﻿WEBVTT

00:00:04.210 --> 00:00:06.690
‫واقعاً دوره ها...

00:00:07.250 --> 00:00:11.120
‫هنوز حتی نصف مسیر اردوگاهم طی نکردیم، نه؟

00:00:11.120 --> 00:00:17.460
‫خب، حین جنگیدن با شیاطین نمی‌تونیم زیاد به پادشاهی نزدیک باشیم.

00:00:17.750 --> 00:00:19.770
‫با عقل جور درمیاد.

00:00:19.770 --> 00:00:22.720
‫هرچی نباشه، اون‌ها به ما حمله می‌کنن.

00:00:24.490 --> 00:00:28.640
‫ببخشید، فرمانده، شیاطین چه شکلی‌ان؟

00:00:28.990 --> 00:00:33.220
‫سؤال خوبیه، شیاطین نیمه‌انسان‌هایی‌ان که شاخ‌های خمیده روی سرشون دارن.

00:00:33.850 --> 00:00:40.550
‫شبیه انسان‌هان، ولی از نظر جسمی قوی‌ترن و مانای بیشتری دارن.

00:00:41.190 --> 00:00:44.250
‫پس از انسان‌ها بهترن، ها؟

00:00:44.250 --> 00:00:48.530
‫نه تنها افسران‌شون، بلکه سربازهای معمولی‌شون هم سرسختن.

00:00:49.230 --> 00:00:50.570
‫ترس برت داشته؟

00:00:50.570 --> 00:00:54.650
‫یه فرد ترسناک‌تر می‌شناسم، پس هیچ مشکلی نیست.

00:00:54.650 --> 00:00:56.630
‫برای یه‌بارم که شده گاله رو ببند، بچه ریقو.

00:00:57.360 --> 00:01:00.580
‫تو خوابم هم نمی‌دیدم یه بچه که درجریان احضار قهرمان پاش به اینجا باز شد،

00:01:00.580 --> 00:01:02.930
‫تبدیل به هیولایی مثل تو بشه.

00:01:02.930 --> 00:01:07.020
‫چطور بعد از اینکه مجبورم کردین اون‌همه
‫تمرین جهنمی رو از سر بگذرونم، این حرف رو می زنید؟

00:01:07.020 --> 00:01:11.470
‫اولش، تنها هدفم این بود که به شما رودست بزنم.

00:01:12.310 --> 00:01:14.060
‫آه، نه...

00:01:14.080 --> 00:01:21.080
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:47.760 --> 00:01:52.430
طرز استفاده‌ اشتباه از جادوی شفابخش

00:03:03.290 --> 00:03:07.170
‫#۸   فرمانده گردان رز

00:03:07.170 --> 00:03:09.090
پنج‌سال پیش

00:03:12.930 --> 00:03:17.850
- فـرمـانـده گـردان رز از امـپـراتـوری لـیـنـگـر -
‫از همگی برای امروز حضور یافتن در اینجا سپاس‌گزارم.

00:03:18.430 --> 00:03:22.070
‫ما گزارشاتی از رؤیت شیاطین در مراتع نزدیک تاریکی لینگر،

00:03:22.070 --> 00:03:25.520
‫به‌ دستمون رسیده.

00:03:25.790 --> 00:03:27.700
‫درواقع تعداد زیادی هم بودن.

00:03:28.190 --> 00:03:33.420
‫هنوز هیچ حمله‌ای صورت نگرفته، ولی
‫خدا می‌دونه کِی با تلفات مواجه می‌شیم.

00:03:34.190 --> 00:03:40.000
‫برای همین، محض احتیاط، قصد داریم نگهبان‌هایی رو
‫اعزام کنیم تا با تاجرانی که از مراتع عبور می‌کنن، همراه شن.

00:03:40.590 --> 00:03:45.290
‫شرح جزئیات رو به عهده‌ی ژنرال و افسران عالی‌رتبه می‌ذارم.

00:03:45.530 --> 00:03:49.960
‫قدرت انسان‌ها با قدرت شیاطین برابری نمی‌کنه.

00:03:50.360 --> 00:03:53.010
‫تا جای ممکن از درگیری با اون‌ها خودداری کنید.

00:03:56.630 --> 00:03:57.640
‫رز.

00:03:58.920 --> 00:04:01.880
‫چه فکری درمورد حرکات شیاطین می‌کنی؟

00:04:02.740 --> 00:04:05.660
‫چی بگم والا، هیچی به فکرم نمی‌رسه.

00:04:05.660 --> 00:04:07.570
‫اگه ناگزیر به حدس زدن باشم...

00:04:09.840 --> 00:04:12.180
‫نکنه قصد دارن حمله کنن؟

00:04:12.620 --> 00:04:15.160
‫مطمئناً اون‌ حجم از قدرت رو سازماندهی نکردن...

00:04:15.160 --> 00:04:17.590
‫فقط یه احتماله.

00:04:19.780 --> 00:04:22.760
‫مطمئن می‌شم که نیروهامون هرلحظه آماده‌ی اعزام باشن.

00:04:22.760 --> 00:04:24.850
‫ممکنه تلاشت بیهوده باشه.

00:04:24.850 --> 00:04:26.760
‫امیدوارم باشه.

00:04:26.760 --> 00:04:30.400
‫ولی بایستی آماده‌ی پاسخ‌گویی به
‫به بدترین اتفاق ممکن در کمترین زمان باشیم.

00:04:31.170 --> 00:04:33.840
‫هنوزم مثل قدیم شور جدی بودن رو درآوردی.

00:04:33.840 --> 00:04:35.510
‫شنیدم چی گفتی.

00:04:35.510 --> 00:04:38.200
‫بلند گفتم تا تو بشنوی.

00:04:40.180 --> 00:04:43.460
‫گمونم ما هم بهتره آماده باشیم که هرلحظه اعزام بشیم.

00:04:43.930 --> 00:04:44.950
‫فرمانده!

00:04:44.950 --> 00:04:48.070
‫ولی با این‌حال، به اطلاعات بیشتری نیاز داریم.

00:04:48.070 --> 00:04:49.730
‫هوی، فرمانده؟

00:04:49.730 --> 00:04:52.000
‫شاید بهتر باشه یه مأمور شناسایی بفرستم؟

00:04:52.560 --> 00:04:54.830
‫نه، ژنرال-

00:04:54.090 --> 00:04:55.980
‫هی، فرمانده!

00:04:55.980 --> 00:04:57.960
‫ببر صداتو دیگه.

00:04:58.380 --> 00:05:01.200
‫اگه کله‌م شکافته می‌شد، می‌خواستید چیکار کنید؟!

00:05:01.200 --> 00:05:05.410
‫شما قدرت فرابشری دارید! ممکن بود جوون‌مرگم کنید!

00:05:05.410 --> 00:05:07.540
‫خفه. به کتفم.

00:05:07.540 --> 00:05:10.340
‫وقتی یه‌نفر داره فکر می‌کنه، جیکتم درنیاد.

00:05:10.340 --> 00:05:12.930
‫رئیسم زیادی بدجنسه...

00:05:14.040 --> 00:05:16.160
‫راستی، فرمانده...

00:05:16.160 --> 00:05:20.640
‫این قضیه واقعاً جدی نیست؟ هیچ‌وقت فکرشم نمی‌کردم
‫که سروکله‌ی شیاطین پیدا شه.

00:05:22.440 --> 00:05:24.620
‫چـ ـ چرا؟!

00:05:24.620 --> 00:05:26.990
‫وقتی یه ملاقات فوق‌ محرمانه هست،‌ فالگوش واینسا.

00:05:27.320 --> 00:05:29.140
‫غلط کردم...

00:05:29.140 --> 00:05:34.920
‫ای داد بیداد... هنوز قد ارزن این قوانین لامصب حالیت نشده.

00:05:35.510 --> 00:05:39.250
‫ولی‌، بی‌شوخی، شیاطین اینجا چیکار دارن؟

00:05:39.250 --> 00:05:41.670
‫مطمئنم چیز خوبی نیست.

00:05:42.000 --> 00:05:43.370
‫شدیداً موافقم.

00:05:43.940 --> 00:05:49.610
‫خب، اگه پاش بیفته، می‌تونیم با تیپا از سرزمین‌مون پرتشون کنیم بیرون!

00:05:49.610 --> 00:05:50.510
‫آئول.

00:05:50.770 --> 00:05:52.580
‫عاقبت دست کم گرفتن دشمن، مرگه.

00:05:53.240 --> 00:05:55.360
‫آه، نه، کاملاً متوجه‌م!

00:05:55.360 --> 00:05:57.400
‫اصلاً هم دست کم نگرفتمشون!

00:05:57.400 --> 00:06:00.060
‫با حرفی که چند لحظه پیش زدی تناقض داره.

00:06:00.060 --> 00:06:01.900
‫جـ ـ جـ ـ جدی می‌گم!

00:06:01.900 --> 00:06:05.480
‫شما با مشت‌ولگدهایی که نثارم کردین اون فکرها رو از سرم انداختین!

00:06:05.480 --> 00:06:08.890
‫فهمیدم. امروز عصر خودم به تمرینات نظارت می‌کنم.

00:06:08.890 --> 00:06:13.740
‫نه، نه، نه! شما الان که دیگه فرمانده‌ی گردان‌ این،
‫وقت سر خاروندن ندارین!

00:06:13.740 --> 00:06:16.400
‫ما بیجا بکنیم مزاحم کارتون بشیم!

00:06:16.740 --> 00:06:19.200
‫آه، خوش اومدین، فرمانده.

00:06:19.470 --> 00:06:20.950
‫خوش اومدین!

00:06:20.950 --> 00:06:24.240
‫مشکلی پیش اومده، نائب فرمانده؟ به‌نظر رنگت پریده.

00:06:24.600 --> 00:06:26.620
‫آه، نه، هیچی نشده...

00:06:26.080 --> 00:06:30.340
‫امروز، می‌خوام هیکل شما رفقا رو صفا بدم.

00:06:30.340 --> 00:06:31.410
‫هـــــــان؟!

00:06:31.410 --> 00:06:33.450
‫آئول! معلوم هست چه غلطی کردی؟!

00:06:33.450 --> 00:06:36.310
‫هــــه؟ چـ ـ چه غلطی؟ من هیچ غلطی نکردم!

00:06:36.310 --> 00:06:38.840
‫انگاری یه‌چیزی گفتی.

00:06:38.840 --> 00:06:41.060
‫نـ ـ‌ نه،‌ راستش...

00:06:41.060 --> 00:06:42.110
‫آهان!

00:06:42.110 --> 00:06:45.740
‫تازگی‌ها، حتی به‌نظر منم از ریخت افتادین.

00:06:45.740 --> 00:06:49.140
‫این رو به‌عنوان یه هدیه از طرف من یعنی نائب فرمانده‌تون بپذیرید...

00:06:49.140 --> 00:06:50.990
‫گور بابای هدیه!

00:06:50.990 --> 00:06:52.320
‫هفت جد و آبادت از ریخت افتادن!

00:06:52.620 --> 00:06:54.580
‫ما رو هم همراه خودت به چخ دادی!

00:06:54.580 --> 00:06:58.400
‫آخ، آخ، آخ! به چه حقی در برخورد با مافوق‌تون خشونت به کار می‌برید؟!

00:06:57.710 --> 00:06:58.740
‫خفه بمیر!

00:06:58.740 --> 00:07:01.280
- ‫یه مافوق نباید زیردست‌هاش رو همراه خودش به چخ بده!
- ‫اوه، کوکورو.

00:07:01.280 --> 00:07:03.710
‫فرمانده! تو رو خدا جلوشونو بگیر!

00:07:03.710 --> 00:07:04.720
- ‫به من چه.
- ‫رحم ندارین؟!

00:07:08.290 --> 00:07:11.460
- m -53.9 -24.6 l -48.9 -30 45.7 -29.4 50.7 -25.8 51.2 11.4 47.5
16.8 -49.4 17.4 -53.4 10.2 - یک هفته بعد - ‫درخصوص شیاطین...

00:07:11.730 --> 00:07:16.420
‫ظاهراً دارن به هیولاهای در قلمروی ما حمله می‌کنن.

00:07:17.020 --> 00:07:22.720
‫به گفته‌ی شاهد، یه گروه سرباز کارکشته‌ان.

00:07:22.720 --> 00:07:28.760
‫حملات پیاپی و سازمان‌یافته؟ خیلی مشکوکه.

00:07:28.990 --> 00:07:33.030
‫رز، لطفاً علت این رفتارشون رو پیدا کن.

00:07:33.030 --> 00:07:35.190
‫درصورت نیاز...

00:07:35.190 --> 00:07:38.020
‫می‌تونم به زور متوسل شم؟

00:07:38.770 --> 00:07:39.860
‫آره.

00:07:39.860 --> 00:07:43.200
‫می‌دونم هیچ‌کاری بدون حساب و کتاب نمی‌کنی.

00:07:43.200 --> 00:07:46.080
‫بابت اعتمادتون کمال تشکر و قدردانی رو دارم.

00:07:46.520 --> 00:07:49.170
‫قول می‌دم، با دست پر برمی‌گردم.

00:07:50.330 --> 00:07:53.510
‫پس به این ترتیب، راه می‌افتیم.

00:07:53.510 --> 00:07:56.460
‫قراره اطراف تاریکی لینگر رو جست‌وجو کنیم.

00:07:56.460 --> 00:07:58.540
‫صبح راهی می‌شیم.

00:07:58.910 --> 00:08:00.340
‫کسی سؤالی داره؟

00:08:00.340 --> 00:08:03.010
‫تعداد تقریبی دشمن چقدره؟

00:08:03.010 --> 00:08:05.880
‫طبق شنیده‌هامون، بین ده تا سی‌نفر.

00:08:07.140 --> 00:08:10.560
‫اگه اوضاع خشونت‌آمیز بشه، حسابی تو هچل می‌افتیم.

00:08:10.560 --> 00:08:11.560
‫پس، بچه‌ها!

00:08:11.960 --> 00:08:14.250
‫آماده شید! دشمن رو دست کم نگیرید!

00:08:14.250 --> 00:08:15.920
‫تو رو چه به این حرفا!

00:08:15.920 --> 00:08:20.200
- ‫فکر کردی ما از صدقه سر کی هفته‌ی گذشته جهنم رو از سر گذروندیم؟!
- ‫آ ـ آه...

00:08:20.200 --> 00:08:22.490
‫این رو به خودت یادآوری کن، نائب فرمانده‌ی مشنگ!

00:08:23.690 --> 00:08:27.800
‫ولی به لطف من، الان همه‌تون به‌نظر خونسرد و جدی میاید.

00:08:27.800 --> 00:08:29.310
‫شک ندارم مثل آب خوردن-

00:08:30.090 --> 00:08:32.250
‫چیز میز پرت نکن! خطرناکه!

00:08:34.680 --> 00:08:37.660
‫کوکورو، این‌دفعه تو خونه می‌مونی.

00:08:36.190 --> 00:08:38.780
‫بسه! خطرناکه!

00:08:39.040 --> 00:08:43.470
‫درسته که می‌تونی با کشف هیولاها، کار ما رو اونجا راحتتر کنی.

00:08:43.950 --> 00:08:49.140
‫ولی شیاطین ممکنه تو رو هدف قرار بدن.
‫نمی‌خوام تو رو در معرض خطر قرار بدم.

00:08:50.180 --> 00:08:54.610
‫فرمانده! این‌ها خیلی بدجنسن!

00:08:55.950 --> 00:08:57.360
‫ذلیل‌شده‌ها.

00:08:57.630 --> 00:09:02.400
‫ما باید با آمادگی کامل به این مأموریت بریم.

00:09:02.400 --> 00:09:05.330
‫پس این‌دفعه بهتون ملحق می‌شم.

00:09:06.830 --> 00:09:08.230
‫واقعاً؟!

00:09:08.230 --> 00:09:12.630
‫اگه فرمانده همراه‌مون بجنگه، کسی جلودارمون نیست!

00:09:12.900 --> 00:09:16.170
‫هر اتفاقی هم که بیفته، می‌تونه ما رو با جادوش درمان کنه!

00:09:16.170 --> 00:09:20.030
‫آره! می‌تونیم با تمام توان بجنگیم چون که
‫دیگه لازم نیست نگران مجروح شدن باشیم!

00:09:20.030 --> 00:09:22.800
‫این یعنی می‌تونیم به سیم آخر بزنیم!

00:09:23.460 --> 00:09:25.230
‫خیلی‌خب، بچه‌ها!

00:09:25.230 --> 00:09:27.680
‫بزنید بریم دخل اون شیاطین رو بیاریم!

00:09:27.680 --> 00:09:29.060
‫آره!

00:09:29.790 --> 00:09:33.380
‫واقعاً که، کار از کار همه‌تون گذشته...

00:09:34.220 --> 00:09:36.810
- ‫خیرندیده‌ها! بجنبید آماده شید!
- طرز استفاده اشتباه از جادوی شفابخش

00:09:36.810 --> 00:09:37.840
‫چشم!

00:09:56.640 --> 00:09:58.120
‫بچه‌ها، گوش کنید.

00:09:58.420 --> 00:10:00.920
‫امروز چیزی پیدا نکردیم،

00:10:01.290 --> 00:10:05.830
‫ولی با فرمانده صحبت کردم و تصمیم بر این شد که
‫فردا ناحیه‌ی غربی جنگل رو بگردیم.

00:10:05.830 --> 00:10:08.970
‫ناحیه غربی؟ اونجا بدجور خطرناکه.

00:10:08.970 --> 00:10:11.440
‫آره. برای همین اسب‌ها رو همین‌جا می‌ذاریم.

00:10:11.440 --> 00:10:15.500
‫بهتر نبود اول تمام جاهایی رو که می‌تونیم سوار اسب بگردیم؟

00:10:15.500 --> 00:10:16.270
‫نه.

00:10:16.550 --> 00:10:20.930
‫می‌ریم غرب. یه حسی بهم می‌گه قطعاً یه‌چیزی اونجا هست.

00:10:27.150 --> 00:10:31.150
‫خب، اگه حرف تو اینه، همین‌کارو می‌کنیم.

00:10:31.150 --> 00:10:33.110
‫ناسلامتی، تو نائب فرمانده‌ای.

00:10:33.110 --> 00:10:35.510
‫پس فقط همین بود؟

00:10:35.510 --> 00:10:37.290
‫عــه، آه، آره!

00:10:37.290 --> 00:10:41.620
‫باید به نوبت مراقب آتیش باشیم،
‫ولی شما همه‌تون بهتره تاوقتی که بیدار بشید استراحت کنید.

00:10:44.650 --> 00:10:46.640
‫تو هم بهتره بخوابی.

00:10:46.640 --> 00:10:48.620
‫اول من کشیک می‌دم.

00:10:49.720 --> 00:10:51.370
‫آه، چشم.

00:11:03.620 --> 00:11:06.660
‫مثل اینکه یکی هرکاری می‌کنه خوابش نمی‌بره.

00:11:06.660 --> 00:11:09.470
‫لازمه یه دستی برسونم؟

00:11:09.900 --> 00:11:12.020
‫ا ـ‌ از کجا فهمیدین بیدارم؟

00:11:12.020 --> 00:11:12.790
‫حس درونی.

00:11:12.790 --> 00:11:14.570
‫هــــه؟ ترسناکه...

00:11:21.620 --> 00:11:24.720
‫چیزه، می‌شه یه سؤالی بپرسم؟

00:11:25.010 --> 00:11:25.930
‫چی شده؟

00:11:26.320 --> 00:11:30.450
‫چرا منو به‌عنوان نائب فرمانده انتخاب کردید؟

00:11:30.450 --> 00:11:31.100
‫ها؟

00:11:31.100 --> 00:11:35.640
‫خب آخه در مقایسه با بقیه‌ی افرادی
‫که تو‌ این واحدن، خیلی عادی‌ام.

00:11:35.960 --> 00:11:39.400
‫و چیز خاصی هم ندارم.

00:11:39.660 --> 00:11:42.940
‫می‌خوای بگی مناسب این‌کار نیستی؟

00:11:44.010 --> 00:11:46.800
‫شخصاً این واحد رو آموزش دادید
‫تا بهترین بشه.

00:11:46.800 --> 00:11:52.810
‫به‌عنوان نائب فرمانده، صرفاً گزارش
‫می‌نویسم و درخواست دریافت تدارکات می‌دم...

00:11:52.810 --> 00:11:54.940
‫بیشتر یه پادو حساب می‌شم.

00:11:55.370 --> 00:11:58.050
‫کاریه که کسی باید انجامش بده.

00:11:58.050 --> 00:12:00.940
‫نه به من شکایت شده، و نه
‫تو خراب‌کاری کردی،

00:12:00.940 --> 00:12:03.040
‫پس به‌نظرم خوب داری پیش می‌ری.

00:12:03.040 --> 00:12:04.840
‫خب آره،

00:12:04.840 --> 00:12:06.580
‫همیشه از جونم مایه‌ می‌ذارم.

00:12:06.810 --> 00:12:10.880
‫خب پس در آینده شاید حتی بتونم مقام فرمانده هم بدم.

00:12:10.880 --> 00:12:12.770
‫ها؟ فرمانده؟!

00:12:12.770 --> 00:12:18.220
‫الان مسئول یه گردانم. نمی‌تونم
‫برای همیشه این واحد رو رهبری کنم.

00:12:18.480 --> 00:12:22.050
‫یه‌روزی می‌سپارمش به خودت.

00:12:22.050 --> 00:12:23.840
‫نه نه نه! امکان نداره!

00:12:23.840 --> 00:12:27.130
‫اگه من فرمانده بشم، شورش می‌شه!

00:12:27.130 --> 00:12:29.940
‫و همون اولم دخل خودمو میارن!

00:12:29.940 --> 00:12:32.900
‫هم‌رزمات رو چی فرض کردی؟

00:12:32.900 --> 00:12:37.940
‫بگذریم، امکان نداره! نمی‌شه دیگه
‫فرمانده‌مون شما نباشید!

00:12:40.580 --> 00:12:44.030
‫همون‌طور که خبر دارید، من خیلی کله‌شقم.

00:12:45.160 --> 00:12:48.500
‫از دستورهایی که خوشم نمیاد، پیروی نمی‌کنم،

00:12:48.500 --> 00:12:53.380
‫و روی چیزی که فکر می‌کنم درسته، پافشاری می‌کنم،
‫حتی اگه بقیه هم مخالفش باشن.

00:12:54.830 --> 00:12:56.560
‫می‌دونم.

00:12:56.870 --> 00:12:59.050
‫هیچ‌کس نمی‌تونه منو کنترل کنه.

00:12:59.570 --> 00:13:03.720
‫اگه کسی غر بزنه، به‌زور خفه‌ش می‌کنم.

00:13:04.100 --> 00:13:06.760
‫همین‌شکلی روزام به‌عنوان یه
‫شوالیه رو گذروندم.

00:13:07.300 --> 00:13:10.170
‫آره، خیلی هم معروف بودی.

00:13:10.170 --> 00:13:16.200
‫شوالیه‌ی قوی‌ای بودی، اما به‌دستور
‫بالاسری‌هات گوش نمی‌کردی.

00:13:19.390 --> 00:13:23.430
‫و اون‌موقع... شما رو دیدم.

00:13:24.260 --> 00:13:30.420
‫مثل قبل به دستوراتی که ازشون
‫خوشم نمیومد، بی‌توجهی می‌کردم، ولی...

00:13:30.910 --> 00:13:36.440
‫مقابل شما، منطق، خشونت و هرچیز
‫دیگه‌ای بی‌معنی بود.

00:13:37.830 --> 00:13:39.260
‫اگه گوش نمی‌کردم کتکم می‌زدید.

00:13:39.800 --> 00:13:43.570
‫وقتی هم سعی کردم از مرز فرار کنم،
‫افتادید دنبالم و گرفتیدم.

00:13:43.790 --> 00:13:45.560
‫وقتی هم سعی می‌کردم بزنم‌تون،

00:13:45.560 --> 00:13:49.340
‫انقدر محکم می‌زدینم که هم بی‌هوش
‫می‌شدم هم خاطراتم پاک می‌شد.

00:13:50.440 --> 00:13:52.840
‫یادم نیست انقدرم محکم زده باشمتا.

00:13:53.860 --> 00:13:55.860
‫شوخی جالبیه!

00:13:56.640 --> 00:14:01.530
‫اون‌موقع، نمی‌خواستم بذارم بهتون ببازم.

00:14:02.040 --> 00:14:06.300
‫مهم نبود تمرینات چقدر سخت باشن،
‫می‌خواستم موفق بشم و ازتون جلو بزنم.

00:14:06.770 --> 00:14:08.870
‫چون، از باختن متنفرم.

00:14:09.270 --> 00:14:13.220
‫راستی، بعد از یه‌مدت راجع
‫به تمرینات اشتیاق پیدا کردی.

00:14:13.220 --> 00:14:16.060
‫نه اینکه کار خفنی هم کرده باشیا.

00:14:16.430 --> 00:14:21.610
‫شاید برای شما اون‌جور باشه، ولی
‫برای من، بار اولم بود!

00:14:21.980 --> 00:14:26.220
‫بار اول بود کسی بدون دست کشیدن
‫ازم، تا آخرش حواسش بهم باشه.

00:14:27.990 --> 00:14:33.250
‫همه آخرش تسلیم می‌شدن، ولی
‫شما تا آخر منو به چالش کشیدید.

00:14:33.990 --> 00:14:39.900
‫خیلی رو اعصابم بود... ولی
‫خوشحالمم می‌کرد.

00:14:40.650 --> 00:14:44.770
‫فکر می‌کنم همه توی این واحد همین فکر رو می‌کنن.

00:14:44.770 --> 00:14:49.070
‫شمایید که بیشتر از همه ما رو درک می‌کنه.

00:14:49.070 --> 00:14:52.620
‫برای همین شما تنها کسی‌اید که
‫می‌تونه فرمانده‌مون باشه!

00:14:59.480 --> 00:15:00.700
‫لوس نشو.

00:15:00.700 --> 00:15:03.890
‫صرفاً یه بچه نُنُری که نمی‌خواد
‫از لونه بره.

00:15:03.890 --> 00:15:07.380
‫باورم نمی‌شه اینجوری به اعتراف
‫خجالت‌آورم جواب دادید!

00:15:07.380 --> 00:15:09.630
‫هـ ـ همین‌ انتظارم ازتون می‌رفت.

00:15:09.630 --> 00:15:13.900
‫من بیشتر از همه درک‌تون می‌کنم.
‫اینو گفتی نه؟

00:15:13.900 --> 00:15:15.310
‫بـ ـ بله.

00:15:15.590 --> 00:15:19.740
‫پس فک کردی مقام فرمانده رو به‌ کسی
‫می‌دم که لایقش نیست؟

00:15:19.740 --> 00:15:22.610
‫ها؟ خب ولی...

00:15:23.270 --> 00:15:26.730
‫همین‌جوری تصادفی به‌عنوان نائب فرمانده
‫هم انتخابت نکردم.

00:15:26.730 --> 00:15:28.620
‫با اطمینان تصمیم گرفتم.

00:15:28.620 --> 00:15:29.470
‫چی؟!

00:15:31.030 --> 00:15:34.380
‫وقتی رو چیزی تمرکز کنی، عمراً تسلیم بشی.

00:15:34.380 --> 00:15:38.080
‫وضعیت هرچی هم باشه، به جلو چشم می‌دوزی.

00:15:38.080 --> 00:15:43.000
‫برای اطرافیانت، اون ذهنیت یه پایه‌ی
‫محکم برای تکیه کردن بهشه.

00:15:43.000 --> 00:15:43.850
‫چی؟

00:15:44.670 --> 00:15:50.340
‫یعنی اگه همون کارای همیشگیت رو انجام بدی،
‫بقیه هم سرخود دنبالت میان.

00:15:50.760 --> 00:15:54.030
‫سرخود دنبالم میان؟

00:15:55.720 --> 00:15:58.940
‫چرا مجبورم تا این حد برات توضیح بدم؟

00:15:58.940 --> 00:16:01.900
‫خب اگه ندید نمی‌فهمم!

00:16:01.900 --> 00:16:05.220
‫ولی به‌نظر خوشحالی.

00:16:05.990 --> 00:16:07.940
‫یکی دیگه هم می‌خوای؟

00:16:07.940 --> 00:16:09.710
‫نـ ـ نـ ـ نـ ـ نه، ممنون!

00:16:11.070 --> 00:16:15.150
‫گوش کن آئول، هیچی بی‌تغییر نمی‌مونه.

00:16:15.150 --> 00:16:17.960
‫همه‌چیز تغییر می‌کنه.

00:16:18.230 --> 00:16:21.640
‫و اگه این حقیقتو قبول نکنی،
‫نمی‌تونه به جلو پیش بری.

00:16:22.000 --> 00:16:28.170
‫ولی هرچی هم که شد، این حقیقت
‫که من فرمانده‌تون بودم تغییری نمی‌کنه.

00:16:28.790 --> 00:16:32.350
‫نیازی نیست انقدر شدید بهش فک کنی.

00:16:33.600 --> 00:16:34.950
‫بله...

00:16:34.950 --> 00:16:39.500
‫خب وقت تعویض شیفته، من می‌رم بخوابم.

00:16:39.500 --> 00:16:42.330
‫بـ ـ بله، پس بقیه‌ش با من.

00:16:42.570 --> 00:16:43.480
‫باشه.

00:16:45.400 --> 00:16:48.030
‫هوی! شماها هم باید خوب بخوابید!

00:16:48.350 --> 00:16:50.080
‫ها؟ شماها؟

00:16:50.930 --> 00:16:54.370
‫نائب فرمانده، بهت اعتماد دارم.

00:16:54.370 --> 00:16:56.790
‫می‌دونی که ازت بدم نمیاد؟

00:16:56.790 --> 00:16:58.870
‫شـ ـ شماها!

00:16:58.870 --> 00:17:01.480
‫درواقع هیچ‌کدوم‌مون ازت بدش نمیاد.

00:17:01.480 --> 00:17:04.290
‫همیشه هم ازت پیروی می‌کنیم دیگه.

00:17:04.530 --> 00:17:07.750
‫زیادی نگرانی، نائب فرمانده.

00:17:10.100 --> 00:17:13.210
‫نمی‌شه حین اینکه جلوی خنده‌تون
‫رو گرفتید از این حرفا بزنید!

00:17:13.210 --> 00:17:14.840
‫بیاید جلو ببینم!

00:17:15.320 --> 00:17:18.980
‫قبل جنگیدن با شیاطین، حساب‌تون رو می‌رسم!

00:17:19.550 --> 00:17:21.520
‫بگیریدش!

00:17:32.430 --> 00:17:33.800
‫فرمانده!

00:17:35.390 --> 00:17:37.450
‫جای چنگ یه گلو ولف؟

00:17:37.450 --> 00:17:41.090
‫اینجا هم ردپا و خون تازه هست.

00:17:41.340 --> 00:17:45.030
‫انگار شیاطین واقعا دارن هیولاها
‫رو شکار می‌کنن.

00:17:45.030 --> 00:17:46.900
‫ولی چرا؟

00:17:46.900 --> 00:17:51.130
‫دلیل اومدن به قلمروی آدما برای
‫شکار هیولاها چیه؟

00:17:51.130 --> 00:17:53.060
‫شاید صرفاً برای سرگرمیه؟

00:17:53.370 --> 00:17:55.690
‫اون‌جوری زیادی ضدحال می‌شه.

00:17:55.690 --> 00:17:59.150
‫ولی حس می‌کنم یه دلیل دیگه هم داره.

00:18:03.590 --> 00:18:06.270
‫همگی، آرایش مبارزه بگیرید! آماده!

00:18:11.300 --> 00:18:12.950
‫عجب موجود سرسختی.

00:18:13.310 --> 00:18:14.380
‫ببریدش.

00:18:30.690 --> 00:18:32.940
‫انگار بالاخره متوجه‌مون شدن.

00:18:46.110 --> 00:18:48.760
‫فعلاً حرکت نکنید.

00:18:48.760 --> 00:18:49.920
‫بله.

00:18:54.820 --> 00:18:57.950
‫تو قلمروی آدما داری قایمکی می‌پلکی که چی؟

00:18:57.950 --> 00:19:01.460
‫شما شیاطین قصد دارید هیولاها
‫رو حیوون‌ خونگی کنید؟

00:19:05.500 --> 00:19:09.170
‫من شخصا به این ماموریت اهمیت نمی‌دم.

00:19:10.480 --> 00:19:15.340
‫ولی با درنظر گرفتن سودی که داره،
‫مجبور بودم.

00:19:15.340 --> 00:19:17.510
‫و اون ماموریت چیه؟

00:19:18.020 --> 00:19:19.680
‫فکر کردی بهت می‌گم؟

00:19:20.200 --> 00:19:21.600
‫خب هرچی.

00:19:21.600 --> 00:19:23.310
‫حالا چی؟

00:19:23.310 --> 00:19:26.580
‫هنوزم می‌شه از مبارزه دوری کرد.

00:19:26.580 --> 00:19:29.100
‫اگه برگردید، می‌ذارم برید.

00:19:29.100 --> 00:19:31.320
‫عجب حرفی.

00:19:31.320 --> 00:19:34.780
‫و انگار قدرت عملی کردنش هم داری.

00:19:35.070 --> 00:19:39.950
‫ولی، نمی‌تونم بذارم بعد از دیدن‌مون
‫زنده بمونید و برید.

00:19:40.640 --> 00:19:42.280
‫همه‌تون باید بمیرید.

00:19:46.090 --> 00:19:48.340
‫آئول، رهبری با تو.

00:19:48.340 --> 00:19:48.760
‫ها؟

00:19:49.040 --> 00:19:52.340
‫متاسفانه حین مبارزه باهاش نمی‌تونم دستوری بدم.

00:19:52.920 --> 00:19:54.100
‫روت حساب می‌کنم.

00:19:55.930 --> 00:19:56.880
‫بله!

00:19:57.640 --> 00:20:01.600
‫بیا ببینیم کدوم طرف می‌میره.

00:20:01.600 --> 00:20:03.080
‫بیا جلو ببینم.

00:20:03.360 --> 00:20:05.400
‫البته اگه می‌تونی!

00:20:07.260 --> 00:20:12.180
‫همگی! به این شیاطین شلخته قدرت
‫کار گروهی‌مون رو نشون بدید!

00:20:12.180 --> 00:20:12.870
‫چشم!

00:20:15.690 --> 00:20:19.120
‫ای باد، پاهای من، و سپر من شو!

00:20:19.120 --> 00:20:23.280
‫سپس بدنم تبدیل به تیغه‌ای می‌شود
‫که هرچیزی در مسیرش را می‌برد!

00:20:23.280 --> 00:20:24.710
‫زره بادی؟

00:20:32.060 --> 00:20:34.650
‫باورم نمی‌شه یه آدم عادی می‌تونه
‫پا به پای سرعــ-

00:20:34.650 --> 00:20:36.710
‫خفه بابا!

00:20:46.990 --> 00:20:48.230
‫نمی‌تونم ضربه بزنم.

00:20:50.170 --> 00:20:52.490
‫تو اون یه لحظه، باد رو کنترل کرد.

00:20:55.150 --> 00:20:57.650
‫همه‌ش رو می‌سپارم به خودتون.

00:20:56.740 --> 00:20:58.170
‫مواظب اون‌طرف باش!

00:21:02.920 --> 00:21:05.910
‫عجب حقه‌هایی رو می‌کنی!

00:21:06.310 --> 00:21:07.660
‫پیدات کردم!

00:21:10.180 --> 00:21:17.180
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:22:00.610 --> 00:22:03.760
‫تاحالا همچین آدم قوی‌ای ندیدم.

00:22:03.760 --> 00:22:06.070
‫حتی با اینکه دشمنی، لایق تعریفی.

00:22:06.070 --> 00:22:09.720
‫بعد اینکه لهت کردم هرچقدر
‫خواستی حرف بزن.

00:22:15.150 --> 00:22:18.990
‫با باد تیغ قاتی کرده، ولی...

00:22:20.780 --> 00:22:23.840
‫با همچین چیزی نمی‌تونی جلوم رو بگیری!

00:22:25.740 --> 00:22:28.370
‫برای آزاد شدن، آسیب دیدن رو به جون خرید؟

00:22:33.430 --> 00:22:34.340
‫چی؟!

00:22:34.640 --> 00:22:35.930
‫امکان نداره...

00:22:35.930 --> 00:22:37.800
‫باورم نمی‌شه. جادوی تو...

00:22:38.200 --> 00:22:39.800
‫بیا ببینم!

00:22:41.870 --> 00:22:45.600
‫که این‌طور. تو یه شفابخشی.

00:22:46.100 --> 00:22:50.190
‫قدرت فیزیکی شدیدت، و شفابخشی سریعت

00:22:50.190 --> 00:22:52.200
‫باعث می‌شه مبارز نزدیک خوبی بشی.

00:22:53.990 --> 00:22:55.580
‫عجب هیولایی...

00:23:01.430 --> 00:23:05.910
‫اسم من، نرو آرجنس‌ـه. اسم تو چیه؟

00:23:06.800 --> 00:23:08.080
‫من رزم.

00:23:08.320 --> 00:23:10.740
‫که این‌طور، رز.

00:23:16.740 --> 00:23:18.870
‫تو رو همینجا می‌کشم.

00:23:20.340 --> 00:23:23.900
‫قبلش دخلتو میارم.