﻿WEBVTT

00:00:00.680 --> 00:00:03.610
‫اوه، اوساتو. سوزونه.

00:00:04.000 --> 00:00:05.730
‫خداروشکر که سالمید.

00:00:05.730 --> 00:00:08.130
‫ببخشید که نگران‌تون کردیم.

00:00:08.130 --> 00:00:10.440
‫نه،‌ منم که باید عذرخواهی کنم.

00:00:10.440 --> 00:00:12.570
‫شما رو توی موقعیت دشواری قرار دادیم.

00:00:12.570 --> 00:00:15.300
‫متأسفم که پای تو رو هم کشیدم وسط، اوساتو.

00:00:15.300 --> 00:00:19.950
‫عـــــه؟ من هیچ مشکلی ندارم. به این چیزها عادت دارم.

00:00:20.350 --> 00:00:21.350
‫عادت دارم؟

00:00:22.340 --> 00:00:24.040
‫امان از این دهن لق!

00:00:26.130 --> 00:00:31.250
‫نه، منظور... من توی دنیای قبلیم هم زیاد توی جنگل‌ها می‌گشتم.

00:00:31.250 --> 00:00:33.470
‫اوه، که این‌طور.

00:00:33.470 --> 00:00:38.780
‫تا یادم نرفته، اوساتو، تمرین کردن با تیم نجات چطوری پیش می‌ره؟

00:00:39.660 --> 00:00:42.240
‫جواب دادن این سؤال واقعاً سخته!

00:00:44.300 --> 00:00:47.950
‫تـ ـ تنها چیزی که می‌تونم بگم، اینه که اوضاع کاملاً بر وفق مراد می‌گذره.

00:00:50.110 --> 00:00:53.640
‫که این‌‌طور. بر وفق مراد می‌گذره؟ خداروشکر.

00:00:53.640 --> 00:00:54.700
‫بـ‌ ـ بله.

00:00:57.840 --> 00:01:00.830
‫اون نگاهِ «درست طبق برنامه» دیگه چی می‌گه؟!

00:01:00.830 --> 00:01:05.080
‫رز تمام این مدت داشته روی ذهنم هم کار می‌کرده؟

00:01:05.080 --> 00:01:06.810
‫کفریم می‌کنه!

00:01:06.810 --> 00:01:10.710
‫تمرین میدانی سوزونه به آینده موکول می‌شه.

00:01:10.940 --> 00:01:13.300
‫لطفاً امروز رو خوب استراحت کنید.

00:01:13.300 --> 00:01:15.400
‫اطاعت. ازتون خیلی ممنونم.

00:01:16.040 --> 00:01:17.820
‫هردوتون مرخصید.

00:01:17.820 --> 00:01:20.470
‫رز و شیگلیس، شما لطفاً جایی نرید.

00:01:20.470 --> 00:01:21.690
- ‫متوجه شدم.
- ‫بله.

00:01:38.750 --> 00:01:43.420
طرز استفاده‌ اشتباه از جادوی شفابخش

00:01:43.440 --> 00:01:50.440
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:56.580 --> 00:02:59.460
‫#6   خطر قریب‌الوقوع...!

00:02:59.460 --> 00:03:01.370
‫اوساتو-کون، چیزی فکرتو درگیر کرده؟

00:03:01.370 --> 00:03:02.800
‫آ ـ آه، نه.

00:03:02.800 --> 00:03:06.800
‫برام سؤاله که چرا از فرمانده و شیگلیس-سان خواستن همون‌جا بمونن.

00:03:06.800 --> 00:03:10.630
‫قیافه‌ی اون وزیره به‌نظر خیلی جدی می‌اومد.

00:03:10.630 --> 00:03:13.590
‫منظورت سرجیو-سان ـه؟ آره، حق با توـه.

00:03:13.590 --> 00:03:16.170
‫نکنه قراره اخراج شیم؟

00:03:16.910 --> 00:03:19.210
‫فکر نکنم مسئله این باشه.

00:03:19.210 --> 00:03:20.930
‫اوساتو! سنپای!

00:03:21.390 --> 00:03:23.730
‫لطفاً صبر کنید، کازوکی-ساما!

00:03:25.390 --> 00:03:28.910
‫آه، کازوکی. کم پیدایی. شما هم همین‌طور، سلیا-ساما.

00:03:28.910 --> 00:03:31.100
‫چه کم پیدایی مرد حسابی!

00:03:31.100 --> 00:03:33.510
‫شنیدم هردوتون بعد از هجوم آوردن یه‌مشت هیولا گم شدید.

00:03:33.510 --> 00:03:35.410
‫از نگرانی صد دفعه مردم و زنده شدم!

00:03:35.740 --> 00:03:37.250
‫خـ‌ ـ خدایی؟

00:03:37.250 --> 00:03:38.330
‫ببخشید.

00:03:38.330 --> 00:03:41.870
‫کازوکی-ساما کم مونده بود با عصبانیت قلعه رو ترک کنن.

00:03:41.870 --> 00:03:44.250
‫گفتن می‌خوان دنبال شما دو نفر بگردن.

00:03:45.320 --> 00:03:48.190
‫چقدر بی‌فکری، کازوکی-کون.

00:03:48.190 --> 00:03:51.160
‫این حرف رو تو می‌زنی، سنپای؟

00:03:51.160 --> 00:03:52.780
‫که گذاشتی یه میمون گازت بگیره؟

00:03:52.780 --> 00:03:55.420
‫او ـ اوساتو-کون، بی‌انصاف نباش.

00:03:55.420 --> 00:03:57.860
‫اوساتو، کدوم میمون رو می‌گی؟

00:03:57.860 --> 00:03:59.570
‫راستش، اینوکا-

00:03:59.570 --> 00:04:01.780
‫چـ ـ چیزی نیست! هیچی!

00:04:01.780 --> 00:04:03.950
‫مگه نه، اوساتو-کون؟

00:04:06.150 --> 00:04:08.830
‫عـــه؟ فرمانده‌م همچین حرفی زده؟

00:04:08.830 --> 00:04:14.350
‫آره، گفت شما دوتا چیزیتون نمی‌شه،‌ و تو به این راحتی‌ها نمی‌میری.

00:04:14.350 --> 00:04:16.670
‫این حرفش باعث شد آروم بگیرم.

00:04:16.670 --> 00:04:20.600
‫گمونم، این حرف رو فقط برای این گفته که جنگل دربرابرِ...

00:04:20.600 --> 00:04:22.840
‫تمرینات جهنمی دفعه‌ی قبلم بچه‌بازی بوده.

00:04:23.120 --> 00:04:26.470
‫رز-سان به تو باور قلبی داشت، اوساتو.

00:04:26.470 --> 00:04:28.770
‫واقعاً متأثر شدم.

00:04:29.060 --> 00:04:31.850
‫اون گفت و تو هم باور کردی...

00:04:31.850 --> 00:04:35.180
‫کازوکی، تو عجب مرد معصوم و ساده‌دلی هستی!

00:04:36.130 --> 00:04:39.310
‫تو همین‌طور معصوم بمون، کازوکی.

00:04:39.310 --> 00:04:41.930
‫فاسد شدن روح من و سنپای برای هفت‌ پشتمون بسه.

00:04:41.930 --> 00:04:43.750
‫هـــه؟ بـ ـ باشه...

00:04:44.100 --> 00:04:46.610
‫منظورتو نفهمیدم، ولی هرچی تو بگی.

00:04:46.840 --> 00:04:51.530
‫می‌خواد بگه از نظرش منم فاسدم؟!

00:04:51.530 --> 00:04:53.830
‫هی، منظورت از این حرف چیه؟!

00:04:53.830 --> 00:04:55.640
‫آه، هیچی فقط خواستم لفظ بیام...

00:04:56.800 --> 00:05:01.210
‫تا بعد، اوساتو. سنپای،‌ فردا توی تمرین می‌بینمت.

00:05:01.210 --> 00:05:03.160
‫لطفاً خوب استراحت کنید.

00:05:03.160 --> 00:05:06.150
‫حتماً. فعلاً، کازوکی-کون، سلیا.

00:05:06.150 --> 00:05:07.030
‫تا بعد!

00:05:08.810 --> 00:05:11.310
‫چه رابطه‌ی صمیمانه و دوست‌داشتنی‌ای.

00:05:11.310 --> 00:05:16.070
‫سنپای و اوساتو؟ آره، گمونم صمیمی‌تر از قبل هم شدن.

00:05:16.070 --> 00:05:18.770
‫نه. منظورم رابطه‌ی شما با اون‌ها بود.

00:05:18.770 --> 00:05:19.340
‫هــــه؟

00:05:20.260 --> 00:05:23.930
‫شما پیش اون‌ها به‌نظر خیلی خوشحال میاید، کازوکی-ساما.

00:05:23.930 --> 00:05:28.110
‫خب، به‌خاطر اینه که همه‌مون از یه دنیا اومدیم.

00:05:30.950 --> 00:05:32.370
‫سلیا-سان؟

00:05:33.970 --> 00:05:37.680
‫این یعنی جایی برای من نیست؟

00:05:38.450 --> 00:05:42.620
‫سوزونه-ساما من رو سلیا صدا می‌زنن.

00:05:42.960 --> 00:05:46.890
‫جسارته اگه ازتون بخوام شما هم من رو همین‌طوری صدا بزنید، کازوکی-ساما؟

00:05:49.960 --> 00:05:53.660
‫عذر می‌خوام، کازوکی-ساما. خواسته‌م زیادی‌ـه...

00:05:53.660 --> 00:05:55.330
‫نه، من...

00:05:55.750 --> 00:05:57.230
‫متوجه شدم.

00:05:57.230 --> 00:06:00.090
‫پس از الان به بعد شما رو این‌طوری صدا بزنم؟

00:06:01.450 --> 00:06:02.410
‫بله.

00:06:04.110 --> 00:06:06.420
‫خب، بریم سر اصل مطلب.

00:06:06.680 --> 00:06:11.020
‫ما از راهزن‌هایی که به اوساتو و بقیه حمله کردن، بازجویی کردیم.

00:06:11.430 --> 00:06:12.330
- ‫سرجیو.
- ‫بله.

00:06:13.270 --> 00:06:16.610
‫وقتی از مراتع عبور کردن،

00:06:16.610 --> 00:06:19.520
‫اظهار داشتن که هیولاها نسبت به همیشه خیلی کمتر بودن.

00:06:19.830 --> 00:06:21.540
‫به‌نظرشون عجیب اومده،

00:06:21.540 --> 00:06:25.110
‫ولی بعد یهو توی جنگل مورد حمله‌ی گرازهای پاییزی قرار گرفتن.

00:06:25.800 --> 00:06:28.680
‫اگه حقیقت رو گفته باشن،

00:06:28.680 --> 00:06:32.250
‫هیولاهای توی مراتع ممکنه از اون مکان فرار کرده باشن.

00:06:32.250 --> 00:06:37.460
‫دارن از دست چیز مخوفی فرار می‌کنن که به‌سمت ما میاد...

00:06:37.770 --> 00:06:40.020
‫شاید ارتش ارباب شیاطین باشه؟

00:06:40.290 --> 00:06:43.000
‫من این‌طور فکر می‌کنم.

00:06:43.000 --> 00:06:46.940
‫بالأخره وارد عمل شدن...

00:06:48.470 --> 00:06:52.610
‫یقین دارم این‌دفعه برخلاف دفعه‌ی قبل ما رو دست کم نمی‌گیرن.

00:06:53.080 --> 00:06:56.830
‫با تمام قوا برای تصرف پادشاهی‌مون حمله می‌کنن.

00:06:57.190 --> 00:06:59.530
‫بله، موافقم.

00:06:59.860 --> 00:07:02.750
‫شیگلیس، به همه‌ی واحدها خبر بده.

00:07:02.750 --> 00:07:05.540
‫باید آماده‌ی حرکت در هر لحظه‌ای باشیم.

00:07:05.540 --> 00:07:07.740
‫اطاعت می‌شه، سرورم.

00:07:07.740 --> 00:07:08.940
‫الساعه خبردارشون می‌کنم.

00:07:09.260 --> 00:07:12.600
‫سرجیو، لطفاً همه‌ی وزرا رو خبر کن.

00:07:12.600 --> 00:07:13.890
‫متوجه شدم.

00:07:16.850 --> 00:07:18.710
‫شرمنده که منتظرت گذاشتم، رز.

00:07:18.710 --> 00:07:20.750
‫از تو هم یه درخواستی داشتم.

00:07:21.340 --> 00:07:25.440
‫فرمانده‌ی تیم نجات معمولاً چنین کاری نمی‌کنه، ولی...

00:07:25.880 --> 00:07:28.180
‫می‌دونم، لوید-ساما.

00:07:28.620 --> 00:07:32.600
‫می‌خواید برم و از محل استقرار ارتش ارباب شیاطین سر دربیارم.

00:07:32.600 --> 00:07:35.890
‫درسته. بابتش متأسفم.

00:07:36.120 --> 00:07:41.350
‫مهم نیست. می‌دونم توی پادشاهی من سریع‌ترین پاها رو دارم.

00:07:41.760 --> 00:07:43.250
‫خب، از حضورتون مرخص می‌شم...

00:07:43.250 --> 00:07:44.870
‫یه درخواست دیگه هم دارم.

00:07:51.010 --> 00:07:55.080
‫رز، می‌شه درمورد رهبری دوباره‌ی نیروها فکر کنی؟

00:07:55.650 --> 00:07:57.530
‫من به‌هیچ‌وجه قصد برگشت ندارم.

00:07:58.220 --> 00:08:02.380
‫من اونقدری که شما باور دارید، خوش‌قلب نیستم.

00:08:02.700 --> 00:08:07.540
‫تو تنها شفابخشی هستی که تابه‌حال چنین مقام بلندبالایی کسب کرده.

00:08:07.540 --> 00:08:10.060
‫پس چرا خودت رو کوچک می‌شمری؟

00:08:10.460 --> 00:08:14.200
‫من خودم رو کوچک نمی‌شمرم. این صرفاً واقعیته.

00:08:14.850 --> 00:08:17.600
‫پس تو هنوز...

00:08:17.890 --> 00:08:22.150
‫بله، البته که هستم. محال ممکنه فراموششون کنم.

00:08:22.950 --> 00:08:29.300
‫مرگ افرادم رو پذیرفتم و می‌دونم نمی‌تونم مرده رو به زندگی برگردونم.

00:08:30.330 --> 00:08:35.240
‫ولی زخم روی چشم راستم، بهم هرگز اجازه نمی‌ده فراموششون کنم.

00:08:35.490 --> 00:08:38.080
‫ولی تقصیر تو که نبود...

00:08:38.080 --> 00:08:39.930
‫تقصیر من بود.

00:08:40.220 --> 00:08:43.130
‫تکبر من منجر به مرگ اون‌ها شد.

00:08:43.940 --> 00:08:46.390
‫اون‌موقع بود که متوجه شدم.

00:08:46.390 --> 00:08:50.380
‫یه‌نفر هرچقدر هم که بااستعداد و قابل‌اطمینان باشه،

00:08:50.380 --> 00:08:52.200
‫اگه بمیره همه‌چی تمومه.

00:08:52.560 --> 00:08:57.480
‫این زخم مجازات منه، تا هرگز گناهم رو فراموش نکنم...

00:08:59.690 --> 00:09:02.500
‫برای همین تیم نجات رو تشکیل دادم.

00:09:02.500 --> 00:09:06.320
‫می‌خواستم رهبر واحدی باشم که به‌جای جنگیدن، جون دیگران رو نجات می‌دن.

00:09:07.670 --> 00:09:13.700
‫بله، تیم نجات تو دو سال پیش جون خیلی از سربازها رو نجات داد.

00:09:13.700 --> 00:09:17.340
‫مگه به هدفت نرسیدی؟

00:09:17.690 --> 00:09:22.390
‫خیر. علت دیگه‌ای داشت که من تیم نجات رو تشکیل دادم.

00:09:22.390 --> 00:09:24.070
‫چه علتی؟

00:09:24.070 --> 00:09:27.980
‫من یه زیردست می‌خوام که نمی‌میره.

00:09:27.980 --> 00:09:32.800
‫چی... ولی همچین چیزی برای یه انسان غیرممکنه.

00:09:32.800 --> 00:09:35.300
‫تمرینات برای همینه.

00:09:35.300 --> 00:09:38.920
‫جادوی شفابخش، توانایی پیشی گرفتن از محدودیت‌های انسان،

00:09:38.920 --> 00:09:41.730
‫و ثبات ذهنی مقاوم دربرابر هرچیزی...

00:09:42.390 --> 00:09:46.640
‫من تمام این مدت دنبال کسی می‌گشتم که
‫با هرسه‌تای این معیارها مطابقت داشته باشه.

00:09:46.640 --> 00:09:47.870
‫منظورت اوساتوـه؟

00:09:48.300 --> 00:09:50.780
‫اون واقعاً زیردست ایده‌آل منه.

00:09:51.080 --> 00:09:55.490
‫غرایز بقاء، وفق‌پذیری و میلش به زندگی...

00:09:55.490 --> 00:09:57.370
‫به عبارت بهتر، از باختن متنفره.

00:09:57.370 --> 00:10:01.560
‫به عبارت نه چندان بهتر، شرایطی که درش قرار داده به راحتی روی اون اثر می‌ذاره.

00:10:01.920 --> 00:10:05.010
‫و مهم‌تر از همه، هر اتفاقی هم که بیفته،

00:10:05.010 --> 00:10:08.010
‫در برخورد با من جسورانه عمل می‌کنه.

00:10:08.370 --> 00:10:10.360
‫هیچ‌وقت اطاعت نمی‌کنه.

00:10:10.360 --> 00:10:11.720
‫اون درست مثل...

00:10:12.720 --> 00:10:13.700
‫آره.

00:10:13.700 --> 00:10:17.650
‫درست مثل اون جغله‌ی نیم‌وجبی حاضرجوابه که توی دست‌های من جون داد.

00:10:18.040 --> 00:10:23.090
‫برای همین تصمیم گرفتم که اون رو تبدیل به شفابخش ایده‌آلم کنم.

00:10:24.930 --> 00:10:28.250
‫عذر می‌خوام. به حاشیه رفتم.

00:10:28.730 --> 00:10:30.560
‫می‌رم برای گشت‌زنی.

00:10:30.560 --> 00:10:32.560
‫باشه. روت حساب می‌کنم.

00:10:37.540 --> 00:10:39.360
‫الک، این چیه؟

00:10:39.360 --> 00:10:41.300
‫برای منه؟

00:10:41.570 --> 00:10:45.950
‫رئیس اون رو وقتی داشتی به بلورین غذا می‌دادی، اونجا گذاشت.

00:10:45.950 --> 00:10:48.620
‫عـــه؟ حالا می‌ترسم بازش کنم...

00:10:52.940 --> 00:10:55.500
‫«فردا تمرین نداریم.»

00:10:55.500 --> 00:10:58.240
‫«برو این نامه رو به این نشانی تحویل بده...»

00:10:58.950 --> 00:11:01.690
‫پس، فرمانده کجا رفته؟

00:11:01.690 --> 00:11:02.820
‫چه می‌دونم.

00:11:02.820 --> 00:11:06.110
‫ولی بهم گفت امشب برای شام نمیاد.

00:11:14.260 --> 00:11:16.960
‫پل تقریباً دیگه تمومه! گاردتون رو پایین نیارید!

00:11:17.210 --> 00:11:19.610
‫ما تبرزینِ ارباب شیاطین هستیم!

00:11:19.610 --> 00:11:22.180
‫تا وقتی که تبدیل به خاکستر بشیم، خواسته‌ی ایشون رو دنبال می‌کنیم!

00:11:24.370 --> 00:11:25.980
‫چیه، شوالیه سیاه؟

00:11:25.980 --> 00:11:27.890
‫حرفی برای گفتن داری؟

00:11:27.890 --> 00:11:30.690
‫زیاده از حد مشتاق و باانگیزه‌اید، فرمانده.

00:11:30.690 --> 00:11:32.290
‫یه‌جورایی رومخ ـه.

00:11:32.840 --> 00:11:37.500
‫حرومی! این چه طرز حرف زدن با مافوقته؟

00:11:37.500 --> 00:11:44.020
‫خیلی شرمنده‌. ارتش دوم زیاد به این‌جور چیزها اهمیت نمی‌دادن.

00:11:44.550 --> 00:11:45.990
‫برام مهم نیست که قبلاً‌ چطور بود.

00:11:45.990 --> 00:11:51.250
‫الان تو زیردست منی و از دستورات من اطاعت می‌کنی.

00:11:51.250 --> 00:11:53.550
‫بله، بله. فهمیدم.

00:11:53.550 --> 00:11:55.580
‫کار پل که تموم شد خبرم کنید.

00:11:57.280 --> 00:11:59.310
‫ظاهراً زیاد بهت خوش نمی‌گذره.

00:11:59.310 --> 00:12:02.900
‫چیه، هیریلوک؟ اومدی به ریشم بخندی؟

00:12:02.900 --> 00:12:04.820
‫چه برخورد تندی.

00:12:04.820 --> 00:12:07.030
‫فقط اومدم ببینم اوضاع از چه قراره.

00:12:07.030 --> 00:12:09.960
‫مثل اینکه ساخت پل داره به خوبی پیش می‌ره.

00:12:09.960 --> 00:12:12.500
‫آره، ظرف چند ساعت دیگه تموم می‌شه.

00:12:12.810 --> 00:12:17.750
‫و بعدش حمله‌مون به پادشاهی لینگر رو شروع می‌کنیم.

00:12:17.750 --> 00:12:20.300
‫فرمانده! یکی اون سمته!

00:12:20.930 --> 00:12:22.360
‫مأمور گشت دشمنه؟

00:12:22.360 --> 00:12:24.140
‫بله، احتمالاً!

00:12:24.140 --> 00:12:25.440
‫خب، مهم نیست.

00:12:25.780 --> 00:12:30.190
‫حتی اگه شناسایی شده باشیم، حمله‌ی ما قبل از اینکه اون
‫فرصت کنه به پادشاهی گزارش بده، شروع شده.

00:12:35.540 --> 00:12:37.410
‫چـ ـ چی...

00:12:37.860 --> 00:12:41.640
‫انگار یه تنه درخت از اون‌طرف رودخونه پرت شد.

00:12:41.640 --> 00:12:42.930
- ‫تنه درخت؟!
- ‫از اون فاصله؟!

00:12:53.630 --> 00:12:57.350
‫رز!

00:12:57.890 --> 00:13:00.730
‫من فقط قصد داشتم یه سروگوشی آب بدم.

00:13:00.730 --> 00:13:04.790
‫ولی فرقی نمی‌کنه.
‫این چند روز دیگه هم برامون زمان می‌خره.

00:13:02.310 --> 00:13:06.230
طرز استفاده اشتباه از جادوی شفابخش

00:13:06.590 --> 00:13:09.420
‫چیزه، این‌وره؟

00:13:09.790 --> 00:13:12.310
‫ولی واقعاً نقشه‌ی دقیقی‌ـه...

00:13:12.620 --> 00:13:14.080
‫رز این رو کشیده؟

00:13:14.080 --> 00:13:16.490
‫یعنی از اون دسته آدم‌های شدیداً بادقت و ریزبینه؟

00:13:16.490 --> 00:13:17.750
‫اونجا رو.

00:13:17.750 --> 00:13:19.900
‫عه، عضو تیم نجاته، نه؟

00:13:19.900 --> 00:13:23.180
‫حس می‌کنم زیادی دارم جلب توجه می‌کنم،

00:13:23.180 --> 00:13:25.320
‫حتی با اینکه بلورین امروز همراهم نیست.

00:13:25.630 --> 00:13:27.560
‫چرا داره همین‌طور قدم می‌زنه؟

00:13:27.560 --> 00:13:28.740
‫خدا می‌دونه.

00:13:28.740 --> 00:13:32.920
‫پس اینکه من رو مثل آدم‌های عادی درحال
‫قدم زدن ببینن براشون عجیب‌تره؟ عجبا!

00:13:33.440 --> 00:13:35.090
‫عه‌وا، تویی.

00:13:35.090 --> 00:13:37.470
‫آه، سلام و عرض ادب.

00:13:37.470 --> 00:13:40.340
‫می‌بینم اون رفیق آبی فسقلی‌ات رو امروز با خودت نیاوردی.

00:13:40.340 --> 00:13:44.540
‫میوه‌های موردعلاقه‌ش چند لحظه پیش
‫به دستمون رسید. تازه‌ان. می‌خوای؟

00:13:44.540 --> 00:13:48.930
‫آه، البته که می‌خوام! ولی الان
‫یه‌جای دیگه کار دارم، بعدش حتماً یه سر می‌زنم.

00:13:48.930 --> 00:13:50.860
‫باشه، منتظرت می‌مونم.

00:13:54.230 --> 00:13:55.500
‫اینجاست؟

00:13:56.380 --> 00:13:57.990
‫ببخشید مزاحم می‌شم...

00:13:58.900 --> 00:14:00.660
‫اومدم!

00:14:01.580 --> 00:14:04.310
‫سلام، چه امری...

00:14:04.310 --> 00:14:05.880
‫یکی از اعضای تیم نجات؟

00:14:05.880 --> 00:14:07.340
‫آه، فهمیدم!

00:14:07.670 --> 00:14:10.730
‫تو نیروی جدید رز-سان هستی،‌ درسته؟

00:14:10.730 --> 00:14:12.770
‫بله. اسمم...

00:14:12.770 --> 00:14:14.350
‫وایسا! نگو!

00:14:14.350 --> 00:14:16.940
‫داداشم بهم گفت!

00:14:16.940 --> 00:14:22.140
- ‫اوساگی - ‫بذار ببینم...
من رو یاد خرگوش انداخت...

00:14:22.140 --> 00:14:26.220
‫یا نه... شاید راکون بود؟ یا سنجاب؟ گربه؟

00:14:26.220 --> 00:14:27.340
‫اوساتو هستم.

00:14:27.340 --> 00:14:29.520
‫خودشه! اوساتو-کون!

00:14:29.520 --> 00:14:34.740
‫آه، من اورورو فلورم. هیجده سالمه. تو چند سالته، اوساتو-کون؟

00:14:34.740 --> 00:14:36.900
‫من هفده سالمه.

00:14:36.900 --> 00:14:39.150
‫پس یه‌سال ازم کوچیک‌تری، ها؟

00:14:39.790 --> 00:14:43.030
‫چـ ـ چیزه، شما خواهر اورگا-سان هستید، درسته؟

00:14:43.030 --> 00:14:44.950
‫شما هم شفابخشید؟

00:14:44.950 --> 00:14:50.330
‫آره! و اینجا درمانگاه فلورـه که من و داداشم باهم اداره‌‌ش می‌کنیم!

00:14:50.330 --> 00:14:51.990
‫خوش اومدید!

00:14:51.990 --> 00:14:53.520
‫کـ ـ که این‌طور.

00:14:53.520 --> 00:14:55.380
‫پس، اورگا-سان کجان؟

00:14:55.670 --> 00:14:59.240
‫داداشم الان داره یه بیمار رو معاینه می‌کنه.

00:14:59.240 --> 00:15:00.690
- ‫می‌خوای بیای ببینی؟
- ‫هـــه؟ اشکالی نداره؟

00:15:02.190 --> 00:15:04.570
‫البته که نه! دنبالم بیا.

00:15:06.110 --> 00:15:09.730
‫چیزه، چرا این‌جوری دزدکی داریم نگاه می‌کنیم؟

00:15:09.730 --> 00:15:14.070
‫شش! داداشم خیلی زود حواسش پرت می‌شه.

00:15:21.200 --> 00:15:22.040
‫وای...

00:15:22.700 --> 00:15:25.690
‫خیلی پررنگه، و ماناش به‌نظر روان میاد.

00:15:26.000 --> 00:15:28.510
‫زمین تا آسمون با مال من فرق داره.

00:15:37.620 --> 00:15:39.960
‫الان دیگه خوب شدی. حالت چطوره؟

00:15:43.400 --> 00:15:45.460
‫دیگه حالم به‌هم نمی‌خوره!

00:15:45.460 --> 00:15:47.090
‫کاملاً خوب شدم، ماما!

00:15:47.620 --> 00:15:50.110
‫خیلی ازتون ممنونم، سنسه!

00:15:50.110 --> 00:15:51.240
- ‫آه، خواهش می‌کنم.
- ‫خداروشکر.

00:15:52.420 --> 00:15:53.860
‫می‌گم، سنسه...

00:15:54.360 --> 00:15:56.210
‫اون‌ها دیگه کی‌ان؟

00:15:56.210 --> 00:15:56.810
‫هــــــه؟

00:15:58.490 --> 00:15:59.760
‫اوساتو-کون؟

00:16:01.300 --> 00:16:03.460
‫عجب، پس این از طرف رز-سان ـه.

00:16:03.460 --> 00:16:05.360
‫ممنون که زحمت کشیدی آوردیش.

00:16:05.360 --> 00:16:10.410
‫حرفشم نزنید. خودم دلم می‌خواست
‫یه‌روز اگه شد بیام درمانگاه‌تون رو ببینم.

00:16:10.410 --> 00:16:12.050
‫هی، هی، اوساتو!

00:16:12.050 --> 00:16:14.510
‫چه خبر از اعضای تیم نجات؟

00:16:14.510 --> 00:16:16.040
‫تونگ و بقیه؟

00:16:16.040 --> 00:16:18.450
‫پک‌وپوزشون مثل همیشه ترسناکه.

00:16:19.740 --> 00:16:22.120
‫که یعنی حال‌شون میزونه!

00:16:22.120 --> 00:16:25.890
‫دلم برای دست‌پخت الک تنگ شده.

00:16:25.890 --> 00:16:26.930
‫اوه، راستی.

00:16:26.930 --> 00:16:29.290
‫شما هم بخشی از تیم نجات بودید.

00:16:29.290 --> 00:16:34.090
‫آره! ولی نمی‌تونستم از پس تمریناتی که
‫تو داشتی بربیام، اوساتو-کون.

00:16:34.090 --> 00:16:35.830
‫چرا ولش کردید؟

00:16:36.810 --> 00:16:42.380
‫من دیگران رو راحت‌تر از خودم می‌تونم درمان کنم،
‫البته به پای داداشم نمی‌رسم.

00:16:42.380 --> 00:16:46.990
‫ولی علت اصلی‌ش این بود که نگران اون بودم.

00:16:49.260 --> 00:16:50.650
‫چه خجالت‌آور.

00:16:51.380 --> 00:16:53.850
‫ولی عذاب وجدان داشتم.

00:16:53.850 --> 00:16:56.740
‫وقتی تازه عضو تیم نجات شده بودیم،

00:16:56.740 --> 00:17:00.460
‫رز-سان خیلی مشتاق بود تمرین‌مون بده.

00:17:01.700 --> 00:17:07.870
‫تیم نجات تازه تشکیل شده بود،
‫و ما هم اوایل با جون و دل تلاش کردیم.

00:17:08.490 --> 00:17:10.130
‫ولی بی‌فایده بود.

00:17:10.520 --> 00:17:16.660
‫نمی‌تونستیم از پس تمرینات بربیام و
‫حتی رفته رفته از رز-سان ترسیدیم.

00:17:16.930 --> 00:17:21.390
‫اون‌موقع یکم تندخو بود.

00:17:21.390 --> 00:17:23.570
‫تندخو؟

00:17:23.570 --> 00:17:27.740
‫آه، ولی این اواخر به‌نظر خیلی خوشحال میاد.

00:17:28.750 --> 00:17:32.660
‫علتش این نیست که یه کیسه بوکس جدید مثل من پیدا کرده؟

00:17:32.660 --> 00:17:35.020
‫سنسه! لطفاً کمک کنید!

00:17:35.430 --> 00:17:36.670
‫چی شده؟

00:17:37.000 --> 00:17:40.080
‫دوستم موقع تعمیر پشت‌بوم افتاد زمین.

00:17:40.080 --> 00:17:42.460
‫و از اون بدتر اینکه روی دو نفر دیگه افتاده...

00:17:42.460 --> 00:17:43.960
‫متوجه شدم.

00:17:43.960 --> 00:17:45.850
‫اوساتو-کون، می‌خوای باهامون بیای؟

00:17:46.650 --> 00:17:47.770
‫چـ ـ چشم.

00:17:48.060 --> 00:17:50.100
‫شرمنده! لطفاً راهو باز کنید!

00:17:50.100 --> 00:17:51.680
‫سنسه، اینجا!

00:17:52.580 --> 00:17:54.550
‫اورگا-سان، چیکار باید بکنیم؟

00:17:54.550 --> 00:17:55.250
‫هان؟

00:17:57.200 --> 00:17:59.790
‫بـ ـ ببخشید، حواسم نبود...

00:18:00.560 --> 00:18:01.910
‫عیب نداره، فدای سرت.

00:18:01.910 --> 00:18:04.530
‫اون همیشه همین‌طوریه. نگرانش نباش.

00:18:07.440 --> 00:18:09.990
‫باید هرچه زودتر درمان‌شون کنیم.

00:18:09.990 --> 00:18:12.660
‫اوساتو-کون، می‌تونی به این مرد رسیدگی کنی؟

00:18:12.660 --> 00:18:14.030
‫چـ ـ ‌چشم!

00:18:19.620 --> 00:18:24.300
‫من قبلاً فقط اورگا-سان و اینوکامی سنپای رو درمان کردم.

00:18:24.840 --> 00:18:28.380
‫هیچ‌کدومشون جراحت چندان جدی‌ای برنداشته بودن.

00:18:29.240 --> 00:18:31.010
‫ولی وقتی جنگ شروع بشه...

00:18:31.410 --> 00:18:35.690
‫آدم‌هایی رو درمان می‌کنم که جراحت‌هاشون خیلی بدتر از اینه.

00:18:36.570 --> 00:18:40.100
‫می‌فهمم. برای همین داشتم تمرین می‌کردم. ولی...

00:18:40.410 --> 00:18:42.180
‫آروم باش، اوساتو-کون.

00:18:44.340 --> 00:18:47.600
‫مهم نیست کیه یا کجایی.

00:18:47.600 --> 00:18:50.830
‫تو قدرت شفا بخشیدن به فرد مقابلت رو داری.

00:18:50.830 --> 00:18:54.860
‫فقط باید باور داشته باشی که از پسش برمیای.

00:18:56.000 --> 00:18:59.380
‫رز-سان به تو باور قلبی داشت، اوساتو.

00:18:59.890 --> 00:19:01.120
‫درسته.

00:19:01.120 --> 00:19:06.080
‫حتی رز هم بهم باور داره. چطور ممکنه که من به خودم باور نداشته باشم؟

00:19:06.420 --> 00:19:09.050
‫خیلی ازتون ممنونم، اورگا-سان.

00:19:23.920 --> 00:19:26.360
‫واقعاً‌ خسته نباشی، اوساتو-کون.

00:19:26.610 --> 00:19:28.790
‫ممنون که کمک‌حال بودی.

00:19:29.000 --> 00:19:31.880
‫خواهش می‌کنم، اصلاً تونستم درست انجامش بدم؟

00:19:31.880 --> 00:19:33.570
‫حرف نداشتی!

00:19:33.570 --> 00:19:37.250
‫اون مرده از اینکه دیگه درد نداشت، حسابی جا خورده بود!

00:19:37.250 --> 00:19:38.220
‫بله!

00:19:38.220 --> 00:19:42.630
‫خوشحال می‌شم هروقت که بیکار بودی،
‫بیای توی درمانگاه بهمون کمک کنی.

00:19:42.630 --> 00:19:45.770
‫ما دو نفر تنهایی برامون سخته که به همه‌چی رسیدگی کنیم.

00:19:45.770 --> 00:19:48.380
‫داداش، تو فقط زیادی ضعیفی!

00:19:49.540 --> 00:19:51.060
‫رحم نداری ها.

00:19:51.300 --> 00:19:53.470
‫چشم. حتماً بازم سر می‌زنم.

00:19:53.810 --> 00:19:55.500
‫تا بعد!

00:19:56.450 --> 00:19:58.360
‫دست‌خوش، داداش.

00:19:58.970 --> 00:19:59.770
‫از چه بابت؟

00:19:59.770 --> 00:20:04.170
‫وقتی اوساتو-کون رو نصیحت کردی خیلی خفن بودی.

00:20:05.460 --> 00:20:06.790
‫واقعاً؟

00:20:07.640 --> 00:20:11.570
‫اورورو، اون نامه که از طرف رز-سان بود...

00:20:14.360 --> 00:20:18.120
‫اطلاعیه‌ی آماده شدن برای جنگ بود.

00:20:18.410 --> 00:20:20.960
‫از قرار معلوم ارتش ارباب شیاطین می‌خواد حمله کنه.

00:20:22.270 --> 00:20:27.720
‫اوساتو-کون هم مثل تو هیچ تجربه‌ی جنگی نداره.

00:20:28.050 --> 00:20:33.220
‫دراین‌صورت، تنها چیزی که می‌تونی بهش
‫اتکا کنی، باورت به توانایی‌ته.

00:20:34.540 --> 00:20:39.080
‫البته مطمئنم رز-سان خودش هم این رو بهش فهمونده باشه.

00:20:39.440 --> 00:20:42.640
‫منم تمام تلاشمو می‌کنم.

00:20:42.640 --> 00:20:43.700
‫که این‌طور...

00:20:44.620 --> 00:20:47.790
‫پس، جنگ به‌زودی شروع می‌شه.

00:20:47.790 --> 00:20:48.440
‫آره.

00:20:51.210 --> 00:20:52.710
‫مطمئنم چیزیمون نمی‌شه.

00:20:55.820 --> 00:20:58.380
‫چندتا هم اضافی گذاشتم که مهمون من.

00:20:58.380 --> 00:21:00.900
‫عــــــه؟ خیلی ممنونم!

00:21:02.540 --> 00:21:06.780
‫هوم، خوش‌مزه‌ست! بلورین گل از گلش می‌شکفه.

00:21:10.700 --> 00:21:11.930
‫چیزی شده؟

00:21:11.930 --> 00:21:13.570
‫گم شدی؟

00:21:14.340 --> 00:21:16.590
‫تو تنها کسی هستی که می‌تونی ببینیش.

00:21:17.900 --> 00:21:21.550
‫پس یعنی این آینده‌ای‌ـه که فقط تو می‌تونی تغییرش بدی.

00:21:21.930 --> 00:21:22.770
‫هــــه؟

00:21:57.980 --> 00:22:04.620
‫لطف بزرگی بود. وظیفه‌ی توـه که جبرانش کنی.

00:22:06.320 --> 00:22:08.700
‫چـ ـ چی...

00:22:08.720 --> 00:22:15.720
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.