اونها جاذبه رو با خودشون حمل ميکردن
بو نين:اولين سرباز پياده نظام ويتنام شمالي شد که در مورد جنگ ويتنام نوشت.او در هانوي زندگي ميکند

01:43:27.118 --> 01:43:29.837
اونها مثل قاطرها حرکت ميکردن
وينسنت اوکاموتو:يک قاضي در دادگاه عالي بخش لوس انجلس است

01:43:29.954 --> 01:43:32.548
در روشناي روز اونها آتش تير تک تيرانداز رو دريافت ميکردن
وينسنت اوکاموتو:يک قاضي در دادگاه عالي بخش لوس انجلس است

01:43:32.665 --> 01:43:34.463
در شب اونها مورد حمله خمپاره قرار ميگرفتن.
وينسنت اوکاموتو:يک قاضي در دادگاه عالي بخش لوس انجلس است

01:43:34.583 --> 01:43:38.053
اونها درون تونلها ميخزيدند و پيش قراول ميشدن
تران گوک توم:9 سال را در يک اردوگاه بازآموزي گذراند و حالادر هيوستن زندگي ميکند

01:43:38.170 --> 01:43:40.468
و زير آتش پيشروي ميکردن
تران  گوک توم:9 سال را در يک اردوگاه بازآموزي گذراند و حالادر هيوستنزندگي ميکند

01:43:40.631 --> 01:43:43.475
ولي اون يک جنگ نبود
فان کوانگ تو:يک قاضي امور مهاجرت در کاليفرنياي شمالي شد

01:43:43.592 --> 01:43:46.471
اون فقط يک رژه بي پايان بود
فان کوانگ تو:يک قاضي امور مهاجرت در کاليفرنياي شمالي شد

01:43:46.637 --> 01:43:49.561
روستا به روستا
بيل زيمرمان:يک مشاور سياسي در کاليفرنياي جنوبي است

01:43:49.682 --> 01:43:54.062
آنها بخاطر خود رژه ،قدم رو ميرفتن
بيل زيمرمان:يک مشاور سياسي د رکاليفرنياي جنوبي است

01:43:54.186 --> 01:43:57.907
اونها به آهستگي و در سکوت پيشروي ميکردن

01:43:58.023 --> 01:44:02.119
به سمت جلو خم ميشدن،در مقابل گرما،بدون تفکر

01:44:02.236 --> 01:44:05.831
همه خون و استخوان،با
ناله هاي ساده,

01:44:05.948 --> 01:44:08.326
با پاهايشان سربازي ميکردن

01:44:08.492 --> 01:44:10.915
به بالاي تپه ها ميرفتن و به شاليزارها پايين ميومدن

01:44:11.036 --> 01:44:15.792
و از رودخانه ها عبور ميکردن و دوباره بالا و پايين ميرفتن،فقط خم ميشدن

01:44:15.916 --> 01:44:21.594
يک قدم و بعد قدم بعدي و بعد ديگري

01:44:21.714 --> 01:44:23.261
اونها پاهاشونو وادار به حرکت ميکردن

01:44:25.384 --> 01:44:27.227
اونها استقامت ميورزيدن

01:44:27.251 --> 01:44:34.251
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <font color="#ff9800">Telegram: @bollbolljan</font> ::.
.:: <font color="#ff9800">Instagram: @bollbolljan_Com</font> ::.

01:44:34.275 --> 01:44:41.275
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <font color="#ff9800">www.bolboljan.net</font> ::.

01:44:41.317 --> 01:44:44.571
# وقتي خودمو در اوقات گرفتاري ميديدم #

01:44:44.695 --> 01:44:47.824
# مريم مقدس پيشم مياد #

01:44:47.948 --> 01:44:50.326
# سخنان حکيمانه ميگه #

01:44:50.451 --> 01:44:53.671
# بگذار باشه #

01:44:53.788 --> 01:44:56.541
# و در ساعت تاريکيم #

01:44:56.707 --> 01:45:00.428
# اون درست مقابل من مي ايسته #

01:45:00.544 --> 01:45:03.013
# سخنان حکيمانه ميگه #

01:45:03.130 --> 01:45:06.100
# بگذار باشه #

01:45:06.217 --> 01:45:09.391
# بگذار باشه #
# بگذار باشه #

01:45:09.553 --> 01:45:12.727
# بگذار باشه #
# بگذار باشه #

01:45:12.890 --> 01:45:16.235
# سخنان حکيمانه نجوا ميکنه #

01:45:16.352 --> 01:45:19.652
# بگذار باشه #

01:45:19.772 --> 01:45:22.616
# و وقتي اون مردم دلشکسته #

01:45:22.733 --> 01:45:26.533
# که در جهان زندگي ميکنن موافقن #

01:45:26.654 --> 01:45:29.373
# يک پاسخ وجود خواهد داشت #

01:45:29.490 --> 01:45:32.710
# بگذار باشه #
# بگذار باشه #

01:45:32.827 --> 01:45:35.922
# با وجوديکه اونها ممکنه درگذشته باشن #

01:45:36.038 --> 01:45:40.134
# هنوز شانسي هست که اونها ببينن #

01:45:40.251 --> 01:45:42.504
#يک پاسخ وجود خواهد داشت #

01:45:42.628 --> 01:45:45.757
# بگذار باشه #
# بگذار باشه #

01:45:45.881 --> 01:45:49.260
# بگذار باشه #
# بگذار باشه #

01:45:49.385 --> 01:45:53.265
# بگذار باشه #
# بگذار باشه #

01:45:53.389 --> 01:45:56.063
#اره
يک پاسخ وجود خواهد داشت #

01:45:56.183 --> 01:45:59.232
# بگذار باشه #

01:45:59.353 --> 01:46:02.573
# بگذار باشه #
# بگذار باشه #

01:46:02.690 --> 01:46:06.945
# بگذار باشه #
# بگذار باشه #

01:46:07.111 --> 01:46:09.910
# سخنان حکيمانه نجوا ميکنه #

01:46:10.030 --> 01:46:14.206
# بگذار باشه #

01:46:14.326 --> 01:46:16.749
#و وقتي شب ابرآلوده #

01:46:16.871 --> 01:46:21.217
# هنوز يک نور است که منو روشن ميکنه #

01:46:21.333 --> 01:46:24.177
# تا فردا ميتابه #

01:46:24.295 --> 01:46:27.890
# بگذار باشه #

01:46:28.007 --> 01:46:31.477
#من با صداي موسيقي بيدار ميشم #

01:46:31.635 --> 01:46:34.935
# مريم مقدس پيشم مياد #

01:46:35.055 --> 01:46:38.025
# سخنان حکيمانه ميگه #

01:46:38.142 --> 01:46:41.146
# بگذار باشه #

01:46:41.270 --> 01:46:44.194
# بگذار باشه #
# بگذار باشه #

01:46:44.315 --> 01:46:49.162
# بگذار باشه #
# بگذار باشه #

01:46:49.320 --> 01:46:51.823
# يک پاسخ وجود خواهد داشت #

01:46:51.989 --> 01:46:55.334
# بگذار باشه #

01:46:55.451 --> 01:46:58.500
# بگذار باشه #
# بگذار باشه #

01:46:58.662 --> 01:47:02.963
# بگذار باشه #
# بگذار باشه #

01:47:03.083 --> 01:47:06.053
# يک پاسخ وجود خواهد داشت #

01:47:06.170 --> 01:47:09.174
# بگذار باشه #

01:47:09.298 --> 01:47:12.393
# بگذار باشه #
# بگذار باشه #

01:47:12.509 --> 01:47:17.106
# بگذار باشه #
# بگذار باشه #

01:47:17.222 --> 01:47:19.771
# سخنان حکيمانه زمزمه کن #

01:47:19.892 --> 01:47:22.896
# بگذار باشه #
