﻿WEBVTT

00:00:00.498 --> 00:00:03.788
هنری نامه از طرف مادرت اومده

00:00:03.813 --> 00:00:05.132
پادشاه فوت کرده

00:00:05.133 --> 00:00:06.972
بايد آمادگي جمع کردن يه ارتش رو داشته باشيم

00:00:06.987 --> 00:00:09.746
ما پادشاه رو جهت محافظت
تا برج همراهي مي کنيم

00:00:09.747 --> 00:00:11.626
امنيت شاهزاده رو تأمين کنين

00:00:11.651 --> 00:00:15.238
از کجا معلوم اون يکي پسرم رو هم اسير نکنه؟
امشب باید از اینجا بری

00:00:15.730 --> 00:00:19.725
بايد يه پسري پيدا کنيم که شبيه تو باشه

00:00:19.750 --> 00:00:22.189
ريچارد" ، دوک "گلاستر" قصد داره
خودشو پادشاه اعلام کنه

00:00:22.190 --> 00:00:25.069
شورا اعلام کرده که ازدواج شما
با "ادوارد يورک" مشروع نبوده

00:00:25.070 --> 00:00:26.549
و پسران شما حرامزاده هستن

00:00:26.550 --> 00:00:28.549
بانو "مارگارت" ، به کمک شما نياز دارم

00:00:28.550 --> 00:00:30.349
بايد شاهزاده "ادوارد" رو از اون برج آزاد کنيم

00:00:30.350 --> 00:00:33.026
داريم باهاش همکاري مي کنيم
تا شاهزاده ها رو از برج خارج کنيم

00:00:33.042 --> 00:00:35.721
خب پس "هنري" هم بايد به خواسته ـش
قدرت بده ، ازدواج درستي بکنه

00:00:35.746 --> 00:00:37.641
"شاهزاده "اليزابت

00:00:37.642 --> 00:00:41.401
جاه طلبي تو به قيمت جون پسرات تموم ميشه

00:00:41.402 --> 00:00:45.641
شأن نامت ـتون رو بر مي گردونم
و پسرام رو پس مي گيرم

00:01:11.207 --> 00:01:16.916
<font color=#ffffff>" ملــــکه سفید "</c>
<c.yellow>'« قســـمت نهم  »'</c>

00:01:17.336 --> 00:01:24.336
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:27.117 --> 00:01:32.197
نزديکان من ، خويشاوندان من
جنگجويان وفادار من

00:01:33.877 --> 00:01:35.197
من پادشاه بر حق شما هستم

00:01:36.477 --> 00:01:42.237
، شما حافظان پادشاهي من هستيد
مرداني که بهشون اعتماد دارم

00:01:43.877 --> 00:01:46.916
"سِر "رابرت بِرَکنبري

00:01:46.917 --> 00:01:49.517
از حالا افسر حفاظت از برج

00:01:58.157 --> 00:02:02.997
...."هري استافورد" ، دوک "باکينگهام"

00:02:06.157 --> 00:02:08.037
از حالا پيشکار اعظم انگلستان

00:02:23.517 --> 00:02:26.836
"لرد "توماس استنلي

00:02:26.837 --> 00:02:30.477
افسر بلند پايه انگلستان

00:02:32.597 --> 00:02:35.597
..."و جايگزين "آنتوني ريورز

00:02:38.477 --> 00:02:39.877
شواليه اعظم

00:02:49.757 --> 00:02:52.396
به وفاداريِ به خدا و

00:02:52.397 --> 00:02:53.437
و پادشاه "ريچارد" سوگند ياد مي کنم

00:02:59.837 --> 00:03:01.637
قدرشناس وفاداري شما خواهم بود

00:03:11.077 --> 00:03:12.996
"آن ها به ما وفادار خواهند بود "ريچارد

00:03:12.997 --> 00:03:17.516
تو در حال حاضر پادشاه بر حق ـي
و انگلستان دوستت خواهد داشت

00:03:17.517 --> 00:03:19.836
لندن هنوز عليه منه

00:03:19.837 --> 00:03:21.636
اونا هم نظرشون تغيير مي کنه

00:03:21.637 --> 00:03:24.996
شمال به تو وفادارن
و به زودي جنوب هم وفادار خواهد شد

00:03:24.997 --> 00:03:31.196
و وقتي زمانش برسه
پسرمون به شاهزاده "ولز" مي کنيم

00:03:31.197 --> 00:03:34.396
و انگلستان باز هم با پسر "يورک" ـي تو شکوفا ميشه

00:03:34.397 --> 00:03:35.437
"ممنونم ، "اَني

00:03:36.997 --> 00:03:40.276
هيشکي نمي خواد يه پسر "ريورز" ـي بر تخت باشه
اونم کسي که مادرش

00:03:40.277 --> 00:03:42.437
انگلستان رو تکه تکه مي کنه

00:03:54.120 --> 00:03:56.599
فکر مي کنن اگه صبح تا شب ناقوس
رو به صدا دربيارن

00:03:56.600 --> 00:03:59.120
گناه تاج گذاري ـش کمتر ميشه؟

00:04:00.360 --> 00:04:01.960
انگلستان اينو قبول نمي کنه

00:04:03.800 --> 00:04:05.159
اونا پسران "ادوارد" رو دوست دارن

00:04:05.160 --> 00:04:08.319
و "ريچارد" احمق ـه که فکر مي کنه
!مي تونه به زور سلطنت رو از شاهزاده "ادوارد" بگيره

00:04:08.320 --> 00:04:11.964
هنوز خبري از شاهزاده "ريچارد" نداري؟

00:04:12.280 --> 00:04:13.840
نامه ممکنه گم شده باشه

00:04:15.000 --> 00:04:18.319
يا شايد هم فرستاديمش به کام مرگ

00:04:18.320 --> 00:04:22.040
!"اليزابت" -
شايد حالا که پدرم مرده ، ما هم هممون بايد بميريم -

00:04:22.590 --> 00:04:24.430
!"هيشکي ديگه نميميره "اليزابت

00:04:44.870 --> 00:04:48.430
از "باکينگهام" خبري بهم رسيده
..اون

00:04:50.710 --> 00:04:54.270
شرايطش براي ملحق شدن به ما عليه پادشاه رو گفته

00:04:58.710 --> 00:05:03.333
من به "اليزابت" خبر ميدم
و ما هم آماده حمله به برج ميشيم تا شاهزاده رو نجات بدیم

00:05:04.030 --> 00:05:05.189
بهت اعتماد داره؟

00:05:05.190 --> 00:05:09.989
آره ، يکبار تو بچه هاش رو نجات دادي
اون همراهمون عليه "ريچارد" شورش مي کنه

00:05:09.990 --> 00:05:12.669
البته اون پسرا هنوز مشکل دارن

00:05:12.670 --> 00:05:15.349
ريچارد" اونا رو حرامزاده اعلام کرده"
فرقي پس به حالش نمي کنه

00:05:15.350 --> 00:05:19.843
مردم هنوز اونارو حمايت مي کنن -
مي دونم   -

00:05:20.445 --> 00:05:22.560
"اَني" و "ريچارد" هم اينو مي دونن

00:05:24.523 --> 00:05:26.963
ولي شايد يه راه حلي پيش پامون بذارن

00:05:43.009 --> 00:05:44.328
"بانو "اَني

00:05:44.329 --> 00:05:45.729
"سِر "رابرت

00:05:48.289 --> 00:05:50.008
فکر نمي کردم اينجا ببينمتون

00:05:50.009 --> 00:05:52.768
چيزي به سفرمون نمونده

00:05:52.769 --> 00:05:55.929
ولي قبل اينکه برم
دوست دارم اون پسرا رو ببينم

00:06:13.489 --> 00:06:15.769
...حالا که هردوشون اينجان

00:06:16.889 --> 00:06:18.449
چي به سرشون مياد سرورم؟

00:06:19.609 --> 00:06:22.848
اونا نه مي تونن پسر باشن و نه مرد
چون که همين وجودشون

00:06:22.849 --> 00:06:24.009
براي ما تهديد ـه

00:06:25.449 --> 00:06:28.128
اميدوار بوديم با حرامزاده اعلام کردنشون

00:06:28.129 --> 00:06:30.929
قدرتشونو از دست ميدن
ولي هنوز مردم حمايتشون مي کنن

00:06:32.209 --> 00:06:33.609
آرزوي مرگشون رو دارين؟

00:06:35.809 --> 00:06:39.409
...نمي تونم همچين آرزويي داشته باشم
براي هيچکدوم از اين پسراي بي گناه

00:06:40.729 --> 00:06:42.609
...پس شما خيلي خوش آدم خوش قلبي هستين

00:06:44.649 --> 00:06:46.329
...چون که پسرا ، مرد مي تونن مرد بشن

00:06:48.929 --> 00:06:51.169
و حتي پسرا هم مي تونن دليلي براي جنگ باشن

00:06:54.049 --> 00:06:55.968
پس من مرگشون رو مي خوام

00:06:55.969 --> 00:06:58.249
وگرنه من و پادشاه چطور مي تونيم از خطر ايمن بمونيم؟

00:07:06.978 --> 00:07:08.138
....به نام پدر ، پسر

00:07:08.163 --> 00:07:09.204
....و روح القدس

00:07:09.470 --> 00:07:11.869
يه پيغام از پادشاه "ريچارد" به دستم رسيده

00:07:11.870 --> 00:07:14.269
که اگه ما پناهگاه رو ترک کنيم و
بريم تو "گرفتون" زندگي کنيم

00:07:14.270 --> 00:07:15.989
اون وقت پسرام به من بازگردانده ميشن

00:07:15.990 --> 00:07:17.909
اين ميگه ، مي خواد صلح برقرار بشه

00:07:17.910 --> 00:07:19.389
بهش اعتماد داري؟

00:07:19.390 --> 00:07:21.749
!البته که بهش اعتماد ندارم

00:07:21.750 --> 00:07:24.030
!اون پسرم و برادرم "آنتوني" رو کشته

00:07:25.550 --> 00:07:28.270
پسرام بايد قبل اينکه اينجا رو ترک کنم
به دست من سپرده بشن

00:07:30.230 --> 00:07:31.709
مراقب باشين سرورم

00:07:31.710 --> 00:07:34.309
ترسيدن بانو "مارگارت" از پادشاه ممکنه گولتون زده باشه

00:07:34.310 --> 00:07:36.429
اون ميگه دوک "باکينگهام" هم همين اعتقاد داره

00:07:36.430 --> 00:07:39.470
و اينکه اونم خيلي رنچيده خاطر شده
و آماده ـست تا عليه پادشاه "ريچارد" قيام کنه

00:07:40.910 --> 00:07:42.549
باکينگهام" قيام مي کنه؟"

00:07:42.550 --> 00:07:45.509
به عنوان نشانه نيت خوبش ، همراه با
شما به برج حمله مي کنه

00:07:45.510 --> 00:07:46.670
تا شاهزاده ها رو آزاد کنه

00:07:50.550 --> 00:07:55.869
و "باکينگهام" در عوض اينکه به
بهترين دوستش خيانت کنه چي مي خواد؟

00:07:55.870 --> 00:07:58.589
دوک در خواست داره که دختر بزرگش با پسرتون

00:07:58.590 --> 00:08:01.869
شاهزاده "ادوارد" باهاش ازدواج کنه
و اينکه خودش هم تا زماني که

00:08:01.870 --> 00:08:03.590
پادشاه جوان ـه عنوان نايب السلطنه رو داشته باشه

00:08:05.110 --> 00:08:07.829
و مظمئنم که مي خواد پسر تبعيد شده ـش

00:08:07.830 --> 00:08:09.349
هنري تئودور" به انگلستان برگرده"

00:08:09.350 --> 00:08:12.429
و شاهزاده "اليزابت" با "هنري" ازدواج کنه

00:08:12.430 --> 00:08:15.150
و "هنري" هم بعد از شاهزاده ادوارد
وارث تاج و تخت اعلام بشه

00:08:16.990 --> 00:08:20.749
اين يعني که دخترتون مي تونه ملکه باشه

00:08:20.750 --> 00:08:23.109
و بانو "مارگارت" ميگه اين ازدواج مي تونه

00:08:23.110 --> 00:08:25.830
خاندان «يورک» و «لانکاستر» رو با هم متحد کنه
و به اين جنگ ها پايان بده

00:08:33.990 --> 00:08:35.669
بهشون بگو قبول مي کنم

00:08:35.670 --> 00:08:38.429
، ولي پسرام بايد بلافاصله نجات پيدا کنن

00:08:38.430 --> 00:08:41.550
و پسر "گري" من "توماس" هم به
ارتش ملحق ميشه تا ببينه همه چي خوب پيش ميره

00:08:43.950 --> 00:08:46.070
اين يادداشت رو براش بفرست
تا به ملاقات من بياد

00:08:49.950 --> 00:08:51.430
سرورم

00:09:16.950 --> 00:09:19.270
<i>هنري" و "جاسپر" عزيزم"
بهتون درود مي فرستم</i>

00:09:22.470 --> 00:09:24.029
<i>خبرهاي زيادي براتون دارم</i>

00:09:24.030 --> 00:09:26.709
<i>ما مي خوايم پسران "اليزابت" رو از برج آزاد مي کنيم</i>

00:09:26.710 --> 00:09:29.189
<i>و بعدش ارتش ـش عليه "ريچارد" قيام مي کنه</i>

00:09:29.190 --> 00:09:30.430
<i>شما بايد آماده بشين</i>

00:09:32.590 --> 00:09:35.469
<i>هر کسي که پيروز بشه ، شما بايد با نيروهاتون
آماده باشين ، "لانکاستر" هارو آماده حمله کنين</i>

00:09:35.470 --> 00:09:37.950
<i>و در جنگ دوم عليه ارتش تازه نفس شما خواهند جنگيد</i>

00:09:41.310 --> 00:09:43.229
سرورم؟

00:09:43.230 --> 00:09:45.230
ادامه بدين آقايون

00:09:49.710 --> 00:09:51.230
<i>فکر مي کنم اين بهترين موقعيت ماست</i>

00:10:10.270 --> 00:10:13.350
من مرداني رو که براي حمله
به برج نياز هست رو انتخاب کردم

00:10:15.310 --> 00:10:16.710
بايد خواسته ـت رو بدونم

00:10:23.150 --> 00:10:24.550
خواسته من ، خواسته خداست

00:10:27.710 --> 00:10:31.509
وقتي که وارد اتاق شاهزاده ها بشن

00:10:31.510 --> 00:10:34.029
اين خواسته توئه يا خدا که

00:10:34.030 --> 00:10:38.030
سر کوچولوشون رو از تنشون جدا کنن؟

00:10:43.910 --> 00:10:47.149
پسر "اليزابت" ، "توماس گري" اونجا خواهد بود

00:10:47.150 --> 00:10:48.829
"همين طور "سِر جان

00:10:48.830 --> 00:10:50.390
همشون رو مي کشيم

00:10:52.150 --> 00:10:55.229
اين نقشه توئه که پسرت
رو به تخت سلطنت بشوني

00:10:55.230 --> 00:10:58.989
اگه شاهزاده ها مرده باشن
اون وقت اون دو قدم ديگه نزديک ميشه

00:10:58.990 --> 00:11:01.470
مردم "هنري" به جاي اونا انتخاب نمي کنن

00:11:03.830 --> 00:11:06.110
من خودم با دستاي خودم
پسر کوچيک ـه رو به دنيا آوُردم

00:11:07.630 --> 00:11:11.910
جنگ همين ـه
دستورات ـون چيه بانوي من؟

00:11:15.550 --> 00:11:19.950
ازم دستور مرگ دو تا پسر 9 و 12 ساله رو مي خواي؟

00:11:21.110 --> 00:11:23.149
خب لب تر کن و منم اونارو از دست عموي

00:11:23.150 --> 00:11:25.670
ظالمشون نجات ميدم و ملکه رو هم آزاد مي کنم

00:11:27.750 --> 00:11:30.229
دوست داري که خاندان «يورک» دوباره

00:11:30.230 --> 00:11:32.029
با يه تخت نشستن
شاهزاده "ادوارد" کوچک نامشون رو پس بگيرن؟

00:11:32.030 --> 00:11:36.350
!تمومش کن ، خب بايد انتخاب کني
نجات بدي يا بکشي؟

00:11:39.070 --> 00:11:40.230
هان؟

00:11:43.190 --> 00:11:49.149
کدوم رو مي خواي؟
نجات دادن يا کشتن؟

00:11:49.150 --> 00:11:51.830
واضحه که افراد بايد بکشنشون

00:12:06.230 --> 00:12:08.710
پدر ، افراد منتظرن

00:12:11.670 --> 00:12:13.229
دستوراتتون رو مي دونين؟

00:12:13.230 --> 00:12:14.590
"بله لرد " استنلي

00:12:16.390 --> 00:12:17.989
من بايد به پادشاه ملحق بشم

00:12:17.990 --> 00:12:21.149
، بذار افراد به دروازه برسن
اون وقت نامه رو بفرست

00:12:21.150 --> 00:12:22.189
کدوم نامه؟

00:12:22.190 --> 00:12:24.989
نامه به سِر "رابرت برَکِنبري" تو برج
تا حمله رو بهش خبر بده

00:12:24.990 --> 00:12:28.510
خبر بده؟ که اگه اوضاع خوب پيش نرفت
طوري به نظر بياد که ما طرف "ريچارد" بوديم

00:12:29.870 --> 00:12:30.910
پدر

00:12:34.110 --> 00:12:36.470
!چيزي اشتباه پيش نميره

00:12:38.510 --> 00:12:40.070
استنلي"؟"

00:12:51.470 --> 00:12:52.670
"اوه "توماس

00:12:57.070 --> 00:12:59.990
به عنوان يه ماهيگير قيافه ـم چطوره "مادر"؟ -
خوشحالم که مي بينمت -

00:13:02.470 --> 00:13:04.949
سِر "جان" ازتون ممنونم

00:13:04.950 --> 00:13:07.669
من در سوگواري پادشاه بودم سرورم

00:13:07.670 --> 00:13:10.190
و از اينکه پسراتون رو ازتون گرفته بودن رنجيده خاطر

00:13:13.790 --> 00:13:17.389
و جنگ حواست بهشون هست ، درسته؟
"باکينگهام" و "استنلي"

00:13:17.390 --> 00:13:19.469
هردوشون تو سفر با پادشاه هستن

00:13:19.470 --> 00:13:21.789
پادشاه به هيشکي اعتماد نداره
بخاطر همين اونارو با خودش مي بره

00:13:21.790 --> 00:13:23.109
ما فقط افرادشون رو مي بينيم

00:13:23.110 --> 00:13:24.949
حداقلش نشون ميده
که اون وفاداري واقعي نداره

00:13:24.950 --> 00:13:25.989
مادر؟

00:13:25.990 --> 00:13:28.909
اگه "هنري تئودور" و "باکينگهام" واقعا
طرف ما باشن ، ما شکست نمي خوريم

00:13:28.910 --> 00:13:31.229
اگه ما متحد باشيم "ريچارد" در مقابل ما شانسي نداره

00:13:31.230 --> 00:13:32.669
فقط پسرم رو برام بيارين

00:13:32.670 --> 00:13:34.310
وقتي نامه فرستاديم
آماده رفتن باشين

00:13:36.790 --> 00:13:40.389
توماس" ، "جان"؟"
مراقب خودتون باشين

00:13:40.390 --> 00:13:41.789
سرورم

00:13:41.790 --> 00:13:42.910
سرورم

00:14:14.790 --> 00:14:18.270
!دروازه رو ببندين -
توماس" سريع - تو لشکر نفوذي داريم" -

00:14:20.630 --> 00:14:21.670
!از در حفاظت کنين

00:14:24.790 --> 00:14:26.269
!"ادوارد"! ، "توماس

00:14:26.270 --> 00:14:28.550
!ادوارد" تو بايد شجاع باشي"

00:14:32.230 --> 00:14:33.790
!ما داريم ميام سراغت

00:14:35.510 --> 00:14:37.709
!بايد شجاع باشي و صبر کني

00:14:37.710 --> 00:14:38.750
!شجاع باشو صبر کن

00:14:48.990 --> 00:14:50.110
!!هيس

00:14:57.390 --> 00:15:00.109
توماس" ، سِر "جان" ، چرا....؟

00:15:00.110 --> 00:15:01.630
ما شکست خورديم

00:15:04.910 --> 00:15:08.149
بهتر از اوني فکرشو مي کرديم
از پسرا حفاظت ميشد

00:15:08.150 --> 00:15:10.069
افرادي که بايد مارو وارد برج مي کردن کشته کشتن

00:15:10.070 --> 00:15:11.789
شما حتي وارد برج نشدين؟

00:15:11.790 --> 00:15:13.829
سعي کرديم در رو بشکونيم

00:15:13.830 --> 00:15:16.789
ولي افراد از حياط دربار اومدند
و مجبور بوديم با اونا بجنگيم

00:15:16.790 --> 00:15:21.349
وقتي که بچه ها رو مي بردن
ما صداي کوبيده شدن درها رو ميشنيديم

00:15:21.350 --> 00:15:24.389
ولي وقتي متوجه شديم
که شانسي واسه نجات دادنشون نبود

00:15:24.390 --> 00:15:26.749
من به برادرم گفتم که
!"بايد شجاع باشه و صبر کنه"

00:15:26.750 --> 00:15:29.470
"ما ميايم سراغش"
ولي اون جوابي نداد

00:15:31.390 --> 00:15:32.630
!پسر من

00:15:36.230 --> 00:15:37.949
توماس" تو زخمي شدي"

00:15:37.950 --> 00:15:39.910
بايد دستور قيام همه جانبه بديم

00:15:40.910 --> 00:15:42.789
بايد اميدوار باشيم سريع شکستون بديم

00:15:42.790 --> 00:15:45.589
تا بتونيم پسرا رو بگيريم
تا صدمه اي بهشون نرسه

00:15:45.590 --> 00:15:48.189
به بانو "مارگارت" نامه مي نويسم
و بهش ميگم تا دستور بده "باکينگهام" قيام کنه

00:15:48.190 --> 00:15:52.470
...و تو به اين دوستاي تازه ـت اعتماد داري مادر

00:15:53.870 --> 00:15:57.269
که يک باره براي نجات دادن
پسرا جمع شدن و هنوز موفق نشدن؟

00:15:57.270 --> 00:16:01.629
چون که همشون دارن دور ميز "ريچارد" جشن مي گيرن

00:16:01.630 --> 00:16:03.869
"من نمي تونم متحدين رو انتخاب کنم "اليزابت

00:16:03.870 --> 00:16:06.910
و واسه نجات دادن پسرم
!با خود شيطان هم متحد ميشم

00:16:09.630 --> 00:16:11.550
!فکر کنم همين الانش هم همينکارو کردي

00:16:33.990 --> 00:16:35.510
ريچارد" چي شده؟"

00:16:36.590 --> 00:16:38.590
...خاندان «ريورز» به برج حمله کردند

00:16:40.390 --> 00:16:42.870
اونم لحظه اي ما شمال هستيم
!و کيلومترها از اونجا دوريم

00:16:44.430 --> 00:16:46.310
سِر "رابرت برکنبري" برام نامه نوشته

00:16:48.190 --> 00:16:49.989
اون شاهزاده رو نتونسته آزاد کنه؟

00:16:49.990 --> 00:16:51.710
!اون ديگه شاهزاده نيستند

00:16:53.070 --> 00:16:54.110
ببخشيد

00:16:55.190 --> 00:16:56.229
سرورم؟

00:16:56.230 --> 00:17:01.149
پسرت لرد "استرنج" متوجه شده
و برامون هشدار فرستاده

00:17:01.150 --> 00:17:03.430
دير بهمون رسيده
ولي ازش ممنونم

00:17:05.990 --> 00:17:08.869
شما بايد مقصرين رو تنبيه کنين
و اصلا بخششي نشون ندين

00:17:08.870 --> 00:17:10.989
پسرا تحت حفاظت هستن

00:17:10.990 --> 00:17:15.309
کار اونه و تقضير کسي نيست
!حتما همين طوره

00:17:15.310 --> 00:17:18.309
چطور اون هنوز ارتشي داره
که مي تونه بهشون دستور بده؟

00:17:18.310 --> 00:17:20.790
پسرا با زنده بودنشون بهشون دستور ميدن

00:17:24.830 --> 00:17:28.349
ما بايد پسرمون رو شاهزاده "ولز" بکنيم

00:17:28.350 --> 00:17:30.949
ما اونو همين جا تو "يورک" انجام ميديم
بعدش ديگه سؤالي براي

00:17:30.950 --> 00:17:32.670
وارث بعدي تاج و تخت نميمونه

00:17:47.990 --> 00:17:49.590
چرا نتونستيم بهشون برسيم؟

00:17:54.150 --> 00:17:55.590
مي خواي که بچه ها زنده بمونن؟

00:18:05.150 --> 00:18:11.389
من دختر فرمان بردار تو هستم
پس اگه اين خواسته توئه که نه پسرم بلکه

00:18:11.390 --> 00:18:16.790
رو تخت سلطنت بشينن
پس بايد بهم يه نشونه اي بدي

00:18:21.390 --> 00:18:23.750
!بايد همين حالا بهم نشونه بدي

00:18:46.711 --> 00:18:48.431
پس خرابکاري کردن

00:18:51.471 --> 00:18:53.310
اگه پسرم نامه هشدار دهنده رو ننوشته بود

00:18:53.311 --> 00:18:55.550
ريچارد" الان انگشت اتهامش رو سمت من مي گرفت"

00:18:55.551 --> 00:18:58.751
از کجا مي دوني اصلا
علت شکست ما نامه پسرت نبوده؟

00:19:00.151 --> 00:19:03.270
ريچارد" مي خواد شاهزاده رو ببره به شمال"

00:19:03.271 --> 00:19:04.830
وقتي اينکارو بکنه
ديگه هيچ وقت دستمون بهش نميرسه

00:19:04.831 --> 00:19:07.030
!پس به يه نقشه سريع نياز داري -
من نقشه دارم -

00:19:07.031 --> 00:19:08.590
فقط نمي خوام با تو در ميونش بذارم

00:19:08.591 --> 00:19:10.030
مبادا اينکه بازم نامه بفرستي

00:19:10.031 --> 00:19:11.990
من جونمو به خطر انداختم
و عليه پادشاه شدم تا ببينم

00:19:11.991 --> 00:19:15.523
اين موضوع نجاتمون ميده يا نه
!منو الان از گروه ننداز بيرون

00:19:24.191 --> 00:19:28.751
به ملاقات "باکينگهام" ميرم
اون به برج دسترسي داره

00:19:45.707 --> 00:19:47.490
بندازشون بیرون

00:19:53.554 --> 00:19:55.593
فکر مي کني بايد براي آزاد کردن
شاهزاده دوباره تلاش کنيم

00:19:55.594 --> 00:19:57.753
و اونارو به جايگاهشون بر گردونيم؟

00:19:57.754 --> 00:19:59.874
اگه حلال زاده بودن حتما ميشد

00:20:01.194 --> 00:20:02.713
ولي "ريچارد" ميگه اونا اينطور نيستن

00:20:02.714 --> 00:20:05.553
پس شايد همه چي فقط
واسه پسراي يه جادوگر به خطر ميندازي

00:20:05.554 --> 00:20:06.874
شايد بايد همين کارو بکنيم

00:20:08.234 --> 00:20:09.954
با اين وجود از مردنشون هم مي ترسم

00:20:11.274 --> 00:20:13.113
حالا که به آزاد کردنشون خيلي نزديک شده بوديم

00:20:13.114 --> 00:20:15.673
ريچارد" حتما مي خواد اونارو از سر راه برداره"

00:20:15.674 --> 00:20:17.793
فکر که نمي کني اونارو بکشه؟

00:20:17.794 --> 00:20:19.154
خدا نکنه

00:20:20.994 --> 00:20:23.913
با اين وجود اگه اينکارو بکنه
اين خط پاياني بر خانواده"ريورز" ـه

00:20:23.914 --> 00:20:28.353
!البته اين حقش ـه
"اون جادوگر "اليزابت

00:20:28.354 --> 00:20:30.594
!که منو مجبور کرد با خواهر دهاتيش ازدواج کنم

00:20:32.634 --> 00:20:36.313
يا اگه کس ديگه اي باشه که اونارو به نام "ريچارد" بکشه

00:20:36.314 --> 00:20:39.833
اون موقع کي شک مي کنه
که کار "ريچارد" بوده يا نه؟

00:20:39.834 --> 00:20:42.114
و تو هم واقعا
به برج دسترسي داري

00:20:43.554 --> 00:20:47.073
و قيامي که اونو سرنگون کرده

00:20:47.074 --> 00:20:49.474
...سلطنت رو براي يه فرد جديد

00:20:51.123 --> 00:20:52.594
خالي مي کنه...

00:20:55.474 --> 00:20:57.633
که البته منظورت
پسرت "هنري تئودور" ـه

00:20:57.634 --> 00:21:00.891
هنري" دقيقا يه وارث "لانکاستر" ـيه"
اين حق ـشه

00:21:00.916 --> 00:21:03.755
و اگه خداي نکرده

00:21:03.756 --> 00:21:07.516
و اگه "هنري" در جنگ کشته بشه چي؟

00:21:10.156 --> 00:21:12.275
اون موقع تو پادشاه خواهي بود

00:21:12.276 --> 00:21:14.155
همون طوري که اگه بدون فرزند بميره

00:21:14.156 --> 00:21:17.435
ولي اگه زنده بمونه
اون موقع مورد لطفش قرار مي گيري

00:21:17.436 --> 00:21:20.270
و هر هديه اي که بخواي رو مي توني داشته باشي

00:21:22.715 --> 00:21:25.196
وفاداري منو به پسرت قبول مي کني؟

00:21:36.636 --> 00:21:41.316
من به وفاداري خودم رو به خدا
!و پادشاه "هنري" سوگند ياد مي کنم

00:21:43.556 --> 00:21:46.235
"از طرف پسرم "هنري تئودور

00:21:46.236 --> 00:21:49.716
پادشاه بر حق ـه انگلستان
من وفاداري تو را مي پذيرم

00:21:51.316 --> 00:21:54.435
بيا تا "ريچارد" و خاندانش رو سرنگون کنيم

00:21:54.436 --> 00:21:56.236
و شادي رو به انگلستان برگردونيم

00:21:59.036 --> 00:22:01.076
ميشه که يه روز منم پادشاه بشم پدر؟

00:22:02.396 --> 00:22:06.435
"آره "ادوارد
تو پادشاه انگلستان خواهي شد

00:22:06.436 --> 00:22:08.636
اگه قرار باشه تو بميري
من نمي خوام پادشاه انگلستان باشم

00:22:13.876 --> 00:22:17.716
من مدت ها زنده خواهم بود
قول ميدم

00:22:19.236 --> 00:22:21.596
و هميشه سر قولم هم بودم ، مگه نه؟

00:22:27.996 --> 00:22:31.236
ريچارد" ، "ادوارد" وقت ـشه"

00:22:36.559 --> 00:22:40.358
توماس" نامه داده که برادرمون رو هيشکي"

00:22:40.359 --> 00:22:42.918
بعد از جنگ نديده و خبري ازش نداشته

00:22:42.919 --> 00:22:48.198
نامه هامون بدون اينکه
!باز شده باشن بهمون بازگردونده ميشن

00:22:48.199 --> 00:22:52.158
و حالا "ريچارد" پسرش
رو شاهزاده "ولز" کرده

00:22:52.159 --> 00:22:54.039
!و اون غاصب بخاطر اينکارو ميميره

00:22:58.159 --> 00:23:00.638
به اندازه کافي کشته نداشتيم ، مادر؟

00:23:00.639 --> 00:23:03.478
اين حقش ـه "اليزابت" ، سلطنت انگلستان حقشه

00:23:03.479 --> 00:23:06.878
!و اينم زندگي منو خواهرامه

00:23:06.879 --> 00:23:08.398
!ليزي" نه"

00:23:08.399 --> 00:23:12.238
تو مارو مثه موش اينجا جمع کردي
!که حالي که خودت تموم روزِ داري نقشه انتقام ميکشي

00:23:12.239 --> 00:23:13.358
!"اليزابت"

00:23:13.359 --> 00:23:16.599
تو تخت رو مي خواي ، ولي
اصلا پسري داري که اونو روش بشوني؟

00:23:21.799 --> 00:23:22.839
نه

00:24:08.279 --> 00:24:10.199
ملکه "اليزابت"؟
سرورم؟

00:24:15.279 --> 00:24:16.439
!"توماس"

00:24:19.439 --> 00:24:20.879
"با عشق از "فلاندرز

00:24:29.359 --> 00:24:33.239
!ريچارد"! اون جاش امنه"
!"شاهزاده من "ريچارد

00:24:37.639 --> 00:24:39.998
<i>جاسپر" و "هنري" عزيزم"</i>

00:24:39.999 --> 00:24:43.239
<i>خانه ما در لندن در حال حاضر
مرکز مخفي فرماندهي قيام ماست</i>

00:24:44.719 --> 00:24:48.158
<i>دکتر "لوئيس" تقريبا هر روز
بين منو و "اليزابت" نا مه رد و بدل مي کنه</i>

00:24:48.159 --> 00:24:51.158
<i>اون هم در عوض داره افرادي رو که هنوز
به شاهزاده هاي "يورک" وفادارن رو جمع مي کنه</i>

00:24:51.159 --> 00:24:52.799
<i>و اونارو براي قيام ما هدايت مي کنه</i>

00:24:55.519 --> 00:24:58.318
<i>جاسوسان من گزارش داده اند که
ارتش "باکينگهام" همين طور که قول داده</i>

00:24:58.319 --> 00:25:00.839
<i>مخفيانه در حال مجهز شدن هستند
و تو رو در "ولز" ملاقات خواهيم کرد</i>

00:25:02.519 --> 00:25:05.118
<i>اون و "اليزابت" فکر مي کنن که
تو افرادت رد تو "تنبي" جمع مي کني</i>

00:25:05.119 --> 00:25:09.238
<i>تا بهشون ملحق بشي ، اونا نمي دونن
شما در ساحل منتظر خواهيد بود</i>

00:25:09.239 --> 00:25:12.879
<i>تا جنگ با "ريچارد" به پايان برسه
که در نتيجه شما به پيروز جنگ غلبه کنين</i>

00:25:22.079 --> 00:25:25.518
<i>فقط "ريچارد" در شمال کشور
از نقشه هايي که داره</i>

00:25:25.519 --> 00:25:28.159
<i>تو قلب پايتخت شکل ميگيره خبر نداره</i>

00:25:29.959 --> 00:25:34.639
<i>و زماني که وقتش برسه
نمي فهمه چه بلاهايي سرش مياد</i>

00:25:37.159 --> 00:25:38.918
چي شده عشقم؟

00:25:38.919 --> 00:25:42.598
فکر مي کردم اگه پسرا نامشروع بشن
ما ديگه مشکلي نداريم

00:25:42.599 --> 00:25:47.118
ولي "هنري تئودور" با
شاهزاده "اليزابت" برادرزاده ـم ازدواج خواهد کرد

00:25:47.119 --> 00:25:48.638
از کجا مي دوني؟

00:25:48.639 --> 00:25:50.638
لرد "استنلي" بهم گفته

00:25:50.639 --> 00:25:52.558
مي ترسم که بايد همسرم رو تنبيه کنم

00:25:52.559 --> 00:25:55.638
...فکر مي کردم تحت نفوذ منه ، ولي

00:25:55.639 --> 00:25:57.438
خاندان «تئودور» و "اليزابت" با هم متحد شدند؟

00:25:57.439 --> 00:25:58.998
اونا دارن آماده قيام ميشن

00:25:58.999 --> 00:26:02.438
بايد خبر بدم که دوک "بريتاني" قبل اينکه
هنري تئودور" بخواد حمله کنه"

00:26:02.439 --> 00:26:03.719
بهش پيش دستي کنه

00:26:05.359 --> 00:26:07.638
"از وفاداريت ممنونم لرد "استنلي

00:26:07.639 --> 00:26:08.959
سرورم

00:26:10.319 --> 00:26:11.919
سرورم

00:26:19.159 --> 00:26:23.398
ريچارد" ، لرد "استنلي" داره"
!بهت اجازه ميده زنش رو زنداني کني

00:26:23.399 --> 00:26:24.998
از کجا مي دوني مي توني بهش اعتماد کني؟

00:26:24.999 --> 00:26:29.438
اون گفته که بهم وفاداره
همين رو از "استنلي" داريم

00:26:29.439 --> 00:26:33.078
هيشکي نمي دونه اون واقعا طرف کيه

00:26:33.079 --> 00:26:35.478
بايد بانو "مارگارت" رو دستگير کني
!اون بهمون خيانت کرده

00:26:35.479 --> 00:26:36.879
!بهم نگو بايد چيکار کنم

00:26:38.599 --> 00:26:40.598
به اندازه کافي دشمن دارم

00:26:40.599 --> 00:26:44.518
نميتونم زني رو دستگير کنم که به پارسايي معروفه

00:26:44.519 --> 00:26:46.638
يا يه دوجين ديگه ايجاد کنم

00:26:46.639 --> 00:26:49.639
ريچارد ، نبايد بذاري اين بين ما قرار بگيره

00:26:51.919 --> 00:26:54.239
باهم که باشيم قوي هستيم

00:26:56.039 --> 00:26:57.359
ميدونم ، متاسفم

00:26:59.479 --> 00:27:03.478
نامه هاش رو محدود ميکنم
واسش جاسوس ميذارم

00:27:03.479 --> 00:27:05.238
اينجوري متوجه ميشيم

00:27:05.239 --> 00:27:07.319
اونوقت اگر "بريتني" ، "تئودور" رو تحويل نده چي؟

00:27:08.839 --> 00:27:12.479
تاخت و تاز ميکنه و من بايد براي جنگ آماده بشم

00:28:04.639 --> 00:28:06.238
"مارگارت"

00:28:06.239 --> 00:28:07.759
"مارگارت"

00:28:08.759 --> 00:28:11.718
زياد نميتونم بمونم
پادشاه ديگه به هيچکس اعتماد نداره

00:28:11.719 --> 00:28:14.398
اون ميدونه که شورشي در حال
شکل گيري ـه و به تو مشکوکه

00:28:14.399 --> 00:28:15.518
و در نتيجه همينطور من

00:28:15.519 --> 00:28:18.599
پس سريع بهم بگو ، شاهزاده ها مُردن؟

00:28:21.159 --> 00:28:22.678
بله

00:28:22.679 --> 00:28:24.119
جسد ها رو ديدي؟

00:28:25.999 --> 00:28:27.638
معلومه که نه

00:28:27.639 --> 00:28:29.798
از کجا ميدوني که مُردن؟

00:28:29.799 --> 00:28:32.998
چون دوک و من روش به توافق رسيديم

00:28:32.999 --> 00:28:37.478
از کجا ميدوني که بهت دروغ نگفته
و يه جاي امن نگهشون نداشته؟

00:28:37.479 --> 00:28:39.518
از اين کار چي گيرش مياد؟

00:28:39.519 --> 00:28:41.439
اونم به اندازه من ميخواد که اونا بميرن

00:28:46.079 --> 00:28:47.959
پس بهتره وفادار باشي

00:28:49.519 --> 00:28:51.359
بهتره براي هنري بجنگي

00:29:00.239 --> 00:29:01.799
از طرف "باکينگهام" ـه

00:29:03.319 --> 00:29:07.758
دوست وفادار خودم ، کسي که پشت
شورش "مارگارت استنلي" هستش

00:29:07.759 --> 00:29:09.838
نامه هاش رو محدود کردم

00:29:09.839 --> 00:29:11.119
"ريچارد"

00:29:15.119 --> 00:29:16.319
برين

00:29:23.559 --> 00:29:26.038
مردي با بهترين دليل براي وفاداري

00:29:26.039 --> 00:29:29.398
هر چيزي که تقاضا کرده بود بهش داده بودم

00:29:29.399 --> 00:29:31.999
هرگز با يک خائن بهتر از اين رفتار نشده بود

00:29:33.679 --> 00:29:37.118
و حالا داره به "اليزابت" و "هنري تئودور" مي پيونده

00:29:37.119 --> 00:29:39.999
که از طرف بريتني به سفر فراخونده شدن

00:29:40.999 --> 00:29:44.878
باکينگهام اشتباه ميکنه
بانو مارگارت هم همينطور

00:29:45.822 --> 00:29:48.862
انتظار اليزابت رو داريم
اما همشون با همن

00:29:49.556 --> 00:29:51.902
حالا بايد پارلمانم رو به تعويق بندازم

00:29:53.062 --> 00:29:56.181
درست وقتي دستورش رو داده بودم و آماده بود

00:29:56.182 --> 00:29:59.621
فقط ميخواستم به انگلستان نشون بدم
که چجور پادشاهي ميتونم باشم

00:29:59.622 --> 00:30:02.021
و چطور براي خدمت بهش برنامه دارم

00:30:02.022 --> 00:30:05.421
هنوزم بهش نشون ميدي
تو اين شورش رو سرکوب ميکني

00:30:05.422 --> 00:30:07.741
اين حتي بدترين بخشش هم نيست

00:30:07.742 --> 00:30:10.661
چي ؟ چي شده؟

00:30:10.662 --> 00:30:12.781
باکينگهام داره شايعه پراکني ميکنه که

00:30:12.782 --> 00:30:15.781
شاهزاده گان قلعه مُردن

00:30:15.782 --> 00:30:16.942
چي؟

00:30:18.342 --> 00:30:20.062
با دست من

00:30:22.422 --> 00:30:24.741
کل شهر پخش شده

00:30:24.742 --> 00:30:26.382
اما چرا همچين حرفي ميزنن؟

00:30:27.622 --> 00:30:32.102
چون باکينگهام اين تهمت رو به من زده
تا مردم رو به سوي خودش بکشونه و به هدفش برسه

00:30:34.622 --> 00:30:35.942
حالا مُردن؟

00:30:37.022 --> 00:30:38.382
حقيقت نداره

00:30:40.262 --> 00:30:42.342
تو ميدوني که من بهشون صدمه نزدم

00:30:44.502 --> 00:30:46.462
ميدوني که من هرگز اينکارو نميکنم

00:30:48.182 --> 00:30:50.302
کار کس ديگه اي بوده؟

00:30:53.302 --> 00:30:55.422
اونا در امنيت توي قلعه هستن

00:30:56.822 --> 00:30:59.022
براي "سر رابرت" نامه نوشتم تا مطمئن بشم

00:31:07.302 --> 00:31:09.262
اما الان بايد براي جنگ آماده بشم

00:31:30.102 --> 00:31:31.542
"سرجان"

00:31:34.942 --> 00:31:37.581
تسليت منو بپذيرين ، سرور من

00:31:37.582 --> 00:31:42.021
، براي شاهزاده ها دعا کرديم
و اميدوار بوديم که زماني بتونيم نجاتشون بديم

00:31:42.022 --> 00:31:44.942
فراتر از کلام براي از دست داده هاتون متاسفيم

00:31:46.902 --> 00:31:48.142
از دستداده هام؟

00:31:50.062 --> 00:31:51.781
چي؟

00:31:51.782 --> 00:31:53.182
خدا منو ببخشه

00:31:54.422 --> 00:31:57.821
، نگفتن که شما نميدونين
منم مثل يه احمق همينجوري بهتون گفتم؟

00:31:57.822 --> 00:32:02.942
داري ميگي که پسرم ، شاهزاده ادوارد اعدام شده؟

00:32:04.702 --> 00:32:06.581
من شنيدم که مُرده

00:32:06.582 --> 00:32:08.462
نه ، نه

00:32:10.102 --> 00:32:12.741
منو ببخشين که اون کسي بودم که بهتون گفت

00:32:12.742 --> 00:32:15.301
فقط ما ميخواستيم دستوراتتون رو بدونيم

00:32:15.302 --> 00:32:17.981
اون اعدام نشده ، نه

00:32:17.982 --> 00:32:19.342
در در ملع عام

00:32:20.702 --> 00:32:23.221
فقط بهمون گفته شده که شاهزاده ها کشته شدن

00:32:23.222 --> 00:32:27.581
خدا نجاتشون بده ، و شورشي بر عليه "ريچارد" به راه افتاده

00:32:27.582 --> 00:32:30.861
اما حالا که "هنري تئودور" رو به تاج و تخت ميرسونيم

00:32:30.862 --> 00:32:32.741
پسر "مارگارت بوفور"؟

00:32:32.742 --> 00:32:34.861
ما به خواسته ي شما فراخونده شديم ، سرور من

00:32:34.862 --> 00:32:37.021
کي بهت گفته که مُردن؟

00:32:37.022 --> 00:32:38.421
"مردي از "باکينگهام

00:32:38.422 --> 00:32:41.302
پادشاه دروغين در خفا سفارش قتلشون رو داده

00:32:43.102 --> 00:32:44.222
به من گوش بده

00:32:46.542 --> 00:32:49.702
به کنت برگرد و به افرادت
بگو که شورش کنن

00:32:51.262 --> 00:32:54.021
بهشون بگو که  شاه ريچارد دروغين رو نابود کنن

00:32:54.022 --> 00:32:57.102
و انتقام من و پسران بيچاره ـم رو بگيرن

00:33:38.502 --> 00:33:41.341
باکينگهام و تئودور ميخوان توي ولز ديدار کنن

00:33:41.342 --> 00:33:43.661
از رودخانه ي سورن عبور ميکنن تا تاخت و تاز کنن

00:33:43.662 --> 00:33:45.982
بايد قيچي شون کنم و همونجا بهشون بتازم

00:33:47.022 --> 00:33:49.062
ميتونم به عنوان يک همسر دعا کنم

00:33:55.742 --> 00:33:59.381
به سوي من برگرد ، ريچارد من

00:33:59.382 --> 00:34:00.862
عشق من

00:34:11.102 --> 00:34:13.581
شايعه شده که پسران من مُردن

00:34:13.582 --> 00:34:15.662
دوکِ باکينگهام داره پخشش ميکنه

00:34:16.702 --> 00:34:19.463
ميترسم ، سرور من
از اينکه بيش از يک شايعه باشه

00:34:21.023 --> 00:34:24.023
شاه ريچارد دروغين برادرزاده هاش رو کشته
تا تخت شاهيش رو به تثبيت برسونه

00:34:25.503 --> 00:34:28.102
دست کم ريچارد من در امانه

00:34:28.103 --> 00:34:29.902
در امانه؟

00:34:29.903 --> 00:34:31.703
جفتشون جاشون امنه ، خدا خواهش ميکنم

00:34:33.783 --> 00:34:36.822
اما از حمله به قلعه تا به حال ديده نشدن

00:34:36.823 --> 00:34:38.622
دوک و بانو "مارگارت" هر دو باور دارن

00:34:38.623 --> 00:34:40.143
که "ريچارد" کشتتشون

00:34:41.503 --> 00:34:43.662
اما چرا "باکينگهام" همونموقع که درخواست
آزادي پسرانم رو داديم

00:34:43.663 --> 00:34:46.382
بايد به افراد اين حرفو بزنه

00:34:46.383 --> 00:34:48.262
اينکه هدفمون از دست رفته؟

00:34:48.263 --> 00:34:50.902
تا همه بدونن که شاه ريچارد دروغين بود

00:34:50.903 --> 00:34:54.382
که فرمان رو داد ، تا اينکه سرزنش بشه -
اما کي شک داره که کار ريچارد بوده؟ -

00:34:54.383 --> 00:34:56.303
البته که هيچکس شک نداره

00:35:03.023 --> 00:35:04.223
سرور من

00:35:05.543 --> 00:35:09.223
وقتي که گفتين "دست کم پسر من ريچارد در امانه" منظورتون چي بود؟

00:35:12.783 --> 00:35:16.022
دکتر ، اگر دو جواهر ناياب داشته باشين
و از دزدها بترسين

00:35:16.023 --> 00:35:19.222
آيا ميذارينشون توي يه جعبه؟

00:35:19.223 --> 00:35:21.622
ريچارد توي قلعه نبوده؟ -
هيش -

00:35:21.623 --> 00:35:24.303
اما هر دو پسر توي تخت خواب به قتل رسيدن

00:35:26.263 --> 00:35:27.782
توي تخت خواب؟

00:35:27.783 --> 00:35:29.303
واقعا؟

00:35:30.703 --> 00:35:32.223
الان ديگه مطمئني؟

00:35:33.503 --> 00:35:35.542
از کجا ميدوني؟

00:35:35.543 --> 00:35:38.262
خواهش ميکنم ! چي شد که يکدفعه اينقدر مطمئن شدي؟ -
سرورم -

00:35:38.263 --> 00:35:40.782
اگر کوچکترين نقشي توي اين ماجرا داشته باشي
به جهنم ميري

00:35:40.783 --> 00:35:42.303
"همينطور بانو "مارگارت

00:35:44.663 --> 00:35:46.742
مادر ، چي شده؟

00:35:46.743 --> 00:35:48.542
اليزابت"؟"

00:35:48.543 --> 00:35:52.062
آواز رودخانه رو شنيدي؟
"درست وقتي که "آنتوني

00:35:52.063 --> 00:35:54.462
و برادرت "ريچارد گري" فوت کردن؟

00:35:54.463 --> 00:35:56.142
مثل اون شب نيست

00:35:56.143 --> 00:35:57.543
اما يه چيزي شنيدي؟

00:35:58.583 --> 00:36:00.502
خفيف

00:36:00.503 --> 00:36:02.583
مثل لالايي ، مگه نه؟

00:36:06.783 --> 00:36:07.823
نه

00:36:10.983 --> 00:36:14.343
ميگن که برادرت شاهزاده "ادوارد" مرده

00:36:19.343 --> 00:36:21.022
نه ، نه

00:36:21.023 --> 00:36:24.302
مادر -
ليزي" ، فکر کنم که اشتباه کردم" -

00:36:24.303 --> 00:36:26.382
و آدمايي که فکر ميکردم طرف ما هستن

00:36:26.383 --> 00:36:28.463
تلخ ترين دشمنانمون شدن

00:36:29.903 --> 00:36:32.102
"و تمام امنيتمون بستگي به "باکينگهام

00:36:32.103 --> 00:36:35.063
و "هنري تئودور" توي اين جنگ داره

00:36:36.303 --> 00:36:39.022
فکر ميکردم شاه "ريچارد" دشمن ماست

00:36:39.023 --> 00:36:42.142
و واسه همينه که به همراه اونا
بر عليه (ريچارد) شورش کرديم

00:36:42.143 --> 00:36:44.502
ريچارد" سلطنت رو دزديد"

00:36:44.503 --> 00:36:48.463
اما فکر ميکنم که "باکينگهام" و بانو "مارگارت" بودن
که پسر منو به قتل رسوندن

00:36:49.863 --> 00:36:51.702
بايد به پسرم و سر جان نامه بنويسم

00:36:51.703 --> 00:36:55.222
و بهشون بگم که داريم تغيير جهت ميديم

00:36:55.223 --> 00:36:58.503
و اينکه اونا حالا بايد بر عليه "تئودور" و "باکينگهام" بشن

00:37:08.583 --> 00:37:10.542
اليزابت" امشب منو به پرستشگاه احضار کرد"

00:37:10.543 --> 00:37:12.862
التماسم کرد تا بگم که شاهزاده ها نميردن

00:37:12.863 --> 00:37:14.462
نميدونستم ميخواين که چي بگم

00:37:14.463 --> 00:37:16.262
پس بهش گفتم که همه دارن شايعه ميکنن

00:37:16.263 --> 00:37:18.022
که "ريچارد" به قتل رسوندتشون

00:37:18.023 --> 00:37:20.583
اما ، بانو مارگارت ، يه چيز ديگه هم گفت

00:37:22.503 --> 00:37:24.142
بهم بگو

00:37:24.143 --> 00:37:26.583
"گفتش که "دست کم ريچارد ـم در امانه

00:37:28.143 --> 00:37:30.622
شاهزاده "ريچارد" ، چطور ممکنه؟

00:37:30.623 --> 00:37:33.142
با مطمئن ترين حالت بهم نگاه کرد و اين حرفو زد

00:37:33.143 --> 00:37:36.903
دکتر ، اگر دوتا جواهر کمياب داشته باشين
آيا توي يه جعبه ميذارينشون؟

00:37:38.503 --> 00:37:40.942
ديگه هيچي نگفت

00:37:40.943 --> 00:37:43.263
خيلي عصباني شد و منم خداحافظي کردم

00:37:45.303 --> 00:37:46.783
بانو "مارگارت" ، حقيقت داره؟

00:37:48.543 --> 00:37:50.103
هردوي پسرا مُردن؟

00:37:54.503 --> 00:37:57.143
اونا هم مثل همه ي ما هستن
در دستان خداوند

00:37:59.583 --> 00:38:00.703
شب به خير

00:38:02.903 --> 00:38:04.183
بانو "مارگارت"؟

00:38:26.983 --> 00:38:28.982
مادر؟

00:38:28.983 --> 00:38:31.143
نميتونم بخوابم

00:38:33.303 --> 00:38:36.103
کجا ملاقات ميکنن؟
باکينگهام" و "تئودور"؟"

00:38:37.303 --> 00:38:40.423
توي ولز ، تا از روي بگذرن

00:38:43.783 --> 00:38:45.863
پس ، ما بايد يه کاري بکنيم

00:38:50.263 --> 00:38:52.063
اي کاش بارون بياد

00:38:56.223 --> 00:38:57.463
بذار بارون بياد

00:39:25.103 --> 00:39:27.463
نبايد نگران پدرت باشي

00:39:28.703 --> 00:39:31.383
به زودي به خونه مياد
و دوباره در امان خواهيم بود

00:39:32.383 --> 00:39:35.463
ارتش "باکينگهام" توي ولز منتظر "هنري تئودور" ميشن

00:39:46.383 --> 00:39:50.982
بانو مارگارن ميفهمه که پسرش نميتونه
اين سفر رو آغاز کنه

00:39:50.983 --> 00:39:53.622
نه اگر اوضاع توي کانال به اين بدي باشه

00:39:53.623 --> 00:39:54.943
همينطورم خواهد شد

00:40:05.663 --> 00:40:07.183
پنج هزار سرباز

00:40:09.303 --> 00:40:12.943
نيرويي که نميتونه در مقابل هر کسي
که جنگ اول رو ببره شکست بخوره

00:40:14.663 --> 00:40:17.223
مگر اينکه حتي به خاطر بارون به اونجا نرسيم

00:40:24.063 --> 00:40:26.422
آنِ عزيزتر از جانم

00:40:26.423 --> 00:40:28.862
من در جهنمم

00:40:28.863 --> 00:40:31.702
گام هاي ما به شدت آهسته است

00:40:31.703 --> 00:40:34.262
و اسب ها عميقا در گل گير کرده اند

00:40:34.263 --> 00:40:36.142
و نصف پُل شسته شده

00:40:36.143 --> 00:40:38.663
پس بايد مايل ها راهپيمايي کنيم تا يک گُدار پيدا کنيم

00:40:40.303 --> 00:40:42.463
افراد من با سرهاي پايين گرفته حرکت ميکنند

00:40:43.623 --> 00:40:46.983
وقتي استراحت ميکنيم ، نميتوانيم آتش روشن کنيم
چون همه چيز خيسه

00:40:53.023 --> 00:40:55.823
باکينگهام" از انتظار براي "تئودور" دست بر ميداره"

00:40:57.863 --> 00:41:00.583
مجبور ميشه به تنهايي با "ريچارد" مبارزه کنه

00:41:10.863 --> 00:41:14.823
با راه پيمايي هاي طولاني توي بارون
طول عمر "باکينگهام" کوتاه ميشه

00:41:17.543 --> 00:41:20.103
از خداوند تقاضاي معجزه ميکنه

00:41:21.103 --> 00:41:22.383
اما نه توي اين بارون

00:41:23.583 --> 00:41:25.103
معجزه اي وجود نداره

00:41:26.223 --> 00:41:29.543
خدا هم از کاري که با پسر من کردن خشمگينه

00:41:34.943 --> 00:41:36.023
"بانو "مارگارت

00:41:37.863 --> 00:41:41.503
پسرتون براي الحاق به من نرسيده
و بيشتر افرادم فرار کردن

00:41:44.063 --> 00:41:48.102
با اين تعداد نميتوانم در مقابل ريچارد به پيروزي برسم
خودش هم اينو ميدونه

00:41:48.103 --> 00:41:49.943
و در حال تعقيب منه

00:41:54.063 --> 00:41:58.102
وقتي شکست بخورم ، سکوي اعدامي براي
تمامي خائنين خواهد ساخت

00:41:58.103 --> 00:42:01.663
و در قلعه به دنبال شاهزاده ها ميگرده

00:42:03.023 --> 00:42:04.302
ادوارد؟

00:42:04.303 --> 00:42:05.343
ريچارد؟

00:42:08.223 --> 00:42:11.303
نگهبانا ! سريع ، در رو باز کن

00:42:12.863 --> 00:42:14.063
سرور من

00:43:30.863 --> 00:43:32.222
ريچارد

00:43:32.223 --> 00:43:33.742
چيکار داري ميکني؟

00:43:33.743 --> 00:43:36.102
بايد خائنين رو محکوم کني

00:43:36.103 --> 00:43:38.662
رفتن ، غيب شدن

00:43:38.663 --> 00:43:41.662
کار اون ساحره ست ، اون با جادو فراريشون داره

00:43:41.663 --> 00:43:44.462
واسه همينه که بايد از بست نشيني
بکشيش بيرون و مجازاتش کني

00:43:44.463 --> 00:43:47.382
همه ي اتاق ها رو به دنبال پلکان ستوني گشتم

00:43:47.383 --> 00:43:49.182
کجا ميتونن باشن؟

00:43:49.183 --> 00:43:51.302
ريچارد" ، خواهش ميکنم"

00:43:51.303 --> 00:43:54.302
خائنين رو اعلام کن و پارلمانت رو فرا بخون

00:43:54.303 --> 00:43:56.742
اين چيزيه که هميشه ميخواستي

00:43:56.743 --> 00:44:00.463
کار خوبي که روياش رو داشتي براي انگلستان انجام بده
تا بتونيم خوشحال بشيم

00:44:02.543 --> 00:44:05.062
نگهبانا ميگن که يه شب پسرا رو به تخت فرستادن

00:44:05.063 --> 00:44:06.622
و صبحش غيبشون زده بوده

00:44:06.623 --> 00:44:09.302
سر رابرت برکنبري" اعلام خطر کردن"

00:44:09.303 --> 00:44:10.543
سر رابرت"؟"

00:44:11.863 --> 00:44:13.743
سر رابرت" چي ميگه؟"

00:44:17.408 --> 00:44:18.688
اينکه متاسفه

00:44:21.248 --> 00:44:22.448
متاسفه

00:44:24.208 --> 00:44:25.688
پس ، کجان؟

00:44:27.888 --> 00:44:29.488
پس بايد کار "باکينگهام" باشه

00:44:31.768 --> 00:44:33.928
مطمئنا بايد همينطور باشه
ديگه کار کي ميتونه باشه؟

00:44:37.288 --> 00:44:39.767
ازش ميپرسي

00:44:39.768 --> 00:44:41.728
که کشتشون يا نه؟

00:44:42.928 --> 00:44:45.007
باکينگهام رو به اين خاطر

00:44:45.008 --> 00:44:48.408
که اسم نيک و آرامشم رو نابود کرده ، اعدام ميکنم

00:44:50.844 --> 00:44:54.226
و به خاطر متهم کردنِ من به کشتن اون پسرها

00:45:40.328 --> 00:45:41.608
اون ميدونه

00:45:43.688 --> 00:45:46.008
ريچارد" ميدونه که شما با ملکه کار ميکردين"

00:45:47.248 --> 00:45:48.888
مجرم به خيانت هستين

00:45:50.168 --> 00:45:51.648
که مجازاتش مرگ هستش

00:45:55.248 --> 00:45:57.447
اگر فکر کنه که تو وفاداري؟

00:45:57.448 --> 00:45:58.727
من وفادارم

00:45:58.728 --> 00:46:02.287
اون موقع که شما داشتين بهش خيانت ميکردين
من طرف اون بودم

00:46:02.288 --> 00:46:03.728
ريچارد" شوکه شده"

00:46:05.128 --> 00:46:07.647
فکر ميکنه که شما هم به اندازه ي خويشاوندتون
باکينگهام" خائن هستين"

00:46:07.648 --> 00:46:08.928
اون اعدام شده

00:46:14.728 --> 00:46:15.768
چيکار کنم؟

00:46:17.048 --> 00:46:20.327
ميتونم فرار کنم؟

00:46:20.328 --> 00:46:22.727
ميتونم برم پيش بريتني
صندوقچه ي پولم رو دارم

00:46:22.728 --> 00:46:25.607
اما من به عنوان زندانبان شما گمارده شدم

00:46:25.608 --> 00:46:27.967
ريچارد تصميم گرفته که کل مايملک

00:46:27.968 --> 00:46:29.967
و ثروتتون به من برسه

00:46:29.968 --> 00:46:32.207
افراد من در حال حاضر توي چمبرز
و پاکسازي وسايل شما

00:46:32.208 --> 00:46:33.847
و صندوقچه ي پولتون هستن

00:46:33.848 --> 00:46:35.327
و شرابتون

00:46:35.328 --> 00:46:37.168
داري از من دزدي ميکني؟

00:46:39.848 --> 00:46:42.407
با جايي رسيدي که از من دزدي ميکني

00:46:42.408 --> 00:46:45.367
شما توي خانه ي ييلاقي من
در بلتسو تحت حصر خانگي قرار ميگيرين

00:46:45.368 --> 00:46:48.847
خدمتکاراتون مرخص ميشن
با هيچکس هم ملاقات نميکنين

00:46:48.848 --> 00:46:51.088
بهم خيانت کردي تا به اموالم برسي

00:46:52.168 --> 00:46:55.208
نه ، "مارگارت" ، من از حکم خيانت که مرگ باشه نجاتت دادم

00:46:56.448 --> 00:47:00.327
و هنوزم توي جايگاهي هستم تا
برنامه هاي ريچارد بر عليه پسرت رو بشنوم

00:47:00.328 --> 00:47:02.927
تو با شکستت ضمانت مرگش رو امضا کردي

00:47:02.928 --> 00:47:06.287
ميتوني واسش نامه بنويسي
اما همه ي نامه هات بايد از ديد من بگذره

00:47:06.288 --> 00:47:09.687
کاملا بايد روي کارهات نمود داشته باشم

00:47:09.688 --> 00:47:11.368
نمود؟

00:47:14.688 --> 00:47:17.928
تو روي هردوطرف نمود داري

00:47:19.968 --> 00:47:21.528
هميشه

00:47:37.048 --> 00:47:39.207
خواهر ، بذار بيام داخل

00:47:39.208 --> 00:47:41.007
تو برادر من نيستي

00:47:41.008 --> 00:47:42.127
من شاهم

00:47:42.128 --> 00:47:43.887
واسه من نه

00:47:43.888 --> 00:47:46.408
بذار بيام داخل اليزابت
به خاطر خودمون

00:48:07.088 --> 00:48:08.488
بهم بگو ، لطفا

00:48:09.488 --> 00:48:12.848
پسرت "ادوارد" و برادرش رو به جاي امني بردي؟

00:48:14.048 --> 00:48:15.807
توي قلعه نيستن؟

00:48:15.808 --> 00:48:21.527
به نام خدا ، اگر اينکارو کرده باشي
قسم ميخورم که دنبالشون نرم

00:48:21.528 --> 00:48:23.007
فقط بهم بگو که توي امنيت هستن

00:48:23.008 --> 00:48:24.088
نه

00:48:25.328 --> 00:48:26.608
نه

00:48:34.928 --> 00:48:38.528
همه دارن ميگن که اون مرده و کار من بوده

00:48:40.528 --> 00:48:41.608
کار تو بوده؟

00:48:44.888 --> 00:48:47.487
"فکر کن ، "اليزابت

00:48:47.488 --> 00:48:51.927
وقتي که شاه "هنري" رو کشتيم
جسدش رو به مردم نشون داديم

00:48:51.928 --> 00:48:56.728
کل هدف اين بود که به جهان بگيم
که سلطنت اون به پايان رسيده

00:48:59.448 --> 00:49:01.168
اگر پسرات رو کشته بودم

00:49:02.688 --> 00:49:04.328
همين کارو ميکردم

00:49:09.808 --> 00:49:11.368
بابت از دست رفته ـت متاسفم

00:49:13.608 --> 00:49:16.648
از توي بست بودن چيزي عايدت نميشه

00:49:18.328 --> 00:49:22.527
اگر بياي بيرون باهات توافق ميکنم و بهت قول امنيت خودت

00:49:22.528 --> 00:49:24.887
و دخترانت رو ميدم

00:49:24.888 --> 00:49:27.887
بايد برم خونه؟ -
تحت حصر خانگي باش -

00:49:27.888 --> 00:49:30.808
نميتونم بهت اعتماد کنم که بر عليه من نشي

00:49:31.848 --> 00:49:33.768
نميتونم به هيچکس اعتماد کنم ، هيچ جا

00:49:47.048 --> 00:49:50.087
"تو زيبا بزرگ شدي ، "اليزابت

00:49:50.088 --> 00:49:52.888
ليزي ، سسلي ، تنهامون بذارين

00:49:58.888 --> 00:50:02.648
مردم دارن ميگن که من برادرت رو کشتم

00:50:05.768 --> 00:50:08.728
اما ميخوام که بدوني که من بي گناهم

00:50:10.448 --> 00:50:11.688
قول من رو داري

00:50:18.488 --> 00:50:21.048
هرکسي پسران منو کشته
نفرينش ميکنم

00:50:23.008 --> 00:50:25.168
هردو نفرينشون ميکنيم

00:50:26.808 --> 00:50:29.768
طي ساليان ، تا همه ي پسرانشون بميرن

00:50:31.888 --> 00:50:33.168
مراقب باش

00:50:34.448 --> 00:50:36.448
نفرين هات زياد باقي ميمونه

00:50:38.048 --> 00:50:40.088
و ممکنه به کسي برسه که دوستش دارين

00:50:57.248 --> 00:50:59.168
منو ببخش ، پدر

00:51:01.848 --> 00:51:03.728
نميدونم که چيکار کردم

00:51:05.728 --> 00:51:07.808
ميترسم که کاري کرده باشم

00:51:08.888 --> 00:51:10.567
...من

00:51:10.568 --> 00:51:13.088
...حرفايي به کساني زدم که

00:51:15.008 --> 00:51:17.168
و اگه بخاطر اونا کاري کرده باشه چي؟

00:51:19.888 --> 00:51:22.688
اگر اون دو پسر کوچک رو کشته باشم چي؟

00:51:43.808 --> 00:51:45.247
چيکار بايد بکنم؟

00:51:45.248 --> 00:51:48.728
بلند بخونش ، "ملوسينا" نفرين رو دريافت مي کنه
و انجام شدنش رو مي بينه

00:51:54.448 --> 00:51:56.568
پسرمون "ادوارد" تو برج بود

00:51:58.808 --> 00:52:01.888
ولي اون رفته و
ما فکر مي کنيم که کشته شده

00:52:04.688 --> 00:52:07.127
ما به درگاه تو آماده ايم مادر

00:52:07.128 --> 00:52:10.927
...و اين نفرين رو به تو واگذار مي کنيم که

00:52:10.928 --> 00:52:14.047
هر کسي که پسر اول مارو گرفته

00:52:14.048 --> 00:52:17.007
تو پسر اول او را خواهي گرفت

00:52:17.008 --> 00:52:19.327
و همچنين نوه پسري ـش

00:52:19.328 --> 00:52:22.967
و پسران ارشد خاندانش

00:52:22.968 --> 00:52:27.128
و ما قاتل را از طريق به وقوع پيوستن
نفرين خود خواهيم فهميد

00:52:29.968 --> 00:52:31.328
بسوزنش

00:52:56.168 --> 00:52:58.248
ليزي" ، بيا ، بيا"

00:53:11.288 --> 00:53:13.208
ريچارد" داري چيکار مي کني؟"

00:53:14.808 --> 00:53:17.088
شورا منتظر توئه عشقم

00:53:18.488 --> 00:53:20.528
اليزابت" پسراشو نداره"

00:53:22.568 --> 00:53:25.327
اون نمي دونه اونا کجان

00:53:25.328 --> 00:53:26.648
تو ديديش؟

00:53:28.048 --> 00:53:29.967
بايد مي دونستم

00:53:29.968 --> 00:53:31.967
بايد ازش مي پرسيدم

00:53:31.968 --> 00:53:33.328
اون چي گفت؟

00:53:34.768 --> 00:53:38.447
اون گفتش هر کي رو که اونارو کشته باشه نفرين مي کنه

00:53:38.448 --> 00:53:40.128
اون مارو نفرين کرده؟ -
!ما رو نه -

00:53:42.248 --> 00:53:44.008
من دستور مرگشون رو نداده ـم

00:53:46.168 --> 00:53:47.848
چطور همچين فکري راجع بهم مي کني؟

00:53:57.968 --> 00:54:00.648
من گفتم "اليزابت" مي تونه از پناهگاه خارج بشه

00:54:03.608 --> 00:54:04.967
چي؟

00:54:04.968 --> 00:54:07.688
"اون تحت بازداشت خانگي ميره به "گرافتون

00:54:08.968 --> 00:54:11.088
دختراي بزرگش ميان به دربار

00:54:12.648 --> 00:54:16.327
مي خوام شاهزاده "اليزابت" رو نزديک خودم نگه دارم

00:54:16.328 --> 00:54:18.167
چيکار داري مي کني؟

00:54:18.168 --> 00:54:19.967
!اونا جادوگرن

00:54:19.968 --> 00:54:23.247
اون عليه ـت قيام کرد
و فقط بارون خدا بود که نجاتت داد

00:54:23.248 --> 00:54:24.448
"خواهش مي کنم "ريچارد

00:54:25.688 --> 00:54:26.968
ريچارد"؟"

00:54:28.688 --> 00:54:30.368
چه اتفاقي داره برامون ميوفته؟

00:54:52.448 --> 00:54:55.127
توماس گري" از "بريتاني" سلامش رو فرستاده"

00:54:55.128 --> 00:54:57.728
اون به سلامت به دربار "هنري تئودور" رسيده

00:54:58.808 --> 00:55:00.088
خوش بحالش

00:55:03.368 --> 00:55:06.008
خب ، به نظر مياد
ديگه نيازي نمي بينم که با "تئودور" ازدواج کنم؟

00:55:07.048 --> 00:55:10.287
حالا فکر مي کنم مادرش
برادرم "ادوارد" رو کشته

00:55:10.288 --> 00:55:14.087
من به بانو "مارگارت" نامه نوشتم
و گفتم که نامزدي تو سرجاشه

00:55:14.088 --> 00:55:16.447
چ...چي؟

00:55:16.448 --> 00:55:17.887
...مادر -
ليزي" ، تو" -

00:55:17.888 --> 00:55:20.088
بودي که بهم گفتي ديدي که ملکه ميشي

00:55:21.408 --> 00:55:23.527
!من گفتم ازش پروا داشتم

00:55:23.528 --> 00:55:25.487
!نه اينکه همچين چيزي مي خواستم

00:55:25.488 --> 00:55:28.487
هنري تئودور" ، همون آني که پاشو بذاره انگلستان"
ممکنه کشته بشه

00:55:28.488 --> 00:55:30.207
ولي اون مياد

00:55:30.208 --> 00:55:32.647
اون ارتش خودشو جمع کرده
و به همين راحتي بيخيالش نميشه

00:55:32.648 --> 00:55:34.847
اون دوباره براي رسيدن به تخت تلاش مي کنه و

00:55:34.848 --> 00:55:38.608
اگه اون قراره پيروز بشه ، ما هم اينقدر قرباني نداديم که
به همين راحتي کنار بکشيم

00:55:40.048 --> 00:55:41.848
ما با اون ازدواج نمي کنم مادر

00:55:44.088 --> 00:55:45.968
مهم نيست تو چي بگي

00:55:51.728 --> 00:55:53.768
سرنوشت منو به جاي ديگه اي ميفرسته

00:56:13.395 --> 00:56:20.395
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.