﻿WEBVTT

00:00:02.000 --> 00:00:05.080
<i><font color=#0aa6f7> <c.color00ff40>...آنچه گذشت </c></c>
من هم اکنون ملکه "اليزابت" را که ملکه'
'بي چون و چراي شماست ، به شما معرفي مي کنم</i>

00:00:05.080 --> 00:00:08.320
ما با ملکه اي که فکر مي کرد
...با کنترل کردن همسرش

00:00:08.320 --> 00:00:10.640
مي تونه بر انگلستان حکمراني کنه ، کاري نداريم

00:00:10.640 --> 00:00:15.600
، "لردهاي من! پادشاه سابق ما ، "هنري
حالا زنداني ماست

00:00:15.600 --> 00:00:18.640
پدرتون مي خواد از پادشاه "ادوارد" بخواد
که دوک هاي سلطنتي

00:00:18.640 --> 00:00:21.040
برادرانش ، که با شما دو تا ازدواج کنند

00:00:21.040 --> 00:00:24.200
يه چيزي بهش بده ، ولي اينو نه

00:00:24.200 --> 00:00:27.160
!وارويک" به من خيانت کرده"
!و "جورج" هم همين طور

00:00:27.160 --> 00:00:30.640
الان هم فهميدم که برخلاف دستور صريح من
!با "ايزابل" ازدواج کرده

00:00:30.640 --> 00:00:33.200
!ازدواج من اصلا براي من نبود

00:00:33.200 --> 00:00:37.000
يه علامت از از طرف پدر بود
تا افراد عليه پادشاه قيام کنن

00:00:37.000 --> 00:00:40.280
تو پادشاه "هنري تئودور" انگلستان خواهي شد

00:00:40.280 --> 00:00:43.120
هنري" چيزي که مادرت الان گفت رو"
نشنيده بگير ، بخاطر اينکه اين خيانت ـه

00:00:43.120 --> 00:00:45.120
و حتما بخاطر اين حرفش
سرش رو به باد ميده

00:00:45.120 --> 00:00:48.640
پدرمون....و "جان"....اونها مردن

00:00:48.640 --> 00:00:51.400
به هيچ چيزي متهم نبودند
"فقط بخاطر دستور مستقيم "وارويک

00:00:51.400 --> 00:00:54.120
اون انجامش داده
!پدر پادشاه رو گرفته

00:00:54.120 --> 00:00:58.120
"ريچارد نويل" ، "کنت وارويک"
من تو را نفرين مي کنم

00:00:58.120 --> 00:01:03.579
به اراده من ، شما خواهيد مرد

00:01:20.053 --> 00:01:27.003
" ملــــکه سفید "
« <c.color80ffff>قســـمت سوم</c> »

00:01:36.120 --> 00:01:38.500
<i>قلعه لندن ، 1469</i>

00:01:40.480 --> 00:01:47.480
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:02:03.548 --> 00:02:04.868
خبري نشد؟

00:02:06.308 --> 00:02:10.108
آنتوني" و "ريچارد" رفتن به سمت شمال
تا طرفداري اونارو از "وارويک" رو بررسي کنن

00:02:10.108 --> 00:02:13.508
هر لحظه ممکنه اونا هم دستگير بشن و
سرنوشتشون مثلِ پدر و "جان" بشه

00:02:13.508 --> 00:02:16.388
خواهش مي کنم "اليزابت" ، اصلا اينو به زبون هم نيار -
آخه چه کاري از دستم برمياد؟ -

00:02:16.388 --> 00:02:18.508
پادشاه "هنري" ديوانه در امنيت و آسودگي ـه

00:02:18.508 --> 00:02:19.988
ولي با "ادوارد" چيکار دارن مي کنن؟

00:02:19.988 --> 00:02:22.668
الان که من اينجا وايسادم
دارن باهاش چيکار مي کنن؟

00:02:22.668 --> 00:02:24.348
من مي خوام برگرده پيشِ من

00:02:24.348 --> 00:02:25.988
هيس...هيس...مي دونم

00:02:30.017 --> 00:02:32.308
بهم مشاوره بدي" ، "وارويک"!؟"

00:02:32.308 --> 00:02:34.468
نه زنداني ـم مي کني و نه سلطنت ـم رو ازم ميگيري

00:02:34.468 --> 00:02:37.548
ولي ، نه ، مي خواي "بهم مشاوره بدي"!؟ -
...ادوارد" ، شورا احساس مي کنه" -

00:02:37.548 --> 00:02:39.508
!نه ، همچين کاري نمي کنه

00:02:39.508 --> 00:02:42.468
، شورا هيچ کاري نمي کنه
مگه اينکه تو بهشون بگي

00:02:42.468 --> 00:02:44.508
!و تو هم اونارو عليه من کردي

00:02:44.508 --> 00:02:48.108
ادوارد" ، ما فقط ازت مي خوام"
که مشاوران قديمي ـت رو برگردوني

00:02:48.108 --> 00:02:50.788
و خونواده "ريورز" رو بي خيال بشي -
!که خوب مي دوني همچين کاري نمي کنم -

00:02:50.788 --> 00:02:53.708
پس ، بازي تو اينه که ازم درخواستي کني

00:02:53.708 --> 00:02:57.708
که مي دوني نمي تونم باهاش موافقت کنم
و از اون به عنوان بهونه اي براي نگه داشتن من

00:02:57.708 --> 00:02:59.828
تو اينجا استفاده کني ، در حالي که
!جورج" جاي من داره حکمراني مي کنه"

00:03:01.748 --> 00:03:04.828
ولي در واقع ، تو داري
از طريق اون حکمراني مي کني

00:03:04.828 --> 00:03:07.148
"ادوارد"
...وفاداري که ما بهم

00:03:07.148 --> 00:03:09.988
نه! منو بايد "سرورم" خطاب کني
!پسر دايي

00:03:09.988 --> 00:03:13.148
پادشاه تدهين شده از طرف خدا
!و فرمانرواي اين کشور

00:03:13.148 --> 00:03:16.348
و سرورم بايد اطلاع داشته باشند
که اين يک خيانت ـه

00:03:16.348 --> 00:03:19.428
....و اينکه خانواده ملکه -
!به من وفادار هستن -

00:03:19.428 --> 00:03:23.108
که خيلي بيشتر از اون
رابطه ايه که بين تو و "جورج" ـه

00:03:23.108 --> 00:03:25.868
حالا ، ملکه کجاست؟

00:03:25.868 --> 00:03:28.908
چون که اگه به يه تار موش
....آسيبي رسونده باشي

00:03:28.908 --> 00:03:31.348
!احتمالا الان شيطان رو فرستاده دنبال من

00:03:31.348 --> 00:03:33.828
ولي فعلا در قلعه محاصره شده

00:03:33.828 --> 00:03:36.908
پسردايي ، اين کارو بهش ميگن

00:03:36.908 --> 00:03:38.588
!خيانت

00:03:47.988 --> 00:03:49.868
!!حالا هر طوري که هست

00:03:51.308 --> 00:03:54.308
ولي خب ، اگه قراره من
دربار رو تو قصر "وارويک" به دست بگيرم

00:03:54.308 --> 00:03:57.548
پس ممکنه يه خورده برام گوشت آهو
و يه خورده ايل برام بيارين
(ايل - آبجو انگليسي)

00:03:57.548 --> 00:04:00.428
که در حالي که دارم کشور خودم اداره مي کنم
!به خرج شما بخورم

00:04:00.428 --> 00:04:03.228
براتون روشن بود؟

00:04:03.228 --> 00:04:04.788
...هيس

00:04:04.788 --> 00:04:07.908
آره ، و برادر "جورج" رو هم برام بيار
چون که مي خوام باهاش حرف بزنم

00:04:11.348 --> 00:04:13.868
"آه! همسر جديد ـه برادر "جورج" ، "ايزابل

00:04:13.868 --> 00:04:16.868
که بدون رضايت من ازدواج کرده -
ميشه از اينجا ببريش بيرون؟ -

00:04:16.868 --> 00:04:19.028
!اميدوارم که از اون انتظار وفاداري نداشته باشي

00:04:19.028 --> 00:04:22.148
!ميشه از اينجا ببريشون بيرون
!برين ، برين

00:04:27.388 --> 00:04:28.668
هنوز خون ريزي نکرده؟

00:04:28.668 --> 00:04:30.388
داره بچه دار ميشه

00:04:30.388 --> 00:04:33.628
يک بچه از شب عروسي
نشون دهنده لطف خدا به ماست

00:04:33.628 --> 00:04:36.308
پسر ـه؟ -
من...از کجا بايد بدونم ، پدر؟ -

00:04:37.748 --> 00:04:40.068
من تو "يورک" يه شورا تشکيل دادم

00:04:40.068 --> 00:04:43.388
که از طريقش بتونيم "جورج" رو پادشاه
و "ايزابل" رو ملکه اعلام کنيم

00:04:43.388 --> 00:04:46.388
!ولي ، پدر! من نمي تونم -
ساکت شو "ايزابل" ، ديگه کار از کار گذشته -

00:04:46.388 --> 00:04:49.188
اون از کارايي که مي خوايم بکنيم خبر داره -
الان ديگه نمي توني عقب نشيني کني -

00:04:49.188 --> 00:04:52.148
بايد رو حرفت بموني و
يا سربلند بشي و پيروز و يا سرافکنده

00:04:52.148 --> 00:04:54.588
!ولي شورا هرگز موافقت نمي کنه -
!بايد موافقت کنن -

00:04:56.108 --> 00:04:57.948
بانوي "ريورز" مورد تنفر ـه

00:04:57.948 --> 00:04:59.948
اون پدرت و هر تموم مشاورين اشرافي

00:04:59.948 --> 00:05:02.228
که انگلستان به خودش ديده رو کنار گذاشته

00:05:02.228 --> 00:05:06.108
و بجاي اونا ، آدماي دهاتي گذاشته
!تو اصلا نبايد منو بازخواست کني ، حالا گورتو گم کن

00:05:10.028 --> 00:05:14.188
...تو وقتي ملکه شدي اونو بازخواست مي کني
!اينکارو اون موقع خواهي کرد

00:05:14.188 --> 00:05:15.908
همسرم؟

00:05:18.348 --> 00:05:21.188
!از "جاسپر تئودور" برات خبر دارم

00:05:21.188 --> 00:05:23.628
جاسپر" ميگه که شورا تو "يورک" تشکيل ميشه"

00:05:23.628 --> 00:05:25.948
!و اونا تصميم مي گيرن تا با "ادوارد" چيکار کنن

00:05:25.948 --> 00:05:28.388
!بايد سرش رو از تنش جدا کنن

00:05:28.388 --> 00:05:31.948
اينکاري ـه که تو مي کني "مارگارت"؟
اينقدر آسون جون يه آدمو ميگيري؟ هان؟

00:05:31.948 --> 00:05:35.308
اون عليه پادشاه به حق و خداي خودش عمل کرده -
سرورم      - ممنونم -

00:05:35.308 --> 00:05:37.108
اگه مرد بودم ، بخاطر خودم هم که شده
همچين کاري مي کردم

00:05:37.108 --> 00:05:40.068
بخاطر خودم هم که شده در هر حال اينکارو مي کردم
همون طور که "جون آرک" بايد انجام ميداد
(فرمانده لشکر فرانسه در زمان چارلز هفتم انگلستان)

00:05:40.068 --> 00:05:43.068
خب بايد خدا رو شکر کنيم
که تصميم گيرنده تو نيستي

00:05:43.068 --> 00:05:45.788
درسته تصميم گيرنده من نيستم ، ولي خدا که هست

00:05:45.788 --> 00:05:47.988
اون نيت ـش رو به من ميگه
و منم براش انجامش ميدم

00:05:47.988 --> 00:05:50.268
اون خواسته که "ادوارد" سلطنتش رو از دست بده

00:05:50.268 --> 00:05:52.988
و بزودي هم بهم نشون ميده
که چطوري پسر من بايد به تخت سلطنت برسه

00:05:52.988 --> 00:05:54.388
يا شايدم ، تو حکم بدي که هر کاري که

00:05:54.388 --> 00:05:56.908
!مي کني ، فرمان الهي بوده

00:05:58.708 --> 00:06:02.188
جاسپر" همه اينارو رو درک مي کنه"
!تصور نداشتم که تو بتوني

00:06:02.188 --> 00:06:05.908
"آه ، بله ، "جاسپر تئودور

00:06:05.908 --> 00:06:08.908
اون اين حس خون ريزي تو رو هم داره ، "مارگارت"؟

00:06:08.908 --> 00:06:11.988
سر پادشاهي رو که از طرف خداوند
منصوب شده رو مي زنه؟

00:06:11.988 --> 00:06:14.868
من و "جاسپر" تو همه چيز مشترک هستيم

00:06:14.868 --> 00:06:18.108
"نه ، نه همشون "مارگارت
تو با "جاسپر تئودور" ازدواج نکردي

00:06:18.108 --> 00:06:19.348
تو با من ازدواج کردي

00:06:32.108 --> 00:06:33.308
!"جورج"

00:06:33.308 --> 00:06:36.388
!اي بزدل
!بيا و مثلِ يه مرد باهام رودررو شو

00:06:36.388 --> 00:06:39.708
!"پشت دايي زاده ـمون قايم نشو "جورج

00:06:39.708 --> 00:06:43.388
مادرمون از اين قضيه خبر داره!؟ -
!"لعنت به تو "ادوارد -

00:06:43.388 --> 00:06:45.668
من اجازه نمي دم اون عفريته رو تخت بشينه

00:06:45.668 --> 00:06:49.108
و تو هم از وقتي که همخواب اون شدي
!ديگه پادشاه نيستي

00:06:49.108 --> 00:06:51.828
جورج"؟" -
"به سمت شورا ميرين "وارويک

00:06:51.828 --> 00:06:54.388
تا زور خودتونو بزنين
و تاجُ رو سر "جورج" بذارين!؟

00:07:07.268 --> 00:07:10.428
"ايسي"
!ببين چي برات فرستادن

00:07:10.428 --> 00:07:13.468
جامه خزدار مراسم تاج گذاري ـشه
!ماله "اليزابت" ـه

00:07:13.468 --> 00:07:16.508
!اونارو از قصر "وست مينستر" آوُردن

00:07:21.788 --> 00:07:23.668
هنوزم بوي عطر اونو ميدن

00:07:25.188 --> 00:07:27.468
فقط پادشاه ها و ملکه ها
!از اين خز ها ميپوشن

00:07:29.268 --> 00:07:31.188
"تو داري ملکه ميشي "ايسي

00:07:31.188 --> 00:07:33.148
خوشحال نيستي!؟

00:07:35.028 --> 00:07:37.788
"پدر اينکارو بخاطر تو کرده "ايزابل

00:07:37.788 --> 00:07:40.548
اگه اينکارو واسه من کرده بود
الان من خوشحال ترين دختر انگلستان بودم

00:07:40.548 --> 00:07:43.068
"الانش هم دو تا ملکه هستن "آني

00:07:43.068 --> 00:07:46.748
يکيشون تو تبعيد ـه و
اون يکي هم از ترس تو قلعه سنگر گرفته

00:07:46.748 --> 00:07:50.348
و واسه سرش جايزه گذاشتن
من سومين ملکه خواهم بود

00:07:51.868 --> 00:07:55.388
اگه پدر همون طوري عليه اونا شد
عليه ما هم بشه چي!؟

00:07:55.388 --> 00:07:58.308
اون عليه تو نميشه

00:07:58.308 --> 00:08:01.388
تو شاهزاده رو بارداري ، نوه ـش اونو

00:08:03.708 --> 00:08:05.948
کسه ديگه در حال حاضر واسه پدر وجود نداره

00:08:05.948 --> 00:08:08.388
ما هممون مي گفتيم
که "ادوارد" پادشاه بر حق ـه

00:08:08.388 --> 00:08:10.988
مي گفتيم که اون نشانه گل خاندان يورک ـه
(نشان خاندان يورک رز سفيد)

00:08:10.988 --> 00:08:14.428
و ما همراهش تو باغ هاي زيباي
انگلستان قدم خواهيم زد

00:08:14.428 --> 00:08:17.348
ما تو مراسم تاج گذاريش رقصيديم
ما گفتيم که دوستش خواهيم داشت

00:08:17.348 --> 00:08:20.468
"من و تو هيچ وقت همچين حرفي نزديم "ايسي

00:08:20.468 --> 00:08:22.068
ما اونو دوست نداشتيم

00:08:22.068 --> 00:08:23.908
هرگز

00:08:23.908 --> 00:08:28.068
پدر ميگه ما بايد اونو به چشم دشمن خودمون ببينيم
پس بايد ما هم همين کارو بکنيم

00:08:32.108 --> 00:08:34.908
ببين چقدر اين زيباست

00:08:34.908 --> 00:08:38.588
يادته وقتي ملکه بازي مي کرديم؟

00:08:40.228 --> 00:08:44.548
خب ، الان تو مي توني تو دنياي واقعي ملکه باشي -
"من نمي خوام ملکه باشم "آني -

00:08:47.828 --> 00:08:51.628
فکر مي کردم اين ازدواج حق منه
ولي نيست

00:08:51.628 --> 00:08:53.628
همش واسه اوناست

00:08:54.668 --> 00:08:57.788
"ما فقط مهره هاي بازي اونا هستيم "آني

00:08:58.788 --> 00:09:01.628
و ازدواج هم يه عمل بي ارزش ـه

00:09:01.628 --> 00:09:03.388
اونطوري واسه اونه واسه ما نيست

00:09:05.068 --> 00:09:07.028
ما هيچ وقت مثلِ اون نخواهيم شد

00:09:08.388 --> 00:09:10.788
ما هيچ وقت اوني رو که
اون داشت رو نخواهيم داشت

00:09:14.548 --> 00:09:17.828
!لردهاي من
شورا آماده دستور ـه

00:09:24.628 --> 00:09:28.348
من بايد فرمانروا ـه قوي باشم...
...تمام کشور پشت من باشه

00:09:58.708 --> 00:10:02.028
که عليه برادر خودت قيام کني...
تاج و تخت پادشاه برحق داره

00:10:07.908 --> 00:10:11.068
تاج و تخت بي تاج و تخت "جورج"؟

00:10:11.068 --> 00:10:14.068
تو انگار نتونستي شورا رو تحت فرمان بگيري

00:10:15.308 --> 00:10:18.788
پس يا بايد بذاري من برم
يا بايد منو بکشي

00:10:20.268 --> 00:10:22.548
چون که راه ديگه اي وجود نداره

00:10:25.188 --> 00:10:27.188
!"جورج"...."جورج"

00:10:51.428 --> 00:10:53.228
!درش بيار

00:10:54.348 --> 00:10:56.948
!"گفتم ، "درش بيار

00:11:06.548 --> 00:11:11.028
جورج" پادشاه نميشه"
شورا موافقت نکرد

00:11:11.028 --> 00:11:13.828
پدرتون همه چيش رو ريسک کرد
و حالا شکست خورده

00:11:15.428 --> 00:11:17.108
اون شکست خورد

00:11:44.748 --> 00:11:46.388
!"اليزابت"

00:11:57.828 --> 00:12:00.468
به خونه خوش اومدين -
!"پادشاه "ادوارد -

00:12:00.468 --> 00:12:01.628
اونا قدرتشونو از دست دادن

00:12:01.628 --> 00:12:04.828
جورج" گفتش منو گردن مي زنه"
ولي خب جرأتش رو نداره

00:12:04.828 --> 00:12:06.988
!حتي "وارويک" هم دلشو نداره

00:12:06.988 --> 00:12:09.628
اون فکر مي کرد من هنوز بچه ام
که بتونه کنترلم کنه

00:12:09.628 --> 00:12:12.708
اون سعي کرد که بي خيال تو بشم
ولي بهش گفتم که

00:12:12.708 --> 00:12:15.428
با کاملا رضايت تو خونه ـش براي هميشه ميمونم

00:12:15.428 --> 00:12:17.788
ولي هيچ وقت از همسرم
و اوني که هستم دست نمي کشم

00:12:17.788 --> 00:12:21.436
اونا اصلا ارزش فکر کردن هم ندارن -
پس تو رو آزادت کردن؟ -

00:12:21.702 --> 00:12:23.994
شورا "جورج" رو به رسميت نميشناسه
و اون پادشاه نخواهد بود

00:12:24.019 --> 00:12:26.314
و اگه "ادوارد" کناره گيري نمي کنه و
...اونا هم نمي کشنش

00:12:26.353 --> 00:12:29.793
وارويک" منو ميفرسته واسه هواخوري"
تا بتونه غرورش رو حفظ کنه

00:12:29.793 --> 00:12:31.953
ولي در واقع اونو آزادش کرده

00:12:31.953 --> 00:12:33.553
و حالا هم از اين بابت متأسف ميشه

00:12:35.153 --> 00:12:38.393
در مورد "جان" و پدرم که خبر داري؟

00:12:43.553 --> 00:12:46.473
پس بايد تاوانش رو پس بدن

00:12:46.473 --> 00:12:48.233
شايد خوشت نياد ، ولي اتفاقي براي اونا نميوفته

00:12:49.953 --> 00:12:52.393
"ما بايد صلح رو برقرار کنيم "اليزابت

00:12:52.393 --> 00:12:55.513
و من احقم بودم که
لرد "وارويک" رو کنار گذاشته بودم

00:12:56.307 --> 00:12:58.082
ولي اون مي دونه که شکست خورده

00:12:58.107 --> 00:13:00.553
و ازم درخواست بخشش مي کنه
"همين طور "جورج

00:13:00.553 --> 00:13:03.713
!تو هم نبايد ببخشيشون -
مي بخشمشون -

00:13:05.833 --> 00:13:07.513
اونا برادر و دايي زاده من هستن

00:13:07.513 --> 00:13:09.633
و اين کشور تحمل يه جنگ ديگه رو نداره

00:13:09.633 --> 00:13:11.473
مخصوصا داخل اين خونواده

00:13:14.833 --> 00:13:17.513
و من به برادرزاده "وارويک" لقب
دوک "بدفورد" رو ميدم

00:13:19.113 --> 00:13:21.873
لقب شوهر اول منو؟

00:13:21.873 --> 00:13:25.873
اون وارث "وارويک" ـه و بايد
در عوض وفادار موندنش بهش امتيازي بدم

00:13:25.873 --> 00:13:27.793
اون يه خيانت کاره

00:13:27.793 --> 00:13:31.233
به شرطي که "وارويک" رو اعدام کني
!برام مهم نيست که برادرزاده ـش چي بدست مياره

00:13:31.233 --> 00:13:34.128
عشقم نمي تونم ، و اينکارو هم نمي کنم

00:13:35.106 --> 00:13:40.145
و يه چيزي ديگه اينکه
اليزابت" ، دخترمون رو"

00:13:40.176 --> 00:13:41.873
براي اتحاد بيشتر ، به ازدواج "بدفورد" در ميارم

00:13:41.873 --> 00:13:44.473
!مگه از جنازه من رد بشي

00:13:44.473 --> 00:13:47.193
"بايد اينکارو بکنيم ، که اون وقت "وارويک
اين شانس رو داشته باشه که از خونش

00:13:47.193 --> 00:13:50.113
يه روزي کسي به سلطنت ميرسه
و تا ديگه عليه من قيام نکنه

00:13:50.113 --> 00:13:54.473
من قسم مي خورم که نميذارم
اون با برادرزاده "وارويک" ازدواج کنه

00:13:54.473 --> 00:13:56.560
پس منو بايد ببخشيد که ديوونه وار
نگران تو بودم و

00:13:56.585 --> 00:13:58.105
!سعي داشتم تو رو حفظ کنم

00:13:58.105 --> 00:13:59.625
وگرنه اونا تو رو کشته بودن

00:13:59.625 --> 00:14:02.665
پس تا زماني که من پادشاه انگلستان هستم
من اجازه دارم دخترم رو به ازدواج

00:14:02.665 --> 00:14:07.743
هر کسي که دوست دارم در بيارم و هيچ کسي
!حتي تو ، هم نمي تونه جلومو بگيره

00:14:19.398 --> 00:14:22.318
<i>پدرمان ، که در بهشت است
اسمت تو رو مقدس کرده ـست
(<c.yellow>آيات کتاب مقدس</c>)</i>

00:14:22.318 --> 00:14:24.956
<i>فرمانروايي تو خواهد رسيد ، تو در زمين در دستان خدايي
....همان طور که در بهشت بودي</i>

00:14:25.198 --> 00:14:27.278
من ديگه داروغه پادشاه نيستم

00:14:29.438 --> 00:14:32.918
و لقب خونوادگي ـم توسط اون ازم گرفته شد

00:14:32.918 --> 00:14:37.358
آره درسته ، پادشاه آزاد شده

00:14:37.358 --> 00:14:39.998
و منو از اينکه که تو

00:14:39.998 --> 00:14:42.358
و "جاسپر تئودور" به
برادرش "جورج" نامه نوشتين

00:14:42.358 --> 00:14:44.198
و حمايت خودتون اعلام کردين ، پشيمون مي کنه

00:14:44.198 --> 00:14:47.718
پس برادرم "جان" کنت "ويلت شاسر" ميشه

00:14:47.718 --> 00:14:49.558
در صورتي که من بايد مي شدم

00:14:52.558 --> 00:14:55.678
بخاطر اميد هاي واهي خودت
فقط به خودت صدمه زدي

00:14:55.678 --> 00:14:58.078
و تو فقط بانو "استفورد" مي موني

00:15:00.038 --> 00:15:02.398
اميدوارم که خوشحال باشي

00:15:05.998 --> 00:15:07.758
تو ديگه هيچ نامه اي نمي نويسي

00:15:07.758 --> 00:15:10.678
تو به هيچ کس ديگه اي نامه نمي نويسي
"مخصوصا "جاسپر تئودور

00:15:10.678 --> 00:15:13.678
و اگه بفهمم اينکارو کردي
منم تموم کتاب ها و

00:15:13.678 --> 00:15:17.718
آزادي ها و اجازه ملاقات با پسرت رو ازت ميگيرم
روشن شد "مارگارت"؟

00:15:19.918 --> 00:15:21.958
روشن شد!؟

00:15:57.078 --> 00:15:59.158
براي کريسمس اومدن اينجا

00:16:00.958 --> 00:16:03.198
!ما هنوز عزاداري ـمون تموم نشده

00:16:06.718 --> 00:16:08.398
من نمي خوام اينجا باشم

00:16:11.238 --> 00:16:13.758
اون مي فهمه که خز اونو پوشيدم و

00:16:13.758 --> 00:16:15.918
چشم شيطاني ـش رو عليه ما مي کنه

00:16:15.918 --> 00:16:18.638
"اون ديگه به ما اهميتي نميده "ايسي

00:16:18.638 --> 00:16:22.758
اون از ما متنفر خواهد بود
بخاطر پدرش

00:16:24.918 --> 00:16:27.398
شايد نزديک بودن اونا به ما

00:16:27.398 --> 00:16:29.718
کمک کنه که نفرين ـمون جواب بده

00:16:30.678 --> 00:16:32.798
اونا رو مي کنم خدمتکاراي خودم

00:16:47.078 --> 00:16:48.878
به دربار خوش اومدين

00:16:51.078 --> 00:16:52.918
"وارويک"

00:16:52.918 --> 00:16:54.518
"جورج"

00:16:57.718 --> 00:16:59.558
تجملاتي ها باز مي گردند

00:17:36.398 --> 00:17:37.918
...سرورم

00:17:43.838 --> 00:17:45.038
"بانو "ريورز

00:17:48.718 --> 00:17:50.198
بابت غم ـتون متأسفم

00:17:50.198 --> 00:17:53.918
که منظورتون کشته شدن ظالمانه پدر و

00:17:53.918 --> 00:17:57.598
برادرمه که تو تموم زندگيشون
گناهي مرتکب نشده بودن

00:17:57.598 --> 00:18:00.158
و تنها به خدا و پادشاه خودشون وفادار بودن؟

00:18:00.158 --> 00:18:01.958
...توي جنگ

00:18:01.958 --> 00:18:04.078
اين اصلا جنگ نبود

00:18:04.078 --> 00:18:07.598
اين يه مرگ شرفتمندانه تو ميدان جنگ نبود

00:18:07.598 --> 00:18:08.718
اين قتل بود

00:18:08.718 --> 00:18:11.958
و خيانتي در برابر چشمان
خداوند و بشريت بود

00:18:11.958 --> 00:18:13.638
...سرورم -
ساکت شو -

00:18:18.838 --> 00:18:21.118
...سرورم ، من بايد پيش همسر و خونواده ـم برگردم

00:18:21.118 --> 00:18:24.878
تو هر کجا که من دستور بدم ميري
"کنتس "وارويک

00:18:24.878 --> 00:18:27.918
و همه شما به سازي که من ميگم ميرقصين

00:19:08.638 --> 00:19:13.638
خواهر ، دوست داري برقصي؟ -
"نه ممنونم ، "آنتوني -

00:19:23.251 --> 00:19:26.171
آنتوني" داشت در مورد"
...سفرش به ايتاليا حرف مي زد

00:19:47.116 --> 00:19:49.236
...نمي تونم

00:19:53.996 --> 00:19:55.716
سرورم

00:19:55.716 --> 00:19:57.516
!تو حتي حق نداري اينجا باشي

00:19:57.516 --> 00:19:58.956
!"توماس"

00:20:02.276 --> 00:20:04.276
!چه تعصبي

00:20:04.276 --> 00:20:07.996
من فقط خوشحال که اون و
برادرش همراه پدر من نبودن

00:20:07.996 --> 00:20:09.436
که با تبر تو سلاخي بشن

00:20:09.436 --> 00:20:12.716
من اينم ديگه! حتما براتون دردناک بوده

00:20:12.716 --> 00:20:17.516
مي دونم که منو دوست نداري
و اينکه عليه پادشاه توطئه چيني کردي

00:20:17.516 --> 00:20:22.356
و با وجود اينکه اون ممکنه تو رو ببخشه
من قول ميدم هيچ وقت نمي بخشمت

00:20:22.356 --> 00:20:24.036
هرگز

00:20:24.036 --> 00:20:25.276
"لرد "وارويک

00:20:25.276 --> 00:20:28.396
"خاله ، دوشس "سسيلي
!کريسمس مبارک

00:20:28.396 --> 00:20:30.916
!يکي ديگه از ما به دربار برگشته

00:20:30.916 --> 00:20:33.836
پسر عزيزم "جورج" منو دعوت کرد

00:20:33.836 --> 00:20:36.436
تا منو با شادي وارثي که به زودي
خواهد داشت ، شريک کنه

00:20:37.916 --> 00:20:41.556
به نظر مياد نيرويي که منو از دربار تبعيد کرد

00:20:41.556 --> 00:20:44.516
قدرت خودشو از دست داده
و "ادوارد" دوباره مرد شده

00:20:44.516 --> 00:20:47.836
ادوارد" هميشه مرد بوده"

00:20:49.996 --> 00:20:52.396
ولي به نظر مياد به اندازه کافي

00:20:52.396 --> 00:20:55.116
وفاداري کسايي که رو بايد دوستش داشته باشن رو نداره

00:21:03.836 --> 00:21:05.236
خواهر

00:21:12.676 --> 00:21:15.116
زمين هاي بيشتر واسه خيانت کاران؟

00:21:15.116 --> 00:21:18.196
من در تعجب چرا خسته نشدي

00:21:18.196 --> 00:21:22.196
واسه اشرافيون ـه عشقم
و اين کار همه پادشاه هاست

00:21:22.196 --> 00:21:24.076
من ثروت و التفات به همه مي بخشم

00:21:24.076 --> 00:21:26.836
وگرنه اونا آرزو مي کنن که
کاشکي "هنري" پير به تخت سلطنت بگرده

00:21:26.836 --> 00:21:28.916
"يا پسرش "ادوارد

00:21:28.916 --> 00:21:30.716
"يا برادرم "جورج

00:21:30.716 --> 00:21:33.196
"يا خداي نکرده پسر "مارگارت بوفورت
"هنري تئودور"

00:21:33.196 --> 00:21:36.356
"لانکاستر» ها به تخت بازمي گردند»" -
اون قطعا نمي تونه اميدي به اون داشته باشه؟ -

00:21:36.356 --> 00:21:38.716
!کساي ديگه تو صف جلوتر از اون هستن

00:21:40.156 --> 00:21:43.636
!آه "وارويک"! خوب شد اومدي
يه چيزي برات دارم

00:21:59.236 --> 00:22:01.756
خب تازه عروس و دوماد هاي ما چطورن ، هان؟

00:22:01.756 --> 00:22:05.076
دختر از دست برادر پردردسر
من "جورج" عصباني نيست؟

00:22:06.636 --> 00:22:10.036
اونا شکرگزار خدا هستند که
دارن به زودي بچه دار ميشن

00:22:12.476 --> 00:22:14.476
اميدوار هستن که پسر باشه

00:22:16.196 --> 00:22:18.116
ما هممون آرزوي پسر داريم

00:22:36.036 --> 00:22:38.436
من بايد پسردار بشم

00:22:47.276 --> 00:22:49.076
انتخاب کن

00:22:49.076 --> 00:22:51.156
انتخاب کن که کدوم رو مي خواي بکشي

00:22:54.756 --> 00:22:55.996
اين يکي رو

00:22:55.996 --> 00:22:57.996
مطمئني؟

00:22:57.996 --> 00:22:59.636
آره

00:22:59.636 --> 00:23:01.276
...خب پس

00:23:03.996 --> 00:23:05.476
بکشش

00:23:05.476 --> 00:23:07.156
ببين چي انتخاب کردي

00:23:16.916 --> 00:23:18.436
!!يه قاشق بچه ـست

00:23:18.436 --> 00:23:20.116
برش گردون

00:23:25.756 --> 00:23:27.316
!"ادوارد"

00:23:28.436 --> 00:23:33.516
مادر! من قراره
!يه پسر به نام "ادوارد" داشته باشم

00:23:51.476 --> 00:23:53.196
عشقم بيا تو رخت خواب

00:24:28.236 --> 00:24:31.036
!يه چيزي انگار خيلي مشتاق ـت گرده

00:24:33.596 --> 00:24:34.876
تو مي موني

00:24:38.036 --> 00:24:39.476
لباس منو باز کن

00:24:49.356 --> 00:24:50.556
عجله کن

00:26:00.756 --> 00:26:02.836
...آه

00:26:02.836 --> 00:26:06.116
مي بيني "ادوارد" چقدر به من بخشش مي کنه؟

00:26:06.116 --> 00:26:09.796
"نمي تونم تحمل کنم "پدر
!اون خيلي با من بدرفتاري مي کنه

00:26:09.796 --> 00:26:13.196
ترشرويي نکن ، پروانه کوچولوي من

00:26:15.156 --> 00:26:17.516
تو هم دوران خودت رو خواهي داشت

00:26:17.516 --> 00:26:19.276
...ما به تخت نزديک ـيم

00:26:21.196 --> 00:26:23.476
ولي به زودي ، بازم نزديک تر ميشيم

00:26:25.436 --> 00:26:27.436
ازدواج واسه من؟

00:26:27.436 --> 00:26:30.196
ريچارد"؟" -
نه ، "ريچارد" نه -

00:26:31.916 --> 00:26:34.276
اون قلب و روحش با پادشاه ـه

00:26:39.516 --> 00:26:41.756
وظيفه ـت رو انجام بده

00:26:41.756 --> 00:26:43.836
فراموش نکن کي هستي و

00:26:43.836 --> 00:26:46.516
چه اسمي رو با خودت به يدک ميکشي

00:26:48.276 --> 00:26:50.436
واسه يه مدتي هممون بايد سختي بکشيم

00:26:50.436 --> 00:26:52.836
ولي همه اينا ارزشش رو خواهد داشت

00:26:52.836 --> 00:26:55.756
بخاطر چيزايي که بدهکاريم رو بدست خواهيم آوُرد
"و اينکه "ادوارد

00:26:59.156 --> 00:27:01.036
ديگه بهم خيانت نمي کنه...

00:27:22.436 --> 00:27:23.916
بانوي من؟

00:27:25.956 --> 00:27:28.116
منظورت از يه "شورش ديگه" چيه؟

00:27:28.116 --> 00:27:30.356
در حمايت از "هنري" پير نادان

00:27:30.356 --> 00:27:32.556
به رهبري کسي که
اسمش رو اعلام نمي کنه

00:27:32.556 --> 00:27:34.916
يه رهبر بدون اسم؟
نمي فهمم

00:27:34.916 --> 00:27:36.876
شايد جارچي ـه "مارگارت آنجو" باشه

00:27:36.876 --> 00:27:40.316
تا قبل اينکه لشگرش رو راه بندازه
ببينه چقدر حامي داره تا

00:27:40.316 --> 00:27:43.676
بتونه شوهرش رو آزاد کنه
پس منم کارش رو جلو ميندازم

00:27:43.676 --> 00:27:45.196
کسي ديگه اي نمي تونه لشگر رو رهبري کنه؟

00:27:45.196 --> 00:27:47.476
نه ، تاج و تخت منه
من بايد ازش دفاع کنم

00:27:47.476 --> 00:27:50.676
من بايد خودمو همراه با
کسايي که دوستم دارم در خطر بندازم

00:27:50.676 --> 00:27:53.196
ادوارد" خواهش مي کنم نرو"

00:27:53.196 --> 00:27:54.716
من باردارم

00:27:55.956 --> 00:27:59.036
و اين دفعه ديگه مطمئنم که پسر ـه

00:28:01.196 --> 00:28:05.396
!مي دونستم
!بهترين خبري بود که مي تونستي بهم بدي

00:28:05.396 --> 00:28:06.996
چطور اينقدر مطمئني که پسر ـه؟

00:28:06.996 --> 00:28:09.316
مي خواي تو رازاي يه زن فضولي کني؟

00:28:09.316 --> 00:28:12.316
نه نمي خوام

00:28:12.316 --> 00:28:16.276
پس خواهش مي کنم ، بمون
اين دفعه ، از هردومون محافظت کن

00:28:16.276 --> 00:28:19.076
الان دليل محکم تري دارم تا
از تاج و تخت براي

00:28:19.076 --> 00:28:21.636
پسرم که وارث ـش خواهد بود ، دفاع کنم

00:28:21.636 --> 00:28:24.276
...شاهزاده من

00:28:24.276 --> 00:28:26.156
"اسمش رو ميذاريم "ادوارد

00:28:27.596 --> 00:28:29.676
"ادوارد"

00:28:31.516 --> 00:28:34.276
پسر دايي وفادارت "وارويک" و "جورجِ" وفادار چي؟

00:28:34.276 --> 00:28:35.756
آيا باهات همراه ميشن؟

00:28:35.756 --> 00:28:37.596
معلومه ! ملکه ي بدگمانِ مَن

00:28:37.596 --> 00:28:40.236
"همونطور که صحبت کرديم "وارويک
توي شمال در حال يارگيري براي منه

00:28:40.236 --> 00:28:43.476
و "جورج" هم در کنارم خواهد بود -
جسماً ، اما نه روحاً -

00:28:43.476 --> 00:28:46.796
"اون ها به من قول وفاداري دادن ، "اليزابت
حقيقتاً بايد به من اعتماد کني

00:28:46.796 --> 00:28:49.156
صبحگاه اول ماه مي با تو خواهم بود

00:28:49.156 --> 00:28:52.916
، به همراه هلو و ماهي نمک سوده شده
"براي تو و شاهزاده ـم ، "ادوارد

00:29:10.436 --> 00:29:12.236
اَني" ، دست بزن ! هيجان زده ست"

00:29:12.236 --> 00:29:14.676
پسر يا دختر قوي ايه

00:29:24.676 --> 00:29:29.556
پدر ، اين چيه؟ -
شورش . عليه پادشاه -

00:29:43.916 --> 00:29:47.876
! "جاسپر" ! "جاسپر"

00:29:51.116 --> 00:29:53.716
"بانوي من "مارگارت

00:29:53.716 --> 00:29:56.036
نامه ننوشتين

00:29:56.036 --> 00:29:59.436
شوهرم قدقن کرده بودتم
چي شده؟

00:29:59.436 --> 00:30:03.556
شورشي به راه افتاده
! انتظاره ما به پايان خودش رسيده

00:30:09.636 --> 00:30:11.436
ملکه "مارگارت" داره سفر ميکنه؟

00:30:11.436 --> 00:30:15.516
اون توي کالاي هستش و به محضي
که "ادوارد" درگير جنگ بشه ، حرکت ميکنه

00:30:15.516 --> 00:30:19.596
آکسفورد 10 هزار مرد از جنوب آورده
و من هم نصف ولز رو آوردم

00:30:19.596 --> 00:30:23.316
پس ، تو هم بايد مستاجرينت رو مسلح بکني و راه بيفتي
اوضاع داره عوض ميشه

00:30:23.316 --> 00:30:25.116
نوبت ، نوبتِ ماست

00:30:27.596 --> 00:30:30.316
خودم نميرم

00:30:30.316 --> 00:30:33.076
کسي رو هم نمي فرستم -
چي؟ -

00:30:33.076 --> 00:30:35.636
اين جنگ ها همين الانشم به اندازه ي کافي تلفات داده

00:30:35.636 --> 00:30:37.916
من برادر و پدرم رو به اين خاطر از دست دادم

00:30:37.916 --> 00:30:40.556
و با اين وجود ، پيروزي به دست نيومده -
من هم خويشاوندانم رو از دست دادم -

00:30:40.556 --> 00:30:42.476
و دقيقا به همين خاطر هستش
که بايد به جنگيدن ادامه بديم

00:30:42.476 --> 00:30:44.436
تا فداکاري هاي اون ها براي هيچ و پوچ نباشه

00:30:44.436 --> 00:30:47.676
، اگر تک تکمون قيام کنيم
ميتونيم «يورک» غاصب رو از تخت برداريم

00:30:47.676 --> 00:30:49.796
! و پادشاهي رو به «لنکستر» برگردونيم

00:30:49.796 --> 00:30:52.276
تا دفعه ي بعد و بعد

00:30:53.396 --> 00:30:56.036
آيا اصلاً شاه "هنري" ميدونه که اين جنگ در جريانه؟

00:30:56.036 --> 00:30:58.116
اون به سختي اسم خودش رو ميدونه

00:31:03.236 --> 00:31:05.076
تازه "ادوارد" هم پادشاه بهتري هستش

00:31:05.076 --> 00:31:08.796
جاده ها امن تر شدن ، ارتش مخصوص نُجبا هم منحل شده

00:31:08.796 --> 00:31:12.156
و راه زن ها هم به سزاي اعمالشون رسيدن
شايد همين اهميت داشته باشه

00:31:12.156 --> 00:31:15.516
چيزي که اهميت داره اينه که
پادشاه بر حق خداوند به تاج و تخت برسه

00:31:15.516 --> 00:31:18.276
يا تو خدا رو هم مثل کاخ ـت ول ميکني؟

00:31:18.276 --> 00:31:20.916
! اوه ، نه
ادوارد" هم توسط خدا تدهين شده"

00:31:20.916 --> 00:31:23.356
پس ، از کجا بايد بدونيم که کي رو انتخاب کنيم؟

00:31:23.356 --> 00:31:26.596
شايد خدا گيج شده و خودش رو هم نميشناسه؟

00:31:26.596 --> 00:31:30.116
حالا ديگه کفرگويي ميکني و خداوند توانا رو
به خاطر فضاحت خودت سرزنش ميکني؟

00:31:30.116 --> 00:31:35.356
تو يه بُزدلي و به خاطر جون خودته که مثل يه بچه ميترسي

00:31:35.356 --> 00:31:39.476
و منم هر روز از خدا مي پرسم که
چرا بايد با همچين مردي ازدواج ميکردم؟

00:31:39.476 --> 00:31:43.436
کافيه ، "مارگارت" ! کافيه -
نه ، نه . کافي نيست -

00:31:44.596 --> 00:31:46.396
کافي نيست

00:31:46.396 --> 00:31:49.916
با چنين شرم جگرسوزي چطوري زندگي کنم؟

00:31:52.836 --> 00:31:54.436
برات متاسفم

00:31:54.436 --> 00:31:56.756
اون هيچ غيرت و وفاداري اي نداره

00:31:56.756 --> 00:31:59.156
بدون اون هم شکستشون ميديم

00:31:59.156 --> 00:32:02.476
فقط اي کاش با تو همراه ميشدم
و خودم ميجنگيدم

00:32:02.476 --> 00:32:04.876
تو شجاعت هر مردي رو داري

00:32:04.876 --> 00:32:07.116
تو يک سربازي

00:32:10.516 --> 00:32:12.756
"مارگارت"

00:32:12.756 --> 00:32:15.716
اين شورش به دعوت "مارگارت آنژو" ايجاد نشده

00:32:16.836 --> 00:32:20.636
"توسط فعاليت هاي "وارويک
و "جورج  دوکِ کلارنس" ايجاد شده

00:32:20.636 --> 00:32:22.796
منظورت چيه؟

00:32:22.796 --> 00:32:25.756
جورج" نامه نوشته که مقام پسرت"
رو بهت بر ميگردونه

00:32:25.756 --> 00:32:28.676
به شرطي که ما ارتش رو براي
جنگيدن با "ادوارد" وارد ميدون کنيم

00:32:28.676 --> 00:32:33.476
حقه اي براي کشيدن "ادوارد" به جنگ خواهد بود
در حالي که درگير ميشه

00:32:33.476 --> 00:32:37.036
وارويک" و "جورج" با ارتش ـشون"
بهش حمله ميکنن و ميکشنش

00:32:37.036 --> 00:32:40.036
اونجا به ما نياز دارن تا حقه عملي بشه

00:32:40.036 --> 00:32:43.316
واسه همينه که ارتش استفورد رو ميخوام -
اونوقت "جورج" رو به پادشاهي مي رسونن؟ -

00:32:43.316 --> 00:32:45.876
بله ، اما "جورج" ضعيف و حريصه

00:32:45.876 --> 00:32:47.956
و مردم سريعاً از دستش خسته ميشن

00:32:47.956 --> 00:32:50.676
وقتي خسته بشن ، به «لنکستر» رجوع ميکنن

00:32:52.396 --> 00:32:55.476
بعدش يه شانس براي پسرت ايجاد ميکنيم

00:32:58.236 --> 00:33:01.516
من پيش برادرم ميرم ، "ولس" ، و ازش
ميخوام تا ارتشي برات تدارک ببينه

00:33:01.516 --> 00:33:03.956
اگر فکر کنه براي «لنکستر» هاست اينکار رو ميکنه

00:33:04.956 --> 00:33:07.716
...جاسپر" ، اينو بگير"

00:33:10.876 --> 00:33:13.796
و اين رو بدون که... من با تو هستم

00:33:38.916 --> 00:33:42.196
! اوه ، نه ، مادر ، نه

00:33:42.196 --> 00:33:45.236
من نميخوام که ملکه باشم

00:33:45.236 --> 00:33:47.396
فقط بچه ـم رو ميخوام

00:33:47.396 --> 00:33:49.196
چرا پدر بايد همچين کاري بکنه؟

00:33:54.196 --> 00:33:58.116
دليل بايدش رو نميدونم
اما مجذوبش شده

00:33:58.116 --> 00:34:02.276
اون زندگيش و ثروتش و
امنيت ما چهارتا رو در خطر گذاشته

00:34:02.276 --> 00:34:04.516
اون ميگه که "ادوارد" پادشاه انگلستان نيست

00:34:04.516 --> 00:34:07.076
فقط واسه خانواده ي "ريورز" پادشاهه -
اوه ، مادر ! نه -

00:34:07.076 --> 00:34:09.196
...اون ميگه اين همه نجنگيده تا

00:34:09.196 --> 00:34:12.956
زن "ادوارد" پلکان قدرت رو طي بکنه

00:34:12.956 --> 00:34:15.356
اينقدر ناله نکن ، "ايزابل" ! ساکت باش

00:34:18.516 --> 00:34:20.596
بايد ازش پشتيباني کنيم

00:34:20.596 --> 00:34:22.916
بايد ، هممون ، درکنارش بمونيم

00:34:22.916 --> 00:34:25.396
و فقط از خدا بخوايم که توي
کار مخاطره آميزش موفق باشه

00:34:26.796 --> 00:34:28.476
اگر موفق نشه ، خدا بهمون رحم کنه

00:34:40.356 --> 00:34:41.636
سرور من

00:34:43.236 --> 00:34:44.996
يک معذرت خواهي بهتون بدهکارم

00:34:44.996 --> 00:34:48.956
امروز خيلي بد باهاتون صحبت کردم
تقاضاي بخشش ميکنم

00:34:50.276 --> 00:34:52.356
به "جاسپر تئودور" چي دادي؟

00:34:55.476 --> 00:34:57.236
يه گردنبند

00:35:00.436 --> 00:35:02.716
وقتي پمبروک رو ترک کردم بهم داده بودش

00:35:02.716 --> 00:35:05.076
نبايد زيورآلات مرد ديگه اي رو نگه ميداشتم

00:35:06.716 --> 00:35:11.236
خداوند بهم نشونه اي داد حاکي از اين که
بايد زن خوب و وفاداري براي شما باشم

00:35:12.356 --> 00:35:14.436
اي کاش بتونم جبران کنم

00:35:17.196 --> 00:35:19.196
همچنين براي مادرم

00:35:51.156 --> 00:35:53.636
منو به ديدن مادرم مي برين؟

00:35:55.796 --> 00:35:57.876
تا پشيمونيم رو اظهار کنم؟

00:35:59.116 --> 00:36:00.636
بسيار خب

00:36:46.316 --> 00:36:49.796
از چه بابت ، اين چنين مفتخر شدم؟

00:36:53.156 --> 00:36:55.316
"ولز"

00:36:55.316 --> 00:36:56.956
"مارگارت"."لرد استفورد"

00:36:56.956 --> 00:36:59.716
ريچارد. با من دعا ميکني؟

00:37:04.316 --> 00:37:06.716
ريچارد" ، يه چيزي بايد بهت بگم"

00:37:06.716 --> 00:37:08.276
يه چيز شگفت انگيز

00:37:09.876 --> 00:37:14.796
خداوند به نُجباي انگلستان فرمان شرکت در
جنگ مقدسش رو داده

00:37:14.796 --> 00:37:17.276
تا اين "ادوارد" متظاهر

00:37:17.276 --> 00:37:20.156
"که پادشاهي رو از پادشاه بالحقش "هنري
گرفته سرنگون کنن

00:37:25.396 --> 00:37:27.276
...ريچارد" ، خدا با من از"

00:37:29.236 --> 00:37:30.716
تو گفت

00:37:33.116 --> 00:37:36.516
بله ، "ريچارد" ، تو خاص هستي
و تو کار خدا رو انجام ميدي

00:37:40.956 --> 00:37:45.316
ميخواد که چيکار کنم؟ -
وظيفه داري تا نهضتش رو رهبري کني -

00:37:47.316 --> 00:37:48.916
وظيفه داري ارتشي رو احضار کني

00:37:48.916 --> 00:37:52.236
که اين "ادوارد" شرور رو
از تخت شاهي خداوند بلند کنه

00:37:54.036 --> 00:37:58.236
اما من... هرگز در جنگي نجنگيدم

00:37:58.236 --> 00:38:00.507
...اصلا نميدونم
هيش...هيش...هيش...هيش

00:38:00.532 --> 00:38:04.551
تنها بايد ارتش رو بياري
خداوند باقي کار هارو انجام ميده

00:38:05.395 --> 00:38:08.875
وقتي اين کارو انجام بده ، يک پادشاه
جديد «لانکستري» به پادشاهي ميرسه

00:38:08.875 --> 00:38:11.475
اونوقت فکر ميکني کجا دنبال
...پادشاه ميگرده

00:38:11.475 --> 00:38:14.435
چنانچه تو اون کسي باشي که «لنکستر» ها رو
به پيروزي رسونده؟

00:38:20.675 --> 00:38:22.755
خداوند بزرگ

00:38:22.755 --> 00:38:27.194
لطفا ، مراقب "ادوارد" در نبرد پيش رو باش

00:38:28.586 --> 00:38:31.186
دشمنان "ادوارد" را سرنگون ساز

00:38:31.186 --> 00:38:34.786
و در پناه لطفت مراقبش باش

00:38:35.866 --> 00:38:40.645
خدايا ، ما براي پدرمون دعا ميکنيم
براي پيروزي در مجاهدتش

00:38:40.645 --> 00:38:44.165
و اين که مطمئن بشه کاري که ميکنه خواسته ي تو هست

00:38:45.925 --> 00:38:48.525
من براي شوهرم دعا ميکنم

00:38:48.525 --> 00:38:51.005
براي اينکه سالم به خونه پيش من بياد

00:38:51.005 --> 00:38:53.565
و براي امنيت بچه ـم دعا ميکنم

00:38:53.565 --> 00:38:56.605
پيروزي "لرد وارويک" من رو
در مقابل دشمنانش به ارمغان بيار

00:38:56.605 --> 00:38:59.845
، خداوند توانا
ادواردِ يورک" را در اين نبرد سرنگون ساز"

00:39:01.605 --> 00:39:05.365
اين غاصب شرور که تاج پادشاهي بر حق رو تصاحب کرده ، سرنگون ساز

00:39:07.725 --> 00:39:10.645
پيروزي را پيشکش برادرم و "جاسپر تئودور" کن

00:39:10.645 --> 00:39:12.725
کسي که براي تو در حلقه ي «لنکستر» ها ميجنگه

00:39:16.285 --> 00:39:17.965
خواهش ميکنم ، خدا ، "ادوارد" رو برنده کن

00:39:21.005 --> 00:39:22.485
بذار زنده بمونه

00:39:22.485 --> 00:39:24.245
خواهش ميکنم خدا ، بذار ادوارد شکست بخوره

00:39:24.245 --> 00:39:26.005
بذار بميره

00:39:36.445 --> 00:39:38.885
بذار اميدوار باشيم که به همون
آسوني اي باشه که اونا ميگن

00:39:38.916 --> 00:39:40.396
آسون؟

00:39:41.051 --> 00:39:45.245
وارويک" و "دوکِ کلارنس" بر عليه ادوارد شوريدن"

00:39:45.245 --> 00:39:47.805
تا اون رو توي جنگ بکشن

00:39:47.805 --> 00:39:51.165
ما هم فقط اينجاييم تا با فريب
به ميدون جنگ بکشيمش

00:39:51.165 --> 00:39:52.485
...اما...خواهرم گفت که

00:39:54.405 --> 00:39:57.485
اما چرا "وارويک" و "دوکِ کلارنس" طرف ما هستن؟

00:39:57.485 --> 00:39:59.765
اوه ، باور کن ، طرف ما نيستن

00:39:59.765 --> 00:40:02.405
اگر اين جنگ خوب پيش بره
اونا "جورج" رو پادشاه ميکنن

00:40:05.165 --> 00:40:07.005
اما ...اگر خوب پيش نره

00:40:08.885 --> 00:40:12.005
هممون به جُرم خيانت کشته ميشيم

00:40:12.005 --> 00:40:15.285
و دل و رودمون رو بيرون وست مينستر پخش ميکنن

00:40:15.285 --> 00:40:18.965
اما...من فکر ميکردم اين نبرد مقدس خدا
براي بازگردوندن پيروزي به «لنکستر» هاست؟

00:40:18.965 --> 00:40:20.285
يه کم بخواب

00:40:21.645 --> 00:40:23.725
نقش تو تقريبا تموم شده

00:40:36.445 --> 00:40:37.925
خدا منو نجات نميده؟

00:40:45.525 --> 00:40:48.085
خدا منو نجات ميده؟

00:41:05.725 --> 00:41:08.365
به نام پادشاه ، تکون نخور ! نگهبانان

00:41:09.605 --> 00:41:11.645
بايد پادشاه رو ببينم

00:41:11.645 --> 00:41:12.805
خواهش ميکنم

00:41:22.245 --> 00:41:24.285
ادوارد ! نقشه اي براي کشتنت در کاره

00:41:24.285 --> 00:41:26.605
کار "وارويک" و "دوک کلارنس" هستش

00:41:26.605 --> 00:41:28.525
قصد دارن تا توي نبرد بر عليه ـت بشن

00:41:28.525 --> 00:41:30.485
"خواهش ميکنم ، "ادوارد

00:41:32.045 --> 00:41:33.805
...خائن

00:41:59.485 --> 00:42:02.445
نه ! نه

00:42:02.445 --> 00:42:05.125
نه ، نه ! پسر من نه

00:42:08.685 --> 00:42:12.365
پسرم مُرده ! پسرم مُرده -
"بانو "بوفورت -

00:42:12.365 --> 00:42:15.365
بانو "بوفورت" ، خيلي متاسفم -
چرا رفت؟ چرا رفت؟ -

00:42:15.365 --> 00:42:19.765
چرا اين کارو کرد؟
پسرم مُرده

00:42:19.765 --> 00:42:22.605
پس شکست خوردن؟
ادوارد" نمرده؟"

00:42:22.605 --> 00:42:26.565
برو داخل -
ببخشيد ، من درک نميکنم -

00:42:26.565 --> 00:42:28.885
چطور خدا اجازه داده؟

00:42:28.885 --> 00:42:32.525
چرا...چرا...چرا

00:42:39.245 --> 00:42:42.805
ادوارد" جاش امنه"
اما همونطور که ميترسيدم تله بوده

00:42:42.805 --> 00:42:45.765
وارويک" و "جورج" فرار کردن و "ادوارد" دنبالشونه"

00:42:45.765 --> 00:42:48.285
فهميده که ميخواستن با خونسردي بکشنش

00:42:48.285 --> 00:42:51.205
اون "ولز" ، کسي که فقط اومده بوده
تا بهش بگه که بر عليه ـش نقشه دارن رو به قتل رسونده

00:42:51.205 --> 00:42:54.805
اون ديگه پسر طلايي «يورک» نيست
هيچکس دوباره بهش اعتماد نميکنه

00:42:54.805 --> 00:42:57.365
چرا بايد براش مهم باشه؟ -
بايد براش مهم باشه -

00:42:57.365 --> 00:42:59.805
چون در حال حاضر خانواده ي
بوفورت" به خاطر خويشاوندشون"

00:42:59.805 --> 00:43:03.525
ولز" ، در حال عزادارين"
ادوارد" به دشمنانش انگيزه ي جديد داده"

00:43:03.525 --> 00:43:06.045
اوه ، "ريچارد" ، پسر عزيزم

00:43:06.045 --> 00:43:10.285
«اون يه خائن بود ، کاخ ـ«لنکسترش
رو تسليم "ادوارد" کرد

00:43:10.285 --> 00:43:14.085
"محض رضاي خدا ، "مارگارت
پسره مُرده

00:43:14.085 --> 00:43:17.805
اون اهميتي نميده ، اون قلب نداره و نفرين شدست

00:43:17.805 --> 00:43:20.325
از نظر من که خودت نفرين شده اي ، مادر

00:43:20.325 --> 00:43:23.965
به خاطر به دنيا آوردن يک خائن -
کافيه "مارگارت" ، کافيه ديگه -

00:43:37.085 --> 00:43:38.845
جاسپر" ! "جاسپر" فرار کرده"

00:43:38.845 --> 00:43:42.325
پادشاه پيداش ميکنه و مي کشدش
پس اونم به فرانسه پناه برده

00:43:42.325 --> 00:43:44.605
بايد "هنري" رو بياريم اينجا

00:43:44.605 --> 00:43:46.885
به محضي که بي خطر باشه اينکارو ميکنيم

00:43:46.885 --> 00:43:49.325
...نه ، نه
جاسپر" ازم مي خواد که همين الان بيارمش"

00:43:49.325 --> 00:43:51.765
قضاوت "جاسپر" درست نيست

00:43:51.765 --> 00:43:54.725
، بنابر اين شايد الان ديگه بتوني ببيني
از اونجايي که هدفش از دست رفته

00:43:54.725 --> 00:43:58.445
به خاطر جونش داره به فرانسه پناه مي بره
هنري" کوچولو رو بدون محافظ گذاشته"

00:43:58.445 --> 00:44:02.245
چاره اي نداره -
خودش خواست تا با پادشاه بجنگه ، اينم نتيجش -

00:44:08.365 --> 00:44:09.765
هنري" رو ميارم"

00:44:09.765 --> 00:44:13.365
منم ميام
اون پسر منه ، باکي ندارم

00:44:13.365 --> 00:44:16.165
اگر توي جاده سربازي بود
هر کاري که تو بگي ميکنم

00:44:16.165 --> 00:44:18.765
التماست ميکنم ، التماست ميکنم ، خواهش ميکنم

00:44:18.765 --> 00:44:21.365
"بسيار خب ، "مارگارت

00:44:21.365 --> 00:44:24.365
شايد حالا اندوه مادرت رو درک کني

00:44:33.445 --> 00:44:35.365
درد دارم

00:44:36.725 --> 00:44:39.325
هر بار که تکون ميخوره يا چرخ ميزنه

00:44:39.325 --> 00:44:41.205
نميتونم نفس بکشم

00:44:47.485 --> 00:44:48.725
"ايزي"

00:44:50.165 --> 00:44:51.845
پدر؟

00:44:51.845 --> 00:44:53.805
شکست خورديم

00:44:53.805 --> 00:44:57.125
شکست نخورديم ، عقب نشيني کرديم

00:44:57.125 --> 00:45:00.525
اشتباهمون اين بود که به «لنکستر» ها اعتماد کرديم
پسر "بوفورت" بهمون خيانت کرد

00:45:00.525 --> 00:45:03.005
پادشاه بر حق "جورجِ" يورک هستش

00:45:03.005 --> 00:45:06.605
و ما بايد تدهينش بر تخت پادشاهي رو ببينيم
! "زنده باد شاه "جورج

00:45:07.845 --> 00:45:09.765
"شاه "جورج

00:45:09.765 --> 00:45:12.125
حالا ، به کالي ميريم و يک ارتش جمع ميکنيم

00:45:12.125 --> 00:45:15.085
با به اصطلاح شاه "ادوارد" در جنگ هستيم

00:45:15.085 --> 00:45:17.325
پدر ، من نميتونم سفر دريايي بکنم

00:45:17.325 --> 00:45:18.765
توي دوره ي زايمانم هستم

00:45:21.045 --> 00:45:22.125
پدر؟

00:45:22.125 --> 00:45:25.365
وارويک" و "جورج" دارن به کالي سفر ميکنن"

00:45:25.365 --> 00:45:27.925
تا قرارگاه انگلستان رو بر عليه ما بکنن

00:45:27.925 --> 00:45:30.565
آنتوني" رفته تا متوفقشون کنه اما به موقع نرسيده"

00:45:30.565 --> 00:45:32.845
بايد يه کاري کنيم ، مادر -
"اليزابت" -

00:45:32.845 --> 00:45:37.045
اونا شوهر و پسرت رو کشتن
از زير مجازات هم در رفتن

00:46:58.405 --> 00:46:59.725
پيدامون کردن

00:46:59.725 --> 00:47:01.965
آنتوني" ريورز مثل يه رواني ميروند"

00:47:01.965 --> 00:47:03.885
ناوگانمون رو توي ساوت همپتون تصاحب کرد

00:47:03.885 --> 00:47:07.525
سرش رو به خاطر اين کار مي برم
به سوي کالي حرکت ميکنيم ، همين حالا

00:47:11.125 --> 00:47:13.645
ميدنايت" ميدونه يه چيزي شده"

00:47:13.645 --> 00:47:17.165
"احمق نباش ، "ايزي
فقط داره سرکشي ميکنه

00:47:17.165 --> 00:47:18.885
دلش نميخواد که بره

00:47:18.885 --> 00:47:22.445
ادوارد دنبالمونه ! سوار شين -
ايزي ميترسه ، پدر -

00:47:22.445 --> 00:47:23.965
عجله کنين

00:47:25.805 --> 00:47:28.285
ديدي ، سوار شد

00:47:28.285 --> 00:47:31.445
ميتوني بگيري بخوابي و توي يه چشم به هم زدن ميرسيم
حالا خودت مي بيني

00:47:37.645 --> 00:47:40.285
طوفان در راهه

00:47:40.285 --> 00:47:43.845
و اگر شديد تر بشه
مجبور ميشيم که متوقف بشيم

00:47:58.605 --> 00:48:02.365
ببين ما بهترين کابين رو داريم
هيچموقع ديگه بهمون نمي دادنش

00:48:02.365 --> 00:48:05.765
باد داره شديد ميشه

00:48:05.765 --> 00:48:08.285
"فقط چند تا موج بزرگه ، "ايزي

00:48:12.365 --> 00:48:15.325
اَني" ، طوفان شده"
مي ميريم

00:48:15.325 --> 00:48:18.045
بادبان رو بکشين ! بپيچينش -
هي ، کاپيتان -

00:48:21.485 --> 00:48:24.365
"اَني" ! "اَني"

00:48:27.045 --> 00:48:30.765
اَني ! بچه داره مياد

00:48:32.845 --> 00:48:35.005
"اَني"

00:48:39.925 --> 00:48:42.165
"مارگارت"؟ "مارگارت"

00:48:42.165 --> 00:48:44.645
بايد پناه بگيريم

00:48:44.645 --> 00:48:46.325
بايد پناه بگيريم

00:48:52.965 --> 00:48:55.685
مادر ! بچه داره مياد

00:48:55.685 --> 00:48:57.965
بايد به اسکله برگرديم

00:48:57.965 --> 00:49:00.525
پدرت ميگه به سواحل فرانسه که برسيم

00:49:00.525 --> 00:49:02.445
کنار ساحل پناه ميگيريم

00:49:03.765 --> 00:49:07.205
براش ملافه بيار ، زود باش

00:49:19.765 --> 00:49:22.045
! بايد آتيش روشن کني
خواهر من داره وضع حمل ميکنه

00:49:22.045 --> 00:49:24.725
باد کاره جادوگراست
با يک زن روي عرشه نفرين شديم

00:49:27.885 --> 00:49:30.125
بهتون دستور ميدم که آتيش روشن کنين

00:49:30.125 --> 00:49:33.085
"من ، "اَن نويل
دختر سلطنت ساز

00:49:33.085 --> 00:49:36.925
اين پايين چيکار ميکنين؟
پسرم متولد شده؟

00:49:36.925 --> 00:49:39.405
ملافه ميخوايم ، کهنه ، هر چيزي

00:49:39.405 --> 00:49:42.285
و يه قاشق براي "ايزي" تا گازش بزنه -
توي راهرو -

00:49:42.285 --> 00:49:45.925
اينو هم بهش بده
خدا ميدونه که بهش نياز داره

00:49:54.965 --> 00:49:57.245
چرا ايستاديم؟

00:49:57.245 --> 00:49:59.765
بايد مطمئن بشيم که قلعه تصاحب نشده ، همينجا صبر کنيد

00:50:03.765 --> 00:50:06.085
"اين ديگه زياديه ، "اليزابت

00:50:06.085 --> 00:50:08.485
وقتي جادو بياد بيرون
ديگه نميشه برش گردوند

00:50:08.485 --> 00:50:10.805
ممکنه بچرخه و ما رو هم با خودش غرق کنه

00:50:18.285 --> 00:50:20.565
فقط خدمتکارا و پسر بچه هستن

00:50:32.205 --> 00:50:34.365
به قلعه ي پمبروک خوش اومدين ، بانوي من

00:50:36.205 --> 00:50:37.605
قربان

00:50:40.245 --> 00:50:43.925
دايي "جاسپر" ـم کجاست؟
با شماست؟

00:50:43.925 --> 00:50:46.445
جاش امنه ، اما با ما نيست
"متاسفم ، "هنري

00:50:50.205 --> 00:50:53.445
بر ميگرده؟ -
شک ندارم -

00:50:53.445 --> 00:50:55.925
هنري؟ من مادرتم"
من بانو "مارگارت" ـم

00:50:55.925 --> 00:50:58.965
اومدم که ببرمت خونه -
من جام امنه ، متشکرم ، بانوي من -

00:50:58.965 --> 00:51:01.885
منتظر دايي "جاسپر" ـم هستم
پس نميتونم برم

00:51:01.885 --> 00:51:03.885
به ستوربان ميگم که اسب هاتون رو آماده کنه

00:51:03.885 --> 00:51:07.045
اون سرش شلوغه ، پس شما شايد

00:51:10.365 --> 00:51:12.405
دلش نميخواد که بياد

00:51:12.405 --> 00:51:14.045
منو نميشناسه

00:51:15.805 --> 00:51:18.245
پسره "جاسپر" ـه ديگه

00:51:22.405 --> 00:51:25.405
و حالا ، تو مال خودت ميکنيش

00:51:30.925 --> 00:51:34.125
مادر ، چه اتفاقي داره ميفته؟
چرا بچه بيرون نمياد؟

00:51:34.125 --> 00:51:37.085
درونش گير کرده
يه قابله ميخواد تا بچرخوندش

00:51:37.085 --> 00:51:39.565
برو از پدرت بپرس که چقدر
مونده تا به کالي برسيم

00:51:46.565 --> 00:51:49.325
پدر؟ "ايزابل" نياز به يه قابله داره

00:51:49.325 --> 00:51:53.085
مامان ميپرسه چقدر مونده تا به کالاي برسيم؟ -
داريم به سمتش ميريم -

00:51:55.925 --> 00:51:59.445
ايزابل" بهترين طبيب ها رو توي فرانسه مي بينه"

00:51:59.445 --> 00:52:02.725
اون صدا چيه؟

00:52:02.725 --> 00:52:06.925
زنجير هاي لنگرگاه رو کشيدن
! به "ادوارد" وفادار موندن

00:52:06.925 --> 00:52:08.725
فرمون رو بچرخونين

00:52:08.725 --> 00:52:11.765
بادبان رو بکشين ، همين حالا ، بکشين

00:52:20.965 --> 00:52:23.725
مادر ، دارن بهمون شليک ميکنن

00:52:23.725 --> 00:52:28.765
"تو بايد بچرخونيش ، "اَني -
دستت از همه کوچيکتره
نه -

00:52:28.765 --> 00:52:31.925
بايد دستت رو بکني داخل و سعي کني
بچه رو بچرخوني

00:52:31.925 --> 00:52:33.605
نه ، مادر ، خواهش ميکنم ، نميتونم

00:52:33.605 --> 00:52:36.845
بچه گير کرده ، اگر خواهرت رو دوست داشته باشي
اين کار رو انجام ميدي

00:52:36.845 --> 00:52:40.725
اَني...خواهش ميکنم ، مادر
نميخوام که بميرم

00:52:40.725 --> 00:52:43.365
..."اَني"

00:52:47.725 --> 00:52:49.525
"جاسپر"

00:52:52.765 --> 00:52:54.205
"جاسپر"

00:53:00.005 --> 00:53:01.445
متاسفم

00:53:01.445 --> 00:53:03.045
نه ، نه ، تقصير منه

00:53:03.045 --> 00:53:05.765
خيلي متاسفم -
برادر من بهت خيانت مرد -

00:53:05.765 --> 00:53:07.885
"مارگارت"

00:53:07.885 --> 00:53:09.565
من بايد برم

00:53:11.085 --> 00:53:13.885
روي سرم جايزه گذاشتن و دارن دنبالم ميگردن

00:53:15.165 --> 00:53:16.845
به فرانسه ميرم

00:53:16.845 --> 00:53:20.325
اما با يک ارتش بر ميگردم

00:53:20.325 --> 00:53:25.285
نتونستم به پسرم بگم که اينجا بود
تا مبادا حرفي نزنه

00:53:25.285 --> 00:53:28.485
اما اونجا توي تپه ها قايم شده بودم و منتظر تو بودم

00:53:30.165 --> 00:53:33.685
قبل از اينکه سفر کني ميخواستي
مطمئن بشي که جاي پسرم امنه

00:53:38.005 --> 00:53:40.045
چطور بدون تو زندگي کنم؟

00:53:48.165 --> 00:53:50.485
اي کاش ما هم بيايم و رفتنت رو تماشا کنيم؟

00:53:50.485 --> 00:53:53.285
براي بچه خوب ميشه
که سالم رفتنت رو ببينه

00:53:54.805 --> 00:53:56.045
اون به تو نزديکه

00:55:07.285 --> 00:55:08.565
يه پسر بود

00:55:11.685 --> 00:55:12.925
يه پسر بچه

00:55:30.165 --> 00:55:34.165
من بايد برم ، الان ديگه بايد با مادرت زندگي کني ، پسر

00:55:34.165 --> 00:55:37.045
بايد به خاطر من مراقبش باشي؟
باشه؟

00:55:39.925 --> 00:55:42.725
مثل تئودر ، باشه ، هنري؟

00:55:43.765 --> 00:55:45.605
مثل تئودور ، قربان

00:55:58.645 --> 00:56:00.005
بيا اينجا ، پسر

00:56:40.725 --> 00:56:42.965
هنري" ، دوست داري با من دعا کني؟"

00:56:42.965 --> 00:56:46.045
ميتونيم باهم ديگه براي دايي جاسپرت دعا کنيم؟ -
نه ، ممنون ، بانوي من -

00:56:46.045 --> 00:56:48.885
من مادرتم ، هنري
من مادرتم

00:57:00.085 --> 00:57:01.845
"ادوارد"

00:57:07.965 --> 00:57:09.325
بيا

00:57:15.005 --> 00:57:16.525
يادت بود

00:57:16.525 --> 00:57:21.965
هلو و ماهي نمک سود شده
همونطور که قول داده بودم اول مي برگشتم

00:57:21.965 --> 00:57:26.245
الان هم شاهزاده ي «يورک» ـمون رو داريم
ادوارد ، ديگه بايد در امنيت باشيم

00:57:42.965 --> 00:57:45.205
بابت از دست رفته تون متاسفم

00:57:46.405 --> 00:57:48.245
از دست رفتمون

00:57:51.565 --> 00:57:53.045
ديگراني هم خواهند بود

00:57:54.365 --> 00:57:58.165
اگر توي قلعه ي "وارويک" ميمونديم
بچه ي من زنده مي موند

00:57:59.125 --> 00:58:02.525
تقصير توئه -
ملکه "اليزابت" دوباره بارداره -

00:58:02.525 --> 00:58:05.085
بايد قبل از اون پسر دار بشيم

00:58:06.045 --> 00:58:07.925
"اين پايان کار نيست ، "ايزابل

00:58:14.205 --> 00:58:16.245
اما پايان کار بچه ي من هست

00:58:18.645 --> 00:58:20.285
پايان اون که هست

00:58:23.645 --> 00:58:27.645
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.