﻿WEBVTT

00:00:00.640 --> 00:00:03.850
‫ارتش شیاطین به‌زودی حمله می‌کنه.

00:00:05.220 --> 00:00:08.970
‫یعنی، چیزی تا شروع جنگ نمونده؟

00:00:08.970 --> 00:00:10.250
‫درسته.

00:00:10.250 --> 00:00:15.660
‫تو قراره توی خط مقدم همراه من مجروحین رو درمان کنی.

00:00:16.430 --> 00:00:18.310
‫به عبارتی، قراره بخشی از پیش‌قراول باشیم.

00:00:18.740 --> 00:00:21.230
‫پـ ـ پیش‌قراول؟ من؟

00:00:21.500 --> 00:00:23.050
‫ولی، تونگ و بقیه چی؟

00:00:23.050 --> 00:00:25.670
‫شنیدم شفابخش‌های دیگه‌ای هم هستن.

00:00:25.670 --> 00:00:29.060
‫آره، دوتای دیگه هست، ولی نقشِ اون‌ها فرق داره.

00:00:29.060 --> 00:00:30.580
‫هر کسی را بهر کاری ساختند.

00:00:30.580 --> 00:00:34.780
‫و ـ ولی فکر نکنم من بتونم از پس کاری که شما می‌کنید بربیام...

00:00:34.780 --> 00:00:37.720
‫خب، هنوز یکم دیگه زمان داریم.

00:00:37.720 --> 00:00:40.110
‫تا اون‌موقع خودت رو برای بدترین‌ها آماده کن.

00:00:42.600 --> 00:00:46.410
‫واقعاً می‌تونم همچین کاری انجام بدم؟

00:00:46.430 --> 00:01:00.430
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:01.780 --> 00:01:06.450
طرز استفاده‌ اشتباه از جادوی شفابخش

00:02:17.270 --> 00:02:21.150
‫#4 اوساتو عضو تیم نجات!

00:02:22.230 --> 00:02:25.570
‫اقدامات لازم برای حمله به پادشاهی لینگر در چه مرحله‌ای‌ـه؟

00:02:25.860 --> 00:02:27.460
‫بدون مشکل داره پیش می‌ره.

00:02:28.240 --> 00:02:31.970
‫واحدهامون برای نبرد آماده شدن.

00:02:32.850 --> 00:02:35.860
‫به‌زودی نیروهامون رو اعزام می‌کنیم.

00:02:36.210 --> 00:02:39.680
‫که این‌طور. رهبریِ نیروها رو به تو می‌سپرم.

00:02:39.680 --> 00:02:43.570
‫باوجود دستاوردهای اخیرمون، اون‌ها
‫قبلاً تونستن از چنگ‌مون در برن.

00:02:43.570 --> 00:02:46.890
‫لازم نیست تا پای جون بجنگی،
‫ولی ازت انتظار دارم که نهایت سعی‌ات رو بکنی.

00:02:46.890 --> 00:02:49.630
‫از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کنم.

00:02:49.850 --> 00:02:52.650
‫همیشه خیلی جدی هستی، آمیلا.

00:02:52.650 --> 00:02:54.660
‫بگذریم. مرخصی.

00:02:54.660 --> 00:02:55.450
‫اطاعت.

00:03:01.110 --> 00:03:07.990
‫ای داد. فرمانده سوم ارتش دست‌وپای خودش رو
‫مقابل ارباب شیاطین گم کرده بود؟

00:03:07.990 --> 00:03:12.910
‫اگه برای دست انداختن دیگران وقت داری،
‫روی کار خودت تمرکز کن، پزشک شیطان.

00:03:12.910 --> 00:03:15.230
‫لطفاً دیگه بیخیال اون لقب عجیب شو!

00:03:15.230 --> 00:03:18.260
‫من رو به اسم خودم، هیریلوک صدا بزن.

00:03:20.170 --> 00:03:23.290
‫و محض اطلاع جناب‌عالی، کارم
‫خیلی هم عالی و بدون‌ هیچ مشکلی پیش می‌ره.

00:03:23.290 --> 00:03:26.690
‫همین تازگی‌ها نمونه‌ی اولیه جدیدترین هیولای شیطان‌ساز رو تموم کردم.

00:03:27.100 --> 00:03:28.460
‫می‌خوای بیای ببینی‌ش؟

00:03:30.380 --> 00:03:31.610
‫نظرت چیه؟

00:03:31.610 --> 00:03:35.020
‫شدیداً زهرآلود‌ه و بدنی بزرگ با دندون‌های نیش تیز داره.

00:03:35.020 --> 00:03:38.820
‫اسمشو گذاشتم هفتاد‌ودومین نمونه‌ی اولیه هیولای شیطان‌ساز، بالجیناک!

00:03:39.240 --> 00:03:42.380
‫برای هفتادویکمین نمونه‌ی اولیه هم همین اسم رو انتخاب کردی.

00:03:42.380 --> 00:03:46.970
‫بار آخر که به پادشاهی لینگر حمله کردیم گم‌وگور نشد؟

00:03:46.970 --> 00:03:51.980
‫بعد از صدمه دیدن به‌دست یه دشمن به‌نام شیگلیس فرار کرد.

00:03:52.390 --> 00:03:56.130
‫فدای سرم! هفتادودومی خیلی قوی‌تره!

00:03:56.130 --> 00:03:57.650
‫امیدوارم حق با تو باشه.

00:03:57.650 --> 00:04:02.260
‫آدم‌هایی دردسرآفرین‌تر از شیگلیس توی لینگر پیدا می‌شن.

00:04:03.610 --> 00:04:09.070
‫منظورت آدم‌رباهاست؟ شایعاتی درموردشون شنیدم.

00:04:09.280 --> 00:04:10.390
‫درسته.

00:04:10.390 --> 00:04:13.110
‫توی میدان جنگ حاضر می‌شن ولی جنگ نمی‌کنن.

00:04:13.110 --> 00:04:16.480
‫قبل از اینکه حتی روحت خبردار بشه،
‫افراد مجروح رو به پشت جبهه می‌برن.

00:04:16.740 --> 00:04:20.200
‫به عبارتی، تلفات خودشون رو به حدأقل می‌رسونن.

00:04:20.200 --> 00:04:23.480
‫و رئیس‌شون، شفابخشی‌ـه که مدام این‌ور و اون‌ور خط مقدم می‌دوئه،

00:04:23.980 --> 00:04:27.570
‫و افراد رو سرجاشون درمان می‌کنه.

00:04:27.570 --> 00:04:32.100
‫مبارز همه‌فن‌حریفی هم هست. و خیلی هم اعصاب‌خردکنه.

00:04:32.670 --> 00:04:35.500
‫اون زنیکه کینه‌ی عمیقی از اربابم به دل داره.

00:04:36.120 --> 00:04:37.800
‫قسم می‌خورم یه‌روزی...

00:04:38.490 --> 00:04:39.910
‫که این‌طور.

00:04:39.910 --> 00:04:45.260
‫ولی این‌دفعه تو فرمانده‌ای،‌ پس نمی‌تونی خودت وارد جنگ بشی.

00:04:45.260 --> 00:04:46.830
‫می‌دونم.

00:04:46.830 --> 00:04:49.160
‫قصد دارم اون شیطان رو بفرستم...

00:04:49.790 --> 00:04:53.500
‫ساحر نامیرای تاریکی، شوالیه سیاه.

00:04:59.950 --> 00:05:02.420
‫به‌خدا که رودست تخت نیست!

00:05:02.420 --> 00:05:05.650
‫دلم حتی برای شنیدن خروپف تونگ هم تنگ شده بود.

00:05:08.990 --> 00:05:11.250
‫هوی، بیداری؟

00:05:14.890 --> 00:05:16.270
‫وقت صبحونه‌ست.

00:05:16.270 --> 00:05:18.990
‫یه‌چندتا چیز برات از سالن غذاخوری آوردم.

00:05:18.990 --> 00:05:21.550
‫این احتمالاً یه‌نوع میوه باشه.

00:05:24.670 --> 00:05:26.440
‫جوری ملچ و مولوچ می‌کنی که دهنم آب میفته!

00:05:26.440 --> 00:05:27.580
‫پس، منم یکی بخورم.

00:05:29.670 --> 00:05:32.150
‫اوه، خوشمزه‌تر از چیزیه که نشون می‌ده!

00:05:35.230 --> 00:05:36.790
‫عجب شکمویی هستی.

00:05:39.930 --> 00:05:41.640
‫خائن دغل‌باز.

00:05:41.640 --> 00:05:45.530
‫هنوز یادم نرفته که قلب پاک و معصومم رو چطور بازی دادی.

00:05:46.860 --> 00:05:48.350
‫نـــــــازی...
‫نه، نه، نه!

00:05:49.540 --> 00:05:52.490
‫هرچقدرم نازنازی باشی، دیگه نمی‌تونی گولم بزنی!

00:05:58.470 --> 00:06:01.500
‫باشه، باشه! تو هم می‌تونی یکم بخوری!

00:06:06.000 --> 00:06:08.410
‫می‌دونم. تو هم نازی.

00:06:08.410 --> 00:06:10.410
‫بیا، بخور بلورین.

00:06:10.410 --> 00:06:12.420
‫بلو...رین؟

00:06:13.150 --> 00:06:14.420
‫اوه، رز-سان.

00:06:14.420 --> 00:06:16.590
‫این اسم رو براش گذاشتی؟

00:06:16.820 --> 00:06:18.250
‫بله.

00:06:18.250 --> 00:06:21.710
‫بلو به‌معنای آبی
‫«بلو» از آبی و «ری» از گریزلی رو ترکیب کردم و شد «بلورین».

00:06:21.710 --> 00:06:26.020
‫به‌نظر خودم که این انتخاب اسم ایول داره. مگه نه، بلورین؟

00:06:27.530 --> 00:06:33.060
‫ببخشید، بلورین-سان، قصد جسارت ندارم ولی اون چیزی
‫که سعی می‌کنید بخورید دست منه... یکمی درد داره...

00:06:33.060 --> 00:06:34.230
‫خب حالا، هرچی.

00:06:34.230 --> 00:06:37.480
‫گزارش خرس رو به اعلی‌حضرت دادم.

00:06:37.480 --> 00:06:40.530
‫اجازه داریم به‌عنوان دارایی تیم نجات نگه‌ش داریم.

00:06:40.530 --> 00:06:42.280
‫د ـ‌ دارایی؟

00:06:42.280 --> 00:06:43.580
‫همین‌طوره.

00:06:43.580 --> 00:06:48.870
‫می‌تونی بمونی، ولی خشک و خالی نمی‌شه.

00:06:54.960 --> 00:06:56.850
‫از بلورین چه انتظاری دارید؟

00:06:58.880 --> 00:07:00.010
‫عـــــــه؟

00:07:01.540 --> 00:07:03.580
‫چرا پشتم سوارش کردم؟

00:07:03.580 --> 00:07:05.970
‫باهم دوئیدن رو می‌تونستم درک کنم، ولی...

00:07:05.970 --> 00:07:08.910
‫این تمرین شبیه‌سازی‌ـه.

00:07:09.160 --> 00:07:13.690
‫اون خرس رو کسی درنظر بگیر که باید نجات پیدا کنه.

00:07:14.220 --> 00:07:16.550
‫کسی که باید نجات پیدا کنه؟

00:07:16.950 --> 00:07:18.770
‫به عبارتی، یه سرباز مجروح.

00:07:18.770 --> 00:07:20.470
‫خب دیگه، یالا بدو!

00:07:20.470 --> 00:07:21.390
‫ا ـ‌ اوه، چشم!
‫بلورین، بزن بریم!

00:07:23.370 --> 00:07:27.040
‫این صرفاً یعنی باید وزن بیشتری رو حمل کنم.

00:07:27.240 --> 00:07:30.540
‫اگه موقع دوئیدن بتونم مانام رو مدیریت کنم، مثل آب خوردن می‌شه.

00:07:30.540 --> 00:07:33.910
‫سرعت رو ببر بالا! سرباز مجروح دووم نمیاره!

00:07:35.160 --> 00:07:37.890
‫گناه من چیه این رفیق‌مون سنگینه! ای بابا...

00:07:42.790 --> 00:07:44.670
‫شماها دارید چه غلطی می‌کنید؟!

00:07:45.270 --> 00:07:47.390
‫رئیس بهت نگفت؟

00:07:47.390 --> 00:07:50.350
‫داریم میدان جنگ رو شبیه‌سازی می‌کنیم!

00:07:50.350 --> 00:07:51.690
‫به کمکتون نیاز ندارم!

00:07:51.690 --> 00:07:54.470
‫بقیه هم کمین کردن تا روی سرت خراب بشن!

00:07:54.470 --> 00:07:56.470
‫به‌نفعته حواستو جمع کنی!

00:07:56.470 --> 00:07:57.600
‫لعنتـــی!

00:07:57.610 --> 00:07:59.530


00:08:06.740 --> 00:08:08.280
‫بو گند می‌ده! این دیگه چه کوفتیه؟!

00:08:08.280 --> 00:08:10.420
‫این آب بوگندوی مخصوص منه!

00:08:10.420 --> 00:08:12.340
‫از این چیزهای عجیب‌وغریب درست نکن!

00:08:23.650 --> 00:08:24.880
‫فقط تو رو کم داشتم!

00:08:30.520 --> 00:08:34.050
‫عجیبه... چه اتفاقی داره میفته؟

00:08:41.620 --> 00:08:43.050
‫ممنون.

00:08:44.020 --> 00:08:47.210
‫خیال می‌کردم دست کم نصف روز رو دووم میارم...

00:08:47.210 --> 00:08:50.040
‫این حدأکثر تحملت توی میدان جنگه.

00:08:50.040 --> 00:08:50.960
‫هــــا؟

00:08:51.210 --> 00:08:58.540
‫نگرانی، ترس و بی‌تابی انسان‌ها رو از پا درمیاره.

00:08:58.540 --> 00:09:01.960
‫برای همین زودتر از حد معمول انرژیت تموم شد.

00:09:01.960 --> 00:09:03.580
‫پس، چیکار باید بکنم-

00:09:03.580 --> 00:09:04.890
‫بهش عادت کن.

00:09:04.890 --> 00:09:08.790
‫به ثبات روانی و اراده‌ای دست پیدا کن که
.‫در مواجهه با ترس تزلزل نشون نمی‌ده

00:09:10.190 --> 00:09:11.960
‫خیلی ممنونم.

00:09:11.960 --> 00:09:14.290
‫مانات رو که دوباره به‌دست‌ آوردی،

00:09:14.290 --> 00:09:17.110
‫بعدازظهر رو صرف دویدن دور شهر قلعه کن.

00:09:17.110 --> 00:09:19.650
‫هــــه؟ با بلورین پشتم؟

00:09:20.610 --> 00:09:21.820
‫معلومه.

00:09:22.400 --> 00:09:23.990
‫چــــــــی؟

00:09:25.910 --> 00:09:27.770
‫هوی، اونجا رو.

00:09:27.770 --> 00:09:29.460
‫گریزلی آبی؟!

00:09:29.460 --> 00:09:31.030
‫هوی، هوی! اوضاع کیشمیشی‌ـه!

00:09:31.380 --> 00:09:33.360
‫بفرما، تحویل بگیر.

00:09:33.360 --> 00:09:36.150
‫بلورین شاید اهلی شده باشه، ولی همچنان یه هیولا محسوب می‌شه.

00:09:36.150 --> 00:09:38.290
‫مسلماً آشوب به پا می‌کنه.

00:09:38.290 --> 00:09:40.710
‫عه‌وا، خوب که نگاه کردم...

00:09:40.710 --> 00:09:43.120
‫آه، یکی از اون‌هاست.

00:09:43.120 --> 00:09:45.000
‫پسر، بیخودی ترس برم داشته بود.

00:09:45.000 --> 00:09:46.130
‫جــــــــان؟

00:09:53.720 --> 00:09:55.450
‫آه، چیه، بلورین؟

00:09:57.830 --> 00:09:59.280
‫خوش اومدید.

00:09:59.280 --> 00:10:01.680
‫میوه تازه میل دارید؟

00:10:01.680 --> 00:10:05.560
‫شرمنده. پول همراهم ندارم، برای همین نمی‌تونم چیزی بخرم.

00:10:05.560 --> 00:10:07.710
‫اسم این میوه‌ها چیه؟

00:10:07.710 --> 00:10:13.280
‫آه، این‌ها پِفل ان. از میوه‌های بومی این پادشاهی‌ان.

00:10:14.940 --> 00:10:17.890
‫ببخشید، می‌تونم یه سؤال دیگه هم بپرسم؟

00:10:19.390 --> 00:10:23.120
‫من یه هیولا پشتم سوار کردم. چرا عین خیال هیچکس نیست؟

00:10:23.120 --> 00:10:25.980
‫خب چون یکی از اعضای تیم نجاتی.

00:10:25.980 --> 00:10:28.200
‫از روی لباست متوجه می‌شیم.

00:10:28.840 --> 00:10:30.670
‫خب، حق با شماست...

00:10:30.670 --> 00:10:35.610
‫ما همیشه مردهایی با قیافه‌های ترسناک
‫از تیم نجات رو می‌بینیم که دور شهر می‌دوئن.

00:10:35.610 --> 00:10:38.220
‫الان دیگه کمتر چیزی پیدا می‌شه که ما رو بترسونه.

00:10:40.330 --> 00:10:44.610
‫دقیقاً، اگه بتونی به قیافه‌های ترسناک‌شون
‫عادت کنی، دیگه چی می‌خواد تو رو بترسونه؟

00:10:45.940 --> 00:10:49.920
‫خیلی ممنونم. دفعه بعد کمی میوه می‌خرم!

00:10:49.920 --> 00:10:53.050
‫حالا که باهم آشنا شدیم، این یه‌دونه رو مهمون من.

00:10:53.050 --> 00:10:55.110
‫عــــه؟ مطمئنید؟

00:10:55.920 --> 00:10:57.460
‫خوش‌به‌حالمون، بلورین!

00:10:57.460 --> 00:11:00.830
‫آه، آبرومونو بردی، بی‌ادب!

00:11:01.740 --> 00:11:04.970
‫خیلی ممنونم. پس، تا بعد!

00:11:06.730 --> 00:11:09.260
‫اون پسر از تیم نجات بود؟

00:11:09.800 --> 00:11:14.120
‫به‌نظر که این‌طور می‌اومد. چطور مگه، آماکو؟

00:11:14.610 --> 00:11:16.390
‫نه، هیچی.

00:11:22.750 --> 00:11:26.890
‫حالا که به محوطه‌ی قصر نزدیکیم،
‫بد نیست یه سر به کازوکی و سنپای بزنیم.

00:11:27.420 --> 00:11:29.070
‫نظرت چیه، بلورین؟

00:11:30.270 --> 00:11:32.890
‫آره، حق با توـه. بزن بریم.

00:11:37.100 --> 00:11:40.570
‫راستی، بهم اجازه می‌دن بلورین رو با خودم داخل قصر ببرم؟
‫آ ـ آهای! ببخشید...

00:11:40.570 --> 00:11:43.960
‫چون‌که اونجا محل زندگی پادشاهه، شاید قبول نکنن...
‫یه‌لحظه صبر کن! هـ ـ هوی!

00:11:43.960 --> 00:11:46.290
‫نه، کافیه ببینن چقدر ناز و گوگولی هستی.

00:11:46.290 --> 00:11:48.550
‫هی تو... از تیم نجات...
‫شاید بتونم یه عروسک خرسی بزرگ جا بزنمت. یا شایدم نه...

00:11:51.290 --> 00:11:54.070
‫هـ ـ هوی، شما خوبید؟

00:11:57.390 --> 00:11:58.820
‫حالتون چطوره؟

00:11:59.270 --> 00:12:02.450
‫الان خیلی بهترم. شرمنده زحمت انداختمت.

00:12:02.450 --> 00:12:06.560
‫قابلی نداشت. راستی، شما با من کاری داشتید؟

00:12:06.560 --> 00:12:10.010
‫بله. می‌خواستم به کوهای جدیدم سلام عرض کنم.

00:12:10.410 --> 00:12:12.990
‫به‌ندرت صدامو در اون حد بلند می‌کنم.

00:12:12.990 --> 00:12:14.580
‫کوهای؟

00:12:14.580 --> 00:12:17.300
‫اوه، فرمانده بهت نگفته؟

00:12:17.730 --> 00:12:19.680
‫من اورگا فلورم.

00:12:19.680 --> 00:12:24.460
‫من یکی از شفابخش‌های تیم نجاتم. از آشناییت خوش‌وقتم.

00:12:22.290 --> 00:12:26.210
طرز استفاده اشتباه از جادوی شفابخش

00:12:26.930 --> 00:12:30.990
‫هــــــه... می‌دونستم یه عضو جدید بهمون اضافه شده،

00:12:30.990 --> 00:12:34.140
‫ولی فکرشم نمی‌کردم که با قهرمان‌ها احضار شده باشی.

00:12:34.420 --> 00:12:36.660
‫خب، همین‌طوره.

00:12:36.660 --> 00:12:40.800
‫ولی از بس هر روز تمرین کردم که خودم هم تقریباً یادم رفته بود.

00:12:42.580 --> 00:12:46.950
‫اوساتو-کون، واقعاً عالیه که می‌تونی
‫پا به پای تمرینات فرمانده پیش بری.

00:12:46.950 --> 00:12:49.770
‫برای من و خواهرم که محال بود.

00:12:49.770 --> 00:12:51.330
‫خواهرتون؟

00:12:51.330 --> 00:12:53.940
‫آه، ایشون شفابخش دیگه‌ان؟

00:12:54.250 --> 00:12:57.410
‫آره، اون پنج‌سال ازم کوچیکتره.

00:12:58.170 --> 00:13:01.920
‫ما توی شهر یه درمانگاه داریم.

00:13:01.920 --> 00:13:05.510
‫از جادوی شفابخش‌مون برای درمان اهالی شهر استفاده می‌کنیم.

00:13:06.300 --> 00:13:07.410
‫اِه...

00:13:07.410 --> 00:13:10.200
‫هان؟ ولی شما که چند لحظه پیش از حال رفتید...

00:13:11.490 --> 00:13:15.790
‫حقیقتش، من زیاد توی درمان کردن خودم مهارت ندارم.

00:13:15.790 --> 00:13:18.590
‫درمان کردن بقیه برام خیلی راحت‌تره.

00:13:18.590 --> 00:13:22.310
‫گمونم انواع و اقسام شفابخش‌ها پیدا می‌شه، نه؟

00:13:22.310 --> 00:13:23.060
‫اوهوم.

00:13:23.060 --> 00:13:26.580
‫ولی همچنان بخشی از تیم نجاتیم.

00:13:26.580 --> 00:13:30.810
‫تحت امر فرمانده‌ایم و مواقع اضطراری به مجروحین رسیدگی می‌کنیم.

00:13:31.250 --> 00:13:32.530
‫مواقع اضطراری...

00:13:32.800 --> 00:13:38.160
‫تو قراره توی خط مقدم همراه من مجروحین رو درمان کنی.

00:13:38.940 --> 00:13:40.900
‫به عبارتی، قراره بخشی از پیش‌قراول باشیم.

00:13:42.500 --> 00:13:47.090
‫چیزه، شما توی میدان جنگ چیکار می‌کنید، اورگا-سان؟

00:13:48.340 --> 00:13:53.920
‫خب، تونگ و بقیه بچه‌ها سربازهای مجروح رو میارن پشت جبهه،

00:13:53.920 --> 00:13:57.080
‫و من و خواهرم اونجا درمان‌شون می‌کنیم.

00:13:57.350 --> 00:13:59.550
‫به عبارت دیگه، ما اعضای کمکی هستیم.

00:13:59.940 --> 00:14:04.450
‫راستش رز-سان ازم خواست
‫به‌عنوان بخشی از پیش‌قراول بهش ملحق شم.

00:14:04.450 --> 00:14:06.360
‫عــــه؟ جدی می‌گی؟‌

00:14:06.360 --> 00:14:07.400
‫بله.

00:14:07.400 --> 00:14:10.920
‫ولی واقعاً می‌تونم از پسش بربیام؟

00:14:13.800 --> 00:14:19.980
‫همیشه توی جنگ، بدترین خطرات،
‫شوالیه‌ها و قهرمان‌هایی رو تهدید می‌کنه که توی خط مقدم می‌جنگن.

00:14:22.830 --> 00:14:28.190
‫وقتی صدمه می‌بینن و به حال خودشون رها می‌شن، معمولاً تنها کاری
‫که از دستشون برمیاد اینه که منتظر فرا رسیدن مرگ‌شون بمونن.

00:14:28.190 --> 00:14:35.000
‫اما اگه شفابخش‌هایی باشن که توی میدان جنگ
‫این‌ور و اون‌ور می‌دوئن، ممکنه که نجات پیدا کنن.

00:14:35.590 --> 00:14:39.430
‫پرواضحه که کار طاقت‌فرسا و خطرناکی‌ـه...

00:14:40.280 --> 00:14:45.880
‫اما فرمانده کسی رو که بهش اعتماد کامل نداشت، انتخاب نمی‌کرد.

00:14:48.640 --> 00:14:53.790
‫خب دیگه، باید برگردم درمانگاه وگرنه خواهرم بازخواستم می‌کنه.

00:14:53.790 --> 00:14:55.050
‫آه، بله.

00:14:55.050 --> 00:14:56.920
‫منم به تمرینم ادامه می‌دم.

00:14:57.710 --> 00:15:00.500
‫خوشحالم که تونستیم باهم صحبت کنیم، اوساتو-کون.

00:15:00.890 --> 00:15:02.940
‫قبل از رفتن، می‌تونم ازت یه‌چیزی بخوام؟

00:15:02.940 --> 00:15:04.500
‫بفرمائید.

00:15:04.760 --> 00:15:08.060
‫لطفاً زیاد از رز-سان متنفر نباش.

00:15:08.060 --> 00:15:10.910
‫به‌هیچ‌وجه نمی‌تونم بگم که فرد مهربونی‌ـه...

00:15:11.170 --> 00:15:14.270
‫ولی... صرفاً به معاشرت با دیگران ناوارده. همین.

00:15:14.270 --> 00:15:15.600
‫نگران نباشید.

00:15:15.930 --> 00:15:17.990
‫من هیچوقت ازش متنفر نشدم.

00:15:17.990 --> 00:15:21.060
‫حتی اگه یکی دوتا گله ازش داشته باشم.

00:15:21.060 --> 00:15:22.090
‫خب، به امید دیدار!
‫آره. تا بعد.

00:15:27.160 --> 00:15:30.250
‫پس بالأخره یه‌نفر پیدا کردی، رز-سان.

00:15:30.250 --> 00:15:32.740
‫آه، اونی-چان، اونجایی!

00:15:32.740 --> 00:15:35.890
‫واقعاً که، سرخود گذاشتی رفتی؟ از جونت سیر شدی؟!

00:15:35.890 --> 00:15:39.310
‫عـــــــه؟ دیگه اونقدرام ضعیف نیستم.

00:15:39.570 --> 00:15:41.490
‫می‌شه انقدر شکاک به‌نظر نرسی؟

00:15:41.750 --> 00:15:44.940
‫این حرف‌ها رو ول کن، با یه پسر جالب آشنا شدم.

00:15:44.940 --> 00:15:47.150
‫راستی؟ جالب از چه نظر؟

00:15:47.150 --> 00:15:49.960
‫به‌زودی خودت می‌بینی، اورورو.

00:15:50.340 --> 00:15:52.890
‫مطمئنم خیلی ازش خوشت میاد.

00:15:54.180 --> 00:15:57.190
‫ببخشید، می‌خواستم وارد قصر شم...

00:15:57.190 --> 00:16:00.000
‫می‌شه این رفیقم هم همراهم بیاد؟

00:16:00.000 --> 00:16:02.680
‫شما جناب اوساتو از تیم نجات هستید، درسته؟

00:16:02.680 --> 00:16:05.440
‫می‌تونید همراه گریزلی آبی وارد شید.

00:16:05.440 --> 00:16:09.430
‫عــــه؟ هیولاها اجازه‌ی ورود به قصر دارن؟ ناموساً؟

00:16:09.430 --> 00:16:14.340
‫بله، رز-سان ضمانتش رو کردن. لطفاً بفرمایید.

00:16:14.340 --> 00:16:16.220
‫خیلی ممنونم.

00:16:17.170 --> 00:16:20.030
‫جداً خیلی‌ها به رز اعتماد دارن...

00:16:20.030 --> 00:16:21.580
‫بیشتر فشار بیارید!

00:16:21.580 --> 00:16:22.860
‫بله!

00:16:23.050 --> 00:16:25.330
‫آهای تو! گاردت رو کاملاً باز گذاشتی!

00:16:35.750 --> 00:16:39.450
‫اوساتو-کون اومده! هــــوی!

00:16:41.170 --> 00:16:44.580
‫هوم؟ اون موجود آبی نرمالو دیگه چیه؟

00:16:45.150 --> 00:16:47.050
‫آه، این کوچولو رو می‌گی؟

00:16:47.310 --> 00:16:49.770
‫اون یه توله گریزلی آبی‌ـه.

00:16:49.770 --> 00:16:55.880
‫راستش، توی یه جنگل مملوء از هیولا تمرین بقاء کردم، و...

00:16:55.880 --> 00:16:59.040
‫گوشت با منه، اینوکامی سنپای؟

00:16:59.370 --> 00:17:01.750
‫او ـ اوساتو-کون...

00:17:03.290 --> 00:17:06.750
‫اشکالی نداره بهش دست بزنم؟!

00:17:06.750 --> 00:17:10.530
‫بله، مشکلی نیست. کاملاً رام شده.

00:17:10.530 --> 00:17:13.150
‫اگرم دستتو گاز بگیره، درمانت می‌کنم.

00:17:13.150 --> 00:17:15.650
‫حرف‌های ترسناکی می‌زنی.

00:17:15.650 --> 00:17:19.790
‫خب، من از قرار معلوم قهرمان زنم، پس حیوون‌ها باید ازم خوش‌شون-

00:17:23.680 --> 00:17:26.830
‫آ ـ آه، چیزه، فقط یکم خجالتی‌ـه!

00:17:26.830 --> 00:17:28.170
‫نذار ناامیدت کنه!

00:17:28.560 --> 00:17:30.030
‫ناامید نشدم!

00:17:30.030 --> 00:17:33.030
‫صرفاً دارم از لمس کف پنجه‌هاش لذت می‌برم!

00:17:33.030 --> 00:17:34.910
‫و ـ واقعاً؟

00:17:34.910 --> 00:17:37.510
‫آه، چطوره اسمش رو صدا بزنی؟

00:17:37.510 --> 00:17:40.770
‫مطمئنم این‌کار جواب می‌ده! اسمش بلورین‌ ـه.

00:17:40.770 --> 00:17:44.540
‫وای، چه اسم خوش‌آوایی!

00:17:44.540 --> 00:17:46.930
‫بیا باهم دوست بشیم، بلورین-

00:17:49.130 --> 00:17:53.930
‫شاید هم روحت فاسده، سنپای.

00:17:53.930 --> 00:17:57.500
‫هوی، بلورین. بسه دیگه.

00:17:59.610 --> 00:18:03.360
‫این یعنی روح تو هم فاسده اوساتو-کون؟

00:18:03.360 --> 00:18:05.010
‫مثل اینکه،‌ آره.

00:18:05.880 --> 00:18:10.520
‫حس می‌کنم سال‌هاست که ندیدمت، اوساتو-کون.

00:18:10.520 --> 00:18:12.000
‫مگه نه؟

00:18:13.430 --> 00:18:14.600
‫سنپای، دستت...

00:18:15.050 --> 00:18:17.640
‫آه، اونقدرام بد نیست.

00:18:17.640 --> 00:18:20.510
‫فقط توی تمرینات شمشیرزنی زیاده‌روی کردم.

00:18:20.510 --> 00:18:23.140
‫باید درست‌وحسابی به زخم‌هاتون رسیدگی کنید.

00:18:26.960 --> 00:18:29.790
‫بفرما. شد مثل روز اول.

00:18:30.910 --> 00:18:32.130
‫معرکه‌ست.

00:18:32.360 --> 00:18:34.560
‫این اصلاً کاری نداشت.

00:18:34.560 --> 00:18:35.610
‫اوساتو-کون...

00:18:36.080 --> 00:18:39.760
‫امروز به دیدن من اومدی؟

00:18:39.760 --> 00:18:42.390
‫بله. به دیدن تو و کازوکی.

00:18:42.900 --> 00:18:46.440
‫تنها ایرادت، این صداقت ضایعته.

00:18:46.440 --> 00:18:47.310
‫هــــــه؟

00:18:47.310 --> 00:18:51.150
‫هیچی، بیخیال. کازوکی-کون امروز اینجا نیست.

00:18:51.150 --> 00:18:53.930
‫مطمئنم تا الان از پادشاهی خارج شده.

00:18:54.220 --> 00:18:54.910
‫هــــــه؟

00:18:54.910 --> 00:19:00.150
‫رفته تا از جنگیدن با هیولاها همراه شیگلیس و بقیه تجربه کسب کنه.

00:19:00.430 --> 00:19:05.830
‫شیگلیس-سان، درسته که می‌گن ارتشِ
‫ارباب شیاطین بزودی حمله‌ش رو شروع می‌کنه؟

00:19:05.830 --> 00:19:06.620
‫بله.

00:19:07.070 --> 00:19:11.950
‫مطمئنم این‌دفعه نیروهای قدرتمندتری همراه‌شون میارن.

00:19:13.990 --> 00:19:17.910
‫ولی، ما هم شما و سوزونه-ساما رو داریم.

00:19:17.910 --> 00:19:21.590
‫الان که دیگه دو قهرمان رو در جبهه‌مون داریم، روحیه‌ی افراد بالاست.

00:19:21.590 --> 00:19:23.350
‫پیروزی از آن ماست.

00:19:26.110 --> 00:19:30.150
‫حق با شماست. من تمام تلاشم رو می‌کنم.

00:19:30.150 --> 00:19:31.420
‫گرگ‌های هانگ!

00:19:36.060 --> 00:19:37.330
‫کازوکی-سان!

00:19:37.730 --> 00:19:38.590
‫بله!

00:19:41.130 --> 00:19:43.190
‫امیدوارم کازوکی حالش خوب باشه.

00:19:43.480 --> 00:19:45.700
‫خب، چند روز بیشتر نیست.

00:19:45.700 --> 00:19:50.270
‫کازوکی-کون که برگرده، نوبت من می‌شه که تجربه کسب کنم.

00:19:50.270 --> 00:19:51.440
‫لحظه‌شماری می‌کنم.

00:19:51.780 --> 00:19:57.120
‫آره، مطمئنم حسابی بهت خوش می‌گذره.
‫از الان می‌تونم پیش‌بینی کنم.

00:19:57.120 --> 00:20:00.270
‫کاش نگران منم می‌شدی!

00:20:00.270 --> 00:20:02.470
‫البته که نگرانتم.

00:20:02.470 --> 00:20:04.300
‫زیادی متظاهرانه بود!

00:20:10.120 --> 00:20:11.430
‫خب، سنپای...
‫من دیگه رفتم.

00:20:12.830 --> 00:20:15.100
‫هوم. توی تمریناتت موفق باشی.

00:20:15.100 --> 00:20:16.760
‫تو هم همینطور. تا بعد.

00:20:19.530 --> 00:20:24.440
‫اوساتو-کون، توجه کردی که این اواخر چقدر باهام صمیمی شدی؟

00:20:26.110 --> 00:20:29.280
‫ولی اشکالی نداره. چندان احساس بدی نیست.

00:20:29.860 --> 00:20:32.010
‫کازوکی برای تمرین از پادشاهی بیرون رفته...

00:20:32.010 --> 00:20:34.520
‫سنپای هم داره با جون‌ودل تلاش می‌کنه.

00:20:35.000 --> 00:20:37.960
‫فقط به‌خاطر اینکه تا فرا رسیدن روزی که
‫به جنگ اعزام می‌شن چیزی نمونده.

00:20:38.670 --> 00:20:42.110
‫از اونجایی که به جنگ می‌رن، می‌خوام کمکشون کنم.

00:20:42.630 --> 00:20:45.680
‫نمی‌خوام وقتی اون‌ها با جون‌شون بازی
‫می‌کنن، من از ترس جونم مثل موش قایم شم.

00:20:46.560 --> 00:20:50.800
‫توی دنیای خودمون، تنها کاری که ازم برمی‌اومد،
‫تحسین افرادی بود که کارهایی خارج از توان من انجام می‌دادن.

00:20:51.700 --> 00:20:54.610
‫ولی، من دیگه اون آدم سابق نیستم.

00:21:04.470 --> 00:21:06.230
‫شب بخیر، بلورین.

00:21:17.570 --> 00:21:18.870
‫اوساتو-کون.

00:21:19.440 --> 00:21:22.760
‫تمرین چطور پیش رفت؟ بهش عادت کردی؟

00:21:22.760 --> 00:21:24.380
‫خب...

00:21:24.380 --> 00:21:25.560
.‫گمونم، یه‌ذره آره

00:21:25.560 --> 00:21:27.560
‫ولی می‌خوام یکم بیشتر تمرین کنم.

00:21:27.560 --> 00:21:30.220
‫که اینطور. پس ادامه بده.

00:21:30.220 --> 00:21:31.140
‫چشم.

00:21:33.860 --> 00:21:35.380
‫ببخشید، رز-سان.

00:21:36.800 --> 00:21:39.000
‫درمورد حرفی که دیروز زدید...

00:21:39.470 --> 00:21:41.400
‫گفتید خودم رو برای بدترین‌ها آماده کنم.

00:21:44.160 --> 00:21:49.610
‫من به‌زور از دست اون مار هیولا جون سالم به‌ در بردم،

00:21:49.610 --> 00:21:54.840
‫راستش برای همین وقتی از ارتش ارباب شیاطین حرف زدید، ترسیده بودم.

00:21:55.460 --> 00:22:00.360
‫اگه مجبور نبودم، نمی‌خواستم به میدان جنگ قدم بذارم.

00:22:00.970 --> 00:22:04.780
‫ولی امروز، احساسی حتی قوی‌تر از اون ترس پیدا کردم.

00:22:06.700 --> 00:22:08.550
‫من نمی‌تونم بجنگم.

00:22:08.990 --> 00:22:09.760
‫می‌دونم.

00:22:10.390 --> 00:22:12.050
‫نمی‌تونم کسی رو بکشم.

00:22:12.310 --> 00:22:13.200
‫می‌دونم.

00:22:13.720 --> 00:22:20.120
‫ولی کازوکی و اینوکامی سنپای و هرکسی رو که
‫فقط من بتونم بهش کمک کنم نجات می‌دم.

00:22:21.850 --> 00:22:24.980
‫چون من عضوی از تیم نجاتم.

00:22:31.400 --> 00:22:32.740
‫همین رو می‌خوام.

00:22:34.820 --> 00:22:37.360
‫ما میریم اونجا تا افراد رو نجات بدیم.

00:22:37.820 --> 00:22:41.750
‫از آسمونی شدن تلفات احتمالی جلوگیری کن و به زندگی برشون گردون.

00:22:41.750 --> 00:22:45.200
‫سربازهای مجروحی رو که دشمن می‌خواد
‫کارشونو یکسره کنه، از چنگشون دربیار.

00:22:45.670 --> 00:22:47.830
‫به قیمت جونت، کسایی رو که در یک قدمی مرگن زنده نگه‌دار.

00:22:48.120 --> 00:22:50.500
‫این کار ماست.

00:22:50.500 --> 00:22:52.420
‫این آرمان‌ها رو مدام با خودت تکرار کن.

00:22:52.650 --> 00:22:55.750
‫تیم نجات باید همین‌طور باشه.

00:22:55.770 --> 00:22:59.770
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:00.740 --> 00:23:02.220
‫بله، فرمانده!

00:23:02.830 --> 00:23:08.750
‫اون لحظه برای اولین‌بار از ته دل
‫حس کردم که عضوی از تیم نجاتم.

00:23:13.070 --> 00:23:20.070
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:23:28.540 --> 00:23:29.640
‫بیدار شو.

00:23:29.640 --> 00:23:32.370
‫لوید-ساما دیروز پیامی فرستاده.

00:23:32.370 --> 00:23:34.250
‫می‌خواد عازمت کنه.

00:23:34.250 --> 00:23:37.890
‫هـــــه؟ این رو چرا دیروز بهم نگفتید؟

00:23:37.890 --> 00:23:42.240
‫می‌خواد قهرمان سوزونه رو در تمرینات خارج از قلعه‌ش همراهی کنی.

00:23:42.240 --> 00:23:43.860
‫اینوکامی سنپای رو؟

00:23:45.120 --> 00:23:46.170
‫خیلی‌خب.