﻿WEBVTT

00:00:00.720 --> 00:00:05.720
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:05.870 --> 00:00:06.940
- ‫هوی...
- ‫یه‌لحظه صبر کن!

00:00:12.880 --> 00:00:15.630
‫اون دیگه چه کوفتی بود؟

00:00:16.140 --> 00:00:18.310
‫چرا اینوکامی سنپای و کازوکی...

00:00:19.470 --> 00:00:21.120
‫باید از اون دختره بپرسم!

00:00:25.870 --> 00:00:29.030
‫خواهش می‌کنم، تو تنها امیدمی...

00:00:45.780 --> 00:00:50.450
طرز استفاده‌ اشتباه از جادوی شفابخش

00:02:01.320 --> 00:02:05.740
‫#7   شب تصمیمات!

00:02:01.900 --> 00:02:04.030
‫یه نیمه‌انسان نیمه‌روباه؟

00:02:04.030 --> 00:02:05.730
‫از اینجا رد نشده.

00:02:05.730 --> 00:02:07.890
‫حدس می‌زدم...

00:02:07.890 --> 00:02:12.390
‫به‌نظر می‌رسید بچه باشه، برای همین
‫مطمئنم نباید زیاد دور شده باشه.

00:02:12.390 --> 00:02:15.920
‫لعنتی! اون بچه روباه کجا در رفت؟!

00:02:15.920 --> 00:02:18.270
‫برای چی داری کولی‌بازی درمیاری؟

00:02:18.270 --> 00:02:20.410
‫هان؟ فرمانده؟

00:02:20.660 --> 00:02:23.300
‫مـ‌ ـ من باید برگردم سر پستم.

00:02:23.300 --> 00:02:24.590
‫با اجازه!

00:02:25.340 --> 00:02:29.430
‫توماس طبق معمول با دیدن فرمانده جفت می‌کنه...

00:02:29.830 --> 00:02:31.840
‫البته کاملاً درکش می‌کنم.

00:02:34.470 --> 00:02:37.800
‫آی، آی، آی، آی، آی، آی!
‫درد داره! آی، آی، آی!

00:02:37.080 --> 00:02:39.470
‫چیو درک می‌کنی، ها؟

00:02:39.470 --> 00:02:42.760
‫هـ ـ هیچی! من هیچی رو درک نمی‌کنم!

00:02:42.760 --> 00:02:45.060
‫راستی فرمانده، کجا رفته بودید؟!

00:02:46.130 --> 00:02:49.310
‫خارج پادشاهی. برای گشت‌زنی.

00:02:49.510 --> 00:02:51.010
- ‫گشت‌زنی؟
- ‫ارتش ارباب شیاطین.

00:02:52.510 --> 00:02:56.230
‫دارن یه پل می‌سازن که با عبور از رودخونه وارد سرزمین ما بشن.

00:02:56.500 --> 00:02:58.310
‫هــــه؟ پس...

00:02:58.310 --> 00:03:01.760
‫پل رو تخریب کردم. تا یه‌مدت خیال‌مون راحته.

00:03:02.460 --> 00:03:04.710
‫می‌دونید معنیِ گشت‌زنی چیه-

00:03:06.060 --> 00:03:09.370
‫صورتم! صورتم منفجر می‌شه!

00:03:09.790 --> 00:03:11.760
‫یه نیمه‌انسان نیمه‌روباه؟

00:03:11.760 --> 00:03:13.290
‫آه، اون دختره.

00:03:13.590 --> 00:03:15.110
‫می‌شناسیش؟

00:03:15.110 --> 00:03:17.630
‫شناخت زیادی ازش ندارم.

00:03:17.940 --> 00:03:21.610
‫دو سال پیش، یهو سروکله‌ش اینجا توی پادشاهی پیدا شد.

00:03:21.610 --> 00:03:25.440
‫غافلگیر شدم. تونست تنهایی از دست
‫راهزن‌ها و آدم‌رباها قسر در بره،

00:03:25.440 --> 00:03:27.750
‫با اینکه فقط دوازده سالشه.

00:03:28.580 --> 00:03:30.480
‫هــــــه؟ آدم‌رباها؟

00:03:30.480 --> 00:03:34.320
‫نیمه‌انسان برای اون‌ها یه طعمه‌ی باارزشه.

00:03:34.760 --> 00:03:37.910
‫نه تنها بیشتر نیمه‌انسان‌ها زیبان،

00:03:37.910 --> 00:03:41.490
‫بلکه بعضی‌هاشون به جادوهای خاص تمایل ذاتی دارن.

00:03:42.660 --> 00:03:46.510
‫مثلاً توانایی نشون دادن توهمات عجیب به بقیه؟

00:03:46.510 --> 00:03:49.540
‫توهمات؟ منظورت چیه؟

00:03:49.540 --> 00:03:51.880
‫آ ـ آه خب، منظورم...

00:03:52.200 --> 00:03:57.130
‫مثلاً کابوس‌های وحشتناک یا تصاویری از یه آینده‌ی ناخوشایند.

00:03:57.770 --> 00:03:59.250
‫آینده، ها؟

00:03:59.840 --> 00:04:04.770
‫شنیدم نیمه‌انسان‌هایی به ‌نامِ «پیشگوهای زمان»
‫وجود دارن که می‌تونن آینده رو ببینن.

00:04:04.770 --> 00:04:06.220
‫پیشگوهای زمان؟

00:04:06.220 --> 00:04:12.740
‫فوق‌العاده کمیابن و معمولاً در قلمروی
‫نیمه‌انسان‌ها تحت حفاظت شدید قرار دارن.

00:04:12.740 --> 00:04:14.240
‫برای چی درموردشون کنجکاو شدی؟

00:04:14.240 --> 00:04:18.170
‫آه، نه، نه. فقط توی یه کتاب مطلبی درموردشون خوندم...

00:04:18.560 --> 00:04:19.520
‫اوه؟

00:04:20.540 --> 00:04:22.720
‫یه نیمه‌انسان با تصاویری از آینده...

00:04:23.160 --> 00:04:25.450
‫اگه یکی از اون‌ها باشه...

00:04:26.450 --> 00:04:27.340
‫هان؟

00:04:28.270 --> 00:04:29.930
‫من به دیدن لوید-ساما می‌رم.

00:04:29.930 --> 00:04:31.610
‫تو برو خونه.

00:04:32.360 --> 00:04:33.610
‫باشه...

00:04:36.340 --> 00:04:38.540
‫و این پایان گزارشم از منطقه‌ی مرزی بود.

00:04:39.210 --> 00:04:40.440
‫که اینطور.

00:04:40.440 --> 00:04:44.000
‫متأسفم که مجبورت کردم دست به چنین کار خطرناکی بزنی، رز.

00:04:44.000 --> 00:04:47.810
‫ممنون که حمله‌ی دشمن رو به تعویق انداختی.

00:04:48.100 --> 00:04:52.950
‫وظیفه بود. ولی، مطمئنم اون‌ها همین الانش
‫مشغول ساختن یه پل جدیدن.

00:04:52.950 --> 00:04:55.480
‫فکر نکنم کارشون بیشتر از چند روز طول بکشه.

00:04:55.480 --> 00:04:56.710
‫آره...

00:04:56.710 --> 00:04:59.740
‫و بعدش، به پادشاهی‌مون حمله می‌کنن.

00:05:04.270 --> 00:05:06.560
‫فردا، اهداف‌شون رو هم به سربازها...

00:05:06.560 --> 00:05:09.050
‫و هم به شهروندان‌مون اعلام می‌کنم.

00:05:09.050 --> 00:05:10.720
‫سرجیو، مقدمات رو آماده کن.

00:05:11.060 --> 00:05:12.370
‫امر، امر شماست.

00:05:12.720 --> 00:05:18.630
‫شیگلیس، می‌خوام همین امشب
‫به سوزونه و کازوکی خبر بدم. صداشون کن.

00:05:18.630 --> 00:05:19.840
‫متوجه شدم.

00:05:21.470 --> 00:05:24.140
‫موندم این احضار فوری برای چیه.

00:05:24.140 --> 00:05:28.070
‫آره. ولی احتمالاً در مورد... همون چیزیه که می‌دونی.

00:05:28.680 --> 00:05:30.800
‫تو هم همین فکرو می‌کنی، نه؟

00:05:34.950 --> 00:05:37.140
‫سلام، سلیا. عصر بخیر.

00:05:37.550 --> 00:05:40.390
‫عـ ـ عصر بخیر، سوزونه-ساما.

00:05:40.930 --> 00:05:43.280
‫و همچنین شما، کازوکی-ساما.

00:05:43.280 --> 00:05:47.530
‫عـ‌ ـ عصر بخیر... سلیا-سان.

00:05:49.610 --> 00:05:51.580
‫پدرم منتظرتونه.

00:05:51.580 --> 00:05:54.120
‫لطفاً به دیدنشون برید.

00:05:54.940 --> 00:05:57.490
‫بله. پس با اجازه مرخص می‌شیم.

00:05:57.820 --> 00:05:58.830
‫کازوکی-کون.

00:05:59.420 --> 00:06:00.920
‫بـ ـ بله.

00:06:05.520 --> 00:06:07.690
‫بین تو و سلیا اتفاقی افتاده؟

00:06:07.690 --> 00:06:10.850
‫هــــه؟ نـ‌ ـ‌ نه چیز خاصی نشده.

00:06:10.850 --> 00:06:13.870
‫هوم... خب پس، بیخیال.

00:06:14.500 --> 00:06:16.440
‫خب، بریم تو کارش.

00:06:16.880 --> 00:06:17.710
‫بله.

00:06:34.710 --> 00:06:36.110
‫خوابم نمی‌بره...

00:06:36.880 --> 00:06:41.830
‫اگه اون تصویری از آینده بود، باید چیکار کنم؟

00:06:42.810 --> 00:06:46.450
‫پس یعنی این آینده‌ای‌ـه که فقط تو می‌تونی تغییرش بدی.

00:06:47.070 --> 00:06:51.800
‫منظورش این بود که راهی برای جلوگیری از وقوع چیزی که دیدم هست؟

00:06:51.800 --> 00:06:55.260
‫بهم این رو گفت تا بتونم آینده رو تغییر بدم...

00:06:55.260 --> 00:06:58.520
‫ولی امکان نداره من بتونم همچین کاری بکنم.

00:07:01.780 --> 00:07:03.230
‫هــــه؟ چـ‌ ـ‌ چی؟

00:07:03.590 --> 00:07:04.650
‫روح؟!

00:07:16.250 --> 00:07:17.760
‫کازوکی؟

00:07:19.890 --> 00:07:22.340
‫زهره ترکم کردی. خیلی دیروقته.

00:07:22.620 --> 00:07:26.030
‫شرمنده. به‌خاطر تمرینات احتمالاً باید صبح زود بیدار شی.

00:07:26.030 --> 00:07:28.920
‫نه، خب، از اون بابت نگرانی ندارم.

00:07:28.920 --> 00:07:32.790
‫تو هم نمی‌تونی تا لنگ ظهر بخوابی، مگه نه؟

00:07:32.790 --> 00:07:34.350
‫ناسلامتی، یه قهرمانی.

00:07:37.110 --> 00:07:38.510
‫چیزی شده؟

00:07:39.790 --> 00:07:42.860
‫پادشاه امشب احضارمون کرد.

00:07:43.540 --> 00:07:48.280
‫بهمون گفت که جنگ با ارتش ارباب شیاطین به‌زودی شروع می‌شه.

00:07:48.750 --> 00:07:52.250
‫می‌دونستم نزدیکه، برای همین زیاد جا نخوردم.

00:07:53.300 --> 00:07:55.990
‫سنپای بدجوری هیجان‌زده بود.

00:07:57.200 --> 00:07:58.430
‫ولی من؟

00:08:00.640 --> 00:08:05.930
‫فکر اینکه جدی جدی قراره وارد جنگ بشیم نذاشت خوابم ببره.

00:08:06.320 --> 00:08:09.080
‫از قلعه بیرون زدم و به خودم که اومدم دیدم اینجام.

00:08:11.270 --> 00:08:14.300
‫من... فرار کردم.

00:08:15.570 --> 00:08:17.290
‫اوساتو، من...

00:08:18.390 --> 00:08:21.500
‫از رفتن به جنگ می‌ترسم.

00:08:23.270 --> 00:08:27.500
‫حتی وقتی که پایتخت رو ترک کردم
‫تا برای تمرین با هیولاها مبارزه کنم،

00:08:28.250 --> 00:08:29.740
‫واقعاً ترسیده بودم.

00:08:30.500 --> 00:08:33.710
‫وقتی برای اولین‌بار هیولاها رو دیدم، از ترس خشکم زد.

00:08:33.710 --> 00:08:38.330
‫و... و وقتی بالأخره بعد از یه مبارزه‌ی سخت شکست‌شون دادم،

00:08:40.910 --> 00:08:46.610
‫متوجه شدم که دیدم به همه‌چیز چقدر سطحی بود.

00:08:47.260 --> 00:08:50.190
‫ارتش ارباب شیاطین می‌خواد سلاخی‌مون کنه.

00:08:51.320 --> 00:08:53.360
‫به‌طور غیرقابل‌تحملی ترسناکه.

00:08:55.330 --> 00:09:00.130
‫ولی مردم این پادشاهی بیش از اندازه بهم لطف و محبت داشتن.

00:09:00.130 --> 00:09:02.570
‫ازم حمایت می‌کنن و انتظار بهترین چیزها رو دارن.

00:09:03.320 --> 00:09:07.240
طرز استفاده اشتباه از جادوی شفابخش

00:09:03.480 --> 00:09:05.230
‫این دردناک‌ترش می‌کنه.

00:09:08.460 --> 00:09:11.950
‫کازوکی، تو واقعاً پسر باحالی هستی.

00:09:11.950 --> 00:09:12.640
‫هـــــــه؟

00:09:13.160 --> 00:09:18.380
‫خیال می‌کردم هیچ‌وقت توی زندگیت چیزی نبوده که
‫ازش بترسی یا بابتش دودل باشی.

00:09:18.650 --> 00:09:20.500
‫آخه، خیلی باحالی.

00:09:20.500 --> 00:09:22.570
‫اصلاً همچین چیزی ممکنه؟

00:09:22.570 --> 00:09:23.340
‫مگه نه؟

00:09:23.780 --> 00:09:25.220
‫الان متوجه شدم.

00:09:25.220 --> 00:09:30.300
‫اینکه همه نسبت بهت همچین احساسی داشته باشن،
‫تو رو شدیداً تحت فشار قرار می‌ده.

00:09:30.870 --> 00:09:31.920
‫اوساتو...

00:09:32.560 --> 00:09:34.940
‫به‌نظرم اشکالی نداره.

00:09:34.940 --> 00:09:37.340
‫لازم نیست همیشه انتظارات‌شون رو برآورده کنی.

00:09:37.980 --> 00:09:41.670
‫بد نیست هرازگاهی احساسات خودت رو در اولویت قرار بدی.

00:09:43.600 --> 00:09:46.170
‫اوساتو، تو چی؟

00:09:46.170 --> 00:09:46.850
‫عـــــه؟

00:09:47.440 --> 00:09:49.790
‫می‌خوام بدونم تو درمورد همه این جریانات چه احساسی داری.

00:09:55.870 --> 00:09:57.610
‫من می‌رم.

00:09:58.630 --> 00:10:01.980
‫من افرادی رو که با ارتش ارباب شیاطین می‌جنگن، نجات می‌دم.

00:10:02.680 --> 00:10:04.540
‫نمی‌...ترسی؟

00:10:04.800 --> 00:10:06.710
‫چرا، عین چی می‌ترسم.

00:10:07.620 --> 00:10:09.800
‫ولی من قبلاً تصمیمم رو گرفتم.

00:10:10.310 --> 00:10:11.870
‫تصمیمت رو گرفتی؟

00:10:11.870 --> 00:10:15.050
‫مطمئنی؟ آخه ممکنه بمیری!

00:10:15.310 --> 00:10:19.120
‫تو اتفاقی پات به این دنیا باز شده.

00:10:19.830 --> 00:10:24.240
‫خب، موافقم که به‌طرز ناجوری پام به این دنیا باز شد.

00:10:24.940 --> 00:10:28.740
‫ولی از وقتی که اینجا اومدم، اتفاقات زیادی افتاده.

00:10:30.860 --> 00:10:36.080
‫بیشترش سخت و طاقت‌فرسا بوده، ولی خوشحالم
‫این فرصت رو داشتم که با کلی افراد جورواجور آشنا بشم.

00:10:36.080 --> 00:10:38.740
‫من رو حتی به‌عنوان یه نفر اضافه پذیرفتن،

00:10:38.740 --> 00:10:40.150
‫و راه موفقیت رو بهم نشون دادن.

00:10:40.720 --> 00:10:43.450
‫می‌خوام تمام اون آدم‌ها رو نجات بدم.

00:10:43.750 --> 00:10:44.690
‫اوساتو...

00:10:45.130 --> 00:10:47.890
‫مسلماً، این شامل تو هم می‌شه، کازوکی.

00:10:47.890 --> 00:10:48.470
‫هــــــه؟

00:10:49.030 --> 00:10:50.370
‫معلومه.

00:10:50.370 --> 00:10:56.080
‫حتی اگه به‌عنوان یه قهرمان نجنگی، بازم دوستمی.

00:11:05.890 --> 00:11:08.580
‫رفتارم خیلی خجالت‌آور بود!

00:11:09.060 --> 00:11:10.140
‫تصمیممو گرفتم.

00:11:10.140 --> 00:11:13.670
‫من برای حفاظت از تو و سنپای می‌جنگم!

00:11:13.670 --> 00:11:14.530
‫هـ ـ‌ هان؟

00:11:14.920 --> 00:11:18.040
‫هنوز نمی‌دونم می‌تونم واقعاً به‌عنوان یه قهرمان بجنگم یا نه.

00:11:18.040 --> 00:11:20.540
‫ولی درهرصورت می‌جنگم.

00:11:20.540 --> 00:11:23.660
‫می‌خوام از دوست‌هام،‌ از اوساتو محافظت کنم.

00:11:24.230 --> 00:11:25.640
‫و ـ‌ وایسا.

00:11:25.640 --> 00:11:29.200
‫می‌دونم عجیبه این حرف رو از من بشنوی، ولی مطمئنی؟

00:11:29.200 --> 00:11:33.730
‫تو تصمیم گرفتی بجنگی، پس من نمی‌تونم از ترس جا بزنم و عقب بکشم.

00:11:34.040 --> 00:11:35.770
‫باید رو به جلو قدم بردارم.

00:11:35.770 --> 00:11:39.820
‫با ترس و هرچیز دیگه‌ای روبه‌رو می‌شم!

00:11:40.180 --> 00:11:42.140
‫واقعاً؟ مطمئنی از پسش برمیای؟

00:11:42.740 --> 00:11:48.160
‫وقتی تو و سنپای رو کنارم داشته باشم، احساس خیلی بهتری می‌کنم.

00:11:48.510 --> 00:11:49.900
‫پس از پسش برمیام!

00:11:50.710 --> 00:11:51.860
‫که اینطور.

00:11:53.060 --> 00:11:58.460
‫در اون صورت، بیا باهم از این پادشاهی و مردمش دفاع کنیم!

00:11:58.750 --> 00:12:01.280
‫آره! هرطور شده ازشون محافظت می‌کنیم!

00:12:03.340 --> 00:12:06.830
‫هـ‌ ـ‌ هی، عجب حرف‌های خزوخیلی زدیم...

00:12:07.770 --> 00:12:09.760
‫چی داری می‌گی؟

00:12:09.760 --> 00:12:13.730
‫واقعاً خوشحالم که باهات آشنا شدم. ممنونم.

00:12:15.260 --> 00:12:18.550
‫کازوکی، جداً زیادی باحالی!

00:12:18.550 --> 00:12:20.390
‫تو باحال‌تری،‌ اوساتو!

00:12:23.040 --> 00:12:24.950
‫فعلاً. ممنونم، اوساتو.

00:12:25.280 --> 00:12:26.890
‫آره. شب‌ بخیر.

00:12:32.470 --> 00:12:34.300
‫دیگه بهتره برگردم و بخوابم.

00:12:34.300 --> 00:12:39.260
‫و تمام حرف‌های خجالت‌آوری رو که زدم فراموش کنم. آره. تمومه.

00:12:39.260 --> 00:12:43.220
‫ای جانم! پس عشق برادرانه حقیقی این شکلیه!

00:12:43.220 --> 00:12:45.820
‫چه نمایش معرکه‌ای.

00:12:45.820 --> 00:12:47.130
‫ببخشید.

00:12:47.130 --> 00:12:51.460
‫من خسته‌م، پس اگه می‌شه فردا حرف بزنیم، اینوکامی سنپای.

00:12:51.460 --> 00:12:53.880
‫چی؟ این دیگه چه واکنشی بود؟

00:12:54.180 --> 00:12:59.930
‫الان باید این‌طوری می‌کردی که،
‫«ای وای،‌ سوزو-تان! خاک بر سرم!»

00:12:59.930 --> 00:13:03.400
‫لطفاً سرخود تصمیم نگیر که چی صدات کنم.

00:13:04.030 --> 00:13:08.220
‫حتماً متوجه شدی که کازوکی خود همیشگیش نیست.

00:13:08.530 --> 00:13:10.840
‫و مطمئنم از روی نگرانی تا اینجا دنبالش اومدی.

00:13:12.140 --> 00:13:13.360
‫درسته.

00:13:13.360 --> 00:13:15.420
‫ولی، انگار نیازی بهم نبوده.

00:13:15.810 --> 00:13:17.990
‫مثل اینکه کازوکی-کون تصمیمشو گرفته.

00:13:20.370 --> 00:13:25.090
‫راستش، من هنوزم واقعاً دلم نمی‌خواد اون بجنگه.

00:13:30.520 --> 00:13:33.840
‫اوساتو-کون، دلت نمی‌خواد منم بجنگم؟

00:13:34.670 --> 00:13:36.530
‫البته که نمی‌خوام.

00:13:36.530 --> 00:13:38.270
‫ولی بحث تو جداست.

00:13:38.840 --> 00:13:42.940
‫تو از قبل تصمیم گرفتی که توی این دنیا بمونی.

00:13:44.720 --> 00:13:46.870
‫آره، حق با توـه.

00:13:47.890 --> 00:13:49.710
‫بهتره دیگه برگردم به قلعه.

00:13:50.330 --> 00:13:53.110
‫فردا قراره روز پرمشغله‌ای باشه.

00:13:54.270 --> 00:13:55.380
‫شب بخیر.

00:13:55.690 --> 00:13:57.900
‫بله، شب بخیر.

00:13:59.610 --> 00:14:03.820
‫امروز باید خبری رو اعلام کنم.

00:14:04.230 --> 00:14:09.320
‫ارتش ارباب شیاطین به مرزهای ما تجاوز کرده.

00:14:09.320 --> 00:14:12.440
‫و به‌زودی به سراغمون میان.

00:14:13.140 --> 00:14:17.090
‫ما در مراتع راهشون رو سد می‌کنیم.

00:14:17.490 --> 00:14:21.240
‫نیروهای ما دو سال پیش موفق شدن
‫اون‌ها رو وادار به عقب‌نشینی کنن.

00:14:21.880 --> 00:14:25.680
‫مسلماً، قوی‌تر از گذشته برمی‌گردن.

00:14:26.110 --> 00:14:28.360
‫قرار نیست جنگ آسونی باشه.

00:14:28.680 --> 00:14:32.520
‫با این‌حال، ما هم مثل گذشته نیستیم!

00:14:33.010 --> 00:14:35.310
‫این‌دفعه قهرمان سوزونه و قهرمان کازوکی رو داریم!

00:14:35.590 --> 00:14:40.550
‫این مبارزانِ احضارشده از دنیای دیگه، قدرت‌شون رو بهمون می‌بخشن.

00:14:41.600 --> 00:14:45.660
‫همچنین تیم نجاتی رو داریم که دو سال پیش کمک بزرگی بهمون کردن.

00:14:46.070 --> 00:14:52.160
‫بار دیگه، پا به میدان جنگ می‌ذارن تا مجروحین رو درمان کنن.

00:14:52.520 --> 00:14:59.020
‫مطمئنم بیشتر شما احساس بی‌قراری می‌کنید،
‫اما می‌تونم بهتون اطمینان بدم که...

00:14:59.450 --> 00:15:03.710
‫پادشاهی لینگر در این جنگ پیروز می‌شه!

00:15:04.540 --> 00:15:07.140
‫این قطعیت از کجا میاد؟ چون می‌دونم.

00:15:07.570 --> 00:15:12.170
‫ما لشکری از نیروهای شجاع و بی‌باک داریم که بویی از ترس نبردن.

00:15:12.170 --> 00:15:16.010
‫و اون‌ها سربازهایی هستن که امروز در مقابلم ایستادن!

00:15:16.300 --> 00:15:18.210
‫فردا عازم می‌شیم.

00:15:18.210 --> 00:15:20.150
‫این جنگ...

00:15:20.150 --> 00:15:21.850
‫از آن ما می‌شه!

00:15:36.810 --> 00:15:40.320
‫سلیا-ساما، قهرمان کازوکی اومدن شما رو ببینن.

00:15:40.320 --> 00:15:41.290
‫چی؟

00:15:45.960 --> 00:15:47.150
‫کازوکی-ساما...

00:15:48.460 --> 00:15:50.900
‫ببخشید که بی‌خبر مزاحم‌تون شدم.

00:15:51.910 --> 00:15:54.480
‫نه، خیلی خوشحالم.

00:15:57.140 --> 00:16:00.830
‫پس می‌رید جنگ، کازوکی-ساما.

00:16:01.110 --> 00:16:04.400
‫بله. فردا با بقیه راهی می‌شم.

00:16:08.760 --> 00:16:12.560
‫از صمیم قلب برای پیروزی‌تون دعا می‌کنم.

00:16:13.180 --> 00:16:17.830
‫خیلی ممنونم. هرطور شده از این پادشاهی
‫دربرابر ارتش ارباب شیاطین محافظت می‌کنم.

00:16:22.720 --> 00:16:25.170
‫من دیگه رفتم، سلیا.

00:16:28.300 --> 00:16:30.950
‫خدانگهدارتون، کازوکی-ساما.

00:16:31.520 --> 00:16:34.340
‫حتماً صحیح‌وسالم برگردید.

00:16:34.340 --> 00:16:35.080
‫چشم.

00:16:47.530 --> 00:16:48.820
‫نـــــــــازی!

00:16:48.820 --> 00:16:51.250
‫این همون بلورینی‌ـه که کلی تعریفشو شنیدم؟

00:16:51.250 --> 00:16:52.780
‫هی، می‌تونم نازش کنم؟

00:16:52.780 --> 00:16:57.470
‫من که مشکلی ندارم، ولی مطمئن نیستم خودش اجازه بده.

00:16:57.470 --> 00:17:01.850
‫چیزی نمی‌شه! یه حسی بهم می‌گه باهم کنار میایم.

00:17:03.360 --> 00:17:06.470
‫شرمنده، اون خجالتی‌ـه!

00:17:10.700 --> 00:17:12.950
‫چـــــــــرا؟!

00:17:12.950 --> 00:17:16.250
‫می‌خوای بهم تسلی بدی، کوکورو-چان؟

00:17:16.250 --> 00:17:17.140
‫ممنونم...

00:17:23.260 --> 00:17:26.130
‫چـــــــــــــــرا؟!

00:17:26.480 --> 00:17:29.320
‫او ـ اورگا-سان! حالتون خوبه؟!

00:17:30.020 --> 00:17:32.220
‫مـ ـ‌ ممنونم، اوساتو-کون.

00:17:32.940 --> 00:17:36.660
‫شرمنده که بهت این‌همه زحمت دادیم.

00:17:37.010 --> 00:17:38.200
‫حرفشم نزنید.

00:17:38.200 --> 00:17:41.090
‫اورورو-سان همیشه خیلی پرانرژی‌ان.

00:17:41.090 --> 00:17:43.800
‫راستش الان مضطربه.

00:17:43.800 --> 00:17:44.770
‫هــــه؟

00:17:44.990 --> 00:17:48.870
‫مثل تو، اون هم داره برای اولین جنگش آماده می‌شه.

00:17:49.290 --> 00:17:52.330
‫به‌نظرم با انجام این‌کارها سعی داره فکرشو مشغول چیزهای دیگه بکنه.

00:17:52.880 --> 00:17:54.710
‫واقعاً؟

00:17:54.710 --> 00:17:58.090
‫هوی، اوساتو! رئیس توی اتاقش منتظرته.

00:17:58.090 --> 00:18:00.900
‫هــــه؟ توی اتاق فرمانده؟

00:18:00.900 --> 00:18:03.100
‫پس کجا؟

00:18:03.100 --> 00:18:04.780
‫نه،‌ آخه...

00:18:04.780 --> 00:18:08.430
‫تابه‌حال ازم نخواسته بودن برم اتاق‌شون.

00:18:08.800 --> 00:18:10.400
‫چه نقشه‌ای برام کشیدن؟

00:18:10.400 --> 00:18:12.040
‫بالأخره وقت شکنجه رسیده؟!

00:18:12.890 --> 00:18:15.470
‫من از کجا بدونم؟ یالا برو.

00:18:20.050 --> 00:18:22.390
‫ببخشید مزاحم شدم. اوساتو هستم.

00:18:22.760 --> 00:18:23.730
‫بیا داخل.

00:18:32.340 --> 00:18:33.650
‫باهام چیکار داشتید؟

00:18:35.080 --> 00:18:37.870
‫می‌خواستم درمورد یه‌چیزی باهات صحبت کنم.

00:18:38.280 --> 00:18:43.070
‫یادته بهت گفتم نقش تو توی میدان جنگ چیه؟

00:18:43.300 --> 00:18:48.980
‫خب، بهم گفتید که توی خط مقدم
‫همراه شما مجروحین رو درمان می‌کنم.

00:18:49.230 --> 00:18:50.620
‫همین‌طوره.

00:18:50.620 --> 00:18:53.020
‫ولی همون اول کار بیرون نمی‌ریم.

00:18:53.020 --> 00:18:56.900
‫تونگ و بقیه مجروحین رو میارن پشت جبهه،

00:18:56.900 --> 00:19:00.440
‫و ما با اورگا و اورورو درمان‌شون می‌کنیم.

00:19:00.440 --> 00:19:02.180
‫چرا بلافاصله بیرون نمی‌ریم؟

00:19:02.180 --> 00:19:05.950
‫وقتی هنوز کسی صدمه ندیده، دلیلی نداره با پیش‌قراول همراه بشیم.

00:19:05.950 --> 00:19:08.840
‫خط مقدم پرهرج‌ومرج‌ـه.
‫ما برای دشمن هدف ساده به شمار میایم.

00:19:09.200 --> 00:19:10.500
‫درسته...

00:19:10.500 --> 00:19:15.360
‫و وقتی بالأخره به خط مقدم رفتیم، باید حسابی مراقب باشی.

00:19:15.970 --> 00:19:18.360
‫حواست باشه که کی رو درمان می‌کنی.

00:19:19.230 --> 00:19:21.930
‫منظورتون اینه که دشمن رو درمان نکنم؟

00:19:21.930 --> 00:19:23.780
‫نه بابا، احمق.

00:19:24.070 --> 00:19:27.350
‫منظورم اینه که موقع درمان کردن ناشی‌گری نکنی.

00:19:27.580 --> 00:19:28.340
‫هــــــه؟

00:19:28.690 --> 00:19:30.760
‫مثلاً فرض کن یه سرباز توی میدان جنگ هست،

00:19:30.760 --> 00:19:33.760
‫که جراحت سطحی داره.

00:19:33.760 --> 00:19:36.270
‫اگه بری نزدیکش تا درمانش کنی چی می‌شه؟

00:19:38.700 --> 00:19:40.750
‫مانع کارش می‌شم.

00:19:40.750 --> 00:19:41.890
‫دقیقاً.

00:19:41.890 --> 00:19:45.280
‫تشخیص دادن دشمنان و همرزمان از همدیگه توی میدان جنگ سخته.

00:19:45.280 --> 00:19:48.810
‫باید فوراً تصمیم بگیری که کی بهت نیاز داره و کی نداره.

00:19:49.710 --> 00:19:50.870
‫متوجه شدم.

00:19:55.590 --> 00:19:57.170
‫این دیگه چیه؟

00:19:57.170 --> 00:19:58.930
‫جعبه رو باز کن.

00:19:59.510 --> 00:20:00.440
‫چشم.

00:20:11.600 --> 00:20:13.710
‫لباس‌فرم رسمی تیم نجات.

00:20:13.710 --> 00:20:16.790
‫برای اینه که توی میدان جنگ مشخص باشی.

00:20:17.100 --> 00:20:17.940
‫ها...

00:20:17.940 --> 00:20:20.340
‫مال توـه. بپوشش.

00:20:22.350 --> 00:20:23.900
‫چـ ـ چشم!

00:20:27.870 --> 00:20:30.680
‫خیلی بهت میاد.

00:20:30.680 --> 00:20:33.300
‫ورزیده کردنت ارزششو داشت.

00:20:33.300 --> 00:20:35.230
‫حـ ـ حق با شماست.

00:20:35.620 --> 00:20:39.220
‫اگه هیکلم مثل قبل بود بهم نمی‌اومد...

00:20:41.850 --> 00:20:43.280
‫خوب گوش کن، اوساتو.

00:20:43.280 --> 00:20:45.840
‫شفابخش‌ها نامیرا نیستن.

00:20:45.840 --> 00:20:48.250
‫اگه بگیری، همه‌چی تمومه.

00:20:48.490 --> 00:20:49.840
‫این رو فراموش نکن.

00:20:49.840 --> 00:20:57.360
‫بدترین کار ممکن توی میدان جنگ اینه که قدر زندگی خودت رو ندونی.

00:20:57.610 --> 00:21:00.510
‫مـ ـ‌ متوجه شدم.

00:21:00.510 --> 00:21:02.610
‫من نمی‌خوام بمیرم.

00:21:02.850 --> 00:21:04.090
- ‫مخت تاب برداشته؟
- ‫آخ!

00:21:06.870 --> 00:21:09.800
‫گفتنش برای همه راحته.

00:21:09.800 --> 00:21:13.300
‫کسایی رو می‌شناسم که بعد از گفتنِ
‫همچین چرت‌وپرت‌هایی، مردن.

00:21:13.300 --> 00:21:16.460
‫و همین‌طور احمق‌هایی رو می‌شناسم که
‫انقدر بابتش پشیمونن که می‌خوان بمیرن.

00:21:18.130 --> 00:21:20.580
‫قدر زندگیت رو بدون.

00:21:20.580 --> 00:21:23.810
‫یه عضو حقیقی تیم نجات از خودش هم محافظت می‌کنه.

00:21:24.060 --> 00:21:27.470
‫کار احمقانه‌ای مثل فداکاری نکن،

00:21:27.470 --> 00:21:30.820
‫وگرنه خودم قبل از اینکه دست دشمن بهت برسه، به درک واصلت می‌کنم.

00:21:34.870 --> 00:21:39.190
‫پس من از همه، از جمله خودم محافظت می‌کنم.

00:21:39.660 --> 00:21:41.980
‫واقعاً می‌تونی این‌کارو بکنی؟

00:21:42.250 --> 00:21:45.120
‫شما کسی هستید که بهم گفتید آرمان‌هام رو مدام با خودم تکرار کنم.

00:21:49.180 --> 00:21:52.540
‫حرفی که زدی رو فراموش نکن.

00:21:54.530 --> 00:21:55.360
‫چشم!

00:21:56.050 --> 00:21:57.200
‫با اجازه.

00:22:04.790 --> 00:22:08.340
‫دیگه اهمیتی نداره که اون تصویری از آینده بود یا نه،

00:22:08.890 --> 00:22:11.310
‫می‌دونم باید چیکار کنم.

00:22:14.060 --> 00:22:18.000
‫به‌هیچ‌وجه نمی‌ذارم کازوکی یا سنپای بمیرن!

00:22:21.020 --> 00:22:28.020
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.