﻿WEBVTT

00:00:00.400 --> 00:00:04.400
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:06.920 --> 00:00:10.920
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:00:11.340 --> 00:00:14.390
‫دعا می‌کردم همه‌ش یه خواب باشه، ولی...

00:00:19.090 --> 00:00:21.990
‫انگار واقعاً توی یه دنیای دیگه‌م.

00:00:24.250 --> 00:00:26.590
‫هوی، تازه‌وارد، بیدار شدی.

00:00:26.590 --> 00:00:27.580
‫مهمون داری.
‫هــــه؟

00:00:29.760 --> 00:00:31.720
‫اوساتو! خداروشکر که حالت خوبه.

00:00:31.720 --> 00:00:35.380
‫از وقتی که شنیدیم دزدیدنت، نگرانت بودیم.

00:00:35.380 --> 00:00:39.140
‫کازوکی و اینوکامی سنپای، ببخشید که نگرانتون کردم.

00:00:39.140 --> 00:00:40.880
‫فعلاً‌ که زنده‌-

00:00:47.060 --> 00:00:49.480
دینگ
‫تمرینات جهنمی قراره از امروز شروع شه،

00:00:49.760 --> 00:00:52.000
‫برای همین مطمئن نیستم فردا چطوری پیش می‌ره...

00:00:52.000 --> 00:00:54.860
‫جهنمی؟ یعنی انقدر بده؟

00:00:54.860 --> 00:00:56.060
‫خدا می‌دونه!

00:00:56.060 --> 00:00:59.660
‫ولی انگار تصمیم داری زیربارش بری.

00:00:59.660 --> 00:01:01.830
‫خب، آره گمونم.

00:01:01.830 --> 00:01:03.990
‫کاری بهتر از این برای انجام دادن ندارم.

00:01:04.380 --> 00:01:08.590
‫و می‌خوام درصورت امکان به یه دردی بخورم.

00:01:10.000 --> 00:01:12.280
‫دست‌خوش، اوساتو-کون.

00:01:12.280 --> 00:01:14.950
‫تمرینات ما هم از امروز شروع می‌شه.

00:01:14.950 --> 00:01:16.590
‫بیاید همه‌مون با جون‌ودل تلاش کنیم!

00:01:17.350 --> 00:01:18.400
‫بله!

00:01:18.400 --> 00:01:22.070
‫موندم که برای قهرمان‌هامون چه‌جور تمرینات باحالی درنظر دارن.

00:01:22.430 --> 00:01:24.980
‫لباس‌فرم‌هاتون خیلی خفنه.

00:01:26.100 --> 00:01:27.400
‫راست می‌گی؟

00:01:29.340 --> 00:01:31.070
‫ممنون، اوساتو.

00:01:31.070 --> 00:01:33.480
‫بالأخره تصمیمم رو گرفتم.

00:01:33.480 --> 00:01:34.650
‫هــــه؟

00:01:34.650 --> 00:01:38.080
‫سنپای، قصد دارم توی این دنیا بهترینِ خودم باشم.

00:01:38.350 --> 00:01:40.770
‫آره. منم همین‌طور.

00:01:42.230 --> 00:01:43.530
‫یه چندتا سوغاتی گرفتم.

00:01:42.370 --> 00:01:45.160
‫مطمئنم که این روزها خیلی به کازوکی سخت می‌گذره.
‫چقدر زیاده!

00:01:45.710 --> 00:01:49.720
‫بی‌خبر به یه دنیای دیگه آورده شد و بهش گفتن که یه قهرمانه.

00:01:49.720 --> 00:01:51.590
‫و اینوکامی سنپای هم...

00:01:52.470 --> 00:01:54.790
‫نه، اون احتمالاً کیفش کوکه.

00:01:55.660 --> 00:02:00.140
‫به‌هرحال، امیدوارم بتونم به‌قدری قوی شم که یه‌روز کمکشون کنم.

00:02:04.460 --> 00:02:06.190
‫قهرمان‌ها به همین زودی رفتن؟

00:02:07.480 --> 00:02:10.100
‫صحبت دلچسبی باهاشون داشتی، اوساتو؟

00:02:10.100 --> 00:02:11.910
‫بـ‌ ـ بله، رز-سان!

00:02:11.910 --> 00:02:13.560
‫خیلی ممنونم!

00:02:13.560 --> 00:02:17.520
‫اینجا رو با زندان اشتباه نگیر.
‫می‌تونی هرکسی رو که دلت خواست ببینی.

00:02:18.510 --> 00:02:21.200
‫البته زمانی که تمرین نداری.

00:02:21.200 --> 00:02:22.770
‫چـ ـ چشم.

00:02:22.770 --> 00:02:24.060
‫این رو بگیر.

00:02:25.110 --> 00:02:26.560
‫دفتر گزارش کاره.

00:02:26.560 --> 00:02:31.400
‫باید برنامه‌ی تمرینی روزانه‌ات و اینکه چه احساسی
‫نسبت بهش داری رو توی این دفتر یادداشت کنی.

00:02:31.400 --> 00:02:32.970
‫به کارت میاد.

00:02:33.210 --> 00:02:35.190
‫بعد از صبحانه شروع می‌کنیم.

00:02:38.480 --> 00:02:42.020
‫تمرینات جهنمی واقعاً داره شروع می‌شه...

00:02:56.570 --> 00:03:01.240
نحوه‌ی استفاده‌ اشتباه از جادوی شفابخش

00:04:12.100 --> 00:04:15.900
‫#2 تمرینات جهنمی آغاز می‌شود!

00:04:15.900 --> 00:04:22.820
m 594 67 l 598 62 602.5 60 740.5 60 746.5 62.5 750 66 750 125 748.5 130 744.5 134 606 134 599 132.5 594 127
روز اول

00:04:16.130 --> 00:04:20.210
‫روز اول. تونگ و بقیه بهم گفتن این تمرینات قراره جهنم به‌تمام‌معنا باشه،

00:04:20.210 --> 00:04:22.390
‫ولی آسون‌تر از چیزی بود که انتظارشو داشتم.

00:04:23.080 --> 00:04:25.580
‫چطوره؟ چیزی حس می‌کنی؟

00:04:26.130 --> 00:04:27.250
‫بله.

00:04:27.250 --> 00:04:31.920
‫درست این وسط یه‌جور حرارت احساس می‌کنم...

00:04:31.920 --> 00:04:33.600
‫اون انرژی جادویی‌ـه.

00:04:33.600 --> 00:04:38.110
‫در قدم بعدی، باید تلاش کنی که اون رو از بدنت بروز بدی.

00:04:38.110 --> 00:04:40.960
‫از بدنم بروز بدم؟

00:04:40.960 --> 00:04:42.430
‫به‌موقعش متوجه می‌شی.

00:04:42.430 --> 00:04:44.810
‫فعلاً، فقط روی حس کردنش تمرکز کن.

00:04:44.810 --> 00:04:46.100
‫بله...

00:04:46.530 --> 00:04:47.500
‫بخون.

00:04:47.500 --> 00:04:51.380
‫آخه من که نمی‌تونم زبان این دنیا رو بخونم.

00:04:51.380 --> 00:04:53.180
‫تو اول کتاب رو باز کن.

00:04:58.670 --> 00:05:00.770
‫می‌تونم بخونم... جداً می‌تونم بخونمش!

00:05:01.120 --> 00:05:03.250
‫اون‌طور که شنیدم، روی قهرمان‌های احضارشده...

00:05:03.250 --> 00:05:06.490
‫به‌صورت غیرارادی جادوی ترجمه اعمال شده.

00:05:06.490 --> 00:05:08.870
‫می‌تونستید این رو زودتر بگید...

00:05:09.560 --> 00:05:11.630
‫اینجا پادشاهی لینگرـه.

00:05:12.430 --> 00:05:15.550
‫و اینجا... قلمروی شیاطین‌ـه.

00:05:16.630 --> 00:05:18.260
‫بغل‌دست همن که.

00:05:18.260 --> 00:05:19.230
‫آره.

00:05:19.230 --> 00:05:22.850
‫به‌خاطر همینه که همیشه اول از همه پادشاهی ما رو هدف قرار می‌دادن.

00:05:23.410 --> 00:05:25.020
‫اون کتاب رو بخون.

00:05:25.020 --> 00:05:27.260
‫یه‌سری اطلاعات پایه درمورد ملت‌ها،

00:05:27.260 --> 00:05:30.160
‫نژاد‌های مختلف و شیاطینِ این دنیا داره.

00:05:30.160 --> 00:05:31.120
‫چشم.

00:05:35.630 --> 00:05:39.440
‫اگه تمرینات قراره همین باشه، باید بتونم از پسش بربیام.

00:05:40.560 --> 00:05:44.230
m 594 67 l 598 62 602.5 60 740.5 60 746.5 62.5 750 66 750 125 748.5 130 744.5 134 606 134 599 132.5 594 127
روز دوم
‫روز دوم. کلی دویدم.

00:05:47.390 --> 00:05:50.410
‫تمرینات جادو این شکلی‌ـه؟

00:05:50.410 --> 00:05:52.770
‫زمین تا آسمون با چیزی که انتظار داشتم فرق داره...

00:05:55.000 --> 00:05:57.410
m 594 67 l 598 62 602.5 60 740.5 60 746.5 62.5 750 66 750 125 748.5 130 744.5 134 606 134 599 132.5 594 127
روز سوم
‫روز سوم.

00:05:57.410 --> 00:06:00.920
‫باید تازمانی که از شدتِ کوفتگی عضلاتم قادر به حرکت نبودم، می‌دوئیدم.

00:06:05.560 --> 00:06:08.510
‫هوی، کی گفت می‌تونی وایستی؟

00:06:08.510 --> 00:06:09.920
‫نـ ـ نمی‌تونم ادامه بدم...
‫پاهام یاری نمی‌کنه...

00:06:11.980 --> 00:06:13.690
‫آخ! آخ، آخ، آخ، آخ، آخ!

00:06:13.690 --> 00:06:15.550
‫دردش چندبار شد چون قبلش هم پاهام آسیب دیده بود!

00:06:15.980 --> 00:06:16.980
‫چی...

00:06:17.810 --> 00:06:19.400
‫درد نمی‌کنه.

00:06:19.740 --> 00:06:22.440
‫درد عضلاتت رو درمان کردم.

00:06:22.440 --> 00:06:25.270
‫عــــه؟! مگه می‌تونی همچین کاری بکنی؟!

00:06:25.270 --> 00:06:28.030
‫حالا برگرد سراغ تمرینت، حیف نون.

00:06:28.460 --> 00:06:29.620
‫حیف نون؟

00:06:30.070 --> 00:06:32.500
‫می‌میرم... نفله‌م می‌کنه!

00:06:33.390 --> 00:06:36.310
‫جوری بدو که انگار قراره بمیری. اگرم مردی احیات می‌کنم.

00:06:36.310 --> 00:06:38.020
‫اصلاً‌ با عقل جور درمیاد؟!

00:06:38.020 --> 00:06:40.310
‫صدالبته، نمی‌تونم به زبون بیارمش.

00:06:40.310 --> 00:06:42.550
‫خیلی‌خب، توی دفتر گزارش کارم می‌نویسمش.

00:06:42.670 --> 00:06:45.460
m 594 67 l 598 62 602.5 60 740.5 60 746.5 62.5 750 66 750 125 748.5 130 744.5 134 606 134 599 132.5 594 127
روز چهارم

00:06:43.860 --> 00:06:47.610
‫روز چهارم. شروع به تمرین با دیگر اعضاء کردم.

00:06:50.230 --> 00:06:52.940
‫جلو می‌بینمت، اوساتو!

00:06:52.940 --> 00:06:55.170
‫راه درازی در پیش داری، اوساتو!

00:06:55.170 --> 00:06:57.330
‫تمام تلاشتو بکن، اوساتو!

00:06:57.330 --> 00:06:59.880
‫پاهات دارن عین چی می‌لرزن، اوساتو!

00:06:59.880 --> 00:07:02.960
‫اگه خیلی کُند باشی، ناهار گیرت نمیاد، اوساتو!

00:07:03.500 --> 00:07:06.560
‫هوی، از دور یه شپش فسقلی می‌بینم که هنوز یه دور عقبه.

00:07:07.280 --> 00:07:09.420
‫می‌خوام باهاش دهن به دهن بذارم!

00:07:09.420 --> 00:07:11.980
‫این هم توی دفترم می‌نویسم!

00:07:11.990 --> 00:07:15.910
m 594 67 l 598 62 602.5 60 740.5 60 746.5 62.5 750 66 750 125 748.5 130 744.5 134 606 134 599 132.5 594 127
روز پنجم
‫روز پنجم. دوباره کل روز رو دویدم.

00:07:19.620 --> 00:07:22.330
m 594 67 l 598 62 602.5 60 740.5 60 746.5 62.5 750 66 750 125 748.5 130 744.5 134 606 134 599 132.5 594 127
روز ششم
‫روز ششم. دویدم.

00:07:22.560 --> 00:07:25.430
‫هوی، شپش! سرعتت اومده پایین!

00:07:28.940 --> 00:07:31.720
‫سلیطه‌ی بی‌رحم!

00:07:32.080 --> 00:07:34.140
‫توی دفترم درموردت می‌نویسم!

00:07:36.800 --> 00:07:38.450
‫این دیگه چیه؟

00:07:39.470 --> 00:07:41.890
‫نور جادوی شفابخش؟

00:07:42.260 --> 00:07:45.820
‫الان نیازی بهش دارم؟ ندارم که؟

00:07:48.730 --> 00:07:50.650
m 594 67 l 598 62 602.5 60 740.5 60 746.5 62.5 750 66 750 125 748.5 130 744.5 134 606 134 599 132.5 594 127
روز هفتم

00:07:51.350 --> 00:07:53.430
‫تابه‌حال این‌جوری درکونی نخورده بودم!

00:07:54.810 --> 00:07:57.960
‫روز هفتم. دوباره تاوقتی که خیال کردم مردم دویدم.

00:07:57.960 --> 00:07:59.450
‫بعدش بهم درکونی زد.

00:08:01.200 --> 00:08:03.840
‫چون داری می‌رینی تو اعصابم، درجه سختی رو بالا می‌بریم.

00:08:04.170 --> 00:08:05.960
‫هان؟! چی زر می‌زنه؟

00:08:05.540 --> 00:08:08.250
m 622 54 l 833 54 833 160 622 160.04
‫...سلیطه‌‌ی بی‌رحم.
‫مثل اینکه فردا از اینم بدتر
‫دهنمو سرویس می‌کنه...
‫یعنی فهمیده که توی دفترم بهش بد و بیراه می‌گفتم؟

00:08:08.260 --> 00:08:12.750
‫نه، اون که ژاپنی بلد نیست. نکنه از قیافه‌م معلومه؟

00:08:13.400 --> 00:08:16.100
‫یالا، مثل جسد اون‌جا دراز نکش!
‫یـ ـ یـ ـ یه‌لحظه وایسا!

00:08:16.390 --> 00:08:18.090
‫بــــــــدو!

00:08:18.090 --> 00:08:22.030
‫این‌دفعه توی دفترم یه گوریل گولاخ پاچه‌گیر صداش می‌زنم!

00:08:22.020 --> 00:08:23.940
m 594 67 l 598 62 602.5 60 740.5 60 746.5 62.5 750 66 750 125 748.5 130 744.5 134 606 134 599 132.5 594 127
روز هشتم

00:08:22.370 --> 00:08:26.280
‫روز هشتم. هیچوقت یاد نمی‌گیرم.

00:08:26.980 --> 00:08:30.400
m 594 67 l 598 62 602.5 60 740.5 60 746.5 62.5 750 66 750 125 748.5 130 744.5 134 606 134 599 132.5 594 127
روز نهم
‫لگد به این محکمی ممکن بود باعث آسیب جدی بشه!

00:08:30.700 --> 00:08:36.000
‫روز نهم. چند روز پیش شک و شبهه‌هایی
‫درخصوص نیاز به نور شفابخش داشتم، ولی...

00:08:36.000 --> 00:08:37.780
‫می‌میرم.

00:08:37.780 --> 00:08:40.200
‫کونم قراره بمیره.

00:08:40.200 --> 00:08:41.110
‫هان؟

00:08:41.750 --> 00:08:43.510
‫درد نمی‌کنه.

00:08:44.660 --> 00:08:47.510
‫نه فقط کونم، بلکه کل بدنم.

00:08:48.320 --> 00:08:50.760
‫این جادوی شفابخش‌ـه؟

00:08:50.760 --> 00:08:53.590
‫درمورد جادوی شفابخش اشتباه می‌کردم.

00:08:53.590 --> 00:08:56.860
‫واقعاً بهش نیاز دارم...

00:09:01.270 --> 00:09:04.180
m 594 67 l 598 62 602.5 60 740.5 60 746.5 62.5 750 66 750 125 748.5 130 744.5 134 606 134 599 132.5 594 127
روز دهم

00:09:01.900 --> 00:09:06.710
‫روز دهم. حالا که می‌تونم درصورت لزوم
‫جادوی شفابخش رو بروز بدم،

00:09:06.710 --> 00:09:09.480
‫هرچقدرم که بدوئم خسته نمی‌شم.

00:09:10.310 --> 00:09:12.840
‫ولی مدام عصبی می‌شم.

00:09:12.840 --> 00:09:15.070
‫هر روز آزگار فقط دارم این اطراف می‌دوئم.

00:09:15.070 --> 00:09:18.830
‫واقعاً کاری از دستم برای کازوکی و اینوکامی سنپای برمیاد؟

00:09:19.830 --> 00:09:23.280
‫مطمئنم اگه رز-سان افکارم رو می‌شنید،
‫با یه لگد من رو پخش زمین می‌کرد.

00:09:24.260 --> 00:09:26.670
‫هوی، اوساتو! سی‌دور دیگه هم بزن!

00:09:27.560 --> 00:09:29.550
‫و سرعت رو ببر بالا!

00:09:30.130 --> 00:09:32.220
‫من دیگه غلط بکنم‌ «رز-سان» صداش بزنم!

00:09:32.530 --> 00:09:35.390
‫لیاقتش همون «رز»ـه!

00:09:35.390 --> 00:09:38.860
‫فعلاً، باید تمریناتم رو تموم کنم!

00:09:38.860 --> 00:09:42.460
‫بعداً، دق و دلیمو سرش خالی می‌کنم!

00:09:42.470 --> 00:09:48.400
m 594 67 l 598 62 602.5 60 740.5 60 746.5 62.5 750 66 750 125 748.5 130 744.5 134 606 134 599 132.5 594 127
روز یازدهم

00:09:42.750 --> 00:09:44.530
‫روز یازدهم.

00:09:43.000 --> 00:09:48.380
‫814... 815... 816...

00:09:44.530 --> 00:09:47.370
‫امروز یه بخش جدید به برنامه‌ی تمرینی اضافه شد.

00:09:48.780 --> 00:09:54.160
‫817... 818...

00:09:55.640 --> 00:09:58.790
‫819... 820... 821...

00:09:58.170 --> 00:10:02.320
‫هوی، اوساتو. هیچ می‌دونی چرا داری
‫این‌طوری بدنتو تقویت می‌کنی؟
‫822... 823... 824...

00:10:01.850 --> 00:10:03.740
‫825...

00:10:03.740 --> 00:10:07.750
‫826... 827... 828...
‫برای اینکه بتونی توی میدان جنگ
‫با سرعت هرچه تمام‌تر از دست دشمن فرار کنی.

00:10:08.100 --> 00:10:09.620
‫توی میدان جنگ؟

00:10:09.620 --> 00:10:12.860
‫و همین‌طور بتونی هم‌رزم‌های مجروحت رو نجات بدی.

00:10:12.860 --> 00:10:16.040
‫هرچی سریعتر بدوئی، زودتر می‌تونی نجاتشون بدی.

00:10:16.320 --> 00:10:20.350
‫هرچی سریعتر بدوئم، زودتر می‌تونم نجاتشون بدم...

00:10:20.350 --> 00:10:21.950
‫هوی، واینستا.

00:10:21.950 --> 00:10:23.100
‫اوه، چشم!

00:10:23.990 --> 00:10:27.800
‫امروز بدون اینکه زیاد سرکوفت بخورم، تمریناتم رو تموم کردم.
‫829... 830... 831... 832...

00:10:27.800 --> 00:10:31.480
‫باید خوشحال باشم، ولی راستش خیلی ترسناک بود.
‫833... 834... 835... 836...

00:10:31.940 --> 00:10:35.860
m 594 67 l 598 62 602.5 60 740.5 60 746.5 62.5 750 66 750 125 748.5 130 744.5 134 606 134 599 132.5 594 127
روز دوازدهم

00:10:32.310 --> 00:10:37.520
‫روز دوازدهم. تا عصر دویدم و بعد تا آخر شب شنا رفتم.

00:10:38.270 --> 00:10:41.300
‫حس می‌کنم بدنم سبک‌تر شده.

00:10:42.600 --> 00:10:48.100
‫روز سیزدهم. مثل اینکه رز متوجه شد،
‫چون‌که چندتا وزنه اضافه کرد.

00:10:42.620 --> 00:10:45.540
m 594 67 l 598 62 602.5 60 740.5 60 746.5 62.5 750 66 750 125 748.5 130 744.5 134 606 134 599 132.5 594 127
روز سیزدهم

00:10:48.570 --> 00:10:51.230
‫واقعاً سنگینه...

00:10:52.380 --> 00:10:54.800
m 594 67 l 598 62 602.5 60 740.5 60 746.5 62.5 750 66 750 125 748.5 130 744.5 134 606 134 599 132.5 594 127
روز چهاردهم
‫روز چهاردهم.

00:10:54.810 --> 00:10:56.650
‫خبری از ناهار نبود.

00:10:57.210 --> 00:10:58.290
‫بجنب دیگه!

00:10:57.860 --> 00:11:00.620
‫کسی ظرف ناهارم رو ندیده؟

00:11:00.620 --> 00:11:02.160
‫همین‌جا گذاشته بودمش.

00:11:02.160 --> 00:11:04.390
‫یه‌لحظه رفتم آب بردارم...

00:11:05.710 --> 00:11:08.170
‫اوه، اون رو که من خوردم.

00:11:08.790 --> 00:11:11.300
‫آخی؟ واسه تو بود؟

00:11:12.140 --> 00:11:15.900
‫خیال کردم یکی که لازمش نداشت گذاشتتش اونجا.

00:11:15.900 --> 00:11:18.020
‫شرمنده روی ماهت پسر جون!

00:11:18.020 --> 00:11:19.740
‫برو بابـــــــا!

00:11:20.360 --> 00:11:22.110
‫هوی، آروم بگیر.

00:11:22.110 --> 00:11:24.570
‫مرتیکه الدنگ دزد!

00:11:24.040 --> 00:11:24.950
‫هوی، هوی...

00:11:25.260 --> 00:11:28.340
‫مگه خبر نداری دعوا گرفتن با بچه‌های تیم نجات ممنوعه؟

00:11:28.340 --> 00:11:29.280
‫به یه ورم!

00:11:30.020 --> 00:11:34.370
‫همون‌جا وایسا! فقط یه مشت! قشنگ پهن زمینت می‌کنم!

00:11:33.880 --> 00:11:37.220
‫سه‌سوته به وزنه‌ها عادت کردم.

00:11:34.370 --> 00:11:35.640
‫من رو خر فرض کردی؟

00:11:37.220 --> 00:11:40.350
‫حس می‌کنم یواش یواش داره قلق کار دستم میاد.

00:11:41.830 --> 00:11:45.320
‫چی، نکنه دارن شست‌وشوی مغزیم می‌دن؟

00:11:45.720 --> 00:11:48.640
m 594 67 l 598 62 602.5 60 740.5 60 746.5 62.5 750 66 750 125 748.5 130 744.5 134 606 134 599 132.5 594 127
روز بیست‌ویکم

00:11:46.080 --> 00:11:52.070
‫یه هفته بعد، کازوکی و اینوکامی سنپای به دیدن‌مون اومدن.

00:11:58.220 --> 00:12:00.070
‫اوساتو اونجاست.

00:12:00.310 --> 00:12:01.700
‫خیلی ممنونم.

00:12:05.520 --> 00:12:08.140
‫مگه می‌شه، اون اوساتوـه؟

00:12:17.450 --> 00:12:22.610
‫هوی، سرعتت بازم داره کم می‌شه که.
‫تبدیل به کرم شدی ذلیل‌شده؟

00:12:23.220 --> 00:12:25.850
‫به‌خاطر چیزی به این آسونی نق نزن.

00:12:25.850 --> 00:12:29.770
‫کدوم خری داره نق می‌زنه؟!

00:12:29.770 --> 00:12:32.420
‫زر اضافی موقوف.

00:12:34.350 --> 00:12:36.220
‫بهم نچ کردی؟

00:12:36.220 --> 00:12:40.700
‫انقدر سبکید که دست خودم نبود، رز-سان...

00:12:40.700 --> 00:12:45.140
‫هـــو، چه چرب‌زبونی‌هایی.

00:12:47.220 --> 00:12:49.320
‫اگه این‌طوره...

00:13:01.420 --> 00:13:05.810
‫بالأخره رفته رفته داری شبیه افرادم می‌شی.

00:13:07.070 --> 00:13:10.720
‫انگار زودتر از اونچه که فکرشو می‌کردم
‫می‌تونم ببرمت اون بیرون.

00:13:11.380 --> 00:13:12.470
‫چطور ممکنه...

00:13:12.470 --> 00:13:14.890
‫اون واقعاً اوساتو-کون‌ـه؟

00:13:16.310 --> 00:13:18.400
‫چه عضله‌های معرکه‌ای!

00:13:18.400 --> 00:13:20.330
‫آره، این‌نوع تمرینات خیلی بی‌رحمانه‌ست...

00:13:21.010 --> 00:13:21.990
‫عـــــه؟

00:13:22.150 --> 00:13:25.990
نحوه‌ی استفاده اشتباه از جادوی شفابخش

00:13:26.330 --> 00:13:28.810
‫فکر کردی داری چیکار می‌کنی؟!

00:13:30.400 --> 00:13:32.900
‫ازت پرسیدم معلوم هست داری چیکار می‌کنی!

00:13:33.350 --> 00:13:36.470
‫داری یه مرد جوون با یه آینده‌ی درخشان رو نابود می‌کنی!

00:13:37.050 --> 00:13:39.900
‫ولم کن، شیگلیس پیری.

00:13:39.900 --> 00:13:42.960
‫عقاید جوانمردانه‌ت تحسین‌برانگیزن،

00:13:42.960 --> 00:13:45.830
‫ولی من به سبک و سیاق خودم کارهامو پیش می‌برم.

00:13:46.490 --> 00:13:49.910
‫اوساتو قراره دست راستم شه.

00:13:49.910 --> 00:13:52.730
‫اگه نتونه از پس این اندازه بربیاد، به مشکل می‌خوریم اساسی.

00:13:53.400 --> 00:13:55.350
‫دست راستت؟

00:13:55.350 --> 00:13:57.760
‫دست راستش؟!

00:13:58.030 --> 00:14:00.410
‫اون یه کشف بزرگه.

00:14:00.410 --> 00:14:02.840
‫اینکه چطور تحمل باخت رو نداره خیلی دوست دارم.

00:14:02.840 --> 00:14:05.370
‫طوری که هرگز تسلیم نمی‌شه از اون هم بهتره.

00:14:05.370 --> 00:14:10.340
‫و مهم‌تر از همه، تونسته از تمریناتم جون سالم به در ببره.

00:14:11.680 --> 00:14:12.730
‫هان؟

00:14:12.730 --> 00:14:16.760
‫یعنی اینکه نخواستم جلوش کم بیارم به ضرر خودم تموم شد؟

00:14:16.760 --> 00:14:20.130
‫اوساتو، کمی استراحت کن و ناهار بخور.

00:14:20.130 --> 00:14:22.340
‫مطمئنم می‌خوای یه چاق سلامتی با قهرمان‌ها بکنی.

00:14:22.340 --> 00:14:23.630
‫آه... بله.

00:14:27.790 --> 00:14:31.080
‫سوزونه-ساما و کازوکی-ساما، سلیا-ساما رو به شما می‌سپارم.

00:14:31.080 --> 00:14:33.630
‫باید با این زنه سنگ‌ها رو وا بکنم.

00:14:34.020 --> 00:14:37.180
‫مـ ـ متوجه شدم. بیا بریم،‌ اوساتو.

00:14:37.180 --> 00:14:38.190
‫باشه...

00:14:39.270 --> 00:14:41.710
‫خوب می‌دونستم تو یه متخلفی!

00:14:41.710 --> 00:14:46.020
‫بهم دستور داده شده بود که تو رو دوباره به
‫خدمت ارتش بگیرم، ولی نمی‌تونم با انتقالت موافقت کنم!

00:14:46.600 --> 00:14:48.490
‫درهرصورت شدنی نیست.

00:14:48.490 --> 00:14:50.530
‫چشم راست من کاملاً کوره.

00:14:50.530 --> 00:14:52.160
‫کص و شعر نگو!

00:14:52.990 --> 00:14:56.410
‫هــــه؟ اون یارو فرمانده‌ی ارتش پادشاهی لینگرـه؟

00:14:56.410 --> 00:14:59.980
‫آره. ایشون فرمانده شیگلیس-سان،
‫قوی‌ترین شوالیه‌ی پادشاهی‌ـه.

00:14:59.980 --> 00:15:02.910
‫بهمون شمشیرزنی یاد میده.

00:15:02.910 --> 00:15:05.530
‫عجب؟ چه معرکه.

00:15:06.010 --> 00:15:08.090
‫راستی، این بانوی جوان کیه؟

00:15:09.340 --> 00:15:14.360
‫عذر می‌خوام. من سِلیا وولگاست لینگر هستم.

00:15:14.650 --> 00:15:16.120
‫لینگر؟

00:15:16.120 --> 00:15:19.370
‫پس یعنی تو و پادشاه...

00:15:19.370 --> 00:15:21.110
‫بله، من دختر ایشون هستم.

00:15:21.110 --> 00:15:23.340
‫یـ‌ ـ یـ ـ یعنی تو یه شاهدختی؟!

00:15:23.340 --> 00:15:27.410
‫بـ ـ بابت رفتار گستاخانه‌م پوزش می‌طلبم!

00:15:27.770 --> 00:15:30.330
‫خواهش می‌کنم، لازم نیست باهام رسمی باشین.

00:15:30.330 --> 00:15:32.790
‫عـــه؟ اشکالی نداره؟ واقعاً؟

00:15:32.790 --> 00:15:35.110
‫بله، این‌طوری خوشحال‌تر می‌شم.

00:15:35.830 --> 00:15:39.570
‫کازوکی-کون هم اولش دقیقاً همین‌طوری رفتار می‌کرد.

00:15:39.570 --> 00:15:43.080
‫ا ـ اینوکامی-سنپای، بس کن لطفاً!

00:15:44.310 --> 00:15:50.950
‫می‌گم که، من این رو برای همه آوردم. امیدوارم ازش لذت ببرید.

00:15:55.560 --> 00:15:57.460
‫چقدر خوشمزه‌ست!

00:15:58.600 --> 00:16:00.270
‫خیلی ممنونم.

00:16:00.700 --> 00:16:02.350
‫هی، اوساتو.

00:16:02.350 --> 00:16:06.440
‫تو هر روز مجبوری اون تمرینات رو تحمل کنی؟

00:16:06.440 --> 00:16:10.080
‫نه، تمرین امروز خیلی راحت بود.

00:16:10.080 --> 00:16:12.410
‫سمت شما اوضاع از چه قراره؟

00:16:12.410 --> 00:16:16.460
‫هــــه؟ راستش... خب...

00:16:16.880 --> 00:16:19.430
‫تمرینات به خودی خود خیلی سختن،

00:16:19.430 --> 00:16:25.390
‫ولی شیگلیس-سان و ولشی-سان همیشه وقتی بهمون
‫یاد می‌دن که چطور از شمشیرها و جادومون استفاده کنیم،

00:16:25.390 --> 00:16:29.040
‫سلامتی ما رو در اولویت اول قرار می‌دن.

00:16:29.040 --> 00:16:30.350
‫عجب.

00:16:30.350 --> 00:16:32.310
‫البته درستشم همینه.

00:16:32.310 --> 00:16:34.380
‫رز-سان خیلی بی‌رحمه.

00:16:34.380 --> 00:16:36.020
‫شرمنده، اوساتو.

00:16:36.020 --> 00:16:38.270
‫تو چرا معذرت می‌خوای، کازوکی؟

00:16:38.270 --> 00:16:39.470
‫آه، با اجازه یکی دیگه برمی‌دارم!

00:16:42.420 --> 00:16:44.270
‫اوساتو، می‌گم که...

00:16:44.830 --> 00:16:46.800
‫یه نظر حلاله، اوساتو-کون!

00:16:46.800 --> 00:16:48.430
‫سـ ـ سـ ـ سـ ـ سنپای؟!

00:16:49.360 --> 00:16:52.360
‫می‌دونستم! توروخدا این عضلات جیگرو نگاه!

00:16:52.600 --> 00:16:55.880
‫اوساتو-کون، بذار یه‌ذره بهشون دست بزنم!

00:16:55.880 --> 00:16:56.790
‫هـــــــــه؟!

00:16:56.790 --> 00:16:58.740
‫و ـ و ـ وایسا، سنپای! به خودت مسلط باش!

00:16:58.740 --> 00:16:59.840
‫ای وای، خاک بر سرم.

00:16:59.840 --> 00:17:02.280
‫کازوکی می‌خواست یه‌چیزی بگه! مگه نه؟!

00:17:02.280 --> 00:17:04.640
‫آه، خب، من...

00:17:06.260 --> 00:17:09.200
‫بهت سخت نمی‌گذره، اوساتو؟

00:17:12.070 --> 00:17:14.140
‫خیلی هم سخت می‌گذره.

00:17:14.140 --> 00:17:16.940
‫اوایل، همه‌ش می‌خواستم فرار کنم.

00:17:16.940 --> 00:17:18.860
‫الان دیگه نمی‌خوای؟

00:17:19.140 --> 00:17:23.020
‫رز-سان ترسناکه، ولی دیگه نمی‌خوام فرار کنم.

00:17:23.490 --> 00:17:27.010
‫جدیداً تمرین کردنم داره لذت‌بخش می‌شه.

00:17:27.640 --> 00:17:30.890
‫زندگی اینجا اونقدرام بد نیست.

00:17:32.030 --> 00:17:34.330
‫حرف نداری، اوساتو-کون.

00:17:34.710 --> 00:17:37.140
‫الانشم جایی که بهش تعلق داری رو پیدا کردی.

00:17:37.140 --> 00:17:39.360
‫اِه، اغراق می‌کنید.

00:17:39.360 --> 00:17:41.360
‫من فقط کله‌شقم.

00:17:42.280 --> 00:17:46.310
‫شما دوتا یه‌روز قراره به‌عنوان قهرمان بجنگید.

00:17:46.310 --> 00:17:49.200
‫می‌خوام از پس کاری که بلدم بربیام.

00:17:52.770 --> 00:17:57.060
‫پس با این حساب، اگه احیاناً اتفاقی برام افتاد
‫می‌تونم روت حساب کنم که بیای نجاتم بدی، اوساتو-کون؟

00:17:57.060 --> 00:18:02.390
‫عـــه، چیزه، حرف زدنت یهو مثل دخترهای عادی شد...

00:18:02.390 --> 00:18:04.540
‫من یه دختر عادی‌ام!

00:18:04.540 --> 00:18:07.020
‫پیش خودت من رو چی فرض کردی؟

00:18:07.020 --> 00:18:11.290
‫به‌نظر منم شما اصلاً یه دختر عادی نیستید، سوزونه-ساما.

00:18:11.290 --> 00:18:13.840
‫چـــــی؟! سلیا-ساما، شما دیگه چرا!

00:18:14.490 --> 00:18:17.650
‫هوی، پس اینجا بودی، اوساتو.

00:18:17.650 --> 00:18:22.400
‫انقدری مهربون بودم که برات ناهار بیارم.

00:18:22.820 --> 00:18:27.340
‫چرا طوری حرف می‌زنی که انگار داری لطف بزرگی در حقم می‌کنی؟

00:18:27.620 --> 00:18:32.920
‫با چه رویی برام ناهار میاری، شل‌مغز!

00:18:33.460 --> 00:18:37.480
‫هنوزم کینه‌ی اون‌موقع رو به دل داری؟

00:18:37.480 --> 00:18:38.680
‫مگه بچه‌ای؟

00:18:38.680 --> 00:18:41.840
‫نمی‌خوام این حرف رو از دهن پشکلی بشنوم که...

00:18:42.350 --> 00:18:45.130
‫ناهار اون بچه رو دزدید!

00:18:44.020 --> 00:18:46.200
‫بیا جلو،‌ حرومی!

00:18:46.200 --> 00:18:49.230
‫امروز خبری از رئیس نیست!
‫دمار از روزگارت درمیارم!

00:18:51.580 --> 00:18:53.740
‫رو کن بینم چند مرده حلاجی!

00:18:53.740 --> 00:18:56.010
‫جغله گوه‌صفت!

00:18:57.020 --> 00:18:58.090
‫کصمغز!

00:18:58.090 --> 00:18:59.710
‫جوجه فسقلی!
‫چـ ـ چیکار باید بکنیم؟

00:19:02.670 --> 00:19:04.820
‫نگران نباشید، سِلیا-سان.

00:19:07.240 --> 00:19:10.270
‫به‌نظرم این صرفاً بخشی از زندگی روزمره‌ی اوساتوـه.

00:19:11.070 --> 00:19:12.260
‫موافقم.

00:19:12.260 --> 00:19:14.810
‫اون هر روزشو اینجا آزادانه بدون تظاهر به چیزی که نیست می‌گذرونه.

00:19:14.810 --> 00:19:18.100
‫شاید حتی از ما هم بیشتر با این دنیا وفق پیدا کرده.

00:19:18.100 --> 00:19:20.320
‫الان یه‌ذره احساس بی‌قراری می‌کنم.

00:19:21.260 --> 00:19:23.430
‫برمی‌گردم به قلعه تا تمریناتم رو ادامه بدم.

00:19:23.430 --> 00:19:24.270
‫اِه؟

00:19:24.270 --> 00:19:27.420
‫آه، کازوکی-ساما، لطفاً صبر کنید!

00:19:31.660 --> 00:19:38.040
‫معتقدم که یه دلیلی پشت این هست که
‫سه‌تامون باهم به این دنیا احضار شدیم.

00:19:39.120 --> 00:19:42.240
‫بیا باهم نهایت تلاشمون رو بکنیم، اوساتو-کون.

00:19:43.200 --> 00:19:44.660
‫داغه، داغه، داغه...

00:19:47.240 --> 00:19:51.310
‫خیلی خوشحال شدم که تونستم کازوکی و اینوکامی سنپای رو ببینم...

00:19:51.310 --> 00:19:55.070
‫البته با رفتار سنپای یه سکته ناقص زدم.

00:19:56.460 --> 00:19:59.650
‫ولی حرف درستی زد.

00:20:00.270 --> 00:20:03.210
‫بدنم واقعاً فرق کرده.

00:20:03.210 --> 00:20:05.680
‫خیلی سریعتر هم شدم.

00:20:06.340 --> 00:20:09.300
‫عضلاتم رو بارها و بارها بعد از صدمه دیدن به‌خاطر تمرینات طاقت‌فرسا،

00:20:09.300 --> 00:20:11.100
‫با جادو درمان کردم.

00:20:11.400 --> 00:20:13.910
‫نتیجه شده این.

00:20:14.400 --> 00:20:15.320
‫به‌جز اینکه...

00:20:15.780 --> 00:20:19.180
‫هرچی سریعتر بدوئی، زودتر می‌تونی نجاتشون بدی.

00:20:19.770 --> 00:20:23.140
‫برای نجات هم‌رزم مجروحت باید توی میدان جنگ بدوئی.

00:20:23.140 --> 00:20:25.610
‫ولی کسی مثل من واقعاً‌ می‌تونه از پسش بربیاد؟

00:20:26.380 --> 00:20:31.110
‫ثبات روانی منطبق با این بدنی که ساختم دارم؟

00:20:33.690 --> 00:20:36.450
‫اوساتو، امروز می‌ریم بیرون.

00:20:36.450 --> 00:20:37.600
‫بله...

00:20:39.010 --> 00:20:40.420
‫می‌رن بیرون؟

00:20:40.420 --> 00:20:42.250
‫پس بالأخره وقتش شد...

00:20:44.090 --> 00:20:45.750
‫هـــه، هــــه؟

00:20:45.750 --> 00:20:49.920
‫ر ـ رز-سان، ا ـ امروز به چه علتی تشریف آوردید؟

00:20:49.920 --> 00:20:51.720
‫هی، توماس.

00:20:51.720 --> 00:20:54.490
‫می‌خوای دنیای بیرون رو به زیردستم نشون بدم.

00:20:55.150 --> 00:20:56.310
‫الساعه دروازه رو باز می‌کنم!
‫آفرین.

00:20:57.100 --> 00:20:59.010
‫دست‌خوش بابا رز.
‫هی! کاپیتان رز می‌خواد رد شه! کمکم کن! سریع!

00:20:59.010 --> 00:21:01.600
‫فقط با ایستادن مقابل یه‌نفر می‌تونه زهره ترکش کنه.

00:21:01.600 --> 00:21:03.940
‫بگذریم، این دنیای بیرون دیگه چیه؟

00:21:13.480 --> 00:21:16.930
‫رز-سان، دقیقاً کجا داریم می‌ریم؟

00:21:16.930 --> 00:21:18.660
‫دهنتو ببند و دنبالم بیا.

00:21:21.970 --> 00:21:23.220
‫رسیدیم.

00:21:23.730 --> 00:21:27.100
‫جنگلی که همچنین با نام «تاریکیِ لینگر» شناخته می‌شه.

00:21:27.100 --> 00:21:29.980
‫به هیولاهایی که توی نقطه به نقطه‌ش پیدا می‌شه معروفه.

00:21:30.410 --> 00:21:34.460
‫تاوقتی یه گریزلی بزرگ شکار نکردی، حق نداری برگردی.

00:21:34.460 --> 00:21:35.080
‫هــــــــا؟!
‫صـ‌ ـ صـ‌ ـ صـ‌ ـ صبر کن بابا!

00:21:36.440 --> 00:21:40.890
‫گریزلی‌های آبی فقط وقتی که صدسال از
‫عمرشون بگذره، تبدیل به گریزلی‌های بزرگ می‌شن!

00:21:40.890 --> 00:21:45.280
‫و توی اون کتاب نوشته بود که حتی
‫گریزلی‌های آبی هم خیلی خطرناکن!

00:21:45.550 --> 00:21:49.070
‫تو الان باید بتونی یکیشو مثل آب خوردن زمین بزنی. فهمیدی؟

00:21:49.070 --> 00:21:50.530
‫هیچ هم نفهمیدم!

00:21:50.530 --> 00:21:53.310
‫من تاحالا فقط دوئیدم! جنگ کردن رو بلد نیستم!

00:21:53.740 --> 00:21:55.620
‫عجب آدم آزاردهنده‌ای هستی.

00:21:55.620 --> 00:21:58.460
‫عــه، نه! وایستا! بلندم نکن!

00:21:58.460 --> 00:22:02.460
‫و ـ و پرتم نکـــــــــــــــــن!

00:22:11.180 --> 00:22:18.180
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.